ویرگول
ورودثبت نام
چنگیز (همون گل آقا )
چنگیز (همون گل آقا )من همون گل آقام اگه منو نمیشناسید مشکل شماست نه مشکل من :)))
چنگیز (همون گل آقا )
چنگیز (همون گل آقا )
خواندن ۵ دقیقه·۲ ساعت پیش

چند مورد از حقوق زنان در دوره پهلوی !!!

بعضی از متون تاریخی بدون سیطره بر تمام جلوه‌های داستان کشف اجباری حجاب نوشته‌اند: بخشنامه کشف حجاب بر خلاف قانون اتحاد شکل البسه که هشت طبقه را مستثنی کرده بود برای هیچ کس استثنایی قائل نشد. این در حالی است که ابلاغیه محمود جم نشان می دهد زنان بدکاره و فاسد حق کشف حجاب نداشتند و نه تنها از قانون کشف حجاب معاف بودند بلکه اگر کشف حجاب می‌کردند به شدت با آنها برخورد می‌شد. و این ظالمانه‌ترین عکس‌العمل رژیم پهلوی در شکستن سد مقاومت زنان و تحقیر میلیون‌ها زن مسلمان در مقابل کشف حجاب بود .

حتی سند داریم که بعضی مکاتبه می‌کنند که برخی از خانم‌هایی که چادر برداشتند، فقیر هستند و لباس دیگری ندارند و دستور می‌گرفتند که برای آنها لباس جدید بخرند. جالب است که به همین دلیل کشف حجاب بیش از اینکه مورد اعتراض طبقه ضعیف باشد، مورد اعتراض طبقه سرمایه‌دار شد دلیلش هم آن بود که به نظر آنها با کشف حجاب، فرق و تفاوت بین طبقه اشراف و طبقه ضعیف برداشته می‌شد و آنها دیگر احترام قبلی را نداشتند.

در دوره رضاشاه برای اینکه زنان به وضع جدید عادت کنند، مراسم برگزار می‌کردند و زنان را مجبور می‌کردند تا لباس جدید بر تن کنند و چون آنها بلد نبودند، دلقک‌بازی راه افتاده بود. حتی به آقایان آموزش می‌دادند که اگر یک خانم بی‌حجاب دیدند، چه آدابی باید داشته باشند و همین را هم بخشنامه کردند.

ناراحتی افسر غیور و دستور به خودکشی مادر!

در سند دیگری یک افسر برای مادر و خواهرش در خرم‌آباد نامه نوشته و گفته است «اگر دیدید باید از خانه در بیایید و کشف حجاب کنید و زندگی در این ننگ خیلی برای‌تان سخت است، مرگ موش بخورید و خودتان را بکشید.»

جالب است که در همین زمان زنان مشکلات به مراتب مهم‌تری داشتند که حکومت کاری با آن‌ها نداشت؛ برای نمونه در سال 1311 که هنوز کشف حجاب رسمی نیست، تحقیقی در اصفهان انجام می‌شود و پلیس شهربانی گزارش می‌دهد که حدود هزار فاحشه در شهر 200 هزار نفری اصفهان حضور دارد که به شکل رسمی کار می‌کنند و اغلب اینها بیماری‌های مقاربتی دارند. در همان دوره، مجله اخگر در شماره 820 این گزارش را چاپ کرد که با آن برخورد شد.

در نمونه دیگری در حالی که هنوز کشف حجاب علنی نشده بود، رضا خان به ارباب جمشید که از پارسیان هند بود، دستور داد مکانی در محله قجرها – حوالی دروازه قزوین – برای اسکان زنان فریب‌خورده و فاسد ایجاد کند تا به صورت رسمی در آنجا کار کنند و تجارت قلعه هم دست کارگزاران حکومت پهلوی بود که چند نفر از زنان معروف به نام‌های پری بلنده، ثریا ترکه، مژگان سوخته، اشرف چهارچشم، پری سیاه، شهلا آبادانی، منیژه کچل، سمین ب.ام.و، پری آژدان قزی، ملکه اعتضادی، شیرین سلطان و... نماد پاسبانی از سوداگری قلعه بودند و چند وظیفه بر عهده داشتند: 1- شکار دختران و زنان ایران و کشاندن آنها به قلعه 2- کنترل این زنان در قلعه 3- تأمین سفارش‌های خوشگذارنی‌های میهمانان خارجی و عوامل داخلی دربار 4- بسط سوداگری قلعه در سایر نقاط ایران. و...کلانتری‌های محل نیز وظیفه داشتند امنیت لازم قلعه‌ها و سرکردگان آنها را تأمین کنند.

