ویرگول
ورودثبت نام
چنگیز (همون گل آقا )
چنگیز (همون گل آقا )من همون گل آقام اگه منو نمیشناسید مشکل شماست نه مشکل من :)))
چنگیز (همون گل آقا )
چنگیز (همون گل آقا )
خواندن ۳ دقیقه·۲۲ روز پیش

داستان خواستگاری ۲ (طنز

ادامه داستان خواستگاری :

مادر نیمه گمشده : دخترم چایی را بیار ، بیچاره ها گلوشون خشک شد .

نیمه گمشده با یک سینی چای وارد میشود .

مادر شمشاد جان ( بنده ) : به به عجب ماهی ،عجب حلوای قندی 😂

درین لحظه سینی در دست نیمه گمشده به تکان تکان می افتد .

مادر شمشاد جان : عروس گلم هول نکن ، قوی باش

قوی 😂

مادر نیمه گمشده : حاج خانم این دختر ما را اذیت نکنید .

درین لحظه شمشاد جان که یه موز را تا ته تو گلو فرو کرده نیم نگاهی به نیمه گمشده اش میندازد .

نیمه گمشده بعد پخش چای کنار مادرش میشیند

درین لحظه پدر شمشاد جان : دخترم درس میخونی دیگه ؟

نیمه گمشده در حالیکه صداش انگار از در کولر پراید وارفته بیرون میاد : بله

پدر شمشاد جان : کلاس چندمی دخترم

در این لحظه مادر شمشاد جان : کلاس چیه مرد ، عروسم دانشگاه میره

پدر شمشاد جان : ماشاء الله

در این لحظه مادر نیمه گمشده : از خودتون پذیرایی کنید

شمشاد جان که موز دوم را تا ته توی حلق فرو میکند ،ناگهان به پته پته می افتد .

پدر شمشاد جان بر گردن شمشاد جان میکوفد

موز از دهان شمشاد جان بیرون پریده و به در خانه برخورد میکند .

پدر شمشاد جان : صلوات بفرستید ختم به خیر شد 😂

پدر شمشاد جان با صدای آرام به شمشادجان : خاک تو سرت میمون موز ندیده ، آبرومون را بردی .

در این لحظه مادر شمشادجان برای عوض کردن فضای گند شمشاد جان : خب عروس گلم گفتی ترم چندی ؟

نیمه گمشده : ترم ۳

پدر شمشاد جان : ماشالله .

مادر شمشاد جان : اگه شما اجازه میدید این دختر و پسر چند دقیقه با هم خصوصی صحبت کنند .

مادر نیمه گمشده : اجازه ما هم دست شماست . برن تو اون اتاق حرفاشون را بزنن.

شمشاد جان و نیمه گمشده به سمت اتاق میروند .

شمشاد جان و نیمه گمشده روبروی هم میشینند .

بعد از چند دقیقه سکوت موتور شمشاد جان روشن میشود

شمشاد جان : شما خوبی

نیمه گمشده با خجالت : بله ، ممنون

دوباره اتاق را سکوت فرا میگیرد .

برای بار دوم موتور شمشاد جان روشن میشود

شمشاد جان : ببخشید گفتید کدوم دانشگاه درس میخونید ؟

نیمه گمشده : چیزی نگفتم که .

شمشاد جان : آها ببخشید

نیمه گمشده :دانشگاه تهران

شمشاد جان : چییییی؟

نیمه گمشده : دانشگاه را گفتم ، شما حالتون خوبه ؟

شمشاد جان : بله

دوباره اتاق را سکوت فرا میگیرد .

درین لحظه دوباره موتور شمشاد جان روشن میشود .

شمشاد جان : ببخشید میشه بگید خواسته تون از همسر آینده تون چیه ؟

نیمه گمشده : خواسته زیادی ندارم .

شمشاد جان : لطفا هر سوال و خواسته ای دارید بپرسید

نیمه گمشده : حالا که خیلی اصرار میکنید ، بفرمایید

تو کاغذ براتون نوشتم

نیمه گمشده کاغذ سوالات را به شمشاد جان تحویل میدهد .

شمشاد جان در حالی که کاغذ تا کرده را در جیبش میگذارد به نیمه گمشده میفرماید چقدر وقت دارم جواب بدهم ؟

نیمه گمشده : هر وقت همه جواب ها را دادید .

شمشاد جان : سپاسگذارم😂 .

درین لحظه صدای پدر شمشاد جان بلند نمیشود .

نیمه گمشده و شمشاد جان به سالن پذیرایی برمیگردند .

ادامه دارد .

نیمه گمشده
۶
۰
چنگیز (همون گل آقا )
چنگیز (همون گل آقا )
من همون گل آقام اگه منو نمیشناسید مشکل شماست نه مشکل من :)))
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید