ما افسون محتوا شده ایم!



شاهین کلانتری می گوید: من به هزار و یک دلیل مختلف می نویسم.

تا چند وقت پیش هرگاه که به یاد این جمله می افتادم پوزخندی می زدم و با خود می گفتم: عجب مبالغه ای!

اما این حرف را زمانی درک کردم که چندی پیش به صورت جدی هدف گذاری کردم و دیدم تمام اهدافم به نوشتن، مطالعه و تولید محتوا گره خورده است! متوجه شدم من حتی اگر از نوشتن هم خوشم نیاید باز هم مجبورم به سمتش بروم و دیگر حق انتخابی در میان نیست! برای همین است که می گویم ما افسون محتوا شده ایم...

در دنیای امروز تولید محتوا تبدیل شده است به یک اصل بنیادین.

اگر می خواهی شناخته بشوی باید رسانه داشته باشی و لازمه داشتن یک رسانه خوب، تولید محتوای خوب در آن رسانه است.

اگر هدفی داری باید برای هدفت محتوای مناسب مطالعه کنی.

اگر میخواهی خوب حرف بزنی و فن بیان مسلطی داشته باشی باید بیشتر کتاب بخوانی و بیشتر بنویسی تا دایره واژگان غنی تری داشته باشی.

اگر می خواهی مدرس بهتری باشی باید بیشتر کتاب بخوانی تا دانشت افزایش پیدا کند و بیشتر بنویسی تا قدرت تحلیلت بالا برود.

اگر می خواهی فرد کاریزماتیکی بشوی باید بهتر حرف بزنی و برای بهتر حرف زدن بایستی دایره واژگاه غنی تری داشته باشی و دایره واژگان از خواندن و نوشتن منشا می شود، فرد کاریزماتیک باید بیانی اثرگذار و اندیشه ای تامل برانگیز داشته باشد، فرد کاریزماتیک یک رهبر است و یک رهبر باید حرفی برای گفتن داشته باشد.

اگر می خواهی دوستان بهتری داشته باشی باید ارتباط گیری بهتر، ذهنی پربارتر، سخنانی عمیق تر و زندگی با کیفیت تری داشته باشی تا افراد بهتری را به خودت نزدیک کنی، و برای همه اینها باز هم باید به سراغ خواندن نوشتن بروی چراکه بایستی طرز فکر و نگاهت را بهبود ببخشی.

و در نهایت مهم تر از همه اگر قرار است در جامعه حضور داشته باشی و حرفت فارغ از قِرقِره کردن یک مشت غُرغُر در ذهنت باشد! اگر می خواهی نفوذ داشته باشی و افراد بلند بالا تو را هم آدم حساب کنند! باید یک رسانه برای بیان حرفت داشته باشی و شروع به تولید محتوا کنی.

دیگر دوره زمانه شعار و فریاد های وحشیانه در خیابان دادن تمام شده است و دوره تولید محتوا آغاز شده است.

وقت آن رسیده که جامه کهنه تفکرات خاک خورده و قدیمی ذهن، شایعات بی سر و ته و حرف های بی منطق و احساسی را بدریم و آنها را از قلمرو ذهنمان بیرون بیفکنیم و این کار جز با کتاب خواندن، نوشتن و فکر کردن میسر نمی شود.

در عصر اطلاعات امروز، انسان برای رشد و توسعه فردی خویش پیوند خورده است با خواندن و نوشتن و برای دیده شدن و ساخت یک اندیشه و بَسط آن اندیشه در بین جامعه مخاطب خود نیاز به تولید محتوا دارد و تولید محتوا ترکیب اصلی اش خواندن و نوشتن است. برای توسعه فردی و ساخت یک برند شخصی، ما باید شاگردی محتوا را بکنیم.

این چند هفته هرجایی که رفتم، هر هدفی که گذاشتم، هر ایده ای که به ذهنم رسید و هر ارتباطی که خواستم با افراد مورد علاقه ام برقرار بکنم متوجه شدم که باید از راه تولید محتوا به سمت آن در حرکت باشم.

حتی تا جایی رسیده است که گری وی می گوید:

کسی که تولید محتوا نمی کند، اصلا وجود خارجی ندارد!

در دوره ای قرار داریم که دیگر مثل گذشته نیست که فقط درصد اندکی از جامعه مشغول مطالعه و تفکر باشند و باقی افراد به سراغ کارهای روزمره خودشان بروند.

نه! به قول سید محمد حسینی: هر کسی دانشش بیش، پولش بیشتر.

در دنیای که مدام محتوا و اطلاعات جدید جدید به ذهنمان هجوم می آورند یا باید تسلیمشان بشویم و بگذاریم این دریای محتوا ما را غرق کند یا اینکه خودمان هم جزوی از دریا بشویم و شروع به تولید محتوا کنیم.

انتخاب با ماست...

وقت آن رسیده قبل از آنکه عزرائیل به یاد زنده بودن ما بیفتد و با آن داس هولناکش جان را از بدنمان چون نوشابه از نی بیرون بکشد شروع به تولید محتوا کنیم!

وقت آن رسیده که با خواندن و نوشتن ذهنمان را از زنگارها بشوییم، زمان می برود، میدانم کار ساده ای هم نخواهد بود اما نباید فراموش کنیم که به قول شاهین کلانتری

ما آیندگانیم!