تجارت این قلعه‌ها برای دربار پهلوی آنچنان سودآور و جذاب بود که مهناز ابراهیمی مشهور به مهناز افخمی از پیروان فرقه شیخیه و بهائیه در آخرین کابینه هویدا در مهر 1354، به سفارش اشرف پهلوی و با شعار دفاع از حقوق زنان به عنوان وزیر مشاور در امور زنان وارد کابینه شد و با تأسیس مهد کودک برای فرزندان نامشروع زنان فریب‌خورده در قلعه و دادن کارت بهداشت به این زنان و سایر خدمات روسپی‌گری به سوداگران قلعه، نشان داد که سود سرشار تجارت قلعه برای دربار پهلوی بیش از آن چیزی است که بتوان آن را قربانی شعار دفاع از آزادی زنان، تأسیس کانون بانوان و تساوی حقوق زن و مرد کرد.

علم در خاطرات خودش می‌گوید که وقتی پادشاه یکی از کشورهای عربی به ایران آمد، شاه به من توصیه کرد که نگذار به این جوان بد بگذرد! علم هم به او گفت «خیال اعلیحضرت جمع باشد هر شب سه تا چهار تا دختر ایرانی برایش می‌برند» شاه اعتراض می‌کند که دختران ایرانی مناسب نیستند و ممکن است پادشاه را مریض کنند که علم به او می‌گوید نگران نباشید، دختران ایرانی دیگر تمیز هستند! اینها در گزارشات علم هست.

عدم پایبندی رضاشاه به ارزش زنان حتی به محیط خانواده خودش هم تسری یافت. اشرف در خاطراتش می‌نویسد، من هنوز 17 سالم نبود که به من خبر دادند پدر ما برای ما (من و شمس) شوهر پیدا کرده که من راضی نبودم و گریه زاری هم راه انداختم اما برادرم به من گفت رضا خان تصمیم گرفته و شما کاره‌ای نیستید!

اشرف می‌گوید که پدرم فریدون جم را برای من و علی قوام را برای شمس انتخاب کرده بود و من اولین بار جم را در حال بازی تنیس با برادرم دیدم و از هیکل و قیافه او خوشم آمد اما بعد از مدتی خواهرم که بزرگتر از من بود پای خود را در یک کفش کرد که من علی قوام سیه‌چرده و بی‌قیافه و بدریخت را نمی‌خواهم! پدرم هم رسماً بدون اینکه از ما نظری بخواهد شوهران ما را جابجا کرد و من هیچ‌وقت با علی قوام که از یک خانواده اشراف شیرازی بود، رابطه برقرار نکردم

اشرف در خاطراتش در رابطه با تحصیل خودش هم اضافه می‌کند که وقتی برای حضور در کنار برادرم به خارج از کشور رفتم، همان‌جا نامه نوشتم که پدرم اجازه تحصیل به من بدهد اما پدرم در جواب گفت که این مزخرفات را کنار بگذار و برگرد ایران و تا آخر عمر، حسرت تحصیل در دل من ماند.

حالا بعضی ها ابلهانه فکر می‌کنند رضا شاه به زنان آزادی داد. باید از آنها پرسید یک فردی که به دختران خود اجازه انتخاب شوهر و تحصیل نمی‌دهد، چگونه می‌توانست به زنان ایرانی آزادی بدهد؟! واقعاً باید تاریخ را دقیق خواند تا دچار اشتباه نشویم.

کپی برداری از خبرگزاری تسنیم

برقرار نکردم.

حقوق زنان
۲
۰
چنگیز (همون گل آقا )
چنگیز (همون گل آقا )
من همون گل آقام اگه منو نمیشناسید مشکل شماست نه مشکل من :)))
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید