ویرگول
ورودثبت نام
چنگیز (همون گل آقا )
چنگیز (همون گل آقا )من همون گل آقام اگه منو نمیشناسید مشکل شماست نه مشکل من :)))
چنگیز (همون گل آقا )
چنگیز (همون گل آقا )
خواندن ۲ دقیقه·۷ روز پیش

روستای ما قبل دهه ۸۰

عکس کپی است .
عکس کپی است .

بعد دهه هشتاد ،نود دیگه به روستا نرفتیم . روستای ما یک روستای سردسیر بود . زمستانها گاهی تا یک متر برف میومد . تابستان هم خنک بود . بعد دهه هشتاد روستا تقریبا گرفتار خشکسالی شد . چشمه پر آبش خشکید . باغ های وسط ده خشک شدند و به مرور از بسن رفتند . قبل آن روستا نیزار داشت . مردم پشت اون باغ ها یونجه میکاشتند . سبزی میکاشتند . ما اون زمان خودمان گُل یونجه را با نمک میخوردیم . چیزهایی عجیبی میخوردیم .یه گیاهی بود گمونم به اسم شن که میخوریم . یه چیزهایی مثل ترب اما به رنگ قهوه ای میرویید که میخوردیم . البته بقیه را نمیدونم ولی من میخوردم . قسمت خوراکیش مثل هویچ کف زمین بود . یه سبزی مانندی بود که ما بهش دیپوَ ( دیپه ) تپانی میگفتیم اونم خام و پخته میخوردیم . گمونم بهار میرویید . یه گیاهی بود یه چیز گرد مانند ریز ، شبیه دکمه داشت که داخل گلبرگ بود اونم من میخوردم . گمونم تو فارسی بهش پنیرک میگن . اون اوایل که گوسفند ها و بزها شیر زیادی داشت . تو دسته های ده بیست تایی با یه کش مبلی مانند بهم میبستند و شیرش را میدوشیدند. یه چیزی مثل قرعه خانگی تو شیر هم داشتیم . مثلا دو روز ما شیرمون را میدادیم به یکی دیگه ، یک سری دیگه اون شیر را میداد به ما . کره و ماست و قیماغ تازه به راه بود . قیماغ تازه با شیره محشر بود . اوایل اتاق مهمان نشین نداشتیم بعد بام طویله یه اتاق مهمان نشین درست کردیم . سفید کردیم و بعد مثل قرنیز رنگ سبز کردیم . روزی که رنگ کردیم بوی محشری داشت . هنوز عکس های اتاق مهمان نشین را خاطرم است . یه عکس میوه جات بود . یک عکس امام ره و نوه اش بود . یه عکس کبک بود گمونم .

یه عکس هم تابلوی غروب عاشورا بود . اون زمان شاید از عاشورا چیزی نمیدانستم ولی اون تابلو و عکس غم عجیبی منتقل میکرد .

ده دو تا تپه داشت . تپه هایی که اسم داشتند . تو یکی از تپه ها به انتظار مینشستیم . از تپه و از راه دور جاده را میدیدم . خیلی اوقات با دست ماشین ها را اندازه میگرفتم .

بازی های عجیبی داشتیم . با پشکل یا خود سوسک های مشکی گرد بازی میکردیم :)

کاغذ کبریت ها را پاره میکردیم و باهاش پول درست میکردیم . با قوطی شیرخشک و چوب و نخ سفید قالی جراثفیل درست میکردیم . با گل بز و گوسفند و ماشین درست میکردیم . واسش لاستیک گلی میذاشتیم . با گل اطراف اون چشمه وسط ده خونه گلی میساختیم . بعد چند سال که ما از ده رفتیم دیگه اون ده قبلی نشد . خونه ما هم خرابه شد . حدود ۱۰ سال پیش هم که طرح ریل قطار کربلا از ده گذشت شکل و شمایل ده هم عوض شد . بعد هم گاز کشی شد .

عکسدهه هشتاد
۴
۲
چنگیز (همون گل آقا )
چنگیز (همون گل آقا )
من همون گل آقام اگه منو نمیشناسید مشکل شماست نه مشکل من :)))
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید