شیراز از منظر بحرانهای نهادی و زیرساختهای حیاتی: راهکارهایی برای برونرفت از وضعیت شکننده
درآمدی بر مسائلی که شیراز را از درون تهدید میکنند
در سه نوشتار پیشین، تلاش شد تا تصویری جامع و چندلایه از مهمترین چالشهای کلانشهر شیراز، از بحرانهای کالبدی و زیستمحیطی گرفته تا معضلات اجتماعی و مدیریتی، ترسیم شود و برای هر یک راهکارهای علمی و اجرایی ارائه گردد. با این حال، پیچیدگی یک ارگانیسم شهری به وسعت و عمق تاریخی شیراز، چنان است که هنوز لایههای دیگری از مشکلات وجود دارند که اگرچه شاید در نگاه نخست به اندازه ترافیک یا خشکسالی به چشم نیایند، اما به مثابه بیماریهای خاموش، حیات شهر را در معرض تهدید قرار دادهاند. این نوشتار به سراغ آن دسته از معضلات میرود که در تار و پود ساختارهای نهادی و زیرساختهای حیاتی شیراز ریشه دواندهاند. مسائلی که راهحل آنها نه در یک پروژه عمرانی منفرد، بلکه در تغییر رویههای مدیریتی، اصلاح قوانین محلی و بسیج سرمایه اجتماعی شهروندان نهفته است. از بحران حکمرانی آب در منطقهای خشک تا معضل ساختمانهای ناایمن و فاقد استاندارد، از نابودی تدریجی منظر صوتی و آلودگی شنیداری تا فقدان برنامهای منسجم برای مواجهه با بحران زلزله، همگی موضوعاتی هستند که در این نوشتار واکاوی میشوند.
مشکل یکم: بحران حکمرانی آب و تضاد منافع در مدیریت منابع
در تحلیلهای پیشین به بحران کمآبی و خشکیدن باغهای شیراز اشاره شد، اما یک بعد عمیقتر و سیاسیتر این بحران، «حکمرانی ناکارآمد آب» است. مشکل شیراز تنها در کمبود فیزیکی آب نیست، بلکه در شیوه توزیع، قیمتگذاری و اولویتبندی مصارف آن است. در حال حاضر، منابع آب زیرزمینی دشت شیراز میان چندین ذینفع قدرتمند تقسیم شده است: کشاورزان سنتی، باغداران، صنایع بزرگ و پرمصرف، شرکت آب و فاضلاب شهری، و شرکتهای آب معدنی و بهرهبرداران تجاری. آنچه در این میان غایب است، یک «نهاد تنظیمگر مستقل» است که بتواند بر اساس یک برنامه جامع و بلندمدت، سهم هر بخش را بر اساس اولویتهای زیستمحیطی و اقتصادی تعیین و اجرا کند. نتیجه این خلأ، رقابتی ویرانگر برای برداشت هرچه بیشتر از سفرههای زیرزمینی است که در آن، کشاورزی ناکارآمد و صنایع پرآببر، سهم بزرگتری نسبت به آب شرب شهروندان و حقآبه زیستمحیطی باغها و اکوسیستمهای طبیعی دارند.
همچنین، قیمتگذاری آب در شیراز، هیچ بازدارندگیای برای مصرفهای غیرضروری و لوکس ندارد. تعرفههای آب شرب برای مصارف خانگی، به صورت پلکانی و نسبتاً ارزان است، اما برای مصارف تجاری، صنعتی و بهویژه برای باغهای بزرگ خصوصی، تناسبی با ارزش واقعی آب در یک منطقه نیمهخشک ندارد. این قیمتگذاری نادرست، به هدررفت آب در بخشهای پرمصرف دامن میزند و منابع را به جای هدایت به سمت فعالیتهای با ارزش افزوده بالا، به سوی مصارف کمبازده سرازیر میکند.
راهحل این معضل، تشکیل «شورای عالی حکمرانی آب دشت شیراز» است. این شورا که باید به ریاست استاندار فارس و با عضویت شهردار شیراز، مدیران آب منطقهای، جهاد کشاورزی، صنعت و معدن، محیط زیست، و نمایندگان تشکلهای کشاورزی و انجمنهای علمی تشکیل شود، مسئولیت تدوین «برنامه جامع تخصیص و مدیریت منابع آب دشت شیراز» را بر عهده خواهد داشت. این برنامه باید بر اساس اصل «آب، کالایی اقتصادی و نه مجانی» طراحی شود. گام نخست، نصب کنتورهای هوشمند بر روی تمام چاههای مجاز کشاورزی و صنعتی و تعیین سقف برداشت سالانه بر اساس توان واقعی سفرههای زیرزمینی است. گام دوم، اصلاح نظام تعرفهگذاری آب شرب به گونهای است که مصارف فراتر از الگوی بهینه، با نرخهای تصاعدی و بسیار بالاتری محاسبه شود و درآمد حاصل از آن، صرفاً به صندوق احیای منابع آب واریز گردد. گام سوم، ایجاد «بازار محلی آب» در دشت شیراز است که در آن، کشاورزانی که با روشهای نوین آبیاری مصرف خود را کاهش میدهند، بتوانند سهم آب صرفهجوییشده خود را به صنایع یا بخش خدمات بفروشند. این بازار، انگیزه اقتصادی قدرتمندی برای ارتقای بهرهوری آب در بخش کشاورزی ایجاد میکند و منابع را به سمت فعالیتهای با ارزش اقتصادی بالاتر هدایت مینماید.
مشکل دوم: ساختمانهای ناایمن و فقدان نظارت مؤثر بر ساخت و ساز
شیراز، به ویژه در دو دهه اخیر، شاهد یک جهش بلندمرتبهسازی بوده است. برجهای مسکونی و تجاری متعددی در مناطق مختلف شهر، به خصوص در امتداد محورهای اصلی مانند بلوار چمران، معالیآباد و شهرکهای جدید سر برافراشتهاند. اما این رشد کمی، با نظارت کیفی کافی همراه نبوده است. حادثه آتشسوزی و فروریختن ساختمان درمانگاه سینا در خیابان ملاصدرا در سال ۱۳۹۶، و چندین مورد مشابه از ریزش ساختمانهای در حال ساخت یا قدیمی، زنگ خطری را در مورد ایمنی سازهها در شیراز به صدا درآورد. گزارشهای رسمی و خبر رسمی نشان میدهد که بخش قابل توجهی از ساختمانهای شیراز، بهویژه آنهایی که توسط بسازوبفروشهای خُرد و بدون نظارت دقیق مهندسان ذیصلاح ساخته شدهاند، دارای مشکلات عدیدهای از جمله ضعف در جوشکاری اسکلت فلزی، استفاده از بتن با مقاومت پایینتر از استاندارد، عدم رعایت ضوابط آتشبندی و استفاده از نماهای کامپوزیت قابل اشتعال هستند. زلزلهخیز بودن شیراز و قرارگیری آن بر روی گسلهای فعال، این بیاحتیاطی را به یک فاجعه بالقوه تبدیل میکند.
ریشه این مشکل، در ضعف نظام مهندسی و نظارت شهرداری نهفته است. مهندسان ناظر که باید به صورت مستمر بر روند ساخت نظارت کنند، در بسیاری از موارد، به دلیل حجم بالای پروژهها و دستمزدهای پایین، حضور مؤثری در کارگاهها ندارند. شهرداری نیز عمدتاً به کنترلهای شکلی در زمان صدور پروانه و پایانکار بسنده میکند و نظارت میدانی و فنی کافی در طول ساخت ندارد.
برای برونرفت از این وضعیت، شهرداری شیراز باید با همکاری سازمان نظام مهندسی ساختمان استان فارس، یک «برنامه جامع ارتقای ایمنی ساختمانها» را به اجرا بگذارد. گام نخست، «ممیزی ایمنی ساختمانهای عمومی و بلندمرتبه موجود» است. تمام ساختمانهای بالای شش طبقه، مراکز درمانی، آموزشی، تجمعی و هتلها باید ظرف یک بازه زمانی مشخص، توسط تیمهای مهندسی معتمد، مورد بازرسی دقیق سازهای و ایمنی حریق قرار گیرند. نتایج این ممیزی باید به صورت عمومی منتشر شود و به مالکان ساختمانهای ناایمن، مهلت قانونی برای بهسازی و رفع نقص داده شود. در صورت عدم اقدام، شهرداری باید اختیار پلمپ و جلوگیری از بهرهبرداری ساختمان را داشته باشد. گام دوم، «اصلاح نظام نظارت بر ساخت» است. شهرداری باید سامانهای ایجاد کند که در آن، مهندسان ناظر ملزم شوند گزارشهای تصویری و مستند روزانه یا هفتگی از وضعیت ساخت را بارگذاری کنند و یک تیم بازرسی فنی مستقل نیز به طور تصادفی، صحت این گزارشها را راستیآزمایی نماید. گام سوم، «ارتقای استانداردهای مصالح» است. شهرداری باید با همکاری اداره استاندارد، از ورود مصالح ساختمانی غیراستاندارد، بهویژه میلگرد و بتن فاقد تأییدیه، به کارگاههای ساختمانی جلوگیری کند و آزمایشگاههای کنترل کیفی را موظف به گزارشدهی برخط نتایج آزمایشها نماید.
مشکل سوم: آلودگی صوتی و مرگ تدریجی منظر شنیداری شهر
شیراز، شهری که روزگاری با آوای بلبلان و صدای خوش آب در جویبارهای باغهایش شناخته میشد، امروز در چنبره آلودگی صوتی فرسایندهای گرفتار آمده است. ترافیک سنگین و بوقهای ممتد خودروها، موتورسیکلتهای فاقد صداگیر استاندارد، ساخت و سازهای بیوقفه در بافتهای مسکونی، صدای کمپرسور کولرهای گازی و بهویژه فعالیت غیرقانونی کارگاههای صنعتی و تعمیرگاهها در معابر و محلات مسکونی، مجموعهای از منابع تولید صداهای آزاردهنده و فراتر از حد استاندارد هستند. بر اساس استانداردهای سازمان بهداشت جهانی، میانگین تراز صوتی در مناطق مسکونی در طول روز نباید از پنجاه و پنج دسیبل و در شب از چهل و پنج دسیبل فراتر رود. این در حالی است که اندازهگیریهای پراکنده در معابر اصلی و مرکزی شیراز، اعداد بسیار بالاتری را نشان میدهد. پیامدهای این آلودگی، صرفاً آزار روانی نیست. تحقیقات علمی ثابت کردهاند که مواجهه طولانیمدت با آلودگی صوتی، منجر به افزایش فشار خون، بیماریهای قلبی-عروقی، اختلالات خواب، کاهش تمرکز و افت عملکرد شناختی، بهویژه در کودکان میشود.
راهحل مقابله با آلودگی صوتی، یک استراتژی چندبعدی است. نخست، شهرداری شیراز باید «نقشه جامع آلودگی صوتی شهر» را با استفاده از سنسورهای ثابت و سیار تهیه کند. این نقشه، نقاط بحرانی و کانونهای اصلی تولید صدا را مشخص میکند. بر اساس این نقشه، یک «برنامه اقدام محلی برای کاهش صدا» تدوین میشود که شامل اقدامات متعددی است: نصب دیوارهای صوتی در حاشیه بزرگراهها و معابر پرترددی که در مجاورت مناطق مسکونی قرار دارند؛ استفاده از آسفالتهای متخلخل و جاذب صدا در معابر اصلی؛ تشدید برخورد با خودروها و موتورسیکلتهای فاقد صداگیر استاندارد و دودزا از طریق دوربینهای پلاکخوان و گشتهای مشترک پلیس و محیط زیست؛ ممنوعیت تردد کامیونهای سنگین در معابر داخلی شهر در ساعات شب؛ و الزام کارگاههای ساختمانی به نصب حصارهای صوتی موقت و محدود کردن ساعات کار به بازه زمانی مجاز. علاوه بر این، شهرداری میتواند از ابزارهای اقتصادی مانند وضع «عوارض آلودگی صوتی» بر خودروهای پرسروصدا و کارگاههای متخلف استفاده کند و درآمد حاصل از آن را صرف کاشت درختان و ایجاد فضاهای سبز جاذب صدا در مناطق بحرانی کند. در کنار همه اینها، احیای «منظر شنیداری» شیراز از طریق پخش موسیقی ملایم سنتی و محیطی در فضاهای عمومی، ایجاد گذرگاههای آبی و آبنماهای آرامبخش در پارکها و بازآفرینی باغهای کوچک محلهای میتواند به تدریج گوش شهر را به صداهای دلنشین عادت دهد.
مشکل چهارم: نبود آمادگی برای بحران زلزله و ضعف زیرساختهای مدیریت بحران
شیراز در منطقهای با خطر لرزهخیزی بالا قرار دارد. گسلهای فعالی مانند گسل سبزپوشان، گسل برمشور و گسل دشت ارژن در نزدیکی این کلانشهر، پتانسیل ایجاد زمینلرزههایی با بزرگای قابل توجه را دارند. آخرین زلزله بزرگ در تاریخ شیراز، چندین قرن پیش رخ داده است و این سکوت لرزهای طولانی، به معنای انباشت انرژی در گسلها و افزایش احتمال وقوع یک زلزله بزرگ در آینده است. با این حال، سطح آمادگی شیراز برای مواجهه با این بحران احتمالی، به شدت پایین است. بخش قابل توجهی از ساختمانهای مسکونی، بهویژه در بافتهای فرسوده و حاشیهای، در برابر زلزله مقاوم نیستند. بیمارستانها و مراکز درمانی اصلی شهر نیز عمدتاً در مسیرهای پرترافیک و گلوگاههای ارتباطی واقع شدهاند که در زمان بحران، دسترسی به آنها مختل خواهد شد. فضاهای باز و پارکهای مناسب برای اسکان موقت زلزلهزدگان، در بسیاری از محلات پرتراکم به اندازه کافی وجود ندارد و امکانات و تجهیزات اولیه مانند چادر، پتو، آب و غذای اضطراری نیز انبارش مناسبی در سطح محلات ندارند. از همه مهمتر، شهروندان شیرازی آموزشهای عمومی و تخصصی لازم را برای واکنش صحیح در لحظات اولیه زلزله ندیدهاند و یک برنامه منسجم و تمرینشده برای تخلیه اضطراری و اسکان موقت در سطح شهر وجود ندارد.
