ویرگول
ورودثبت نام
حدیث صابری
حدیث صابریروزنامه‌ی یک نویسنده‌ی تمام‌وقت
حدیث صابری
حدیث صابری
خواندن ۳ دقیقه·۴ ماه پیش

بازگشتن به میز کار

دارم سعی میکنم زندگی کنم، در میانه‌ی این روزهای تلخ. چرا که عمرمان صبر نمی‌کند تا شرایط بهتر شود. چرا که دوباره ۲۵ ساله نمی‌شوم. چرا که ایران آینده به آدم‌های آگاه و متخصص بیش از پیش نیاز خواهد داشت. چقدر شعاری شد.‌ :) اما همین شعارها است که آدم‌ها را سرپا نگه ‌می‌دارد تا با مرگ عزیزانشان، جنگ و... کنار بیایند.
می‌دانم باید غم را محترم دانست و حرکت کرد؛ باید مقاومت کرد و حرکت کرد. رودی که حرکت نکند نه تنها به دریا نمی‌رسد بلکه به مرداب تبدیل خواهد شد.
خشم و غم را انکار نکنید و زندگی را از سر بگیرید تا شاید الگویی شویم برای آینده‌گان که در روزهای تاریکشان بدانند باید حرکت کنند تا به راه خروج از غار نزدیک شوند.

در این ۵۰ روز به اندازه کافی اخبار را دنبال کرده‌ام حقیقتا دیگر روانم کشش ندارد برای همین پریشب از تمام کانال‌های خبری خارج شدم؛ تمام افراد محبوبم در اینستاگرام که روایتگر حقیقت این روزها بودند را آنفالو کردم و تصمیم گرفتم که به میز کارم برگردم. برای ما که کارفرمایی بالای سرمان نداریم، همت کردن و بازگشتن به کار واقعا دشوار است مثل پایی است که مدت‌ها در گچ بوده و برای راه رفتن مجدد نیاز به فیزیوتراپی دارد تا توانش را باز بیابد.

همین دیروز صبح ایده‌ی نوشتن هر روزه همچون روزنامه‌ای شخصی در اینجا به ذهنم رسید. میخواهم در حد توانم گزارشی روزانه از تسک‌های کاری‌ام را برایتان روایت کنم احتمالا این موضوع برای هم‌‌صنف‌هایم جالب‌تر باشد. البته امیدوارم :) راستش برای خودم دنبال کردن ولاگ‌ روزانه‌ی نویسنده‌ها انگیزه‌بخش است؛‌ این هم همان است البته مکتوب!

دیروز بعد از ۵۰ روز آنلاین بودن‌های چند ساعته در شبکه‌های اجتماعی تصمیم اثربخشی گرفتم با خودم عهد بستم که فقط اجازه دارم ساعت ۱۰ شب شبکه‌های اجتماعی را باز کنم آن هم به مدت یک ساعت و خب خوشبختانه موفقیت‌آمیز بود!
یکی دیگر از ماموریت‌های دیروز خواندن کتاب بیست کهن الگوی پیرنگ بود؛ باید آن را تا الان تمام میکردم اما خب میدانید که شرایط…
این کتاب را بیشتر به خاطر مثال‌های ادبی و سینمایی‌اش دوست دارم باعث می‌شود هم اگر آثار فاخر را ندیده‌ای به دیدنشان ترغیب شوی و هم چم و خم هر کهن‌الگو قشنگ دستت می‌آید. به نظرم از آن دسته از کتاب‌هاست که هنگام نوشتن به آن مراجعه خواهید کرد! و از همه مهم‌تر شما را از شر تعریف‌های نصفه و نیمه در رابطه با پیرنگ رها میکند. :) 

بخش بعدی امروز به خرید کتاب و تقویم رومیزی گذشت. یکی از آیین‌هایی که من سال‌هاست پیش از سال نو برگزار میکنم، خریدن تقویم رومیزی است.
کتاب‌هایی که خریدم بوطیقا بود و شناخت عوامل نمایش. بعد از گذراندن درس مبانی ادبیات نمایشی مصمم شدم که حتما بوطیقا را بخوانم چرا که به نظرم نویسندگانی که می‌نویسند اما یکبار بوطیقا نخوانده‌اند شاید در ظاهر درختی پربار باشند اما چوبشان هیچ‌ نمی‌ارزد و عیار ندارد. به نظرم نویسندگی صرفا عملی احساسی نیست باید آن را آکادمیک و حرفه‌ای دنبال کرد چون اگر این مسیر را بروی عصاره‌ی آثارت فرق خواهد کرد.
به هر حال اگر قصد خواندن بوطیقا را دارید من به نقل از یکی از باسوادترین اساتیدم ترجمه‌ی فتح‌الله مجتبایی را به شما پیشنهاد میکنم. در ادامه که بوطیقا را خواندم بیشتر درباره‌اش خواهم نوشت.
کتاب دومی که خریدم شناخت عوامل نمایش از ابراهیم مکی است. این کتاب پیشنهاد استاد نمایشنامه‌نویسی‌ام است. این کتاب پایه‌ای‌ترین کتاب برای نمایشنامه‌نویسی است. هرچند من مشغول خواندن سایر کتب نمایشنامه‌نویسی بودم اما تصمیم گرفتم کمی صبر کنم و مسیر پیشنهادی استادم برای خواندن کتب نمایشنامه‌نویسی را پیش بگیرم چرا که به نظرم از پایه شروع کردن ذهن را آماده‌تر و منظم‌تر خواهد کرد.

دیروز با وجود تلاش‌هایم برای دوری از شبکه‌های اجتماعی، بهره‌وری مناسبی نداشتم برای همین امیدوارم روز پیش رو برای همه‌ی ما روز بهتری باشد.

شبکه‌های اجتماعینویسندگیکتاب
۹
۰
حدیث صابری
حدیث صابری
روزنامه‌ی یک نویسنده‌ی تمام‌وقت
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید