خلاصه‌ای از اثر مرکب - دارن هاردی

سلام، امیدوارم حالتون خوب باشه، این دومین پست من در ویرگول هست و اینبار میخوام بهتون یک کتاب رو معرفی و قسمت کوچکی از این گنجینه رو براتون و توضیح بدم و بنویسم (نه نقد!). من تفریحم کتاب خوندن هست، در حال حاظر و این روزها که بسیار سرم شلوغ هست و از مدیریت کار تا خانواده و مسائل دیگر پیش روم، میزان مطالعه‌ام کم شده (حدود یک ساعت در اوایل صبح)، اما همچنان گرسنه و منتظر زمانی خالی هستم تا بتونم زمان بیشتری از روزم رو به مطالعه و کتاب اختصاص بدم، چون میدونم هیچ چیز به اندازه کتاب نمیتونه بهم کمک کنه تو زندگی شخصی و حرفه‌ایم پیشرفت کنم.

آخرین کتابی که خوندم، کتاب "اثر مرکب" نوشته‌ی دارن هاردی بود، این کتاب، کتابِ معروفی هست، ممکنه خیلی هاتون خونده باشید یا اسمش رو شنیده باشید، اما خب شنیدن کی بُوَد مانند "خواندن"؟ شنیدن و تعریف یک چیز هست و مطالعه‌ی کاملِ کتاب یک چیز دیگه. این کتاب رو یکی از دوستان خوبم بهم معرفی کرد، اونم وقتی که من توی اوج دوران استرس کاری و روحی بودم، به دنبال راهی بودم تا بهتر از هر وقتی بتونم زمانم رو به دست بگیرم و مدیریت کنم تا بتونم از این بحران روحی و زمانی بیرون بیام. تا اینکه این کتاب رو بهم معرفی کردن و منم شروع کردم به مطالعه.

"مهم نیست در چه شغل و حرفه‌ای هستید، چه چیزی یاد میگیرید و از چه تاکتیکی استفاده می‌کنید، موفقیت در نتیجه اثر مرکب به دست می‌آید"

مقدمه و توضیحی مختصر

اولین نکته ای که خیلی زود من رو جلب خودش کرد اوایل کتاب بود، برام عجیب بود که بزرگترین نویسندگان و سخنرانان موفقیت از جمله برایان تریسی و آنتونی رابینز با تمام وجود دارن این کتاب رو معرفی و پیشنهاد میکنن، همونجا خیلی انگیزم برای خوندن کتاب بیشتر شد و متوجه شدم این کتاب با بقیه کتاب هایی که تا به حال خوندم متفاوت هست.

اولین انفجار توی ذهن من توی ده صفحه‌ی اول از "فصل اول" کتاب شکل گرفت، نویسنده (دارن هاردی) به صورت زیبایی اخلاقیات و سخت کوشی های پدرش رو به قلم آورده بود، و بیشتر از هرچیز با این مقدمه در فصل اول ذهن شمارو به عنوان خواننده کتاب به کار میگرفت و انگار این جمله رو تو گوشتون زمزمه میکرد: "اینبار قرار نیست جملات انگیزشی بشنوی و فقط برای چند روز حالت خوب باشه، قراره بهت بگم موفقیت زحمت داره و چطور میتونی موفقیت رو به دست بیاری". باید خودتون کتاب رو بخونید و این جملات نویسنده رو به قلم خودش لمس کنید

این کتاب، روش درست زحمت کشیدن رو بهتون یاد میده!

نکته جالبش اینجا هست که انقدر اوایل کتاب خوب و قدرتمند شروع میشه که من به هرکسی که کتاب رو پیشنهاد میکنم، میگم اول از همه ده صفحه از فصل اول کتاب رو بخون و اگر به نظرت خوب نبود ادامه نده :)

در ادامه نویسنده به شما چند اصل ساده رو توضیح میده، تفسیر میکنه و مثال میزنه، مثال هایی که به وضوح متوجه میشید اثر مرکب چی هست، چطور زندگیتون رو تغییر میده و چطور میشه با اثرمرکب "هر کاری" انجام داد و در "هر کاری" به موفقیت رسید، درسته، هرکاری...

