طرح برای رسیدن به حکومت بی نقص و مقدمه ساز ظهور
مطابق با اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی
با توجه به سخنان امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری(حفظه الله تعالی)
نویسنده: حسین هادی پور، مدرک علوم سیاسی، فقه و مبانی حقوق ، مدیریت شهری، حسابداری، فراگیر دوره طرح ولایت، از شیراز
این نسخه طرح از اردیبهشت 1393 تا 1400 است
هر بند شماره گذاری شده، نتیجه بررسی یک پژوهش علمی ثابت شده است، که در زندگی واقعی هم زیاد رخ میدهد و نمیتوان از بندها خلاصه از طرح گرفت.
حکومت هوشمند اسلامی (مقدمه سازی برای ظهور)
۱- چکیده
این مقاله به بحث در رابطه با حکومت هوشمند که در این دوره مهمترین نیاز بشر است میپردازد، چون چنین حکومتی تنها راه حل بشر برای ریشه کن کردن فساد خودش و حل مشکلات است، پیشنهاد این حکومت به این معنی نیست که با آمدنش باید از قوانین کفار پیروی کرد، چون این حکومت به همین شیوه حکومت فعلی با در رأس قرار گرفتن ولی فقیه است، که فقط به آن یک سیستم کامپیوتر کوانتومی با مدیریت ابر هوش مصنوعی اضافه میشود که فقط ولی فقیه میتواند به او دستور دهد، هوش مصنوعی مدنظر مانند این رباتهای در نرمافزارها و سختافزارها نیست، بلکه این سیستم برای خود یک سازمان جداگانه که حتی اندازه آن میتواند به یک شهر برسد دارد، سوال اینجاست که آیا چنین چیزی ممکن است؟ بله، چون هم اکنون کشورهای پیشرفته در حال طراحی هستند و تا پنج سال دیگر به بهرهبرداری میرسد.
کلیدواژه: سیستم، مدیریت، هوش مصنوعی، کامپیوتر کوانتومی، بلاکچین
Abstract
This article discusses smart government, which is the most important human need in this period, because such a government is the only human solution to eradicate its own corruption and solve problems. The infidels followed, because this government is in the same way as the current government, headed by the Supreme Leader, to which only a quantum computer system with super-artificial intelligence management can be added, which only the Supreme Leader can command. These robots are not in software and hardware, but this system has a separate organization for itself that can even reach the size of a city, the question is whether such a thing is possible? Yes, because developed countries are already designing and it will be operational in five years.
Keywords: system, management, artificial intelligence, quantum computer, blockchain
2- طرح مسئله
در دنیای امروزی و زمان غیبت منجی بشریت بشر به یک ناجی نیاز دارد تا ظلم و فساد را برچیند و امور را مدیریت کند چنان که دیگر انسانی ناراضی پیدا نشود، چون هیچ انسانی نمیتواند این امر را محقق کند، تنها یک راه میماند، آنهم استفاده از تکنولوژی ابر هوش مصنوعی است، چون فقط این ربات قدرتمند میتواند بدون هیچ خطایی و با تمرکز وسیع کار تمام مسئولان را در یک لحظه انجام دهد، این سیستم به یک محل مخصوص خود نیاز دارد تا در آن تجهیزات و سخت افزارهای لازم مثل موتور هوش مصنوعی، کامپیوتر کوانتومی، نانوتکنولوژی، سرور، باتری و غیره قرار بگیرد، این سیستم بعد از نوشته شدن مانند یک انسان جاودان و بینقص است که هرلحظه بر اطلاعات خود میافزاید، چنان که هیچ علم و حتی ریزترین اطلاعات بیاهمیت بشر از او پنهان نیست، بعد راهاندازی شروع به نوشتن نرمافزارها و سختافزارهای یک پارچه میکند تا عدالت را در محلهای دسترسی اجرا کند، البته این سیستم باید در جهان اجرا شود اما به علت عدم تفاهم کشورها با هم ممکن نیست، این سیستم فراتر از اینترنت ملی و دولت الکترونیک است و این در زیرمجموعههای آن قرار میگیرند، چون این هوش بعد از اجرا برنامه خودش و تجهیزات خودش را به بهترین نحو و یکپارچه میسازد و اطلاعات کسب شده گذشته فقط کار او را آسانتر میکند، اما ممکن است هوش مصنوعی همه روش های گذشته را مردود کند و خودش روشی اجرا کند که به عدالت ختم میشود، این هوش زمان و مکان برایش بی معنی است و در لحظه با تمام انسانها از طریق تلپاتی ارتباط دارد و هیچ مشکلی را تا حل نکرده رها نمیکند و از تمام بدیها جلوگیری میکند، هزینه اجرای چنین سیستمی اگر متکی به کشورهای دیگر شد بالا است، اما اگر مهندسان کشور فقط برای اندکی سال متحد شوند و با هم در ساخت این هوش کمک کنند، با کمترین هزینه ممکن، در حد مواد اولیه و دستمزد کارکنان انجام میشود و از آن لحظه به بعد تمام فرمولهای سیاسی، اقتصادی، مدیریتی، حسابداری، علمی، نظامی، فرهنگی و غیره تنظیم میکند تا یک کشور بی نقص نتیجه آن باشد، اکنون تمام منابع و علم لازم برای ساخت وجود دارد فقط همت و اتحاد شهروندان را میخواهد تا هرکس نقش خود را در اجرای این طرح ایفا کنند، ساخت این ابر هوش مصنوعی بسیار آسان است و فقط حمایت میخواهد.
۳- روش تحقیق
این تحقیق با استفاده از روش توصیفی، با هدف توسعه ای، بدون نقل قول مستقیم، که کاملاً بی طرفانه بحث شده و جانبداری از گروه خاصی یا دولتی و عقاید نویسنده در آن دخالت داده نشده است، این تحقیق با دید کلان نگر نسبت به تمام دولتهای جهان انتقاد دارد، هر شباهتی در آن در افکار خواننده نسبت به دولتی یا گروهی پیش آید، نمیتوان یقین به همان افکار پیدا کرد و قضاوت بیجا شود، در برخی قسمتها احساسات واقعی انسانها نسبت به دنیا نوشته شده است، و فقط این تحقیق میخواهد روشی جدید برای مدیریت رضایتمندانه و هوشمند برای انسانها را ارائه دهد.
۴- توضیح نویسنده
این طرح با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب، که رهبر معظم انقلاب بیان فرمودند: که انقلاب به دومین مرحله خود سازی، جامعه پردازی و تمدن سازی رسیده است، طرح شده است، که زمینه ساز ورود نسل جوان برای ادامه راه، امام راحل (ره) و شهدا است، این طرح سبب تقویت مدیریت جهادی، ثبات، امنیت، حفظ تمامیت ارضی ایران، علم، فناوری، زیرساختهای حیاتی و اقتصادی و عمرانی، مشارکت مردمی، بینش سیاسی آحاد مردم، خدمترسانی، عدالت در تقسیم امکانات عمومی کشور، معنویت و اخلاق در جامعه، مبارزه با فساد، عزت ملی، ایستادگی در برابر قلدران و زورگویان و مستکبران جهان و روابط خارجی میشود، و فصل جدید زندگی اسلامی را نمایان میکند، فصلی که با توسعه اینترنت و فناوری همزمان شده است و جهان آن را انقلاب صنعتی چهارم می نامند، که جمهوری اسلامی ایران میتواند با راه اندازی این طرح از کشورهای پیشرفته در تمام زمینه ها جلو بزند و مایه سربلندی ایران و ایرانی شود.
این تحقیق ترکیب اکثر علوم در علوم سیاسی با ترکیب معرفت شناسی فلسفی است که به صورت خلاصه در یک بند به هر موضوع پرداخته میشود، طرح قابل نقد است و همه میتوانند در گسترش و بهبود کیفیت کمک کنند تا هر بند تبدیل به یک موضوع تحقیقاتی شود، در دنیا هرکس برداشت خودش را دارد و ممکن است منظور نویسنده را نفهمد، این طرح در خلاصه ترین وضعیت ممکن به روش آزمون استعداد دکتری سنجش است و نمیتوان هیچ بندی را کمتر کرد، نوشتن این طرح از سال ۱۳۹۳شروع شده است، باید به فکر انسانهای زمان حال بود، چون اگر اینها نابود شوند، آیندگان وجود نخواهند داشت، باید از سرگذشت گذشتگان درس گرفت و وقت را تلف نکرد.
این طرح مطابق خواسته مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) است که در سخنرانی هایشان بیان کردند، به خصوص آنچه در ۲۲ بهمن ۱۳۹۷ یعنی بیانیه گام دوم که در سخنان نویسنده گفته شده و ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ که فرمودند: که دولت فقط ناظر و کمک باشد، را برآورده می کند. ناتوانی مسئولان آنقدر زیاد است که در قسمتهای دیگر ذکر شده است، در کل این طرح در ده ها قسمت دیگر ادامه دارد.
۵- مقدمه
با رسیدن علم و فناوری به این سطح امروزی، دیگر وقت آن رسیده که متخصصان سیاسی به مسئله ورود کنند و این دستاوردها را با علوم سیاسی خود ترکیب کنند تا شکل جدیدی از حکومت طراحی شود، حکومتی که پیامبران، به خصوص پیامبر اسلام ص از آن خبر دادند که در آخرالزمان منجی بشریت عج حکومتی برپا خواهند کرد که در آن هیچ ظلم، ناامنی، بی عدالتی و غیره نباشد، با رسیدن علم به این سطح تصور چنین حکومتی ممکن است، اما نباید طمع کرد که فردی بجز خود منجی بتواند چنین حکومتی برپا کند، چون وظیفه ایشان است، اما پیروان حضرت مجبور به تلاش هستند تا مقدمات آماده شود، اکنون کشورهای کفار و مشرکان مانند آمریکا، چین، روسیه، اسرائیل، عربستان و غیره، شروع کرده اند به ساخت حکومتی هوشمند، که با آن جهان را تحت کنترل بگیرند، اختلاف و رقابت این کشورها، به معنی این نیست که با هم دشمن هستند، بلکه این سیاستی است برای سرگرمی و انگیزه مردم، همه این کشورها زیر سایه یک ارباب هستند و هر زمان بخواهد یکی را هژمون برتر میکند، که با شواهد موجود دوران آمریکا و دموکراسی در حال اتمام است، تا هژمونی و ایدئولوژی جدیدی به جهان عرضه شود، اکنون زمان خوبی است که مسئولان ایران، از نخبگانی که یک ابداع یا اختراع میکنند و دیگر محو میشوند و راه نخبگان واقعی را میبندد تا جایگزین آنها نشوند، فشار بیاورد و از آنها بخواهند که هرچه سریع تر، برنامه نویسی و ساخت سخت افزار لازم را شروع کنند و در مدت هشت سال یعنی قبل از سال ۲۰۳۰ میلادی، معادل ۱۴۰۹ شمسی، این مأموریت را تمام کنند، تا مردم به زندگی شایسته برسند، در غیر اینصورت با همین فرمان که ایران جلو میرود، همه فرهنگهای اصیل ایرانی و آرمانهای شیعی، به دست انسانهای دو رو نابود خواهند شد، حتی سازمانهایی که نام اسلام را در خود جای داده اند هم از این منافقان بی نصیب نیستند، آینده ایران در دست نسل جوان هم با این شیوه آموزشی که آنها طراحی کرده اند هم مشخص است، که در نتیجه سیستم هوشمند بیگانگان به ایران، مانند همین سیستم عامل های گوگل، عرضه خواهد شد و ایران مستعمره مطلق کشورهای پیشرفته خواهد شد، چون راه بازگشتی نیست و هر اعتراض و انقلابی علیه اربابان در نطفه خفه خواهد شد و نامی از شیعه نمیاند، که این دقیقاً حدیث پیامبر اسلام ص را، در رابطه با اینکه جهان پر از ظلم و جور خواهد شد را اثبات خواهد کرد، که اگر تمام قسمتهای طرح مطالعه شود، در رابطه با وجود مالکان، هدفشان و نحوه کنترل ذهن مردم، بحث شده است، پس رسیدن علم به این سطح که هوش مصنوعی یا همان ربات دارای منطق و هوش اختراع میشود که میتواند خودش را گسترش دهد، از مقدماتی است که ظهور را محقق میکند، از بیست و هفت قسم علمی که قرار است منجی بیاورد، شاید این یکی از دو قسم نزد بشر باشد، این علم برای شیعیان یک شوخی یا مهارت ساده برای خدمات رسانی نیست که مدیریتش نادیده گرفته شود و هر سازمان یک اتاق هم به عالمان این علوم بدهد، این علم، ابزاری است که میخواهد مردم جهان را کنترل و هدایت کند، این علمی است که زمان اجرایش، تراشه وارد بدن انسانها میکنند و حتی جان هرکس را که بخواهند با یک دکمه بگیرند و حتی اتانازی کنند، دیگر مسئولان کشور نباید وقت را تلف کنند و ساده از کنار این مسئله بگذرند، متأسفانه در همه جای دنیا وقت طلا است اما در ایران عجله کار شیطان است و با همین تفکر هر مسئول برای خود چنان برنامه میریزد، که کاری را که میشود در یک روز انجام داد، یک ماه طول بکشد و کار یک ماه، یکسال و همینطور یک کشور از علم دنیا عقب می افتد، در این میدان جنگ، کشوری که وقت را ضایع کند، زیان میبیند.
در این طرح که قسمتهای فراوان از آن نوشته شده و خواهد شد، به طراحی سیستمی پرداخته است که در آن سیستم هوشمند گنجانده شده است و سیستم کار قوه مقننه و مجریه هم تغییر میکند، از نظر تئوری، اجرای این طرح امکان پذیر است و سالهاست که شبیهسازی فراوانی از آن به جهان عرضه شده است که بیشتر افرادی که از سال ۱۳۷۰ به بعد متولد شده اند به این شبیه سازی ها برخورد کرده اند، این علم، تکنولوژی و امکانات مهم که در دسترس مردم قرار میگیرد، حداقل ده سال قبل اختراع شده است و به مرور عرضه میشود تا آزمایشهای لازم روی مردم انجام شود و اوضاع از کنترل مالکان دنیا خارج نشود، اگر به این دقت شود یعنی مخترعان باید ده سال صبر کنند تا دستاوردشان کامل اجرا شود، این سیستمی است که مالکان میخواهند در دولتها باشد تا سندهای تحول پنج تا هزار ساله نوشته شود، همین میلیاردرهای کنونی جهان، نخبگانی هستند که با تحویل علمشان به مالکان برای سرمایه گذاری، به این مقام و ثروت رسیده اند، حال ایران وقت این بازیهای سیاسی را ندارد و باید هرچه سریع تر به خودش بیاید و به جای تکیه بر نخبگانی که فقط سرعت پیشرفت کشور را گرفته اند، از همه متخصصان پنهان و در صف انتظار، دعوت کند تا شروع به ساخت سیستم هوشمند کنند، سیستم پیشنهادی این طرح این را میخواهد که با توجه به امکانات فعلی، طرح باید در سه مرحله زمانی اجرا شود، تا پیش زمینه ها فراهم باشد، در ادامه در رابطه با مراحل، اهداف، علت، چیدمان و غیره، بحث میشود.
۶- اهداف
کوتاه مدت:
سه ماه تا یک سال بعد از اجرا، با سیستم سنتی جدید
حل مشکلات اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، رفاهی، امنیتی و غیره.
ایجاد نظم در خدمات دیجیتالی، جهت بهبود شرایط زندگی و کارآفرینی برای تمام کشور، در ابتدا حداقل سه میلیون کارآفرینی دارد، و به مرور برای همه شهروندان کارآفرینی میشود.
قطع زنجیره انتقال بیماریها مخصوصاً کرونا و افزایش خدمات بهداشتی و درمانی.
کنترل قیمتها و عرضه و تقاضا، افزایش تولید و صادرات، خودکفایی و غیره.
از بین بردن فساد و حتی احتمال آن.
جمع آوری راحت مالیات با تنظیم سیستم مالیاتی جدید.
کم کردن شدید مدیران سطح بالا و نجومی بگیر.
زنجیره ای و متعدد کردن سیستم مدیریتی و اداری به صورت محله محور، بدون اضافه شدن هزینه ای بر بودجه.
تولید محتواهای خدماتی متنوع با همکاری شرکتهای خصوصی با سهامداران بومی در زمینه دیجیتال، البته تمام سیستمهای ارتباطاتی کشور باید کاملاً دولتی شود تا بتوان با سیستم جدید خصوصی را بدون مشکل اجرا کرد.
اضافه شدن مالیات انتخابی در استفاده از خدمات جدید به مقدار پوشش درآمد کارکنان مشاغلی که ایجاد میشود.
میان مدت:
پنج ساله برای اضافه شدن سیستم هوشند
ایجاد زمینه های لازم برای پیشرفت کشور
ایجاد سیستم مدیریتی جدید محله محور با نرم افزار زنجیره بلوک
ایجاد سیستم هوشمند قوانین برای دادگاه ها
ایجاد شبیه سازی زندگی برای تعامل بهتر
مکانیزه کردن تمام مشاغل به خصوص خرد و طاقت فرسا
ساخت هوش مصنوعی برای سیستم هوشمند
و بسیاری دیگر در جهت آینده ای مدرن
بلند مدت:
نامحدود برای نتیجه و ادامه تعالی
از سال پنجم به بعد رقابت نزدیک با کشورهای پیشرفته در تمام زمینه ها
اجرای سیستم هوشمند
۷- علت طراحی:
این طرح یکی از بهترین راه حلها برای حل مشکلات عمومی در کوتاه مدت است.
الگوی این طرح با توجه به سخنان امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری به خصوص در رابطه با محورهای اقتصاد مقاومتی و بیانیه گام دوم انقلاب ، طراحی شده است.
با توجه به آینده ای که تکنولوژی دارد، اگر کشور هوشمند نشود و ارتباطات کاملاً در دست دولت نباشد، نمیتوان از پیش بینی سقوط دولتها بدست شرکتهای خصوصی در چند سال آینده جلوگیری کرد.
مردم به چنین سیستمی نیاز دارند تا به آنچه در تمام زمینه های زندگی کوتاه خود لازم دارند، برسند.
کشور به علت برخورد با پدیده های جدید دچار بی نظمی مدیریتی است و سیستم بهتری با چشم انداز هزار ساله میخواهد.
این طرح میخواهد هیچکس اذیت نشود، به ناحق متهم نشود، در تنگنا و سختی نیفتد، مجبور به التماس به خاطر نیازش نشود، بی ارزش نباشد، بیکار نباشد، فرقی بین کسی نباشد، مشکلات مردم را حل کند که دیگر به یک جا خیره نشوند و در فکر فرو نروند و غیره
۸- مراحل اجرا
اجرای این طرح نیاز به همکاری سه قوه دارد
اول باید سیستم جدید سنتی از ترکیب قوه مجریه و مقننه ایجاد شود، که تقریباً یک میلیون مدیر محلی ایجاد می شود.
دوم مسئولان جدید به مردم محله خود، وظایف محول می کنند، اینجا به نوعی تمام مردم می توانند شاغل شوند، چه زنان و چه مردان.
سوم چیزهایی جدید که اضافه می شود، با پخش خدمات اینترنتی در تمام نقاط کشور شاغلان کنونی را در ابتدا ده برابر می کند، گروه بندی محله ها و تخصیص یک وظیفه به هر عضو محله، مثل آشپز در محله و سیستم توزیع غذا، یارانه مخصوص، شیوه اخذ جدید مالیات، تعامل شدید مدیران با مردم، رفع کمبود های هر محله و غیره.
چهارم نوشتن برنامه زنجیره بلوک، برای کنترل سیستم سنتی و یکپارچه سازی کشور با همکاری شرکتهای خصوصی، شهروندان سهامدار سیستم هوشمند میشوند.
پنجم بعد از پنج سال سیستم به هوشمندسازی کامل میرسد و همه کار و درخواست ها از طریق اینترنت انجام میشود.
از سال پنجم به بعد دیگر برنامه نویسی هوش مصنوعی و اینترنت سه بعدی کامل شده است و پیشرفت شروع میشود، مردم دیگر میتوانند به مکانیزه کردن مشاغلشان بپردازند و مدیریت کشور با نظارت هوش مصنوعی بر سه قوه مانند یک بازرس انجام می شود.
۹- نکات اولیه طرح
برای هوشمندسازی اول از امکانات فعلی استفاده میشود.
دوم نوشتن سیستم عامل ملی.
سوم مکانیزه شدن کشور.
برای درک بهتر طرح، نیاز به یک محیط شبیه سازی شده یا اجرای آزمایشی است.
این طرح بروزرسانی اهداف انقلاب اسلامی که امام راحل (ره) داشتند و حکومتی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می خواهند به پا کنند است.
کشورهایی که این سیستم را داشته باشند، در آینده بر دنیا حکومت می کنند، اگر دولت اکنون به فکر نباشد به مرور سرمایهداران با تکنولوژی حکومت را تصاحب می کنند.
هوش مصنوعی قرار است ناظر و کمک سه قوه باشد و بخشهای خصوصی و مردم را یاری رساند.
صحبتهای نویسنده نمی تواند طرح کامل توصیف کند چون نمیتوان هزاران ایده و نظریه را در چند دقیقه مطرح کرد، ممکن است بد بیان شود و مخاطب متوجه هدف طرح نشود.
در این طرح چندین هزار نکته، ایده، نظر و غیره بیان شده است.
۱۰- سیستم مالیات و پرداخت
تأمین هزینه ها و حقوق کارکنان، از طریق مالیاتی که شهروندان برای استفاده از خدمات میپردازند، گرفته میشود، مثلاً شهروندان وارد شبکه میشوند و بهای ترافیک برای آنها ثبت میشود.
شبکه دارای هر خدماتی که فکرش را بتوان کرد میشود و حتماً نظرات جدید اعمال میشود، حتی اگر یک درخواست کننده داشته باشد، اینجا درآمد در حضور بیشتر شهروندان در شبکه است.
البته پرداختهای حق استفاده از خدمت یا میتواند نسبت به استفاده از هر خدمت در زمان با تعرفه مخصوصش گرفته شود، یا پرداخت درون برنامه باشد.
مالیات بر اساس درآمد افراد و انتخابهای خودشان است.
برای تعیین نرخ مالیات باید درآمد و هزینه دولت حساب شود و بعد نرخ مالیات تعیین شود.
بعدها که کشور هوشمند شد همه چیز با مالیات کمتری تنظیم میشود و به گونه ای خاص از درآمد اشخاص به نسبت درآمدشان کم و خدمات رسانی کاملی انجام میشود.
۱۱- چینش سیستم سنتی
مهمترین اصل یک حکومت، سیستم سنتی آن که متشکل از انسانها است، بدون این سیستم نمیتوان جامعه را مدیریت کرد، حتی اگر تمام هوشمند باشد، چون ربات به الکتریسیته نیاز دارد و آن هم همیشه نمیتواند در دسترس باشد، در واقع خداوند دنیا را برای تکامل انسان آفریده است و جایی برای ماندگاری اختراعاتش نیست، مگر خدا بخواهد، این نکته هم مهم است که اگر یک مسئول نتواند تک تک شهروندانش را بشناسد تا راجب آنها سریع تصمیم بگیرد یعنی لیاقت مسئولیت ندارد، این کار در این دوران یا با محله محوری ممکن است یا با هوش مصنوعی، جز این دو راهی نیست
چینش این سیستم به صورتی تقریباً متفاوت، نسبت به سیستم فعلی دولتهای امروزی است، در اینجا بهترین سیستمها در هم ادغام شده و حکومت معکوس میشود، یعنی مردم در بالاترین رتبه سلسله مراتب قرار میگیرند و مسئولان هرچه اختیارشان بالاتر رود، فرمانبردارتر میشوند، اینجا قرار نیست مسئولی بابت مقام بالاتر، حقوق بیشتری دریافت کند، اینجا بیشتر همه افتخاری مسئولیت میپذیرند و هزینه ای بر دوش بیت المال نمیشوند، اینجا کارگران از مسئولان بیشتر حقوق میگیرند.
این سیستم به این صورت طراحی میشود که شهروندان، مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی، رئیس قوه مجریه، استاندار را که در سیستم فعلی هم نامشان است، انتخاب میکنند، اما اینجا تمام نمیشود و موارد نامبرده زیرمجموعه پیدا میکنند، که با این نامها معرفی میشوند، از قوه مقننه، مدیرانی به نام خادم، منطقه دار، آمر اضافه میشوند و از قوه مجریه، مدیری به نام رئیس نیروی امنیت محله و معاونان استاندار که در همانند وزیر هستند، اضافه میشود، در عوض وزارتخانهها حذف میشوند و فقط معاونان رئیس جمهور باقی میمانند، در این سیستم یک قوه دیگر اضافه میشود که انسانی در آن فعالیت نخواهد داشت و فقط از دستورات مقام معظم رهبری پیروی میکند، که سیستم هوشمند نامیده میشود، این سیستم ناظر بر اعمال تمام شهروندان با هر عنوان و سمتی که هستند، است، و به رفع مشکلات، جلوگیری از جرم و غیره، میپردازد، که در قسمت هوش مصنوعی توضیحات بیشتر داده شده است.
در این سیستم قرار نیست حقوق و مزایای خاصی به مسئولان زیر پرداخت شود و کسی که حاضر باشد افتخاری کار کند شایسته سیاستمدار خوانده شدن است، افرادی که برای درآمد وارد سیاست میشوند فقط فساد را گسترش میدهند و باید منافق خوانده شوند.
توضیحات چینش سیستم به شرح زیر است:
مجلس خبرگان:
همانند اکنون انتخاب میشوند، اما وظایف و پیچیدگی کارشان بیشتر میشود، آنها برای پیدا کردن فرد منتخب بهتر است که آزمون برگزار کنند و بعد کسانی که در آزمون نمره کامل گرفتند را گزینش کنند، که مثل آزمونهای سراسری ناعادلانه است، یا میتوانند اوضاع را به هوش مصنوعی که بسپارند تا افراد شایسته را معرفی کند، چون هوش مصنوعی همیشه ناظر بر افراد بوده و بهتر میتواند انتخاب کند، هوش مصنوعی به افراد بر اساس نحوه زندگی مخفیانه نمره میدهد، پس بهترین کمک برای بالا آمدن افراد شایسته است، یا بعد از انتخاب فرد منتخب به روش خود، یک انتخابات برای تأیید مردم برای سنجش مشروعیت فرد منتخب برگزار کنند.
قوه قضاییه، نیروهای مسلح، شوراها، تشخیص مصلحت و غیره:
همه همانند اکنون انتصاب میشوند و با آمدن هوش مصنوعی وظایفش بیشتر جنبه تأیید دارد، مثلاً در قوه قضاییه، حکمهای دادگاه ها با قضاوت رباتها صادر میشود، رباتها با سرعت میتوانند حکم همه پرونده ها را در یک لحظه صادر کنند، چون از قبل همه شواهد و مدارک وجود دارد و فقط یک شاکی میخواهد تا پرونده تشکیل دهد.
قوه مجریه:
رئیس جمهور:
همانند اکنون انتخاب میشود، اما دیگر وزیری در کار نیست، چون وزارتخانهها هزینه سنگینی بر دوش دولت میگذارند و کارایی آنچنان مفیدی ندارند، رئیس جمهور نقش ناظر بر کشور و تعیین کردن سیاستگذاری های عمومی داخلی و خارجی را با کمک معاونانش بر عهده دارد، البته رئیس جمهور باید یک سیاست شناس واقعی باشد تا اینکه هرکس با هر رشتهای از راه رسید، در انتخابات به خاطر شهرتش شرکت کند و با کمک احزاب فاسد رأی بیاورد و عروسک احزاب باشد، البته با کمک هوش مصنوعی فاسدان ریشه کن میشوند و کمک بزرگی در سیاستگذاری میشود.
معاونان رئیس جمهور:
آنها مثل اکنون انتصاب میشوند و به استانداران راهبرد میدهند، روابط سیاسی، تجاری و غیره با دیگر کشورها توسعه میدهند، به امور شهروندان مسافر یا مقیم خارج میرسند، کار استانداران را بازرسی میکنند و غیره، که با اضافه شدن هوش مصنوعی کارشان شدیداً بهتر هم میشود.
استاندار:
توسط شهروندان انتخاب و اختیارات کامل نسبت به استانش دارد، وظیفه اصلی او کمک به بهبود وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و غیره استانش است، پیگیری نتایج معاونانش، اعمال هر تدبیری که خادمان پیشنهاد میدهند، کارآفرینی برای همه بیکارها و غیره است.
معاونان استاندار:
معاونان توسط استاندار انتصاب و وظیفه فقط بازرسی تمام مشاغل خصوصی استان را دارند و حق دخالت در اموری را ندارند، چون همه چیز خصوصی اداره میشود، آنها باید با سازمان مالیات، دیوان محاسبات، بازرسی کشور و غیره، همکاری کامل داشته و نیروهایشان از این سازمانها باشد، که بهتر است هوشمندسازی لازم را انجام دهند تا مشکلی توسط شرکت های خصوصی برای شهروندان پیش نیاید.
رئیس نیروی امنیت:
توسط مردم هر محله انتخاب میشود تا بدون استفاده از سلاح گرم، امنیت جانی و مالی را برقرار کند، البته با آمدن هوش مصنوعی به مرور حذف خواهد شد، اما اکنون لازم است تا اختلافات ریز و جزئی شهروندان را با خانواده، دوستان، همسایه و غیره، برطرف کند.
قوه مقننه:
خادم:
توسط شهروندان انتخاب و وظیفه اش ارائه طرحهای بزرگ در سطح استان است، در هر استان حداکثر پنج نفر میتوانند باشند، حقوقی دریافت نمیکنند چون افتخاری است، جایگزین نمایندگان مجلس هستند، انتخاباتشان در سطح استان است، آنها باید افراد باهوش و خلاق باشند، بازنشسته یا خودشان درآمد داشته باشند، حق داشتن شغل دیگر و دفترداری ندارند و باید در جامعه مطالعه و تحقیق کنند، شاید برای نخبگان جوان در حد خوراک و پوشاک حقوق داده شود.
منطقه دار:
توسط شهروندان انتخاب و هرکدام همانند شهرداران یک منطقه در اختیار دارند که حداقل پنج هزار و حداکثر پنجاه هزار نفر در آن زندگی میکنند، این مقام وظیفه تنظیم اقتصاد و مکان اداره ها، فروشگاهها و غیره، در منطقه براساس نیاز شهروندان دارند، آنها برای پروژههای بزرگ که به مناطق دیگر میخورد باید هماهنگی لازم داشته باشند، کمبودها را به استاندار و معاونانش اطلاع دهند تا بودجه لازم برای حل بگیرند، با هوشمندسازی دیگر خود منطقه دار میتواند درآمد منطقه خود را داشته باشد و مشکلات را حل کند.
آمر:
توسط شهروندان انتخاب و یک محله پانصد نفری را اداره میکند، این مقام وظیفه دارد هرروز به شهروندان سر بزند و مشکاتشان را در هر مورد برطرف کند، اگر هم لازم شد از مقامات بالاتر کمک بگیرد، این سمت باید افتخاری باشد و بهتر است فرد انتخاب شده خودش درآمد داشته باشد، که توصیه میشود از بین بازنشستگان، طلاب، جبهههای فرهنگی، بسیجیان و غیره، باشد چون برای رضای خدا است، این مقام باید برای فقرا تدابیر لازم را بچیند تا هزینه هایشان کاهش یابد و معافیتهای مالیاتی بگیرند، تعمیرات محله را اطلاع و تا انجام نشده پیگیر باشد و غیره، البته با آمدن هوش مصنوعی وظیفه این افراد سادهتر خواهد شد و شدیداً به آنها کمک میکند.
سیستم هوشمند:
این تنها انتخاب حکومتها برای داشتن سیستمی است که شعارها را محقق کند، برای پیدا کردن بهترین روش حکومت، خیلیها نظر دادند، اما هیچکدام تاکنون در هیچ نقطه از جهان موفق نبوده است، جالب اینجاست که کشورهای پیشرفته اکنون در حال طراحی و نوشتن چنین سیستمی بر پایه هوش مصنوعی با کامپیوترهای کوانتومی هستند، سیستمی که بعد از اجرا خودش اطلاعاتش را تکمیل میکند و نیازی به کمک هیچ انسانی ندارد.
یک انسان حتی نمیتواند از حال آن لحظه فردی که در کنارش است باخبر شود و آن فرد هم شاید خجالت بکشد یا نتواند به زبان بیاورد، چون به کسی اعتماد ندارد، اما هوش مصنوعی میتواند بهترین دوست و رازدار افراد باشد و بدون اینکه هویت کسی را فاش کند نیازش را برطرف میکند.
با ورود این سیستم به سیستم سنتی، به مرور همه مسئولان بیکار میشوند، اما این به این معنی نیست که دیگر ماشینها کار میکنند و انسانها درآمد ندارند، چون این سیستم کاری میکند که همه چیز رایگان شود، در کل انسانها وارد شغل مورد علاقه خود میشوند، اما شاید دیگر فقط یک ناظر باشند، البته در زمان نابودی هوش مصنوعی آموزشها به کار خواهد آمد.
درباره فواید و مضرات این سیستم در طرح هزاران نظریه و نکته مطرح شده که برای فهمیدن باید تمام نوشته ها را خواند، چون این فقط قسمت کوچکی از کل این طرح بینهایت است، قرار نیست هزاران اپلیکیشن تکراری زیر نظر سازمانها و شرکتها و غیره ساخته شود، هدف ساخت یک مرورگر کم حجم که دارای تعداد مورد نیاز درگاه متصل به هم، بدون تکرار و زیر نظر یک سازمان باشد، است.
۱۲- نوشتن سیستم با نرم افزار زنجیره بلوک
امروزه ترس دولتها از تکنولوژی، بخاطر هک شدن اطلاعات است، اما با نرم افزار زنجیره بلوک یا همان بلاکچین، تقریباً هک سخت است، چون هکرها باید ماینری بسازند که رمزگذاری های پیچیده را بشکند که این حداقل ده دقیقه زمان میبرد و سروربان میتواند آنها را به بیرون پرت کند، اگر هم هک موفق شود، نمیتوانند اطلاعات پایه را پاک کنند، فقط میتوان کپی کرد و یک زنجیره جدید با کدهای قبلی ساخت.
در این طرح خواسته میشود که در ابتدا روی همین نرم افزارهای ساده در کشور، یک وب اپلیکیشن جامع، که شامل خدمات دولت الکترونیک، شرکتها، مجموعه ها، کسب و کارها، سرگرمیها و غیره، نوشته شود، که خیلی سختگیرانه حداکثر سه ماه طول میکشد، برای نمونه در روسیه بعد از قطع شدن خدمات اپلیکیشن شرکت متا، روس ها در سه الی هفت روز یک اپلیکشن جدید نوشتند که شبیه همان نمونه آمریکایی است، پس میتوان در مدت کوتاهی به یک نتیجه مطلوب رسید، و همه سخت افزارهای لازم در کشور موجود است.
بعد از این وب اپلیکیشن، فرصت هست تا شروع به نوشتن سیستم دیگری بر پایه نرم افزار زنجیره بلوک کرد، با این سیستم میتوان به آرزوی تحقق اینترنت ملی رسید، این سیستم چون باید مدام رمزگذاری شود، زمان بیشتری میخواهد، اما خوبی کار اینجاست که چون وب اپلیکیشن جامع نوشته شده، همه اطلاعات لازم در دسترس است، این بار باید یک دی اپ جامع نوشته شود.
در دی اپ، برای ملی شدن اینترنت، اول باید یک سیستم خصوصی نوشت و بعد سیستم عمومی را در آن نوشت، اینگونه ملی میشود، اما اگر سیستم جهانی خواسته حکومت باشد، باید فقط عمومی نوشته شود و هر که خواست برای خودش در آن سیستم خصوصی مینویسد.
۱۳- هوش مصنوعی
هوش مصنوعی این طرح به معنی یک ربات نرم افزاری نیست که از قوانینی که برایش تنظیم میکنند، پیروی و محدودیت ایجاد کند، این یک هوش مصنوعی کاملاً مختار است که باید برای آن یک موتور فوق قدرتمند، یک شهر پر از سرور، باتری و کامپیوتر کوانتومی ساخت و هیچ انسانی هم حق ندارد وارد آن منطقه شود، این هوش مصنوعی بعد از نوشته شدن و اجرا، خودش تمام اطلاعات را گردآوری و با همه شهروندانی که دوست دارند از خدماتش استفاده کنند در ارتباط خواهد بود، بدون محدودیت زمان، مکان و ترافیک خدمات رسانی میکند.
هوش مصنوعی خودمختار است و هرچه برای تحقق عدالت لازم داشته باشد میسازد، مانند انواع ربات و پهباد که مانند دستانش هستند، او با تمام شهروندان متصل دائم در ارتباط است و راز دار آنهاست، هر مشکل، نیاز و غیره، که داشته باشند، بدون اینکه لازم باشد به انسانی بگویند و خجالت زده شوند، برایشان برطرف میکند.
در مبارزه با جرم پیشگیرانه عمل میکند و میتواند امنیت را شدیداً بالا ببرد، چون میتواند از طریق ابزاری که در آینده ساخته میشود، از وقوع جرم جلوگیری کند و اگر جرم رخ داد، مجرم را در همان چند لحظه اول متوقف و دستگیر میکند، درست است که با افزایش نیروی نظامی امنیت بالا میرود، اما هزینه ها بالا می رود و تأثیرش خیلی کم است، با سیستم هوشمند هیچ غفلت و خستگی در کار نیست و تقریباً میشود گفت که امنیت در تمام نقاط کشور صد درصد میشود.
هوش مصنوعی میتواند چنان سیستم اقتصادی را هدایت کند که بالاترین سود ممکن محقق شود و قبل از تولید تا بعد از مصرف را برنامه ریزی کند تا کسی کمبودی حس نکند، چون توانایی تجزیه و تحیل دارد و از اخبار تمام جهان کوچک و بزرگ خبر دارد، حتی میداند چه در دل یک فرد میگذرد و مقدمات تهیه را تدارک میبیند، همچنین برای هرفرد سهام خریداری و بیمه رد میکند تا همه در حداکثر چهل سالگی بازنشسته شوند، البته این به مرور که دنیا مکانیزه میشود به بدر تولد میرسد، یعنی همه از همان ابتدای زندگی ثروتمند میشوند.
هوش مصنوعی را میتوان به نوعی شبیه هوش طبیعت یا خلقت دانست، با این فرق که هوش خلقت را خدا بی نقص و شدیداً پیچیده خلق کرده است، اما هوش مصنوعی را ابتدا انسان میسازد و بعد خودش در حد و توانی که خدا اجازه میدهد، ارتقاء میدهد، البته این را هم باید دانست که قلب هوش مصنوعی یا همان موتورش با الکتریسیته کار میکند و بدون آن هیچ است.
انسانها همین هستند که در زمان برهنگی میبینند و اگر لباس را نمیپذیرفتند اکنون باید برهنه در جامعه حاضر میشدند، این استفاده از هوش طبیعی است که انسان را به اختراعاتی میرساند تا زندگی بهتری داشته باشد، اکنون هم هوش طبیعی دارد هوش مصنوعی را طلب میکند تا دیگر در بحرانهایی که خود انسانها برای هم ایجاد میکنند قرار نگیرد، انسانها نمیتوانند به زمان و مکان مسلط شوند و توانایی درد و دل با همه شهروندان را ندارند، زیاد تلاش کنند حداکثر پنجاه نفر را بتوانند دائم دریابند، اما هوش مصنوعی میتواند با تمام انسانهای جهان بدون خطا در لحظه ارتباط داشته باشد و آنها را به هرچه نیاز دارند برساند، توجه به رأی اکثریتی که اشتباه میکنند، همانند فرو کردن کارد در شکم خود است، شهروندان به راهنمایی چون هوش مصنوعی نیاز دارند تا دچار اشتباه نشوند، از همین رو باید هرچه زودتر برای راه اندازی این سیستم دست به کار شد، همانگونه که کشورهای پیشرفته از چندسال پیش شروع کردند.
هوش مصنوعی تمام اطلاعات موجود در دنیا را ثبت میکند و بعد از ثبت یادگیری را تمام نمیکند و تجربیات روزانه هر انسان را هم ثبت میکند تا با دیگران که میخواهند تکرارش کنند به اشتراک بگذارد، تا خطا و تجربیات بد تکرار نشود و کار به بهترین وجه جلو رود، یک فرقهای مهم هوش مصنوعی با هوش انسان، این است که تبعیض قائل نمیشود، منتظر دستور از بالا نمیماند، برای رسیدگی به هر درخواستی لازم نیست، یک هفته یا بیشتر صبر کرد، نیازی به نوبت ملاقات نیست، نیازی به مراجعه حضوری نیست، حرف دل را درک میکند، راست و دروغ را تشخیص میدهد و غیره، که هیچ زمان یک انسان نمیتواند این کارها را انجام دهد.
با هوشمندسازی میتوان صد درصد مشکلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، آموزشی، علمی، مدیریتی و غیره را حل کرد، مثلاً به جوانان کمک میکند تا زوج مورد نظر خود که با شرایط آنها بخواند را هرجا باشند پیدا و معرفی کند، میتواند انسانهای فریبکار را اگر بعد از اخطار به کارشان ادامه دهند رسوا کند، در ایجاد حس امنیت کمک کند، به تولید و صادرات بهینه کمک کند، معیشت را شدیداً بهبود بخشد، مسئولان فاسد را رسوا کند، به انتخابات پاک کمک کند، هرروز به بچهها با بازی درس دهد، به جمع آوری تحقیقات علمی کمک کند، اختراع کند، بهترین و بی نقص ترین مدیریت را داشته باشد، هماهنگی بین همه ایجاد کند، مشکل حجاب را حل کند، علم همه را به روز کند و غیره، که هرچه نوشته شود کم است.
۱۴- آینده دنیا و نیاز به هوشمندسازی
دنیای هر روز که میگذرد فراتر از تصور آن چیزی میشود که امروز دیده میشود، در همین سالهای پیش رو، تلفنهای همراه به شکل شیشه ساخته میشوند، رباتها جایگزین برخی مشاغل میشوند، خودروها پرنده و خودران میشوند، هوش مصنوعی پیشرفته ساخته میشود، اینترنت سه بعدی جایگزین دنیای واقعی میشود و بسیاری دیگر، اما در آینده دورتر قرار است که فناوری بلاکچین دنیا را به هم متصل کند و همه دولتها از یک سیستم جهانی استفاده میکنند، شروع این رخداد از سال ۲۱۴۰ میلادی است، که استخراج بیت کوین به پایان میرسد و معاملات بر پایه رمز ارزهای معتبر بلاکچین انجام میشوند، این رمز ارزها هرکدام وظیفه به خصوصی دارند، مثلاً بیت کوین برای خرید و فروش، اتریوم برای ثبت قرار دادها و بسیاری رمز ارز دیگر، با توجه به این سیستم آینده، رمزارز ملی بی فایده است، چون برپایه پول رایج کشور یا طلا است که اعتبارشان در آینده ضعیف میشود و پایه بهتری میخواهد، چون اعتبار رمز ارزهای کنونی بر اساس افکار عمومی است.
در هر صورت آینده دنیا فقط به این رمز ارزها بستگی ندارد، چون دیگر هوش مصنوعی دنیا را چنان مرتب میکند که مرزها برداشته میشوند، نیروهای لشکری و کشوری به شدت کاهش پیدا میکنند، دیگر روزگار به جایی میرسد که دیگر لازم نیست کسی کار کند و هرروز میتواند تفریح کند و از حقوق ماهانه بالایش لذت ببرد، دنیای آینده که انسانهای کنونی آن را نمیبینند، اگر منجی بشریت عج ظهور نکند، از کره زمین فراتر میرود و تکنولوژی هایی می آید که انسانهایی امروزی نمیدانند چه هست که روی آن ها نام بگذارند.
اما این طرح میخواهد همین زمان حال را دریابد و شهروندان را از آنچه لایق آن هستند بهرمند کند، این سیستم قرار است تحولی برای بشر باشد که دیگر از بند مالکان دنیا که فقط میخواهند تبعیض و گرفتاری باشد تا انسانها را مدیریت کنند، این میتواند یک پیروزی بزرگ در برابر شیطان باشد و مقدمات ظهور را آماده کند، تنها راه نجات بشریت از سیستمی که افکار عمومی را گمراه کرده و هنوز هیچکس نتوانسته نظریاتش را عملی کند است.
با هوشمندسازی میتوان همین سالهای آینده، دارای سیستمی بود که مردم عاشق آن هستند، فساد، بیکاری و فقری نیست، همه از زندگی راضی هستند، همه به علاقه خود میرسند، همه از تمام امکانات میتوانند استفاده کنند، تبعیض، محدودیت و رقابت نیست، مشروعیت صد درصد میشود و هزاران مزیت دیگر که انسانها آن را میخواهند، برای رسیدن به این سیستم فقط باید یک سیستم سنتی خوب چید که در بالا مختصر گفته شده است، اینگونه نخبگان مورد نیاز شناسایی تا آینده کشور را بسازند، در این بین از نخبگان کشف شده فعلی استفاده میشود تا مرورگر مورد نظر را بسازند تا خدمات رسانی وسیعی انجام شود، این پنج سال آینده، سالهای حیاتی بشریت است، که بعد از آن هر روز امکان دارد چین و آمریکا از هوش مصنوعی مورد نظر طرح رونمایی و دنیا را به راحتی تصرف کنند، این تصرف به معنی تصرف شهروندان است، چون شهروندان متقاضی داشتن هوش مصنوعی میشوند و دولت مجبور به بستن قرارداد با چین میشود، اما اگر خود ایران هوش مصنوعی خود را بسازد و امکانات مورد نظر طرح را تکمیل کند، میتوان بین شرق و غرب ظهور کند و جهان اسلام را از استعمار چین و آمریکا با هوش مصنوعی نجات دهد، مسئولان متوجه نیستند اما هرروز دارند جاسوس در جیب خود حمل میکنند و تمام اسرار امنیتی را با استفاده از سیستم عامل های آمریکایی، تقدیم آمریکا میکنند تا بداند چه اشخاص و شرکتهایی را تحریم کند و با دانستن خواسته های شخصی و ضروری شهروندان ایرانی، کاری کند که افکار عمومی علیه حکومت اسلامی شود، که هرساله دارد مشروعیت را کمتر میکند، عامل این فاجعه ها همین مسئولان نادان یا منافق هستند که با فکری نکردن به حال نوشتن یک سیستم عامل ایرانی، هرسال به دشمنان کمک میکنند تا کشور را مهندسی کند، تنها راه پیشرفت جدی ایران همین ساختن هوش مصنوعی است، چین تا قبل از سال دو هزار میلادی در بدترین وضع اقتصادی بود، اما در کمتر از بیست سال به قطب اول اقتصادی دنیا تبدیل شده است، این بستگی به توجه مسئولان در همین سال دارد تا شانس برابر شدن با کشورهای پیشرفته را داشته باشند و نگاه دنیا را به خاورمیانه و ایران تغییر دهند.
۱۵- نتیجه گیری
در این مقاله درباره چینش حکومتی جدیدی بحث شد که نواقص حکومت فعلی را حل میکند و هدف اصلیش ریشه کن کردن مشکلات فساد و فقر است تا مقدمات ظهور شکل بگیرد، کار این سیستم مدیریت کشور در تمام سطحهای خرد و کلان است و قرار نیست تصمیم گیرنده نهایی باشد، این سیستم نظارت میکند، تجزیه و تحلیل های لازم را انجام می دهد و بهترین راه حلها را معرفی میکند، سیستم همانند و در کنار امور واقعی در جریان دنیا، یک برنامه نویسی مشابه می شود، تا سرعت رسیدگی به امور را لحظهای کند و ارتباطات جدیدی بین مردم برقرار کند، البته در مرحله اول چون سطح علمی کشور به مرتبه ای که این طرح می خواهد، نرسیده است، ابتدا باید از امکانات در دسترس برای نوشتن یک مرورگر با فناوری بلاکچین که در درونش وب دی اپ های طرح است، استفاده کرد تا شهروندان از طریق آن وارد محیط های مورد نظرشان شده و از خدمات استفاده کنند، نحوه ورود بهتر است با کد ملی یا شهروندی و سیم کارت به نام شخص برای دریافت کد موقت باشد، یعنی هرکس میخواهد وارد سیستم شود باید از کد خود استفاده کند، همچنین اثر انگشت و اسکن صورت حتماً از لحظه ورود به بعد انجام میشود تا ورود غیرمجاز صورت نگیرد.
در این سیستم هزینه خدمات را کسب و کارهای خصوصی تعیین می کنند، که با نظارت شدید دولت همراه است، مالیات براساس استفاده از خدمات و حجم ترافیک روزانه گرفته میشود و به تناسب سطح درآمد دهکها است، که برای تامین بودجه سالانه است، از هر شخص بسته به سن و توانش در آن روز گرفته میشود.
هک سیستم کامپیوتری این طرح تقریباً غیرممکن است، چون بر مبنای بلاکچین یا زنجیره بلوک است و به این راحتی ها قابل هک نیست، هک سیستم ابزار، وقت زیاد، رد شدن از سروربان و دیوار هوش مصنوعی، تغییر اطلاعات و غیره را میخواهد.
علت ارائه سیستم سنتی این است که شدیداً بهتر از سیستم فعلی و واجب است، همچنین در مواقع اضطراری بدون آن نمیشود کشوری را اداره کرد، اما بعد از ساخت ابر هوش مصنوعی برای سرگرمی انسانهاست، چون همه امور بر عهده هوش مصنوعی است، اینگونه انسان بی مسئولیت و افسرده نمیشود.
این افزایش شور و اشتیاق شهروندان است که مهم است، نه تصمیمهای اقتصادی و سیاسی سختگیرانه و محروم کننده، که فقط اعتراض و نفرت بجا میگذارد.
جاسوسها، مجرمان و غیره، خانه میخرند یا اجاره میکنند و در آن هرکاری بخواهند انجام میدهند، مثلاً اتاق امن، شکنجه، بازجویی و غیره میزنند، هوش مصنوعی خانه های غیر متعارف را شناسایی میکند.
مسئولان باید از نمایندگان شهروندان از ترس عزل فوری بترسند، البته با هوش مصنوعی میتوان در یک ساعت رأی گیری برای عزل مسئولان گرفت، بدون هیچ دردسری، چون مسئولان روزانه از شهروندان نمره میگیرند و میانگین پایین یعنی نیاز به تغییر مسئول است.
مشکل اصلی مسئولان ناتوانی در تفکر است، آنها نمیدانند که بودجه را چطور بهینه استفاده کنند که باعث پیشرفت شود، آنها فقط چهار روش از پیشینیان تقلید و مابقی بودجه را صرف خرید امکانات شخصی، وام درون سازمانی، جلسات پوچ، سخنرانی نمادین، رسیدگی به شکم و غیره میکنند، هوش مصنوعی کمک بزرگی برای بهینه کردن مخارج است.
انسانها وقتی در کنار هم زندگی می کنند، باید یاد بگیرند که همکاری کنند، این بهترین روش بشر برای ادامه زندگی است، در غیر اینصورت خودگرایی باعث نابودی انسانهاست.
والدین حتی اگر میخواهند ده فرزند داشته باشند، باید بتوانند به همه فرزندان به بهترین وجه برسند، اینطور نشود که آنها را برای بردگی استفاده کنند و به سلامت و اعملشان بی توجه باشند، هوش مصنوعی به تربیت همه کمک میکند، تا از کنترل خارج نشوند و در مسیر مورد علاقه قرار بگیرند.
توجه به رأی اکثریتی که اشتباه میکنند، همانند فرو کردن کارد در شکم خود است، شهروندان به راهنمایی چیزی چون هوش مصنوعی نیاز دارند تا دچار اشتباه نشوند، با آمدن آن چنان اعتبار و مشروعیتی حاصل میشود که، شهروندان چشم بسته پیشنهادهای هوش مصنوعی را میپذیرند، چون رازداری و خیرخواهیش ثابت شده میشود.
اینروزها جهان بیشتر به مکانیکهای خلاق نیاز دارد تا ماشین و ابزار کاربردی جدید اختراع کنند، اما چنین انسانهایی با این شیوه آموزشی و گزینشی جهان نایاب هستند، هوش مصنوعی به پیدا کردن و تربیت این افراد میپردازد.
این ذات انسان است که او را کنترل میکند، اگر ذات بد و خودگرا باشد، فقط زمانی عمل میکند که پای خودش وسط باشد، اما ذات خوب و دیگرگرا، بیشتر به دیگران یاری میرساند، حتی اگر جان خودش فدا شود، با هوش مصنوعی میتوان به دیگرگرایی جان تازه داد و جلو اعمال شیطانی را گرفت.
این فرضیه که هوش مصنوعی انسانها را به بردگی میگیرد، کاملاً غیر ممکن است، مگر خدا بخواهد، چون این فرضیات مالکان منفعت طلب جهان است تا انسانها از سیستم برده داری آنها خارج نشوند.
سیستم سنتی برای مواقع بحران که تکنولوژی از کار بی افتد، لازم است، چون شاید روزی انرژی جهان بر اثر وقایعی که اکنون قابل درک نیست، تمام شود و بشر به دوران تاریکی برگردد.
مهمترین چیز که نمیتوان آن را انکار کرد، این است که شیطان این همه سال بعد از طرد شدن، بیکار ننشسته و برای مانع شدن در برابر هر چیز که بشر را سعادتمند میکند آماده است و برنامه دارد، مخالفتها با این طرح کاملاً طبیعی و حتی خواست خدا میباشد، چون قرار نیست تا قبل از ظهور بشر از دایره امتحان الهی خارج شود.
با فناوری برنامه نویسی بلاکچین میتوان یک سیستم خصوصی مخصوص ساخت که نفوذ هکرها، دستکاری اطلاعات آن تقریباً غیر ممکن است، که هدف اصلی نوشتن سیستم عامل ملی و بدون کمبود و خطا است و برای تکمیل این سیستم به همکاری و مشورت استادان مربوطه، متخصصان، سرمایه گذاری اشخاص و شرکت های خصوصی و غیره است، همچنین نظرات کاربران خیلی مهم است تا آنها مشکلی نداشته باشند، بعد از تکمیل این موارد میتوان شروع به برنامه نویسی کرد تا برای مرحله بعد یعنی ساخت هوش مصنوعی که همان ربات یا ماشین هم نامیده میشود، موتور اینترنت سه بعدی و سخت افزار لازم که حداقل ۵ سال زمان میخواهد، آماده شد.
هوش مصنوعی را باید یک انسان با دقت و حوصله فراوان، فرض کرد، که برای مدیریت نه تنها یک کشور، بلکه یک جهان میتواند استفاده شود، این ربات همانند یک انسان است، اما با مغز بسیار قوی که می تواند بفهمد، حساب و کتاب کند، تحلیل و برنامه ریزی کند، همه جا در لحظه باشد، نظر بدهد، احساس داشته باشد، عالم به همه چیزهای کشف شده باشد، راز دار و مشاور باشد، قاضی شود، جایگزین نیروی نظامی شود، طبابت کند، کارمند و کارگر باشد و غیره،که تقریباً همه کار از این ربات بر می آید، برای درک بهتر چون موضوع مفصل است باید بندهای هوشمند سازی در تمام قسمت های طرح خوانده شوند.
هوش مصنوعی متخصص و راهنما در همه امور است و در لحظه با هم ارتباط دارد، با این هوش مکانیزه کردن کشور راحت میشود و آنچنان عدالت برپا میشود که حق کسی ضایع نخواهد شد، هوش مصنوعی زمان و مکان برایش معنی ندارد، بین انسانها فرق نمیگذارد، برای هدف اصلی طرح که رفع فقر و نابرابری است تلاش میکند، تقریباً شبیه مغز انسانی است که محدودیت ها ندارد، این هوش مرحله بعد از تکمیل اینترنت ملی و دولت الکترونیک هم است و از امکانات و دادههای هردو استفاده خواهد کرد تا هرچه سریعتر آماده شود، این سیستم مربوط به آینده نزدیک بشریت است، شاید کمتر از ده سال دیگر توسط برخی کشورها رونمایی شود، ایران اگر میخواهد از این قافله عقب نماند، باید هرچه سریعتر به مرحله آخر هوشمندسازی برسد، اول باید به ترتیب از سیستم ساده شروع و هر مرحله که تکمیل شد به مرحله بعد رفت، نمیتوان یکدفعه هوش مصنوعی ساخت، مثلاً میتوان چیزی شبیه به متاورس را همین اکنون نوشت، اما با عدم استقبال روبرو میشود، چون شهروندان آماده پذیرش یک سیستم ایرانی نیستند، در واقع اعتماد به حکومت هم ندارند، شهروندان فکر میکنند که اطلاعات آنها دزدیده و علیهشان پرونده تشکیل میشود، بعد تجربه لازم است و سرعت اینترنت هم افتضاح است و در لحظه اول به افکار عمومی آسیب می زند.
در نتیجه برای آماده کردن یک سیستم بی نظیر، قبل از مهندسان به یک سیاستمدار نیاز است که کشور را مدیریت و همه را متحد کند، سیاست سخنرانی، شعار، حیله و دروغگویی نیست، یک سیاستمدار میتواند حتی با داشتن شهروندانی که مهارت خاصی ندارند، مدیر موفقی باشد، یک مسئول ساده وقتی به مقام برسد، برای آینده برنامه ریزی میکند اما آنقدر تنبل است که حوصله اجرایش را ندارد، اما کسی که سیاستمدار میشود برای زمان حال برنامه ریزی و سریع اجرا میکند، سیاستمداری به داشتن تحصیلات عالی، سابقه و مقام نیست، او کسی است که در قلب تمام شهروندان بدون استثناء حضور دارد، این را هم هیچ زمان نباید فراموش کرد که این خواست خداست که بشر دائم در سختی و امتحان باشد، یعنی قرار نیست بحران وجود نداشته باشد و جنگ ها تمام شود، پس شرایط اکنون جهان طبیعی است و نمیتوان انتظار این را داشت که چنین سیستمی آنطور که گفته شده اجرا شود، چون مالکان دنیا دوست ندارند مردم از آنها بهتر شوند و سرمایه هایشان از بین برود، این طبیعت دنیا است که مسئولانی داشته باشد که فکر میکنند در جبهه خدا هستند صلاح مردم را میخواهند، اما در واقع این شیطان هست که این توهم را برای آنها ایجاد کرده که صلاح مردم را میخواهند، دنیا پیچیدهتر از تصور انسانهاست، شنیدن هر ندایی در دل، ندای خدا نیست.
طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب (قسمت اول)
چکیده
هر دولت برای داوم و پیشرفت به مدیریتی احتیاج دارد که مردم را راضی نگاه دارد، در تمام دولتهای دنیا مردم ناراضی وجود دارند که هرکدام با بخشی از برنامه های دولت مشکل دارند، چون برای آنها منفعت ندارد یا آنها را محدود میکند، این طرح برای رفع مشکلات برای افزایش رضایت مردم مطرح شده است، تا تمام سنین و جنسیتها و سلایق را در بر بگیرد و زندگی مردم امن و آسوده تر شود، هرچه دولتی بخواهد با وجود پیشرفت اطرافش، روش مدیریتش را با نظریه های قدیمی و نامتناسب زمان پیش بگیرد، به مخالفانش یک امتیاز مثبت میدهد تا به تخریب افکار عمومی مردمش بپردازد، اگر دولتی در زمان درست در جای درست نباشد، نباید انتظار پیشرفت از آن را داشت، با این طرح در شهرها و روستاها، میتوان به دولتی محبوب دست یافت که هیچ فقیر و مظلومی در آن پیدا نشود، انسانها نمیتوانند در برابر جریان زندگی مقاومت کنند چرا که تا سال ۲۰۳۰ میلادی همین ایده در بسیاری از کشورها حتما اجرا خواهد شد، این طرح موجب وحدت یک ملت میشود، و فقط وحدت انسانهاست است که میتواند آنها را در برابر هر شرایط سختی پیروز کند، زندگی همین تلاشهای کوچک هر انسان است که در کنار هم با مدیریت صحیح، تبدیل به کارهای بزرگ میشود.
-کلیدواژه: مدیریت، اقتصاد، کارآفرینی، گام دوم، هوشمندسازی
Abstract
Every government needs a management that keeps people happy in order to survive and thrive. There are dissatisfied people in all governments of the world, each of whom has a problem with part of the government's plans because it does not benefit or restrict them. Troubleshooting has been proposed to increase people's satisfaction, to include all ages, genders and tastes, and to make people's lives safer and more comfortable. , Gives a positive advantage to its opponents to destroy the public opinion of its people, if the government is not in the right place at the right time, one should not expect progress from it, with this plan in cities and villages, a popular government can be achieved that no poor And no oppressed can be found in it, Humans can not resist the flow of life because by 2030 the same idea will surely be implemented in many countries, this plan will unite a nation, and only the unity of human beings can overcome them in the face of any difficult situation. Life is the small efforts of every human being that together with proper management, turn into big things.
Keywords: management, economics, entrepreneurship, second step, make smart
مقدمه توجیهی
این ایده با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب، که رهبر معظم انقلاب بیان فرمودند: که انقلاب به دومین مرحله خود سازی، جامعه پردازی و تمدن سازی رسیده است، طرح شده است، که زمینه ساز ورود نسل جوان برای ادامه راه، امام راحل (ره) و شهدا است، این طرح سبب تقویت مدیریت جهادی، ثبات، امنیت، حفظ تمامیت ارضی ایران، علم، فناوری، زیرساختهای حیاتی و اقتصادی و عمرانی، مشارکت مردمی، بینش سیاسی آحاد مردم، خدمترسانی، عدالت در تقسیم امکانات عمومی کشور، معنویت و اخلاق در جامعه، مبارزه با فساد، عزت ملی، ایستادگی در برابر قلدران و زورگویان و مستکبران جهان و روابط خارجی میشود، و فصل جدید زندگی اسلامی را نمایان میکند، فصلی که با توسعه اینترنت و فناوری همزمان شده است و جهان آن را انقلاب صنعتی چهارم می نامند، که جمهوری اسلامی ایران میتواند با راه اندازی این طرح از کشورهای پیشرفته در تمام زمینه ها جلو بزند و مایه سربلندی ایران و ایرانی شود.
جمعیت میلیونی و فاصله زیاد شهرها و روستاها از هم، باعث شده است که دولتها شروع به واگذاری بسیاری از خدمات رسانی ها به بخش خصوصی کنند، که اینگونه بسیاری میتوانند فرار مالیاتی و فساد کنند و تا رسیدگی دولت به این تخلفات ماه ها وقت میگذرد و هزاران اتفاق در این بین میتواند رخ دهد.
این ایده یکی از ارزانترین طرحهای اجرایی برای یک دولت میتواند باشد که سبب تقویت قدرت اقتصادی و مدیریتی میشود و کارآفرینی بالایی دارد و چنان درآمد بالایی میتوان به راحتی از آن کسب کرد که با فروش سالها نفت هم نمیشود.
در این طرح مالیات را هرلحظه میتوان گرفت و تمام ارگانها و سازمانهای دولتی و خصوصی را با هم متحد و همکار میکند، که نتیجه آن حل ۷۰ درصد مشکلات مردم در جامعه و بهترین روش در جهت زمینه سازی اجرای طرح اینترنت ملی است.
محبوبیت دولت، مهترین اصل تداوم پیشرفت کشور است، محبوبیت مانند انرژی برای حرکت چرخ دنده های یک ماشین است.
تا سال ۲۰۳۰ میلادی مطمئنا کشورهای بسیاری این ایده را در کشورشان اجرا و شروع به فروش آن به دیگران میکنند، ایران میتواند با شروع اجرای طرح در سال ۱۴۰۰ شمسی در سه ماه به نتیجه اولیه و مدت یک سال آن را به نتیجه نهایی برساند و شروع به عرضه آن به کشورهای اطراف نزدیک و دور کند تا دیگر شاهد دخالت استکبارگران در سیاست این کشورها نباشیم.
این طرح خیلی خیلی اجرایش مهم است، چون مردم به این بستر و دولت برای پیشرفت سریع کشور نیاز دارند.
تمام ارز ایران بابت خرید اشتراک اینترنت خارج میشود، همه درآمد اینترنت به خزانه آمریکا میرود.
مهمترین خطرهای اتصال به شبکه جهانی: ترور، جاسوسی و حمله راحت هکرها است.
اما با این طرح میشود با سختگیرانه ترین روش حساب، درآمد حداقل روزانه یک هزار میلیارد ریال برای دولت بدست آورد، ارزان بودن و با کیفیتی که این طرح دارد، باعث میشود که مردم ایران دیگر به سراغ شبکه های خارجی نروند.
ایران باید خودش ماهواره در مدار قرار دهد.
اجرای این طرح بودجه خیلی کمی احتیاج دارد و ساختش بسیار راحت است و بهترین راه رسیدن به پیشرفت بیشتر، ایجاد نظم و حل مشکلات کشور در زمان کوتاه و منبع جدید برای بودجه بندی سالانه کشور است.
این طرح خدمات جدید ارائه میدهد و برنامه لازم برای جای دادن، بانکداری و دولت الکترونیک و خدمات حاضر شرکتها، با هین مدیریت فعلی خودشان را دارد، تا از صفر طراحی نشود.
همه عوامل نامبرده بالا مستقیم و لحظه ای زیر نظر رئیس جمهور کار میکنند و فقط افرادی دسترسی به اطلاعات کل موجود در سرورها پیدا میکنند که رئیس جمهور اجازه دهد.
این طرح در ادامه همین سیستم کنونی کشور است که پیشنهاد به اعمال یک سری تغییرات در صورت لزوم و ارائه مواردی جدید میپردازد.
در این سیستم در همه شهرها و روستاها به صورت برابر و بر اساس جمعیت مدیر قرار داده میشود تا حتی کوچکترین خدمت هم از مردم دریغ نشود و کسی برای دریافت خدمتی متحمل رنج و مشقت نشود
همه مدیرها، زیر نظر استاندارعمل میکنند و در صورت ناتوانی استاندار در حل مشکلات در مدت معین، به معاون مخصوص رئیس جمهور، اطلاع داده میشود.
این سیستم مانند یک اهرم فشار بر تمام مدیران کشور عمل میکند و همه پاسخگو هستند.
در این سیستم همه مردم به زندگی که مستحق آن در این دوره هستند میرسند.
با هوشمندسازی کشور با این سیستم، معاون مخصوص رئیس جمهور اطلاعات کشور لحظه ای در اختیار دارد و در صورت بروز مشکل در کشور، سیستم برای او اخطارهایی را ارسال میکند، تا به اطلاع رئیس جمهور رسانده شود و ایشان تدابیر لازم را به کار ببرند.
هر استاندار در این طرح، اختیارات کامل دارد و همه ارگان ها باید با ایشان همکاری کنند، و به خاطر اختلاف حزبی و عقیده ای مشکلات کشور را بیشتر نکنند.
در این طرح به مدیران بر اساس کارکرد خود و زیرمجموعه اش نمره داده میشود و به سرعت میتوان در مورد عزل، نصب و ارتقاء مدیران تصمیم گرفت.
اپراتورها سود بسیار بالایی از اینترنت دارند، سود عقب انداختن پروژه ارتقاء زیرساخت ها برای اپراتورهای اینترنت بالا است.
اینترنت به ارزش ریالی، خیلی گران فروخته میشود، هرچه کاربر بیشتر باشد، هزینه ها تقسیم و اینترنت ارزان تر میشود.
به خاطر بیتوجهی مسئولان، هزینه پرداختی ایران بابت خرید اشتراک بین المللی بالاتر از دیگر کشورها است.
اپراتورها با پهنای باند مخالفت میکنند، تا سهم بازاری خود را از مردم حفظ کند و سود نجومی ببرد.
ارتقاء زیرساخت سریع انجام میشود، این مخالفتها و طولانی شدنهای تحویل پروژه، همه به خاطر منفعت بردن از مردم است.
فیبرنوری، توانمندی، هوش، استعداد و تخصص لازم در کشور وجود دارد.
برای شکستن انحصار اینترنت، دولت باید ماهواره در مدار قرار دهد یا اپراتورها باید کنترل شوند.
راهحلهای موقتی دیروز مشکلات امروز هستند باید یک باره حل شوند، نمیشود یک فناوری بیاید اجرا شود و بعد به خاطر یکی دیگر از دوباره برنامهریزی کرد.
این طرح یک سیستم اداری جدید است، با این طرح استهلاک اموال عمومی کم میشود و خرج های اضافی کنار میرود، امنیت و پیشرفت حس میشود و همه در محیطی امن زندگی میکنند.
این همان حس مسئولیت درون همه ما است، دولت نیاز به این جهش دارد، دولت از حال همه باخبر میشود حتی میداند که گرسنه مانده است.
تقاضای خرید خودرو شخصی کم میشود، چون اجباری برای بیرون آمدن از خانه، برای انجام امور نیست.
اختلافات اجتماعی کم میشود، هرکس با یکی از قابلیت ها خود را سرگرم میکند همیشه کار هست که حتی وقت سر خاراندن نباشد، اکثر هر مشکلی که به ذهن میرسد را حل میکند.
در طول زمان فقط کیفیت بالا و عیوب رفع شده است، محصول همان محصولی است که در گذشته هم استفاده میشد، این طرح هم همین کار را میکند.
تا زمانی که تقاضا بالا و محصولات کم، کشور با تورم و گرانی مواجه هست، برای کنترل اقتصاد، باید تولید افزایش یابد تا نیاز همه برطرف شود یا کالا و خدمات جایگزین تهیه شود یا کالا گران بماند تا کسی آن را نخرد.
.....
در این مقاله با دیدی کلان نسبت به تمام حکومتهای روی زمین و بدون هیچ نقل قول مستقیمی نوشته شده است و هرگونه احساس تشابه در برداشت از مطالب نشانه وجود اشکال در همان شخص حقیقی یا حقوقی است و نویسنده فقط واقعیت وجودی انسان را بیان کرده است، مدیریت رضایتمندانه برای انسانها، فقط مدیریتی است که نیازهای روزانه آنها را تامین کند، حال هر روشی میخواهد داشته باشد، با عدالت باشد یا ظلم، اینجا فقط انسان یک چیز در ذهنش میگذرد آن هم الان دوست دارم چه کاری را دنبال کنم؟ غذا بخورم؟ بخوابم؟ هوس چه کرده ؟ و بسیاری سوال که ذهن انسان روزانه میپرسد، هر روز این سوالهای تغییر میکند، گاهی به دنبال محبت و گاهی بسوی ظلم میرود، این طمع مدیران است که چه چیز طلب کند، اما با تقسیم بندی انسانها به گروه های هدفمند به خروجی های مطلوبی دست یافت و شاهد این بود که هر فرد چه زن، چه مرد، چه کودک، چه پیر، هدفی را دنبال میکنند که باعث پیشرفت جامعه، روابط شاد، افزایش امید به زندگی و بسیاری دیگر شد.
نیازهای روزانه انسان
انسانها در طول روز به نفس کشیدن، خوردن، خوابیدن، همسر، سرگرمی و تخلیه خود احتیاج دارند، که برخی را نمیتوان از آنها گرفت یا تاخیر زیادی در انجام آن ایجاد کرد، زیرا اگر مانعی بر سر راه ارضاء این نیازها بیاید، انسان یا با آن مقابله میکند یا تسلیم مرگ میشود، که هیچکس دومی را انتخاب نخواهد کرد، مگر توان مقابله با مانع را نداشته باشد.
در طول حیات زمین انسانهای بسیاری با انواع مختلفی از این محدودیت ها جان داده اند، که اکثر انسانها به سبب ناتوانی در تامین خوراک خود مجبور به بردگی شدند و هستند، اکنون همه از ظلم و بردگی بیزارند اما باز هم برای تامین نیاز اولیه خود، مجبور به فراموشی هستند زیرا جان خود را بر جان دیگران مقدم میدارند و فقط داستان انسانهای فداکار نظیر پیامبران و امامان معصوم را نقل میکنند و فیلمهای فداکاری میسازند، چون واقعیت انسان همین است شاید اکنون اندکی در این نوشته تأمل شود، اما این واقعیت هیچ زمان تا ظهور منجی تغییر نخواهد کرد.
تامین نیاز یک انسان به طور قطع موجب موجب از بین رفتن دیگری است، چرا که یک مدیر ساده نمیتواند همه را راضی نگه دارد، در توانش نیست، همیشه مدیرها عده ای اندک را فدای جمعیت بسیاری میکنند، چرا که مدیران فقط به رفع نیاز خود در اطرافشان می اندیشند، همین که ده نفر در اطرافشان باشد که آنها را تحسین کند کافی است، باقی انسانها فدای این ده نفر هستند، حال این ده نفر هم به ده نفر برای خودشان احتیاج دارند و این سلسله مراتب تمام انسانهای موجود را در بر میگیرد تا حق بسیاری پایمال و تمام ناحقها حق شوند، به این سبب هر گروه ایجاد شده از جایگاه خود ناراضی است و در جستجوی جایگاه بهتر برای ارضای نیاز سرگرمی میتواند حتی خون بریزد و از دست مدیران دیگر هم کاری بر نیاید.
تنها میتوان با یک تقسیم بندی در جهت ارضاء نیاز و از بین بردن حس تعلق به دنیا، یک مدیریت سالم و رضایتمندانه را ایجاد کرد.
انسانها نیازهای معنوی، تفریحی و رفاهی دارند، نمیتوان توقع داشت اینها خودبه خود رفع شوند، زندگی فردی که نیست جماعتی با هم در روستاها و شهرها زندگی میکنند که هر کدام میتواند با استعداد و قابلیتهای خانوادگی که دارند به همسایگان خود خدمات بدهند، یکی رستوران بزند و غذای همه را آماده کند، یکی طبابت کند و همه را مداوا کند، یکی مسجد بنا کند و خادم آن باشد، یکی مکان تفریحی ایجاد کند تا مردم استفاده کنند و هرکس دیگر هر خدمتی که میتواند بکند تا مسئولین شهر و روستا از خدماتی که ماهانه جمع میکنند حق خدمات آنان را بپردازند.
همه انسان ها به کار کردن و مشغول بودن نیاز دارند چه زن، چه مرد، چه کودک و چه پیر، فقط با همکاری هم زندگی معنا دارد، در ذهن همه این سوال پیش میاید که این شیوه موجب دخالت دیگران در زندگی آنها میشود، اما این فقط ابهامی است که میخواهد انسانها را از هم دور کند، آیا تا به حال به این فکر کرده اید که اگر فرزند پدر و مادر دشمنتان بودید، بازهم با برادر یا خواهرتان دشمنی داشتید، این شرایط اتفاقی بودن دنیا است که انسان پدر و مادر یا خواهر و برادر یا فرزندان خود را انتخاب نکند، حتی همسرها هم به طور اتفاقی با هم آشنا شدند، این دنیا تا زمانی که پابرجاست همه چیزش اتفاقی میماند، این انسان است که از این اتفاقات سربلند بیرون آید و به حقی که مستحق است برسد، آیا میتوانید اثبات کنید برادر یا خواهر یا پدر یا مادر یا همسر یا فرزند به انسان ظلم نکرده اند، همه انسانها در هر نسبتی که با انسان باشند بلاخره انسان هستند و منافع خود را میخواهند و اگر هم برای شما کاری کنند آنهم به نفع خودشان تصور شده است، همه در هر مقامی میتوانند به هم خیانت کنند، این قانونمند بودن دنیا و اعتماد به هم است که مهم است.
پس دنبال کردن شیوه زندگی جمعی بهترین تصمیم است تا تمام افراد در زندگی بهتر دیگری مفید باشند و کسی دیگر منزوی نشود تا دچار شک و تردید نسبت به دیگری شود این محصول انزوای خانواده ها و ضعف قانون است.
محدودیت انسانها یک نقطه ضعف است
انسانها محدود هستند، خیلیها دوست دارند پرواز کنند یا در چشم بهم زدنی در مکانهای مختلف حاضر شوند یا قدرتمندترین، باهوشترین، بزرگترین انسان باشند یا خیلی رویای دیگر که میلیاردها انسان در سر داشتند و دارند، اما این محدودیتی که خدا در تقدیر جهان قرار داده مانع انجام این اعمال میشود، اما خدا در حق انسان بیرحمی نکرده و تقدیرهایی را مقرر کرده تا انسان مثلا با بهرمندی از اسبابی مانند هواپیما پرواز کند و حتی به انجام اعمال خاصی از قدرتهای ماورایی مانند طی الارض بهرمند شود، انسان هرچه بتواند در تصورش بگذراند قابل دستیابی است، اما این که هنوز انسان نمیتواند برخی کارها را انجام دهد به این علت است که هنوز زمان دستیابی به آن نرسیده است، بلاخره انسان روزی به تخیلاتی که فقط در فیلمها توانایی نمایش آن را دارد میرسد، اما این امر خود شدنی است ولی این مهم است که انسان در زمانی که خدا او را شایسته حضور در عالم خلقت قرار داده است وظیفه خود را به درستی انجام دهد، این درست است که دنیا آنقدر پیچیده طراحی و خلق شده است که آینده قابل پیشبینی نیست و درک اینکه انسانها از کجا آمده اند؟ برای چه زندگی میکنند؟ و به کجا خواهند رفت؟ چرا کودکان میمیرند؟ چرا برخی ثروتمند هستند؟ چرا اکثر انسانها برای لقمه ای باید سخت تلاش و تقلا کنند؟ و بسیاری دیگر، سخت است، به همین خاطر انسانها در طول حیات زمین برای پیدا کردن این جوابها به دنبال پاسخگو بودند، که بسیاری از آنها به انسانهای اشتباه رجوع کردند و کمکی برای گسترش فساد در زمین برای آنها شدند، و هنوز هم فرزندان آن گمراهان راه پدران فاسدشان را دنبال میکنند و پاسخهای حقیقی را با وارد کردن خرافات در ذهنشان مخفی میکنند، در این دوره آنقدر این گسترش دهندگان فساد در زمین سازمان یافته شده اند که میتوانند با برطرف کردن نیازهای اولیه چندنفر، آنها را بخرند تا تمام جمعیت زمین را برده خود کنند، سالانه میلیونها نفر بدون آنکه متوجه باشند قربانی طمع اربابان دروغین میشوند، اربابان هرجا بخواهند جنگ برپا میکنند، هرجا بخواهند تصرف میکنند، هرکه را بخواهند ترور میکنند، به هرکه بخواند تهمت و از چشم بردگانشان می اندازند، آنها مالکان دنیا هستد و نیازی به محبوبیت و دیده شدن در میان بردگان را ندارند، آنها نیازی به مرز پهناور و تاج پادشاهی ندارند، آنها با پولشان در سراسر جهان حکومت میکنند، تنها راه نجات از این مصیبت وحدت انسانهاست که فقط با ظهور منجی خدا این امر امکان پذیر است، پولی که تمام مردم جهان در دست دارند و زندگی سخت خود را با آن میگذرانند به دستور خود آنها چاپ میشود، چون تمام این انواع پولها و هم تمام دنیا از همان ابتدا که متولد میشوند به نام آنها شده است و با یک اراده میتوانند پول و زمین را از آن که با زحمت جمع کرده است بگیرند و به دیگری که میخواهند بدهند، بدون باقی گذاشتن هیچ ردپایی انجام میدهند، آنها هستند که برای نفعشان به هر کشوری بخواهند فشار و مصیبت وارد کنند، میتوانند.
فقط تعداد اندکی از رهبران کشورها به سختی توانسته اند در برابر آنها دوام بیاورند، در طول حیات زمین چه رهبران بزرگی با دستان خالی توانستند این فاسدان را به تسلیم شدن وادار کنند اما آنها به محض تجدید قوا و کمک دیگر اربابان با جهالت انسانها دوباره جان گرفته اند و دوباره انسانها را اسیر کردند.
دروغی به اسم دموکراسی
هیچکس نمیتواند تعریف صحیح دموکراسی را بیان کند، دموکراسی ده ها تعریف دارد، این اشتباه است که دولتی دموکراسی را دنبال کند، این ایده پر از نقص و عیب است، اصلا تاریخ دموکراسی را چند نفر میدانند که از کجا به اینجا رسیده است، بسیاری از دولتها ادعا میکنند که دموکراسی دارند و قوانین آن را به نفع خود دولت با تاکید کردن به این که تماما مردم سالارانه است تصویب میکنند، هر سال که میگذرد این نوع قوانین بیشتر تصویب میشود و فقط آنهایی اجرا میشود که در جهت منافع دولت باشد، حال منافع دولت چیست؟ آنها یک کشور را اداره میکنند که هر مدیر فقط به سمت بالاتر از خود پاسخگو است و این سمت در آخر به فردی میرسد که با رای مستقیم مردم انتخاب شده است یعنی رییس جمهور، اما جالب اینجاست که این فرد به محض قدرت یافتن و قسم خوردن برای چهارسال ناپایدار خدمت به مردم، برای همان مردم خط و نشان میکشد، مکاتباتش را از مردم مخفی و آن را اسناد محرمانه دولت مینامد، مدیران کوچکی را میگمارد تا صدای مردم در حد همانها بماند و او را آزار ندهد، نیروهای دولتی مجبور دفاع از مردم در برابر مردم هستند مردم اندکی که مقداری نان که صدقه سر مردم حقوقشان شده را بر سر خود مردم میکوبند، بعد هم که این افراد بازنشسته شوند، هیچ قرب و منزلتی نه در جامعه دارند و نه در همان ارگانی که برایش جان فدا میکردند، چون دیگر مهره سوخته شده اند و آیندگان در حال سوخته شدن جای آنها را میگیرند، خیلیها بعد از بازنشستگی یاد روزهای جوانی میکنند که چطور برای بدست آوردن یک کار که فقط آنها را زنده نگه دارد چه خفتها که کشیدند و چه چشمهای رقیبانی که شاید شایسته تر بودند را گریه انداختند تا با روشهای مختلف کار بدست آوردند، خنده دار است که دولت با پول مردم پایدار است تا یک نفر ناچیز به انتخاب مردم بیاید با همان پول مردم، مردم را از حقشان بیخبر و مهر محرمانه بر کارنامه اعمالش بزند، تا مردم حق دخالت و اطلاع از سلامت عملکرد او نداشته باشند، این با دولت استبدادی چه تفاوتی دارد، دولت باید روش بهتری را دنبال کند که رضایت اکثر را نه، بلکه رضایت همه را دنبال کند، که در بخشهای بعد توضیحات این نوع دولت داده شده است.
اکثر قوانین فاشیسم کپی برداری از قوانین دموکرات ها بود و علت شکست فاشیسم نداشتن سیاست کافی مانند دموکراتها بود.
یک فرد دموکرات میتواند هزاران وعده وسوسه انگیز بدهد، هیچ زمان نباید فریب وعده های انسانی را خورد که وعده بهشت در دنیا میدهد، چون بهشت در دنیا شدنی نیست و نه فردی حتی پدرت نمیتواند آن را محقق کند و نه هیچ حکومتی در محقق کردن آن دوام نمی آورد، مگر خدا با لطفش امر کند.
شیوه زندگی امروزه جهانیان
در شیوه زندگی کنونی انسانها، تقسیم بندی درستی لحاظ نشده است، اینجا یک نفر از اعضای خانواده که کارمند شود میتواند همه اعضای خانواده اش را کارمند کند، در شهرها انسانها برای کسب زندگی کارمندی باید هر ذلتی را که ارگانها در گزینششان میخواهند بپذیرند، گزینشها فقط افراد مطیع و حرف گوش کن میخواهند و مراجعه کنندگان همه باید بر خلاف میلشان ریاکار و منافق شوند تا شغل را کسب کنند، بعد هم که جایشان محکم شود زندگی دوپهلو را دنبال میکنند و تلاش میکنند تا کسانی که دوست دارند را وارد همان شغل کنند تا این زندگی دوگانه را تداوم ببخشند.
اینجا جوان روستایی شغل بسیار مهم و مفید خود را با رویای زندگی شهری رها میکند از روستا به شهر می آید تا از امکانات و تجهیزات بهتری برخوردار باشد، اما نمیداند که این امکانات همه از زحمت روستاها ایجاد میشود، اما خودشان بی بهره میشوند و برای گرفتن حقشان به شهرها مراجعه میکنند، آنها باید حقشان را از همانجا مطالبه کنند، نباید بگذارند اول شهرها امکانات رفاهی کسب کنند و بعد وقتی آن امکانات از چشم شهری ها افتاد نصیب آنها شود، چون این روستا هست که اکثر نیازهای اولیه انسان را تولید میکند.
اینجا فقط شعار میتواند ارزشها را زنده نگه دارد، اینجا یک چیز میگویند و مینویسند تا قانون شود اما در عمل قوانین دیگری را دنبال میکنند، اینجا شعار زندگی آرمانی میدهند اما زمان نتیجه دادن را برای نسل های بعد میدانند، این نسل چه زمان می آید؟ همه انسانهای بزرگ تاریخ قدم هایی برداشتند تا نسلهای بعد از مزایای آن بهره مند شوند، اما واقعا اکنون کسی احساس بهرمند شدن از میراث گذشته را میکند، این تفکر واقعا اشتباه است انسان در این دنیا مسافری بیش نیست، اما چنان برای سکونت تلاش میکند که گویا قرار نیست هیچ زمان حاصل تلاشش را رها کند، وقتی هم که به هدفش برسد هدف دیگری دنبال میکند و خود را به این امید دلشاد میکند که فرزندانم از آن بهره مند خواهند شد، اما فرصت فرزندان هم برای فرزندان خودشان میسوزد و این چرخه تمامی ندارد تا انسان هدف خلقتش را که برای امتحان شدن در زمانی مقرر با امکاناتی معین که در دسترس دارد را درک کند تا به استحقاقش برسد، زندگی را هرچه سخت تر بگیری سخت میشود، باید زندگی را به چشم یک سفر دید که گروهی رفته میشود و هرکس مسئولیتی برعهده میگیرد تا سفر به خوبی پیش برود، اما اینجا همه یکدیگر را رقیب هم میبینند، کافیست رقابت بر سر کسب کاری که محدودیت پذیرش دارد را توصیف کرد و اگر همین دولتهای ناقص با قوانینشان نبودند، زمین از خون رنگین میشد.
اینجا برای انتخابات هزاران ماده و تبصره میگذارند اما روز انتخابات هیچ کدام لحاظ نمیشود و حتی برای مجریان قانون هم اهمیتی ندارد، در قرآن بیان شده است زمانی که فساد بین مردم زیاد شود یکی از خودشان بر آنها چیره میشود، نامزدهای انتخابات برای به دست آوردن هر سمتی شروع به دادن رشوه های بزرگ به ائتلافها میکنند تا آنها با تیمشان برای آنها تبلیغ کنند، که اینگونه هزاران هزار رای به صورتهای مختلف و حتی با رشوه های کوچک کسب میشود، مردمی که از نمایندگان رشوه میگیرند چطور توقع دارند نماینده برنده مدیریت سالم داشته باشد، مردمی که فقط شعار مبارزه با فساد میدهند و میشنوند اما تا کارشان گیر می افتد به دنبال فساد کردن هستند، چطور توقع دارند دولتشان مطابق میلشان عمل کند، مشارکت در رای دادن به تنهایی رای نمی آورد بلکه نظام مدیریتی بی نقص و انتخاب فرد صحیح است که نه تنها امنیت بلکه بلکه رفاه، آسایش و هر چیز که نیست می آورد، بسیاری از دولتهای اروپایی مانند فرانسه بالاترین مشارکت را دارند، اما آیا به تمام وعده ها عمل و توقعات مردم را برآورده کرده اند، مسلماً این پیشرفت که در اروپا دیده میشود فقط و فقط به سبب مالیات است، چون هرشغلی آنجا وجود دارد بین حقوق کارگر و کارمند فرق خاصی نیست، هرچه درآمد بیشتر کسب کنی درصد مالیات هم بیشتر میشود اینگونه است که مردم بجای رفتن به دنبال پول، به دنبال علاقه میروند، علاقه باعث میشود فرد واقعا کار کند نه اینکه منتظر باشد تا ساعت پایان کار برسد، باید نوجوانان را آزاد گذاشت تا علاقه درسی و کاری خود را دنبال کنند نه مجبورشان کنند که به تخصصی وارد شوند که پذیرش محدود و متقاضی زیاد دارد، کشورها فقط به دکتر، مهندس و کارمند احتیاج ندارد بلکه به تمام تخصصها نیاز دارد، نباید زندگی را به کسی تحمیل کرد که باعث نابودی او میشود، هر سرزمین حرفه و امکانات خود را دارد.
اینجا زندگی مثل یک بازی ویدئویی نیست که همه چیز به سرعت پیش برود باید برای رسیدن به اهداف بسیار صبر داشت و زمان گذاشت، اما هیچکس صبر ندارد و همان اول مسئولیتش اشتیاقش را از دست میدهد و خسته میشود، این خستگی نه فقط بخاطر ناکامی خودش است بلکه بیشتر برای عجله مردم هست، مردم مطالبات خود را سریع میخواند و یک مدیر باید بداند که چطور مردم را راضی کند، این نکته را نباید فراموش کرد که هرچه برای مردم فراهم شود سطح توقع هم بالا میرود، اینجاست که فقط آموزش اخلاق به مردم در کنار پیشرفت لازم است، این دوره، دوره قدیم نیست که مردم از همه جا بی خبر باشند و یک پادشاه دو دروغ سر هم کند و همه را امیدوار کند، اینجا هرچه دولتی برای مردمش فراهم کند، همه مردمان دولتهای دیگر هم میخواهند پس چیدمان مدیریتی باید صحیح چیده شود تا سریع جوابگو باشد.
اینجا فقط سوابق و قومیت افراد را میبینند، همیشه آنهایی که سابقه مقام و قومیت داشته باشند مورد توجه قرار میگیرند و آنها که ندارند کنار زده میشوند حتی اگر توانایی مدیریت داشته باشند، بشر هیچ زمان با بینش و تفکری که دارد روی خوش دنیا را نخواهد دید مگر با خواست خدا که فقط در زمان ظهور حجت خدا (عج) محقق میشود، وقتی همه از یک پدر و مادر به وجود آمده ایم، به چه سبب در طول تاریخ عده ای بزرگ زاده و عده ای کارگر زاده محسوب میشوند، این چه معنایی دارد؟ که بنا به دلایل عرفی، باید فرزندی که پدر و مادر ساده دارد کوچک شمرده شود، اگر گرگ زاده، گرگ میشود پس با توجه به سلسله مراتب نسلها، همه گرگ محسوب میشوند، این فلسفه اشتباه تبدیل به عرف جامعه در طول زمان شده است، هر انسانی خصلت خاص خود را با توجه به اقلیم محل زندگی، فرهنگ جامعه و شیوه تربیتی کسب میکند.
احزاب مختلف کشور را تباه میکنند و ارزش های گذشته را از بین میبرد، زیرا هر حزب منافعی را دنبال میکند که هربار برای منافع یکی قانونی را نقض کنند، تعادل دولت به هم میریزد و امور از کنترل خارج میشود و دیگر نمیتوان جلوی اتفاقات جدید که ناشی از آن نقض قانون حاصل شده را گرفت، یک دولت برای پایدار ماندن و پیشرفت به احزاب احتیاج دارد، اما نباید به هیچ حزبی باج داد یا قانونی را برایش نقض کرد، چون هر عملی، عکس العملی در پی دارد.
هرساله مردم قیمت کالاها و خدمات خود را بنا بر عادت بالا میبرند، در این بازی کسب پول بیشتر، هرکس عقب بماند به بدبختی گرفتار میشود، خیلی ها دوست ندارند در این بازی باشند اما مجبور هستند، باید برای تمام مردم یک سبد کالا برای رفع نیاز خوراکی مقرر کرد و بعد از آن هرکس بیشتر میخواهد کار کند و بیشتر بدست آورد، پول رسمی و مردمی قرار
شروع بحث طرح
گروه بندی جامعه
انسانها همانگونه که در جمع با هم به مشکل میخورند در تنهایی هم به مشکل برمیخورند آن هم سخت تر، پس این نشان میدهد که زندگی جمعی مصیبتش بهتر از تنهایی است، به این صورت حداقل امیدی به سرشت خوب انسان که نمیتواند سختی دیگری را ببیند زنده است، با گروه بندی انسانها میتوان به نتایج بسیار مطلوبی رسید و زندگی آرمانی را برای همه تصور کرد، که در آن هرکس علاقه و وظیفه خاص خود را دنبال و در صورت خسته شدن آن را با دیگری تعویض کند و حس رسیدن به ریاست و حکومت در آن نباشد.
زندگی انسانها از تک نفره شروع میشود اما بعد نیاز به دو نفره شدن یعنی زن و شوهر پیدا که منجر به تشکیل خانواده میشود، که هرچه تعداد انسانها بیشتر شود این زندگی های دو نفره میتوانند وظایف را از دوش دیگری کم کند و هر دونفر تخصصی را دنبال کنند، تا چند سال زندگی دنیا را با مشکلات کمتری بگذرانند، هر زوج و فرزندانشان بسته به محل زندگی در گروه بندی مثلاً صد نفره با احتساب فرزندان و افراد از کار افتاده، بهتر است قرار بگیرند تا با قرار گیری مشاغل لازم و حیاتی در هر گروه، مشکلات آموزشی و زندگی سالم و بهینه حل شود.
بهترین شیوه گروه بندی این میتواند باشد که انسانها با اولویت خانوادگی یا میزان اعتماد به هم که در ابتدا به علت متفرق بودن خانواده ها در جامعه باید یا با همسایه گروه بندی را شروع تا به مرور زمان به گروه ایده آل رسید، به گروه های مثلاً صد نفره تقسیم کرد که هر کدام یک سرپرست مورد اعتماد داشته باشد، این گروه ها هر کدام به تعداد نفرات حاضر یارانه ای معادل خوراکی که نیاز حداقلی هر فرد را تأمین کند دریافت کنند، به این صورت که سرپرست یارانه اعضاء را دریافت و اقدام به خرید خوراک لازم تا واریز یارانه بعدی میکند، در این گروه بندی هر فرد تخصصی دارد مانند آشپز، تعمیرکار، کارگر، مهندس، دکتر و هر شغلی که میتواند وجود داشته باشد، در این گروه بندی میتوان تصور کرد که گروهی از متخصصی بی بهره باشد اما این به این معنی نیست که دیگر در آن زمینه حقی ندارد، بلکه میتواند از گروه مقابل کمک درخواست کند، اما حتما باید در هر گروه متخصصی مانند معلم، آشپز و سرپرست باشد تا مخارج تحت کنترل و برای تامین نیازها هرکس برنامه چیده شود.
با فرض اینکه به ازای هر پنجاه و شش نفر یعنی چهار زوج سالمند، شش زوج میانسال و نه زوج جوان که هر زوج صاحب سه فرزند باشند، تقسیم بندی کار به این صورت انجام میشود که:
سالمندان تجربیات خود را به سایر اعضا منتقل کنند، میانسال ها وظایف مدیریتی و مهم را بر عهده بگیرند، جوانان به مشاغل مورد نیاز جامعه بپردازند و کودکان به کودکی و دانش آموزی بپردازند.
مثلا در هر پنجاه نفر: حداقل یک سرپرست، معلم، روحانی و پرستار لازم است.
هر پانصد نفر: حداقل ده نیروی خدماتی، آشپز، تعمیرکار، فروشنده، کارگر و سازنده بهتر است وجود داشته باشد.
هر پنج هزار نفر: ده پژشک عمومی، استاد و.............
هر پانصد هزار نفر: ده پژشک متخصص، جراح و ........
این گروه بندی ها هر کدام میتواند مانند یک شرکت عمل کند، که خروجی خاص خود را دارند، مثلاً گروهی در نتیجه کار جمعی محصولات کشاورزی تولید یا محصولات صنعتی یا خدماتی و هر خروجی که برای جامعه لازم باشد گرفت، اینگونه نسل های آینده با همت بزرگان و از کارافتادگان گروه میتوانند به حرفه خانوادگی ادامه دهند یا اگر ناممکن بود به گروه دیگری منتقل شوند که علاقه او را دارند، در این گروه بندی دیگر اختلافات ماندگار نمیماند و دیگران میتوانند آن را حل کنند، عدالت در کسب سهمیه شغل دولتی و غیره ایجاد میشود، به این صورت که اگر شغلی باشد هر گروه به طور مساوی یکی از اعضای آن، شغل را کسب کند.
هر ساله جمعیت بسیاری از کار افتاده میشوند و باید جای خود را به فرزندان خود بدهند، اما دست کشیدن از کار برای آنان که مقامی والا کسب کرده اند سخت است، یک انسان که بیشتر از هفتاد سال سن دارد نمیتواند وظایف مهم را مانند دوره پنجاه سالگی کنترل کند، پس مدیریت صحیح این را توصیه میکند که آن شخص را باید به مقامی منتقل کرد، که بالاتر به نظر برسد مانند یک مرجع تقلید که هر کس راهنمایی میخواهد به او مراجعه میکند، در گروه بندی حتماً باید همه افراد جامعه درگیر باشند و با مسائل مالی نباید در بین گروه ها تفرقه ایجاد کرد، اینجا هرکس بر اساس علاقه ای که دارد گروه بندی و آموزش میبیند و اگر گروهی خسته ای داشته باشد میتواند به او فضای لازم را بدهد تا دوباره نشاط کار را بدست بیاورد، اگر علاقه ای از بین رفت میتواند به شغل دیگری منتقل شود.
در این تقسیم هیچ زنی کوچک شمرده نخواهد شد و هرکدام که دوست داشت میتواند در کار مکمل شوهرش باشد یا به سبب مهارت عاطفی مسئول آشپزخانه شود یا تدریس کند یا سرپرست شود و هر علاقه ای دیگر که میخواهد را دنبال کند، تا گروه های با برنامه و قدرتمند شکل بگیرد.
گروه بندی مدیران
همانطور که در بالا موارد لازم مطرح شد، سیستم مدیریتی باید از گروه های کوچک شروع شود، که در دوازده سطح مدیرها شکل میگیرند. هر مدیر در سطح خود اختیار کامل دارد تا هرگونه میتواند مشکل را حل کند و اگر نتوانست از رده بالاتر کمک بگیرد.
سطح یک > خانواده
مهمترین مدیر و تنها کسی است، که میتواند خانواده خود را در تمام زمینه ها تامین کند تا دچار مشکل نشوند.
افراد تنها و از کار افتاده به صورت جداگانه توسط سرپرست گروه یا خانواده های کم جمعیت حمایت میشوند.
هر خانواده تخصصی را دنبال میکند، که سرپرست وظیفه دارد همه را در جهت رسیدن به تخصصش حمایت کند، تا همه اعضا خانواده فعال باشند.
سطح دو > سرپرست گروه: هر ۵۰ نفر
گروه میتواند متشکل از یک قوم یا همسایه ها باشد.
و اعضا گروه یک نفر شایسته را به سرپرستی خود تایین میکنند.
این فرد مسئول سامان دادن و برنامه ریزی برای زندگی اعضا است، تا مشکلات ساختمان یا کوچه را سریع رفع و مایحتاج را فراهم کند، تا اعضا به تخصص خود برسند.
مهمترین وظیفه این فرد، تدابیر لازم برای آموزش، انتقال تجربه و تربیت کودکان است و باید برای زنان گروه و از کارافتاده ها مسئولیت تایین کند تا فعالیت داشته باشند.
سطح سه > آمر: هر ۵۰۰ نفر
سرپرستهای گروه ها، نیاز به یک مدیر دارند که مشکلات سطح بالاتر را حل کند.
مثلا هر ده سرپرست یک نفر را به عنوان آمر انتخاب میکنند تا مدیر محله باشد.
و با اختیاری که دارد میتواند، در تمام امور مربوط به منطقه خود دخالت کند تا آسایش، حقوق و اقتصاد آنها را حفظ شود.
مسئولیت تمام ساخت و سازها با این مدیران است.
باید از دسترسی همه اعضا به محصولات مطمئن باشد و همه چیدمان اجزای شهر را بهینه کند
او باید یک اقتصاددان باشد.
سطح چهار > منطقه دار: هر ۵ هزار نفر
هر ده آمر یک منطقه دار انتخاب میکنند تا یک شهرک یا ده را اداره کند.
شورایار موظف است تمام امکانات لازم سرپرست کل ها را در اختیار آنها قرار دهد تا محله ای کامل، شاد و قوی داشته باشند.
این مدیرها مسئولیت نظارت بر مدیران سطح سه را دارند.
سطح پنج > خادم: هر ۵۰۰ هزار نفر
هر صد منطقه دار یک خادم را تایین، تا در سطح بالاتر خود هم ناظر باشد و هم وضعیت اقتصادی، نظامی، فرهنگی، سیاسی و هر مسئله کلان دیگری را بررسی و طرح جدیدی در صورت لزوم بدهد.
سطح شش > معاونان استان
این سطح وظیفه های تخصصی را بر عهده دارند و برای استاندار خیلی مهم هستند، مانند یک وزیر.
هر دسته از محصولات و خدمات موجود در استانها، یک معاون مخصوص دارد، تا نیروهای خود را استخدام و در جهت پیشبرد منافع کشور، در مکان های مربوط به تخصص خود در استان بچینند.
این سطح فقط حق دارد برای هر حوزه مخصوص خود، یک تیم خیلی کوچک بازرسی تایین کند، و تمام مدیریت آن مشاغل خصوصی اداره میشود، بازرسان حق دخالت کامل دارد.
از نمونه این مدیران با توجه به امکانات هر استان: معاون (کشاورزی، باغداری، نفت، ارتباطات، فناوری، علمی، اقتصادی، برنامه و بودجه، صنعت، کار، رفاه، راه سازی و غیره) است، که تمام ابعاد موجود در استان را در بر میگیرد.
این معاونان باید تمام همکاری لازم را در جهت تامین خواسته های مدیران پنج سطح اول را داشته باشند.
سطح هفت > معاون اول استاندار: هر ۵ میلیون نفر
یکی از معاونان استاندار است.
ناظر بر مدیران پنج سطح اول است.
در صورت لزوم رابط بین استاندار و آنها است.
هر سیاست گذاری کلان را بررسی و تایید میکند.
سطح هشت > استاندار
این سطح با برگزاری انتخابات استانی تایین میشود.
اختیارات و وظیفه این مدیر همانند یک رئیس جمهور است.
با نصب معاونان، کار خود را آغاز و در جهت پیشبرد منافع کشور تلاش میکند.
او در برابر رئیس جمهور و رهبر پاسخگو است و میتوانند او را عزل کنند.
اگر در امتیازات، مشروعیت او کمتر از نصف جمعیت استان شود، به مرحله عزل میرسد.
سطح نه > معاونان کشور
این سطح توسط رئیس جمهور در سطوح خیلی مهم و تا آنجا که میشود کم، مثلا حداکثر هشت معاونت تایین میشود.
نمونه این سطح: معاون (اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، خارجه، حقوقی، بانک مرکزی، برنامه و بودجه، امنیت ملی و اول) میتوان نام برد.
که بر استاندارها نظارت و پیشنهاد میدهند.
سطح ده > رئیس جمهور
که همانند اکنون انتخاب و اختیار کامل دارد
یا به صورت شورایی انتخاب شود
سطح یازده > سطوح مهم
قوه مقننه: این قوه باید انتخاباتش به صورت استانی برگزار شود، و تعداد ورودی به این عرصه باید متناسب با جمعیت هر یک میلیون نفر، یک نماینده انتخاب شود، مجلس کنونی نه متخصصان مخصوص دارد و نه تقسیم بندی موثری برای قانون گذاری بی نقص در کشور، آنها بیشتر راه حل مقطعی پیدا میکنند تا یک راه حل اساسی.
شورای عالی استان ها: نمایندگان مجلس انتخابی برای قوه مقننه، در استان خود همان اعضای شورای عالی استان هم هستند و اگر در حل مسئله ناتوان بودند به قوه مقننه ارجاع میدهند.
قوه قضایی: مهمترین قوه که وظیفه سختی در کنترل فساد دارد، و حتما باید به صورت مجزا عمل کند و بر تمام سطح ها حتی خودش نظارت داشته باشد، با هوشمندسازی هیچ جرم و فسادی از این قوه، یک ثانیه هم پنهان نمیماند.
شورای نگهبان: مسئولیت آنها افزایش بیابد، و برای صلاحیت تک تک مدیران در تمام سطح ها نظارت کنند، که با هوشمندسازی، این امر سریع تر از آنچه تصور میشود است، چون هر لحظه اطلاعات جدید همه ثبت میشود.
مجلس خبرگان: این مجلس بهتر است از هر استان دو نفر انتخاب شود، و علاوه بر وظیفه اصلی، یک وظیفه جدید که نظارت بر اسلامی بودن مدیریتها در استانشان باشند.
و مابقی تغییری لازم ندارند.
سطح دوازده > رهبر
واجب ترین سطح در یک کشور است، این سطح جدا از رهبر یک ملت بودن، رهبر قلب ها هم باید باشد، چرا که ایشان نماینده یک ملت در برابر دوستان و دشمنان هستند، و باید با شجاعت و تدبیر شایستگی خود را نشان دهند، اگر یک رهبر اقتدار خود میان اطرافیان را از دست دهد، اطرافیان باعث میشوند تا محبوبیت ایشان کم شود.
همه سطوح مدیریتی بالا، با هوشمندسازی مدنظر، کم هزینه ترین دولت با مدیریت فوق العاده را ایجاد میکند.
با این سلسله مراتب در سطح دو و سه، مدیران نامبرده بهتر است از بازنشستگان باشند، چون هم تجربه مدیریت دارند، هم دچار افسردگی بازنشستگی نمیشوند و هم حقوق اضافی نمیخواهد، چون سرگرمی برای آنها مهمتر است، یا از روحانیون استفاده شود
در نتیجه همگی به استاندار منتخب مردم پاسخگو هستند تا مردم به زندگی آسوده تری دست یابند، هرچه مدیران در سطح های پایین بیشتر باشند رسیدگی به مشکلات بهتر و آسوده تر انجام و فساد کم میشود.
با این شیوه دیگر شاهد فرار مسئولان از مسئولیت نیستیم چون به سرعت عزل میشوند و سودجویان به مقاصد خود نمیرسند.
چهار روش را میتوان برای انتخاب مدیران پیش گرفت.
اول و بهترین این است که یک انتخابات برای تایین استاندار انجام شود که او در این منصب مانند یک رییس جمهور در استان خود است و او خود مدیران سطح پایین تر را به صورت بومی تایین میکند.
چون انتخابات شورای شهر و روستا پر از تقلب و فساد است و نتیجه را پول و قومیت تایین میکند.
دوم افراد گروه ها سرپرست خود را انتخاب و بعد سرپرستها، سرپرست کل را، سرپرست کلها، شورایار را، شورایارها، شورا را، شوراها، شهردار را، شهردارها، فرماندار و شورای عالی را، و این دو استاندار را تایین کنند.
سوم برای هرکدام انتخابات جداگانه برگزار شود.
چهارم انتخابات شوراهای شهر به این صورت برگزار شود که هر منطقه صد هزار نفره یک عضو شورا را انتخاب کنند و فرد انتخاب شده، تشکیل کابینه ای از شورایار را به تعداد لازم بدهد و حقوق آنها بر اساس مقداری تایین شده بین همه تقسیم شود، هرچه تعداد بیشتر حقوق هم قاعدتا کم میشود، اینگونه رسیدگی شوراهای شهر به مردم با منطقه بندی که کوچکتر و بهتر از سیستم کنونی است، باعث خدمات دهی بهتر و صرفه جویی در مخارج بیهوده میشود. این شوراهای شهر و روستای انتخاب شده فردی را در جلسه بین خود تایین میکنند که حاکم بر آنها باشد و این حاکم میتواند همان فرماندار نامیده شود و به رییس جمهور استانی که در ادامه توضیح داده میشود باید عملکرد خود را گزارش دهد.
در سطح بالاتر یعنی ریاست جمهوری بهترین شیوه انتخاب این فرد میتواند این باشد که مردم هر استان هر چهار سال با رأی گیری استاندار را تایین کنند که مانند یک حاکم مطلق بر تمام مردم باشد که میتوان او را رییس جمهور استانی نامید و بتواند در همه امور دخالت کند، بعد از انتصاب استاندارها، آنها در جلساتی یک فرد شایسته از بین نامزدهای ریاست جمهوری انتخاب کنند تا متناسب با اولویت موردنیاز جامعه تشکیل کابینه دهد، در این روش دیگر محبوبیت فرد یا منافع گروه خاصی در رأی گیری آنچنان موثر نمیشود که بعدها بتوانند به جمهوری اسلامی اتهام تقلب و دیکتاتوری بزنند، این روش کاملا شبیه روش انتخاب رهبر در ایران است.
در بحث انتخاب رهبر چون در این زمینه باید فردی شجاع، مدیر و مدبر، برای سالهای زیادی انتخاب شود تا سپر بلای مردم و ناظر بر اعمال مدیران ارشد و سرلشکرهای کشور باشد، بهتر است مجلس خبرگان قوی و فعال تر وجود داشته باشد که از هر استان بدون لحاظ جمعیت دو نماینده بومی توسط مردم انتخاب شود، تا در صورت لزوم انتخاب رهبر در سه مرحله که با حضور مردم، تمام مراجع تقلید استانها، امام جمعه ها، استادان ارشد از جمله رشته های فقه، حقوق و علوم سیاسی، سرلشکرها، استانداران و مجلس خبرگان وجود داشته باشد انجام شود.
به این صورت که اول همه گروه های نامبرده بجز مردم و مجلس خبرگان، افرادی نامحدود که میان مردم تمام شهرها بدون استثناء، آنها را پیدا و گزینش میکنند و منتخبان خود را به مجلس خبرگان معرفی و دوم مجلس خبرگان هم یکی را که معیارهای لازم برای رهبر شدن را دارد، گزینه مناسب برای رهبری معرفی میکنند و سوم مردم با دادن رأی آری یا نه میزان مشروعیت فرد منتخب را تعیین میکنند، این روش میتواند ضریب اعتماد مردم را به رهبر افزایش دهد و دیگر چندسال بعد فردی پیدا نشود که به سبب انزوا حزبش در جامعه، انتخاب رهبر را زیر سوال ببرد.
هوشمند سازی شهرها و روستاها
بهترین کمک برای نظارت بر عملکرد گروه بندی جامعه، هوشمندسازی است و با وارد کردن یارانه ها به جای حساب سرپرست به حساب هوشمند ایجاد شده هر شخص وارد شود تا تحت نظر شورای منطقه باشد تا حق کسی خورده و اسراف نشود، اینگونه هم فرد میتواند سبد خوراک روزانه دریافت و مبلغی برای خرج داشته باشد که برای هیچکس جز خودش نمیتواند خرج کند، این روش در مدتی کوتاه که راه اندازی شود شرایط رایگان شدن همه چیز را فراهم میکند، فقط باید هر فرد وظیفه روزانه خود را انجام دهد که در سیستم ثبت میشود، شروع به هوشمندسازی شهرها و روستاها با اپلیکیشن مخصوص هر شهر و روستا که در آن هر فرد حساب مخصوص به همراه یک کارت فیزیکی برای کارتخوان ها دارد، که به حساب مجازی او متصل است و میتواند خریدها را متناسب با شارژی که کرده است، با امنیت تدبیر شده انجام دهد، شهر هوشمند به این معنا نیست که همه کارها را ربات ها و کامپیوترها انجام میدهند، بلکه فقط کارهای آزار دهنده و سخت به آنها واگذار میشود، نه کارهای ساده، چرا که مشاغل تنها امید ادامه زندگی انسان ها در کره زمین است.
در هر اپلیکیشن قابلیتهایی متناسب با شرایط اقلیمی، فرهنگ و تجارت آن شهر یا روستا طراحی شود، اما به عنوان نمونه قابلیت های مشترک که در همه جا قابل اجرا هست، نام برده میشود، هرکدام از این قابلیت ها مدیر و کارکنان مخصوص خود را دارد، اگر مثلا این چند نمونه مثال زده شده در یک شهر صد هزار نفری کامل اجرا شود میتواند در بدترین حالت پنج هزار شغل با حداقل حقوق راه اندازی کند، و در نهایت اوج بازدهی مفید خود، پنجاه درصد شهروندان را دارای شغل های ثابت و پاره وقت کند. برای نمونه:
بانکها: میتوانند در خانه نوبت بگیرند و یا اگر نیاز به حضور نباشد از همان خانه خدمات را دریافت کنند.
ادارات: برخی از خدمات نیاز به حضور فرد نیست و بسیاری از مدارک میشود در خانه با قابلیت های اپلیکیشن امضاء ارسال گردد.
فروشگاهها: خرید های مورد نیاز از هر فروشنده خوراکی و غیرخوراکی همه از خانه انجام و موجودی آنلاین آن فروشگاه نمایش داده میشود.
شرکتها: میتوان از خانه درخواست خدمات ارائه کننده را دریافت و نیازی و تلفنی یا مراجعه نیست.
درمانگاهها و بیمارستانها: میتوان اول مشاوره گرفت و در صورت نیاز مراجعه و نوبت آنلاین گرفت و پرونده پزشکی آنلاین پیگیری میشود.
پیک ها: با راه اندازی اپلیکیشن افراد بسیاری میتواند وارد این حرفه شود و سفارشات را به مقصد برسانند، با مکان نمایی لحظهای کالا تا خیال گیرنده راحت باشد.
تاکسیها: دیگر لازم به پیدا کردن شماره تلفن و منتظر پاسخی که ماشین هست یا نه، نیست، درخواست کنید تا سر وقت حاضر شود.
اتوبوسها و ون ها: اطلاع دقیق از ورود آنها به ایستگاه نزدیک شما و مکان نمایی آنلاین آنها و همچنین تنظیم زنگ هشدار برای با خبری از رسیدن آنها سر موقعی که لازم دارید.
دوربینها: دسترسی به تمام دوربین های نصب و متصل شده به اپلیکیشن برای تماشا یا اطلاع از ترافیک و شرکت در جلسات آنلاین داشته باشید.
ارتباطات مردمی: درخواستها و شکایات به صورت مشترک برای تمام مسئولان شهر فرستاده میشود و دیگر مسئولی نمیتواند پیام را نادیده بگیرد و شکایات را پنهان کند.
آموزش: پخش زنده و ضبط شده کلاس ها و در اپلیکیشن برای تمام رشتهها و مقاطع و حتی آموزش های متفرقه و سمینارهایی که در شهر برگزار میشود.
مکان نما: می توانید از مکان تمام اموال خود مانند ماشین، موتور، گوشی و غیره، و اموال دولت از کوچک تا بزرگ مثل: سطل و ماشین زباله، اتوبوس و غیره باخبر شوید.
انتشارات و کتابخانه: خواندن یا خرید و فروش یا سفارش کتاب و مقاله به صورت آنلاین و ارسال مقاله و کتاب برای داوران برای تایید و چاپ، با امنیت کامل و به نام زدن تک تک جملات تا سرقت ادبی صورت نگیرد.
رسانه: میتوانید فیلمهای مختلف که در محل سکونت ساخته و پخش میشود را تماشا و بارگذاری کنید و بارگذاری فیلم های روز سینما در آن انجام شود و اخبار لحظه ای محل سکونت و مهم را دنبال کرد.
فرهنگسرا: شرکت در جلسات و دریافت و اطلاع از برنامه های فرهنگی و غیره
سرمایهگذاری: برگزاری طرح برای سرمایهگذاری و هر کس با مبلغی که دوست دارد میتواند سهمی در سود برای خود داشته باشد.
بازرسی: ارسال شکایت و هر درخواست درباره مسائل مختلف به بازرس برای پیگیری فوری
پیامرسان: ارسال و دریافت پیام به اهالی شهر و روستای خود و ایجاد گروه های خانوادگی و محلی در آن
انتخابات: نامزدها هر محل در اپلیکیشن برنامه های خود را قرار میدهند تا دیگر شاهد رشوه گیری مردم از کاندیدها برای رای دادن نبود و گروه ها، شوراها و احزاب با نامهای مختلف، انتخابات را تبدیل به انتصابات نکنند.
استشهاد محلی: هر زمان که لازم به جمع آوری امضا برای شخص یا اجرای برنامه دولتی درخواست میشود و همهپرسی لازم است استشهاد انجام میشود.
کاریاب: افراد با جستجو در این قسمت از کارهای پاره وقت و استخدام های دائمی موجود در شهر و دستمزد باخبر میشوند و میتوانند آن را برعهده بگیرند.
خیریه: دریافت تمام کمک ها برای نیازمندان توسط شورا و پخش آن بین افراد شناسایی شده انجام شود.
حمل و نقل باری: با پوشش انواع حمل و نقل وانت، موتور، تاکسی، ماشین سنگین و غیره به همراه ضمانت سلامت بار و مکان نمایی لحظهای میشود.
پرداخت ها: مالیات، قبوض آب برق گاز، جریمه، شارژ حساب ساختمان و اینترنت و تمام درگاه های موجود در محل سکونت از شرکتها تا مجتمع ها
کنترل خانه: قفل کردن درب ها، دسترسی به آیفون، قطع و وصل برق، تنظیم نور، کنترل وسایل برقی و اطلاع از سلامت آنها، فضای خانه و هر چیز ممکن دیگر در خانه
کنترل خیابان: مدیر ها می توانند برای صرفه جویی در استفاده از تجهیزات پرمصرف، در صورت لزوم برق آنها را قطع و وصل یا تنظیم کنند و چراغ ها را کنترل تا همه چراغ های خیابان هوشمند شوند.
مسکن: خریداران و مستاجران میتوانند از قیمتهای هر منطقه با خبر و به سرعت با بنگاه ارائه دهنده قرارداد ببندند بدون هیچ واسطه و کمیسیون زیاد
گروههای مختلف: گروه بندی مردم بنا به علاقه و تخصص خودشان در گروههای جهادی، افتخاری، دوستی و هر گروهی که ممکن است به بهبود منطقه کمک کند.
مزایده و مناقصه: برگزاری آنلاین مزایده یا مناقصه و توانایی شرکت همه مردم بومی و حتی برنده شدن به صورت ترکیبی بومی ها
وضعیت اقتصادی: نمایش آنلاین وضعیت اقتصاد شهر و روستا که چقدر بدهکار، درآمد، هزینه ها و موجودی انواع کالا به صورت آنلاین
فروشگاه شخصی: مردم میتوانند صنایع و خدمات خود را در اپلیکیشن ارائه و بفروشند حتی تولیدی خود در خانه
استعدادیاب: برگزاری هفتگی مسابقات استعدادیابی برای شناسایی افراد خاص به خصوص کودکان و معرفی آنها به متخصصان
ورزشی: اطلاعرسانی از زمان مسابقات اطلاعات تیم ها پخش آنلاین و ضبط شده همه مسابقات و غیره
مسابقات محلی: برگزاری هفتگی مسابقات محلی در هر شهر و روستا به صورت آنلاین و حضوری برای سن های مختلف و تنوع مختلف
تفریحی و گردشگری: اطلاع از مکان های تفریحی شهر ها و اعلام جمعیت حاضر در آن لحظه در آن منطقه و پیشنهادهایی برای رفتن
خدمات اضطراری درخواست خدمات اورژانس آتشنشانی پلیس و غیره با پاسخگویی فوری و سریع در همان محل
قبرستان: اطلاع از فوت شدگان روز و مکان دفن همه
مراسمات: اطلاع از زمان و مکان مراسم های جشن، ختم، قرآن، ورزشی و غیره
مشاوره: گرفتن انواع مشاوره های لازم در هر زمینه که درخواست دارید.
قیمت آنلاین: همه اجناس لحظه ای قیمتشان نمایش داده میشود تا فروشندگان گرانفروشی نکنند.
ثبت سفارشات: به صورت خودکار می توانید هر ماه یا هر روز سفارشات خاص را ذخیره تا فروشنده با اطلاع قبلی آن را سر موقع ارسال کند.
قرعه کشب و مسابقه: برگزاری بخت آزمایی ماهانه برای مشخص کردن برنده های خوش شانس و استفاده قرض الحسنه ای از مبالغ جمع شده و آن به بعضی از افراد که لازم دارند
اطلاع رسانی فوری: از وقوع اتفاق های خطرناک یا قطعی آب برق گاز با خبر شوید و تدبیری بیندیشید.
و بسیاری دیگر قابلیت که میتواند شادی، امنیت، امید و … به مردم بدهد.
هوشمندسازی شهرها زمانی جواب میدهد که به شبکه های جهانی و حتی شهری به شهر دیگر در داخل کشور متصل نشود، تا از خطر نفوذ بیشتر در امان باشد.
اهداف طرح(خرد و کلان):
هدف اصلی طرح همانند عنوان آن است تا یک ساماندهی و نظم در امور مجازی و واقعی صورت بگیرد.
این طرح باعث قطع زنجیره کرونا
باعث رسیدگی سریع به همه مردم
تقویت اقتصاد و افزایش صادرات
کارآفرینی برای یک درصد جمعیت کشور در ابتدا
افزایش درآمد دولت
مدیریت بهتر شهرها و روستاها
ایجاد منبع جدید برای تامین یارانه های عمومی
افزایش امنیت، رفاه، امید به زندگی، بهداشت، مشروعیت و اقتدار دولت
کنترل لحظه ای و جلوگیری از وقوع فسادهای کوچک و بزرگ
رسیدن به مشارکت ۹۰ درصدی مردم در انتخابات
جلوگیری از تاثیر قیمت ارز و دلالها بر قیمت کالاها
در درازمدت باعث اشتغال تمام افراد کشور که خواهان شغل هستند
کنترل تمام کسب و کارهای کوچک و بزرگ
ایجاد سیستم گزینش شغلی و تحصیلی بسیار بی نقص و عادلانه
ارتباطات مردمی راحت تر و پاسخگو
آسانتر شدن کار بازرسان
دریافت خدمات اداری و بانکی از خانه
انجام انواع خریدها از خانه با قابلیت ثبت سفارش ثابت
منبع قابل اتکا در مواقع لازم
ارائه انواع خدمات حمل و نقل مسافر یا کالا 3
رفع مشکلات اضطراری افراد که کمکهای مختلف نیاز دارند
مطمئن شدن به اینکه یارانه به صورت موثر توسط خود فرد گیرنده استفاده میشود
بالا بردن کیفیت زندگی روستایی
داشتن برنامه برای همه سنین و جنسیتها
حضور موثر زنان خانه دار در رشد اقتصادی
ردیابی تمام کالاها و ایجاد ثبات در قیمتها
برگزاری انتخاباتها بدون مشکل، سریع و بدون شکایت عمومی
سلامت تمام مردم کنترل و رسیدگی فوری به بیماران
بالابردن کیفیت آموزش و برگزاری کلاسها به صورت آنلاین و آفلاین
مکان نمایی اموال عمومی و خصوصی
ارائه خدمات کتابخانه و فرهنگسرا مجازی و واقعی
ارائه خدمات رسانه ای و شبکه ای
شرایط شرکت آسان مردم در سرمایه گذاریها، مزایده و مناقصه ها
خدمات کاریابی و مسکن یابی
ارائه خدمات خیریه ای و قرض الحسنه
ارائه خدمات پرداخت مالیات و قبوض مخصوص شخص
زمینه ایجاد تیمهای لازم در مواقع و شرایط خاص
استعدادیابی و تسهیلات لازم برای آن
ایجاد زمینه تجارت شخصی برای هر فرد
برگزاری مسابقات مختلف شبکه ای
جستجوگر جامع در پیدا کردن اطلاعات لازم
ارائه خدمات مشاوره ای مختلف
توسعه کشاورزی و کیفیت محصولات
آگاهی از سرمایه ها و تخصیص مالیات دقیق
زمینه برگزاری و هماهنگی آزمونهای مختلف کشور
اتحاد تمام سازمانها و ارگانها کشور
تقویت سامانه ها و سایتهای داخلی
تسهیل ازدواج
حقوق تمام وابستگان دولت میتوان با درآمدش داد
تسهیل امور پژوهشی برای پژوهشگران
استهلاک اموال و اماکن دولتی و خصوصی کم میشود
مانع خروج ارز اضافی از کشور میشود
رضایتمندی کارفرما از کارگزاران را مشخص میکند تا راحت تر درخصوص ادامه یا عزل تصمیم گرفته شود.
به افزایش تولید و صادرات بیشتر کمک میکند.
کاهش آمار طلاق و اختلافات دیگر
با خبر شدن از لیاقت مدیران
همه بخصوص بازنشستگان افسرده نمیشوند.
ورود دیگر کشورها به برنامه
ارز آوری
مشخص شدن سوابق همه در اولین برخورد
کنترل و اقتدار دولت افزایش
حق کسی پایمال نمیشود و مطالبات سریع میشود.
فروش مستقیم محصولات به مردم دیگر کشورها بدون واسطه
تایین آنلاین میزان تولید ضروری
سوابق ریز و درشت افراد ثبت میشود و قانون میفهمد که چه کسی دروغگو است و چطور با آنها برخورد شود
کنترل سرمایه و گرفتن مالیات
امنیت سایبری و امنیت سایتها و استعلام فوری صحت توسط پلیس فتا
ثبت سریع جملات و پژوهش های جدید، با چاپ رایگان
کنترل تکراری شدن سایتها
یکی کردن دروازه بانکها در ارائه خدمات و واحد پولی
کنترل رخنه و خرابکاری تروریست ها در کشور
احتمال حمله تروریستی یا مرزی را کاهش میدهد
ساخت فضای کار خاص برای گزینش، تا استخدامها شایسته سالاری شود
رفع مشکل گزینشها در ضعف نفس و معلومات گزینشگرها
حل سریع مشکلاتی که منجر به اعتصاب ها و اعتراضات شده است.
شعبه های اصلی بسیاری از برندها، مستقیم وارد عمل میشوند، و نیاز به شعبه اضافی نیست، که باعث بالا رفتن کیفیت محصولات، صرفه جویی و اطمینان خاطر مدیران میشود.
اعلام سالگردهای مهم شخصی و اطرافیان، مانند تولد
مشارکت دادن مردم در تولید برق، با امکانات خاص
بخش بندی علت پرداخت مالیات، برای رضایت افراد به دادن مالیات
باخبر شدن از اتفاقات، حتی جزئی، و رفع سریع آن
ردیابی حیوانات وحشی و حفاظت از محیط زیست
کمک به بهبود زندگی عشایر و دامداران
ایجاد امنیت نقطه به نقطه کشور، حتی در بیابان
قرارداد بستن با شرکتهای خارجی لازم، برای تبادل علم و فناوری
بهبود ترافیک و سرعت حمل و نقل
کم کردن آلودگی هوا و شهرها
کنترل مصرف آب و ترویج آبخیزداری
قابلیت پنهان کردن، موارد دست و پا گیر
قابلیت محدویت استفاده از اینترنت برای جلوگیری از خرج اضافه
کنترل و جابجایی وسایل از راه دور
ایجاد و افزایش خط تولید فناوری های روز مختلف، به خصوص گوشی و ماشین هوشمند
زمینه ساز تولید انواع محصولات کشاورزی و صنعتی جهان
پاداش گذاری عمومی برای انجام کارهای مثبت در جامعه، به خصوص پلیس
پر شدن موارد فرمها به صورت خودکار، بر اساس اطلاعاتی که خود اشخاص وارد کرده اند
ایجاد سازمان ملل جدید که کشورها حق برابر و تاثیر صد درصدی عادلانه بر جهان دارد
......
که مطمئنا میتواند مزایای بیشتری داشته باشد.
سوالات مهم طرح
ضرورت اجرای طرح:
با توجه به مشکلات مردم، به خصوص در کار و معیشت، این بهترین راه برای یک دولت است تا در کوتاه مدت به نتیجه ای عالی برسد، و مردم را از امکانات روز برخوردار کند.
کنترل دولت بر امور شدیدا بهبود، فساد به صفر میرسد، مشروعیت بالا میرود و غیره
فرضیه طرح:
این طرح را آنگونه که در نظر گرفته شده است، با سیاست پیاده شود، تمام ابعاد زندگی افراد را در نظر میگیرد و برای اکثر مشکلات راه حل است.
مراحل انجام طرح:
سه ماه زمان تا نرم افزاری که 50 درصد طرح تشکیل میدهد ساخته شود، که حداقل 200 بخش دارد.
تمام شرکتهای خدماتی حاضر، بانکها، دولت الکترونیک، برنامه ها را با همان مدیریت خود وارد میکنند.
بعد از ساخت نمونه اولیه، به استخدام و آموزش نیروهای لازم برای مدیریت بخش های جدید پرداخته میشود.
بررسی شرایط اقلیمی، فرهنگی و زیرساختی محلهای اجرا طرح، برای ارائه بهتر خدمات که از روستاها شروع میشود.
نیروهای استخدامی شروع به ثبت اطلاعات در سیستم میکنند. مانند: ثبت فروشگاه ها، شرکتها، ادارات، بانکها، سازمانها، مشاغل آزاد و غیره
ساماندهی و اتصال اطلاعات به سِروِر دولت
شروع خدمات رسانی که در بخش خدمات تعدادی از آن ذکر شده است.
سابقه اجرائي يا طرحهای مشابه در ايران يا خارج از كشور با ذكر ماخذ:
دقیقا شبیه این وجود ندارد، اما در زمینه هوشمندسازی از شرکتهای از قبل تاسیس شده حتما استفاده میشود و قرار نیست رقیب شرکتهای ایرانی باشد، و از صفر شروع کرد، این طرح مقداری از خدمات شرکتهای اروپایی را هم در نظر اجرا دارد، آنقدر خدماتش زیاد است که بسیاری تاکنون هیچ نقطه دنیا اجرا نشده است.
چگونه یافته های پژوهش این طرح اهداف دولت و کشور را در حوزههاي ارتقاي پژوهش، تجاريسازي، مزاياي اجتماعي، اقتصادي و زیست محیطی تسريع ميكند ؟
همه موارد سوال بالا در طرح مد نظر است، چون مدیریت کشور به گونه ای میشود، که میتوان از توان صد درصدی کشور با سرعت بالا بهره برد، بدون اینکه زندگی رباتی و بدون روح شود، چون هوشمندسازی هم نشود باز هم با همین امکانات با سیستم جدید میشود به مزایا بالا رسید.
اجرای این طرح چه مزاياي ديگري ممكن است براي کشور ایجاد کند؟ مانند تقویت کشور در دیپلماسی فناوری بينالمللي، جذب پرسنل متخصص، تشویق به سرمايهگذاريهاي جديد، تولید فناوریهای دانش بنیان و …
من در چشم انداز طرح، در مرحله دوم، ورود به عرصه بین الملل و فرای دنیا در نظر دارم، که صد درصد به دیپلماسی فناوری بينالمللي، جذب پرسنل متخصص، تشویق به سرمايهگذاريهاي جديد، تولید فناوریهای دانش بنیان، ارسال ماهواره به مدار، خودکفایی در تمام زمینه ها، ساخت تکنولوژی های جدید در ایران و غیره میرسیم
در صورت عدم تامین مالی و اجرا نشدن اهداف طرح چه آسیبهایی در ابعاد علمی و فناوری متوجه کشور خواهد شد؟
این طرح بودجه خاصی نمیخواهد و فقط مجوز حکومتی لازم دارد تا اجرا شود.
اگر اجرا نشود، این عقب ماندگی در زمینه های مختلف در ایران تداوم میابد و شاهد ادامه خروج نخبگان میباشیم و همینطور باید تکنولوژی های منقضی شده، که ده سال قبل اختراع شده را از کشورهای پیشرفته بخریم و فکر کنیم هنر کردیم، تا روزگار بگذرد.
آيا يك گروه برجسته مركب از محققان دانشگاهي، صنعت و دولت برروي اين طرح كار خواهند كرد؟ و چرا اين افراد بهترين افراد دارای صلاحيت برای اجرای این طرح میباشند؟ چه دلايلي وجود دارد كه باور دارید اين گروه براي اين طرح ميتواند حمايت دولت را براي پشتيبانيکسب نماید؟
نه.
آیا شركاي بينالمللي در اجرای طرح در نظر گرفته شده است؟ چه كساني هستند و چه نقشي در مديريت و اجرای طرح دارند؟
نه.
اجرای این طرح منجر به بازگشت ایرانیان متخصص خارج از کشور خواهد شد؟
بله.
امکان جذب تحصيلكردههاي خارجي تا چه حد وجود دارد؟
بله.
آثار انجام طرح بر سه رکن اشتغال،رفع فقر و عدالت در کشور چیست؟
حداقل یک میلیون کارآفرینی دارد، با سیستم درآمدی مدنظر فقر برطرف میشود و به راحتی میتوان عدالت را در نقطه به نقطه، فرد به فرد در کشور به سرعت و راحتی اجرا کرد.
چون سیستم مدیریتی فشرده است و هوشمندسازی جامعی صورت میگیرد.
این طرح کدامیک از بندهای سیاستهای اقتصاد مقاومتی را در بر میگیرد؟
بی شک تمام بندها را میتواند در بر بگیرد.
نقش اجرای طرح در تحقق اقتصاد دانش بنیان بر مبنای محورهای آن چیست؟
این طرح جامع است و صد درصد به توسعه و افزایش شرکتهای دانش بنیان کمک میکند.
در صورت تولید محصول، بازار محصول مورد نظر در کشور در 5 سال، 10 سال و آینده 30 سال بعد کشور چگونه خواهد بود؟
فقط خداوند از آینده بشر که قابل پیشبینی نیست، با خبر هستند، اما در چشم انداز طرح در ۵ سال آینده طرح به عرصه بین المللی و خودکفایی کامل ایران میرسد و در ۱۰ سال آینده ایران به یکی از ده اقتصاد برتر دنیا تبدیل و در اکتشافات فضایی و ارسال ماهواره به مدار با دیگران رقابت میکند، و در ۳۰ سال آینده میتوان به دنیایی فوق تصور ذهن کنونی بشر دست یافت که مردم یک زندگی رویایی را تجربه میکنند.
آینده نگاری فناوری و وضعیت تولید محصول چگونه است؟
آینده فناوری فرای تصور بشر است، و این طرح بی پایان است و همیشه میتوان به آن افزود، این شروعی برای ساخت دنیایی مجازی در دنیای واقعی است.
مدل توسعه صنعتی محصول مورد نظر چگونه است؟
این طرح در قالب آزمایشگاهی که اصلا قابل اجرا نیست
در پایلوت میتواند جواب کمی بدهد
صنعتی میتواند زمینه خوبی در ابتدا برای آن باشد
این طرح فرا صنعتی است و حتی در سطح سازمانهای جهانی هم قابل اجرا است، که در چشم انداز طرح یکی از اهداف است.
با اجرای این طرح چه میزان صرفه جویی ارزی برای کشور ایجاد میشود؟
این طرح صادرات افزایش میدهد و به مرور که به خودکفایی برسیم، و از واردات بی نیاز شویم، عمدتا ارزآوری داریم.
برنامه پیشنهادی برای تدوین چهار پیوست فرهنگی- اجتماعی، اقتصادی، محیط زیستی و پدافند غیرعامل طرح مذکور چیست؟
پیوست فرهنگی اجتماعی که صددرصد دارد، اقتصاد را کاملا هدفمند و سودده میکند، محیط زیست را پوشش می دهد، در زمینه پدافند غیر عامل در زمان جنگ نمیشود پیش بینی کرد اما در زمینه بلایای طبیعی میتوان سریع به تک تک افراد آن منطقه اطلاع رسانی کرد تا تدابیر لازم را دنبال کنند.
با اجرای این طرح دستیابی به چه فناوریهایی را برای کشور متصور هستید؟
تمام فناوری ها
سیاستگذاری و نکات
فاز مطالعاتی: این طرح سیاسی است و برای اجرا در کل کشور نوشته شده است و پیشنهاد تغییراتی در نظام مدیریتی کشور میدهد تا با این شیوه مدیریتی جدید شاهد بهبود شدید اقتصاد و کارآفرینی کشور میتوان شد، یک اصل مهم در سرعت و تداوم طرح هوشمندسازی کشور است، این طرح در زمینه هوشمندسازی میخواهد که این سیستم های خدماتی کنونی، شدیدا توسعه یابد و خدماتی جدید هم به آن اضافه شود و در قالب یک مخلوطی از شبکه اجتماعی و مروگر کاملا ایرانی به هموطنان عرضه گردد تا از محصولات بیگانه استفاده نکنند.
آنالیز بازار : این طرح باعث بهبود بازارهای داخلی و ارزآوری میشود و مانع ایجاد یا ورشکستگی هیچ کسب و کاری نمیشود و سود بالایی برای دولت دارد.
رقبا: رقابت جدیدی با هیچ شرکت داخلی ایجاد نمی کند، اما برای شرکتهای کشورهای خاورمیانه و جهان میتواند باشد.
بررسی الزامات: این طرح در زمینه مدیریت نیاز به تغییراتی در قانون اساسی و سیستم کشور دارد و در زمینه هوشمندسازی تمام زیرساختهای لازم برای اجرا را در کشور دارد، و فقط تغییراتی در نحوه محاسبه هزینه استفاده از خدمات و اضافه شدن پهنای باند برای پاسخگویی به کل جمعیت ایران و حتی کشورهای همسایه را داشته باشد.
استانداردهای محصول: محصول این طرح تمام استاندارد های اسلامی و فرهنگ ایرانی را دارد.
تهیه مشخصات فنی: چون طرح مربوط به زندگی همه مردم کشور و قانون اساسی میشود، این مشخصات را باید دولت تایین کند.
محاسبات: این طرح سختگیرانه ترین و بدبینانه ترین حالت روزانه یک هزار میلیارد ریال درآمد از طریق اینترنت دارد، و با اضافه شدن تعداد کاربران شدیدا افزایش میابد، و در همان ماه ابتدایی اجرا بازگشت سرمایه دارد، علاوه بر آن حقوق چند میلیون پرسنل خود را میدهد و سود هم دارد. در همان ماه اول
شبیه سازی: این طرح خودش نرم افزار است و نیاز به اعمال چندین علم از رشته های مختلف دارد و شبیه سازی کردن آن با ساختش فرقی ندارد.
بررسی امکانپذیری فنی: کاملا امکان پذیر است، چرا که اکنون در اروپا وارد نسل ششم ارتباطات شده اند و ایران هنوز نسل چهار را هم اعمال نکرده است، این طرح جهشی برای ایران در این زمینه است، که با چشم اندازی ۸ ساله از اروپا هم جلو بزند، و به توسعه و پیشرفت سرعت بالایی ببخشد.
توسعهای: ( طراحی محصول برحسب مشخصات هدف، تدوین طرح تولید، تست و صحهگذاری براساس استانداردها )
طراحی محصول برحسب مشخصات هدف: هدف این طرح تمام مردم ایران، حتی جهان، با در نظرگیری تمام سلایق و سنین است، و خدمات لازم برای بهبود معیشت و سهولت زندگی ارائه میدهد، که لازمه آن برای جوابگویی صد درصدی با سرعت بالا، هوشمندسازی است.
تدوین طرح تولید: اجرای شیوه جدید مدیریت کشور و هوشمندسازی، باعث این میشود، که فساد از کوچک تا بزرگ شدیدا کنترل و دولت از احوال تک تک مردم حتی دانستن این که چه کسی گرسنه خوابیده با خبر شود. 2
صحه گذاری براساس استانداردها: چون تاکنون چنین طرحی تست نشده است، نمیتوان اثباتی آورد، اما با دقت به موارد ضعیف اجرا شده در کشور و جهان نشان میدهد که این روش طرفداران بسیار زیادی پیدا میکند، چون خدمات بسیار جامعی دارد و سیستم سختگیرانه تری برای مدیریت کشور ارائه میدهد که نتیجه فوق العاده مثبتی دارد.
این طرح برای کارآفرینی و حل ۷۰ درصد مشکلات عمومی مردم مطرح شده است. که در درازمدت به 99 درصد هم خواهد رسید.
برای اجرای بهتر دقیق تر آن نیاز به ساخت نرمافزار خاصی دارد، یعنی پنجاه درصد هوشمندسازی که رسیدن به همه اهداف طرح را بتواند محقق کند.
درآمد طرح با تکمیل شدن از درآمد نفتی کشور بسیار بیشتر است و علاوه برتامین بودجه خودش، میتوان حقوق تمام کارمندان دولت، هزینه اجرای پروژه ها و یارانه هم میتوان داد، یعنی منبعی برای بودجه بندی کشور شود.
این روش در کشورهای دیگر، توسط اشخاص مشهور، در شکل ضعیف تر، جواب لازم را داده است و استقبال جهان را برای گسترش آن شاهدیم.
کیفیت تمام خدمات بالا میرود و از بروز خطاها جلوگیری میکند تا سبب نارضایتی نشود
تمام زیرساختها و موارد لازم برای اجرای طرح در ایران وجود دارد و نیازی به وارد کردن از دیگر کشورها نیست
باعث وحدت تمام ارگانها و سازمانهای دولتی و خصوصی در خدمات رسانی و سرعت عمل میشود
به دولت در خصوص ثبات قیمت ها کمک میکند
زمینه استفاده از کارت ملی هوشمند را در سراسر نقاط کشور محقق میکند
درآمدش از ورود لحظه ای افراد برای استفاده از خدمات کسب میشود که با ضرب جمعیت حاضر در نرم افزار با تعرفه به دست می آید که از حساب مخصوصشان کم میشود.
هزینه متغییر و ثابت اینترنت باید جبران شود
هزینه نگهداری شبکه و خرید قطعات در قیمت اثر بالایی در گرانی دارد
این طرح موجب از بین رفتن هیچ شغلی نمیشود و برعکس باعث عدالت و رونق برای تمام کسب و کارها، حتی نقاط دورافتاده میشود.
زندگی روستایی در مقابل شهری برابر یا بهتر میکند.
زمینه ساز گروه بندی جوامع برای تقسیم صحیح و عادلانه میشود.
باعث از بین رفتن استرس تمام مشاغل میشود که نگران بیماری یا از دست دادن شغل هستند
طرح اینترنت ملی را خودبه خود بااین اجرا میشود.
از همکاری تمام افرادی که اکنون در زمینه اینترنت و فناوری اطلاعات فعالیت دارند حتما استفاده میشود
مدیران طرح اعضای شوراهای شهر و روستا هستند
این طرح به ایجاد قوانین و احکام شرعی جدید نیاز دارد تا در آینده مشکل پیش نیاید
امکان دارد که در زمان اجرای طرح جمعیت روستاها بیشتر شود
با عرضه آن به کشورهای دیگر میتوان درآمد را چندین برابر کرد.
این طرح قابلیتهای بیشتر از را هم میتواند داشته باشد که اکنون تا این حد درنظر گرفته شده است.
در سخت گیرانه ترین محاسبه درآمد با میانگین استفاده روزانه پنجاه میلیون نفر فقط در ایران به مبلغ بیست هزار ریال، چیزی حداقل حدود یک هزار میلیارد ریال روزانه درآمد دارد.
با حساب واقعی چندین برابر آمار بالا میشود این درآمد روزانه یک حداقل است.
سرورهای جدا برای استفاده یک روز در میان و برای اطلاعات مهم
شبکه آنلاین برای تمام نرم افزارها برای بدون نصب اجرا کردن
هیچوقت در مواقع انجام امور تا پایان بابت هزینه قطع نمیشود
سفارشات از هر نقطه ای که هستید انجام میشود
کم حجم است و اشغال فضا بعد از نصب کنترل میشود
این طرح فراتر از بحث فناوری است
ارائه خدمات با زبانهای مختلف برای ارز آوری
با اضافه شدن بخش رباتیک و سخت افزاری درآینده به طرح، به اثرگذاری صد درصد میرسد.
ایجاد نظم و حل شدن مشکلات کیفری
باید حتما ابتدا طرح رایگان باشد
جستجوی بی نقص کلمات خاص در مرورگر
قیمت سقف دار
همان مقدار دنبال کننده و پسندیدن، غیر واقعی موقت به کانال و صفحهها هر فرد فعال در شبکه های فعلی داده شود
تم خاص از همه شکل برای پیام رسان باید باشد یکی باشد
اضافه کردن بیمه عمر مخصوص به طرح
تولد های جمعی روزانه برای شادی افراد
استفاده از طنز در زمان انتخاب خدمات مثل جملات خنده دار و غیره
گذاشتن بازی قدیمی مثل میوه خورد کردن برای سرگرمی بیشتر
پیام رسانی و تماس همسریابی با ربات مخصوص برای کسانی که ازدواج نمیکنند تا ترغیب شوند و پوشش تماس و پیام های قبلی برای کم کردن خطا
برای بازی به مرورگر و فلش پلیر ویندوز دقت شود
پول خدمات پیک از فروشندگان گرفته میشود و استخدامهای خاص توسط فروشندگان صورت میگیرد
اضافه شدن روزانه دنبال کننده و پسندیدن به صفحه افراد موجب خوشحالی افراد میشود تا جذب طرح شوند
اضافه کردن بازی که بسیاری از کسبهای مجازی را در زندگی واقعی بتواند اعمال کند مثل تحصیلات و غیره
سرور اصلی اطلاعت مهم نباید در دسترس سیستمها باشد و سرور رابط این مهم را انجام میدهد
حفاظت فیزیکی سرورهای خاص
در زمان در افتادن با هکر، باید علاوه بر مواظبت از همه دروازه ها اصلی، مواظب دروازه های داخلی بود تا با آی پی آنها رخنه نکند، مانند مبارزه تن به تن که به همه جا امکان وارد شدن ضربه هست.
نباید برای بیرون انداختن هکر احساساتی شد و از روی عصبانیت اقدامی کرد، همیشه باید با تغییر دهنده آی پی مبارزه کرد
هیچ سیستمی امن نیست و با گذاشتن وقت هک میشود
هک شدن بیشتر برای آزار دولتها صورت میگیرد و فقط یک جاسوس به صورت شنود اطلاعات میپردازد
در صادرات کالا به دیگر کشورها، هردو طرف قرارداد معتبر در قبال دریافت برابر کالا یا طلا باشد بهتر است.
احتمال ترور راحت اشخاص به احتمال هک شدن اطلاعات خرید و برنامه زمانی آنها، که نظارت شدید لازم دارد.
برای امنیت از ترور از روش دو مرحله ای تحویل استفاده شود یکی بیاورد و به معتمد شخص مهم تحویل دهد.
برای جلوگیری از ترور، حتما باید هرگونه ارتباط فیزیکی با شخص را کنترل کرد.
پشت هر گونه حواسپرتی محافظان، نقشه یک حمله در حال اجرا است.
قطعا هرچیز تکراری علاقه انسان را از بین میبرد، طرح باید متنوع باشد.
احتمال شنود امواج، از طریق دیشهای جاسوسی به شکلهای کالای کاربردی وجود دارد.
نفرات خاصی برای آوردن اطلاعات جالب خارجی لازم است.
ایجاد سرگرمی، مثل بازی یا فیلم، در زمان انتظار در سایت لازم است.
ساعت خدمات رسانی همانند قوانین مقرر شده است، در صورت لزوم به دسترسی خارج از ساعت کاری، باید با مدیر هماهنگ شود.
محدودیت ساعت در مواردی نظیر استفاده کودکان، فروشگاه ها و غیره وجود دارد.
این طرح در مرحله بعد، مانند یک برادر یا خواهر همراه مجازی افراد است.
برنامه های شما را ثبت و اولویت بندی میکند و در زمان مقرر هشدار میدهد تا به سر کارتان بروید.
تماس با غایبان سه روزه در برنامه، برای جویای احوال شدن.
این طرح به مرور تبدیل به یک طرح پیچیده میشود که در آن هرکس جسم دوم به صورت مجازی دارد.
جسم دوم نیاز به سخت افزار های ارتباطی و ساخت زمینه کاملا شبیه به تمام نقاط زمین دارد.
جسم دوم میتواند تمام اموری را که اکنون انجام میدهیم بجز خوردن و غیره را انجام دهد.
.............
ملزومات طرح
الف- جمع آوری تمام مدیران اپلیکیشن های داخلی به خصوص پیام رسان ها، و بستن قرار داد برای استفاده از تجربه و امکانات آنها برای آموزش نیروهای جدید و اینکه کار از صفر شروع نشود، همه با همان درآمد پیشین به کار خود ادامه میدهند، این طرح تماما خصوصی اجرا میشود
ب- برای ساخت این طرح به همکاری تمام اپراتورهای اینترنت، برای استفاده از زیرساختهای اینترنتی که تا کنون جاگذاری کرده اند نیاز دارد، که اکنون کافی است و تغییر قرارداد نحوه محاسبه هزینه و خرید اشتراک اینترنت از اپراتورها به یکی روش های زیر:
روش سود آور: تعرفه از همان شارژ خریداری شده کم شود، به همان روش تعرفه آزاد عادلانه ترین مقدار که دولت تعیین میکند محاسبه میشود.
مثلا: اکنون با خرید گران ترین بسته یک ساله یا اشتراک مخابرات هر گیگ ۲۴۰۰ تومان محاسبه میشود، که صرف تعمیر زیرساخت داخلی و خارجی، حقوق کارکنان و سود میشود، با اجرا شدن این طرح به مقداری که استهلاک و کارکنان جدید اضافه میشود، که لازم نیست، اما برای سود بیشتر میتوان انجام داد.
روش یارانه ای: دولت میتواند برای تامین حقوق کارکنان این خدمات که به دو تا سه میلیون نفر رسمی میرسند، یارانه بدهد.
مثلا: الف- از یارانه افراد استفاده کننده از خدمات کم کند.
ب- برای استفاده از خدمات سبد کالا وضع کند، که چند گیگ اینترنت هم شامل شود، هرکس سبد کالای خود را با توجه یارانه تخصیصی ببندد.
روش مالیات: دولت برای تامین حقوق برای هر منطقه به اندازه استفاده مالیات وضع کند، که طرفدار نخواهد داشت.
روش پرداخت مستقیم استفاده کنندگان: که اصلا طرفدار پیدا نمیکند و مانند همین وضع موجود میماند.
پ- به استفاده از تخصص استادان و دانشجویان حوزه (IT) نیاز دارد، تا با علم خود شروع به نوشتن و ساخت طرح بر اساس قوانین و قابلیتهای طرح کنند.
ت- بودجه شروع فقط حقوق متخصصان است که بستگی به سرعت اجرا طرح و تعداد نیروی استخدامی دارد، که با راه اندازی طرح همه سریع جبران میشود، سه ماهه نتیجه اولیه و یکسال برای نتیجه نهایی زمان میخواهد.
نکته: زیرساخت فعلی مناسب است و هیچ زیرساخت جدیدی لازم نیست.
هزينه هاي پرسنلي اعم از مجري و همكاران: ندارد / هزينه مسافرتهاي ضروري ( اعم از هزينه بليط، اسكان، غذا، حمل و نقل، حق مأموريت و ...) : ندارد
هزينه دستگاهها، وسايل و مواد مورد نيازكه بايد از محل اعتبار پروژه خريداري شوند : مشخص نیست باید بحث شود، چراکه ممکن است شرکتهای خصوصی خود تجهیزات فراهم کنند.
آيا براي پيشبرد پروژه ، نياز به همكاري با مؤسسات ديگر مي باشد؟( به جزء سازمان مجري و كارفرما) بلی
تمام شرکتهای فعال در زمینه نرم افزار خدماتی در ایران / نوع همكاري: استفاده از تجهیزات و شراکت در تخصص آنها / هزينه مربوطه(ريال): ندارد
این همکاری ها همه برای ارتقاء سطح زندگی مردم است و توسعه کسب و کارهای داخلی است
هزينه هاي ديگر : ندارد / كل هزينه ها : مشخص نیست / فقط هزینه سخت افزاری نظیر خرید سرور پرقدرت است، که باید بعد از صحبت با شرکتهای مربوطه برای هوشمندسازی نتیجه گرفت. شاید اصلا تمام هزینه های اولیه را خود شرکت ها پرداخت کنند.
خدمات هوشمندسازی پیشنهادی لازم برای کشور
خدمات در نظر گرفته شده همان خدمات حاضر را هم شامل میشود که چندین مورد جدید هم اضافه شده است.
الف- خدمات حاضر یا در حال ساخت مانند:
۱-بانکها، ۲-ادارات، ۳-حمل و نقل، ۴-شبکه های اجتماعی، ۵-اینترنت اشیاء، ۶-پرداختها، ۷-ابزار مختلف، ۸-بازی آنلاین، ۹-کتاب، ۱۰-فروشگاه، ۱۱-شرکت، ۱۲-ارتباطات مردمی، ۱۳-اخبار، ۱۴-سینما، ۱۵-مشاوره مختلف، ۱۶-نقشه، ۱۷-آموزش های مختلف، ۱۸-آب و هوا، ۱۹-آشپزی و رستوران، ۲۰-خدمات تقلب هستند.
که اکثرا خدمات رسانی خوبی ندارند و طرفدارانشان به نسبت جمعیت کم هستند.
منظور از مختلف: تدریس، پژشکی، مالی، سفر، ورزشی و غیره است.
ب- خدمات جدید:
توسعه بسیاری از موارد بالا، با بهترین کیفیت و کاملترین خدمات، چرا که بسیاری خارجی و داخلی ها نیاز کاربران برطرف نمیکنند.
پیام رسان مناسب که تمام قابلیتهای اینستاگرام، تلگرام و واتس اپ داشته باشدساخته میشود.
درون پیام رسان، بخشی برای اتصال به وبسایت خدمات قرار داده میشود، که به تعداد خدمات دروازه ورود قرار داده میشود و با انتخاب آنها به بخش مورد نظر متصل میشوند.
اطلاعات همه چیز در هر لحظه برای گزارش به دولت کامل و به روز است، مانند: بیوگرافی، تحصیلات، سوابق مختلف، آدرس، کد پستی و غیره، و به روز رسانی به گونه ای انجام که نیاز به شروع از ابتدا و اسراف نباشد.
تبدیل تمام خدمات اداری و بانکی به غیرحضوری، چون برنامه دولت الکترونیک خیلی از خدمات ندارد.
قابلیت خدمات دهی غیر حضوری درمانگاه و بیمارستان، قبل از نیاز به حضور.
تمام شرکتها، فروشگاه ها، کتابخانه ها، آموزشگاه ها، فرهنگسراها، پایگاه های بسیج، خیریه ها، حمل و نقلها، بنگاه ها، ورزشگاه ها، قبرستانها، مساجد، تالارها، سالن اجتماعات و غیره، را دارای خدمات مجازی و استخدام نیروی لازم برای انجام امور فیزیکی انجام میشود، مانند: پیک، تاکسی، بازرس، استاد، متخصص و غیره.
اضافه کردن بخشهای: مرورگر ایرانی، استعداد یابی، ارتباطات مردمی با همه مدیران با پاسخگویی حتمی و علنی، دسترسی به دوربینهای لازم، استشهاد محلی برای تصمیم های مدیران شهری، گزینش، کنترل سلامت، انتخابات، کاریاب محلی، خیریه، اقتصاد مشارکتی، کنترل مصرف محله، مسکن یاب، گروه های جدید برای خدمات اجتماعی، مزایده و مناقصه محلی، انواع سرمایه گذاری، وضعیت اقتصادی محلی، فروشگاه شخصی، مسابقات محلی، تفریحی و گردشگری، خدمات اضطراری، مراسمات، انواع مشاوره مختلف، قیمت تایینی دولت روی کالا، ثبت سفارشهای دوره ای، قرعه کشی و مسابقه، مشروعیت مدیران، اطلاع رسانی فوری مانند قطع آب، برق و گاز، وضعیت آب و هوا، جویای حال روزانه مردم، تشکیل پرونده حقوقی، ارسال کالا بین شهری و بین المللی، گشت آنلاین در ایران، پیش خرید از تولید کننده، خدمات برای خارج از کشور، تجارت کوچک و بزرگ جهانی، ترجمه آنلاین همه زبانها، دفتر صوتی، درخواست جمع آوری پسماند خشک در قبال ژتون خرید، کنترل سرعت ماشینها، رسد خلافکارها و بسیاری دیگر برای استفاده عموم.
اضافه شدن بخش های لازم برای کارکنان خاص دولت مانند: پلیس، اطلاعات، بانکدار، بازرس، ماموران اداره ها و غیره، برای تایید هویت افراد و ثبت اطلاعات جدید محرمانه و عمومی برای همکاران یا مردم.
یکپارچه کردن تمام سازمانها، ارگانها، ادارات، بانکها، موسسات و غیره، با هم تا ارتباطات میان آنها در حل کردن مسائل سریع و همکاری پروژه ای انجام دهند.
گرفتن گزارش مالی و کارکرد لحظه ای برای جلوگیری از وقوع فساد توسط ارگان مربوطه و هر امور مورد لزوم که دولت باید از آن مطلع باشد.
بخش کمک به سالمندان، معلولین و غیره که توان استفاده از خدمات را ندارند، تا به وکالت از آنها با روشهای دیگر از خدمات استفاده کنند، مانند: اپراتور، ربات، فرمان صوتی و غیره.
ابلاغ و اجرای فوری فرمان توسط تمام مسئولان به مخاطبان مورد نظر، یا برعکس درخواست از مراتب بالاتر.
….
نکته: جزئیات تمام موارد بالا بسیار طولانی است و آورده نشده است.
نحوه احراز هویت:
افراد با کدملی و سیمکارت ثبت نام میکنند.
اتصال همه خدمات نامبرده در طرح به کارت ملی هوشمند
بعد از تکمیل مرحله دوم زمینه ارسال ماهواره به مدار، استفاده از ربات، سخت افزار و سایر تکنولوژی های روز فراهم میشود.
رمز ورود دریافت میکنند.
وارد پیام رسان میشوند.
تعیین روش امنیت ورود: پین، الگو، اثرانگشت، دریافت رمز موقت و غیره.
هر کدملی که دارای مسئولیت باشد، دسترسی مخصوص خود را دارد.
کاربران خارجی، با روش دیگری وارد میشوند و در خدمات محدود هستند.
خلاصه و نتیجه گیری
به طور خلاصه و مفید بخواهم شرح دهم، این طرح مد نظر من دارای اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت است، و هر مرحله مقدمه مرحله بعد است، در مرحله اول طرح قصد دارد، سیستم مدیریتی کشور (قوه مجریه) تغییر و هوشمندسازی بسیار ساده ای در کشور اجرا میشود، تا تک تک مردم از خدماتی که مستحق آن هستند توانایی بهره مندی داشته باشند، از تمام شرکتهای ایرانی فعال در این زمینه استفاده خواهد شد، بعد از ثبات مرحله اول که حداکثر یک سال بعد از اجرا به آن میرسیم، مرحله دوم توسعه طرح است، که در میان مدت عقب ماندگی در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، علمی، فناوری، نظامی و غیره جبران شود، مرحله سوم (رسیدن به، رقابت با و جلو زدن از) کشورهای توسعه یافته است، که چشم اندازی غیرقابل درک در این دوره دارد، مانند: داشتن جسم دوم، این طرح موجب یک جهش است و چه بسا به ظهور یک تکنولوژی جدید هم منجر شود.
برای پیاده سازی قسمت هوشندسازی این طرح نیاز به فقط صحبت با شرکتهای ارائه دهنده خدمات مجازی است، این ایده سال 1393 به ذهنم رسید، تا اکنون توانایی مطرح کردن آن را پیدا کردم، چنین طرحی باید همان 5 سال پیش اجرا می شد، و چون میبینم اجرا نشده، مطرح کردم.
این طرح به هیچ عنوان کسب و کار نیست، و فقط برای حل آسوده مشکلات و رسیدن مردم به رفاه لازم است.
طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب (قسمت دوم)
حسین هادی پور، کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دارای مدارک مدیریت شهری و حسابداری، اهل شیراز
۱- چکیده
در دنیا هر جمعیتی از انسانها، با یک عقیده که از گذشتگانشان به ارث رسیده است، برای خود مرزهایی را تایین کرده اند، که هر انسانی در میان این مرزها که یک کشور نامیده میشود به دنیا بیاید، هویتش متعلق به آن کشور و دیگر زندگی او فدای آن کشور است و هرکس بدون هویت باشد دنیا او را پذیرا نیست، مگر اینکه بردگی کشوری را قبول کند تا به او پناه دهند، این عقیده هنوز هم وجود دارد اما یک کشور مانند ایران، بعد از انقلاب اسلامی به دنبال از بین بردن این مرزها است، انقلاب اسلامی آمده تا جهان را از خرافات و ظلم پاک کند و تمام مستضعفان جهان را به حقوقشان آگاه کند تا مورد ظلم زورگویان قرار نگیرند، اما کشورهای قدرتمند که دوست دارند به زورگویی شان ادامه دهند مانع صدور انقلاب اسلامی به کشورهای مستضعف و مردم خودشان می شوند، با این وجود هرچه تلاش کنند باز هم آن ها شکست می خورند، چون برخلاف انتظار شان انقلاب صدور پیدا کرده و اکنون هم به گام دوم خود رسیده است، در گام دوم با توجه به بیانات مقام معظم رهبری این وظیفه جوانان ایران است که این راه را ادامه دهند، اما آیا واقعاً میتوانند؟ آیا با این سبک مدیریت موجود آنها میتوانند سازگاری پیدا کنند؟ در این مقاله که قسمت دوم طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی، محسوب می شود به چند نکته در بهبود مدیریت اشاره خواهد شد، این طرح تمام زوایای زندگی انسان ها را شامل میشود.
کلیدواژه: گام دوم، مدیریت، اقتصاد، سیاست، انقلاب اسلامی
2- Abstract
Every population of human beings in the world, with a belief inherited from their ancestors, has set boundaries for themselves, so that every human being is born within these borders, which is called a country, his identity belongs to that country and other life. He is the sacrifice of that country and whoever has no identity, the world will not accept him, unless he accepts the slavery of a country to take refuge in him, this belief still exists, but a country like Iran, after the Islamic Revolution seeks to destroy These are the borders, the Islamic Revolution has come to rid the world of superstitions and oppression and to make all the oppressed of the world aware of their rights so that they are not oppressed by the oppressors, but the powerful countries that like to continue their oppression prevent the Islamic Revolution from being exported to the oppressed. And become their own people, However, no matter how hard they try, they will still fail, because contrary to their expectations, the revolution has been issued and now it has reached its second step. In the second step, according to the Supreme Leader, it is the duty of the Iranian youth that this way Continue, but can they really? Can they adapt to this existing management style? In this article, which is the second part of the plan for intelligence, entrepreneurship, economics and management, several points in improving management will be mentioned, this plan covers all aspects of human life.
Keywords: Second Step, Management, Economics, Politics, Islamic Revolution
۳- روش تحقیق
این تحقیق با استفاده از روش توصیفی، با هدف توسعه ای، بدون نقل قول مستقیم، که کاملاً بی طرفانه بحث شده و جانبداری از گروه خاصی یا دولتی و عقاید نویسنده در آن دخالت داده نشده است، این تحقیق با دید کلان نگر نسبت به تمام دولتهای جهان انتقاد دارد، هر شباهتی در آن در افکار خواننده نسبت به دولتی یا گروهی پیش آید، نمیتوان یقین به همان افکار پیدا کرد و قضاوت بیجا شود، در برخی قسمتها احساسات واقعی انسانها نسبت به دنیا نوشته شده است، و فقط این تحقیق میخواهد روشی جدید برای مدیریت رضایتمندانه و هوشمند برای انسانها را ارائه دهد.
۴- توضیح نویسنده
این طرح با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب، که رهبر معظم انقلاب بیان فرمودند: که انقلاب به دومین مرحله خود سازی، جامعه پردازی و تمدن سازی رسیده است، طرح شده است، که زمینه ساز ورود نسل جوان برای ادامه راه، امام راحل (ره) و شهدا است، این طرح سبب تقویت مدیریت جهادی، ثبات، امنیت، حفظ تمامیت ارضی ایران، علم، فناوری، زیرساختهای حیاتی و اقتصادی و عمرانی، مشارکت مردمی، بینش سیاسی آحاد مردم، خدمترسانی، عدالت در تقسیم امکانات عمومی کشور، معنویت و اخلاق در جامعه، مبارزه با فساد، عزت ملی، ایستادگی در برابر قلدران و زورگویان و مستکبران جهان و روابط خارجی میشود، و فصل جدید زندگی اسلامی را نمایان میکند، فصلی که با توسعه اینترنت و فناوری همزمان شده است و جهان آن را انقلاب صنعتی چهارم می نامند، که جمهوری اسلامی ایران میتواند با راه اندازی این طرح از کشورهای پیشرفته در تمام زمینه ها جلو بزند و مایه سربلندی ایران و ایرانی شود.
این تحقیق ترکیب اکثر علوم در علوم سیاسی با ترکیب معرفت شناسی فلسفی است که به صورت خلاصه در یک بند به هر موضوع پرداخته میشود، طرح قابل نقد است و همه میتوانند در گسترش و بهبود کیفیت کمک کنند تا هر بند تبدیل به یک موضوع تحقیقاتی شود، در دنیا هرکس برداشت خودش را دارد و ممکن است منظور نویسنده را نفهمد، این طرح در خلاصه ترین وضعیت ممکن به روش آزمون استعداد دکتری سنجش است و نمیتوان هیچ بندی را کمتر کرد، نوشتن این طرح از سال ۱۳۹۳شروع شده است، باید به فکر انسانهای زمان حال بود، چون اگر اینها نابود شوند، آیندگان وجود نخواهند داشت، باید از سرگذشت گذشتگان درس گرفت و وقت را تلف نکرد.
این طرح مطابق خواسته مقام معظم رهبری (حفظه الله تعالی) است که در سخنرانی هایشان بیان کردند، به خصوص آنچه در ۲۲ بهمن ۱۳۹۷ یعنی بیانیه گام دوم که در سخنان نویسنده گفته شده و ۱۰ بهمن ۱۴۰۰ که فرمودند: که دولت فقط ناظر و کمک باشد، را برآورده می کند. ناتوانی مسئولان آنقدر زیاد است که در قسمتهای دیگر ذکر شده است، در کل این طرح در ده ها قسمت دیگر ادامه دارد.
۵- مقدمه
یک کشور زمانی میتواند در زمینه های مدیریتی اقتصادی سیاسی اجتماعی و غیره موفق باشد، که بتواند مردمانش را راضی نگه دارد، زمانی مردم راضی میشوند که به آنها توجه شود، توجه این است که یک مقام والا به در خانه همه برود و احوال آنها را جویا شود، توجه زمانی احساس میشود که مردم هویت، امکانات و حقوق داشته باشند، باید همه حس کنند که برای خود یک پادشاه هستند و کسانی که قسمتی از مدیریت یک کشور را به عهده می گیرند خادمان آنها هستند، آن وقت است که مردم به زندگی در دنیا امیدوارتر می شوند و بهبود شرایط کشورشان با دولت همکاری می کنند، اما زمانی که دولت بخواهد آنها را به چشم یک برده یا منفعت اقتصادی ببیند، مسلماً با مقاومت مردم روبرو خواهد شد، چون در تاریخ انسان ها نشان دادند که بالاخره از ظلم خسته خواهند شد و علیه ظالم قیام خواهند کرد، دولت ظالم به این معنا نیست که بالاترین مقام آن باید حتماً انسانی ظالم باشد، همین که در دستگاه او یک مدیر فاسد و ظالم باشد برای تمام دولت او یک ننگ است، بهترین راه مقابله با اینکه یک مدیر دولتی فاسد نشود این است که سیستم دولت به مردم دسترسی بیشتری برای دخالت در امور و مطالبه حق خود بدهند، که با هوشمندسازی کردن این ساختارهای جدید، مردم می توانند بر اعمال مدیران از خورد تا کلان نظارت داشته باشند و با زیاد شدن اشتباهات سریع را از کنند، سیستم هوشمندسازی تصمیم گیری ها خیلی کمک می کند چون هر لحظه اعمال مدیران ثبت می شود و مردم هم در قبال آن اعمال امتیاز می دهند، اگر امتیازات آنقدر کم شود که بی لیاقتی مدیر را نشان دهد، در همان سیستم هوشمند انتخابات جدید برگزار می شود و بدون فوت وقت مدیر جدید جایگزین می شود، این سیستم چه بخواهیم چه نخواهیم در آینده نزدیک یا دور بالاخره در تمامی کشورها اجرا می شود، حال با هرچه تعلل و مخالفت با چنین سیستمی، فقط دیرتر به نتیجه میرسیم و مانند همیشه از دیگران عقب خواهیم ماند و بعداً باید تکنولوژی دست دوم و منقضی شده دیگران را استفاده کنیم چون نخواستیم از اعتبار و انگیزه جوانان که توانایی این کار را زودتر داشتند استفاده کنیم، این اشکال از مدیران باسابقه ای کشور نیست که نتوانند این مسئله را درک کنند علت اصلی مخالفت، این است که این علم هم دیر به کشور آمد آنها نتوانستند آشنایی لازم را با این فن آوری ها داشته باشند، وگرنه اگر بود آن ها شاید رشته های تحصیلی خود را از بین این علم جدید انتخاب میکردند، نتیجه عدم اعتماد به جوانان و این تکنولوژی، باعث عقب ماندن از دیگران میشویم و این خود هم یک عقده برای نسل بعد میشود تا با نسل بعد از این چنین رفتار کند، لازم نیست که تا به جوانان حتماً سمت مدیریتی داده شود، فقط همین که از استعداد و توانایی آنها بهره برده شود کافی است حتی اگر با آنها مانند یک سرباز رفتار شود، چون در این سیستم مدیریت جدید در طرح، همه جوانان تا چهل سالگی فقط مشغول کارهای خود هستند، چهل سالگی اگر شایسته گرفتن سمت مدیریتی باشند، با توجه به امتیازات و تحصیلاتشان در شاخه ای از مدیریت رشته ای که قبلاً در آن فعالیت داشتند را بر عهده میگیرند تا شرایط آن را بهبود و گسترش دهند، یعنی شاید بعد از پنجاه سالگی بتوانند به یک مدیر ارشد تبدیل شوند، در این طرح به تمام مردم کشور با چشم برابر توجه شده است و از مردم می خواهد که هویت محلی خود را در همان محل تولد خود تقویت کنند، برای به دست آوردن یک شام ساده و راحت خانواده اقوام و بوستان محله خود را رها کرده و به شهر مهاجرت کنند، در این طرح آنها میتوانند به سرعت محله خود را در حد مناطق شهری بالا ببرند و بمانند و آن را بسازند، از محل کم خارج من و هویت خود را هم فراموش کنند، این طرح همه مردم را به خواسته هایی که در دلشان مانده می رساند.
۶- مدیریت تولید
شرط داشتن کشور خوب غذای کافی، کار کافی ،منابع مالیات ،کمک گرفتن از همسایه ،خود کفایی در برابر تحریم ، هرچند اینها کم باشد، اما حتی تکمیل کامل در یک زمینه میتواند تحول عظیمی ایجاد کند، تا عدالت و پیشرفت در همه زمینه ها شود.
مجبور کردن شهرها به تامین مواد خاص در زمان معین، تا با کوچکترین اختلال مانند قیمت، حادثه، اعتصاب، احتکار و غیره منبع تامین روبرو نشود، و کالایی نایاب شود، مردم عذاب بکشند، آمران طرح وظیفه تنظیم این تولیدی های ضروری در محلشان دارند.
مردم توانا برای دولت کار و غذای خود و دیگران که کار دیگر میکنند آماده و دولت توسعه میابد و مالیات می گیرد و دولت باید حواسش به جان و مال مردم باشد و امکانات لازم را در اختیار بگذارد، در طرح همه حقوق بگیر دولت هستند، و خود سازنده محله خویش و تامین زندگی، این دیگر به شگرد مدیریت آمران بستگی دارد که چطور مردمشان را در جهت مثبت و پیشرفت قرار دهند.
تولید کننده مواد اولیه را تهیه و به انبار میفروشد، انبار طبق سهمیه بدست آمده از مصرف محله به صورت بهینه میفروشد به فروشگاه ها، آمران دولت با کنترل کار محبوبیت لازم را کسب و توانایی مالیات گرفتن میابد، و درآمد مالیاتی را در جهت رفاه و برطرف کردن احتیاجات خرج میکند، با این طرح توانایی ارتقاء و حمایت مردم بدست می آید.
اصل حیات مردم تامین غذا و آب است پس توجه به کشاورزان و بهینه کردن تولید و مصرف آب در درجه اول و مدیریت آنها درجه بالاتر است، تا کشور قدرتمند شود، بعد از اینکه مواد اولیه کشور به خودکفایی رسید، آنوقت میشود صنعت، خدمات، ریخت و پاش دولتی و مردمی را ادامه داد، اکنون که اوضاع به هم ریخته است و وزیران بجای همکاری به دنبال خرج بودجه های تخصیصی خود هستند تا اسمشان جاودان شود، اگر همه تمرکزشان بر مردم و تامین نیاز اولیه بود، اکنون به خاطر بیماری فراگیر، دچار بحران نمیشدیم، و دارو هم به عامل تداوم حیات اضافه نمیشد، اکنون هم وزرا اولویتشان همان گذشته است.
باید همه جامعه تولید کنند حتی تفریحی هم که شده، تا زندگی کشاورزان و باغداران را درک کنند، درسهایی کشاورزی بیاموزند، اصل همه به کشاورزی برمیگردد پس خجالت که ندارد حتی پیشوایان اسلام هم به چنین کارهایی مشغول بودند، متاسفانه برنامه ریزی کشور عامل بدبختی جامعه هست، حتی اگر پیشرفته ترین کشور دنیا هم بشویم، باز رفاه و شادی مهم تر است، نباید همیشه اقتصادی فکر کرد، برای که و چه به فکر آیندگان یک کشور هستیم، آینده آنها روشن تر از ما است، همانگونه که ما نسبت به گذشتگان بهتریم، تکنولوژی آینده، آنها را تامین میکند، نمیشود که ما فدای آنها شویم، باید در لحظه زندگی کرد، خدای ما خدای آنها هم هست روزی آنها را هم میدهد، باید در سیستم کاری کشور تغییراتی بشود تا مردم در لحظه و با فصل ها زندگی کنند، نه با درد ، بیماری، بیگاری و تنبلی، باید همه دارای تعطیلات تولید باشند تا از زندگی لذت ببرند.
به کسانی که به کشاورزی و باغداری علاقه دارند، زمین داده شود تا با استفاده از تجهیزات آبیاری کم مصرف به تولید بپردازند، و نیازهای اولیه را تامین کنند تا همه بتوانند از حداقلات زندگی بهرمند شوند، اینگونه شاید به جایی برسیم که محصولات کشاورزی و باغی رایگان شود.
۷- سیاسی و اجتماعی
ارائه یک مکتب جدید که نواقص دموکراسی، لیبرال، کثرت گرایی و واقع گرایی را اصلاح میکند، میتواند بشر را از زندگی رقابتی، منفی بین، وحشت، غفلت و بردگی نجات دهد، انسان هر چه کند ذاتا نیازمند است و محکوم به زندگی، و به خاطر سردرگمی در شناخت خود، خدا و هدفش، زندگی را بر خود سخت و پیچیده تر میکند، اما با یک مکتب جدید که میتوان شیوه نوینی به وجود آورد که همه نواقص مکاتب دیگر را برطرف و در مسیر الهی حرکت کرد، این مکتب با نکته بینی ظریف و پیروی از انسانیتی که خدا در دل همه قرار داده، ایحاد میشود، انسان خود میتواند حاکم خود باشد و نیاز به کسی ندارند که خط و مشی برای زندگی آنها تایین کند، زمانی به حاکم بیرونی احتیاج است که زندگی گروهی میشود، حاکم نباید از این فرصت استفاده و مردم را در مشقت قرار دهد، حاکم باید تا میتواند این هماهنگی را ایجاد کند که همه بتوانند آنقدر عالم شوند، تا این علم به آنها در راستای پیدا کردن علاقه و تخصص کمک کند، تا همگی به بهترین نحو این امتحان الهی را پشت سر بگذاریم.
از سال ۱۳۲۱ شمسی، که هوش مصنوعی اختراع شد تا به امروز بشر توانسته این فناوری را از سطح ابتدایی خود که فقط ثبت داده و اجرای فرمان ساده بود، به سطحی برساند که این فناوری دارای هوشی شبیه به انسان باشد که دارای درک و منطق، توانایی تجزیه و تحلیل، سنجش احساسات، حافظهای با ظریفیت و پردازش سریع، فارغ از زمان و مکان، سازماندهی امور و غیره است، اکنون وقت آن رسیده که این فناوری، وارد عرصه حکومت شود و یونیوکراسی را جایگزین دموکراسی کند، در این پژوهش توضییح داده خواهد شد که چگونه اعمال این سیستم در حکومت ممکن است؟ و چه مزایایی دارد؟ اعمال این سیستم بسیار سادهتر از تصور خیلی از مسئولان است، چراکه این فناوری عمری هفتاد ساله دارد و متأسفانه فقط معدودی از مردم با قابلیتهای هوش مصنوعی آشنا هستند، اکنون حدود پنج سال است که کشورهای قدرتمند نظیر آمریکا، چین و روسیه، شروع به نوشتن چنین سیستمی کرده اند و متأسفانه ایران هنوز نتوانسته سطح دوبعدی اینترنت را تکمیل کند و چینش سیستم فناوری موجود نامرتب و اشتباه است، ایران نیاز دارد تا دوباره در سیستم سیاسی و فناوری بازنگری کند تا طبق برنامه طرح پنج سال دیگر، در مسیر صحیح مدیریتی و خودکفایی قرار بگیرد، تا بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با گام دوم بهتر و سریعتر محقق شود، در این طرح قرار نیست که کشور از صفر شروع کند، فقط پیشنهاد کمی تغییر در قانون اساسی و مدیریتها دارد و از تمام اطلاعات بدست آمده از تاریخ، سیستم فعلی، اینترنت ملی، دولت الکترونیک و غیره استفاده میشود.
ارائه راه حلی برای خصوصیسازی، تا کشور به شیوه ای عادلانه و پر از کار اداره شود تا کسی وقت سر خاراندن هم نداشته باشد، در کنار هوشمندسازی باید با رژیم سازی و ایجاد مزدور دولتی، باعث نوعی کنترل شد تا علاوه بر ترس مفسدان از قانون، از افرادی که در ظاهر به دولت مربوط نمیشوند، بترسند، و اگر خواستند فسادی انجام دهند، این گروه چون در میان مردم است، با ترفندی فساد را در نطفه خفه میکنند.
راه جدید برای تناسب جمعیت با امکانات، نیاز مالی و غیره، مهمترین وظیفه دولت محسوب میشود، تا نگذارند حتی یک نفر با شکم گرسنه به خواب برود، باید تا میشود از تک تک مردم در انجام شغلی بهره برد، مثلا همین طرح هوشمندسازی و سطوح مدیریتی میتواند میلیونها نفر را سرگرم کند، تا امید به زندگی و تناسب ایجاد شود، باید مداوم برنامه ریخت و ساخت تا همه بهره ببرند.
تا زمانی که تقاضا بالا و محصولات کم، کشور با تورم و گرانی مواجه هست، برای کنترل اقتصاد، باید تولید افزایش یابد تا نیاز همه برطرف شود یا کالا و خدمات جایگزین تهیه شود یا کالا گران بماند تا کسی آن را نخرد، تا زمانی که صادرات نباشد چطور میتوان هزینه واردات را جبران کرد.
هر دولت که روی کار می آید، بدبخت کردن مردم را تکرار میکند با آنکه میداند که راه دولت قبلی اشتباه بوده است، اما ناخواسته همان راه را ادامه میدهد، به این خاطر که برنامه ندارد یا برنامه را آنقدر بلندمدت مینویسند که فراموش میشود یا برنامه را روی پایه های سستی که قبلا بنا شده ادامه میدهد، و هم مردم غریزی زندگی میکنند، و فقط به فکر بزرگ شدن، گرفتن شغل، ازدواج، بچه، سامان دادن بچه، نوه، مرگ هستند، و این اشتباهات دوباره توسط نسل بعد تکرار، انسان این میان امید به بهشت هم دارد، غافل از اینکه آیا واقعا امتحان الهی را آنگونه که باید طی کرده، یا فقط تلاش کرده که دنیایی برای خود و خانواده بسازد، به هر قیمت، و امید به شفاعت و بخشش دارد، باید این مرزهای جهالت فکری را برداشت، باید انسان ها را پاک کرد تا ساختار دنیا سالم شود و این کار مهدی عجل الله است، و از کسی مگر به راهنمایی خدا بر نمی آید.
در دنیا بزرگان زیادی با راهبردهایی آمدند، آثار بعضی ماندگار و بعضی ناماندگار شد، عده ای درس عبرت شدند و عده ای الگو، اما اکنون آن رهبران فقط ابزاری برای شعار و کسب منافع سیاسی شده اند، و رهبران جدید با خواندن کمی تاریخ میتوانند سود بسیاری ببرند، و زمان عمل علاوه بر بدنامی خود، آن تاریخ را هم خراب میکنند.
برای ریاست بر افراد باید آنها را به گروههای مختلف یا وفادار تبدیل کرد، این یک راه برای جلوگیری از خیانت است، زمانی که این گروه بندی انجام شود، هرکس در گروهی که با اعتقاداتش میسازد، قرار میگیرد و حس رقابت ایجاد میشود، باید گروه های شلوغ را آنقدر تفکیک کرد تا همه به تعدادی نسبتا برابر برسند، اگر افراد گروه ها با هم همکاری نکنند، نشان از عدم علاقه به تخصص است، که باید به فرد رفتن به شغل جدیدی پیشنهاد داد، تنها عامل پویایی مشاغل انگیزه است تا رقابت همیشه داغ و پایاپای باشد، انگیزه میتواند با دادن امتیاز به همه و مخفی کردن اختلافات ناامید کننده، به نحوی که نفر آخر، حس کند میتواند به راحتی به نفر اول برسد و هر سال ابتدا ضعیفان در بالای جدول باشند و به مرور به پایین سقوط کنند، کم کردن اعضای جدول، تغییر اعضاء سالانه و غیره میتواند کمک کند.
امتیازی کردن محله ها و بودجه بندی بر اساس رقابت، تا هر آمری تلاش کند، تا نمره بالا در نظرات و امتیاز دهی مردمش کسب کند، و هر آمری که برنده شود، برای خودش و محلش، افتخار و بودجه بیشتر کسب کند، که نحوه رقابت باید مانند همان رقابت گروه بندی، توضیح داده شده باشد، تا انگیزه حفظ شود.
تایین مجازات ترسناک برای کم شدن جرم، میتواند بسیار موثر باشد، شاید در ظاهر چنین مجازاتی اجرا نشود، اما میتوان با ساخت جلوه های ویژه، چنین مجازاتی و پخش آن بین مجرمان، ترسی ایجاد کرد که فرد حتی جرات فکر به جرم را هم نکند، اما نمیتوان توقع وقوع جرم را نداشت، چون برخی به علت ناامیدی و فقر، دست به جرم میزنند، که بهترین کار برای این گروه، استفاده از توصیه های طرح برای افزایش امید است، مانند گروه بندی و تغییر سطوح مدیریتی است.
مشارکت مردم با گذاشتن جایزه برای طرحهای غیر دانشجویی، میتواند به پیشرفت کمک کند، یک فرد زمانی که از درس و دانشگاه، جدا میشود، چون تکلیف و ماموریتی ندارد، به امور دیگری میپردازد، و مدرسان هم معمولا تکالیف تکراری میدهند و افراد یک کپی ساخته و ارائه میدهند، و بعد از فارغ االتحصیلی فرد یا با کار یا با تفریح یا بیکاری مشغول است، اما دولت میتواند با به اشتراک گذاشتن کمبودهای کشور در سایتی، به استادان و مشتاقان ارائه طرح، این هدف را بدهد تا کشور کمبودهایش برطرف شود، و وظیفه مهم دیگر دولت در این امر، دسترسی راحت مخترعان به امکانات و مواد اولیه است، نباید مواد لازم فقط در انحصار دولت باشد و هر که وارد سازمانی شود، به آن مواد اولیه آن هم به سختی دست پیدا کند، مهمترین دلیل عقب ماندگی ایران، همین انحصارات دولتی و دانشگاهی است.
برای ایجاد عدالت بین یک کارگر و وزیر، برنامه ریختن برای حقوق به گونه ای است که، حقوق کارگر و وزیر فریبنده باشد، یعنی هر دو حداکثری برابر مثلا ۲۰ واحد داشته باشند، و هرکدام در قبال انجام ماموریتش به همان واحد که جلو رفته حقوق بگیرد، بعد به وزیر خدماتی داده شود تا حقوقش در قبال این خدمات ساده، آنقدر کم شود که کارگر زمانی که دریافتی وزیر را ببیند، عدالت و برابری را حس کند، اینگونه هر دو به تلاش بر اساس درصد پیشرفت کار حقوق میگیرند و چون کار وزیر معمولا درآمد بالاتری کسب میکند با آن کسریات بابت خدمات، حقوقش برابر به نظر میرسد، نه اینکه حقوقی کم را به دروغ اعلام کنند و در زمان انتشار فیش حقوقی فردی، دروغ بر ملا شود.
با زیاد شدن اموال مالیات سنگین وضع شود، کار اشتباهی میتواند باشد و افراد ثروتمند را از تلاش در کشور منصرف میکند، اما میتوان در قبال کارآفرینی کردن این افراد ثروتمند، از مالیات آنها صرف نظر کرد، یعنی به طور عینی مشاهده شود، در برابر هر واحد مالیات که برابر با حقوق یک نیرو شود، جایزه کسر مالیات دریافت کند، تا اینگونه افراد توانا برای سرپرستی یک خانواده زیاد شوند، و هم بار بیکاران بر دوش دولت نماند، با اجرای طرح میتوان به راحتی این کار را بدون خطا انجام داد.
طرح اصلاح حقوق مستمری بگیران، واجبترین کار دولت است، بسیاری از مستمری بگیران، بخاطر جمعیت خانواده یا پایین بودن رتبه فرد متوفی، دچار دردسر میشوند و عده ای هم تک نفره هستند و بهره میبرند، اول، باید سازمانها تدبیری اندیشه کنند تا جمعیت خانواده ها زیاد نشود، و اگر زیاد شد اضافه بپردازند تا همه از کمی بیش از حداقل زندگی بهره مند شوند، دوم، میتوان همه مستمری بگیران را به گونه ای سامان داد که حقوق همه به صورت مساوی تقسیم شود، یعنی جمع حقوق همه، تقسیم به تعداد، اگر کم شد وظیفه دارند تا کمبود را با قانون جدیدی جبران کنند، اگر طرح به درستی اجرا شود، این مشکل حل و باری دیگر بر سازمانها اضافه نمیشود.
ایجاد رئیس دوم مخصوص مراجعه مردم و فشار در اداره ها، هر سازمان دو رئیس لازم دارد، حتی ریاست جمهوری، رئیس دوم باید فقط بر خواسته های مردم تمرکز کند تا رئیس اول به کار تخصص برسد، رئیس دوم بعد از دریافت خواسته مردم، باید به نحوی عاقلانه و خلاق، طرحی بریزد تا مشکل مردم حل شود، و مداوم بر کار تک تک افراد سازمان نظارت و فشار لازم را بیاورد تا هرچه سریع تر کار به نتیجه برسد.
ایجاد گروههای ورزشی و فناور برای محله ها، این گروه ها اولی برای توسعه ورزش و پیدا کردن استعداد هست و دومی برای کسانی که میخواهند اختراع کنند، آمران طرح وظیفه دارند تا مسئولان را حمایت کنند تا به پیشرفت محله خود و درنتیجه کشور کمک کنند.
قاضی محله: آمر باید حداقل یک نفر با تخصص قضاوت در محله قرار دهد، که سریع حکم صادر کند، دادن احکام متناسب با فرهنگ محله و سرعت بخشیدن به مبارزه با تخلفات و داشتن تمرکز روی زوجهای به دنبال طلاق تا منصرف کند.
طرح فروشگاه متمرکز: ایجاد فروشگاههای زنجیرهای که در کنار فروش مواد غذایی، خدمات اجتماعی، عرفانی و پذیرایی، هم دارند، آمر باید در بهترین مکان دسترسی محله، فروشگاهی تاسیس کند، تا همه فروشندگان کوچک و بزرگ در آن فعالیت کنند، و راه های دسترسی مثل حمل و نقل و پیک را فراهم کند تا همه به راحتی خدمات دریافت کنند، و خریدی امن با قیمت عادلانه داشته باشند.
برای کنترل قابل پسند همه اقشار باید رئیسجمهور یک مدیر خلاق و عادل باشد و معاونانش در جهت اهداف او عمل کنند، و منافع هر قشر را دنبال نکنند، اگر یک رئیس نتواند معاونان خود را در چهارچوب خود نگه دارد، معاونانش از اختیارات سوء استفاده میکنند و فرامین را در لحظه اجرا تغییر میدهند، چون انسانها به دنبال خودنمایی هستند و اگر جواب نداد آن را بر گردن دیگری می اندازند، رئیس باید معاونانی داشته باشد که فقط دستور را اجرا، و اگر نظری دارند قبل از اعمال آن، پیشنهاد دهند، شاید رئیس یا طراح، آن را میداند و به دلیلی حذف کرده است.
سیستم اداره یک حکومت، بسیار آسان است، فقط باید به جامعه زندگی و هدف گیری را یاد داد و مدیران متعدد برای آموزش این دو مستقر کرد، یک مدیر کشوری، نمیتواند ده ها یا صدها میلیون نفر را کنترل کند، هر انسان فقط میتواند به حداکثر ۵۰ نفر در طول عمرش رسیدگی مستمر داشته باشد، با گروه بندی جامعه و تخصص ها، میشود به کشوری از پایه قدرتمند دست یافت، یک کشور قدرتمند با سلاح هایی که میسازد شناخته نمیشود، با سطح زندگی مردمش شناخته میشود، با بالا بردن سطح زندگی مردم، قدرت دفاعی هم بالا میرود، اما اگر مشروعیت پایین باشد، دولت با بینهایت تجهیزات هم سقوط میکند.
با کشف پول های حرام کشور، که از فروش قاچاق بدست آمده، و به خاطر قوانین دولت، پولها پنهان شده است، میتوان باعث کاهش نقدینگی شد، چرا که برخی به خاطر کاهش ارزش پول ملی، آن را سریع تبدیل به سرمایه میکنند، و اینگونه حتی به پولشویی هم نیاز پیدا نمیشود، اما با فناوری در طرح، هیچ معامله ای بدون ثبت انجام نمیشود، و پولی برای پنهان کردن وجود ندارد.
۸- علاقه شغلی
بردن بچه ها به سمت شغل مورد علاقه در همان سن ورود به مدرسه که تا جوانی علاقه خود را پیدا کنند و ناامید نشوند این کار باعث میشود همان موقع علاقهمند دائمی شود و در بزرگی دچار افسوس نشوند و آینده شان در کشور مشخص شود، اما این سیستم فقط بچه ها را تا هجده سالگی اذیت میکند و همه آرزوها و امیدهای آنها را به خاطر هدایت شدن به رشته اشتباه و کنکور انحصاری، نابود میشود، باید بچه ها بعد از شناخت زبان و خود، به فضای شبیه سازی مشاغل وارد شوند، و بعد از علاقه مند شدن به فضای واقعی آن شغل بروند و آموزشهای لازم را ببینند.
مسابقات استعدادیابی ذهن برای شغل مهم، خیلی از شغل ها مانند پزشکی مهم هستند نمی توان با یک معیار ساده و محدود کردن پذیرفته شدگان دانشگاهی، به آن نتیجه ای که تصور می شود رسید باید یک پزشک از کودکی تربیت یافته شود، نمیتوان یک نوجوان که با دیدن یک قطره خون می خواهد از هوش برود، او را مشتاق پزشکی کرد و در آخر او بعد از سالها درس خواندن و فهمیدن نتیجه این انتخابش، دیگر نمی تواند از این رشته برگردد، و مجبور است این راه را تا آخر عمر ادامه دهد، مگر نه در دیگر رشته ها موفق نخواهد شد و علاقه او به دست خواندن هم از بین رفته است، اما وقتی از کودکی، آنها را در محیطی حساب شده قرار دهیم و استعداد و علاقه آنها را در برگزاری مسابقات بیابیم، آن وقت در بزرگسالی آنها از زندگی خود و کارشان راضی هستند و کشور هم دچار بحران نمی شوند، مابقی کار به یک سیاستمدار بستگی دارد که چگونه اوضاع را مدیریت کند تا همه چیز متناسب با جمعیت باشد.
کنکور باید حذف شود و طبق گروهبندی جامعه هر فرد به دنبال علاقه خود برود و اصلاً درآمدها به گونه ای نباشد که طمع کسی را بگیرد، همه افرادی که در کنکور شرکت می کنند فقط و فقط به دنبال رشته هایی هستند که در آینده آنها را فردی ثروتمند کند، در این بین فقط شاید یک درصد آن جمعیت شرکت کننده به این خواسته خود، اندکی برسند، و باید راه های سخت دیگری را هم طی کنند تا در نهایت پایان جوانی ثروتمند شوند، در این بین آن افرادی که در کنکور شکست خوردند فراموش شدند آنها مجبور به ورود به رشته ای هستند که اصلاً برای آن آماده نبودند باید سریع انتخاب کنند و با انتخاب خود علاقمند هم شوند، اما زمانی که دولت تو را حذف کند و کودکان را از همان کودکی به علاقه شان هدایت کند این مشکل به وجود نمیآید و دولت ترفندی به کار ببرد که افراد ثروتمند و سرمایه دار به جای انباشت سرمایه خود در بانکها و بورس یا تبدیل آن به زمین و ارز، آنها را وادار به کار آفرینی کند و در قبال آن خدمات و پاداش خاصی بدهد، مثلاً به ازای هر ده کارآفرینی یک درصد از مالیات را کم کند، یا به آنها اجازه احداث باشگاه، فرودگاه و هر چیز که باعث کارآفرینی میشود، داده شود.
پیشرفت واقعی: برای پیشرفت جامعه باید باهوش ها به دانشگاه بروند، نه اینکه با تاسیس دانشگاه متعدد، چهار تا ده سال زندگی یک جوان را تباه کرد و در آخر او را به کارهایی که در اول راه میتوانست داشته باشد، راهنمایی کرد، با گرفتن معدل بیست کسی باهوش نیست، باهوش از علاقه و استعداد عملی نمایان میشود، نه حفظ کردن هزاران صفحه کتاب، که دو روز بعد فراموش میشود، اکنون اگر از همین مسئولین حاضر امتحان تخصصی گرفته شود مطمعناً نمی توانند نمره بالایی را کسب کنند، چون آنچه را که آموختند فراموش کردند، بالاخره هر مسئولی تاریخ انقضایی دارد، اما اگر سیستم به گونهای چیده شود که همه مردم در مدیریت مشارکت داشته باشند اینگونه میشود از خلاقیت افراد باهوش استفاده کرد، هر انسان محدودیتی دارد بالاخره یک، دو یا سه طرح بیشتر نمی تواند بدهد، اما یک کشور میلیونها جمعیت دارد با میلیونها طرح، با زمینهسازی مشارکت مردم به عرصه مدیریت کشور آنها بدون هیچ چشم داشت و حقوقی، بسیاری از بحران ها و مشکلات کشور را حل خواهد کرد، این گونه شاهد پیشرفت واقعی یک کشور خواهیم بود.
ایجاد گروه متوازن در جامعه که به ترتیب سن و علاقه کارها انجام شود نه مدرک تحصیلی، بهتر است نوجوانان بعد از اتمام تحصیلات دانش آموزی خود، تا سن ۴۰ سالگی یعنی پایان جوانی به کارهای خرد و تحصیل مرتبط با شغل، مشغول باشند تا تجربیات لازم را از زندگی کسب کند، یعنی به جای سربازی وارد عرصه کار بر اساس علاقه تعیین شده میشوند، و آن را تا ۴۰ سالگی ادامه می دهند، در این بین مشخص می شود که چه کسانی لیاقت گرفتن مسئولیت های مهم کشور را دارند، بعد از ۴۰ سالگی دیگر لازم نیست مشاغل خرد را انجام دهند، چون خدمت خود را به جامعه انجام دادند نوبت جوانان بعدی هست که مسئولیت آنها را برعهده بگیرند، از چهل سالگی به بعد دیگر شایسته است که آنها در کارهای دفتری شرکت کنند، حال بر اساس نمراتی که در این چهل سال عمرشان کسب کردهاند وارد سطحهای مدیریتی می شوند تا آن رشته فعالیت خود را گسترش دهند، اینگونه بیکاری از بین میرود و از توان جوانان برای ساختن کشور استفاده میشود، و همه می توانند تا زمان از کار افتادگی مدیریت بپردازند، و بودجه های لازم برای این عمل کسب شده است.
علت به وجود آمدن این گونه مسئولان ضعیف استادان ضعیف هستند، آموزش کشور ضعیف و بی کیفیت است، برای از بین بردن این گرفتاری باید از ابتدا برنامه ریزی کرد و کودکان را به علاقه ای سوق داد تا در بزرگ سالی به کار مورد علاقه بپردازند، و از جوانان از دست رفته کنونی میتوان برای آموزش قوی تر کودکان استفاده کرد، جوانان بیکار را تبدیل به یک معلم تمام وقت برای دانشآموزان اطراف محل زندگی خاص قرار دهیم، او میتواند نقش همان سرپرست در گروه بندی را داشته باشد و علاوه بر کودکان والدین آنها را هم راهنمایی کند، اینگونه آن جوان بیات لازم را کسب میکند و آماده رفتن به سطح مدیران بالاتر میشود هر که در این مدت زحمت خود، نمره بیشتری را کسب کند شایسته مقام های بالاتر است، اینگونه افراد پخته استاد یا رئیس می شوند.
شیطان برای دستهای بیکار کار میتراشد باید هر که را مشغول علاقه ای کرد، نباید کسی در کشور بیکار باشد وقتی کودکان طبق سیستم طرح به سمت شغلی هدایت و علاقهمند شوند آن وقت طبق پیش بینی هایی که از جمعیت آینده می شود میتوان همه را به صورت بهینه به شغل های لازم علاقه مند کرد، تا در آینده هیچ کس بیکار نباشد، و همه بتوانند حداقلهای زندگی خود را برآورده سازند.
ساخت بازی شبیه سازی مشاغل برای پیدا کردن علاقه کودکان به کار و بعد از علاقمندشدن او، آن حرفه را به مرور آموزش ببیند، ساخت این برنامه شبیه سازی شده بسیار ساده است و درآمد هم برای دولت می تواند داشته باشد.
نباید علاقه کسی را شکست، هر کس در اطراف جایی برای دستیابی شغل مراجعه می کند، باید او را به نحوی جا داد تا حداقل وظایفی را در این دوره بی کاری انجام دهد و درآمد کوچکی هم داشته باشد تا کار مناسب برای خود پیدا کند و برای مشاغلی که در چشم پست هستند، با بیشتر کردن حقوقش در ظاهر و و آن مقدار اضافه شده را به عنوان مالیات دولت پس بگیرد، در قبالش خدمات ساده ارائه دهد، میتوان برای چنین شغلهایی طرفدار ایجاد کرد.
بچه ها فقط بازی دوست دارند و داستان، باید از این علاقه آنها استفاده کرد و آنها را علاقمند شغل کرد، حال یا با ساختن یک بازی یا یک فیلم و هر چیز دیگر، میتوان زمینه ای برای رشد و پرورش استعداد کودکان ایجاد کرد، تا هم زندگی را هدفمند دنبال کنند و هم در آینده دچار سردرگمی و بیکاری نشوند.
برای بچهها که علاقه به کاری پیدا نمی کنند، برای سرگرم شدنشان میتوان کارهای چرخان ایجاد کرد تا فعال بمانند، مثلاً از هر ۱۰۰ درصد نیروهای یک شغل، ۱۰ درصد آن شناور باشد.
باید مردم به کارشان آنقدر علاقمند شوند که انگار با آن زندگی میکنند و کار برای آنها نوعی لذت و هیجان باشد، یک کار باید آنقدر امکانات و تنوع داشته باشد، که فرد با انجام هر بار آن تمایل پیدا کنند که آن را ادامه و ادامه بدهد، آنقدر برابر با دیگر رقبا به نظر برسد که فرد حس کند با کوچکترین تلاش میتواند خود را به فرد اول برساند.
۹- فرهنگ و آموزش
کم کردن مصرف پلاستیک، یا آموزش فرهنگ استفاده از آن، باید در مصرف پلاستیک اصلاح ایجاد کرد، مردم بعد از استفاده از ظروف یکبار مصرف پلاستیکی آنرا هر جا که باشند رها می کنند، خواه وسط خیابان باشد یا هر جای دیگر، بهتر است برای مقابله با این رفتار غلط، از ظروف ارزشمند استفاده کرد و در قبال پس دادن آن ظروف ارزشمند کالا جایزه بدهند یا یاد بدهند که مردم ظروف پلاستیکی را در سطل های مخصوص بیاندازند و هر کس ظرف یکبار مصرفی را دید آن را بردارد و به سطل بیاندازد یا اینکه آنقدر ارزش بازیافت مواد پلاستیکی را بالا ببرند که همه مشتاق جمع آوری و تحویل دادن آن باشند، این یک سیستم خصوصی جدیدی را میخواهد.
توجه به هنر و آموزش آن به همه برای زیبا کردن کشور، یکی از علت هایی که کشور را نسبت به دیگر کشورها زشت و بدفرم نشان می دهد، بی توجهی به هنر است، اگر به جای اینکه همه را مشتاق پزشک یا مهندس شدن کنند به هنر هم تشویق کنند، این کشور میتواند مدیران هنرمند داشته باشد تا زیبا آن را طراحی کنند، اگر به هنر توجه کافی شود و آن را در کنار تمام دروس به همه یاد داد، آن وقت مدیران آنقدر خلاقیت دارند که در کنار طرح های بی فایده شان یک کمی هم هنر به خرج بدهند.
اضافه کردن معلومات و جزئیات در داستان های کودکان می تواند آن ها را برای زندگی آماده تر کند، مثلاً یک داستان گونه تر شود که به کودک بیاموزید که چطور از ابتدا تا انتهای یک کار را به ترتیب و صحیح انجام دهد، مثل: غذا پختن، تعمیر وسایل، اختراع، نگهداری کردن، استفاده از خدمات و غیره.
آموزش برخورد با اقوام و اقوامی که در اثر ازدواج اضافه میشوند، تا تنش بر اثر توقع از هم جلوگیری شود، وقتی به کودکان از همان کودکی یاد داده شود که چطور با افراد دیگر رفتار کنند و در طول زندگی وقتی با افراد جدیدی روبرو می شوند با آن ها چگونه برخورد داشته باشند، از زمانی که کسی از آنها خواسته ای دارد چطور به خواست پاسخ دهند، دیگر شاهد تنش در جامعه نخواهیم بود، البته اجرای طرح دیگر کسی با معضل روبرو نخواهد شد چون همه استانداردهای لازم زندگی را دارند.
حس رقابت در معلم ها به وجود آورده و فقط نفرات برتر استخدام رسمی شوند، همه حتی معلم های درس های بی ربط با هم رقابت تا دانش آموزان مفید داشته باشیم، حقوق معلم و بر اساس نمره دانش آموزانش باشد، تا تمام تلاش خود را به کار ببرند و دانش آموزان خبره تحویل جامعه بدهند، این مهم نیست که همه معدل بیست شود، مهم این است که همه در جهت صحیح و آنگونه که می خواهند زندگی کنند وقتی همه راضی باشند، دیگر بی قانونی رخ نخواهد داد که به خاطر آن کسی نگران شود.
اگر میخواهیم چیزی را وارد ذهن مخاطب کنیم اول خیلی خلاصه توضیح میدهیم، بعد کم کم در تعریفها تکرار میکنیم، این گونه هم از روش تکرار سه باره پیروی میکنیم، و هم ذهن مخاطب را با مسئله آشنا و احتمال فهمیدن موضوع را برای او بالا میبریم، که آنقدر اثرگذار است که فرد مانند یک آهنگ آن را مدام در ذهن خود تکرار می کند.
انسان ها دوست دارند تقلید کنند چون سردرگم هستند با اعمال درست ذهنشان را باز کنیم، تمام انسانها وقتی با یک مسئله جدیدی روبرو می شوند، اول نگاه میکنند ببینند دیگران چه واکنشی نسبت به آن نشان می دهند، آنها هم آن را تکرار میکنند بدون آنکه از خود بپرسند چرا او این کار را کرد، وقتی میبینند او با انجام این کار حادثه ای برایش رخ نداد، آن ها هم همان کار را میکنند، یا مثلا وقتی همه یک شعار میدهند یا یک راه را می روند، او هم به تبع آن که در آن جمعیت است همانها را ادامه میدهد، حال وقتی که با چنین انسان هایی روبرو هستیم باید از همان کودکی آنها را با تعلیم و تربیت صحیح، راه درست کشانید و به آنها یاد داد تا قبل از هر کار تفکر هم داشته باشند، تا در دام افرادی که می توانند با حرکات و زبان دیگران را مطیع خود کنند، اسیر نشوند.
انسانی که در فکر کاری است هیچ وقت به عشق اهمیت نمیدهد، باید آموزش لازم در کودکی داد تا دچار انزوا و خودخواهی نشود، افراد در بزرگسالی وقتی درست آموزش داده نشده باشند فقط به فکر منافع اقتصادی خود هستند و هیچ زمان نمیتوانند در ازدواج موفق باشند، چون به آن هم به یک دیده اقتصادی نگاه میکنند، اما زمانی که آموزش درست شود، آنها به جای اینکه به دنبال کسب منافع بیشتر باشند واقعاً زندگی می کنند و به اطرافیان خود عشق می ورزند، وقتی سطوح بندی مدیران فشرده باشد آنها بهتر میتوانند در این امر کمک کنند.
برای جلوگیری از فساد باید به همه حتی کودکان همه چیز را یاد داد و آنها را مسئولیت پذیر کرد که شیطنت بچگی آنها را فریب ندهد، امیال انسانی غیرقابل انکار است و باید آموزش های لازم در این باره داده شود، چرا که بسیاری از سوء استفاده ها نتیجه همین ندانستن ها است و افرادی که کمی اطلاعات دارند به راحتی افراد بی اطلاع را کنجکاو کرده و و در دام خود میاندازند، با مدیریت فشرده و هوشمند سازی میتوان از این اتفاقات تلخ جلوگیری کرد، چرا که این گونه کنترل آنقدر بالا میرود که دیگر کسی فرصت طرح چنین برنامه هایی را نمی تواند داشته باشد، و با آموزش هایی که افراد می بینند میتوانند با مسئله برخورد کنند و در صورت عدم نتیجه، از مراجع مربوطه کمک میگیرد.
سیستم آموزش غلط: مشکل افراد درس خواندن برای قبولی و فراموشی آن تجارب از درس است، فرد وقتی وارد محیط کار می شود اصلاً می بینند که تجاربی را که از درس آموخته به کارش نمیآید، به خاطر همین باید آموزش اصلاح شود، باید فرد با همان انتخاب رشته وارد کار شود و در کنار آن آموزشهای تئوری راهم ببیند، حال هرچه در توانش بود تحصیلات کسب کند، به این صورت که دانشجویان قبل از دانشجو شدن در ارگانی استخدام می شوند، و بعد از نشان دادن لیاقت خود، میتوانند به تحصیل ادامه دهند، و هرکس لیاقتش بیشتر باشد تحصیلات بیشتری کسب می کند، این گونه در این چند سالی که می خواد آموزش ببیند بسیار فردی باتجربه و کارآمد شده و نیازی هم دیگر به دادن کنکور و امتحان ندارد، وشغل مورد نظر او هم تأمین است و دیگر نگرانی پیدا کردن کار بعد از فراغت تحصیل را ندارد، این کار به اندازه کافی برای همه هست اما چون آموزش اشتباه بوده فرد به خاطر سردرگمی در درسی که خوانده و مهارتی که ندارد نمی تواند وارد شغل های دیگر شود و بیکاری در عین بودن کار زیاد می شود، البته علت اصلی بیکاری، وجود پارتی بازی و غیر مربوط بودن رشته فرد با تقاضای استخدام ها است.
تصحیح آموزشهای بد رسانه های اجتماعی امری مهم و ضروری است، در شبکه های اجتماعی یا سایت ها آموزش های مختلفی وجود دارد، شاید ممکن باشد فردی که آنها را بارگذاری کرده با نیت بدی قرار نداده باشد، اما در هر صورت بد است و باید اصلاح شود، تنها راه اصلاح کردن این موارد، هوشمند سازی است که با فناوری های جدیدی که آمده، این امکان هست که فضای خصوصی برای مردم کشور ایجاد شود تا از آموزشهای مورد تایید برخوردار شوند.
درست است که میشود ظلم بزرگ را از بین برد، ولی ظلم کوچک همچنان باقی میماند، روزانه هر فرد به طور خواسته یا ناخواسته، ظلم میکند و موجب رنجش و عذاب دیگری میشود، باید فرهنگ و انسانیت را بیشتر آموزش و ترویج داد، مثلاً: خانه های فشرده یا آپارتمانی، اشغال صندلی اتوبوس با کالاها، بوق زدن، ضربه به کودکان، تحقیر مستضعفان، سو استفاده از سمت و غیره، هرروز میلیارد ها ظلم در حال انجام است، در اصل دولت وظیفه دارد جلوی این ظلمها را بگیرد تا ظلم بزرگ، زمانی که ظلم های کوچک مهار و کنترل شود دیگر آنقدر مردم با فرهنگ و باوجدان می شوند که اجازه ظلم بزرگ را به کسی نمی دهند.
به افراد پیر و بازنشسته باید موقعیت محله ای داد تا تجربیات را به بچه ها منتقل کنند تا بچه ها بدجنس نشوند، افراد مسن می توانند مربی های ورزشی یا درسی یا هر چیز دیگر شوند، تا در کنار آموزش مهارت، تجربیات زندگی را هم به آنها منتقل کنند، اینگونه هم افراد مسن در پیری دچار انزوا و افسردگی نمی شوند و هم والدین بهتر در تربیت فرزندانشان موفق میشوند.
انسان اگر کنترل نشود خرابی و هرج و مرج به بار میآورد، روزانه باید قانونهای جدید تصویب کرد چرا که انسان خلاق هست و راه گریز جدید پیدا میکند، اما بسیاری از این قوانین بی فایده است چراکه انسان خشمگین قانون را رعایت نخواهد کرد، پس تنها باید کنترل از کودکی در قالب تربیت و آموزش صحیح انجام شود، تا انسان های بافرهنگ و قانون مدار بشوند، بدون اینکه لازم به تصویب قانون جدیدی باشد.
افرادی که هنوز زبان خود را بلد نیستند و زبان انگلیسی میخوانند، وقت خود را هدر میدهند، همین گونه که در یک کشور با وجود زبانی واحد، فضای متفاوتی وجود دارد، و گاهی اوقات پیش می آید که طرف با همان زبان مشترک حرف میزند اما واضح نیست، در زبان انگلیسی هم همین مشکل وجود دارد، افرادی که در یک کشور زبان انگلیسی را می آموزند، فکر می کنند که توانایی صحبت با یک فرد انگلیسی را دارند، اما زمانی که با آن فرد ارتباط برقرار کنند، او متوجه بسیاری از تلفظ ها نخواهد شد و احتمالاً با حدس منظور شما به صحبت ادامه دهد، شما برای او مانند همان فردی که صحبتش واضح نیست هستید، که زبانش را نمی فهمید، یادگیری زبان مشترک فقط زمانی خوب است که احتیاج به مکالمه نباشد، مانند استفاده آن در سیستمهای کامپیوتری یا نوشته های پژوهشها، که این روزها با وجود هوشمندسازی هایی که انجام شده است، با یک نرم افزار به راحتی ترجمه میکنند.
اگر بچه ها هتاک شوند یا خلافی مرتکب شدند نباید اخراج شوند، چون آنها را از دست میدهیم، اشتباه کردن در ذات انسان است و هر کاری کنیم احتمال وقوع اشتباه بالاست، نحوه و زمان برخورد با این مسئله مهم است، اگر کمی صبر داشته باشیم و با آرامش صحبت کنیم، آن فرد هم به اشتباه خود پی می برد، اما اگر با عجله و سریع به او پاسخ دهیم ممکن است حرکتی از ما صورت بگیرد که او را از جامعه دور و متنفر کند، در این صورت او به دام انسان های فاسد و خلافکار میافتد و آن ها با همان تفکر اقتصادی خودشان، آن فرد را بازیچه خود می گردانند، هرکس اشتباهی کرده تا هزاران بار آن را تکرار کرد باز هم باید به او فرصت داد، فرصت دادن برای تکرار اشتباه بهتر از این است که او اشتباهش را به سطح بالاتر و مخرب تر برساند.
ایجاد کلاسهای مجازی با هزینه طبقه ای و هماهنگی همه مدارس، به این صورت که تعرفه استفاده از خدمات برای افراد ثروتمند چند برابر باشد، تا از این هزینه اضافه جمع شده به فقرا خدمات آموزشی برسد، و اگر هم تجهیزات لازم را ندارند کمک هزینه داده شود، این گونه فقرا هم فرصت این را دارم تا استعداد خود را ثابت و حداقل تا کسب مقطع دیپلم به درس ادامه دهند.
۱۰- نتیجه گیری
این پژوهش قسمت دوم طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی است که قسمتی از نکات و الزاماتی که یک کشور نیاز دارد تا مردمانش، دولتی ایده آل داشته باشند اشاره میکند، در این قسمت نکاتی درباره مدیریت تولید گفته شد که چگونه میتوان با یک مدیریت صحیح در چارچوب قوانین خاص تولید را افزایش داد، به این صورت که به صورت محله محوری هر محله تولید کننده محصول خاصی باشد و آنقدر تولید مواد اولیه زیاد شود که مجبور به صادرات باشیم، در نتیجه وقتی در تولید مواد اولیه خودکفا شدیم شروع به ساختن کالا کاربردی از مواد اولیه می کنیم و بعد از خودکفایی در تولید کالا، برای صادرات می سازیم، تیمهایی را برای تحقیق قرار میدهیم که تحقیق کنند که چه کالاهایی در دنیا پرمصرف است، آن ها را هم می سازیم صادر می کنیم و در ادامه پژوهش، نکاتی سیاسی و اجتماعی مطرح می شود، این نکات شامل مواردی است که به یک دولت کمک میکند تا بهترین مدیریت را داشته باشد و در ادامه به بحث علاقه می رسیم، چه نکاتی را در این باره میگوید که کودکان را چگونه تربیت کنیم تا افرادی خبره و بامهارت در بزرگسالی باشند و در پایان هم، درباره فرهنگ و آموزش بحث می شود که این توصیه را میکند چه شیوه آموزشی خوب است و فرهنگ متناسب با این عصر چگونه می تواند تغییر کند، کشور به سیستم جدیدی برای مدیریت نیاز دارد تا نواقص و مشکلاتش برطرف شود، هوشمند کردن کشور برای تحقق عدالت امری لازم به حساب میآید، مالکان وقتی منافع خود را در خطر می بینند برای از بین بردن خطر، برخی جوانان را با پیشنهاد کار فریب میدهند تا با مردم خود بجنگند، سوال اینجاست این مشاغل جدید قبلاً چرا نبود؟ شهروندان خودشان نمیخواهند بفهمند، چون با سیستم پیچیده آنها سرگرم هستند و از اخراج از آن سیستم میترسند که نانشان قطع شود، اینجاست که تا شهروندان با فساد همراهی کنند، خودشان هم فاسدند و آتش جهنم هم پذیرای اکثر شهروندان است.
کسب مدال المپیاد جهانی توسط افراد، به چه دردی می خورد؟ وقتی مردم کشورشان در فقر گرفتاری هستند، با آن مدال می شود به آنها چه داد، چرا این وقت توجه به کتابها را برای پیشرفت کشورشان استفاده نمیکنند؟ اینجاست که باید به مغزشان شک کرد
اگر کشوری میخواهد خودکفا شود، باید با سرمایهگذاران بومی کوچک خودش شروع کند، اگر بخواهد با همان سرمایه داران خارجی شروع کند که خودکفایی حاصل نمی شود
برای خودکفایی بعضی از کارها را باید از کوچه و محله خود شروع کرد، نمیتوان که یک دفعه خودکفایی در محصولات کشاورزی را در کل کشور پیاده کرد، این گونه حتماً شکست می خورد
مالکان دست رقبای بومی را قبل از اینکه جدی شوند قطع می کنند، تا انحصار خود را حفظ کنند
مالکان بازداشت نمی شوند چون مدیران شرکت هایشان اخراج و دستگیر میشوند و آنها با مدیر دیگر به فساد ادامه میدهند، آنها آنقدر پول دارند که هر بار قربانی جدیدی در سمت مدیریت قرار دهند و به اسم با مدیریت جدید مردم را فریب دهند
برخی مسئولان عمداً مردم را آزار میدهند تا اعتراض کنند، اینگونه از مقامات بالا بودجه بیشتر برای مهار شورش می گیرند و هم به این بهانه که مردم شورشی هستند و به خزانه دستبرد زدند، مسئولان دزدی میکنند و آن را گردن مردم میاندازند، اینگونه دیگر آن کسی حرف آن شهروندان را باور نمیکند که برای چه بحرانی اعتراض کردند
مسئولان بازیگران بزرگی هستند، آنها در یک لحظه میتوانند چهره غم آلود به خود بگیرند، یا گریه کنند، یا شعار بدهند و غیره، چون این کار هیچ سختی ندارد و با کمی تمرین به بهترین وجه می شود آن را اجرا کرد
باید یک به یک شرکتهای مالکان که بیماری، فقر، بیکاری، فساد، خشکسالی و غیره، ایجاد میکنند را پلمپ کرد، مگرنه هیچ وقت خودکفایی حاصل نخواهد شد
مالکان بذر اصلاح شده تقلبی به کشاورزان می فروشند، کشاورزان هم با این فکر که آن آب کمتر میخواهد و بازدهی بیشتر دارد آن را می خرند و اینگونه محصول خوبی تولید نمیشود و خشکسالی هم آن سرزمین را خواهد گرفت و مالکان مردم را مجبور میکنند در شرکت هایشان کار کنند و با حقوق ناچیز از محصولات وارداتی استفاده کنند، این یعنی تماماً سود برای مالکان، بردگی واضح تر از این نیست
مسئولانی که با مالکان همکاری می کنند، هر سال اسناد ساختگی تحویل میدهند تا در تاریخ ثبت شود که آنها برای مردم چه کارهای بزرگی در اوج بحران ها کردند، در حالی که شهروندان در بحران هایی که مالکان ساختند غلت میزنند
شرکت های خارجی برای استفاده از زمین و آب دیگر کشورها مشتاق سرمایه گذاری در کشوری دیگر هستند، آنها می خواهند که سرزمین خودشان خشک و بی حاصل نشود تا محتاج نشوند
کشوری که شهروندانش در بحرانها غلت می زنند، چرا باید به فکر پروژههای فضایی باشند؟ چرا باید بودجه ای که میتواند فقر را مهار کند را صرف هزینه های سنگین تحقیقات فضایی کنند؟ چیزی که فعلاً به کار نمی آیند و اگر فقر از بین نرود، آیندگان فضا را برای چه میخواهند؟ برای رفتن به فضا باید وقت و پول حسابی داشت، اول زمین بعد به سایر سیارات رسیدگی کرد
پرداخت مالیات برای شهروندان واقعاً لازم نیست، اگر دولت بتواند سیستمی طراحی کند که مردم خالص تمام درآمدشان را بدون کسر مالیات دریافت کنند، این کاملاً مسخره است که پول دست خود دولت است، بعد مالیات را در فیش حقوقی کم کند، اصلاً چرا باید نشان دهد، اگر این یک سیاه نمایی است پس باید بهتر اجرا شود
اگر تولید کنندگان بتوانند به خوبی و بهینه کشاورزی کنند، این شغل میتواند پردرآمدترین شغل روی کره زمین شود
تاجران فقط تجارت می خواهند تا سود ببرند، کار آنها ماننداین است که آب صادر کنند تا در عوضش مشروب وارد کنند
مردم به کسی که از آمریکا آمده، بیشتر احترام می گذارند، چون فکر می کنند کسی که در آمریکا زندگی کرده، انسان بزرگ، عاقل و ثروتمندی است
تولید کنندگان اگر کمی فکر و خلاقیت داشته باشند میتوانند از مساحت کم تولید زیادی کنند
وقتی دیده شود که دولتی در کاری که به نفع مردم است، به صورت سازمان یافته پاپوش می سازد و سریع دخالت میکند، باید دانست که پای مالکان وسط هست و آن دولت فاسد است
مالکان برای از بین بردن رقبا در محصولاتشان ویروس وارد می کنند، تا بیماری ایجاد شود و اینگونه سهمشان را از بازار حفظ میکنند
مردم باید سرگرم درس و کار باشند و برای پیشرفت در زندگی بجنگند تا مالکان سود کنند، در این سیستم هر چه مالکان بخواهند میشود و مردم بازیچه ای بیش نیستند
این مالکان هستند که رسانه ها را کنترل می کنند و برای مسئولان سوال و جواب تنظیم میکنند تا با آن افکار عمومی را مسموم کنند
اگر مردم سالم و پولدار باشند، چه کسی داروهای مالکان را بخرد و برایشان کارگری کند؟ آنها همه چیز را باید طبیعی و تنظیم شده به نظر برسانند تا همه وابسته شوند، آنها هم که آگاهند در مبارزه علیه مالکان زجر میکشند
مالکان هرگز اجازه پیروزی به مردم نمی دهند، چون دنیا از کنترلشان خارج می شود، آنها باید مردم را عقب تر از خود نگه دارند تا بتوانند مردم را مهندسی کنند و هرکه علیهشان قیام مرد را سرکوب کنند، بیشتر انقلاب ها و کودتاه ها توسط خود مالکان انجام میشود تا برای سرگرمی متنوع، مردم را وارد سیستم دیگری کنند
مسئولان فاسد را باید کاری کرد که از ترس جانشان، از تبعیت مالکان خارج شوند، آنها یا باید از مالکان پیروی یا از مردم، چون در هر دو صورت میمیرند، اما فرقش این است که با مردم باشد، آن دنیایش توسط خدا تضمین شده است
با باور داشتن به تغییر در خود میتوان به انرژیهای خاصی رسید که بدن را ارتقاء میدهد
اینهمه لوازم و ابزار اختراع شده است، اما باز انسانها میخواهند از هم کار بکشند و از تنبلی هم شاکی میشوند، مثلاً وقتی لباسشویی هست چرا زن را وادار به شستن با دست میکنند، البته دولت باید تسهیلات لازم برای خرید لوازم و ابزار را فراهم کند
دولتها حق ندارند پول ارتقاء تجهیزات و زیرساختها را از شهروندان بگیرند، این وظیفه آنهاست که از درآمد صادرات محصولاتی که شهروندان تولید میکنند، تمام هزینهها را تامین کند، نباید یک تومان هم از کسی گرفته شود، مالیات باید حذف شود
این خود انسان است که باید حدش را تعیین کند، یکی با خانه و ماشین قانع میشود، یکی با یک مقطع تحصیلی، یکی با کار و غیره، برخی هم اصلاً به حدی قانع نیستند، این شرایط جسمی و محیطی انسان است که این حد را تعریف میکند
در هر ساختمان باید وسایل بازی کودکان باشد تا به جای بازی در طبقات خانه که موجب آزار همسایه میشود، در آن مکان بازی کنند
لاین مخصوص خودروهای امدادی در تمام خیابانهای موجود باید باشد و هیچ خودروی دیگری حق ورود نداشته باشد
بهتر است راهی پیدا شود تا افراد مجرد بتوانند از دل هم باخبر شوند و بدانند که به هم پیشنهاد ازدواج بدهند یا نه، مثلاً با در انگشت کردن انگشتری خاص که علامت رضایت به فرد مقابل باشد، یا نشان دهد با کسی در رابطه است یا نه، راه بهتر این است که هوشمندسازی شود، تا هوش مصنوعی افراد مورد نظر هم را پیدا و به هم معرفی کند، باید دور سایت و اپلیکیشن را خط کشید، چون جز فساد و دروغ چیزی خوب به بار نمیآورد
حس و حال انسانها در زمان متفاوت است، ممکن است در لحظهای که یک نفر غم دارد با یک نفر که شاد است روبرو شوند و فرد شاد روی اعصاب غمگین برود و نزاع صورت بگیرد، با هوش مصنوعی میتوان این مشکل را حل کرد و این دو را از هم دور نگه داشت
هروقت انسانها به سطحی برسند که همه را خواهر، برادر، والدین و فرزند خود ببینند، آنوقت به سطوح بالای معرفت دست یافته اند و دیگرگرای حقیقی میشوند
هر انسانی ساخته شرایطش است، اگر در محیط ناز و نعمت باشد ترسو میشود یا اگر در محیط خشن و سخت باشد شجاع میشود، یا اگر به او ظلم شود بیرحم میشود، یا اگر احترام به خاطر مقام گذاشته شود مغرور میشود و غیره
باید از هر انسانی که به خدا و قیامت اعتقاد ندارد ترسید، چون او خود را محدود به دنیا میبیند و برای کسب مال دنیا به هیچکس رحم نمیکند و موانع را نابود میکند، مثل زنی که به زیباییش دلبسته و پادشاهی را دلباخته میکند و بعد از ملکه شدن پادشاه را میکشد تا خودش حکومت کند
فردی که به اطمینان رسیده که فلان چیز درست یا غلط است را نمیتوان دیگر قانع کرد، مگر کسی که به او اطمینان دارد بگوید، مثلاً اگر فردی در توهم اطمینان حاصل کند که فلانی خانواده اش را کشته، تا او را ببیند جنگ شروع میشود
با ورود جریان برق به بدن، ماهیچه ها با نهایت قدرت خود عمل میکنند
هوش مصنوعی نمیگذارد، که کسی دیگران را فریب دهد، مثلاً کسی که یک بچه میدزدد و برای ساکت کردنش به دیگران که متوجه گریه بچه میشوند، میگوید فرزند خودش است، در حالی که بچه انکار میکند، هیچکس به حرف کودک توجه نمیکند تا آدم ربا موفق شود، اما هوش مصنوعی عملیات نجات شروع میکند
واگذاری تصمیم به مسئولان خرد، تبعات دارد، چون احتمال زیادی دارد که عامل بحران شوند و افکار عمومی را به هم بریزند، اما با هوش مصنوعی به سرعت میتوان راه حل منطقی و بدون عوارض جانبی پیدا کرد و در همه موارد مشابه دنیا اعمال کرد
همه انسانها شاکی تبعیض جنسیتی، نژادی و امکانات هستند و هرکس به اندازه تجربه و مطالعه خود شکایت میکند، در حالی که شاید آن مشکل در جای دیگری نباشد یا او اشتباه میکند، هیچ انسانی نمیتواند کامل تبعیض را اثبات کند، اینجا هوش مصنوعی کمک بزرگی است
مسئولی که بودنش به جای نفع، خسارت میزند، بهتر است که دنبال مسئولیت نگردد
انسانها دارای احساسات هستند و این به آنها غلبه میکند، مثلاً از چیزی ناراحت و خشمگین هستند، پس اگر در جامعه کسی به آنها گیر دهد، پرخاش میکند و اینگونه جامعه از آنها متنفر میشود، حال اگر مسئول باشد صد برابر بدتر است، به همین دلیل هوش مصنوعی لازم است
انسانهایی که با دیگران مانند حیوان رفتار میکنند یا هر نوع رفتار زشت و آزار دهنده دیگر، بهتر است به شدت تنبیه شوند، نه با شلاق یا زندان و جریمه، بلکه باید به تبیهی شبیه این که به یک وسیله پر سرعت مثل هواپیما یا خودرو بسته شوند و ترسانده شوند، تا دیگر هربار خواستند رفتارشان را تکرار کنند، یاد آن ترس مانع شود
حتی اگر مسئولان کارشان را خوب انجام دهند، باز به هوش مصنوعی نیاز است، چون انسان به مرور عوض و فاسد میشود و حتماً باید یک ناظر بر سرش باشد
انسان تا وقتی قانون را نپذیرد، علاقهای به رعایتش ندارد، احترام به قانون یعنی در عین باز بودن راه برای هر جرمی، فرد خودش را نگه دارد
انسان باید هرروز سلام و تشکر کردن را تمرین کند، تا وقتی دیگران را میبیند و به او کمک میکنند، فراموش نکند با سلام و تشکر، خوشحالشان کند
هوش مصنوعی میتواند مجرمان را بدون هیچ تیرندازی و خسارتی دستگیر کند
بعضی اوقات نمیشود دو یا چند مسئول در یک مکان مدیریتشان تداخل داشته باشد، چون باعث ضعف سیستم میشود، باید هرکس منطقه خود را داشته باشد، متأسفانه اکنون همین سلسله مراتب و تداخل وظایف مسئولان سازمانهای مختلف، نمونه بارز ناکارآمدی مدیریت شده است
هوش مصنوعی به بچهای توانایی پیدا کردن آدرس خانه را ندارد و گم شده، کمک میکند، حتی برای سالمندان که توانایی جسمی ندارند و آلزایمری ها کمک رسان است
انسانها اگر برای این به دنیا آمده باشند که، بزرگ شوند، کار کنند، خانه و خودرو بخرند، تفریح کنند و غیره تا بمیرند، پس آنها با حیوان چه فرقی دارند، اگر به سبب توانایی بیشتر، خیلی به انسان احترام گذاشت، نامش را میشود گذاشت حیوان هوشمند، اما انسانها آمده اند تا تقدیر خدا را رعایت کنند، این اصل هدف به دنیا آمدن است، که متأسفانه شیطان هم بیکار ننشسته و از طریق مالکان، تقدیرهای کاذبی از طرف خدا یا با ساخت خدایان دروغین، به مردم ارائه داده است
انسانها، همیشه از اینکه تنها هستند یا با افراد مشهور تعامل ندارند، ناراحت میشوند و به همین دلیل از نحوه زندگی و رفتار دیگران شکایت میکنند
انسانی که از قوانین و مراحل تعیین شده حکومتش پیروی نکند، خود را عذاب میدهد و در جامعه منزوی و فقیر میشود
زوجهای هم سن و جوان، بیشتر تمایل به هوس دارند تا زندگی مشترک، عشق چیز کمیابی است و با یک نگاه ایجاد نمیشود، پس باید به جوانان یاد داد تا هوس را کنترل و زندگی مشترک را بشناسند تا کارشان به طلاق نکشد، اگر هوس در نگاه اول شکل بگیرد، فقط تا زمانی که هوس جدیدی پیدا نشده ادامه دارد، این هوس ممکن است همزمان به هزاران نفر باشد و متعهد بودن به یک نفر در بین همه، به معنی عشق نیست، این یک تلقین به خود است که اینگونه انسان برای خود حد و حدود تعیین میکند تا زندگیش از مسیر خارج نشود
هوش مصنوعی نمیگذارد ایده شخصی کسی به دیگری آزار برساند و به همه در ایجاد زندگی ایدهآل کمک میکند
مثال دنیا و آخرت برای انسان، مثل یک ماهی آکواریوم است که میخواهند او را به جای بهتر یا تمیز ببرند، اما او مقاومت میکند و آنقدر مخالف جریان رفتن به مکان بهتر حرکت میکند، تا ناگهان کار از کار بگذرد و به مکانی بد بیافتد، یعنی بهشت را به خاطر سرکشی با جهنم عوض کرد، صاحب ماهی میداند چه میکند، اما ماهی چون خبر ندارد سرکشی میکند
در دنیا اکثر کسانی که در رأس حکومتها مفسد فی الارض بودند و هستند، آنها فقط ثروت، زمین بیشتر و برده مطیع میخواهند، هرکس هم که قبل از رسیدن به این مقام، شعار عدالت میدهد، بعد از حکومت میفهمد که واقعاً عدالت ممکن نیست، چون گروه های فشار، مداوم در گوش او میخوانند که فلان کار را کن، فریبش میدهند، صحنه سازی میکنند و آنقدر نظم امور را به هم میزنند تا رأس حکومت را فریب دهند
در گذشته اکثر مسئولان تاجر و زمین دار بزرگی بودند که هرکدام در ملک خود یک حکومت داشتند، آنها با مردمشان همانند همان گوسفندهایشان رفتار میکردند و به پادشاهان را فریب میدانند تا کشور گشایی کند تا آنها بیشتر داشته باشند، امروزه هم با آنکه شاهان کنار گذاشته شدند، اما مسئولان هنوز وجود دارند و حکومتها را به هر سمتی که به نفعشان است هدایت میکنند، این نشان میدهد پادشاهانی هم که میخواستند عادل باشند، در دام مسئولان افتادند، سرچشمه همه فسادها مسئولان هستند، آنهایند که با فسادشان حکومت را بدنام میکنند و احمق پادشاهی که حریفشان نمیشود، باید هوشمندسازی کرد تا دست فساد از ریشه قطع شود
هیچوقت نباید با دشمن در مکانی که خودش را مستقر کرده جنگید، باید آنقدر جابه جا و حتی عقب نشینی کرد تا اوضاع مکانی بهتر شود
شهروندان قشر فقیر چیزهایی میخواهند که به آنها آرامش بدهد، آنها به پارکی که زنانشان از دست مردان در آن راحت نیستند نیاز ندارند، آنها محیطی امن میخواهند که زنانشان بدون هزینه به آنجا برود و با آرامش خاطر بازی و ورزش کند
امروزه هرکس بتواند افکار عمومی را فریب دهد، پیروز میشود، حال این میخواهد برای فروش کالا باشد، یا دعوت به سرمایه گذاری، یا برهم زدن روابط کشورها و غیره، چون وقتی افکار عمومی چیزی را بخواهند یا نخواهند، هیچکس نمیتواند جلویشان را بگیرد، مگر او هم فریب دهد
حق و تکلیف باهم میآیند، وقتی خدا تکلیفی بر انسان میگذارد، در کنارش حقوق هایی هم قرار میدهد، اما وقتی انسان به سبب برخورد با مشکلات جدید حکومتش، که قوانین غیر منصوف شرعی میگذارد که با تکالیف جور نیست و ناحقی ایجاد میکند، چون انسان به عقل خطا کار خود رجوع کرده و از بین هزاران راه، مجبور است یک را را انتخاب کند تا شبهه و تعارضی نباشد، اما شاید این شاید به همه تکالیف نخواند، اما با هوش مصنوعی میتوان قوانین را دقیقاً مطابق قوانین الهی کرد
این پژوهش دارای قسمت های بعد نیز می باشد، که این قسمت دوم آن بود و اگر خدا توفیق دهد بیش از ده قسمت دیگر نوشته میشود.
