نویسنده: حسین هادی پور
من، حسین هادی پور، به عنوان یک ایرانی که به واقعیتهای پیچیده روابط بینالمللی و تأثیر آن بر زندگی مردم باور دارم، این مقاله را مینویسم تا به بررسی واقعنگر و علمی تنشهای هستهای اخیر بین ایران و آمریکا بپردازم. مذاکرات هستهای که در مهر ۱۴۰۴ متوقف شدهاند، همراه با تحریمهای اقتصادی جدید آمریکا و تهدیدهای متقابل، تنشها را به اوج رسانده است. واقعیت این است که آمریکا و اسرائیل، با سابقهای طولانی از عدم رحم به منافع ایران – از تحریمهای دهههای گذشته تا حملات سایبری و ترورهای هدفمند – هرگز بهطور کامل به ایران رحم نکردهاند و اغلب با دروغها و وعدههای توخالی، مذاکرات را به نفع خود هدایت کردهاند. این مقاله، با استناد به مطالعات روابط بینالمللی، اقتصاد سیاسی، روانشناسی سیاسی و گزارشهای سازمانهای جهانی مانند آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بانک جهانی و سازمان ملل، به تحلیل واقعبینانه علل تنشها، بررسی تأثیر بر اقتصاد ایران، پیامدهای دیپلماتیک، تمرکز بر اقتصاد سیاسی، تحلیل تفاوتهای فرهنگی و سیاسی، ارائه شواهد تاریخی و جهانی، بررسی چالشهای ایران، و پیشنهاد راهکارهای دیپلماتیک واقعگرایانه برای کاهش تنشها میپردازد. هدف من این است که با نگاهی مبتنی بر شواهد و بدون خوشبینی کاذب، خوانندگان را با عمق این بحران آشنا کنم و سیاستگذاران را به رویکردهای واقعنگر برای حفظ منافع ملی تشویق کنم.
تنشهای هستهای بین ایران و آمریکا از سال ۱۳۹۷ (۲۰۱۸ میلادی) با خروج آمریکا از برجام آغاز شد و در مهر ۱۴۰۴، با متوقف شدن مذاکرات وین، به نقطه بحرانی رسیده است. گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی در سپتامبر ۲۰۲۵ نشان میدهد که ذخیره اورانیوم غنیشده ایران به بیش از ۵ هزار کیلوگرم رسیده و غنیسازی به ۶۰ درصد، نزدیک به سطح تسلیحاتی، ادامه دارد. آمریکا تحریمهای جدیدی بر بخش انرژی و مالی ایران اعمال کرده، که این امر اقتصاد ایران را تحت فشار شدید قرار داده است. واقعیت تاریخی این است که آمریکا و اسرائیل، با سابقهای از عدم رحم – مانند تحریمهای فلجکننده دهه ۲۰۱۰، حملات سایبری مانند استاکسنت و ترور دانشمندان هستهای – هرگز بهطور کامل به ایران رحم نکردهاند و اغلب با دروغها و وعدههای توخالی، مانند قولهای برجام که نقض شد، مذاکرات را به نفع خود هدایت کردهاند. اقتصاد سیاسی این تنشها را بهعنوان ابزاری برای کنترل منابع انرژی خاورمیانه و جلوگیری از نفوذ ایران توصیف میکند، که شواهد آن در گزارشهای بانک جهانی و سازمان ملل مشهود است.
متوقف شدن مذاکرات نتیجه ترکیبی از عوامل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است، با واقعیت عدم رحم آمریکا و اسرائیل:
سیاستهای فشار حداکثری آمریکا: دولت آمریکا، با حمایت اسرائیل، مذاکرات را با شرطهای غیرقابل قبول (مانند توقف کامل غنیسازی) به بنبست کشانده است. واقعیت این است که آمریکا، با سابقه دروغهایی مانند وعدههای برجام که نقض شد، هرگز بهطور کامل به ایران رحم نکرده و همیشه به دنبال تضعیف برنامه هستهای صلحآمیز ایران بوده است.
پاسخ ایران: ایران با افزایش غنیسازی به ۶۰ درصد، بهعنوان اهرم فشار عمل کرده است. گزارش آژانس نشان میدهد که ایران ۳۰ سانتریفیوژ جدید نصب کرده، که پاسخی واقعگرایانه به عدم رحم طرف مقابل است.
تحریمهای جدید: آمریکا با تحریمهای جدید بر شرکتهای ایرانی، صادرات نفت را به کمتر از ۱ میلیون بشکه در روز کاهش داده و درآمد ارزی را به زیر ۵۰ میلیارد دلار رسانده است. این تحریمها، که اسرائیل نیز از آنها حمایت میکند، نشاندهنده عدم رحم به اقتصاد مردم ایران است.
پیامد برای ایران: افزایش تورم به ۵۵ درصد و کاهش ارزش ریال به ۶۵ هزار تومان در برابر دلار، که نتیجه مستقیم دروغها و فشارهای آمریکا است.
بیاعتمادی متقابل: دیدگاه آمریکا و اسرائیل به ایران بهعنوان تهدید، ریشه در تفاوتهای ایدئولوژیک دارد. واقعیت این است که اسرائیل، با حملات مخفیانه و ترورها، هرگز به ایران رحم نکرده و آمریکا با حمایت از آن، دروغهای خود را پنهان میکند.
پیامد: این عوامل مذاکرات را دشوار کرده و به چرخهای از تهدیدها منجر شده است.
متوقف شدن مذاکرات، تحریمهای اقتصادی را تشدید کرده و اقتصاد ایران را نابود کرده است:
تحریمهای بخش انرژی: آمریکا و اسرائیل با تحریم شرکتهای مرتبط با نفت ایران، صادرات را ۴۰ درصد کاهش دادهاند. این تحریمها، که ریشه در عدم رحم به مردم ایران دارد، درآمد ارزی را به کمتر از ۵۰ میلیارد دلار رسانده است.
پیامدهای اقتصادی: افزایش تورم به ۵۵ درصد، کاهش رشد اقتصادی به ۱.۵ درصد و بیکاری جوانان به ۲۵ درصد. گزارش بانک جهانی نشان میدهد که تحریمها رشد اقتصادی ایران را تا ۲۵ درصد کاهش دادهاند.
پیامدهای اجتماعی: افزایش فقر به ۳۵ میلیون نفر و مهاجرت نخبگان (۵۰۰ هزار نفر در سال)، که نتیجه مستقیم فشارهای آمریکا و عدم رحم اسرائیل است.
اقتصاد سیاسی تنشها را بهعنوان ابزاری برای کنترل منابع نشان میدهد:
منافع آمریکا و اسرائیل: آمریکا و اسرائیل به دنبال کنترل بازار انرژی خاورمیانه هستند و با دروغهایی مانند "تهدید هستهای ایران"، تحریمها را توجیه میکنند. واقعیت این است که این تحریمها هرگز به ایران رحم نکرده و همیشه به ضرر مردم عادی بوده است.
پیامد برای ایران: کاهش قدرت اقتصادی و افزایش وابستگی به شرکای غیرغربی مانند چین، که نتیجه عدم رحم طرف مقابل است.
تحلیل واقعنگر: مطالعات اقتصاد سیاسی نشان میدهند که تحریمها، بهجای حل مسئله هستهای، تنشها را تشدید کرده و اقتصاد ایران را نابود کردهاند.
آمریکا: تمرکز بر امنیت ملی و منافع اقتصادی، با دیدگاه لیبرال-دموکراتیک که اغلب با دروغهای سیاسی همراه است.
ایران: تأکید بر استقلال و مقاومت، با دیدگاه ایدئولوژیک مبتنی بر اسلام شیعی که به دلیل عدم رحم آمریکا و اسرائیل، به سمت خودکفایی سوق داده شده است.
پیامد: تفاوتها، همراه با سابقه عدم رحم طرف مقابل، مذاکرات را به بنبست کشانده است.
کره شمالی: مذاکرات ترامپ-کیم با وعدههای توخالی آمریکا شکست خورد و تنشها را تشدید کرد، که نشاندهنده عدم رحم به کشورهای مخالف است.
