شیراز و چالشهای نوپدید: از جزایر گرمایی تا فقر فرهنگی و فرسودگی مدارس
درآمدی بر مسائلی که زیستپذیری شیراز را از پشت ویترین تاریخی تهدید میکنند
در نوشتارهای پیشین، تلاش شد تا ابعاد مختلف بحرانهای شیراز از زیرساختهای فرسوده و ناایمنی سازهها گرفته تا آلودگی صوتی و فقدان آمادگی در برابر زلزله تحلیل شود. اما شهر، موجودیتی زنده و پیچیده است و همانگونه که یک پزشک برای حفظ سلامتی بیمار خود باید به علائم کمتر آشکار اما مزمن نیز توجه کند، تحلیلگر شهری نیز باید مسائلی را ببیند که اگرچه هنوز به تیتر یک اخبار تبدیل نشدهاند، اما ذرهذره کیفیت زندگی را تحلیل میبرند و در بلندمدت میتوانند بحرانهایی به مراتب عمیقتر از یک زلزله یا خشکسالی بیافرینند. در این نوشتار، به سراغ پنج معضل جدید اما به شدت تأثیرگذار میرویم: شکلگیری جزایر گرمایی شهری و بیتوجهی به معماری اقلیمی، بحران خاموش کتابخانههای عمومی و فقر فرهنگی، فرسودگی و ناایمنی ساختمانهای آموزشی، فقدان اقتصاد شبانه ایمن و سرزنده، و مدیریت ناپایدار حیات وحش شهری و برهمخوردن تعادل اکولوژیک. هر یک از این موضوعات، به تنهایی میتواند سنجهای برای ارزیابی توسعهیافتگی یک شهر باشد و غفلت از آنها، گواهی بر توسعهنیافتگی نهادی و برنامهای مدیریت شهری است.
مشکل یکم: شکلگیری جزایر گرمایی شهری و غفلت از معماری همساز با اقلیم
شیراز، با تابستانهای طولانی و گرمای طاقتفرسا، همواره نیازمند راهکارهای معمارانه و شهرسازانه برای تعدیل دما بوده است. نیاکان ما این مهم را با ابداع بادگیرها، حوضخانهها، سقفهای گنبدی بلند، حیاطهای مرکزی پردرخت و کوچههای باریک و سایهدار به خوبی انجام میدادند. اما شیراز مدرن، پشت به این خرد اقلیمی کرده است. بلوارهای عریض و آسفالتشده بدون سایه درختان، نمای شیشهای برجهای تجاری و مسکونی، استفاده انبوه از سنگ و بتن در فضاهای عمومی، و تخریب باغها و جایگزینی آنها با ساختمانهای متراکم، همگی باعث شدهاند که پدیده «جزایر گرمایی شهری» در شیراز به شدت تشدید شود. دمای هوا در مرکز شهر و محلات پرتراکم، بعضاً تا چندین درجه سانتیگراد گرمتر از حاشیههای سبز شهر است. این افزایش دما، نه تنها آسایش حرارتی شهروندان را به شدت کاهش میدهد، بلکه مصرف برق برای سرمایش را به طور تصاعدی بالا میبرد، فشار مضاعفی بر شبکه فرسوده برق وارد میکند و به تشدید آلودگی هوا نیز دامن میزند. به بیان دیگر، شیراز امروز با دست خود، آبوهوای محلیاش را از آنچه هست، گرمتر و نامهربانتر میسازد.
برای مقابله با این پدیده، شهرداری شیراز باید یک «برنامه جامع کاهش جزایر گرمایی و بازگشت به معماری اقلیمی» را تدوین کند. گام نخست، «نهضت درختکاری سایهانداز» در معابر اصلی، پارکینگها و فضاهای باز عمومی است. انتخاب گونههای درختی بومی، مقاوم به کمآبی و دارای تاج گسترده مانند چنار شیرازی، نارون، افرا و کُنار، میتواند ظرف چند سال، درصد قابل توجهی از معابر را به دالانهای سبز و خنک تبدیل کند. این درختان، نه فقط سایه، که با فرایند تعرق، دمای محیط پیرامون خود را تا چندین درجه کاهش میدهند. گام دوم، «اصلاح ضوابط نمای ساختمانها» است. شورای عالی شهرسازی و معماری باید استفاده از نماهای تمام شیشهای و مصالح با جذب حرارت بالا را در ساختمانهای جدید ممنوع کند و در عوض، استفاده از نمای آجری، سنگی با رنگ روشن، سایبانهای افقی و عمودی، و جدارههای سبز (دیوارهای پوشیده از گیاه) را الزامی نماید. گام سوم، «بازآفرینی باغهای کوچک محلهای و حیاطهای مرکزی» است. شهرداری میتواند با خریداری زمینهای کوچک بلااستفاده در بافتهای متراکم، آنها را به باغچههای عمومی و حوضهای آبنما تبدیل کند که نقشی مشابه حیاط مرکزی در خانههای سنتی برای خنکسازی محیط ایفا میکنند. گام چهارم، «تغییر رویه کفسازی معابر» است. استفاده از سنگفرشهای متخلخل و رنگ روشن به جای آسفالت تیره در پیادهروها و میادین، میزان جذب و بازتابش گرما را به طور چشمگیری کاهش میدهد. این تمهیدات، نه تنها شیراز را خنکتر و زیستپذیرتر میکند، بلکه تا حد زیادی از بار تحمیلی بر شبکه برق نیز میکاهد.
مشکل دوم: بحران خاموش کتابخانههای عمومی و فقر فرهنگی در محلات
شیراز، پایتخت فرهنگی ایران، شهری که حافظ و سعدی را پرورده، امروز با یک بحران خاموش و کمتر دیدهشده در زیرساختهای فرهنگی خود روبروست. وضعیت کتابخانههای عمومی در شیراز، به ویژه در مناطق کمبرخوردار و حاشیهای، شایسته نام این شهر نیست. بسیاری از کتابخانههای موجود، ساختمانهایی فرسوده، کوچک و فاقد تهویه و نور مناسب دارند. منابع آنها قدیمی و بهروزرسانینشده است، قفسهها خالی از کتابهای جدید و پرمخاطباند، و امکانات اولیهای مانند سالن مطالعه استاندارد، دسترسی به اینترنت پرسرعت، و فضاهای ویژه کودکان و نوجوانان در آنها دیده نمیشود. از همه مهمتر، توزیع کتابخانهها در سطح شهر ناعادلانه است. در مناطق برخوردار مانند معالیآباد یا ارم، سرانه کتابخانهای نسبتاً قابل قبول است، اما در محلات پرجمعیت حاشیهای مانند شهرک سعدی، میانرود، یا سلطانآباد، یا کتابخانهای وجود ندارد یا کتابخانه موجود، فاقد جذابیت و کارایی لازم است. این نابرابری فضایی در دسترسی به کتاب و فضای مطالعه، در بلندمدت شکاف طبقاتی و آموزشی را تشدید میکند و فرزندان این محلات را از یکی از اصلیترین ابزارهای تحرک اجتماعی محروم میسازد.
راهحل این معضل، یک «نهضت توسعه کتابخانههای محلهای» با رویکردی نوین است. شهرداری شیراز با همکاری نهاد کتابخانههای عمومی، باید برنامهای پنجساله را برای ساخت، نوسازی و تجهیز حداقل بیست کتابخانه استاندارد در محلات کمبرخوردار شهر اجرا کند. اما این کتابخانهها نباید شبیه کتابخانههای سنتی و سوتوکور گذشته باشند. آنها باید به «مراکز فرهنگی-اجتماعی چندمنظوره محله» تبدیل شوند. در این مراکز، علاوه بر سالن مطالعه و مخزن کتاب با منابع بهروز، باید فضاهایی برای برگزاری کارگاههای آموزشی (از سواد دیجیتال و زبان خارجی تا مهارتهای کسبوکار)، اتاقهای مطالعه گروهی، کافه کتاب، فضای بازی و قصهگویی برای کودکان، و سالن نمایش فیلم و تئاترهای کوچک محلی پیشبینی شود. جذب خیرین و مشارکت بخش خصوصی در ساخت این مراکز از طریق اعطای مشوقهای مالیاتی و نامگذاری، یک راهکار عملی برای تأمین مالی است. همچنین، راهاندازی «کتابخانههای سیار» با اتوبوسهای تجهیزشده که به طور منظم به حاشیهترین نقاط شهر مراجعه میکنند، میتواند شکاف دسترسی را در کوتاهمدت تا حد زیادی پر کند. این کتابخانههای سیار، علاوه بر امانت کتاب، خدمات آموزشی و فرهنگی را نیز به در خانه مردم میبرند. شیراز برای حفظ عنوان پایتختی فرهنگی، باید به گونهای سرمایهگذاری کند که کتاب، نه کالایی لوکس برای محلات مرفه، که حق مسلم هر کودک در هر گوشه این شهر باشد.
مشکل سوم: فرسودگی و ناایمنی ساختمانهای مدارس
در حالی که مباحث پیشین عمدتاً بر مدیریت شهری و فضای عمومی متمرکز بود، یکی از دردناکترین معضلات شیراز که مستقیماً با جان و آینده کودکان پیوند دارد، وضعیت اسفناک بسیاری از ساختمانهای مدارس دولتی است. بر اساس گزارشهای سازمان نوسازی مدارس و مشاهدات میدانی، بخش قابل توجهی از مدارس شیراز، به ویژه در بافتهای قدیمی و محلات کمبرخوردار، قدمتی بیش از چهار یا پنج دهه دارند و طی این سالها، تعمیر و نگهداری اصولی نشدهاند. ترکخوردگی دیوارها، فرسودگی سقفها، نشت آب در روزهای بارانی، سیستمهای گرمایشی و سرمایشی غیراستاندارد و بعضاً خطرناک (مانند بخاریهای نفتی در برخی مدارس)، سرویسهای بهداشتی غیربهداشتی، و کمبود فضاهای ورزشی و آزمایشگاهی، تصویری تأسفبار از بیتوجهی به زیرساختهای آموزشی را نشان میدهد. مدارس کانکسی و سنگی نیز در برخی مناطق حاشیهای شیراز هنوز وجود دارند. این وضعیت، نه تنها سلامت جسمی و روانی دانشآموزان و معلمان را به خطر میاندازد، بلکه این پیام مخرب را به نسل آینده منتقل میکند که آموزش، در اولویت حاکمیت و جامعه نیست.
برای برونرفت از این بحران، باید «نهضت ملی مدرسهسازی» در سطح شیراز با رویکردی جدید و شتابان احیا شود. شهرداری شیراز میتواند با همکاری اداره کل آموزش و پرورش فارس و اداره نوسازی مدارس، یک «طرح جامع ایمنسازی و نوسازی مدارس شیراز» را به مرحله اجرا بگذارد. نخستین گام، انجام یک ممیزی فنی کامل از تمام مدارس شهر و رتبهبندی آنها بر اساس شاخصهای ایمنی سازه، ایمنی حریق، کیفیت تأسیسات و بهداشت محیط است. نتایج این ممیزی باید به صورت عمومی منتشر شود. گام دوم، اولویتبندی تخریب و بازسازی مدارس کاملاً فرسوده و ناایمن و جایگزینی آنها با مدارس استاندارد و مدرن است. شهرداری میتواند با اختصاص زمین و اعطای تراکم تشویقی به خیرین مدرسهساز، فرایند ساخت را تسریع کند. گام سوم، بهسازی مدارسی است که هنوز قابلیت استفاده دارند، اما نیازمند تعمیرات اساسی و تجهیز هستند. در این مرحله، تمرکز باید بر استانداردسازی سیستمهای گرمایشی و سرمایشی، بهسازی سرویسهای بهداشتی، ایجاد کتابخانه و آزمایشگاه، و مناسبسازی فضاها برای دانشآموزان کمتوان باشد. تأمین مالی این طرح میتواند از ترکیب بودجههای دولتی، کمکهای خیرین، فروش املاک مازاد آموزش و پرورش، و تخصیص بخشی از عوارض ساخت و سازهای شهری به حساب نوسازی مدارس صورت گیرد. همچنین، میتوان از ظرفیت مشارکت مردمی در قالب پویشهای «مدرسه من، خانه دوم من» برای تعمیرات کوچک و رنگآمیزی مدارس توسط اولیا و دانشآموزان استفاده کرد.
مشکل چهارم: فقدان اقتصاد شبانه ایمن، سرزنده و خانوادهمحور
شیراز، علیرغم آبوهوای معتدل در فصول بهار و پاییز و ظرفیتهای عظیم گردشگری، عملاً شهری است که پس از غروب آفتاب، زندگی اجتماعی در آن به حداقل میرسد. به جز چند رستوران و کافه محدود، خیابانها و مراکز تفریحی شهر پس از ساعت ده شب خالی و خاموش میشوند. فقدان یک «اقتصاد شبانه» برنامهریزیشده، ایمن و متنوع، چندین پیامد منفی دارد. نخست، شیراز بخش قابل توجهی از فرصتهای اقتصادی و اشتغال شبانه (در حوزه گردشگری، پذیرایی، خردهفروشی، فرهنگ و هنر) را از دست میدهد. دوم، خلأ فعالیتهای سالم شبانه، زمینه را برای فعالیتهای ناسالم و ناامنیهای اجتماعی فراهم میکند. سوم، شهروندان به ویژه خانوادهها و جوانان، از حداقل فضاهای تفریحی و فرهنگی در ساعات فراغت شبانه محروم میمانند. چهارم، جاذبه شیراز برای گردشگران داخلی و خارجی که به دنبال تجربههای شبانه شهری هستند، کاهش مییابد. علت این وضعیت، تا حد زیادی به ضعف تأمین امنیت، کمبود روشنایی استاندارد، نبود حمل و نقل عمومی در ساعات پایانی شب، و فقدان یک سیاستگذاری منسجم برای ساماندهی فعالیتهای شبانه بازمیگردد.
راهحل، طراحی و اجرای «طرح جامع اقتصاد شبانه شیراز» بر اساس تجارب موفق شهرهایی مانند بارسلون، استانبول و دبی است. در این طرح، شهرداری باید چند «منطقه ویژه فعالیت شبانه» را در نقاطی از شهر که پتانسیل لازم را دارند، تعیین و زیرساختهای آنها را تأمین کند. بافت تاریخی اطراف حافظیه و باغ جهاننما، محدوده دروازه قرآن و خیابان حافظ، حاشیه باغ ارم، و بخش احیاشدهای از بستر خشکرود میتوانند گزینههای مناسبی باشند. در این مناطق، فعالیت رستورانها، کافهها، گالریها، کتابفروشیها، مراکز صنایع دستی و نمایشگاههای هنری تا پاسی از شب مجاز و تشویق میشود. شهرداری باید امنیت این مناطق را با نصب دوربینهای نظارتی، ایجاد کیوسکهای پلیس، افزایش گشتهای پیاده و تأمین روشنایی کامل و زیبا تضمین کند. همچنین، خطوط حمل و نقل عمومی (اتوبوسهای شبانه) باید تا ساعت دو بامداد فعال باشند تا شهروندان بدون نیاز به خودروی شخصی بتوانند به این مناطق رفتوآمد کنند. برگزاری رویدادهای هنری شبانه مانند «شبهای موسیقی خیابانی»، «جشنواره غذای خیابانی شیراز» و «شبهای شعر و قصهخوانی» در این مناطق، میتواند به آنها روح و جذابیت ببخشد. این اقتصاد شبانه، ضمن ایجاد هزاران شغل مستقیم و غیرمستقیم، چهره شبهای شیراز را از سکوت و تاریکی به سرزندگی و پویایی فرهنگی تغییر خواهد داد.
مشکل پنجم: مدیریت ناپایدار حیات وحش شهری و برهمخوردن تعادل اکولوژیک
در سالهای اخیر، شهروندان شیرازی به طور فزایندهای شاهد حضور گونههای مختلف حیات وحش در محیطهای شهری بودهاند. گزارشهایی از ورود روباه به محلات مسکونی در حاشیه کوهستانی، مشاهده گرازهای وحشی در اطراف باغها و پارکها، افزایش جمعیت کلاغها و موشهای شهری، و حضور مارها و عقربها در برخی مناطق، دیگر اتفاقاتی نادر نیستند. این پدیده، صرفاً یک کنجکاوی طبیعی نیست، بلکه نشانهای از یک بحران اکولوژیک عمیقتر است: تخریب زیستگاههای طبیعی در اثر گسترش بیرویه شهر، مدیریت نادرست پسماندهای شهری که منبع تغذیه فراوانی برای گونههای فرصتطلب مانند موش و کلاغ ایجاد کرده، و حذف دشمنان طبیعی آنها. این وضعیت، خطراتی را برای سلامت عمومی (از طریق انتقال بیماریهای مشترک میان انسان و حیوان مانند هاری و لپتوسپیروز)، ایمنی شهروندان (حمله حیوانات وحشی) و تعادل اکوسیستم شهری به همراه دارد. متأسفانه، رویکرد فعلی در برخورد با این مسائل، کاملاً منفعلانه و مقطعی است و صرفاً به واکنش به گزارشهای شهروندان و جمعآوری موردی حیوانات محدود میشود، بدون آنکه ریشههای اکولوژیک مسئله بررسی و مدیریت شود.
برای مدیریت پایدار این بحران، شهرداری شیراز با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست، دانشکدههای علوم زیستی دانشگاه شیراز و دامپزشکی استان، باید یک «برنامه جامع مدیریت حیات وحش شهری و اکولوژی شهری» را تدوین کند. گام نخست، «مطالعه و پایش علمی» است. یک تیم تحقیقاتی باید گونههای مختلف جانوری حاضر در محیط شهری، جمعیت، الگوهای رفتاری، مسیرهای تردد و منابع تغذیهای آنها را شناسایی و نقشهبرداری کند. بر اساس این دادهها، یک «طرح اقدام پیشگیرانه» طراحی میشود که بر حذف عوامل جذبکننده حیوانات مزاحم به شهر متمرکز است. اصلیترین اقدام در این زمینه، «مدیریت علمی پسماند و زباله» است که پیشتر به آن اشاره شد. در کنار آن، نصب حصارهای فیزیکی در مسیرهای ورودی احتمالی حیوانات وحشی بزرگجثه به شهر، اجرای برنامههای کنترل جمعیت انسانی برای گونههای مهاجم مانند موشها از طریق روشهای غیرسمی و زیستمحیطی، و ایجاد «دالانهای سبز اکولوژیک» میان پارکها و فضاهای سبز بزرگ برای حفظ تنوع زیستی بومی و هدایت حیوانات به خارج از مناطق مسکونی پرازدحام، از دیگر اقدامات ضروری است. همچنین، یک «مرکز تخصصی امداد و نجات حیات وحش شهری» باید در شیراز تأسیس شود که شهروندان بتوانند حیوانات آسیبدیده یا خطرآفرین را به آن گزارش دهند و تیمهای آموزشدیده، آنها را به صورت اصولی زندهگیری، مداوا و در صورت امکان، در زیستگاههای طبیعی ایمن رهاسازی کنند. آموزش شهروندان از طریق رسانهها برای نحوه رفتار با حیات وحش شهری و پرهیز از تغذیه دستی حیوانات نیز یک رکن حیاتی برای موفقیت این برنامه است.
سخن پایانی: شیراز، نیازمند نگاهی جامع به حیات شهری
آنچه در این سلسله نوشتارها واکاوی شد، مجموعهای از معضلات درهمتنیدهای است که شیراز را از دستیابی به جایگاه شایستهاش به عنوان یک کلانشهر زیستپذیر، تابآور و سرزنده بازمیدارد. از جزایر گرمایی و فرسودگی مدارس گرفته تا فقر کتابخانهای، نبود اقتصاد شبانه و برهمخوردن تعادل اکولوژیک، همگی نقاط ضعفی هستند که اگر به آنها پرداخته نشود، نه تنها رنج شهروندان را میافزایند، بلکه هزینههای سنگینتری را در آینده بر بودجه عمومی تحمیل خواهند کرد. شیراز ثروتمند از تاریخ و فرهنگ است، اما توسعه پایدار در گرو آن است که این ثروت تاریخی با خرد مدیریتی، برنامهریزی علمی و اراده عملی برای حل ریشهای مشکلات همراه شود. مدیران شهری باید از رویکرد پروژههای نمایشی و بزرگمقیاس به سمت پروژههای مردمنهاد، کوچکمقیاس اما با تأثیر عمیق حرکت کنند. احیای یک کتابخانه محلی، کاشت یک ردیف درخت سایهافکن، ایمنسازی یک مدرسه، یا روشن نگهداشتن یک گذر فرهنگی در شب، شاید در نگاه اول به اندازه یک پل یا برج دیده نشود، اما همینها هستند که شیراز را شیراز میکنند. زمان آن فرا رسیده که شیراز، از پسِ ویترین پرشکوه گردشگریاش، به فکر آرامش، امنیت و شادمانی تودههای شهروندی باشد که در کوچهپسکوچههایش زندگی میکنند. تنها در این صورت است که شیراز میتواند ادعا کند شهری برای زندگی است، نه فقط شهری برای تماشا.
