
مسعود شصت چی به خاطر رسیدن به عشقش و برای دریافت جایزه خودروی دکتری که بهش شباهت دارد راهی تهران میشود و در تهران با آدم های زیادی اشتباه گرفته میشود و یک بار او را با دکتر ایرانی اشتباه میگیرند
بعد از خلاصی از آنجا ایندفعه با سرهنگ و مزدور و مربی فوتبال و ... اشتباهی گرفته میشود . مسعود شصت چی وارد ماجراهایی میشود که خودش انتخاب نکرده است .
تماما از روی اجبار است . هر چند تو این ماجراها خودش خواسته و ناخواسته وارد بازی میشود و جاهایی هم ازین بازی لذت میبرد . مسعود شصت چی بارها تلاش میکند و خود را از ماجراهایی که توش گرفتار شده نجات میدهد ولی نجات از یک ماجرا به گرفتار شدن تو ماجرای دیگر بدل میشود . مسعود شصتچی اشتباهی است و خودش این را تو دادگاه اقرار میکند . مسعود شصتچی با این وارد شغل هایی میشود که هیچ تخصص ندارد سعی میکند یا ازآن موقعیت گرفتار شده خودش را خلاص کند و گندی بار نیارد یا از آدم هایی کمک میگیرد که تخصص دارند .
مسعود دومی قصه ما کسی است که بدون اینکه توان اداره حتی یه استانی را داشته باشد میرود و در انتخابات ریاست جمهوری شرکت میکند و چند ده میلیون آدم ناعاقل و شیاد (دو گروه فریب خورده و شیاد ) به کسی که توان اداره استانی را هم ندارد رای میدهند و میشود آنچه نباید بشود .
مسعود شصت چی میفهمد که نمی تواند و بارها خودش را از گرفتاری نجات میدهد هر چند گرفتار مصیبت دیگر میشود ولی مسعود دومی با وجود اینکه میفهمد که نمیتواند انگار نه انگار . سنگی بزرگی است که افتاده بر کمر ۹۰ میلیون .
یا کشور را با تصمیات احمقانه ای که حاصل مشاوره مشاوران شیاد است دچار آشوب میکند یا درگیر دو جنگ .
نه حرف زدن بلد است نه میتواند جلوی اون دهن لامصبش را بگیرد . در برابر خودی گرگ وحشی زمستان است و در برابر دشمن اغلب گربه ای ملوس .
ادعای ولایتمداریش گوش عالم را پر کرده ولی به عمل که میرسد خواسته های دشمن را عملی میکند .
نه اقتصاد میفهمد نه سیاست ولی خوب بلد است سیاسی بازی . کارهایی که روحانی توان انجامش را ندارد با زبان بازی و موش مردگی بازی انجام میدهد . پشت ولایتنداری غلط هایی که آن دیگری نتوانسته بود انجام دهد انجام میدهد . از یک طرف گناهکار و مقصر وضعی که درست کرده و مملکت را درگیر دو جنگ و ترور رهبر و ده ها فرمانده نظامی و هزاران شهروند و از طرف دیگر زبانش چون طنابی دراز است .
مسعود شصت چی به خاطر اشتباهاتش تبعید میشود ولی این دیگری تا نصف ملت را به کشتن ندهد ول کن نیست و تلخ تر این است که شیادها برای این آدم اشتباهی هورا میکشند و حماسه سرایی میکنند .