سالی که تابستان نبود

۱۵ آوریل سال ۱۸۱۵ بود که کوه تامبورا به طرز وحشتناکی فوران کرد و صدای انفجارش تا ۱۵۰۰ مایلی مناطق و شهرهای اطراف شنیده شد. فاجعه‌ی انفجار کوه تامبورا را می‌توان یک نمونه‌ی مناسب از خشم طبیعت دانست که می‌تواند درس‌های زیادی به ما بدهد؛ تابستان سال ۱۸۱۶ شبیه هیچ تابستانی نبود که مردم جهان تجربه کرده بودند؛ در نیو انگلند ذرات برف به روی زمین می‌نشست و در سراسر اروپا هم قطرات سرد و غمگین باران می‌بارید. به همین خاطر در اروپا و آمریکای شمالی سال ۱۸۱۶ را به نام «سالی که تابستان نبود» می‌شناسند؛ اما موضوع همین نیست، بیایید این فاجعه را دقیق‌تر بررسی کنیم.

عکسی تزئینی از انفجار کوه تامبورا
عکسی تزئینی از انفجار کوه تامبورا

بیایید کمی به عقب نگاه کنیم و ببینیم داستان از چه قرار است؛ سومباوا (انگلیسی: Sumbawa) جزیره‌ای در استان سوندای غربی در جنوب مرکزی اندونزی است. تامبورا یک آتش‌فشان چینه‌ایِ فعال در شمال سامبوا است که تا قبل از انفجار سال ۱۸۱۵، ارتفاعش ۴۳۰۰ متر، و یکی از بلندترین قله‌های مجمع‌الجزایر اندونزی بود. اما در ۵ آوریل ۱۸۱۵، این کوه شروع به غرش و فعال شدن کرد، در طی چهار ماه، آتشفشان منفجر شد – یکی از بزرگترین انفجارهای آتشفشانی که در تاریخ ثبت شده است.

دهانه آتشفشان کوه تامبورا
دهانه آتشفشان کوه تامبورا

انسان‌های زیادی که در اطراف این واقعه بوند جان خود را از دست دادند و کوه تامبورا آنقدر خاکستر و ذرات معلق در هوا آزاد کرد که آسمان تیره و تاریک شده بود و میزان نوری که از خورشید به زمین می‌رسید به طرز چشم‌گیر و وحشتناکی کاهش یافت. ذرات بزرگی که توسط آتشفشان پاشیده شده بودند، در نزدیکی زمین‌های اطراف سقوط کردند و آنقدر خاکستر در فضا پخش شده بود که شهرهای اطراف همگی زیر خاکستر دفن شده بودند. گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اینکه چندین متر خاکستر بر روی سطح اقیانوس در منطقه وجود داشته و کشتی‌ها برای عبور و مرور مجبور بودند آن‌ها را کنار بزنند تا راه‌شان باز شود!

اما اگر روی نقشه نگاه کنید، می‌بینید که آمریکای شمالی، اروپا و مناطق دیگر، در آنطرف کره‌ی زمین هستند، چطور می‌شود که انفجار یک کوه آتشفشانی (هرچقدر هم عظیم) بتواند بر روی آب و هوای بخش عمده‌ای از کره‌ی زمین اثر بگذارد؟!

جوابش در این است که ذرات بسیار کوچکی که توسط آتشفشان پاشیده شده بودند، به اندازه‌ی کافی سبک بودند که طی ماه‌های آینده بتوانند از طریق جو زمین پخش شوند و تاثیر جهانی بر آب و هوای کره‌ی زمین داشته باشند؛ آن‌ها راه خودشان را به استراتوسفر پیدا کردند، جایی که می‌توانستند با راحتی بیشتر خودشان را در سراسر زمین توزیع کنند.

