ویرگول
ورودثبت نام
حسین هادی پور
حسین هادی پورامام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
حسین هادی پور
حسین هادی پور
خواندن ۱۱ دقیقه·۳ روز پیش

استاد حسین هادی پور : شیراز و مشکلاتش قسمت نهم، آشفتگی و اغتشاش منظره بصری ...

در ادامه واکاوی چالش‌های کلان‌شهر شیراز، این نوشتار به سراغ معضلاتی می‌رود که اگرچه شاید در نگاه نخست به اندازه بحران‌های کالبدی و زیست‌محیطی به چشم نیایند، اما در لایه‌های زیرین حیات شهری، تأثیراتی عمیق و فرساینده بر جای می‌گذارند. شیراز، به عنوان یکی از کلیدی‌ترین کانون‌های تمدنی ایران، امروز با مسائلی دست به گریبان است که ریشه در نبود یکپارچگی نهادی، غفلت از برنامه‌ریزی فضایی، و بی‌توجهی به الزامات یک شهر دیجیتال و انسان‌محور دارد. از آشفتگی مبلمان شهری و نابودی منظر بصری گرفته تا سکون در توسعه حمل و نقل پاک، از رکود گردشگری مذهبی تا فقدان پیوست اجتماعی در پروژه‌های بزرگ، همگی بخشی از پازل پیچیده‌ای هستند که تنها با نگاهی جامع و علمی قابل حل خواهند بود.

مشکل یکم: آشفتگی مبلمان شهری و اغتشاش بصری در منظر خیابانی

منظر شهری شیراز، به ویژه در محورهای تجاری و پرتردد، دچار نوعی اغتشاش بصری مزمن و فرساینده است. تعدد تابلوهای تبلیغاتی با ابعاد، رنگ‌ها و فونت‌های نامتجانس، داربست‌های فلزی زنگ‌زده، کابل‌های برق و مخابرات آویزان بر تیرهای چوبی و فلزی، نماهای ساختمانی ناهماهنگ و بعضاً نیمه‌کاره، و کیوسک‌های غیراستاندارد مطبوعاتی و تنقلات، همگی دست به دست هم داده‌اند تا چهره شهر را مخدوش کنند. جداره‌های خیابان‌های اصلی، ترکیبی ناهمگون از نماهای سنگ مرمر، کامپوزیت‌های رنگ‌ورو رفته، شیشه‌های دودی و آجرهای کهنه است که هیچ روایت بصری منسجمی از هویت شیراز ارائه نمی‌دهد. این آشفتگی، صرفاً یک مشکل زیباشناختی نیست؛ تحقیقات روان‌شناسی محیطی نشان داده‌اند که اغتشاش بصری منجر به افزایش سطح استرس و کاهش حس تعلق شهروندان به فضای شهری می‌شود.

برای سامان‌دهی این وضعیت، شهرداری شیراز باید «طرح جامع سامان‌دهی منظر و مبلمان شهری» را با رویکردی قاطع و غیرقابل اغماض اجرا کند. گام نخست، «تدوین ضوابط طراحی منظر شهری شیراز» است. یک تیم متشکل از معماران، طراحان شهری و جامعه‌شناسان، باید یک کتابچه جامع ضوابط را تدوین کنند که در آن، همه چیز از حداکثر ابعاد و جنس تابلوهای تبلیغاتی، پالت رنگی مجاز برای نماهای ساختمانی در هر منطقه، نوع و محل نصب کیوسک‌ها و ایستگاه‌های اتوبوس، تا نحوه سامان‌دهی تأسیسات شهری مشخص شده باشد. گام دوم، «طرح ضربتی جمع‌آوری زوائد بصری» است. تابلوهای غیرمجاز و فرسوده، داربست‌های متروکه و سازه‌های موقت بی‌هویت باید در یک بازه زمانی مشخص جمع‌آوری شوند. گام سوم، «اجرای طرح کف‌سازی و جداره‌سازی هماهنگ» در محورهای تاریخی و فرهنگی اولویت‌دار مانند خیابان حافظ، بلوار کریم‌خان زند و محدوده بازار وکیل است. در این محورها، کف‌سازی با سنگ‌فرش‌های هماهنگ، نورپردازی هنرمندانه و یکسان‌سازی تابلوهای صنوف با طراحی الهام‌گرفته از نقوش سنتی شیراز می‌تواند هویت بصری گمشده را احیا کند. گام چهارم، «اجباری کردن دفاتر طراحی نما» برای هرگونه ساخت و ساز جدید است. شهرداری دیگر نباید اجازه دهد که ساختمانی بدون تأیید نما بر اساس ضوابط مصوب، پروانه ساخت دریافت کند. این ضوابط باید به گونه‌ای باشد که ضمن حفظ هویت شیراز، خلاقیت معمارانه را نیز امکان‌پذیر سازد.

