۱۶ تصمیم‌گیری بد در فیلم Avengers Infinity War

کمتر از یک ماه دیگه مونده تا قسمت جدید فیلم Avengers به نام Endgame، ادامه‌ی فیلم Avengers Infinity War و دنباله‌ای بر دنیای بزرگ MCU، می‌خوایم باهم‌دیگه نگاهی بکنیم به ۱۶ تا از بدترین تصمیماتی که اعضای تیم اونجرز در فیلم Infinity War گرفتند

  • این پست وبلاگ برگرفته از نظرسنجی کاربران سایت Ranker هست و مطالب و توضیحات رو هم خودم تا جایی که تونستم اضافه کردم بهشون (یعنی نظر شخصی من نیست و عده‌ی زیادی معتقد هستند)
  • این مطلب حاوی اسپویل کامل فیلم Infinity War هست و اگر فیلم رو هنوز ندیدید (شرم بر شما!) لطفا برید فیلم رو ببینید و بعد این مطلب رو بخونید 🙂
  • لیست بر اساس بدترین انتخاب‌ها از بالا به پایین مرتب شده

۱- مشت استارلرد به صورت تانوس

از تمام تصمیم‌های بدی که در این فیلم اتفاق افتاد مشتی که استارلرد به صورت تانوس زد رو می‌توان در صدر این لیست قرارداد، نه تنها این مشت باعث شد تلاش تیم برای درآوردن دستکش تانوس از بین بره (چیزی که نقشه‌ی کل این بخش از جنگ بود) بلکه هیچ آسیبی هم به تانوس وارد نکرد! یعنی عملاً فقط باعث شد اوضاع بدتر بشه‌

۲- گفتن خبر مرگ گامورا به استارلرد

با وجود اینکه عصبانی شدن و ضربه‌ی مشت استارلرد به صورت تانوس در صدر لیست قرار می‌گیره، گفتن این خبر به استارلرد توسط مانتیس و  نبیولا می‌تونه در جایگاه دوم باشه. اگر مانتیس رو به خاطر اینکه تحت فشار هست و تانوس قدرت زیادی داره مقصر ندونیم (چون گفت تانوس عزاداره و داره زجر می‌کشه) بعد از اون نبیولا در جواب استارلرد که پرسید «این هیولا عزای چی رو داره» اومد برای استارلرد توضیح داد، موضوع رو روشن‌تر کرد و باعث شد استارلرد کنترلش رو از دست بده. اگر اونها سکوت می‌کردند و روی انجام کار یعنی درآوردن دستکش تمرکز می‌کردند شاید این اتفاق نمی‌افتاد

۳- تصمیم گمورا برای به دام انداختن تانوس

گمورا تنها کسی بود که محل سنگ روح رو می‌دونست، به جای اینکه خودش رو مخفی کنه یا حداقل تا جای ممکن از دسترس تانوس دور نگه داره تصمیم گرفت به سمتش بره. با اینکار دسترسی تانوس به سنگ روح هم آسون‌تر شد و حتی گمورا هم جونش رو از دست داد! گمورا می‌تونست دور بشه، حتی حافظش رو به یک روشی کاملاً پاک کنه و کاری کنه که دست تانوس به سنگ روح نرسه اما به جاش تصمیم گرفت باهاش رودرو بشه که باعث شکستش شد

۴- دکتر استرینج دست تانوس رو قطع نکرد!

در اوایل فیلم و در زمان درگیری میان تونی‌استارک و یکی از افراد تانوس، Wong دستش رو قطع می‌کنه، خب دکتر استرینج و Wong هر دو توانایی‌های مشابهی دارند تا جایی که ما می‌دونیم و کاری که Wong انجام بده رو استرینج صد در صد می‌تونه انجام بده، سوالی که پیش میاد اینه چرا استرینج موقع درگیری با تانوس دستش رو قطع نکرد تا دستکش رو بردارند و کار تموم بشه؟

۵- بیوه سیاه، کاپیتان آمریکا و بقیه‌ی تیم؛ میدنایت و Glaive رو نکشتند!

درسته در سری فیلم‌های MCU فضا خیلی رنگی و کمی فان هست، یکی از چیزهایی که اگر دقت کرده باشید زیاد دیده نمی‌شه کشته شدن و کشتن و صحنه‌های خونریزی هست (برخلاف سری فیلم‌های مثلاً X-Men که درگیری‌هاش خشن‌تر هستند) اما با این وجود این دو کاراکتر دو فضایی بیگانه بودند! در اوایل فیلم می‌بینیم که Wong دست اون بیگانه رو قطع می‌کنه پس طبیعتاً اینجا می‌تونستیم ببینیم که میدنیات و Glavie هم می‌شد که کشته بشند، فایدش چی بود؟ با توجه به مهارت‌های این دو، با نبودنشون جنگ واکاندا می‌تونست قابل مدیریت‌تر و راحت‌تر باشه و توی پیروزی تیم نقش بیشتری داشته باشه.

