ویرگول
ورودثبت نام
چنگیز (همون گل آقا )
چنگیز (همون گل آقا )من همون گل آقام اگه منو نمیشناسید مشکل شماست نه مشکل من :)))
چنگیز (همون گل آقا )
چنگیز (همون گل آقا )
خواندن ۲ دقیقه·۷ روز پیش

روستای ما و فروشندگان دوره گرد

آن سالها که ده ما پر آب و سر سبز بود حدود ۲۰تا۲۵ خانوار داشت . چون روستا جمعیت کمی داشت مغازه نداشت . سالها قبل که من به دنیا نیومده بودم ما یه مغازه داشتیم و چند سال بعد هم داییم یکی دو سال مغازه داشت . بچه های ده از زیر مرغ های ده تخم مرغ کش میرفتند و با اون تخم مرغ ها خوراکی میگرفتند .

فروشنده های دوره گرد زیاد به ده میوندند . بعضی ها هر چند ماه یکبار به ده میوندند . یکیش گمونم یه موتوری بود که فکر کنم اسمش عزیز یا عنایت بود . خوراکی میفروخت . پفک و این چیزها . قد کوتاه و کمی تپل و موهای تراشیده . گاهی هم سر و کله فروشنده های دیگه پیدا میشد . لوازم آرایشی میفروختند . یادمه یه عطری داشتند که به بدن میزدی دو ثانیه بعد بوش میرفت . زاغارت زاغارت . یکبار هم یک بستنی فروش به ده اومد .

بستنی قیفی میفروخت . دهانه اون نون بستنی در حد یه سکه ۵ تومانی بود شاید . یه قاشق بیشتر هم توش نمیریخت . التماس هم میکردی اثر نداشت . واسه هر بستنی هم گمونم ده تک تومان میگرفت .

یه وانتی هم بود که ما بهش خونِخاه میگفتیم . یجوری گمونم با پدرم رفیق بود . تشک و لحاف میفروخت . بیسکوییت موزی هم میفروخت حتی گمونم شیره انگور هم میروخت . اون زمان بیسکوییت موزی ها به رنگ سبز بود . مزه محشری داشت . مثل الان نبود .فروشنده ها که میومدمد مردم خوب خرید میکردند . بعضی ها هم که بعد فصل برداشت گندم میومدند . گندم هم به جای پول قبول میکردند . کلا اون دوره مزه خوراکی ها یه چیز دیگه بود . هم ویفر موزی هم بیسکوییت مادر و چیزهای دیگر .

چند وقت پیش یه تیکه بیسکوییت مادر خوردم . تنها

مزه ای که نمیداد همون مزه بیسکوییت مادر بود .

تو این سالها تا جایی که من حس کردم طعم ماکارانی و رب و بیسکوییت مادر افت کردند .

قیفی

تخم مرغشیره انگور
۲
۲
چنگیز (همون گل آقا )
چنگیز (همون گل آقا )
من همون گل آقام اگه منو نمیشناسید مشکل شماست نه مشکل من :)))
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید