«کتاب مغازه خودکشی» کتابی که همه ما بارها و بارها اسمش را شنیدیم. چند سال پیش همه درباره این کتاب صحبت میکردند اما چرا این کتاب محبوب شد؟ خب یکی از دلایلش قطعا حجم کم کتابه. اما از محتوای کتاب چیزی که جذابش کرده، انتهای کتابه! چیزی که اصلا انتظار نداری اتفاق میوفته. اما نمیخوام توی این پست درباره این صحبت کنم که خلاصه کتاب چیه و چی نیست! میخوام بگم که پیشنهاد میکنم این کتاب را چه کسانی بخوانند و چه کسانی نخوانند.

خیلی سریع میخوام برم سراغ نکاتی که قبل از انتخاب کتاب خوبه بهش توجه داشته باشی، چون به صورت مفصل در کانال یوتیوبم یه ویدیو ساختم و درباره اش گفتم. اینجا فقط میخوام نکته ای بریم سراغش:
اول اینکه توی این کتاب به تعداد زیادی از واژه های مرگ و خودکشی و راه های خودکشی استفاده میکنه.
دوم اینکه به صورت ناخودآگاه راه های خودکشی که مطرح میکنه رو برای خود کاستومایز میکنی که احتمالا کدوم با روحیات من سازگارتره.
سوم اینکه انتهای کتاب(نمیخوام اسپویل کنم- پس فقط بدان که) مثبت تموم نمیشه و محتوای کتاب از امید به ناامیدی میره.
چهارم اینکه شخصیت اصلی داستان یک کودکه و یک کودک یا نوجوان، احتمالا با او همذات پنداری میکنه پس بنظرم برای این سن مناسب نیست، مخصوصا اینکه انتهای داستان نیاز به توضیح داره و نباید سطح داستان را دید و برای یک نوجوان شاید سطوح زیرین قابل دسترس نباشه.
پنجم اینکه از این کتاب یک انیمیشن هم ساخته شده اما باید بدانید که انتهای داستان در انیمیشن تغییر کرده تا برای کودکان و نوجوانان مناسب باشد. اگر میخواستید سراغ انیمیشن برید پیشنهاد میکنم قبلش کتاب رو بخونید.

کتاب مغازه خودکشی نوشته ژان تولی ترجمه احسان کرم ویسی کتابی است درباره یک کودک شاد در یک جامعه تاریک و سرد. بچه یک خانواده که شغل خانوادگی آن ها فروش ابزار خودکشی است و شعار این مجموعه این است:
«اگر در زندگیتان موفق نشدید، حداقل در مرگتان موفق باشید.»