ویرگول
ورودثبت نام
حسین هادی پور
حسین هادی پورامام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
حسین هادی پور
حسین هادی پور
خواندن ۱۰ دقیقه·۲۵ روز پیش

استاد حسین هادی پور : تحلیل ساختاری شیوه‌های اختلاس و تحریف مالی در نظام مدیریت مدارس ایران

تحلیل ساختاری شیوه‌های اختلاس و تحریف مالی در نظام مدیریت مدارس ایران

درآمدی بر بسترهای فساد در بودجه‌ریزی آموزشی

فساد مالی در نهادهای آموزشی، پدیده‌ای جهانی است؛ اما شکل‌ها، فراوانی و امکان کشف آن تابعی از ساختار نظارتی، شفافیت اداری و فرهنگ سازمانی حاکم بر هر کشور است. در ایران، نظام مدیریت مدارس با ترکیبی از بودجه‌ریزی متمرکز و غیرمتمرکز عمل می‌کند: سرانه‌های دانش‌آموزی از سوی اداره کل آموزش و پرورش استان به حساب مدرسه واریز می‌شود و مدیر مدرسه به عنوان مقام مجاز خرج، مسئول هزینه‌کرد آن در چارچوب ضوابط ابلاغی است. همزمان، کمک‌های مردمی، درآمدهای حاصل از فعالیت‌های فوق‌برنامه و گاه هدایای خاص نیز می‌توانند وارد چرخه مالی مدرسه شوند. این تمرکززدایی نسبی، در کنار ضعف مزمن نظام حسابرسی پس از خرج، بستری مستعد برای سوءاستفاده‌های مالی به‌ویژه از طریق جعل فاکتور و ارائه اسناد هزینه صوری فراهم کرده است. بر اساس بررسی‌های میدانی، گزارش‌های حراستی و مصاحبه با کارشناسان مالی آموزش و پرورش، می‌توان الگوهای تکرارشونده‌ای از این سوءاستفاده‌ها را مستندسازی کرد که در ادامه به تفکیک تحلیل می‌شوند.

الگوی نخست: جعل فاکتور خرید کالا و خدمات مصرفی

رایج‌ترین و در عین حال دشوارترین شیوه برای ردیابی، ارائه فاکتورهای جعلی بابت خرید اقلام مصرفی یا خدماتی است که یا هرگز تحویل نشده‌اند، یا با مقادیر و قیمت‌های واقعی تطابق ندارند. در این روش، مدیر مدرسه با تبانی یک فروشنده یا شرکت خدماتی، فاکتوری برای خرید لوازم‌التحریر، مواد شوینده، اقلام ورزشی، تجهیزات اداری یا حتا مواد غذایی برای بوفه مدرسه صادر می‌کند. مبلغ درج‌شده بر روی فاکتور معمولاً چندین برابر قیمت بازار است و مابه‌التفاوت میان مبلغ فاکتور و قیمت واقعی کالا میان مدیر و فروشنده تقسیم می‌شود. در مواردی که فروشنده تمایلی به پرداخت نقدی مابه‌التفاوت نداشته باشد، قرار بر این می‌شود که پول به حساب فروشنده واریز شود و سپس فروشنده به صورت نقدی درصد توافق‌شده را به مدیر بازگرداند. در سطحی پیچیده‌تر، کالا اصلاً وجود خارجی ندارد و صرفاً یک برگه فاکتور مبادله می‌شود. حسابدار آموزش و پرورش نیز به دلیل حجم بالای اسناد، فقدان بازرسی میدانی و نبود سامانه یکپارچه استعلام قیمت، به ناچار فاکتور را پس از کنترل ظاهری تأیید می‌کند.

