
دیگر لازم نیست که برای دیدن افرادی که در خلسه اند و با ریاضت و رنج به آن مرحله رسیده اند به چین و تبت و هند برویم ، اگر در زندگی امروز خود دقت کنیم ، به وضوح می بینیم که زندگی مدرن به گونه تنظیم شده که هر فردی در اول مقداری خلسه و آرامش شبه معنوی را به رایگان تجربه می کند و بعد از چند بار که بدان وابسته شد ، انسان را از خلسه محروم می کنند و هیچ از آن بر وی نمی دهند ، مگر او شرط برده مدرن شدن را بپذیرد ،

موید این سخن افزایش آمار مواد مخدر و مسکرات است ، البته در جاهای دیگر این خلسه را می توان در یافت همچون خلسه های مدرک گرایی ، قدرت، ثروت شهوت ، شهرت ، جاه و مقام و...حال جامعه را ببینید که چگونه با بدست آوردن مدرک دچار نوعی خلسه می شود اما چون گذراست باید کاری دیگر کند که خلسه دیگری او را وادار به زندگی کند و ره رو این چنین سبک زندگی بسیارند ، اما هیچ گاه به آن آرامش نمی رسند آمار انتحار ها و خود کشی را اگر در این چند سال اخیر که هجمه شبکه های اجتماعی بیشتر شده در کشور ببینیم به صحیح نبودن و سمی بودن خلسه های زندگی عادی خود پی می بریم ...تکرار و شرطی شدن یک روند سخت که می دانی کمتر از قبل به آن حس دست می یابی یک کابوس دیوانه وار و طولانی است ...
ادامه دارد...