ویرگول
ورودثبت نام
حسین هادی پور
حسین هادی پورامام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
حسین هادی پور
حسین هادی پور
خواندن ۷ دقیقه·۸ ساعت پیش

استاد حسین هادی پور : تحلیل پیوند ترامپ و نتانیاهو که خاورمیانه به جنگ و آشوب کشانده

در ادامه تحلیل پیوند ترامپ و نتانیاهو، این نوشتار به لایه‌های عمیق‌تر و ابعادی از این هم‌پیمانی می‌پردازد که شاید در نگاه نخست، کم‌تر در کانون توجه رسانه‌های جریان اصلی قرار گرفته باشد. رابطه این دو رهبر، فراتر از منافع ژئوپلیتیک، ریشه در ساختارهای روان‌شناختی مشترک، شبکه‌های قدرت فراملی، و بحران‌های درونی جوامع غربی دارد که هر یک، به تنهایی، می‌تواند پرده از چرایی تداوم این ظلم سیستماتیک به مردم فلسطین و منطقه بردارد.

پادشاهانِ بدون تاجِ دوران پساحقیقت

یکی از مهم‌ترین لایه‌های رابطه ترامپ و نتانیاهو، درک مشترک آن‌ها از مفهوم «حقیقت» و «واقعیت» در سیاست است. هر دو رهبر، از پیشگامان و استادان مسلم سیاست‌ورزی در عصر «پساحقیقت» هستند. ترامپ، با ابداع و ترویج بی‌وقفه مفهوم «اخبار جعلی» (Fake News)، عملاً بنیان اعتماد عمومی به نهادهای مستقل رسانه‌ای را متزلزل کرد. نتانیاهو نیز سال‌ها پیش از ترامپ، با در اختیار گرفتن روزنامه پرتیراژ «اسرائیل هیوم» که به «برگه نتانیاهو» معروف شد و توسط حامی میلیاردرش، شلدون ادلسون، تأمین مالی می‌شد، عملاً یک ماشین پروپاگاندا ایجاد کرد که روایت رسمی او را بدون نقد منتشر می‌کرد.

این دو دریافتند که در دنیای اشباع‌شده از اطلاعات، کنترل روایت، مهم‌تر از خود واقعیت است. آن‌ها به جای انکار یک عمل ظالمانه، روایتی موازی خلق می‌کنند. بمباران غزه، به «دفاع از خود» تبدیل می‌شود. مصادره زمین‌های فلسطینی، «توسعه طبیعی شهرک‌ها» نام می‌گیرد. تحریم‌های فلج‌کننده علیه ملت‌ها، «فشار حداکثری برای صلح» توصیف می‌شود. این مهندسی واژگان، یک سلاح روانی قدرتمند است که افکار عمومی را خسته، سردرگم و در نهایت منفعل می‌کند. در این فضا، هر جنایتی می‌تواند با یک توییت یا یک کنفرانس مطبوعاتی، تطهیر یا دست‌کم در غباری از تردید فرو برود.

قربانیان خاموش: استراتژی سکوت و فراموشی اجباری

یکی از بزرگ‌ترین ظلم‌های دوران شکوفایی اتحاد ترامپ-نتانیاهو، استراتژی هدفمند «سکوت‌سازی» و «فراموش‌سازی» اجباری مسئله فلسطین بود. معامله قرن و پیمان‌های ابراهیم، نه فقط برای مشروعیت‌بخشی به اشغالگری، که برای محو کردن تدریجی پرونده فلسطین از دستورکار جهانی طراحی شده بودند. در این استراتژی، هدف آن بود که نسل جدید شهروندان عرب، فلسطین را نه به عنوان یک آرمان، که به عنوان یک «مشکل دیگران» و «مانعی بر سر راه مدرنیزاسیون» ببینند. تزریق سرمایه‌های هنگفت، همکاری‌های فناورانه و نظامی، و وعده امنیت در برابر ایران، همه و همه برای آن بود که دولت‌های عربی را از مطالبه حقوق فلسطینیان منصرف کنند.