اثر مرکب جادویی هست که خیلی هامون ازش بی‎خبریم، یا حتی ازش استفاده میکنیم اما تا به امروز نمیدونستیم اسمش اثرمرکب هست و راه درست استفاده ازش چی هست. من توی اینجا یک مثال کوتاه از اثر مرکب براتون میزنم، امیدوارم با این مثال و توضیحات قبل انگیزه و درک کافی و لازم برای مطالعه این کتاب رو به دست آورده باشید.

اثر مرکب
اثر مرکب

اثرمرکب چیست؟

اثرمرکب راه رسیدن به هر هدفی هست، اثر مرکب اصل ثابت و پایداری هست که در هر هدف و کاری جوابگو هست، در واقع به زبان ساده "اثر مرکب اصل به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه‌ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است، گام هایی کوچک و به ظاهر ناچیز که در طول زمان انجام می‌شوند و یک تفاوت بنیادین ایجاد میکنند."

اجازه بدین یکی از مثال های خوب کتاب رو مختصرا اینجا براتون بیارم، میدونم کار دارین و وقت خوندن متن طولانی رو هم ندارین :) پس سریع و کوتاه مینویسم:

تصور کنید سه دوست در یک محله زندگی میکنن، سه دوست که هر سه ازدواج کردن، حقوق برابر دارن و هر سه تا حدودی از زندگی هاشون راضی هستن، نام این سه دوست رو فرضا لری، اسکات و براد میزاریم:

  • لری از زندگیش راضی هست (یا دست کم اینجوری فکر میکنه)، شغل معمولی داره و با درآمدش زندگی معمولی رو سپری میکنه اما علاقه‌ای به بهبود دادن به وضع زندگیش نداره، اون به همین چیزی که هست راضی هست و گاهی هم از اینکه چرا همه چیز مثل همیشه‌است و چیزی تغییر نمیکنه گله میکنه.
  • در سمت مقابل اسکات زندگی درست شبیه لری داره اما فرق اسکات اینه که اسکات یه سری اعمال معمولی و به ظاهر ناچیز رو به زندگی روز مره اش اضافه کرده، اسکات روزانه چند دقیقه‌ی کوتاه مطالعه میکنه، روزانه به چند پادکست و فایل صوتی انگیزشی و الهام بخش گوش میده و همچنین سعی میکنه مسیری که از خونه تا سرکار میره رو که حدود 30 دقیقه هست به جای خوندن اخبار یا گوش دادن به موسیقی به پیشرفت خودش و مطالعه بپردازه، اسکات همچنین بعد از خوندن یه مطلب توی یه مجله پزشکی تصمیم گرفته روزی 125 کالری از وعده های غذاییش کم کنه، 125 کالری واقعا عدد کم و بی ارزشی حساب میشه درسته؟
  • در طرف دیگه هم ما براد رو داریم، براد هم دقیقا مثل لری و اسکات هست، براد هم چند تا تصمیم کوچیک دیگه و به ظاهر ناچیز گرفته، براد یک تلویزیون زیبا و با صفحه بزرگ خریده و مقداری از وقت روزانه‌اش رو پای برنامه های تلویزیونی میزاره، دستور های برنامه های آشپزی رو دنبال میکنه و برای خودش میپزه، لازانیا و انواع دسر ها از غذا هایی هستن که علاقه داره، در ضمن، یک میز نوشیدنی های الکلی هم به اتاق پذیرایش آورده و هفته‌ای یک وعده نوشیدنی الکلی هم به برنامه غذاییش اضافه کرده.
رشد واقعی زمان و انرژی میخواهد، همانند رشد یک گیاه، شما میتوانید کم کم و با مرور زمان به قدرتمند ترین درخت تبدیل شوید
رشد واقعی زمان و انرژی میخواهد، همانند رشد یک گیاه، شما میتوانید کم کم و با مرور زمان به قدرتمند ترین درخت تبدیل شوید

نتیجه واقعیِ اثر مرکب:

