یادگیری این موضوع چه فایده‌ای برایم دارد؟

قبل از روشن کردن موضوع این را بگویم که راستش خودم هم مدتی درگیر این سوال بودم اما برای پاسخش هیچ‌وقت به جواب قانع‌کننده‌ای نرسیده بودم. طی مطالعات، جستجوها و البته یک سری تجربیات، به پاسخی کوتاه رسیدم که تصمیم گرفتم با شما هم در میان بگذارم. این عقیده/پاسخ یک نظر شخصی است، لطفا نظراتتان را در انتها برایم بنویسید. ابتدا قصد داشتم این موضوع را در قالب یک رشتو در صفحه‌ی توییترم منتشر کنم اما دیدم با توجه به محدویت کاراکتری که توییتر دارد احتمالا زیادی طولانی می‌شود.

برای اینکه بحث طولانی نشود سریع می‌روم سر اصل مطلب.

چه دانشجو باشید یا یک فرد علاقه‌مند و خودآموز، همیشه در زمینه و حوزه‌ی کاری‌تان پیش می‌آید به نکته یا موضوعی برخورد کنید که با خودتان بگویید یادگیری این بخش چه فایده‌ای دارد؟ اصلا قرار است از آن استفاده کنم؟ اگر دوسال یکبار هم بخواهم به این موضع برخورد کنم ارزش وقت گذاشتن را دارد؟

اینکه این سوالات را از خودتان می‌پرسید بسیار خوب است، احتمالا این را نشان می‌دهد که برای زمان و عمرتان ارزش قائل هستید (یا هم به طرز وحشتناکی تنبل! انتخاب با خودتان)

یک نمونه‌ی این موضوع که احتمالا برای اکثر ما پیش آمده مربوط به درس ریاضی است، خیلی اوقات که به بخش چالش‌برانگیزی از این درس می‌رسیدیم، در حالی که در کلاس درس نشسته بودیم با غرغری زیر لب می‌گفتیم: «اصلا قراره از این موضوع توی زندگیم استفاده کنم؟!» و خب حق هم داشتیم که این سوال را بپرسیم، چون اکثرا معلمان هیچ‌وقت به ما نگفتند اهمیت این درس‌ها چقدر است و چه کاربردهایی دارند. بیشتر سعی داشتند که ما فقط حفظ کنیم و نمره بگیریم.

جهت سادگی بحث، در مورد ریاضی صحبت خواهم کرد اما شما می‌توانید موضوع را به زمینه‌ی کاری خودتان هم بسط دهید.

خیلی از مسائل و موضوعات ریاضی قرار نیست به صورت مستقیم در زندگی روزمره یا کاری ما استفاده شوند، مگر اینکه در آینده صاحب شغل خاصی شویم که دقیقا با همین موضوعی که امروز از یادگیری‌اش نفرت داشته داریم در ارتباط باشد. اگر دانشجو باشید احتمالا تا به حال از استاد یا معلم پرسیده‌اید که یادگیری موضوع x چه فایده‌ای در زندگی من خواهد داشت؟ سوالی که معمولا استادان هم دل خوشی از آن ندارند. اگر استاد زیرکی داشته باشید، احتمالا به شما می‌گوید: «می‌دونم الآن این موضوع برات عجیب و کسل کننده به نظر میاد اما تو از آینده خبر نداری و شاید درنهایت در کاری مشغول شوی که نیاز باشد موضوع x را به صورت دستی و سریع محاسبه کنی!» احتمالا این پاسخ شما را راضی می‌کند اما هم شما و هم استاد هر دو می‌دانید این یک دروغ است. احتمال اینکه شما در آن کار خاص مشغول شوید و به صورت روزمره از این موضوع خاص استفاده کنید عملا یک در میلیون یا بیشتر خواهد بود و بستگی به اهدافتان در زندگی خواهد داشت.

برگردیم به سوال اصلی، چرا این‌ها را می‌خوانیم؟ کی کاربرد خواهند داشت؟ بالاخره وقت بگذاریم یا نه؟ حمید چرا جواب رو نمی‌دی؟

بسیار خب، الآن می‌گم. بهترین جواب و مقایسه می‌تواند مقایسه با بازی فوتبال باشد. نگاهی به عکس زیر کنید.

این تصویر را در ذهنتان ثبت کنید
این تصویر را در ذهنتان ثبت کنید

اگر قرار باشد به صورت حرفه‌ای فوتبال بازی کنید - منظورم اینه، واقعا بازی کنید، در سطح رقابت - قبلش باید مدت‌ها تمرینات خسته کننده، تکراری و حتی نامرتبط انجام دهید. آیا بازیکنان واقعی هیچ‌وقت از این تمرینات توی زمین بازی واقعی استفاده می‌کنند؟ انجام تمرینات بدنی سخت، حرکت کردن زیگ‌زاگی و پرش از روی موانع کوتاه! در کدام بازی فوتبال دیده‌اید بازیکن وسط بازی ناگهان از این حرکات استفاده کنه؟ خب راستش بله، اما نه به اون شکلی که ما می‌بینیم. درواقع بازیکن از آمادگی بدنی و مهارت‌های کناره‌ای که از این تمرین‌ها و مهارت‌ها به دست آورده به صورت غیر مستقیم توی بازیش استفاده می‌کنه.

بهتره اینطور بگم که بازیکن از نتیجه‌ی این تمرین‌ها استفاده می‌کنه نه خود تمرین‌ها. یادگرفتن اون تمرین‌های سخت و غیر مرتبط بخشی از یادگرفتن «فوتبال» هست. به همین ترتیب یادگرفتن ریاضی هم بخشی از یادگرفتن بقیه علوم، مهندسی و یا فعالیت‌ها است.

فکر می‌کنم موضوع تا الآن براتون روشن شده که لزوما هرکاری که ما انجام می‌دیم، یاد می‌گیریم و یا تمرین می‌کنیم قرار نیست به صورت مستقیم و به همان شکل هم توی زندگی یا کارمان نقش داشته باشه. اما آمادگی ذهنی و قدرت حل مسئله‌ای که به دست میاوریم حتی در ساده‌ترین امور هم ما را آدم‌های آگاه‌تر و منطقی‌تری می‌کنه. چه برسه مثلا به عنوان یک برنامه‌نویس بخواهید از این تاکتیک‌ها استفاده کنید. ریاضیات مثل یک اشعه‌ی X-Ray عمل می‌کنه که می‌توانید زیر پوسته‌ی این دنیای پر آشوب را ببینید.

اگر هربار در کار یا درس‌هایتان به بخشی برخوردید که به نظرتان کسل‌کننده یا سخت آمد، فراموش نکنید حتی اگر موضوع حسابی پرت و کم استفاده هم باشد، یادگرفتنش شما را یک قدم از رقیب‌هایتان بهتر می‌کند، دیدتان را بازتر می‌کند و در شرایط مختلف قدرت حل مسئله و تصمیم‌گیری بهتری خواهید داشت. از روش‌های بیشتری برای حل مشکلات آگاه خواهید بود و بهتر می‌درخشید. کمی تحمل کردن سختی هیچ ضرری به ما نمی‌رساند :)

فراموش نکنید که یادگیری آن مسائل چالش برانگیز و عجیب و شاید حتی کم استفاده، بخشی از روند کلی کار است که باید طی شوند. لازم است پخته شویم و سختی بکشیم تا در کاری که انجام می‌دهیم حرفه‌ای خطاب شویم.

مثل همیشه ممنون که وقت گذاشتید و خواندید. وقت شما با ارزش است و امیدوارم خواندن مطلب من ارزش این وقت شما را داشته باشد. با جان و دل شنونده‌ی نظرهایتان خواهم بود.

موفق و پیروز باشید.