۶- ثور دست تانوس رو قطع نکرد!

ثور تلاش کرد یک ابزار و وسیله‌ی خوب بسازه تا بتونه تانوس رو شکست بده! رفت خودش رو در معرض نور یک ستاره‌ی کامل قرار داد، تا مرز مردن پیش‌رفت، کل نیروی خودش رو به کار گرفت و یک تبر عالی ساخت، چیزی بهتر از چکشی که داشت، اوکی، یه حرکت عالی. اما از این تبری که ساخت اصلاً درست استفاده نکرد، ثور تبر رو توی سینه‌ی تانوس فرو کرد، یه جمله‌ی حماسی گفت و هیچی به هیچی، می‌تونست با اون تبر دست تانوس رو قطع کنه، یه حداقل طبق گفته‌ی خود تانوس سرش رو هدف بگیره و به جونش پایان بده (با توجه به قدرت تانوس ممکنه بود زمان رو به عقب برگردونه و دوباره خودش رو زنده کنه، بعیده اما ممکنه، پس بهترین کار ممکن می‌تونست همون قطع کردن دستش باشه)

۷- درخواست نکردن نیروی پشتیبانی در واکاندا

زمان جنگ واکاندا نیروی های واکاندایی و اعضای تیم انتقام‌جویان با دست خالی و به تنهایی به جنگ اون بیگانه‌ها رفتند، نکته اینه که تا اون زمان و بعد از نبرد نیویورک تمام دنیا از وجود بیگانه‌ها خبردار شده بودند و کشورها می‌تونستند به کمک انتقام‌جویان برن، حداقل یه سری هلیکوپتر و تانک می‌تونست کمک باشه و به کوتاه‌تر شدن جنگ یا حتی پیروزی در مقابل تانوس کمک کنه! اما واکاندا که از بین رفت هیچ، کلی از نیروهای واکاندایی هم کشته شدند

۸- همه سعی می‌کنند که از ویژن محافظت کنند

استیو راجرز در یک‌جایی از فیلم می‌گه که نمی‌خواد حتی جون یک‌نفر در این عملیات فدا بشه، حتی اگر اون فدا شدن باعث نجات دادن نیمی از جهان هستی باشه، خب این حرف در تئوری و گفتار قشنگه. اما در عمل شاید با نابود کردن ویژن و سنگ ذهن خیلی همه چیز به نفع بقیه می‌شد، با این حقیقت که ویژن هم انسان نیست (هرچند خودم خیلی دوستش دارم) به خاطر همین موضوع هزاران واکاندایی - و احتمالاً حتی خود واکاندا - نابود و کشته شدند تا از ویژن محافظت بشه، در حالی که در انتها هم دست تانوس به سنگ رسید و نه تنها ویژن بلکه تریلیاردها موجود زنده‌ی دیگه هم کشته شدند، شاید با از بین بردن سنگ ذهنِ ویژن این اتفاق‌ها نمی‌افتاد!

۹- ویژن فرستندش رو خاموش کرد

ویژن و واندا می‌خواستند مدتی رو دور از استرس و نجات دادن دنیا، باهم زندگی کنند، برای همین ویژن فرستنده‌ی خودش رو خاموش کرده بود، موقع جنگ اولیه‌ی نیویورک اگر ویژن فرستندش روشن بود تونی می‌تونست باهاش تماس بگیره تا به کمکشون بیاد، در جنگ واکاندا و قبل از اون ویژن خیلی آسیب دید و باعث شد عملکردش مقابل تانوس ضعیف باشه، شاید اگر از اول آماده و کنار تیم بود همه چیز بهتر جلو می‌رفت و شانسشون هم بیشتر می‌شد. مطمعناً اگر واندا و ویژن برای مدتی از تیم درخواست مرخصی یا آرامش می‌کردند اونها هم وقت و بی‌وقت برای موارد غیر ضروری مزاحمشون نمی‌شدند ولی باید فرستنده‌ی ویژن روشن می‌بود تا در زمان بحرانی مثل جنگ نیویورک می‌تونست کنار بقیه‌ی تیم باشه

۱۰- لوکی سنگ  Tesseract رو نابود نکرد

زمانی که سرزمین اَسگارد نابود شد، لوکی Tesseract که حاوی سنگ فضا بود رو حفظ کرد، با اینکه لوکی جادوگری بلده و همچنین از نقشه‌های تانوس هم با خبر بود می‌تونست کار خیلی بهتری بکنه، یا اجازه بده سنگ نابود بشه، یا به تانوس دروغ بگه یا با حقه زدن می‌تونست به نوعی از رسیدن تانوس به این سنگ جلوگیری کنه

۱۱- سنگ زمان رو مستقیم به تانوس دادند!

