درود بر شما، ممنون از نظرات گرم شما، منتظر نقد، تحلیل، هر گونه نظری که دارید هستم، آخر این متن کمی گیج کننده نوشته شده، امیدوارم گیج نشید،(چرا هر پست همین رو میگم، نمیدونم...) خلاصه، ارادت مند شما، گین^^

از زمین و زمان بلا جاریست.
این چه جاییست، جهنم اگر این نیست، بهشت برین چه چیزیست؟!
درختان برگشان سرخ شد، شیرهی جانشان خون است، این چه چیزیست؟!
دل ها تابع آنند، این نیروی سلطه چیست؟!
خون هایمان جگر شد، جگر هایی برایمان مانده یا گوشه هایش شکسته، این جا کجاست!؟
از زمین به آسمان در رذل ترین خاطر، مایهی جان درختان سرازیر شده است، این چه باران اسیدیست؟!
آب ها سقوط میکنند، قوانین جاذبه کدام گورستان است؟
برکه ها میریزند، از ترسشان میلرزم، لغزش کلمات میان گلویم تن ها تن شده، این چه موجودیست؟!
هیچ ماهی بر خانهاش نیست، پرواز را آموختند، این چه جهانیست!؟
ساحل آغوشش را برای ماهی ها باز کرده، فرزندان پرواز یاد گرفته بر او چمباتمه میزنند تا حسن نیت را نشان دهند، این دغل بازان رذل که هستند که هنگامی که بر زبان هستند جاریستند(و گریختند)؟!
جانم رفت تا دیدمشان، این چه جانیست که باز گشته، جانزرین کجایاست؟ این چه روحی پلیدیست؟!
باتوم راوی بر سر ساحل میخورد، قبر ها باز میشود، بی اهمیت به جنسیت، همه تن در گورستان، گور و کفن میشوند، این چه قبرستانیست؟!
÷ساحل قبرستان میشود، این چه جبریست!؟
=از جبرتان نفرت میریزد، نفرین بر جبرتان!
_کشان کشان مرا به کجا میکشید ای بردگان تاریخ؟ من کشتار جمعی من ها خواهم شد!
-صدایت زیادیست برده! همگان بردهاید و من ارباب!
×بیچاره... همهی شما بردهاید، همه خونینید، همه در هر جای آشیان دارید و تنها اشیایید...
'صبر کن صبر کن! خفه شید همگی، چی میگید، منتظر جبریم!
+بیخیال شو... جبر ریاضی را بخوان و کبک شو!
÷کبک نخواهی شد، کلاغان را چه به کبک بودن؟
=هی هی صبر کنید، کی داره همش رو تعریف میکنه!
_راوی، راوی، راوی و راوی...
حضور جمعی راوی!
_راستی، راوی کیست؟
+مگر تو نیستی؟!
×آروم... فرض کنید هیچ را نشنیدید که به پوچی برین میروید...