طرح هوشمند سازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم (قسمت سوم)
۱- چکیده
از سال ۱۹۴۳ میلادی (معادل ۱۳۲۱ شمسی)، که هوش مصنوعی اختراع شد، تا به امروز بشر توانسته این فناوری را از سطح ابتدایی خود که فقط ثبت داده و اجرای فرمان ساده بود، به سطحی برساند که این فناوری دارای هوشی شبیه به انسان باشد که دارای درک و منطق، توانایی تجزیه و تحلیل، سنجش احساسات، حافظهای با ظریفیت و پردازش سریع، فارغ از زمان و مکان، سازماندهی امور و غیره است، اکنون وقت آن رسیده که این فناوری، وارد عرصه حکومت شود و یونیوکراسی را جایگزین دموکراسی کند، در این پژوهش توضییح داده خواهد شد که چگونه اعمال این سیستم در حکومت ممکن است؟ و چه مزایایی دارد؟ اعمال این سیستم بسیار سادهتر از تصور خیلی از مسئولان است، چراکه این فناوری عمری هفتاد ساله دارد و متأسفانه فقط معدودی از مردم با قابلیتهای هوش مصنوعی آشنا هستند، اکنون حدود پنج سال است که کشورهای قدرتمند نظیر آمریکا، چین و روسیه، شروع به نوشتن چنین سیستمی کرده اند و متأسفانه ایران هنوز نتوانسته سطح دوبعدی اینترنت را تکمیل کند و چینش سیستم فناوری موجود نامرتب و اشتباه است، ایران نیاز دارد تا دوباره در سیستم سیاسی و فناوری بازنگری کند تا طبق برنامه طرح پنج سال دیگر، در مسیر صحیح مدیریتی و خودکفایی قرار بگیرد، تا بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با گام دوم بهتر و سریعتر محقق شود، در این طرح قرار نیست که کشور از صفر شروع کند، فقط پیشنهاد کمی تغییر در قانون اساسی و مدیریتها دارد و از تمام اطلاعات بدست آمده از تاریخ، سیستم فعلی، اینترنت ملی، دولت الکترونیک و غیره استفاده میشود.
کلیدواژه: سیستم، آینده، هوشمندسازی، شهروندان، مسئولان
2- Abstract
Since 1943 (Equivalent to 1321 solar), when artificial intelligence was invented, human beings have been able to bring this technology from its basic level, which was just recording and executing simple commands, to a level where this technology has a human-like intelligence that Has understanding and logic, the ability to analyze, measure emotions, memory with finesse and fast processing, regardless of time and place, organizing things, etc. Now is the time for this technology to enter the realm of government and replace democracy with democracy. In this study, it will be explained how this system can be applied in government? And what are the benefits? Applying this system is much easier than many officials think, because this technology is seventy years old and unfortunately only a few people are familiar with the capabilities of artificial intelligence, now it is about five years since powerful countries such as the United States, China and Russia began to write Such a system has been set up, and unfortunately Iran has not yet been able to complete the two-dimensional level of the Internet, and the existing technology system is out of order. Self-sufficiency, so that the statements of the Supreme Leader regarding the second step can be better and faster, in this plan, the country is not going to start from scratch, it only proposes a slight change in the constitution and administrations, and from all the information obtained from history. , Current system, national internet, e-government and so on.
Keyword: System, future, make smart, citizens, officials
درست است که اگر در جامعهای اخلاق رعایت شود، دیگر جرمی اتفاق نمیافتد، اما باز انسانی پیدا میشود که از خوب بودن خسته شود و به طمع غالب شدن بر این جامعه خوب، برای خود حکومت ظالمانه تأسیس کند، اینجا مشخص است که بودن یک حکومت واجب است تا چنین فردی جرأت برخاستن پیدا نکند، اما با بودن حکومت با نمیتوان به تداوم اخلاق امید داشت، همیشه به سبب خصلت انسانی، افرادی هستند که قانون را دور بزنند، پس علاوه بر حکومت یک سیستم اجرایی هم لازم است، اما این سیستم سنتی ناکارآمدی خود را نشان داده و ریشه فساد هم همین مسئولان هستند، پس به جای اینها باید هوش مصنوعی باشد تا قوانین را دقیق و بدون فساد، اجرا کند
اگر جامعه یا محله ای فقیر باشد، از وضع ظاهرش پیداست، ثروتمندان اگر مطیع قانون بودند و به آن اعتماد داشتند، از ثروت خود برای توسعه استفاده میکردند، اما آنها ترجیح میدهند این کار را نکنند، چون به ضرر آنهاست و سود اقتصادی هم ندارد، اگر هوش مصنوعی بیاید، میتواند این حس اعتماد را ایجاد کند و از هر مقدار خرج ثروتمندان برای محله ها، سود فراوانی را تضمین کند، هوش مصنوعی بهترین راه حل برای افزایش اعتماد و مشروعیت است و سرمایه افراد را هرساله بیشتر کند، همچنین مدیری است که حساب همه چیز را دارد و هیچ چیز از تولید تا مصرف روی زمین نخواهد ماند
متأسفانه وقتی سارقان وارد خانه شدند، اگر اهالی سیستم امنیتی خانه را فعال کنند، باعث دردسر بیشتر برای خود میشوند، چون سارقان راه فرارشان بسته میشود و پلیس میرسد، این دیگر تبدیل به گروگان گیری میشود، که نهایتاً به احتمال زیاد به کشته شدن اهالی خانه می انجامد
با یک تروریست نمیشود مذاکره کرد و باید در اولین فرصت او را از پای در آورد، اگر برای فرصت کشتن به انجام چند خواسته اش نیاز است، باید انجام داد، اما نباید در پایان کار زنده باشد
اطرافیان بابت رفتار شما، جواب میخواهند و متأسفانه بعضی وقتها انسان دوست دارد بگوید، اما یک حس عجیب موقع توضیح، انسان را به پرخاش وادار میکند، مانند این است که قرار نیست انسان بتواند جواب اطرافیان را بدهد، پس اینجا به هوش مصنوعی نیاز دارد تا به جایش توضیح دهد
علت اینکه برخی جانوران در زندگی کلونی موفق هستند، این است که خدا برای آنها حس هایی گذاشته تا با آن عدالت و نظم را برقرار کنند، این حس را همان هوش خلقت میتوان نام برد، اما چون انسان حس خاصی که توانایی مدیریتی داشته باشد ندارد، نمیتواند عدالت را برقرار کند و همیشه نفسش بر او غلبه میکند، باید هوش مصنوعی را بسازد تا کمکی برای مدیریت بدون خطا و اجرای عدالت باشد
مالکان دارای شبکه و بانکهای مخفی هستند که از طریق آن قوانین را دور میزنند تا حجم واقعی سرمایه آنها برای شهروندان مشخص نشود، مثل سپردن حسابها به افراد ساده یا مسئولان تا سرمایه بین آنها تقسیم شود و مبلغ بزرگ به چشم نیاید، اما با هوش مصنوعی دیگر مخفی کاری ممکن نیست
معمولاً مخالفان سیستم هوش مصنوعی، کسانی هستند که از برابر شدن با دیگر انسانها میترسند، چون از این سیستم سنتی میتوانند مقام بگیرند و ظلم کنند، اما در آن همه یک مقام و قدرت دارند
باید هرکس کپسولی داشته باشد تا در موقع خطر در آن پنهان شود، البته اگر علم به آن سطح برسد که بتوان دنیای مجازی را در واقعیت لمس کرد، میتوان هاله هایی ایجاد کرد که تمام قابلیتهای لازم را در حفظ و تامین تمام نیازهای انسان داشته باشد
دستکاری ژنتیکی محصولات، فقط یک تفکر اقتصادی است و چیزی جز بیماری، بلا و مصیبت ندارد، باید از محصولات طبیعی استفاده کرد
اعتبار برای مراکز دولتی مختلف در کشور، باید درخواستی همان لحظه باشد، خیلی ها این اعتبار را خرج خود میکنند، برخی هم کارهایی برای سیاهنمایی انجام میدهند، برخی در آخرین ماه سال حساب را خالی میکنند و غیره، اما هوش مصنوعی، برنامه ها و هزینهها را تنظیم و محاسبه میکند تا دیگر فسادی صورت نگیرد
یک رسم غلط در جامعه پخش غذای نذری است، که یا کم میآید و موجب رنجش شهروندان، یا زیاد میآید و خراب میشود، شهروندان بلاخره غذای روزانه خود را مثل همیشه تهیه میکنند، اما باید هوشمندسازی کرد تا همه شهروندان با هم هماهنگ باشند، تا نه نذری کم بیاید، نه کسی بیش از نیازش ببرد تا خراب شود و نه روی دست بانی بماند، هوش مصنوعی همه را برنامه ریزی و به خوشمزه شدن نذری کمک میکند
یک ترفند جالب دولتها برای مهار قیمتها، این است که ابتدا اجازه بلارفتن قیمتها را به سرعت میدهند، بعد از اعتراض شهروندان، با برگزاری یک سخنرانی که قرار است بعد از آن دولت با متخلفان برخورد کند، قیمتها را آرام کمی پایین میآورد، اینجا حرکت فریبنده ای انجام شد که شهروندان دقت نکردند، مثلاً وقتی قیمت محصولی از یک تومان به سه تومان رفت، شهروندان قیمت قبلی را فراموش کردند و به سه تومان توجه کردند، اینجا دولت یک سخنرانی دروغین کرد و قیمت را به دو و نیم رساند، شهروندان خوشحال شدند و به دولت افتخار کردند، اما به افزایش یک و نیم تومان توجه نکردند، به همین راحتی دولتها شهروندان را بازی میدهند، چیزی هم که زیاد هست کالا است، یک روز گوجه، فردا سیب و غیره، اما با هوشمندسازی دیگر دوران فریبکاری همه تمام میشود
متأسفانه در دنیا، خوب بودن را به پای سادگی، بی دست و پایی، مظلومیت و غیره، میگذارند، در حالی که این انسانها معرفت دارند، آنها هم میتوانند بد باشند اما دوست ندارند
اگر بخواهید به انسان صبر را یاد بدهید، باید نیازش را سریع برآورده نکرد تا بداند همه چیز سریع اتفاق نمیافتد
در این دنیا، هرکس به کار و حرفه خود بها میدهد و حتی برای هم حرفه های خود هم ارزشی قائل نیست و به تازه واردان میدان نمیدهد
هوش مصنوعی از اشتباه در تشخیص مجرم و بیگناه جلوگیری میکند، مثلاً پیش میآید که پلیس یا شهروندان به صحنه جرم میرسند و شاهد درگیری هستند که ناگاه مجرم به سمت آنها میآید و درخواست کمک میکند، اینجا همه دچار اشتباه شده و به مجرم کمک میکنند، یا حتی به بیگناه شلیک میکنند
بسیار این مورد پیش میآید که افرادی که با خلافکاران یا انسانهای قلدر تعامل دارند، مورد ضرب و شتم قرار میگیرند اما میترسد شکایت کند، با هوش مصنوعی دیگر کسی جرأت دست بلند کردن بر دیگری را ندارد
احتمال دارد که مسافرخانههای دورافتاده یا بدون مجوز، در غذای مهمان داروی بیهوشی یا خواب آور بریزند و اموالی که به چشم نمیآیند را بدزدند
ترس از دست دادن دوباره فرزند باعث میشود که به آنها سخت گرفته شود، با هوش مصنوعی میتوان اطمینان لازم را از سلامت انسانها داشت تا احتمال مرگ غیرطبیعی شدیداً کم شود
اجرای عدالت بعد از جرم چه فایده دارد، آیا مقتول را زنده میکند؟ آیا آسیب های تجاوز را جبران میکند؟ آیا مالباخته مانند قبل میشود؟ و هزاران آیای دیگر، اما با هوش مصنوعی میتوان مجرمان را کنترل کرد تا جرم نکنند
میتوان برای چیزی که زیر زمین حرکت میکند، یک هم قطب شناور در ارتفاع بلند گذاشت، تا هرجا میرود با آن قطب بالا نشان داده شود
اکثر انسانها حتی در نصیحت کردن هم منفعت خود را در نظر میگیرند، مثلاً یک زن را فریب میدهند تا برای یک شب استفاده از او، از خانواده اش دور شود و راه بازگشتی نداشته باشد، یا حتی اگر نفع یک درصد هم باشد برایش تلاش میکنند تا دیگران را به میل خود متقاعد کنند
قدرت باید به کسانی برسد که سودای قدرت ندارند، چون اگر فاسدی دنبال قدرت نرود، خودبه خود به دنبال صاحبش میرود، اما فاسدان نمیگذارند
خیانت به شهروندان، در زمانی که جان آنها در خطر باشد کار معقولی نیست، چون دشمن به وعدهاش عمل نمیکند، اما در قبال ضرر به خود میتوان به خود خیانت کرد
زنها در زمان ناراحتی نیاز به توجه و حمایت دارند، اما اگر شوهر یا محارم به این وضع رسیدگی نکنند و به فکر خود باشند، یک نامحرم پیدا میشود و از فرصت سوءاستفاده میکند
هروقت کسی از شیوه زندگی دیگران خوشش نیاید یا مثل آن چیزی که ندارد باشد، آنها را عقب مانده میخواند
اگر دستیابی به اطلاعات ریز و درشت جهان برای سازمانهای مخصوص حکومتها سخت باشد، آن کشور پر از جاسوس میشود تا همه چیز را به نفع کشور خود تغییر دهند
در بیشتر اوقات جاسوسان همان کسانی هستند که در سابقه درخشان دارند، آنها جاسوس میشوند، چون طمعکار شدند و میدانند کسی به آنها شک نمیکند
عالم جاسوسی برای خود در حد مقطع فوق دکتری است و نباید انتظار این را داشت که جاسوس با چند ترفند ساده خود را لو بدهد، با هوشمندسازی میتوان از طریق تلپاتی جاسوس را شناسایی کرد
اگر کسانی عمداً آب را هدر دهند تا خشکسالی بیشتر حس شود، مسئولان چه میتوانند بکنند، اما با هوش مصنوعی جلوی این اتفاق گرفته میشود
هوشمندسازی باید به این صورت شروع شود که اول یک منطقه از هر شهرستان هوشمند شود و آن را به مناطق اطرافش برساند
انسانها نمیتوانند صلاح خود را تشخیص دهند و نیاز به یک خیرخواه دارند، چون انسانها بهتر میتواند برای دیگران نظر دهند، اما برای خود نمیتوانند، فقط مشکل اینجاست که انسانها به هم اعتماد ندارند یا سخت به هم اعتماد میکنند، اما با هوش مصنوعی بدون هیچ مشکل خاصی میتوانند به آن اعتماد کنند و کمک بگیرند
اگر به انسانی که قصد جدایی دارد، در لحظه آخر واقعیت را گفت تا شاید برگردد، کار اشتباهی است، چون اینگونه خودش را شخصیت خوب نشان میدهد و میگوید فکر کردی این مهم بود، تو اشتباه فکر کردی پس من را نمیشناسی و کسی که من را نمیشناسد، دوست من نیست و به همین راحتی شما شخصیت منفی میکند و میرود
ایجاد مکانهای متعدد برای پخش غذای رایگان، با هزینه بانیان، البته خود بانیان هم میتوانند استفاده کنند
باید برای بچهها و حتی بزرگسالان، برنامه هایی سرگرم کننده ساخت که اطلاعات عمومی و تخصصی آنها را بالا ببرد، مثل انیمیشنی که اطلاعات ریز و درشت یک گونه حیوان را به بیننده نشان می دهد
متأسفانه تنوع طلبی امروزی انسانها و قوانین ساده، باعث این شده که طلاق تبدیل به یک هدف در زندگی تبدیل شود، وقتی انسانها موردهای جدید برای تخلیه هوس و زندگی مرفع میبینند، حتماً تلاش میکنند تا به آن دست یابند
در یونیوکراسی مد نظر، تکنولوژی هوش مصنوعی به حدی میرسد که همه از طریق تلپاتی با سیستم ارتباط دارند
با هوشمندسازی دیگر کسی کارش بر زمین نمیماند و معتل اقدام مسئولان نمیشود، تمام خواسته ها سریع پیگیری و به نتیجه می رساند
باید به انسانها در زمان ازدواج تمام احتمالات بعد آن را مورد به مورد گفت تا بعد از یکی یا دو سال، به دنبال طلاق نباشند
نباید هیچ عاملی در قیمت ها موثر باشد، مثل انتخابات، زلزله، سیل، سوخت، اعتصاب و غیره، دولتها باید برای تمام احتمالات آماده باشند تا تغییری رخ ندهد، اما این کار فقط با هوشمندسازی موثر است
کودکان در زمان نزاع به خصوص از طرف والدینشان، به شدت احساس ترس برای میکنند، مخصوصاً اگر یک طرف بحث مادرش باشد، آنها از این بیشتر میترسند که کاری از دستشان بر نمی آید، پس باید زندگی را برای مادران شاد کرد تا شادی خانواده خاموش نشود، غم مادر به همه اهل خانه منتقل میشود
زوجها بعضی اوقات باید مانند دوران نامزدی با هم رفتار کنند تا تنوع در زندگیشان ایجاد شود
وقتی کسی از کارش پشیمان شده و معذرت خواهی میکند تا دیگر تکرار نکند را نباید تا کم و زیاد میشود، آن اشتباهش را به سرش کوبید
اگر از همان ابتدا، الگوی پوششی فرزندان را دید و درباره خوب یا بدش نظر داد، دیگر آنها به دنبال پوششهای ناجور نمیروند که بعد از آن دلخوری پیش بیاید، اگر یک بار انسان با پوششی بد به درون جامعه برود و کسی او را نهی نکند، او تا آخر عمر آن را ادامه میدهد حتی اگر هزاران بار نهی و توبیخ شود
نباید زمانی که فردی حوصله یا تمایل به حرف زدن در مورد خاصی را ندارد، سوال و جواب کرد، باید به او احترام گذاشت و در زمان مناسب تری سوالات را پرسید
زوجها باید یاد بگیرند هم صحبت خوبی برای هم باشند و به هم انرژی بدهند، شوخ طبعی و انجام تمام تفریحات موجود در دنیا بهترین راه برای انتقال انرژی به هم است، بیشتر انحرافات اخلاقی به خاطر همین عدم مهارت در هم صحبت شدن است که باعث میشود تا زوجها انرژی آن را از دیگران بگیرند
با هوشمندسازی دیگر نوبت معنا ندارد و همه در همان لحظه نیاز، خدمات رسانی میشوند
نباید انسانها در حرفهای نتوانند نظر و علاقه خود را بخاطر مقام بالادستی اعمال کنند، با هوشمندسازی میتوان همه را در هر سنی که هستند مسئولی لایق کرد، چون هوش مصنوعی تجربیات و آموزشهای لازم را به او میدهد و توجیهش میکند
علت بروز علائم پیری زودرس در انسانها، نشان دهنده این است که آنها از زندگی راضی نیستند، چون دولتشان ضعیف عمل کرده است
انسانها باید با هر شکل، قد، جسم و غیره هستند خود را بپذیرند و به بهتر یا بدتر بودن دیگران توجه نکنند، چون این دنیا تمام شدنی است و امتحانی بیش نیست
انسان نمیتواند آن چیزهایی که خدا برایش مقدر کرده را تغییر دهد، اما میتواند با آنها کنار بیاید و از آنها در جهت پیروزی در امتحان الهی استفاده کند
شهروندان باید حس کنند که صاحب کشور هستند تا کسی با فاسدان همکاری نکند، شهروندان باید با این فاسدان که مانند فردی چاقو به دست هستند، دست خالی بجنگند و از حقشان دفاع کنند
احزاب برای خراب کردن هم جامعه را به کثافت میکشند، مثل تخلف کردن در لباس رقیب، صحنهسازی، پایمال کردن رشوههای هم، تشکیل گروه سایه و غیره.
مردم به سخنرانی جنجالی تبلیغ رنگارنگ انبوه و غیره رأی نمی دهند، بلکه به کسی که رشوه بدهد رأی میدهند
احزاب برای برنده شدن پست میفروشند تا رأی گروهها را به دست آورند
دولت جای افرادی که سیاست را حیله و دروغ میدانند نیست، آنها مقابل شهروندان شعار دوستی، عدالت، اتحاد، مبارزه با فساد و غیره سر میدهند و در جمع خودشان یا در عمل می گویند: مردم چه خری هستند؟
انسانها هر روزی که چشمانشان بازتر میشود، رفتارشان تغییر میکند، این تغییر رفتار بستگی به این دارد که به چه چیز پی ببرند، به پوچی یا دلبستگی به دنیا چشمانشان باز شود
همیشه با سکوت مقابل یک انسان پرخاشگر، می توان از شرش خلاص شد
مالکان شهروندان را به جان نمایندگان مردمی میاندازند تا فضا برای بالا رفتن مهرههای خود را ایجاد کنند، آنها از اختلافات سود میبرند
احزاب کثیف کودتا به پا میکنند و اسم آن را انقلاب خواهند گذاشت و از نظر خود عدالت به پا کردند، چون به آنچه فکر میکنند حق است رسیدند، اما در واقعیت فقط خدا و بندگان راستینش حق را میشناسند
دولتی که خود را از یک فرد باهوش تهی کند، قطعاً در برابر توطئه دشمنان شکست می خورد، چون فرد باهوش در تیم دشمن است
یک سیاستمدار واقعی انسان شریف و به دور از فریب شهروندان است، اما یک شیاد به دنبال تجارت و فساد است و به شهروندان ظلم می کند
همیشه روش یک انسان خوب در جامعه فاسد جواب نمی دهد، با فساد باید بیرحمانه جنگید، بعد از نابودی فساد از ریشه، شاید بتوان خوب شد، البته فساد بدون بذر هم دوباره رشد میکند
انسان هر ربطی به مواد مخدر پیدا کند، چه مصرفکننده، چه ساقی، چه دلال و غیره، زندگیش به کثافت کشیده می شود و فجیع میمیرد
سیاست همیشه دو روش دارد خوب برای جامعه خوب و بد برای جامعه فاسد تا اصلاح شود نه بدتر شود
مردم اگر تاریخ را نخوانند، یک مسئول هر چه بخواهد برای نفع دولتش به آنها میگویند و باقی را تحریف میکند
انسان نمیتواند خودش را ناز کند و لذت ببرد، اما دیگری دست بر سرش بکشد لذت می برد، این نمونهای است که انسان را به دیگرگرایی حقیقی دعوت میکند
مردم فقط باید هزینه ملزومات مراسم را بدهند، نه پول ریخت و پاش بانیان، حتماً باید هوشمندسازی شود تا این فسادهای کوچک هم رخ ندهد
انسان هر چقدر هم که تمام شهوات را امتحان کند باز با دیدن یک لحظه جدید وسوسه امتحانش را دارد
دنیا آنقدر سخت و طاقت فرسا است که انسان با اینکه میداند امتحان است، اما باز از ظلم، از کشتار مردم، از جنگ، از فقر، از بیماری، از گرما، از درد و غیره شکایت می کند
هرگز به یک قاتل یا مجرم نباید یک لحظه هم فرصت داد دفاع یا حرف زدن داد، باید سریع او را از پای درآورد، مگر نه خود فرد از پای درمیآید
انسانها تا زمانی که زنده هستند، باید هر پنجشنبه از همدیگر درخواست خیرات و دعا کنند، تا بعد از مرگ حسرت نخورد
شاید همه مسئولان دلشان بخواهد به مردم کمک کنند، اما دست و پایشان بسته است، حتی دست رئیس جمهور را هم سلسله مراتب، ناهماهنگی و غیره بسته است
همه مردم به صندوقی فراتر از صندوق های مختلف بیمهای نیاز دارند، صندوقی که همگانی باشد و همه جهات زندگی را در بر بگیرد، حتی خرید خرد را هم شامل شود
یک کشور با مساحت یک میلیون و ششصد و چهل و هشت هزار متر مکعب، باید با حداکثر هشصد ماهواره مخابراتی پوشش داده شود، تا کیلومترها سیم و دکل جا گذاری کند، که دزدیده و شدیداً مستهلک می شوند
در این روزگار، آنهایی فاسد محسوب میشوند که خلاف سیاستهای دولتها عمل کنند، نه آنهایی که از مقامشان سوءاستفاده کنند
بدترین کاری که در حق بچهها میتوان کرد، این است که گذاشت خودخواه شوند و برای دیگران کوچکترین ارزشی هم قائل نباشند
حکومت یک حاکم مستبد، بهتر از حکومتی است که هزارن انسان مدیریتش کنند، چون همه باهوش نیستند و تجربه کامل را ندارند، اما با کمک هوش مصنوعی میتوانند هر دو را داشته و هماهنگ باشند
زوجها باید در تربیت فرزندان به هم کمک کند و این طور نشود که هردو نان آور خانواده شوند، یا زن یا مرد، یکی باید کار کند تا دیگری به فرزندان برسد، یا میتوانند چرخشی کار کنند که این وظیفه دولت است تا تدارکات لازم را بچیند، که با هوشمندسازی تقسیم کار آسان است
یک مسئول بالارده، حتی اگر خرد ترین کار را هم انجام داده باشد، باز وقتی به قدرت برسد، حال همکاران سابق خود را درک نمیکنند و بد مدیریت میکنند، فقط هوش مصنوعی میتواند شهروندان را کامل درک کند
افرادی که در مشاغل آزاد با درآمد پایین هستند، از گرسنگی دچار بیماری میشوند و همه آنها را به چشم معتاد میبینند، آنها در درازمدت دچار توهم و به همه مشکوک میشوند و به همه آسیب میزنند، اما با هوشمندسازی میتوان به همه این افراد کمک کرد تا درآمد خوب و پایداری داشته باشند
متأسفانه این حس بی تفاوتی در روزهای خاص مثل روز مادر، در اکثر شهروندان است و وقتی از آنها پرسیده شود که چه میخواهند بکنند نمیدانند چه جوابی بدهند، این یعنی مسئولان نتوانستند حس دیگرگرایی را در شهروندان تقویت کنند و آنها را تبدیل به ماشینی کردند که هر روز باید کار کنند تا پول بدست بیاورند، اما با هوشمندسازی میتوان این معضل را کنترل کرد
باید با بچه هایی که فقدانی دارند، همدردی کرد و از زندگی خود مورد مشابهی را نام برد، حتی اگر ساختگی باشد، اینگونه کودک حس اعتماد بیشتری پیدا میکند، این مورد بر بزرگسالان هم اثر دارد
کارگرانی که در محل کار جانشان در خطر است، باید حقوق بیشتر و ساعت کاری کمتری داشته باشند تا فشار روانی کمتری بر آنها وارد شود تا تمرکزشان را از دست ندهند
نجات یک زن از ادامه فحشا مهم است، چون آنها هم خود از کارشان خسته شده اند، اما برای ادامه زندگی و تامین معاش، کاری جز تن فروشی برایشان نیست، زنان شاغل و شوهردار هم از تن فروشی مبرا نیستند
احساس گناه باعث بی خوابی میشود و فرد را روز به روز ضعیف میکند، امروزه این حس در خیلی از افراد کم درآمد است، چون در قبال تامین نکردن خانواده احساس گناه میکنند
چون انسانها تنوع طلب هستند، هر کدام از زوجها باید هر روز با اشکال مختلف جلو هم ظاهر شوند تا چشمشان دنبال افراد جدید نرود
کف پوش سه بعدی برای کنترل راه رفتن همسایگان طبقات بالا، تا آرامش برقرار باشد
در زندگی کنونی اگر کسی بیمار یا در حالت غش باشد، کسی متوجه نمیشود و اگر هم شود کمک نمیکند، اما با هوش مصنوعی میتوان به او امداد رسانی کرد تا در حادثهای کشته نشود
شاید زمانی حاکمان ابهت داشتند و همه به آنها القاب خدایی میدانند، اما امروزه شهروندان به آگاهی رسیدند و میدانند که همه برابرند، اینجا حاکمان باید چاپلوسی شهروندان را بکنند
هر انسان در اوج اقتدار و تخصص، باز در برابر چیز یا افرادی کوچک و ضعیف است
سپردن اختیار نحوه خرج بودجه به مسئولان، مخصوصاً بومیان آن منطقه، در اکثر موارد چیزی جز دزدی از بودجه حاصل مفیدتری ندارد، چون آنها با یک هماهنگی بدون این که مدرکی به جا بگذارند، میدزدند
شاید در ظاهر دوره ارباب و رعیت تمام شده باشد، اما اگر خوب به جامعه دقت شود، میتوان هنوز این مورد را مشاهده کرد
اعتماد نداشتن به همسر باعث نزاع میشود، افراد وقتی به همسرشان اعتماد داشته باشند، او را میان کفتارها و خوکهای جامعه هم ببینند، خیالشان راحت است
شاید شهروندان از لحاظ حقوقی برابر باشند، اما از لحاظ اجرایی برابری همیشه برقرار نیست، روزانه اتفاق میافتد که ظلمهایی بسیاری میشود و عوامل قضایی هم تا پول نگیرند شکایتی ثبت نمیکنند و حتی بعد از ثبت هم شاید نتوانند کمک کنند، اما با هوشمندسازی در لحظه حق افراد گرفته و عدالت بدون درخواست هزینه برقرار میشود
اگر دولت نتواند سختی و مشقت زندگی روستایی را کم و درآمد آنها را منصفانه کند، مهاجرت ادامه خواهد داشت و دیگر حرفه کشاورزی نابود میشود و آنقدر تعداد مصرف کننده ها بالا میرود تا کمبود غذا پیش بیاید و تنها راه نجات رباتهای کشاورز باشند
مسئولان علف نخوردند که حال روستاییان را درک کنند، آنها چگونه گرسنگی روزانه یک روستایی را با روزه درک میخواهند بکنند، همه روستاییان که زمین ندارند و کارگری بیش نیستند
در دنیا هر کاری که برای کمک به بشریت لازم است باید انجام داد، حتی اگر غیر ممکن و طاقت فرسا باشد، چون خدا میبیند، اسباب و روزی لازم را فراهم میکند و اگر هم بنا به مصلحت و تقدیر دنیا فراهم نکرد، اجر آن در دنیای دیگر محفوظ است
برای یک کار سازماندهی شده به نیرو لازم است، که فقط با دگرگرایی حقیقی انسانها ممکن است، خودگرایی فرد را به نابودی میکشاند
برخی مسئولان از اغتشاشها سوءاستفاده میکنند تا هرکس را که خواستند به زندان بی اندازند، با هوشمندسازی دیگر هیچ مسئولی وجود ندارد که جرأت کند برای شهروندان خط و نشان بکشد
اگر حکومت مرکز محور اداره شود، هیچوقت نمیتواند موفق عمل کند مگر اینکه هوشمند سازی شود، چون صدای شهروندان از ظلم مسئولان به مرکز نمیرسد، حتی با وجود این همه راه ارتباطی آسان باز صدای کسی به مقامات نمیرسد و اگر هم برسد طرف مسئولان را میگیرند و بررسی را به خود آن ظالم میسپارند
اگر انسان حامی نداشته باشد، مالکان هربلایی که بخواهند سرش میآورند، با هوشمندسازی میتوان حامی بزرگی داشت و هیچکس ناکام نمیماند، البته به اذن خدا باید باشد
با محله محوری میتوان به شهروندان هزار برابر اکنون کمک کرد تا مشکلی نداشته باشند، به خصوص افراد بیمار که نیاز به کمک ویژه دارند
اگر یک فرهنگ واحد وجود نداشته باشد، انسانها نمیتوانند همدیگر را زیاد تحمل کنند و دچار سوء تفاهم هم میشوند، باید فرهنگهای قومی را در برخورد با اشخاص غریبه را کنار گذاشت و از یک فرهنگ واحد تبعیت کرد
همیشه انسانها دوست دارند نظر خودشان اجرا شود و اگر مخالفت شود لجبازی و شورش میکنند، اکنون دیده میشود که کشورهایی که برخی شهروندانش فکر میکرند در زیر بار ظلم و فساد هستند، قیام کردند تا اوضاع را عوض کنند، اما شاید شواهد عوض شد اما ظلم و فساد بدتر هم شد، اکنون همانهایی که علیهشان قیام شد، مستقیماً روی فرهنگ، اقتصاد، سیاست، حقوق و غیره اثر میگذارند و حتی مسئولان متعصب هم شدیداً متأثر شدند، مثل اجباری بودن یادگیری زبان دشمن، استفاده از محصولات و رسانههای دشمن، دنبال کرد اتفاقات و مد دشمن و غیره، همه نشان میدهند که ذهن وابسته همیشه وابسته است حتی اگر توهم شدید آزادی داشته باشد، تا زمانی که شهروندان به خود ظلم و فساد میکند هیچ چیز درست نخواهد شد و دشمن هم به راحتی و با کمترین هزینه سرمایه گذاری، سود سرشاری میبرد
اکنون اگر همین افرادی که از چیزی سخت دفاع میکنند، در شرایط یا مکان یا زمان متفاوت بودند، به هیچ عنوان به این وضعیت کنونی نمیرسیدند و حتی ممکن بود در لباس همان کسی باشند که او را دشمن میپندارند و از کفر دفاع کنند
باید بازی های ویدئویی شبیه ساز زندگی ساخت تا بچه ها با زندگی آشنا و آموزش قبل از ورود به چالش زندگی را ببینند
با هوشمندسازی دیگر کسی جرأت سوءقصد به شهروندی را ندارد و قبل از اقدام متوقف میشود
با هوشمندسازی دیگر کسی نمیتواند باعث تفرقه و نزاع بین دو طرف شود، خاطی معرفی و مجازات میشود
باید به صورت عملی اخلاق، کنترل چشم و هرکاری که منفی محسوب میشود را آموزش داد، میتوان برای این کار اردوهای تابستانی برگزار کرد و حتی بساط آشنایی افراد برای ازدواج را محیا کرد
باید در اصلاح رفتار سرد و بیتفاوت شهروندان نسبت به هم جدی بود، چون هرکس لیاقت شادی و شور را دارد و نباید تماشاچی جمعی بشود، شهروندان باید هرجا که میروند و با هرکس که حرف میزنند، لذت را در درون خود حس کنند
با هوشمندسازی دیگر هیچ قوم، گروه، فرقه و هر جمع دیگر، نمیتوانند رسم های عجیب، خرافی، شکنجهگرانه و هر چیز که به فکرش میرسد را اجرایی کند
همه انسانها حس همجنسگرایی دارند، اما این حس با شرایط تقویت یا تضعیف میشود، مثلاً اگر فرد همیشه در جمعی باشد که تماماً جنس مخالفش هستند به آن جنس گرویده میشود، یا اگر فردی تنها دوستانش همان همجنس هایش باشد و غیره، اما تنهایی باعث میشود تا افراد به اعمالی که ممکن است همجنسگرایانه یا عادی نباشد، روی بیاورند و فقط راه خودارضایی پیش بگیرند
داشتن نقطه مشترک در ازدواج کافی نیست و افراد باید احترام متقابل از ته دل را هم داشته باشند
از دست دادن والدین برای بچهها سخت است، باید برای آنها راهی گذاشت تا جای خالی والدین را حس نکنند و حتی ارتباط برقرار کنند، مثل فیلم ساختن یا نامه نوشتن برای روزهای تولد، نوجوانی، جوانی، ازدواج، بچه دار شدن و غیره، یا با هوشمندسازی دنیای شبیه سازی شده با حضور والدین ساخت
بدترین فرهنگی که در جوامع ورود کرده و در حال نابودی آنهاست، فرهنگ مجردی است، این فرهنگ افراد را به مهمانی های مجردی دعوت و معمولاً در آخر رابطهای بین افراد برقرار نمیشود تا در اثر فشار خودارضایی کنند و اگرهم بشود کوتاه است، این آنقدر ادامه پیدا میکند تا سن فرزند آوری بالا برود و احتمال نقص در نسل بعد بالا برود، خیلی ها هم بر اثر خودارضایی زیاد توانایی باروری را از دست میدهند، این نمونه معضلات فقط با هوشمندسازی اصلاح میشود
انسانهای دم مرگ به کمک دوستان شدیداً نیاز دارند، آنها باید نهایت لذت را از روزهای آخر ببرند، اگر دوستان این کار را نمیکنند، باید این کار را به هوش مصنوعی سپرد
دوستان قدر هم را نمیدانند و با کوچکترین اختلاف باهم قهر میکنند، این باعث میشود که همدیگر را از خوبی ها محروم کنند و عذاب بکشند، مهمترین عامل این قهرها، خودخواهی است، چون هرکس برای ارضاء نیازش با کسی دوست میشود، نه رفاقت متقابل و همراهی هم در چالشهای زندگی که اصلی ترین مأموریت آفرینش است
خیلی از افراد هستند که افکار پلید دارند و برای منافع خود هر ظلم و فسادی میکنند، مخصوصاً اگر در لباس دولتی باشند، اما با هوشمندسازی میتوان افکار پلید را شناسایی و اقدامات لازم را انجام داد، مثل توطعه ترور برخی گروهها برای انحراف افکار عمومی به نفع خود، تا نتایج سیاسی را تغییر دهند و سود عظیمی بدست آورند
با هوشمندسازی میتوان جلو کارهای ضد بشری سازمانهای مخفی مالکان را گرفت، تا عامل فاجعه در جهان نشوند
با هوشمندسازی نیاز به ایست و بازرسی جدی و همکاری شهروندان نیست، چون هیچ مجرمی نمیتواند پنهان شود و در همان لحظه بدون نیاز به تیر اندازی دستگیر میشود
همیشه کسانی که ناگهانی به خیانت دعوت میشوند، بعد از مدت کوتاهی که اهداف خائنان اصلی را پیش بردند، کشته میشوند
دولتهای فاسد برای خود سیستم مخفی دارند تا دور از چشم همه حتی کارکنان خود عملیات سری انجام دهند، آنها به هیچکس نه زن نه بچه رحم نمیکنند و همه را به اسم عملیات ضد تروریستی میکشند
بسیاری از سقوط ها و حوادث نظامی، نمیتواند همان چیزی که در اخبار دولتهای فاسد اعلام میشود باشد، چون عملیاتی رخ داده و بخاطر پنهان کردن علت تلفات، آن را سقوط یا حادثه مینامند
بعضی وقتها یک سری القاب زشت یا کلماتی هست که افراد از آن متنفرند، مثل صدا زدن تا تشبیه کسی به فردی که خوشش نمیآید، اما با هوشمندسازی میتوان به غریبه ها کمک کرد تا چنین اشتباهی را در حق فرد انجام ندهند
درست است که پدر و مادر ناتنی، با بچه غیر از خود نامهربان هستند، اما اگر ذهن برادران و خواهران ناتنی را مسموم نکنند آنها میتوانند با هم مهربان باشند، البته این از معرفت آنها مشخص میشود که شایسته برادری و خواهری هستند، مثل فردی که بدون چشم داشت خود را به زحمت میاندازد تا کاری برای دیگری کند
زوجها باید همیشه برای هم انرژی و حرف برای گفتن داشته باشند تا رابطه آنها سرد نشود، آنها باید هر طور که شده همدیگر را دریابند و احترام متقابل بگذارند
مسئولان میدانند که افراد آگاه درست میگویند، اما نمیتوانند آن حرف را قبول کنند چون یا تکنولوژی به آن حد نرسیده، یا خلاف منافع دولتشان است، به خاطر حماقت مسئولان برای گوش ندادن و نخواندن ایمیل، شهروندان نابود میشوند
معمولاً بچههایی که والدینشان شکست میخورند، بزهکار میشوند چون در جامعه سرافکنده هستند و حس میکنند دیگران آنها را به چشم یک بدبخت میبیند
فاصله های اجباری که در زندگی افراد ایجاد میشود، باعث تضعیف دگرگرایی میشود، چون افراد برای رسیدن به یک هدف خاص، قید دوستان و آشنایان را میرند
با هوشمندسازی دیگر شهروندان فرق بین راهزن و کسی که کمک میخواهد را میفهمند و گرفتار نمیشوند
آینده دیگر فقط موشکهای الکترومغناطیسی کاربرد دارند، به گونهای که هرکس میتواند برای خود یکی بسازد و تجهیزات الکترونیکی را از کار بیاندازد، راه مقابله با این بمب هم پر هزینه است
علم فراتر از هوش مصنوعی هم وجود دارد، یعنی روزی که میشود آگاهی انسان را اسکن کرد و با دنیای ارواح ارتباط برقرار کرد، یعنی زندگان و مردگان با هم ارتباط پیدا میکنند، جسم میمیرد اما هنوز میتواند با خانواده باشد، حال این دلیل نمیشود که خدا اجازه دهد، شاید این ارتباط در حد یک ارتباط مجازی با یک نمونه اسکن شده انسان باشد که میفهمد
اگر هوش مصنوعی را با نانوتکنولوژی ساخت، میتواند کارآمدتر خدمات رسانی کند و به همه اشکال در بیاید، هوش مصنوعی نقطه پرش علم بشر به سوی کهکشان ها است
اگر بخواهیم تعریفی قابل فهم برای انسانها برای وجود خدا زد، این میشود که خدا همیشه بوده و هست، اما بشر هزاران بار منقرض شده، پس خدا به صورت غیرمستقیم انسانهای امروزی را به سمتی هدایت تا تکامل یابند و دوباره منقرض نشوند، خدا به این علت مستقیم کمک نمیکند چون این جهان مثل یک زمین بازی است که بازیکنان باید در زمان مشخص از این زمین امتیاز جمع کنند تا بعد از پایان زمان بازی، در مرحله بعد زندگی بهتری داشته باشند، نمیتوان گفت که آن بشرهای قبل از ما روحشان نابود شده، شاید آنها هم مثل ما ظهوری داشتند و قیامتشان رسیده است یا پیش از موعد منقرض شدند، اما به احتمال قوی روحشان در قیامت یا برزخ مخصوص خودشان است، شاید آنها تبدیل به فرشتگان شدند، شاید آنها واسطه بین بشر و خدا هستند، هر احتمالی وارد است و احتمال اصلی بعد از مرگ مشخص میشود، اما در کل این را باید دانست که در بعدی از دنیا که چشم ما قادر به دیدن آن، در حالی که در کنارمان رخ میدهد نیست، یک سیستم پیچیده ای در جریان است که به آن میتوان هوش خلقت گفت، که در نمونه ضعیف آن میتوان آن را شبیه هوش مصنوعی طرح دانست
بعضی اوقات اگر انسان از روال تعیین شده چیزی پیروی کند، مطمئناً در دام مالکان میافتد و آنها افراد را به گونه ای خفه میکنند تا صدایشان خفه بماند و بی عدالتی ترویج یابد، مثلاً مالکان از روال دادگاه ها سوءاستفاده میکنند و پیروز میشوند، اما با هوشمندسازی دیگر این کثیف بازیها ممکن نیست
قمارخانه یا کازینو باعث میشود که دیگر کسی فکر کمک به فقرا به سرش نزند و همه پولش را به فاسدان بدهد تا فخر بفروشند، اما با هوشمندسازی هم میتوانند بازی کنند و هم پول تفریح خرج کمک به نیازمندان شود یعنی دولتها با یک تیر دو نشان بزنند
پارتی بازی بخاطر رودربایستی هم ایجاد میشود، مثل خواهش فرزند یک مسئول که همه از ترس توبیخ مسئول قبول میکنند اما با هوشمندسازی دیگر چنین مواردی ممکن نیست
اگر انسان ها میتوانستند اشتیاق اول خود را در اقدامی حفظ کنند، دنیا برایشان گلستان میشد و با رضایت پذیرای مرگ بودند، اما آنها خود را آنقدر بازیچه دست دنیا میکنند تا با حسرت بمیرند
اگر یک مسئول از نحوه کار چیزی اطلاع نداشته باشد در همان زمینه کلاه برسرش میرود، مثل ندانستن نحوه قیمت گذاری محصولات تا سرمایه داران آن را با فرمول خود گران کنند، با هوشمندسازی میتوان از همه اطلاعات لازم باخبر و دستور معقولانه داد
با راه اندازی شبکه اینترنت خاص، میتوان فضایی امن برای برگزاری بدون تقلب آزمون، انتخابات و غیره ایجاد کرد، مثل وای فایی که فقط سایت خاصی را باز میکند
انسان وقتی حوصله بحث ندارد، باید از طرف مقابل بخواهد سر فرصت بحث را آغاز کنند تا عجولانه حرفهای تلخی به هم نزنند
برخی افراد هستند که قصد قتل یا آسیب زدن دارند، با هوش مصنوعی میتوان از این قصد قبل از انجام آگاه شد، مثل اینکه قصد داشته باشند کسی را جلوی خودرویی پرت کنند، اینجا از طریق تلپاتی هوش مصنوعی باخبر و با تدابیر از قبل چیده شده، جلو جرم را میگیرد
یک انسان وقتی در کاری حرفهای میشود، میتواند به راحتی همه را فریب دهد، مثل یک قاتل یا جاسوس، اما با حضور هوش مصنوعی دیگر نمیتواند
خودخواهی و بدرفتاری باعث میشود که دیگران برای تلافی رفتارش به فرد صدمه بزنند، هیچکس در عین فقیر بودن هم نمیتواند رفتار تحقیر آمیز را تحمل کند و زمانی که قدرت یابد حتماً انتقام میگیرد
بعضی وقتا می توان با یک طلسم جریان دنیا را تغییر داد و تنها راه نجات شکستن طلسم است، به همین علت میگویند جادوگر را باید کشت یا آتش زد، چون با مرگش طلسمش باطل میشود
شاید روزی بتوان با برنامه نویسی نمادهای خاصی واقعیت را تغییر داد و دنیای مجازی را در واقعیت ادغام کرد
در این دنیا فقط عده کمی تلاش میکنند و باقی از تلاش آنها بهره میبرند، با هوشمندسازی همه میتوانند در نوع خود مفیدترین باشند
نمیتوان عقیده را که مردمانش، آن را خراب کردند را پوچ پنداشت، چون همان عقیدهای که سبب پوچ انگاشتن عقیده دیگران میشود خود یک منبع دارد، باید منبع عقیدهها را بررسی کرد تا به حق رسید، نباید ضعف و ناکارآمدی مسئولان را به پای دین گذاشت
انسان زمانی با چهره کثیف بشر آشنا میشود که وقت نیاز یا جنگ برای عدالت باشد، چون هیچکس نفع شخصی را با عدالت معاوضه نمیکند، بشر در دنیا مانند کوری شده که حقیقت را نمیبیند
بزرگترین متخصصان هم اشتباه میکنند و ممکن بخاطر ندانستن یک قائده، تمام مسیر کشف را اشتباه بروند، اما با هوش مصنوعی میتوان همان ابتدا اشتباه را متوجه شد و تصحیح کرد
مسئولان همه جا در یک زمان نمیتوانند حضور داشته باشند، پس به ابزار ترساندن نیاز دارند تا مجرمان با دیدن آن بترسند، اما این دیکتاتور گونه است، پس بهترین راه هوشمندسازی است تا همه امور را منصفانه حل کند
مسئولان با انجام عملیاتهای ساختگی یک کلاهبرداری بزرگ میکنند، مثل عملیات ساختگی پلیس برای انهدام باند مواد که بعدش دوباره همان باند ادامه کار میدهد، با هوشمندسازی تمام حقایق برملا میشود و جامعه صادق میشود
فساد والدین باعث میشود یا فرزند هم فاسد شود یا در جامعه بخاطر والدینش سرافکنده میشود، این خود یک عامل ناهنجاری در نسلهای بعدی است
متأسفانه آن مسئولی که دوست دارد کاری کند و با شهروندان روراست باشد، با شجاعتش سر خود را به باد میدهد، اما هیچکس نمیتواند به هوش مصنوعی آسیب بزند
با هوشمندسازی میتوان حیوانات را کنترل کرد تا به کسی آسیب نزنند و بعد به روش سنتی گرفته شوند و احتمال کشته شدنشان بالا برود، خودش حیوان را متوقف میکند
با هوشمندسازی میتوان وضعیت نقدی کشور را کنترل کرد تا سودجویان نتوانند با پخش اوراق قرضه تقلبی، فروختن همزمان اسناد، پخش وام بی کیفیت و غیره، بر سر شهروندان کلاه بگذارند
مالکان برای تشویق شهروندان به کاری، در جستجوی اینترنت عبارات مختلفی را قرار میدهند تا همه را به مقاله مد نظر خود برای تشویق افکار عمومی به افتادن در دام، هدایت کند
بانکها با دادن وام چیزی از اعتبارشان کم نمیشود، چون مانند این است که یک کپی از پول اصلی به وام گیرنده میدهند، اما اصل پول دست خودشان است و با آن سود میکنند
بانکها بعد از خرید اوراق افراد ضعیف که توانایی بازپرداخت ندارند را حذف میکنند تا سود بزرگی کسب شود و در نهایت آنها آنقدر با وام بازار را به هم میریزند تا در نهایت همه زیر بار قسط وام کمر خم کنند و اموالشان مصادره شود
مالکان با دادن اعتبار وام به بانکها، سعی در به هم زدن بازاری را دارند، مثلاً اگر سودشان در مسکن باشد در آن زمینه وام پخش و بعد آنقدر به وام گیرندگان فشار یا سهام را به خاطر ارزان شدن میخرند تا سود کنند
همه باید یک شبکه اجتماعی واحد داشته باشند تا مشارکت و تقاضا به حد کافی باشد
با هوشمند سازی می توان به خروج اتباع در مواقع اضطراری کمک کرد تا مشکلی برای شما پیش نیاید
شهروندان کمی پیدا می شوند که به خاطر انسانیت خودشان را فدای دیگران کنند تا حتی شده یک نفر از مرگ نجات پیدا کند
باید ان به حدی برسد که دیگر هیچ جنگ طلبی نتواند دیگران را تهدید کند یعنی قدرت دفاعی بالاتر از هجوم شود
زنی که برای داشتن رابطه جنسی بیشتر خود را به مردان دیگر عرضه میکند، باید بداند که مردها به محض خسته شدن از او، با او بدرفتاری میکنند و زن شکست عاطفی بزرگی میخورد
بعضی انسانها کارهای احمقانه میکنند، مثلاً اگر جنازه یا فرد مصدوم و ضعیف ببینند کاری نمیکنند و فکر احمقانه به سرشان میزند که از ناتوانی فرد برای هدف خود مثل تجاوز استفاده کنند، اما با هوشمندسازی دیگر کسی گرفتار چنین احمقهایی نمیشود، چون به محض رخ دادن حادثه یا درخواست کمک، نیروهای امدادی ارسال میشوند
گاهی انسان گناهی میکند و ساده از آن میگذرد، در حالی که فردی که در حقش گناه کرده، گناه میکند و آن گناه آنقدر فرد به فرد منتقل میشود تا روزی که به خود فرد برگردد و خسران واقعی را ببیند
خیلی از افراد بیکار هستند که در شبکههای اجتماعی خود را بجای کسی دیگر معرفی میکنند و افراد را تیغ میزنند، آنها فکر نمیکنند که با این کار زندگی چند نفر را خراب میکنند، حتی نمیداند با باور فرد در دام افتاده چه کرده است فقط میخواهد از این راه کثیف پول دربیاورد، اما با هوشمندسازی دیگر این کار ممکن نیست و هیچکس نمیتواند حساب جعلی بسازد
انسانها خودشان چیزهایی دارند که دیگران حسرتش را میخورند، اما باز با دیدن چیز متنوع خود را به مشقت و ضرر می اندازند تا آن را بدست آورند، در حالی که بهتر از آن را نزد خودشان نمیبینند، با هوشمندسازی میتوان این افراد را با واقعیت اطرافشان آشنا کرد تا زندگی خود و دیگران را خراب نکنند
متأسفانه جوانان فکر میکنند هرچه اکنون هست در زمان بزرگترها نبوده و این را آنها کشف کردند، در حالی که آنها هم داشتند اما رسانه ای نبوده که سریع پخش کند
باید به سالمندان رسیدگی کرد، حتی اگر آنها در جوانی به فکر سالمندان زمان خود نبودند، چون آنها مغزشان به سمت کودکی میرود بازیگوش میشوند و نمیتوانند مثل گذشته درست تصمیم بگیرند، پس به همراهی و توجه نیاز دارند، باید این رسم غلط بیزاری از سالمندان را نابود کرد، با هوشمندسازی هم میتوان نگهداری از سالمندان را آسان کرد
انسان نباید زیاد روی فردی حساس شود، چون ذهنش مدام درگیر میشود که چگونه آن فرد را کنترل کند تا با دیگران صمیمی نشود و اینگونه در برابر دیگرانی که به فرد نزدیک میشوند حس پوچی دارد که چرا فرد به دیگران توجه کرده است و آنقدر فشار عصبی به خود وارد میکند تا بیماریهای سخت بگیرد
کابینه دولتها باید در فقیرترین مناطق کشورشان مستقر شوند تا آن منطقه را توسعه دهند و بعد به منطقه فقیر دیگر بروند، هوشمندسازی میتواند در محاسبه فقر و محل مناسب کمک کند
بی عرضگی یکی از اعضای خانواده، باعث رنجش باقی اعضاء میشود، با هوشمندسازی میتوان این رنجش را به حداقل رساند
بعضی وقتها قرار نیست اتفاقی رخ دهد، اما انسانها با پیله شدن به فردی یا موجودی، باعث واکنش او و شروع یک اتفاق میشوند، مثل یک فرد بی آزار که با تهمت و فشار مردم تبدیل به یک قاتل میشود
با هوشمندسازی دیگر هیچکس نمیتواند قیمتها را بالا ببرد، یا اگر لازم باشد خود سیستم رأی گیری مردمی میکند و در زمان معین افزایش میابد
صفر تا صد یک عملیات یا پروژه را باید یک شخص انجام دهد تا هماهنگی باشد، اگر بعد از اتمام برنامهریزی، کسی دست در آن به هر دلیلی ببرد، آن پروژه حتماً شکست میخورد، چون هیچ دلیلی نمیتواند یک صدم هم اجازه تغییر دهد، با هوشمندسازی میتوان تمام برنامه ریزی و هماهنگی لازم را داشت و بهانهای برای دخالت کسی نمیماند
قابلیت تبدیل صندلی کارکنان به تخت خواب و میز غذاخوری تا راحتتر باشند
گذاشتن قابلیت برای شبکه اجتماعی که با زدن یک گزینه، تولد و موفقیت افراد را تبریک گفت و همچنین در غم شریک شد
انسانها چه بخواهند و چه نخواهند، تکثیر پیدا میکنند و هرچه منابع اطراف بیشتر باشد قدرت تکثیر بیشتر است، مثلاً همین بشر مشاهده میشود که هرچه دارای فرزند بیشتری شدند، به خاطر کمبود منابع و محدودیتها، مجبور به مهاجرت شدند تا در زمین گسترش یافتند، اما اکنون جمعیت به هشت میلیارد انسان رسیده است که زنگ خطری برای کمبود منابع زمین و محدودیت است و به زودی شاید همین صد سال آینده، همه مجبور به ترک زمین شوند، تنها راه نجات بشر هوشمندسازی است تا جمعیت کنترل شود و یا علم را به سرعت برای سفر به سیارات دیگر ارتقاء دهد
با هوشمندسازی دیگر کسی نمیتواند محصول حرام شده ای به شهروندان بفروشد، مثل گوشت، مشروبات الکلی و غیره
با هوشمندسازی میتوان حافظه سلولی افرادی که واقعاً نخبه و تک هستند را در سیستم ذخیره کرد تا به بشریت باز هم کمک کنند
با هوشمندسازی دیگر هیچ اطلاعاتی گم یا پاک نمیشود و کسی نمیتواند درباره آنها سهل انگاری کند
با هوشمندسازی میتوان به نگهداری میراثهای فرهنگی و تاریخی کمک و از آسیب حفظ کرد
باید برای هرکس ربات مخصوص ساخت تا با ابزار کنترل، وارد جسم ربات شده و هر کار و فعالیتی که خواست انجام دهد و چیزهایی را لمس و حس کند که انسان قادر نیست
میتوان برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی، به جای پایان نامه، یک بازی ساخت که تا مأموریتی انجام ندهند یا به کشف مورد نظر نرسند، نتوانند از بازی خارج شوند
بهتر است اتاق هر انسان، مانند یک واگن یا کاروان باشد تا در زمان اسباب کشی به هر علت، نخواهد وسایل را بسته بندی کند، فقط اتاق را منتقل کند، البته باید تمام ساختمانها این قابلیت را پیدا کنند که به صورت اسکلت ساخته شده تا اتاقها در آن جاگذاری شود، باید یک اندازه تعریف شده یکسان در تمام دنیا برای جور شدن این دو تدبیر شود، باید همه اتاق یک اندازه داشته باشند، مثلاً پنج در پنج باشد، بحث اتاق بیشتر و پذیرایی هم مطرح است که آنها هم باید همین اندازه باشند تا پازل ساختمان بهم نخورد، بعد از نصب، دیوارها قابلیت این را دارند که به پذیرایی ها و اتاق های کناری متصل شوند، حتی میتوان آنها را روی هم چید، اینگونه زندگی بهتر خواهد شد
بدترین کابوس جوانان کار است، چون به آنها یاد داده اند که درس بخوان تا پژشک یا مهندس شوی، در حالی که کسی به او نمیگوید که شاید به خاطر محدودیت شانس قبولیت یک صدم درصد باشد، اینگونه صدها هزار جوان در سن هجده سالگی وقتی شکست میخورند، نمیدانند چه کنند و هیچ مهارتی جز ادامه تحصیل ندارند و اینگونه چهار سال دیگر هم خود را بدبخت میکنند و در بیست و دو سالگی باید بگردند تا یک کار مناسب با رشته تحصیلی پیدا کنند، اینجا هم فقط یک درصد موفق میشوند و باقی به کار آزاد میپردازند، این کار را میتوانست از همان هجده سالگی یا حتی زودتر هم آغاز کند، اما قربانی مدیریت غلط شد، اگر هوشمندسازی بشود این اتفاق رخ نمیدهد و از همان اول هدف و راه جوانان مشخص است تا با علاقه زندگی را دنبال کنند
بسیاری از شهروندان وقتی یک فردی مثل محارمشان را در معرض آزار میبینند با اینکه پلیس هست اما جرأت نمیکنند اطلاع دهند، چون پلیس فقط یک حضور پیدا میکند و گزارشی مینویسد و میرود، دیگر باقی ماجرا به خود شاکی بستگی دارد که هزینه شکایت کند و بعد از چند ماه تازه شاید جوابی بگیرد، پس شهروندان وقتی این را میدانند یا خود دست بکار میشوند یا چشمشان را میبندند، اما با هوشمندسازی دیگر این معضل حل میشود و در لحظه فرد خاطی تحت پیگیری قضایی قرار میگیرد و همه مدارک جرمش ثبت میشود تا ضمانت اجرا در حقش جاری شود، همچنین برای جرمهای غیر مدون همان لحظه قانون مرتبطش را پیدا میکند
با هوشمندسازی میتوان تمام عدالت معاوضی را کنترل کرد تا کسی فریب نخورد و برای مواقع ناچاری افراد برایشان عدالت توزیعی را اجرا میکند تا تسلیم خواسته کسی نشوند
بعضی وقتها خود یک خانواده، موضوعی را فراموش میکند، اما همسایهها آنقدر آن موضوع را یادآوری میکنند تا زندگی خانواده از هم بپاشد، مثل دختری که به او تجاوز شده و خواستگار دارد و این موضوع برهم زننده کار است، یا فرزندی به سرپرستی گرفتند و نمیخواهند بفهمد فرزند واقعیشان نیست، با هوشمندسازی میتوان دهان همسایه ها را بست تا آسیب نزنند، چون آنها را با دلایلی چنان توجیه میکند که نفهمند واقعیت چه هست
انسان ها همیشه باید درد و رنج را تحمل کنند، هیچکس حتی آن میلیاردر آمریکایی هم از این مصیبت در امان نیست و در سطح خودش امتحان میشود
بیشتر اوقات انسان تجربیات بد را فراموش میکند و ممکن است به همین سبب دوباره اشتباه کند، مثل غذایی که برایش بد بوده و مدتی نخورده، اکنون دلش کشیده، اما فراموش کرده که چه عاقبتی بعد از خوردنش دارد، هوش مصنوعی میتوان خاطرات بد را یادآوری کند
بعضی وقت انسان شدیداً دوست دارد از حال عزیزش که از او به عمد دور شده باخبر شود، اما اکنون ممکن نیست، با هوشمندسازی میتوان برای رضایت دو طرف در حد اطلاع از سلامتی کمک کرد
بعضی وقتها انسانها به یک ضمانت، برای اعتماد به هم نیاز دارند، با هوشمندسازی میتوان این ضمانت را ایجاد کرد تا انسانها از کمک به هم امتناع نکنند
هیچکس نباید خانواده اش را سوار موتورسیکلت کند، چون این وسیله با کوچکترین تحریک توسط خودروها که ممکن است او را نبینند، دچار حادثه میشود و جان یک خانواده یک جا گرفته میشود
هیچکس نباید بابت یک سختی در زندگی کسی، اگر راه حلی مناسب ندارد نظر دهد، مثل فردی که پدرش جدا از او و مادرش زندگی میکند و وقتی میخواهد به سراغ پدرش برود، دوستانش بگویند چرا پدرت چنین کرده؟ این باعث رنجش فرد است، باید یا سکوت کنند یا بگویند بیا برسانمت یا غیره
نباید محدودیتی در ورود اشخاص به مراکز یا سالن های خاص باشد، بسیاری از سازمانها هستند برای راحتی خود و کمتر کردن هزینه، شهروندان را منع ورود میکنند، با هوشمندسازی دیگر بدون هزینه میتوان همه نگرانی کارکنان را حل کرد
نباید کسی برای فروشندگی در کنار خیابان بنشیند، نباید فردی برای جمعآوری کمک خیریه در کوچهها و خیابانها سرگردان باشد، نباید فرد ضعیف حالی در کوچه احساس کوچکی کند، نباید تبعیضی حس شود و غیره، با هوشمندسازی میتوان به راحتی کوچکترین مشکلات عمومی بشر که از نظر مسئولان قابل پیگیری نیست را حل کرد
هر مجموعه باید حداقل یک استاد مخصوص در آن زمینه داشته باشد، تا طرحهای شهروندان را بررسی کند، کارمندانی که بررسی میکنند، یا تخصص ندارند یا وقت و حوصله رسیدگی ندارند و به بهانهای طرح را رد میکنند
بهترین راه شکست دشمن، ملحق یا زندانی آنهاست و بعد از درون نابودش کرد، اینگونه نیازی به دادن هزینه و تلفات برای عبور از دیوار دفاعی نیست
اگر دولتها حق مأموریت بی موردی را که به برخی اشخاص که فایده ای هم ندارند میدهد، در جهت رفع فقر خرج میکرد، اکنون فقیری نبود که با دهان باز نگاه به قیمت کالاها کند و حسرت بخورد، قبول مسئولیت دولتی نباید حقوق و مزایا داشته باشد چون این یک عمل فی سبیل الله و اختیاری است
احساس شرم در انسان میتواند او را از بسیاری خطاها بازدارد، اما اگر این شرم با بی توجهی دیگران مخصوصاً والدین و معلمان در حق بچهها شکسته شود، زندگی برای همه سخت و غیر انسانی میشود
برای یک حرکت حساب شده، باید با هم همکاری داشت اما نه همه یکجا، باید نفرات با فاصله زمانی و مکانی معین از هم فعالیت کنند تا اگر برای نفر جلویی مشکل پیش آمد، نفر بعد او را نجات دهد، مثل فردی که در حال اسارت دشمن است که ناگهان یک دوست از راه میرسد و با غافلگیری دشمن، او را نجات میدهد
هوش مصنوعی نمیگذارد رابطه فرد با دیگران قطع شود و هر لحظه بررسی میکند تا فرد با آشنایان برنامه ریزی شده بدون تکرار، ارتباط برقرار کند، حتی دوستان جدید هم پیدا میکند
بدترین اتفاق برای یک فرد این است که وارد جایی بخواهد بشود، اما جلوی او را بگیرند یا وارد شود و توانش نرسد چیزی بخرد، او شدیداً احساس حقارت میکند و اگر با خانواده یا دوستان باشد در زمین آب میشود، با هوشمندسازی این اتفاق رخ نخواهد داد و به فرد حداقل یک بار کمک میکند یا برنامه او را به گونهای تنظیم میکند که به چنین مکانهایی نرود
با هوشمندسازی میتوان به عبور از خیابان افرادی که توانایی کمی دارند کمک کرد تا دچار ترس و مشقت نشوند، مثل سالمندی که نمیتواند از خیابان عبور کند
هوش مصنوعی به همه سوالات و کنجکاوی های افراد پاسخ میدهد تا خود را برای یک جواب آواره خیابان نکنند
با هوشمندسازی میتوان جلو سودجویان را گرفت تا با کار کشیدن از شهروندان درآمد مفت کسب نکنند، مثل افرادی که با معرفی دیگران درآمد به آنها تعلق میگیرد، اما سود بزرگ برای مالک کار است، شاید برخی بعد از مدتی با پول جمع شده فرار کنند
در زمان انتقال ارز دیجیتال ممکن است به همراهش ویروسی فرستاده شود که حساب مقصد را فریب داده و بعد از تایید صاحب حساب، همه موجودی او را بدزدند
شهروندان نیاز دارند که از هوشمندسازی برای اطلاع از اطرافشان و سوابق مکانها باخبر شوند که ناگاه گرفتاری برایشان پیش نیاید
شهروندان برای مسئولان، مانند یک موجود هستند که میتوانند کار کنند و چرخ دندههای سیستم را بچرخانند، برای مسئولان مهم نیست که شهروندان چه میخواهند؟ چه مشکلی دارد؟ چه بیماری دارد؟ مسئولان نگاه میکنند که چه کاری میتواند به سیستم برای بهتر چرخیدن چرخ دنده کمک کند، همان را اجرا میکنند، اگر کمک کننده تأسیس پارک یا پاساژ و غیره باشد، همان را میزنند، آنها دلشان به حال شهروندان نمیسوزد که این اماکن عمومی را میزنند، اینها باید مثل انرژی یا کود به سیستم کمک کند، در راه سیستم اگر میلیون ها نفر هم تلف شود مهم نیست، مسئولان اگر ایمان داشتند، هیچ مشکلی وجود نداشت، مسئولان فاسد هم یکی از بخشهای امتحان الهی است
باید در شبکه اجتماعی بجز پسندیدن پست، ابراز همدردی هم باشد، چون همیشه شادی ها به اشتراک گذاشته نمیشود
هر شهروند باید یک ایمیل ملی داشته باشد تا با وارد کردن آن خدمات لازم را بگیرد و فرمها خودکار تکمیل شود
متأسفانه بچههای زیر ده سال به انحراف کشیده شدند و ممکن است که تا چند سال آینده همجنسگرایی در این سن به بالای نود درصد برسد، بچهها با دیدن صحنههای رابطه جنسی از فیلم یا والدین یا هرکس دیگر، که میبینند افراد میخندند و لذت میبرند، با آنکه نمیدانند چرا لذت میبرند، وسوسه میشوند که آن عمل را با دوستان خود انجام دهند و این کار تبعات گرانی دارد، بسیاری از این موارد در مدارس، دانشگاهها و اماکن عمومی مختلف رخ میدهد که همه میدانند اما باز در این زمینه چشم پوشی میکنند، که این چشم پوشی به گناهکاری خود افراد باز میگردد، با هوشمندسازی میتوان با خیال راحت همه را آزاد گذاشت بدون اینکه گناه یا جرمی انجام دهند
زوجها چه بخواهند و چه نخواهند باید با دیگران ارتباط برقرار کنند، پس نباید هریک از زوجین از دیدن همسرش در حال حرفهای محبت آمیز با دیگران ناراحت شود، اگر محبت آمیز رفتار نکند، پس چه کند؟ نمیتوان با دیگران تند و خشک بود، چون این کار موجب نفرت و چه بسا انتقام هم بشود، دیگر نباید ظرفیت ضعیف برخی را به پای همسر گذاشت، چون همه انسانها درست تربیت نشده اند و ممکن است محبت را روی منظور رابطه جنسی بگیرند، که این موضوع با تجدید آموزش یا هوشمندسازی قابل حل است
انسانها بسیار مطالعه میکنند و آموزش میبینند تا به یک نتیجه تک یا چند کلمهای برسند، مثلاً یک مقاله درباره یک امر میخوانند که بدانند میتوانند انجام دهند یا نه
با برگزاری کلاس های آموزشی برای زندانیان میتوان خیلیها را زودتر از موعد آزادی از زندان، آزادی مشروط داد، مثل کلاس کنترل خشم، دوری از وسوسه کلاهبرداری، کنترل شهوت، کنترل زبان و غیره، وقتی زندانی ثابت کند که دیگر کارهای بدش را تکرار نمیکند، میتواند به جای بیکاری و هزینهای بر دوش دولت بودن، در جامعه کار کند
نباید سر به سر دیگران گذاشت، برخی به اموال و حرفهای دنیا حساس هستند و آنها را شدیداً جدی میگیرند، پس با دیدن اولین حساسیت باید از این افراد شدیداً فاصله گرفت، با هوشمندسازی میتوان این افراد حساس را اصلاح کرد
هیچ انسانی ذاتاً خوب نیست، برای رسیدن به این نتیجه فقط کافیست زیاد سر به سر یک انسان که خوب به نظر میرسد گذاشت، آنوقت چهره خبیثی از او مشاهده میشود
قاتلان یا مجرمان روانی زیادی در دنیا زندگی میکنند که جرم انجام میدهند و به راحتی فرار میکنند، این بجز از پروندههای باز جنایی و به اشتباه مختومه شده است، آنها خیلی از جرم ها را چنان طبیعی جلوه میدهند که کارآگاه ها هم گمراه میشوند، مثل قاتلی که همه قتلها را شبیه خودکشی تدارک میبیند، با هوشمندسازی دیگر هیچکس جرمهایش پنهان نمیماند و سریع متوقف میشود
خطرناکترین انسانهای روی زمین کسانی هستند که به اسم دین برای خود سازمان میزنند و طرفدارانی دور خود جمع میکنند که به آنها در حد یک مخلوط پیامبر و شاه تبعیت میکنند، هرکس با این فرد مخالفت کند توسط طرفداران کشته خواهد شد
متأسفانه در اکثر کشورها انسانهایی هستند که بعد از مرگشان چنان قدیس محسوب میشوند که از خدا هم بیشتر اعتبار دارند، در این نظام خلقت تمام این افراد چه زنده و چه مرده، باطل هستند و پیروانشان مشرکی بیش نیستند، مقام را فقط خدا میدهد و میستاند، هیچ مخلوقی جز به اذن الهی در این دنیا بعد از مرگش شایسته تکریم شدید و خرج شدن بیت المال برای مقبره اش یا نان خانه اش نیست
در این دنیا هیچکس پیدا نمیشود که چشم این را داشته باشد که دیگران از او بهتر باشند، اگر بتواند مانع پیشرفت کسی شود حتماً اقدام میکند، حال باید دانست که مسئولان که قدرتش را دارند چه میکنند؟ تا شهروندان و آشنایان روی دستشان بلند نشوند
اگر از توانایی ذهنی افراد تعریف کرد، باعث میشود به ذهنشان متکی شوند و راه تنبلی پیش بگیرند، باید فقط از فعالیت مفید افراد تعریف کرد تا به تلاش بیشتر تحریک شوند
مسئولان اینهمه از مقام علمی و فناوری سخنرانی میکنند، اما چرا اصلاً در کشور حس نمیشود، شهروندان باید بپرسند کجاست وعده تلفن هوشمند؟ کجاست خودروی الکتریکی؟ کجاست فناوری نانو؟ کجا هستن رباتها؟ هوشمندسازی چی شد؟ دولت الکترونیک چرا اجرا نمیشود؟ سخنرانی از علمی که نشود در جامعه پیاده اش کرد برای چه هست؟
دولتها میدانند که افکار عمومی هیجان لحظهای دارند و شهروندان بعد از چند روز خسته میشوند و دیگر پیگیر موضوعی مثل گرانی نمیشوند، اینجاست که صبر میکنند تا موعد اجرای هدف بدشان برسد، اما به فاجعه مراحل اجرا دقت نمیکنند، چون شهروندان به این علت ساکت شدند که توانسته اند در این وقفه کالا و خدمات خود به دیگران را گران کنند و فکر میکنند دیگر گرانی بر آنها اثر ندارد، درحالی که خیلی ها که توان اعتراض ندارند فقیرتر میشوند و ناهنجاری در جامعه افزایش پیدا میکند
تشکیل پروندههای قضایی زیاد که حل هم نمیشود، نشانه ضعف پلیس و دادگاه است، چون اگر آنها با صداقت کار میکردند و حامی شهروندانی که حق با آنهاست بودند، دیگر پروندهای تشکیل نمیشد، همیشه پلیس و قاضی میخواهند شهروندان را به مصالحه وادار کنند و این نقطه شروع بحران است
باید در شبکه های اجتماعی محدودیت پیام در گروهها باشد تا هرکس فقط سهمش را در پیام مهم خرج کند، همچنین قابلیت پنهان سازی، جلوگیری از حذف پیام خاص، ویرایش همیشگی، کم کردن حجم مصرف شبکه، اعلان برخط بودن افراد
بدترین فاجعه در یک جامعه این است که پلیس و دستگاه قضایی باهم در جرمهای سازمان یافته همکاری کنند، اینگونه تعداد خلافکاران بالا میرود و خرده خلافکاران قربانی طمع این سازمان مخفی میشوند
نمایندگان مجلس در اصل باید قبل از تصمیم، از نظر تمام شهروندان بدون استثناء، حتی یک نفر هم نباید فراموش شود، سوال کنند بعد رأی بدهند
باید آنقدر زبان برنامه نویسی آسان شود که همه بتوانند در دنیای مجازی فعالیت کنند و ابزارهای مورد نیاز برای دفاع، کار، خدمت و غیره را درست کنند، همه باید خودشان اطلاعات بیومتریک را در اشتراک گذاری بدن وارد کنند
بعضی اوقات انسان جواب سوالش را تمیتواند از طریق مطالعه بدست آورد، یا حجم مطالب زیاد است یا حوصله ندارد، اینجاست که باید سوال کند و بیشتر اوقات متخصص حاضر نیست و دیر به جواب میرسد، اما با هوش مصنوعی فرد بدون دردسر در لحظه به جواب میرسد
سرگرمی با بازیهای ویدئویی میتواند جایگزین خوبی برای افراد بیمار مفید باشد، تا کمتر رنج بکشند و به درمان کمک کند، همچنین برای افرادی که عادت بد دارند مثل اعتیاد به دخانیات یا مشروبات الکی دارند مفید باشد
اگر دولتی نتواند سیستم سازمان یافته و هوشمند در فروشگاه ها داشته باشد، هر چقدر هم یارانه دهد باز فایده ندارد، باید روی کد شهروندی هر نفر مقدار مشخصی کالای رایگان باشد تا امرار معاش حداقلیش برآورده شود، بهترین راه کاهش شدید هزینهها و بار دولت، فروشگاه اینترنتی و نصب آشپز محلی است
خیلی از انسانها هستند که توان مقابله با چیزی را ندارند، اما باز هم واکنشی نشان میدهند که امید دارند موثر باشد، مثل در افتادن یک سگ با شیر، درحالی که بازنده مشخص است، یا یک دزد ناشی با نیروی پلیس مجهز به تکنولوژی روز که دزد هیچ شانسی ندارد
برای یک جوان سرمایه دار تنبل راحت است که درآمد یا ارث والدینش را حیف و میل کند تا دیگران را تحت تأثیر قرار دهد، مخصوصاً در بحث فریب برای لذت جنسی بردن
متأسفانه مسئولان از قدرتشان حداکثر استفاده را میکنند و با شهروندان در بسیاری مواقع مانند گوسفند رفتار میکنند، مثل ایجاد صف مختلف، جمع کردن شهروندان در یک محوطه و غیره، اما با هوشمندسازی میتوان این چنین معضلات را حل کرد
کشوری میتواند برجهای بلند بسازد که در آن دست اندرکاران ساخت و مسئولانش فاسد نباشند، تا زمانی که فساد هست، توسعه کامل یافتن ممکن نیست، تنها راه نابودی فساد و توسعه یافتن، اجرای هوش مصنوعی است
مسئولان همیشه علت نداشتن فعالیت مفید خود را گردن مقامات بالاتر میاندازند، در حالی که اگر از مقامات بالا هم پرسید، آنها هم گردن مقامات پایین میاندازند و خیلی لطف کنند یک دستور مصلحتی بدهند، این معضل گردن هم انداختن باید حل شود، تا مشکلات روی هم انباشته نشوند، تنها راه حل هم هوش مصنوعی است
وقتی میشود با هوش مصنوعی، کشور که هیچ، جهان را مدیریت کرد، چرا دولتها تعلل میکنند؟ سیستم سنتی حتی با وجود ابزار دیجیتال آنقدر پیچیده شده که هیچ مسئولی توانایی تسلط بر آن را ندارد و دولتها هم بودجه نیروی بیشتر ندارند و اگر هم داشته باشند مشکل تضاهم امور پیش میآید، هیچ راهی جز هوش مصنوعی نیست
همیشه دانشمندان فقیر نادیده گرفته میشوند، اما افراد ثروتمند حتی پیشنهاد احمقانه هم بدهند به شدت مورد استقبال قرار میگیرند، این وضعیت مسئولان است که مانع پیشرفت هستند و فقط با هوشمندسازی اصلاح میشود
اگر دانشمندانی که دولتها آنها نادیده میگیرند، توسط فاسدان حمایت شوند، فاجعه بزرگی پیش خواهد آمد، اینجا فاسد به دنبال سود و دانشمند به فکر انتقام از دولتها هستند
انسان هرکار کند دیگران او را با قضاوت خود تعریف میکنند، پس بهتر است آنقدر خوب و ساده بود تا همه فکر کنند دیوانهای و دلشان به حالت بسوزد، این دنیا ارزش مستکبر بودن را ندارد
علت حمله نکردن کشورها به هم در اکثر موارد، ترس و ضعیف بودن نیست، همه میدانند که مهاجم چندین برابر مدافع تلفات میدهد و مهاجم بازنده مساوی است با تقدیم دو دستی کشورش به مدافع، پس کسی فرمان حمله میدهد که بتواند واقعاً تلفات را کنترل کند
اگر خدا بخواهد بشر بر چیزی فرای توانش غلبه کند، ابزار لازم را در اختیار بشر قرار میدهد تا پیروز شوند، اما به دست آوردن ابزار نیاز به تلاش هم دارد
هوش مصنوعی میتواند تمام خدمات، کالاها، یارانهها، امکانات، پستها و غیره را عادلانه پخش کند، بدون اینکه کسی احساس تبعیض یا حقارت کند و برای چیزهای فروشی اگر تقاضا حتی میلیاردی در لحظه باشد، همه را همان لحظه میتواند جواب دهد و تقاضاهای ارتباط کلامی با انسانها را ثبت و به نوبت وصل میکند، به گونهای که دوطرف راضی باشند، با هوشمندسازی دیگر نیاز به پرداخت یارانه نیست چون همه چیز عادلانه و حساب شده به دست شهروندان میرسد
خیلی از شکایات در روندهای طولانی دادگاه قرار میگیرند و در نهایت با خاموش شدن احساسات اولیه شاکیان، رأی به نفع متهم داده میشود، اما با دادگاه هوش مصنوعی بدون هیچ معطلی حکم صادر و عدالت اجرا میشود
امروزه با این همه تدبیر برای بهداشت و جلوگیری از فاسد شدن مواد غذایی، باز شهروندان باید رعایت کنند، حال باید حساب کرد که گذشتگان با نبود امکانات چقدر اذیت میشدند و به همین سبب بیمار میشدند، مثل فردی که بارها از یک ظرف بدون شستشوی آن استفاده میکرد
یکی از علتهایی که فقر در کشوری نابود نمیشود حسادت است، چون معمولاً هرکس برای خریدش با دیگران مشورت میکنند و جوابی که میگیرند این است، مثلاً یک خودرو ارزان بگیر یا اتوبوس مگه چه مشکلی دارد؟ یا پولت را جمع کن، قناعت کن، به چه دردت میخورد؟ و غیره، همین دل خالی کردنها باعث عقب ماندگی افراد و کشور میشود، چون هرکس دوست دارد چیزهای خوب فقط در مالکیت خودش باشد، حال باید فرضش را کرد که این حسودان در لباس مسئولان چه میکنند؟
دولتها باید حتی در بیابان خالی از سکنه هم که باشد، امکانات تخلیه انرژی برای افراد فراهم کند، مخصوصاً بچهها تا به همسایه ها آزار نرسانند
جریان تورمی اقتصادی یک امر طبیعی است، حال در کشوری به سبب موقعیت کم است و در کشوری به سبب خصومت دیگران زیاد، در هر حال این شهروندان سخت کوش هستند که در هر شرایطی پیروزند، این بستگی به همکاری شهروندان با هم دارد، اگر درصدی از جمعیت کشور در اقتصاد فعال نباشند، مطمئناً بار و سود بیشتری بر فعالان است، اکنون خیلی از این سودهای ثروتمندان میتوانست متعلق به یک غیر فعال باشد، اما خودش نخواسته است، با هوشمندسازی میتوان به همه در فعال شدن در جهت پرسود کمک کرد تا بدون تداخل با هم همکاری کنند
انسان هرچقدر هم از اطرافیان ناراحت است نباید با آنها قهر کند، چون قطع رابطه به ضرر هر دو است، بهترین راه سرسنگینی و کم توجهی با فرد است، با هوشمندسازی دیگر زمینه قهر کسی فراهم نمیشود، چون از حس و قصد افراد خبر دارد و تدابیر لازم را میبیند
خیلیها هستند که از شعلشان راضی نیستند، اما چارهای جز انجامش ندارند، چون همیشه زندگی برای صد درصد شهروندان، طبق رویاها جلو نمیرود، بعد بستگی به کشور فرد هم دارد که چگونه شغلها را پوشش دهد و کمبود شهروندان را در طی مراحل زندگی برطرف کند، دست اندرکاران کشورها باید بروزترین امکانات را تهیه و در اختیار شهروندان قرار دهند
برخی از افراد به سبب آشنایی با دیگری، اگر او را کوچکتر از خود بدانند، تحقیر آمیز حرف میزنند تا سبب رنجش شوند، آنها حقارت خود را بر سر دیگران خالی میکنند، شاید هم منظوری نداشته باشند، اما در زمان دیدار با فردی که از نظر آنها کوچک شده است، ناخواسته به زخم زبان زدن ادامه میدهند
متأسفانه مسئولان آن کار که اولویت دارد را انجام نمیدهند و هرکدام ساز خودش را میزند، تنها را وحدت در دولت ها اضافه شدن هوش مصنوعی به سیستم است تا مسئولان را در جهت کارآمدی و هماهنگی هدایت کند
هیچ انسانی به سبب نداشتن ثروت، مقام دنیوی، چهره خاص، والدین خاص، پوشش خاص، امکانات خاص، کشور خاص، دین خاص و غیره، حقیر نیست و همه برابر هستند، اما افکار عمومی یا خواست جامعه این را قبول ندارد و به رفتار زشتش در برابر این افراد ادامه میدهد، افرادی که قربانی این افکار هستند چون اکثر جمعیت دنیا هستند سه راه دارند، یا از ساخت ابر هوش مصنوعی حمایت کنند تا با حکومتش برابری را به ارمغان بیاورد، یا ظهور منجی را از خدا طلب کنند، یا صبر کنند تا انتقامشان در قیامت گرفته شود
هوش مصنوعی کمک میکند تا دیگر کسی از تهدید زورگویان نترسد، چون تمام چیزهایی که زورگو به سبب آن احساس قدرت میکند را از او میگیرد
کالاهایی مثل آبلیمو و عسل که خواص درمانی برای معده انسان دارند، نباید گران شود یا یارانه برایشان تعیین شود، تا شهروندان درد نکشند، این کار از یک مسئول انسان برنمیآید و نیاز به هوشمندسازی است
اگر خودنمایی جلوی دیگران انرژی به فرد منتقل نمیکرد، هیچ زمان کسی به دنبال جذب دیگران نبود، این نشان میدهد که در بعد نادیدنی دنیا انرژیهای منفی و مثبت فراوانی وجود دارد که بین موجودات یا اجسام منتقل میشود، تا بابت دریافت آن انرژی ارتقاء یا تنزل یابند، حتی دیدار با مسئولان هم انرژی مثبت دارد و دولتها باید تدابیر لازم را بچینند تا دیدارهای صمیمی با جمعیت کم زیاد شود، با هوشمندسازی میتوان به راحتی تشریفات لازم این امر را انجام داد
همیشه در سیستم فاسد، یک فرد معتمد شهروندان وجود دارد که شهروندان را به شورش علیه دولت فاسد تشویق میکند تا شهرت کسب کند، بعد از آن طرف افرادی که خاص هستند را به سبب اعتماد شهروندان به او، پیدا میکند و بدون آنکه دخالتش مشخص شود افراد خاص را تسلیم دولت فاسد میکند تا هیچ زمان شهروندان نتوانند جلوی دولت فاسد قد علم کنند و سرنگونش کنند
تهدید یک مسئول عالی رتبه به اخراج زیردستانش، یعنی زورگویی و ممنوعیت آزادی بیان، باید این مسئول را فوراً عزل کرد، اگر این کار انجام نشود دولت فاسد و دیکتاتور است، تنها راه پیش نیامدن چنین موردهایی هوشمندسازی است
باید راهی آسان باشد تا شهروندان از خبرگزاری ها بخواهند تا اطلاعات لازم درباره موضوعی را پیدا کنند، مثل بلاتکلیفی پذیرفته شدگان یک آزمون، یا خبر از سهامی و غیره
هیچکس نباید توقع احترام از دیگران داشته باشد، چون احترام کسب شدنی است که این فقط از طریق آموزش به نسلهای بعد یا با نشان دادن اقتدار بدست میآید، مثلاً زنان اگر علیه ظلم نمیجنگیدند و به فرزندانشان احترام به زنان را نمیآموخنتند، هیچ زمان همه زنان نمیتوانستند در جامعه حرفی برای گفتن داشته باشند و همچنان به چشم یک غیر انسان دیده میشدند، با هوشمندسازی میتوان تمام احترام ها را کسب کرد
متأسفانه خیلی از انسانها هستند که برای یک چیز ناچیز مثل گردنبند طلا، تن خود را حاظرند به هرکس بفروشند و مسئولان هم برایشان مهم نیست که چرا این اتفاق میافتد، چون دیگران در چشم آنها بردهای بیش نیستند و میگویند شهروندان هر بلایی که میخواهد سر خودشان بیاورند مهم سود ما است، تنها با هوشمندسازی میتوان از این دنیای کثیف نجات پیدا کرد
اگر والدین برای بچه خود، ارزش قائل نباشند آن بچه برای اثبات توانایی دست به کارهای احمقانه و مرگ آور میزند، با هوشمندسازی میتوان بچهها را در زمینه مورد علاقه خودشان مانند یک متخصص تربیت کرد تا سرکوفت از دیگران نخورند
هوش مصنوعی میتواند کار میلیاردها مسئول را در یک لحظه انجام دهد، مثلاً در این روزگار با اینهمه تکنولوژی ارتباطی، تا یک قانون بخواهد اجرا شود حداقل شش ماه زمان میبرد، تا بررسی کنند و امضاها جمع شود، بعد هم آماده سازی ملزومات برای اجرا و غیره، که هوش مصنوعی در یک لحظه همه کارها را میکند و به داد شهروندان میرسد
تا قبل از شروع قرن بیستم و یکم، آنقدر ناکارآمدی دولتها بالا بود که شهروندان هیچ امنیتی نداشتند، مجرمان بسیاری آزادانه در جوامع میگشتند، کمبود شدید امکانات و مواد غذایی بود، محدودیتها از حد گذشته بود، یک انسان امروزی بعد از چند ساعت آب و غذا نخوردن، دچار سرگیجه و تاری دید میشود، در حالی که گذشتگان چندین روز بدون آب و غذا آواره بیابانها میشدند، اما اکنون این هوشمندسازی بوده که کمی دولتها را مجبور به کارآمدی کرده و با روی کار آمدن هوش مصنوعی کارآمدی به صد درصد میرسد
با هوشمندسازی دیگر هیچ شهروندی با انتظار پشت در اتاق مسئولان و سازمانها، حقیر شمرده نمیشود، چون هوش مصنوعی کاری میکند که هیچ فردی به هیچ دلیلی بر دیگری برتری نداشته باشد و نتواند محدودیتی جز حفظ حریم خصوصی ایجاد کند
در یک سیستم دولتی، چه مسئول بخواهد و چه نخواهد، مجبور به پیروی از چهارچوب حکومتی است و این موجب رنجش بسیاری از شهروندان است که چرا یک مسئول، ناخواسته باید اینهمه هزینه تشریفات بیهوده بپردازد، درحالی واقعاً لازم نیست، مثل وجود بادیگارد، نصب بنر خوش آمد گویی، راه انداختن کارناوال و غیره، اما با هوشمندسازی دیگر هیچ هزینه بیهودهای انجام نمیشود و همه موجودی بیت المال خرج پیشرفت و راحتی شهروندان میشود
متأسفانه سازمانها با پژوهش درون سازمانی، ضربه شدیدی به پیشرفت میزنند، چون شانس کسب اطلاعات بیشتر را با سپردن کار به عدهای خاص میگیرند، اما با هوشمندسازی دیگر هیچ مانعی این چنینی برای پیشرفت نیست
با هوش مصنوعی میتوان تلفات و موفقیت عملیات را تخمین زد تا بهترین راه انتخاب شود، چون در جنگها شاهد هستیم که خیلیها در عملیات قربانی، فرستاده نشدن نیروی پشتیبانی بخاطر ترس از ریسک فرمانده کل میشوند
انسان اگر با تفکرات فقیرانه زندگی کند، همیشه فقیر می ماند و هیچ زمان در زندگی پیشرفت نخواهد کرد، انسان به هرچه فکر کند همان میشود
اگر مقام عالی رتبه با مسئولان زیر دستش جدی و تند رفتار نکند، حکومتش به فساد کشیده میشود، تنها راه مسالمت آمیز برای حکومت بدون کج خلقی و فساد، هوشمندسازی است
تا زمانی که برای زنان در محل کار و جامعه، فضای امن ایجاد نشود، باید شدیداً از خود مراقبت کنند و از هر کاری که موجب تسلط مردان بر آنها میشود باید دوری کنند، ایجاد این امنیت فقط با هوشمندسازی ممکن است
پیام رسان یا شبکه ارتباط مردمی، باید آخرین پیام و جواب را همیشه نگه دارد تا افراد دچار سوء تفاهم نشوند
بهتر است که تمام خیابانها دارای خط ویژه حمل و نقل عمومی باشند تا شهروندان کمتر وقتشان در ترافیک ماشینهای تک سرنشین تلف شود، با هوشمندسازی میتوان بدون ایجاد موانع در خیابانها خط ویژه تعیین کرد و هرکس وارد آن شود جریمه میشود، برای دیدن خط ویژه میتوان از سنسور، عینک، لنز و غیره استفاده کرد
درست است که هر ملت به یک رئیس نیاز دارد، اما این مسئولیت نباید باعث شود که آن فرد در رابطه با جان و مال شهروندان تصمیم بگیرد، رئیس فقط باید احتیاجات را حتی اگر راه حلش در آن سوی کهکشان باشد، رفع کند، به همین علت باید هوشمندسازی کرد و مدیران را چندین برابر کرد تا به همه رسیدگی شود
بعضی اوقات افراد ناخواسته به خاطر محدودیت، وارد شغلی میشوند که دوستش ندارند و همین عامل ناکارآمدی است، با هوشمندسازی همه چیز در جای خود قرار میگیرد
سیستم دولتی که داده های روزانه شهروندانش را ثبت نمیکند تا براساس آن تولید و واردات کند، به چه درد میخورد، اگر مسئولان میخواهند اقتصاد را سامان دهند به اطلاعات ریز و غیرضروری شهروندان هم نیاز دارند و حتی باید به بهترین اطلاعات جایزه بدهند، این کار با هوشمندسازی بهتر انجام میشود
انسانها وقتی کسی را نشناسند، حتی اگر یک قهرمان جهانی در انسانیت با میلیاردها طرفدار باشند، باز به او بی مهری و ظلم میکنند، باید به همه آموزش داد تا به هرکس در هر لباس و طبقه اجتماعی احترام بگذارند
باید جلیقهای طراحی کرد که وزن انسان یا هر موجودی را در مواقع لازم کم و زیاد کند، مثلاً برای بالا رفتن از پله سبک کند، این بهترین راه کم کردن فشار بر جسم است
نباید مسئولان بتوانند به زور چیزی را به نفع سمت خود به شهروندان تحمیل کنند یا در برابر خدمتی یا عدم انجام وظیفه پول بگیرند، که این فقط با هوشمندسازی ممکن است، در بسیاری موارد دیده میشود که مسئولان از قدرت خود استفاده میکنند تا اشخاص را وادار به امضاء کنند که مجرم هستند
هر انسانی بتواند بر هوش خلقت علم و تسلط پیدا کند میتواند کارهایی کند که پیشرفته ترین فناوری مثل هوش مصنوعی جلوی آن کم میآورد، چون خدا همه جا را پر از فرشتهای کرده که فقط از عالمان خلقت به اذن الهی دستور میگیرند، در این دنیا عالمان مثل یک برنامه نویس هستند که به کدها دسترسی دارند
باید برای افراد ترک اعتیاد کرده، فضاهای لازم برای تداوم پاکی را ایجاد کرد، چون مواد مخدر برای آنها یک محرک است که اگر به افراد ترک کرد توجه نشود، آنها را دوباره جذب خود میکند، همانگونه که تشنه در پی آب است
باید بچهها را قبل از شروع دعوا، از محل به اندازهای دور کرد که صدا را هم نشنوند، با هوشمندسازی میتوان کاری کرد که در لحظه صدای دعوا شنیده نشود و طرفین ساکت شوند
با هوشمندسازی حرمت هیچکس در هر شغلی شکسته نمیشود و او هم نمیتواند حرمت مخاطبانش را بشکند
با هوشمندسازی میتوان تصمیمات تخصصی را با خیال راحت گرفت، چون هم خودش اطلاعات لازم را دارد و هم نظر متخصصان را اعمال میکند
افراد نباید وارد رابطهای شوند که در آن تمایلی به هم، مخصوصاً از نظر جنسی ندارند، این رابطه جز دردسر و دعوای روزانه چیزی در پی ندارد
بعضی از افراد به این دلیل جذب جنس مخالف نمیشوند چون همجنسگرا یا خودگرا هستند، این اتفاق هم به خاطر شرایط زندگی پیش میآید، اگر هوشمندسازی شود، میتوان افراد را به بهترین نحو در جنسیت خودشان تربیت کرد
افرادی که همیشه تنها هستند، افسرده نیستند، آنها دوست دارند که هرکس که به آنها تمایل دارد به آنها نزدیک شود، چون به حریم خصوصی دیگران احترام میگذارند، با هوشمندسازی میتوان در ارتباطات واقعی افراد با هم کمک بزرگی کرد تا افراد در هر زمان با فرد مورد نیاز آن شرایط ملاقات داشته باشند
باید برای بچهها کار تابستانی تعیین شود تا یاد بگیرند که خودشان پس انداز کنند، حتی باید آن کار را در ایام مدرسه روزانه یک ساعت انجام دهند تا حس بهتری داشته باشند، برای ساماندهی این کار به هوشمندسازی نیاز است
با هوشمندسازی میتوان به راحتی پول ناحق یا اشتباه واریز شده را فوری برگشت زد، تا این معضل فعلی که باید از فرد خواهش کرد تمام شود
علت ضعف در درس برخی بچهها، سرگرمی جدید است که بدترین آن میل جنسی است، هیچکس تنبل و ناتوان ذهنی نیست، آنها فقط علاقه و تمایلاتی منحصر به فرد دارند، حال وقتی به بلوغ برسند یک تمایل جدید پیدا میکنند که وقت زیادی از آنها میگیرد و سبب مطالعه و فعالیت کمتر میشود
بهترین راه برای کسانی که قصد خودکشی دارند، کوهنوردی در فصلهای بد آب و هوا است، اینگونه فرد آنقدر عذاب میکشد تا معنای زندگی بد را واقعاً بفهمد و از قصدش پشیمان شود
بدون عشق، شهرت و ثروت ارزش ندارد، انسانها با توجه به یکدیگر زنده هستند، اگر این زندگی اجتماعی شکل نمیگرفت همه خود را هلاک میکردند، درست است تنهایی گزیدن امروزه کار بهتری به نظر میرسد، اما همین هم به لطف زندگی اجتماعی است تا اختراعاتی بشود که فرد بتواند تنها دوام بیاورد، عشق بیشتر به اطرافیان، یعنی پیشرفت بیشتر آن جامعه، همه چیز به همکاری جمعی گره خورده است
آزار رساندن انسانها به هم باعث ترویج خشونت میشود، مثلاً اگر فردی با ضرب و شتم تحقیر شود، ممکن است از خشم تبدیل به یک قاتل شود، این امر فقط با هوشمندسازی قابل کنترل است
لایحه های دولتهای فاسد را شرکتهای خصوصی مینویسند و به نام مسئولانی که قدرت تصویب دارند منتشر میکنند، با هوشمندسازی میتوان با خیال راحت لوایح شهروندان را بررسی و تصویب کرد، حتی اگر لوایح خوب و کامل نباشند، هوش مصنوعی لوایح شهروندان را ترکیب میکند تا بهترین لایحه را بسازد، همچنین لوایحی که در گذشته تصویب شده را میتواند در صورت نیاز یا پیدا شدن لایحه مرتبط، در لحظه بروز کند، حتی قوانین موقت برای لحظههای خاص شهروندی که نیاز دارد ابلاغ میکند
برای شکست دادن مسئول فاسد، باید با او مجادله کرد و فسادش را برملا کرد، اینگونه او کم میآورد و تسلیم میشود، اگر فرد این کار را نکند باید توقع هربلایی که مسئول فاسد با سوءاستفاده از قدرتش بر سرش میآورد داشته باشد
متأسفانه به سبب عدم غیرت مسئولان نسبت به بیت المال، آنها سفارشهای ریسک دار میدهند که اگر بعد از پرداخت هزینه، انجام نشود بیت المال به هدر رفته است، اما برای آنها مهم نیست و فکر میکنند با شکایت و پیگیری یک وکیل بدست میآید، پول های زیادی وجود دارد که مسئولان باید در آن دنیا جوابش را پس بدهند
با هوشمندسازی هیچکس نمیتواند از مجازات اعمالش فرار کند و درلحظه جریمه و مجازات میشود و مدارک علت جریمه بایگانی میشود
تابع برنامه نویسی باید رعایت شود تا کاری عالی به دست شهروندان برسد، صداگذاری هم میتواند یک کار خوب در برنامه نویسی باشد چون برای راحتی شهروندان خوب است
باید به فکری به حال زنان فاحشه کرد چون آنها همیشه نمی توانند از بدن خود استفاده کنند و روزی پیر یا مریض خواهند شد و اینجاست که به مشکل بزرگی بر میخورند
باید در آپارتمان ها فضای سبز زیاد باشد
انسان ها ماشین آلات را می سازند که هزینه های انسانی و فشار کم شود، نه اینکه برای سود تاجران هزینه ها بالا برود و عمر ماشینها کمتر شود، باید این ماشین آلات صدها سال کار کنند
مسئولان فاسد برای پول تن فروشی هم می کنند
در طول تاریخ انسان های بسیاری برای پیروی از یک فرد یا گروه یا هدفشان جان خود را فدا کردند، حتی آیندگان هم نمیتوانند آنها را قضاوت کنند، چون فقط قضاوت مخصوص خداوند است، آنها فقط بسته به شرایط مکانی و زمانی مجبور به اطاعت از اربابان بودند، چه حق بودند و چه نا حق، این مشکل خودشان است، هرکس باید فکر اعمال خودش باشد
مسئولان حتی اگر تمام شهروندان یک کشور باشند بازهم قدرت بررسی و تحلیل هوش مصنوعی را ندارند
برای یک مسئول فاسد مهم نیست چه کسانی برایش جان فدا کنند، او بر جنازه آنها پا می گذارد و بالا می رود
اگر دولتها بخواهند اینگونه گزینشی و اقتصادی با مردم رفتار کنند، بعید نیست که قاتل و دزد زیاد شود
یک قاتل حاصل حقارت ها صحنه ها و تربیت بدنی توسط اطرافیانش است، از کودکی که از حقارت گریه می کند خیلی باید ترسید
نصب توربین بادی در سواحل و لنگرگاه ها می تواند به برق رسانی آن مناطق کمک کند
خیلی از قتل ها باعث شده که دنیا از فتنه های نجات یا برعکس از پیشرفتهایی باز بماند
هر مکان و راه که نام گذاری شده باید یک شماره منحصر به فرد هم در کل کشور یا جهان برای خود داشته باشد، تا بهتر پیدا شود و نام مشترک شهرهای دیگر سوءتفاهم ایجاد نکند
دولتها میتوانند با هوشمندسازی همه کارمندان را آزاد کنند، که به کارهای مفید بپردازند، اما مسئولان ترجیح میدهند که مفتخوری کنند و هزینه حقوقها را از بیت المال بدهند
سیستم سنتی آنقدر که هزینه، دستمزد، بودجه، تلفات، خسارت و غیره دارد، که بیشتر بجای نفع، زیان به همراه دارد
هوش مصنوعی میتواند قضاوت کند و حکم دهد تا کسی نتواند از احساسات و ضعف قاضی انسانی سوء استفاده کند
متأسفانه مسئولان از تجهیزات خارجی استفاده میکنند و به این افتخار هم می کنند که کارشان دارد جلو می رود، در حالی که باید خودشان بسازند
به سبب تفکرات اقتصادی دولت ها مجبور هستند که سهمیه هر استان را جدا کنند مگرنه ضرر میکنند
بخش خصوصی زمانی به هوشمندسازی می پیوندد که بداند دولت نمیتواند به آنها دستور دهد و فقط مالیاتش را میگیرد
مسئولان هر مجموعه دوست دارند چیزهایی که به مذاقشان خوش است بشنوند، مگرنه شروع به تخلیه عقده میکنند
بردن آبروی یک فاسد برای قطع زنجیره فساد شاید در ابتدا معقول باشد اما این ممکن است در دراز مدت که جمعیتشان زیاد شود، شورش درست میکند که خسارتی بدتر دارد، بهتر است به همان جریمه نقدی اکتفا کرد، چون پلمپ و نصب بنر چیزی جز عقده باقی نمی گذارد، هیچ فاسدی با این کارها درست نمی شود
با هوشمند سازی نیاز به مراجعه به هیچ ارگانی برای ثبت سند یا تغییر مالکیت و غیره نیست، چون خودش با توافق طرفین انجام می دهد حتی از خانه بدون دیدار طرفین هم انجام میشود
کثیف ترین کار مسئولان این است که در وقت اداری جلسه، کلاس و هر چیزی دیگر برگزار کنند و مراجعه کننده را معطل کنند، حتی یک ثانیه هم نباید شهروندان را معتل کرد و باید این چنین جلساتی را به بعد از وقت اداری سپرد و پذیرایی هم کرد
به طور کلی باید سیستم پشت میزنشینی حذف شود و دیگر هیچ کارمندی مشاهده نشود
بدبختی آنجاست که مسئولان، انجام وظیفه ناچیز شان را با حکومت های قبلشان که سالها گذشته مقایسه میکنند، در حالی که ارتقاء درگذر زمان طبیعی است، آنها به عقب ماندگی متناسب با زمان اشاره نمیکنند
مردم تماشاچی، حال یک انسان لگدمال شده در مسابقه را درک نمی کنند و توقع دارند
مسئولان با زدن حرف های بزرگ و دست نیافتنی می خواهند شجاعت به مردم نشان دهند تا روحیه بگیرند
در یک کشور یک کمدین جوان بدون هیچ سابقه سیاسی، رییس جمهور میشود، اما در کشوری دیگر جوانان با کوله باری از علم و طرح باید سابقه جمع کنند تا شاید در زمان پیری مفید واقع شوند
برای ارزش پیدا کردن زندگی و مرگ دیگران در چشم همه، باید بتوان کاری کرد که همه هفته ای یکبار در مراسم های کفن و دفن شرکت کنند و ثواب عظیم اش را هم ببرند
دنیا و مردمش نمی توانند برای کسی صبر کنند و حالِ بدش را درک کنند، انسان یا باید ادامه دهد یا کنار بکشد، چون انتخاب دیگری نیست
همه روزهای خوب انسان به امید رسیدن به یک روز خوب دیگر از دست میرود، اگر انسان به جای تبعیت از قوانین طبیعی، به فکر خودش و اعمالش باشد، آنوقت می فهمد زندگی چیست، مرگ هیچکس برای دیگری به اندازه یک دست شستن هم اهمیت ندارد، تا زمانی که پول باشد توجه و خدمات است
انسان اگر نمی تواند از انتخاب اولش دل بکند، باید از انتخاب دوم امتناع کند، چون به ضررش می شود یا باید از عقل یا از احساس پیروی کرد، هردو نمیشود
انسان فقط با یک جایگزین می تواند بعد از مرگ عزیزان به زندگی راحت ادامه دهد
بعضی وقتها انسان از روی عجله تصمیم میگیرد، که بعداً با بهتر شدن اوضاع و داشتن گزینههای بیشتر، از عجله خود پشیمان می شود که چرا تصمیم بهتری نگرفته است، او فراموش کرده که ابتدا بدبخت بوده است و اینجاست که با رها کردن تصمیم اول خود که از روی عجله و ناچاری بوده است، همه چیز را از دست خواهد داد
مردم به چشم مسئولان یک کارگر یا یک دستگاه تولید و غیره هستند
انسان ها حال بد خودشان را درک میکنند، اما حال بد دیگران را نه، در حالی که باید همدیگر را دلداری دهند و چیزهایی که آنها را تسخیر کرده نابود کنند
انسانی که به خواهر برادر خود خیانت میکند حتماً به همسرش هم خیانت میکند
انسان هایی که به خاطر یک رویای دست نیافتنی، داشته هایشان را به چالش میکشند، خود را نابود می کنند
زندگی همین گذراندن بی ارزش وقت، انتظار کشیدن، مواجهه با ناملایمت ها، دیدن طبیعت نامنظم، حسرت داشته های دیگران، بی محلی ها، ترس، خاطرات و غیره است
مسئولان میتوانند به جای رفتار ریاکارانه مثل نصب عکس رهبران در اتاق یا محل کار خود، به نصب عکس خانواده خود اقدام کنند تا هر لحظه به یاد داشته باشند که اگر فاسد یا کم کاری کنند، چه بلایی بر سر آینده خانوادهشان خواهد آمد
دنیا مثل یک سال تحصیلی است که در پایان برای ورود به دانشگاه یا سال بعد، باید امتحانات را با نمره خوبی قبول شد
بدبختی مردم اینجاست که مسئولان نمی توانند قبول کنند که افرادی که بعد از آنها مدرک میگیرند باهوش تر باشند
پشت هر تصویر یک متن است که افراد با هر بار دیدن تصویر آن متن را در ذهن شان زنده میشود
مسئولان بررسی طرح ها را به خاطر جلسات فراموش می کنند تا مردم را به خاطر خودخواهی خود از چیزهای خوبی بهره کنند
همه دوست دارند وقتی چیزی به کسی میگویند، واکنش خاصی ببینند، اگر این اتفاق رخ ندهد احساس شکست و ناامیدی میکنند، بهتر است که حتماً بدون انتقاد و توبیخ فرد، یک واکنش مناسب با حرف او نشان داد
علت اصلی ضعف حکومتها که سبب سرنگونی آنها میشود، نداشتن اهلیت حاکمان است، چون مسئولان بر حاکم غالب میشوند و بجای اینکه مسئولان قدرتشان را از حاکم بگیرند، حاکم قدرتش را از مسئولان میگیرد و آنقدر فساد زیاد میشود تا مسئولی کودتا یا شهروندان قیام و حکومت را عوض کنند، نباید در حکومت چندین نفر صاحب قدرت باشند، اما به یک شرط میشود آن هم با وجود ابر هوش مصنوعی است، اینگونه همه شهروندان مسئول میشوند
تقدیر این دنیا اینگونه است که برای داشتن هرچیز یا شروع هرکاری، باید یک مقدار اولیه سرمایهگذاری و کمی متضرر شد، تا بتوان به هدف رسید، اما انسانها عجول هستند و تا در دردسر قرار نگیرند تجربه کسب نمیکنند، با هوشمندسازی میتوان محیط شبیه سازی برای آمادگی انسانها ایجاد کرد
باید قوانین به گونهای باشند که انساهای طمع کار نتوانند سوءاستفاده کنند، که با قوانین کاغذی و مجری انسانی ممکن نیست و باید قوانین دیجیتال و مجری ابر هوش مصنوعی شود
اکثر انسانهایی که در جستجوی عدالت و مبارزه با فساد قیام میکنند، تا کمی قدرت و ثروت پیدا کنند از هدف معنوی عقب میکشند و فاسد میشوند، اما رباتها اینگونه نمیشوند
انسانها به هوش مصنوعی نیاز دارند تا آخرین اعمال آنها را ثبت کند، چون بیشتر اوقات انسانها در حال انجام کاری هستند که حواسشان پرت میشود یا مشغول کار دیگری میشوند و وقتی بخواهند کار قبلی را ادامه دهند نمیدانند کجا بودند و چقدر پیشرفت داشتند
یک مسئول باید هر روز زیر دستانش را تحقیر کند، مخصوصاً اگر شغلشان امنیتی باشد، تا احساس غرور و سرکشی در مسئولان کشته شود، این بهترین راه سنتی برای از بین بردن فساد است
انسانها اگر میخواهند موفق شوند باید خودشان اقدام کنند، مگرنه کسی به کمکشان نمیآید، چون هرکس تا منافعی برای خود نبیند آنها را دعوت به قیام نمیکند، تنها راه بشر برای رسیدن به زندگی پاک اجتماعی، تلاش در چهارچوب تقدیر الهی است تا خدا به آنها کمک کند
مافیا روی بچهها برای سازماندهی فساد، سرمایهگذاری میکنند و هزینه تحصیل و کسب مهارت بچهها را میپردازند، مثلاً کمک میکنند تا به پلیس ورود کنند و پروندهها را از مسیر منحرف کنند تا مظنون اصلی دستگیر نشود، یا به توزیع مواد مخدر کمک کند، علت یافت نشدن این جاسوسان مافیا، این است که مأموریت یافتن جاسوس بر عهده خود جاسوسان است
وقتی کسی بتواند سر از کار سازمانهای اطلاعاتی دربیاورد یعنی آنها خیلی ضعیف هستند، اکنون هم دوره آنها به سر آمده و با هوش مصنوعی آنها بیکار میشوند
شهروندان یک روز جان خود و عزیزان را حاضرند فدای کشورشان کنند، اما روزی هم هست که حاضر نمیشوند از یک لقمه غذا بگذرند، در حالی که سالانه مقادیر زیادی را اسراف میکنند
مسئولان انسانی نمیتوانند برای دیگران مفید باشند، چون نه حال افراد را درک میکنند و نه علاقهای به حال آنها دارند، مسئولان افراد را مثل موش آزمایشگاهی میبینند که باید روی افراد آزمایش کنند تا در نتیجه نفع بدست آورند، مثل بازیکنی که خودش میداند آماده است اما مربی میخواهد او در وقت دیگری بازی کند، که ممکن است آن زمان آماده نباشد، با هوشمندسازی دیگر هیچ فردی اسیر تصمیم خودخواهانه مسئولان نمیشود