تا زمانی که آن خاکستر در جو زمین فرو ننشست، سرما در آمریکای شمالی و اروپا موجب قحطی گسترده شده و محصول غلات را در تابستان به طور چشمگیری کم کرده بود – هم به دلیل سرما و هم کمبود آفتاب؛ زمانی که کشت و زرع غلات کم شدند، به مرور قیمت آن‌ها نیز افزایش یافت، خصوصاً قیمت جو. آن زمان اسب‌ها روش اصلی حمل و نقل بودند و به دلیل افزایش قیمت غلات، هزینه‌ی سفر و حمل و نقل نیز افزایش یافت و نتایج این موضوع به همین شکل زنجیره‌ای شروع به ضربه زدن به اقتصاد و زندگی مردم کرد.

گفته می‌شود اثرات این قحطی و گرانی جان بیشتر از ۹۲ هزار نفر را گرفت و تا چندین ماه ادامه داشت

به عقیده‌ی من، از این اتفاق درس‌های زیادی می‌توانیم بگیریم، تنها کافی است اندکی فکر کنیم. آب و هوای زمین چه به سبب فعالیت‌های انسانی و چه به سبب اتفاقات طبیعی، می‌تواند دست‌خوش تغییرات کوچک و بزرگ شود. تغییراتی که گاه هرچقدر هم از لحاظ فناوری پیشرفته باشیم، باز هم کاری از دستمان برای نجات دادنمان برنخواهد آمد.

در حقیقت این انفجار کوه تامبورا تنها یک نمونه‌ی کوچک از تغییرات ناگهانی طبیعت است و البته خارج از دسترس انسان؛ حال خود ما با انتخاب خودمان بلایایی به سر طبیعت می‌آوریم که نتایج نهایی‌شان بسیار وحشتناک‌تر و ماندگار تر از این واقعه است؛ مردم روز به روز خواستار رفاه و فناوری‌های بیشتر هستند، برای فناوری‌های بیشتر نیز باید کارخانه‌های بیشتر و در نتیجه زباله‌های بیشتر تولید کرد؛ و آن نیز خودش بسیار جای بحث و صحبت دارد؛ حقیقت این است هردو طرف حق دارند؛ اما ادامه این موضوع از حوصله‌ی این مطلب خارج است.

راستش من این پست را ننوشتم که در آخرش نصیحت کنم یا بخواهم با آمار ثابت کنم کدام رفتارهای انسانی غلط یا درست هستند؛ شاید بعداً درباره‌ی این موضوع هم نوشتم. اما فعلاً تنها قصدم یک آگاهی‌رسانی کلی و یادآوری بود؛ اینکه بدانید طبیعتِ آرامِ زمین، آب و هوای تمیز و قابل تنفس، آمد و رفت منظم فصل‌ها و زمین‌های قابل کشت و زرع بر روی زمین همیشگی و دائمی نیست. شاید بعضی از رفتارهای ما، همانند این انفجار کوه تامبورا، در لحظه اثرات مخربش را نشان ندهد؛ اما در یک بازه نه چندان طولانی، حتی در طول زندگی خودمان، می‌تواند به طور کلی همه چیز را تغییر دهد و به کیفیت زندگی خودمان و چه بسا بقای نوع بشر آسیب بزند. کمترین کاری که می‌توانیم بکنیم این است حداقل اگر از پس فاجعه‌های خود طبیعت برنمی‌آییم، خودمان به آن ضربه نزنیم! چه ما و چه سیاست‌مردان، هر دو مسئولیم؛ فرقی ندارد؛ نمی‌توانیم و نباید شانه‌ی خودمان را از مسئولیت خالی کنیم.

فعلاً به عنوان یک شهروند بهترین کارهایی که می‌توانیم انجام دهیم، یکی این است خودمان سالم زندگی کنیم، دوم اینکه اطلاع رسانی کنیم تا به مرور اشخاص بیشتری به طبیعت و محل زندگی‌شان احترام بگذارند و اهمیت بدهند.