سکس؛ و یک مناقشه‌ی دیگر

کارتون مهدی احمدیان که در واکنش به قرارداد ۲۵ساله‌ی ایران و چین کشیده شده، مناقشاتی را برانگیخته است. برخی از کاربران توییتر که عموما به طیف‌های تندرو تر فمنیستی نزدیک‌اند، استفاده از سوژه‌ی دخول در این کارتون را به چالش کشیده و معتقدند به‌کارگیری این مضمون حتی در قالب طنز، القا کننده‌ی مراتبی از جنسیت‌زدگی، سکس‌هراسی و حتی هموفوبیا (هم‌جنسگرا هراسی) است. استدلال‌هایی هم در این باب مطرح شده است.‌

مشابه چنین بحث‌هایی در جا‌های مختلف کم‌وبیش به چشم می‌خورد و این می‌تواند نشانه‌ای از ایجاد تغییر در ساختارهای فکری جامعه باشد. هرچند ایجاد تغییرات فکری و اصلاح ساختارهای فرهنگی همواره در معرض خطر افراط و انحراف قرار دارد.

درباره‌ی این موضوع، گفته‌اند که ادبیاتِ سکس نباید منحصر به کانسپت دخول باشد و این‌چنین استدلال می‌کنند که چون زن و مرد برابرند و آمیزش جنسی یک عملِ مشترکِ انسانی است [نه یک سرویس که زن ‌بدهد یا یک کار که مرد بکند] پس اصلا چرا بشر باید از فعل‌های "کردن" و "دادن" برای اشاره به عمل جنسی خود استفاده کند؟

و همچنین معتقدند که استفاده از مفهوم *دخول* در مقام‌ تمثیل برای اشاره به شکست و مصیبت و تحقیر، ریشه‌های سکسیستی دارد و مثلا وقتی ما با ظلم، ناکامی یا فشار شدید روحی و جسمی مواجه می‌شویم و ناخودآگاه برای توصیف وضعیت‌مان می‌گوئیم "گاییده شدم" این اطلاق لابد متضمن نوعی زن‌ستیزی پنهان است.

اینکه مفهومِ "مورد دخول واقع شدن" [که *عموماً* معرّف نقشِ زنانه در رابطه‌ی جنسی است] در ملازمتِ معنایی با مفاهیمی چون شکست خوردن، تحقیر شدن یا انفعال به‌کار می‌رفته و می‌رود، احتمالا با مناسبات نظامِ "نر-غالب" بی‌ارتباط نیست.

اما چه می‌توان کرد وقتی خاصیت فیزیولوژیک انسان به‌گونه‌ای است که جنس نر در انجام عمل جنسی [معمولا] فاعلیت بیشتری دارد؟ و البته قابل درک است که این فاعلیت در همراهی با سایر اجزاء گفتمانِ مردسالار و با درنظر گرفتن پیش‌فرض‌های متناسب با آن، به معنای "استیلا" و "غلبه" نیز تلقی شود.

نکته مهم آن است که؛ تلاش برای برچیدن نظام سنتی مردسالار و جایگزین کردن آن با یک گفتمان مترقی‌تر که دست‌کم متضمن جایگاه اجتماعی برابر برای زن و مرد باشد، امری ضروری است. اما این "تلاش" نباید در وجه رادیکال خود منجر به آن شود که ما را در تقابل با "سرشت طبیعی انسان" قرار دهد.

به‌گمان من، به‌جای نفیِ فاعلیت مرد یا انکارِ انفعال زن در رابطه‌ی جنسی، بهتر است بیاموزیم که نه این فاعل‌بودن لزوما به معنای غالب‌بودن در سایر شئون خواهد بود و نه آن نقشِ منفعلانه قابل تعمیم به دیگر وجوه زندگی زنان است.

‏به نظرم بدون "درگیر شدن با طبیعت" هم بشود ساختارهای فکری را اصلاح نمود!

#هادی_کمالی

۱۴۰۰/۱/۱۹