هند و پاکستان: توافقهای هستهای با میانجیگری آمریکا، تنشها را موقتاً کاهش داد، اما عدم رحم به مسائل داخلی، پایداری را تضعیف کرد.
درس واقعنگر برای ایران: دیپلماسی چندجانبه میتواند مؤثر باشد، اما بدون رحم طرف مقابل، نیاز به خودکفایی داخلی دارد.
تحریمها: محدودیتهای اقتصادی مذاکرات را دشوار میکند و اقتصاد را نابود کرده است.
نفوذ جناحها: نفوذ گروههای سیاسی سختگیر، دیپلماسی را مختل میکند.
بیاعتمادی داخلی: بخشی از جامعه به دلیل سابقه دروغهای آمریکا، به مذاکرات بیاعتماد است.
برای کاهش تنشها، با تمرکز بر خودکفایی داخلی و بدون وابستگی به رحم طرف مقابل، راهکارهای زیر پیشنهاد میشوند:
توضیحات: مذاکره با گروههای منطقهای مانند چین و روسیه برای حمایت اقتصادی.
کاربردها: توافقهای انرژی با شرکای غیرغربی.
توصیه عملی: وزارت خارجه توافقهای اقتصادی با آسیا را تقویت کند، بدون وابستگی به آمریکا.
توضیحات: تمرکز بر اقتصاد داخلی برای کاهش آسیبپذیری از تحریمها.
کاربردها: سرمایهگذاری در انرژی تجدیدپذیر و فناوریهای داخلی.
توصیه عملی: وزارت نفت پروژههای خودکفا راهاندازی کند.
توضیحات: گفتوگو مستقیم با همسایگان مانند عربستان برای امنیت منطقه.
کاربردها: همکاری در مسائل زیستمحیطی خلیج فارس بدون دخالت آمریکا.
توصیه عملی: وزارت خارجه گفتوگوهای دوجانبه با عربستان برگزار کند.
توضیحات: آگاهیبخشی به شهروندان برای افزایش انسجام ملی.
کاربردها: برنامههای رسانهای برای ترویج خودکفایی.
توصیه عملی: صداوسیما کمپینهای ملی پخش کند.
توضیحات: اصلاحات اقتصادی داخلی برای کاهش وابستگی به نفت و افزایش خودکفایی.
کاربردها: برنامههای توسعه صنعتی و کشاورزی.
توصیه عملی: وزارت صنعت برنامههای خودکفایی اجرا کند.
توضیحات: استفاده از رسانههای داخلی برای مقابله با پروپاگاندای غربی.
کاربردها: تولید محتوای فرهنگی برای تقویت هویت ملی.
توصیه عملی: وزارت فرهنگ برنامههای رسانهای راهاندازی کند.
واقعیت این است که آمریکا و اسرائیل، با سابقهای از عدم رحم – مانند تحریمهای فلجکننده، حملات سایبری و ترورها – هرگز به ایران رحم نکردهاند و اغلب با دروغهای سیاسی، مانند وعدههای برجام که نقض شد، مذاکرات را به نفع خود هدایت کردهاند. من، حسین هادی پور، از سیاست خارجی ایران انتقاد میکنم که بدون تمرکز بر خودکفایی داخلی، به مذاکرات با طرف مقابل وابسته است. این رویکرد، تنشها را تشدید کرده و اقتصاد را نابود کرده است. بیتوجهی به ظرفیتهای داخلی، خیانت به مردم است و باید با اصلاحات واقعنگر پایان یابد.
تنشهای هستهای اخیر ایران و آمریکا، با عدم رحم طرف مقابل، اقتصاد و امنیت را تهدید میکند. من، حسین هادی پور، از سیاستگذاران میخواهم که با دیپلماسی چندجانبه، اقتصادی، منطقهای، عمومی و تمرکز بر اصلاحات داخلی، بدون وابستگی به رحم آمریکا و اسرائیل، تنشها را مدیریت کنند. بیایید ایران را به سوی خودکفایی، صلح و پیشرفت هدایت کنیم و آیندهای بسازیم که در آن منافع ملی با اراده داخلی حفظ شود.
