فصل اول: دوران جنینی و نوزادی (پیش از تولد تا ۲ سالگی) بنیانگذاری امنیت عاطفی
مقدمه: چرا این دوران سرنوشتساز است؟
پیش از آنکه کودک بتواند سخن بگوید، پیش از آنکه راه برود و پیش از آنکه اولین کلمه "مامان" یا "بابا" را بر زبان جاری کند، پایههای انسانیت او در حال شکلگیری است. شاید باورکردنی نباشد، اما ۸۰٪ از رشد مغزی کودک تا ۳ سالگی شکل میگیرد . این آمار به ما میگوید که اگر در این سالهای طلایی اقدامی برای تربیت عاطفی کودک نکنیم، بعدها کار بسیار دشواری در پیش خواهیم داشت.
نوزاد انسان برخلاف بسیاری از پستانداران دیگر، کاملاً ناتوان به دنیا میآید. این ناتوانی طولانیمدت، حکمتی عمیق دارد: انسان برای "انسان شدن" به مراقبت طولانیمدت و سرشار از عاطفه نیاز دارد. هر بوسه، هر آغوش، هر نگاه محبتآمیز و هر پاسخی که به گریه نوزاد داده میشود، در حال معماری مغز او و شکلدهی به شخصیتی است که در آینده از خود بروز خواهد داد .
بخش اول: مبانی نظری دلبستگی ایمن، سنگبنای انسانیت
۱.۱ نظریه دلبستگی جان بالبی
مفهوم دلبستگی را نخستین بار جان بالبی، روانکاو بریتانیایی، مطرح کرد. از نظر او، دلبستگی "ارتباط روانی پایدار بین دو انسان" است. بالبی معتقد بود پیوندهای اولیه بین کودک و پرستارش (معمولاً مادر) تأثیر فوقالعادهای بر کل زندگی آینده فرد دارد و این پیوند تا بزرگسالی ادامه مییابد .
محور اصلی نظریه دلبستگی این است که مادرانی که در دسترس فرزندان هستند و نیازهای کودکانشان را به موقع برآورده میکنند، والدینی که دارای ثبات رفتاری، هیجانی و روانی هستند، نوعی احساس امنیت را در فرزند خود به وجود میآورند . این احساس امنیت، پایهای میشود برای اعتماد به جهان، اعتماد به دیگران و در نهایت، توانایی دوست داشتن واقعی و بیریا.
۱.۲ دلبستگی ایمن چیست؟
دلبستگی ایمن، سالمترین شکل دلبستگی است. در این نوع دلبستگی، کودک از حضور مراقبش احساس آرامش میکند. کودکانی که دلبستگی ایمن را تجربه میکنند، احساس محافظت شدن دارند و کسی را دارند که به او تکیه کنند .
آزمایش "موقعیت ناآشنا" مری اینسورث (۱۹۷۰) به خوبی این پدیده را نشان داد: کودکانی که دلبستگی ایمن داشتند، وقتی مادر اتاق را ترک میکرد، ناراحت میشدند، اما وقتی مادر بازمیگشت، با آغوش باز به استقبال او میرفتند و به راحتی آرام میشدند. در مقابل، کودکان با دلبستگی ناایمن، یا از مادر روی برمیگرداندند یا رفتارهای متناقض نشان میدادند .