چندین بار دکتر استرینج به تونی استارک تاکید می‌کنه که نباید سنگ زمان رو در نبرد مستقیم با تانوس قرار بدهند، اما تونی اصرار می‌کنه که این کار بهشون کمک می‌کنه و به طور معجزه آسایی هم استرینج قبول می‌کنه، اگر سعی می‌کردند جنگ با تانوس رو دور از سنگ زمان انجام بدهند تانوس دردسر بیشتری برای دست یافتن به این سنگ داشت و شانس مفقیت تیم هم بیشتر می‌شد

۱۲- اینکه Heimdall هالک رو به زمین فرستاد

در اول فیلم Heimdall موقع مرگش از آخرین قدرتش استفاده کرد و هالک رو به زمین فرستاد، ولی واقعا آیا هالک انتخاب درستی بود؟ زمانی که دید لوکی سنگ فضا رو داره، می‌تونست سریعاً لوکی رو به زمین یا قسمتی دور از کهکشان بفرسته تا دست تانوس از سنگ دور بمونه، یا حتی خود تانوس رو پرتاب کنه به نقطه‌ای دورتر تا زمان بخره برای تصمیم گیری بهتر تیم. اما تصمیم گرفت به عنوان انتخاب آخر هالک رو به زمین بفرسته!

۱۳- گامورا موقعیت سنگ روح رو پیش خودش نگه داشت

نگه داشتن موقعیت سنگ روح به عنوان یک راز می‌تونه یک تصمیم خوب باشه، چون غیر از این ممکنه تانوس بقیه رو شکنجه بده تا جایی که بتونه موقعیت سنگ روح رو پیدا کنه، ولی از یک دیدگاه دیگه گامورا می‌تونست موقعیت سنگ رو به بقیه جنجگوها بگه تا اونها بتونند زودتر از تانوس سنگ روح رو پیدا کنند و نابودش کنند یا ازش در راه شکست تانوس استفاده کنند

۱۴- دکتر استرینج سعی کرد از سنگ زمان محافظت کنه

دکتر استرینج روی سیاره‌ی تایتان ۱۴.۰۰۰.۶۰۵ آینده‌ی احتمالی رو دید و فهمید که فقط در یکی از اونها می‌تونند پیروز بشوند، ما نمی‌دونیم استرینج چی دیده، اما مطمئناً می‌تونست قبل از اینکه دست تانوس به سنگ برسه اون رو نابود کنه، اما همونطور که اوایل فیلم هم گفته بود، او و Wong پیمان و سوگند بسته بودند که از سنگ زمان محافظت کنند در هر شرایطی، بودن سنگ‌ها از نبودنشان بهتر هست. ما نمی‌دونیم کدام انتخاب بهتر می‌شد اما شاید نابود کردن سنگ زمان از تمام این مصیبتها می‌تونست جلوگیری کنه!

۱۵- پیتر پارکر روی زمین نماند

برخلاف اینکه تونی استارک به پیتر گفت که روی زمین بمونه اما پیتر خودش به اون سفینه‌ی فضایی رفت و در اخر سر از سیاره‌ی تایتان درآورد که منجر به مرگش شد و کمک آنچنانی هم نتونست بکنه، در واقع پیتر باید به حرف تونی گوش می‌داد، اگر روی زمین می‌بود می‌تونست به قایم کردن سنگ ذهن کمک کنه، ویژن رو از مهلکه دور کنه یا در واکاندا بجنگه، در هر حالتی مفید تر از این می‌شد که به تایتان بره و خودش رو به کشتن بده!

۱۶- تونی استارک با استیو راجرز تماس نگرفت

طبق گفته‌های تونی استارک، استیو راجرز (کاپیتان آمریکا) تنها کسی بود که محل اصلی ویژن رو می‌دونست، بروس به تونی گفت که با استیو تماس بگیره تا ویژن رو خبر کنند، درسته بعد از جنگ نیویورک بروس با همین تلفن به استیو زنگ زد اما اونجا همه چیز دیر شده بود، اگر به موقع و قبل از اینکه نبرد نیویورک بالابگیره استیو و ویژن به کمکشون میومدن باز هم می‌تونست تاثیر خیلی بزرگی روی نتیجه فیلم بذاره (چون اگر یادتون باشه آخر فیلم جنگ داخلی (Civil War) هم استیو توی نامه به تونی گفت هرزمان بخوای من کنارت خواهم بود و بهم خبر بده)



امیدوارم از این مطلب لذت برده باشید؛ اگر شما هم موردی به نظرتون میاد که می‌تونست به تیم کمک کنه توی نظرات بگید؛ ممنون از وقتی که گذاشتید و این مطلب رو خوندید :)