زمان، زمان بروز خلاقیت‌ها و بازگشت به رویاهاست.

درست است که شرایط بد اقتصادی، آزاردهنده است. قبول دارم که فشار زندگی روی آدم‌ها زیاد شده است، خیلی‌ها عصبی و بداخلاق شده‌اند، اجحاف در حق یکدیگر، دروغگویی و چاپلوسی و دزدی رشد کرده است. اما این وسط چیز دیگری هم هست که من به آن اعتقاد دارم. حرف تازه‌ای نیست البته. از قدیم‌الایام گفته‌اند در سختی‌هاست که خلاقیت‌ها بروز پیدا می‌کند. حتا نظریه‌ای وجود دارد که می‌گوید تمدن‌های بزرگ در مناطقی از جغرافیای جهان شکل گرفته‌اند که از بعد اقلیمی و آب‌وهوایی در تنگنای بیشتری بوده‌اند. تمدن ایران را از آن نوع می‌دانند. در خود ایران هم، مناطق کویری و خلاقیتی که مردمانش در معماری، شیوه‌ی زیست، صنعت، صنایع دستی و... از خود بروز داده‌اند، مثال‌زدنی است.

حالا برگردیم به شرایط اقتصادی فعلی و چیزهایی که من به‌عینه دارم در اطرافیانم و در خودم می‌بینم.

اولش همه‌مان غر می‌زدیم. هنوز هم البته نقل و نبات مجلس‌مان همین غرزدن‌هاست. اما اتفاق دیگری هم در کنارش افتاده. کم‌کمک بعضی از ما که تا پیش از این به زندگی کارمندی حداقلی راضی شده بودیم و یا شرایط متوسطی داشتیم، با خودمان نشستیم فکر کردیم که خب حالا که حقوق‌ها عقب می‌افتد و یا شرکت‌ها تعدیل نیرو کرده‌اند و ما بیکار شده‌ایم یا این‌که دیگری امیدی به پیدا کردن شغل ثابت نیست، باید چه‌کار کرد؟ آیا باید همین‌طور نشست و دست روی دست گذاشت و کاری نکرد؟ واقعیت این است که نه. تازگی‌ها با هرکس سر صحبت را باز می‌کنم، در جست‌وجوی راه‌حلی‌ست برای این‌که توانمندی‌هایی که در خودش سراغ دارد را یک‌جوری به ظهور برساند. خیلی‌ها در حال تحقیق و برنامه‌ریزی‌اند. کاغذ و قلم برداشته‌اند و نقشه‌هایشان را روی کاغذ می‌آورند. آن‌ها می‌خواهند روی پای خودشان بایستند. خیلی‌ها می‌گویند دیگر دنبال کار کارمندی نمی‌رویم. هرکس دنبال راه انداختن کسب و کار شخصی خود است. فکرها به کار افتاده. خیلی‌ها افراد همفکرِ خودشان را پیدا کرده‌اند، دور هم جمع شده‌اند و دارند با هم نقشه می‌کشند. در این مسیر، خلاقیت‌ها به خرج می‌دهند و همدلی‌ها می‌کنند و یک چیزهایی از اعماق درون‌شان می‌جوشد که شاید رویای سالیان قبل‌شان بوده است.

من این‌ها را به‌عینه دارم می‌‌بینم. سختی‌هایش را می‌‌بینم و شور و شوق پنهان و آشکارش را نیز. به هرکس سر راهم قرار می‌گیرد، مشورت می‌دهم و خودم برای کارهای خودم از خیلی‌ها مشورت می‌گیرم. کندی و کرختی که تا همین چند وقت پیش رخنه کرده بود، دارد جایش را به شور و انگیزه می‌دهد.

این‌ها هیچ‌کدام انکار آن سختی‌ها و فشارها و تلخی‌ها نیست. این‌ها همه‌ی ماجرای همه‌ی آدم‌ها هم نیست. خیلی‌ها زمین خورده‌اند و دیگر نتوانسته‌اند بلند شوند. خیلی‌ها دارند روز‌به‌روز فروتر می‌روند. به کسی نمی‌توان خرده گرفت. توان آدم‌ها برای بروز خلاقیت متفاوت است. بعضی‌ها زودتر کم می‌آورند و بعضی‌ها دیرتر. از همگان نمی‌توان انتظار شق‌القمر داشت. ولی آن‌هایی که توانش را دارند، نباید دست روی دست بگذارند. زمان، زمان پیدا کردن خود، حلقه‌ی دوستان و همکاران و کسب و کار خود است. زمان، زمان بروز خلاقیت‌ها و بازگشت به رویاهاست.