۱.۳ پیامدهای بلندمدت دلبستگی ایمن
تحقیقات نشان میدهد دلبستگی ایمن در نوزادی با پیامدهای زیر در بزرگسالی همراه است :
عزت نفس بالاتر : فرد خود را شایسته دوست داشته شدن میداند
روابط سالم و طولانیتر : توانایی برقراری روابط عاطفی پایدار
اعتماد به دیگران : باور به این که انسانها ذاتاً خوب هستند، مگر آنکه خلافش ثابت شود
هوش هیجانی بالا : توانایی شناسایی و مدیریت هیجانهای خود و دیگران
تابآوری در برابر استرس : توانایی مؤثر برای مقابله با تنیدگیها
موفقیت در زندگی : جالب است بدانیم بهره هوشی سنتی (IQ) تنها ۲۰٪ از موفقیت فرد را تعیین میکند و ۸۰٪ باقیمانده به هوش هیجانی (EQ) مربوط است که با دلبستگی ایمن رابطه مستقیم دارد
۱.۴ مؤلفههای شکلدهنده دلبستگی ایمن
برای شکلگیری دلبستگی ایمن، والدین باید دو مؤلفه اساسی را فراهم کنند :
الف) پناهگاه امن : کودک باید احساس کند والدین از او محافظت میکنند و اگر مسئلهای پیش بیاید، پایگاه امنی دارد که به آن رجوع کند. در نوزادان، ایمنی به معنای نزدیکی به مادر است؛ زیرا مادر منبع غذا، گرما و محافظت است. برای ایجاد پناهگاه امن، والدین باید:
اهل قضاوت نباشند
از سرزنش، تحقیر و توهین بپرهیزند
الگوهای قابل پیشبینی داشته باشند
توانایی همدلی با نوزاد را تقویت کنند
صادق باشند
ب) احساس شناخته شدن و دیده شدن : والدینی که خود را با نیازهای کودک سازگار میکنند، میتوانند نشانههای نوزاد را به دقت بازخوانی کنند و پاسخهایی متناسب با نیاز او بدهند. این پیام را به کودک منتقل میکند که "تو در امان هستی"، "تو محبوب هستی" و "تو دوستداشتنی هستی" .
بخش دوم: راهنمای عملی بر اساس ماههای رشد
۲.۱ دوره پیش از تولد: آغاز ارتباط
تربیت کودک حتی از زمان قبل از تولد او شروع میشود . جنین در ماههای آخر بارداری، صداهای بیرون را میشنود و به آنها واکنش نشان میدهد.
دستورالعملهای عملی برای والدین :
با جنین صحبت کنید، برایش لالایی بخوانید
از خشونت و استرس شدید بپرهیزید، زیرا هورمونهای استرس از طریق جفت به جنین منتقل میشود
پدر نیز در این دوره با صحبت کردن با جنین، نقش خود را آغاز کند
۲.۲ ماه اول تولد (۰ تا ۱ ماهگی)
مهمترین نقش والدین در ماه اول تولد، تأمین نیازهای اساسی کودک مانند خواب، غذا و از همه مهمتر، تأمین محیطی امن و آرام است .
حوزه ارتباط :
نوزادان در درجه اول از طریق گریه برای نیازهای مختلف ارتباط برقرار میکنند
وقتی با آنها صحبت شود، آرام میشوند
به صداها واکنش نشان میدهند
حوزه اجتماعی عاطفی :
سعی میکنند به والدین و دیگران نگاه کنند
شروع به لبخند زدن میکنند (لبخندهای اولیه اغلب بازتابی است)
دستورالعملهای عملی :
به گریه نوزاد پاسخ دهید؛ در این سن نمیتوانید نوزاد را "لوس" کنید
تماس چشمی برقرار کنید؛ نوزادان به طور غریزی به چهرهها نگاه میکنند
با لحن نرم و ملایم با نوزاد صحبت کنید
نوزاد را در آغوش بگیرید و نوازش کنید
۲.۳ ماههای ۱ تا ۳ ماهگی
نقاط عطف رشد :
ارتباط : شروع به صدا دار کردن (آه و اوه کشیدن)