فاکتورهای جعلی معمولاً از مغازه‌هایی تهیه می‌شوند که یا فاقد سیستم مالیاتی پیشرفته هستند، یا با مبلغی اندک حاضر به صدور فاکتور بدون تحویل کالا می‌شوند. در بسیاری از شهرهای کوچک، فروشگاه‌های لوازم‌تحریر و تاسیساتی، دفترچه فاکتورهای متعدد چاپی دارند که شماره سریال آن‌ها قابل ردیابی نیست. مدیران متخلف ترجیح می‌دهند از فروشگاه‌های آشنا و درون شبکه اعتماد محلی استفاده کنند. برای فرار از شبهه، سعی می‌شود مبلغ فاکتور از سقف‌های مشخص که نیاز به استعلام یا مناقصه دارند فراتر نرود. معمولاً فاکتورها در بازه‌های چندصدهزار تومانی تا چند میلیون تومانی صادر می‌شوند که در نگاه ممیزان اداره، مبالغی متعارف برای یک واحد آموزشی به نظر می‌رسد.

الگوی دوم: سوءاستفاده از بودجه تعمیرات و نگهداری ساختمان

بودجه‌های اختصاصی برای تعمیرات و نگهداری ساختمان‌های آموزشی به دلیل ماهیت فنی و دشواری ارزیابی دقیق هزینه‌های واقعی، یکی از آسیب‌پذیرترین حوزه‌هاست. مدیر مدرسه می‌تواند ادعا کند که سرویس‌های بهداشتی نیاز به لوله‌کشی مجدد دارند، سیستم گرمایشی خراب شده، یا بخشی از سقف کلاس‌ها نیازمند ایزوگام است. وی با هماهنگی یک پیمانکار یا تعمیرکار، فاکتوری با مبالغ اغراق‌آمیز و شرح کار غیرواقعی ارائه می‌دهد. در بسیاری از موارد، یا کار تعمیراتی اصلاً انجام نمی‌شود و نقص ساختمان به قوت خود باقی می‌ماند، یا با حداقل مصالح و نیروی کار، ظاهرسازی انجام می‌شود. از آنجا که بازدید فنی تخصصی از سوی اداره آموزش و پرورش به ندرت صورت می‌گیرد و کارشناسان فنی معمولاً صرفاً بر اساس گزارش مدیر و معدود عکس‌های ارسالی اظهار نظر می‌کنند، فاکتور مزبور تأیید و پرداخت می‌شود.

در مواردی مدیران برای توجیه مبالغ بالا، فاکتور خرید مصالح را نیز ضمیمه می‌کنند که آن هم جعلی است. حتا اگر یکباره بودجه تعمیرات کلانی به مدرسه تزریق شود، بازهم با همکاری فروشندگان مصالح ساختمانی محلی، فاکتورهای متعددی به نام مدرسه صادر می‌شود بی‌آنکه کیسه سیمان یا بشکه رنگی وارد حیاط مدرسه شده باشد. در این شیوه، مدیر مدرسه و فروشنده مصالح به نوعی شراکت مالی رسیده‌اند که بخشی از پول واریزی به حساب فروشنده، به صورت نقدی به مدیر بازگردانده می‌شود. پیچیدگی کار در این است که اثبات عدم انجام تعمیرات، پس از گذشت چند ماه و در بازرسی‌های اتفاقی، بسیار دشوار است؛ زیرا مدرسه ممکن است با بودجه‌ای دیگر یا کمک خیّر، بعداً تعمیر واقعی انجام دهد و حسابرس را به اشتباه بیندازد.

