شاید در میان انبوه خبرها و کشفیاتی که این روزها از تلکس های خبری مخابره میشود، کمتر کسی متوجه نبردی خاموش و عمیق در دل یخهای جنوبگان شده باشد. در حالی که رسانهها از پرتاب موشکهای چندماهوارهبر و تهدید آلودگی لایههای فوقانی جو میگویند و یا از شیوع ویروسهای نوپدید منطقهای مانند هانتاویروس در یک کشتی تفریحی قطبی بحث میکنند, در لایههای خاموش و فشردهٔ یخ، کلیدی برای فهمیدن سفری کیهانی نهفته است که کل منظومه شمسی در حال انجام آن است.
پیش از آنکه به عظمت این کشف بپردازیم، بد نیست به این گزارهٔ بنیادین بیاندیشیم: زمین یک سامانهٔ بسته نیست. نفوذپذیری سیارهٔ ما در برابر تشعشعات کیهانی و زبالههای میانستارهای واقعیتی انکارناپذیر در فیزیک نجومی است. بر اساس پژوهشی که به تازگی در نشریههای معتبر علمی منتشر شده، دانشمندان در میان لایههای برفی قطب جنوب، موفق به شکار اتمهایی شدهاند که نه به زمین، بلکه به انفجارهای عظیم ابرنواختری در میلیونها سال پیش تعلق دارند. این اتمها که شامل ایزوتوپ رادیواکتیوی به نام آهن-۶۰ هستند، شاهدی انکارناپذیر بر گذر منظومه شمسی از میان ابری غنی از بقایای ستارگان مرده است.
اجازه بدهید کمی به عقب برگردیم. هویت شیمیایی عناصر، داستان تولدشان را روایت میکند. آهنی که در خون ما جاریست یا در ساختمانها به کار رفته، آهن-۵۶ است؛ ایزوتوپی پایدار که محصول طبیعی واکنشهای همجوشی در هستهٔ ستارگان است. اما آهن-۶۰ داستان دیگری دارد. این عنصر یک ایزوتوپ سنگین و ناپایدار است که نیمهعمری در حدود ۲.۶ میلیون سال دارد. این بازهٔ زمانی در مقیاس کیهانی بسیار کوتاه و در مقیاس زمینشناختی نسبتاً بلند است. نکتهٔ جالب توجه اینجاست که هر چه آهن-۶۰ در زمان شکلگیری کرهٔ زمین در مواد مذاب اولیه وجود داشته، اکنون پس از گذشت بیش از ۴.۵ میلیارد سال، به طور کامل واپاشیده و از بین رفته است. همچنین، این ایزوتوپ به طور طبیعی در هیچ فرایند زمینی تولید نمیشود. بنابراین، اگر دانشمندی موفق به ردیابی اتمهای آهن-۶۰ در سیارهٔ ما شود، این کشف تنها یک معنا دارد: این ماده به تازگی از فضای بیرون از منظومه شمسی به زمین رسیده است.
اینجاست که اهمیت خارقالعادهٔ جنوبگان آشکار میشود. جنوبگان نه فقط یک بیابان یخزده، بلکه یک آزمایشگاه خلوص و زمان است. در آن منطقه، برف به آرامی و به صورت لایهلایه متراکم میشود و گردوغبار و ذرات موجود در جو را در دل خود دفن میکند. گروهی بینالمللی از محققان به سرپرستی مرکز هلمهولتز-درِسدِن-روسندورف (HZDR) پروژهای بلندپروازانه را اجرا کردند. آنها موفق به استخراج و تجزیه و تحلیل ۲۹۵ کیلوگرم یخ از اعماق پروژهٔ اروپایی حفاری یخ در جنوبگان (EPICA) شدند. سن این یخها بین ۴۰ تا ۸۰ هزار سال تخمین زده شده است.
چالش اصلی اما در شمارش اتمها نهفته بود. تصور کنید به دنبال سوزنی میگردید که در میان کاهِ ۵۰ هزار استادیوم فوتبال پر شده تا سقف، گم شده است. محققان برای این کار، یخها را ذوب کرده و تحت فرایندهای شیمیایی پیچیدهای، مقادیر بسیار اندک آهن را جداسازی کردند. سپس با استفاده از شتابدهندههای یونی فوقحساس در دانشگاه ملی استرالیا، تکتک اتمها را شمارش کردند. نتیجه حیرتانگیز بود: آنها به طور واضحی اثر انگشت انفجارهای کیهانی را در این بایگانی زمینشناختی یافتند. این اتمها، بقایای برجای مانده از انفجارهای مهیب ابرنواختری در میلیونها سال پیش بودند که اکنون منظومه شمسی ما آرام آرام از میان ابری از بقایای آنها عبور میکند.
پرسشی که در ادامه مطرح میشود این است: آیا این بارش ملایم غبار ستارهای تأثیری بر حیات زمینی دارد؟ واقعیت این است که مقدار مادهای که به صورت غبار میانستارهای به زمین میرسد، در مقایسه با جرم سیاره و حتی غبار حاصل از فعالیتهای آتشفشانی و انسانی ناچیز است. اما از منظر علمی، این کشف دریچهای تازه به سوی درک تعامل میان زمین و کهکشان میزبانش گشوده است. دانشمندان سالها بر اساس مدلهای ریاضی گمان میکردند که منظومه شمسی در حال عبور از "ابر میانستارهای محلی" است. ابری که بقایای انفجارهای باستانی را در خود ذخیره کرده است. حالا با این کشف، فرضیه به مشاهدهای تجربی و ملموس بدل شده است.
این کشف یادآور واقعیتی فلسفی و در عین حال علمی است: ما فرزندان ستارگانیم و اکنون نیز در میان بقایای نیاکان کیهانی خود شناوریم. درست است که تاریخ معاصر ما مملو از دغدغههای زودگذری چون رقابتهای تجاری در پرتاب ماهوارههای اینترنتی یا نوسانات بازار فناوری است، اما علمِ بنیادین در سکوت آزمایشگاههایش، پرده از حقایقی برمیدارد که مقیاسِ بودنِ ما را وسعت میبخشد. کشف آهن-۶۰ در یخهای قطب جنوب، گواهی است بر اینکه زمین نه در انزوا، که در بستری پویا و خشن از فعل و انفعالات کهکشانی به حیات خود ادامه میدهد.