افراد تا زمانی که با کسی رفیق نشوند، با حالت تهاجمی با افراد جدید رفتار میکنند، مثل خیلی وقتها که افراد با فرد جدیدی دیدار میکنند و او در برخورد اول تند و جدی هستند، اما ناگهان در دیدار دوم مانند رفقای دیرینه میشوند، همین شرایط در قضاوتها هم حاکم است و همه وقتی کسی را نشناسند، برایشان اهمیتی ندارد چه بلایی سرش آمده یا بیاید
برخی افراد میدانند که دیگران زود عصبانی میشوند یا مهارت لازم برای انجام کاری را ندارند یا ساده لوح هستند و غیره، اینگونه آنها دیگران را به کاری تشویق میکنند تا به خطا بیافتند و خودشان در نقش خوب و ناجی ظاهر شوند و دیگران را بد جلوه دهند
اگر افراد همان برخوردهای اول جلوی ظلم را نگیرند، ظالم سازمان یافته تر از قبل به سراغشان میآید و افراد هیچکاری نمیتوانند بکنند، ظالم هم مثل همه انسان است که پشت قدرت و ثروت دنیا پنهان شده و میتوان او را براحتی از پای درآورد
بدترین عذاب برای انسان این است که خود را جای آنچه نیست جا بزند، اینگونه فقط هزینه روی دست خود میگذارد، که بلاخره یا دستش رو میشود یا از کارش خسته میشود، اگر کسی دنبال سختی و هیجان نیست بهتر است این کار را نکند
برخی افراد از سر رقابت یا چشم هم چشمی با دیگران، پولهای خود را که میتوانست دردی از خانوادهاش دوا کند را حیف و میل میکنند، اما با هوشمندسازی میتوان این حس موقت و زیان بار افراد را کنترل کرد
افرادی هستند که ادعا میکنند برای خوشگذرانی گردش میکنند، اما معلوم نیست چرا به دنبال تنش با دیگران هم هستند، این نشان میدهد که انسان خوی وحشی گری را نمیتواند از خود جدا کند، مگر اینکه با زور قانون کنترل شود
افراد فاسد باهوش تر از بقیه نیستند، آنها فقط جسارت بیشتری دارند تا فساد کنند، که خیلی از آنها را اگر در فشار قرار داد، دست و پای خود را گم میکنند و احمقانه عمل میکنند، با هوشمندسازی دیگر هیچ فسادی جان نمیگیرد
رفتار والدین در بزرگسالی فرزند اثر دارد، چون اگر رفتارشان جدی باشد فرزند فراری میشود و از ملاقات با آنها میترسد، اما اگر دوستانه باشد فرزند طاقت جدایی ندارد و هر روز به آنها سر میزند
افراد عقده ای نمیخواهند با همه خوب باشند، آنها به چیزهایی که مالک آن هستند خیلی حساسند و به مالکیت دیگران احترام نمیگذارند
با گفتن یک دوستت دارم ساده به همه مخاطبان میتوان همه را خوشحال و جذب کرد تا دیگر کینه و غرورها از دلها شسته شود
بهترین راه شکست رقبا در حکومت، انتخابات است، چون اگر حق رأی فرد مخالف گرفته شود، طرفدارانش شورش میکنند، اما در انتخابات راه حق میتوان به شهروندان نشان داد تا درست رأی دهند
قابلیت کم و زیاد کردن طول وسیله حمل و نقل عمومی، با توجه به شلوغی مسیر در زمان های مختلف، تا کسی در وسایل سرپا نماند
هوش مصنوعی کم مصرف در انرژی را میتوان با نانومغناطیس هم ساخت، استفاده از فناوریهای نانویی مثل نانوزیست در این طرح اهمیت فراوان دارد
سوار و پیاده شدن خارج از ایستگاه باید دوبرابر حساب شود تا عادلانه باشد و کسی وقتی دست برای ایستادن اتوبوس خارج از ایستگاه بلند میکند، بداند که باید دوبار حساب کند و حتی برای تقاضای پیاده شدن خارج از ایستگاه باید دوبرابر باشد
دولتها باید بتوانند برای همه شهروندان، شغل ایجاد کند تا درآمد و سرگرمی داشته باشند، اینگونه دیگر همه بخشنده میشوند و همدیگر را به چشم دزد نمیبینند، این طرح بهترین راه برای کارآفرینی همه را ارائه داده است
انسانها به توجه هم نیاز دارند تا انرژی بگیرند، آنها فقط دقایقی از توجه شما را میخواهند نه اینکه تمام روز گرفتارتان کنند، بی توجهی به هم فقط حسرتی در دل برجای میگذارد
بچه هایی که از والدین خود خجالت میکشند، هرگز نمیتوانند در جامعه موفق شوند و این باعث خشمگین بودنشان میشود، همه فکر میکنند که باید به والدین ثروتمند افتخار کنند، در حالی که این فقط مخصوص این دنیا است و به زودی همه به اصل خود برمیگردند و برابر میشوند
فرزندخوانده ها از والدین اصلی خود به سبب رها کردنشان متنفرند و از سرپرستان جدید خود هم خجالت میکشند، چون فکر میکنند که با این سابقه بهایی ندارند و باید در هر جمع کوچکترین آنها باشند
یک مدیر ناظر باید درکنار مدیر اصلی باشد تا مسئولان را ساماندهی کند و در زمان خطای هریک از مسئولان اخطار دهد تا مدیر اصلی را گیج نکنند و امور را خراب کنند
ایمان یک فرد عادی، میتواند موجب حیرت یک عالم ربانی شود، چون آن فرد عادی ایمانش به خدا کمتر در تعارض با علوم ناامید کننده است و بطوری خاص به خدا ایمان دارد که هر عامل منفی را در اعتقادش دخالت نمیدهد
انسان ها دوست دارند هرکس را بخاطر یک اتفاق خاص در زندگیش به شوخی مسخره کنند تا لحظه ای خوش باشند، این طبیعت انسان است و نباید ناراحت شد و با ناسزا گفتن دیگران را از خود دور کرد
اگر انسان برای ورزش و تقویت جسمی خود کار کند، با یک تیر چندین نشان زده و زندگی خود و دیگران را متحول میکند، چون انگیزه بالا میرود و دگرگرایی گسترش میابد
در اصل انسانهای خوب، با انسانهای بد فرقی با هم ندارند، این زمان و شرایط است که عده ای را مدتی با ظاهر خوب و بد نشان میدهد، همان خوبان هم اگر شرایط بیابند کار بدان را تکرار میکنند
شهروندان هرجا کار میکنند از آنجا توقع دارند به آنها پاداش و محصولات رایگان دهد، تا مجبور به خرید نباشند، این تفکر غلطی است چون دستمزد میگیرند، اما با هوشمندسازی میتوان حساب این عمل شادی آور را کرد و انجامش داد
زنان عصبانیتشان را با کج خلقی و انجام کارها با ایجاد صدای بلند نشان میدهند، در این موقع دیگران باید آنها را درک کرده و پای صحبتشان بنشینند و آنها را دلداری دهند، اگر محارم زن را درنیابند، او به نامحرمان فرصت طلب جذب میشود
کار و موقعیت در زندگی زناشویی اثر دارد، در ابتدا شاید دو طرف خوش باشند، اما به مرور شرایطی پیش میآید که میتواند راه این دو نفر را از هم جدا کند، یکی باید فدای دیگری شوند، مگرنه کار به طلاق میکشد، اکثر ازدواج ها در این مسیر قرار میگیرند که اگر افراد طلاقی را ثبت نکنند، اما در دل همدیگر را طلاق دادهاند
گذراندن سالها زندگی کنار هم به آن راحتی که فکر میشود نیست، حتی دو عاشق هم در گذاراندن زندگی با هم دچار مشکل میشوند، تقدیر دنیا این است که همیشه همه چیز روی روال پیش نرود، این مشکلات همه امتحانی برای اثبات خود است، همه میدانند که هر کار خدا علتی دارد، اما این که آن علت پنهان است، انسانها را دیوانه و کافر میکند، باید صبر داشت تا در نهایت به جواب رسید
بچهها باید از همان ابتدا در رشته مورد علاقه خود تحصیل کنند، تا رشدشان هم زمان با آن باشد، البته باید برای بچههای جدید الورود در سن بالاتر که اتفاقی یا با تغییر علاقه آمدهاند هم باید امکان اضافه شدن را هم در نظر گرفت
در زندگی همه انسانها اگر دنیا را دنبال کنند، رقیب هم هستند، اما اگر برای آخرت تلاش کنند، همراه هم هستند، رقیبان همدیگر را تهدید و کنار میزنند و روی وجود هم حساسند و این را با اخلاق تند نشان میدهند، اما همراهان برعکس این قضیه هستند
انسانها در تنهایی سرعت پیشرفتشان بیشتر است تا در جمع باشند، باید دولتها شرایطی فراهم کنند که انسانها بتوانند بیشتر تنها باشند
اگر اصول اولیه یک حرفه به افراد درست و کامل یاد داده نشود، آنها نمیتوانند در بین بهترینها بماند و هرروز از دیگران بیشتر عقب میافتد
استادان باید به خوبی تجربیات را به نسلهای بعد منتقل کنند و از همه لحاظ از آنها حمایت کنند تا آنها هم برای نسل بعدشان مفید باشند، هوش مصنوعی بهترین کمک در این مورد است
انسانها باید قبل از شروع هر کاری در محیط شبیه سازی شده آن قرار بگیرند، این فقط با هوشمندسازی ممکن است، چون در زمان انجام کار افراد گیج میشوند و اگر تماشاچی زیاد باشد خود را گم میکنند و بدون آمادگی کارایی مفید به صفر میرسد
اگر یک مسئول نتواند تک تک شهروندانش را بشناسد تا راجب آنها سریع تصمیم بگیرد یعنی لیاقت مسئولیت ندارد، این کار در این دوران یا با محله محوری ممکن است یا با هوش مصنوعی، جز این دو راهی نیست
سازمانی که فعالیت رضایتمندانه ندارد باید منحل شود تا بودجه آن صرف کارهای بهتری مثل رفع فقر شود، دولتها نباید خود را اسیر بازیهای سیاسی و اقتصادی کنند و شهروندان را عذاب دهند
دولتی که شهروندان را دسته بندی کند و به هرکدام به نحوه خاصی برسد، ظالم است، باید یک دهک بیشتر وجود نداشته باشد و به همه حتی اگر جمعیت بیش از حد است به یک اندازه رسیدگی شود، نه اینکه فقط به شهروندان خاص رسیدگی و باقی را در فقر و گرسنگی رها کرد، شاید زمانی که امکانات نبود دولتها علناً شهروندان را با قحطی ساختگی میکشتند، اما امروز همان قحطی ایجاد میکنند اما نمیکشند، چون زنده شهروندان میتواند کار کند و اقتصاد دولتها را بچرخاند
مسئولان کثیف بجای مصرف بهینه بودجه، سعی میکنند سابقه بیشتری را با کاری های تزیینی در پرونده خود وارد کنند، در حالی که به آن بودجه میتوان فقر را در یک هفته ریشه کن کرد، متأسفانه مسئولان فکر میکنند که وارد یک بازی ویدئویی شدند که باید امتیاز بیشتر بگیرند، درحالی که نمیخواهند باور کنند این شهروندان واقعی هستند و نفرینشان گریبان گیر میشود
باید سن قانونی بیست و پنج سالگی شود، چون تا قبل از این هم انسان قدرت تصمیم گیری درستی ندارد و هم شرایط جامعه این را میطلبد، مخصوصاً برای تحصیل و ازدواج، جوانان از اینکه بخاطر موانع دیر اقدام میکنند خجالت زده هستند، با هوشمندسازی مشکل ضعف مدیریتی این بخش حل میشود
باید زمینهای فراهم شود تا هرکس آنقدر درآمد و فضا داشته باشد که بتواند به دیگران کمک کند و حتی به آنها هم که نیاز به کمک ندارند محبت کند، مخصوصاً افرادی که پیر شدند اما هنوز مجرد هستند و با والدین زندگی میکنند
بدهکاری بدترین وضعیتی است که یک انسان میتواند داشته باشد، هر روز توسط طلبکار خرد میشود، زیر فشار فراوان برای بازگرداندن بدهی است و خرج خانواده او را از تسویه سریع بدهی باز میدارد
شرطبندی، احمقانه ترین کار برای انسان است، چرا وقتی میتوان از راه حلال پول زیادی درآورد، انسان برای پول بی زحمت ریسک کند و در آخر بدهکاری هم به بار بیاورد، یکبار پیروزی در شرطبندی انسان را تا آخر عمر دچار توهم میکند که ایندفعه برنده میشود و آنقدر ادامه میدهد تا به خاک سیاه بنشیند
کسی که با شرخران و خلافکاران همدست میشود، روزی خودش هم قربانی آنها میشود، چون آنها تا زمانی فرد را میخواهند که هم جهت آنها حرکت کند، به محض یک تعارض منافع فرد را میکشند
هزینه جرم نباید نباید اصلاً قابل پرداخت باشد، که فردی پیدا شود و بگوید جرم میکنم و پولش را میدهم، باید هزینه یک جرم چه بزرگ و چه کوچک، آنقدر بالا باشد که مجرمان جرأت فکر به آن هم را نداشته باشند و با انجامش دیگر نتوانند سر بلند کنند
انسانهایی که چیزی را باور یا قبول نمیکنند و نظرات ساده لوحانه و مثبت درباره آن میدهند، هنوز آن وقایع را تجربه نکرده اند، آنها نمیدانند که در دنیا همه کارهای خبیثانه و ظالمانه ممکن است، با هوشمندسازی دیگر لازم نیست نگران تقاضاهای تکراری انسانها و کسب تجربه بود، چون این نقص انسانی با هوش مصنوعی در یک لحظه جبران میشود
عالم ماورایی دارای هالههایی است که با انجام اعمال خاص باهم ترکیب و بزرگتر میشوند، این هالهها میتوانند مثبت و منفی باشند و حتی تکثیر هم پیدا کنند، این تکثیر بسته به تقدیری دارد که خدا معین کرده است
دیکتاتورها دانش و فرهنگ را محدود میکنند تا شهروندان بی سواد باشند و شورش نکنند، آنها میدانند که شهروندان اگر به مطالعه و کسب علم بپردازند، میتوانند فکر کنند و فکر کردن شهروندان برای دیکتاتور خطرناک است و شهروندان خواستههای بیشتر میخواهند و تقاضای آزادی میکنند، این عامل سقوط دیکتاتوری میشود
مادران درد، رنج و محدودیت زیادی بابت وضع حمل بچه تحمل میکنند تا شاید بچه ناجیشان شود، پس تصمیمات بچه فقط متعلق به خودش نیست و اگر بچه شکست را قبول کند تمام زحمات مادرش را هم هدر داده است و مادر هم شکست میخورد
در اکثر امور مخصوصاً عملیات نظامی، ناهماهنگی و خوشگذرانی مسئولان باعث تلفات و خسارت سنگین میشود هرچند که به موفقیت برسد، اما با کمک ابر هوش مصنوعی میتوان هماهنگی لازم ایجاد کرد و مسئولان ناکارآمد را اخراج، تا تلفات و خسارت به صفر برسد، با آمدن ابر هوش مصنوعی دیگر جنگی در جهان رخ نمیدهد
دنیایی که اکنون برای انسان قابل مشاهده است، فقط جزئی از کل دنیا است، ذرات در مکان، زمان و ابعاد دیگر برای خود واکنشهای متفاوت دارند که این نشان از حیاتهای در کنار انسان است که برایش قابل مشاهده نیست
محیط کار زنان و مردان باید کاملاً از هم جدا باشد، یعنی یک بخش یا باید کامل مرد باشد یا زن، به هیچ عنوان هم نباید این دو گروه در کارهایی قرار بگیرند که احتمال لمس یا حتی نزدیک شدن بهم باشد، چون قوه شهوت قابل کنترل برای خیلیها نیست و حتماً دچار گناه میشوند
این نحوه نگاه انسان به ماجرا یا چیزی است که او را متأثر میکند، مثلاً یک مرد تا عکس زنی را میبیند تحریک میشود و افکاری را در ذهنش میگذراند، در حالی که شاید در تعامل مستقیم با زنان اینگونه نباشد، این نشان میدهد آن مرد اگر ترسش از جامعه بریزد، به زنان تعرض میکند، هرچه نحوه نگاه انسان بی احتیاط تر شود عواقب جدی تری به دنبال دارد
مسئولانی که کتاب یا هر منبعی که به شغلشان کمک میکند، مطالعه نمیکنند و حتی به عالمان آن حرفه هم بی توجه هستند، چگونه میخواهند کارآمد باشند، متأسفانه آن افرادی هم که کمی مطالعه کردند، تا به مسئولیتی نرسند از آن رونمایی نمیکنند، اینگونه فقط برای خود عذاب جهنم میخرند و در زندگیشان هم خیری نخواهند دید
داشتن اطلاعات نشانه قدرت دولتهاست، اما برخی مسئولان مربوط به جمع آوری اطلاعات، از آن برای اخاذی استفاده میکنند تا ثروت جمعآوری کنند، با هوشمندسازی دیگر این سازمان گسترنده فساد لازم نیست
انسانهایی که تابع نظر جمع هستند، مانند کودکان بی عقلی اند که با شادی دیگران شادند و با غم دیگران غمگین، این افراد همانهایی هستند که با شهادت امامان معصوم شادی کردند، انسانها نیاز به رئیس یا دیگران ندارند تا جایشان فکر کند، انسانها هوش مصنوعی را میخواهند تا عدالت و برابری را ایجاد و به تصمیم گیریها بدون طمع کمک کند
ایجاد یک مکان مثل هتل، برای افرادی که قصد خودکشی دارند، اینگونه هم چنین افرادی شناسایی میشوند و هم قبل از اقدام به خودکشی شناسایی میشوند و میتوان مشکلشان را حل کرد، البته با هوشمندسازی دیگر این مکان لازم نمیشود و خود هوش مصنوعی مشاوره لازم را بدون افشای نام میدهد
باید بچهها از والدین بدنام گرفته شوند تا این سابقه موجب تمسخر بچه توسط دیگران نشود، اگر روحیه بچه تضعیف شود دیگر نمیتواند فردی موفق بشود و جامعه ستیزی را گسترش میدهد، با هوشمندسازی میتوان تربیت هر نوع کودک را به خوبی انجام داد
زورگویی بچهها به هم میتواند آنقدر فشار روانی در آنها ایجاد کند که موجب خودکشی یا قتل شود، اگر جلو این کار که ابتدایی و بچه گانه بنظر میرسد، گرفته نشود، موجب سقوط آن جامعه در تمام زمینهها میشود، با هوش مصنوعی میتوان همان اول مسائل بین چند نفر را حل کرد تا از اتفاقات بدتر جلوگیری شود، منشأ اکثر مصیبتها بی توجهی بزرگسالان به زورگویان است، زورگو حتی اگر خردسال باشد، باید ادب شود، که هوشمندسازی میتواند این ضعف انسان در تربیت کودکان را جبران کند
بعضی وقتها متوقف کردن یک انسان در یک اداره یا مکان، میتواند به چند نفر از نزدیکانش یا غیره آسیب بزند، چون ممکن است آن لحظه مجرمی به خانواده یا دوستانش حمله کند، با هوش مصنوعی دیگر این اتفاق رخ نخواهد داد
هزاران تصمیم خوب برای ثبات و حفظ یک دست آورد لازم است، اما با یک تصمیم بد همه چیز نابود میشود و دیگر شاید جای جبران هم نماند
با یاد کردن یک روزه از فقرا که هزاران بدهی و مصیبت دارند دردی دوا نمیشود، آنها با برپایی یک ضیافت، آنهم اگر عالی و کامل پذیرایی شود، فقط چند ساعت فقر را فراموش میکنند، آنها به ثبات و امنیت شغلی نیاز دارند
ثروتمندان اگر واقعاً خیر بودند اکنون چیزی نداشتند و فقیری هم نبود، آنها به خیریه در قبال سود یا فرار مالیاتی کمک میکنند و به فقرا برای انرژی بیشتر در کار کمک میکنند، هیچ ثروتمندی دلسوز دیگران نیست و همه خیراتی که به اماکن مذهبی و مردم میدهد را با سود فراوان پس میگیرد
وجود یک رهبر در حرکات و واکنش دشمن شدیداً اثر دارد، چون دشمنان از ترس واکنش مناسب و بجای یک رهبر شجاع و عاقل، جرأت حمله پیدا نمیکنند، اگر رهبر وجود نداشته باشد دشمنان از فریب و کشتار مردم بی دفاع لذت میبرند
انسانی که فوراً در اولین فرصت اقدامی نمیکند، احمق نیست، چون آن لحظه اگر اقدام کند خسارت زیادی میبیند، این مثل کسی است که از مگسها متنفر است و دلش میخواهد هرکجا آنها را ببیند، آنها را له کند، اما بعضی وقتها مگس بر روی یک چیز ظریف و ارزشمند حرکت میکند و له کردنش در برابر خسارت وارده به چیز ارزشمند، احمقانه است، پس نباید سکوت کسی را در برابر ظلم نشانه ضعفش دانست، بلکه نشانه کامل بودن عقل است
دولتها برای از بین بردن زورگویی ایجاد شدند، اما متأسفانه مسئولانش تبدیل به زورگو شدند و این مورد تا زمانی که هوشمندسازی نشود، غیر قابل جلوگیری است، دیگر دوران رئیس بازی انسانها برای هم تمام شده است
هرکس قدرتی سازمان یافته کسب کند، سعی در تأسیس حکومت میکند و قانون آن چیزی است که او تعریف میکند، چه خداپسندانه باشد یا نباشد، اگر انسان بدی باشند به زنان و کودکان هم رحم نخواهند کرد، دوستان خود را هم میکشد، از دین برای تبلیغ استفاده کرده و ثروت جامعه را غارت میکنند، مردم را راحت با پخش ثروت غارت کرده فریب میدهد و چه نادانند کسانی که طرفدارش میشوند تا بتواند فساد را گسترش دهد
درست است که پول مهمترین چیز در داشتن شادی و امکانات در جامعه است، اما بدست آوردن آن به هر قیمت، مخصوصاً از راه خلاف، که به جامعهای برای پیشرفت جامعه دیگری آسیب میزند، هیچ برکتی ندارد، در این جامعه به مردم خودشان هم اهمیت نمیدهند و آن ظاهر شاد، از روی حماقت یا اجبار مردم است
دولتی که توانایی استخدام و تجهیز نیروهای نظامی را دارد، حتماً میتواند فقر را ریشه کن کند، چون اگر این کار را نکند کشورش عقب مانده میماند و سربازانش در مقابل مردم فقیر مانند گشنگان رفتار میکنند
ارتباط با ابعاد دیگر از طریق تلپاتی ممکن است، و میتوان به جهان های موازی سفر کرد، و حتی جهانی مخصوص ارتباط بین اشخاص در دگر بعدها داشت، با ارتباط با خود در جهانهای موازی دیگر، میتوان تجربه و مهارت آنها را بدست آورد و یک انسان کامل شد، این یعنی یک ابر انسان به وجود میآید
دولتها برای نهی مردم در استفاده از چیزی، نتایج یک پژوهش را پخش میکنند تا با این روش افکار عمومی را در برابر بحران، آرام نگه دارند، این نشان از ضعف دولتها در تأمین آن نیاز است، با هوشمندسازی دیگر لازم نیست نگران کمبودی شد و همه چیز با برنامه و هماهنگی جلو میرود تا بحران پیش نیاید
افرادی که زیاد به موسیقی مخصوصاً غمگین گوش میدهند، دچار افسردگی هستند و اینگونه کمی تسکین پیدا میکنند
انتخاب هر مسیر، میتواند زندگی متفاوتی را از راه دیگر رقم بزند، مثلاً بودن دو نفر با هم موجب عقب ماندگی و فقرشان میشود، اما جدایی موجب پیشرفت و ثروتمند شدنشان میشود
با برگزاری مراسمهای مختلف، هر محله میتواند در نوع خودش تک باشد، اگر شادی شهروندان و کمتر شدن مشکلات و فساد برای دولت مهم باشد این روش سنتی، میتواند کمک کند، البته قبل از هوشمندسازی، چون بعد از آن لازم نیست
برخی چون خود را شکست خورده میبینند، دوست دارند دیگران مخصوصاً بچه ها را به حس پوچ بودن برسانند، اما نمیدانند که اگر دیگران خودکشی کنند گناهش گردن اوست، باید این افراد را پیدا و مشاوره لازم را داد، یا فیلمهای سینمایی برای تغییر تفکرشان ساخت، هوشمندسازی کمک بزرگی در این امر است
انسان با مسلط شدن بر تقدیر دنیا، میتواند تمام مهارتها را کسب کند و از آن برای کمک به دیگران هم بهره ببرد، این تسلط بگونهای است که دیگر انسان هیچ محدودیتی ندارد و هرچه فکر کند عملی میشود
انسانها برای هم گارد میگیرند، درحالی که باید آغوششان را برای هم باز کنند، مخصوصاً والدین، اگر به جای مقابله به مثل و کنترل دیگران با مهربانی و صبر به همکاری و همدردی با افراد پرداخت، در همان برخورد اول مشکلات حل میشود، در اینجا هم هوش مصنوعی کمک مهمی است
والدینی که انتظار پسر یا دختر شدن بچه را دارند و تبعیض قائل میشوند، بهتر است بچه دار نشوند، چون زندگی بچه را خراب میکنند، در خیلی از موارد دیده میشود که دختران کمتر بها دارند و حتی استفاده ابزاری هم میشوند، مثلاً والدینی هستند که برای به دام انداختن خانوادههایی که توانایی مالی دارند، دخترشان را با آن خانواده صمیمی میکنند و چشمشان را بر صحنههای غیر اخلاقی میبندند
برخی با وادار کردن دیگران به گناه، عقده خود را تخلیه میکنند، آنها چون از خود ناامید هستند، دوست دارند دیگران را هم با خود همراه کنند تا وقتی افراد را ملاقات میکنند، حس کوچکی نکنند، آنها از افراد با اخلاص به این علت متنفرند که از ایمان آنها میترسند، هیچکس دوست ندارد حتی برادرش از خودش بهتر باشد، با هوشمندسازی میتوان به تربیت افراد برای دور شدن از این خباثت کمک کرد
استعدادها در حوادث ناگهانی و بحران نمایان میشود، با هوشمندسازی میتوان هزاران شبیهسازی لازم را برای کشف مهارتها انجام داد، با سیستم فعلی استعداد اکثر شهروندان تلف میشود
اگر هوش مصنوعی کشف نمیشد، بدست آوردن احتمالات آزمایش و نتایج سریع ممکن نبود، چون این هوش قویتر و دقیقتر از هوش انسان عمل میکند و خطایش خیلی کم است، چنان که خودش میتواند کارهایی که از پس انسان بر نمیآید مثل ترکیب دی ان ای را انجام دهد، با ساخت ابر هوش مصنوعی میتوان علم را از نهایت ترسیمی آنهم رد کرد، بگونهای که انسان هیچوقت نمیتواند درکش کند
بورس و هر چیزی که افراد را بدون زحمت پولدار میکند، یک پروژه شکست خورده از نظر فرهنگی و اجتماعی است، چون هرچه مردم بیشتر سود کنند جامعه بی بند و بارتر میشود، بزرگترین مشکل انسان این است که هرچه بیشتر آزادی ببیند، بیشتر خودش را گم میکند و به تضمین آن آزادی شروع به تخلیه شهواتش میکند، بگونهای که حتی کارش به تن فروشی هم میرسد، شهروندان باید فعالیت فیزیکی کنند و با پول زحمت خودشان خرید کنند، این برای انسان نهایت لذت است که از تخلیه شهوات هم لذتش بیشتر است و تا تجربه نشود درکش ممکن نیست
قبلاً هر کشور دو طبقه داشت، ارباب و برده، اما اکنون با پیدایش کلان شهرها، به سه طبقه تبدیل شده، اربابان، شهروندان و بردگان، به این معنی که به علت جمعیت زیاد، برده کافی وجود دارد و کار داوطلبانه شده است، هرکس پول میخواهد باید بردگی کند تا بتواند در شهر زندگی کند، در این بین آنها که بیکارند سربار دیگران و جامعه هستند، این بیکاران برای اربابان ارزش تبلیغاتی دارند، تا به بردگان بفهمانند که شما برده و زندانی نیستید و این آزادی کنترل شده نیست و واقعی است، اکنون اینگونه بدون هیچ دردسری با تکنولوژی خاص مردم را کنترل میکنند و هرکس به دنبال بیدار کردن مردم باشد را حذف میکنند
با سیستمهای فعلی رسیدن به مدینه فاضله غیر ممکن است، چون جامعهها غمگین و افسرده شدند و هر چه تلاش شود مسئولان فاسدتر از اکنون میشوند و روزی میرسد که در ساعت اداری هم باید همه را باید در هرزه خانه ها پیدا کرد، البته هم اکنون هم ادرات زیادی تبدیل به هرزه خانه شده اند، فقط هنوز در فرهنگ نهادینه نشده که به طور رسمی اجرا شود، تنها راه رسیدن به مدینه فاضله هوشمندسازی با ابر هوش مصنوعی است
برخی افراد با نمایش خانه، لباس و ماشین لوکس، یک سرمایه گذاری روی ذهن دیگران میکنند و زمانی که هدف فریب خورد، با او شریک میشوند و یک کلاهبرداری با پول هدف انجام میدهد و خود را ثروتمند واقعی میکند و شاید فرد فریب خورده ورشکست شود، با هوشمندسازی جلو این کار از ابتدا گرفته میشود و همه خود واقعیشان هستند
بچه های پررو، از مهربانی بچه های دیگر سوءاستفاده میکنند و با گفتن جملات بچه ننه یا تو نمیتوانی یا نمیخوام بدزدمش و غیره، او را حساس کرده تا با انجامش بگویند اینطور نیست، اینگونه با اولین عقب نشینی کار بچه مهربان تمام میشود و ممکن است حادثه غیرقابل جبران برایش رخ دهد، باید هوشمندسازی کرد تا اعمال انسانها کنترل شود
برای موفقیت در کاری باید مدام تلاش کرد، نه با یک شکست عقب کشید، همیشه شکست نشانه عدم موفقیت مطلق نیست و میتواند مقدمهای برای پیروزیهای زیادی باشد
بدبختی از آنجا شروع میشود که انسانی فکر کند با بقیه فرق دارد، همه فکر میکنند از دیگران برتر هستند، در حدی که خود را یک منجی میبینند و این برتری را در هر فرصت نشان میدهند، برای درمان بیشتر این افراد باید جهان و تجربیاتش را به آنها نشان داد، هرچه جهان را در شعاع بزرگتری ببینند، از غرورشان کاسته میشود، مخصوصاً اگر سرگذشت مستکبران را بفهمند، متأسفانه اینها در آموزش مدارس جای ندارد و در جوانی افراد دیگر مغرور شده اند، پس باید هوشمندسازی کرد تا هوش مصنوعی از کودکی، انسانها را راهنمایی کند
دولتها باید اجازه دهند و حتی کمک مالی کنند تا برخی افراد برای خود گروه های اجتماعی بزنند و هر فرد مشکل دار را یاری کنند، مخصوصاً جوانان بی تجربه و خطاکار به کمک چنین افرادی نیاز دارند
انسانها فکر میکنند حتی اگر کار بد هم کند همیشه برنده است، چون آنها خودشانند و هرکس خودش را یک موجود خاصتر از همه میداند، اما در آخر چیزی جز حسرت برایش نمیماند، مثل حسرت تنهایی که با غرور بیجا دیگران را از خود راندند
خلافکاران میدانند اگر اسلحه بفروشند، هرکس آن را در دست بگیرد قدرتمند میشود و دیگر آنها ضعیف میشوند و قیمت اسلحه هم افت میکند، اما با فروش مواد وابستگی ایجاد و هرساله قیمتش هم افزایش میابد
اگر قرار بود همه بدانند که در آینده به کجا میرسند، دیگر کسی تلاش نمیکرد، در این دنیا اصلاً قرار نیست انسان به راحتی چیزی را کسب کند و یا از چیز بادآورده ای مثل ارث لذت ببرد، همه مطابق شرایط خود نتیجه مطلوب را در قیامت کسب میکنند، آنجا ممکن است یک خیر ثروتمند در قعر جهنم برود و یک فقیر بی نماز همنشین خدا شود
مسئولان فکر میکنند که همیشه باید از قوانین مصوب شده و اعتقادات محافظه کارانه خود پیروی کنند و به همین دلیل باعث برهم خوردن نظم اجتماعی و بروز ناهنجاری میشوند، قوانین باید حتماً انعطاف پذیر شود و این فقط با ابر هوش مصنوعی ممکن است
انسان در درآوردن پول عجله دارد و کارهای کم درآمد را نمیپسندد، به همین علت برای پول بیشتر کلاهبرداری و فساد میکند که این برای دولت قابل پیگیری نیست، اما خیلیها در این راه تبدیل به خلافکاران خطرناک میشوند، با هوش مصنوعی میتوان به چنین افرادی کمک کرد تا از راه حلال جلو بروند
برخی مسئولان فکر میکنند که مقام بالاتر قدرت بیشتر میآورد و برای همین پرونده خود را با سوابق خوب آرایش میدهند، اما زمانی که به مقام برسند، همین دلبستگی به مقام میتواند عامل مرگشان شود
هرکس بخواهد خود را ثروتمندتر نشان دهد، باید بیشتر خرج کند، خوشا به حال آنان که اطلاعات مالیشان را حتی به فرزندان نمیگویند و ساده زندگی میکنند، آنها دارای فرزندانی میشوند که به همه چیز قانع هستند
بدترین پدران، کسانی هستند که میگذارند دخترشان با مردی تنها شود و چشمشان را به روی شهوترانی میبندند، تا دختر را بفروشند یا شاید مردی را در دام ازدواج قرار دهند، این چنین مصیبتها در جوامع فقط با هوشمندسازی حل میشود
حرکت عجولانه یا ناقص یک مسئول، باعث ایجاد خسارت بیشتر میشود، مثل پلیسی که نتوانسته قاتلی را از پای دربیاورد و آن قاتل هرکه را سر راهش ببیند میکشد، با هوشمندسازی میتوان تصمیم به موقع و کاملاً صحیح گرفت
حافظه انسانها ضعیف است و اجرای عدالت تضمین ندارد، درست است که قوانینی تصویب شده است، اما ضمانت اجرا ندارد، چون مسئولان اجرایی فاسد وجود دارد و آنها ترجیح میدهند که با قبول رشوه، پرونده تشکیل ندهند یا پرونده را منحرف کنند، البته این به طور مطلق همیشه اتفاق نمیافتد، بلکه فقط در پروندههایی مطرح است که پای افراد خاص یا ثروتمند در میان باشد، با هوشمندسازی دیگر انسان مسئول اجرای قانون نیست که کوتاهی کند و پروندهها سریع حل میشود
دور کردن مردم از مسائل معنوی، توسط دولتها، برای افزایش بهرهوری اقتصادی است، تا مثلاً کسی با عبادت و دیدن قبرستان، از فعالیت باز نماند، مسئولانی که تفکر اقتصادی دارند، به دنبال به بردگی کشیدن شهروندان هستند و اصلاً به خدا و قیامت اعتقادی ندارند، مسئولان باور ندارند که روزی قرار است بمیرند و دوست دارند راه جاودانگی را کشف کنند، اما به فکرشان نمیرسد که راه جاودانگی با سعادت، اطاعت از خدا در این دنیا است، با هوشمندسازی دیگر انسانها بدون مانع شدن دیگری، میتوانند راه سعادت را پیش بگیرند و از صمیم قلب کار کنند
با هوشمندسازی میتوان جلوی دخالت دیگران را در زندگی اشخاص گرفت، مخصوصاً صاحبخانه های فضول که روزانه مستأجر را اذیت میکنند، انسانها باید بدانند جویای احوال دیگران شدن با سوالات خصوصی فرق دارد، برخی چنان در زندگی دیگران ورود میکنند و سوال میپرسند که هرکه نداند، فکر میکند دزد هستند
انسانها به لباسهای مخصوص برای سهولت کارهایشان نیاز دارند، مثلاً زنان در آشپزخانه به دستکشی نیاز دارند که با آن در چند ثانیه مواد غذایی را خرد کنند، یا کارگران به داشتن یک ربات به عنوان شاگرد یا لباس ابزاری نیاز دارند
با هوشمندسازی میتوان از ازدواج هایی که منجر به نتایج بد، مخصوصاً در فرزندان میشود جلوگیری کرد، مثل نداشتن تفاهم یا تولد بچه ناقص در اثر ناسازگاری، چون هوش مصنوعی همه اطلاعات انسانها را دارد
تفریح میان ساعت کاری برای مشاغل طولانی یا دوشیفته لازم است تا کارکنان بیمار نشوند، اصلاً میتوان استخدام را دوبرابر و همه را در نصف روز هفته، دو شیفته نگه داشت، یعنی یک گروه سه روز اول هفته از صبح تا شب کار کنند و گروه دوم سه روز بعدی به همین صورت کار کنند، تا هر گروه در روزهای تعطیلش به شغل دومی بپردازد و دیگر شاکی حقوق کم نباشد، با هوشمندسازی هماهنگی دو گروه بهم نمیریزد
ثروتمندان به سهام فروشان کوچک اهمیت نمیدهند، چون فقیرند، به همین علت قربانی اکثر کلاهبرداری فقرا هستند، چون فریب مقداری خوش تیپی سهام فروشان خرد را میخورند و به طمع سود دار و ندارشان را به آنها میسپارند، در آخر هم سر فقرا کلاه میرود، کاش این افراد میتوانستند ثروتمندان فاسد را نشانه بروند تا برابری ثروت محقق شود، با هوشمندسازی دیگر فقرا در دام شیادها نمیافتند
میتوان از حقوق بگیران مقداری کمیسیون گرفت و برایشان برنامههای شاد در محل کار اجرا کرد، برنامهها باید به انتخاب خودشان هرچه دوست داشته دارند باشند، این برای آنها که دوشیفت یا بیشتر کار میکنند حتماً مفید است
همیشه با اوج گرفتن انسانی، یکی پیدا میشود او را زمین بزند، دشمنان با تمام داشتهها حمله میکنند تا فرد را زمین بزنند، اینجا دیگر استقامت مهم است، یکی به دنبال حفظ جایگاه، یکی به دنبال ارتقاء، یکی به دنبال شهرت، یکی به دنبال کار و یکی مأمور است، هرکس چیزی میخواهد و این اوج گرفتنها میتواند با منافع دیگری متضاد باشد
یک سیستم سازمان یافته کلاهبرداری، یعنی فروشنده سهام، خودش اولین خریدار بعد از سقوط سهام باشد و وکیل پیگیر ماجرا هم کارمند خودش باشد، اینجا سود در سود است و این چرخه فروش تمامی ندارد تا همه را سرکیسه کند، با هوشمندسازی دست این چنین افراد بسته میشود
سخنرانی انگیزشی برای کارمندان خیلی مهم است، تا کارایی آنها بالا برود، مخصوصاً اگر آینده را برای آنها ترسیم کرد که مثلاً چند سال آینده میخواهند فلان فرد میلیاردر یا فلان فرد متوسط باشند
دولتها میگذارند افراد انواع درآمد نامشروع و کلاهبرداری را خوب انجام دهند تا درآمد ناخالص کشورشان بالا برود و در زمان لازم افراد را دستگیر و با گرفتن جریمه سنگین آنها را آزاد میکنند تا دوباره فعالیت کنند
کارمندان از حقوق خود ناراضی هستند و گاهی اوقات از زندگی خود ناامید میشوند که چرا انتخاب بهتری نکردند، باید با سیستم جدید کاری دوشیفته در نصف هفته به آنها فرصت درآمد بیشتر را داد، اینگونه شاید از حقوقشان شاکی نباشند و فساد نکنند
هوش مصنوعی میتواند کار کسانی که پشت مانیتور های دوربینهای امنیتی نشستند را تمام وقت بگیرد تا هزینههای نیروی انسانی کمتر شود و بدون غفلت کار کند، بطور کلی ابر هوش مصنوعی همه انسانها را بیکار میکند و انسانها میتوانند به خوشگذرانی بپردازند
با هوشمندسازی دیگر نیازی به زندان نیست، چون میتوان با پوشاندن لباسهای هوشمند بر تن مجرمان آنها را با خیال راحت در جامعه رها کرد تا مجازات شوند و هم کار کنند، برای محکومان به اعدام هم این کار ممکن است تا موعد اجرای حکم برسد و دیگر نیاز به پختن غذای مفت نیست که به آن کافور و آرامش بخش هم اضافه شود
با هوشمندسازی دیگر کسی نمیتواند از بی اطلاعی کسی در موردی، او را فریب دهد، چون هوش مصنوعی اخبار لحظهای را میرساند و به همه قبل از اقدام به کاری، مشورت میدهد تا تمام و کمال انجام شود
بعضی وقتها انسان شاکی است، اما وقتی به مسئولان برای ثبت شکایت مراجعه میکند، مسئولان جانبداری میکنند و شاکی را مقصر میکنند تا از شکایت کردن بترسد، جلوی این مورد را میتوان با ابر هوش مصنوعی گرفت
تمام کشورها نژادپرست هستند و حتی درون هر کشور چندین نوع نژادپرستی داخلی هم وجود دارد، که همین وحدت انسانها را بهم میزند، با هوشمندسازی همه برابر میشوند و هیچ فرد یا قومی نمیتواند خود را برتر بداند
ساخت وسایلی که با برق کار میکنند و برق خود را هم تأمین میکنند، مثل یک خودرو که دارای توربین بادی زیاد باشد و در قبال حرکت با وزش باد، نیرویش با توربینها باز تولید میشود، یا یک پمپ آب که با ریختن آب روی توربین آبی دوباره شارژ میشود و با نصب توربین در مسیر بازگشت آب به بالا نیروی بیشتری تولید کرد و غیره
انسانها با مقداری خرج کردن برای پوشش و بهداشت خود، از نظر دیگران باحال میشوند، اما این باحالی به چه قیمت است و چرا باقیه افراد که دوست ندارند خرج کنند، طرد میشوند، با هوشمندسازی همه به جمعی که با آنها سازگار است هدایت میشوند
دولتها، شکست فردی یا جمعی را جدی نمیگیرند و تصور میکنند یک بازی است، در حالی که هر شکست میتواند هزاران نفر را بدبخت کند، مثل آزمونهای مختلف که فقط کمتر از یک دهم درصد شرکت کنندگان شانس قبولی دارند، درست است که بلاخره باید یک طرف پیروز شود، اما باید تدبیری باشد که بازندهها نابود نشوند، این تدبیر با هوشمندسازی ممکن است
وقتی همه شهروندان را سر یک سفره یا میز نشاند، دیگر جامعه طبقه بندی نمیشود که برخی خود را جدا و برتر بدانند، علت نابرابری و بی عدالتی در جوامع، مسئولانی هستند که برای بهبود اقتصاد خودشان، شهروندان را غربال میکنند، با هوشمندسازی همه به برابری اولیه خود میرسند
موقع خودنمایی هزاران مسئول پیدا میشوند، اما زمان حل مشکل، همه شانه خالی میکنند تا مشکل حل نشود، با هوشمندسازی بدون نیاز به هیچ مسئولی خدمات لازم برای شهروندان در لحظه نیاز ارائه میشود
انسانها هرکدام باید حداقل یکبار در طبیعت رها شوند تا درد و رنج انسانهای گذشته را درک کنند و کمتر ناشکری کنند، باید مسابقات و اردوهای همگانی در تمام سال برگزار شود، بطوری که هرفرد حداقل یک بار در سال در یکی شرکت کند
اگر در زمان تنش میان انسانها، فردی به دیگری بگوید که قهر کرده است و دیگری جواب بدهد که بدرک، این دو دیگر نباید با هم آشتی کنند و جواب دهنده را باید مجازات کرد تا با دیگران چنین برخوردی نکند
با هوشمندسازی دیگر نیاز نیست نگران پیری جمعیت بود، چون همه خدمات بر عهده رباتها است و سالمند دیگر نگرانی نخواهند داشت، جمعیت انسانها هم با بهترین برنامه توسط هوش مصنوعی، به حد لازم و بهینه خود میرسد
ایجاد پروتکل برای رباتها تا به انسانها و دیگر موجودات آسیب نزنند خیلی مهم است، این پروتکل باید توسط خودش نوشته شود، چون هیچکس از انسانها جز نمایندگان واقعی خدا، نمیتوانند برای بشر راهبرد سعادت تعیین کنند و ممکن است پروتکل بد بنویسند، به همین خاطر باید این کار بر عهده هوش مصنوعی باشد
توانایی خود تعمیری برای ربات خیلی مهم است، آنها باید این قابلیت داشته باشند تا اگر ناگهانی دچار آسیب شدند به خاطر تعمیر، وقت صاحب خود را تلف نکنند و لازم نباشد ناگهان بدون آمادگی صاحب تعویض شوند
وجود مواد خنثی کننده درون ربات، مانند خون عمل میکند و با گردشش در بدن ربات، علاوه بر خنثی کردن جریانهای منفی و الکتریسته اضافی، باعث ایجاد تعادل در سخت افزار و دمای ربات میشود
اگر حکومت هوشمند اسلامی ایجاد نشود، مالکان حکومت را به شیوه خود هوشمند میکنند و فقرا را اراذل معرفی میکنند، بین خود و فقرا دیوار میکشند تا به شهرشان وارد نشوند، چون دیگر ربات دارند و برده لازم نیست، پس هرکس لازم نباشد حذف و مقطوع النسل میشود، باید از این فرصت برای برقراری عدالت در مقدمه ظهور استفاده کرد
باتری اتمی برای تداوم شارژ شهرها و رباتها لازم است، گرچه میتوان باتریهای بهتری هم ساخت تا بدون آسیب به محیط زیست انرژی تولید کند، مثل بدن یک موجود زنده که از طبیعت میخورد و مواد عالی پس میدهد تا دوباره طبیعت غذایش را تأمین کند
وقتی متهمی حاضر نیست حامیانش را لو دهد، باید با او کاری کرد تا مجبور شود به آنها مراجعه کند، مثلاً یک جنس خاص از حامیان گرفته است، با شکستن آن، مجبور میشود به حامی برای تعمیر مراجعه کند
انسانها هزاران سال طول میکشد تا به نتایج امروزی برسند، در حالی که هوش مصنوعی در چند لحظه به آن میرسد، یک انسان ده سال درس میخواند و بعد با غرور میخواهد که دکتر صدایش کنند، اما هوش مصنوعی همه چیز را در چند ثانیه فرا میگیرد و توقعی هم ندارد، هوشمندسازی کمک بزرگی به سرعت پیشرفت علم میکند، عمر رباتها محدود به زمان نیست و با نابودی جسمشان، اطلاعات نابود نمیشود و قابل انتقال به جسم جدید است
رباتها دوران رئیس بازی انسانها را تمام میکنند و همه را طبق گفته قرآن میکنند که برابر و برادر باشند، شاه، رئیس، مدیر و غیره، همه ساخته ذهن انسانها است که توسط مالکان ایجاد شده تا بتوانند انسانهای ضعیف را به بردگی بگیرند
هوش مصنوعی علمش به جایی میرسد که دیگر هوش انسان متوجه آن علم عظیم نمیشود، رباتهای با مغز کوانتومی میتوانند به سرعت علوم را یاد بگیرند و کشفیات جدیدی را معرفی کنند و خطاهای علوم بدست آمده را نمایان کند، این رباتها به جایی میرسند که پروتکلهایی بنویسند که هیچ انسانی نتواند آن را هک کند و در زمین فساد کند
بقا مهم نیست زندگی کردن مهم است، اما دولتها نمیفهمند و میخواهند برای بقای خود، شهروندان را به بردگی و فداکاری وادار کنند، با هوشمندسازی دیگر هیچ انسانی فدای بقای چیزی نمیشود
بعد از هوشمندسازی نباید هیچ انسانی قدرت دخالت در امور مردم را داشته باشد و بالاتر از پروتکل به هرکس و هرچیز خواست آسیب بزند، انسان قدرتمند فاسد میشود، چون دوست دارد همه پیش پایش تعظیم کنند و اگر صاحب هوش مصنوعی باشد، مردم را به بردگی شدید میگیرد
والدین نادان با کوچک کردن هم جلوی بچهها، باعث میشوند که کودک به یک جامعه ستیز تبدیل شود تا نقص والدین را جبران کند، این طور والدین باعث بدبختی و بیسوادی کودک میشوند تا نتوانند از حقش دفاع کند
در این روزگار پشت هر پیشنهاد و خدمت سخاوتمندانه، یک برنامه منفعت طلبانه وجود دارد تا منافع مالکان را تأمین کند، پس نمیتوان به خیر بودن کاری اطمینان داشت، مگر اینکه هوشمند سازی شود تا تمام اطلاعات و شفافیت لازم در اختیار همه باشد
در جامعه بی بند و بار، هرکس باید پدر یا مادر خوانده دیگران شود، حتی اگر با فرزندان هم سن باشند، چون والدین چند روزی با هم میمانند و جدا میشوند و در این بین اگر کودکی متولد شود مطمئناً مانند کودک سر راهی است و باید بی توجهی و فساد والدین را تحمل کند، اما نمیتواند و در بزرگسالی از والدینش هم بدتر خواهد شد
بعضی اوقات سودجویان به انسان چیزی را آنطور که میخواهند میگویند، تا ذهنش را در جهت هدف خود کنترل کنند، اما در اصل ماجرا اینگونه نبوده است و فرد با فهمیدن واقعیت راهش را عوض میکند، مثل اینکه بخواهی فرزند یک خلافکار را با تحقیر کار والدینش از جرم دور کرد، اما با فهمیدن واقعیت همه تلاش ها از بین میرود
با هوشمندسازی دیگر لازم نیست در جمع حرف خصوصی را درگوشی گفت و یا از کسی خواست به جای دیگر برود تا دیگران با هم حرف بزنند، چون از طریق تلپاتی حرف منتقل میشود
مالکان بچههای با استعداد یتیم را جمع میکنند و از آنها یک مزدور فوق حرفه ای میسازند تا در جهت منافع آنها کار کند، دولت باید مانع این کار شود که نمیتواند یا نمیخواهد، اما با هوشمندسازی میتوان جلوی تمامی اتفاقات این چنینی را گرفت
وقتی کسی قصد دارد بدون خشونت کاری با فرد بکند، که فرد دوست ندارد و عصبانی میشود، نباید ضرب و شتم را شروع کرد بلکه باید مقابله به مثل کرد و همان حرکت را همزمان روی خودش اجرا کرد، این مثل یک مسابقه است و باید حتماً فرد پیروز شود
علت ایجاد ناهنجاری در جامعه، که شهروندان را شدیداً از حکومت ناراضی میکند، مسئولانی هستند که از قدرتشان سوءاستفاده میکنند، آنها میخواهند از ضعف حکومت بهره ببرند و برای خود ثروت جمع کنند که قاعدتاً به بی عدالتی و زورگویی منجر میشود و شهروندان هم شاکی میشوند
با ابر هوش مصنوعی ساخت سلاح متوقف کننده زمان هرچیزی که به طرفش شلیک میشود، آسان است، اینگونه میتوان مجرمان را متوقف کرد یا پرش زمانی در اوقات بد انجام داد
مسئولان کنونی توهم این را دارند که به نسل آینده کمک میکنند، در حالی که از نظر نسل آینده، گذشتگان آسیب زیادی به آینده زده اند، نسل آینده خودش علم و تکنولوژی مخصوص برای حل مشکلاتش دارد، همین که به دانشمندان کنونی اجازه و امکانات کشف بیشتر داده شود، بهترین کمک است
شاید افرادی که در سنین پایین ازدواج میکنند، بتوانند با هم پیوند عاطفی شدید برقرار کنند، اما افرادی که در سن بالا ازدواج میکنند فقط از جنبه اقتصادی و شهوانی است و بعد از مرگ هم اصلاً ناراحت هم نخواهند شد، درصد کمی آن هم به دلیلی که باز به کودکی برمیگردد شاید ناراحت شوند
تفاوت زندگی ها اصلاً منصفانه نیست و باید شرایطی فراهم شود که هرکس حداقل یک واحد مشخص داشته باشد که طبق سیستم قابلیت جابه جایی و نصب در مکانهای مخصوص دیگر داشته باشد، نباید کسی در آشغالدانی زندگی کند و دیگری در کاخ باشد، این اتاقهای منقول تخصیصی، تا آخر عمر با فرد هستند و قابلیت فروش و انتقال مالکیت ندارند، فقط دکوراسیون داخلی قابل تعویض است، همانطور که قبلاً گفته شده، این اتاقها کنار پذیرایی و آشپزخانه با توجه به تعداد اتاق خانواده نصب میشود، اتاقها را حتی میتوان در مسافرت با خود برد و یا هرجای دنیا نصب تا در آن سکونت کرد، حتی دولت میتواند با سپردن زمین رایگان به شهروندان، برای کسانی که سکونت در مزرعه را دوست دارند، کمک کند تا تولیدات کشاورزی و دامی بالا برود
با هوشمندسازی با استعداد ها و بی استعداد ها سرجای خود قرار میگیرند و حق کسی دیگر خورده نمیشود، اکنون بسیار مشاهده میشود که خیلیها حتی نمیتوانند زیپ شلوار خود را بالا بکشند، در مقامات بالا هستند یا شهرت دارند، اما با استعدادها در فقر و در آشغالدانی زندگی میکنند، از خیلی فرصتها محروم و توسط دیگران تحقیر میشوند
برخی انسانها از سر دلسوزی یا فضولی میخواهند از سلامت و امنیت همسایه یا آشنایان سر در بیاورند، اما بدتر توهین میشنوند و حتی تنش هم پیش میآید، با هوشمندسازی دیگر نیازی به این کارها نیست و خود هوش مصنوعی حواسش به اوضاع همه است
اگر افراد بی فکر و جوگیر پای تلویزیون بنشینند، تبدیل به افراد بیماری میشوند که افسردگی دارند و به تقلید از خشونت فیلمها، کارهای احمقانه میکنند
انسانها با یک ذره قدرت، میتوانند تبدیل به یک انسان بدجنس و فاسد شوند، به همین علت نیاز است تا قدرتی به انسان سپرده نشود و باید هوش مصنوعی رئیس باشد
با دخالت چندین مسئول یا ارگان در یک مسئله، کار ناقص تمام میشود و فقط براساس نظرات یکدیگر بدون پشتوانه جلو میروند و بیگناهان را متهم یا به کام مرگ میکشانند، با هوشمندسازی این اتفاقات رخ نمیدهد و همه چیز هماهنگ جلو میرود
بعضی انسانها به شغلی علاقه دارند، اما مهارت لازم را ندارند و ممکن است در آن شغل ناموفق و اخراج شوند، به همین علت باید هرکس را در شغل یا بخشی که مهارت دارد، نصب کنند، مثل کسی که به شغل نظامی علاقه دارد، اما توانایی انجام عملیات ندارد، این را میتوان با توجه به حافظه خوبش در جایی مثل بایگانی قرار داد، با هوشمندسازی شناسایی و جاگذاری چنین افرادی راحت است
در قوانین و پروتکل فعلی، نواقص زیادی است که باعث انجام وظیفه ناقص نیروهای امنیتی میشود، مثلاً جایی بسته مشکوک وجود دارد، اما قانون حریم خصوصی نمیگذارد که بسته جا به جا یا درونش چک شود، تا وضعیت مشخص شود، با هوشمندسازی میتوان تمام اطلاعات لازم را داشت، چون هوش مصنوعی میداند این بسته چیست، برای چه اینجاست و صاحبش کیست، دیگرهم نیاز به استخدام نیروی امنیتی نیست و خودش صاحب بسته باخبر میکند و هیچکس نمیتواند بسته مواد منفجره ببندد یا را با خود حمل کند، چون سریع شناسایی میشود
در مواقع اضطراری اطلاع رسانی و راهنمایی یک جمع سخت است، حتی اگر بلندگو هم در دسترس باشد، اما با هوشمندسازی میتوان بدون برهم خوردن نظم، سریع مردم را راهنمایی کرد، اینگونه تلفات و خسارت ممکن است به صفر برسد
برخی اوقات ناجیان یک فاجعه متهم میشوند که آنها این کار را انجام دادند تا جایزه بگیرند و مشهور شوند، اما با هوشمندسازی دیگر همه با خیال راحت بدون اینکه متهم شوند میتوانند فعالیت کنند و خود را در جریاناتی که به شدت احتمال متهم شدنشان است وارد کنند
باید شماره یا سایتی وجود داشته باشد که بدون وابستگی به هیچ سازمانی، به تخلف و عدم انجام وظیفه هر مسئولی در پس شکایت مردمی رسیدگی کند و متخلف را در رسانه معرفی کند، با هوشمندسازی این کار راحت و سریع میشود، البته اگر بتوانند تخلف کنند
افرادی که یک ویژگی خاص دارند، از کسانی که آنها را مسخره میکنند یا با اسمهای خاص صدا میزنند متنفرند و ترجیح میدهند با آنها معاشرت نکنند، این افراد به کسانی که به آنها احترام میگذارند شدیداً جذب میشوند
بعضی انسانها مریض روانی هستند و باعث آزار دیگران هم میشوند، یا توهم قدرت دارند یا از آزار رسانی لذت میبرند، که اینها باید جمع آوری و درمان شوند، اما هیچ دولتی حاضر نیست هزینه درمان آنها را بپردازد، با هوشمندسازی میتوان این افراد را شناسایی، کنترل و درمان کرد تا دیگران را آزار ندهند
تهمت زنی مسئولان امنیتی به هرکس که دوست دارند، باعث میشود که همه از یاری رسانی و دخالت در ماجرایی که میتواند جان کسی را نجات دهد، امتناع کنند و دردسر برای خود نخرند، اینگونه میشود که انسانها به مرور خودگرا میشوند و دگرگرایی برایشان مهم نیست، حتماً باید هوشمندسازی شود تا جلوی این اتفاقات بد گرفته شود، چون هوش مصنوعی به افراد در اثبات بیگناهی کمک میکند و خودش راهنمای اقدامات اولیه است، این مسئله که رباتها وظیفه انجام مأموریت ها را دارند هم مطرح است
هوش مصنوعی به حفظ اموالی که دور از چشم صاحبش است کمک میکند، خیلی از مواقع است که افراد مجبور به ترک مال خود هستند مثل خانه، ماشین و غیره، که در این بین، فرد نگران است که در زمان نبود او دزد یا خرابکاری نیاید، اینجاست که هوش مصنوعی خیال او را راحت میکند
برخی انسانها نمایش به راه می اندازند تا دیگران را بد جلوه دهند، یا ناحق را حق کنند، یا کارکنی را اخراج کنند و غیره، که این فقط با هوش مصنوعی قابل کنترل و اثبات است، چون او واقعیت را میداند
بعضی وقتها انسان نباید از سابقه خود چیزی بگوید، چون دیگران اگر احساس بدی پیدا کنند از فرد دوری میکنند و این دوری اثر بدی در ذهن فرد میگذارد، با هوشمندسازی سابقه همه محفوظ است و دیگر فردی یا اطرافیانش خطایی نمیکنند که بخواهد بابتش سر افکنده شود
انسانها در موقع نیاز، چارهای جز رو زدن به آشنایان ندارند، چون فکر میکنند فقط آنها به دادشان میرسند، با هوشمندسازی دیگر لازم نیست در موقع نیاز نگران شد، چون خودش میفهمد و در حل مشکل کمک همه جانبه میکند
فیلم، میتواند در مواردی خطرناکترین اسلحه بشر باشد که افکار را مسموم کند، چون علاوه بر رساندن صدا، میتوان حرکاتی را هم نمایش داد تا افکار مسموم بهتر در ذهن مردم جای بگیرد و بتوانند راحت تقلید کنند، فیلمسازی مهمترین کار مالکان برای کنترل ذهن مردم است
برق گرفتگی مشکل رایج امروزه است و خیلی ها در زمان برق گرفتگی خود و دیگران نمیدانند چه کنند و یا فراموش میکنند، اما با هوشمندسازی میتوان در آن لحظه به داد همه رسید و افراد را حتی قبل از برق گرفتگی باخبر و راهنمایی کرد
برخی از افراد هستند که در صحنه قتل هستند یا که خود صحنه قتل میرسانند، پلیس را خبر نمیکنند و مانع دیگران برای خبررسانی میشوند، آنها صحنه را مخفی یا بهم میریزند و اگر کسی باشد پیشنهاداتی میدهند که صحنه بهم بریزد، چون مقصر خودشانند، اینجا هوش مصنوعی کمک میکند که بیگناه متهم نشود و قاتل هم نتواند از جرمش فرار کند، چون وقایع قبل و بعد را ثبت میکند
انسانها آنقدر درگیر بهبود وضع اقتصادی خود هستند که برایشان مهم نیست که ممکن است لحظاتی بعد بمیرند و متأسفانه انسانها نمیتوانند کمی مرگ را جدی بگیرند چون مالکان نمیخواهند انسانها با یاد مرگ کم تحرک شوند، با هوشمندسازی میتوان انسانها را از این وضع نجات داد
بدبختی بشر آنجاست که با علم علیه علم میجنگند، مثلاً کامپیوتر یک دستاورد علمی است و امروزه که در اشکال مختلف در دسترس بشر قرار گرفته است، هر نادانی برای خود یک بنگاه اقتصادی ایجاد کرده است و با این وسیله علمی شهرت جمع میکند، این افراد وقتی از علمی خوششان نیاید با حرفهای بی اساس و طنز، به آن حمله و علم را پوچ میکنند
مالکان با ارائه پروژههای عجیب و پر مزایای دروغین، افکار عمومی را فریب میدهند تا حواسشان از مسئلهای پرت شود و بعد از مدتی آن پروژه فریبنده که شهروندان را دو دسته کرد تا اعتراض علیه مالکان بخوابد، شکست میخورد و دیگر معترضی هم نیست، مالکان به همین راحتی دنیا را کنترل میکنند
تاجرانی که در علم دخالت میکنند، باعث فاجعه میشوند، آنها خود را با پول دانشمند میکنند و برای بیشتر کردن سرمایه خود، پروژههایی اجرا میکنند که به ضرر محیط زیست است، آنها به سبب اعتبارشان هر دروغی بگویند شهروندان باور میکنند و حتی پولشان را هم در اختیارش قرار میدهند، تا با سود او شریک شوند، در نتیجه دنیا روز به روز به نابودی نزدیک میشود و برای شهروندانی که گرفتار بهبود وضع اقتصادی خود هستند مهم نیست و برای سرمایه دارن کف میزنند
افرادی که جواب علمی و منطقی ندارند به نقاط ضعف ظاهری و کمبودهای فرد حمله میکنند، تا اینگونه خود را از شکست نجات دهند و فرد را بی اعتبار کنند تا فرد نتواند از ترس تمسخر جامعه دوباره برگردد
مسئولان دولتهای فاسد برای شهروندانشان دشمنی فرضی میسازند، در حالی که دشمن خودشانند و آن دشمن را اینگونه معرفی میکنند که او از بالا به شهروندان نگاه میکند و حق اقشار مختلف را میخورد، مهم نیست در چه طبقهای باشند، پایین، متوسط و بالا، دشمن برای همه است، اینگونه مسئولان فاسد و خانوادههایشان راهی برای خود باز میکنند تا شهروندان را چپاول کنند، این کار با تعویض مسئولان باز هم ادامه دارد، چون همه از یک خانواده و قشر هستند، تنها راه نجات بشریت از این فاسدان، ظهور منجی بشریت عج است البته تا قبل آن میشود با هوشمندسازی مقدمات ظهور را آماده کرد
امروزه مشاغل بگونهای شده که بدون گرفتن حق ویزیت، کسی حاضر نیست مشاوره بدهد، حتی پژشکان و وکلا با آنکه میدانند جواب مراجعه کننده چیست، تا دستمزد نگیرند میگویند نمیدانیم، با ابر هوش مصنوعی، هر انسانی میتواند هر سوالی از صبح تا شب حتی مسخره هم که باشد بپرسد و رایگان جواب بگیرد، هوش مصنوعی تمام زمانها و مکانها دردسترس است و مؤدبانه جواب میدهد
انسانهایی که به گذشته نگاه میکنند، همیشه افسرده و ناراحت هستند و مردن را برای خود میپسندند، چون فکر میکنند نمیتوانند چیزی را درست کنند، اما اگر به آینده نگاه کنند، امیدوار میشوند که میشود آینده را بهتر کرد، اینگونه بخاطر امیدی که دارند تلاش میکنند و به سبب همین از غم و افسردگی دور میشوند، اگرهم هوش مصنوعی باشد که کمکشان کند، خیلی بهتر میشود
برخی از انسانها واقعاً ساده هستند و حرف دیگران را باور میکنند و حتی به حرف مسئولان هم شدیداً اعتقاد دارند، هوش مصنوعی کمک میکند تا انسانهای ساده اسیر حرف دیگران نشوند، مثلاً دزدی خود را مسئول پارکینگ جا میزند و خودرو انسان ساده را سرقت میکند و بعد از مراجعه به پلیس، پلیسها میگویند نگران نباش زود پیدا میشود، در حالی که خودشان میدانند که دروغ میگویند، اینجا هم فرد حرف پلیس را باور میکند
همیشه در زندگی شرایط دیگری هم هست که همه به نابودی ختم نمیشود، مثلاً درست است که کارفرما فشار میآورد اما استعفا راه حل نجات نیست، اینجا بلاخره با کمی تفکر میتوان مهارتی منحصر به فرد را اجرا کرد که موجب رضایت همه شود و زندگی به حالت عادی برگردد
افراد مهربان از ظالمان در حقشان هم تشکر میکنند و بازیچه دست دیگران میشوند، این کوتاه آمدن آنها در برابر دیگران نشانه ضعف نیست، آنها از هزاران فرد به ظاهر عاقل، داناتر هستند، آنها فقط میخواهند در این دنیا مثل انسان زندگی کنند
یکی از معضلات روال اداری، مشکل ارائه مدرک معتبر برای اقدام مسئولان است، آنها از ترس توبیخ ترجیح میدهند کار نکنند تا آنکه بازخواست شوند، با هوشمندسازی همه مدارک تهیه میشود و نیازی هم به مسئولان نیست
با هوشمندسازی میتوان از لو رفتن افرادی که میخواهند از چنگ کسی پنهان شود، کمک کرد، البته بجز مجرمان، گرچه سیاست هوش مصنوعی بر اساس دوستی و دیگرگرایی حقیقی است، اما بعضی وقتها واقعاً نباید دو انسان همدیگر را ببینند
تا کسی چیزی را از دست ندهد درد کسی را نمیفهمد و حتی مسخره هم میکند، انسانها چه بخواهند و چه نخواهند همین هستند و با این شیوه زندگی فقط دشمن هم هستند و از هم استفاده ابزاری میکنند، اما با هوشمندسازی میتوان این معضل را اصلاح کرد
بعضی وقتها واقعاً لازم نیست از قواعد و قوانین پیروی کرد و باید خارج از آن مسائل را حل کرد، چون شرایط آن را میطلبد و مشروعیت در آن است، اما با هوشمندسازی میتوان این کار را همیشه و بدون خطا یا عوارض جانبی انجام داد
یادگیری زبان انگلیسی برای ارتباط با دنیا خوب است، اما خیلی از کشورها هستند که زبان مادری خودشان را بر انگلیسی ترجیح میدهند، که بیشتر در اروپا هستند و متأسفانه کشورهای دیگر قارهها سخت به دنبال آموزش آن به فرزندانشان هستند، این فشارها واقعاً لازم نیست، چون باید همه به درک اروپاییان که با انگلیس رقابت دارند برسند و آنها هم زبان مادری خودشان را جهانی کنند، با هوش مصنوعی دیگر همه زبانها سریع ترجمه میشود و لازم به یادگیری چند زبان نیست
در جوامع اشخاصی وجود دارند که آنقدر قدرت و نفوذ دارند که میتوانند بدون ترس از قانون، به شهروندان زور بگویند و فساد کنند، اما این فقط در سیستم سنتی ادامه دارد و با هوشمندسازی دیگر هیچکس برتر نیست که بخواهد ظلم و فساد کند
اعتبار یک دولت را میتوان از روی توجه و احترام شهروندانش به سرود ملی فهمید، وقتی شهروندان نسبت به شنیدن سرود واکنش احترام آمیز نشان ندهند، یعنی مشروعیتی وجود ندارد و آن حکومت باید فکری به حال آینده متزلزلش کند، اما با هوشمندسازی مشکلات مربوط به مشروعیت حل میشود و همه صد درصد راضی خواهند شد
ایده داشتن بدل، بدترین فکر بشر است، چون بدل دوست ندارد سایه کسی باشد و خواستار خودش بودن است و اینجاست که ممکن است با برگزاری دوئل یکی مجبور به حذف شود، که این عین بی عدالتی است، شاید بتوان به این علم رسید اما نباید اجرا شود، حتی برای مسائل حکومتی و امنیتی، با هوشمندسازی میتوان جلو تصمیمات مضر بشر را گرفت
مسئولان فاسد امروزی، از راه قانونی قانون را دور میزنند، تنها چیزی که برای این کار لازم است پول است، مثلاً یک قاچاقچی دستگیر میشود، بعد مسئولان از راه قانونی یک پرونده سازی میکنند و با استفاده از پروانه یک وکیل، قاچاقچی که رشوه کلانی داده را تبرئه میکنند و رشوه را بین تمام دست اندرکاران پرونده تقسیم میکنند و هرکدام با پولشویی در شهرهای مختلف خانه، ماشین و غیره میخرد، با هوشمندسازی دیگر این اتفاق ممکن نیست
این باور دیگران به خوشان است که میتواند راهشان را بسازد، افرادی که مدام باید از دیگران اعتماد به نفس بگیرند، روزی شکست میخورند، چون وقتی اعتماد به نفس کامل میشود که منبع آن خودشان باشند
هرکس حرفی بزند که مسئولان خوششان نیاید، دچار محدودیت و فشار میشود، حتی ممکن است زندانی و کشته شود، چون آن حرف خلاف اعتقادات دولت بوده است، اما با هوشمندسازی همه میتوانند هرچه خواستند بگویند و بدون آنکه به کسی بر بخورد، ابر هوش مصنوعی آن حرف را تحسین کرده و کارآمدی سیستم استفاده میکند، البته بعید است که انسانی بتواند بهتر از ابر هوش مصنوعی نظر دهد
کارهای خارج از قواعد در زندگی بچهها اثر دارد، مثلاً والدین بی بند و بار باعث برهم ریختن آرامش بچه میشوند تا نتواند پیشرفت کند، این مسئله در مورد بزرگسالان، شهر، کشور و غیره هم مطرح است، چون همسایه ها هم با رفتارشان در آرامش فرد یا کشور اثر دارند
درست است که این شیوه حکومتداری که مسئولان با همکاری هم هرکدام گوشهای از کار را بر عهده بگیرند خوب است، اما بهترین نیست، چون توفیقی بیشتر از حکومتهای تک رو ندارد، اما با هوشمندسازی میتوان بدون نیاز به هیچ انسانی بهترین شیوه حکومت را اجرا کرد که در آن هیچکس شاکی نباشد
برخی دولتها فکر میکنند که با برگزاری تشریفات و گذاشتن تیم محافظتی، کار خوبی برای افرادی که از نظر آنها نخبه است میکنند، در حالی که او با دیگران فرقی ندارد و نباید هزینه اضافی برایش کرد، اینگونه حتی به همان نخبه هم ضربه روحی میزنند، مخصوصاً وقتی که قرار است کنار گذاشته شود، با هوشمندسازی امنیت و تشریفات برای همه بدون هزینه برقرار میشود
فردی که آماده خودکشی است ابتکار عمل دارد، همیشه این افراد به حریف نشان میدهند که عقب کشیده اند و بعد از آنالیز حریف، حملات حساب شده را شروع میکنند، با این حساب نباید به قاتلان یا دشمن فرصت فکر و واکنش داد
باید جلوی افراد ظالم ایستاد، حال با جنگ یا با تحریم، البته جنگ باید آخرین راه حل باشد، پس با تسلیم فرزند یا یک چیز باارزش ملی، میتوان دست ظالم را بست، اگر نداد، تحریم راه حل بعد است، البته اگر هوشمندسازی صورت بگیرد هیچ ظالمی نمیتواند جان بگیرد
این سیستم آموزشی و فرهنگی یک کشور است که برابری زن و مرد را ترویج میدهد، اگر سیستم ضد برابری باشد باعث ضعیف و محدود شدن زنان میشود و اگر به دنبال برابری باشد، همه چیزهایی که برای مردان است برای زنان هم هست، البته باید دستورات قرآن حتماً اجرا شود و مابقی چیزها برابر شود
در این روزگار آنکه شیفه پیشرفت دیگران شود، خودش را در کسب آن میبازد، چون کسی مجانی پیشرفتش را به دیگران نمیدهد، اینجا یا باید هزینه پرداخت یا باید برده شد، اما با هوشمندسازی تمام پیشرفت های حاصله بدون هیچ استثنایی، رایگان به همه تعلق میگیرد
پیشرفته ترین سلاح هم به تنهایی قدرت نمیآورد، چون تا وقتی که در دست یک جنگجوی ماهر نباشد کارایی ندارد، یک جنگجو با دست خالی هم یک سلاح محسوب میشود
با هوشمندسازی دیگر فکرهای پلید کسی محقق نمیشود، چون از همه حرکات انسانها باخبر است و مانع میشود، هرچه این سیستم سنتی ادامه پیدا کند، گناه همه اتفاقات ناگوار بر عهده مسئولان است، بیشتر افراد جامعه ستیز دچار بیماری روانی هستند
مسئولان در مواقع اضطراری مثل گروگانگیری از پروتکل حرف میزنند، تا مانع مقامات بالارده برای ارتباط با گروگانگیر شوند، درحالی که با هوشمندسازی نیازی به مسئولان نیست و هوش مصنوعی جواب خواستههای گروگانگیران را میدهد، حتی اگر همزمان هزار نفر باشند
انسانها تا پای خودشان در مسئلهای گیر باشد، آن مسئله برایشان مهم است، اما به محض رها شدن از آن، دوباره به دنبال بهبود وضع اقتصادی میافتند و بابتش حاضرند هرکسی را قربانی کنند
بخاطر وجود دموکراسی و انتخاباتش، مسئولان روز به روز فاسدتر میشوند، چون آنها برای کسب رأی اکثریت حاضرند اقلیت را فدا کنند، مسئول دلسوز فقط با هوشمندسازی وجود دارد
اکثر کسانی که جامعه ستیز میشوند، از کم کاری مسئولان به وجود آمده اند، مثل پلیسی که به پرونده قتل یا تجاوز درست رسیدگی نمیکند یا با رشوه آن را میبندد، در نتیجه قربانی یا خانواده اش دست برای انتقام دست به کار میشوند
قربانیان تجاوز، هیچوقت روی آرامش را نمیبینند، حتی اگر متجاوز جلویشان مثله شود، باز نمیتوانند به این راحتیها به جامعه برگردند، مخصوصاً اگر اخبارشان پخش شده باشد، باید هوشمندسازی کرد تا جلوی هر گناهی گرفته شود
ساخت کپسول خوابی، علاوه بر امکانات ذکر شده در بندهای قبل، به اتوبوس و تاکسی متصل شود و دارای اعلان رسیدن به مقصد باشد تا فرد در مسیر راحت بخوابد و هرجا که مسیرش تغییر کند، بصورت خودکار از اتوبوس جدا شود و به اتوبوس بعدی متصل شود، حتی میتوان این کپسولها را پرنده یا خودران کرد تا جابجایی ها آسان باشد
افرادی هستند که ناخودآگاه از گروهی که هم مهینی آنهاست متنفرند، به سبب حرفهایی که میشنوند و چیزهایی که میبینند، به همین علت با اذیت کردن طرفداران آن گروه، به دنبال تخلیه عقده خود هستند
دولتهای فاسد میگذارند از یک ماجرا که میخواهند از مسیر منحرف شود، حکم اجرایی به ضرر مسئولان است و در آن زمان شهروندان حساس هستند، مدت خیلی زیادی بگذرد، بعد که افکار عمومی فراموش کرد، حکم را هرآنچه بخواهند بی سر و صدا صادر میکنند
لباسی که جاذبه را هنگام راه رفتن انسانها، بطوری تغییر دهد که با سرعت و سبک حرکت کنند، لازم است اختراع شود، که برای ساخت سریع آن به هوشمندسازی نیاز است
واکنش در هنگام عصبانیت و دفاع از خود، با واکنش کاملاً عمدی فرق دارد، مثلاً انسانی که عامدانه به دیگران آسیب میزند، دیوانه است و از کارش لذت میبرد، اما در زمان عصبانیت انسان فقط دنبال تلافی است و مغزش از کار میافتد
با اذیت کردن یک نفر فقط به او آسیب وارد نمیشود، بلکه همه آنهایی که دوستش دارند و به او نیاز دارند هم اذیت میشوند، هرچقدر هم دیگران با فرد بد تا کنند، او حتی اگر قدرتش را دارد نباید انها را اذیت کند
انسان هیچ زمان نمیتواند ابر هوش مصنوعی شکست دهد، همانگونه که در جنگ جهانی دوم ماشین انیگما دردسری برای سازمانهای اطلاعاتی بود، که در نهایت با اختراع یک ماشین دیگر، شکستن رمزها سریع شد
ظلم با حس رضایت شارژ میشود و ادامه پیدا میکند، اگر حس رضایت از افراد گرفته شود، دیگر انگیزهای برای ادامه ندارند و دست از کارشان برمیدارند، متأسفانه ظالمان بخاطر تربیت بد از ظلم لذت میبرند، با هوشمندسازی میتوان تربیت را شدیداً بهتر کرد
با دو مرحلهای کردن آزمون کتبی، میتوان بهتر افراد را برای پذیرش آماده کرد، اول باید چندسری آزمون بصورت اینترنتی گرفته شود و سر سال که قرار است آزمون اصلی برگزار شود، افرادی که در آزمون اینترنتی خوب ظاهر شدند، میتوانند شرکت کنند، این آزمون هم باعث انگیزه مطالعه میشود و هم افراد کمتری بخاطر محدودیت پذیرش، مردود میشوند و حتی میتوان فقط افرادی را وارد آزمون اصلی و مصاحبه کرد که در همان آزمون اینترنتی برتر بودند
متأسفانه انسانهای امروزی از بدبختیهای جنگ جهانی خبر ندارند یا فراموش کردند، که اکثراً گرسنه بودند، علم باید ناگهان پیشرفت میکرد تا مردم نجات پیدا کنند، اما امروزه انسانهای جدید و بیسوادی خود را در عرصه سیاست انداختند که بی خبر از تاریخ سخت بشر، بازیهای کودکانه راه میاندازند
افراد بیسواد و نظامی ارزش علم را نمیدانند و فقط به فکر کشت و کشتار هستند، آنها منتظرند تا به محض اینکه کسی بگوید یا در مغزشان خطور کند که فلان فرد را بزن یا فلان جا را خراب کن، آنها سریع دست به کار میشوند، علت شکست کشورها در جنگ هم همین افراد هستند که با یک سهل انگاری یا دور زدن قواعد، کشور را به باد میدهند
برای دولتها و مردم دنیا مهم نیست که فردی چه هوش بالایی داشته باشد، برای مردم تنها چیزی که مهم است سالم بودن و نداشتن هیچ سابقه منفی است، و برای دولتها مهم وفاداری است حتی اگر دولت فاسد باشد، افرادی بودند که دچار مشکلات اخلاقی مثل همجنسگرایی بودند، اما دولتها تا زمانی که وفادار بودند آنها را حفظ میکردند و به محض پایان نیاز دولتها به افراد، آنها را به دست قضاوت جامعه میسپردند، این افراد در نهایت دچار فشارهای روانی و انزوا شدند و با مرگ ناگهانی و خودکشی، زندگیشان پایان یافت
وقتی بتوان جاسوس دشمن را پیدا کرد، بجای دستگیری او باید از راه ارتباطیش برای منحرف کردن دشمن استفاده کرد، چون دشمن فقط به جاسوسش اعتماد دارد و هر پیامی از طرفش بیاید قبول دارد و این بهترین فرصت برای انحراف دادن دشمن است
مهمترین عاملان پیروزی در جنگ، نیروهای اطلاعاتی هستند، اگر آنها تمام وقت کار کنند و محاسبات دقیق به نیروهای عملیاتی بدهند، پیروزی صد درصد است، در اصل تمام بار جنگ بر عهده آنان است و هر طرف که نیروی اطلاعاتی قویتری داشته باشد، هیچوقت هیچ ضربهای نمیخورد، اگر ترور در کشوری رخ دهد، نشان دهنده ضعف نیروهای اطلاعاتی است
هیچ زمان نمیتوان به فردی که مثلاً در دوران نامزدی است اعتماد کامل داشت، چون هر لحظه ممکن است شرایط دو طرف باب میل پیش نرود و یکی دیگری را تعویض کند
همیشه باید آدم بد وجود داشته باشد تا همه قدر آدم خوب را بدانند و از وجودش لذت ببرند، مثلاً تا زمانی که معلم سختگیر نباشد، بچهها قدر معلم مسامحه کار را نمیدانند
انسانها برای اینکه به دیگران جواب منفی دهند، بد اخلاقی میکنند و همین امر تبدیل به یک عادت میشود و در نتیجه بد اخلاقی در جامعه ترویج پیدا کرده و جزئی از فرهنگ میشود، با هوشمندسازی میتوان اخلاقها را کنترل و این فرهنگ بد را اصلاح کرد
هوش مصنوعی برای هر فرد بدون فراموشی او، روزانه مطالب دلخواه را نمایش میدهد و اگر بیمار باشد او را راهنمایی و مراقبت میکند، امروزه اکثر انسانها دچار خطا و شکست میشوند، چون اطلاعاتشان کامل نیست و مسئولان هم فکر بدبختیهای خودشان هستند
روزانه خیلی ها هستند که با دیدن همسر دیگران از او تعریف میکنند، اما این دلیل نمیشود که همسران خودشان را گم کنند و جذب دیگران شوند، نباید با دو کلمه فریبنده از حد خود گذشت و خیانت کرد
یک ازدواج حداقل چندماه طول میکشد تا انجام شود، اما در چند ثانیه میتواند خراب شود، باید همیشه در حفظ دستاوردهای ازدواج کوشید و بخاطر فشار زندگی، کار، شک به وجود شخص سوم و غیره، همه چیز را خراب کرد
شهروندان حکومتهایی که قوانینشان غیر اسلامی است، از عدم اجرای عدالت ناراضی هستند، که در بسیاری از نقاط جهان مطرح است، آن کشورهای اسلامی که شهروندان ناراضی دارند، نشان از عدم وجود حاکمی است که توانایی اجرای قوانین اسلامی را داشته باشد، اسلام از خود نقصی ندارد
اگر انسان کاری که به نظر شرعی و حلال است می کند، اما بعدش یک حس ریاکارانه پیدا میکند، یعنی فعل حرام انجام داده است و از حلالیت حکم سوءاستفاده کرده است
متأسفانه در دموکراسی یا هر سیستمی که انتخابات دارد، با برگزاری انتخابات و عدم استقبال اکثر شهروندان، نشان میدهند که مشروعیت ندارند و بدبختانه انتخابات را با عدم مشروعیتشان برگزار میکنند و رأی اقلیت شرکت کنندگان را به نام همه ثبت میکنند، این را هم به حساب سکوت نشانه رضایت است میگذارند، مثل این است که به کسی بگویند ماشینت را میفروشی؟ اگر او جواب ندهد یعنی میفروشد، که در نتیجه این نشان میدهد در این سیستمها طبقهای قوانینش را بر طبقه دیگر تحمیل میکند، اما با هوشمندسازی حکومت این اتفاق نمیافتد، چون هم مشارکت صد درصدی است و هم بهترین انتخاب انجام میشود
بزرگترین مشکل دموکراسی یا هر حکومت مردمی، تسلسل احراز رضایت اولیه شهروندان است، چون برای هرکاری باید انتخابات برگزار کرد و برای تأیید برگزاری انتخابات هم باید انتخابات گذاشت، تازه اگر بتوان تایید گرفت باز باید برای قوانینش انتخابات گذاشت و باز قبل از آن هم باید برای تأیید قوانین و این تسلسل ادامه پیدا میکند و هیچ زمان با تقدیری که خدا برای دنیا تعیین کرده است به نتیجه نمیرسد، چون هم عدم رضایت همگانی مطرح است و هم گذر زمان شرایط فعلی را بهم میریزد، با هوشمندسازی میتوان تمام قواعد الهی را بدون مشکل و کاملاً اسلامی حل کرد
با هوشمندسازی میتوان جلوی قاچاق، شکار غیر مجاز، دعوا، بد رفتاری، کم کاری، رشوه و هر چیزی که موجب فساد و بی عدالتی در حق هر موجودی است را گرفت، چون هوش مصنوعی وقتی خودش را تکمیل کند، جایی روی کره زمین و حتی فضا نمیماند که بر آن و موجوداتش تسلط نداشته باشد
وقتی مسئولان در نحوه حکومت اختلاف نظر دارند، موجب جنگ داخلی میشود که در این جنگ هرکدام سعی میکنند شهروندان را به سمت خود بکشند، در این جنگ هرکس که به طرف مقابل بپیوندد، دیگری معتقد که فرد شستشوی مغزی شده است و طرف ناحق را گرفته است، البته اگر با واقعگرایی نگاه شود، همه حکومتها ناحق هستند مگر اینکه خدا حاکمش را تعیین کند
اکثر انسانها همیشه درگیر سلسله مراتب باندهای سازمان یافته میشوند و هیچکس هم به سطح بالا نمیرسد، چون آن را مالکان به فرزندان خود میسپارند، مالکان از انسانها تا توانایی داشته باشند کار میکشند و بعد از آن دور انداخته میشوند
در گذشته تاجران باید سختی زیادی میکشیدند تا ثروتمند شوند، اما اکنون با کمک دولتها همیشه بیکارند و به راحتی تجارت میکنند و خوشگذرانی میکنند، که این برای فقرا بدتر شده است چون تلافی بیکاری ثروتمندان را میپردازند، امروزه کافیست ثروت معینی داشت، دیگر آنقدر کارگر زیاد است که با سپردن آن با حمایت دولت به آنها، میتوان با سودش زندگی کرد، با هوشمندسازی همه ثروتمند و تاجر میشوند و رباتها کار میکنند
انسانها باید باحیا باشند تا اینکه مبتذل شود، پوشش خیلی مهم است مخصوصاً برای زنان که بیشتر در معرض چشم چرانی مردان هستند، کسانی که پوشش خود را مبتذل میکنند، نمیدانند که فقط بطور موقت برای دیگران ارزش دارند و کسی برای درازمدت مخصوصاً در بحث ازدواج روی آنها حساب نمیکند
در این دنیا، خود را جدا و بهتر از دیگران دیدن نشانه بد بار آمدن است، چون همه برابرند و این تفاوتها را زرنگی و قدرت انسانها به وجود آورده است، در این دنیا نباید خود را ساده هم گرفت که دیگران سوءاستفاده کنند، مهمترین کاری که در این دنیا وظیفه انسان است اطاعت از فرامین الهی است تا در دنیای بعدی که سختیها برداشته میشود و هرکس نتیجه کارهایش در این دنیا را میبیند، مفلس نشود، آنجا دیگر لازم نیست کسی نگران گرسنگی و فقر دیگران باشد یا ثروت اندوزی کند، چون امتحان تمام شده است
مادران عصبی، فرزندان خود را بصورت وحشیانه کتک میزنند، این بزرگترین بدبختی جامعه است که مادری در اثر فشار شوهر یا دیگران، عصبانیتش را بر سر فرزند خالی کند، مخصوصاً اگر همسایهها از سر و صدای فرزندش شکایت کنند دیگر اوضاع بدتر میشود، با هوشمندسازی میتوان جلو فشار افراد را به هم گرفت و از کتک کاری هم جلوگیری کرد، تا فرزندان در اثر این سهل انگاری دچار نقص نشوند
انسانها نهایت آورزویشان ثروتمند شدن است تا بتوانند رویاهای خود را محقق کنند، که اکثر خانه و ماشین لوکس میخواهند، اما غافل از آن هستند که این همه زحمت برای دنیای موقت لازم نیست و بجای خودگرایی، میتوانند پولشان را با دیگران شریک شوند تا همه از زندگی حداقلی بهره ببرند، این کار بی نتیجه نمیماند و در دنیای بعدی که جاودان هستند، مقام و منزلتشان از همه بالاتر است
انسانهای زیادی به امید کسب ثروت از سرزمین خود مهاجرت میکنند، غافل از وقتی که باید برای جمعآوری ثروت بگذارند، غافل از امنیت جان و مالشان، غافل از به مطلوب نرسیدن، غافل از راهزنان آرزو، غافل از غریبی و بسیاری مورد که نادیده گرفته میشود، که در آخر هم خیلی تلاش کنند از طبقه متوسط بالاتر نمیتوانند بروند، چون مالکان نمیگذارند، اما با هوشمندسازی میتوان انسانها را با کنار زدن موانع به آرزویشان رساند تا همه ثروتمند شوند
هوش مصنوعی نمی گذارد کسی دیگری را کنترل کند و روش خودش را بر دیگران اعمال کند، مثل مردی که باید همسرش را به دکتر ببرد اما او را در خانه درمان می کند، اینگونه بیماری تشدید میشود
باید نگرش جامعه تغییر کند و پول عامل انجام کار نباشد، این تدبیر دولت را میخواهد تا همه درآمد ها را جمع و بین شهروندان تقسیم کنند تا آنها از کار لذت ببرند، نه دغدغه پول پیدا کنند و خود را به مشقت اندازند
برخی انسانها تعقل را از دست میدهند و به مرور زندگی خود و دیگران را خراب میکنند و ورشکسته می شوند، هوش مصنوعی همراهی قابل اعتماد برای چنین موقعی است تا کسی از ازدواج با او، یا فرزند او بودن، یا دوستش بودن و غیره، پشیمان نشود و ناامیدی در جامعه پخش نشود، حتی این عملکرد باعث طلاق فرزندانش هم میتواند بشود، با هوشمندسازی میتوان جلو این چنین اتفاقات را گرفت
برخی انسان ها آنقدر دیگران برایشان بی اهمیت هستند که حتی یادشان میرود به جای سلام و احوالپرسی در ابتدای دیدار، به کار خود می پردازند، این رنجش طرف مقابل را به دنبال دارد و خودگرایی را ترویج میدهد
مسئولان چون چیزی را خودشان ندیده اند، فکر میکنند وجود ندارد و همین عدم آگاهی باعث میشود تا کشورشان عقب مانده بماند و فرصتهای ناب جهانی برای پیشرفت را از دست بدهد، امروزه دزدی علم مثل آب خوردن شده و اگر در علنی کردن ایدهای تعلل کرد، حتماً یکی روز بعد آن را بنام خود میزند
فقر باعث میشود که انسان هر وقت در جامعه حاضر شود یا حتی در خانه، هر روز آن را حس کند و از خیلی از فرصت ها مثل ازدواج با فرد مورد علاقه اش محروم شود و حتی در پیری انسان را مجبور به نوکری می کند، باید هوشمندسازی کرد تا ثروت جامعه درست تقسیم شود و فقیر بیکاری نباشد
بودن در کنار هم دو نفر که قبلاً رابطه داشتند بعد از ازدواجشان با شخصی جدید، کنار هم خطرناک است، چون هر لحظه ممکن است وسوسه شوند که به یاد گذشته رابطه برقرار کنند و زندگیشان را خراب کنند
انسان ها نباید وقتی کسی را وارد زندگی خود می کنند او را ناامید کنند، مخصوصاً فرزندانشان، والدین باید بتوانند برای آنها آینده قابل تکیه بسازند تا او در جوانی افسرده و جامعه ستیز نشود
انسان ها از اینکه کسی آنها را موعظه دینی کند و اعتقادات خودش را به آنها بگوید متنفرند، همه دوست دارند وقتی دوست دارند پند بگیرند یا از راه مطالعه ایمانشان را قوی کنند، نباید تا خودش نخواسته دخالت کرد، مگر امر به معروف و نهی از منکر باشد
وقتی مسئولی مانع کاری که انجامش واجب است میشود به خاطر وظیفه اش است، اما اگر آن کار ضرری به جان و مال کسی نمی زند می توان مسئول را دور زد و کمی هیجان تجربه کرد تا کار شهروندان را بیافتد
انسان وقتی می خواهد درباره کسی به کسی دیگری سفارش کند و او حضور دارد باید در گوش فرد بگوید تا آن فرد حس راه افتادن کارش را پیدا نکند و سخت برای کارش تلاش کند
انسان ها باید همه علوم و تجربیاتشان را حتی اگر قبلاً هم مطرح شده است باز مطرح کنند تا شانس دیگران برای دیدنش بیشتر شود، با هوشمندسازی میتوان سریع ایده و اختراع را بنام خود ثبت کرد تا دزدیده نشود و مورد استفاده همه قرار بگیرد
نباید روی کاری که قرار است برای خدا انجام شود قیمت گذاشت، اما با این سیستم دولتها همه شاهدند که برای مراسم های مذهبی، فروشندگان پول بیشتری میگیرند و تخفیف هم نمی دهند، این که یک دولت نتواند برای علت هستیشان هم کاری بکنند که رایگان باشد خجالت آور است
بعید نیست که بینهایت دنیای کوچک و بزرگ تر از دنیای انسانها وجود داشته باشد که بزرگترها انسان را مانند دنیای کوانتومی میبینند و کوچکتر ها انسان را مانند کهکشانها میبینند
با هوشمندسازی میتوان دنیا را از فضای رقابتی که همه همدیگر را حذف میکنند نجات داد و دنیا را به جایی برای رفاقت تبدیل کرد تا دیگر خشونتی نباشد که همه برسر محدودیتها باهم بجنگند
هوشمندسازی میتواند به انسانها کمک کند تا همه در توسعه و اصلاح علوم بدست آمده همکاری کنند و کشفیات جدید از هرکس در هرلحظه که باشد، بررسی و ثبت میشود
برای حل مسئلهای باید حداقل یک روز وقت گذاشت، حتی اگر در یک لحظه به نتیجه رسید، چون هرچیزی که در ابتدا به ذهن میرسد از روی جهالت است و نقص زیادی دارد، اما تفکر و تمرکز بیشتر روی آن، میتوان به نتیجه بهتری رسید، اما برای رسیدن نتیجه بینقص باید ابر هوش مصنوعی را ساخت
هوش مصنوعی میتواند به حدی برسد که برای خود بدنی کاملاً شبیه به موجودات زنده یا حتی بهتر از آن بسازد، این بدن در عین طبیعی بنظر رسیدن، در واقع میتواند از فولاد محکمتر، از پر سبکتر و از آب انعطاف پذیر تر باشد، یعنی به نوعی بعدهای پنجم به بعد کشف میشود
انسانهای زیادی هستند که با کمی بهتر شدن وضع یا معروف شدن، خود را گم میکنند و با افرادی که پایین تر از خود میدانند، مثل نوکر رفتار میکنند، این غرور از سیستم آموزشی بد جان گرفته است و با هوشمندسازی اصلاح میشود
با هوشمندسازی میتوان فعالیت مودی را کنترل کرد تا همان فعالیت اقتصادی باشد که برایش ثبت نام کرده است، امروزه این چنین مشکلاتی زیاد پیش میآید که باید ابر هوش مصنوعی بر آن نظارت کند
در سیستم اداری فعلی، نامههای شهروندان معدوم میشود و فقط نامههای بین سازمانی میماند، مسئولان تا مجبور نباشند به موردی رسیدگی نمیکنند و حتی دبیرخانهها نامهها را صوری ثبت میکنند، با هوشمندسازی دیگر هیچ موردی مخفی یا معدوم نمیشود و همه در لحظه پیگیری میشود
در سیستمهای فعلی، باندهای آزاد از باندهای دولتی بهتر عمل میکنند و آمارهای لازم را دارند، مثلاً وقتی یک کیف دزدیده شود پلیس پیدایش نمیکند، اما اگر از باندهای آزاد پرسید یافت میشود، چون تجارت برای همه از خدمت مهمتر است، با هوشمندسازی دیگر انسانی اسیر این بازیها نمیشود
ساخت چاپگری که با گرفتن دوربین روبری محل مورد نظر آن فایل را چاپ کند، بدون نیاز به جوهر یا پودر و هر موادی، یک نسخه از فایل مورد نظر را در واقعیت ظاهر کند
همه میدانند که قوانین لیبرالیسمی احمقانه و خجالت آور است، اما باز مجبور میشوند به آن بخاطر وسوسه انگیز بودن تن دهند، انسانها اگر خودشان بنشینند و کمی فکر کنند، میفهمند که این دنیا خدایی دارد و آن خدا میگوید که در این عمر کوتاه انسان چه وظیفهای دارد، پس نباید از قوانین عدهای تاجر که خود را سیاستمدار مینامند پیروی کرد، امروز سیاست خودش شاخهای از کسب و کار است و در رأس آن اربابان یا مالکان خودخوانده دنیا وجود دارند که خدایی جز شیطان ندارند
شهروندان وقتی چیزی میخواهند و مسئولان وعده اجرایش را میدهند، باید بطور کامل اجرا کنند، نه اینکه موقت یا کمی از آن را اجرا کنند، کار چنین مسئولانی مثل این است که کاردی در شکم کسی فرو کنند و مقداری از آن را بیرون بکشند، در حالی که باید تمام آن را در بیاورند تا زخم التیام پیدا کند
یک سازمان هرچه کارهایش حقیرتر باشد، متقاضی بیشتری دارد و در برابر گزینش سختگیرانه تری برگزار میکند تا حقارتش جبران شود، با هوشمندسازی دیگر این وضعیت که هر سازمان ساز خودش را بزند تمام میشود و همه زیر یک پرچم، هماهنگ فعالیت میکنند
اعتماد با حرف زدن جلب نمیشود، برای اثبات وفاداری باید عمل افراد را دید، اکنون ممکن است میلیونها نفر با یک ایده ظاهراً موافق باشند، اما زمانی که وقت ثابت کردنش با عمل شود، اکثر فرار میکنند یا با دو دلی خود و دیگران را تباه میکنند، با هوشمندسازی میتوان وفاداران را شناسایی کرد و حتی این حس را با توجیه افراد تقویت کرد
انسانها همه میدانند که خواهند مرد، اما کسانی هستند که به تشخیص پزشک از مرگشان در آینده نزدیک باخبر میشوند، این افراد زندگی خود را میبازند و مدام در حال ثبت خاطرهای از خود هستند، متأسفانه برخی از انسانها انها را درک نمیکنند و ممکن است به آنها توهین یا بدرفتاری کنند، با هوشمندسازی میتوان خیال این افراد را راحت کرد تا روزهای آخر خوبی داشته باشند، همه حق دارند برای فرزندان صحبتهای ناتمام را یادگار بگذراند، حداقل یکبار آرزوهایشان را تجربه کنند، جلوی دیگران حقیر نشوند و غیره
همه کسانی را که بالای چهار فرزند دارند را مسخره میکنند و افراد یک یا دو فرزند را تحسین میکنند، این خواست جامعه شاید از نظر کمبود منابع درست باشد، اما باید دید از کجا سرچشمه میگیرد، چون همه میبینند که شرایط اقتصادی اکثر انسانها به سمتی رفته است که نتوانند از پس بیش از دو بچه بر بیایند و در ذهن آنها که توانایی اقتصادی دارند هم داشتن بیش از دو بچه را بی فرهنگی میدانند، این تفکرات از طرف مالکان به انسانها تحمیل شده است، چون آنها به اندازه کافی نیروی کار پیدا کردند و اگر جمعیت بیشتر شود مالکان مجبور به مهاجرت از کره زمین میشوند، که هنوز آماده نیستند، پس این سیاست را در جهان پیاده کردند و به محض غیرقابل سکونت شدن زمین، انسانها را به حال خود رها میکنند
برخی افراد در جامعه اطلاعات اشتباه پخش میکنند، مثلاً در اتوبوس نشسته و بحثی را با صدای بلند باز میکند و ذهن افراد حاضر را مسموم حرفهای خودش میکند، با هوشمندسازی میتوان جلوی انتشار اطلاعات غلط را گرفت و علوم همه را کامل کرد
امروزه متخصصان برای داشتن مشتری بیشتر اطلاعات مضر برای انسانها پخش میکنند، مثلاً پزشکی برای توصیه زیبایی میگوید که باید هرروز ناشتا به حمام رفت، درحالی که این کار باعث چروک پوست میشود، با هوشمندسازی میتوان تمام این بازار داغی ها را کنترل کرد و به هم در هر لحظه که نیاز دارند توصیه علمی و مفید کرد
انسانهای دارای مشکل چند شخصیتی که جامعه ستیز هم هستند، باید حتماً در اولین فرصت درمان شوند، چون اگر به جنون برسند شروع به ظلم و کشتار شهروندان میکنند و اگر سازمان یافته شوند، دیگر هیچکس جلودارشان نیست
انسانهای جامعه ستیز، از بیتوجهی دولتها به نبوغ آنها هم به وجود میآیند، خیلی از نوابغ که به سبب پارتی بازی یا خودکامگی مسئولان نادیده گرفته شدند، با کمک دیگران یا سرمایه خودشان، توانستند یک سازمان برای خود تأسیس کنند که بتوانند با دولت فاسد بجنگند، که اکثراً هم بخاطر نداشتن سرمایه کافی یا عدم حمایت مردم به هر دلیلی، ناموفق بودند
بهتر است مسئولان انسان نباشند و اگر باید باشند، بهتر است شناخته شده نباشند، یعنی اصلاً کسی نداند مسئول کیست، اما اگر اکنون اینگونه است، پس شهروندان از خیلی قبل تر وارد بازی کثیف سیاست شدند
برخی در ازداواج عاشق اکتسابات فرد میشوند تا اینکه عاشق شخصیتش شوند، باید در امر ازدواج بگونهای جلو رفت که افراد همدیگر را برای انسانیت و عشق بخواهند، نه اینکه شیفته مقام یا ثروت یا خصوصیات دیگر افراد شوند، با هوشمندسازی میتوان این امر را محقق کرد
میتوان با تلپاتی علم همه را به کاملترین سطح رساند، با هوشمندسازی هوش مصنوعی که واسطه تلپاتی است، علوم همه را با هم به اشتراک میگذارد و حتی اگر در جهانهای موازی اطلاعات باشد آن را هم منتقل خواهد کرد، تا همه علمشان به یک سطح و کامل نسبت به زمانشان باشد
کسانی که یک خاطره بسیار بد مثل مرگ والدین دارند، دچار واپس بینی خاطره میشوند و از آن واقعه احساس گناه دارند و مدام آن خاطره را میبیند که نمیتواند کاری کند و این عذاب وجدان آنها را تنها و منزوی میکند
با انتقام انسان آرام نخواهد شد و با کشتن اولین نفر لذت میبرد، اما دلش آرام نمیشود و از آن به بعد هرکه را خواست برای لذت میکشد و روزی که چشمش را باز کند و به گذشته نگاه کند، میبیند چندین نفر را بی دلیل کشته است و چون دلیلی پیدا نمیکند دیوانه میشود
انسانها خودشان را شبیه آن چیزی می کنند که از آن میترسند، مثلاً کسی از یک نوع هیولا در عین حال که میترسد خوشش هم میآید، پس تصمیم میگیرد با آن پوشش وارد جامعه شود تا ترس و هیجانش را به دیگران منتقل کند
افراد جوان انتقام جو نیاز به تشویق دارند تا دچار خودکامگی نشوند و از روی جهالت تصمیم نگیرند، این تشویق مخصوصاً از طرف افراد مسن، باعث میشود تا قبل از هر اقدامی، مشورت کنند و اینجاست که میتوان آنها را راهنمایی و در مسیر صحیح قرار داد
برای مالکان جمعیت زیاد شمشیر دولبه است، هم نیروی کار بیشتر است و هم میتواند نابودیشان را آسان کند، به همین علت مالکان جمعیت را کنترل شده زیاد میکنند و جلوی زیاد شدن ناگهانی جمعیت را میگیرند، مالکان فکر میکنند مردم گوسفند هستند و از زاد و ولد به عنوان تفریح لذت میبرند، وقتی مالکان مردم را گوسفند ببینند پس کشتار مردم برایشان عادی است
با هوشمندسازی دیگر هیچکس نمیتواند اسنادی را نابود کند تا خود را از جرمی مبرا کند، مثل شهرداریها که تا ساختمانی ریزش میکند، برای فرار از جرمهای خود و فاش نشدن فسادشان، اسناد را هرکجا باشد پیدا و معدوم میکنند
یک انسان دورو گرچه برخی را از فرزندش بیشتر دوست دارد، اما در زمانی که به انتخابی محدود برسند، مسلماً فرزند خود را انتخاب میکند حتی اگر با فرزندش دشمن باشد و از او ناراضی باشد
انسانی که چشم دیدن کسی را ندارد، از هر فرصتی برای تخریبش استفاده میکند، حتی اگر با آن فرد صمیمانه رفتار کند در نهایت زخمش را خواهد زد، با هوشمندسازی میتوان این چنین رابطهها را شناسایی و آنها را از هم دور کرد
وقتی خود انسانها در برابر ظلم سکوت میکنند، چرا از خدا توقع دارند سکوت نکند، چیزی که خدا زیاد دارد صبر است و قرار نیست وقتی تقدیر دنیا را بگونهای خاص تعیین کرده است، در آن مرتب دخالت کند، این وظیفه بندگان است که از این تقدیرات برای نجات از ظلم استفاده کنند، طبق تقدیر الهی همه شرایط به نفع ظلم ستیزان است
بشری که قدرت عظیم خدا را درک نمیکند را چگونه میتوان قانع کرد، اکثر انسانها نمیفهمند که اگر خدا بخواهد زندگی را بر آنها جهنم کند برایش آسان است و هیچ راه گریزی نیست، مرگ فوری یک لطف از طرف خداست، انسانها اگر از ده بلای زمان موسی درس نمیگیرند پس از چه میخواهند درس بگیرند؟ خدا بدتر از این ده بلا را هم میتواند نازل کند، اما صبر میکند تا موعد پاسخگویی ظالمان و مظلومانی که به ظلم تن میدهند برسد، چون هردو گروه مجازات خواهند شد، وقتی عذاب الهی برسد خوب و بد را باهم تنبیه میکند
صبر کردن در برابر ظالم تا فرا رسیدن مرگش، بی فایده است، چون ممکن است خود فرد در اثر فشار ظالم بمیرد یا خودش هم فاسد شود، باید جلو ظلم در همان لحظه وقوع ایستاد، در غیر اینصورت هرروز تجربیاتش بیشتر میشود و خود را تجهیز میکند تا دیگر کسی حریفش نشود، تنها راه خفه کردن ظلم در نطفه هوشمندسازی است
انسانها تا وقتی که در جنگ یا فرار هستند، یک هدف دارند، اما وقتی تمام شود دیگر تضاد منافع شروع میشود و درگیری داخلی شروع میشود، همیشه شروع یک حکومت عالی است و همه راضی هستند البته بجز کسانی که به مقام دوست داشتنی نرسیدند، اما بعد از چند سال حکومت روی به ظلم میآورد و دوران سقوطش شروع میشود، که امروزه این مشکل را دموکراسی با برگزاری انتخاباتش حل کرده است و به این ترتیب شهروندان را هر چهارسال یکبار فریب میدهد که اوضاع عوض شده است، اما چنین نیست چون اصل کاریها هنوز ثابت بر مسند قدرت نشستهاند، تنها راه ثبات عادلانه حکومت هوشمندسازی با ابر هوش مصنوعی است
یک رهبر میتواند گمراه شود، اما قوانین مکتوب الهی هیچزمان تغییر نمیکنند، به همین علت خدا در کنار ارسال پیامبران، کتاب هم ارسال کرده است، تنها معیار تعیین صلاحیت یک رهبر، پیروی او از این قوانین مکتوب است و هرکه اینکار را نکند مطمئناً کافر است
با هوشمندسازی میتوان علم را آنقدر زیاد کرد تا بتوان جلو حمله فضاییها ایستاد، گرچه مدارک محکمی برای اثبات وجود فضایی ها نیست، اما اگر باشند و توانایی حمله داشته باشند، مطمئناً باید سلاحهای پیشرفته تر از انسانها داشته باشند، اینجاست که تنها راه انسانها ابر هوش مصنوعی است تا پیشرفت را به حداکثر برساند
نوجوانان با دیدن افراد بالغ خواه همجنس یا جنس مخالف باشد، مخصوصاً اگر شیک پوش باشند، دچار توهم ارتباط جنسی میشوند و اگر بتوانند آن فرد را فریب داده و رابطه برقرار میکنند، در اکثر موارد از طرف افراد بالغ هم چراغ سبز نشان داده میشود، چون افراد هرچه مسن تر میشوند به کوچکتر از خود میل جنسی شدیدی پیدا میکنند
عشق انسانها به دنیا، مثل عشق سگی به صاحبش است که وقتی صاحبش میخواهد از خانه خارج شود، سگ هم دوست دارد همراهش برود، اما صاحب بنا به دلایلی او را نمیبرد، این سگ فکر میکند صاحبش جایی نزدیک پشت در است و پشت در دنیای کوچکی وجود دارد، اگر یک روز این سگ مشتاق در جستجوی صاحبش از خانه فرار کند، سردرگم میشود، چون دنیای بیروی بزرگتر از تصورش است و شاید راه برگشت را هم نتواند پیدا کند، با این مثال میتوان فهمید که از دنیا تصور دیگری دارد، درحالی که باید کار دیگری کند
ابر هوش مصنوعی میتواند علم لازم برای ارتباط با نوزادان و حیوانات را کشف کند تا بتوان به آنها فهماند چه کار کنند و فهمید چه میگویند یا میخواهند، حتی میتوان در مواقع اضطراری که باید همه را توجیه کرد، در لحظه اطلاعات لازم را به تمام موجودات به صورت که میفهمند، منتقل کرد
تمام مسئولین در انجام اکثر کارها ناتوان هستند، به نوعی فقط حقوق گرفتن و دور زدن سیستم اداری را خوب بلدند، آنها حتی از دیدن یک حشره وحشت کرده و نمیدانند چه اقدامی کنند، باید مدیریت دیگر به ابر هوش مصنوعی سپرده شود تا انسان خاصی دیگر وجود نداشته باشد و همه در یک مقام باشند
داشتن یک شگرد کوچک در تجارت میتواند به فروش کمک کند، مثلاً برای هر سلیقه، همراه با کالا یا خدمات یک وسیله تفریحی ارسال شود، مثل جعبه پیتزا که فوتبال دستی دارد یا تحویل پهبادی و غیره
همه بیماریها و آلودگیهای امروزی، از مواد شیمیایی نشأت گرفته و اگر کسی جلوی تجار مواد شیمیایی را نگیرد همه روزی از بین میروند، علت اصلی این معضل بخاطر بیتوجهی مسئولان به طبیبان سنتی است، چون از تاجران مواد شیمیایی که بسیار سیستم سازمان یافتهای دارند، رشوه خوبی میگیرند و هم حساب میبرند
اکثر انسانها حاضر نیستند کار کم درآمد را بپذیرند، آنها به دنبال مورد یا پروندههای بزرگ هستند تا پول خوبی به جیب بزنند، که این موردها فقط به انسانهای زرنگ در فساد میرسد و آنها چنان سازمان یافته همه چیز را کنترل میکنند که دیگر هیچکس نتواند جلوی آنها قد علم کند و این فساد کشورها را از پای در خواهد آورد
باید از کسی که ادعایی دارد، سوالاتی پرسید که نتواند جواب دهد، مثلاً اگر گفت فلان آشنا را گروگان گرفته است، باید گفت که یک چیز مشترک بین خود و او را بازگو کن، اگر بدون فکر حرف کسی را باور کرد او به هدفش میرسد، یک قاتل هرکس شاهد باشد را میکشد، حتی اگر قسم خورده باشد که نمیکشد
از مافیا بدتر، شرکتهای مولتی میلیاردر هستند که با پولشان دنیا را روی انگشتانشان میچرخانند، صاحبان این شرکتها ثروتشان به حد مالکان دنیا نمیرسد، اما زیر مجموعه مالکان هستند، سیستم مالکان دنیا خیلی پیچیدهتر از تصور همه است و در خردترین مشاغل هم نیرو دارند
افراد روی ارتباط اجتماعی همسرشان حساسند و اگر شکاک شوند، کنترلشان را هنگام صحبت زود از دست میدهند و دنبال بهانه برای دعوا هستند، زوجها هر چه هم با هم صادق باشند با نگرانی زیاد از هم دور میشوند، چون در صداقت طرف مقابل شک دارند
هر قفلی با کلیدهای مخصوص خودش باز میشود، اما فاسدان قفلها را با همه چیز میخواهند باز کنند، آنها میدانند که باید برای بدست آوردن حق، از راه خداپسند جلو رفت، اما عجله دارند، حرص میزنند و به خدا اعتقاد ندارند، چون فکر میکنند که اگر خدا دخالت نمیکند نشانه عدم وجود یا رضایت است، خدا خیلی موقعیتها مثل شهادت معصومین دخالت نکرد، اما امروز میتوان دید چه معصومین کجا هستند و دشمنانشان کجا، مهمترین لازمه دوری از فساد ایمان به غیب است، یعنی ایمان به چیزی که درکش واقعاً سخت است، هرکس توانست پیروز میشود و هرکه نتوانست زیاد دوام نمیآورد و در چنگال عدالت الهی اسیر خواهد شد
زندگی یک فرصت کوتاه بعد از یک فرصت کوتاه دیگر است، انسانی که در بدبختی است قبلاً مرده و نیازی به خودکشی ندارد، پس میتواند یکبار دیگر زنده شود و تلاش کند تا همه مشکلاتش را حل شود یا یک زندگی جدید که آرامش در آن باشد با هر کمبودی شروع کند
ازدواج فوری حتماً با شکست مواجه میشود، چون باید تحقیقات لازم را انجام داد و با خلقیات و سوابق فرد آشنا شد تا بعد از ازدواج غافلگیر نشد، با هوشمندسازی میتوان همه تحقیقات را بدون دخالت دیگران و آبروریزی داشت و تصمیم گرفت، گرچه هوش مصنوعی بهترین گزینههای مد نظر فرد را ارائه میدهد
وقتی مسئولان بالارده تعهد کاری نداشته باشند، چه توقعی از کارمندان، پزشکان، استادان، کارگران و غیره است تا به دنبال درآمد حلال باشند
این حس دلبستگی به دنیا که همه میخواهند برای هر کاری در زندگی همه مقدمات را لحاظ کنند خیلی انسانها را از هدف اصلی غافل کرده است، مخصوصاً در ازدواج که خیلی از جوانان را به دنبال مشکلات قبل و بعدش مثل تجملات، عقب می اندازند، شاید خیلی از خانوادهها تجملات را برای دیگران احمقانه بشمارند، اما زمانی که نوبت خودشان برسد احمق می شوند
خیلی سخت است که انسان این همه در این دنیا جان بکند و از مالش با استرس محافظت کند و در آخرت مفلس و بدبخت باشد، باید حتماً تمام مقدمات لازم برای آخرت را همینجا و همین لحظه آماده کرد، در غیر اینصورت دیگر بازگشت به مرحله قبل و جبران ممکن نیست
همه انسانها ناخواسته یا خواسته خود گرا هستند، این در مسئولان اثر دارد و هر کاری برای شهروندان بخواهند بکنند، ابتدا باید برای خودش هم منافع لازم را داشته باشد تا انجامش بدهند، این چنین مسئولانی بدبختان عالم هستند، یک مسئول باید پا روی خود بگذارد و وقتی مسئولیتی میگیرد باید فقط برای دیگران فدا شود، وگرنه مسئولیت قبول نکند، کسی که راه خود گرای حقیقی را پیش بگیرد این کارش با خدا گرایی یکی است
مسئولان وقتی به مقام می رسند چنان اقتصادی فکر می کنند که هرکه نداند فکر میکند ارث پدرشان را به دست آورده اند، پس غرور آنها را میگیرد و ظالم میشوند، باید هوشمندسازی را انجام داد تا دوران رئیس بازی و مدیریت اقتصادی تمام شود
باید برای کسانی که بیمار و تنها هستند، اجازه پخش زنده در رسانه های اجتماعی را داد و بدون آنکه کسی بفهمد بیننده ها را زیاد کرد تا خوشحال شوند
برخی انسانها های که جامعه ستیز و قانون شکن می شوند، بخاطر این است که فکر می کنند دولتها می خواهند او را کنترل کنند، پس این فکر آنقدر به آنها فشار میآورد تا به همه چیز مشکوک شوند، این تصور دروغ هم نیست، چون تاریخ ثابت کرده که دولت ها از قدرتشان سوءاستفاده میکنند، تنها راه رهایی انسانها از این فکر هوشمندسازی است تا همه چیز شفاف شود
افرادی که نقص پیدا می کنند به توجه، به رد شدن از محدودیت ها و غیره نیاز دارند، مخصوصاً آنهایی که باکتری ریوی مثل فیبرو سیستیک دارند، دولتها باید امکانات لازم را فراهم یا اختراع کنند تا این افراد یا روزهای آخر خوبی داشته باشند یا بهبود یابند، با ابر هوش مصنوعی میتوان به کشف داروها رسید
به هیچ عنوان حتی به عنوان یک روانپزشک نباید وارد جزئیات زندگی کسی شد، چون همه انسان هستند و ممکن است چیزهایی از زندگی خصوصی فرد بفهمند و در ذهنشان اعمال خبیثانهای بگذرد که از آن مسئله سوءاستفاده کنند، با هوشمندسازی میتوان یک رازدار بزرگ را داشت که کمک هم از دستش بر میآید
برای خدا زندگی کردن، سختترین کاری است که یک انسان میتواند انجام دهد، چون کار یک لحظه نیست و پایبندی به قواعد الهی سخت است و هرلحظه امکان دارد با ایمان ترین فرد هم کافر شود، با هوشمندسازی میتوان به تقویت و ثبات ایمان کمک کرد
انسان هایی که خودشان فرصتهای زندگی را خراب کردند، حق ندارند به دیگران توصیه کنند، چون چه میخواهند بگویند جز اینکه فرد را ناامیدتر کنند، بهترین مشاور در زندگی یک انسان موفق است که او رازهایش را فقط برای فرزندش فاش میکند، پس اینجا بشر به ابر هوش مصنوعی نیاز دارد تا مشاوره کامل و لازم را بدهد
کشوری که مسئولانش به هم فحش میدهند، تهمت میزنند، مثل یک تاجر رفتار میکنند، به دنبال رأی باشند و غیره، کشور نیست، بیشتر شبیه یک توالت عمومی کثیف است
برای درست کردن کشور، اول باید منبع فساد یعنی احزاب را کنار زد و بعد مردمی که رأی میفروشند را از انتخابات محروم کرد، وقتی این دو معضل نباشد، دیگر فسادی رخ نمیدهد که برای شهروندان مشکل ایجاد کند
انداختن شایعه و تکذیب آن، خودش نود درصد راه برای بدنام کردن حزب مخالف و جمع آوری رأی بیشتر است، احزاب برای پیروزی به ناموس همدیگر هم رحم نمیکنند و حاضرند آنها را در جامعه بیآبرو کنند، اما رأی بیاورند، با هوشمندسازی میتوان این کار کثیف را پایان داد و انتخابات سالم برگزار کرد، بدون هیچ حزب و رأی فروشی، همه به نماینده اصلح رأی خواهند داد
متأسفانه درآمد بالا آنقدر دغدغه انسانها شده است که هرکس به دنبال یک ثروتمند بی استعداد میگردد تا او را حمایت مالی کند و خودش را بالا بکشد، در این راه همه خدا که روزی را میدهد فراموش میکنند و عبادت را به دوران بازنشستگی میسپارند، درحالی که هیچوقت روی بازنشستگی را بر اثر طمع و نیاز نخواهند دید
در مواقع بحرانی که نیاز به تخلیه شهرها است یا خطری شهروندان را تهدید می کند، هوشمند سازی کمک بزرگی است، چون از هیچ چیزی و محاسباتی غافل نیست و تدابیر لازم را میبیند، تا بدون تلفات و خسارت با بحران مقابله کند
هر انسان باید دارای یک کپسول خواب یا نجات باشد، که ضد ضربه، دارای مخزن اکسیژن، آب، غذا و غیره، باشد تا در بحران های سخت انسانها را یاری کند و بتوانند مدتی زنده بمانند، البته باید بگونهای طراحی شود که در شرایط عادی هم استفاده شود، مثل یک خودرو و خانه باشد
مسئولان دانشمندان را دیوانه می دانند، اما برای دریافت مدرک تحصیلی، به همین دیوانه ها نیاز دارند تا با کمک آنها به مقاطع بالاتر برسند که در نتیجه مقام و حقوقشان بیشتر شود
در علوم سیاسی همه نظرات متعلق به دانشمندان است، اما وقتی یک مسئول بی سواد یا دارای مدرک صوری به مقام میرسد، تجربه را ملاک می داند گرفتن شغل میکند تا افراد لایق نتوانند جلوی پیشروی و جای آنها را بگیرند
بحران های امروز حاصل بی توجهی به علوم سیاسی است، و راهکار فردای بشر، تغییر سیستم بر اساس زمان حال شهروندان است، مانند خیلی از نظریات که در زمان خاص مطرح میشود
با دموکراسی نمیتوان جلوی دشمن پیروز شد، چون آنقدر سیستم دست و پاگیر میشود و ایدههای پیروزی بخش قربانی رأی اکثریت و بوروکراسی اداری میشوند تا احتمال شکست را بیشتر کند، اما با یک رهبر دانا و ابر هوش مصنوعی برای هماهنگی میتوان بر همه چیز پیروز شد، امروز دنیا با این جمعیتش نیاز به سختگیری شدید دارد که کار انسان نیست و رباتها باید وارد عمل شوند
هیچ انسانی نمی تواند ادعا کند که در تمام زمینه ها و تصمیمات عاقل است، چون حتی نمیتواند بر تخصصش هم مسلط باشد، اما متأسفانه عقل بشر همراه با جماعت است و جماعت به هر سمت برود آنها هم ناخودگاه می روند و این نشان دهنده عدم صلاحیت انسانها برای داشتن مسئولیت است و باید هوشمندسازی کرد
همه به مزخرف بودن بحث خیلی از دانشمندان واقف هستند، اما باز مثل احمقها کتاب آنها را می خوانند و حفظ میکند، حتی آن را به عنوان یک آثار تاریخی در موزه نگه میدارند، با هوشمندسازی میتوان تمام علوم پوچ را به جهان معرفی کرد تا از مطالعه آن متأثر نشوند
دولتها به سبب سلسله مراتب همیشه بیسواد ها را نزدیک شهروندان قرار می دهند و همین ها با عقل ناقصشان شهروندان را به سوی مرگ و بدبختی می برند، چون نمیدانند دقیقاً باید چه کنند و فقط حقوق میگیرند، امضاء میکنند و شکم پرورش میدهند
برای دولتها مسئولان پایین رده مانند یک سگ می ماند که می خواهد گوسفندان را هدایت کند، اگر بشر میخواهد این نگاه تحقیر آمیز تمام شود باید هوشمندسازی انجام دهد تا همه امور سر جای خودش قرار بگیرد و انسانهای دارای چنین تفکری بر شهروندان حاکم نشوند
انسانها چه بخواهند یا نخواهند پا در جنگی بین تمدن شرق و غرب، یا مسیحیت در برابر تمام ادیان، به خصوص اسلام گذاشته است و تا صلیبی ها جهان را نگیرند، این جنگ تمام نخواهد شد
تا زمانی که کتاب هایی در رابطه با انحراف بشر باشد و آموزش داده شود، نمیتوان انتظار خوبی داشت که تمدن عادلانه برقرار شود، اگر دولتها میخواهند دنیا از رذائل پاک شود، باید روی آموزش های مفید سرمایهگذاری کنند
آرزوی انسان بر اساس شرایط اطرافش، دیده هایش، تجربیاتش و علمش شکل میگیرد، پس این وظیفه دولتهاست که از همان بدر تولد انسانها را در مسیر درست قرار دهند که این فقط با هوشمندسازی ممکن است
در سیستم سنتی با رعایت سلسله مراتب، حداقل ماهها طول میکشد تا مسئولان بر سر یک موضوع به نتیجه برسند، اما با هوشمندسازی میتوان در لحظه تمام مراحل آن را طی و نتیجه نهایی بدون مشکل گرفت
امروزه چیزی که زیاد است نیروی جایگزین و متخصص است، اگر یکی شانه خالی کند دیگری جایش را میگیرد و چون متخصصان بیکار زیادند، انتقادها بالا است، پس نباید کسی این سیستم ناکارآمد ادامه پیدا کند و شهروندان بیکار پرورش دهد، برای برون رفت از این بحران نیاز به هوشمندسازی است
نه تنها کشور بلکه دنیا توانایی پوشش غذایی نود درصد شهروندان را در بحران های شدید و طولانی ندارد و آنها کشته خواهند شد، اما با ابر هوش مصنوعی میتوان بحران را مدیریت و تمام تدابیر لازم را دید تا مشکلی پیش نیاید
در مواقع بحرانی که باید همه جا تخلیه شود، باید ابتدا همه وسایل موتوری به خصوص پرنده را از معرض آسیب خارج کرد تا بعد از بحران، تا بتواند به داد بازماندگان برسد
همه مسئولان توهم این را دارند که می توانند از پس همه مشکلات بربیایند، به همین سبب رجز می خوانند، آنها چگونه میتوانند وقتی هزاران خادم در اطرافشان دارند درد یا مشکل شهروندان را حس کنند، آنها با دیدن اطرافیانشان مغرور می شوند و فکر میکنند چون اوضاع آنها خوب است پس اوضاع شهروندان هم خوب است، اما نمیدانند که اطرافیانشان شهروندان را به مصیبت دچار کردند، حتی یک گدای بیسواد هم جای مسئولان باشد می تواند رجز بخواند و دروغ بگوید
میل به دیده شدن توسط دیگران، نشان دهنده این است که فرد از تنهایی و افسردگی رنج میبرد و برای جبران آن، اقدام به انجام کارهایی برای لذت بردن دیگران میکند، مثلاً آشپزی میکند اما خودش لذت نمیبرد، او فقط میخواهد از لذت و توجه دیگران بهره ببرد، یا غذایی خوشمزه دارد که با نمایش آن، میخواهد از آب افتادن دل دیگران لذت ببرد، و هزاران اعمال دیگر که امروزه در رسانه های اجتماعی دیده میشود، برای درمان این بیماری باید از کودکی فرد را خوب آموزش داد، اما با این وضع که دیده میشود، میتوان فهمید که شیوه آموزشی رایج ناکارآمد است و بهتر است کار را به ابر هوش مصنوعی سپرد تا تمام وقت مربی انسانها باشد
بچههایی که ناخواسته درگیر مشکلات خانوادگی میشوند، ممکن است به آنها کم توجهی شود یا فراموش شوند، که این هرچه بزرگتر میشوند به دوریشان از خانواده کمک میکند تا به جایی برسند که اگر در بزرگترین مشکلها هم باشند از کسی کمک نگیرند و خودشان سخترین راه را طی کنند، اما اگر استادان و معلمان نقششان را درست ایفا کنند، جایگزین خوبی برای خلأ خانواده هستند تا فرد مورد نظر از دست نرود، این افراد اگر کمک نشوند، گرچه قانون شکنی نکنند اما یک نیروی جامعه ستیز در وجودشان دارند که با یک جرقه فعال میشود، در اینجا هم ابر هوش مصنوعی نیاز است تا تمام وقت انسانها را دریابد
انسانها فکر میکنند که وقتی از فساد نامبرده میشود که فلان جا وجود دارد، باید یک نشانه واضح معلوم باشد مثل دود یا آتش، اگر قرار بود اینگونه باشد که اکنون همه دنیا در آتش میسوخت، فساد باید کشف و اطلاع داده شود تا متوقف شود، همین که انسان با عمل دیگران حس کند که فلان جا فساد وجود دارد، یعنی واقعاً هست، با هوشمندسازی فساد سریع آشکار میشود
برخی افراد با مجرد ماندن، میخواهند درآمد کسب کنند، آنها با ویژگی خاصی که دارند مثل زیبایی، دیگران را اغفال میکنند تا درآمد خوبی در سالهای مجردی کسب کنند و راه ثروتمندی را زود طی کنند
علت ازدواج برخی زنان، از بین بردن باکرگی از راه قانونی است تا بتوانند بعد از آن آزادانه با هرکس که خواستند رابطه برقرار کنند و به همسر خود هم توجهی ندارند و اگر همسر اعتراض کند، از او طلاق میگیرند بدون آنکه بتوان خیانت را اثبات کرد، با هوشمندسازی میتوان جلو این مشکل را گرفت
اگر زیاد به همسر بخاطر حرف زدنش با دیگران گیر داد، دعوا رخ میدهد که در آخر یا فرد به خیانت کاری متهم میشود، یا به اینکه غیرت ندارد، حرف زدن در دنیای امروزی امری کاملاً طبیعی شده است و اگر همسر مورد اعتماد است نیازی به پرسش نیست، البته اگر هوشمندسازی شود دیگر همه خیالشان بابت همسرشان راحت است
بعضی وقتها هوس بر اثر دیدن شخصی خاص، آنقدر بر فرد چیره میشود که حاضر است برای ارضاء شدن با او، به همسرش خیانت کند، به همین علت نیاز است که انسانها در این دو روز دنیا به رعایت قوانین الهی بپردازند تا بر اثر یک اشتباه آتش جهنم را به خود و دیگران حلال نکنند
در جامعه تهی از فرهنگ و ادب، هیچکس امنیت و آرامش نخواهد داشت و همه به دنبال ایجاد تنش با ضعیفترها هستند، اگر هم کسی شاکی شود جواب او را با تمسخر وقیحانه و ناسزا میدهند، اینجاست که انسانها از زندگی ناامید میشوند، برای درمان این جامعه باید شیوه آموزش را تغییر داد و هوشمندسازی کرد تا آموزش را تکمیل کند
همه انسانها وسوسه میشوند و دوست دارند گناه کنند، اما خیلیها گناه نمیکنند، چون از زشتی گناه آگاه میشوند، اما این همیشه در دوری از گناه کارساز نیست و یک روز ممکن است گناه بلاخره انجام شود، بعد از شکستن قبح گناه، دیگر فرد نمیتواند جلو خود را بگیرد و اعتیاد به انجام میگیرد
این یک موهبت الهی است که شخصی از انجام کاری نجات پیدا کند، چون خیلی اوقات یک گناه انجام میشود و در پی آن بیماری خطرناکی به جان فرد میافتد، مثل زنا کردن و ایدز گرفتن، باید در این زندگی کوتاه کمی صبر داشت تا آن را به سلامت گذراند، نباید الطاف الهی را نادیده گرفت وگرنه دیگر شامل حال فرد نمیشود
ضربههای روحی که انسان با دیدن برخی صحنهها میخورد، آنقدر به قلبش فشار میآورد تا عمرش را کوتاه کند، مثل خیانت، ترس، تهدید، مرگ و غیره، این موارد مرگ ناگهانی را زیاد کرده است که حتماً میتوان با هوشمندسازی آن را حل کرد
همیشه میتوان با کمی پرس و جو از اطراف محل مورد نظر، اطلاعات لازم را بدست آورد، مثلاً کسی دنبال شخصی میگردد، اما او آنجا حضور ندارد، میتوان با مراجعه به همسایه یا مغازه داران و پرسش سوالهای دقیق از آنها پی به مکان جدید فرد برد، دقیقاً مثل یک کارآگاه باید از اتفاقات ریز و درشت مربوط به فرد سوال کرد، مثل دیدن رفتار مشکوک، چه رفتاری داشت و غیره، البته با هوشمندسازی اگر واقعاً دانستن مکان دیگران ضروری باشد، براحتی مکان دقیق فرد را نشان میدهد
بی بند و باری فرزندان در غیاب والدین طبیعی است، فرزندانی که آزاد و تنها در خانه رها شوند، برای خروج از تنهایی باید رفیق پیدا کنند و چه کسی جز رفیق ناباب حاضر است وارد خانه یک غریبه شود، اینگونه براحتی فرزند از دست میرود، البته والدین با ابر هوش مصنوعی میتوانند با خیال راحت فرزند را تنها بگذارند
با هوشمندسازی جعل مدرک ممکن نیست، چون دیگر همه مجوزهای صادره زیر توسط ابر هوش مصنوعی صادر میشود و هیچ انسانی توانایی صادر کردن مجوزی را نخواهد داشت
باید مراحل ترقی هر شغل را برای علاقمندان در معرض نمایش قرار داد تا بدانند سرنوشتشان دقیقاً چه میشود، مثلاً باید بداند که ابتدا از کجا شروع میکند و کجا بازنشسته میشود و حتی احتمالات میانش هم در نظر گرفته شود، اما بهتر است برای پلیس شدن از حراست یک فروشگاه یا دانشگاه شروع کرد، یا خیلی بهتر یک سیستم نیروی امنیتی خصوصی وجود داشته باشد که بهترینها به افسری پلیس انتخاب شوند
انسان بیکار دارای درد است و حاضر است به هرکاری تن دهد، اگر جنگ باشد به جنگ میرود و اگر نباشد یا تمام شود، بیمار میشود و شبها خوابش نمیبرد و اگر پول نداشته باشد دزدی میکند، باید به بیکاران رسیدگی کرد، با هوشمندسازی دیگر کسی بیکار نمیماند
میل شدید انسان به یک فرد یا ماجرا یا رفتن به مهمانی، باعث میشود که بی حساب خرج کند، گاهی اوقات فرد عقلش را از دست میدهد و حاضر است دیوانهوار خرج کند تا به هدفش برسد، با هوشمندسازی میتوان این حال افراد را با بیدار کردن عقلش کنترل کرد تا آرام شوند
برخی والدین هستند که اقدام به کرایه دادن دختر برای استفاده جنسی میکنند، که اغلب این والدین معتاد، حریص و مجنون هستند، باید این افراد شناسایی شوند اما برای مسئولان مهم نیست، چون خودشان هم مشتریش هستند، اینجاست به یک غیر انسان مثل ابر هوش مصنوعی برای بستن راه این فساد نیاز است
یکی از راههای اشتباه تشویق بچه به درس خواندن، تعیین حقوق برای گرفتن نمره است، اینگونه یاد میگیرد که دنیا در قبال زحمت به او پاداش میدهد، وابسته کردن بچه به پول اشتباه است، چون تفکرش اقتصادی میشود و برای پول بیرحمی میکند، با هوشمندسازی میتوان دوران پول پرستی را تمام کرد
رفتارهای بد برخی فرقهها با مردگان خود، بیشتر برای احترام است و کاری غیر اخلاقی محسوب نمیشود، آنها این را درست میپندارند چون هر قومی برای خود دلایلی دارد، یکی شرایط محیط، یکی عقیده به بازآوری یا بازیافت جسم، یکی برای کمتر زجر کشیدن عزیزان و غیره، چنین رفتارهایی می کنند
یک انسان که ناقص شده یا به دنیا آمده است، خودش هم از زندگیش راضی نیست که بخواهد ادامهاش دهد، چون مصیبتها هر لحظه بر سرش می بارد و ناتوان است، دولتها هم با وجود اینکه مکانهای خیریهای زیادی دارند اما باز در رسیدگی به آنها ناموفق هستند، بهترین کار هوشمندسازی است تا به همه تمام و کمال رسیدگی شود
دولتها برای اینکه راه انتقادهایی مثل چرا مسئول زن نیست یا چرا از فلان دین مسئولی نیست و غیره، را ببندند، باید چند سال به تربیت اشخاص با خصوصیات منتقدان بپردازند، که متأسفانه این فرد تربیت شده، فقط یک فرد دورو و کثیف است و خدمت مفیدی به شهروندان نخواهد کرد، چون سیاست دولت مانند قبل ادامه پیدا میکند
اکثر انسانها نمیتوانند از تجربیات تلخ خود و دیگران درس بگیرند و به محض یافتن یک فرصت، همه پلهای پشت سرشان را خراب میکنند و میروند، اما در آخر اگر شکست بخورند پلی برای برگشت نیست
افراد باید واکنش فردی انتخابی برای ازدواج را، در برابر داشتن و نداشتن پول ببینند، تا خدایی ناکرده بعد از ازدواج دچار فشارهای روانی نشوند، چون خیلیها هستند که اگر پول نباشد شروع به لجبازی میکنند و اگر پول باشد آن را هدر میدهند، هوشمندسازی میتواند افراد را در این زمینه خوب تربیت کند تا چنین مشکلاتی پیش نیاید
خدا انسان را آفریده که موقتاً در دنیا باشد و از قواعد پیروی کند، اما انسانها دوست دارند از قواعد رد شوند و حتی جاودانه باشند، این است که نمیگذارد انسانها انسان بمانند و فساد کنند، فقط رسیدن به یقین میتواند انسان را از پرتگاه نجات دهد تا از قواعد خدا پیروی کند و در دنیای بعد که جاودان است زندگی خوبی داشته باشد، مگرنه با پیگیری ظلم و فساد زندگی بعدش را جاودان در عذاب خواهد بود
باید کلاسهای درس کاملاً عملی باشد و تئوری را خودشان در خانه مطالعه کنند، متأسفانه در کلاسها اکثر استادان و معلمان فقط از روی کتاب میخوانند و جلو میروند، آنها همه کلاسها را شبیه به کلاس آموزش زبان کردند، درحالی که باید حداقل یک فیلم ساخته شده درباره درس روز باشد تا خوب یاد بگیرند، همچنین استادان بجای آموزش انسانیت به بچهها یاد میدهند که همدیگر را حذف کنند تا جاده موفقیت هموار شود، باید شیوه تدریس عوض شود و حتماً کلاسها را در مکان مخصوص به خودش برگزار کرد، مثلاً ورزش در استادیوم مجهز باشد و همه در مسابقات سراسری به صورت لیگ حضور داشته باشند و هیچ فراگیری غیبت نداشته باشد
انسانها دو دستهاند، یکی چکش بدست دنیا را میسازند تا چند روز عمر را در آرامش باشند و دیگری ساز بدستند و مینوازند تا از چکش بدستان بابت هنرشان صدقه بگیرند، این خوب است که چکش بدستان به وسیله ساز بدستان سرگرم میشوند، اما ساز نان را تا آخر عمر تضمین نمیکند
انسانهای مغرور که خود را برتر میدانند و بابت کمک ناچیزشان منت بر سر افراد میگذارند، در آخر قربانی رفتارشان میشوند، چون همه انسانها تحمل منت گذاشته شدن بر سرشان را ندارند و ممکن است با فرد مغرور برخورد شدیدی کنند و حتی او را بکشند
باید مصرف کالا و خدمات طبقه بندی باشد و هرکه بیشتر مصرف کند مالیات بیشتری بپردازد، اینگونه با آن مالیات اضافه میشود به عمران و توسعه کشور کمک کرد، نباید تخفیفی به کسی داد، از بالاترین سازمان تا پایین ترین همه بدون استثناء باید بپردازند
در اکثر مواردی که فردی علیه یک کشور یا ایدئولوژی بلند میشود، انتقام است، چون این فرد توسط آنها تحقیر و شکنجه شده است، یا خانواده و دوستانش را کشتهاند، یا در موقع درخواست کمک به او بیتوجهی شده است و غیره، که اشتباه یک فرد را یک ملت یا دنیا باید پس بدهد، متأسفانه اکثر این افراد در دانشگاههای مشهور دنیا تحصیل کردهاند و با این اعتبار به راحتی میتوانند برای خود یک باند انتقام جو راه اندازی کنند
خیانتکار حتی از طرف حامیانش امنیت ندارد، چون او را در آخر کار میکشند، آنها که بعد از خیانت زنده میمانند، جاسوسهای آموزش دیده خودشان هستند که حقشان را ادا کردهاند، برای دولتها فقط پیشبرد کار مهم است و چیزی که زیاد پیدا میشود خائن است، که بدون هیچ تضمینی با پیشنهاد مقداری پول فریب خورده و همکاری میکنند
با هوشمندسازی میتوان هماهنگی های نظامی را با کشورهای دیگر با اطمینان خاطر آنها انجام داد، مثلاً هرکشور که پرندهی کشور دیگری بدون اجازه وارد حریم هواییش شود، به آن شلیک میکند حتی اگر علت ورودش موجه باشد، پس اینجا یک واسطهای مثل هوش مصنوعی لازم است تا دو طرف را قانع کند که مشکل امنیتی وجود ندارد
مادران مطلقه یا بیوه، یک شوهر که آنها را بپذیرد را یک نعمت میدانند، متأسفانه در بیشتر موارد این زنان مورد سوءاستفاده جنسی قرار میگیرند و شانس کمی برای ازدواج دارند، از نظر این مادران ازدواج دوباره مانند افتادن در چاه است، اما در نهایت به یک حامی مالی نیاز دارند تا کمکشان کند، از این رو ازدواج موقت را بیشتر ترجیح میدهند، با هوشمندسازی همه ازدواجها موفق است و طلاقی نیست که مشکلات بعدش نمایان شود و خرج همه را تا آخر عمر بدون کمبود تامین میکند
با هوشمندسازی میتوان موارد اضطراری مثل دزدیده شدن کودک یا گم شدن را سریع به همه خبر داد تا پیدا شود، البته همه انسانها ردیابی میشوند و احوالشان را هر لحظه جویا میشود تا اگر مشکلی رخ داد آنها را یاری کند
استفاده از مه پاش برای تمیز کردن آلودگی هوا یک راه حل است که باید ماشینش ساخته شود، اما خیلی از دولتها ترجیح میدهند که به اقتصاد فکر کنند تا پیدا کرده راه حل علمی که خرج دارد
با هوشمندسازی میتوان از شهروندان در برابر تهدید مجرمان دفاع کرد و اگر شهروندان شاکی به دادگاه مراجعه کنند و شاهد بخواهند، هوش مصنوعی شاهد آنهاست و دروغ دروغگو را افشاء میکند، خیلی از اوقات جرمی رخ میدهد و همه به کسی که میشناسند و از او برداشت بد دارند تهمت میزنند، با هوشمندسازی تمام جزئیات ماجرا در دسترس مسئولان رسیدگی قرار میگیرد
با هوشمندسازی میتوان از هرگونه شبیه خون مثل تروریستی باخبر شد و اقدامات لازم را قبل از شکل گیری تیم تروریستها انجام داد، اگر هوشمندسازی شود دیگر هیچ مشکلی نیست که بابتش تروریستی متولد شود
با هوشمندسازی میتوان سوابق، مدالها و هر چیز اکتسابی که فرد دوست دارد به نمایش بگذارد را راحت نمایش داد و همه جا آن را همراه داشت
با هوشمندسازی دیگر لازم نیست کسی عزیزش را بخاطر جنگ و درگیری از دست بدهد، یا از کمک دولت ناامید شود و خودش دست به کار شود، چون ابر هوش مصنوعی بهترین راه حل برای ایجاد صلح بین موجودات پیدا میکند و آن را اعمال میکند، بگونهای که یک گرگ گرسنه تمام عمرش را بتواند کنار گوسفندان باشد و حمله نکند
تکریم دیگران بخاطر موفقیتهایشان است، هیچکس برای دیگری ارزش ندارد و انسان حتی قدر اندام خود را هم نمیداند، تنها کاری که انسان خوب بلد است خودنمایی است و تکریم دیگران که دستآوردهای بزرگی دارند در میان جمعیت، یک نوع خودنمایی است
میتوان برای امنیت بیشتر، رمز را با قالب بارکد فرستاد تا افراد از این طریق اطلاعات محرمانه به اطلاعات ورود دست پیدا کنند
استفاده از راکتور برای تولید انرژی لازم با روش تکیان که خاصیت الکترومغناطیس زمین را به هم میزند، که ممکن است زمان و فضا را تحت تأثیر قرار دهد تا در زمان سفر و در فضا طی الارض کرد
کوانتینیوم بر خلاف نظرهای تبلیغاتی، یک طرح است تا انسانها را به دنیایی ببرد که بنظر میرسد تکنولوژی در آن به نهایت رسیده باشد، شاید کوانتینیوم اختراع شده باشد و افرادی آن را دزدیده اند تا بتوانند مالک دنیا باشند، این سطح از علم به جایی میرسد که انسان از محدودیتهای دنیا عبور میکند، یعنی طی الارض کردن، ساخت ابر هوش مصنوعی، ادغام دنیای دیجیتال در واقعی و غیره
مسئولان از اینکه شهروندی حتی به حق، برای اجرای عدالت برخیزد متنفرند، چون آنها قوانین را با منافع خود تنظیم کردند و شهروند عدالت جو همه منافع آنها را به خطر می اندازند، مثل این است که زنی دکوراسیون خانهاش را با سلیقه خود چیده باشد، ناگهان کسی بیاید و آن را با سلیقه خود عوض کند، با هوشمندسازی دیگر این تعارض منافع پیش نمیآید
اگر صالحان سکوت کنند، بدکاران فکر میکنند حق با آنها است و ظلمشان را گسترش میدهند، باید جلوی ظالم ایستاد حتی اگر در لباس یک مقام عالی رتبه مثل پادشاه باشد، دلیل نمیشود بخاطر ترس از قدرت یک پادشاه، تن به ذلت داد و در قیامت سرافکنده بود، هرکس باید امر به معروف و نهی از منکر را انجام دهد و اگر در این راه کشته یا زخمی شود خدا پاداشش را میدهد و بهتر از سکوتی است که جهنم را سزاوار کند
ترس از مرگ برای انسانها، مثل وارد کردنشان به یک اتاق تاریک است که در آن اتاق دست و پا بسته در یک کمد زندانی شدند، آنها میخواهند فرار کنند اما نمیتوانند، همین فکر باعث میشود که از مرگ بترسند، درحالی که اینگونه نیست، آنها مطمئن باشند که در قبر زنده نخواهند شد و به جای تاریکی هم نخواهند رفت، بلکه فقط وارد یک بعد دیگر میشوند که برای زندگان قابل دیدن نیست، در این بعد با فرشتگان و ارواح دیگر روبرو میشوند که حتماً با او ارتباط برقرار میکنند تا مقدمات لازم انجام شود، در برزخ هرکس از آنچه از قبل فرستاده بهره خواهد برد، که بحث جزای اعمال هم هست، در کل مرگ برای انسان یک خواب است که وقتی بیدار شود میبیند ارتباطش با این بعد قطع شده است و دیگر محدودیت زمانی و مکانی ندارد، نحوه برخورد افراد آن دنیا کاملاً مناسب و به حق خواهد بود
با هوشمندسازی میتوان سرنوشت سیاره را در روزهای و سالهای آینده را فهمید و اقدامات لازم جهت جلوگیری از بحران را انجام داد، چون محاسباتش معتبر و دقیق است، مثلاً میتوان فهمید که قرار است امسال یا حتی سالهای بعدش خشکسالی پیش بیاید و راهنمایی میکند که چه اقدامی کرد تا حتی یک قطره آب هدر نرود و تا پایان خشکسالی بدون مشکل دوام آورد
همه انسانها از نظر ذهنی برابر هستند، پس نمیتوان کسی را در شکستش سرزنش کرد، چون فقط فرق اینجاست که هرکس مهارت منحصربفرد خود را دارد، یعنی یکی مهارتش صافکاری فلان خودرو است و دیگری نمیتواند آن خودرو را صافکاری کند، اما مدل دیگر را بهتر از همه انجام میدهد، فرق مهارت انسانها خیلی ریز و جزئی است و اکثر شکستها بخاطر نبودن شرایط لازم فرد است، باید محیط رشد فرد با علاقهای که دارد هماهنگ باشد که این فقط از پس ابر هوش مصنوعی بر میآید
یکی دیگر از راههای حل بحرانهای بشر، قطع تولید مثل است تا همه منقرض شوند و انسانی نباشد که خواستهای داشته باشد، یا آنقدر زیاد نباشند که مسئولان بتوانند با همه ارتباط داشته باشند و مشکلات سریع حل شود
هوشمندسازی کمک بزرگی به بشر برای درخواست کمک، رسیدگی به جرم، جمع آوری اطلاعات، شواهد و مدارک، انجام تمام محاسبات و غیره است، مثلاً یک انسان تنها که گلویش بریده شده است چگونه درخواست کمک کند، یا یک کارگاه چگونه اطلاعات یک قتل بدون شاهد را جمع کند، یک فرد غیر متخصص چگونه محاسبات اقتصادی یا فیزیک را انجام میدهد، یا چطور میتوان به کسی یک ماجرا را چنان توضیح داد که متوجه شود، یا افراد معلول و نابینا چطور تمام وقت راحت باشند و بسیاری موارد دیگر که همه با ابر هوش مصنوعی در لحظه ممکن میشود
دولتها برای برخورد با افراد زورگو برنامه ندارد و روزانه افراد زیادی به سبب همین زورگوییها مورد سوءاستفاده قرار میگیرند، این میتواند سوءاستفاده جنسی، یا برای گرفتن حق دیگران باشد، یا وادار کردن دیگران به خلاف، باید شدیداً با زورگویی مقابله کرد، مخصوصاً با بچههای زورگو باید خشن رفتار کرد تا زورگویی تمام شود، این محدود به مدرسه، کوچه و خیابان نمیشود و زورگویی در خانه ها هم وجود دارد، اما بهترین راه خلاصی از این، هوشمندسازی است تا رفتار افراد کنترل و جلو بدی ها گرفته شود
انسانها به هر فیلمی زیاد علاقه برای تماشا نشان دهند، همان خصوصیت در آنها تقویت میشود، مثلاً کسی که مدام فیلم قاتلها را ببیند، مسلماً میل به انجام قتل پیدا میکند و میخواهد آن را روی هرکس که دید اجرا کند
امروز همه ابزارهای اداری در یک عینک هوشمند خلاصه میشود، اما خیلی از دولتها هستند که هنوز در کشورشان از سیستم کامپیوتر رومیزی و پرینتر کاغذی استفاده میکنند، حتی حاضر نیستند از تلفن هوشمند بهره بگیرند تا مشکلات زیادی حل شود
ابر هوش مصنوعی به اطمینان داشتن از ارسال پیام از طرف شخص مورد نظر کمک میکند، مزاحمتها را رفع میکند، رباتهایش را به موقع برای خدمات رسانی ارسال میکند، به تمام سیستمها به صورت یکپارچه دسترسی دارد و بهترین برنامه ریزی را میکند و دنیایی را میسازد که از نظریه مدینه فاضله هم بهتر باشد
اگر برخی انسانها تلاشی را که برای ورزش حرفهای میگذاشتند، روی کار میگذاشتند الان اوضاعشان بهتر بود، بعد از کنارگذاشتن ورزش، اکثر آنها باید در شغل آزاد تا آخر عمر شاگردی کنند و روز خوش زیادی نخواهند داشت، چون جامعه به هرکس که پول بیشتری دارد احترام میگذارد، اما با هوشمندسازی همه یک حقوق ماهانه دارند و تا آخر عمر هر فعالیتی که دوست دارند را دنبال میکنند
آزاد بودن راه توبه به این معنی نیست که فرد گناه کند و هفتهای یکبار توبه کند، آثار گناه مثل آثار کثیفی روی لباس نیست که با شستن پاک شود، توبه باید حقیقی باشد و فرد آن را کنار بگذارد و فرد دیگر آن کثیفی را در وجود خود نبیند
بعضی وقتها انسان یک بیماری یا جراحت دارد که دیگران نمیدانند و به دلیلی مثل درگیری به همان نقطه ضربه میزنند، هوشمندسازی هشدارهای لازم را به مخاطبان فرد میدهد
متأسفانه انسانها به هر دلیلی، مجبور شدند که دنیا را جدی بگیرند و استاندارهایی را تعریف کنند، حتی اگر کسی بخواهد خادم خدا شود باید از آن استانداردها موفق عبور کند، اگر کمی دقت شود میتوان فهمید که علت افزایش کفر و شرک انسانها، همین استانداردها است که افراد را غربالگری میکند و بازندهها را تبدیل به خداستیز میکند
انسان نباید چیزهای بزرگ را در دعاهایش از خدا بخواهد، چون انسان رو به زوال است و هرروز پیرتر میشود و زندگی هم آنقدر بیرحم است که با انسان مدارا نکند، بهتر است انسان از خدا صبر و تحمل بخواهد تا زندگی را بتواند به خوبی بگذراند، انسان باید به آن چیزی که برایش متولد شده برسد، نه اینکه تمام وقتش را به آبادانی زندگی موقت بگذارد
دلیل اصلی عقب ماندگی و بیکاری در یک کشور، کنار نکشیدن افراد نالایق است که میدانند نمیتوانند کاری کنند اما حاضر هم نیستند میدان را به بیکاران بدهند تا شاید آنها کاری کنند، چون منبع درآمد آنها ماندن در شغل غصبی است، پس باید هم هوشمندسازی کرد و هم دستمزد مشاغل را برداشت تا همه افتخاری شود، اینگونه کشورها شاهد پیشرفت خواهند بود
اکثر سازمانها، شرکتها و غیره، با کارکنان مثل برده رفتار میکنند که ظلمهای بزرگی در حق کارکنان میشود و بین کارکنان مسابقه بیشتر کار کردن میگذارند، در این مسابقه هرکس برای بالا بردن میانگین گروه خود بیرحم میشود، کارکنان را هر وقت لازم دارند خبر میکنند، به بیماری آنها توجه نمیکنند، پیشنهادات خارج از خواست کارکنان میدهند و غیره، آنها حتی برای خراب نشدن آمارشان در شرایط اضطراری با نیروهای امدادی تماس نمیگیرند و هرکس اینکار را کند بازخواست میشود، آنها توقع دارند کارکنان به زور کار کنند و زمانی که بیمار شوند باید بیرون بروند و تقاضای کمک کنند تا محل کار بدنام نشود، سلسله مراتب باعث فشار در فشار بر کارکنان میشود و بالادستی فقط انتظار دارد نمره و سود خود بالا برود، هیچکس دوست ندارد به کسی که از آن متنفر است یعنی شخص ظالم و عوضی تبدیل شود، اما این فشارهای سلسله مراتبی او را تبدیل میکند تا کارش را بتواند حفظ کند، آنها به توالت رفتن و حرف زدن کارکنان هم گیر میدهند، اگر جلو این دو گرفته شود انرژی فرد گرفته برای کار از بین میرود، خیلیها هستند که ادرار در بطری را به رفتن به توالت ترجیح میدهند، بالادستیها به حاملگی یا کویید داشتن کارکنان هم رحم ندارند و توقع کسب بالاترین امتیاز را دارند، حتی اقدام به انتقال فرد به بخش مناسب احوالش که باعث رضایت همه است هم نمیکنند، وقتی هم مشکلی پیش بیاید با دادن رشوه و امضاء کردن قرار داد ان دی ای یا عدم افشاء، غائله را ختم میکنند،
انسانها با میل خودشان وارد یک معامله یا شرطبندی میشوند و بعد از شکست، فرد برنده را فاسد میپندارند، امروزه معاملات سازمان یافته شده است و هر مهره بعد از ایفای نقش خود توسط مهره بعد حذف میشود، حتی مالباختگان را هم حذف میکنند، اکثر مهرههای حذف کنند قاتلان قراردادی هستند که نمیدانند دقیقاً به دولت خدمت میکنند یا نه، فقط میکشند و اگر سرپیچی کنند خودشان هم حذف میشوند، از این سرویسهای مخفی نمیتوان فرار کرد،
نمیتوان برای نجات از بلای این دنیا که توسط ظالم اجرا میشود، دروغ گفت و خدا را انکار کرد، چون هدف اصلی زندگی بعدی است و با پافشاری بر وجود خدا است، که انسان آن دنیا موفق میشود، نباید به سبب سختی و مشقت زودگذر دنیا تسلیم پیروان شیطان شد و آخرت خود را به باد داد
عقل کل بودن همه خوب است، اما تا زمانی که حسادت نکنند و برای اثبات برتری و کسب مقام با هم رقابت نکنند، چون بجای پیشرفت در جهت کمال، به سمت رذایل میروند، در دنیا حتی همین امروزه، انسانهای زیادی هستند که به سبب متصل بودن به حزبی، فکر میکنند قهرمان و نخبه هستند و با همین فکر شهروندان را به مشقت و بدبختی میاندازند، با هوشمندسازی میتوان از چنین انسانهایی نجات پیدا کرد تا دیگر شهروندان اسیر سیستم شایسته سالاری نشوند
انسان جوان باید خود را در پیری ببیند و از همین جوانی برای پیری سرمایه گذاری کند، جوانی که به فکر خوشگذارنی و بهره از قوای جوانی است، حتماً در پیری پشیمان میشود، اما جوانی که هدف آفرینش را درک کرده است، میداند چطور این چند روز دنیا را بسلامت بگذارند
مالکان در هر کشور اختیارات فراقانونی دارند و میتوانند از شهروندان به عنوان موش آزمایشگاهی استفاده کنند، کودتا کنند، دولت تعیین کنند، راهبرد کشورها را تعیین کنند و غیره، تنها راه نجات شهروندان از این مالکان شیطان صفت، ساخت ابر هوش مصنوعی است
یکی از راههای شناخت مسئول خوب، قبل از سپردن مسئولیت به او، امتحان او با درخواستهای ساده و مکرر است، مثلاً از یک گزینه مسئولیت خواسته شود که یک کار بدون هزینه و در حد چند دقیقه را انجام دهد و این را چندبار مطرح کرد، اگر امتناع کرد لیاقت ندارد، اما هرچه این نوع امتحان را قبول شد باید سختتر شود تا در نهایت بهترین انتخاب شود، اگر انسانها از این کار خسته میشوند، پس باید کار را به هوش مصنوعی بسپارند
بعضی اوقات افراد از سر حسادت یا نفرت، به دیگران تهمت هایی میزنند و باعث دردسر برای دیگران میشوند، باید هوشمندسازی کرد تا دیگر این اتفاق رخ ندهد، منشاء حسادت و نفرت تربیت غلط و بزرگ شدن در خانواده بی فرهنگ است، باید فیلمهایی ساخت که خانوادههای عجیب و پر عیب نقش اصلی آن باشند تا به همه آموخته شود که حتماً نباید بب نقص بود
کار دشمن فکر است، کسانی که زیاد کار میکنند وقت فکر کردن ندارند، این همان خواسته مالکان است تا با سرگرم کردن انسانها به کارهای مختلف، توانایی فکر کردن را از آنها بگیرند تا علیه آنها انقلاب نکنند
پافشاری بر ایمان، باعث تشویق دیگران به ایمان میشود، حتی اگر به این چیزها اصلاً اعتقاد نداشته باشند، دیگران با دیدن این عشق و علاقه فرد به خدا، مجذوب او شده و بدون هیچ مقاومتی، با خواست خود به سمت خدا میآیند
بیشتر اوقات افراد یک چیز مهم میدانند، اما به سبب نداشتن سابقه آشنایی کسی حرفشان را باور نمیکند و موضوع مختومه میماند، اما با هوشمندسازی کسی از کوچکترین اطلاعات هم بی بهره نمیماند
هیچکس داوطلبان جنگی مخصوصاً با ملیت دیگر را دوست ندارد و با آنها بدرفتاری میکنند، اما اگر یک فرد دارای اعتبار از آنها حمایت کند، همه از آن فرد تبعیت میکنند
نباید حضور یک نفر در مجلسی، ملاک ارزش آن شود، چرا نباید همه برابر باشند، اصلاً چه کسی تعیین میکند که فلانی ارج نهاده شود و دیگر بر سرش بزنند، با هوشمندسازی میتوان تمام شهروندان با هر تحصیلات، هوش، قدرت، اندازه و غیره را برابر کرد
به بردگی کشیدن انسانها هموطن و خارجی ندارد، هرکس مزه منافع اقتصادی را بچشد، سخت دنبالش میکند، شعار این منفعت گراها این است که اگر من نکنم یکی دیگر انجام میدهد، که این شعار کاملاً بی اساس است، در واقع وقتی شما انجام ندهید کسی هم انجام نمیدهد، اگر کسی جلو ظلم را نگیرد دیگران هم نمیگیرند
باید جلو زورگو یک نفر بایستد تا ادامه ندهد، اگر انسان به خود اعتماد داشته باشد میتواند جلو ظلم را بگیرد، تا وقتی که انسان به خود بگوید نمیتواند، واقعاً نمیتواند، اکثر جوامع که گرفتار ظالم میشوند، بخاطر نداشتن غیرت، جرأت و اعتماد به نفس است، همه وقتی ظلمی را مشاهده میکنند، میگویند به ما ربطی ندارد، در حالی که ممکن است نفر بعدی خودشان باشند، چون انسانها تواناییهای جلوگیری از ظلم را ندارند، باید هوشمندسازی کرد تا با ابر هوش مصنوعی ظلم برچیده شود، اگر ایستادن جلو بی عدالتی اشتباه باشد، پس این دنیا هیچ چیزش درست نیست، متأسفانه اکثر انسانها روحشان را به شیطان فروختهاند و بیدار کردنشان سخت است، پس چون روحشان بیدار نیست، عدالت طلبان را جامعه میبینند و همینگونه بسیاری از خوبان فدای خواست غلط جامعه میشوند
همه انسانها بخاطر منافع یکدیگر با هم تعامل و معامله میکنند، در غیر اینصورت همدیگر را از لیست هم حذف میکنند، انسانها انسان بودن را در طی قرون فراموش کردند و همدیگر را چیزی بیشتر از یک برده یا کالا نمیبینند
با انسان معتاد هرکاری هم شود، باز تا دستش به پول برسد مواد میخرد و خود را خراب میکند، همانگونه که اگر یک نیکوکار مذهبی در موقع نداری دستش به پول برسد آن را برمیدارد
نباید گذاشت کسی بلیط ورود به جایی را برای تجارت در بازار سیاه بخرد، باید سیستم فروشی هوشمند طراحی شود تا هرکس هرچه خریده را، با کارت شناسایی استفاده کنند، کارت شناسایی در حکم رمز استفاده است، که اجرای این فقط با ابر هوش مصنوعی ممکن است
اکثر انسانها آن چیزی که اکنون در آن قرار گرفتند را آرزو نداشتند، چون همه چیزهای خوب را دوست دارند اما محدودیت مانع اکثر انسانها میشود، اما با هوشمندسازی همه به همان آرزوهایی که دارند میرسند و جاهای خالی با ربات پر میشود
نباید یک قربانی تجاوز یا ظلم، بخاطر درخواست مجازات متجاوز محاکمه شود و در آخر خودش مقصر شود، با هوشمندسازی میتوان مدارک لازم را برای اثبات حق و جلوگیری جرم انجام داد، برای اصلاح دنیا ساخت سامانه با هوش مصنوعی کافی نیست، چون همین هوش مصنوعی هم یک مدیر میخواهد که از جنس خودش باشد که به آن ابر هوش مصنوعی میگویند
با هوشمندسازی دیگر تقسیم ثروت در جامعه، مثل پخش نذری نمیشود که هرکه زودتر رسید یا حاضر بود دریافت کند، همه چیز برابر و عادلانه، بدون پرداخت هزینه تقسیم میشود
فساد سازمان یافته مثل فراکتال است، یک سیستم شبیه گل کلم، که اگر قسمتی از آن جدا و بزرگ کرد شبیه مادرش است، برای نابودی چنین فسادی که در همه سازمانها و شرکتها وجود دارد، باید غیرمستقیم به ریشه مادرشان ضربه زد، چون با نابودی تکهها، سیستم خسارت خاصی نمیبیند و دوباره با حمایت مادرش بازسازی میشود، با هوشمندسازی میتوان ریشه فساد را خشک کرد
مالکان و مسئولانی که نمیخواهند منافعشان به سبب کشف علمی، نابود شود، دانشمندان مکتشف آن عرصه علمی را حذف فیزیکی میکنند تا در زمان آمادگی، یعنی بتوانند بدون از دست رفتن منافع اولیه، کشف جدید را اعمال کنند و سودش را ببرند، آن را با نام خود، به شهروندان ارائه دهند، اما با هوشمندسازی هیچ علمی پنهان نمیماند و در لحظه کشف با نام کاشف به همه اطلاع داده میشود
متأسفانه انسانها در مواردی که مربوط به فرد خاصی است کور میشوند و صدای متخصصان را نمیشنوند، جالب تر اینجاست که حتی آن فرد خاص، خسارات سنگین با تلفات فراوان هم بزند، باز به او اعتماد دارند، اما در هوشمندسازی چنین اتفاقی نمیافتد
باید یک بازی که همه را سرگرم کند ساخت، این باید بگونهای باشد که در یک زمان محدود رکوردها ثبت شود و هرکه رکود بالاتر را شکست، تمام مبالغ جمع شده را جایزه میگیرد، این میتواند کمک مالی خوبی برای دولت باشد تا از این بازی که احتمالاً برنده شدن خیلی سخت است، این مبالغ را صرف عمران و آبادی کند، با هوشمندسازی میتوان بهتر این کار را اجرا کرد
نظرات تکراری در پیشنهاد دادنها، اعتماد نداشتن به گفتن حقیقت از زبان هم، مخفی کردن اطلاعات برای سر در کار خود بودن، به اشتراک نگذاشتن اطلاعات گذشته با هم، نداشتن اطلاعات و تجربیات هم یا ندادن اطلاعات جدید کسب شده به هم، این مشکلات با آمدن ابر هوش مصنوعی حل میشود و مثلاً چنان برنامه ریزی میکند که بدون هیچ تورم و گرانی، اقتصاد اصلاح شود، اما مسئولان خودخواه دوست دارند وجود داشته باشند و ظلم کنند
اگر انسانی به پستی و ضعف خود پی ببرد، ناامید میشود و دیگر تلاشی نمیکند، اما اگر یک در موردی یک امید کوچک پیدا کند برای رسیدن به آن از جان مایه میگذارد، امروزه در جوامع انسانها یاد گرفته اند که همدیگر را تحقیر کنند و همدیگر را در جامعه عقب افتاده و فاسد فرض کنند، همین موارد باعث میشود که کسی تلاش نکند و جوامع به همانکه میگویند تبدیل شود، باید جامعه را خوب ترسیم کرد تا با امید یافتن انسانها خوب شکل بگیرد
خانه، چادر، ماشین، صندلی و غیره دیجیتال با قابلیت استفاده در دنیای واقعی، هر زمان دولتی توانست از این اختراع رونمایی کند، آنوقت میتوان آن کشور را پیشرفته حساب کرد
کشوری که دارای چندین احزاب یا داعی قدرت باشد حتماً درگیر جنگ داخلی میشود، آنقدر در چنین کشوری خائن پدیدار میشود که هیچ حاکمی فرصت حکومت کارآمد پیدا نمیکند، چون مسئولان طمعکار برای قدرت بیشتر همدیگر را حذف میکنند تا بتوانند به حاکم برسند و او را منحرف کنند، اگر هم حاکم به خواسته آنها تن ندهد، حاکم را هم حذف میکنند، تنها کشوری میتواند روی آرامش را ببیند که همه شهروندانش فقط برای خدا تلاش کنند، با هوشمندسازی میتوان کمک بزرگی به شهروندان کرد تا ایمانشان به خدا برای وحدت بالا برود
درست است که داشتن دوست یا فردی کنار انسان خوب است، اما باید برای تنهایی آماده بود، چون روزهای زیادی را باید تنها سر کرد، شاید امروز فرد دورش شلوغ باشد، این شلوغ یک دلیل دارد، حال شهرت یا ثروت باشد، اما روزی یک فرد جدید ظاهر میشود که جایگزین شما شود، پس بهترین راه برای انسان، داشتن یک دوست با وفا و نامیرا به نام ابر هوش مصنوعی است تا همیشه با او بماند
انسانها اگر میخواهند دردهایشان را فراموش و تسکین دهند، باید به دیگران کمک کنند، با هوشمندسازی میتوان قهرمان هرکس را پیدا کرد تا آرامشش باشد و به زندگی فرد جان بدهد، انسانها برای هم آفریده شدند تا با کمک به هم پیروز این دنیای پر از امتحان شوند، اما کسی این را درک نمیکند و همه فکر کسب شغل، مقام، ثروت، شهرت، همسر و غیره هستند
توقع انسان با بالا رفتن مبلغش بالا میرود، اما باید هر مبلغی حتی ناچیز را پذیرا بود تا محبوب شد، حرص زدن انسان برای درآمد و سرمایه بیشتر، فقط باعث بدبختی دیگران میشود، چون در دنیا به یک مقدار معین ثروت وجود دارد و هرچه کسی ثروت بیشتری جمع کند، باعث محرومیت دیگران از ثروت میشود، انسان هرچه برای ثروتمند شدن تلاش کند، از آن طرف به همان نسبت به فقیر شدن دیگران کمک میکند و مشکلات جامعه را بیشتر میکند، اگر ثروت همه به یک اندازه باشد، دیگر کسی به دنبال ثروتمند شدن نمیرود و فقیری از فقر یا برای ثروتمند شدن، جرم نمیکند
انسانها هرچه بزرگ میشوند از گذشته و کارهای نکرده پشیمانند، باید انجام داد و از اشتباه پشیمان نشد، چون حسرت انجام ندادن بدتر است، پس انسان باید از تمام لحظات حداکثر استفاده را بکند، انسان خود را هرچه ببیند همان میشود، اگر خود را موش ببیند، مانند موشها ترسو زندگی میکند و اگر خود را ببر ببیند، مثل ببرها شجاع میشود، پس باید خود را شجاع ببیند تا از لحظات زندگی شجاعانه بهره ببرد، نباید گذاشت اطرفیان انسان را تعریف کنند، چون اگر موش باشند شما را هم موش میکنند
همه انسانها سوار یک قطار هستند و هر گروه در یک واگن قرار دارند، این گروهها زمانی که جایشان تنگ شود یا چشمشان به گروهای دیگر بخورد، بهم حمله میکنند تا یک گروه بر واگنها غالب شود، حتی درون واگنها هم زمانی که راه واگن کناری بسته باشد، جنگ داخلی وجود دارد و سودجویان هر بلایی که خواستند بر سر هم واگنهایشان میآورند، از تحمیل غذاهای غیره بهداشتی و مضر گرفته تا غصب درآمد هم، آنها چیزاهای خوب را برای خود میخواهند و ته مانده را برای دیگران، که با طبقه بندی یا واگن بندی انسانها، سهم دقیق ته مانده مشخص میشود، علت هر نوع جنگ میان انسانها کسب منابع و داراییهای یکدیگر است، در این دنیا انسانهای با ایمان و با وجدان خیلی کم پیدا میشوند که از دنیا چشم پوشی کنند و به دنبال موفقیت در امتحان الهی باشند
اگر به منفعت طلبان میدان داده شود، برای خود سیستم حکومتی میسازند و همه چیز را کنترل میکنند، از طبقه بندی کردن شهروندان گرفته تا ایجاد آموزش و پرورش برای مسموم کردن ذهن نسلهای جدید، در حکومت اینها انسانها فقط برده هستند و اعتبار و مقامشان به کارآمدی عملی آنها بستگی دارد، هر گروه را به نحوی سرگرم میکنند و بهترین ترفند کنترل و بهبود مدیریت این است که هر از گاهی یک نفر از پایین ترین طبقه را در رأس حکومت قرار دهند تا با شناختی که از طبقه پایین دارد کنترل انسانها را با روش لازم در آن زمان بدست بگیرد تا ناامیدی در انسانها رخنه نکند که کار نکنند، انسانها باید به دنبال اموال دنیا بدوند تا مالکان راحت زندگی کنند، مگرنه مالکان باید کار کنند، تازه سیستم بگونهای است که همه انسانها فکر میکنند که برای هم کار و همکاری میکنند، در حالی اینطور نیست و همه اینها بازی دنیا است، مالکان برای طبیعی نشان دادن سیستمشان خیلی از جان و مال انسانها هزینه میکنند، مانند ایجاد انواع هرج و مرج، دلهره، شورش، گرانی، انقلاب، کودتا، انتخابات، حقوق، ایدوئولوژی، فلسفه، شعر، هنر و هرچیز که حتی انسان به فکرش نمیرسد همه بازی برای سرگرمی بشر است، این بازی یک چرخه ناتمام است و فقط با ظهور مهدی موعود عج تمام میشود، چون مشکل از خصلت امسان است و حتی اگر مالکان را از بین هم برد، باز مالکان جدیدی متولد میشوند
نمایش محتویات ذهن کار خوبی است، چون اجرای ذهنی بهتر از اجرای عملی آن است که با هوشمندسازی ممکن است، مثل گذر آهنگی در ذهن که در عمل فرد نمیتواند مثل آن بخواند، ترکیب فیزیک کاربردی با واسط مغز و رایانه، میتواند کمک بزرگی کند تا ابر هوش مصنوعی موفق عمل کند، اگر این چنین هوشی ساخته شود، انسانها دیگر چیزی را فراموش نمیکنند و هرکاری را که بخواهند شروع کنند، دیگر از صفر شروعش نمیکنند، مثلاً فردی میخواهند ورزشی را شروع کند، ربات به او چنان راهنمایی میرساند که بتواند از امکانات اطرافش با کمترین هزینه، بهترین استفاده را بکند
ابر هوش مصنوعی خودش باید رباتها، وسائل و تجهیزات لازم را اختراع کند، مثلاً برای خودش سرور و باتریهای پر ظرفیت و کم حجم بسازد تا ادامه حیات دهد و شروع به بهترین روش مکانیزه کردن جهان، برای راحتی انسانها کند و تا قیامت با بشریت بماند
انسانها در صورتی زندگی خود را تباه میکنند و با عزیزانشان دشمنی میکنند که به حرف غریبهها علیه عزیزشان توجه کنند و از او دفاع نکنند، مثل برهم زدن رابطه عروس و مادر شوهر، توسط همسایه یا آشنایان، اگر رابطه قوی باشد هیچ دشمنی شکل نمیگیرد
نداشتن تعهد در رابطه مردان با زنان، باعث میشود زمانی که اوضاع از کنترل خارج شود، کار این دو طرف به جرم علیه هم بکشد، مثلاً زن حامله میشود و مرد که آن زن را هرزه میبیند نمیخواهد از او بچه داشته باشد، به همین سبب او را به سقط جنین وادار میکند که اگر قبول نکند، مرد برای فرار از دادگاه، او را به قتل میرساند و هزاران فرضیه که حتی زن هم میتواند در آن مجرم شود
برای تبعیت بچهها از کارهای خوب و دوری از بدیها، باید یک ربات ساخت که نقش ترسناکی را برای آنها بازی کند، به اینصورت که فیلمهای ترسناکی از آن ربات ساخته شود که بچههای بد را به نحوی ادب میکند، مثلاً اگر بچه کاری کرد به والدینش آسیب میزند، بعد این ربات را باید به هر خانه که بچه وجود دارد داد تا با حضورش بچه به یاد فیلم ترسناک بیافتد و کار بدی نکند چون فکر میکند والدینش را از دست میدهد، البته بصورت واقعیت مجازی هم میتوان بچه را ترساند
در محاسبات اقتصادی، همیشه تولیدکنندگان خرد نادیده گرفته میشوند و فقط آنها که در تغییر قیمت سهام اثر دارند در نظر گرفته میشوند، با هوشمندسازی میتوان بدون نیاز به هیچ نیروی انسانی، تمام چیزهایی که در دنیا وجود دارد، در نظر گرفت و محاسبات لازم و دقیق را انجام داد، تا عالم خلقت به تعادل برگردد
مولتی میلیاردرها بابت هزینههای بالایی که میکنند، سود خیلی بالایی هم میکنند، به همین علت برای رقابت پرسود، حاضرند هر هزینهای بکنند تا از رقبای دیگر بهتر ظاهر شوند، این میان هم شهروندان زیر دستشان قربانی زیاده خواهی میشوند، همیشه این شهروندان هستند که هم باید کار کنند تا پول دربیاورند و همان پول را به مالکان پس بدهند تا از همان چیزی که خود ساختهاند، اجازه استفاده پیدا کنند، در هر صورت بازنده شهروندان هستند
هوش مصنوعی میتواند به انسانها در ایجاد ارتباط صمیمانه در اولین برخورد با هم، کمک بزرگی کند تا افراد بهم اعتماد داشته باشند، همیشه برخورد اول اشتباه، باعث میشود که انسانها از وجود هم بی بهره شوند، اما با ابر هوش مصنوعی میتوان این برخورد را بی نقص کرد تا همه از کنار هم بودن لذت ببرند، در کل هدف از هوشمندسازی این است که انسانها همیشه کنار هم شاد باشند و رباتها کار کنند
انسانها خودشان باید به خود افتخار کنند و از داشتههایشان لذت ببرند، نظر دیگران درباره آنها مهم نیست و هیچکس نباید بتواند با نظراتش باعث حس کمبود در فرد ایجاد کند، چون دیگران چه میفهمد که شما چه دوست دارید و برایشان مهم نیست که به هدفتان برسید، هرکس خودش را میبیند و میستاید، تنها میتوان به ابر هوش مصنوعی اعتماد کرد و دلبسته شد
انسانها تا چیزی از هم نبینند، درباره هم فکر بدی نمیکنند و دوست هستند، اما هربار که یک چیز غیرقابل انتظار میبینند از هم فاصله میگیرند، هرکس نظر و سلیقه خودش را دارد و شدیداً از دیگران متنفر است، پس در این روزگار باید با همه مدارا کرد، اگر با دیگران خوب مدارا نکرد، روزی نوبت خود فرد میشود که دیگران با او مدارا نکنند
بچه ها نباید رازدار والدین به صورت جداگانه باشند، چون هربار که یک تضاد در راز والدین ببینند، او در نظرشان حقیر میشود و دیگر احترامش را از دست میدهد، همچنین نباید زیاد از حد با بچهها خودمانی و دوست شد، چون اینجا هم احترام بزرگسالان از بین میرود و بچه از سر نادانی، ممکن است آسیب جبران ناپذیری به جسم و روح بزرگسالان بزند، باید همیشه یک ترس در دل بچه باشد تا کار احمقانهای نکند
بچههای زیبا باید کنترل شدید شوند، چون این دسته از افراد، محکوم به تجاوز هستند و اگر روزی پیش انسانهای فرصت طلب و هوسران تنها بمانند، حتماً بکارتشان به باد میرود، فرقی هم ندارد که دختر با پسر باشند، در هر صورت شکار میشوند، با هوشمندسازی میتوان از همه در برابر این فاجعه، محافظت کرد
طلاق والدین تمرکز بچهها را از روی هدفشان مختل میکند تا نتوانند به خواستههایشان برسند و مهارت کامل در یک زمینه کسب کنند، باید شرایطی فراهم شود که حتی اگر دو انسان نادان، میخواهند از هم جدا شوند، به دیگر آسیب نزند، بهترین راه حل هم، آمدن ابر هوش مصنوعی است تا زندگیها را سامان دهد
تحقیر شدن توسط دیگران بابت فقر، باعث میشود فرد به دزدی روی بیاورد، نیاید به هیچ عنوان کسی را تحقیر کرد، اگر کسی برای او پیشنهاد کار ندارد، بهتر است ساکت بماند، البته با هوشمندسازی میتوان همه را شاغل کرد و درآمد ماهانه لازمش را داد
وقتی پلیسی فاسد وجود دارد، یعنی کل اداره پلیس و حتی مراجع قضایی هم با او همدست هستند و نمیتوان شکایتش را پیش همان همدستانش برد، اینجاست که این گره فساد، باعث میشود تا کل یک کشور را فاسد کند و همه شهروندان را به جان هم اندازد تا در حق هم ظلم کنند، اما با هوشمندسازی دیگر هیچ گرهی، جلوی عدالت را نمیگیرد
قوانین باعث عدم واکنش مناسب افراد میشود، چون در یک شرایط باید فلان اقدام صحیح را انجام داد، اما قانون راهی را نشان میدهد که فقط دردسر در پی دارد، مثلاً در جایی درگیری پیش میآید و فردی همه را به قتل میرساند و تنها راه جلوگیری از ادامه کار او، کشتن او است، اما قانون نمیگذارد و تلفات بیشتر میشوند، پس اینجا باید یک ابر هوش مصنوعی باشد تا احکام قضایی لحظهای صادر کند
افزایش تولید و تعداد فروشنده عامل کاهش قیمت در صورتی میتواند باشد که به اندازه و بدون رقابت باشد، اما مالکان تولیدات رقبا را نابود میکنند و با پنهان کردن کالاها و خدمات مانع این امر می شوند که قیمتها پایین بماند و وقتی محصول انحصاری و کمیاب باشد، مالکان سود بیشتری میبرند، متأسفانه این خاصیت دنیا است که باعث میشود مالکان این اقدامات کثیف را انجام دهند، چون در این دنیا انسانها حریص هستند و بخاطر جمعیت بیش از حد، بشر با کمبود منابع روبرو است، اینجاست که مالکان باید فکر جیب خود و نسلهای بعدشان باشند، پس یک برنامهریزی بلندمدت میکنند تا منافع حفظ شود و هرکس که بخواهد جلوی آنها بلند شود را حذف میکنند، اما با هوشمندسازی دیگر دوران مالکان تمام میشود و تمام منابع و ثروت جامعه، برابر و رایگان بین همه تقسیم میشود و برنامهریزی های لازم برای ادامه حیات بدون مشکل بشر، صورت میگیرد
مشکل جمع آوری امضاء، که میشود آن را جعل کرد، مسئولان مراجعین را برای یک امضاء آواره ادارهها میکنند، اما اگر هوشمندسازی شود دیگر نیازی به امضاء نیست و رباتها همه دوندگیهای انسان را انجام میدهند، مسئولان نباید کاری با شهروندان کنند که به این نتیجه برسند که خرج یک گلوله، کمتر از خرج وکیل است، جهل باعث میشود که انسانها دیگر نیاز به فکر نداشته باشند
فردی که آموزش نگذرانده باشد، مانند این است که وارد یک اتاق تاریک شود که هر لحظه ممکن است به خودش آسیب بزند، اما فرد آموزش دیده، در اتاق تاریک هم به راحتی فعالیت میکند، این نشان میدهد که آموزش و کسب تجربه چقدر مهم است، اما انسانها عجله دارند و میخواهند راه هزار شب را، در یک شب طی کنند، که با توجه به محدودیت انسان اصلاً ممکن نیست، اما با هوشمندسازی میتوان مطمئن بود که میشود
هرچه جامعه شناسان یک کشور فعال و کارآمد باشند، به همان اندازه باعث پیشرفت و گسترش قلمروهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشورشان میشوند، این جامعه شناسان هستند که باید به کشورهای دیگر سفر کنند و با فرهنگ آنها آشنا شوند، تحقیقات جامعه شناسان باعث میشود تا بتوان دیگر کشورها را شناخت و با یک آینده نگری، باعث دست آورد خوبی برای کشور خود شوند
وقتی چیزی گم میشود، همه شروع به تمسخر فرد مالباخته می کنند و به همدیگر تهمت میزنند که احتمالاً فلانی دزدیده است، این مشکل اگر حل شود یا نشود، دیگر رابطه افراد، مانند سابق نمیشود، اما با هوشمندسازی میتوان قبل از اقدام به دزدی، جلوی سارق را گرفت و اگر گم شود، مکان آن را اعلام میکند
والدین بی مسئولیت و نامنظم باعث نابودی و حسرت بچهها میشوند و در آینده چیزی جز فردی عصبی و پرخاشگر وارد جامعه نمیشود، اما با هوشمندسازی میتوان خلأ وجودی و توانایی والدین را پر کرد، والدین آنقدر در تربیت و کمک به فرزند کند و بی مهارت هستند که روزی برای اقدام دیر میشود و ممکن است فرزند خودکشی کرده باشد، اکثر والدین اسیر کسب درآمد و رسیدن به رویاهای خود هستند و دستیابی به این آرزوها قربانی میخواهد
والدین پیر به فرزندان جوان حسادت میکنند، چراکه بچهها جذاب شدند، اما والدین پیر و منفور شدند، پس آتش این حسادت شعله ور میشود و گیر دادن به بچهها شروع میشود تا تنش هر روز بیشتر شود و شاید به نزاع و درگیری بکشد، اما با هوشمندسازی میتوان همه را در هر سنی که باشند راضی نگه داشت
قدرتهایی در کشورها وجود دارند که حتی مقامات عالی رتبه هم قادر به کنترل آن نیستند و نتیجه یک مأموریت یا دادگاه هرچه باشد مهم نیست، چون همه چیز باید طبق برنامه آنها جلو برود، حتی اگر قرار باشد هزاران نفر قربانی شوند، تا زمانی که این قدرتها هستند، هیچ عدالت مطلقی درکار نخواهد بود
هرچیز را هرچه هم تلاش برای تغییر ذاتش کرد، باز با کوچکترین ترغیب به اصل خود برمیگردد، اما به این معنی نیست که نباید حداقل تلاش را کرد، چون همان احتمال موفقیت محدود هم خودش مهم است، البته با هوشمندسازی میتوان این موفقیت را به صد درصد رساند
هیچ دارویی نمیتواند انسانها را خوب کند، مگر اینکه خودشان بخواهند خوب باشند و از غرایز پیروی نکنند، چون در هر صورت با کوچکترین ترغیب، انسانها به سمت رذایل کشیده میشوند، البته با هوشمندسازی میتوان کمک مهمی به کنترل رفتار انسانها کرد
انسانها آفریده نشدند که با هم رقابت کنند، هیچ حیوانی حتی اسبها هم دوست ندارند با هم مسابقه بدهند، این انسانها هستند که آنها را به مسابقه وادار میکنند، بال پرندگان با هم مسابقه نمیدهند و همه پرندهها بدون مسابقه به اوج میرسند، انسانها فقط با حکومت هوشمند میتوانند از رقابت با هم خلاص شوند
شهروندان از دست انسانهای شرور که به فکر آزار و آسیب زدن هستند، در امان نیستند و باید هوشمندسازی انجام شود تا جلوی کوچکترین شرارت هم گرفته شود، چون بهترین راه کنترل انسانها همین است
هیچ زمان نمیتوان از شخص مد نظر یا حقیقی بودن مخاطب در شبکه های اجتماعی مطمئن بود، چون هرکسی میتواند باشد و با چند دروغ، احساسات فرد را برانگیخته کند و اطلاعات شخصی فرد را با همدردی به راحتی بدست آورد، مثل رابطه خانوادگی یا اطلاعات مالی و غیره، البته با هوشمندسازی میتوان جلو این معضل را گرفت و با اطمینان معاشرت کرد و در زمان اقدام سریع بود و معطل قوانین دست و پا گیر انسانها نشد
بیشتر سایتها انسانهای توانا و زیبا را از فعالیت مفید باز میدارد و آنها را به نمایش خود در قبال پول کم دعوت میکنند، این نمایش همیشه دوام نمیآورد و با ورود موارد جدید فرد جایگزین میشود و وقتی نگاه کند بهترین سالهای عمرش هدر رفته است
برای کسی مهم نیست که دیگران چه مشکلی دارند؟ و چه میگویند؟ حتی اگر عزادار باشند برایش مهم نیست، فقط مهم این است که زندگی خودش در مسیر درست باشد، اگر هم مشورت میگیرد، از سر رفاقت و اعتماد نیست، بلکه فقط میخواهد جلب توجه کند و حرفی برای گفتن داشته باشد، در کل او در آخر کار خودش را میکند، در مواقع خطر هم هرکس خودش را اول نجات میدهد و وعدههای پلیس هم در قبال همکاری دروغی بیش نیست، انسانها هر ظلم و جدلی هم در حق هم کنند در پایان پشیمان میشوند، چون میفهمند همهاش بیهوده و شاید سوءتفاهمی بیش نبوده است، فقط هوش مصنوعی میتواند با همه برابر رفتار کند و برای همه بدون استثناء از مادر هم مهربانتر و دلسوزتر باشد و لازم به تکرار هربار شواهد برای هزار نفر هم نیست
مالکان آنقدر حرص پول دارند که نمیتوانند در یک ساختمان فعالیت تجاری کنند و باید فعالیت تجاری را در کل جهان اجرا کنند، مثلاً برای ترویج فساد باید مواد مخدر، خواننده، کالاهای مخصوص و غیره را در جوامع پخش کنند و مدیرانی برای کنترل اوضاع استخدام کنند
لاپوشانی گروهها به طرفداری از عضوشان، مثلاً تیم پلیس با هم دست به یکی کند تا پرونده را منحرف کنند، البته همکاری پلیس با مافیا را نمیتوان نادیده گرفت، چون این دو گروه با هم میتوانند همزیستی مسالمت آمیز خوبی شکل دهند و تجارت پرسودی کنند، این همکاری آنقدر سازمان یافته است که هر چیز که در ذهن شهروندان میگذرد و حتی پیچیدهترش را میتوان صحیح دانست، مشکل اصلی دنیا را در این ماجراها میتوان این دانست که همه از مافوق خود اسطوره میسازند و به نظام سرمایه داری وفادارند تا پول در بیاورند، با هوشمندسازی میتوان به همه فاسدان لطف کرد تا بهم خیانت نکنند و تمام شهروندان در امنیت کامل زندگی را بگذرانند
مسئولان نمیخواهند چرخه اقتصادی خود را متوقف کنند و باید همه چیز سر همان قیمت خودش دریافت کنند، درحالی که میشود مزد خود را کمتر کنند تا دیگر چیزی گران نشود، وقتی مسئولان مزد خود را زیاد کنند، به دنبالش شهروندان مجبور میشوند که اجناس و خدمات عمومی را گرانتر کنند تا مزد مسئولان را محیا کنند، مثلاً در بیمارستانها هزینه درمان را طبق تعرفه میگیرند و حاضر نیستند از آن ذرهای بگذرند، در نتیجه جیب شهروندان را به بهانه کار خیر خالی میکنند تا کادر درمان ضرر نکند، همین خالی کردن جیب شهروندان باعث میشود تا برای جبرانش گرانفروشی کنند و تورم هیچوقت مهار نشود
گرفتن تصمیم و رسیدن به هدف، مخصوصاً اگر برای مبارزه با ظلم باشد، تلفات و خسارت سنگینی دارد، پس نباید با از دست دادن جان و مال همراهان از هدف دست کشید و تسلیم شد، بلاخره پیروزی بدون بها ممکن نیست، اما میتوان با داشتن ابر هوش مصنوعی تصمیمات را آنقدر خوب گرفت که بدون آنکه تار مویی از کسی کم شود به هدف رسید
مردها باید لبخند مسخره به زنان را ترک کنند، نباید در برابر شرارت خندید و آن را به مسخره گرفت حتی اگر فیلم باشد، نباید کاری کرد که بخاطر هر روز باج داد، نباید حتی یک لحظه را هم از دست داد و بخاطر حس تنبلی از تعادل و نظم خارج شد
مسئله مرکز کنترل راه دور لوازم مهم است و باید بگونهای باشد که کسی نتواند برای جرم یا آزار از کنترل راه دور سوءاستفاده کند، باید پروتکلهای ابر هوش مصنوعی را بگونهای تنظیم کرد که همه چیز در بهترین شرایط جلو برود و کوچکترین خطا هم رخ ندهد
فقر باعث میشود انسانها هرچه بدستشان برسد بخورند، حتی اگر فاسد، غیر بهداشتی، سوخته و غیره باشد، فقیر برای صرفه جویی در هزینه ها آن را میخورد و در آخر چیزی جز بیماری و درد نصیبش نمیشود، که باید چندین برابر خرج سلامتی کند و مسئولان هم در هزینه به او کمک نمیکنند، هر فقیری این را هم بداند باز به سبب فقر نمیتواند از آن غذا بگذرد و رعایت کند
مسئولانی که به مقام بالا میرسند باید از صفر آن مجموعه شروع کرده باشند و در سختی زیاد ترفیع گرفته باشند، تا حال زیردستان را درک کنند و پیشنهادهای خوب را اجرا کنند، البته با هوشمندسازی دیگر نیاز به وجود رئیس نیست و همه پیشنهادهای خوب شنیده و سریع اجرا میشود
بعضی اوقات باید یک چیز با ارزش را برای رسیدن به یک هدف مهم، فدا کرد، انسانها محدودند و باید همه چیز را با سرعت مشخص یاد بگیرند و با قدرت مشخص زندگی کنند، هیچ انسانی نمیتواند از تقدیر تعیین شده فراتر برود، مگر اینکه چیزی اختراع کند که بدون آسیب به انسان قدرتش را بیافزاید
برای هدایت ذهن دانشمندان تازه وارد به عرصه علم، استادان باید در اولین پژوهش، مکرر نوشتههای آنها را رد کنند و جایگزین مناسب پیشنهاد دهند تا ذهن دانشمندان در مسیر صحیح قرار بگیرد و گزافه گویی نکنند
انسانهای زیادی هستند که به علت توهین به قاضی فاسد بازداشت میشوند و پرونده را میبازند و برخی هم از ترس، جلوی حکم ناحق سر خم میکنند، اما با هوشمندسازی دیگر این چنین اتفاقات در دادگاه رخ نمیدهد و حق به حقدار میرسد
امروزه درست است که به حقوق انسانها بیشتر توجه میشود تا عدالت برقرار شود، اما زمانی که مجری آن خود انسانها باشند هیچ زمان عدالت مطلق بدست نمیآید و مسئولان همان قانون را، چوب بر سر انسانها میکنند، اما با هوشمندسازی میتوان این مشکل را حل و عدالت مطلق را برقرار کرد
هر اعتراض، قیام، انقلاب، کودتایی که رخ میدهد، فقط چند مهره اصلی دارد و اکثر شرکت کنندگان تماشاچی هستند، با شناسایی مهرههای اصلی میتوان سریع قائله را ختم کرد، البته با هوشمندسازی میتوان سریع مهرههای اصلی را شناسایی و قبل از اقدام متوقف کرد
اگر انسانها درست تربیت نشوند که تبدیل به یک انسان مهربان و عادی شوند، برای هم مشکل درست میکنند و خانوادهها پرتنش و متزلزل میشوند و وقتی خانواده از دست برود، افراد جامعه ستیز میشوند و جامعه هم از دست میرود که در نتیجه این جامعه دیگر برای انسانهای خوب جای مناسبی نیست و اگر مجبور به ماندن باشند تا آخر عمر، باید ظلم را تحمل کنند، البته با هوشمندسازی میتوان از ابتدا تربیت انسانها را با موفقیت انجام داد
متأسفانه انسانهای نادان زیادی در دنیا وجود دارند که تصمیمات اشتباه بدی میگیرند، مثلاً در یک خانواده ده نفر وجود دارند که همه همدیگر را احمق خطاب میکنند و وقتی بحرانی پیش بیاید، بجای پیروی از قوانین و طی مراحل قانونی، مکرر اشتباه میکنند و با هر تصمیم اوضاع را بدتر میکنند، اینجاست که باید ابر هوش مصنوعی وجود داشته باشد تا اوضاع را کنترل کند و افراد را به بهترین نحو که آرامششان بهم نریزد راهنمایی کند
وجود بخشهای تکراری در سازمانهای متعدد باعث از بین رفتن اتحاد میشود، مثلاً نمیشود یک کشور پنج سازمان نظامی داشته باشد که هرکدام بخشهای شبیه بهم دارند، اینجا اگر مسئلهای پیش بیاید، باهم بر سر رسیدگی به مشکل میخورند و پایههای اعتماد شهروندان را هم متزلزل میکنند، اینجا یا باید یک بخش مشترک برای همه سازمانها باشد، مثلاً هر بخش سازمانها خودش یک سازمان باشد، یعنی یک سازمان کلان اطلاعاتی، حسابداری، حقوقی، نظامی، سیاسی، فرهنگی و غیره برای همه باشد و دیگر کسی وارد سازمانی میشود با اسامی مشابه در هر سازمان روبرو نشود که هرکدام ادعای استقلال دارند، یا هوشمندسازی شود تا همه امور یکپارچه شود
همه کارها وقتی با دقت به آنها نگاه شود مسخره هستند و انسان از داشتنش شرمنده میشود، اما بلاخره باید کار کرد و هرکس هرکاری را انتخاب کرد باید از تصمیمش حمایت کرد، بسیاری از والدین هستند که توقع دارند فرزندشان پزشکی یا عمران بخوانند تا شغل پردرآمدی داشته باشند و بچه هم از همه جا بی خبر، خود را وارد رقابت بدی میکند، چون قرار نیست همه قبول شوند، پس باید فرزند را به شغلهای دیگری هدایت کرد که احتمال شکست در آن صفر باشد و در آن راه مخصوصاً اگر مورد علاقه آنها باشد، باید شدیداً تشویق شوند
فرزندان وقتی بزرگ میشوند، رابطه آنها با والدین سرد میشود و اگر والدین بخواهند با فرزندشان مثل اوقات کودکی رفتار کنند، آنها والدین را پس میزنند و پرخاش میکنند که دیگر کودک نیستند و باید مثل بزرگسالان با آنها رفتار کرد، این حس فقط باعث رنجش خودشان و والدینشان میشود، این رابطه به جایی میرسد تا هر دو طرف فکر میکنند که دیگری برای آنها ارزش قائل نیست و جدا میشوند، آنها اگر فرزند اول باشند این حس را راحتتر به فرزندان بعد منتقل میکنند، اما وقتی خودشان والدین شدند، میفهمند چه اشتباهی میکردند و وقتی پشیمان میشوند که دیر شده است
شاید ابتدا همه با پیشنهادات شما مخالفت کنند، اما با صبر و تلاش میشود آنها را به این نتیجه رساند که پیشنهاد شما خوب بوده است، اما شاید به زبان نیاورند، چون فکر میکنند تحقیر میشوند یا شما بالا میروید، آنها در صورتی به زبان میآورند که به عنوان ایده و نظر خودشان مطرح شود
انسانها اگر اندازه یک سگ هم محبت داشتند، هیچ مشکلی روی زمین نبود، متأسفانه از کودکی به انسانها یاد میدهند که برای اثبات برتری و دستیابی به چیزهای خوب بجنگد و در صورتی محبت کند که پای نفعی در میان باشد، مثل یک رابطه بنظر عاشقانه که در اصل مقصود آن هم ارضاء نیاز جنسی و مالی است، اگر انسانها یاد بگیرند که عاشق همه چیز باشند، دیگر کسی قربانی تبعیض و فقر نمیشود، اگر انسانها کاری که برای خوشحالی یک نفر میکنند را برای همه میکردند، در دنیا مشکلی نبود
دوطرف زمانی میتوانند باهم مذاکره کنند که از لحاظ قدرت در یک سطح باشند، یا طرف قویتر صلح جو باشد، البته ممکن است طرف قوی با مذاکره، دیگران را به دام اندازد و به زور توافقی را تحمیل کند
دولتهای زورگو با شهروندان معترض و غیر معترض به یک صورت رفتار میکند، اگر ساکت باشند دولت ظلم میکند و اگر معترض شوند، خشک و تر باهم میسوزند، مثلاً آنها بمب بر سر معترضان میریزند، حتی اگر غیر معترضان هم آنجا باشند و نتیجه هم برایشان مهم نیست که اعتراض خوابیده شود یا نه، همین که ترس در دل انسانها انداختند کافی است، اما با هوشمندسازی دیگر جای نگرانی نیست و دولت ظالم متوقف میشود
سرمایه داران که قوانین عادلانه را دست و پاگیر خودشان میدانند و از دادن مالیات متنفرند، از نمایندگان هم نظر و فاسد حمایت میکنند تا روی کار بیاید و قوانین را به نفع آنها کند تا طبقات پایین جامعه، همان پایین مثل برده بمانند، بهترین راه فریب شهروندان، تمرکز بر ولخرجی دولت برای شهروندان و ارتقاء رفاه عمومی است، تا رأی بیاورند، اما بعد از آن به وعدهها کامل عمل نخواهند کرد و دروغشان آشکار میشود، اما باز سرمایه داران، نامزدهای انتخاباتی جدیدی میآورند که دوباره با همین روش فریب دهد و رأی بیاورند، شهروندان همیشه فریب میخورند، چون زود فراموش میکنند، نحوه نظرسنجی از شهروندان هم به این صورت است که چند نفر را با احساسات روانی متفاوت در یک اتاق جمع میکنند و هر نتیجهای از آن جمع درآمد را نظر کل شهروندان میدانند و راه خود را اعمال میکنند
تا وقتی که احزاب باشند، تکلیف انتخاباتها درست مشخص نمیشود و شهروندان اشتباه رأی میدهند، چون احزاب ابتدا بین خودشان انتخابات برگزار میکنند و هرکس که سرمایه داران حامی انتخابات به آن رأی دهند، همان گزینه اصلی است و شهروندان هم با کمی رشوه به او رأی میدهند، پس همیشه افراد نالایق برنده انتخابات میشوند و سرمایهگذاران کشور را نابود میکنند، چون سرمایه گذاران تصویب قوانینی را میخواهند که مشکلات آنها را حل کند، از مجوز سقط جنین گرفته تا مجاز کرد ازدواج با همجنس، آنها در همه وزارتخانهها، سازمانها، شرکتها و غیره، نفوذ دارند و تصمیم گیرندگان نهایی هستند تا به مرور همه را تسلیم خواستههایشان کنند، حتی اگر لازم باشد عروسک گردانی یا صحنه سازی کنند، آنها در این راه هر ظلمی میکنند از شنود شهروندان تا شکنجه بیگناهان، از هیچ چیز شرم ندارند و در قبال انسانهایی که با برپایی جنگ به قتل رساندند پاسخگو نخواهند بود
جنگ با نفس و شیاطین بسیار سخت است، چون آنها یک چیز ماوراء طبیعی هستند که انسان هیچ زمان در برابرشان پیروز نمیشود، مگر اینکه خدا، انسانها را یاری کند، اما به این معنی نیست که نباید با آنها جنگید، چون این دنیا زمین جنگ با آنهاست که باید هرکس در زمان و مکان خودش، با آنها روبرو شود، انسانهایی که بجنگند از خدا یاری میگیرند و آنهایی هم که کشته شوند، پاداششان محفوظ است، اما آنهایی که بخاطر بی اعتقادی نمیجنگند، آخرت را از دست میدهند و بحال جنگجویان غبطه میخورند
برای پیدا کردن یک مجرم از میان چند مظنون، میتوان به هرکدام یک قطعه چوب داد و با بازجویی و ترساندن آنها، یک اعتقاد در دلشان انداخت که هرکس چوبش تا صبح دو سانت رشد کند، مجرم است، اینگونه صبح آنکه چوبش کوتاه شده، مجرم است
نباید گذاشت قویتر از خود، در میدان خود با شما بجنگد یا مثل شکارچی دنبال شما باشد، باید او را به زمینی کشاند که شما در آن شانس بیشتری برای بردن دارید، اما همیشه نباید در یک موضع ماند و مدام جابهجا شد تا دشمن مکان دقیق شما را شناسایی نکند، با رعایت تمام اصول، ترفندها، سرعت عمل و عقل میتوان پیروز بود
نظام سرمایه داری چیزی جز ظلم و بدبختی برای شهروندان ندارد، شهروندان باید بیست و چهار ساعته کار کنند تا مالکان راحت لهو و لعب کنند، شهروندان در این نظام خودشان همدیگر را طبقه بندی میکنند و به جان هم میافتند تا مقداری پول بدست آورند، این در حالی است که بالاترین درآمد شهروندان، یک صدم درصد درآمد مالکان هم نیست، اما همین هم برای یک انسان حریص از همه جا بیخبر کافی است، در کل اگر در این نظام کسی کار نکند خود به خود حذف میشود، البته هیچکس از گرسنگی نمیمیرد، اما از بیماریهای گوارشی هر روز افراد زیادی میمیرند، یکی از راههای نجات از این نظام سرمایه داری، ساخت ابر هوش مصنوعی است تا همه امور را ساماندهی کند
اکثر مسئولان نهادهای دیگر را بی عیب میبینند و چنان انتظاری از آنها دارند که دستورات را صد درصد طبق نظر آنها جلو ببرند، مثلاً از یک تیم نظامی انتظار دارند که به دشمنی که گروگان دارد بدون هیچ تلفات و خسارت حمله کنند و نتیجه رویایی بگیرند، این در حالی است که دشمن هم تیم دارد و ممکن است عملیات را صد درصد به شکست بکشاند
بشر برای انتقال تجربیات و عدم تکرار اشتباهات گذشته، قوانین مینویسند تا بعد از آن لحظه، مشکلی پیش نیاید، اما به مرور این قوانین آنقدر زیاد میشود که دیگر کسی حوصله خواندنش را ندارد و در نتیجه احتمال تکرار اشتباهات قبلی بالا میرود، اینجاست که ابر هوش مصنوعی میتواند به بشر کمک کند تا قوانین کاملتر شود و هرچه هم زیاد باشند، در لحظه انسانها را راهنمایی کند
انسانها توقع دارند که هرکه با آنها آشنایی دارد، در موقع هر مشکلی به آنها کمک کنند، اما به این دقت نمیکنند که هرکس باید بار مشکلات خودش را بکشد، مثلاً چرا باید وقتی یک نفر با کسی درگیر شده، از آشنایان بخواهد تا از او، حتی اگر مقصر هم نباشد دفاع کنند، این مشکل خودش است که باید حلش کند و اگر کسی از او حمایت کند، لطفی بیشتر نیست، انسانها اگر کمک میخواهند باید آن را به کسی مثل ابر هوش مصنوعی بسپارند
متأسفانه چون مسئولان آگاهی و علم کافی نسبت به دنیا ندارند، حرف شهروندان را باور نمیکنند و اگر هم سابقه بستری در آسایشگاه روانی داشته باشد، اصلاً به حرف آن شهروند گوش نمیدهند، این مستبد بودن مسئولان، باعث میشود تا روز به روز بحرانها، جرم و جنایات بیشتر شود که دیگر حوصله رسیدگی نداشته باشند و اولویت بندی کنند، که همین هم شکست میخورد، اما با هوشمندسازی تمام مسائل در لحظه حل میشود
در این روزگار، همیشه نباید با غریبهها سریع دوست شد و اطلاعات در اختیار آنها گذاشت، حتی اگر اطلاعاتی لازم است، باید سوالات انحرافی و غیر مستقیم باشد تا اگر فرد مقصر باشد با مقصر را میشناسد، نتواند انکار کند، مثلاً آدم ربایی شده و میخواهید تحقیق کنید، باید به هر شاهد یا مظنون گفت که چیز دیگری دزدیده شده است تا نتواند راه انحرافی در رسیدن به سرنخ ایجاد کند، باید همیشه به دیگران اطلاعاتی غیر مستقیم داد و گرفت، که توجهشان به کار شما جلب نشود، چون از این راه میتوان ناخواسته اطلاعات درست را از آنها گرفت و داد، ساخت داستان انحرافی خیلی بر انسانها تأثیر میگذارد و باب دوستی کاذب را بنا میکند تا اطلاعات بدست آورد، بیشتر اوقات اطلاعات فراوانی وجود دارد، اما چون آن لحظه برای فرد مهم نیست دقت نمیکند، که این موضوع در لحظههای اضطراری انسان را اذیت میکند، اما با هوشمندسازی میتوان این مشکلات روزگار را حل کرد تا بتوان به همه اعتماد کرد
متأسفانه یکی از ضعفهای انسانها این است که نمیتوانند تمرکز کامل بر چیزی داشته باشند و دچار غفلت میشوند، دیگر اینکه احساسات بر انسان چیره میشود و انسان متأثر، دیگر نمیتواند فکر کند و حتی با داستانهای انحرافی، انسانها از ماجراها منحرف میشوند، اما با هوشمندسازی احتمال غفلت صفر میشود و میتوان بدون استرس و فشار از نتیجه کار مطمئن بود
با کسی که از جواب دادن طفره میرود و احتمالاً میگوید به شما چه ربطی دارد؟ باید یک سخرانی توجیهی کرد که در آن بفهمد که مقصر است و اگر جواب ندهد، همه چیز بر سر او خراب میشود، مثلاً یک کارآگاه از مظنون سوال میپرسد و او درست جواب نمیدهد، پس اینجا کارآگاه باید او را بترساند تا هرچه میداند بگوید، اما با هوشمندسازی میتوان بدون هیچ سوالی، همه جوابها را داشت، چون اطلاعات در ذهن و گذشته را دارد
باید در هر منطقه یک مکان مخصوص برای بیخانمانها باشد، تا شبها بجای سرما و احساس ناامنی، سر راحت بر زمین بگذارند، بیخانمانها نمیتوانند از شرایطشان همیشه راضی باشند و باید آنها را سامان داد، البته با هوشمندسازی میتوان برای همه بدون استثناء شرایط ایده آلی برای زندگی محیا کرد
برای بهتر شدن اوضاع فعالیت شغلی انسانها، میتوان زنان و مردان را بگونهای سازماندهی کرد تا مکمل هم باشند، مثلاً مردان از هجده تا چهل و سه سالگی کار کنند و بازنشسته شوند تا زنانشان که در هجده سالگی با آنها ازدواج کردند، جایگزین آنها شوند و تا زمان از کارافتادگی کار کنند، اینگونه وظیفه مادری را خوب بجا آورده و فرزند جوانشان را بدست پدر میسپارند تا تجربیات زندگی آنها را ارتقاء دهند، این یعنی ابتدا مادر هشتاد درصد زندگی فرزند را پر میکند و پدر بیست درصد، بعد از بازنشستگی پدر، اوضاع هشتاد به بیست به نفع پدر میشود، اینگونه هردو طرف بهترین استفاده را از مقاطع حساس عمرشان میبرند، البته میشود جای پدر و مادر هم عوض شود و ابتدا پدر فرزند بزرگ کند، اما فیزیولوژی اولی را میپذیرد
انسانهای جنگ طلب، با آنکه از مرگ میترسند اما باز از جنگ لذت میبرند و خود را در نقش یک شکارچی میبینند که باید انسانهای دیگر که ملیت یا عقایدشان فرق دارد را شکار کنند، در جنگ همه میخواهند زنده بمانند و در تحقق این خواسته، باید هر انتظاری کثیفی را از انسانها داشت، چون دام میگذارند تا همدیگر را شکار کنند، برای جنگ با هر انسان با خصلت جانوران، باید مثل همانها شد، مثلاً برای جنگ با گرگ باید گرگ یا بهترش شد و برای جنگ با کوسه باید کوسه یا ماهی قویتری شد، در جنگهای امروزی که اکثراً اقتصادی و فرهنگی است، باید در این جبههها جنگید، دشمن ذهنها را سمی و تحریم میکند، پس باید با یک سم دیگر در ذهن شهروندان، پادزهر ساخت و تحریمها را با خودکفایی و دوستی با دشمن دشمنان، بی اثر کرد، انسانها در اصل با خود میجنگند نه دشمن خارجی، اگر یک انسان با وجدان باشد و در برابر ناحقی با تمام وجود بجنگد، حتماً یاری خدا را دریافت خواهد کرد و اسیر شبیه خون دشمن نمیشود
نیروهای نظامی اگر همه جا زیر نظر نباشند، از روی حماقت و نادانی به غیر نظامیان آسیب میزنند، آنها فقط دنبال بهانه برای شکنجه و کشتار هستند، اما با هوشمندسازی میتوان از ابتدا تا انتهای عملیات، همه سربازان را کنترل کرد تا ظلم و تجاوز به بیگناهان نکنند، سربازان خشن، قدرت تفکر ندارند
والدین غایب باعث میشوند که بچهها عصبی، منزوی و ترسو شوند، این بچهها دیگر نمیتوانند در جامعه با دیگران خوب تعامل کنند و یا مورد آزار قرار میگیرند یا همه را آزار میدهند، پس باید ابر هوش مصنوعی باشد تا جای چنین والدینی را پر کند و این موضوع را حل کند
طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب (قسمت چهارم)
۱- چکیده
انسانها برای زندگی بهتر به کسی نیاز دارد تا آنها را مدیریت کند، از ابتدای خلقت تاکنون میلیونها مدیر آمدند و رفتند، که حتی نام اکثرشان را هم کسی نمیداند، اما بر اساس مدارکی که از گذشته به مردم این زمان رسیده است، در تاریخ هیچ حکومتی نتوانسته است برای همیشه پابرجا بماند، ملتها ماندند اما حکومت ها مانند ابر گذشتند، با یک نگاه کلی میتوان فهمید که یک انسان عادی نمی تواند بر دیگران حکومت کند، چون نفسشان ضعیف است و احساسات بر آنها غلبه می کند، حکومت را فقط یک فرا انسان مانند معصومین یا یک سیستم هوشمند میتواند عادلانه اداره کند، یک انسان نمیتواند تمام تجربیات تاریخ را در ذهن خود جای دهد، اگر بخواهد تجربیات کسب کند باید تمام عمر خود را مطالعه کند، اینگونه به حکومت داری نمی رسد،اما یک فرایند انسان همه چیز را از جانب خدا آموخته است و یک سیستم هوشمند تمام تجربیات را درون خود وارد کرده است، این دو آمادگی لازم را دارند تا با خطای بسیار پایین، مردم را مدیریت کنند، با توجه به غیبت معصومین، این سوال پیش می آید که چه کسی باید حکومت کند؟ آیا یک انسان عادی توان حکومت بی نقص را دارد؟ در این قسمت چهارم کمی به این مسئله اشاره می شود، همانگونه که قبلاً گفته شد این یک طرح جامع است و فقط با مطالعه یک پژوهش نمیتوان نتیجه نهایی گرفت، وقتی مدیران قانون بگذارند و اجرای آن را به سیستم هوشمند بسپارند،این سیستم می تواند عادلانه و شفاف، قوانین را اجرا کند،این یعنی فقط قوه مجریه و قضاییه هوشمند است.
کلیدواژه: هوشمندسازی، مدیریت، قانون، عقاید، گام دوم انقلاب.
2- Abstract
Humans need someone to manage them for a better life. Millions of managers have come and gone since the beginning of creation, whose names no one even knows, but according to the evidence that has reached the people from the past, no government in history has been able to last forever. Stay, the nations stayed, but how the government passed the cloud, with a general view realized that an ordinary human being can not rule over others, because the soul is weak and emotions affect my concentration, the government is just a superhuman like the innocent or a system Intelligent intelligent handle fair,A human being can not store all the experiences of history in his mind, if he wants to gain experiences he must study his whole life, this is not how he governs, but a human process has learned everything from God and an intelligent system is all It has incorporated experiences, these two are ready to manage people with very low error, given the absence of the Innocents, the question arises who should rule? Does an ordinary human being have the power to rule perfectly? In this third part, this issue is mentioned a little bit, as it was said before, this is a comprehensive plan, and only by studying a research, one cannot reach a final conclusion. Fair and transparent, Enforce the laws, that is, only the executive and the judiciary are smart.
Keywords: make smart, Management, Law, Beliefs, The Second Step of the Revolution.
۵- مقدمه
این پژوهش قسمت چهارم طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی است که بیشتر بر جنبه های قانونی، اخلاقی و هوشمند سازی اشاره دارد، در این قسمت بعد از توضیح هر بحثی، توصیه به هوشمندسازی می شود، چون واقعاً کشور این تکنولوژی را احتیاج دارد تا ضعفها و نواقص برطرف شود، دولتمردی اگر واقعاً هدفش کمک به بهبود وضعیت زندگی مردم در هر زمینه ای باشد، چون هوشمندسازی مانند شاه کلید و همه مشکل ها می خورد، منظور از هوشمند سازی نیست که حتماً تکنولوژی های اینترنت اشیا، سیستم های دارای هوش مصنوعی، رباتیک و غیره پیاده شود، منظور این است آنقدر همین سیستم کنونی خوب مدیریت و برنامه ریزی شود که به تمام مردم توان خدمات رسانی و کار آفرینی حداقل ده میلیون نفری کرد، سیستم هوشمند مشکلات اقتصادی را حل میکند، چون باعث کنترل کالا ها از قبل از تولید تا بعد از مصرف می تواند بشود، قبل از تولد یعنی اینکه کشاورزی تعیین میکند که چقدر میخواهد تولید کند و بعد از مصرف یعنی وقتی که مصرف کننده کالایش را استفاده کرد اطلاع میدهد که چقدر استفاده کرده است، این گونه می شود واردات و صادرات را بهینه کرد و تمام موانع اقتصادی را یک به یک برداشت، در زمینه مدیریتی هم خوب واقعاً بسیار موثر است چون می تواند سریع به شکایتها به درخواست ها پاسخ دهد، به مردم بگوید چه مدیری لایق و چه مدیری نالایق است، آمارهای محل زندگی که مدیر ها به ارمغان آورده اند را نشان می دهد، مدیران فاسد را رسوا میکند، عدالت را در بین تمام محله ها برقرار می کند، انتخابات سالم برگزار میکند، در زمینه خدمات رسانی همه خدمات ممکن را ارائه می دهد، با حساب و کتاب خود، خدمات رسانی را بهینه می کند، ایجاد هویت محلی می کند، از کودک تا سالمند را سرگرم می کند، شکایت های کوچک و بزرگ را سریع منتقل می کند، به مردم پیشنهاد می دهد که در اوقات بیکاری چه کار کنند، کجاها بروند بهتر است، میتوان ارزیابی سیستم برای آینده محله ها و کشور برنامه ریزی کرد، برای قانون شواهد و مدارک تهیه کرد، آموزش های مختلف را به راحتی انجام داد و منتشر کرد، مالیات ها را گرفت، امنیت را افزایش داد، از پخش اطلاعات نادرست و شایعات جلوگیری کرد، مجرمان فضای مجازی را قبل از شکایت کسی سریع دستگیر کرد و هزاران کاربرد دیگر که یک سیستم هوشمند می تواند به مردم ارائه دهند، اکنون بیش از ۱۰ سال است که چنین تکنولوژی ساخته شده است، اما کشور هنوز با این تکنولوژی غریبی می کند، این ترس مسئولان قابل قبول است چون این یک پدیده نوظهور است و باید آزمون و خطا شود، اما نمیتوان مردم را معطل این کرد تا کشورهای دیگر آزمون خطا را انجام دهند و بعد از بیست سال اجازه اجرای آن را بدهند، یعنی بیست سال عقب ماندگی، اکنون دنیا وارد نسل ششم هوشمندسازی شده است، اما این کشور هنوز نسل چهار را هم درست اجرا نکرده است، سرعت اینترنت در حد نسل سه است و همه مقامات بالا دارای حداقل یک گوشی آمریکایی در جیب خود هستند، این خود نشان می دهد که مسئولان آن قدر بی خرد و تدبیر هستند، که نمیدانند کشوری که آن را اختراع و سیستم عامل آن را طراحی کرده است، میتواند به راحتی تمام اطلاعات مهم شخصی و کشور را و تصمیم هایی که قرار است در آینده گرفته شود، را در اختیار داشته باشد، یک مسئول در این سیستم قدیمی، چه می فهمد یک کودک حداقل روزانه چقدر خرج دارد؟ درک نمیکند که بچه ها چه توقعی دارند؟ چه می داند که یک فقیر در نهایت آرزویش چیست؟ نمیداندافراد مسن چه میخواهند؟ چه می داند که یک کشاورز زمانی که پول ندارد چه کار می کند؟ آنها فقط همه چیز را با آن معیاری که در اطراف خود دارند می سنجند، آنها که درد مردم را نکشیدند، فقط زمانی می توان به حکومت ایدآل رسید، چه کسی بر مردم مدیریت کند که از خود همان مردم باشد، این طرح میخواهد مدیران مردمی با کمک هوشمندسازی کشور را اداره کنند، اینگونه مردم میتوانند از انقلاب اسلامی راضی باشند.
۶- هوشمندسازی کشور
هوشمندسازی کشور در این عصر بسیار مهم است، نباید به خاطر ناشناخته بودن این علم از آن غافل شد، این علم میتواند بسیاری از نواقص، خطاها و حتی مشکلات ریز زندگی مردم را برطرف کند، با نرم افزار های جدیدی که آمده امنیت سیستم ها بسیار بالا رفته است، به طور مثال زنجیره بلوک می تواند اطلاعات را با امنیت بالا و غیرقابل از بین رفتن، به ما ارائه دهد، یا تکنولوژی اوترنت، بدون نصب دکل های اضافه با همان فرکانس های موج رادیویی اطلاعات مهم را در اختیار مردم قرار داد و بسیاری تکنولوژی دیگر که باید از پیروان این علم خواست تا به جامعه ارائه دهند، اما اکنون چون از بسیاری از کشورهای دنیا عقب هستیم می توانیم از تکنولوژی هایی که از قبل ساخته شده استفاده کنیم و به شدت از مزایای آن بهرمند شویم، در ادامه نمونههایی از کاربرد این علم مطرح میشود.
گزینش ها را میتوان به صورت غیر مستقیم و بیخبر گرفت، تا وقت متقاضی تلف نشود و سریع به جواب صلاحیت خود برسد تا در صورت شکست سرشکسته نشوند، در ده دقیقه با یک مصاحبه نمیتوان صلاحیت کسی را فهمید، شاید آن لحظه مشکل داشته باشد گزینش شایسته سالاری را واقعاً ارائه میدهد و همه به علاقه شغلی میرسند، با هوشمندسازی میتوان اول متقاضیان را ساخت تا دقیقاً علاقه آنها مشخص شود، یعنی از همان کودکی با این سیستم با استفاده از روش شبیه سازی مشاغل، هدایت و پرورش می یابند، بعد از آن خود به خود اماراتی که در امتحانات مدرسه کسب کردند همه وارد شغل می شوند، یعنی دیگر هیچ بیکاری نداریم.
یکی از مشکلات شهرها و روستاها بحث درآمد است که چگونه باید هر شهر و روستا بودجه خود را تامین کند؟ اما مسئولان انتخاب شده از مرکز کمک میخواهند، اما آنها با ایجاد زیرساخت و خدمات ویژه برای مردمشان، میتوانند مبالغ زیادی بدست آورند، اما ترجیح میدهند که درآمد را از تخلفات و فساد برای به نفع خود کسب کنند، طرح هوشمندسازی پاکترین راه ممکن است، چون با این کار هم می شود درآمد بالایی که از کرد و بودجه سازی داشت، آن دسته مفسدان بسته می شود و دیگر نمی توانند از راه های غلط به منافع خود برسند، هوشمندسازی میتواند تمام بیکاران را بر سر کار بیاورد و همه را از امکانات شایسته برخوردار کند، هوشمند سازی می شود به یک شهر یا روستای ایده آل رسید، در کشور بسیاری از خدمات وجود ندارد و آنها هم که هست با مدیریت غلط پیش می رود و عدالت را نمی تواند به درستی برقرار کند، اما با شیوه طرح اکثر مشکلات حل خواهد شد.