الگوی سوم: جعل اسناد هزینه‌های ایاب و ذهاب و مأموریت‌های آموزشی

بخشی از بودجه مدرسه به هزینه‌های رفت‌وآمد پرسنل، مأموریت‌های اداری معلمان و برگزاری اردوهای دانش‌آموزی اختصاص دارد. در این بخش، مدیر با هماهنگی برخی همکاران خود، صورت‌جلسات و برگه‌های مأموریت جعلی تنظیم و به اداره ارائه می‌دهد. مثلاً ادعا می‌شود که یک تیم از معلمان برای شرکت در کارگاه آموزشی به شهرستان همجوار سفر کرده‌اند، حال آنکه چنین سفری هرگز انجام نشده است. فاکتور کرایه اتوبوس یا سواری کرایه‌ای نیز که توسط راننده‌ای آشنا یا از طریق خرید یک برگه سفید امضا تهیه شده، به پیوست ارائه می‌شود. حسابدار اداره که دسترسی به سامانه‌های کنترل تردد واقعی ندارد، صرفاً بر اساس مستندات کاغذی، وجه را به حساب مدیر یا رابط اعلام‌شده واریز می‌کند.

در مورد اردوهای دانش‌آموزی، داستان پیچیده‌تر است. گاه بخشی از پول دریافتی از دانش‌آموزان نیز با فاکتورهای جعلی ترکیب می‌شود. مثلاً هزینه ورودی یک مکان تفریحی یا موزه را بالاتر از نرخ واقعی در فاکتور قید می‌کنند و مابه‌التفاوت را میان خود تقسیم می‌نمایند. از آنجا که اغلب این مراکز تفریحی، بلیت فروشی رسمی با شماره سریال ندارند یا فاکتور رسمی صادر نمی‌کنند، کنترل و کشف این تخلف برای ممیزان اداره عملاً ناممکن است.

الگوی چهارم: ثبت کارمندان و خدمتگزاران صوری

اگرچه به‌کارگیری نیروی خدماتی در مدارس تابع ضوابط و مجوز اداره است، اما در مدارسی که از محل درآمدهای اختصاصی یا کمک‌های مردمی اقدام به جذب نیروی خدماتی، نگهبان یا مربی فوق‌برنامه می‌کنند، زمینه تخلف مهیاست. در این شیوه، مدیر با جعل یک قرارداد کار و برگه حضور و غیاب، یک یا چند نیروی صوری ایجاد می‌کند. به این ترتیب هر ماه مبلغی به عنوان حقوق یا دستمزد آن فرد خیالی از حساب مدرسه برداشت می‌شود. مدارکی همچون کپی کارت ملی و شناسنامه که ممکن است از یک آشنا یا حتی مراجعه‌کنندگان ناآگاه تهیه شده باشد، در پرونده پرسنلی مدرسه بایگانی می‌شود. از آنجا که این افراد در لیست رسمی اداره آموزش و پرورش نیستند و صرفاً در دفاتر داخلی مدرسه ثبت می‌شوند، حسابرسان اداره معمولاً به تطبیق صرف امضای مدیر و مهر مدرسه اکتفا کرده و از صحت وجود فیزیکی فرد اطمینان حاصل نمی‌کنند.

در مواردی نیز از نام مستخدمین بازنشسته یا فوت‌شده برای این کار استفاده می‌شود. از آنجا که اطلاعات نیروهای شرکتی و خدماتی مدارس به صورت متمرکز در سامانه‌ای ملی ثبت نمی‌شود و حسابدار اداره نیز دسترسی به تطبیق چهره یا احراز هویت واقعی ندارد، این گونه اختلاس‌ها تا سال‌ها قابل کشف نیستند مگر آنکه شکایت یا گزارش مستقیمی به حراست یا بازرسی ارسال شود.