میبینید که این سه دوست فرق زیادی باهم ندارن، تصمیم های کوچکی گرفتن و به ظاهر هیچ اتفاق مهمی در راه نیست، اما در واقع در همین لحظه اثر مرکب فعال شده، در هفته ها و ماه های اول هیچ تاثیری مشاهده نمیشه، از اواخر ماه پنجم هنوز هم فرق بزرگی نمیتونید ببینید، یعنی اگر این سه دوست رو روی ترازو بزارید بازهم میزان تغییرات به صفر گرد میشن، ماه دهم هم همینطور، اما از اواسط ماه هجدهم میتوانیم تغییرات مختلف و قابل مشاهده‌ای رو در زندگی این افراد مشاهده کنیم. حدود ماه 25م تفاوت ها آشکار و قابل اندازه گیری هستند، ماه 27م تفاوت های بزرگ و فاحشی وجود دارد و در ماه 31م تفاوت ها وحشتناک و تکان دهنده میشوند... درست در همین موقع هست که شما اثر مرکب رو به چشم هاتون میبینید و لمس میکنید، میبینید که چطور کوچکترین قسمت های زندگیتون رو تغییر میده، درست در ماه سی و یکم میبنید اسکات که تصمیم گرفته بود چند عادت کوچک و به ظاهر بی‌ارزش رو در زندگیش جا بده حالا چقدر فرق کرده، حالا بعد از این مدت براد چاق شده، اما اسکات با همان برنامه ساده کم کردن 125 کالری از برنامه غذایی روزانه اش بیشتر از 15 کیلوگرم وزن کم کرده، براد در همان بازه زمانی فقط 125 کالری بیشتر مصرف کرده و حالا 15 کیلو از اسکات اضافه وزن داره، اما تفاوت در آنها به مراتب مهم تر از وزنشان است، اسکات در این مدت بیشتر از هزار ساعت به مطالعه و گوش دادن به فایل های صوتیِ پیشرفتِ شخصی اختصاص داده، از همین نتایج او علمش بیشتر شده، ترفیع شغلی گرفته، حقوقش افزایش یافته و به همین صورت روال زندگی شخصی و زناشوییش نیز بهتر شده. لری چطور؟ لری را به خاطر می‌آورید؟ لری همچنان همان آدم قبل است و زندگی‌اش هیچ فرقی نکرده، هنوز هم گاهی گله میکند و از اینکه چرا نمیتواند تفاوتی ایجاد کند به همه بد و بیراه میگوید. اثر مرکب کار خودش را کرده است، اما به اشکال مختلف....

نتیجه کلی:

قدرت اثر مرکب به همین سادگی است، آنهایی که اثر مرکب را به نفعشان بگیرند، در مقابل همتایانشان که اجازه میدهند اثر مرکب بر علیه‌شان باشد تفاوت هایی باورنکردنی میکنند. اثر مرکب کاری را ساده نمیکند، اثر مرکب به شما یاد میدهد که "موفقیت" چیزی نیست که با یک قدم بزرگ یا یک تلاش زیاد به دست آید، موفقیت حاصل اثر مرکب است و انتخاب های کوچک و هوشمندانه است.

و نکته جالب دیگر این است که شما همیشه در حال تجربه اثر مرکب هستید، حتی اگر هیچ تصمیمی در زندگیتان نگیرید اثر مرکب را بر علیه خودتان فعال کرده اید، با موکول کردن کارها به فردا هیچ چیز فرقی نمیکند، فقط اجازه داده اید اثر مرکب کارش را بر علیه شما انجام دهد.

امیدوارم این تجربه من شمارو با اثر مرکب و این کتاب عالی آشنا کرده باشه، امیدوارم این کتاب رو بخرید و مثل من توی زندگیتون تفاوت بنیادی ایجاد کنید، یه جمله خوب در آخر این کتاب نوشته اونم اینه این کتاب رو به کسانی که دوستشان دارید بدین تا بخونن یا بهشون معرفی کنید، من سهم خودم رو سعی کردم با نوشتن این مطلب ادا کنم، چون واقعا اثر مرکب دوباره به خودم و اهدافم معنی داد، شما هم اگر این کتاب رو خوندین و براتون مفید بود، به کسایی که براتون مهم هستن معرفیش کنید.