مشکل دوم: سکون در توسعه حمل و نقل پاک و فقدان شبکه دوچرخه‌سواری شهری

در حالی که شهرهای پیشروی جهان به سرعت به سمت ترویج حمل و نقل پاک و انسان‌محور حرکت می‌کنند، شیراز در این زمینه با یک سکون معنادار روبروست. این شهر با توپوگرافی نسبتاً هموار در بخش‌های مرکزی، آب‌وهوای معتدل در فصول پاییز، زمستان و بهار، و معابری که پتانسیل اختصاص بخشی از آن‌ها به دوچرخه را دارند، عملاً فاقد یک شبکه پیوسته، ایمن و استاندارد دوچرخه‌سواری است. چند مسیر دوچرخه‌سواری پراکنده و غیراستاندارد که در برخی پارک‌ها و بلوارها ایجاد شده، نه تنها کارایی ندارند، بلکه گاه به دلیل ناایمنی و عدم اتصال به یکدیگر، خطرآفرین نیز هستند. فقدان فرهنگ استفاده از دوچرخه به عنوان یک مد حمل و نقل روزانه، نبود ایستگاه‌های دوچرخه اشتراکی، و از همه مهم‌تر، نبود امنیت برای دوچرخه‌سواران در خیابان‌های تحت سیطره خودروها، موجب شده که سهم دوچرخه در جابه‌جایی‌های شهری شیراز نزدیک به صفر باشد. این در حالی است که ترویج دوچرخه‌سواری می‌تواند به کاهش ترافیک، آلودگی هوا و افزایش سلامت عمومی شهروندان کمک شایانی کند.

برای خروج از این سکون، شهرداری شیراز باید «طرح جامع توسعه حمل و نقل پاک و شبکه دوچرخه‌سواری» را به عنوان یک اولویت راهبردی به اجرا بگذارد. گام نخست، «طراحی و احداث شبکه پیوسته و حفاظت‌شده مسیرهای دوچرخه» است. این شبکه باید از «مسیرهای سبز» در حاشیه خشک‌رود، باغ‌ها و پارک‌های خطی آغاز شده و به تدریج به «مسیرهای شهری» در کنار معابر اصلی گسترش یابد. نکته کلیدی، ایجاد «جداکننده فیزیکی» میان مسیر دوچرخه و سواره‌رو است؛ صرف رنگ‌آمیزی کف معبر کافی نیست و امنیت دوچرخه‌سواران را تأمین نمی‌کند. گام دوم، «راه‌اندازی سامانه دوچرخه اشتراکی هوشمند» است. شهرداری می‌تواند با مشارکت بخش خصوصی، ایستگاه‌های دوچرخه اشتراکی را در نقاط پرتردد، ایستگاه‌های مترو و اتوبوس، مراکز دانشگاهی و گردشگری مستقر کند. این سامانه باید با اپلیکیشن موبایل و کارت شهروندی یکپارچه شده و تعرفه‌های تشویقی برای استفاده‌کنندگان در نظر گرفته شود. گام سوم، «کمپین‌های ترویج فرهنگ دوچرخه‌سواری» است. برگزاری رویدادهای «روز بدون خودرو»، «همایش‌های دوچرخه‌سواری خانوادگی» و ارائه مشوق‌های مالیاتی و بیمه‌ای به کارکنان ادارات و شرکت‌هایی که با دوچرخه تردد می‌کنند، می‌تواند به تدریج فرهنگ دوچرخه‌سواری را نهادینه کند. گام چهارم، «اصلاح قوانین ترافیکی و آموزش همگانی» است. حقوق دوچرخه‌سواران باید در قوانین راهنمایی و رانندگی به رسمیت شناخته شود و رانندگان خودروها از طریق رسانه‌ها و آموزش‌های ضمن خدمت، برای احترام به دوچرخه‌سواران آموزش ببینند.

مشکل سوم: رکود ظرفیت‌های بالقوه گردشگری مذهبی و سلامت

شیراز، علاوه بر جاذبه‌های تاریخی و فرهنگی، از دو ظرفیت عظیم و مغفول دیگر نیز برخوردار است: گردشگری مذهبی و گردشگری سلامت. وجود بارگاه مطهر حضرت شاهچراغ و سایر امامزادگان واجب‌التعظیم، و نیز مساجد تاریخی و مدارس علمیه کهن، شیراز را به یکی از قطب‌های اصلی گردشگری مذهبی ایران تبدیل کرده است. با این حال، زیرساخت‌های پذیرایی از زائران و گردشگران مذهبی، بسیار ضعیف است. فقدان هتل‌ها و اقامتگاه‌های مناسب و مقرون‌به‌صرفه در جوار حرم، نبود برنامه‌های فرهنگی و معنوی منسجم برای زائران، و آشفتگی ترافیکی و بصری در اطراف حرم، تجربه زیارت را برای بسیاری از زائران ناقص می‌کند. از سوی دیگر، شیراز با دارا بودن بیمارستان‌ها و پزشکان فوق‌تخصص برجسته، ظرفیت تبدیل شدن به یک قطب گردشگری سلامت در جنوب ایران و حوزه خلیج فارس را دارد، اما فقدان یک برنامه بازاریابی هدفمند، نبود هتل‌های بیمارستانی استاندارد، و ضعف در ارائه خدمات یکپارچه از درمان تا اقامت و تفریح، مانع از شکوفایی این ظرفیت شده است.

برای فعال‌سازی این دو ظرفیت، شهرداری شیراز با همکاری آستان مقدس شاهچراغ، دانشگاه علوم پزشکی و بخش خصوصی باید «برنامه توسعه گردشگری مذهبی و سلامت شیراز» را طراحی کند. در حوزه مذهبی، گام نخست «بازآفرینی شهری محدوده حرم» است. باید یک طرح جامع برای سامان‌دهی ترافیک، ایجاد پیاده‌راه‌های دسترسی، احداث پارکینگ‌های طبقاتی، و نوسازی و به‌سازی جداره‌های اطراف حرم اجرا شود. گام دوم، «توسعه زیرساخت‌های اقامتی زیارتی» با مشارکت سرمایه‌گذاران و خیرین است. ساخت زائرسراها و هتل‌های باکیفیت و ارزان‌قیمت در محدوده پیاده‌روی حرم، می‌تواند ماندگاری زائران را افزایش داده و به رونق اقتصاد محلی کمک کند. گام سوم، «طراحی بسته‌های سفر زیارتی-فرهنگی» است که در آن، زیارت اماکن مقدس با بازدید از جاذبه‌های تاریخی، فرهنگی و ادبی شیراز در قالب یک برنامه چندروزه تلفیق شود.

در حوزه سلامت، گام نخست «ایجاد کنسرسیوم گردشگری سلامت شیراز» با عضویت بیمارستان‌های برتر، هتل‌ها، آژانس‌های مسافرتی و شهرداری است. این کنسرسیوم باید یک پورتال چندزبانه و یک برنامه بازاریابی بین‌المللی برای معرفی خدمات پزشکی شیراز ایجاد کند. گام دوم، «تسهیل فرایندهای ویزا و پذیرش بیماران خارجی» با همکاری وزارت امور خارجه و اداره گذرنامه است. گام سوم، «ایجاد زیرساخت‌های اقامتی ویژه بیمار و همراه» یا همان هتل-بیمارستان‌ها، که خدمات پزشکی و اقامتی را به صورت یکپارچه ارائه دهند، یک ضرورت فوری است.

