۲۰ ،۲۵ سال پیش اینجا یه شایعه عجیب شد . دهه هشتاد گمونم . یه منطقه یکی دو کیلومتر دورتر از محله ما بود . یه زمانی جمعه بازار بود بعد هم پارک شد و جمعه بازار رفت جای دیگه . با رفیقم رفتیم اونجا . دیدیم به قول رضا ناجی قلقله است . جای سوزن انداخت نبود . اول نمیدونستم قضیه چیه بعد فهمیدم سر یه انسان پلنگیه .
نمیدونم کدوم شارلتانی شایع کرده بود یه انسان با سر پلنگ یا همین چیزی دیده است و ملت هم ریخته بودن
اونجا . احتمالا منتظر بودن اون حیوان تخلیلی عجیب را بیارن اونجا . بعدِ کلی صبر کردن ملت دیدن خبری نیست که نیست . ملت هم که طاقتشون تاق شده بود شروع کردن سنگ پرتاب کردن . چون این اتفاقات واسه خیلی سالها پیشه چیز زیادی یادم نیست ولی فکر کنم یه روزنامه شارلتانی چنین شایعه ای کردخ بود و گمونم عکس تخیلی از خودش هم درست کرده بود .ملت هم سر این خبر ریخته بودن اونجا . ما هم ساده تا شب منتطر خبر اون حیوان تخیلی بودیم .
فردای اون حادثه گمونم به چند جا حمله کرده بود .
یه عده میگفتن اون حیوان از یه انبار یا حمام قدیمی که تو ورودی جعفریه قم بود فرار کرده بود . البته چیزی ازون بنا نمونده بود . متروکه بود اون بنا .
شاید این تخیل به ذهن هالیوود هم نمیرسید . اون شارلتان