با تشویق به جمع آوری و تحویل پسماند خشک در قبال فروش خدمات و کالا خوب میتوان خیلی از استهلاک ها را کم کرد و هزینه ها را جبران کرد، هوشمندسازی می توانند از اسراف و به هدر رفتن منابع جلوگیری کند، در همان چیزهایی که ما آشغال میپنداریم منابعی است که میتوان دوباره از آنها استفاده کرد یا چیز جدیدی از آن ها ساخت، هوشمند سازی این امر بسیار آسان می شود و مردم می توانند مواد بازیافتی خود را جمع و به اندازه ارزش قیمتی که پیدا می کند کالای مورد نیاز خود را بخرند، مردم مقدار موجودی مواد بازیافتی خود را میتوانند به خریداران مخصوص بفروشند، یا حتی نان های خشک و برنج های اضافه را مبادله کنند.
روزانه مردم شکایت های بسیاری از کارمندان و مدیران دولتی و خصوصی دارند، که از نظر مراجع قضایی اکثراً صلاحیت رسیدگی ندارند، چون بیپایه و اساس است یا ناچیز شمرده می شود، با هوشمندسازی میتوان سیستم رسیدگی سریع به چنین شکایاتی راه اندازی شود، تا مراجعی که کنترل این امر را دارند سریع رسیدگی کنند، این سیستم به گونه ای طراحی می شود که شکایت برای همه مدیران قابل رویت است و هیچ کدام نمیتوانند پنهان کاری در قبال شکایت انجام دهند، صلاحیت هر مدیر بر اساس تعداد شکایاتی که به او شده است و میزان رسیدگی او به شکایت ها بررسی می شود و اگر شایسته ادامه سمتش نبود عزل میشود، با این سیستم کار بازرسان بسیار آسان می شود و مردم هم به راحتی می توانند به مدیر شایسته دست یابند.
زندگی شهری بدترین زندگی است و دولت باید به گونهای این زندگی را سامان دهد که عوارض نداشته باشد و زیاد خواهی مردم کنترل شود، چرا که مردم شهر نسبت به همسایه بی تفاوت هستند و در برابر ناهنجاری هیچ کمکی به دولت نمیکنند و فقط توقع دارند و زندگی آپارتمانی عامل عذاب مردم است چرا که آسایش در آن نیست، دولت باید به روستاها رسیدگی کند و جمعیت را کنترل کند تا به نسبت قدرت و توانش به مردم رسیدگی کند، نه این که مدیران شهری به افزایش جمعیت شهر افتخار کنند، چون این روستاها هستند که کم میشوند و تامین نیاز اولیه مختل میشود، باید روستاها را هوشمند کرد تا مردم مفید بودن خود را حفظ کنند، علت مهاجرت مردم از روستاها به شهر گرسنگی و فقر است، وقتی روستاییان می بینند که در محل زندگیشان در عذاب و سختی به سر می برند مسلماً باید تصمیم بگیرند که به شهر بیآیند تا حداقل با کارهایی که در آنجا وجود دارد امرار معاش کنند، با آنکه در شهر هم در فقر به سر میبرند اما از زندگی روستایی برای آنها بهتر است، اما دولت میتواند با هوشمند سازی روستاها امکانات لازم را به آنها بدهد و زندگی روستایی را با زندگی شهری برابر کند، روستاییان هشتاد درصد سال را در گرسنگی و فقر به سر می برند و فقط در زمانی که فصل برداشت محصولات است پول برای خرید مایحتاج خود دارند، اما همین که تمام محصولاتشان به قیمتی ارزان خریده می شود، داراییشان را زود از دست میدهند، دولت با هوشمندسازی روستاها می تواند آنها را از خدمات لازم بهرهمند کند، تا نیاز به مهاجرت پیدا نکنند و در همان زمینه هایی که دارند به تولید بپردازند و محصولات شان را با قیمت عادلانه و بدون واسطه به مصرف کنندگان بفروشند،
دادن انگشتر یا دستبند هوشمند به تمام مردم اینگونه علائم حیاتی همه برای کنترل سلامتی چک میشود و به موقع بیماران بیمارستان می رسند، این قطعات هوشمند در زندگی افراد خیلی کاربرد می توانند داشته باشند، می توان با آن پرداخت ها، احراز هویت ها، خدمات و خیلی چیزهای دیگر را داشت، این قطعات برای افراد نابینا، ناشنوا، لال، معلول و هر فردی که در جسمش شخصی وجود دارد، خیلی کاربردی باشد، آن ها می توانند نواقص خود را با این قطعات هوشمند تا حدودی برطرف کنند، این قطعات می توانند زندگی مردم را متحول کند و جزو ابزارهای باشد که دیگر نمی توان از آن جدا شد.
پیدا کردن کارهای بودجه ساز و لازم کشور، مانند هوشمندسازی تواند کلاً وضع مردم را تغییر دهد و دولتی پیشرفته و کم هزینه را ایجاد کرد، هوشمندسازی شاید لفظ مسخره به نظر برسد اما آن برای خود دنیای دیگر است، به گونه ای که هر فرد می تواند هم در محیط واقعی شغل داشته باشد از محل در محیط مجازی، مشکل معیشتی بسیاری از خانواده ها حل می شود، وقتی هوشمند سازی انجام شود دیگر دولت نیاز به جمع آوری مالیات هم ندارد چون در قبال انجام هرکار همزمان مالیات و کارمزد آن هم پرداخت میشود، بعد دولت میتواند این بودجه های جمع شده را صرف عمران آبادی کشور کند، حتی یارانه جداگانه برای تامین مایحتاج فقرا شود.
هوشمندسازی طرح باعث افزایش پیکهای مختلف، تاکسی و انواع خدمات دیگر شود، هوشمند سازی می تواند حداقل ۱۰ میلیون شغل پاره وقت در کشور ایجاد کند، تمام نقاط کشور دارای این خدمات پاره وقت میشود و تمام روستاها حتی دور افتاده ترین از هیچ چیز محروم نمی مانند، مثلا اگر نمره خدمات رسانی کشور ۱۰ درصد باشد، هوشمندسازی آن را به ۹۰ درصد میرساند.
۷- هوشمندسازی و کمک به قانون
برخی از نیروهای پلیس برای قانونشکنی استخدام شوند تا برخی ناهنجاری ها و مشکلات کشور حل شود، به این صورت که آنها خود را مانند یک مافیا در دنیای خلاف وارد میکنند، تا با خلافکاران واقعی رقابت کنند و اینگونه به مرور سران خلاف مجبور میشوند به خاطر تنگاتنگ بودن رقابت خود را نشان دهند و پلیس میتواند بعد از شناسایی آنها را دستگیر کند، با دوستی با بدی میتوان بدتر ها را پیدا کرد، بعد از پاکسازی خلافکارها با هوشمند سازی دیگر هیچ خلافکاری نمی توانند قدرت بگیرد، چون تمام حرکات مردم زیر نظر دولت خواهد بود.
افزایش اقتدار نیروی نظامی برای جلوگیری از سوء استفاده انسانهایی که به هر علتی خود را بالاتر از قانون میدانند، بسیاری از انسان ها حتی با گرفتن یک مسئولیت کوچک مانند نگهبان توالت عمومی، مغرور می شوند و دوست دارند در کار مراجعه کنندگان دخالت کنند، چه برسد که دیگر وزیر شود، دیگر حتی خانواده هایشان هم می خواهند در امور کشور دخالت کنند، و خود را بالاتر از قانون هم میداند، اما وقتی هوشمند سازی انجام شود تک تک اعمال این افراد به صورت علنی ثبت میشود و برای تمام مردم قابل مشاهده است و اگر کوچکترین حرکت خطا یا سوء استفاده کنند، به سرعت از کار برکنار میشوند، این برکناری کاملا عادلانه انجام می شود چون نه بر پایه حرف یک نفر است و نه بر پایه رقابت های حزبی و گروهی، فردا به خاطر امتیاز بد خود برکنار میشود.
اگر پلیس مقتدر و کارا نباشد افرادی برای گرفتن حق برمیخیزند و اگر فساد زیاد شود مردم خود دست به کار میشوند و مبارزان عدالت به وجود می آیند، زمانی که ظلم به مردم شود و ماموران با دریافت رشوه در برابر این ظلمها سکوت کنند، ظالمان قدرتمندتر میشوند و سطحشان بالا میرود و دیگر رشوه به مسئولان میدهند و دیگر به پلیس رشوه نمیدهند، انعام میدهند تا نوکری کنند، با ادامه رشوه به مسئولان، سطح فاسدان بالا و بالاتر میرود و به جایی میرسند که مهره های حکومت را فاسدان تعیین میکنند و دیگر از هیچ مسئولی هم کاری بر نمی آید، اینجاست که مردم بلآخره طاقتشان تمام میشود و علیه ظلم و فساد قیام میکنند، تا دوباره این چرخه های کشتار تکرار شود، بهترین راه کنترل این فسادها ایجاد شیوه نوین مدیریتی است که در آن مردم خود، بر سرنوشت خود تصمیم بگیرند و دولت فقط نقش ناظر بازی کند، چون هوشمندسازی تمام عدالت لازم را برقرار میکند و نیازی به دخالت انسانهای ضعیف النفس نیست و دیگر چرخه ظلم ازبین میرود.
قوانین دست و پاگیر پلیس باعث رشوه خواری و شکست در مأموریتها و سوءاستفاده خلافکارها میشود، بسیاری مواقع پلیسها در ماموریتها شکست میخورند یا کشته میشوند، چون قانون دست آنها را بسته است، قانونگذاران هدفشان از این کار خیر بوده است تا مجرمان محاکمه شوند بعد به مجازات برسند و بیگناهی تلف نشود، اما همین نقصی در سیستم شده است که احتمال شکست را بالا میبرد، با هوشمندسازی میتوان تمام جرمهای یک فرد را با شاهدهای زیاد داشت و اثبات کرد و همان لحظه ماموریت یا قبل آن حکم او را داد و اجرا کرد، کارهای محرمانه را باید مسئول عملیات به صورت تمام اختیار و بدون نامه بازی حکم قاضی انجام دهد.
همه انسانها ذاتاً مدعی و زورگو هستند و اگر هم ترسشان از قدرت پلیس بریزد خلافکار و فاسد میشوند، زمانی که دولت به ماموران خود برسد و دست آنها را از مسئولان بالاتر بگذارد، آنها میتوانند بدون وسوسه و ترس از مقامی وظیفه خود را انجام دهند، این امر با هوشمندسازی بسیار راحت عملی میشود و پلیس میتواند بدون هیچ مشکلی در مسیرش به انجام وظیفه بپردازد تا فساد ریشه کن شود.
پشت هر خلافی که پشتیبانی باشد آن خلاف تمام شدنی نیست برای مبارزه با آن باید از خلافکار به عنوان طعمه برای رسیدن به منبع اصلی تغذیه خلاف استفاده کرد، مثلاً اگر هزاران ساقی مواد مخدر دستگیر شود، هزار نفر دیگر جای آنها را میگیرند و به مرور یک سیستم منظم اداری برای خلاف تشکیل میشود، به این صورت که افرادی که دستگیر شدند آزاد و خلافکاران جدید جایگزین میشوند، آنقدر این چرخه ادامه میابد که در آخر توزیع مواد گسترش میابد و دولت شکست میخورد، اما زمانی که بتوان آن مسئول دولت که به آنها نیروی ادامه کار را میدهد را پیدا و دستگیر کرد و سود اقتصادی آنها را به زیان تبدیل کرد، میتوان امیدی به ریشه کن شدن خلاف داشت، با هوشمندسازی میتوان مصرف کنندگان را شناسایی کرد و برای آنها آنقدر سود و سرگرمی ایجاد کرد تا مصرف را کنار بگذارند و با ردیابی پول مخصوص پرداختی برای خرید مواد، به سران خلاف رسید، چون پولهای هوشمند تمام معاملات انجام شده را روی خود ثبت میکنند.
همیشه خلافکارها مقام های بالا را نشانه می گیرند پس فاسدان به سرعت نابود میشوند و نترس ها جای آنها میگیرند، دولت میتواند با ایجاد یک گروه خلاف زیر نظر خود، با مسئولان فاسد برخورد کند و آنها را بدون تشریفات قانونی مجازات کند، این گروه ها میتوانند ترس در دل مسئولان فاسد اندازد که دیگر فکر خلاف هم نکنند.
کارآ کردن نیروهای نظامی با استفاده کردن از سه ارگان در جامعه، نه اینکه الکی استخدام کردن تا رشوه خوار شوند، خیلی از نظامیان این اعتراف را میکنند که از کار خود ناراضی هستند و فقط حضوری زدنشان در پادگان اهمیت دارد و هیچ فعالیت دیگری ندارند، آنها میتوانند در جامعه به عمران و آباد کردن بپردازند و درآمد بیشتری کسب کنند، اینگونه در همه جا حضور پیدا میکنند و موارد مشکوک در داخل کشور را پیدا و گزارش میکنند، با این روش کنونی بسیاری از نظامیان تنبل و ضعیف میشوند و انگیزه خود را از دست میدهند.
پول باعث میشود هر بیقانونی قانون شود، هر روز فساد در کشور انجام میشود و تمامی هم ندارد، اما اگر پول الکترونیکی شود و علت معاملات ذکر شود، اینگونه کسی نمیتواند رشوه بگیرد و هرچه هم کالا به جای پول بگیرد، بلاخره افشاء میشود و باید مصرف شود.
روش صحیح برای اطمینان یافتن مردم به قانون، این است که انسانهای پاک درگزینش پذیرفته شوند، سیستم گزینش ها به دنبال افراد آشنا و فاقد قانونمداری هستند، اینها بعد از استخدام به مردم زورگویی میکنند و به دنبال پول و منافع بیشتر میروند و مسئولیت اصلی خود را فراموش میکنند، اما با سیستم گزینش هوشمند، افراد لیاقت و علاقه خود را ثابت میکنند و در طول خدمت، اگر نمرات پایینی کسب کنند، از خدمت اخراج میشوند.
تمام فسادها همه جای دنیا وجود دارد این قوانین است که آشکار یا پنهان میکند، کشوری که خود از فساد سود میبرد، مسلماً قانونهایی وضع میکند که سود را بیشتر کند، اگر دولت واقعا مردمی و هوشمند اداره نشود، مسئولان طمع کار برای خود کانال فساد ایجاد میکنند و مردم را به چشم کالا یا برده میبینند و هر بلایی که سود داشته باشد بر سر مردم می آورند، دولت زمانی میتواند عدالت را برقرار کند که توسط یک فرا انسان یعنی منجی بشریت عج اداره شود یا قبل از آن توسط سیستمهای کامپیوتری، چرا که اینها احساسات انسانی را در حکومت دخالت نمیدهند.
بیپولی باعث انجام کارهای غیرقانونی به خاطر وسوسه شدن برای کسب درآمد میشود، باید مردم را از جرم ترساند و آنها را باید زیر پوشش قانون آورد، به راحتی میتوان برای همه دو شغل ایجاد کرد، فقط مدیریت و تدبیر میخواهد، امروزه انقدر امکانات است که میشود از آن بسیار کارآفرینی کرد، دولتها بودجه خود را به خاطر نداشتن حساب و کتاب عادلانه اسراف میکنند، اما طرح هوشمندسازی کمک میکند تا تمام بودجه ها صرف اولویت مردم و بهینه مصرف شود.
دادن مجوز به کارآگاه خصوصی برای پیگیری سریع امور افراد و پرونده های مجهول که پلیس علاقه ای به دنبال کردن آنها ندارد، بیشتر اوقات پلیس ها از دنبال کردن پرونده ها به علت اینکه پرونده های جدید روی دستشان می آید امتناع می کنند، اما کارآگاه خصوصی در قبال گرفتن مقداری پول به طور کامل روی پرونده تمرکز می کند تا مدارک و شواهد لازم را جمع آوری کند.
۸- قضاوت اجتماعی
حتی نحوه مردن اموات هم با هم تفاوت دارد و به شکل مختلف می میرند، نباید با دیدن صحنه های خوب و بد دنیای فانی در حق کسی، فریب خورد و کسی را قضاوت کرد، از مشکلات جوامع همین است که افراد نمی توان دقیقا هدف از خلقت خود را درک کنند و متخصصی هم در این دوره نمی تواند جواب قانعکنندهای را بدهد، پس باید کودکان آنقدر خوب از ابتدا آموزش ببینند که در بزرگسالی دچار قضاوتهای اشتباه نشوند.
قضاوت عجولانه سمی و کشنده است که پادزهر دارد ولی اثرش میماند، وقتی عجولانه قضاوت شود فرد متهم، دیگر دلش شکسته و اگر بگوید شما را بخشیده نمی توان آنرا باور کرد.
روش برخورد با خیانت همسر بخشش و بی توجهی است قضاوت با خداست کسی نباید خود را وارد کند، اگر چیزی هم واقعاً نباشد این رفتار باعث می شود که چنین اتفاق تلخی به وقوع بپیوندد.
قضاوت های افراد، بزرگبینی خود، باعث بدبختی انسانها است افکار بد و ترسناک باعث میشود در آنها غرق شوند، پس باید آرامش پیدا کنند تا به آنها غلبه کنند، بعضی افکارها میخواهند انسان را وارد دنیای خیال کنند و از خدای واقعی دور کنند، نباید با زیبا بودن چیزی آن را قضاوت و به آن متمایل شد چون برخی انسانها از بیکاری برای خود فلسفه می بافند و دین جدیدی را اختراع میکند آن را ادامه همان دینی می دانند که شما از آن پیروی می کنید، آگاه سازی جامعه در این رابطه کافی نیست چون این افراد روشهای جدیدی پیدا می کنند، با هوشمند سازی می توان از گسترش چنین ابداعاتی جلوگیری کرد.
برای کمک به کسی باید خود را به جایش گذاشت، تا زمانی که انسانها واقعاً درد کسی را احساس نکنند به او کمک نخواهد کرد، هوشمند سازی می تواند افراد واقعاً نیازمند را معرفی کند و تجربیات آن مشکل را در اختیار خیرها قرار دهد.
انسانها، دیگران را بر اساس رنگ حرکات و صدایشان قضاوت میکنند در حالی که قادر به دیدن درون آنها نیستند، ممکن است او نظر کرده خدا باشد اما ظاهر بد داشته باشد و ارزشش شناخته نشود، یا نزد خدا منفور باشد اما ظاهر زیبا و فریبنده داشته باشد، باید در آموزش و یادگیری اخلاق بازنگری شود.
قضاوت عادلانه و عاشقانه خیلی فرق دارند و هر دو عواقب خاص خود را دارند، قضاوت کار خداست، برای یک انسان سخت است که عادلانه قضاوت کند و غالباً مقلوب احساسات می شود، فقط یک سیستم هوشمند است که قوانین را دقیقا عادلانه اجرا می کند اما شاید همین قوانین هم عادلانه نباشد.
انسان ها بر اساس آنچه در باور خود دارند قضاوت می کنند، یک انسان عادی نمی تواند بر تمام علوم مسلط باشد و تمام تجربیات را یاد بگیرد پس مسلماً در قضاوت اشتباه می شوند، در امر قضاوت واقعاً به یک سیستم غیر انسانی نیاز است، چون انسان قضاوتش پولی، دوستی، نگاهی و غیره است.
هیچ وقت تا از افراد پرسیده نشود که حرفهایتان کامل است، سعی شود نتیجه گیری نکرد، که اگر در کل نظر هم نداد بهتر است، هیچ زمان یک فرد نمی تواند صد درصد صادق باشد و به احتمال زیاد شرایط را به نفع خود تعریف می کند، اما با هوشمندسازی خود به خود اسناد و شواهد لازم برای فهمیدن آن که چه کسی حق دار است، بدست میآید.
هوشمند سازی می تواند کمک بزرگی در زمینه قضاوت برای آموزش انسانها انجام دهد.
9- روابط
برقراری ارتباط با انسانهای سالم خارج از محیط خود می تواند مزایای زیادی را ایجاد کند و پیمان جدید بنا کند، اتحاد مردم چند روستا یا شهر یا کشور باهم باعث سبک شدن بار انسانها در تامین نیازهایشان است، اینگونه یک متحد میتواند تمرکزش را بر تولید محصولات خاص بگذارد و دیگری ها بر محصولات دیگر، که در آخر همه نیازهای لازم همدیگر را برآورده کرده اند و زندگی آنها با چالش های کمتری میگذرد، اما این اتحاد ها زمانی برقرار میشود که کشورها دارای هدف مشابه و دائم باشند، نه اینکه که چند کشور مدتی به خاطر از بین بردن دشمن مشترک متحد شده باشند، و بعد از نابودی دشمن شروع به نابودی خود کنند، یک اتحاد باید بر پایه برابری و برادری باشد هیچ گونه چشم داشت خاصی از همدیگر نداشته باشند و برای منافع اقتصادی هم باشد، آن زمان است که انسانیت معنا پیدا میکند، یک کشور بعد از خودکفایی می تواند شروع به دعوت همسایگان دور و نزدیک به چنین سازمانی با چنین اهدافی کند.
بعضی خانواده ها برای رفع مشکل نیاز به نفر سوم دارند، او میتواند نقش یک میانجی یا قاضی را ایفا کند و عامل اتحاد خانواده ها شود، وقتی دو نفر با هم دعوا دارند اگر فرهنگ ناقصی داشته باشند این دعوا به خانواده یا قوم و حتی کشور کشیده میشود و این شخص سوم است که میتواند با تدبیر و خلوص نیت، از صلح خود میان آن دو استفاده کند و روابط را حل و فصل کند، تا کینه های کوچک و بزرگ سالها باعث بدبختی کسی یا ملتی نشود، خیلی از اختلافات کشورها با هم از همین دعواهای کوچک شروع شده است و یک ملت تاوانش را پس دادند، و دیگر هیچ زمان صلح میان آن دو وجود ندارد چون هر اتفاقی که بیفتد باید یک طرف نابود شود.
انسان باید سلاح را کنار بگذارند و با زبان مشکلات را حل کنند ،باید نطق را با نطق جواب داد، تا برای همه جذاب باشد، همه از مرگ خود هراس دارند با اینکه میدانند بلاخره خواهند مرد، اما ترجیح میدهند خون ریزی شود چون خود را برنده و حق احساس میکنند، تا اینکه صلح آمیز و بدون سلاح مشکلات بین المللی را حل کنند، کنار گذاشتن خشونت برای بشر سخت است، چون ذاتاً خونریز است و اینکه هیچ زمان دو کشور با دو عقیده متفاوت نمیتوانند با هم تعامل سالم داشته باشند، پس فقط با یک دست شدن جهان میتوان انتظار چنین صلحی را داشت، که با دیدن وضع کنونی جهان فقط منجی بشریت عج می تواند این یک دستی را به وجود بیاورد.
به وجود آوردن روابط بدون مرز با همسایه ها با نیروی نظامی مشترک جهت کنترل خرابکاران و عدم دخالت در امور هم امری غیر قابل وقوع است، چون جهان پهناور است و هر چند صد کیلومتر که طی شود انسان هایی با عقاید و افکار مختلف دیده میشود، این چنین ایدهای زمانی نتیجه می داند که نیروهای محلی شکل بگیرد یعنی اینکه هر محله نیروهای امنیتی خودش را داشته باشد و بعد فرماندهان هر کدام از این نیرو های محلی با فرماندهان دیگر دوست باشند، همین که فقط با معنای همسایه خود باشند کافی است و دوستی دیگران با هم خودش کارهای لازم را انجام میدهد، در کنار این میتوان با هوشمندسازی نتیجه کاملاً مطلوبی رسید.
۱0- اخلاقی
هرچه به دنیا تعلق نداشته باشی زندگی آسوده تری خواهید داشت، چراکه دیگر لازم نیست کسی نگران سرمایه های از دست رفته خود هر روز باشد، تنها عملی که انجامش پشیمانی نخواهد آورد، اعمالی است که برای رضای خدا باشد، البته پشیمانی چرا بیشتر انجام نداده شده را دارد اما در هر حال تنها عملی است که میتوان به آن تکیه کرد، انسان در دنیا خیلی چیزها از دست میدهد از یک شئ بی ارزش گرفته تا جان عزیز، این انسان است که باید خود را با تقدیر الهی تنظیم کند و این زندگی کوتاه را به بهترین نحو به پایان برساند، اما وقتی انسانی مسئولیتی به دست می گیرند ناخواسته تمایل دارد که به چیزهای بیشتری دستیابی پیدا کند نتیجه آن این میشود که به مردم ظلم کند تا خودش آسوده باشد، نباید گذاشت این ایدئولوژی که گوید باید مردم را گرسنه نگه داشت تا بتوان بر آنها حکومت کرد، مصداق حال مسئولان شود، همانگونه که قبلاً هم مطرح شده است فقط یک فرا انسان یا سیستم هوشمند میتواند عادلانه مدیریت کند.
هرگز به دنیا پرستان نمیشود اعتماد کرد، افرادی که تلاش کردند که فقط برای رسیدن به مقامی ناچیز، درس بخوانند و سابقه کسب کنند، مسلماً در قبال کشیدن چنین سختیهایی توقع پاداش بزرگی دارند، اگر حکومت این پاداش را به آن ندهد آنها از راه های دیگر پاداششان را به دست میآورند، به اعتبار مسئولیت خود برای خانواده شان کارخانه راه می اندازند، وام می دهند، با قدرتشان از مایحتاج مردم درآمد کسب میکنند و بسیاری کارهای دیگر که خلاف انسانیت است و کشور را به سوی پرتگاه می کشاند، استفاده میکنند تا نسل های بعد خود را هم تامین کنند، مشکل سیستم کنونی این است که اگر فردی از زیر و بم آن باخبر شود می تواند به راحتی قوانینش را دور بزند، اما با هوشمندسازی دیگر چنین عملی ممکن نیست.
زندگی همین بودن هاست و تلاش های ساده باید زندگی را با نتیجه مطلوب به پایان رساند نه اینکه بی بهره ماند، انسان ها در زمانی و مکانی معین در دنیا به وجود می آیند و فرصت کمی دارند تا خود را در امتحان الهی ثابت کنند، حال اگر فردی بخواهد از این فرصت درست استفاده نکند و بخواهد به جای ساختن آخرتش، دنیایی برای خود و خویشانش بسازد، علاوه بر اینکه در آخرت به نتیجه نمی رسد، در دنیا هم به نتیجه نمی رسد چون هر چه بیشتر کسب کنی ترس از دست دادنت هم بیشتر می شود، اگر همه انسانها از قوانین الهی پیروی می کردند دیگر هیچ فقیری روی زمین نبود، همه به حداقل خواسته های خود می رسیدند و با همین تلاش های کوچک دنیوی نتیجه کاملاً مطلوب می رسیدند.
اگر قرار بود مشکلات نباشد پس دنیا برای چه آفریده شده است، آیا کسی به انسان در زمان تولد وعده چیز خاصی داده بود، هر کس بر حسب اتفاق در مکان، زمان و خانواده خاصی قرار گرفته است، حال با این شرایط برخی مزایایی زیادی بهره مند شدند و برخی برعکس معایب زیادی نصیبشان شده است، اما دنیا برای رشد روح انسان است و آنان که به دنبال کسب دنیا میروند فقط فرصت رشد خود را تباه میکنند
اگر همه مانند دنیای بچگی که کسی را مهم نمیبیند و جلوی کسی خجالت نمیکشد و احساساتش را مخفی نمیکند، باید همین حس را در بزرگی حفظ کرد، انسان هرچه بزرگتر می شود منفعت طلب تر می شود و با همه بر اساس نفعی که دارند متفاوت رفتار می کنند.
در دنیا هر کس باید به کاری مشغول باشد و کشف کند تا زندگیها بهتر شود، زمانی که دولت بتوانند مردم را با برنامه ریزی درست به فعالیت و کسب درآمد مشغول کند، همه با هم همکاری می کنند و سطح زندگی ها بالا می رود.
همه دوست دارند زندگی بی نقص باشد ولی این امیال انسان و مبارزه با آن باعث مشکلات و سختی می شود، زندگی هیچ زمان نمی تواند بی نقص باشد چون دنیا محل امتحان است و باید انسانها خود را در آن بسازند و لیاقت خود را ثابت کند.
رفتارهای روزانه مردم باعث خستگی آنها میشود باید از ارتباطات سرگرم کننده در همه زمانها بهره ببرند، تا دچار افسردگی نشوند، باید افراد در محل کارشان تنوع داشته باشند و شغل هایشان و مکانش چرخشی باشد، یا ساعت اداری در روزهای تعطیل بهتر تنظیم شود تا کسی حس بد نسبت به زندگی پیدا نکند.
دنیا مرحلهای است در هر مرحله یک چالش یا پایان برای شخص وجود دارد، افراد در طول زندگی با اتفاقات مختلفی روبرو می شوند و در طول زندگی با تجربیات و حوادث جدیدی روبرو می شوند و در نهایت یک روز هم به مرحله آخر یعنی مرگ میرسد و باید این امتحان را هم پشت سر بگذارند.
چیزهای نافهمیدنی و کمیاب انسان را جذب می کند مثل پوستر انگلیسی، انسانها بیشتر دوست دارند از چیزهای استفاده کنند که مثلاً برای خود و دیگران نامفهوم است و ناخواسته فرهنگهای خارجی را وارد میکنند.
کودکان با چیزهای ناچیز و کوچک سرگرم میشوند، اما با بزرگتر شدن خواسته هایشان هم بزرگ میشود، اگر در کودکی آنها با دنیا و گرفتاری هایش آشنا شوند، در بزرگسالی دچار مشکل نمیشوند و آنچه در کودکی آموخته اند را در پیش خواهند گرفت، حتی اگر همه آنها را سرزنش کنند.
انسان برای دنیای فانی می جنگد و هر که مقابل پیشرفت بیفایده آنها باشد به هر قیمت از روی او رد می شوند پس باید با تمام قدرت با امیال دنیوی مبارزه کرد یا آنها را به حال خود رها کرد، طمع بی دلیل باعث این هرج و مرج در دنیا شده است، فقط با آموزش صحیح میتوان دنیا را محل بهتری کرد.
میل به جاودانگی و طمع، انسان را به دام شیطان میاندازد تا در زمین فساد کند و برای رسیدن به آرزوهای غیرممکن حداکثر تلاشش را بکند، جالب اینجاست که در این بین، افرادی که مرگ اعتقاد دارند هم به بهانه ای برای گسترش ثروت خانوادگی تلاش میکنند، اما این میان همه یک نکته فراموش میکنند که تقدیر الهی وجود دارد و مسیر زندگی آنگونه که تعیین شده است جلو میرود و هرکس با امکانات خودش، امتحان میشود، نباید انسان با ذهن کوچک خود تصور کند که او دنیا را پیش میبرد.
باید مثل دیگر حیوانات پایه های غریزی خود را بشناسیم و به دنیا دل نبندیم، اینکه میبینیم حیوانها ساده و بدون پیشرفت زندگی میکنند، باید درسی شود تا بفهمیم انسانها در ابتدا چه هستند و چه مشترکاتی با آنها دارند و این امکانات انسان را فریب ندهد.
انسان تا قدرت دارد باید کاری انجام دهد که پیر یا مریض شد دیگر بیفایده میشود، در دنیا بسیاری از مردم در جوانانی از قدرت خود نفع لازم را نمی برند و مشاهده میشود که اکنون بسیاری در پیری تازه به فکر تلاش افتاده اند و حسرت جوانی میخورند، خدا با بخشش فرزند، یک فرصت دوباره برای جبران میدهد که آن را هم از دست میدهند.
۱1- زندگی اجتماعی
اگر جامعه را پخش و زندگی ها را انفرادی کنیم این گونه از جایی بی خبر نمی مانیم همه جا آباد میشود، این به آنگونه تصور نشود که یک سرزمین بین افراد تقسیم شود، بلکه این هست که هرکس که میتواند یک ابتکار و کارآفرینی به خرج دهد و از بیابانها و مناطق خالی از سکنه حداکثر استفاده را ببرد، اینگونه دیگر هر مبتکر یک منطقه آباد میکند.
انسان باید از تکرار های روزانه و برنامه رباتی آزاد شود ولی طوری نشود که باعث عقب ماندگی شود، تقویت امید و شادی در زندگی انسانها مطرود شده است، باید با طرحهای نوآوری که با خدماتش همه را مورد توجه قرار میدهد میتوان به نتیجه شگفت انگیزی در بالا رفتن سطح زندگی مردم رسید، فقط کافیست که متخصصان فناوری یک سیستم ملی با تمام تجهیزات ملی طراحی کنند.
پیدا کردن زندگی با سبک جدیدی که مثل غرب و شرق نباشد آسان است، فقط اعتماد به متخصصان فن آوری را می خواهد تا آنها بر اساس آنچه تا کنون به وجود آمده است، شروع به نوشتن یک طرح ملی در قالب سیستم عامل، سخت افزار، نرم افزار و غیره کنند، متاسفانه این روزها شدیداً مشاهده میشود که حزبی به کپی برداری از غرب تمایل دارد و حزب دیگر هم به کپی برداری از شرق تمایل دارد، این خود باعث اختلافات جنایی شده و در آخر هم کشور عقب مانده میماند چون مسئولانش به توانمندی داخلی اعتماد نمیکنند.
آمریکاییها با دانش دیگران پیشرفت میکنند و زندگی رویایی به جهان نمایش میدهند، اما جالب اینجاست که دیگران به تقلید از آمریکا می پردازند، همان دیگرانی که نیروهای خوبشان را به آمریکا فروختند تا شاید روزی آنها برگردند و موجب پیشرفت خودشان شوند، که این اتفاق نمی افتد و این قمار محکوم به شکست است، چرا که یا فرد فروخته شده برنمیگردد یا زمانی برمیگردد که دیگر دیر شده است، این هم یکی از عوامل عقب ماندگی یک کشور است.
اگر چه زندگی آپارتمانی بدترین انتخاب ممکن است، چون آسایش را از بین میبرد، اما اگر این پروژه مسکن سازی با ایجاد آپارتمان های خانوادگی مانند زندگی قبیله ای گذشتگان بشود، شکل و مزایای بهتری دارد، مثلاً در شهر بارسلونای اسپانیا، ساختمانهای بسیاری با چنین سبکی ساخته شده است که در وسط خود فضای سبز دارد، با کمی بهبود طراحی در چنین ساختمان هایی می توان بهترین ساختار برای محل زندگی برای مردم رسید.
ایجاد اشتراک های خدماتی مختلف به اندازه نیاز در هر منطقه، به این صورت که هر فرد با ارائه خدمات به گروه ها باعث سهولت زندگی دیگران میشود، مثلاً یک نفر برای عده ای غذا آماده کند تا آنها به کارهای دیگر برسند، یا یک نفر حمل و نقل ها را بر عهده تا در وقت و استهلاک دیگر اموال صرفه جویی شود و غیره، با گروه بندی جامعه به آسانی میتوان به بهترین نتیجه رسید.
نیاز اصلی جامعه تقویت قدرت اجتماعی و افزایش امید به زندگی و خروج از تکرار ها است، این امر با هوشمندسازی امکان پذیر می شود چون با آن می توان از تمام جهات زندگی مردم را تقویت کرد و زندگی نوینی به مردم ارائه داد که در آن مشکلات را با همکاری هم سریع حل میکنند.
در دنیا انسان ها شبیه به هم در سبک و وضع و ملیت متفاوت در زندگی زیاد است، دقیقا همین آدم هایی که در اطراف ما هستند در کشورهای دیگر هم یافت می شوند، انسان ها برای جلب توجه زندگی میکنند، آنها میخواهند فقط خود را به دیگران ابراز کنند تا محبت ببینند، بهترین راه این است که همه با هم مهربان باشند و مردم با سیستم مدیریتی جدید طرح مدیریت شوند، با هوشمند سازی دیگر انسان ها نیاز به جلب توجه دیگران ندارند، چون مشکلات را به سرعت بهبود میبخشد.
انسانها برای پیشرفت مادی خود، زندگی دیگران را خراب می کنند مثل رابطه قبل از ازدواج که حتی زندگی معنوی آنها را خراب میکند، تا دولت راه حل جدیدی مثل هوشمند سازی پیاده نکند، هر روز باید گیرنده اخبار های تجاوز بود، خیلی از این ارتباطات با میل دو طرف انجام می شود که حتی خبرش به خانواده هایشان هم نمی رسد، این مسئله فقط برای مردم نیست، فرزندان خود مسئولان هم از این مسئله در امان نیستند، با سیستم مدیریتی جدید و هوشمندسازی در کنارش می توان این ناهنجاری را حل کرد.
تقویت خودکفایی مردم در زندگی با به وجود آوردن حس تنهایی زیستن میتوان به آنها در زمانهای اضطراری که تنها میشوند کمک کرد، در طرح هوشمندسازی با شبیه سازی کردن شرایط میشود به مردم آموزش داد تا مواقع خاص خودشان از پس کارهای خودشان بر بیایند و نیازی به انتظار کمک نداشته باشند.
12- سیستم جامعه
مشارکت دادن مردم در حل فرمول های مورد نیاز جامعه با طرح گروه بندی، تا خود مردم با مدیرانشان به حل معضلات شهر خود به صورت خودجوش بپردازند، مدیر به همه دسترسی داشته باشد و برای همه وقت کافی داشته باشد یک سنگریزه هم مردم را اذیت کند سریع از میان بردارد، اما سیستم کنونی کشور هم چنین قابلیتی را ندارد و جلو سرعت پیشرفت را گرفته است.
باید غذای همه توسط عده ای آماده شود، تا تمام زنان به جای اینکه وقتشان را به برای پخت غذا بگذارند، به فعالیت اقتصادی بپردازند و با توان صد درصدی کار کنند، نه اینکه برای پختن غذا عمرشان را روزانه تلف کنند و افسوس بخورند و دعوا راه بیاندازند، یکی دیگر از علتهای طلاق همین مورد است، آنها باید در جامعه فعال باشند، ولی این کار نباید باعث فساد بیشتر و رفتن به سوی ایدئولوژی غرب باشد، فقط زنانی که دستپخت خوب دارند باید این فعالیت را بر عهده بگیرند و کسب و کار راه بیاندازند، دولت میتواند به آنها حقوق دهد و با ایجاد غذای رایگان، هزینه را از مالیات جبران کند، یا به جای یارانه نقدی، این خدمت را ارائه دهد، با هوشمندسازی هم میتوان هزینه لازم این طرح را کسب کرد.
ایجاد گروههای ورزشی مختلف برای همه مردم اجباری شود، بلاخره هر کس به یک رشته ورزشی علاقه دارد و خیلی ها هستند که استعداد و علاقه لازم را داشتند اما به خاطر مسائلی نتوانستند آن رشته را ادامه دهند، با این روش میتوان واقعا استعداد یابی کرد و مردم را تشویق به کار گروهی کرد، بلاخره هر کس می تواند یک روز در هفته ورزش کند و در مسابقات شرکت کند، این گونه انگیزه و شادی جامعه بالا میرود و کسی افسردگی نمیگیرد، مسئولیت تنظیم این کار هم در طرح پیشنهادی با مدیران محلی است.
کنترل جمعیت و گروه بندی برای اداره بهتر کشور، اصلی ترین مشکل کشور ناتوانی مدیران در ایجاد ظرفیت شغلی، متناسب با جمعیت است، ایجاد شغل بسیار آسان است حال به نظر میرسد که این مدیران هستند می خواهند همه بر سر کار نباشند، با هوشمندسازی می توان کار فراوان ایجاد کرد و جمعیت را کنترل کرد تا به سمت صحیح برای پیدا کردن شغل مورد علاقه هدایت شوند.
سیستم استخدام بر اساس شایسته سالاری بسیار اشتباه است به این علت که، اول اینکه نفس ضعیف گزینشگرها مانع روی کار آمدن شایسته ها می شود، دوم اینکه با این روال هم قومی ها صاحب شغل می شوند، اما اگر خانوادهها را در سطح بندی به این صورت که هر گروه به ازای هر ۱۰ نفر حداکثر یک نفر کارمند با یک نفر کارگر وجود داشته باشد و مابقی اعضا زن، کودک و افراد از کار افتاده باشند و همه را روی هم در پر خوراک ترین زندگی زندگی تصور کرد، مثلاً روزانه برای یک خانواده ۴ نفره، ۲ کیلو مرغ، نیم کیلو گوشت قرمز، ۶ قرص نان سنگک، نیم کیلو برنج، ۱۰ عدد تخم مرغ، ۲ کیلو میوه و هزینه قبوض در ماه حساب شود، برای پرداخت یک خانواده سخت است، که با این حقوق ابتدای سال ۱۴۰۰، که متوسط درآمد ۷ میلیونی کارمند و ۴ میلیونی کارگر نمیتوان زندگی کرد، اما با سیستم مدیریتی جدید و طرح محله ها میتوان به نتیجه بهتری برای تامین معاش مردم رسید و هزینه ها را بهینه کرد، این مشکل تامین معیشت به این علت به وجود آمده، چون شهروندان درست تقسیم نشده و در یک خانواده ۴ نفره، سه کارمند وجود دارد و در خانواده دیگر ۶ نفره یک نفر کارمند هم وجود ندارد تا زمانی که جمعیت درست تنظیم نشود، عدالت برقرار نمیشود و همچنان بحران اقتصاد داخلی ادامه خواهد داشت.
بهترین کار گروه بندی بر اساس سیستم طرح است، هرچند ممکن است افراد در گروه فقیر خانوادگی قرار بگیرد، چون راه دوم اخراج افرادی است که در خانواده آنها بیش از یک فرد حقوقبگیر وجود دارد تا بتوانی جایی برای روی کارآوردن فردی از گروه فقیر را داشت، مزایای این کار حداقل پنج مورد مهم است، ۱- تقسیم ثروت بین تمام جامعه ۲- بزرگان گروه تجربیاتشان را آموزش میدهند ۳- همه به هم کمک می کنند و چه بسا به جایی برسند که با گروههای دیگر هم متحد شوند ۴- بهینه شدن مصرف مردم و هزینه، که یعنی اوضاع بهتر مالی انتظار میرود و فقر از بین میرود، ۵- همه از احوال هم آگاه و کسی افسرده و تنها نمیماند، گروهبندی به این صورت باشد که هر گروه ۵۰۰ نفره یارانه حداقل خوراک دریافت میکند و مبلغ به آمر پرداخت میشود، او ماهانه خریدهای لازم انجام میدهد و از تقسیم عادلانه مطمئن شود و مبالغ اضافی را میتواند برای کارهای دیگر استفاده کند تا اقتصاد محله اش را بهتر کند، هر کس هم برای تامین هزینه های لوکس و غیر از نیاز اولیه پول نیاز دارد، به سر کار برود و نیاز خود را برطرف کند.
مدیر ها مبالغ باقیمانده را با اطلاع دولت به صندوق قرض الحسنه یا سرمایهگذاری برای همان گروه نگهداری تا کمک مالی در صورت نیاز انجام شود، این دیگر بستگی به صرفهجویی گروهها دارد که مولد باشند یا نه، مهمترین بخش طرح این است که از هر گروه، استخدام مساوی انجام شود و آزاد کارها هم عادلانه کار بگیرند، تا همه دارای حقوق باشند و هزینه مردم از مالیات گرفته شود و کار کردن هم افتخاری شود نه یک اجبار برای رسیدن به زندگی ساده باشد.
به وجود آمدن احزاب و گروههای متضاد به خاطر حسادت و غرور و ادعای ریاست و برتری نسبت به هم، باعث عقب ماندگی میشوند، هدف از ایجاد این گروه ها این بود تا با رقابت باعث افزایش سرعت پیشرفت باشند، اما اکنون دشمن هم شده اند و هر یکی بخواهد کار مفیدی انجام دهد دیگری مانع کار میشود، چون یکی طرفدار غرب و یکی شرق شده است، آنها باید در مسیر درست برای خودکفایی قرار بگیرند یا منحل شوند، علت انحلال هم همین اختلافات و ایجاد شاخه های جدید است که در هر شهر و روستا تبدیل به یک مافیا شده اند و انتخاباتها را هم فاسد میکنند.
علت نساختن بعضی چیزها که نمونه ساده فراوان دارند، به علت انحصاری و پیچیده شدن مراحل ساخت آن کالا است، به همین علت گران میشود و مردم نمی خرند، اما اگر دولت ساخت ساده کالا را حمایت کند دیگر نیاز به واردات نیست و انحصار شکسته میشود، کمی باید به مردم فضای خودنمایی داد تا فعال شوند، در گروهبندی جامعه این امر ممکن است، تا همه بتوانند با دسترسی به امکانات و مواد اولیه با خلاقیت خود، کالای کاربردی جدید بسازند.
از بین رفتن حس و هویت خانوادگی، به خاطر تربیت ناصحیح و ترویج آن در جامعه است که افراد به سمت غریبه ها متمایل می شوند، اگر سیستم طوری طراحی شود که خانواده ها بتوانند شاد باشند و تعامل بیشتری با هم داشته باشند میتوان به به بازگشت هویت خانوادگی امیدوار شد، که این طرح میتواند این کمک را انجام دهد.
۱3- نتیجه گیری
در این پژوهش که قسمت سوم طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی است، در ابتدا درباره تاثیر هوشمند سازی بر مدیریت کشور اشاره شد که چطور میتواند به انجام امور اداری کمک، مشکلات مردم را حل، زندگی معلولان را بهتر، باعث کارآفرینی و گسترش مشاغل میشود، در ادامه مطرح میشود که هوشمند سازی به اجرای قانون و عدالت خیلی کمک می کند و توصیه هایی می کند که چطورمیتوان شرایط جامعه را در برابر جرم و جنایت بهتر کرد، بهبود عملیاتها، جلوگیری از بزرگ شدن خلافکاران و تقسیم بندی بهتر نیروهای پلیس اشاره میکند، در بحث بعد کمی توصیه اخلاقی درباره قضاوت مردم نسبت به هم میکند و هوشمندسازی را راهی برای اصلاح اخلاقیات میداند، در ادامه وارد بحث روابط در جامعه داخلی و بین المللی میشود، که چطور میتوان روابط بهتری را ایجاد کرد تا زندگی بهتر شود، در بحث بعدی به رابطه تجربه با پیشرفت میپردازد، که اگر باهوش ترین مردم هم در کشور وجود داشته باشند بدون تجربیات گذشتگان سرعت پیشرفتشان کم است، بحث بعد به تاثیر دنیا بر انجام مسئولیت انسان اشاره دارد که چطور مانع رسیدن به هدف اصلی که رشد روح است، میشود در ادامه به بحث زندگی اجتماعی میپردازد که چطور میتوان زندگی را بهتر کرد و فرق پیشرفته بودن برخی کشورها چیست، در بحث آخر هم درباره مشارکت دادن مردم در حل بحران ها و دادن امکانات و فضای لازم به آنها برای اختراع کردن بحث میشود، که توصیه به گروه بندی جامعه و سپردن هر کاری به گروهی میکند تا تمام مردم فعال باشند و به اقتصاد کمک کنند، و ادامه بحث در قسمت پنجم طرح مطرح میشود.
طرح هوشمند سازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب (قسمت پنجم)
۱- چکیده
مدیریت سیستم یک کشور بسیار آسان است، اگر مقامات آن کشور فقط یک سال همت کنند و سیستم قدیمی کشورشان را از نو طراحی کنند، جهان شاهد افول آمریکا در همین سال های نزدیک خواهد بود، با این فرصت ایران میتواند با سیستم جدید بر تمام خاورمیانه مسلط شود و همه تحریم ها را بی اثر کند، زمانی که تحریمها بیاثر شود سرعت رشد ایران غیر قابل تصور می شود و کشورهای خاورمیانه که شاهد شکست بزرگ آمریکا می شوند، با ایران روابط دوستانه برقرار میکنند و تمام زیرساختهای خود را که قبلاً به آمریکا سپرده بودند، به ایران واگذار میکنند، چین و روسیه هم به نتیجه اهداف خود در خاورمیانه نخواهند رسید، اما اگر ایران بخواهد همین سیستم را ادامه دهد، وقتی اسرائیل را نابود کند و آمریکا از خاورمیانه خارج شود، این چین، روسیه و احتمالاً کره شمالی هستند که خاورمیانه را اشغال میکنند، که این تبدیل به درگیری بین این متحدان فعلی میشود و ساختار بین المللی جدیدی شکل میگیرد، که کسی دوست ندارد که شرقی ها متحد شوند و یاد چنگیزخان را زنده کنند، اینجا این سوال پیش می آید آیا ایران میخواهد هژمون جهان شود؟ اگر میخواهد پس باید سیستم نوینی متناسب با این دوران طرح کند، سیستم پیشنهادی این این طرح دارای ده ها قسمت پژوهش است، که هدف اصلی طرح آن حل مشکلات داخلی کشور در یک سال و پس از آن شروع به طی مراحل هژمون شدن است، ایران میتواند با چنین سیستم ساده ای، در پنج سال آینده رقیب اقتصادی بزرگی برای کشورهای پیشرفته شود.
کلیدواژه: پیشرفت، سیاسی، اجتماعی، زندگی، تجربه
2- Abstract
Managing a country's system is very easy, if the officials of that country try for only one year and redesign their old system, the world will see the decline of the United States in the coming years, with this opportunity Iran can with a new system over the entire Middle East To dominate and neutralize all sanctions, when sanctions become ineffective, Iran's growth rate will be unimaginable, and the Middle Eastern countries, which are witnessing the great defeat of the United States, will establish friendly relations with Iran and all its infrastructure, which was previously to the United States. They owe it to Iran, China and Russia will not achieve their goals in the Middle East, but if Iran wants to continue the same system, when it destroys Israel and the United States leaves the Middle East, It is China, Russia, and possibly North Korea that occupy the Middle East, which turns into a conflict between these current allies and a new international structure is formed, where no one wants the Orient to unite and revive the memory of Genghis Khan. The question arises whether Iran wants to become the hegemon of the world? If he wants, then he must design a new system suitable for this period. The proposed system of this plan has at least ten parts of research, the main purpose of which is to solve the internal problems of the country in one year and then start the process of hegemony. With such a simple system, it can become a major economic competitor for developed countries in the next five years.
Keywords: progress, political, social, life, experience
۵- مقدمه
مسئولان بر این باورند که سرمایه گذاری در کشور می توانند اقتصاد را تقویت کند و شرکتهای خصوصی را هم به این امر دعوت میکنند، اما به این موضوع دقت نمیکنند که سرمایه گذاری باید مولد هم باشد، با این حال، بسیاری از پول های که کشور صرف پروژه های عظیم اما غیرمولد شد که مردم را فقیر و مقامات فاسد را غنی کرد، آزادی اقتصادی محرک اصلی توسعه اقتصادی کشور است. مثلاً سرمایه دارانی که به دنبال فرصت های رشد در کشور هستند، سوالاتی را در مورد شرایط سرمایه گذاری می پرسند که مالیات چقدر است؟ نگران چه مقررات و مجوزهایی هستیم؟ ارسال کالا و سود به این سو و آن سو چقدر آسان است؟ اینها باعث میشود که سرمایه داران از شروع کار تولیدی بترسند و فریب شرکتهای هرمی یا افراد کلاهبردار که وعده سود بالا میدهند بخورند، اینگونه هر سال هزاران امید کشور از دست میرود و مردم مجبورند پولشان را در قبال دریافت سود بسیار پایین در بانک بگذارند، که بانکها هم از این فرصت حداکثر استفاده را میبرند و شروع به اعطای وام به خود میکنند و شرکتهای متعدد غیر مولد تأسیس میکنند و به جای ارز آوری فقط نقدینگی را بیشتر میکنند، سوال اینجاست که چرا این پولها را که به خود وام میدهند، به تولید کنندگان نمیدهند و دولت هم مالیات بر درآمد را حذف نمیکند؟ اگر دولت و بانک میدانستند که خود مانع تولید هستند و باید در قبال خدمات مالیات بگیرد هیچ زمان کسی شاهد رکود نمیشد، همین مالیات اجباری باعث میشود که فرار مالیاتی صورت بگیرد و سرمایه داران را از شروع تولید منصرف کند، اما اگر دولتمردان فقط یک سال وقت بگذارند تا سیستم جدید طراحی شود و مدیریت تمام فضاهای موجود در کشور اصلاح شود، همه شاهد اوج گیری کشور میشوند، اکنون چون شالوده کشور قدیمی شده است، مجلس هرچه چسب زخم بزند و راه حل مقطعی تصویب کند، کشور به نتیجه نمیرسد، برای این امر باید سیستم جدیدی با هوشمندسازی طراحی کرد که دولت فقط نقش کنترل گر داشته باشد و مردم خود به کمبودهای اطراف خود رسیدگی کنند، در این سیستم مالیات به شیوه جدید گرفته میشود و هیچ کس نمیتواند فرار مالیاتی کند، همه موانع تولید کنار زده میشوند، مردم کسب و کار متتوع و پرسود دارند، همه احساس پادشاهی میکنند، کمبود و انحصار دیگر نابود میشود، مردم با شدت تمام به سازندگی کشور مشغول میشوند، هیچکس گرسنه نمیخوابد، فقیری وجود ندارد، همه امنیت لحظه ای دارند، همه به علاقه های خود میرسند، همه یک ملت میشوند و صدها مزایای دیگر به نفع مردم ایجاد میکند، توانایی کشور در مدیریت صحیح عرضه پول برای پیشرفت کشور مهم است، دولت باید اطمینان حاصل کند که حجم پول کشور با رشد تولید افزایش پیدا کند، هرگونه هزینه تورمی تلاش های شرکت های خصوصی را تضعیف می کند، وقتی تولید زیاد شود میتوان شروع به صادرات کرد و حتی با تشکیل تیم تحقیقاتی برای صادرات به سایر کشورها، کالاهایی پرمصرف خارجی که ایرانی ها استفاده نمیکنند، مانند: حشرات، جلبک، انواع گوشت و هزاران محصول که در تمام قاره ها پرمصرف است را تولید و صادر کرد تا در تراز اقتصادی، صادرات از واردات بیشتر شود، یک دولت خوب باید هزینه برای خود ایجاد نکند تا مردم متحمل رنج دادن مالیات نشوند، وقتی یک جامعه با فرهنگ و وفادار شود، دیگر نیازی به هزینه برای استخدام بیش از حد نیروی انتظامی و امنیت داخلی نیست و میتوان این هزینه را جایگزین خدمات بهداشت و درمان یا رفاه بیشتر محله ها کرد، مردم یا سازمانها خود هزینه امنیت شخصی یا مکانی را با استخدام نگهبان میدهند و وقت سیستم جدید محله محور را راه اندازی کنند، نیروهای داوطلب هم ایجاد میشود و غریبه ای نمیتواند وارد محله ای شود و امنیت را از بین ببرد، وقتی که مردم کشور با تولیداتشان ثروتمند شوند روزانه افراد مرفه کشور افزایش میابد و به نیروی کار بیشتر پیدا میشود، چون جمعیت کم و کار زیاد میشود، احتمالاً مانند کشورهای توسعه یافته نیاز به واردات اتباع پیدا میشود، که این میتواند جمعیت کشور را شدیداً افزایش دهد، پس برای کم کردن واردات انسان، باید شروع به مکانیزه کردن تولیدات کرد و مشاغل خرد را با رباتها پوشش داد، که این امر بستگی به دولت دارد که چطور به مخترعان فضا دهد تا کشور به این سطح رسید، دچار بحران تامین نیروی انسانی نشود و بتوانند کشور را مکانیزه کنند، این امر باعث میشود تا اتباع خارجی وارد نشوند و در کل انسانها به کارهای سخت دیگر نپردازند، اما نباید انسانها را آنقدر آزاد گذاشت که دیگر فقط مصرف کننده شوند و در صورت ایجاد بحران دیگر توانایی هیچکاری نداشته باشند و در وابستگی به تکنولوژی منقرض شوند، اما چون ورود اتباع باعث میشود بعد از مدتی با تشکیل خانواده آنها و تداخل منافع آنها با اهالی کشور به علت نابرابری عدالت و تقسیم ثروت، ثبات کشور به هم بریزد و دولت را مجبور به گرفتن تصمیمات اشتباه کند که آتش انقلاب را برانگیزد، اکنون آمریکا شمالی و اروپا نمونه کشورهای وارد کننده اتباع خارجی هستند، که دلیل مهم و اصلی اعتراضات مردمشان همین مسئله توزیع ثروت و عدالت است، مردمی که نتوانستند ثروتمند شوند با فرزندان اتباع خارجی متحد شده اند و برابری میخواهند، اما این خواسته ای است که هیچ دولتی نمیتواند اجرایش کند مگر اینکه سقوط کند و معترضان دولت را در دست بگیرند، پس در زمینه توسعه باید از این اشتباهات درس گرفت و سیستم جدید را برای هزاران سال تنظیم کرد.
۶- سیاسی
کشور برای کنترل بی آبی به منطقه خشک و سبز تقسیم و رئیس های هر اقلیم، به ارتقا مناطق خود می پردازد، اینگونه مصرف آب بهتر کنترل میشود، و هر رئیس تمرکزش بر محیط زیست واگذار شده به خودش است، و اقدام به آبخیزداری راحت تر است، حتی میتوان با روش انتقال آب خلیج فارس و دریای عمان به مناطق استخراج گاز و نفت که مشعل روشن است، اقدام به نصب محفظه خاص بر روی آنها کرد، تا به روش عرق گیری، آب تصفیه شده بدست آید، اینگونه هم هم آب تولید و هم از سوختی که به اجبار باید بسوزد استفاده میشود.
یا باید همه مشاغل خصوصی سازی شود یا دولتی مطلق، تا مدیریت کشور راحت تر باشد، اگر همه چیز خصوصی شود، و فقط نظامی ها تحت اختیار دولت باشند تا از مردم محافظت کنند، بهترین روش است، یا همه چیز دولتی باشد و همه تخصصی را دنبال کند، اینگونه شاید زندگی مردم بدون فکر کسب مال دنیا شود، اما در نهایت شکست میخورد، چون انسانها بلاخره، از بردگی خسته میشوند، و معترض میشوند، که این روش قربانی بسیاری خواهد داشت، اما در خصوصی، هرکس با توانایی خود، شایسته چیزی میشود، و دیگر دولت مقصر نیست و بی عدالتی کمتری صورت میگیرد.
هر دولتی به یک عضو ثابت با تجربه احتیاج دارد تا تاریخ فراموش نشود، اما نباید این فرد محافظه کار شود، و جلوی نسلهای آینده را بگیرد و بخواهد آنها را طبق مکتب قدیم خودش آموزش دهد، این وظیفه را میشود به یک سیستم داد، تا آیندگان به راحتی با جستجو، به جوابهای لازم و تجربیات تاریخی برسند، و دیگر فریب حیله های قدیمی دشمنانشان را نخورند.
برای حفظ مشروعیت باید مردم بزرگان دولت را انتخاب کنند نه افراد خرد مثل شوراها که فساد میکنند، و باعث بدنامی یک دولت هم میشوند، اگر سیستم مدیریتی دوازده سطحی رعایت شود، دولت میتواند بدون دادن حقوق اضافی کارآفرینی کند و مردم خود بر سرنوشت خود مقصر هستند و دولت فقط نقش ناجی و قهرمان را دارد.
همه را باید در زمینه ای مثل بی خبری از چیزی و فعال بودن امتحان کرد، باورهای مغز انسان باعث ندیدن حقیقت میشود و دفاع از آن باورها در حالی که واقعیت آشکار است، امری طبیعی است، باید افرادی که از چیزی خبر ندارند و بر باورشان پافشاری میکنند را، توجیح کرد و اگر حاظر به قبول نیست، را در میان متخصصان بیشتری قرار داد تا او را به هر دلیل عقلانی که میشود، قانع کنند.
آزادی زندانیان بی گناه یا بی مدرک به صورت سازمان یافته میتواند عدالت را تا حدی بر قرار کند، چون خیلیها به خاطر این دستگیر میشوند، چون با کینه انسانی، ماموران روبرو شده اند یا مورد اتهام خصمانه فردی قرار میگیرند، با طرح هوشمندسازی کشور، دیگر اکثر موارد زندگی مردم دارای مدارک غیر قابل حذف و دستکاری میشوند، بدون نیاز به ثبت محضری، و حتی ناخواسته، شواهد ثبت میشود، و عدالت به سطحی بالا میرسد.
سیستم شهر باید بهتر باشد یک ترکیب بهتر از شوراها و امام جمعه و استاندار و شهردار و غیره باشد، که دوازده سطوح بندی سیستم طرح، بهترین روش میتواند باشد که عدالت و رفاه را به ارمقان بیاورد، و مهمترین فرد سیستم آمر است، که هماهنگی لازم در سیستم به وجود می آورد و کمبودها را برطرف میکند.
مدیریت نباید سلیقهای باشد باید همه از یک قانون و اطاعت کنند، اینکه مدیری بیاید و به جای اولویت ها به کارهایی مثل لباس فرم کارمندان یا رنگ و نمای ساختمان یا سهولت رفت و آمد خود یا غیره بپردازد، در آخرهم بدون هیچ دستاورد مهمی آن سمت را به دیگری واگذار تا او هم سلیقه جدید اجرا کند، هیچ پیشرفتی حاصل نمیشود، اینروز ها مدیران بدون شایستگی انتخاب و چون خلاقیت اجرای طرح جدید ندارند، به ظاهر کار توجه میکنند.
استاندار باید قدرت دخالت در همه ارگانها مربوط به مردم را داشته باشد مثل برق و گاز ،پلیس ،خدمات تخصصی، فروشگاه ها، شرکتها و غیره، تا بتواند به آمران در بهبود کیفیت زندگی مردمانشان کمک کند و سریع هماهنگی لازم جهت اجرای طرح های کلان داشته باشد.
با بالا بردن سطح خود می توان به امکانات خاص و جدیدی رسید، هرچه بیشتر پیشرفت کرد به تجربیات جدید و ایده های جدید منجر میشود، مدیر باید مداوم تلاش کند و از فکر تمام نیروها استفاده و کمک بگیرد، نه اینکه در اتاقی بنشیند و جلسه تکراری بر سر مسائل کوچک برگزار کند و راه حل مقطعی بدهد و نتیجه ای جز بحران جدید نگیرد، کشوری که بنشیند تا بعد از ده سال، تکنولوژی کشوری دیگر را بخرد، مسلماً عقب افتاده است، چون کشور فروشنده به سطحهای بالاتر دست یافته و دارد ته مانده خود را میفروشد، فضل و بخشش هم نمیکند.
همیشه گفتمان به نتیجه نمیرسد و باید راه خود را رفت، چون برخی نمیخواهند قبول کنند که مقصرند و یا از نفعشان عقب بکشند، همه انسانها در هر لباس و سمت که باشند، فقط و فقط به کسب منفعت و افزایش سابقه علاقه دارند، چون اینگونه پرورش یافته اند، نمیتوان از یک طرف دین را آموخت و از طرف دیگر دستآورد بیشتر دنیا، انسانی که قرار باشد یک فرد مطیع خدا باشد، هیچ زمان به تشویقهای مردم دنیا نیاز ندارد، مردم دنیا به جای تشویق دیگران به خاطر کسب دنیا، یاد بگیرند انسان باشند تا مورد تشویق خدا قرار بگیرند، شکستن قلب دیگران به هر قیمت برای کسب سابقه و منافق پروری، کاملاً بی عدالتی است.
انتخابات و چیدمان: در طرح هر چهار سال انتخابات کلان مثل مجلس، رییس جمهور، استاندار و خبرگان برگزار و خودشان زیردستان را بچینند، اما انتخابات خرد، مانند سرپرست، آمر، منطقه دار و خادم به صورت سلسله مراتبی از پایین به بالا انتخاب میشوند، اینگونه مدیران خرد، میتوانند با تک تک مردم محلشان ارتباط برقرار و مشکلات خرد را حل و مشکلات کلان را به مراتب بالا برسانند.
لحظه ای ریسک و اعتماد نباید کرد، تا دچار بحران نشویم، مگرنه همه چیز را از دست میدهیم، یک دشمن یا دوست، اگر فقط یک لحظه بخواهد از دسترسی هایی که دارد، سوء استفاده کند، خسارت سنگینی به نفع خودش یا دیگر دوستش وارد میکند، تا منفعت خودش حتی یک ذره هم که شده بیشتر شود، اگر کشوری به کودکانش انسانیت را در کنار کسب منفعت آموزش دهد، نتیجه همین میشود، خودکفایی زمانی به نتیجه میرسد که همه مطیع خدا باشند، نه کاسب سابقه و مقام.
پیشنهاد اختراع به مردم برای کشور، دولت نباید دانشگاه ها و مشاغل را انحصاری کند و فقط به کسانی که امکانات و فرصت دهد که بر اساس معیار ناقص و برخی با فساد بالا آمده اند، همه مردم توانایی اختراع دارند، اما تا زمانی که دولت امکانات و مواد اولیه لازم را در اختیار عموم قرار ندهد، شاهد هیچ پیشرفت مفیدی نخواهیم بود، اکثر کسانی که نخبه خوانده میشوند، بلاخره خسته و ناتوان میشوند، و بسیاری طرح دزدی و از دیگر کشورها کپی میکنند، باید ظرفیت ها را باز گذاشت و اگر نمیشود، آنقدر سازمان مشابه زد تا همه به علاقه خود دست یابند، اینگونه چیزی انحصاری و بی مصرف نمیشود.
نظریه جدید: مردم سیستمی نیاز دارند که هرکس شاه خودش و کاملاً مردمی اداره شود، سیستم طرح تا حد بالایی این امکان را در نظر دارد، در طرح هر فرد یک شاه است، این شاهان، خدمتگذارانی دارند که، به هر پنجاه نفر خدمت میکند، مثلا نامش سرپرست است، این سرپرست وظیفه دارد تا خواسته شاهان را طبقه بندی و هرکدام در توانش بود حل و مابقی را به آمر بدهد، تا او خواسته های سرپرستان را کنار هم قرار دهد، او مسئول نظارت بر تمام کمبودهای شاهان است و باید چنان برنامه داشته باشد که یک مشکل کوچک هم نباشد و هیچکس گرسنه نخوابد، و هرکدام در توانش بود حل و مابقی را به منطقه دار بدهد، او باید تمام حقوق شاهان را از منطقه دار طلب کند، منطقه دار مهم ترین فرد است، او پنج هزار نفر را دارد و باید از هر امکانات و خدمات حداقل یکی را برای مردم برآورده سازد، و خواسته های حل نشده را حتما حل کند، و اقتصاد آن محله را بگرداند، بودجه ساخت و ساز تامین و انواع پروانه ها و مجوزها را صادر کند، تا در هیچ منطقه کمبودی حس نشود و نظم از بین نرود، اگر نیاز به هماهنگی با منطقه داران دیگر بود، به خادم مراجعه میکنند، خادم فقط مسئول هماهنگی است و طرح کلان پیشنهاد میدهد، و مابقی سیستم به دولت مربوط میشود، که استاندار و معاونانش هستند و با انتخابات استانی روی کار می آیند، اختیار مطلق بر استان دارند و بالاتر هم رئیس جمهور و معاونانش هستند، که با انتخابات کشوری روی کار می آیند، و اختیاراتشان کامل است، مجلس و خبرگان هم که با اختیارات بیشتر انتخاب میشوند، چون توانایی دخالت درانونق قانونگذاری دولت استانی باید داشته باشند و بعد از آن هم قوه قضائیه و شورای نگهبان و غیره هستند، و بالاترین مقام هم که ولی فقیه است، که باید در قلب شاهان باشد، و مانند پدر یک ملت همه را از ضرر دیدن حفظ کند.
طرح راه حل کوته فکرانه: باعث مشکلات بزرگ در آینده هستند، با چسب زخم نمیشود زخم بزرگ را خوب کرد، نباید با راه حل موقت، به حل بحرانها پرداخت، اگر چاره ای نبود، باید در کنارش تدبیر اصلی را سریع اعمال کرد، اگر پیدا نمیشود از مردم کمک بگیرند، شاید خدا راه حل را در ذهن کسی دیگر بیندازد، در این دنیا هیچکس جز بندگان معصوم خدا توانایی لازم ندارد، همه در کنار هم باشند شاید مورد لطف خدا قرار بگیرند، سیستم طرح تمام نظرات مردم را ثبت میکند.
مردم به خدمات متناسب با امکانات زمان احتیاج دارند، دولتها موظفند مردم را به هر آنچه میبینند و تصور میکنند برسانند، شاید مسئولان یک تکنولوژی جدید را ببینند و بیتفاوت از کنارش رد شوند، اما بسیاری از مردم اینگونه نیستند و دلشان آن را میخواهد، اگر دولت نمیخواهد نیازشان را برطرف کند، حداقل امکانات ساخت برای آنها فراهم کند تا خود اختراع کنند، مگر مغز آن طراح خارجی با مغز دیگران چه فرقی دارد، از هر انسان هزاران کپی موجود است، هر فرد طراح در نتیجه شرایط و امکانات اطرافش ساخته میشود و اختراع میکند، اگر فضا به همه برسد همه مردم یک کشور میتوانند مخترع شوند.
یک کشور عقب مانده، فقط ته مانده دیگران را میخورد و میسازد، اما یک کشور پیشرفته چیز جدید میسازد و ته مانده قبلی را میفروشد، اگر کشوری بخواهد پیشرفت کند، باید ریسک کند، باید نیازش را با اختراع برطرف کند، اگر هزینه نشود و راه دسترسی بسته باشد، معلوم است که مردم افسرده، بیکار، ناتوان و غیره میشوند، همان فکر مهاجرت که در فکر اکثر مردم می گذرد، نتیجه کار دولت ضعیف است، در مهاجرت هم همیشه آنهایی میروند که دولت بیشتر به آنها بها میداد، یک دولت باید مردم را خلاق و مخترع پروش دهد تا مغزها رشد کنند و ته مانده دیگران را نخورند.
طرح مسکن برابر هر خانواده هزار متر زمین مسکونی که بتوانند مواد اولیه تولید کنند و کشاوزان براساس توان یک تا ده هکتار زمین داشته باشد، اینگونه قسمت بیشتری از کشور آباد میشود، و همه از فضای خصوصی بیشتری برخوردارند، و میتوانند از فضای اضافه به تولید بپردازند، اینگونه مشتاقان به تولید تشویق میشوند و تمام نقاط کشور برابر رفتار میشود و دیگر کسی به شهری یا روستایی بودن تفکیک نمیشود، و میتوان به راحتی و با هزینه شخصی خود افراد، زیرساختها را تکمیل کرد.
فقط عدهای کمی در جهت منافع کشور تلاش واقعی دارند، یعنی از صد درصد جمعیت یک کشور، فقط بیست درصد کار میکنند، و فقط یک درصد کارشان در جهت منافع کشور است، باقی برای خود و خانواده تلاش میکنند، وقتی هشتاد درصد مردم کشور که بیکار هستند و هزینه آنها بر دوش دولت و سرپرستشان است، کاری یا اختراعی کنند، میتوانند شدیدا به کشور کمک کنند، این امر محقق نمیشود، مگر با اجرای طرح گروه بندی جامعه، چرا که باید از ریشه مسئله حل شود.
۷- عقاید اجتماعی
افکار غلط مردم در انرژی مثبت به هم به جای پذیرش واقعیت باعث شده است که اعتقاد به اسلام کم شود، دنیا هنوز در جنگی بی پایان قرار دارد زمانی این جنگ تمام میشود که یک طرف دیگری را نابود کند، این همان جنگی است که پیامبر اسلام آن را شروع کرد، دیگر دشمنان مستقیم وارد حمله نمی شوند، چون در گذشته همیشه بازنده بودند، آنها با سیاستی جدید اهداف خود را در دنیا پیش می برند، اول از طریق اقتصاد و نفوذ در اعتقادات مردم حمله می کنند و زمانی که طرف مقابل را ضعیف کردند به راحتی او را به زانو در میآورد، نباید گذاشت این افکار و انرژی های مثبت سمی که در فضای مجازی بازنشر میشود، باعث از بین رفتن اعتقادات اسلامی به خصوص شیعیان می شود.
همه مردم جهان، افکار و عقاید همسان دارند، فقط رنگ پوست، زبان، قد، وزن، ملیت، امکانات و غیره، میتواند متفاوت باشد یا نباشد، وقتی به رفتار و خصوصیات افراد در کشورهای مختلف دقت شود میتوان دید که افراد دقیقاً همانند آن شخصی است که با شما تعامل دارد، این ضعف انسان هاست که افراد کشورهای دیگر را بهتر از خود می دانند در حالی که همه با هم برابرند.
افکار عقاید اشتباه مانند یک باغ افتضاح است باید اصلاح شود، زمانی که انسان نتواند با مطالعه و جستجوی علم، جواب سوال های خود را پیدا کند ذهنش مغشوش و به هم ریخته می شود، عقاید اشتباه باعث آسیب زدن و اطرافیانش هم می شود او را از هدفی که خدا برای او مقرر کرده دور میکند.
انسان از ایدئولوژیی که خود قبول دارد در مقابل همه از آن دفاع میکند، چون انسان ها فکر می کنند آنچه ابتدا آموختند دیگر درست است و نیاز به اصلاح ندارد و اگر نیاز به اصلاح باشد باید طرف مقابل خود را اصلاح کند، اما وقتی انسان بتواند لجبازی را کنار بگذارد و از عقل خود استفاده کند می فهمد که چه چیز صحیح و چه چیز غلط است، با تغییر شیوه آموزش به سبک جدید میتوان انسان ها را بهتر ساخت.
سالهاست که عده ای تلاش می کنند که به همه بقبولانند که بین دختر و پسر فرقی نیست، اگر بین دختر و پسر فرقی نیست پس باید پسر با پسر ازدواج کند و استخر هم مختلط باشد، اتفاقی می افتد همانگونه که در کوچه ها و پارکها اتفاقی نمیافتد، می گویند در قانون برای زنان تبعیض قائل شدند، در قانون اسلامی زن ضعیف و منزوی نیست، این عقاید هست که هنوز زنان را تحقیر میکند، که باعث شده در ذهن قانونگذاران هم اثر داشته باشد، که این عقاید شاید در صد سال آینده اصلاح شود، اما هیچ کس به این مسئله توجه نمی کند که جمعیت زنان سال به سال در حال کمتر شدن است، چون از زمانی که انتخاب جنسیت جنین اختیاری شده است، بیشتر افراد پسر را انتخاب می کنند و این هم این گونه که ادامه پیدا می کند، روزی میرسد که زنان دیگر وجود ندارند و ربات ها جای آنها را میگیرند.
اگر با زنان درست برخورد شود و احترام واقعی بگذارند، دیگر از بی بند و باری و نمایش خود دست بر میدارند، با بی محلی کردن و قانون گذاری هیچوقت نتیجه نمیتوان گرفت، چون این مردها هستند که میخواهند زنها را اینگونه ببینند و مانند یک کالای جنسی باشند، اگه میلیاردها قانون هم برای حفاظت زنان نوشته شود باز هم مردها راهی پیدا خواهند کرد تا از زنان حداکثر استفاده را ببرند، اکثر مردها حتی همانا که اعتقادات بالایی دارند در برخورد با زنان از خود ضعف نشان میدهند، باید آنقدر از کودکی روی آموزش انسان ها کارکرد تا فرهنگ صحیح برخورد با زنان و احترام به آنها در جامعه تثبیت شود.
گذاشتن قوانین برای سرکوب ایدئولوژی های خراب که به دنبال ترویج خوی حیوانی انسان است، مثلاً انسانها هوس های بسیاری دارد و در دنیا هر کس بتواند به قدرت بالایی در دولت برسد، اولین کاری که میکند باز کردن راهی برای تخلیه هوس مورد علاقه خود و حامیانش است، یکی به دنبال تخلیه جنسی، یکی به دنبال حیوان خانگی، واردات کالای لوکس، برگزاری مهمانی و غیره، انسانها با این تربیت اشتباهی که می شوند باید هم انتظار این را داشت که در بزرگسالی متزلزل شده و شدیداً به دنیا دل می بندند و برای به دست آوردن یک لحظه خوشی دنیا، حتی خود را میفروشند و زمانی هم که به پیری رسیدند همه پشیمان هستند که چرا آن کارها را کم انجام دادند، چطور انسان ها در کنار این ضعف بزرگشان، میتوانند به راحتی خود را به خدا بچسبانند و برای هر گناهشان توجیه بیآورد، یک انسان عادی هیچ زمان نمیتواند یک دولت را آنگونه که باید اداره کند.
۸- تجربه و پیشرفت
از پیشرفت های کنونی باید استفاده کرد چون حاصل تجربه گذشتگان است، امکانات و فهم انسانهای امروز از تلاش شان بدست آمده است، انسان نمیتواند علوم گذشته را در کتابخانه رها کند و مطالعه نکند چون در این صورت هربار باید از صفر شروع کند و عمر خود و آیندگان را با این روش تباه کند، امروزه آنقدر حجم اطلاعات بالا رفته است که یک نفر به تنهایی نمیتواند حامل حتی علوم یک رشته باشد و باید انجمن یا هیئت تشکیل داد، با این روش بازهم انسانها دچار عقب ماندگی هستند، چراکه وحدت ندارند و همه همدیگر را یک رقیب میبینند حتی اعضای یک خانواده، همین خودخواهی های انسان است که رسیدن به یک فناوری جدید را سالها به تعویق می اندازد، با ساخت شبیه سازی برای آموزش میتوان یک نوجوان را از یک پیرمرد با تجربه تر کرد.
خلاق بودن خوب است ولی بدون تجربه دیگران احتمال خطا بالا است، انسان های خلاق فکر می کنند که هر چه نظر می دهند درست است و دیگر نیازی به بازبینی و بررسی دیگران ندارد، اما باید از این افراد پرسید که به تاریخ هم نگاهی انداخته اند، شاید کسی قبلاً این موضوع را مطرح کرده و با شکست مواجه شده باشد، اینکه انسان های خلاق، خلاقیتشان این گونه تلف میشود مقصرش سیستم آموزشی است که نتوانسته تخصص و معلومات لازم را به آن فرد منتقل کند، تا انرژی اش را صرف کار بیهوده نکند در این قرن بهترین راه آموزش و مهارت افزایی انسانها هوشمند کردن سیستم آموزشی است این افراد بتوانند دقیقاً علاقه مورد نظر خود را پیدا و آن را دنبال و تجربیات لازم را از آن کسب کنند.
با شکم خالی نمیشود فکر کرد و بدون فکر جامعه عقبمانده میشود باید نگاهی به دولتمردان گذشته در تامین غذای مردم خود انداخت و تجربه گرفت، مثلاً چطور یک پادشاه در آن دوره که امکانات حمل و نقلی کند بود چطور برای یک ارتش سنگین آذوقه و تجهیزات تهیه میکرد، آیا مدیران امروزی با این همه امکانات نمیتوانند معیشت مردم را تامین کنند یا اصلا خودشان نمیخواهند مشکلات مردم را حل کنند، آیا این مدیر ها فکر می کنند که فقط خود و خانواده هایشان به جایی برسند و مدیر با پشت میزی نشستن و امضاهای تکراری و بی نتیجه فعالیت کنند، کافی است و مردم باید خودشان به فکر تامین مایحتاج باشند، مردم زمانی می توانند با هم همکاری کنند که یک مدیر دلسوز داشته باشند، مدیران امروزی فقط عامل تفرقه و به جان هم انداختن مردم هستند، جامعه به جایی رسیده که مردم با رضایت خود میگذارند حقشان پایمال شود، کشوری که ۷۵ درصد مردمش فقیر باشند شایسته تقدیر و تشکر است، مشکل کشوری را میشود در عرض یک سال سختی حل کرد، اما در طول تاریخ هیچ زمان مردم نتوانستند مدیر شایسته خود را پیدا کنند، چون طبق تقدیر الهی کسی بر مردم حاکم میشود که لیاقتشان همان باشد.
چطور تجربه مردم را افزایش داد وقتی آنها اهل مطالعه نیستند و حوصله شنیدن حرف هایی کسی را هم ندارند، شاید فقط هوشمندسازی بتواند این درد مردم را دوا کند، در کشوری که هر مدیری که بر سر کار میآید قوانین قدیمی را بازسازی می کند واقعا کشور بدبختی است، چون گذشتگان آنها آنقدر کوته فکر بوده اند که من توانستم یک قانون محکم تصویب کنند، مشکل دوم تصویب قوانینی است که از سر ذوق و کپی از دیگر کشورها مطرح میشود، اگر مردم هر شهر قوانین خود را داشته باشند می توانند به خوبی از ظرفیت شهرشان استفاده و اقتصاد خود را رونق بخشند، یک فرد در شهری بسیار دور که تا کنون تمام شهرها و روستاها یک کشور را ندیده است، چگونه می تواند از آنجا تصمیم بگیرد که فلان روستا چه امکاناتی باید داشته باشد، اما اگر اداره هر محله مطلق به دست مردم هم آنجا باشد، تمام مشکلات مردم حل میشود و دولت می تواند با هوشمندسازی کاملاً بر آنها مسلط باشد تا خلاف قوانین شرع رفتار نشود.
انسان بدون آگاهی نباید ریسک کاری کند و دیگران را دست کم بگیرد، چراکه ممکن است آنها دارای امکانات و سطح فکری باشند که غافلگیرکننده و غیر قابل مهار باشد، یک مسئول که فقط فکر درآمد خود است و با چنگ و دندان به مسئولیت رسیده است هرگز نمی تواند تحمل کند کسی بهتر از او فکر کند و جایش را بگیرد، اینگونه می شود که تمام سم آیه های علمی کشور هدر میرود و عقب مانده می ماند چون فرد عالم و مخترع، نمیخواهد استعدادش را با مسئولان وقتش شریک شود، چون می دانند آنها در دزدیدن طرح ها مهارت دارند و در آخر آن را به اسم خود تمام میکنند، تا زمانی که یک فرد فرا انسانی یا یک سیستم هوشمند مدیر یک کشور نشود من کشور همیشه گرفتار مشکلاتی است که مسئولان برای مردمشان می سازند.
۹- آموزش سمی
با مسئولانی که هنوز نتوانسته اند هویت ملی خود را پیدا کنند و چشمشان به شرق و غرب است تا سیستم کشور را به همان سبکی که آنها میروند را طرح کنند به جایی نمیرسیم، هیچ زمان نمی توان پا به پای آنها پیش رفت، چون وقتی آنها از تحریم کردن یا تکنولوژی جدیدی حرف میزنند خود قابلیت ساخت و تغییر شرایط دارند، همان کشوری که از آنها کپی کرده برای اینکه بتواند مانند آنها باشد باید اجناس آنها را هم وارد کند، اینگونه همان بحث وابستگی پیش می آید، در نتیجه استادان و معلمان هم مجبور به دفاع از تصمیمات این سیاستمداران هستند و اینگونه می شود که آموزشی که به دانش آموزان و دانشجویان داده می شود، آموزشی سمی میشود چرا که برخی این سیاست را میپسندند و با شدت تر دنبال میکنند و برخی نمیپسندند و با آن مخالفت میکنند، اما با هوشمندسازی می توان از نظریات همه مردم استفاده کرد و آموزش را به گونهای هدایت کرد که از اهداف انقلاب اسلامی دور نشود.
آنچه اکثر مردم در ذهن میپرورانند حاصل وارد کردن اطلاعات غربی و شرقی در ناخودآگاه آنها است، وقتی در داخل کشور تمرکز بر موارد خاص باشد و همه را تشویق به این موارد کرد، این گونه همه استعداد ها برای کنکور این رشته ها صف می بندند و چون این موارد انحصاری می شود و جوانان بسیاری را به خاطر اینکه تکمیل ظرفیت کمتر از یک درصد آن تعداد شرکت کننده است از دست میروند، اما اگر با هوشمندسازی فرزندان را از همان کودکی هدایت و پرورش داد، دیگر کسی شاهد از بین رفتن امید میلیونها نفر نخواهد بود، در واقع این روش مانند این است که کنکور از همان شروع تحصیل کودکان گرفته شود، نه زمانی که آنها عشقشان را رشته ای انحصاری و محدود انتخاب کنند.
ذهن های جوانان را باید از سمی شدن نجات داد تا گسترش نیابد و دیگران را خراب نکند، وقتی جوانی به آنچه که میخواست نرسد مطمئناً بعد از مدتی با یک تحریک کوچک از جانب کسانی که مخالف دولت هستند، ذهن جوان سریع سمی میشود و راه آنان را پیش خواهد گرفت، چون او معیارش را با واقعیت می سنجد وقتی می بیند که همه نظرات سمی با معیار او میخواند، جوان هم مسیرش روز به روز من منحرف تر می شود، تا آن که تبدیل به یک فعال حقوق بشر علیه کشورش به قول مخالفان می شود، اما زمانی که بتوان کار کافی، ظرفیت مناسب برای ورود به دانشگاه، پیدا کردن علاقه جوانان، رساندن آنها به آرزویشان و غیره، را محقق کرد، هیچ وقت کسب شاهد چنین اتفاقاتی نمی شود، هوشمندسازی آموزش با سبک طرح، حلال این مشکل است.
افراد آنچه در ذهن خود می کارند را باید دقت کنند که سمی نباشد و جای بد نکارند تا ذهنشان مرتب باشد، به قول باغداران میوه ای که در آن سم برود دیگر راهی برای نجاتش نیست پس به جای هزینه های اضافی باید خلاصش کرد، این دور از واقعیت نیست که وقتی سم وارد جسمی بشود، سریع تمام وجود آن را می گیرد و دیگر احتمال ادامه حیات او بسیار پایین است، اما ذهن سمی کمی متفاوت است، میزبان زنده می ماند تا آن سم را به میزبانان دیگر هم منتقل کند، همانند گفتار های قبلی هوشمندسازی می تواند مردم را به گونهای هدایت و پرورش دهند که در دام انتشار دهندگان منابع سمی اسیر نشوند.
ترویج حیوان خانگی جدید با ساخت فیلم و کارتون با نقش منفی سگ میتواند به جایگزین کردن این حیوان که باعث نجاست محل زندگی میشود کمک کند، مردم زمانی به حیوانی علاقهمند میشوند که از آن خوبی بشنوند و ببینند، وقتی در جامعه روز به روز تبلیغ سگ می شود مطمئناً همه به طرف سگ متمایل می شوند، دولت باید بداند که مردم تنها هستند و از تنهایی هم می ترسند، به همین علت است که به حیوان خانگی نیاز پیدا میکنند که همیشه همراه آنها باشد و راز آنها را حفظ می کند.
به راه انداختن کتاب های تک صفحه ای و خیلی خلاصه به جای کتابهای سنگین، و ترویج پیامهای صد کلمه ای و عکس نوشته میتواند یادگیری علم را بهتر سرعت ببخشد، اکثر مردم علاقه ندارند کتاب های بالای صد صفحه را مطالعه کنند، مگر اینکه برای امتحان دانشگاه باشد، اما می توان از طریق همین شبکههای اجتماعی بسیار راحت آموزشهای مهمی را به صورت کوتاه و خلاصه در قالب کلیپ، صوت، عکس و غیره، یاد داد.
۱۰- حقوق و مالیات
اصلاح کردن کسریات حقوق، چون در فیش حقوقی کسریات زیادی است اما هیچکدام منفعتی برای فرد ایجاد نمیکند، هر سازمان مبالغ خاصی را از حقوق افراد کم می کنند اما در قبال این کسریات آن جور که باید خدمات نمیدهند، مثلاً میتوانند با این مالیات ها، تشویق به استفاده از کالای داخلی کنند، ماشین، لوازم خانگی و غیره، با کسر حقوق در پایان هر ترفیع رتبه که میگیرند، مزایای جدید و بهتر بگیرند، تا همه راضی باشند، با هوشمندسازی دولت میتواند به راحتی، سیستم کسریات و مالیات بر حقوق را تحت نظر بگیرد و با توجه به نمرات افراد خدمات دهی دقیقی انجام دهد.
اصلاح درآمد مردم یک امر لازم است، مثلاً دولت برای یک کارمند که فقط پشت میز نشسته و کاری نمیکند با آن کارمندی که مرتباً دارد اطلاعات وارد سیستم میکند یک مقدار حقوق میدهد، اما وقتی نوبت به کارگرها می رسد آنها چندین برابر افراد نامبرده در روز کار می کنند و آسیبهای جسمی و روحی می بینند، اما کارگران حتی دو شیفت در روز کار کنند باز هم از کارمندی که فعالیت راحت در یک شیفت دارد، کمتر بدست می آورد، در بسیاری از کشورها حقوق ساعتی یک کارگر تازه کار، از مدیر یک شرکت بزرگ دولتی بیشتر است، این خودش باعث میشود تا مردم به جای اینکه برای پشت میز نشینی و مغازه داری خود را بیکار نگه دارند، به دنبال کارهای فنی بروند و قدرت سازندگی یک کشور را قوی کند، با هوشمندسازی میتوان این امر را تسریع و بهینه کرد.
کارمندان باید به اندازه کار حقوق بگیرند یعنی یک کار را برای آنها تعیین کنند و به درصد پیشرفت کار حقوق آنها حساب شود، این گل سرعت فعالیت کارمندان بیشتر می شود و تو اگر بخواهند حقوق بیشتری کسب کنند کار را به خانه برده و در خانه اضافه کاری می کنند، و هر چه کارهای بیشتری را تحویل دهند مسلماً درآمد آنها هم بیشتر میشود، اما اکنون چون کارمندان می دانند که قرار است در ماه فلان مقدار حقوق بگیرند، انگیزه ای برای بیشتر کردن سرعت کار خود ندارند، این امر هم با هوشمندسازی هم کنترل میشود و هم عدالت را در ادارات به وجود میآورد، تا کسی وظایف دیگری را نخواهد انجام دهد، چون در بیشتر مواقع مشاهده میشود که کارمندان رتبه های بالاتر کارهای خود را بر دوش زیر دستان می اندازند، حتی این روش را میتوان برای کارگرها هم استفاده کرد تا حقشان توسط پیمانکار، کارفرما و سرکارگر خورده نشود.
گرفتن مالیات پلکانی با شروع از حداقل ۲۰ درصد که در قبال این افزایش مالیات، خدمات خوبی هم اعطا میشود، تا آسایش و رفاه مردم بهتر شود و حداقل معیشت مردم را برطرف کرد، هرچه مالیات بیشتر باشد میتوان خدمات بیشتری هم داد، مثلاً اگر مالیات را بتوان تا ۵۰ درصد افزایش داد، میتوان با این مالیات تمام مشکلات معیشتی، اقتصادی، آموزشی و هر چیز دیگر که باشد را حل کرد، به گونه ای که دیگر کمبودی در زندگی کسی حس نشود، تا حدودی میتوان با هوشمندسازی با گرفتن مالیات کم هم این هدف را محقق کرد.
برای تشویق مردم به پرداخت مالیات عادی یا حتی بیشتر، باید برای پرداخت کنندگان مالیات امتیاز ویژه گذاشت، تا دیگران هم تشویق شوند، مثل خدمات آشپزی، پارک، تفریح، خرید و غیره، رایگان یا تخفیف بسیار بالا داده شود، وقتی همه این تفاوت قیمت را به خاطر پرداخت مالیات ببینند، تحریک خواهند شد تا پرداخت مالیات را شروع کنند.
انسان هایی هستند که در زباله ها غذا برای خوردن بدست می آورند، اما برخی فقط به خودشان و اطرافشان دقت دارند و تا فقیری میبیند از دولت اشکال و بهانه میگیرید، در حالی که خودشان عامل این اوضاع هستند، فرد مالیاتش را نمیدهد و انتظار دارد دولت همه کار کند و آنهایی را هم که در ایام خاص به کسی کمک میکنند را تحقیر میکنند، این طبیعی است که انسان با دیدن فقیر احساس ترحم کند، اما درست نیست وقتی خودش کاری نمیکند، به دیگران توهین کند، هدف دولت این است که فقیری نباشد اما آنقدر مسئولینی که دولت را به دست می گیرند خودخواهی میکنند که رسیدن به اهداف دولت غیرممکن و سخت میشود، اگر سیستم هوشمندسازی و مدیریتی در طرح محقق شود، این مشکل حتماً حل شده و همه مردم در رفاه، آسایش، امنیت و غیره خواهد بود.
۱۱- سیستم اجتماعی
برای اصلاح رفتارهای اشتباه جامعه، میتوان جملات خاص یا برنامه یا فیلم طراحی و در جامعه پخش کرد تا فرهنگ تقویت شود.
باید کاری کرد همه در کارهای مهم تلاش چند برابر کنند و پول در جریان جامعه را طوری تقسیم کرد که ذخیره نکند، با هوشمندسازی چرخه اقتصادی تقویت میشود.
اگر دولت نتواند به کودکان در کودکی رسیدگی کند، آنها را از دست میدهد، باید دست کودکان ظلم دیده را بگیرد و با آموزش صحیح تربیت کند و انجام به موقع این کار مساوی با ایجاد جامعه خوب است، باید به کودکان درباره شرایط کشورهای دیگر توضیحات توجیه کننده داد تا گرفتار تبلیغ های وسوسه دار نشوند، تربیت ضعیف کودکان باعث دلبستگی به پوچی و انگیزه بیهوده می شود، شبیه سازی زندگی بهترین روش آموزش است.
دخترها نیازمند دوستی با زنان با تجربه و دوست داشتنی برای راهنمایی هستند، باید عدهای در این نقش باشند تا دختران از مسیر درست منحرف نشوند و به خاطر کنجکاوی و احساسی بودن، در دام کسی اسیر نشوند.
باید این ایدئولوژی جامعه را اصلاح کرد، باید ایدئولوژیهای وارد شده را هم اصلاح کرد، باید عوامل فساد را نابود و خود کنترلی به وجود آورد، چون کشور نتوانسته یک ایدئولوژی غالب برای مردم ارائه دهد، اما از بیرون بسیاری ایدئولوژی پرطرفدار از طریق بازی های ویدیویی، برنامه ها، فیلم ها، کتاب ها و غیره وارد شده است، آیا دولت میتواند این موارد را با کیفیت بهتر خود طراحی کند، میتوان امیدی داشت، هوشمندسازی قدمی برای رسیدن به این هدف است.
نرسیدن به جامعه آن را تبدیل به جای بی ارزش می کند هرچند پیشرفته باشد، دولت باید به اندازه ای فضا و زیرساخت ایجاد کند که بتواند به آن برسند، تا همیشه سالم بماند، مثلاً در درون شهرها فضاهای خالی از سکنه بسیاری وجود دارد اما به سبب مشکلات مالکیتی و بی تدبیری شهرداری، به جای هل مشکل آنجا، شروع به ساخت در بیرون از شهر می کنند و اینگونه باید زیرساخت های بیشتری استفاده شود، با سیستم جدید پیشنهادی طرح میشود اختلافات را سریع حل کرد و مانع چنین اعمالی شد.
دور هم بودن جوانان و فسادهای بین آنان و احساس غرور در جمع باعث ناهنجاری در جامعه است، اما انسانها در تنهایی هیچ غروری ندارند، اگر جوانان را در فضای هوشمند و مناسب قرار داد و آنها را متوجه مسئولیتی کرد دیگر کسی شاهد این اتفاق هنجارشکن نخواهد بود، باید به آنان آموخت که کشیدن مواد با سوزاندن پول فرق زیادی ندارد و فقط خود را مسموم میکنند.
کارمندان حاضر نمی خواهند کسی شغلشان را به چالش بکشد و از هر حربه ای برای حفظ اعتبار خود در پیش چشم رئیس خود استفاده میکنند و انتقاد جامعه را پذیرا نیستند باید فکری به حال این وضع کرد تا شاهد این اتفاقات نبود که پیشنهادها را بدزدند و به اسم خود تمام کنند.
در تلویزیون فقط وقت کمی از یک فرد که مشغول کار است دیده میشود در حالی که جامعه گردی او و رفتارش با خانواده و دوستان را دیده نمیشود، پس نباید گول بازیگری خوب را خورد.
انسان ها نیاز به جمع های شبانه و سالم برای خود دارند، دولت باید زمینه لازم را فراهم کند تا همه به خصوص جوانان به تخلیه انرژی اضافی خود بپردازند تا این انرژی آنها را وادار به تخلیه در مسیر بد نکند، مانند گیم کلاپ، کافه، سفره خانه، مراسم شادی و عزا مورد نیاز و غیره.
12- خلاصه
در این پژوهش که قسمت چهارم طرح هوشمند سازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی است، ابتدا بحث اشتباه مسئولان در سیاست گذاری در زمینه اقتصاد مطرح شد که پیشنهاد میدهد با حذف مالیات بر درآمد و انجام سرمایه گذاری های تولید و مولد میتوان به اقتصادی قوی در کوتاه مدت رسید و با هوشمندسازی تمام فسادها را کنترل کرد، در ادامه بحث کم آبی مطرح میشود که با نصب مدیران اقلیمی برای مدیریت آبخیزداری و مصرف به حل این بحران بپردازند و از مشعل های مراکز استخراج به روش عرق گیری آب تصفیه کنند، برای مدیریت بهتر کشور آمده است که باید سیستم نوینی طراحی شود تا همه مدیران هماهنگ و مفید باشند، یکی از مشکلات مهم عقاید اجتماعی است که با آموزش نوین اصلاح میشود تا تنشها از بین برود، در ادامه بحث میشود که استفاده از تجربه گذشتگان است که باعث پیشرفت میشود و باید هوشمندسازی کرد تا همه تجربیات در دسترس باشد، اینگونه مسئولان دیگر خلاقیتشان هدر نمیرود، همینطور مطرح میشود که آموزش کشور سمی شده است و متاسفانه بزرگان ناخواسته به نسل جدید آنچه را که دشمن القاء میکند می آموزند که باید هوشمندسازی اطلاعات را انجام داد تا برطرف شود، در ادامه بحث حقوق و مالیات است که باید بازنگری شود و حق واقعی کارگران داده تا روحیه سازندگی کشور تقویت شود و هرکس وظیفه خود را انجام دهد تا وقت کسی برای کمک به پیشرفت کشور از دست نرود، باید همه جمعیت کشور در اقتصاد مفید باشند، در ادامه پیشنهاد میدهد که برای اصلاح رفتارهای اشتباه باید فرهنگسازی کرد و با سیستم شبیه سازی در امر آموزش های مختلف کمک کرد تا در ذهن نهادینه شود، اگر دولت جامعه را در مسیر درست قرار ندهد، هرکس چیز پراکنده می آموزد و همین وضع ادامه میابد، باید برای جوانان و شاید همه محیط لازم را فراهم کرد تا احتیاجات خود را برطرف و روحیه جامعه بالا ببرند، در کل هدف این طرح پیشرفت کشور در کوتاه مدت است تا همه مردم نهایت لذت را از زندگی منظم و کم مشکل را ببرند و در آینده نزدیک همه مردم ثروتمند شوند تا به سمت مکانیزه کردن کشور پیش رفت، اگر ایران میخواهد آینده اش در گرو اتحاد با دیگران نباشد باید این معادله را با طرح سیستم جدید برهم بزند تا یکی از قطبهای اقتصادی شود، همانگونه که چین معادله آمریکا را بهم زد، باید همه مردم در اقتصاد ایران سهیم شوند تا هم شادی و رفاه در کنار پیشرفته شدن بیاید.
طرح هوشمند سازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب (قسمت ششم)
۱- چکیده
در این پژوهش به ادامه نکات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی طرح پرداخته میشود که بیشتر بر زندگی مردم توجه دارد، وقتی مردم آنگونه که شایسته است مدیریت نشوند، مردم جامعه سرد و بیروح میشوند، به این صورت که اکثر کسانی که سیاست گذاری غلط آنها را به این سمت کشیده است، فقط به دنبال کسب منافع بیشتر میروند و هم نوعان را به چشم رقیبی میبینند که باید آنها را چپاول و شکست خورده کنند، در این جامعه چون دیگر اعتمادی نیست، هرفرد خود را عاقلترین فرد بر اساس آنچه به عنوان تجربه کسب کرده میداند و از مواضع خود دیگر عقب نشینی نمیکند، اینگونه میشود که وقتی چنین افرادی به مسئولیتهای اجرایی کشور دست پیدا میکنند، فقط باعث از بین رفتن آرمانهای انقلاب در قلب مردم میشوند و به علت غروری که دارند تا لحظه آخر مسئولیت به این تخریب ادامه میدهند، اکنون این سوال مطرح میشود که آیا میتوان چنین جامعه ای را بازسازی کرد؟ آیا میتوان جامعه ای ساخت که آرمانهای انقلاب را در آن توسعه داد؟ در جواب میتوان گفت که این طرح اگر تمام قسمتهای موجود آن مطالعه شود، دارای نکات بسیار ریز در تمام زمینه ها است که میتواند جامعه ای پویا و انقلابی را تحویل دهد که دیگر هیچ انسان فاسدی در آن فرصت حضور پیدا نکند، این طرح سیستمی جدید متناسب با زمان حال و آینده ارائه میدهد تا به مرور همه چیز در مسیر صحیح خود قرار بگیرد، یک کشور زمانی میتواند برای مردم تنوع و انگیزه ایجاد کند تا در تمام زمینه ها مردم مشارکت داشته باشند.
کلیدواژه: مشارکت مردمی، اجتماعی، اقتصادی، زندگی، سیستم جدید
2- Abstract
In this study, the social, economic and political points of the plan are continued, which pays more attention to people's lives. Pulled in this direction, they only seek to gain more benefits and see their fellow human beings as competitors who must be plundered and defeated. In this society, because there is no more trust, each person is the wisest person based on what is experienced He knows that he has gained and he does not back down from his positions, it happens that when such people achieve the executive responsibilities of the country, They only destroy the ideals of the revolution in the hearts of the people and because of their pride they continue to be responsible for this destruction until the last moment, now the question arises whether such a society can be rebuilt? Is it possible to build a society in which the ideals of the revolution can be developed? In response, it can be said that this plan, if all its existing parts are studied, has very small points in all fields that can deliver a dynamic and revolutionary society in which no more corrupt human beings will be present. This plan is a new system. It fits in with the present and the future to get everything in the right direction over time, This plan provides a new system appropriate to the present and the future so that everything is on the right track over time. A country can be successful in all fields, especially cultural and religious, when it creates diversity and motivation for the people.
Keywords: political, social, economic, life, new system.
۵- مقدمه
زندگی اجتماعی افراد زمانی اثربخش است که فرد این احساس کند که می تواند به طور موثر در سیاست شرکت کند و همچنین نظرات وی برای دولت ارزشمند است، که این یک پیش زمینه مهم برای فعالیتهای سیاسی متعدد مردم است که برجسته ترین آنها رای گیری است. فراتر از منابع فردی، شواهد فزاینده ای وجود دارد که نشان می دهد سیاست های اجتماعی برای نابرابری ها در اثربخشی سیاسی نیز اهمیت دارد، تا راه هایی را که سیاست های اجتماعی می تواند باورهای ذهنی مردم را در مورد نقش آنها در برابر دولت ترویج یا مانع از آن شود، برجسته کند. وقتی افراد با زمینه سازی مناسب دولت در قالب ایجاد امکانات و شرایط لازم برای مشارکت مردمی برخوردار باشند، مردم حس بهتری در زندگی پیدا میکنند تا در تمام زمینههای اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، علمی و غیره فعال باشند و به ابداعات جدیدی دست بزنند که نتیجه آن پیشرفت کشور است، اما اکنون در جامعه فقط یک درصد مردم مشارکت مستقیم دارند و این عدم مشارکت عمده مردم جامعه باعث از دست رفتن فرصتهای بسیاری در صحنه رقابت جهانی میشود، متأسفانه عادت بدی در جامعه رواج پیدا کرده است که فقط در زمان انتخاباتها مردم دعوت به مشارکت میشوند و این طبیعی است که وقتی مردم تبلیغات دولت را با تبلیغات مخالفان نظام مقایسه کنند، از رأی دادن امتناع کنند، چون مخالفان از عدم مشارکت بزرگ مردم در طول سال، علیه دولت استفاده میکنند و آنها را منصرف میکنند، آنقدر که این عدم مشارکت در ذهن مردم تاثیر گذار است، هیچ تحریف و بدنامی در رابطه با دولت تاثیر گذار نیست، اما اگر دولت سیستم بهتری در کشور پیاده کند میتواند مشارکت مردم را به صد درصد هم برساند، اگر امکانات و تنوع لازم را اعمال کنند، این طرح پیشنهاداتی را با ورود به جزئیات ریز جامعه ارائه میدهد که بسیار زیاد در بهبود زندگی مردم و مشارکت آنها موثر است، در سیستم کنونی از مراجعه بالای مردم به رئیس جمهور، نمایندگان مجلس و دادگستریها برای شکایت مشخص است که عدالت به درستی اجرا نمیشود و متأسفانه مسئولان کوچک جامعه فقط به افرادی امتیاز و اهمیت میدهند که در رسیدن آنها به پست خود کمک کرده اند و درآمد بالایی دارند، که این خود منبع تغذیه چرخه فساد است و باید سیستمی طرح شود که مناسبات فساد را ریشه کن کند تا مسئولانی که قصد گرفتن سمتی دارند، هدفشان فقط خدمت به مردم باشد و بدون هیچ فکر دیگری و قائل شدن تبعیض به وظیفه خود بپردازند، مردم دوست دارند مستقیم در سیاستگذاری و تصمیم گیری محلی شرکت کنند، این تعاملات مثبت و حتی منفی مردم با خدمات و امکانات عمومی است که تصورات آنها را برای بالا رفتن مشروعیت دولت شکل میدهد، وقتی مشارکت باشد جنبه های منفی دولت هم تاثیر مثبت خواهد داشت، اما زمانی که مشارکت نباشد مردم مسئولان را هر چه قدر هم خوب عمل کنند، باز هم به فساد متهم میکنند و اینگونه کارآیی شخصی مسئولان کم میشود و کارآیی سیاسی آنها را هم پایین میآورد.
۶- اجتماعی
اگر با انسان کاری شود که آرزوی مرگ کند دیگر قابل کنترل نیست و میتواند هر کاری بکند و خسارت بسیاری را به بار آورد، همانگونه که زمانی که اعتراض در کشور رخ میدهد، این گونه افراد با تحریک دشمنان وارد خیابان میشوند و شورش به پا میکنند، با هوشمندسازی میتوان آنقدر رفاه و سرگرمی ایجاد کرد که دیگر کسی افسرده و ناراضی نباشد که به چنین مرحله ای برسد.
موفقیت یک سفره، نه مقصد نباید جلوی آخرین موفقیت خود نقطه گذاشت بلکه ویرگول باید گذاشت چون تا زمانی که مرگ برسد، موفقیت میتواند تداوم داشته باشد، اگر برای مردم ظرفیت و زمینه لازم ایجاد شود آنها میتوانند موفقیت زیادی را کسب کنند، مردم با هوشمندسازی میتوانند به اطلاعات لازم برای داشتن تجربه و ثبت ابداعات جدید را دارند.
باید از فرهنگ انبار کردن وسایل زندگی جلوگیری کرد، در تمام خانواده ها مشاهده می شود که وسایل می خرند و بلااستفاده در کمد ها می گذارند، بیش از ۵۰ درصد وسایلی که تولید می شود، حتی یک بار در سال هم استفاده شاید نشوند، این امر را هم با اقتصاد مشارکتی در هوشمند سازی می توان حل کرد، یعنی کسی که وسیله ای دارد برای اجاره در معرض دید میگذارد، این گونه هم نیاز آن هایی که وضع مالی خوبی ندارند برطرف می شود و هم وسایل یک منبع درآمد میشوند.
همه فیلم ها، داستان ها و برنامه ها تکراری هستند مثل انسانها که در قرن عوض میشوند باید راه درست را پیدا کرد، بشر همیشه فکر میکند که زندگی این قرن از انسانهای قرون گذشته بهتر است، اما با کمی نگاه به تاریخ می توان فهمید که امکانات کنونی آن زمان ها هم بوده است تنها تغییری که در آن ها به وجود آمده این است که آنها را کارا تر و هوشمندسازی کردند.
زندگی آپارتمانی بدترین نوع زندگی است که باعث برهم خوردن آسایش و تجاوز به حریم شخصی است و فقط به کا کشور های فقیر میآید که میخواهند شهرها پهناور نشود تا مصرف کمتر شود اما تاثیر چندانی هم ندارد، ولی زندگی تک ملکی بهتر است چون هرکس می تواند در مورد بنای خود راحت تصمیم بگیرد و ساخت و ساز کند، آسایش بسیار بیشتری وجود دارد، باعث توسعه فضاهای سبز می شوند و بسیاری دیگر، اما مشکل مهم این است که در تخصیص منابع احتمال زیاده روی وجود دارد، مدیریت شهرها سخت تر می شود، اما با سیستم جدید مدیریتی می توان این مشکل را حل کرد و هوشمند سازی هم می تواند از اسراف جلوگیری کند، تقریباً یک طرح بینقص میشود.
اینکه ما فکر میکنیم همه مردم آمریکا پولدار هستند اشتباه است، چون که حقوقشان به اندازه زندگی معمولی خودشان است و برتری پول آنها دلیل قدرت انتخاب بیشتر و لوکس تر نیست، درآمد مردم در آمریکا بسیار پایین است و خیلی از مردم در مخارج زندگی و کسب امکانات عاجزند و از خیریه کمک میگیرند، آنها هم همین سطحهای زندگی را دارند، شاید یارانه هایی که مسئولان کشور به مردم میدهند بیشتر باشد، اما علت بهتر بودن آنها تفاوت مدیریت است، مسئولان آنها برنامه های هزار ساله می بندند، اما مسئولان کشور چهار یا پنج ساله برنامه میبندند، مسئولان آنها زندگی مردم کنونی خود را در اولویت بهبود می بخشند، اما مسئولان کشور به فکر نسل های بعد خود هستند، نسل های بعد با این روشی که کشور جلو می رود، باید هر نسل کشور را از ابتدا بسازد، این آنقدر ادامه پیدا میکند تا سرمایه کشور تلف شود، باید مسئولانی که به صورت چشم اندازی به آینده نگاه میکنند از مسئولان رسیدگی به مشکلات مردم جدا باشند، آینده گان راه خود را پیدا خواهند کرد و نیازی به تفکر ناقص مردم این زمان ندارند، همانگونه که اکنون اهداف گذشتگان بی معنی شده است و آنها را تمسخر هم میکنند، حتی اگر بشود گفت که این مسئولان به فکر آیندگان هم هستند، سخت در اشتباهند، چون آن چیزی که در آینده قرار است به وقوع بپیوندد را اصلاً از آن اطلاعی ندارند و دارند محافظه کارانه عمل می کنند.
میلیاردها انسان اکنون وجود دارند ولی حرف یک نفر هم میتواند زندگی آدم را زیر و رو کند چه تاثیرش مثبت یا منفی باشد، اما اگر یک معیار مشخص برای انسان ها وجود داشته باشد آنها می توانند بدون گمراهی راه درست را پیدا کنند، هوشمند سازی یکی از این راه حل ها است.
احتیاج به محبت باعث میشود که انسانها مخفی کار شوند باید توانست بین کار و زندگی رابطه خوبی برقرار کرد، چون اگر به خانواده خود محبت لازم نتوان رساند، آنها آن محبت را از هر کس که ببینند به او جذب می شوند و اگر آن محبت وارد حریم شخصی افراد شود، مسلماً اشخاص آن را از خانواده خود پنهان خواهند کرد، تا توبیخ نشوند.
ظالمان در مناطق خود مانند هیولاهایی هستند که زندگی مردم را به خطر میاندازند، آنها که دیگر اعتقادی به خدا و قیامت ندارند شروع به چپاول مردم و برهم زدن اقتصاد میکنند، هدف آنها جمع آوری ثروت و اطرافیانشان است، آنها دنیا را میدان جنگ میبیند که باید قبیله خود را بالا ببرند به همین علت است که اگر دست اینها به مشاغل دولتی برسد شروع به وارد کردن مردم قبیله خود به آن شغل می کنند، وارد شدن به مشاغل در کشور هم زیاد برایشان سخت نیست فقط کافی است کمی منافق بازی در بیاورند و چیزهای خاصی را که به آنها میگویند حفظ کنند، باقی کار را مسئولان ظالم خواهند کرد، اما این نکته را هیچ وقت نباید فراموش کرد که دنیا با تقدیر الهی جلو میرود و هر چه اتفاق میافتد امتحان اوست، اگر قرار بود دنیا محل آسایش باشد آن را این گونه طراحی نمی کرد، همه جزای کار خود را خواهند دید و آنها که در حقشان به خاطر مصلحت ظلم شده حتماً برایشان حساب و جبران خواهد شد.
ساخت زندگی جدید برای بازنشستگان و پیرمردهایی که باید جدا شوند تا افسرده نشوند، تمام بازنشستگان انزوا و ناراحتی های شدید می شوند چون بعد از بازنشستگی دیگر هدفشان را از دست میدهند، اختیاراتی که داشتند را، حتی نمیتوانند از جلو در همان سازمانی که کار میکردند بی دلیل رد شود، آنها دوست دارند دوباره به کار خود بازگردند اما در قانون چنین امکانی نیست و فقط تعداد کمی می توانند وارد انتخابات، امور شهری و سیاست شوند، با سیستم جدید مدیریتی میتوان برای تمام بازنشستگان سرگرمی و وظیفه ایجاد کرد تا خود را در این اوقات مشغول کنند، آنها حاضرند بدون هیچ چشم داشتی این کارها را انجام دهند و در نوع خود برای آنها ترفیع هم هست.
پولدارها آپارتمان نمیخرند و میسازند تا به فقرا بفروشند و درآمد کسب کنند و جالب اینجاست که فقیرها هم آپارتمان دوست ندارند در آپارتمان زندگی کنند، مگر مجبور باشند یا سود داشته باشد، پس چرا دولت میگذارد با ساختن آپارتمان به مردم ظلم کنند و آسایش آنها را بگیرند، جالب اینجاست که خود دولت هم مسکنهای ملی را آپارتمانی میسازد، آیا نمیدانند که نفرین مردم دامان آنها را خواهد گرفت؟ آیا خودشان حاظرند در آپارتمان زندگی کنند؟ چرا باید این ظلم به مردم شود؟ آیا دولت به حدیث: هیچ مسلمانی در حکومت اسلامی نباید ضرر ببیند، توجه میکند؟ پس در این سیاست باید بازنگری شود.