فیزیکی : میتوانند سر را برای مدت کوتاهی بلند کنند، اشیاء را با چشم دنبال میکنند
شناختی : به اشیاء و افراد آشنا علاقه نشان میدهند
دستورالعملهای عملی :
کودک را برای مدت کوتاهی روی شکم بخوابانید تا عضلات گردن و پشت تقویت شود
به صداهایی که کودک تولید میکند، پاسخ دهید و آنها را تقلید کنید
از تماس پوست با پوست (آغوش) غافل نشوید
۲.۴ ماههای ۳ تا ۶ ماهگی
نقاط عطف رشد :
ارتباط : حرف زدن (باببل کردن) شروع میشود، تقلید صداها، خندیدن
اجتماعی عاطفی : پاسخ به حالات چهره و تن صداهای مختلف
شناختی : تشخیص چهرههای آشنا (به ویژه والدین)، توجه به موسیقی
دستورالعملهای عملی :
از آهنگها و لالاییهای ملایم استفاده کنید
با حالات چهره ابراز محبت کنید؛ لبخند بزنید
اسباببازیهای رنگی و صدادار در اختیار کودک بگذارید
نام اعضای خانواده را برای کودک تکرار کنید
۲.۵ ماههای ۶ تا ۹ ماهگی
نقاط عطف رشد :
ارتباط : تقلید صداهای مختلف، پاسخ به حرکات (مانند دست زدن)
فیزیکی : نشستن بدون حمایت، جهیدن در حالت ایستاده
اجتماعی عاطفی : درک احساسات دیگران، اضطراب در برابر غریبهها
شناختی : رشد زبان دریافتی (درک کلماتی که میشنوند)
دستورالعملهای عملی :
با کودک بازیهای ساده مثل "دالی موشه" انجام دهید
اشیاء مختلف را به کودک نشان دهید و نام آنها را بگویید
به کودک اجازه دهید محیط را کشف کند، اما مرزهای ایمنی تعیین کنید
اگر کودک از غریبهها میترسد، او را مجبور به ارتباط نکنید
۲.۶ ماههای ۹ تا ۱۲ ماهگی
نقاط عطف رشد :
ارتباط : تقلید صداها، ارتباط با حرکات (مثل بایبای)، گفتن چند کلمه ساده
فیزیکی : خزیدن، ایستادن با کمک
اجتماعی عاطفی : ابراز خود و احساسات، برقراری ارتباط با اطرافیان
شناختی : درک کلمه "نه"، کشف علت و معلول (پرتاب اشیا)
دستورالعملهای عملی :
به حرکات کودک پاسخ دهید و آنها را تشویق کنید
کتابهای تصویری با رنگهای شاد به کودک نشان دهید
از تقویت مثبت (آغوش، بوسه، تشویق کلامی) استفاده کنید
مرزهای مشخص تعیین کنید، اما با ملایمت
۲.۷ سال دوم زندگی (۱۲ تا ۲۴ ماهگی)
نقاط عطف رشد :
ارتباط : ۱۲ ۱۸ ماه: چند کلمه معنادار، ۱۸ ۲۴ ماه: جملات دو کلمهای
فیزیکی : راه رفتن مستقل، کشیدن و هل دادن اسباببازی
اجتماعی عاطفی : ابراز احساسات با کلمات، آغاز بازی در کنار سایر کودکان
شناختی : شناخت رنگها و شکلها، نام بردن اعضای بدن
دستورالعملهای عملی :
روالهای قابل پیشبینی برای خواب و غذا تنظیم کنید
کودک را به استقلال تشویق کنید (مثلاً غذا خوردن با دست)
در برابر عصبانیت کودک، واکنش آرام نشان دهید
زمان استفاده از تلویزیون و تبلت را به حداقل برسانید
برای کودک کتاب بخوانید و درباره تصاویر صحبت کنید
بخش سوم: اصول بنیادین تربیت نوزاد انسانگرا
۳.۱ اصل پاسخگویی به نیازها
یکی از مهمترین اصول در این دوران، پاسخگویی به موقع و مناسب به نیازهای نوزاد است. تحقیقات نشان میدهد والدینی که به گریه نوزاد پاسخ میدهند، نه تنها او را لوس نمیکنند، بلکه احساس امنیت و اعتماد را در او نهادینه میسازند .
روانشناسی گریه نوزاد :
گریه تنها راه ارتباط نوزاد با جهان است. انواع گریه معانی مختلفی دارند:
گریه مداوم و بلند : معمولاً نشانه درد یا ناراحتی شدید
گریه با وقفه : ممکن است نشانه خستگی یا نیاز به خواب
گریه آرام و بیصدا : نیاز به آرامش و نزدیکی به والدین
والدین باید یاد بگیرند این سیگنالها را تشخیص دهند و به موقع پاسخ دهند. پاسخ مناسب به گریه، به نوزاد کمک میکند تا احساسات خود را بهتر درک کند و به آرامش عاطفی برسد .
۳.۲ اصل تماس چشمی و ارتباط غیرکلامی
تماس چشمی یکی از ابزارهای اصلی برقراری ارتباط است. نوزادان از بدو تولد به طور غریزی به چهرهها نگاه میکنند و تماس چشمی باعث ایجاد حس ارتباط و امنیت میشود .
زبان بدن نیز اهمیت ویژهای دارد. نوزادان به سرعت حرکات صورت و حالات چهره والدین را میشناسند و از آنها به عنوان راهنمای احساسی استفاده میکنند. لبخند والدین، چهره مهربان و نوازشهای ملایم، به نوزاد احساس آرامش و امنیت میدهد .
۳.۳ اصل ثبات و پیشبینیپذیری
نوزادان نیاز به ثبات دارند. والدینی که الگوهای رفتاری قابل پیشبینی دارند، به کودک احساس امنیت میدهند. اگر مادر یک روز به گریه کودک پاسخ دهد و روز دیگر بیتفاوت باشد، کودک دچار سردرگمی میشود و این میتواند زمینهساز دلبستگی ناایمن شود .
منظور از الگوی قابل پیشبینی آن است که کودک بداند در برابر یک رفتار مشخص، والدین چه واکنشی نشان خواهند داد. این ثبات، پایهگذار اعتماد کودک به جهان میشود.
۳.۴ اصل "کودک فرمانده است"
بیشترین لحظات تحریک و رشد مغز کودک زمانی اتفاق میافتد که به فرزندتان اجازه میدهید شما را به جایی که میخواهد ببرد. البته شما رئیس هستید، اما گاهی باید دست خود را به کودک دهید تا هر جا که میخواهد شما را ببرد .
این اصل به معنای پیروی از علایق کودک و پاسخ به کنجکاوی اوست. وقتی کودک به چیزی علاقه نشان میدهد، آن را نزدیکتر بیاورید و بگذارید بررسی کند. این کار کنجکاوی، استدلال شناختی و مهارتهای زبانی کودک را تحریک میکند .
۳.۵ اصل گفتگو با نوزاد
شاید تصور کنید نوزاد تازه متولد شده چیزی از حرفهای شما نمیفهمد، اما صحبت کردن با نوزاد حتی از بدو تولد میتواند بر مغز او تأثیر بگذارد و زمینه یادگیریهای آینده را فراهم کند .
معمولاً اولین کلماتی که کودک به زبان میآورد، همان چیزهایی است که بیشتر از همه شنیده است . بنابراین:
با نوزاد زیاد صحبت کنید
کارهای روزمره را برایش توضیح دهید
از لحن نرم و ملایم استفاده کنید
به صداهایی که تولید میکند پاسخ دهید
بخش چهارم: آسیبشناسی چه چیزهایی دلبستگی ایمن را تخریب میکند؟
۴.۱ عوامل خطرساز
برخی عوامل میتوانند زمینه تشکیل دلبستگی ایمن را دشوارتر کنند :
تولد زودرس نوزاد
عوارض زایمان و بیماری نوزاد
بیماریهای مادر (به ویژه افسردگی پس از زایمان)
فقدان حضور پدر
اختلافات و تنشهای والدین
۴.۲ سبکهای دلبستگی ناایمن
اگر نیازهای نوزاد به درستی برآورده نشود، سبکهای دلبستگی ناایمن شکل میگیرد که تا بزرگسالی همراه فرد خواهد ماند :
الف) دلبستگی ناایمن اجتنابی :
زمانی که مادر از نظر عاطفی در دسترس نیست و در ابراز محبت ناتوان است، این سبک شکل میگیرد. این افراد در ظاهر خودکفا و مستقل به نظر میرسند، اما این رفتار پوششی بر درون ناامن و عزت نفس پایین آنهاست. در جمع معمولاً قلدرمآب و کنترلگر هستند و با زورگویی به دنبال کسب عزت نفس گمشده خود میگردند .
ب) دلبستگی ناایمن دوسوگرا :
زمانی که مادر در برقراری پیوند عاطفی با فرزندش رفتاری ناثابت دارد، این سبک شکل میگیرد. این افراد در روابط خود به دیگران اعتماد ندارند، اما به امید برآورده شدن نیازهایشان، بسیار وابسته و آویزان میشوند. حسادت شدید، کنترلگری، شکاک بودن و خردهگیری از نشانههای این افراد است .
ج) دلبستگی ناایمن آشفته :
زمانی که نیازهای کودک نادیده گرفته شود و در پاسخهای مادر ترس وجود داشته باشد، این سبک شکل میگیرد. این افراد مجموعهای از ویژگیهای هر دو سبک قبلی را دارند و معمولاً در کودکانی دیده میشود که تجربه ضربه روحی مثل از دست دادن والدین یا سوءاستفاده را داشتهاند .
۴.۳ عوامل تضعیفکننده همدلی در دوران نوزادی
گرچه همدلی به معنای کامل در نوزادی شکل نمیگیرد، اما پایههای آن در این دوران ریخته میشود. عواملی که میتوانند این پایهها را سست کنند عبارتند از :
عدم دریافت محبت و توجه کافی از سوی والدین
قرار گرفتن در محیطهای پرتنش و خشن
بیتوجهی به سیگنالهای عاطفی کودک
استفاده از تنبیه فیزیکی (حتی در این سن)
بخش پنجم: نقش ویژه پدر در دوران نوزادی
در بسیاری از فرهنگها، نقش پدر در دوران نوزادی نادیده گرفته میشود، در حالی که حضور فعال پدر تأثیر عمیقی بر رشد عاطفی کودک دارد.
وظایف پدر در این دوران :
مشارکت در مراقبت روزانه (تعویض پوشک، حمام، شیر دادن با شیشه)
برقراری تماس چشمی و صحبت با نوزاد
نوازش و در آغوش گرفتن نوزاد
حمایت عاطفی از مادر (که به طور غیرمستقیم به نوزاد منتقل میشود)
ایجاد محیطی امن و آرام برای خانواده
تحقیقات نشان میدهد نوزادانی که پدرانشان در مراقبت از آنها مشارکت فعال دارند، در آینده از مهارتهای اجتماعی بهتری برخوردارند و آسانتر به دیگران اعتماد میکنند.
بخش ششم: والدین؛ نخستین الگوهای انسانیت
اگرچه نوزاد در این سن قادر به تقلید رفتارهای پیچیده نیست، اما والدین باید از همین حالا الگوی انسانیت باشند. زیرا :
۱. والدین اولین الگوی اجتماعی کودک هستند : رفتارها و نگرشهای والدین، به ویژه در سنین پایین، الگوهای رفتاری را برای آینده تعیین میکنند.
۲. کودکان از رفتار والدین یاد میگیرند، نه از گفتار آنها : اگر والدین با یکدیگر با احترام رفتار کنند، اگر به نیازهای یکدیگر توجه نشان دهند، اگر در برابر دیگران همدلی کنند، نوزاد این الگوها را جذب میکند.
۳. والدین باید مراقب استرس خود باشند : استرس والدین میتواند بر کیفیت ارتباط با نوزاد تأثیر منفی بگذارد . والدین باید:
تکنیکهای کاهش استرس (مثل تنفس عمیق) را یاد بگیرند
در صورت نیاز از دیگران کمک بخواهند
با سایر والدین گفتگو کنند و تجربیاتشان را به اشتراک بگذارند
بخش هفتم: توصیههای عملی برای والدین (خلاصه کاربردی)
۷.۱ کارهایی که باید انجام دهید:
۱. به گریه نوزاد پاسخ دهید : این کار او را لوس نمیکند، بلکه احساس امنیت میدهد
۲. تماس چشمی برقرار کنید : نوزادان به چهره شما نیاز دارند
۳. با نوزاد صحبت کنید : حتی اگر فکر میکنید نمیفهمد
۴. نوازش و آغوش را فراموش نکنید : تماس فیزیکی، اکسیتوسین (هورمون عشق) را در هر دو طرف افزایش میدهد
۵. روالهای منظم داشته باشید : خواب و تغذیه منظم، احساس امنیت میآورد
۶. به کنجکاوی کودک پاسخ دهید : اشیاء جدید به او نشان دهید، بگذارید لمس کند
۷. از لحن نرم و ملایم استفاده کنید : نوزادان به لحن صدا حساس هستند
۸. مرزهای ایمن تعیین کنید : "نه" گفتن ملایم برای چیزهای خطرناک
۹. از تقویت مثبت استفاده کنید : آغوش، بوسه و تشویق کلامی
۱۰. مراقب سلامت روان خود باشید : والدین آرام، نوزادان آرامتری دارند
۷.۲ کارهایی که نباید انجام دهید:
۱. نوزاد را برای مدت طولانی گریان رها نکنید
۲. از تنبیه فیزیکی جداً بپرهیزید
۳. از لحن تند و خشن استفاده نکنید
۴. نیازهای نوزاد را نادیده نگیرید
۵. رفتارهای غیرقابل پیشبینی نداشته باشید
۶. نوزاد را با دیگران مقایسه نکنید
۷. استرس و تنش خود را به نوزاد منتقل نکنید
۸. از فناوری به عنوان "پرستار کودک" استفاده نکنید
نتیجهگیری فصل اول: سرمایهگذاری برای یک عمر انسانیت
دوران نوزادی، حساستترین دوره برای شکلگیری پایههای عاطفی انسان است. در این دو سال اول، نوزاد یاد میگیرد که آیا جهان جای امنی است یا خیر، آیا میتواند به دیگران اعتماد کند یا باید همیشه در حالت دفاعی باشد، آیا شایسته دوست داشته شدن است یا نه.
والدینی که در این دوران، پناهگاه امن کودک هستند، به نیازهای او پاسخ میدهند، با او ارتباط عاطفی برقرار میکنند و محیطی با ثبات و قابل پیشبینی فراهم میآورند، در حال ساختن انسانی هستند که در آینده:
میتواند واقعی دوست بدارد، نه اینکه نقش عاشق را بازی کند
میتواند به دیگران اعتماد کند، نه اینکه همیشه در حالت سوءظن باشد
میتواند همدلی کند، نه اینکه نسبت به رنج دیگران بیتفاوت بماند
میتواند خودش باشد، نه اینکه مدام نقاب بزند
به یاد داشته باشیم: انسانیت یک هدیه نیست، یک انتخاب و تمرین مداوم است . و این تمرین، از نخستین روزهای زندگی آغاز میشود.
پیوند به فصل دوم
در فصل دوم، به دوران خردسالی (۲ تا ۶ سال) خواهیم پرداخت؛ دورهای که کودک وارد مهدکودک و پیشدبستانی میشود، زبان احساسات را میآموزد و اولین تجربههای اجتماعی خارج از خانواده را کسب میکند. در آن فصل، روشهای آموزش همدلی از طریق بازی، قصه و نقشآفرینی را به تفصیل بررسی خواهیم کرد.
منابع و مآخذ علمی این فصل :
تحقیقات منتشر شده در BMC Public Health
نظریه دلبستگی جان بالبی و مطالعات مری اینسورث
پژوهشهای رشد شناختی و عاطفی کودک
مطالعات روانشناسی گریه نوزاد و ارتباط مؤثر
تحقیقات مربوط به پرورش همدلی در دوران کودکی
