
پریروز تو محله ما و چند محله دیگر خبری نبود ولی دوماد از هئیت خودشان یک پارچ شربت ازین شربت آبیلموهای بیرنگ اورد . بغلش اردیدگ ( اردگ ) هم اورد .
بهش پیشنهاد کردم من و خودش و پسرش بریم شهرگردی گفت باشه ولی خواهرت و دختر کوچولوم هم بیاد منم دیگه قیدش را زدم . میخواستم مردونه بریم که نشد . زن هم که نداشتیم دونفری بریم .کلا ۱۴ شعبان و نیمه شعبان تو خونه موندگار شدیم ولی کیک و شربت و شله زرد خوردیم .
البته به کوری چشم مخالفان جمهوری اسلامی :)))