
حقیقت آن است که جمهوری اسلامی دیگر آن جمهوری اسلامی دهه شصت نیست . هر چند از جهانی نسبت به آن دهه پیشرفتهایی صورت گرفته ولی در بحث عدالت و اقتصاد جمهوری اسلامی عقب است . حقیقت آن است که با آدم هایی که دچار ذهن غربی زده یا شرقی زده شده اند نمیشود به آرمانها رسید . حقیقت آن است که با کسانی که درد قشر ضعیف را درک نمی کنند نمیشود به آن آرمانها رسید . حقیقت آن است که با تساهل و تعارف نمیشود به آن آرمانها رسید .
امروز یک مدیری / مسئولی کاری میکند و فردا مسئول دیگر آن کار را خراب میکند و کار خودش را میکند و مدیر و مسئول بعدی کار این یکی را خراب . نتیجه هم میشود دویدن رو تردمیلی که هیچ کارکردی ندارد . ۲۰ سال است کشور درگیر مذاکرات هست و کسی هم نمیپرسد چرا باید ۲۰ سال از عمر کشور را به مذاکراتی گره زد که نتیجه ای نداشته و ندارد .
چهل سال است ارز و تورم بالا میرود و کسی هم انگار ککش نمی گزد . اینکه جمهوری اسلامی مقصر هست دلیل بر این نیست که ما مردم مقصر نیستیم .
حقیقت آن است که ما هم مقصریم . مایی که انتخابمان یکی میشود مثل روحانی ، پزشکیان ، محمود صادقی ، کواکبیان ، تاجگردون و ...
حقیقت آن است که با آدم های بی ربط نمیشود کار بزرگ کرد . حقیقت آن است که بخش زیادی ازین آدمهای بی ربط را خود ما انتخاب میکنیم . گاهی نادانسته و گاهی دانسته و با ملاک های احمقانه .
حقیقت آن است که جمهوری اسلامی نیاز به یک انقلاب و خانه تکانی دارد . حقیقت آن است که ما هم باید در این انقلاب و خانه تکانی به جمهوری اسلامی کمک کنیم .
حقیقت آن است که نباید ما را با رفع فیلتر فریب دهند .
حقیقت آن است که نباید با وعده گواهینامه موتورسواری بانوان و رفع فیلترینگ و مذاکره سرمان را شیره بمالند .
حقیقت آن است که جمهوری اسلامی باید دندانهای کرم خورده اش را بکِشد . حقیقت آن است که اصلاح طلبان امروز دندان کرم خورده جمهوری اسلامی اند و جمهوری اسلامی باید این دندان کرم خورده را بکِشد .
حقیقت آن است که نفاق در بدنه جمهوری اسلامی نفوذ کرده و جمهوری اسلامی باید این نفاق را از بدنه اش بیرون بکشد . هر چند به خاطر تساهل احمقانه نفاق آن قدر وقیح شده است که دیگر خیلی شکل و شمایل نفاق را ندارد .
امروز