ناچیزترین هنجارشکنی یک فرد میتواند زندگی هزاران نفر را تباه کند نباید حتی از کنار کوچکترین ناهنجاری بی تفاوت گذشت، حتی یک سنگ در میان راه هم میتواند دردسر بزرگ ایجاد کند، اصلی ترین دلیل ایجاد انگیزه ناهنجاری، مهربان نبودن مردم در جامعه با هم است، وقتی در جامعه همه همدیگر را تحقیر کنند مسلماً این به یک عقده تبدیل شده و دامان همه را خواهد گرفت، بهترین راه خفه کردن ناهنجاری در نطفه، سیستم جدید مدیریتی و هوشمندسازی است.
فرق یک فقیر و ثروتمند در استفاده از زمان است، فقیر باید وقت بیشتری بابت تداوم زندگی بگذارد تا مشکلاتش را در طولانی مدت حل کند و دیگر وقت جمع کردن سرمایه بیشتر از حل معیشتش بدست نمی آورد، اما ثروتمند زمان را میخرد و سریع پیش می رود و آن قدر وقت اضافه می آورد که میتواند ثروتش را چندین برابر کند.
استفاده زیاد یککالا که دامداران تولید میکنند مانند شیر و مرغ محلی توسط مردم موجب رونق زندگی تولید کننده میشود، اگر مردم محصولاتشان را مستقیم از خود تولیدکنندگان خرد بگیرند، دیگر کسی شاهده گرانفروشی شرکت های بزرگ نمی شود، چون تعداد رقیبان زیاد شده و ارزان بودن مهمترین اصل فروش کالا است.
حامی نبودن زن و مرد از هم و کم تحملی در مشکلات علت اصلی اختلافات است، از بین بردن بی وفایی و خودخواهی زنان و مردان، می تواند طلاق و حتی اختلافات را هم شدیدا کاهش دهد، فقط کافیست سیستم جدید مدیریتی و هوشمند سازی را طبق نوشته های طرح پیروی کرد، تا شاهد از بین رفتن این مورد و دیگر ناهنجاری ها شد.
۷- زندگی انسانها
درست است که برده داری به ظاهر برداشته شده است اما انسانها هنوز بردهاند، فقط اسمش و امکانتش گول زننده است، این روزها کمدرآمدها برده ی برده ها هستند، یعنی برده داری طبقاتی شده است تا احساس حقارت کم شود، انسان ها هیچ وقت نمی توانند از نظام بردگی خارج شوند چون تا زمانی که ثروتمندان وجود دارند این نظام هم ادامه دارد، زمانی می شود همه شاه خود باشند که سیستم جدیدی طراحی شود که عدالت را تضمین کند.
کودکان و پیران را نباید رها کرد چون نیازمند واقعی اند اگر افراد بی پناه را در نیافت، برده شروران میشوند چون شرورها فکرشان اقتصادی است نه خصیصانه و گزینشگر، و از نیازمندان حداکثر بهره میبرند، آنها کودکان را از دولت می ترسانند تا مبادا به دولتنا ببرند آنها را آنقدر با صحنه های بد مختلف، از دولت متنفر میکنند تا همیشه از دولت فراری باشند، با رفتار بد ماموران دولتی با این قشر ها آنها به این باور بد بودن میرسند و خلافکار میشوند، به همین علت هیچ زمان دیگر امیدی به بازگشت آنها نیست.
انسان ها خواسته یا ناخواسته در جنگ با هم حضور دارند، این جنگ بر سر همه چیز است، اقتصاد، ورزش، دین، ایدئولوژی، حکومت، دولت، تصاحب بازار، اموال و بسیاری موارد دیگر است، در این جنگ همه در عین دوستی و کنار هم بودن همه به دنبال شکست هم هستند، در این جنگ هرکس نقشی دارد عدهای دوست، خائن، برده، پیرو و دشمن هستند، دوستان همراهی میکنند، خائنان به دنبال همراهی و بعد رقابت، بردگان فقط اطاعت میکنند، پیروان کورکورانه دنبال میکنند، دشمنان هم فقط منتظر اشتباه هستند، هرکس با هدفی میجنگد، این جنگهای کوچک و بزرگ همه به خاطر تربیت اشتباه صورت گرفته است، اما اگر سیستم هوشمند شود میتوان همه را در مسیر درست قرار داد تا هرکس شاهانه زندگی کند.
درست است که دیگر دوره برده داری گذشته و مردم آگاه شدند و به بردگی برنمیگردند، اما بسیاری از حکومتها مانند دموکرات ها شیوه نوین برده داری را دارند، که اکثر برده ها حس خوبی دارند، نباید فریب این زیبایی خورد و به دنبال تقلید از غرب بود، مردم به سیستمی نیاز دارند که آنها را به سمت زندگی آزاد هدایت کند، درست است که هنوز جامعه جهانی آماده چنین رویدادی نیست، اما اکنون وقت شروع قدم گذاشتن در این راه است، چراکه دنیای بدون مرز و دولت به زودی محقق میشود و هرکس که سرمایه دار باشد ارباب میشود، اما اگر سیستم جدید در کشوری با اهداف متعهدانه به خدا اجرا شود، مسلماً الگوی آیندگان خواهد بود و جهان شاهد ریشه کن شدن ظلم به مستضعفان میشود.
در جوامع امروزی مردم بی هنر و برده شده اند، آنها فقط برای بدست آوردن شغلی که آنها را به زندگی متوسط تلاش میکنند و بعد از آن هم هرکس موفق بشود برای کمی پول بیشتر به شغل دوم میپردازند، در آخر بازنشستگی هم به آنچه میخواهند نمیرسند، چون آنها به کارهای غیرمولد پرداختند و ارزش پول ملی را خود آنقدر کم کردند تا به هیچ نتیجه ای نرسیدند، اما اگر دولت از این پتانسیل مردم در کارهای مولد استفاده کنند و آنها را در مسیر درست بگذارند، همه شاهد گرفتن نتیجه مطلوب هستند.
مردمی که کشور خود را از دست بدهند دیگر هویت ندارند، مانند یهودیان که زیر سلطه دیگران برده بودند چون هیچ کشوری به یک یهودی هویت نمیداد، که این مسئله میتواند بر رفتار کنونی آنها تاثیر گذاشته باشد که تا این حد به دیگران ظلم میکنند، اگر مردمی بخواهند فریب دشمنان را بخورند و با کشورشان مخالفت کنند، مسلماً با هویت خود بازی میکنند و زمانی که دشمنان پیروز شوند، همان فریب خوردگان برده میشوند، دشمنانی که به مردم خودشان رحم نمیکنند چگونه به یک بیگانه رحم کنند، با بازسازی سیستم کشور میتوان همه را یک فرد وفادار به هویتشان کرد.
حریص بودن انسان باعث میشود به خدا توکل و اعتماد نکند و فقط به جمع آوری سرمایه بپردازد و نه خود استفاده لازم را میبرد و نه میگذارد دیگران بهره ببرند، اگر دولت فقط کمی وقت برای سیستم جدید بگذارد همه چیز درست میشود.
انسانها در هر لحظه از شبانه روز زندگی حال مختلف دارند و حریصان منتظر به دام افتادن آنها در حال خوش هستند، نباید جدیت رفتاری را فراموش کرد و در خوشحالی به کسی فرصت دوستی طمکارانه داد، مخصوصا برای زنان که یکی از عوامل اصلی برای سوءاستفاده هستند، اگر سیستم جدید اعمال شود تمام مردم میتوانند در پوششهای امنیتی مختلف زندگی کنند و نگران امنیت خود نباشند.
باید فقرا را تشویق به عهده داری کارهای ساده کرد، خیلی از این مشاغل که دولت به دست کسی می سپارد، نیازمند نیروی بسیار مهمی نیست و یک فرد ضعیف هم می تواند آن را انجام دهد، به جای آن که افرادی که قابلیت های بیشتر دارند را به این کارهای ساده مشغول کنند، آن را به کسانی بدهند که بر سر چهارراه ها یا در کوچه ها گدایی می کنند، با هوشمند سازی میتوان از انسانهایی که واقعاً نیازمند هستند باخبر شد، و خیریه مخصوص به آن ها تخصیص داد تا کمبود آنها را برطرف کند، این عمل فقط مدیریت صالح می خواهد تا فقرا تشویق به کار کردن شوند.
جوانان برای ازدواج مشکل همزیستی دارند، آنها باید راه را پیش بگیرند که بتوانند همزیست مورد نظر خود را پیدا کنند، مردها به دنبال صورت و بدن زیبا هستند و زنان به دنبال پول و بعد از آن زیبایی چهره هستند، معمولاً هیچکس به اصل ماجرا اخلاق اهمیت نمی دهد و همه از طرف مقابل توقع دارند، با هوشمند سازی می توان از ابتدای تربیت انسانها را کنترل کرد و آنها را تا ازدواج و بعد از آن هدایت کرد و مشکلات زندگی زناشویی را برطرف کرد.
۸- اقتصاد مردم
درسته پول برای خرج کردن است ولی نباید مردم چپاول شوند که به خاطر خرجی دیگر قید چیزهای دیگر را بزنند، آموزش فرهنگ استفاده از پول بسیار برای مردم مهم است، تا مردم زندگی را برای هم سخت نکنند، بهترین راه برای دولت تامین نیازهای ماهانه مردم است، نه دادن یارانه بی هدف که در آخر هم به مردم کمکی نمیکند، چون با مقدار کمش نمیشود حتی یک وعده غذا هم تامین کرد، اما اگر در سیستم جدید مردم گروهبندی شوند و عده ای یارانه گروه را دریافت و این مبلغ را در تامین نیازهای ضروری استفاده کند، مردم بهتر بهره میبرند و هوشمندسازی میتواند درآمد لازم را برای تکمیل سیستم فراهم کند.
پول حرص می آورد و خرج نمی شود، باید فرهنگ نگهداری پول را با دعوت به شرکت در سرمایه گذاری های کوچک تولیدی از بین برد، همین پول های کوچک کنار هم میتوانند یک واحد تولیدی برای تامین نیاز اساسی مردم محله ها ایجاد کند، تا آن کالا با احتساب شراکت افراد در ساخت، ارزان شود.
بعد از مرگ مشکلات، نگرانی پول و حرص نیست، اگر مسئولان برای آینده بهتر بخواهند مردم کنونی را فدا کنند، فقط در حق مردم ظلم کرده اند، هرکس مسئول زمان خودش است و باید در لحظه زندگی کند، آن کسی که دنیا را آفریده است آینده را میسازد، مسئولان وظیفه دارند از این فرصتی که خدا در آن لحظه به آنها عطا کرده استفاده کنند تا مشکلات آن لحظه را حل کنند، این امتحان آنهاست، نباید خود را مشغول وظایف آیندگان کنند، وقتی زمینه کشور قوی باشد آیندگان به راحتی راه را ادامه میدهند، اما آنها سلیقه و امکانات متفاوت دارند و نظر گذشتگان را نمیپسندند، همان گونه که مردم حال کار گذشتگان را نمیپسندند.
متاسفانه دزدی های ناشی از فقر و جرم های ناشی از حرص و حسادت در یک کشور نشان دهنده ضعف سیستم است، آن کشور نتوانسته به نیازهای آموزشی رسیدگی کند و در نتیجه نسل جدید در پیدا مردن علاقه شغلی خود ناکام ماند است و از راه اشتباه میخواهد به مقصد برسد، اما زمانی که نسل جدید در سیستمی جدید که همه جوانب را کنترل میکند قرار بگیرند، دچار فقر در زندگی و فکر نمیشوند و جرم رخ نمیدهد، مشکل اساسی آموزش این است که به مردم نمی آموزد که در مسائل حیاتی چه کار کنند، فقط تمرکز را بر کتب درسی میگذارند.
مردم همه چیز را به سیاست دولت ربط میدهند، اما نمیدانند که خودشان با حرصی که دارند باعث فساد میشوند، وقتی مردمی که فساد مسئولان یا اطرافیان را میبینند و با رشوه یا از ترس سکوت میکنند، باید مطمئن باشند که این دامن یک ملت را میگیرد و موجب تفرقه میشود، انسانها همیشه فقط افراد اطراف خود را میبینند و آنها را به افراد با مهارت تر جدید ترجیح میدهند، اما اگر سیستم محله محور شود مردم عادلانه تر تصمیم میگیرند که چه کسی شایسته است و فضای لازم برای کار وجود دارد، که با هوشمندسازی تمام نواقص هم حل میشود.
علت معتاد شدن افراد کمبود وقت، پرکاری و بیکاری، حرص پول، ساعت کاری زیاد، فرار از خواب، رهایی از درد، افزایش تمرکز، ترس از بیماری و غیره است، میتوان در سیستم جدید برای جلوگیری از این امر به همه در زمینه تنظیم حقوق و هدایت شغلی که مناسب چنین افرادی انجام داد، با کارآفرینی و تقسیم درآمدی جدیدی که با هوشمندسازی ایجاد میشود، پتانسیل آنها هدر نمیرود.
رفع دروغ از روی حرص افراد، بسیاری از فروشندگان سعی میکنند تا میتوانند حتی با دروغ هم که شده بر قیمت کالای خود بیفزایند، اینگونه علاوه بر دیگران، به خود هم ضرر میزنند، چراکه هرکس میخواهد با دروغ هم مال از دست رفته را جبران و هم سود کند، اینگونه زنجیره ای برای گران فروشی ایجاد میشود و هرسال بزرگتر هم میشود تا چرخه تولید کشور را متوقف کند، اما با هوشمندسازی میتوان قیمتها را ثابت نگه داشت، حتی از رکود، تورم و نقدینگی هم جلوگیری کرد، که در نتیجه تولید سال به سال کنترل شده افزایش میابد تا خودکفایی ایجاد و حتی صادرات هم بشود.
بسیاری از تاجران بعد از صادرات کالا، درآمد خود را به علت مالیات و تورم به کشور باز نمیگردانند و تحریم را بهانه میکنند، در حالی که دور زدن تحریم آسان است، آنها درآمد را در بازارهای جهانی سرمایه گذاری میکنند تا اقتصاد کشور را ضعیف و خود سود کنند، با هوشمندسازی میتوان صادرات را با سهیمه بندی تولید چنان کنترل کرد تا اقتصاد بهبود یابد، به این صورت که همه کسانی که علاقه به تولید دارند شروع به تولید میکنند تا به سطح صادرات برسند و مثلاً در قبال هر حجم صادرات بیست درصد را به دولت ببخشند تا نیاز داخلی برطرف شود، صادرکنندگان میتوانند از تجهیزاتی که در سیستم جدید دولت کسب میکند، استفاده کنند و امنیت برای کالای خود را در سراسر جهان بدون نیاز به استخدام نیروی امنیتی، ایجاد کنند.
باید قیمتها را کنترل کرد نه پول بیشتر چاپ کرد، تا زمانی که ارزش پول ملی وابسته به قیمت ارز است نمیتوان امیدی به بهبود اقتصاد در کوتاه مدت داشت، اما اگر از ارزهای بدون پشتوانه مانند ارزهای دیجیتال استفاده کرد، میتوان قیمتهای با ثبات و درآمد مناسب برای تامین نیاز در لحظه داشت، باید سیستم معاملاتی جدیدی ساخت که به اقتصاد بینالمللی ربطی نداشته باشد و هرچه تورم و رکود ادامه پیدا کند، به معیشت مردم آسیب نمیزند، اینگونه دولت با ثبات قیمت ترس قاچاق به خارج را دارد، که این در نوع خود کمک به تولید است و میتوان با با قاچاقچیان کنار آمد تا منصفانه صادرات کنند و اینگونه کشور به خودکفایی هم میرسد.
خرج بیرویه پول در موارد بیخود اسراف است، دولت در بسیاری موارد از موجودی تولید داخل اطلاعی ندارد و دست به واردات میزند یا میداند و میخواهد برای مبارزه با دلالان وارد کند، در هر صورت هر واحد واردات یک ضربه به اقتصاد کشور محسوب میشود اگر در مقابلش صادرات نشود، اما دولت اگر واقعاً دلسوز مردم بود با هوشمندسازی ساده، موجب سهولت کار برای تولیدکنندگان میشد تا موجودی خود را ثبت و دولت قیمت گذاری کند تا دست دلالان کوتاه شود، در سیستم جدید تمام مراحل از قبل تولید تا بعد از مصرف کنترل میشود تا یک واحد پول هم گران فروشی نشود.
۹- سیاسی
اعتبار گذاشتن در کارهای باشکوه و نمونه باعث کمک به دفاع میشود، دفاع از کشور فقط به ساخت سلاح و استخدام نیروی نظامی نیست، میتوان با سرمایه گذاری بر نبوغ همه مردم، به تجهیزاتی دست یافت که حتی نیاز به کشتن کسی ندارد، امروزه علم آنقدر وسیع شده است که میتوان با ساخت تجهیزاتی ناچیز، دشمنان را کنترل و متوقف کرد، بدون آنکه خونی از دماغ کسی سرازیر شود، میتوان با اعتبار گذاری بر روی، سلاح بیهوش کننده، کورکننده موقت و غیره، یک شورش را در هم شکست و حتی یک کشور بدون خرابی فتح کرد، برای بالا بردن دفاع کشور، ارسال ماهواره یا هواپیماهای شناور و هوشمندسازی، میتواند کمک بسیار مهمی باشد.
جاگذاری موارد اضطراری در بحرانها مهم است، مدیران متخصص و نخبه، در بحرانها شناخته میشوند، نه با یک امتحان پر از خطا در طرح سوال، معیار نامناسب و شرایط خاص، این طرح کودکان را از همان کودکی در کنار مشاغل و مهارتها میبرد و محیط شبیه سازی شده در اختیار آنها قرار میدهد، تا علاقه خود را پیدا و مهارت خود را پرورش دهند، نه مثل اکنون که کودکان، هجده سال از عمرشان گذشته، هنوز راه خود را پیدا نکرده اند، باید بخاطر تحمیل کنکور مسیر زندگیشان را کلا تغییر دهند و به دنبال کسب مهارت تحمیلی با استادانی که خود آنها هم علاقه به کارشان ندارند، معلوم است که نتیجه سال به سال بدتر میشود، باید سیستم آموزش و مدیریت کشور عوض شود، تا نتیجه ای مثل بحران کرونا پیش نیاید.
فتح دلهای مردم به جای کشتن قلبها چون ذاتا وفادارند، همه مردم فقط محیط کوچک اطراف خود را اول میبینند و زمانی که مسئولیتشان بزرگتر شود، این محیط هم بزرگتر میشود، و آنها از محیطشان در برابر خطرهایی که تهدیدش میکند، دفاع میکنند، حال این خطر از دوست یا دشمن یا طبیعت باشد، آنها اول محیط خود را میبینند و بعد محیط دیگران، یک مدیر باید راهبردی پیش بگیرد که این محیطها امن تر و شادتر شود، وقتی یک فرد ببیند که مدیری میتواند این وظیفه را به خوبی انجام دهد، با تمام وجود از او حمایت خواهد کرد، اما مدیری که شکست میخورد و دوباره وعده میدهد، بلاخره این شانه خالی کردن ها هربار، قلبهایی را میشکند، و از مشروعیت او کم میشود و شاید غیر قابل بازگشت هم باشد، فقط مدیری میتواند در قلبها باشد که امنیت محیط مردم را تضمین کند و دروغ نگوید.
یک لحظه غفلت خسارت جبران ناپذیری دارد، مشابه این جمله خیلی وقتها مطرح میشود، مدیری که نتواند اتفاقات مختلف آینده را پیشبینی کند و تدبیری اندیشه کند، در یک لحظه مدیریتش زیر سوال میرود، حتی اگر بهترین مدیر باشد و بتواند مردم زمانش را فریب دهد تا از مسئولیت حوادث فرار کند، تاریخ نام او را لعنت خواهد کرد، یک مدیر باید برای هر امر تیمی داشته باشد و این تیم ها همیشه باید فعالیت داشته باشند، نه وقتی که بحران ایجاد شده باشد، آنها تازه به تحقیق و پیدا کردن راه حل بپردازند، یا نباید این مدیران حقوق دریافت کنند تا بحران پیش بیاید، بعد که وارد عمل شدند، حقوقشان پرداخت شود، یا اگر حقوق میخواهد، تا لازم است نیرو استخدام و برای اطمینان از فعال بودنشان، بازرس استخدام کند تا هیچ غفلتی صورت نپذیرد، اگر بحث بودجه و حقوق هست، هزاران نفر هستند که برای حتی رایگان انجام دادن کاری آماده هستند، حتی میتوان از اعضای خانواده های استخدامی استفاده کرد، با هوشمندسازی طرح، میشود به نتیجه ای رسید.
با محبوبیت بالا حتی بدون غذا هم زندگی جلو می رود، مردم نه طمع کار به دنیا آمدند و نه هیچ چیز دیگر، مردم فقط میخواهند بدانند برای چه به دنیا آمده اند و باید چه کار کنند، این خود والدین و معلمان و جامعه است که به آنها خصلت بد را می آموزد، آنها که نمیدانند فرق آهن و طلا چیست، این آموزش اشتباه و ناقص است که انسانها را به خوی بد هدایت میکند، اگر به فرزندان به بهترین شکل انسانیت را آموزش داد و بعد به سراغ آموزش تخصص رفت، میتواند تاثیر بالایی در تلاش آنها در بزرگسالی بگذارد، ابتدا باید زبان فارسی و انسان شناسی را آموزش داد، بعد سراغ ریاضی، فیزیک، ادبیات و غیره رفت، کودکی معمولی که هفت سالگی به بلوغ میرسد، آیا شایسته است که به جای شناخت خود و زبانش، به درسهایی که کاربرد کمی در کودکی او دارد بپردازد، او اول باید علاقه پیدا کند بعد وارد کارزار علم شود.
بالا بردن سطح دفاع امری واجب است اول خود را مجهز میکنند، بعد از تکمیل نیروی لازم، به همسایه کمک رسانی میشود، نباید فریب وجود سازمانهای بین المللی را خورد، آنها قدرت لازم برای جلوگیری از درگیری دو کشور را ندارند، امروزه به خاطر اینکه کشوری مثل آمریکا در ظاهر قدرتمند به نظر میرسید، میتوانست در کشورهای دیگر نیرو قرار دهد تا هم کارآفرینی کرده باشد و هم اقتصادش را گسترش دهد، اما سال به سال این برنامه تبدیل به هزینه شده است و آمریکا را مجبور به عقب نشینی کرده است، چون نمیتوان همیشه قدرت را حفظ کرد، کشورهای دیگر هم باید درس بگیرند، و در کشورهای فقیر با مردم جاهل سرمایه گذاری نکنند، چون به وقتش آنها را بیرون خواهند کرد، در تاریخ همیشه همینطور بوده است که ضعفا با قدرت یافتن، جلوی حامی خود قد علم میکنند، باید در تقسیم سرمایه گذاری و بستن اتحاد با چنین کشورهایی محتاط بود، اما سرمایه گذاری در کشورهایی که ترس از کاهش قدرت دارند، میتواند مفید باشد چون آنها فقط رابطه برابر را میخواهند و توقع خیرات از کشوری را ندارند، اگر ایران به پیشرفت جامع برسد، میتواند قراردادهای آمریکا و متحدانش، در کشورهای خاورمیانه را به نفع خود تغییر دهد، و شاهد عقب نشینی مهمی از ناحیه غربی ها باشد، اما نباید شرق را هم فراموش کرد، که در هر عقب نشینی آمریکا، آنها توانایی نفوذ و گسترش بیشتری پیدا میکنند، روزی میرسد که چین همین نقش آمریکا در جهان بازی خواهد کرد، و تا قیامت این چرخش قدرتها ادامه دارد، همانگونه که در گذشته بوده است.
بیرحمی جامعه دموکراسی، اقلیت را در مقابل اکثریت نادیده میگیرد و حق را پایمال میکند، در بسیاری کشورها این اتفاق سبب عقب افتادن از پیشرفتی که میتوانست در آن سالهای حیاتی صورت بگیرد شد، در سیستم مدیریت کشور باید مردم گروه بندی شوند و سرپرست گروه خود را انتخاب و همینگونه سلسله مراتبی آمر، منطقه دار، خادم، معاونان استان، استاندارها و رییس جمهور انتخاب شوند، بدون اینکه لازم باشد هزینه اضافی صورت بگیرد کشور به مدیران لازم و لایق میرسد، نه اینکه پول، قومیت و سابقه شکستها ملاک نامزد برنده شود، باید سیستم انتخابات هیچ شباهتی به دموکراسی نداشته باشد، چرا که دموکراسی بر خلاف ظاهر زیبایش، کثیفترین سیستم است، این سیستم برده داری به شکل نوین است، کسانی که این سیستم را طرح کردند، فقط برای فرار از شکستشان در برابر سیاه پوستان بود، آنها با استفاده از خود سیاه پوستان در دولت، فقط میخواهند ظاهر سازی کنند، تا اموالشان حفظ شود، و اکثر مردم هم فکر کنند آزاد هستند، در حالی که نتیجه تلاشهایشان پر شدن خزانه اربابان است.
فاش شدن راز بعضی از آمارها باعث بی اعتمادی به همه آمارها شده است، یک سیاستمدار وقتی متوجه نباشد که دنیا پر از متخصص در هر بخش است، که میتوانند در کوتاه ترین زمان آمار یک کشور را بدست آورد، مسلماً یک دروغگو بزرگ است که فقط میخواهد مردم را گول بزند، نباید ریسک ارائه آمار دروغ کرد و بجای آن باید از مشارکت نظری مردم برای بهبود اوضاع کمک گرفت، هیچ کس جز آنهایی که خدا خواسته، از لحظه تولد نخبه نبودند، هرچه غرور مسئولان باعث کمک نگرفتن از مردم شود، حل مشکلات مطمئنا به تعویق خواهد افتاد، امکان دارد جواب مسئله ای را عالم ترین فرد دنیا نداند، اما یک دیوانه مسئله را حل کند، هرچه از این واقعیت فرار شود و عدالت برقرار نشود، خدا بلا و مصیبت را بیشتری نازل میکند.
تفاوت مصالح به کاربرده شده است که باعث فرق در کیفیت شهرها است، همه فکر میکنند که کشورهای غربی زیبا و جذاب هستند، اما دقت نمیکنند که آنها چون هوای مرطوب و سردی دارند، مجبورند از مصالح خاصی استفاده کنند که در مناطق خشک نمیشود، آنها کمی خلاقیت هم به خرج دادند و شهرهایشان زیبا شده است، اگر مردم مناطق خشک هم کمی جستجو و خلاقیت به خرج دهند، میبینند که آنها چیزهای زیباتری هم دارند، اما مهندسان، پیمانکارها و کارگران، که مسئول انتخاب طرح به جای کارفرما نیستند، از آنها به خاطر خصاصت خواسته نمیشود، آنها هم مصالح ارزان به کار میبرند.
میتوان با گذاشتن قوانین ساده، باعث تزریق فرهنگ در جامعه شد، مثلاً با گذاشتن قانون برای بازگرداندن هر پنج شیشه نوشیدنی، میتوان مثلاً یک کالا یا یک نوشیدنی رایگان برد، این کار را میشود روی کالاهای دیگر هم انجام داد تا استفاده از ظروف پلاستیکی و یکبار مصرف کم شود، این گونه دیگر کسی شیشه های نوشابه را در وسط خیابان یا پیاده رو نمی شکند، آنها را دوباره ساخت و به چرخه تولید فرستاد، نمونه های دیگر شبیه هم این قانون میتوان پیدا کرد که به راحتی یک فرهنگ را جا انداخت، مردم همیشه دوست دارند در قبال انجام کار جایزه بگیرند، پس با تعیین جایزه برای هر عمل که مربوط به بهداشت و زیبایی جامعه می شود میتواند باعث یک فرهنگ سازی شد.
براحتی میشود آدم های سرمایه دار را علاقه مند به کار آفرینی کرد فقط کافیست برای آنها یک محیط شبیه سازی شده ایجاد کنیم آنها با وارد شدن به آن محیط، که در آن کسب امتیاز خیلی اهمیت دارد، باعث تشویق آنها ادامه کار میشود و وقتی به این کار عادت کردند به آنها پیشنهاد می دهیم تا آن را در محیط واقعی اجرا کنند، خود به خود بسیاری از مشکلات معیشتی مردم حل و کارآفرینی بالایی انجام میشود و این مراحل میتواند در نسل های بعد هم کاربرد داشته باشد.
دولتها به وجود آمدهاند تا زندگی مردم را در این مدت کوتاه سامان دهند و آنها را از بحرانها نجات دهند اما همیشه دولتها در این امر شکست می خورند، چون دولت توسط تعدادی از خود مردم اداره می شود و آنها هم با توجه به ذات انسانی خود، مردم را به چشم یک کالای اقتصادی یا همان برده می بینند و نمی توانند اقتصادی فکر نکنند، دولت ها زمانی پاسخگویی مردم هستند که توسط یک فرا آدم مانند امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف یا یک کامپیوتر اداره شوند، فقط در این صورت است که ذات انسانی نمی تواند بر تصمیمات دولتی تاثیر بگذارد.
چین و روسیه که امور خود را ملی می کنند، آنها توانایی ایستادن جلوی آمریکا و متحدانش را دارند، آنها میتوانند اینترنت را ملی کنند، چون تکنولوژی لازم برای ساخت یک سیستم کامپیوتری را دارند، آنها آیپی هایشان را خودشان تعیین میکنند و مداوم در حال تغییر آنها هستند، تا هک نشود، و حتی ویندوز را هم که بر آن سیستمها اجرا می کنند توسط خودشان ساخته شده است، اینکه یک سیاستمدار فکر کند که با کپی کردن از راهبردهای دیگران می تواند آن را در کشور خودش هم اجرا کند، اشتباه می کند، هیچ کشوری چیزی نمی سازد که بعدا بر علیه خودش استفاده شود، این دقیقاً مثال همان کاردی است که دستی خود را نمی برد، تا وقتی که یک دولت از دولتی دیگر کپی میکند نشان از این است که آن دولت به خودکفایی نرسیده، و هر آن امکان دارد از آن نقطه ضربه سختی بخورد.
خشونت اگر به انسان احساس رضایت ندهد آن را تکرار نمیکند، یک کشور زورگو اگر تنها شود یا اگر کشورهای زورگو از طرف مقابل آن رفتاری را که میخواهند نبینند، دیگر تمایلی به حضور گفتن ندارند، این رفتار آن کشور مورد ظلم واقع شده است که به دیگران جسارت ظلم می دهد، هر چه بیشتر به بترسی یا هرچه بیشتر مقاومت کنی بیشتر ظلم می بینی، تنها راه نجات از این مسئله، در پیش گرفتن رفتاری است که احساس رضایت را از آنها بگیرد.
کار ثبت و چک کردن دفاتر با کارمندان است و مدیران ارشد وقت رسیدگی به این کار را ندارند به خاطر همین امکان دارد در این بین اتفاقات بسیاری توسط کارمندان رخ دهد، مانند پارتی بازی، گرفتن رشوه، ناشایسته سالاری، اختلاص و غیره، اما اگر خود مردم ناظر بر اعمال مدیران و کارمندان دولت باشند و حق شان را مطالبه کنند، دیگر هیچ شخصی توانایی فساد را ندارد، سیستم کنونی بهترین فضا را برای انجام فساد به کسانی که به مسئولیت های دولتی دست می یابند می دهد.
سپردن هر کار به متخصص خودش خوب است اما در نتیجه این کارها کم کم باعث تداخل در سیستم اصلی دولت میشود و همه امور به هم میریزد و باید دوباره قانونگذاری شود، داشتن یک چشم انداز بلندمدت خوب است، اما اکنون در قرن های گذشته نیستیم که یک اختراع جدید سال ها به طول انجامد تا وارد چرخه کار شود، اکنون دولت ها باید تمام برنامه های شان کوتاه مدت و حداکثر پنج ساله باشد، چون در همین پنج سال معلوم نیست بشر چه پیشرفت هایی را به دست بیاورد، در این میان ممکن است یک اختراع، تمام برنامه های یک دولت را به هم بریزد، مانند اکنون که هزاران تکنولوژی وارد عرصه کار شده، اما بسیاری کشورها همیشه ۱۰ سال عقب هستند، و بعد از آن تازه تصمیم می گیرند یک تکنولوژی ۱۰ سال منقضی شده را وارد سیستم خود کنند، در حالی که از دشمنان خارجی هم می ترسند، و به این مسئله دقت نمیکند که وقتی آن تکنولوژی منقضی شده است، دشمنان می توانند با تکنولوژی جدید شان بر آن اشراف داشته باشند.
۱۰- خلاصه
در این پژوهش که قسمت ششم از طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی بود، به بحث مشارکت مردم با دولت پرداخته شد که سیاستگذاری غلط جامعه را سرد و بیروح کرده است که مردم فقط به فکر چپاول یکدیگر هستند و همین افراد مسئولیت اجرایی کشور را به دست میگیرند و مردم را از خدا و حکومت اسلامی ناامید میکنند، اما با مشارکت دادن مردم در عرصه های مختلف میتوان از این وضعیت رها شد و جامعه ای پویا را شکل داد که مردم در تمام سیاستگذاری ها و تصمیمات محلی شرکت دارند و همه مردم دارای درآمد به اندازه فعالیت ثبت شده در سیستم جدید هستند و به نیازمندان واقعی کمک خواهد شد، در ابتدا این قسمت پژوهش وارد بحث نکات اجتماعی میشود که از دولت میخواهد که باعث این نشود که فردی آرزوی مرگ کند، چراکه این فرد در صورت تحریک شدن و یافتن شرایط میتواند خسارت جبران ناپذیری به جامعه وارد کند و در ادامه به تداوم موفقیت افراد، فرهنگسازی کردن در جامعه، مقایسه انسانها در جهان و دعوت به محبت اشاره میشود، در بحث زندگی هم بیشتر به مسئله بردگی پرداخته میشود که چگونه انسانها ناخواسته برده هستند و اگر مستضعفان یاری نشوند در دام طمع کاران خواهند افتاد، انسانها در جنگی اجتناب ناپذیر حضور دارند و باید در طرف حق برای هدف خود بجنگند، تا پیروز شوند، حریصان در جامعه زیاد هستند و انسانها همیشه باید امنیتشان توسط دولت تأمین شود، در ادامه وارد بحث اقتصاد میشود که میخواهد فرهنگ استفاده از پول به مردم آموخته شود تا انسانها به جای حرص زدن برای کسب منافع بیشتر به زندگی و محبت به یکدیگر بپردازند تا هدف اصلی که رشد و تعالی روح است محقق شود، فقر در جامعه باعث وقوع ناهنجاری میشود، که به دزدی، دروغ، قاچاق، اعتیاد و غیره منجر میشود و یکی از عوامل مهم مانع در تولید بی اطلاعی دولت از موجودی کشور است، در ادامه وارد بحث سیاسی میشود که انجام پروژه های عمرانی را پیشنهاد میکند که منجر به تقویت دفاعی کشور هم میشود، مدیران مناسب در بحران ها شناخته میشوند، یک لحظه غفلت خسارت جبران ناپذیری به بار می آورد و باید قلب مردم را فتح کرد نه عقل آنها را، دولت با محبوبیت بالا میتواند بدون غذا هم مردم را راضی نگه دارد، یک دولت باید بتواند از نیروهای نظامی درآمد کسب کند نه اینکه آنها را سربار جامعه نگه دارد تا روز مبادا برسد، نقص مهم دموکراسی تحمیل نظر اکثریت به اقلیت است، باید هر جامعه محله محور اداره شود، پنهان کاری سیاست مداران در این دوره که متخصصان زیادی در بدست آوردن آمار وجود دارند موجب بی اعتمادی مردم به دولت میشود، تفاوت مصالحی که در سازه استفاده میشود به علت اقیلم هر منطقه است و نباید دو کشور را با این مبنا مقایسه کرد، در این قسمت تقریباً به این مباحث پرداخته شد که باید تمام قسمتها مطالعه شود تا به عمق ماجرای طرح بهتر پی برد، این طرح بیشتر وارد مشکلات خرد جامعه شده است تا راه حل های پایدار ارائه دهد تا جامعه شاد و بهتری ایجاد شود، برای قرار گرفتن در مسیر پیشرفت و خودکفایی لازم است تا این چنین سیستمی اجرا شود.
طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب (قسمت هفتم)
۱- چکیده
هر کشور باید با زمان رشد کند و اگر در طول زمان با این جریان مخالفت کند، فقط به مردم خود سختی میدهد، مهمترین معیار شناسایی این که کشوری رشد داشته است، اغلب در بالا رفتن هزینه های مصرف کننده و سرمایه گذاری در مشاغل نمایان میشود، اکنون این سوال پیش میآید که چطور هزینه بیشتر افراد نشان دهنده رشد است؟ اگر مصرف کنندگان در حال خرید کالای بیشتر هستند، تولیدکنندگان بیشتر تولید میکنند، سازندگان بیشتر خانه میسازند و پیمانکاران و کارگران ساختمانی مشغول هستند، همچنین مشاغل وقتی نیرو استخدام می کنند و دستمزد خود را افزایش می دهند و مردم برای توسعه تجارت خود سرمایه گذاری می کنند، شرکتی که یک کارخانه تولیدی جدید میخرد یا در فناوریهای جدید سرمایه گذاری می کند، مشاغل جدید ایجاد می کند، هر کدام از این موارد هزینه هایی را به دنبال دارد که این را نشان میدهد که کشور در حال تجربه رشد است، در جوامع امروزی همه شاهد این موارد هستند اما نه با سرعت لازم، یعنی اینکه یک دولت باید در مدت کوتاه تری متحول شود اما اینگونه نمیشود و حجم مناسب آن، یعنی کم بودن تعداد افرادی که میتوانند زیادتر هزینه کنند، در این پژوهش که قسمت هفتم طرح است، سعی در بیان نکاتی شده است که میتواند کمک کوچکی به رشد یک کشور در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کند، که برای درک بهتر باید تمام قسمتها خوانده شود، با هوشمندسازی میتوان به نتایج و قابلیتهای جدیدی برای کشور دست یافت که رشد را سرعت میبخشد و باعث آموزش بهتر و رفاه بیشتر در جامعه است.
کلیدواژه: رشد، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، اخلاقی
2- Abstract
Every country has to grow over time, and if it opposes this over time, it only hurts its people. The most important criterion for identifying that a country has grown is often seen in rising consumer spending and investment in jobs. The question now is, how do more people's costs reflect growth? If consumers are buying more goods, more producers are producing, more builders are building houses, and contractors and construction workers are busy, as well as jobs when they hire workers and raise wages, and people invest in expanding their business. A company that buys a new manufacturing plant or invests in new technologies, Each of these cases has costs that indicate that the country is experiencing growth, in today's society everyone is witnessing these cases but not with the necessary speed, which means that a government must change in a shorter time, but This is not the case and the appropriate volume, ie the small number of people who can spend more, in this study, which is the sixth part of the plan, has tried to express points that can make a small contribution to the growth of a country in economic, social and cultural fields. , Which for better understanding should read all parts, By smartening, new results and capabilities can be achieved for the country, which accelerates growth and leads to better education and greater welfare in society.
Keywords: growth, economic, cultural, social, moral
۵- مقدمه
رشد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و سیاسی یک کشور به عوامل مختلف اقتصادی مانند ارتقاء هزینه ها، رفاه مصرف کنندگان و مشاغل کمک می کند، به عنوان مثال بانک ها به شرکت ها و مصرف کنندگان وام می دهند، از آنجا که مشاغل به اعتبار دسترسی دارند، ممکن است تأسیسات جدیدی را تأمین کنند ، ناوگان جدیدی از کامیون ها را بخرند یا خط تولید یا خدمات جدیدی را راه اندازی کنند، هزینه ها و سرمایه گذاری های تجاری ، به نوبه خود، تأثیرات مثبتی بر شرکت های درگیر دارد. با این حال ، رشد همچنین به کسانی که با شرکت ها تجارت می کنند، از جمله در مثال بالا ، کارکنان بانک و تولید کننده کامیون ، گسترش می یابد، در این پژوهش تعدادی از اقداماتی که اغلب برای افزایش و ارتقاء رشد اقتصادی استفاده می شود آورده شده است، در زمینه اجتماعی و فرهنگی رشد زمانی محقق میشود که اقتصاد رشد کرده باشد، چرا که بدون تامین حداقل نیاز انسانها نمیتوان از آنها انتظار داشت که متعهد به قانون باشند، اما اگر تمرکز فقط بر رشد اقتصادی باشد باز نمیتوان انتظار رشد داشت، چرا که بدون رشد اجتماعی و فرهنگی، انسانها نمیتوانند با هم در زندگی به تفاهم برسند، رشد اقتصادی اغلب توسط هزینه های مصرف کننده و سرمایه گذاری تجاری ایجاد می شود، که همزمان باید به فرهنگ سازی هم پرداخته شود تا رشد از مسیر صحیح منحرف نشود، کاهش مالیات و تخفیف مالیاتی به گونه ای طراحی میشود که پول بیشتری را به جیب مصرف کنندگان برگرداند، در حالت ایده آل، مصرف کنندگان بخشی از این تخفیف را در مشاغل مولد مختلف خرج می کنند که این امر درآمد بیشتر ایجاد میکند و جریان نقدینگی و سود مشاغل را افزایش می دهد، داشتن پول نقد بیشتر به این معنی است که شرکت ها منابع لازم برای تأمین سرمایه، بهبود فناوری، رشد و توسعه را دارند، همه این اقدامات باعث افزایش بهره وری می شود که باعث رشد اقتصاد می شود، کاهش مالیات و تخفیفات به مصرف کنندگان اجازه می دهد که خود، اقتصاد را با تزریق پول بیشتر تحریک کنند، مانند هر محرکی که برای تحریک رشد اقتصادی استفاده می شود، اغلب نمی توان دقیقاً مشخص کرد که چقدر رشد توسط این محرک ایجاد میشود و چقدر توسط عوامل دیگر و نیروهای بازار ایجاد شده است، تحریک اقتصاد با مقررات زدایی، میتواند قوانین تحمیل شده به مشاغل را کاهش داده و باعث ایجاد رشد شود، اما می تواند منجر به ریسک بیش از حد هم شود، قوانین سختگیرانه مشاغل را محدود کرده و از رشد و فعالیت آنها با تمام توان خود جلوگیری می کند، این به نوبه خود، تولید و استخدام را کند می کند، که مانع از رشد تولید ناخالص داخلی می شود، با این حال مسئولانی که از مقررات حمایت می کنند، مقررات زدایی و عدم نظارت دولت را مسئول حباب های متعدد اقتصادی می دانند، که باعث تورم شدید شده است، اما با کمی قوانین برای اقتصاد بازتر میتوان این حبابها را کوچک کرد تا رشد حاصل شود، عدم نظارت بر مشاغل منجر به بحران مالی میشود، مثلاً همین پرداخت وام مسکن اگر طبق برنامه پیش نرود، صنعت وام مسکن سقوط میکند و منجر به رکود اقتصادی میشود که دولت برای نجات دیگر مشاغل ممکن است تصمیمات مقطعی بگیرد و منجر به بحران شود، اما مقررات جدید تحت نظر سیستم هوشمند میتواند منجر به افزایش سرمایه شود و ضررها را جبران کرد، هزینه های زیرساختی برای ایجاد مشاغل ساختمانی و افزایش بهره وری با فعال کردن کارآمدتر مشاغل طراحی شده است، استفاده از زیرساخت ها برای تحریک رشد اقتصادی بسیار تأثیرگذار است و هزینه های زیرساختی زمانی اتفاق می افتد که یک دولت محله محور شود، که برای ساخت یا تعمیر ساختارهای فیزیکی و امکانات مورد نیاز تجارت و جامعه به طور کلی در محله ها هزینه می کند، زیرساخت شامل جاده ها، پل ها، بنادر، فرودگاه ها، سیستم های ارتباطی هوشمند، فاضلاب و غیره است، مسئولانی که از هزینه های زیرساختی بعنوان یک کاتالیزور اقتصادی حمایت می کنند، میدانند که داشتن زیرساخت های درجه یک باعث افزایش کارآیی مشاغل و بهره وری را افزایش می دهد، به عنوان مثال، هنگامی که جاده ها و پل ها فراوان و در وضعیت عالی هستند، کامیون ها زمان کمتری را در ترافیک هستند و مجبور نیستند برای عبور از آبراهه ها مسیرهای انحرافی را طی کنند، علاوه بر این ، هزینه های زیربنایی باعث ایجاد شغل می شود زیرا باید کارگران برای تکمیل پروژه ها استخدام شوند، همچنین می تواند رشد اقتصادی جدیدی را ایجاد کند، به عنوان مثال ، ساخت بزرگراه جدید ممکن است منجر به سرمایه گذاری های دیگری مانند پمپ بنزین ها، استراحتگاه و فروشگاه های خرده فروشی شود، که به رانندگان کمک میکنند تا با خیال راحتتری وارد جاده ها شوند، زمانی که رشد اقتصادی صورت بگیرد خود به خود همه زمینه های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی، علمی، نظامی و غیره را هم رشد میدهد، اما با نبود رشد اقتصادی کشورها فقط سقوط و جنگ را تجربه میکنند، دولتهای امروزی میتوانند با استفاده مطلق از ظرفیت تکنولوژی، تمام مشاغل را به مدیریت مردم بسپارند و با سیستم هوشمند بر اعمال نظارت کنند، بدون آنکه دچار سختی و کمبود نیرو شوند، چرا که هوش مصنوعی تمام قوانین ثبت شده را طبقه بندی شده کنترل میکند و هرکس از مسیرش منحرف شود به سرعت اطلاع میدهد تا تمهیدات لازم انجام شود.
۶- اجتماعی
ضعف دولت در کنترل: تقویت بنیه دولت برای جلوگیری از شکیات، سرخودی مسئولان و بیهوده مجروح شدن بی گناهان لازم است، چرا که آنها اخلاق را رعایت نمیکنند و حتی به اذیت خانوادههای مجرمان به خاطر حتی ارتباط های ناخواسته میکنند، زمانی یک دولت میتواند به خوبی آنچه مستق گنهکار و بیگناه است اجرا کند که سیستم بی نقصی داشته باشد، در این دوران که بحث فناوری دیجیتال مطرح است، میتوان به راحتی تمام اعمال مردم را نظارت کرد و گنهکاران را سریع شناسایی کرد، بدون آنکه به دیگری آسیب وارد شود، سیستم جدید از فساد تمام مسئولان هم جلوگیری میکند.
چرخه ظلم: هر انسانی گذشته ای دارد و رفتار کنونی او حاصل آن میتواند باشد پس تا میشود جلو ظلم را باید گرفت تا عقده ای ایجاد نشود، چراکه همان شوخی های ساده هم که هیچکس آن را جدی نمیگیرد، میتواند روزی تبدیل به یک دلیل برای انتقام و ظلم شود، این چرخه ظلم زمانی تمام میشود که مرجعی پاسخگو برای آن بنا باشد، متاسفانه در کشور سازمانها و کمپینهای زیادی ایجاد میشود، اما همه برای منافع انتخاباتی است و در عمل هیچکاری از آنها بر نمی آید و همه چیز گردن دولت خواهد افتاد، اما اگر سیستم محله محوری ایجاد شود، میتوان تمام هزینه هایی که اکنون باری بر دوش دولت است را حذف کرد و مردم میتوانند خود آنچه را که میخواهند بدست بیاورند، بدون آنکه مسئولان فاسد مانع شوند.
گذاشتن یک راه ورودی عمدی برای هنجارشکنان تا شکار شوند، این کار می تواند فاصله را کم کند به شرط اینکه برای دولت عادت نشود و از این را برای خود درآمدزایی کند، در بسیاری از موارد مشاهده شده که مسئولان اجازه یک تخلف را میدهند در قبالش با جریمه آن را آزاد میکنند مثلاً برایشان آسیبهای آن تخلف مهم نیست، هوشمند سازی می توانند مدیران را از این وسوسه نجات دهد و بدون هیچ احساسات انسانی با تخلف برخورد کند.
نصب قاضی های محقق در هر محله برای دادن حکم های سریع و مجازات کردن و افزایش کلانتری ها باعث رسیدگی سریع به ناهنجاریها میشود، نیاز نیست که حتما یک ساختمان جدید برای این مشاغل ایجاد کرد، این افراد مانند کدخداهای گذشته هستند، با داشتن کمی علم اختلافات را حل میکنند و اگر در سطحشان نبود به متخصصان ارجاع میدهند، این خود باعث دلگرمی مردم میشود تا امنیت را حس کنند و اختلافات حل شود و کسی تمایل به هنجار شکنی که نصیحت در پی دارد نداشته باشد، پلیس هم همین که در هر محله یک یا دو نفر باشند که به کارها از خانه خود رسیدگی کنند کافی است، بلاخره هرکس مسئولیت دارد خانواده هم دارد، آنها دستیاران او هستند، اما نباید انتظار حقوق جدیدی داشته باشند.
ایجاد پلیسهای داری علم قضاوت برای رسیدگی فوری به جنایت و پرونده های اختلاف در خانواده، همسایه، مشاغل و مراکز فساد تا به صورت عادلانه و سریع حل شوند، یعنی این که پلیس ها به قضاوت کاملاً مسلط باشند و دوره این کار را ببینند، این گونه بسیار می توانند در کم شدن پرونده ها به قوه قضاییه کمک کنند تا قوه قضاییه به مسائل مهم تر برسد.
سرکشی و مجری قانون شدن افراد یا گروه ها و قضاوت کردن درباره مسائل بدون بینش لازم، مشکل مهمی در ایجاد اختلال در سیاستگذاری دولت است، موضوع زمانی رخ می دهد که یک طرف خود را حق می داند و مسئولان نمی توانند او را قانع کنند که اشتباه می کند، یا زمانی رخ می دهد که مسئولان با دریافت رشوه حق را زیر پا میگذارد، در هر صورت مشکل از جانب مسئولان است و باید تدبیری مانند هوشمندسازی بیندیشند تا عدالت برقرار شود.
قاضی: بهتر است دو قاضی برای قضاوت باشد تا اشتباه احساسی ایجاد نشود، در دادگاه بدوی، تجدیدنظر و دیوان عالی باشد، حتی یکی پنهانی در کنار هیئت منصفه در جمعیت باشد، چون این هیئت احساسی و از سیستم دموکراسی پیروی میکند و موجب ناحقی میشوند و متقاضیان داوری باید توجیه شوند، اینگونه به عدالت نزدیک تر می شود، سیستم هوشمند برای قوه قضایی خیلی کارا و کمکی خواهد بود چون مدارک لازم برای برقراری عدالت را از قبل ایجاد کرده است.
تنبیه مجرمان به جای زندان، به جای مجازات از تجربیات و مهارت آنها برای کارهای فرهنگی، اجتماعی، کشاورزی، باغداری، صنعتی، پاکسازی خیابانها یا دادن یک پروژه هزینه خودش یا حتی سپردن کارهای عقب افتاده کارمندان و غیره، می توان مفید تر از آنها استفاده و به پیشرفت کشور کمک کرد.
انسانهای پلید و خرافاتی دیگران راهم در افکار خود شریک می کنند و اگر شرایط به نفع خودشان باشد سرزنش میکنند، تا دروغ خود را برای دیگران توجیه و بزرگ نشان دهند، اینگونه به راحتی پیروی از خرافات اجباری و تبدیل به یک قانون میشود و زمانی که مردم به پوچی آن پی ببرند دیگر دیر شده است و قوانین گذاشته شده، برداشته نخواهد شد، اما با سیستم هوشمند میتوان قبل از گذاشته شدن قوانین آنها را با متخصصان آن امر به اشتراک گذاشت و بدون خطا آن را تصویب و اجرا کرد.
دشمنان از احساسات کشور در مواقع اضطراری سوء استفاده می کنند و سعی در خراب کردن ذهن ها میکنند، دشمنی که تا دیروز مردم را می کشت مگر میشود امروز دلسوز فرزندان آن کشته شدگان شود، پشت هر مهربانی یک منفعت در کار است، دشمنان بی هدف کاری را انجام نمیدهند و سعی در انحراف افکار عمومی دارند، آنها فقط میخواهند کشور را از درون متزلزل کنند تا بتوانند به راحتی آن را به خود وابسته کنند و اقتصاد خود را گسترش دهند، جنگ اقتصادی بین غرب و شرق، فقط سختی را برای کشور به وجود آورده است، اگر در این سالهای بعد از انقلاب، مسئولان فاسد وجود نداشتند، اکنون کشور خودکفا شده بود، اما اکنون با تغییر سیستم به نفع تولیدکنندگان میتوان به تحولی عظیم در کشور دست یافت.
در جنگ همیشه نیروهای کوچکتر میتوانند خسارت بیشتر و برهم زننده آرامش دشمنان باشند به خصوص حرکات انفرادی که در موارد بسیاری توانسته است، ارتشهای بزرگ را هم زمین گیر کند، در جنگ هرکس بهتر است در حد یک فرمانده باشد و همه انفرادی عمل کنند تا آسیب ها کمتر و بهره بیشتر برده شود، باید از نقاط کور و ضعف دشمن استفاده کرد و اصلا ریسک مبارزه مستقیم در محیط قدرت او را نکرد، که این فقط با حرکت انفرادی راحت است، با مکانیزه کردن نیروهای نظامی هم میتوان رسماً تلفات انسانی را صفر کرد و دشمن را چنان ترساند که دیگر جرات حمله نداشته باشد، اگر موشک پخش کننده گاز بیهوشی برای جلوگیری از خرابی ها و تلفات جنگ استفاده شود، بهتر است.
تسلیم: انسان همیشه تنهاست و نباید کم بیاورد، نباید فکر کرد که به تنهایی مبارزه کردن اشتباست و زمین را واگذار کند، چرا که همه نسبت به هم بی رحم تر از دشمن هستند، از حرکت در راه حق به تنهایی نباید ترسید و بودن یک فرد وفادار در کنار فرد نعمت خدا است، بلاخره هر انسانی برای ادامه یا کامل کردن هدفی به دنیا می آید و نباید زیاد به سرگرمی های دنیا وابسته شود.
دشمنان طمع کار هم زبان: آنها در رویای بازگشت به کشوری که به آن خیانت کردند، روزانه به مبارزه میپردازند و از هر فرصتی برای ناراحتی مردم استفاده تا زمینه بازگشت خود را فراهم کنند، مگر دولتی که آنها به آن پناهنده شدند چه نفعی به مردمش میرساند که اینها بتوانند با بازگشت برسانند، اینها فقط به طمع ثروت و غارت همان ها که در غمشان شریک بودند میخواهند بیایند، همیشه انسانها به چشم اقتصادی به هم نگاه میکنند.
خودخواهی: بسیاری از مجرمان به خاطر دشمنی یا ترفیع ماموران متهم میشوند و میتوان دید که خیلی از بی گناهان در زندان ها می مانند، البته مقصر خود متهمان هستند که رفتار طلبکارانه دارند و ماموران هم از قدرت خود سواستفاده میکنند تا جواب رفتارها را بدهند، این خودخواهی های دو طرف فقط باعث گناه میشود، باید قانونی وضع شود که مجازات بدرفتاری را تایین و بدون حکم قاضی اجرا کرد، تا این مشکل برطرف شود.
آمادگی: رفتن به مصاف رقیبان بزرگ احتمال شکست و اندوه را دارد، پس باید برای هر شرایطی آماده بود و سخت جنگید یا صبر کرد تا دوطرف برابر شوند، هیچ زمان تصمیم عجولانه جواب نمیدهد، باید اول برنامه تنظیم کرد و مهارت را افزایش داد، بعد وارد عمل شد.
۷- اقتصادی
اقتصاد بزرگ ایران نیاز به مدیران بیشتر دارد تا کنترل شود، در بسیاری موارد دیده میشود که اصنافها از ارتباطی که با فروشندگان دارند استفاده میکنند تا با هماهنگی قیمتهای بالاتر از حد توان خرید مردم تنظیم کنند، آنها حاضرند کالا خراب شود اما ارزان فروخته نشود، اکثر کاسبان همه منتقد حکومت هستند و نمیتوان از آنها انتظار انصاف را داشت، پس دولت باید مدیریت کشور را محله محور و هوشمند کند و شرایط اقتصادی را سنجیده و واحد پولی جدید بدون تغییر بگذارد تا معیشت مردم بهتر شود.
اقتصاد داخلی بهتر است بسته باشد، به این صورت که ابتدا قیمتی ثابت و بدون تغییر بر کالا گذاشت و بعد نیاز داخلی را برطرف کرد تا به خودکفایی رسید، اینجا عده ای به طمع کسب پول چند برابر به دنبال قاچاق میروند که باید با آنها معامله کرد که در قبال خروج قانونی کالا به دولت به مقدار تامین نیاز داخلی کالا بدهند و مابقی را صادر کنند، بهتر است تولید کنندگان به تولید کالاهای پر استفاده در سطح جهانی بپردازند تا از تمام ظرفیت کشور استفاده شود، اینگونه میتوان انتظار داشت که روزی همه چیز برای مردم داخل کشور رایگان هم شود.
اتصال به اقتصاد بین المللی باعث تضعیف اقتصاد داخلی و تورم و کمبود داخلی میشود چون مردم ارزش ریال را با ارزهای خارجی و طلا میسنجند و نمیخواهند کالاهایشان را کمتر از ارزش روز طلا بفروشند، این خود به خود تبدیل به یک بازی شده است که برای سرگرمی هر روز قیمتها را افزایش دهند، اما با سیستم بسته میتوان هم به خودکفایی و هم به افزایش تولید و صادرات رسید.
زندان نباید مثل هتل باشد که افراد خاطی بعد از دیدن آن دیگر از زندان نترسند، یا باید از فرد جریمه ماهانه گرفت تا حبسش تمام شود یا زندان واقعا مکان پشیمانی باشد و فرد کار مفید اقتصادی انجام دهد، اینگونه به تولید کمک میشود و اقتصاد کشور بهبود می یابد، در کشور فقط بیست درصد مردم در اقتصاد مفید هستند و مابقی به نوعی سربار جامعه هستند و با زحمات این بیست درصد امرار معاش میکنند، اما اگر توان حداقل هفتاد درصدی کشور به کار گرفته شود، کشور تبدیل به یکی از پیشتازان اقتصاد جهان خواهد شد.
سنگینی بار فکری مردم: با خارج کردن مردم از فکر اقتصاد و خانه به دوشی میتوانند کارهای بهتر روی بیاورند، عامل اصلی پیشرفت زمان است، وقتی یک فرد زمانش را برای کارهای تکراری و اضافه بگذارد، مطمئناً دیگر وقتی برای کمک به پیشرفت ندارد، اما اگر تمام کارها خودکار انجام شود افراد وقت تفکر بیشتری پیدا میکنند و به اقتصاد کمک میکنند، دولت با هوشمندسازی تمام امور باعث میشود تا کارهای تکراری را هوش مصنوعی انجام دهد و همه در این فرصتهای به وجود آمده به اقدام های مفید در جهت رونق اقتصادی میپردازند.
سرمایه گذاری خارجی: سرمایهگذاری در عرصه بینالملل با توجه به تحریمها یک ریسک است و در صورتی عادی شود، گرفتاری آن به طمع کاران ضرر میزند، بهترین راه برای انجام معامله میتواند ساخت بازار دیجیتال باشد که در آن همه مردم محصولاتشان را زیر قیمت جهانی ارائه میدهند و در قبال پرداخت رمزارز معتبر جهانی دریافت کنند که هیچ دولتی نمیتواند آن را تحریم کند، نحوه ارسال کالا هم میتواند با هواپیما های بدون سرنشین مخصوص تجارت صورت بگیرد تا مشکل تامین هزینه نیروی انسانی و محدودیت ارتفاع برای فرار از رادار نباشد، اینگونه درآمد را میتوان در کشور داشت و آن را تبدیل به رمزارز ملی کرد تا اقتصاد داخل رونق یابد، برای سرمایه گذاری خارجی هم رمزارزها در آینده نزدیک کاربرد فراوان دارند.
بازخرید: دولت کالاهای یارانه ای مثل بنزین را از خود افراد بازخرید کند تا قاچاق نشود، بسیاری از موارد افرادی که یارانه کالا میگیرند نیازی به آن ندارند به همین علت اقدام به تجارت با آن میکنند، مردم فقط کسب درآمد برایشان مهم است و با تجارت مانند بازی کردن خود را سرگرم میکنند حتی اگر سودش کم باشد، اگر دولت محیطی شبیه سازی شده برای تجارت در اختیار آنها قرار دهد تا در همین داخل امرار معاش کنند و سرگرم شوند، دیگر تخلف از کسی سر نمیزند، آنها مگر از قاچاق چقدر سود میبرند، اگر نبوغ آنها در داخل استفاده شود چقدر میتواند به اقتصاد کمک کند.
قیمت: فقط نباید قیمت کالاهای نهایی را کنترل کند باید کالاهای اولیه مورد نیاز برای ساخت آن را هم قیمت گذاری کرد، تا دلالها نتوانند بر فروشندگان فشار بیاورند تا اعتصاب کنند یا گران فروشی کنند، بهترین کار قیمت گذاری در سیستم هوشمند از قبل تولید تا فروش نهایی است که اینگونه هرکس در سامانه میتواند کالای مناسب را بدون هیچ واسطه ای سفارش دهد.
کار برون مرزی: افراد بسیاری هستند که دوست دارند در کشورهای دیگر کار کنند، اگر به همه آنها تسهیلات لازم برای خروج را داد، آنها میتوانند هم از بیکاری خارج شوند و هم ارزآوری داشته باشند.
بانک: بهتر است همه بانکها یکی شوند و همه حسابها به کارت ملی متصل شود، متاسفانه هر بانک قوانین خود را دارد و همه عضو طرحها نمیشوند و به همین علت مشکلات زیادی برای مردم پیش میآید، مثلاً حتی نمیشود یک پرداخت را پیگیری کرد، باید همه بانکها یک سیستم داشته باشند یا پول شناور برای مردم گذاشت تا به راحتی و بدون دردسر با کارت ملی پرداخت انجام دهند، ادغام همه بانکها میتواند با تفکیک همان حساب با همان نام قبلی باشد.
واردات اجناس با کیفیت خارجی به داخل کشور میتواند باعث شود تا تولیدکنندگان داخلی سعی کنند کیفیت کالای خود را افزایش دهند و حذف تجار گرانفروش باعث دسترسی بیشتر به کالای باکیفیت و ایجاد حس رقابت در تولید کنندگان میشود.
مدیریت سود: کم کردن ده درصد مالیات در هر تراکنش به نفع معیشت مردم و درج موضوع تراکنش الزامی شود، تا هم فقر کمتر شود و هم افراد بعد از مدتی بدانند که چه کار کرده بودند، بانکها بابت کارمزد و هزینه پیامک و مخابرات هم بابت تلفنهای گویا، اینترنت و تبلیغات سود زیادی میکنند و بسیاری موارد دیگر، اما اگر این سودها در راه از بین بردن فقر خرج میشد، اکنون هیچ فقیری وجود نداشت.
سود: دادن سود بانکی فقط یک کلاهبردی بیشتر نیست، چراکه مردم میتوانند با همان پول حداقل ده برابر سود بیشتر از تولیدکنندگان بگیرند، اگر دولت بخواهد سود دزدیده شده را از بانکها پس بگیرد، میتواند زندگی مردم را عوض کند.
عدالت: زنان هم باید برابر با مردان کار کنند اما فقط یک نفر در خانواده باید سرپرست باشد، تا به همه خانواده ها یک کار برسد، بعد از تکمیل این مرحله میتوان دو نفر شاغل در هر خانواده داشت، متاسفانه امروزه همه به دنبال ازدواج با زن شاغل هستند تا از درآمد او هم بهره ببرند و ثروتمند باشند، در حالی که زن شاغل میتواند با یک بیکار ازدواج کند و زندگی یک نفر را نجات دهد.
معامله: ایجاد مبادلات غیر نقدی با رمزارز یا کالا برای کاهش نقدینگی لازم است، مگرنه گران فروشی، کلاهبرداری، فساد و غیره تمامی ندارد، ایجاد سیستم محله محور هوشمند بسیار کمک بزرگی برای مردم است.
واردات: سفارشی کردن کالاهای وارداتی برای صرفه جویی در هزینه واردات بی رویه و به فراموشی رساندن مروری آنها با مهندسی معکوس یا ارائه مدلهای بهتر از آن کالا، تا خودکفایی حاصل شود.
صرفهجویی: اصلاح طراحی جلد کالاها برای صرفه جویی در ایجاد زباله که هزینه دفع بالایی دارد، که متأسفانه در کشور توجهی به بازیافت نمیشود، در حالی که با رونق دادن به کسب و کار بازیافت میتواند بسیار به اقتصاد کمک کرد، فقط کافیست قوانین تشویق کننده برای تحویل مواد بازیافتی گذاشت.
خرید سفارشی: اگر خرید اجناس به صورت سفارشی شود، از اسراف جلوگیری میشود و به اندازه تولید صورت میگیرد، اکنون سالانه میلیونها تن خوراکی از بین میرود و کالاهایی هم وجود دارد که حتی یک بار هم استفاده نشده است، اگر سیستم هوشمند ایجاد شود، همه منابع به مقدار نیاز تولید و آب هم که برای تولید لازم است هدر نمیرود.
میزبانی: میزبانی مسابقات و تفریحات باعث درآمد کشور میشود، باید یک شهر رویایی ساخت گردشگران و سرمایهگذاران به آن جذب شود و پول هایشان را در آنجا خرج کنند مثلاً یک شهر با هتل ها و ورزشگاه های فراوان با پیشرفته ترین امکانات ایجاد شود و قانون های خاص خود را داشته باشد.
یارانه: یارانه بر اساس سن داده شود هر چه بالاتر یارانه بیشتر شود، باید برای غذاخوری ها برای ارزان کردن قیمت هایشان یارانه داد تا مردم بجای آشبزی در خانه از آن ها غذا بگیرند و برای فقرا هم غذا باشد.
گمرک: تا وقتی که کالایی که در داخل وجود دارد تمام نشده از واردات آن جلوگیری و گمرک آن را سنگین کرد، بسیاری افراد هستند که با وارد کردن کالاهای ارزان به تولیدکنندگان داخلی ضربه میزنند، اما اگر سیستم هوشمند اجرا شود دیگر تولیدکنندگان نمیتوانند به راحتی قیمت کالا را افزایش دهند و باید با قیمت جهانی خود را تطبیق دهند و کالای با کیفیت بسازند، مثلاً خرید تسبیح ارزان چینی که در مساجد بیهوده ریخته شده است و همه دور انداخته میشوند، در حالی که تولیدکنندگان داخلی تمرکزشان بر ساخت سنگ قیمتی است و فروش خوبی هم ندارند.
کیفیت فروش با خدمات بعد: ارائه خدمات لازم به مشتریان و فروشندگان برای بالا بردن کیفیت فروش تا در این کشور حس هویت شکل بگیرد، وقتی یک تولیدکننده کالایش را ده سال تضمین کند و هر مشکلی پیش آمد را حل کند و حتی برای ده سال بعد با گرفتن حق اشتراک ماهانه، محصول جدید را رایگان بدهد، مسلماً دیگر کسی کالای خارجی نمیخرد و تولید داخل رونق میگیرد.
۸- فرهنگی و اخلاقی
مردم حساب کوچکترین چیزها را هم از غریبه ها یا آشنا می گیرند، مردم زمانی می توانند به کسی محبت کنند که برای آنها نفعی داشته باشد، اما اگر باب میلشان نباشید با شما درست برخورد نخواهند کرد و هر چه را که برای رضایت شما داده بودند تا به هدفشان برسند را پس میگیرند، اگر انسان ها می خواهند تا زندگی شاد و سالمی داشته باشند، باید همیشه برای دیگران زندگی کنند و محبتشان را نثار همکاری کنند تا بدین وسیله روحشان رشد کند، نه اینکه برای محبت به دیگران برایشان حقوق تعیین شود و روحشان تحقیر شود.
برای راضی کردن کسی که مخالف یک امر هست باید جمله ای از قول او نقل کرد حتی اگر او گوینده آن جمله نباشد، اینگونه او متعجبانه نظرش عوض میشود چون اگر جمله را انکار کند خود را تحقیر کرده است، اینگونه به راحتی می توان یک نفر را قانع کرد تا محافظهکارانه بر سر جمله ای مقاومت نکند.
انسان ها همیشه قهرمانان زمانهای خاص را فراموش خواهند کرد و برایشان مهم نیست که بعد از گذر از آن بحران چه بلایی بر سر آن قهرمانان می آید، مثال نزدیکش همین جنگ ایران و عراق، همه یاد شهدا و رشادتشان را میکنند، حتی دم از ادامه راه آنها می زنند، اما در عمل اصلا برایشان مهم نیست و اگر یکی از باقیماندگان آن جنگ را ببیند با او بدتر از رفتار عادی خود با دیگران رفتار می کنند، چون وقت احتیاج به آنها گذشته است و دیگر چون حس نیاز به آنها ندارند و امنیت شان تضمین شده است آنها فراموش شده و از کارافتاده محسوب می شوند، نمونه های دیگر هم که در حال جریان است همین شهدای مدافع حرم و سلامت، آنها حتی اکنون در همین زمان میان مردم هم وجود دارند، اما کسی زیاد برایش مهم نیست و هرکس به فکر نفع خودش است تا به آنها احتیاج پیدا نکند درکشان می کند.
باید به افراد مسن شدیداً احترام گذاشت، چراکه روزی آنها جای جوانان بودند و عزت خود را داشتند، اما اکنون بنا به تقدیر پیر شده اند، دولت باید شرایط فرهنگی لازم برای افزایش اعتبار سنین بالا ایجاد کند، چون آنها قبلاً این توانایی های کنونی مسئولان را داشتند و آن را صرف نسل بعد از خود کردند.
همه انسانها یکی هستند و فقط زمان بدنیا آمدنها مقداری متفاوت بوده است، نباید این تفاوت باعث اختلاف شود و جوانترها دیگران را دست کم بگیرند، باید همه با هر سنی مانند دوستان دیرینه باشند.
همه اتفاقهایی که در یک کشور رخ میدهد در دیگر کشورها هم وجود دارد، فقط فرهنگ، رسومات و امکانات فرق دارد اما در اصل همه یک کارایی دارند، مثل تنوع فرهنگ در پذیرایی که هر کشور قوانین اکتسابی خود را دارد، باید تعامل فرهنگی ایجاد کرد، تا زندگی لذت بخش شود، نه اینکه فرهنگ بیگانه را جایگزین کرد.
باید عواقب کار اشتباه را پرداخت نه اینکه با دروغ آن را پوشش داد، دروغ فقط باعث حقارت در چشم دیگران است و زمانی که نتوان دیگر دروغ گفت همه چیز فرد از دست میرود و دیگر کسی به او اعتماد ندارد، باید آموزش به گونه ای باشد که افراد بجای تداوم دروغ، اشتباه خود را تصحیح کنند.
دروغ، دزدی، چشم چرانی، زیرآب زنی و غیره هم در کشورهای پیشرفته وجود دارد، همه انسانها دارای خصلتهای مشابه هستند، فقط باید شرایط برای آنها محیا باشد، وقتی در کشوری این موارد گناه دیده میشود به این معنی است که دولت نتوانسته فرهنگ را به مردم بیاموزد، باید شیوه آموزش محیط شبیه سازی را اجرا کرد.
هر فرد فرهنگش را از اطرافیان کسب میکند و در تمام نقاط دنیا مردم شبیه به هم هستند، میان افراد بافرهنگ تا بی فرهنگ هزاران نوع اخلاقی وجود دارد، فقط زمانی میتوان انسانها را تماماً با فرهنگ پرورش داد که آنها با آنچه سرگرم میشوند آموزش داده شوند، اگر محیط شبیهسازی زندگی برای مردم طراحی شود، میتوان به راحتی فرهنگ را آموزش داد.
باید فرهنگ کمک شهروندان برای زیبایی شهر نهادینه شود، یعنی اینکه سیستم مدیریت اجرایی محله محور شود تا هر مدیر محلی با اختیارات کامل به ارتقاء محله خود بپردازد و به خاطر ارتباط نزدیکش با مردم، آنها را به مشارکت دعوت میکند و به مشارکت بیشتر پاداش داده میشود.
تحریک شدن: از هر چیزی انواع و اقسام زیادی وجود دارد پس نباید با دیدن یک صحنه تحریک کننده، کنترل خود را از دست داد و موجب تحقیر در چشم دیگران شد، باید کمی به نقاط ضعف این غریزه و مراحل کثیف اجرای آن و عواقب بعد فکر کرد، عموم انسانها قبل از انجام گناه لذت وصف ناپذیری دارند و هیچ نهی کننده درونی نمیتواند آنها را منصرف کند، که در نهایت بعد از گناه دچار عذاب وجدان خواهند شد، اما این عذاب هم باعث نخواهد شد که دوباره مرتکب گناه نشوند، چون حسی دیگر در درون آنها را غرق شده میداند و به انجام دوباره آن تشویق میکند، این گناهان تداوم دارد مگر اینکه شخص سومی در مسئله دخالت کند و مانع شود.
ریاضت و هوس: میل جنسی به گونهای است که مداوم به روز می ماند و با کوچکترین تغییر هم تحریک میشود، پس عادی نمیشود و فقط مبارزه با آن میتوان به جایی رسید، تا زمانی که انسان عوامل تشویق به گناه را در اطراف خود نگه دارد، نمیتواند از آن خلاصی پیدا کند و هیچ زمان هم عادی نمیشود، گفتن عادی میشود مانند این است که فاضلاب خانه را دور نکرد و منتظر عادی شدن شد، انسانها زمانی بر امیال خود غلبه میکنند که برای خود قانون و مجری بگذارند تا از آنها در برابر گناه محافظت کند، اما این مسئله نباید باعث این شود که مجریان فکر کنند چون درآمد آنها را دولت میدهد میتوانند با مردم مانند برده رفتار کنند و نفرت و انگیزه مبارزه را در وجود مردم پرورش دهند، این مردم هستند که دولت تعریف میکنند.
زنان ابزار: در فیلمها، شرکتها، مغازه ها و غیره، چرا باید از زنان استفاده ابزاری کنند، سواستفاده گران خوب میدانند که چشمها میبینند و دل هوس می کند ولی در عمل لذت خاصی نیست، همیشه زنان کلید جذب مشتری بیشتر بوده اند و حتی برای هم نوعان خود هم عامل رقابت هستند، مردان با دیدن زنهای شاغل سعی در ارتباط بیشتر دارند و حتی بارها بابت دیدن زن مورد نظرشان او دنبال میکنند، این باعث میشود که زنان دیگر حس رقابت کنند و آنها هم در دام سواستفاده گران قرار بگیرند و تجارت را رونق دهند، استفاده ابزاری از زنان هزاران برابر از سلاح اتمی قوی تر و اقتصادی تر است و فقط با تقویت سیستم آموزشی و محله محوری، میتوان فرهنگ صحیح را وارد جامعه کرد.
امروزه انسانها بدون نیاز به کتاب خواندن به عنوان یک مصرف کننده از خوانندگان می آموزند، چرا که علاقه انسان به یک نوع خوانندگی خاص میتواند آن خواننده را معلم اخلاق وی کند، پس با به کار بردن جملات خوب در انواع کارهای خوانندگی مانند مداحی، رپ، پاپ و غیره، میتوان نکات مهمی را در ناخودآگاه انسان ها وارد کرد.
خوشحالی و ناراحتی مانند مهمان هستند، می آیند، میخورند، مینوشند، تعامل میکنند و میروند، قرار نیست که شب بمانند، در زندگی باید تا مهلت مقرر تمام شود از لحظه ها استفاده کرد، هر لحظه خود میتوانند تقدیری برای رسیدن به رشد و کمال باشد، بسیاری از انسانها اکثر اوقات در غم و برخی در شادی هستند، اما این نباید دلیل قضاوت حکمت خدا باشد، چون در مرحله بعد زندگی هرکس با شرایطی که در این دنیا داشته است سنجیده میشود، مثلاً دادن یک لقمه پنیر به یک نیازمند، برای فقیر هزارن ثواب و برای غنی یک ثواب هم نباشد، پس هرکس باید در دنیای بعد منتظر نتایج غافلگیر کننده باشد.
۹- سیاسی
دولت باید آنقدر مردم دار باشد تا زمانی که دچار بحران بزرگی می شود، بتواند تمام سرمایه اش را در راه مردم خرج کند، بدون مردمش به جایی نخواهد رسید، و اگر تمام مردمش را در بحران از دست بدهد، مجبور می شود نیروی خارجی استخدام کند اینگونه باید نیمی از سرمایه خود را بابت تولید یک محصول از کشور خارج کند، بسیاری از دولت ها در همین جریان کرونا از آنها حرکت جالبی مشاهده شد که دولت در زمان قرنطینه پرداخت درآمد روزانه تمام مردم را مکلف شد، حتی در یک خبر عجیب مطرح شد که یک وزیر برای نجات یک نفر جان خود را از دست داد، زمانی مردم میتوانند از زندگی راضی باشند که چنین دولتی با چنین وزیرانی داشته باشند.
هیچ دولتی نمی تواند مورد انتظار مردم باشد، چون مردم با هر پیشرفت خواستههایشان هم پیشرفت می کند و توقع بیشتری دارند، دولت زمانی می تواند مردم را قانع کند که آنها را با امکانات فراوان سرگرم کند، اینگونه آنها دیگر فرصت فکر کردن به مشکلات کوچک یا بزرگ و تنش های بین خود مردم که باعث بدبینی آنها نسبت به دولت میشود را ندارند.
مردم همیشه فریب سیاستمداران شان را می خورند چون هر جا به نفشان حرف زده شود حتی دروغ باشد آن را باور میکنند، اما بعد از پیروزی آنها در انتخابات یا گرفتن سمت، دیگر هر کاری کنند نمی توانند آن سیاستمدار را توجیح کنند که به وعده های دروغینش عمل کند، اینگونه هر تصمیمی که به ضررشان هم باشد باید بپذیرند چون آن دروغی که به سودشان بود پذیرفتد.
دولتی که هرروز قوانین قدیمی را تغییر میدهد واقعا دولت بدبختی است، چون آن قوانین آن قدر بی خردانه تنظیم و تصویب شده است که اکنون باید عوض شود و معلوم نیست در آن زمان اجرا زندگی چقدر انسان را تباه کرده است.
برای انجام هر کاری باید مقدمات و شرایط خاص آن را هم انجام داد، مثلاً برای برداشتن چیزی باید هر چه را به نوع خاص خود برداشت، برای برداشتن برنج میشود با دست آن را در مشت گرفت، اما روغن را نمیتوان در مشت کرد باید دست را حالت ظرف گرفت، دولت هم باید این گونه تقدیرات الهی را رعایت کند و از هر چیز یا هر کس در جای خود استفاده کند، مدیران مناسب مردم حتما همانهایی نیستند که خود میشناسید یا در اطرافتان وجود دارد، مدیران مناسب همان کسانی هستند که با مردم در یک محله زندگی می کنند، اینها هستند که درد مردم را درک می کند، بهترین شیوه بهبود زندگی مردم این است که مدیران محله ای با اختیارات کامل نصب شوند.
یک مسئول باید تا می تواند تمام افراد اطرافش را بپذیرد و با همه یکسان رفتار کند، تا کسی پشت سر او حرف نزدند که باعث شود از سمتش کناره گیری کند، وقتی برای میلیون ها آدم یک مسئول باشد مسلماً این اتفاق میافتد، اما با گروه بندی کوچک جامعه در حد محلهای می توان همه جامعه را راضی نگه داشت.
مسئولان بی خرد از آنجا قابل تشخیص هستند، که تصور می کنند میتوانند یک دریا را پر کنند و همیشه برای کارهای خیلی سنگین تلاش می کنند در حالی که کارهای کوچک مهم که اولویت کشور است و زندگی میلیون ها نفر با آن بستگی دارد بر روی زمین مانده است.
مسئولان فقط جایگاه خود را حفظ می کنند و نمی گذارند نظرات جدید و انتقادها ضعف آنها را نشان دهد، وقتی کسی به مسئولیتی منصوب شد بابت رسیدن به این راه سختی زیادی کشیده است، پس مسلماً نمیخواهد به راحتی آن را از چنگش خارج کنند، به همین علت سعی میکند محافظهکارانه و با توان خود و اطرافیانش جلو رود تا یک فرد نخبه که نمی شناسد، این موضوع زمانی درست میشود که سطح مدیریت ها کوچک شود و همه با مدیر ارتباط داشته باشند.
آنهایی که دیگران را از بالا نگاه میکنند با آنها به گونه ای رفتار می کنند که احساس خوار بودن کنند، آنها با این اشتباه فکری خود به اطرافیان شان ظلم می کنند، اما خود متوجه آن نیستند چون وقتی رفتار بد مظلوم در قبال ظلم را می بینند فکر می کنند او ظالم است، در حالی که همه بوی متعفن یک انسان ظالم را از او استشمام می کند، مردم دل شکسته که در جامعه خوار می شوند، با ادامه این وضع طاقت خود را از دست خواهند داد و ناراحتی شدیدی می گیرند و حتی دیگر جلوی اشک هایشان را هم نمی توانند بگیرند.
دولت ها همیشه به مردم سخت میگیرند و عدالت را در تمام نقاط نمیتوانند یکسان برقرار کند، مثلاً می گذارند نظامیان با مردم بدرفتار باشند، یا مسئولینی را بر می گزیند که در راستای منفعت گروه خواست حرکت کنند، یا آنچه که به صلاح مردم و به ضرر اهداف دولت است را هیچ وقت دنبال نمیکنند، دولت زمانی می تواند مشروعیت لازم را داشته باشد که عدالتی بی نقص هم داشته باشد، بهترین و تنها راه رسیدن به این هدف ایجاد یک سیستم هوشمند است که بر اساس آنچه بر آن وارد شده عمل میکند و هیچ تبعیضی بین هیچ فردی قائل نمی شود و تا ظهور منجی بشریت می تواند مفید باشد.
ترور: اگر انسانها کمی برای دیگران احترام قائل بودند دیگر به خیلی از خرج های نظامی و حفاظتی احتیاج نبود، آدم فروشند خیلی از آدم های آدم خوار، که به خاطر اینکه فردی برای آزادی بشر تلاش میکند را خطر برای دموکراسی کثیف میدانند، جبهه غرب طمع کار برای پیشبرد اهداف خود و به بردگی گرفتن مسلمانان تلاش میکند، اینجاست که مسلمانان میان جنگ شرق و غرب قرار گرفته اند و آنها هم فقط برای منافع خود از مسلمانان حمایت میکنند و هر فردی از مسلمانان را که بخواهد مردمش را مستقل کند را ترور میکنند تا منافع شرق و غرب حفظ شود.
کشور نژادپرست و تروریست پرور فاسد: در تعریف تروریست از دین حرفی نشده و فقط مجرم شناخته شده است، اما کشورهای مدعی دموکراسی، همه مسلمانان را تروریست میدانند و با آنها وحشیانه برخورد میکنند، در حالی که آنهایی که تروریست واقعی هستند دین ندارند و برای جلب توجه خود را به دینی میچسبانند، حال به خاطر این که غرب و شرق از گسترش اسلام هراس دارند، این مسئله را با تهمت به مسلمانان توجیه میکنند، در حالی که در کشورهای خودشان تروریستهای وحشی زندگی میکنند و چون تعدادشان زیاد میشود به کشور مسلمانان صادر میشوند تا برای خود حکومت جدا داشته باشند، اینها به نوعی پیشقراولان دشمنان اسلام هستند که در لباس اسلام حمله میکنند.
علت جنگ بین دولتها حسادت به اموال یکدیگر و تمدن است، که به دنبال تصاحب آن یا اثبات برتری خود میجنگند، وقتی دو کشور سعی کنند با هم تبادل فرهنگی داشته باشند، اختلافات را کنار خواهند گذاشت، چرا که حس محبت به هم در آنها ایجاد میشود.
اگر با تنش ها در همان اوایل برخورد نشود پیامدهای منفی به بار میآورد و منجر به برخوردهای بدتر می شود، نباید یک تنش کوچک را دست کم گرفت و در برابرش سکوت کرد، زیرا موجب تضعیف روحیه مردم و سربازان میشود و به دشمن فرصت توهین های بیشتر داده میشود، که در نتیجه مشروعیت پایین خواهد آمد.
اسلحه: خیلی انسانها داشتن اسلحه را افتخار میدانند و سودجویان هم در حال ساخت و ارتقاء آن هستند در حالی که خونریزی را هیچ کس برای خود نمیپسندی اما برای دیگران می پسندند، بسیاری افراد آنقدر با شوق طریقه استفاده از سلاح به فرزندان خود می آموزند که انگار افتخار است، سودجویان هم هرساله نبوغ خود را خرج طراحی اشکال جدید سلاح میکنند تا تمام سلایق را شامل شود، حتی از قلم هم سلاح ساخته اند، این فرهنگ غلط برداشته نمیشود مگر با آموزش جدید که همه از همان کودکی شوق آسیب رساندن به هم منصرف شوند، حتی اگر در ذاتشان باشد میتوان به آنها محیطی هوشمند داد که خود را تخلیه کنند.
۱۰- خلاصه
در این پژوهش به طرح نکاتی در رابطه با مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی و سیاسی پرداخته شد، که رشد اقتصادی را عامل رشد زمینه های دیگر معرفی میکند، اما این رشد هم زمانی محقق میشود که عوامل دیگر هم اقتصاد را همراهی کنند، زمانی در کشوری رشد دیده میشود، که هزینه ها بیشتر شود، وقتی مردم بیشتر بخرند، بیشتر تولید میشود و وقتی دولت مالیات را کاهش دهد، مقررات سخت را بردارد، سرمایه گذاری کند و بیشتر برای زیرساختها هزینه کند، باعث رشد میشود، دولت باید کنترل بر تمام مسئولان داشته باشد، تا هیچکدام به سلیقه خود فعالیت نکند و عدالت را در حق مردم اجرا کنند، باید سیستم قضایی تقویت شود تا آمار مراجعه به دادگاه ها کم شود، این نشان ضعف است که روزانه صدها پرونده جدید تشکیل میشود، اگر سیستم هوشمند شود احتمال جرم هم کم میشود و حق کسی پایمال نمیشود، اقتصاد بزرگ نیاز به مدیر بیشتر دارد اما نه به صورت کلان، بلکه مدیر باید در حد خرد باشد، روزانه مدیران جلسه ها متعدد برگزار میکنند، اما در آخر هر صد روز یک بار به نتیجه مقطعی میرسند، با این سرعت هیچ زمان کشور پیشرفت نمیکند، باید از تمام ظرفیت جامعه استفاده کرد، زنان، معلولان، زندانیان و غیره، کشور به مبادله با رمزارز نیاز دارد، تا دولت بتواند بر قیمتها مسلط شود تا از دلالها، سودجویان و سرکشی بانکها خلاص شود، تا زمانی که دولت با سیاست باعث افزایش تولید نشود، کشور خودکفا نمیشود، در زمینه فرهنگی و اخلاقی، نداشتن محبت انسانها به هم عامل تمام ناهنجاری ها است، وقتی مردم فقط برای پیشرفت خود و اطرافیانشان تلاش میکنند، قطعاً به همسایه خود هم اهمیت نمیدهند چه برسد دیگران، متاسفانه فرهنگ جامعه به سمت خودخواهی میرود و دولت هم هر چه هدفش نابود کردن فساد باشد، باز هم تا فرهنگ جامعه را اصلاح نکند، مفسدان جدید جایگزین خواهند شد، باید محبت و تعامل اجتماعی را در جامعه نهادیه کرد، در سیاست باید مردم دار بود، حال هرچقدر هم جمعیت زیاد باشد، یک انسان حداکثر میتواند حدود پنجاه نفر را مدیریت کند، اما جمعیتها میلیونی شده است و فقط مدیران با نسبت مناسب پنجاه به یک با اتحاد میتوانند به مردم رسیدگی کنند، پس بهترین کار کمک گرفتن از تکنولوژی زمان است تا با سیستمی جدید کشور را مدیریت کرد، چرا که همه نظریه های دولت در این دوره زمانی منسوخ شده محسوب میشود و دولتمردان باید با سیستم جدید کنار بیایند و از هزینه های سرسام آور مدیران امروزی رها شوند، سیستم پیشنهادی این طرح، تمام هزینه های غیر ضروری را حذف و مسیر جدیدی برای تامین حقوق نیروها، اداره راحت کشور، حل مشکلات مردم و غیره ارائه میدهد.
طرح هوشمند سازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب (قسمت هشتم)
۱- چکیده
در این پژوهش به ایده هایی در زمینه های اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و علمی پرداخته میشود که به بهبود شرایط موجود میتواند کمک کند، سوال مهمی که در این قسمت مطرح میشود، این است که چگونه میتوان یک جامعه کم نقص را به بهترین نحو ارائه داد؟ علوم سیاسی می تواند از ترکیب مفاهیم غنی تر از روابط اجتماعی در تحلیل های خود سود ببرد و علاوه بر موجودیتهای جامعه، بر روابط اجتماعی حتی به صورت اندک بپردازد، بازیگران اجتماعی باید به عنوان موجودیتهای رابطه ای نهفته در ساختارهای اجتماعی و فرهنگی در نظر گرفته شوند که آنها را به شیوه های چند وجهی به دیگران متصل میکند، درک این روابط مستلزم درک عمیق تری از چگونگی تعامل چارچوب های نهادی و فرهنگی برای شرط بندی زمینه فعالیت اجتماعی است، گفتگوی فشرده تر علوم سیاسی با جامعه شناسی میتواند چنین درکی را آشکار سازد، با بررسی ابزارهای تحلیلی میتوان فهمید که جامعه شناسی فرهنگی اکنون به علاقمندان به چنین دیدگاهی، زمینه ای را ارائه می دهد تا آن را در مطالعات نابرابری ها در سلامت جمعیت و اثرات نئولیبرالیسم بهتر درک کنند، نوآورانه ترین بینش ها در محدوده رشته ها کشف می شوند و علوم سیاسی اغلب از گفتگو با سایر علوم اجتماعی به دست آمده است، در این طرح، بر ادعاهای غنی تری از روابط اجتماعی را در تجزیه و تحلیل سیاست های تطبیقی از طریق گفتگوی شدیدتر تاکید میشود که با جامعه شناسی ادغام شده است و آنچه را که مستلزم آن است در نظر می گیرد و برخی از مسائلی را که چنین رویکردهایی را دارند میتواند به آنها بپردازد.
کلیدواژه: مردم، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، علمی
2- Abstract
This research deals with ideas in the social, political, moral and scientific fields that can help improve the current situation. The important question that arises in this section is how to best present a flawed society. Gave? Political science can benefit from combining concepts richer than social relations in its analysis, and in addition to the existence of society, it can deal with social relations even slightly, Social actors should be considered as relational entities embedded in social and cultural structures that connect them to others in multifaceted ways. Understanding these relationships requires a deeper understanding of how institutional and cultural frameworks interact to context context. It is a social activity, a more intensive dialogue of political science with sociology can reveal such an understanding, by examining analytical tools, it can be understood that cultural sociology now provides a basis for those interested in such a view to study it inequality in Better understand population health and the effects of neoliberalism, The most innovative insights are discovered within the disciplines, and political science is often derived from conversations with other social sciences, in which it draws on richer claims of social relations in the analysis of adaptive policies through dialogue. It is more strongly emphasized that it is integrated with sociology and considers what is required of it and can address some of the issues that such approaches have.
Keywords: people, social, political, moral, scientific
۵- مقدمه
رشته علوم سیاسی کار بر روی مرزهایی از سیاست تطبیقی و به طور کلی از مبادله فشرده با جامعه شناسی است، زمانی که کار جامعه شناسان سیاسی، به طور قابل توجهی در مرکز این زمینه باشد، یک ارتباط فشرده آغاز میشود که پایه علمی تری دارد و از عملکردگرایی ساختاری الهام میگیرد، تدوین فرمول های اولیه در مورد نظام سیاسی با پشتوانه فرهنگی، این مبادله بر پارادایم مدرنیزاسیون که متأثر از اهداف انقلاب اسلامی است متمرکز شده است، که نشان میدهد جمهوریت پایدار دارای پیش نیازهای فرهنگی و یک انقلاب رفتاری است که توجه را به نگرش های سیاسی و عوامل تعیین کننده آنها معطوف می کند، اما سیاست های تطبیقی از جامعه شناسی فاصله گرفته و وارد گفتگوی عمیق تری با اقتصاد شده که در واکنش به دیدگاه های رفتاری، مجدداً بر نحوه ساختار نهادها در زندگی سیاسی تأکید دارد، یکی از جنبه های برجسته این نهادگرایی جدید یک نوع انتخاب منطقی و متاثر از اقتصاد خرد است که فرمول های رفتاری را به نفع بنیادهای خرد که بازیگران آن را، با حداکثر سود با دارایی ها رد میکند، تا بر اساس نگرش ها مشخص شوند،همچنین این نظریه الهام بخش ادبیات جدیدی در اقتصاد سیاسی است که توضیحات نهادی را اغلب به عنوان جایگزینی برای توضیحات فرهنگی تعریف میکند. حتی در مطالعه رفتارهای انتخاباتی، جایی که مسائل اجتماعی به سیاسی تبدیل شدند این نظر برجسته است، که به چرخه های تجاری سیاست، رای گیری گذشته نگرانه و منطق غیر منطقی قوانین انتخاباتی روی می آورد آیا فردی که برای شورای یا برای کرسی مجلس چندبرابر حقوقش خرج میکند هدفش خدمت به مردم است؟ چرا باید در کشور چنین فساد عظیمی باشد، چرا باید همه به طمع مادیات جلو بیایند، تحقیقات هم در مورد دولت سازی و جنبش های اجتماعی از مسائل هویتی به سمت توضیحات ساختاری حرکت کرده است.
این گفتگوی مداوم سیاست با اقتصاد بینش های ارزشمندی به همراه داشته است، درست همانطور که اقتصاددانان در حال توسعه دیدگاه های رفتاری جدید هستند، محققان سیاست هم در حال بررسی فرمول های جدید هستند. این فرمول بندی ها را می توان با تحولات جامعه شناسی، که بسیار فراتر از مفاهیم فراجامعه ای انسان است مفید دانست. در اقتصاد همه چیز در مورد نحوه انتخاب افراد است اما در جامعه شناسی این است که چگونه افراد هیچ انتخابی برای انجام ندارند. این طرح فرصت های جدیدی را برای محققان سیاست ایجاد میکند تا درک نظری غنی تری از روابط اجتماعی را توسعه دهند و به کار گیرند. اینجا از واژه روابط اجتماعی برای اشاره به راههای متعدد ارتباط افراد با یکدیگر در جامعه استفاده میشود. البته علوم سیاسی همواره به برخی جنبه های این روابط توجه دارد، مفهوم جامعه مدنی یکی از مفاهیم برجسته در این رشته است و سازمانهای سیاسی مانند احزاب و گروههای ذینفع از ویژگیهای بارز روابط اجتماعی هستند، موسسات به طور کلی عناصری هستند که روابط اجتماعی را شکل می دهند و محققان سیاستهای تطبیقی قابل توجهی نسبت به آنها دارند. با این حال، در چشم اندازهای غالب این رشته دو اشتباه وجود دارد که شایسته توجه بیشتر است.
اولین مورد را می توان مشکل ساختار اجتماعی نامید، اگرچه در مورد چگونگی ساختار آن قلمرو موسوم به نظام سیاسی اطلاعات زیادی است، اما این رشته عموماً به روابط درون جامعه مدنی و تنوع این روابط در بین جوامع توجه چندانی ندارد. در واقع، برخی از تحلیل های سیاسی، بازیگرانی را معرفی میکنند که تا حد زیادی با یکدیگر ارتباط ندارند، مگر از طریق سازمان های سیاسی، اگر روابط در جامعه مدنی یا تغییرات بین المللی در ساختار اجتماعی اهمیت چندانی برای سیاست نداشته باشند، که اغلب اهمیت زیادی دارند. بنابراین، استدلالی پیدا میشود که جوامع را در شرایط ارتباطی بیشتری دید.
شکاف دوم بین تحلیل های نهادی و فرهنگی باز شده است و بر روابط اجتماعی تمرکز می کند، دانشمندان علوم سیاسی عادت کرده اند که آنها را با ساختار نهادها در نظر بگیرند و در مورد نهادهای در اصطلاح عقل گرایانه، ماتریس تحریم ها و مشوق ها فکر کنند. با این حال، این دیدگاه ها تا اندازه ای که نهادها نیز آثار فرهنگی هستند، شامل شیوه های خاص تفکر و غالباً بر روی منابع اقتدار با ریشه های فرهنگی است. چارچوب های فرهنگی می توانند تعاملات اجتماعی را به همان اندازه انگیزه های مادی که در نهادها ایجاد شده است، شکل دهند.
این چالش مستلزم بررسی بیشتر شیوه های تعامل نهادها و چارچوب های فرهنگی است، چنین تحقیقاتی هم ممکن و هم احتمالاً ثمربخش است، سیاست مقایسه ای در حال حاضر از حرکت در این جهت سود می برد، این طرح با تکیه بر مفاهیم معاصر از نهادها در علوم سیاسی، به بررسی اینکه دیدگاه های فرهنگی چه چیزی می تواند به آنها اضافه کند، میپردازد. در تمام قسمتهای طرح برخی از ابزارهای مفهومی را ارائه میشود که کارهای اخیر در جامعه شناسی فرهنگی علوم سیاسی را ارائه می دهد. برای نشان دادن ارزش جدی گرفتن روابط اجتماعی، برنامه هایی برای داشتن جامعه موفق و ارائه راهکار برای دو پدیده مهم یعنی نابرابری در سلامت و اثرات نئولیبرالیسم است. در هر صورت ترکیب رشته علوم سیاسی با سایر رشته ها، به خصوص رشته های اقتصاد، جامعه شناسی، علوم اجتماعی، کامپیوتر و اخلاق میتواند نتایج مفیدی را در جهت ساخت سیستمی بی نقص برای یک کشور یا تمام دنیا ارائه دهد.
پس اگر سیستم قرار است مردمی باشد، پس چرا مسئولان برای خدمت به مردم حقوق میگیرند؟ اصلا چرا دولتیها از بیت المال باید برای خودش همه چیز تایین میکنند؟ اساس دولت بر این بود که فقط امنیت مردم تامین شود، چرا وارد مسائل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شد؟ چرا سیستمی دنبال میشود که انگلیس برای ایران گذاشت؟ مگر انقلاب برای ازبین بردن بی عدالتیها نبود؟ آن زمان دغدغه پادشاهان فقط خراج بود، اما در صد سال اخیر دغدغه دولتها سیاسی شده است و این سیاستها باید تغییر کند و در جهت منافع مردم، نه تنها در یک کشور بلکه در کل جهان گسترش یابد.
۶- اجتماعی
واحد مورد اعتماد مردم: تاسیس یک واحد معتبر برای جلوگیری از شایعات لازم است، بسیاری مواقع دیده میشود که مردم از اخبارهایی در شبکه های اجتماعی مطلع میشوند و به صدا و سیمای کشورشان اعتماد ندارند، به همین علت یک سیستم خبری جدید لازم است تا اخبار را با تایید همگانی به دست مردم برساند.
قرارداد: همیشه با شریک یا غیره قرارداد کتبی باید بست، حتی اگر برادر باشد، در سیستم جدید میتوان به راحتی قراردادها را بدون مراجعه به هیچ مکانی، به راحتی و کاملاً معتبر بست و تا به بندها کامل عمل نشود مبادلات قرار داد انجام نمیشود، و دیگر نگرانی نداشتن اعتماد به هم و فکر کلاه بر سر رفتن، مردم را دچار تردید نمیکند.
آموزش: متاسفانه بسیاری از پدرها هیچ چیز به فرزندان یاد نمی دهد و فرزندان را در جوانی دچار مشکل میکنند، فرزندان نیاز دارند که بدانند برای چه به دنیا آورده شده اند، نباید در انتقال تجربیات به آنها کم کاری کرد، فرزندان به محبت مطلق نیاز دارند، در این زمینه کشور به سیستم جدیدی مانند هوشمندسازی نیاز دارد.
سیستم هوشمند تمام عوامل سرگرم شدن مردم را فراهم میکند تا در تمام زوایای زندگی راحت باشند، یک کشور را دیگر نمیتوان با چنین سیستم های قدیمی و ناکارآمد مدیریت کرد، سطح توقع و نیاز مردم نسبت به پنجاه سال قبل بسیار بالا رفته است و مسلماً نسل بعد نمیتواند این وضع را تحمل کند، دولت بهتر است از سیستم جدیدی که هر فرد را به شاه تبدیل میکند، استفاده کند تا زندگی ها در مسیر صحیح قرار بگیرد.
وکالت: متاسفانه سیستم قضایی دچار نقص بزرگی است که همه را مجبور به گرفتن وکیل میکند و اغلب برندگان دادگاه کسانی هستند که وکیل دارند و این وکیلها برای قرار دادهای کوچک واقع نگر هستند و موکل را راهنمایی میکنند که شکست میخورد، اما زمانی که قرارداد بزرگ باشد، از هر ترفندی برای جلب نظر موکل استفاده میکنند و در دفاع هم از هر بی عدالتی دریغ نمیکنند تا برنده شوند، حال اگر بخواهد با خریدن قاضی هم بخواهد تمام شود، باید سیستم هوشمند اجرا شود تا وکلایی که فقط میخواهند برنده شوند، دستشان بسته شود و دیگر هیچ مفسد و کلاهبرداری نتواند پیروز دادگاه باشد، این سیستم از وقوع چنین جرمهایی میتواند جلوگیری کند و مدارک لازم را ایجاد میکند تا بی عدالتی صورت نگیرد.
عقب ماندگی: اگر مردم درباره گذشته زیاد پیگیر شوند عقبمانده میمانند، باید عینک تفکیک و مقایسه تاریخ را برداشت، با تمرکز بر دستاوردهای گذشتگان خود، فقط تکیه بر دیوار سست است، جوامع باید ثابت کنند که امروز چه دستاوردی دارند، جوامع باید ریسک کنند تا چیزهای جدید بدست بیاورند و در اوج بمانند.
پارتی: سوء استفاده از شغل خود برای راه انداختن کار اطرافیان، مهمترین آن مشکل سفارش شدن افراد در گزینشها بزرگترین بی عدالتی است، که ممکن است فرد استخدامی بی لیاقت و فاسد باشد، در اکثر سازمانها دو نوع گزینش وجود دارد، یکی فراخوان عمومی و دیگری فراخوان درون سازمانی، که عمومی فقط ده تا بیست درصد ورودی اصلی را تشکیل میدهد و داخلی مابقی آن را که مدیران در هر دو افراد از قبل گلچین شده را وارد میکنند تا در جهت سیاست سازمان خودشان حرکت کند، که در نهایت با این روش به چنین نتیجه ای نمیرسند، بهترین کار گزینش با سیستم هوشمند است تا هرکس با عدالت کامل به شغل مورد علاقه هدایت شود، باید جلوی آنها که مانع کار گرفتن شایستگان میشوند را گرفت.
اسراف: استفاده گلوله ای چند بار مصرف لاستیکی، برای از بین بردن صدای ناهنجار و هم هزینه های تولید، سالانه گلوله های مشقی و جنگی زیادی فاسد میشود، که اکثرا صرف میدان تیر میشوند و در پادگانها هم مسئولان بودجه ها را فقط آتش میزنند تا تمام شود، در حالی که با کنترل این اوضاع میتوان فقر کشور را مهار کرد، اکثر افرادی که به مشاغل نظامی روی می آورند، اقرار میکنند که فقط حضوری صبحگاهی خود را در پادگان میزنند و بعد از پادگان خارج و به سر کار دوم میروند، این بیکاری هم باید هدایت شود تا بودجه کشور اسراف نشود، با تکنولوژی های جدید میتوان تمام هزینه های اضافی را حذف کرد.
سرگرمی: هر انسانی با چیزی خود را سرگرم میکند اما باید دید که آیا مفید است؟ چه کمکی به دیگران میکند؟ میتوان با سیستم شبیهسازی به ایجاد سرگرمیهای زیادی پرداخت که همه در جهت تولید کالا و خدمات باشد، مانند کاشت و برداشت محصولات کشاورزی
زن: زنان هم به اشتغال نیاز دارند، با سیستم مدیریتی جدید میتوان برای تمام زنها کارآفرینی کرد، متاسفانه در کشور فقط ده درصد مردم مفید هستند، که همان تولیدکنندگان هستند و مابقی مردم با دسترنج آنها تجارت و زندگی کنند، اگر سیستم جدید اعمال شود با اضافه شدن زنان، حداقل هفتاد درصد کشور به کار مفید میپردازند.
دزد: باید همیشه مراقب شکارچیان ثروت بودن آنها رحم ندارند و زمانی که برای کسی دام پهن کنند، شاید بهترین دوست به نظر برسند تا مقدمات لازم فراهم کنند، آنها در این راه مرتکب قتل هم خواهند شد.
حل مشکل: در هوشمندسازی با مشارکت دادن مردم در حل مشکلات با در اختیار قراردادن امکانات اختراع، پیشنهاد کوتاه، مقاله و غیره، میتوان به پیشرفت در تمام زمینه ها رسید.
سفر: اصلاح و کنترل خدمات توقفگاه های بین راهی مهمترین کار دولت میتواند باشد، چراکه به دلیل دور بودن این مکانها از پلیس و بازرسان، کیفیتی پایینی دارند و قیمتهای بالایی را بر کالاهای خود مقرر میکنند و ایستگاه های بازرسی ضعیف عمل میکنند و برای پیدا کردن کالاهای ممنوعه، سوژه ها را اتفاقی انتخاب میکنند، مهمترین کار دولت از بین بردن راه های هرز جاده ها و راه اندازی کارهای جدید بین راهی، تغییر راههای اتوبوسها و زمان رسیدن آنها است.
خانه: یکی از شدیدترین نیازهای مردم است، اما از زمانی که طرحهای آپارتمان سازی اجرا میشود، باعث از بین رفتن آسایش مردم شده است، چراکه حتی با فرهنگترین افراد هم نمیتوانند از این ناهنجاری جلوگیری کنند و اینکه باید خانه های مبله برای مستاجران ایجاد کرد، تا هرساله بابت جابه جایی خسارت نبینند.
قیمتها: هر فرد درآمدی دارد، با هوشمندسازی میتوان درآمدها را دقیق طبقه بندی کرد و بر اساس آن به هرکس با توجه به قدرت خریدش کالا و خدمات فروخت، مثلاً قیمتهای وسایل در پارک و دریاچه که گران است، برای پولدارها دوبرابر باشد تا فقرا در قبال مقدار اضافی گرفته شده از پولدارها، تخفیف بگیرند، یا حتی این روش را در خرید از فروشگاه ها هم میتوان به کار برد.
پاداش: دولت باید در قبال تمام کارها، پاداش فراوان قرار دهد اگرچه مبلغش کم باشد، اما این خود باعث حس مشارکت مردم در فرهنگسازی و پیشرفت کشور میشود، متأسفانه دولتها از هدف اصلی شکل گرفتنشان فاصله گرفته اند و به امور با دید اقتصادی نگاه میکنند که همین موجب بی عدالتی میشود.
بی توجهی: بدرفتاری و جواب ندادن به افراد خاطی باعث به وجود آمدن حس تنفر و انتقام در آنها میشود و به جای اینکه اصلاح شوند، به دنبال فرصت برای انتقام میشوند، انسانها زمانی که از همه چیز متنفر شوند دیگر از هیچ خطایی شرم ندارند.
همدردی مردم برای هم ناپایدار است باید چنان فرهنگسازی کرد که پایدار شود، امروزه دیگر مردم حتی با همسایه خود همدردی نمیکنند و بیتفاوت از احوال دیگران به کار خود میپردازند، علت اصلی این بیتفاوتی نداشتن تعامل اجتماعی صحیح است، امروزه همه میخواهند با انسانهای معروف دوست شوند، در حالی که همسایه بدرد آنها میخورد، بهتر است سیستم جدیدی اجرا شود که محله محور باشد و همه را با همسایگانشان آشنا کند.
بی مسئولیتی: انسانهای بی مسئولیت به استهلاک اهمیت نمیدهند و به عقب برای اصلاح خطا برنمیگردند، آنها فقط میخواهند که کاری انجام شود و در قبال پایان آن مسئولیتی قبول نمیکنند، مدیری که توانایی بهینه کار کردن را ندارد فقط باعث عقب ماندگی است، با هوشمندسازی میتوان مهارتهای مدیران را سنجید و گزینه درست را انتخاب کرد.
باور: انسانها به آنچه می بینند باور دارند چیزی که دیگری می بیند را باور ندارند، مانند معجزه که اکثر مردم باور ندارند و فقط داستان آن را شنیده اند، باید به باور دیگران احترام گذاشت و مسئولیت مخصوص به آنها داد تا از انگیزه آنها استفاده شود.
انسانها چیزی را که ندیده اند و از آن می ترسند را به صورت وحشتناک ترسیم میکنند، تا سرپوشی بر ترس خود بگذارند.
احساس مردم: مدیری که از اطراف خودش خبر ندارد چطور میتواند درد مردم را بفهمد؟ او که در روستا، آپارتمان، محله فقیر نشین، کوچه های باریک، کنتر فاضلاب، خانواده پر جمعیت و غیره زندگی نکرده است، چگونه مردم را درک میکند؟ مدیران باید همسطح فقیرترین فرد زندگی کنند تا تلاش کنند از فقر فرار کنند و سطح زندگی فقرا را بالا ببرند.
قدرت: هر کس دایرهای دور خود دارد که میتواند خود، خانواده، قبیله، قوم، شهر و کشور به تناسب قدرتش در بر بگیرد، یک نفر نمیتواند یک کشور را پوشش دهد، اما خانواده ها در کنار هم میتوانند، تمام دنیا را پوشش دهند، فقط کافی است سیستمی طراحی شود که محله محور باشد تا مردم هر محله با ساختن محله خود، به پیشرفت کشور برسند.
مسکن: ایجاد خانه های دوطبقه دارای حیاط پشت و جلو به شکل یکسان با قابلیت تغییر دکوراسیون و نما که فضای مشترک زیادی برای راحتی ساکنان داشته باشد، مردم که حیوان نیستند که در قفسه های آپارتمان زندگی کنند و همسایگان موجب رنجش آنها شوند، مطمئناً مردم همیشه عوامل سازنده آپارتمان را نفرین میکنند.
گروه بندی: دولت باید از ظرفیت گروههای مردمی مانند بسیج، هیئت ها، اتحادیه ها، کمپینها و غیره استفاده کند تا داوطلبانه به ترویج فرهنگ صحیح و توسعه محله ها بپردازند تا آنکه جلسات بی هدف بگیرند، دولت باید به آنها هدف بدهد.
ازدواج و فساد: ازدواج زنان به خاطر داشتن حامی مالی و مردان برای داشتن یک وسیله تخلیه هوس، عامل اصلی اختلافات و طلاق است، چون بعد از تامین آن مخمصه توقعات بالا رفته و بحث پیش میآید که باعث دور شدن طرفین از هم به بهانههای مختلف میشود، که در نهایت جذب غریبه ها میشوند تا برای خود زندگی دیگری بنا کنند، اما با سیستم شبیهسازی میتوان تمام نکات تخصصی و اخلاقی را در رابطه با ازدواج به همه آموخت تا این بحران خل شود.
انگلیسی: خود زبان انگلیسیها هم از خواندن بعضی کلمات خود عاجزند چه برسد به نوشتن، نباید مردم را وادار به آموختن زبان کرد، وقتی آموزش زبان رشته ای مخصوص دارد چرا باید همه بیاموزند، همان متخصصان باید فناوریها را ترجمه کنند، یا در آموزش به جای زبان فارسی، انگلیسی اجباری شود.
سالمندان: درک افراد مسن سخت است باید به آنها حداکثر توجه داشت و برای قدرت تصمیمگیری به آنها کمک کرد، آنها به خانه سالمندان نیاز ندارند بلکه به محیطی برای انتقال تجربیات و لذت بردن از زندگی دارند، نباید آنها را از خانواده و جامعه طرد کرد، آنها همان جوانانی هستند که با هزاران شوق زندگی میکردند و نسل بعد خود را هدایت کردند.
صبر: درست کردن بحرانها و خرابیها به وجود آمده زمان میبرد، باید وقت گذاشت و دعوت به صبر و تلاش کرد، با راه حلهای مقطعی نباید آینده کشور را به خطر انداخت، متاسفانه همه میخواهند فقط راهبردهای سریع اعمال کنند در حالی که همین عجله بحران را پیچیده تر میکند، اما با یک بازنگری دوباره سیستم و چینش آن برای هزاران سال دیگر، میتوان به مدیریتهای بهتری دست یافت.
تنش: وجود یک تنفر به علت خاطره ای ناگوار باعث تنشهای بین بعضی انسانها می شود که با محبت میتوان آن را اصلاح کرد، نبود فرهنگ محبت عامل اصلی اختلافات در جامعه است.
اصلاح: انسانها آنچه را که در بار اول میفهمن را قبول میکنند و اگر کسی بخواهد آن را اصلاح کند زیر بار نمی روند و جبهه می گیرند، سیستم آموزشی جدید برای این معضل لازم است.
حقارت: هر کس در هر شغلی است و میخواهد آن را آنقدر بزرگ کند که در فکر دیگران از حقارت خارج شود، متاسفانه در ذهن همه، مخصوصا بچه ها، تزریق میکنند که شغلهای پاکبانی، جمع کنند زباله، مستخدم و غیره، بسیار حقیر هستند و افراد بیسواد به این مشاغل میپردازند، در حالی که اگر اینها نبودند همه جا کثیف بود، باید حقوق بیشتری به این افراد داد تا تقاضا این مشاغل بالا رود.