این استراتژی، یک بعد دیگر نیز داشت: سرکوب خونین صدای معترضان. ترامپ و نتانیاهو، هر دو به شدت از سرکوب مخالفان داخلی و خارجی حمایت می‌کردند. ترامپ، در داخل آمریکا، معترضان به خشونت پلیس و حامیان فلسطین را «اراذل و اوباش» خواند و تهدید به سرکوب نظامی کرد. نتانیاهو نیز برای دهه‌ها، صدای جامعه مدنی اسرائیل، سازمان‌های حقوق بشری و روزنامه‌نگاران مستقل را با برچسب «خائن» و «عامل دشمن» خاموش کرد. در فلسطین اشغالی، این سرکوب به شکل مرگبارتری نمود یافت: کشتار معترضان «بازگشت بزرگ» در غزه در سال‌های ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، که در آن صدها غیرنظامی از جمله کودکان، امدادگران و خبرنگاران هدف گلوله تک‌تیراندازان اسرائیلی قرار گرفتند، در سایه سکوت کامل دولت ترامپ انجام شد. نه محکومیتی در کار بود، نه تحقیقات بین‌المللی، نه حتی یک ابراز نگرانی ساده. سکوت کرکننده کاخ سفید، چراغ سبزی آشکار برای کشتار بیشتر بود.

بعد فناورانه ظلم: جاسوس‌افزارها و کنترل دیجیتال

در سایه این اتحاد، اسرائیل به یکی از بزرگ‌ترین صادرکنندگان فناوری‌های جاسوسی و کنترل دیجیتال در جهان تبدیل شد. شرکت اسرائیلی NSO Group که جاسوس‌افزار پگاسوس را توسعه داد، این ابزار را به رژیم‌های سرکوبگر در سراسر جهان فروخت. پگاسوس برای جاسوسی از روزنامه‌نگاران، فعالان حقوق بشر، مخالفان سیاسی و حتی مقامات دولتی در کشورهایی مانند مکزیک، هند، عربستان سعودی و امارات استفاده شد. دولت ترامپ نه تنها هیچ اقدامی برای مهار این تجارت مرگبار دیجیتال انجام نداد، بلکه طبق گزارش‌ها، از این فناوری‌ها برای اهداف اطلاعاتی خود نیز بهره برد. این هم‌پیمانی در حوزه فناوری‌های سرکوب، شکل نوینی از ظلم است که در آن، یک نخست‌وزیر و یک رئیس‌جمهور، سکوت، نظارت و سرکوب را به یک کالای پرسود صادراتی تبدیل می‌کنند.

در فلسطین نیز، این فناوری به شکل وحشتناکی به کار گرفته شد. اسرائیل، با استفاده از هوش مصنوعی و بانک‌های اطلاعاتی عظیم، سیستم‌های نظارتی ایجاد کرد که هر حرکت فلسطینیان در کرانه باختری و غزه را زیر نظر دارد. دوربین‌های تشخیص چهره، پهپادهای جاسوسی، و نرم‌افزارهای تحلیل داده، همگی برای مدیریت یک جمعیت تحت اشغال به کار می‌روند. این «آپارتاید دیجیتال»، الگویی شد که دولت ترامپ با اشتیاق از آن برای کنترل مرزهای آمریکا و سرکوب مهاجران الگوبرداری کرد. ایده ساخت دیوار مرزی با مکزیک و استفاده از فناوری‌های پیشرفته برای ردیابی مهاجران، ریشه در دیوار حائل اسرائیل در کرانه باختری و سیستم‌های امنیتی آن دارد.

فساد به عنوان روش حکومت‌داری

یکی از مهم‌ترین وجوه اشتراک ترامپ و نتانیاهو، رابطه‌شان با فساد مالی و اداری است. هر دو، برای سال‌ها با پرونده‌های متعدد فساد دست و پنجه نرم کردند و هر دو، این اتهامات را «شکار جادوگر» خواندند. نتانیاهو در سه پرونده جداگانه معروف به پرونده‌های ۱۰۰۰، ۲۰۰۰ و ۴۰۰۰ متهم به دریافت هدایای غیرقانونی، فساد و کلاهبرداری شد. ترامپ نیز با پرونده‌های متعدد مالی، فرار مالیاتی، و در نهایت محکومیت در پرونده پرداخت حق‌السکوت به یک بازیگر فیلم‌های مستهجن روبرو شد. اما نکته مشترک، نحوه استفاده آن‌ها از قدرت برای فرار از مجازات بود. نتانیاهو تلاش کرد با تصویب قوانین مصونیت و تضعیف دستگاه قضایی، خود را از چنگال قانون برهاند. ترامپ نیز قضات محافظه‌کار را در دیوان عالی آمریکا منصوب کرد تا در نهایت، رأی به مصونیت نسبی رؤسای جمهور در برابر پیگرد قانونی بدهند.