مشکل چهارم: فقدان پیوست اجتماعی و ارزیابی تأثیر در پروژه‌های بزرگ شهری

در شیراز، بسیاری از پروژه‌های بزرگ عمرانی و شهری، بدون انجام «ارزیابی تأثیر اجتماعی» و «پیوست عدالت» طراحی و اجرا می‌شوند. نتیجه آنکه این پروژه‌ها، اگرچه ممکن است یک گره ترافیکی را باز کنند یا یک فضای تجاری جدید بیافرینند، اما هم‌زمان بافت اجتماعی و اقتصادی محلات اطراف را تخریب می‌کنند. برای مثال، احداث یک تقاطع غیرهمسطح یا پل بزرگ در یک محله، ممکن است ارزش املاک را در یک سوی پل افزایش و در سوی دیگر به شدت کاهش دهد و به مهاجرت اجباری ساکنان قدیمی و اصیل منجر شود. یا تخریب یک بازارچه محلی و تبدیل آن به یک مجتمع تجاری مدرن، ممکن است ده‌ها شغل خرد محلی را از میان ببرد و شبکه‌های همبستگی اجتماعی را پاره کند. این غفلت از پیوست اجتماعی، موجب شده که توسعه فیزیکی شهر در برخی موارد، به افزایش نابرابری و بی‌عدالتی فضایی دامن بزند.

برای اصلاح این رویه، شورای شهر شیراز باید تصویب کند که «هرگونه پروژه عمرانی با بودجه بالای یک سقف مشخص، ملزم به داشتن پیوست اجتماعی مصوب» است. این پیوست باید توسط یک تیم مستقل از جامعه‌شناسان، اقتصاددانان شهری و متخصصان برنامه‌ریزی اجتماعی تدوین شود و به پرسش‌های مشخصی پاسخ دهد: این پروژه چه تأثیری بر ترکیب جمعیتی محله خواهد داشت؟ چه مشاغلی را ایجاد و چه مشاغلی را نابود می‌کند؟ قیمت مسکن و اجاره‌بها را چگونه تغییر خواهد داد؟ دسترسی گروه‌های آسیب‌پذیر (سالمندان، معلولان، کودکان) به خدمات محلی را تسهیل می‌کند یا مختل می‌سازد؟ شبکه‌های اجتماعی و همبستگی محله‌ای را تقویت می‌کند یا تضعیف؟ پاسخ به این پرسش‌ها باید پیش از تصویب نهایی پروژه، در شورای شهر مورد بحث و بررسی قرار گیرد و در صورت منفی بودن تأثیرات اجتماعی، پروژه متوقف یا اصلاح شود. علاوه بر این، شهرداری باید یک «واحد ارزیابی تأثیرات اجتماعی» را به صورت دائم در ساختار خود ایجاد کند که مسئولیت پایش و نظارت بر اجرای پیوست‌های اجتماعی پروژه‌ها را بر عهده داشته باشد و گزارش‌های سالانه‌ای از تأثیرات اجتماعی توسعه‌های شهری منتشر کند.

مشکل پنجم: بحران اعتماد و شکاف فزاینده میان شهروندان و مدیریت شهری

شاید بنیادی‌ترین و در عین حال ناملموس‌ترین معضل شیراز، بحران عمیق اعتماد میان شهروندان و مدیریت شهری باشد. این بحران، محصول انباشت دهه‌ها ناکارآمدی، عدم شفافیت، فسادهای کوچک و بزرگ، پروژه‌های نیمه‌تمام، و بی‌توجهی به مطالبات عمومی است. وقتی یک شهروند شیرازی می‌بیند که وعده‌های مکرر برای تکمیل خطوط مترو یا احیای باغ‌ها هر سال تکرار می‌شود اما نتیجه ملموسی ندارد، وقتی شاهد تخریب یک بنای تاریخی با مجوز شهرداری است، وقتی برای یک کار ساده اداری باید هفته‌ها در راهروهای ادارات سرگردان باشد، اعتمادش به سیستم مدیریت شهری را از دست می‌دهد. این فرسایش اعتماد، پیامدی بسیار مخرب‌تر از یک پروژه شکست‌خورده دارد: شهروندانی که به مدیریت شهری اعتماد ندارند، در حفظ و نگهداری شهر مشارکت نمی‌کنند، به راحتی قوانین شهری را زیر پا می‌گذارند، عوارض و مالیات‌های خود را با اکراه می‌پردازند، و در بلندمدت، سرمایه اجتماعی شهر از هم می‌پاشد. احیای اعتماد، پیش‌نیاز هرگونه برنامه توسعه‌ای موفق است.

برای بازسازی این اعتماد ازدست‌رفته، مدیریت شهری شیراز باید یک «برنامه جامع شفافیت و پاسخگویی» را با شجاعت و صداقت کامل به اجرا بگذارد. گام نخست، «شفافیت کامل و بی‌قید و شرط» است. راه‌اندازی یک داشبورد عمومی و برخط که در آن، شهروندان بتوانند به صورت لحظه‌ای، روند پیشرفت فیزیکی و مالی تمام پروژه‌های شهری، جزئیات کامل بودجه و هزینه‌کردها، و نتایج مناقصه‌ها و قراردادها را مشاهده کنند. گام دوم، «پاسخگویی مستقیم و بی‌واسطه» است. شهردار و مدیران ارشد شهرداری باید به صورت دوره‌ای (مثلاً ماهانه) در جلسات عمومی و پرسش و پاسخ با شهروندان در محلات مختلف حاضر شوند و بدون واسطه، پاسخگوی سؤالات و انتقادات باشند. این جلسات باید به صورت زنده از شبکه‌های اجتماعی پخش شود. گام سوم، «جبران اشتباهات گذشته» است. شهرداری باید صریحاً پروژه‌های شکست‌خورده را به رسمیت بشناسد، دلایل شکست را تحلیل و منتشر کند، و در صورت وجود تخلف، متخلفان را بدون اغماض به مراجع قضایی معرفی کند. گام چهارم، «وفای به وعده‌ها» است. مدیریت شهری باید از دادن وعده‌های بزرگ و غیرواقع‌بینانه پرهیز کند و صرفاً پروژه‌هایی را آغاز کند که تأمین مالی و مطالعات آن‌ها به طور کامل انجام شده باشد و بتوان برای تکمیل آن‌ها زمان‌بندی دقیق و متعهدانه‌ای ارائه داد. تکمیل به‌موقع یک پروژه کوچک، به مراتب بیشتر از آغاز یک پروژه بزرگ و نیمه‌تمام، اعتماد را بازسازی می‌کند.

سخن پایانی: شیراز، نیازمند یک پیمان اجتماعی نوین

شیراز با تمام شکوه و عظمت تاریخی‌اش، امروز در آستانه یک دو راهی سرنوشت‌ساز ایستاده است. این شهر می‌تواند همچنان در چرخه معیوب ناکارآمدی، بی‌اعتمادی و توسعه ناپایدار گرفتار بماند و هر روز شاهد فرسایش بیشتر سرمایه‌های طبیعی، فرهنگی و اجتماعی خود باشد؛ یا می‌تواند با یک جهش نهادی و مدیریتی، مسیر تحول را در پیش گیرد. تحقق گزینه دوم، مستلزم یک «پیمان اجتماعی نوین» میان مدیریت شهری، نخبگان، بخش خصوصی و شهروندان شیرازی است. پیمانی که بر سه رکن استوار باشد: شفافیت مطلق به عنوان اصل خدشه‌ناپذیر حکمرانی، مشارکت واقعی و نهادینه‌شده شهروندان در تصمیم‌سازی‌ها، و پایبندی به برنامه‌ریزی علمی و بلندمدت به جای اقدامات مقطعی و نمایشی. شیراز، شهری که حافظ و سعدی را در دامان خود پرورده، این ظرفیت تمدنی را دارد که الگویی از یک کلان‌شهر ایرانی-اسلامی تاب‌آور، سرزنده و انسان‌محور باشد. اما این مهم، تنها در سایه اراده‌ای پولادین برای تغییر، و باوری عمیق به توانایی شهروندان در ساختن سرنوشت خویش، دست‌یافتنی خواهد بود. شیراز را باید از نو شناخت، از نو دوست داشت و از نو ساخت.

حسین هادی پور
حسین هادی پور

حمل نقلشیرازاغتشاشمشکل
۱
۰
حسین هادی پور
حسین هادی پور
امام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید