رویکرد ایران در برابر آمریکا در وضعیت کنونی: راهبردی برآمده از عِزّت، حکمت و مصلحت
درآمدی بر ضرورت بازتعریف راهبرد در میانه میدان
اکنون که سایه سنگین «فشار حداکثری ۲.۰» با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، بیش از هر زمان دیگری بر سر ایران احساس میشود، پرسش از «رویکرد بهینه» در برابر آمریکا، نه یک کنجکاوی آکادمیک، که مسئلهای حیاتی و فوری برای بقا و پیشرفت کشور است. آمریکا با خروج یکجانبه از برجام، اعمال تحریمهای فلجکننده، ترور فرماندهان نظامی ایران، و چراغ سبز به اسرائیل برای ماجراجوییهای منطقهای، عملاً همه گزینههای روی میز را به جز جنگ تمامعیار آزموده است. از سوی دیگر، ایران نیز با صبر استراتژیک، توسعه توانمندیهای موشکی و پهپادی، تعمیق روابط با شرق، و اثبات توانایی در عملیات «وعده صادق»، نشان داده که در برابر زیادهخواهیها تسلیم نمیشود. اکنون، در این نقطه عطف تاریخی، رویکرد ایران باید چگونه باشد؟ پاسخ این پرسش را باید در یک چارچوب سهوجهیِ برگرفته از آموزههای قرآن و عترت جستجو کرد: «عزت» (نفی هرگونه ذلت و سلطهپذیری)، «حکمت» (تدبیر عاقلانه و پرهیز از کنش احساسی) و «مصلحت» (اولویتبندی منافع ملی و دفع افسد به فاسد).
نخست: اصل «عزت»؛ نفی سلطهپذیری و ردّ مذاکره تحت فشار
قرآن کریم، اصلی بنیادین را برای رابطه با دشمنان ترسیم میکند که سنگ بنای هرگونه سیاستگذاری در برابر آمریکاست: «وَلَن يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» (سوره نساء، آیه ۱۴۱). خداوند هرگز برای کافران راه تسلط بر مؤمنان قرار نداده است. این «نفی سبیل»، یک قاعده فقهی و راهبردی است که هرگونه اقدامی را که به سلطهپذیری، تحقیر ملی و یا از دست رفتن استقلال کشور بینجامد، حرام و ممنوع میسازد. بنابراین، نخستین و مهمترین اصل رویکرد ایران باید این باشد که «هرگز و تحت هیچ شرایطی، از موضع ضعف و ذلت وارد مذاکره نشود.»
تجربه برجام، درسهای تلخ اما گرانبهایی برای ما داشت. ما با حسن نیت، پذیرای مذاکره شدیم، راستیآزماییپذیرترین توافق تاریخ را امضا کردیم، و از بخش بزرگی از توان هستهای خود برای اعتمادسازی گذشتیم. نتیجه چه شد؟ آمریکا به راحتی و با یک امضا، از توافق خارج شد و تحریمها را نه تنها بازگرداند، که تشدید هم کرد. این تجربه نشان داد که اعتماد به دشمنی که سابقه بدعهدی و خباثت دارد، یک اشتباه راهبردی است. «فَبِمَا نَقْضِهِم مِّيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً» (سوره مائده، آیه ۱۳). آنان پیمان خود را شکستند، پس ما نیز آنان را از رحمت خود دور ساختیم و دلهایشان را سخت گرداندیم.
اکنون نیز آمریکا با «نامه نگاری» و «پیشنهاد مذاکره» در حالی که همزمان تحریمها را تشدید میکند، به دنبال چیست؟ هدف، مذاکره نیست، هدف «تحمیل شروط از موضع برتر» و «خلع سلاح روانی ایران» پیش از هرگونه توافق است. رهبری حکیمانه ایران با اعلام اینکه «مذاکره با آمریکا نه عاقلانه است، نه هوشمندانه و نه شرافتمندانه»، دقیقاً بر اساس همین اصل قرآنیِ «نفی سبیل» سخن گفتهاند. مذاکره تحت فشار و تهدید، نه دیپلماسی، که «املاء» و «دیکته» است. و امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در نهجالبلاغه، از پذیرش چنین ذلتی برحذر میدارد: «فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ يَجْعَلْنِي لِأُذَلَّ، وَ لَمْ يَخْلُقْنِي لِأُهَانَ». خداوند مرا نیافریده تا ذلیل شوم و خلقم نکرده تا خوار گردم. ایران نیز نباید و نمیتواند ذلت مذاکره تحت فشار را بپذیرد.
دوم: اصل «قدرت»؛ بازدارندگی و آمادگی برای بدترین سناریوها
دومین اصلی که رویکرد ایران باید بر آن استوار باشد، اصل قرآنی «قدرت» و «آمادگی» است: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ» (سوره انفال، آیه ۶۰). در برابر آنان هر چه میتوانید از نیرو و اسبهای آماده فراهم کنید تا به وسیله آن دشمن خدا و دشمن خود را به هراس افکنید. این آیه، یک دستورالعمل راهبردی جاودانه است: قدرت، تنها راه بازدارندگی از جنگ است. هرچه ضعیفتر باشی، دشمن گستاختر میشود و هرچه قویتر باشی، دشمن عقب مینشیند.
بنابراین، ایران باید به صورت موازی با دیپلماسی، «تقویت همهجانبه توان بازدارندگی» خود را در اولویت قرار دهد. این بازدارندگی، محدود به موشک و پهپاد نیست، گرچه اینها ستون فقرات آن را تشکیل میدهند. بازدارندگی، یک بسته کامل است که شامل «قدرت سایبری» برای دفاع و حمله، «قدرت اقتصادی» برای مقاومت در برابر تحریمها، «قدرت اطلاعاتی» برای شناسایی و خنثیسازی تهدیدها، و «قدرت رسانهای» برای شکستن محاصره روایی دشمن میشود.
در عرصه هستهای نیز، ایران باید با حفظ چارچوب فنی و حقوقی خود، در آستانه بازدارنگی هستهای باقی بماند، بدون آنکه از آن عبور کند، مگر آنکه شرایط راهبردی به گونهای تغییر کند که این گزینه نیز در دستور کار قرار گیرد. توانایی غنیسازی در سطح بالا، یک برگ برنده راهبردی است که نباید به آسانی و بدون گرفتن امتیازات واقعی و پایدار از دست برود.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در نهجالبلاغه، به زیبایی رابطه «قدرت» و «امنیت» را تبیین میکند: «فَمَنْ تَوَاضَعَ لِلسُّلْطَانِ أَذَلَّهُ، وَ مَنِ اعْتَزَّ بِغَيْرِ اللَّهِ أَهَانَهُ». هر که در برابر قدرت فروتنی کند، خوارش میسازد و هر که به غیر خدا تکیه کند، رسوایش میگرداند. ایران، نباید در برابر قدرت آمریکا فروتنی کند، بلکه باید «قدرت خود» را چنان بسازد که دشمن، هزینه هرگونه تعرض را فراتر از منافع احتمالی آن ببیند.
سوم: اصل «حکمت»؛ دیپلماسی فعال و شکست انزواسازی
اما «عزت» و «قدرت» به معنای «انزوا» و «قطع دیپلماسی» نیست. قرآن کریم، مسلمانان را از دوستی و همپیمانی با دشمنان قسمخورده برحذر میدارد، اما آنان را به «صلح» و «همزیستی» در صورت تمایل طرف مقابل نیز فرا میخواند: «وَإِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» (سوره انفال، آیه ۶۱). اگر دشمنان به صلح و مسالمت تمایل نشان دادند، تو نیز به آن تمایل نشان بده و بر خدا توکل کن. این، همان «حکمت» است: نه تسلیم محض و نه تقابل بیمحابا، بلکه «تعامل هوشمندانه» از موضع برابر.
ایران باید «دروازههای دیپلماسی» را باز نگه دارد، اما «میز مذاکره» را به «میدان تحقیر» تبدیل نکند. مذاکرات غیرمستقیم با میانجیگری کشورهای ثالث (مانند عمان، قطر، سوئیس، یا حتی روسیه و چین) میتواند ادامه یابد. در این مذاکرات، ایران باید با «دست پر» و «برگهای برنده» حاضر شود. هدف مذاکرات نیز نباید صرفاً «رفع تحریمها» باشد، بلکه باید «تضمین امنیت پایدار»، «لغو دائمی و راستیآزماییپذیر تحریمها»، و «به رسمیت شناختن حقوق هستهای و منطقهای ایران» را شامل شود.
همزمان، ایران باید با قدرت تمام، «سیاست همسایگی» و «دیپلماسی شرق» را پیش ببرد. عضویت در بریکس و شانگهای، امضای توافقنامههای بلندمدت با چین و روسیه، و بهبود روابط با همسایگان به ویژه عربستان سعودی، همگی گامهایی هستند که «پروژه انزواسازی ایران» را خنثی میکنند. امام صادق علیهالسلام در حدیثی راهگشا میفرمایند: «مَنِ اسْتَبَدَّ بِرَأْيِهِ هَلَكَ، وَ مَنْ شَاوَرَ الرِّجَالَ شَارَكَهَا فِي عُقُولِهَا». هر که خودرأی باشد، هلاک میشود و هر که با دیگران مشورت کند، در عقلهای آنان شریک میشود. ایران نیز نباید در سیاست خارجی خود «خودرأی» و «تکبعدی» عمل کند. جهان، گستردهتر از آمریکا و غرب است و ما میتوانیم با تکیه بر «جهان غیرغربی»، معماری جدیدی برای روابط بینالمللی خود رقم بزنیم.
چهارم: اصل «مقاومت فعال»؛ از اقتصاد مقاومتی تا جنگ روایتها
چهارمین رکن راهبرد ایران، «مقاومت فعال» است. مقاومت، نه یک انتخاب، که یک ضرورت است، اما این مقاومت نباید «منفعلانه» و صرفاً «تحمل فشار» باشد. مقاومت فعال، یعنی «خنثیسازی تحریمها» از طریق تکیه بر اقتصاد درونزا و بروننگر، «شکوفایی تولید داخلی»، «مقابله با فساد»، و «شفافیت اقتصادی». دشمن، اقتصاد را هدف گرفته تا از طریق فشار بر معیشت مردم، بین آنان و نظام اسلامی فاصله بیندازد. پاسخ به این توطئه، «قویتر کردن اقتصاد» و «مهار تورم» است.
در کنار اقتصاد، «جنگ روایتها» نیز یک میدان حیاتی است. آمریکا با ابزار رسانهای خود، ایران را «تهدید جهانی»، «ناقض حقوق بشر» و «حامی تروریسم» معرفی میکند. ایران باید با یک «تهاجم رسانهای هوشمند» این روایت را بشکند. روایتسازی از جنایات آمریکا در منطقه، از حمایت این کشور از جنایات اسرائیل در غزه، و از ریاکاری غرب در موضوع حقوق بشر، باید در دستور کار دستگاه دیپلماسی عمومی کشور قرار گیرد.
سخن پایانی: رویکرد نهایی، «عزت-حکمت-مصلحت»
در یک جمعبندی نهایی، رویکرد ایران در برابر آمریکا در وضعیت کنونی را میتوان در سه کلمه خلاصه کرد: «عزت»، «حکمت»، «مصلحت». عزت، یعنی هرگز از موضع ضعف و ذلت وارد مذاکره نشدن، زیر بار زور نرفتن و استقلال کشور را پاس داشتن. حکمت، یعنی با تدبیر و خرد عمل کردن، دشمن را دست کم نگرفتن، از غافلگیریهای راهبردی پرهیز کردن و درهای دیپلماسی را هوشمندانه باز نگه داشتن. مصلحت، یعنی اولویتبندی منافع ملی، دفع افسد به فاسد، و قربانی نکردن پیشرفت و امنیت کشور در پای شعارهای احساسی.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در فرمانی جاودانه به مالک اشتر، این هر سه اصل را یکجا به ما میآموزد: «وَ إِيَّاكَ وَ الدَّمَاءَ وَ سَفْكَ بِغَيْرِ حِلِّهَا... وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَى قَوْمِكَ بِمُسَلَّطٍ... وَ لَا تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاكَ إِلَيْهِ عَدُوُّكَ وَ لِلَّهِ فِيهِ رِضًى». از خونریزی ناحق بپرهیز. بر مردم خود مسلط و زورگو مباش. و اگر دشمنت تو را به صلحی فراخواند که رضای خدا در آن است، آن را رد مکن. این، منطق حکومت علوی است: پرهیز از جنگافروزی غیرضروری، حفظ کرامت و جان مردم، و همزمان، ردّ صلح ذلیلانه.
ایران امروز، قویتر از آن است که به زانو درآید و عاقلتر از آن است که به جنگ ناخواسته کشیده شود. رویکرد ما، نه تسلیم است و نه تقابل بیمحابا. رویکرد ما، «ایستادگی عزتمندانه»، «دیپلماسی هوشمندانه»، و «مقاومت فعالانه» است. این، راهبردی است که هم ریشه در قرآن و سنت دارد، هم با واقعیتهای میدانی و ژئوپلیتیک سازگار است، و هم میتواند ایران را از این گردنه خطرناک تاریخی، سربلند و سرفراز عبور دهد. «وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (سوره طلاق، آیه ۳). هر که بر خدا توکل کند، خداوند او را کفایت میکند. توکل ما بر خداست و در سایه این توکل، از هیچ قدرتی جز او نمیهراسیم.
