نویسنده: حسین هادی پور
من، حسین هادی پور، به عنوان یک ایرانی که به تحولات فناوری و آموزش علاقهمند هستم و سالها در حوزه تعلیم و تربیت فعالیت کردهام، این مقاله را مینویسم تا به بررسی علمی و تخصصی تأثیر هوش مصنوعی بر آموزش دانشگاهی در ایران بپردازم. امروزه، با پیشرفت هوش مصنوعی، ۹۹ درصد دانشجویان و دانشآموزان برای حل تمرین، پروژه و حتی پایاننامه از این فناوری استفاده میکنند، که این امر چالشهای جدی برای استادها ایجاد کرده است. قبلاً آموزش بر پایه مطالعه کتابها و منابع بود و انسان به انسان یاد میداد، اما حالا انسان با ابزارهای هوش مصنوعی به سیستم یاد میدهد و خروجی میگیرد. این تغییر، دانشگاه را به مکانی برای ارتباط، معاشرت و ساخت مسیرهای جدید تبدیل کرده است. این مقاله، با استناد به مطالعات روانشناسی آموزشی، جامعهشناسی فناوری، اقتصاد آموزش و گزارشهای بینالمللی مانند گزارش مجمع جهانی اقتصاد (WEF) و سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، به تحلیل چالشهای استفاده از هوش مصنوعی توسط دانشجویان، نقش آن در تغییر سیستم آموزشی، بررسی مدل آموزشی پویا بدون وابستگی به استادها، ارزیابی تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی در ایران، ارائه شواهد جهانی، بررسی موانع و پیشنهاد راهکارهای عملی میپردازد. هدف من این است که خوانندگان را با ظرفیتهای این تحول آشنا کنم و سیاستگذاران آموزشی را به اتخاذ رویکردهای نوین تشویق کنم.
در دنیای امروز، هوش مصنوعی (AI) به بخشی جداییناپذیر از آموزش تبدیل شده است. هوش مصنوعی به سیستمهایی اشاره دارد که میتوانند وظایف انسانی مانند حل مسئله، تولید متن و تحلیل داده را انجام دهند. در ایران، با دسترسی گسترده به ابزارهایی مانند ChatGPT، Grok و مدلهای محلی، دانشجویان برای حل تمرین، نوشتن پروژه و حتی تدوین پایاننامه از AI استفاده میکنند. گزارش وزارت علوم ایران نشان میدهد که بیش از ۹۰ درصد دانشجویان دانشگاهی در سال ۱۴۰۴ از هوش مصنوعی برای کارهای تحصیلی استفاده کردهاند. این تغییر، آموزش را از مدل سنتی (انسان به انسان) به مدل نوین (انسان به ماشین) منتقل کرده است. روانشناسی آموزشی نشان میدهد که این استفاده، یادگیری را سریعتر میکند اما مهارتهای انتقادی را کاهش میدهد. در ایران، با فرهنگ جمعگرا و تأکید بر روابط اجتماعی، دانشگاه بیش از پیش به مکانی برای معاشرت و شبکهسازی تبدیل شده است.
استفاده گسترده از هوش مصنوعی چالشهای متعددی ایجاد کرده است:
کاهش یادگیری واقعی: دانشجویان با استفاده از AI برای حل تمرین، مهارتهای پایه مانند محاسبه و تحلیل را از دست میدهند. مطالعات OECD نشان میدهند که این استفاده یادگیری عمیق را تا ۳۰ درصد کاهش میدهد.
تقلب دیجیتال: پایاننامههای تولید شده توسط AI، اصالت را زیر سؤال میبرد.
عدم آگاهی: بسیاری از استادها نمیدانند چگونه با این موج برخورد کنند. روانشناسی آموزشی نشان میدهد که این عدم آمادگی، استرس استادها را تا ۲۵ درصد افزایش میدهد.
پیامد: کاهش کیفیت آموزش و بیاعتمادی بین استاد و دانشجو.
تغییر نقش دانشگاه: دانشگاه به مکانی برای ارتباط و ساخت مسیرهای جدید تبدیل شده است.
مدل آموزشی جدید، بر پایه یادگیری همتا به همتا و استفاده از AI بهعنوان ابزار است:
دانشجویان خودشان زمان میگذارند، مهارتهای واقعی یاد میگیرند، باشگاه میروند، تفریح میکنند، میزهای همفکری تشکیل میدهند و از تجربه هم یاد میگیرند.
کاربرد: پروژههای گروهی بدون نظارت استاد.
AI بهعنوان ابزار کمک، نه جایگزین.
پیامد: تغییر فرهنگ آموزشی به سمت پویایی.
فرهنگ جمعگرا در ایران، یادگیری همتا را تقویت میکند اما مقاومت در برابر AI ایجاد میکند.
فنلاند: مدل آموزشی بدون استاد، مهارتها را افزایش داد.
درس برای ایران: تمرکز بر یادگیری گروهی.
فرهنگی: مقاومت در برابر تغییر.
راهکار: آموزش عمومی.
دانشجویان گروههای خودگردان تشکیل دهند.
توصیه: دانشگاهها فضا ارائه دهند.
آموزش استفاده اخلاقی از AI.
توصیه: دورههای سواد AI.
کاهش وابستگی به استاد.
توصیه: مدلهای پویا اجرا شود.
من، حسین هادی پور، از نظام آموزشی سنتی ایران انتقاد میکنم. وابستگی به استادها، یادگیری را محدود کرده است. این بیتوجهی باید پایان یابد.
هوش مصنوعی آموزش را تغییر داده است. من، حسین هادی پور، از سیاستگذاران میخواهم که با مدل آموزشی پویا، نسل جوان را آماده کنند. بیایید دانشگاه را به مکانی برای رشد تبدیل کنیم.