برای کاهش ریسک و افزایش آمادگی، شهرداری شیراز با همکاری استانداری، هلال احمر و سازمان مدیریت بحران، باید «برنامه جامع تابآوری شهر شیراز در برابر زلزله» را تدوین و اجرا کند. این برنامه، چهار رکن اصلی دارد. رکن نخست، «ارتقای مقاومت سازهای» است که ممیزی و بهسازی ساختمانهای عمومی و پراهمیت را شامل میشود و پیشتر به آن اشاره شد. رکن دوم، «ایمنسازی زیرساختهای حیاتی» است. شبکه آب، برق، گاز و مخابرات باید به گونهای مقاومسازی شوند که در برابر زلزلهای با شدت متوسط، قابلیت عملکرد خود را حفظ کنند و در صورت قطع، مسیرهای جایگزین و سیستمهای خودکار قطع جریان گاز و برق برای جلوگیری از آتشسوزیهای ثانویه فعال شوند. رکن سوم، «آمادهسازی فضاهای امن و تجهیزات اسکان اضطراری» است. شهرداری باید تمام فضاهای باز، پارکها و سالنهای ورزشی که قابلیت تبدیل به اردوگاه اسکان موقت را دارند، شناسایی، تجهیز و در سامانه اطلاعات جغرافیایی ثبت کند. انبارهای محلهای حاوی اقلام ضروری زیستی باید در این نقاط ایجاد و به صورت دورهای شارژ شوند. رکن چهارم و بسیار مهم، «آموزش همگانی و تمرین مداوم» است. شهرداری باید با همکاری صدا و سیما، شبکههای اجتماعی و مساجد و مدارس، برنامههای آموزشی مستمر برای شهروندان در زمینه «واکنش صحیح در ده ثانیه اول زلزله»، «پناهگیری، خروج اضطراری و کمکهای اولیه» برگزار کند. برگزاری مانورهای سالانه زلزله در سطح محلات، نه فقط در مدارس، یک ضرورت است که باید به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود. این برنامه باید دارای یک سامانه هشدار سریع باشد که از طریق پیامک و اپلیکیشن شهری، چند ثانیه حیاتی پیش از رسیدن امواج اصلی زلزله، شهروندان را مطلع کند.
سخن پایانی: تابآوری، جوهره بقای یک شهر تاریخی
شیراز، با پیشینهای که در گذر از طوفانهای تاریخ و بلایای طبیعی از خود نشان داده، ذاتاً شهری تابآور است. اما تابآوری تاریخی، تضمینی برای تابآوری در آینده نیست، مگر آنکه با تدبیر، برنامهریزی و سرمایهگذاری هوشمندانه در زیرساختها و سرمایه اجتماعی همراه شود. معضلاتی که در این چهار مقاله به آنها پرداخته شد، از ترافیک و خشکسالی و بافتهای فرسوده گرفته تا آلودگی صوتی، ساختمانهای ناایمن، نابرابری در دسترسیپذیری و فقدان آمادگی برای زلزله، همگی در یک نقطه همگرا میشوند: «کیفیت حکمرانی شهری». تا زمانی که مدیریت شهری، افقی کوتاهمدت، نگاهی بخشینگر و رویکردی منفعلانه داشته باشد، این چرخه فرساینده تداوم خواهد یافت. شیراز برای آنکه همچنان شیراز بماند و در قرن پیش رو نیز بدرخشد، نیازمند یک «پیمان جمعی برای تابآوری» میان مدیران، نخبگان، بخش خصوصی و شهروندان است. پیمانی که بر اساس آن، منافع کوتاهمدت اقتصادی و سیاسی، فدای امنیت، سلامت و کیفیت زندگی پایدار همه ساکنان این شهر شود. تنها در این صورت است که میتوان با اطمینان، آینده را به فرزندان این کهنبوم سپرد.