این «فساد به مثابه روش حکومت‌داری»، ارتباط مستقیمی با ظلم به ملت‌ها دارد. رهبری که برای بقای سیاسی و کیفری خود می‌جنگد، حاضر است برای منحرف کردن افکار عمومی، کسب حمایت حامیان ثروتمند، و تضمین وفاداری متحدان، دست به هر اقدامی بزند. سیاست خارجی، گروگان بقای شخصی می‌شود. فروش تسلیحات پیشرفته به دیکتاتوری‌ها، چشم‌پوشی بر جنایات جنگی، و اعطای امتیازات بی‌سابقه، همگی می‌توانند بخشی از یک معامله بزرگ‌تر برای تضمین وفاداری سیاسی، دریافت کمک‌های مالی برای کمپین‌های انتخاباتی، یا پنهان کردن فسادهای داخلی باشند.

نابودی راه‌حل‌ها و عادی‌سازی ناامیدی

شاید مخرب‌ترین ظلم ترامپ و نتانیاهو، نه یک اقدام مشخص، که نابودی سیستماتیک «امید به راه‌حل» بود. آن‌ها با تضعیف تشکیلات خودگردان فلسطین، گسترش شهرک‌ها، و مشروعیت‌بخشی به الحاق، عملاً چنان شرایطی را در میدان رقم زدند که بازگشت به مرزهای ۱۹۶۷ و تشکیل یک کشور فلسطینی قابل دوام را از نظر جغرافیایی و سیاسی ناممکن ساخت. نتیجه این سیاست، نه صلح، که عادی‌سازی یک «آپارتاید دائمی» است. این پیام به ملت فلسطین و به جهان، وحشیانه و صریح است: «شما شکست خورده‌اید. حقوق شما به رسمیت شناخته نخواهد شد. اشغال، دائمی است. مقاومت، بی‌فایده است. با این واقعیت کنار بیایید.»

این عادی‌سازی ناامیدی، بزرگ‌ترین ظلم است. ظلمی که نه فقط جسم، که روح یک ملت را هدف می‌گیرد. فلسطینیان، در کرانه باختری، در محاصره دیوارها و شهرک‌ها و ایست‌های بازرسی، و در غزه، در بزرگ‌ترین زندان روباز جهان، زیر محاصره‌ای پانزده‌ساله، نه حق زندگی عادی دارند، نه حق سفر، نه حق کار، و نه حتی حق امید به آینده‌ای بهتر. دولتی که خود را «تنها دموکراسی خاورمیانه» می‌خواند، میلیون‌ها انسان را برای نیم قرن بدون حق رأی، بدون شهروندی و بدون حقوق اولیه بشری نگه داشته است. و رهبر جهان آزاد، به جای دفاع از این حقوق، با افتخار در کنار ستمگر ایستاد و این بی‌عدالتی بنیادین را تأیید، تأمین مالی و تشویق کرد.

هم‌پیمانی برای پایان نظم جهانی مبتنی بر قانون

در نهایت، ترامپ و نتانیاهو را باید به عنوان نمادهای یک جنبش جهانی درک کرد: جنبش علیه نظم بین‌المللی مبتنی بر قانون. هر دو، نهادهای چندجانبه را تحقیر کردند. ترامپ از یونسکو، شورای حقوق بشر، توافق پاریس و برجام خارج شد. نتانیاهو سازمان ملل را «نقطه تاریکی برای بشریت» خواند و تحقیقات دیوان کیفری بین‌المللی درباره جنایات جنگی در فلسطین را «یهودستیزی محض» نامید. این حمله هماهنگ به نهادهای بین‌المللی، یک هدف مشترک داشت: از میان برداشتن هر مرجع و دادگاهی که بتواند قدرت آن‌ها را مهار کند یا جنایاتشان را به پرسش بکشد. در جهانی که این دو رهبر به دنبال ساختن آن بودند، تنها یک قانون وجود دارد: قانون «قدرت». قدرتمندان هر کاری بخواهند می‌کنند و ضعیفان، آنچه را که باید تحمل می‌کنند.

این اتحاد، درس‌های تلخی برای بشریت دارد. این درس که چگونه می‌توان از دموکراسی برای تخریب دموکراسی استفاده کرد. چگونه می‌توان با استفاده از ابزارهای قانونی، به قانون تجاوز کرد. چگونه می‌توان با سلاح «دروغ بزرگ»، حقیقت را به اسارت گرفت. و چگونه دوستی دو مرد، می‌تواند زندگی میلیون‌ها انسان را به خاک و خون بکشد. تاریخ، این دو را نه فقط به خاطر آنچه انجام دادند، که به خاطر جهانی که ویران کردند، قضاوت خواهد کرد.

حسین هادی پور
حسین هادی پور

ترامپآشوبظلم
۱
۰
حسین هادی پور
حسین هادی پور
امام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید