
چرا در واردات کالاهای راهبردی نباید سادهاندیش بود؟
در روابط بینالملل، هیچ تصمیم اقتصادی را نمیتوان صرفاً یک معامله تجاری دانست. قدرتهای بزرگ همواره از ابزارهای مختلف، از انرژی و فناوری گرفته تا دارو، غذا و محصولات کشاورزی، برای تأمین منافع راهبردی خود بهره بردهاند. از همین رو، هرگاه بحث واردات کالاهای اساسی مانند گندم و سویا مطرح میشود، ضروری است که نگاه مسئولان و افکار عمومی تنها به قیمت، میزان واردات یا رفع نیاز کوتاهمدت محدود نشود، بلکه ابعاد امنیت ملی، امنیت غذایی و سلامت عمومی نیز با حساسیت مورد توجه قرار گیرد.
در هفتههای اخیر، خبرهایی درباره احتمال واردات گندم و سویا از آمریکا منتشر شده است. فارغ از درستی یا نادرستی جزئیات این اخبار، یک اصل اساسی نباید فراموش شود؛ سلامت مردم و امنیت غذایی کشور موضوعی نیست که بتوان درباره آن با خوشبینی یا اعتماد صرف تصمیم گرفت. هر کالای وارداتی، از هر کشوری که باشد، باید تحت دقیقترین آزمایشها و سختگیرانهترین استانداردهای علمی قرار گیرد.
تاریخ، درسهای گرانبهایی برای ملتها دارد؛ درسهایی که اگر فراموش شوند، ممکن است دوباره تکرار شوند. یکی از این تجربههای تلخ، پرونده مشهور «خونهای آلوده» است؛ پروندهای که هنوز هم از آن به عنوان یکی از بزرگترین رسواییهای پزشکی جهان یاد میشود.
در دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی، هزاران بیمار هموفیلی و افرادی که به فرآوردههای خونی نیاز داشتند، در کشورهای مختلف از جمله بریتانیا، فرانسه، ژاپن و کانادا، فرآوردههایی دریافت کردند که بعدها مشخص شد به ویروس HIV و هپاتیت C آلوده بودهاند. در نتیجه این فاجعه، هزاران نفر جان خود را از دست دادند و هزاران خانواده برای همیشه با پیامدهای جسمی، روحی و اجتماعی آن درگیر شدند.
آنچه این پرونده را تلختر میکند، تنها وقوع آلودگی نیست؛ بلکه گزارشهای رسمی در برخی کشورها نشان داد که در مواردی هشدارهای علمی نادیده گرفته شد، جمعآوری فرآوردههای مشکوک با تأخیر انجام گرفت و شفافیت لازم در اطلاعرسانی به مردم وجود نداشت. سالها بعد، دولتها ناچار شدند مسئولیت بخشی از این قصور را بپذیرند، از قربانیان عذرخواهی کنند و میلیاردها دلار غرامت بپردازند. اما هیچ غرامتی نتوانست جان از دسترفتگان را بازگرداند یا رنج خانوادهها را جبران کند.
البته باید تأکید کرد که پرونده خونهای آلوده با موضوع واردات محصولات کشاورزی یکسان نیست و نباید میان آنها مقایسه مستقیم انجام داد. اما یک پیام روشن برای همه کشورها دارد: در موضوع سلامت مردم، اعتماد جایگزین نظارت نمیشود.
امروز نیز اگر قرار باشد ایران هرگونه محصول راهبردی، از جمله گندم، سویا یا سایر اقلام اساسی را از هر کشوری وارد کند، اصل باید بر راستیآزمایی، کنترل مستقل و نظارت علمی باشد. هیچ کشوری، صرفاً به دلیل روابط سیاسی یا اقتصادی، نباید از فرآیندهای سختگیرانه بازرسی و آزمایش معاف شود.
امنیت غذایی، تنها به معنای تأمین نان و خوراک مردم نیست؛ بلکه به معنای اطمینان از سلامت، کیفیت و ایمنی مواد غذایی نیز هست. کنترل باقیمانده سموم، فلزات سنگین، آلودگیهای قارچی و میکروبی، بررسی استانداردهای بهداشتی و انجام آزمایشهای تخصصی باید برای تمام محمولههای وارداتی، بدون استثنا، انجام شود. همچنین نتایج این آزمایشها باید با شفافیت در اختیار نهادهای نظارتی و در صورت لزوم افکار عمومی قرار گیرد.
از سوی دیگر، تجربه دهههای گذشته نشان داده است که وابستگی بیش از اندازه به واردات کالاهای اساسی، میتواند در شرایط بحرانی به یک نقطه ضعف راهبردی تبدیل شود. کشوری که بخش مهمی از غذای مردم خود را از خارج تأمین میکند، در برابر تحریمها، بحرانهای سیاسی، جنگها یا اختلال در زنجیره تأمین جهانی آسیبپذیرتر خواهد بود. از این رو، حمایت از تولید داخلی، افزایش بهرهوری کشاورزی، مدیریت منابع آب، توسعه فناوریهای نوین و کاهش وابستگی به واردات، باید به عنوان یک سیاست ملی دنبال شود.
در عرصه سیاست بینالملل، کشورها بر اساس منافع خود تصمیم میگیرند، نه بر اساس احساسات یا حسن نیت. بنابراین، منطقی است که ایران نیز در حوزه امنیت غذایی، صرفاً بر پایه منافع ملی، معیارهای علمی و ارزیابیهای مستقل تصمیمگیری کند. نه بدبینی مطلق راهگشاست و نه خوشبینی بیقیدوشرط؛ آنچه اهمیت دارد، ایجاد سازوکاری است که هیچ کالایی، بدون طی کامل فرآیندهای کنترل کیفیت و سلامت، وارد سفره مردم نشود.
پرونده خونهای آلوده امروز به ما یادآوری میکند که هزینه یک غفلت، گاهی دههها بعد آشکار میشود. از همین رو، هر تصمیم درباره واردات کالاهای راهبردی باید با نهایت دقت، شفافیت و مسئولیتپذیری اتخاذ شود. امنیت غذایی، بخشی جداییناپذیر از امنیت ملی است و حفاظت از سلامت مردم، وظیفهای است که هیچ ملاحظه سیاسی یا اقتصادی نباید آن را تحتالشعاع قرار دهد.
درس بزرگ تاریخ این است که ملتها زمانی از بحرانها در امان میمانند که تجربههای تلخ گذشته را فراموش نکنند و پیشگیری را بر درمان، و نظارت را بر اعتماد صرف ترجیح دهند.
البته لازم به ذکر است که تا کنون ایران از صادرات گندم و سویا از آمریکا امتناع کرده و اعلام کرده که تمایل دارد برای مصرف پول هایش خودش تصمیم گیری کند
حالا شما بگویید آیا اعتماد به دشمنی مثل آمریکا صحیح است؟