#استارتاپ ها از کجا باید شروع کنند؟؟

خدمت سربازی جایی بودیم که هر روز سه ساعت شیرای آبش میومد اونم ساعت ۱ تا ۳ نصف شب ؛ما هم مجبور بودیم برای گرفتن دوش زیر دوش حموم تا پاسی از شب بیدار باشیم و بشکه پلاستیکی تو حیاط رو پر آب کنیم تا فرداش حداقل بتونیم دست و صورت و ظرفامونو بشوریم ؛ ۴ ماهی میشد و ما کاملا این وضعیت رو پذیرفته و بهش عادت کرده بودیم ؛تا اینکه یه سرباز جدید به قول خودمون آش خور اومد؛سرباز آش خور برعکس ما تحصیل کرده نبود اما شاگرد مکانیک بود؛دو روز که وضعیت آب رو دید شروع به نق زدن کرد و گفت اینطوری نمیشه بچه ها من یه فکری دارم ؛ گفت باید با فرمانده حرف بزنیم و بشکه پلاستیکی حیاط رو ببریم بفروشیم یه بشکه پلاستیکی بزرگتر و چند متر لوله بخریم بیاریم این بشکه رو ببریم بالای پشت بوم بزاریم و ورودی رو وصلش کنیم به شیر اب و خروجی رو هم به شیر اصلی تا همیشه اب داشته باشیم خلاصه ما کلی اولش خندیدیم و بعدش به فکر فرو رفتیم ولی همین سرباز آش خور تو ۳ روز هم فرمانده رو راضی کرد هم با هزینه خوبی این کار رو انجام دادوما برای همیشه راحت شدیم . من اونجا بود که به دو تا موضوع پی بردم اینکه چقد دانشگاه و مدرسه قدرت خلاقیت و حل مسئله ما رو پایین آورده و دوم اینکه خیلی از مشکلات برای ما عادت شدن پس نمیتونیم تشخیصش بدیم و راه حل بدیم ؛ استارتاپ ها باید دنبال این مشکلات باشن که در ظاهر وجود ندارن ولی بعد حلش مشخص میشه عجب مشکلی رو سال ها تحمل کردیم 😊