الگوی پنجم: سوءاستفاده از کمک‌های مردمی و درآمدهای فوق‌برنامه

بسیاری از مدارس، علاوه بر سرانه دولتی، مبالغی را تحت عنوان کمک‌های مردمی، اجاره زیرزمین مدرسه، درآمد بوفه یا برگزاری کلاس‌های تقویتی دریافت می‌کنند. این منابع درآمدی اغلب خارج از حساب‌های رسمی تحت رصد اداره آموزش و پرورش هستند یا در حسابی جداگانه نزد مدیر مدرسه نگهداری می‌شوند. در اینجا نیازی به فاکتورسازی پیچیده نیست؛ کافی است مدیر بخشی از این وجوه را در دفتر مالی مدرسه ثبت نکند. در پایان سال، گزارش‌های مالی به گونه‌ای تنظیم می‌شود که هزینه‌های خیالی یا اقلام مصرفی صوری، کل درآمد را پوشش دهد. اگر کمک مردمی برای خرید تجهیزات خاص مثل رایانه جمع‌آوری شده باشد، مدیر می‌تواند با یک فاکتور جعلی، خرید چند دستگاه رایانه را نشان دهد حال آنکه تنها یک دستگاه تهیه شده و مابه‌التفاوت آن تصاحب شده است.

برای فریب حسابدار آموزش و پرورش، معمولاً از کمک اولیای مدرسه خواسته می‌شود پول را مستقیماً به حساب شخصی مدیر یا معاون اجرایی واریز کنند یا به صورت نقدی تحویل دهند. در نتیجه، کل گردش مالی از دید اداره پنهان می‌ماند. مدیر ماهر با ارائه فاکتورهای جعلی خرید ملزومات، پول‌های نقد را برای خود برمی‌دارد و در دفتر مدرسه آن را به عنوان هزینه‌های متفرقه ثبت می‌کند.

سازوکارهای گریز از ممیزی: روان‌شناسی اداری و ضعف‌های ساختاری

حسابدار اداره آموزش و پرورش که وظیفه بررسی اسناد هزینه را دارد، معمولاً با حجم عظیمی از اسناد از سوی ده‌ها مدرسه روبه‌روست. وی فرصت و اختیار بازرسی میدانی و استعلام صحت فاکتورها از فروشندگان را ندارد. همچنین به دلیل روابط اداری و گاه فشارهای درون‌سازمانی، ممیز مالی ترجیح می‌دهد به محض آنکه فاکتور ظاهراً شرایط صوری (مهر و امضا، تاریخ، مهر فروشگاه و مبلغ در سقف مجاز) را داشته باشد، آن را تأیید کند. در صورت بروز هرگونه کشف تخلف، مسئولیت اولیه متوجه مدیر مدرسه است و حسابدار به ندرت بازخواست می‌شود. این عدم تقارن مسئولیت، انگیزه ممیزان برای دقت بیشتر را کاهش می‌دهد.

عامل دیگر، نبود سامانه یکپارچه فاکتور الکترونیک متصل به سازمان امور مالیاتی برای مدارس دولتی است. در حالی که شرکت‌های خصوصی ملزم به صدور فاکتور در سامانه مؤدیان هستند، بسیاری از معاملات خُرد مدارس هنوز با فاکتورهای کاغذی سنتی و فروشگاه‌های فاقد پایانه فروشگاهی انجام می‌شود. این خلأ قانونی دست مدیران متخلف را برای جعل فاکتور کاملاً باز می‌گذارد.

از سوی دیگر، بازرسی‌های دوره‌ای حراست یا اداره کل، اغلب به دلیل محدودیت نیروی انسانی و گستردگی مدارس، حالت سرزده و عمیق ندارند و معمولاً با هماهنگی قبلی انجام می‌شوند. در نتیجه مدیر مدرسه فرصت کافی برای پاک‌سازی ظاهری اسناد، پنهان‌سازی کمبودها و هماهنگ‌سازی با همدستان محلی را دارد. مدیران متخلف حتی از فنون روان‌شناختی نیز بهره می‌برند: آن‌ها با پذیرایی گرم از ممیز، نمایش چهره‌ای دلسوز و متعهد، و بزرگ‌نمایی مشکلات مدرسه، بازرس را در موقعیت عاطفی همدلانه قرار می‌دهند تا سخت‌گیری‌های فنی را کاهش دهد.

پیشنهادهای علمی برای مهار تخلفات مالی در نظام مدیریت مدارس

برای مقابله با این چرخه فساد، رویکرد صرفاً امنیتی و تنبیهی کافی نیست. لازم است با تکیه بر اصول حسابرسی مدرن و شفافیت بودجه‌ای، ساختار نظارت مالی در مدارس بازطراحی شود. نخستین گام، اجباری شدن استفاده از سامانه خرید الکترونیک برای تمام هزینه‌های مدارس و اتصال آن به سامانه مؤدیان مالیاتی است. بدین ترتیب هر فاکتور صادرشده برای یک مدرسه، بلافاصله در کارپوشه حسابدار اداره قابل رویت و استعلام آنی خواهد بود و امکان جعل فاکتور کاغذی از میان می‌رود.

دوم، شفاف‌سازی کامل تمام منابع درآمدی مدرسه و الزام به واریز هرگونه وجه نقد (حتی کمک‌های مردمی) به یک حساب بانکی رسمی و قابل رصد توسط اداره و انجمن اولیا و مربیان. صورت‌های مالی ماهانه مدارس باید در سامانه‌ای عمومی برای اولیای همان مدرسه قابل مشاهده باشد. این شفافیتِ مبتنی بر ذی‌نفعان، قدرتمندترین ابزار ضدفساد است، زیرا والدین منافع مستقیمی در پیگیری صحت هزینه‌ها دارند.

سوم، انجام بازرسی‌های فنی و مالی سرزده توسط تیم‌های مستقل و غیرمرتبط با ساختار اداره منطقه. این تیم‌ها باید ترکیبی از حسابرسان رسمی، مهندسان ارزیاب (برای تطبیق تعمیرات انجام‌شده با اسناد) و نمایندگان انجمن اولیا و مربیان منطقه باشند. گزارش‌های این بازرسی‌ها نیز باید در سامانه شفافیت منتشر شود.

چهارم، آموزش تخصصی مدیران مدارس در زمینه اخلاق حرفه‌ای مالی و حقوق جزایی اختلاس، و در عین حال، افزایش حقوق و مزایای قانونی مدیران برای کاهش انگیزه‌های اقتصادی تخلف. بخشی از مشکل ریشه در آن دارد که دریافتی مدیر یک مدرسه، با حجم مسئولیت و وسوسه‌های مالی تناسب ندارد و این شکاف، وسوسه را افزایش می‌دهد.

نتیجه‌گیری

شیوه‌های اختلاس از بودجه مدارس و فریب حسابداران آموزش و پرورش با استفاده از فاکتورهای جعلی، اگرچه در ظاهر متنوع و فنی به نظر می‌رسند، اما همگی محصول یک ضعف ساختاری مشترک‌اند: نبود شفافیت، ضعف سامانه‌های اطلاعاتی و فقدان نظارت میدانی مستمر. تا زمانی که یک فاکتور کاغذی از یک فروشگاه نامشخص برای توجیه هزینه میلیونی کافی باشد و ممیزان نیز به دلیل فشار کار و نبود ابزار راستی‌آزمایی عملاً امکان تقلب‌یابی نداشته باشند، نمی‌توان انتظار داشت که معدود مدیران متخلف، خودبه‌خود دست از این رفتار بردارند. راه‌حل، نه در تکثیر بخشنامه‌های اخلاقی، که در بازطراحی فنی و نهادی فرایند هزینه‌کرد بودجه‌های آموزشی نهفته است. تنها با دیجیتالیزه‌سازی سراسری زنجیره خرید و پرداخت، درگیر کردن نهادهای مدنی محلی مانند انجمن اولیا در ممیزی، و اعمال مجازات‌های بازدارنده و قطعی برای فاکتورسازان و همدستان آن‌ها می‌توان سلامت مالی را به اتاق‌های مدیریت مدارس بازگرداند.

حسین هادی پور
حسین هادی پور

آموزش پرورشاختلاسمدارسمدیر
۰
۰
حسین هادی پور
حسین هادی پور
امام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید