در سالهای آخر پیش از انقلاب صنعتی، بریتانیا یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان و صاحب نفوذ وسیعی بود که کمتر کشوری میتوانست با آن رقابت کند. در اواخر قرن 18 میلادی، زادگاه انقلاب صنعتی شد و این انقلاب، با گذر زمان، به اروپا و آمریکا هم رسید؛ از آن پس، رسما بریتانیا اقتصاد جهان را روی انگشت میچرخاند.
امّا مشکل بزرگی که این کشور با آن مواجه بود، نرخ منفی رشد جمعیت در صده پیش از آغاز انقلاب بود. بدون رشد جمعیت، انقلاب صنعتی بریتانیا، به سبب کمبود نیروی کار، سالها عقب میافتاد. در همین اثنا بود که این غول صنعت و نساجی، تصمیم گرفت زنان را با دنیای کارخانهها و صنایع آشنا سازد و انقلاب صنعتی، آغاز نابرابریهای مدرن شد.
با افزایش کارخانهها و گسترش شهرنشینی، بریتانیا که برای گرداندن اقتصاد خود، احتیاج به نیروی کار ارزان، تازه نفس و با انگیزه داشت، با تبلیغات گسترده، زنان را با دستمزدی نابرابر و شرایطی سخت، به بازار کار کشاند.
اوایل این حضور، شرایط دشوارتر بود. تا پیش از انقلاب صنعتی و حتی تا حدود یک صده پس از آن، زنان اجازه تحصیل و داشتن تخصص در حوزههای مختلف نداشتند، بنابراین کارهای سنگینتر و سختتر بر عهده زنان بود. در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20، جنبشهای فمنیست و کارگری، بر حق آموزش و تحصیل زنان تاکید کردند و اوضاع اندکی قابل تحملتر شد.
امّا همچنان، دستمزد نابرابر و رقابت با مردان در اجتماع، به شکل دردآوری سخت و آزاردهنده بود؛ چرا که نه تنها مسئولیت زنان نسبت به فرزندان و خانواده به قوت خود باقی ماند، بلکه فشار کار و موفقیت، در کنار توجه به معیارهای زیبایی که جامعه برای زنان تعیین میکرد نیز، به آن افزوده شد.
با رخ دادن جنگجهانی اول و دوم، اندک اندک، رقیبان مرد از میدان به در شدند و زنان، سکّان کشتی را در کارخانههای نظامی، خدمات درمانی و اداری، دست گرفتند.
گذر سالها مشکلات را کمتر کرد، امّا به طور کامل حل نکرد.
با گسترش ارتباط میان کشورها، مسئله حضور زنان در جامعه، به مسئلهای جهانی تبدیل شد و صحنه دست زنان افتاد و جنبشی که بریتانیا برای منافع خودش آغاز کرده بود، میدان بازی آنان شد .
پس از آن، وقایا در دنیای زنان، با سرعتی باورنکردنی اتفاق افتاد. در مدت زمانی کوتاه، آنان نسبت به حقوق خود آگاهتر شدند و جسارت مبارزه پیدا کردند؛ روز به روز توانمندتر شدند و آموختند در کنار مادران توانمند و همسرانی شایسته، در جامعه و محل کار نیز خوش بدرخشند.
در آن سالها، حضور زنان در جامعه بسیار چشمگیر بود؛ تا جایی که بانک جهانی در گزارشی که در سال 2001 منتشر شد اعلام کرد:« حضور زنان در جامعه میتواند باعث ایجاد نشاط بیشتر در خانواده، افزایش طول عمر و رشد اقتصادی و پیشرفت جامعه جهانی شود و همچنین نحوه برخورد جهان با مشکلات را تغییر داده و کیفیت تصمیمات جهانی را بالاببرد.»
جامعه جهانی، اندک اندک به این نتیجه رسید که خوشحالی و دوام خانواده در گرو شکلگیری شخصیت اجتماعی زنان و دختران خانواده است و اکنون، در قرت 21، حضور در جامعه، برای زنان نیز همچون مردان، امری ضروری و مایه مسرّت است.
امّا با این وجود، تلاشی برای برابرسازی جنسیتی زنان و مردان در جامعه و موثرتر کردن حضور بانوان صورت نگرفت.
پس از سالها جنگیدن برای احقاق حق خود، نابرابری دستمزد، تنها بخشی از چالشهای آنها بود.
شاید بتوان گفت، بزرگترین چالش آنها، انتظارات فراوان جامعه بود. اینکه همیشه و در همهجا از آنها انتظار میرفت که بهترین مادر، بهترین همسر، بهترین فرزند و بهترین کارمند و شهروند باشند. کسی از فشارهایی که بر شانههای ظریفشان سنگینی میکرد نمیپرسید و با دیدن کوچکترین نقطه ضعف آنان را به ناتوانی و بی مسئولیتی متهم میکرد.
امّا بدترن ظلم جامعه به زنان، نگاه ابزاری به وجود زیبای زن است. اینکه هرکجا خلا باشد، با زنان پر میکنند و اگر جایی اشباع باشد، برای آنان جایی نیست. حتی اگر آنان بخواهند در آنجا حضور داشته باشند.
شاید بتوان برخوردها و سو استفادههای مردان از آنان در فضای مجازی را، نوعی ظلم مدرن تلقی کرد.
از طرفی این روزها ، در فضای مجازی شاهد تعیین نقش جدیدی برای زنان هستیم. پیجها و سایتهایی که بر خلاف صده گذشته، از زنان میخواهند در خانه بمانند، به خودشان برسند، روزی 10 ساعت بخوابند، به اندازه کافی استراحت کنند، برای بالا بردن سطح انرژی زنانه خود تلاش کنند و به نوعی، تنها مصرف کننده باشند.
شواهد از آغاز موجی جدید در زندگی بانوان خبر میدهد.
محتوای پیجها، به خصوص پیج برندهای لباس و زیبایی و بهداشتی نشان از اشباع جامعه امروزی از تولید کننده میدهد و با زبان لب زبانی میگوید که به دنبال مصرف کننده است. یا از حضور فعالانه زنان هراس دارد.
از قرار معلوم، جامعه بار دیگر به خود جسارت تعیین نقش برای بانوان داده است؛ ولو زنان دیگر نقش پذیران جامعه نیستند. آنان سرایندگان غزلهای نو و خوش آوا هستند.
امّت باز هم وقتی در فضای مجازی گشت میزنم، این سوال در ذهنم شکل میگیرد، در قرن 21 میلادی، جامعه به دنبال ستایش زن است یا تعیین نقشی جدید برای زنان؟
حانیه ظریف