
خشونت به هر شکل و با هر هدف و از طرف هر بخشی از جامعه صورت بگیرد، زشت و محکوم است، امّا درسی که از آن گرفته می شود، مهم و قابل تأمل است. و درسی که از حمله به طلبه های شیعه در حرم امام رضا و کشته شدن یکی از آنها ، گرفته می شود، این است که اکثریت مردم ایران از حکومتی که در آن فاصله و اختلاف طبقاتی، مذهبی، قومیتی، نژادی، جنسیتی و هزاران اختلاف و تبعیض فاحش و مخرب ِ دیگر، بیداد می کند و مردم را به ستوه آورده و به استیصال کشانده است، بیزار و ناامیدند و حوادثی از این قبیل، جرقههای آتشی است که از مدتها قبل، در دل مردم ِ بی پناه و به تنگ آمده ی ایران، شعلهور شده و زبانه های آن، هر روز بلندتر و سوزان تر می شود و دریغا که حکومت جاهلان و غافلانی که فرعون صفت، در مُرداب قدرت و نکبت خود فرو رفته و دست از خودشیفتگی و خیانت به ملت برنمی دارند، از حجم و حرارت این آتش بی خبر است !
کسی چه می داند، شاید امام هم ، از فجایعی که بغل گوشش و به نام اسلام و تشیع، صورت می گیرد، دلخور است که دیگر حاضر به ضمانت هیچ موجودی، مخصوصاً از جنس دو پا و با نام آدم، نیست؟؟!!