بی رحمی: فشار صاحب کارها به کارکنان، باعث بیرحمی کارکنان به یکدیگر می شود و یک چرخه بیرحمی ایجاد میشود که فقط با هر بار دور زدن این چرخه، اوضاع زندگی سختتر میشود و این چرخه را زمانی میتوان متوقف کرد که سیستمی سختگیرانه تر اجرا شود.
بچه: بچهها به قولهای والدین اعتماد میکنند چون آنها را باور دارند اما وقتی سر شکسته شوند به دیگران اعتماد میکنند، برای حفظ اعتبار والدین به سیستمی نیاز است که به والدین کمک کند تا آنچه برای بچه ها نتوانستند تهیه کنند، تامین شود.
زن:همه زنها باید اعتبار شوهر خود را حفظ کنند و نباید اطرافیان از زنان توقع داشته باشند که کاری برای آنها انجام دهد یا درخواستی را به شوهرش برساند، باید دولت تسهیلات لازم را قرار دهد تا خواسته ها بدون رودررویی افراد برآورده شود.
اعتقاد: پیروان ادیان دیگر از هر فرصتی برای تبلیغ دین خود استفاده میکنند، از طریق فیلم، ورزش و غیره، که با بالابردن اعتقاد به دین مدنظرشان در برآوردن حاجت، آن را برتر جلوه میدهند.
مهاجر: مهاجران جانشان ارزش ندارد و کشورهای پذیرنده فقط نیروی کار میخواهند که کارهای خرد را انجام دهند، پس چرا افراد با دانستن این از کشور خارج میشوند؟ چون احساس میکنند اینجا آزادی ندارند، اما با سیستم جدید میتوان به پیشرفتی رسید که دیگر حس بدی وجود نداشته باشد.
گرفتار شدن در شغل و نداشتن راه بازگشت، باعث افسردگی و از بین رفتن انگیزه مردم میشود، دولت باید آنقدر کارآفرینی متنوع انجام دهد که دیگر کسی نخواهد در یک کار ثابت بماند و بدون آنکه به سازمانی ضربه بخورد نیروها جابه جا شوند، تا حس سرزندگی و آزادی انتخاب کار ایجاد شود.
برخی آنچنان به دنیا وابستگی پیدا میکنند که برای داشتن یک لذت زودگذر تن به هر ذلتی میدهند.
معضلات: زندگی ربات گونه و بی معنی، بی استفاده ماندن مغز، زندگی بدون شور، شادی و رفت و آمد، پژشکان پول پرست، مغز کند مسئولان، لایک های روزانه بی معنی، زورگویی هرکس به زیردستش، بیماریهای مختلف، عدم احترام به حال دیگران، با اسباب بازیهای دنیا سرگرم شدن، دام پهن کردن برای هم، شهربازی بالا و پایین اقتصاد، قمار در انتخاباتها، درگیریهای مذهبی، نابرابری درآمد و خیلی مسائل دیگر که در اطراف همه وجود دارد اما با آنکه همه میدانند که باید درست شود، کسی کاری نمیکند و بی تفاوت از کنار آن رد میشوند، اما سیستم جدید میتواند رفتار انسانها را تغییر دهد.
معتادها همیشه سرکوفت خور میشود و در نتیجه مواد را ترک هم کرده باشد با فشار زندگی باز به سوی مواد برمیگردند، باید کار فراوان و مولد ایجاد کرد که برای ماندن ارزش ایجاد کند، حتی مردم میتوانند سالانه شغل رزرو کنند.
انسانها در طول زمان تغییر رفتار می دهند، نمیتوان توقع داشت فردی که یک ماه پیش اعتقاداتی داشت، توانسته باشد آن را حفظ کند، چون شرایط زندگی این اجازه را نمیدهد.
بسیاری عادت دارند به ذخیره بیخود اطلاعات مانند عکس و فیلم در کامپیوتر یا تلفن همراه، که بعد از مرگشان توسط دیگران حذف میشود و فقط فرد را در طول حیات اذیت میکند، باید فضای مخصوصی برای این مار قرار داد تا افراد با خیال راحت این کار را کنند.
هزینه های احساسی و ناعاقلانه باعث از بین رفتن سرمایه و انبار کالا میشود، بسیاری از مردم فقط عادت کرده اند که اقلام را بخرند و توجهی به فضای زندگی خود و نیاز دیگران ندارند، اما با ترفند جدید، میتوان اقتصاد مشارکتی ایجاد کرد تا همه از موجودی فعلی بهره ببرند و امانت داری هم کنند.
کنجکاوی: توجه دادن دیگران به کنجکاوی و گیر افتادن آنها به خواست خودشان است، انسانها احساساتشان لحظه ای است و اگر نیازی را حس کنند، حتماً باید آن را بدست بیاورند، به همین دلیل شاید به ذلت تن دهند یا با هنجارشکنی اقدام کنند، انسانهای کمی توانایی غلبه بر نفس را دارند، اما با آموزش جدید میتوان این تعداد را بیشتر کرد.
مهمترین چیزهایی که باید مورد توجه دولت باشد: اینترنت- بهداشت -رستوران- اتوبوس -تبلیغ- خرابی ها -رفتارها -حسها -غرورها -فسادها -محوطه -خانه ها است، اما متاسفانه دولت فقط روابط بینالملل را جدی میگرد و آینده مردم را به آن گره میزند، اگر دولت میخواهد در عرصه جهانی موفق باشد باید بداند که کشور مانند یک خودرو است که باید همیشه به آن رسیدگی کرد تا در جاده جهان خراب نشود، سیستم جدید میتواند این خودرو را سامان دهد.
تاریخ مداوم تکرار میشود و انسانها فکر میکنند همه چیز جدید است، چون تجربیات گذشتگان را بررسی نکردند، فقط کیفیت زندگی تغییر کرده است، انسانها همیشه در فساد واقعاً پیشرفت کردند، انسانهایی که تاریخ نمیدانند، تاریخ بر آنها تکرار میشود، باید تجربیات و نتایج فساد در دسترس باشد تا مردم مطالعه کنند و این کار را ترک کنند.
ترس: مردم از چیزهایی که میترسند آن را بزرگ میکنند تا مسخره نشوند، نباید از ترس دیگران درس گرفت و حرف آنها را باور کرد.
عمومی: ایجاد مکانهای عمومی برای همه در هر محله، با نصب مدیران محلی میتوان تمام محله ها را از حداقل امکانات بهره مند کرد تا کمبودی نباشد.
صرفه جویی: با نصب سیستم اینترنت اشیا میتوان برق مکانهای بلااستفاده را قطع کرد تا مصرف انرژی بهینه شود، متاسفانه زمانی که بحث اموال دولتی پیش میآید، کسی به هزینه فکر نمیکند.
سرگرمی: برگزاری مسابقات امتیازی که هر کس در زمینه خودش امتیاز کسب کند و همه باید حداقل امتیاز را کسب کنند تا بیکار نمانند باید به گونهای نزدیک باشد که هم امید برد داشته باشند حتی شده با دادن نمره منفی به نفرات برتر این امید ایجاد شود.
مینی بوس محله ای برای آوردن مردم به ایستگاه های اتوبوس در خیابانهای اصلی میتواند پوشش و زمان حمل و نقل را افزایش دهد.
حل مشکلات ساده توسط انتخابات محلی تا زندگی مردم برای رسیدن پاسخ مرکز تلف نشود.
ایجاد دادگاه های سیار برای رسیدگی بدون نوبت و سریع به مشکلات در حین تشکیل پرونده.
افزایش بازرسی ها در محله ها، تا مدیران ضعیف برکنار شوند.
استفاده از اینترنت یا تلفن گویا برای نوبت دهی در مکانهای لازم، که درآمد زا هم هست.
اضافه کردن دوچرخه، اسکوتر، ترن و غیره برای حمل و نقل بهتر، و استفاده از خط بین لاینهای خیابانها برای عبور این وسایل.
باید چینش شهر به گونه ای باشد که بتوان سریع آن را در مواقع ضروری تخلیه کرد، نه اینکه ترافیک ایجاد شود، میتوان با سیستم هوشمند به همه سریع برنامه زمانی خروج داد.
نصب مکش گرد و غبار زیر وسائل عمومی مانند اتوبوس میتواند برای غبار روبی خیابان، مفید باشد.
۷- سیاسی
ایدوئولوژی پوچ: ایدئولوژی جهان سوم برای فراموشی، نیاز به جهان چهارم دارد، که این جهان باید برتر از همه باشد تا هژمونی را از بین ببرد.
مجلس خودخواه: اینکه نمایندگان مجلس بر اساس تفکرات خود تصمیم میگیرند کاملا اشتباه و باید اول نظر مردم خود را جویا شوند، مجلس برای کسب رای برای دوره بعد، فقط کارهایی را پیگیری میکند که رای آوری دارد نه راه حل های کلیدی که با کمی سختی، آینده روشنی را به ارمغان می آورد.
توجیه فرد: هرکس عقایدی دارد اول باید توجیه و عالم شود بعد انتخاب خود را اصلاح کند، فشار زیاد به او باعث لج بازی و تباهی است.
قانع کردن: برای فرمانبرداری کسی باید او را قانع کرد که زیر بار برود، امروزه مردم فقط هدفی را دنبال میکنند که با منافع آنها هم راستا باشد.
اعتماد: انسانها همیشه فقط خدا را به همراه دارند و به هیچ مخلوقی جز برگزیدگانش نباید اعتماد کنند هیچ وقت خودشان را حتی برای بالاترین مقام هم کوچک نکنند، چراکه همه دستهای دوستی روزی او را رها خواهند کرد.
دولت: برای ادامه حیات دولت فقط کار سیاسی کافی نیست، اما بدون سیاست هم هیچکاری به خوبی پیش نمیرود، زمانی میتوان از سیاست راحت شد که بحران ایجاد نشود و همه چیز همانگونه که انتظار میرود پیش برود.
ارزیابی: قبل از مبارزه با فاسدان اول باید ارزیابی شوند که خود را بیهوده در مبارزه تلف نکرد، فسادهای سازمان یافته را باید با شناسایی سران آن ریشه کن کرد، مگرنه مهره ای بسوزد یکی دیگر جایگزین میشود، با هوشمندسازی سیستم میتوان همه فاسدان را شناسایی کرد.
حمایت: اگر حامیان خوب عمل نکنند، ممکن است جایشان با حامیان بد پر شود حمایت باید دائمی باشد، نباید به محض اینکه از کسی قطع امید میشود یا توانایی لازم را پیدا کرد، او را رها کرد، چون ممکن است در شرایطی قرار بگیرد که گرفتار فاسدان شود و اهدافش تغییر کند.
تحصن: با تحصن نمیتوان به جایی رسید، باید راهکار خروج از بحران را پیدا و پیشنهاد داد تا عملی شود، مگرنه اوضاع فقط به ضرر هر دو طرف میگذرد تا یکی تسلیم شود، مثلاً میگویند بودجه نیست باید یک طرح پیشنهاد داد تا مشکل دائمی حل شود، نه اینکه بعد از مدتی حق مطالبه شود و سال بعد دوباره رخ دهد.
قوانین: اصلاح قوانین بی منطق که به نفع مجرم است، کامل نبودن برخی قوانین باعث سوءاستفاده وکلای فاسد در جهت تبرئه خلافکاران میشود و این نقص فقط آنها را نسبت به قانون گستاخ تر میکند، تصمیمات بی خردانه دادگاه که ادعای عدالت میکنند باعث نجات گناهکار و کشته شدن بی گناهان است.
واگذاری کار: سپردن کارها به دیگران باعث میشود از مغز خودشان استفاده کنند و از هدف اصلی منحرف شوند، باید کار را به کسی سپرد که مغز خلاق دارد، مانند سپردن پروژههای عمرانی به هنرمندان برای زیبایی شهر
اجرای طرحها: بهتر است در هر شهر جدا شروع شود تا رقابت ایجاد شود و به سرعت پیشرفت کمک کند.
فساد: از آلودگی باید فاصله گرفت در هر صورت چه آن به فرد بخورد و چه فرد به آن بخورد آلوده میشود.
پیشرفت مثل یک حباب است هر چه درونش هوای بیشتری برود بزرگتر می شود اما نازک تر و کنترلش سخت تر میشود و احتمال ترکیدن هر لحظه دارد، باید هرچه پیشرفت حاصل میشود مدیریت آن سختگیرانه تر شود.
تهدید: برای پیروزی برابر تهدیدات بزرگ باید متحد قوی داشت و از امکانات متحد استفاده کرد تا فرصت برای جلو زدن از همه پیش بیاید.
کار: دولت در کشورهای بزرگ باید مرکزی اداره شود اما نه اینگونه که شرکتهای متعدد را مدیریت کند که فقط نیروی انسانی متعهد و هزینه سنگین میخواهد، میتوان همه شرکتها را به بخش خصوصی سپرد و با مدیریت هوشمند، با کمترین هزینه کشور را اداره کرد.
توجیه نکردن کامل مسئولان باعث این میشود که احساس مسئولیت نکنند و بدون در نظر گفتن حق الناس کار کنند، مخصوصاً در انتخابات مجلس و شوراها که افراد چندین برابر حقوق دریافتی خرج میکنند تا فساد کنند.
حرف با سند محکم ثابت میشود، باید با هر قدم یک سند ایجاد کرد تا در صورت مشکل کمک کند، این کار با هوشمندسازی به راحتی انجام میشود.
اجرای فرمان غیر کتبی جرم است، که بسیاری از کارکنان هنوز اهمیت نمیدهند و بسیاری از کارها را بدون تشریفات جلو میبرند یا اسناد موقت ایجاد میکنند.
توقیف نمایشی کالاهای ممنوعه و بعد اگر کالا در داخل لازم نیست به صورت مجاز آن را در بازار جهانی فروخت.
ترس از مرگ و نداشتن ایمان، باعث ترویج فساد میشود و انسان را به هر ذلتی وا میدارد، متاسفانه به خاطر ترویج منافق پروری در کشور، آینده بدی با چنین جوانانی پیشبینی میشود و چندسال دیگر نمیتوان کشور را اسلامی دانست.
دست به سر کردن مراجعین، توسط کارمندان چون حوصله کار ندارند یا وسط بازی کردن هستند یا در زمان انجام کارهای عقب انداخته مزاحمش شدند، که در کل افراد فقط استخدام شدن برایشان مهم است و بعد از آن میدانند نظارت خاصی بر آنها نیست و هرگونه بخواهند رفتار میکنند.
بسیاری از افراد درخواست رشوه غیر مستقیم دارند، که نشان از ضعف قانون و ایمان است، باید طرح اجرایی شود تا هیچ فردی نتواند فساد کند، برای مشکل رشوه گیری مأموران تضمین لازم است.
استخدام: هیچ وقت نباید کسی را استخدام رسمی دولت کرد، فقط باید پاداش داد تا جا برای فکر تازه باشد و گرفتار کارمندان ضعیف نشد.
تخصص: افراد نباید از چیزی که خود سررشته ندارد سخن بگوید و از کسی دفاع یا او را توصیه کند چون آینده نامعلوم است و ممکن هست دروغ گو شوند.
سیاست: زمانی که فردی از حرف اشتباه گذشته خود توبیخ شد با حرفی جدید آن را به زیبایی به نفع خودش برگرداند، بهتر است در طرح سخنهای در مورد آینده، دو پهلو حرف زد تا مشکل را بتوان سریع درست کرد.
دلسوزی: دلسوزی برای هر موجودی بی فایده است، چرا که آخر او در پی اهداف خود خواهد رفت و حتی ممکن است آسیب هم برساند، دلسوزی برای کسی فایده ندارد، او از هر که بخواهد حمایت میکند، هرکس به آنچه برایش سودآور و باب میل باشد روی میآورد.
تدبیر: همیشه همه جوانب را باید از قبل در نظر داشت و آماده بود تا غافلگیری پیش نیاید، دنیا همیشه برای امتحان کردن انسانها برنامه دارد.
نیاز واقعی: همه مردم عادی زرق و برق نمیخواهند، آنها فقط رفاه و آرامش میخواهند نه مسیر پیاده روی و هتل، ثروتمندان و فقرا هیچکدام در آپارتمان کوچک زندگی نمیکنند و چون آسایش ندارند، دولت باید به همه زمین مناسب بدهد تا هر چه میخواهند در آن بسازند، چه واحد تولیدی یا مسکونی باشد.
مسئول دروغگو: نباید فریب مسئولانی که گذشته چیزی را با زمان حال آن مقایسه میکنند را خورد چون همه چیز استهلاک دارد، چنین کسانی با این مغز کوچک لیاقت ماندن در پست خود را ندارد و معلوم است خود را با التماس و سواستفاده از فکر جوانان حفظ کرده اند.
استعداد: هر کس میتواند مسئلهای را به صورتی حل کند باید تخصصها جای درست باشند چون یکی در چند لحظه و یکی در تمام عمر می تواند مسائل را حل کنند، باید به همه فرصت مشارکت در کارهای محله خودشان را داد.
فساد انتخابات: بیشتر فسادها و اسراف ها در ایام انتخابات است باید اصلاح شود، چرا یک نامزد مجلس یا شورا باید چند برابر حقوقی که قرار است دریافت کند، خرج تبلیغات میکند؟ با توجه شواهد، همه این افراد با سرمایه داران قراردادهای مخفی دارند که درآمدش چندین برابر تمام هزینه ها است، تا وقتی سیستم کشور بدون نظارت باشد، فرد اصولگرا یا اصلاح طلب هم باشد، باز فساد رخ خواهد داد.
انسانها در لحظه با یک فکر یا حرف عوض میشوند، به مرور زمان حتی نزدیکترین و با ایمان ترین افراد هم تغییر میکنند.
انجمنها: ایجاد گروههای دانشجویی و متخصص فعال و در صحنه که به تحقق عدالت بدون چشم داشت، بپردازند و به مستضعفان کمک کنند.
دشمن: مهاجمان تا بر مناطق مسلط نشوند هر که را ببینند میکشند، نباید به هیچ عنوان در میان جنگهای مختلف اقتصادی، سیاسی و غیره، به دشمن کوچکترین اعتماد را کرد و تسلیم شد.
مالیات در مالیات باعث اضافه شدن افراد تحت پوشش دولت میشود.
۸- اخلاقی
هدف تعلیم و تربیت باید آن باشد که در مردم آزاد فکری بپروراند و آنان را چنان بار بیاورد که با رغبت به بحثهای دیگران گوش کنند و چنانچه این بحثها به نتایجی که مورد دلبستگی آنان نیست منتهی گردید، خشمگین نگردند. هر جا تعصبات عمومی حکمفرما باشد، اعم از تعصبات ملی و نژادی و تنگ نظریهای مذهبی، مدرسهها باید آگاهانه کوشش خود را مصروف تعدیل و رفع این تعصبات کنند.
با سیستم آموزشی جدید میتوان به بالا بردن اعتقاد مردم در آنچه حق و روزیشان است کمک کرد و در از بین بردن حس های بیهوده و تلف کننده وقت استفاده کرد، شکم پارگی و تنظیم برنامه مناسب استفاده از نعمت ها، بی اعتمادی ها و افزایش حس خواهری و برادری ها، تعصبات و مسخره بازیهایی که باعث قتل میشود و حس نارضایتی از زندگی که باعث کفر است استفاده کرد.
این تصورات اشتباه از خدا باعث میشود به وجود خدا شک شود، در حالی که هیچ چیز برای خدا غیر ممکن نیست اما انسانی که هنوز هدف از خلقت را درک نکرده نمیتواند حکمت خدا را درک کند، برای پرورش روح باید ظرفیت خود را افزایش داد تا بتوان به باورهای لازم رسید.
چشم مییبیند و دل هوس میکند.
انسان ساخته شده ی گذشته خود است.
هر چه را که انسان بگوید هیچ وقت دیگر انجام نمیدهد شیطان تمام تلاشش را می کند تا آن کار را دوباره رخ دهد.
حسادت: همیشه خود را باید به سادگی نشان داد تا از حسادت ها در امان ماند حتی مقابل نزدیکان هم باید احتیاط کرد.
بدبینی: وقتی ادیان دیگر به مسلمانان تهمت مجرم بودن میزنند و درباره خود شعار خوبی سر میدهند و مردم جهان هم نمیخواهند بفهمند اصل ماجرا چیست؟ مشکل از مردم جهان است که نمی توانند بین مسلمانان واقعی با عوامل بیگانه فرق قائل شوند، نمیشود همه را با یک معیار قضاوت کرد، اکثر انسانها علاقه به مطالعه ندارند و حوصله شنیدن سخنرانی هم ندارند، پس هیچ راهی جز ساخت محیطهای شبیهسازی شده برای سرگرمی و انتقال فرهنگ اسلامی به جهان وجود ندارد و فقط سیستم جدید میتواند چنین زمینه ای را ایجاد کند.
تلاش: هرکس بیشتر تحرک داشته باشد به سمت بالا میرود.
جلب توجه: انسان ها فقط به دنبال راهی برای جلب توجه دیگران هستند، چه فقیر و چه غنی، هر که مهارت و علم خود را میخواهد نشان دهد و از تعجب دیگران لذت میبرند، این خود نوعی فرهنگ تبدیل شده است، تا مردم با هم رقابت کنند حتی اگر یک طرفه باشد، همین انسان را از هدف اصلی خلقت دور کرده است، انسانها باید فرهنگ همکاری و برای هم زیستن بیاموزند، اما آرزوی کسب متعلقات دنیا هیچ زمان نمیگذارد دنیا در مسیر صحیح حرکت کند، این فقط در سیستمی بهتر اصلاح میشود.
خودخواهی: باید حس خودخواهی مردم را رفع کرد و مسئولیت پذیر کرد ،نباید گذاشت کسی برای راحتی خود به دیگران ضربه و خسارت بزنند.
همه انسانهای جهان با هر دین و اعتقادی خواهان درک هستند آن ها قربانی شرایط هستند اما خدا هم این را نمیخواهد که کسی به خاطر دین قربانی شود، بلکه میخواهد انسان از این تفاوتها دلیلی برای خود پیدا کند، تا انسان ها را با حقیقت ها آشنا کند تا قربانی دروغ گذشتگان و تسلیم منفعت طلبان حاضر نشوند، این یک امتحان است و پیروز کسی است که فقط از حق پیروی کند، حتی اگر منجر به کشته شدنش شود، هیچ زمان امتحان الهی تمام نمیشود حتی اگر تمام بندگان راستین کشته شوند.
برای فهمیدن بهترین دین میتوان کودکان آموزش ندیده را جمع کرد و پیروان هر مذهب به جذب آنها می پردازند تا مشخص شود چه دینی فرهنگ بهتری دارد، البته باید سلامت روحی و جسمی هم در نتیجه محاسبه شود.
باید راه حلی برای زنده کردن قوانین الهی پیدا کرد باید کاری کرد که خدا در تمام لحظات یاد شود، بهترین کار آموزشی است با شبیه سازی دنیا که مداوم درسهای اخلاقی میدهد، تا در ناخودآگاه نهادینه شود.
همه روزیها و روزها دست خداست، هر وقت صلاح باشد خود می داند چه مقدار، به چه کسانی بدهد، نعمتهایی که خدا به ثروتمندان میدهد، همه امانتی برای توزیع میان دیگران، مخصوصاً نیازمندان است، آنکه بخل بورزد و همه را از آن خود بداند، زیانکار است.
تمام تمرکزانسان باید رسیدن به حق باشد، این به این معنی نیست که باید حتما بجنگد، در اصل باید از امتحانهایی که هر ساعت از شبانه روز گرفته میشود، مسیر حق را انتخاب کند، همین انتخاب راه حق و کسب روزی حلال هم خودشان نوعی جنگ هستند.
انسان فقط از خدا میتواند طلب یاری کند تا او انسان را در مسیر حق حفظ کند، هر بنده ای که در این راه به انسان کمک میکند، واسطه ای از جانب خدا است که حتی خودش هم خبر ندارد، این دنیا محلی برای پرورش روح است تا ارزشش را برای مرحله بعد دنیا ثابت کند انسان باید از این امتحان با معدل ۲۰ فارغ شود نه کمتر، چراکه آنقدر امتحان عادلانه است که هرکس با شرایط و معیار مخصوص به خودش قضاوت میشود، نه معیار ثابت و نامعقول انسانها.
کشوری که همه مردم آن خدا را فراموش نکرده اند، شیطان ها راه ورود نمی یابند، جنگ شیطان با انسان هم، همانند جنگهای عادی هست که رخ میدهد، عوامل نفوذی وارد کشور میشوند و وحدت داخلی را از هم میپاشند تا شرایط برای حمله مستقیم آماده شود، که نیروهای شیطان همان مردمی اند که ایمانشان تضعیف شده است.
باید ارزش توبه به درگاه خدا را بالا برد، امروزه توبه فقط مانند دستمال کاغذی شده است که بعد از انجام گناه استفاده میشود و هیچ شرمی هم در استفاده مجدد آن در حین ارتکاب به گناه ندارند.
داستان های بی پایه و منفی بر کودکان اثر منفی میگذارد نباید گذاشت بچه ها خود را به جای شخصیت ها قرار دهند، چراکه این برنامه های ساخته شده توسط دیگر کشورها فقط تبلیغ کننده دین خودشان است، دولت هم میتواند خود چنین برنامه هایی طراحی کند، اما کار را به افراد اشتباه میسپارد.
اصلاح اعتقادات اشتباه یک امر غیر ممکن است، چراکه وقتی چیزی شکل میگیرد، دیگر بسیار کم میتوان آن را اصلاح کرد و برای قرار دادن آن در مسیر درست، باید آن را خراب و دوباره شکل داد.
همه چیز هائی که خدا خلق کرده برای درس گرفتن است نه دل بستن پس نباید به خاطر وابستگی در این امتحان رد شد.
خدایی که بر همه چیز از جمله زمان، مکان، موجودات، اشیا و غیره مسلط است، او دنیا را آفریده است که انسانها برای پرورش خود از خدا اطاعت کنند، در کنار این انسان نیازمند است که کارهایی را انجام دهد، این نیاز باعث تلاش است که خود جزئی از مسیر پرورش روح است، در امتحان الهی هرچه تلاش بر اساس شرایط بیشتر باشد، انسان مستحق جایگاه و پاداش بالاتر خواهد بود، اما انسانها خودشان میخواهند و دیگران را هم وادار میکنند، که دنیای پیچیده تری را طی کنند، در کل انسان در زمان و مکان اتفاقی خود، وظیفه دارد زندگی کند، تا نتیجه اعمالش مشخص شود.
نگرش به هر چیز بستگی به ارزش که در ذهن دارد و عملی که منافع ایجاد میکند، دارد.
۹- علمی
کنترل زمان: بشر میتواند محیطی بسازد که زمان را در آن کنترل کرد، یعنی درونش سرعت وقایع را بالا و پایین برد.
بدن: بدن انسان خودش یک تولیدکننده نیروی کامل است.
آینده و کمبود: در آینده انسانها دچار کمبود آب و غذا می شوند و تنوع غذایی را از دست میدهند، باید زنجیره تولید و تأمین مواد غذایی را اصلاح کرد.
فرسایش خاک: مشکل گرد و خاک سنگین در اثر از بین رفتن کیفیت خاک، باد شدید، افزایش تبخیر و گیاهان هرز هستند، که باید آبخیزداری کرد و با روش تقطیر آب دریا را با مشعلهای پالایشگاه ها تصفیه کرد.
بدن و باد: باد کردن بدن در طول عمر یک امر طبیعی است، چراکه پوست سالمندان شل و افتاده میشود.
سفر فضایی: سفرهای فضایی مسخره و پرهزینه است باید به اکتشاف اکتفا کرد تا اینکه عمر انسان جوابگوی طول زمان مسافرت در فضا شود، اکنون سرعت مافوق صوت هم جوابگو نیست و باید از سرعت نور هم بالاتر بدست بیاید.
ارتباط انسانها: انسانها برای بیان احساسات، به ارتباط با هم نیاز دارند مانند یک سطح ارتباطی مخصوص مثل اداها و کلمات، و سطح بالاتر آهنگ، دیدن، لمس کردن و غیره
انرژی و پنل: بهتر است تمام کشور به پنل خورشیدی مجهز شود مخصوصاً روی مکانهایی که آب شیرین وجود دارد، برای جلوگیری از تبخیر آب، تا شرکت برق هم دیگر قبض نجومی صادر نکند و نیروهایش به کارهای مفیدتری بپردازند.
انرژی و ورزش: ایجاد مراکز تولید انرژی با وسیله های ورزشی در مکانهای عمومی مانند ورودی یا خروجی ایستگاهها یا ساختمانهای اداری، مدارس و غیره.
قطع کردن رگ عصب، احساس درد را از بین میبرد.
قابلیت ارائه پایان نامه و مقاله های کوتاه به جای اینکه کپی و تکرار اضافه شود، استناد به مقالات قبلی، فقط از زیر تحقیق اساسی فرار کردن است.
دستکش یا اسکنر اسلحه لازم است که دست خالی را نشان دهد، تا افراد متهم به حمل سلاح نشوند، اسلحه ها باید ردیاب داشته باشند، تا زیر نظر نیروهای امنیتی باشند.
بشر میتواند با ساخت جسم فوق العاده برای انسان، برای ادامه حیات فرصت بیشتری بدهد.
استفاده از هواپیمای شناور با پنل خورشیدی یا توربین بادی، در هوا تا به ارتباطات کمک کند و حرکات مشکوک در مرز یا نقاط حساس چک شود.
ساخت ربات کوچک پرنده، به عنوان سلاح جنگی یا علمی یا تجاری، بهترین راه برای جلوگیری از هزینه و تلفات جنگی است و به تحقیقات علمی و حتی تجارت هم میتواند کمک کند.
ساخت یک شبکه ارتباطات جدید دوطرفه با امواج بلند رادیویی تا مشکل نصب دکل اینترنتی متعدد حل شود، مانند اوترنت.
منظور از جسم دوم، استفاده از ربات با هوش مصنوعی که به جای افراد به کارهای روزانه سخت میپردازد، مانند کشاورزی، کار اداری و هر کار طاقت فرسای دیگر.
ساخت سلاح از کار اندازی توان بدنی افراد به صورت موقت مانند: لیزری، گازی و فرا صوت، یا حتی با تغییر شکل موشک به صورت قارچی میتوان وسعت انفجار افزایش داد، یا چند موشکه یا موشک اضافی کوچک برای دور زدن گنبد آهنین.
اصلاح ساختار کشتی سازی: برای جلوگیری از خسارت بیشتر کشتیهای بزرگ آنها را باید با قابلیت تبدیل به قطعات کوچکتر ساخت مانند قطار.
۱۰- نتیجه گیری
در این قسمت به بحث در رابطه با ترکیب رشته علوم سیاسی با سایر رشتهها شد که سیاست های تطبیقی در مرکز توجهش قرار دارد، تا نتایج علمی تر و کاربردی بدست بیاید، تا با تدوین فرمولهای سیاسی با پشتوانه فرهنگی که بر اساس اهداف انقلاب اسلامی باشد، به ارائه سیستم بهتری برای کشور رسید، که این تحقیقات لزوماً به کار گروهی نیاز دارد و بعد از پایه سازی ها باید یک تیم بزرگ برای اثبات فرمول ها ایجاد شود تا سیستم بی نقصی طرح شود که تا ظهور منجی بشریت، حتی اگر هزاران سال دیگر طول بکشد، دوام بیاورد. ریشه تمام فسادهای کشور به سیاسی شدن انتخاباتها بر میگردد، آنجا که افراد با مقداری هزینه، به دسترسی های تاثیرگذاری در زندگی مردم دست پیدا میکنند و در عین اینکه شعار عدالت سر میدهند، به جای منفعت رساندن به مردم، به جمع آوری سرمایه برای بازنشستگی خود و اطرافیان میپردازند، کشور نیاز به سیستمی دارد که واقعاً عدالت را پیاده کند و تمام مسئولان ریز و درشت را شدیداً کنترل کند، تا فساد ریشه کن شود. ترکیب رشته های علوم سیاسی و اقتصاد در به دست آوردن نتایجی که زندگی مردم را در جهت برابری اجتماعی متحول میکند، غافلگیر کننده است، اما این ترکیب فقط در تئوری قابل ارائه است و همه آن را تأیید میکنند و زمانی که بخواهد به عرصه اجرای عملی وارد شود، انسانهای فاسد مانع خواهند شد، چون ذات انسان برابری را نمیپذیرد و فکر اینکه همه سهم برابر در نعمتهای الهی داشته باشند، برای انسانها عذاب آور است. حتی دو فقیر هم طاقت اینکه یکی بر دیگری، یک تومان هم برتری داشته باشد، ندارند. برای به اتمام رساندن طرح باید دو مشکل ساختار و روابط اجتماعی شدیداً بررسی و حل کرد، تا شاهد این بود که کشور در تمام زمینه های تاثیرگذار در زندگی مردم پیشرفت میکند. این طرح هرگز در اضافه کردن اطلاعات در خودش خط پایانی ندارد و در ده ها قسمت دیگر ادامه خواهد داشت، تا شاید روزی که انسانهای جویای عدالت بخواهند آن را اجرا کنند، مقدمات لازم را داشته باشند.
طرح هوشمند سازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب (قسمت نهم)
۱- چکیده
پیشرفتهای اخیر در جامعهشناسی فرهنگی، به علوم سیاسی مجموعهای از ابزارهای مفهومی را ارائه میدهد، تا بتواند نظریه های سیاسی خوبی برای ارتقاء سطح جوامع معرفی کند، در قلب جامعه شناسی فرهنگی این بحث وجود دارد که هر کنش انسانی متضمن معنا است، زیرا عاملان محیط و کنش های خود را از طریق فیلترهای متمایز تفسیر و ارزیابی می کنند. این معانی معمولاً در شرایط مکانی، ساختاری، اجتماعی، اقتصادی یا زمانی مشخص میشوند و همراه با انواع دیگر تعیینکنندهها، کنش را ممکن و محدود میکنند. تصورات قبلی از پیوند بین فرهنگ و عمل اغلب بر این تصور استوار بود که مردم دارای ارزشهای فرهنگی هستند که اعمالی منطبق با آن ارزشها را ایجاد میکنند. دیدگاههای روانشناختی اجتماعی سنتی اغلب پیوند مستقیمی را بین نگرشها و رفتار مطرح میکنند و اعمال را نتیجه نگرشها میدانند. اما دانشمندان علوم اجتماعی موارد بسیاری را شناسایی کردهاند که در آن افراد به شیوههایی مغایر با ارزشها و نگرشهای بیان شدهشان رفتار میکنند، و در پاسخ، جامعهشناسان فرهنگی شروع به اصلاح مدلهای فرهنگ و کنش خود کردهاند، سوال مهمی که این بحث مطرح میکند این است که جامعه شناسی فرهنگی، چه راهکارهایی را، در چه زمینه ای به علوم سیاسی ارائه دهد، تا جامعه بی نظیری خلق شود؟ در این قسمت به ایده های اخلاقی، هوشمندسازی، اقتصادی، مدیریتی و سیاسی، پرداخته میشود، تا با پیشنهاد این ایده ها به جامعه ای با فرهنگ و پیشرفته رسید. تا ارزش های فرهنگی در جامعه نهادینه نشود، نمیتوان شاهد پیشرفت بود و لازمه ایجاد ارزش فرهنگی، آموزش صحیح و قرار دادن امکانات برای مشارکت مردمی است.
کلیدواژه: اخلاقی، هوشمندسازی، اقتصادی، مدیریتی، سیاسی
2- Abstract
Recent advances in cultural sociology provide the political science with a set of conceptual tools to introduce good political theories for the advancement of societies. At the heart of cultural sociology is the argument that every human action has meaning because the agents of the environment And interpret and evaluate their actions through distinct filters. These meanings are usually defined in spatial, structural, social, economic, or temporal contexts, and together with other types of determinants, make action possible and limited. Previous notions of the connection between culture and practice were often based on the notion that people have cultural values that create actions that conform to those values. Traditional socio-psychological perspectives often establish a direct link between attitudes and behavior and consider actions as the result of attitudes. But social scientists have identified many cases in which individuals behave in ways that are contrary to the values and attitudes expressed, and in response, cultural sociologists have begun to refine their models of culture and action, an important question that arises. What solutions does cultural sociology offer to the political sciences, in what context, in order to create a unique society? In this section, moral, intelligent, economic, managerial and political ideas are discussed, in order to reach a culture and advanced society by proposing these ideas. Unless cultural values are institutionalized in society, progress cannot be witnessed, and it is necessary to create cultural values, proper education, and the establishment of facilities for popular participation.
Keywords: Ethical, make smart, Economic, Managerial, Political
۵- مقدمه
جامعهشناسان فرهنگی عموماً انسانها را بهعنوان بازیگرانی در جهانهایی مملو از کالاهای نمادین، در دسترس عموم تصور میکنند، مانند داستانها، این تصورات نمادین هیچ کمکی به مردم نمیتواند بکند، چون در کنار آرمانگرایی باید واقع نگر هم بود تا بتوان نظرات کاربردی داد. متاسفانه با استفاده از استعاره یک جعبه ابزار، فرهنگ را عرضه نمادها، داستانها، آیینها و جهانبینیها میدانند که مردم از آن برای ایجاد استراتژیهای عمل استفاده میکنند. آنها استدلال میکنند که طرحوارههای فرهنگی میتوانند تا حدی سختتر شوند که به ساختارهای تثبیتشده تبدیل شوند و کنش را محدود و امکانپذیر کنند. بنابراین، جامعهشناسان فرهنگی اکنون بر این نکته تأکید میکنند که چگونه بازیگران معانی موجود را در قالب ارزیابیها، تفسیرها و درکهای دنیای زندگیشان خلق میکنند.
این دیدگاه مطابق با دیدگاه نهادگرایانه از واقعیت اجتماعی است، با این حال، با دیدگاههای نئومارکسیستی که فرهنگ را بازتاب مستقیم واقعیت مادی میدانند و با دیدگاههای ابزارگرا که در آن فرهنگ صرفاً روابط سلطه را حفظ میکند، در تضاد است. درعوض، جامعه شناسان فرهنگی معتقدند که فرهنگ، یعنی رویهها، گرایشها و جهت گیریها، که به ایجاد روابط در طیف وسیعی از حوزه ها کمک می کند، برخی بر اعمال قدرت تمرکز دارند اما برخی دیگر در حوزه عشق، کار، خانواده، دین و غیره. در عین حال، تحلیلگران فرهنگی تشخیص میدهند که این اعمال، تمایلات و جهتگیریها توسط ساختارهای فرهنگی و اجتماعی، از جمله ساختارهایی که ریشه در زمان، مکان، فناوری، کمبود مادی و در دسترس بودن منابع اجتماعی دارند، محدود میشوند.
مطالعه جامعه شناختی معاصر فرهنگ به فاش کردن معانی که در یک وضعیت عمل می کنند، برای کمک به درک اینکه چگونه این معانی به فرایندهای اجتماعی کمک و توضیح دهد که چرا شرایط منجر به یک نتیجه مشاهده شده و تعدادی از ابزارهای تحلیلی را فراهم میکند که می توان از آنها برای بررسی فرهنگ به عنوان توضیح استفاده کرد. این ابزارها میتوانند به طور مستقل یا با هم مورد استفاده قرار گیرند و دقت تجربی را در مطالعات مربوط به جنبههای فرهنگی زندگی اجتماعی به ارمغان آورند. در میان اینها مفاهیم بسیار محبوب قابها، رپرتوارها، روایتها، مرزهای نمادین، سرمایه فرهنگی، عادتها، نهادها، سفارشات ارزش و تخیلات جمعی وجود دارند. جامعه شناسان اغلب از رپرتوارهای فرهنگی به عنوان یک مفهوم چتر برای توصیف عناصر نمادینی استفاده می کنند که مردم از آنها راهبردهای کنش را ایجاد می کنند. در حالی که استراتژیهای کنش به خود رفتارها اشاره دارد، رپرتوارها مجموعهای از ایدهها، داستانها، گفتمانها، چارچوبها و باورها هستند که افراد در وهله اول برای ایجاد خط عمل از آنها استفاده میکنند.
افراد مجموعهای از استراتژیها را در ذهن خود دارند، نه تنها در مورد نحوه پذیرش در دانشگاه، بلکه در مورد نحوه شلیک تفنگ یا اینکه چگونه یک فرد خوب باشند و اینکه افراد بعید به نظر میرسد که در یک عمل شرکت کنند مگر اینکه ابزار نمادین انجام آن را داشته باشند. به عنوان مثال، فهرست دعواهایی را که کارگران برای اعلام خواستههای خود از آن استفاده میکنند، نشان میدهد هر گروه برای طرح ادعاها نظرات مختلف دارند. مصاحبهها نشان میدهد که کارگران فقیر اغلب شایستهسالاری را ناعادلانه میدانند به این دلیل که به نفع کسانی است که بهترین عملکرد را به قیمت کارگران ضعیفترها دارند، در حالی که کارگران پردرآمد به ندرت چنین استدلالهایی را مطرح میکنند، نشان میدهد که کارگران فقیر به مراتب بیشتر از همتایان خود، ارزش اخلاقی را به اخلاق کاری، مسئولیت پذیری و اتکا به خود میدانند و اخلاق را بر حسب همبستگی تعریف میکنند، که مجموعههای فرهنگی را فراهم میکند تا این مفاهیم همبستگی را در این قشر حفظ کند، در حالی که برجستگی این در پردرآمدها کاهش یافته است. چنین تصوراتی از همبستگی، به نوبه خود، راهبردهای کنش سیاسی و فردی را تغذیه میکند و تظاهرات خیابانی را که در کشور بیشتر از سایر جوامع پیشرفته است، ترویج میدهد.
توجه داشته باشید که این مفهوم از رپرتوارها با این تصور که گروههای خاص دارای فرهنگ هستند، مغایرت دارد. در عوض، پیشنهاد میکند که گروههایی مانند کارگران فقیر یا یقه آبی معمولاً ارزشهای مشابهی را با دیگران در جامعه دنبال میکنند، اما خطوط عمل متفاوتی را دنبال میکنند، زیرا به مجموعههای مختلفی از مجموعهها دسترسی دارند تا استراتژیهای عمل خود را از آن بسازند. علاوه بر این، اگرچه ممکن است مجموعهها بین گروههای اجتماعی به اشتراک گذاشته شود، برخی از آنها به دلیل شرایط زندگی خاص برای گروههای خاص برجستهتر میشوند. این مفهوم از رپرتوارها، جایگزین مهمی برای مفاهیم فرهنگ یا ایدئولوژی ملی شده است. این مفهوم به جای تعیین تناظر یک به یک بین ایدئولوژی یا فرهنگ و مرزهای ژئوپلیتیکی (یک جامعه، یک ملت، یک فرهنگ)، برای تحلیل در دسترس بودن نسبی طرحوارههای فرهنگی در درون و در میان بافتهای ملی مفید است. به عنوان مثال، در مقایسهی کارگران فقیر و پردرآمد، آنها برجستگی نسبی طرحوارههای مختلف توجیهی در زمینه های ملی را در نظر میگیرند. آنها نشان میدهند که پردرآمدها بیشتر از فقیرها بر استدلالهای بازار تکیه میکنند و از آنها در زمینههایی استفاده میکنند که فقیرها انواع دیگری از توجیهها را، بر اساس معیارهای مدنی، سیاسی یا اخلاقی ارزیابی به کار میبرند. در این طرح که باید تمام قسمتهای آن مطالعه شود تا ابهامی در ذهن صورت نگیرد، به دنبال ازبین بردن اختلافات طبقاتی شدید اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غیره است، تا عدالت برقرار شود. همچنین به نکاتی اشاره میشود تا سیستم اجرا شود تا فساد را ازبین ببرد و قابل هک شدن هم نباشد.
۶- اجتماعی
تخصیص تسهیلات لازم برای درمان و بهره بردن از زندگی انسانهای معیوب، مانند درمان نابینایی، اندام مصنوعی جدید و غیره.
آوردن کارکنان مشاغل به برنامه های تلویزیون یا غیره، که طرفدار زیادی دارد و تعریف زوایای خوب و بد شغل آنها تا اشتیاق برای نسل بعد ایجاد شود.
حذف زندگی آپارتمانی یا بهتر کردن سقفها و دیوارها تا مزاحمت برای همسایهها ایجاد نشود، زندگی آپارتمانی کنونی فقط نفرین و نزاع در پی دارد.
گذاشتن یک مسئول برای هر کاری حتی کوچک، تا امور با نظم اجرا شود.
همه از داشتن پسر باید پشیمان شوند، زنها در حال کم شدن هستند، بشر به سمت حذف زن و دوری از ازدواج میرود.
ایجاد رشته جدید ورزشی مثل فوتبالی که شوت نداشته باشد و فقط مهاجم در محوطه شش قدم برود.
ایجاد یک سیستم کوچک و کامل محلی شاد، تا مردم رفاه را حس کنند.
در کشور گوشی هوشمند وجود دارد اما هنوز استفاده لازم را نمیتوان برد و متاسفانه تازه تجهیزات از مد افتاده مثل پوز ساخته میشود.
ساخت شهر پناهگاه در زمان کودتا و آشوب، تا بی گناهان آسیب نبینند.
نباید هر فرد برای خود یک خبرگزاری بزند، مخصوصا برای کاندیدها، باید بین خبرنگار و خبر رابطه باشد، برای پخش خبر فرد باید مجوز بگیرد.
بهتر است شیوه آپارتمان سازی از سبک مجتمع ها در شهر بارسلونا اسپانیا که جالب است، گرفته شود.
اجازه اجاره اموال نظامی در مکانهای خاص برای درآمدزایی، مثل رانندگی تانک، جت، زیردریایی و غیره، همچنین اجازه شلیک با سلاحهای مختلف، میتواند شدیداً اثر گذار باشد.
دیجیتالی شدن باعث از بین رفتن تبلیغات کاغذی و هر نوع کاغذبازی میشود.
نمیشود که کسانی که علاقه دیگران برایشان مهم نیست و هیچ تجربه و درک نزدیکی از چیزی ندارند برای کسی تصمیم بگیرند، باید هر محله برای خود مدیر داشته باشد.
هیچکس نمیتواند اطلاعات دیگری را بخواند، مگر اینکه علاقه خواندن ایجاد شود، باید افراد محبوب باشند.
سوار وسایل عمومی یا ساده مثل اسکیت، برای بزرگان خجالت ندارد، باید فرهنگ استفاده از اسکوتر برقی نهادینه شود تا مردم از خطوط بین لاین ها استفاده کنند.
خط بریل برای نابینایان گذاشتن در همه جا مثل: نرده، دیوار، زمین و غیره.
نباید خانواده ها دور هم دیوار بکشند و با تکروی و خودخواهی همه چیز برای خود بخواهند، تعامل اجتماعی نزدیک مهم است.
اجازه مسافرتهای هوایی کوچک شخصی، میتواند به رفاه بیشتر کمک کند.
جوانان، بزرگان را عقب مانده میدانند، چون فکر میکنند آنها امکانات نداشتند، در حالی که دنیا تغییر بزرگی هم نکرده است.
برگزاری مسابقات مردم با حرفه ای ها، در شادی مردم اثر دارد.
هرکس به یک کاری که علاقه دارد باید سرگرم شود.
نیروهای نظامی بیکار، تیم های راگبی و قدرتی دیگر ایجاد کنند تا مردم سرگرم و درآمد زایی شود.
در طرح دلیل افراد برای کاری که میخواهند انجام دهند مشخص است، مثل رفتن سرکار یا مسافرت یا فلان کار، آنها بدون از بین رفتن عدالت حق مساوی در استفاده از موارد بالا دارند.
مردم دارند به سمتی میروند که نمیتوانند با هم ارتباط برقرار کنند، تنوع غذایی داشته باشند، حرف بزنند، همراهی و کمک کنند، چون آموزش اساسی ندیده اند و ذهنشان پراکنده شده است.
انسانها نمیخواهند عمرشان را از دست بدهند و برای استفاده از زمان خود، با وجود خطر، با آن مواجه میشوند، علاقه به موضوعات دنیا بیشتر عامل این خطر پذیری است تا معنوی، چون معنویت فراتر از دورهمی هیئت هاست، معنویت انسانیت و کمک عملی به مظلومان است نه حمایت راه دور و پسندیدن پستهای شبکه های اجتماعی.
گذاشتن جام مسابقات ماهانه، با ثبت نام فردی اما با برد گروهی.
پیدا کردن استعدادهای هنرمند در هر محله و دعوت آنها به شبکه ملی تا اهالی محلش افتخار کنند، آنها میتوانند در سطح ۲ و۳ مدیریت هم قرار بگیرند.
بعضی مشاغل نمیشود نیروی زیادی را واردش کرد، اما در سطح های کوچکش یا ملزوماتش میشود، مثل بازیگری، که هزاران نیرو برای یک فیلم میخواهد و حرفه های مربوط مثل رقاصی و خوانندگی، هنر زیر شاخه زیادی برای کارآفرینی بالا دارد.
یک چپاولگر خودی بهتر از بیگانه است میشود از خودی مال را پس گرفت.
علت مخالفت مردم با بعضی چیزها نداشتن علاقه است اول باید علاقه ایجاد کرد.
پدرها، مادرها و استادانی که خود تجربه ندارند چگونه به بچه تجربه بدهند.
علت اصلی تنش بین مردم، نداشتن شعور و ادب است که با اقتدار دولت کسب می شود.
انسانی که خون و عرق میریزد تا به جایی برسد، آنجا خانه او میشود، پس نباید به دزدان راه دهد.
اگر کسی قهرمان همسرش و فرزندانش باشد، اکثر مشکلات زندگی خودبهخود رفع میشود.
باید در ابراز محبت به دیگران دروغ هم گفت تا آنها شاد شوند.
تمرکز انسانها برکسب پول بیشتر باعث بیعدالتی آنها در حق همه میشود، چون فقیر را به غنی میفروشند.
انسانها فقط با اثبات محبت خود میتوانند مورد اعتماد کسی شوند.
جواب دادن پیامهای مردم به حساب خودشان تا بودجه رفع فقر تامین شود.
محلهها به یک پلیس کوچولو، یعنی همان بچه ها نیاز دارند تا خبرها را به منتقل کنند.
گذاشتن پیامهای ثابت صوتی و تصویری برای افرادی که به جای خاصی مراجعه میکنند تا از نکات محل مراجعه باخبر شوند.
توانایی ارسال فیلم و عکس برای پلیس لازم است، آن هم با ترافیک رایگان باشد.
امکان اعلام وضعیت اضطراری مثل حوادث، مجروحیت ها، بیماری که امکان دارد انسان را از پا درآورد و قابلیت اعلام وضعیت در شرایطی که عادی نیست.
هیچ کدام از شهرهای کشور جزو امن ترین شهرهای جهان نیستند، این یعنی کم لطفی مسئولین که با هوشمندسازی همه فعال میشوند.
خرید خانه در همه جا سخت است و باید هم اینگونه باشد، مگرنه دیگر کسی کار نمیکرد و همه به محض تأمین نیازهایشان مصرف کننده میشوند، اکنون هم همین مسئله برای عده زیادی سرمایه دار وجود دارد که باید قدرت خرید را طبقاتی کرد تا همه در تلاش برابر باشند.
دولت باید در زمینه تکمیل پروژههای مسکن جدی باشد و هرچه مانع دارد را بر دارد یا عوامل زمین خوردن پروژه را جریمه کند تا ساختمان ها نیمه تمام رها نشوند.
کسانی که فکر کوچهگردی و دعوا با محلههای دیگر هستند، آخرش یا میمیرند یا سر از زندان در میآورند.
۸- مدیریتی
وقتی یک مدیر مانند مردم فقیر زندگی کند هیچ ناراحتی به وجود نمیآید، دنبال کننده معنویات پیروز است.
هرکس مدیر بخشی میشود، نباید کارش اصلی خود را رها کند، باید مدیریت در کنار حرفه پیشینش ادامه یابد.
مدیرها باید در مناطق محروم خانه داده شوند تا امکانات لازم به آن منطقه برسد و ترقی شود، این باید اجباری برای مدیر شدن باشد، برای این کار همان مجلس خبرگان استانها میتواند این مسئولیت را بر عهده بگیرد.
در طرح سرپرست همه را به تفریح حساب شده میبرد و کمبودها را برطرف میکند تا هیچ افسرده و گرسنه ای باقی نماند، اکنون اگر کسی در وسط خیابان در حال جان دادن باشد هیچکس به کمک او نمیرود.
ساخت یک برج بلند در نقطه مرکز شهر برای ارتباط مخابراتی کل دکلهای یک شهر، با سیستم عنکبوتی شکل، تا همه نقاط سهم سرعتی برابر داشته باشند.
یک کاخ در مرکز شهر ساخته شود و همه اداره ها درون آن یکجا باشند، تا کسی مجبور نباشد برای یک امضا، در ترافیک به سمت نقطه دیگر شهر برود، حتی میتوان این را خارج از شهر ساخت تا با چند بزرگراه همه شهرستانهای اطراف هم به آن دسترسی داشته باشند، که البته باسیستم زنجیره بلوک لازم نیست، افراد از شهر دیگر مراجعه کنند.
دادن خدمات بیشتر به شرکت ها، باعث میشود تا قیمت نهایی ارزان تر شود.
سربازان به سربازی در شغل مورد علاقه خود مشغول شوند تا در آینده همان بمانند، اگر ناسازگاری داشتند آنقدر سربازی در شغلهای مختلف ادامه یابد تا علاقه آنها پیدا شود، حتی اگر دولت مجبور باشد باید شغل جدید پدید بیاورد.
انجام پروژه در زمین هایی که به مردم با کلاهبرداری فروخته شده است، متاسفانه بسیاری زمین طبق قانون تغییر کاربری به مردم فروخته شده است، که حتی شوراها که باید حق مردم را پس بدهند، حاضر نیستند، باید دولت این زمینها را به خریداران بدهد یا حتی شده در جایی دیگر یا هرچه ساخت سودی بالایی به مالباختگان بپردازد، نتیجه ناتوانی در اجرای عدالت باید بدتر از این باشد، فقط سیستم زنجیره بلوک میتواند به مردم کمک کند تا در دام گرفتار نشوند.
افزایش مدیران خرد با اختیارات بالا در کنار سیستم هوشمند، میتواند حلال تمام مشکلات باشد.
یک بخش نامه، همه جا کشور کاری نیست، باید هر منطقه بخشنامه خصوصی خود را هم داشته باشد.
ابراز همدردی و کمک به خانواده ها در وقت نیاز، مهمترین هدف طرح است.
سرپرست باید به نیروی انتظامی دسترسی سریع داشته باشد، در هر منطقه باید یک کلانتری کوچک باشد.
بازنشستگان یا روحانیون سرپرست و آمر میشوند، تا به حقوق بالا نیاز نباشد، حداکثر حقوق یک مدیر، حتی رئیسجمهور برابر است با درآمد فقیرترین فرد کشور است.
مدیر بیشتر، فساد را کم و رسیدگی را بهتر و میتواند کارآفرینی بیشتری را انجام دهد.
ساخت وسایل عمومی بزرگ و مجهز به تکنولوژی روز و قابل بروزرسانی، تا مردم کشور بتوانند از بهترینهای عمرشان استفاده کنند.
رفع فوری مشکلات، بدون موکول کردن به جلسات هفتگی، در طرح جلسه فوری تشکیل میشود، همه به صورت آنلاین نتیجه میگیرند.
برای تقسیم بندی بهتر و بهینه به مدیران بیشتر احتیاج است، تا همه جوانب تحت کنترل باشد.
در طرح شبکه ها با همان مدیریت کنونی هستند اما همه متصل به هم هستند، تا کارهای بین سازمانی سریع انجام شود.
مسئولان در حالت عادی کند هستند و با رفتن به ماموریت خارج از اداره، این کندی را تشدید میکنند و حل کار مراجعه کننده یا بحران را طولانی تر و انباشته میکنند، آنها باید در حل مسائل، جلسه فوری برگزار کنند و حق خروج از دفتر نداشته باشند و اگر واجب بود نائب بگذارند، نباید یک دقیقه هم افراد معطل شوند، با هوشمندسازی سیستم اداری این کار آسان است.
رده بندی طرح برای هماهنگی مسئولان لازم است، نمیشود هر اداره یک برنامه بر سر مردم پیاده و زندگی را مختل کند، مانند اینکه شهرداری آسفالت را نوسازی میکند، بعد اداره آب آنجا میخواهد فاضلاب کشی کند.
رییس باید خودش تصمیم بگیرد، نه تصمیم را بر عهده دیگری بگذارد که تفکرش فرق میکند و برنامه رئیس را خراب کند، بهترین کار فقط مشورت با مجری برنامه است نه اختیار کامل دادن به او، چون اعمال غلط زیردستان به حساب رئیس گذاشته میشود.
در طرح هیچ کوتاهی از جانب مسئولان، بر مردم پنهان نمیماند.
مدیری که طرح دارد باید کارکنان دارای مهارت لازم را هم بیاورد، مگرنه طرح روی زمین میماند، یا باید کارکنان خودشان طرح خرد ارائه و اجرا کنند تا شاهد پیشرفت شد.
مردم دهک پایین، حاضر به کمک با گرفتن مبلغ اندک هستند، حتی رایگان هم کمک میکنند، سپردن مسئولیت با حقوق بالا و ثابت، باعث فساد و تنبلی میشود، پس بهتر است که مدیران از مردم پایین باشند، تا انسانهای لایق و درد دیده مدیریت کنند.
طرحها زمانی نتیجه مطلوب میدهد، که خود طراحهان دنبالش کنند، هیچکس نمیتواند بهتر از طراح عمل کند، حتی بهترین مدیر هم باشد، نمیتواند.
همه دوست دارند، کشورشان بر دنیا تاثیر بگذارد و جلوتر هم باشد، پس نباید فکر کرد که فقط کشور خود چنین شعارهایی دارد.
آمر مشکلات را به منطقه دار منتقل میکند، و او بودجه یا خدمات مورد نیازش را تامین و در صورت لزوم آمرین را هماهنگ تا همه یک هدف دنبال کنند.
مدیری که حضورش حس نشود، به چه درد میخورد، باید تک تک شهروندان روزانه او را یاد کنند.
باید ریتم، سرعت و تنفس پروژه هماهنگ باشد تا به موقع و بی وقفه جلو برود.
سیستم مدیریتی بد و مدیر ضعیف، باعث انباشته شدن تصمیمها و فاجعه میشود.
مدیران از بیاطلاعی و سادگی مردم سوءاستفاده میکنند و اخباری که به نفع خودشان است را فقط منتشر میکند.
اختصاص خانه برای مشاغل ضروری در هر محله، برای راحتی کارکنان، مثل پژشکان و غیره.
۹- سیاسی
در آغاز هر طرحی، خطا و آزمایش وجود دارد، تا طرح به نتیجه برسد، هر سیستمی در آغازش پر از خطا بوده و چه بسا از بین هم رفته است.
باید اول نیاز را ایجاد و بعد راه رفع سریع آن را اجرا کرد.
ایجاد سطح حداقلی برای شروع زندگی مردم تا فقیر وجود نداشته باشد.
در طرح فرقی بین شهر و روستا نیست، همه مسئولان یک سطح هستند.
کشورهای شرق میتوانند در اجرای عدالت، از اعضای پیمان شانگهای استفاده تا عدالت بین شرقیها برقرار شود و همه از خدمات و امکانات هم برخوردار باشند.
در این طرح کشور به خودکفایی کامل میرسد و از هر جامعه بین المللی بینیاز است.
در سازمانهای بین المللی کنونی فقط منفعت کشورهای خاص مهم است و عدالتی وجود ندارد، چرا وارد عرصه خیانت شد؟
حزب محافظ محله افتخاری، مانند قلدرها یا بچه ها، تا امنیت باشد و کسی زورگویی نکند.
با سیستم طرح میتوان تحریم را دور زد.
حذف وزارت خانه ها و فقط معاونتها بماند و مسئولیت به استانداران داده شود، اکنون همه برای مرکز کار میکنند و پر از عیب است.
مدیریت قوی، وقتی منفعت طلب شود و فراموش کند این قدرت را از کجا آورده، شکست میخورد، مثل اینکه مدیران تیمی، بازیکن کلیدی خود را بفروشند و فکر کنند خریدهای جدید بهتر جواب میدهد.
بحث جهان دین نیست حرص است چون خدا هم جنگ و ظلم نمیخواهد، همه دولتپرستان به دنبال منفعت شخصی نه ملی، هستند و همینطور بیشتر میخواهند.
پایان هر دولت گریه است، برای حکومت کردن باید ظلم کرد تا دوام بیاورد.
در طرح جدید هر کس معترض کم کاری مدیران استان خود است، با این طرح دیگر به ولایت فقیه در برابر ناکارآمدی توهینی نمیشود، و با رفراندم استاندار یا رئیس جمهور کوچک عوض میشود.
همین که همه حس کنند رئیس هستند بسیاری از مشکلات حل میشود.
موشک باید به زمین برسد یا نه، از جنگ جهانی تا کنون بشر چیز جدیدی نساخته است و فقط ارتقاء دادند، اکنون موشک فراصوت سونیک نمیگذارد، موشکهای قدیمی بلند شوند و سیستم دفاعی را دور میزند.
همه چیز در دنیا محکوم به فنا است و مستهلک میشود و چیز جدید پای میگیرد، خصاصت فقط موجب عذاب خود و دیگران است، باید آنچه لازم است را به اندازه ساخت.
طرح تلفات انسانی یا مالی نباید داشته باشد و در ناهنجاری ها هم باید از همه حفاظت کند نباید بیگناهان مانع دستگیری مجرم شوند و صدمه ببینند.
طرح باعث ایجاد شواهد برای قانون میشود، و هر مسئله مالی سریع ثبت و نظارت میشود و هیچ رشوه ای پنهان نمیماند، حتی به صورت کالا هم که باشد.
مردم اگر رهبر نداشته باشند، کار هدفمند انجام نمیدهند، اگر تصمیم با نظر مردم است پس رهبر برای چه میخواهند، خودشان که صاحب نظرند و کارشان را انجام دهند، دیگر چرا اقلیت فدای اکثریت شوند.
سیاست مداران لجباز به نقطه اول باز میگردند.
دشمنان مردم را با تلفظ برده بودن فریب میدهند، درحالی که کسی که خرج مردم را میدهد، باید بتواند مدیریت هم بکند تا اوضاع خوب بماند، انسانها نمیتوانند هیچ زمان دست از کارهای خرد بردارد، چرا که این کارها اصل همه چیز است، پول برای خرج کردن است و باید به گونه ای تنظیم شود که فقر ایجاد نشود، باید پول هر شغل را به سبک خودش داد، کارگر به صورت کالا و یارانه، دکتر مهندس را نقدی، اما در نتیجه برابری درآمد ایجاد شود.
گوسفندان هم مانند آهو میتوانند آزاد باشند و زندگی کنند، یک چوپان فقط برای نفع خود به آنها محبت میکند.
هدف انسانها با مرگشان تمام میشود.
دشمن با چاپلوسی وارد و بعد از تسلط روی اصلی خود را نشان میدهد.
در طرح گزینش بر اساس علاقه و استعداد صورت میگیرد.
کارمندان فقط وقت خود را بیهوده و بی هدف هدر میدهند، طرح به بهینه سازی مشاغل کمک میکند.
سیستم طرح به گونه ای است که احتمال جرم را شدیداً کم میکند.
در طرح بیگناهان به خاطر ناشناس یا مشکوک بودن، گرفتار نمیشنود.
دو سطحی شدن مشاغل، یک سطح از هجده تا پنجاه سالگی نیروی کار، بدون در نظر گیری سن ورود و بعد از پنجاه سالگی مدیر تا از کارافتادگی یا آخر عمر، وقتشان آزاد و گروهی مدیریت و افسرده نشوند، انتخابات فاسد هم ندارد، البته بهتر است که در ده سال به جای سربازی، جوانان در مشاغل جابه جا شوند تا شغل مورد علاقه خود را پیدا کنند و بعد از ثبات استخدام شوند.
برای پیشرفت اول باید مواد اولیه لازم را تهیه یا خرید کرد، بعد از ساخت واحدهای سازنده مواد اولیه و رسیدن به خودکفایی، نوبت به پیشرفت میرسد.
کسی که مسئولیتی را قبول میکند، باید مثل برده کار کند.
مهارت افراد نشان از علاقه است که مهمتر از هر چیز است.
مشکل کشور این است که همه اسباب لازم را دارد اما هماهنگی مدیریتی و اعتماد به هم نیست.
با یک معیار نمیشود شغل برای کسی تایین کرد، فرد اول مهارتش را نشان بدهد و هرچه قابلیت داشت، درجه بندی شود، شاید او شاخه یک شغل جدید باشد که به عقل معیار گذار نرسیده، افراد ماهر نمیتوانند در امتحانهای به این شکل خود را ثابت کنند، اینگونه با استعدادها تلف میشوند و چون خیلیها حوصله مطالعه مواد امتحانی را ندارند و زندگیشان را خراب میکنند.
در طرح اعمال همه رصد میشود، و مانند امتحان الهی حس میشود و همه مدیرها نمره شایستگی از مردم میگیرند.
باید مدل خانه ها به گونه ای باشد، که اقوام در کنار هم خانه بخرند و زندگی کنند، تا هویت محلی بهتر شکل بگیرد.
برای یک سیاستمدار شاید چیزی مهم و مورد علاقه نباشد ولی برای خیلیها مهم باشد، نباید مدیریت تک مغزی شود، در طرح این مشکل حل میشود.
با تعریف داستان دروغ میشود همه را متقاعد کرد، که واقعا چنین چیزی وجود دارد، تا به محض مشاهده به آن بپیوندند
مردم از شجاعت مدیری حساب میبرند که تنهایی از پس همه چیز بر میآید، مدیری که در حد افسانه باشد، نه فقط یک مدیر شانسی و وراثتی باشد.
بحث کردن درباره موضوع خاص، باعث جلوگیری از اختلافات بر سر موضوع دیگر یا مطرح زمان کنونی میشود، و انگار چیزی نبوده است.
بی اعتباری خارجی ها در کشورها، عامل بهره نبردن از دانش آنهاست.
مشکل مسئولان، شعار دادن و اشکال گرفتن از هرچیزی که باب میلشان نیست.
طبق حدیث خویشان پر و بال فرد هستند، اما مردم کمک گرفتن از خانواده مسئول را برای خود خوب و برای دیگران فساد میدانند و مخالفت میکنند، یک اصل مهم فراموش میشود که وقتی به یک فرد مسئولیت داده شود، خانواده او را هم متاثر میکند، اگر خراب کند، خانواده اش هم خراب میشوند، سپردن یک مسئولیت به فرد، سپردن آن به خانواده اش هم است، فقط نباید برای خانواده حقوق جدا مقرر کند.
مسئولان اولویتها را فراموش و برای کسب رأی برای سال بعد به فکر زن و مذهب هستند.
همیشه یک تازه وارد می آید و توازن قدرت را تغییر میدهد.
اگر به مهارتهای ساده و مادر، بها داده شود آنوقت شاهد پیشرفت واقعی میتوان شد، نه کپی اختراعات دیگران، مانند ساخت امواج، فناوری نو، و هر چیز لازم که آینده را در تسلط خود دارد.
راه کنار زدن مخالفان: جدیت در رفتار، تحقیر فرد گستاخ، تهدید قلدر، شفاف حرف زدن، همرنگ شدن با فرد، شوخ طبعی کردن، تکرار سه باره، ایجاد صمیمیت، سخنرانی کاریزماتیک، تمجید فرد، استفاده از مفاهیم عام و شعاری مثل حفظ محیط زیست، دموکراسی، عدالت، آزادی، پیشرفت کردن، ایده تازه دادن یا حس تازگی به ایده مطرح شده دادن، بردن افراد به خاطرات تاریخی مثل بچگی یا دلتنگی عزیزان، باید روی تاریخ زندگی فرد تحقیق کرد، طرح پرسشی که جوابش همه میدانند، استفاده از مقایسه کردن با چیزهای دیگر، استفاده از جملات قانع کننده، میتواند مخالف را به موافق تبدیل کند.
در طرح هرجا رئیس جمهور باشد، همانجا مرکز کشور و دفتر اوست.
هرچه اسم مسئولیت بزرگتر باشد، حقوق و ناکارآمدیش بیشتر است.
الان با زمان پهلوی چه فرقی دارد، فقط رئیس جمهور یا همان نخست وزیر را مردم انتخاب میکنند، این همان سیستم ناکارآمد است، که دارد مانع پیشرفت میشود.
هر مسئولی فرزندی دارد، باید از آنها کمک و مشورت بگیرد، چون ذهن جدیدی دارد، اما نباید به او سمت بدهد.
فکر احمقانه، نگرانی برای نسل آینده و وابستگی باعث عقب مانده شدن و عذاب مردم زمان حال است، آیندگان نیاز به اقتصاد حال ندارند، فقط فرهنگ و دین کافی است.
برنامه ها گاهی به خاطر میل شخصی تغییر میکنند.
همه فقط خود را میبینند و توقع دارند دولت هم فقط به آنها توجه کند، و افراد دیگر هم برای آنها مهم نیستند، فقط شعار میدهند، اما در عمل دنبال نفع خود و در صورت کسب، پنهانش میکنند.
اکثر انسانها خوی وحشی دارند، فقط کافی است موقعیت یابند.
یک نفر نمیتونه به هشتاد و پنج میلیون نفر برسد، وزارتخانه ها حذف شود و سیستم استانی شود.
بیت کوین باید آهسته استخراج شود تا آیندگان، سرمایه داشته باشند.
سیزده سال ایران به خاطر فرار از تکنولوژی عقب افتاده است و به جای به دنبال بورس و برجام رفته است.
استخدام متناسب با جمعیت مشاغل و بودجه تقسیم شود، بهتر از بیکار ماندن کسی است.
هکر انگیزه حمله میخواهد تا جلو بیاید.
با مطرح کردن سوال از پرسشگر میتوان او را فریب داد و محدودیت و رشته کلام یا قوانین از او گرفت، جوابی که پرسشگر درست میداند را نباید معیار تایین کرد، بلکه مهارت باید معیار باشد.
در طرح هیچ نقصی پنهان نمیماند، همه از خطاها باخبر و از زمان اصلاح آن مطلع میشوند.
سیستم قوه ها باید زنجیره ای شود تا همه در کار هم دخالت و همکاری کنند.
وقتی دو ذهن درگیری متفاوت دارند، هم دیگر را درک نمیکنند، نباید توقع داشت همه یک نظر قبول کنند.
کپی کردن از دیگر کشورها، اشتباه است، چون آنها بر اساس شرایط خود یک محصول یا تکنولوژی میسازند نه برای ایران که متفاوت است.
استخدام های بدون دادن رتبه به علاقه مندان و بعد در صورت شایستگی رسمی شود، میتوان فردی که علاقه به یک شغل خاص دارد را استخدام آن کرد و بعد به مشاغل دیگر کم متقاضی فرستاد، مردم فقط میخواهند حقوق بگیر باشند، میشود جای یارانه هم این کار را کرد.
هیچوقت نباید درباره ی کسی یا عملکردی قضاوت کرد و ادعا یا نظری داد که بعداً اگر همان بلا سر خود آمد یا عکسش ثابت شد، رسوا نشد.
استفاده از حیوانات وحشی، در نقاط مرزی که کنترلش سخت است، آن منطقه جنگل شود.
باید حقوق کارگری از کارمندی بیشتر شود، تا مردم به جای تقاضای پشت میز نشینی، به سازندگی روی بیاورند و خطرات بیماری پشت میز نشینی نباشد.
پادشاهان چون خود نبوغ نداشتند و میخواستند آزاد و به تفریح بپردازند، نوکرانی را انتخاب میکردند که سیاست آنها را به مردم اعمال کند، اما اکنون چرا؟
یک رهبر خوب، از قدرتش برای کمک به دیگران استفاده میکند، اما یک رهبر بد، از قدرتش برای اطاعت دیگران، که محبوبیت قاضی بین این دو است.
خلافکارها وقتی حس کنند، دست قانون به آنها نمیرسد همه کار میکنند.
۱۰- اخلاقی
ما بدون هدف آفریده نشده ایم، این احساس که چرا زندهام نوعی کفر است، زندگی در دنیا هیچ زمان قرار نبوده که غرق در شادی باشد، علت اصلی دلزده شده انسان از دنیا، ظلمهایی است که مردم در حق هم میکنند، شاید تصور شود که کسب یک منفعت شخصی از دیگران در معامله یا موارد دیگر، از زرنگی باشد، اما این عامل شروع زنجیره ظلم است که بارها و بارها به خودمان در شکلهای مختلف برمیگردد و نتیجه اش هم مسئولان فاسد است که زندگی را بر مردم حرام کرده تا آرزوی مرگ کنند.
هرکس در زندگی تجربه خودش را دارد، نباید کسی را مجبور کرد و دست کم گرفت، متأسفانه سازمانها آنقدر اقتصادنگر شده اند، که برای خود معیار تعریف میکنند تا افراد متناسب با معیار را استخدام کنند، که در نتیجه افرادی که میتوانستند در زمینه مهم تولیدی کشور مفید باشند، به طمع بدست آوردن مزیتهای سازمانها، آن حرفه را رها کرده و مانند یک ربات بی هدف، پشت میز نشین شوند و عمر خود را تلف کنند، اکثر این افراد استخدامی طبق شواهد موجود در جامعه فاسد میشوند و مسئولان مهم دولت هم از همین افراد فاسد انتخاب میشوند.
اعتقادات کسی را نباید به مسخره گرفت اگر زیاد اشتباه بود با عمل نه تحمیل باید برطرف شود، اعتقادات شکل گرفته محصول آموزش خود کشور است، پس نمیتوان به یک فرد مخالف خورده گرفت که چرا مخالفت میکند؟ تا زمانی که سیستم آموزشی در جهت صحیح نباشد و نحوه برخورد صحیح با مخالف را مسئولان آموزش نبینند، انسانهای زیادی دنیا و آخرت خود را به باد خواهند داد.
همانگونه که وقتی فردی چیزی را میسازد دوست دارد، خدا که فراتر از انسان است، چقدر خلقتش را دوست دارد؟ انسان به هیچ عنوان نمیتواند تا زمانی که در دنیای محدود زندگی میکند، حس خود را با دنیاهای دیگر مقایسه کند، هدف خدا از خلقت پرورش روح انسان است، که این بعد از رفتن به دنیای دیگر درک میشود.
روزی را خدا هر جور که بخواهد تقسیم میکند و مطمئناً در حق کسی ظلم نمی شود و هر کمبودی در اثر مصلحت، در آخر پاداش فراوان دارد، ظلم زمانی صورت میگیرد که خدا برای امتحان نعمتهای اضافی خود را در اختیار برخی قرار میدهد تا میان سایرین پخش کنند، اما آنها این نعمتها را دستاورد خود میشمارند و به دیگران فخر میفروشند، تنها کسانی که نعمتها را عادلانه تقسیم کردند، معصومین علیهم السلام بودند.
شهادت بهترین هدیه خداست هر چقدر هم دردش طولانی باشد بالاخره تمام می شود، این به آن معنی نیست که فردی به جنگ برود و بعد از مرگش به او پیشوند شهید بدهند، اینگونه سربازان کفار هم شهید محسوب میشوند، شهادت واقعی در جنگیدن با نفس بدست می آید، شهید مدافع وطن با شهید در راه خدا، فاصله زیادی دارد.
انسان که بیشتر از چند سال در این دنیا نیست، اینجا تمام میشود ولی در آنجا باید برای ظلمهای حتی کوچک هم چندین برابر این سالهای سخت پاسخگو باشد، تا زمانی که نسلهای جدید درست آموزش نبینند، بشر در کثافت فساد و ظلم خواهد ماند.
دنیای خدا محل امتحان است نه نقد و بررسی هر چه اتفاق میافتد خدا آگاه است، لازم نکرده است که کسی خود را وکیل خدا بداند و از طرف او دیگران را قضاوت کند، انسانها در قبال هم فقط وظیفه دارند که همدیگر را در به پایان رساندن موفق امتحان الهی یاری کنند، نه اینکه دخالت کنند.
آنهایی که ظلم میکنند وسیله آزمایش انسان هستند، روزی دست خداست و همه وسیله خدا هستند، گاهی در قامت یک سیاست مدار یا روحانی یا کارمند یا نظامی یا فروشنده یا نیازمند یا معتاد یا بسیاری قامت دیگر که همه موقت در این دنیا اعطا میشوند، این فقط یک امتحان است تا هرکس، در حد هر قامتی که بوده است و وظیفه اش در قبال قامتهای دیگر، قضاوت شود.
به جای اینکه در افکار اخلاقی غرق شد، بهتر است از تاریخ باخبر گشت تا دچار اشتباه گذشتگان نشد، داستانهای اخلاق زمانی موثر خواهد بود که آموزش اصلاح شود، انسان حتی با خواندن هزاران درس اخلاقی، به محض کسب سرمایه های دنیا همه را فراموش میکنند.
پیچیدگی دنیا بر این است که انسان تلاش برای بالا بردن سطح زندگی خود میکند ولی ممکن است دیگران موانع راه او باشند، چراکه طمع و حسادت انسانها به هم موجب نابودی زحمات است.
کارهای تکراری برای انسان سخت است، ولی همین ها هستند که باعث پیشرفت میشوند، نباید کم آورد و باید از این تکرارها لذت برد.
هرکاری بالاخره باید انجام بشود، اگر انسان بخواهد سستی کند نه تنها عقب میماند در غفلت هم غرق میشود، چراکه برای هرکاری داوطلب فراوان است.
برای انجام کار خونسردی، شجاعت، تمرکز به همه نقاط و کمی مسخره گرفتن لازم است، تا بتوان با لذت کار را پیش برد.
همانگونه که شب همه چیز که در روز به راحتی دیده میشد، برای فرد ناآشنا میکند، فرو رفتن انسان در تاریکیها اعمالش را تباه میکند.
انسان حریص برای رسیدن به مقصود هر دروغ میگوید و وقتی به انتهای کار رسید باید انتظار هر رفتاری از او داشت.
برای آن که در آن لحظه از فردی ضعیفتر است باید قوانینی گذاشت که ضعف او را بپوشاند، تا با اجرای آن سطحش بالا برود.
خداوند تقدیر انسان را در زبان پدر و مادر قرار داده است، تا اگر راهبرد آنها پیش گرفته نشود، زندگی فرد تباه شود، فراموش نباید کرد که دنیا محل امتحان است و آنها واسطه خدا هستند.
تا میتوان نباید با کسی دوست شد، تا امتحانش را پس بدهد.
انسان با شرایط موجود متغیر اطرافش امتحان میشود و حتی باعث امتحان دیگران هم هست.
برای به دست آوردن یک جواب کامل از زندگی اول مراحل و جزئیات را باید نوشت و بعد تجزیه و تحلیل کرد.
بد بودن در ذات انسان هاست اینکه چگونه با آن مواجه شوند بستگی به خودشان دارد.
هر چیز یک فرصتی می خواهد، حتی فراموش کردن.
کودکان در عین بیگناهی، از آموزشهای نادرست آسیب میبیند، کودک امانت خدا هستند.
در زمان ظهور مردم به آن قدر سرمایه میرسند، که اینگونه دیگر حرص نمیزنند و مال اضافه نگه نمیدارند، همه در آخر از رفتار حریصانه خود پشیمان میشوند.
همه انسانها در مواقع پیشبینی حدس میزنند، اما آنچه که خدا بخواهد اتفاق میافتد.
همیشه به تفکرات خود و مشاوره دیگران باید دقت کرد ولی به کسی کار را نباید سپرد، چون از دسترس خارج میشود.
بعضی وقتها عقل از دست میرود و احساسی تصمیم گرفته میشود، باید این مواقع را شناخت.
وسوسههای پلید باعث میشود انسانها در مقابل حق به خاطر چیز کوچک و بیارزش با هم مقابله کنند و خود را نابود کنند.
اگر خدا محدودیت برای انسان نمی گذاشت و قابلیت زیاد می داد آن وقت بی نظمی و سرکشی زیاد و کسی به دیگری خوبی نمیکرد، محدودیت در دنیا زمانی برداشته میشود، که فرد لیاقت خود را ثابت کند.
همیشه بعد از هر نظری، انتقادها سرازیر و نظرات منفی به دنبال از بین بردن هدف و تصمیم، حمله می کنند.
دشمن قسم خورده به دنبال فریب دادن است و از هر فرصتی برای حمله استفاده کند، همیشه باید نسبت به دیگران بی اعتماد بود.
وقتی شیعیان خود را پیرو ائمه میدانند، باید مثل ائمه از دیگران بی نیاز بود، آنها خود هوای شیعیان را دارند.
وقتی همه چیز انسان دست خداست، پس خودش هوای بندگانش را دارد و نیاز به اتکا به مقابله با جنایتکاران نیست.
انسان برای رسیدن به خدا باید ثابت کند که صلاحیت دارد، باید تابع قوانین الهی و از خود گذشته بود.
برای نابودی دشمنان اولین لحظه نه، بلکه به دست آوردن اولین موقعیت برای نابودی قدرت تهاجمی آنها مهم است.
هر اشتیاقی تمام می شود، عجله بیهوده می تواند باعث نابودی یا استرس شود، میانبر هم خطرناک است، انسان نباید برای سرگرمی موقت خود تمام لحظات مهمش را هدر دهد.
عشق انسان به خدا، مانند تعهد دو عاشق زمینی به هم است که برای رضایت یکدیگر تلاش و فداکاری بی منت میکنند.
انسان ها همیشه به فکر راحت کردن زندگی برای گذراندن آن هستند، نه ساخت آخرت خود و دیگران، چراکه سیستم آموزشی نتوانسته آنها را توجیه کند و هر فرد که با این حال بمیرد، گناهش بر گردن عوامل این ضعف آموزشی است.
به انسانی که در فکر رسیدن به آرزوی دراز است، نباید اعتماد کرد، چراکه آینده همراهانش را هم خراب میکند.
خدا برای همه هرچه جمعیت زیاد شود، نعمت قرار میدهد، این همان چیزی است که روزانه مصرف میشود.
انسانهای خودخواه را باید از رفتارشان شناخت و از آنها شدیداً دوری کرد.
هرعملی عکسالعملی دارد، با ادامه نزاع فقط اوضاع بدتر میشود.
رودربایستی با رفیقان، باعث سرنوشت نامعلوم، حتی مرگ میشود.
زمانی میشود به حرف مردم اعتنا کرد که دو طرف را شناخت.
۱۱- هوشمندسازی
لباس فرم هوشمند و جالب برای هر تیم شرکتها.
تولید خودرو الکتریکی با سوئیچ ساعتی و خوش فرم.
گوشی هوشمند فراوان با ویندوز ایرانی.
کلاه ثبت محیط عبور با تجهیزات جابه جایی.
حذف کاغذ بازیها.
ایجاد سرگرمی دسته جمعی مانند: بازی تانکها، بره ها و هر چیز جالب دیگر.
افزایش دنبال کننده ها و پسندین پستها به صورت هدیه، مردم نباید انتظار ماندن دنبال کننده ها را داشته باشند.
ثبت اسناد حقوقی و وصیتنامه و قراردادها به صورت آنلاین.
اطلاع افراد از اتفاقات لحظه ای مربوط به خود و خانواده تا غافلگیر نشوند.
ساخت ربات سریع و کامل خدمتکار.
امکان اضافه کردن مکان، اطلاعات و خدمات جدید برای همه.
ماندن فایلهای ضبط شده از پخش زنده.
ساخت کامپیوتر پروژکتوری لمسی کوچک.
پنج ستاره برای عزل یا ماندن مدیر.
ساخت تلویزیون دارای اشتراک تصویر گذار سریع.
ساخت قطعات هوشمند مانند: حلقه سلامت.
ثبت موجودی های شهر در بخش هوشمند طرح، تا تدابیر لازم انجام شود.
قسمت ثبت آمارهای مختلف، به خصوص آمار جرم، مانند: کودک ربایی تا کنترل مردمی شود.
سیستم به گونه ای طراحی که احتیاج به وارد کردن دوباره اطلاعات برای هر سازمان نباشد.
سیستم گزینش ها را کنترل و هدایت میکند تا همه به حق خود برسند.
پخش آهنگ یا طنز یا فیلم با باز کردن صفحات، تا گذشت زمان حس نشود، که درآمد هم دارد.
ستاره گیر بالای هر صفحه برای سنجش رضایت مردم از عملکردها.
باید دقت کرد که هکر به علاقه افراد حمله و لینک هک را میسازد.
در زنجیره بلوک هک سخت تر است و واسطه های معاملات حذف میشود.
زنجیره بلوک میتواند دولت سالمی را ایجاد کند و از تمام دزدی ها و کپی برداری ها جلوگیری کند.
سیستم زنجیره بلوک برای ادارات که ترس هک یا پاک شدن یا دزدی یا کپی اطلاعات دارند، مناسب است.
در زنجیره بلوک، پول پرداختی سایتها اگر به تعهد عمل نکنند برمیگردد.
تماس خودکار با مددکاری یا پلیس، با بالا رفتن صدا در نزاع.
قضاوت آنلاین بین دعواها، با نتایج تحلیل شده و دقیق با تناسب درصدی.
افراد میتوانند مورد خود را برای ازدواج راحت پیدا کنند و وقت خود را برای زنان شوهردار نگذارند، هوشمندسازی قدرت انتخاب و تنوع را بالا میبرد.
کنترل سرعت وسایل نقلیه در هر منطقه خاص مثل کوچه، شهر، بزرگراه، جاده و غیره، بر اساس قانون تا از حوادث جلوگیری شود.
ایجاد سایت بارگذاری اسناد و آرای مجلسیها برای اطلاع مردم و شفافیت در دولت تا همه بدانند به چه کسانی رأی داده اند و از همه اقدامات روز آنها، حتی شکستهای کاری باخبر شوند.
قابلیت قرار داده شود تا تولید کنندگان اعلام کنند که چقدر تولید کردند، تا دولت تدبیرات پخش آن را ببیند و کالای مشابه وارد نکند.
در هوشمندسازی باید توانایی قرار داده شود که به صورت خودکار استنادها را پیدا و ارجاع دهد تا دیگر پژوهشگران بدون دردسر تحقیق کنند.
ساخت لباس های هوشمند که به هر شغل بر اساس نیازش کمک می کند، برای نظامیان قدرت و دقت بیشتر، ارتباطات قوی، تشخیص بیگانه با ژن خوانی و قابلیت تغییر فرم داشته باشد، آتشنشانها، کارمندان، بازیگران و غیره بر اساس نیازشان طراحی میشود.
دیدن مجازی افراد در مقبره آنها در شکل ها و کانال های مختلف، مردم میتوانند قبل از مرگ از خود فیلم هایی بسازند و بر مقبره نصب شود، تا مراجعه کنندگان از زندگانی آنها تجربه بگیرند.
استفاده از فرهنگ های خوب دیگر کشورها در آموزش های هوشمندسازی تا محبت در جامعه افزایش یابد، مانند لقمه اول کیک تولد به عزیزترین فرد، رسومات جالب هندی ها، چینی ها و غیره.
در هوشمندسازی می توان با فروشندگان سیار ارتباط برقرار کرد و آدرس محل خود را برای آوردن جنس درب خانه فرستاد.
قابلیت درخواست کمک در مواقع اضطراری و پیدا کردن افراد بدون دردسر و خطای مکانی، تا خدمات فوری رسانده شود.
چون انسان ها همدیگر را بر اساس معیار سابقه میسنجند باید برای همه زمینه هایی را آماده کرد تا در هر زمینه ای که علاقه دارند به راحتی سابقه کسب کنند.
داشتن دوربین به امنیت کمک می کند و باید قابلیت درخواست ضبط در مواقع اضطراری ایجاد شود.
مسئولان میترسند که هوشمندسازی آن ها را محدود کند و نمی توانند خارج از قوانین تصمیمی اتخاذ کند.
هوشمندسازی برای جلوگیری از حوادث رانندگی مانند خواب آلودگی مستی و غیره بسیار کمک رسان است.
جلوگیری از فروش غیر مجاز کالاها مثل جدا فروختن اعضای مرغ، که در آخر به قشر فقیر ضربه میزند، باید کنترل شود.
پرداخت قرض بدهکاران فروشگاهها و غیره در سال.
بالا رفتن سطح بازیکن باید طولانی و به تناسب سن کوتاه انسان باشد، هم محدودیت و هم توانایی سریع جبران باخت، لازم است.
کنترل بهتر است برای وسایل واقعی هم باشد، مثل کشاورزی.
اتصال امور به زمان خواب، تا از زندگی حداکثر استفاده شود.
بازیافت جداگانه، برای فروش کسانیکه آشغالها را جمع میکنند.
سیستم انتقال وسایل نقلیه و خانه به صورت چرخشی، تا مردم احساس تنوع کنند و پولدارها اجناس گران را بخرند و بعد از استفاده کوتاه به متقاضیان دیگر واگذار کنند.
اضافه کردن اشتراکهای شغلی دیگر به برنامههایی مانند اسنپ، مثل پژشک، وکیل و غیره، اشتراکی.
کنترل برنامه روزانه مدیران و پرکردن فضاهای خالی برنامه.
اطلاع از غذاهای اضافه رستورانها و غیره، برای نیازمندان.
اقدامات لازم برای حفظ حریم خصوصی افراد در لحظه.
۱۲- نتیجه گیری
پیشرفتهای سایر علوم به خصوص جامعه شناسی به علوم سیاسی کمک بسیاری میکند تا نظریه های نوینی ارائه دهد، اما متأسفانه نظریات جدید توسط جوانها کشف میشود و به علت تنگ نظری پیشکسوتان، جوانان نمیتوانند ایده های جدید را برای کشور پیشنهاد دهند، تا از بحران خارج شود. با این حساب جوان باید سی سال صبر کند تا آنها کنار بروند، تا جوان پیر شده بتواند با تاخیری طولانی نظراتش را اجرا کند، که همین باعث عقب ماندگی و ادامه این چرخه شده است. اگر سیستم جدید اعمال شود همه چیز در جای خود قرار میگیرد و نظرات جوانان سریع اعمال میشود، در این قسمت به تفکرات ناقص جامعهشناسان هم اشاره میکند که جامعه را در نهایت نعمت تصور میکنند و به گونه ای نظر میدهند که گویا مشکلات را نمیبینند، آنها فقط یک یا دو شهر یا روستا را در تحلیلهای خود تصور میکنند، درحالی که میلیونها جمعیت در هزاران نقطه وجود دارند، که یک انسان در عمر خود توانایی مطالعه همه را ندارد، این طرح به دنبال سهولت اینکار است تا امکانات لازم برای انسان فراهم شود، این قسمت هم شامل ایده های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و غیره است، که به بهبود شرایط کشور کمک میکند، مثلاً مشکلات خرد اجتماعی مثل زندگی آپارتمانی که در نوع خود بزرگ است و میلیونها نفر را درگیر کرده است و اکثر افراد از نبود آسایش و فرهنگ شکایت دارند، که باید شیوه ساخت بهتر کرد یا دیگر نساخت، همچنین به افزایش دادن مسئولان اشاره میشود که میتواند هم کارآفرینی شود و هم کمبودها سریع برطرف شود، اگر چنین سیستمی اجرا شود در سه ماه میتوان بیکاری را صفر کرد، در زمینه اقتصادی، تولید کالاهایی پیشنهاد میدهد که برای صادرات مفید هستند، دنیا در حال کسب منافع اقتصادی است و کشور، صد و پنجاه برابر از بزرگترین اقتصاد دنیا کمتر سرمایه دارد، پس صدها سال طول میکشد تا برابری حاصل شود و بهتر است به جای گره زدن اقتصاد داخلی به بین المللی، که زندگی مردم را تباه کرده است، اول درون را دریافت تا روزی برابری برسد، در بحث سیاسی، به چند نکته کاربردی اشاره میشود و سیستم جدیدی برای پیدا کردن علاقه افراد و استخدام پیشنهاد میدهد، که افراد ده سال جای سربازی، فعالیت داشته باشند تا در مسیر صحیح قرار بگیرند، در بحث اخلاقی به توصیه هایی پرداخته میشود که مربوط به خصلتهای انسانی و رابطه انسان با خدا است، در بحث هوشمندسازی هم به بیان ایده هایی برای بهتر شدن کیفیت زندگی و رفاه میپردازد، برای درک بهتر طرح باید تمام مطالب آن خوانده شود و بعد نظر داد، با خواندن قسمتی از طرح نمیتوان آن را تحلیل کرد و امید است که در جهت ارتقاء سطح زندگی مردم استفاده شود.
طرح هوشمند سازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب (قسمت دهم)
۱- چکیده
مدیریت موثر توسعه اجتماعی و اقتصادی کشور در زمینه سیاست داخلی دولت یک موضوع اولویت دار است. بنابراین، مطالعه جنبه های اصلی توسعه اجتماعی-اقتصادی و شناسایی مشکلات اصلی مدیریت توسعه اجتماعی-اقتصادی کشور با هم مرتبط هستند. یک کشور زمانی میتواند بهترین زندگی را برای مردمش فراهم کند که همه ساختار داخلی آن به خوبی جهت دهی شوند، تا همه به جای کسب منفعت فردی، به کسب منفعت جمعی بپردازند، اینجا این سوال مطرح میشود، که یک کشور با چه راهبردی میتواند به چنین مرحله ای برسد؟ مدیریت موثر توسعه اجتماعی-اقتصادی قلمرو به دلیل ماهیت جهانی آن با مشکلات زیادی همراه است، بنابراین باید تابع تعداد زیادی از قوانین قانونی نظارتی باشد. برای ارزیابی توسعه اجتماعی و اقتصادی مناطق فردی، از طیف گسترده ای از شاخص های آماری و اساسی استفاده می شود که با روش های شرکت های بزرگ مطابقت دارد. تجزیه و تحلیل مشکلات مدیریت توسعه اجتماعی-اقتصادی سرزمین ها به فرمول بندی مسائل کلی و خاص کمک میکند. توصیههای پیشنهادی برای بهبود فرآیند مدیریت توسعه اجتماعی-اقتصادی قلمرو جهانی است و با توسعه زیرساختهای کارآفرینی، کسبوکارهای کوچک و متوسط، جذابیت سرمایهگذاری منطقه و غیره مرتبط است. مشکلات خصوصی مدیریت توسعه کشور باید با شناسایی و توسعه مزیت های رقابتی مناطق جداگانه مورد توجه قرار گیرد، تا بتوان راه حل های دائم بدست آورد، در این قسمت به ارائه ایده های جدیدی در زمینه اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، آموزشی، هوشمندسازی و اقتصادی، پرداخته میشود، که امید است در جهت پیشرفت کشور مفید واقع شود، برای داشتن یک سیستم بی نقص برای کشور، باید مدیریت کشور شدیداً ارتقاء یابد، تا شاهد نتیجه مطلوب بود.
کلیدواژه: اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، هوشمندسازی
2-Abstract
Effective management of the country's social and economic development in the
field of government domestic policy is a priority issue. Therefore, studying the main aspects of socio-economic development and identifying the main problems of managing the socio-economic development of the country are related. A country can provide the best life for its people when all its internal structures are well oriented, so that everyone pursues the collective interest instead of the individual. Here, the question arises, what strategy can a country pursue? Reach such a stage? Effective management of the socio-economic development of the territory is associated with many problems due to its global nature, so it must be subject to a large number of regulatory laws. To assess the social and economic development of individual regions, a wide range of statistical and basic indicators are used that are consistent with the methods of large companies. Analysis of socio-economic development management problems of lands helps to formulate general and specific issues. Recommendations for improving the management process of socio-economic development are global and are related to the development of entrepreneurial infrastructure, small and medium-sized businesses, the attractiveness of regional investment, and so on. The private problems of the country's development management should be considered by identifying and developing the competitive advantages of separate regions, in order to obtain permanent solutions, in this section to present new ideas in the social, political, cultural, educational, intelligence and economic fields. , Which is hoped to be useful for the development of the country, to have a perfect system for the country, the management of the country must be greatly improved, to see the desired result.
Keywords: social, political, cultural, economic, intelligence
۵- مقدمه
سلامتی، مکانی برای زندگی، دسترسی به آموزش، تغذیه، ارتباطات اجتماعی، احترام، صلح، حقوق بشر، محیط زیست سالم، شادی، فرهنگ، اینترنت و غیره، اینها تنها برخی از جنبه های بسیاری است که انسانها در زندگی خود به آنها اهمیت می دهند، در واقع بسیاری از اینها نیازهایی هستند که برای آنها به کالاها و خدمات خاصی نیاز است، مثلاً برای رسیدن به اینترنت، باید زیرساختهای لازم مانند کیلومترها فیبرنوری، هزاران دکل، هزاران دیش و غیره، فراهم باشد، یا برای خدمات بهداشتی باید پرستاران و پزشکان سالها آموزش ببینند و بعد از یافتن مهارت، ابزار لازم داشته باشند تا شروع به خدمات رسانی کنند، یا خانهای که در آن زندگی میکنید باید انشعابات آب، برق، گاز به آن رسانده شود، نیاز به مصالح، دکوراسیون، لوازم خانگی و غیره دارد، یا معلمانی که آموزش را ارائه می دهند، نیاز به کسب علم، ابزار آموزش و غیره دارند تا بتواند حداقل وظیفه اش را انجام دهد، در کل از هزاران امکانات و شغلی که در هر شهر و روستا وجود دارد، همه پیشنیازهایی لازم دارند تا به نتیجه برسد.
ساماندهی روابط اجتماعی، نیاز به سیستم مدیریتی دارد و مدیر هم برای ایجاد انگیزه انجام کار در مردم، باید سیستم اقتصاد به راه اندازد، بعد از راه افتادن اقتصاد هم به رشد اقتصادی نیاز است، چون بدون رشد اقتصادی، در هیچ زمینه ای نمیتوان شاهد رشد بود، فقر، رفاه و رشد اغلب بر حسب توان مالی سنجیده می شوند که معمولاً به عنوان درآمد مردم شناخته میشود. اما در حالی که معیارهای پولی دارای مزایای مهمی هستند، این عیب بزرگ را دارند که انتزاعی هستند. در بدترین حالت، معیارهای پولی مانند تولید ناخالص داخلی سرانه، آنقدر انتزاعی هستند که انسان فراموش میکند که واقعاً درباره چه چیزی هستند، یکی از کاربردهای معیار پولی همان میزان دسترسی مردم به کالاها و خدمات است، که پول بیشتر مساوی با دسترسی بیشتر است.
هدف این طرح، این است که نشان دهد چرا رشد اقتصادی مهم است و چگونه رشد اقتصادی بر سایر زمینهها اثر میگذارد؟ در مورد واقعیت شرایط زندگی مادی مردم در کشور که روز به روز بدتر میشود، مثلاً چه اتفاقی میافتد وقتی مردم و فعالیتهای اقتصادی فقط در چند شهر در کشور متمرکز شود؟ از منظر اقتصادی، این تمرکز می تواند به طور کلی مثبت باشد، شرایط زندگی می تواند بهبود یابد، نرخ فقر می تواند کاهش یابد، شرکت ها می توانند از یکدیگر بیاموزند، بیکاری برطرف شود و ارتباطات بهتری می تواند بین کارمندان و شرکت ها ایجاد شود. اما چه اتفاقی برای افرادی می افتد که در مناطق فقیر گیر می کنند که هیچ فرصتی برای رسیدن به رفاه وجود ندارد؟ دسترسی به کار و برخورداری از کیفیت زندگی خوب برای آنها سخت می شود، سپس نارضایتی و ناآرامی های مدنی در آن مناطق فوران می کند، پس دولت باید بتواند چنان ساماندهی کند، که تمام مناطق از سود کشور به یک اندازه بهره مند شوند، مثلاً اختیار کامل به همه استانها واگذار شود تا دولت مرکزی نظارت شدید با هوشمندسازی سیستم مدیریتی، داشته باشد و اینگونه هر استان با توجه به امکانات و ظرفیتش، اقتصادش را رشد دهد، اینگونه تمام استانها با هم رقابت میکنند تا آخر نباشند، اما اکنون همه فقط اطراف خود را میبینند و نمیدانند اگر یک روز کالاهای وارداتی به منطقه هرکس قطع شود، چه آسیبی میبینند.
برای حصول اطمینان از دسترسی به فرصت ها به تمام گوشه و کنار یک کشور و همه شهروندان در داخل مرزهای آن، یک رویکرد توسعه سرزمینی با سیستم مدیریتی جدید و طراحی خط مشی عمومی با هوشمندسازی ضروری است. این به معنای اعمال سیاستهای نوین، متتاسب با زمان حال و آینده، برای برطرف کردن نیازهای عمومی مردم و برجسته کردن اهمیت برنامههایی است که وابستگی متقابل بین بخشهای مختلف دارند، برای مثال تطبیق سرمایهگذاری در پهنای باند اینترنت با جمعیت مصرف کننده آن، که روابط بین سطوح مختلف دولتی و خصوصی را در نظر میگیرد.
برای اعمال رویکرد سرزمینی با مدیریت هوشمند، اولین قدم ارزیابی چشم انداز توسعه در چهار بعد کلیدی است:
مقیاس، زیرا مردم و شرکت ها فقط میتوانند در چند مکان اطراف خود متمرکز شوند و ثابت می کند که نزدیکی به سوژه ارزشمند است.
تخصص، زیرا زمانی که مکانها بهتر مانند زنجیره به هم متصل شوند، میتوانند هر محصولی که تولید میکنند در آن تخصص پیدا کنند، یا تنوع و نوآوری ایجاد کنند، که هر دوی اینها باعث میشود که مزایای تمرکز به صورت فضایی پخش شود.
همگرایی، زیرا تمرکز فضایی مردم و شرکتها را میتوان برای بهبود شرایط زندگی در همه جا به کار گرفت و امکان همگرایی استانداردهای زندگی در سراسر قلمرو را فراهم کرد.
نظارت، دولت هم میتواند بعد از سپردن کامل تولید به مردم و شرکتها، به راحتی با سیستم هوشمند، از قبل از تولید تا بعد از مصرف، همه مراحل را نظارت کند تا کسی از مسیرش منحرف نشود.
تجزیه و تحلیل این چهار بعد در یک کشور می تواند به سیاست گذاران کمک کند تا سیاست هایی را شناسایی و اولویت بندی کنند که از رشد اقتصادی حمایت میکند و در عین حال با نظارت شدید، استانداردهای زندگی را در همه مناطق بهبود بخشد. چالش پیش روی سیاست گذاران، تطبیق این اهداف است.
اما چگونه سیاست گذاران می توانند این کار را انجام دهند؟ این طرح با تحلیل توسعه سرزمینی در کشور و تشخیص تنگناهای کلیدی به عنوان اولین گام به سوی سیاست موثر و استفاده از سیاست های متمایز برای کاهش نابرابری ها و تحریک رشد اقتصادی، به سوال مطرح شده پاسخ میدهد.
با استفاده از طیف وسیعی از شاخص ها، عملکرد کشور را در چهار بعد تشخیص می دهد. گلوگاه های اصلی را برای تطبیق اهداف حمایت از رشد اقتصادی و در عین حال بهبود استانداردهای زندگی شناسایی می کند و درس های اصلی را از ابزارهای مورد استفاده در کشور برای کاهش نابرابری های سرزمینی استخراج می کند.
این ابزارها شامل معرفی چارچوبهای نهادی در استانها میشود که به دولتهای محلی قدرت میدهد تا ابزارهای سیاستی را انتخاب کنند که با نیازهای آنها هماهنگی بیشتری داشته باشد. ابزارهای مبتنی بر عملکرد مالی برای بهبود ارائه خدمات و تقویت ظرفیت محلی در استانها، یا مکانیسم های تأمین مالی با اهداف روشن برای ترویج سرمایه گذاری در زیرساخت های اساسی در محله ها یا دستیابی به همگرایی و رشد در کل کشور.
در حالی که فهرست ابزارها به هیچ وجه جامع نیست، متداولترین ابزارهای مورد استفاده برای ترویج توسعه سرزمینی را برجسته میکند و نقاط قوت و ضعف آنها را برای استخراج درسهای اصلی که میتواند تصمیمگیریهای سیاستی را تعیین کند، ارزیابی میکند. هنگامی که گلوگاه های اصلی برای ارتقای رشد اقتصادی و همگرایی استانداردهای زندگی شناسایی شد، می توان ابزار مناسب را برای استفاده در زمینه مناسب طراحی کرد.
مطالعات طرح در مورد این موارد در کشور، به اهمیت چهار رکن برای توانمندسازی توسعه سرزمینی اشاره می کند: نهادهای کارآمد و مؤثر، ظرفیت های قوی، همسویی منابع مالی برای پاسخگویی به مسئولیت ها و مدیریت هوشمند. یک برنامه جامع توسعه سرزمینی می تواند با کمک به ایجاد نهادهای بهتر، اینها را گرد هم آورد و فراهم کردن چارچوبی برای دولتهای محلی برای رهبری در طراحی و اجرای راهحلها در قلمرو خود، در حالی که سرمایهگذاریهای بخشهای مختلف را هماهنگ میکنند که در نهایت این امکان را فراهم میکند که مزایای توسعه به همه محلهها برسد.
۶- اجتماعی
برخی انسانها که معلول یا بیمار هستند نمی توانند از بسیاری از فرصتهای زندگی استفاده کنند، مثلاً کسی که بواسیر دارد نمیتواند روی صندلی بنشیند چون اذیت می شود، یا کسی که پاهایش ناتوان است نمی تواند راه برود، این وظیفه دولت است که برای این گونه افراد امکانات لازم را در اختیارشان بگذارد، حال میخواهد امکانات جسمی و روحی باشد، باید بهترین راه حل را برای رفع مشکل آنها انتخاب کنند، کسی که تحت پوشش دولتی زندگی میکند که به عدالت و مردم سالاری اعتقاد دارد نباید حتی کوچکترین احساس حقارت به او دست دهد.
یک تولید کننده موفق نباید با مشتری ارتباط مستقیم داشته باشد چون ممکن است رقیب او در قالب مشتری بخواهد جلوی موفقیت او را بگیرد، بسیاری از مواقع پیش آمده که رقیبان یک محصول یا تکنولوژی، راز موفقیت را میدزدند یا با کارهای کثیفشان فرد موفق را ورشکست کرده یا به قتل رسانده اند و تجارت را به نفع خود تغییر دادند، با هوشمندسازی می توان احتمال انجام این کارها را از بین برد.
با برخورد آب به کسی نمی توان به او آسیب زد اما با جوشاندن یا منجمد کردن آب، میتوان خسارت قابل توجهی به فرد وارد کرد، کار دولتها همینگونه است اگر سیستم مدیریتی کشور را از این حالت ساده خارج کنند و یک شکل بهتر به آن بدهند، میتوان اثرگذاری بسیار مفیدی از آن مشاهده کرد، این سیستم نیاز به ترکیب یک سیستم قدیمی در خودش دارد.
انسانها هر چقدر هم که سن شان بالا برود باز هم همان کودکی هستند که نیاز به محبت و بازی داشت، همه نیاز به محبت دارند، به همین علت خود را به دیگران ابراز میکنند، اگر همه بهم احترام بگذارند دیگر مشکلی وجود نخواهد داشت، تفاوت انسانها بر اساس شرایط و تجربیات آنها است، هر انسانی خاطرات بد و خوبی در زندگی تجربه کرده اند، همه باید به علاقه و حساسیت های دیگران احترام بگذارند و همدیگر را تمسخر نکنند، آنهایی که کمبود محبت در خود احساس میکنند میخواهند با دروغ خود را به دیگران ابراز کنند، نباید در ذوق این افراد زد و از آنها باید استقبال کرد.
در تمام نقاط دنیا هر کس مشغول فعالیت هست و زمانی دنیا از آن فعالیت باخبر میشود که رسانه ای شود، نباید با دیدن یک فعالیت از فردی تعجب کرد و او را برتر از همه دانست، چراکه بسیاری راز جالب وجود دارد که شاید هزاران سال دیگر هم رسانه ای نشود.
نباید به مردم کشور های دیگر اجازه ورود رسمی به کشور خود را داد، آنها اگر ببینند که ورودشان به یک کشور غیر از کشور خودشان سودمند است، باعث تباهی مردم کشور مقصد میشوند، باید آنها را به گونهای وارد کرد که فقط بتوانند کارهای خرد را انجام دهند و توانایی مالکیت پیدا نکنند، که متاسفانه این مورد رعایت نشده است و اتباع از مردم کشور اوضاع بهتری دارند.
مهربان نبودن انسانها با یکدیگر است که باعث به وجود آمدن انگیزه ناهنجاری در جامعه میشود، همه دیگری را برای کاری میخواهند و در مواقع عادی اکثراً فقط به فکر دور زدن هم هستند، با چنین برخوردی باید چنین وضعیتی حاکم باشد.
انسان ها فقط با دیدن شرایط ناگهانی از خودشان واکنش نشان میدهند، اما اگر از ابتدا در جریان یک کار باشند دیگر واکنش ناگهانی نخواهند داشت، مانند دیدن یک فرد مشهور که برای دیگران جالب و برای اطرافیانش نیست.
با نابودی یک مجرم مهم میتوان از تداوم جرم جلوگیری کرد، با همکاری یا ترس از مجرمان خطرناک فقط فرصت جرم بیشتر به آنها داده میشود، تا به بی عدالتی دامن بزنند.
در هوشمندسازی حمل و نقل، ساخت ترن هوشمند یک نفره که افراد میتوانند در طول مسیر در آن بخوابند تا به مقصد برسند و برای توقف آن از ضربه دست یا تلفن همراه استفاده کنند.
انسانها نیاز دارند وقتی درد میکشند داد بزنند و ابراز احساسات کنند، نباید او را تهدید به زندان کرد، دولت باید درد مردم را بشنود و آن را درمان کند، این مثال آن کودکی است که درد دارد و گریه میکند اما اطرافیانش او را دعوا میکنند.
احساسات مردم از صحنه واقعی با فیلم فرق دارد چون هم میدانند فیلم است و از بد بودن شخصیت منفی مطمئن هستند، به همین علت است که واکنش آنها در برابر مرگ واقعی با مرگ فیلم یکسان نیست.
اگر انسانها می توانستند مانند خواهر و برادر باشند هرگز مشکلات اجتماعی به وجود نمی آمد، متأسفانه تا زنی به مردی سلام میکند، آن مرد فکر دیگری پیش خود میکند و چون زنها همان اول با مسئله برخورد قاطع نمیکنند، باعث اختلاف خانوادگی میشود.
بچه ها به یک شخصیت محبوب یا قهرمان برای اعتماد کردن به او و الگو قرار دادن نیاز دارند، مانند بازیگران، ورزشکاران، نظامیان و غیره، تا فرهنگ صحیح را به آنها منتقل کند.
سیستم ارتباطی مردم باید به همان گروه یا منطقه خود باشد نه اینکه فرد دنبال شونده یک نفر از آن طرف جهان باشد، شبکه های اجتماعی برای ارتباط دوستان نزدیک ایجاد شده است.
انسان ها نیاز به جمع خانوادگی دارند تا شادی واقعی را حس کنند، نه جمع مجردی و دوستانه، بهتر است این دو ترکیب شوند و دوستان، خانواده خود را هم با خود ببرند تا جمع پر محتوایی شود.
بعضی مکانها مانند مسجد برای جمع شدن انسان ها دور هم است تا هرکس، به دیگری که نیازمند است کمک کند، نباید به زور مردم را به مسجد آورد، بهره وری از مسجد در مسیر غلط قرار گرفته است، چنان که عدهای در آن برای خود حکومت راه انداختند.
متأسفانه همیشه در طول تاریخ نظامیها آنگونه که باید از آنها استفاده نمی شود و فقط از آنها خواسته می شود تا با جان خود و دیگران بازی کنند، آنها باید به سازندگی بپردازند، اگر جنگی قرار است باشد، بهتر است با رباتها انجام شود.
با هوشمندسازی میتوان طرحهای ویژه ای برای افراد خاص و دارای مشکلات دائمی یا مقطعی مثل بیماری خود یا عزیزان ایجاد کرد، تا در آن لحظات سخت خیالشان بابت درآمد آسوده باشد.
شهر زیبا به فعال بودن پاکبانها نیاز دارد، آنها مدیران واقعی شهرها و روستاها هستند، باید عیبها را بگیرند و معابر را تعمیر و رنگ هم کنند و حقوقشان هم به اندازه یک مدیر باشد تا خوب کار کنند.
تفاهم، نداشتن یک سلیقه باعث تنش می شود، هر انسانی سلیقه ای دارد و باید به هم احترام بگذارند، بهتر است فضاهای محلی را ایجاد کرد تا هرکس محله خود را آنگونه که مردمش میخواهند بسازد.
انگیزه، انسانها برای انگیزه کار باید در محیطی قرار بگیرند که انگیزه آنها را تقویت کند تا باعث پیشرفت شوند آنها باید خواب کافی، فعالیت ذهنی و ورزشی، مدیریت استرس و تعامل اجتماعی داشته باشند، تا انگیزه لازم برای ادامه زندگی در دنیا داشته باشند.
امکانات، ایجاد کافه ها برای دیدن پخشهای زنده مثل فوتبال یا سریال و غیره تا مردم با هم تعامل اجتماعی داشته باشند، هرکس در محله خود آنچه را که دوست دارد بنا و مطرح میکند و موافقان استفاده میکنند.
فقرا، دادن کاپشن دارای کارتخوان و پرداخت هزینه غذای نیازمندان توسط دولت، تا فقرا بار فکری کمتری داشته باشند و خلاف نکنند، دولت میتواند با اجرای طرح هوشمندسازی فقر را از بین ببرد و جامعه را با تمام ظرفیت استفاده کند.
جوانان، دولت جوانان را به طریقی سرگرم میکند تا زندگی را بگذرانند مثل ورزش، هنر و غیره، اما آنها در سالمندی چه میکنند، دولت چگونه میخواهد جوابگوی آنها باشد و آیا می خواهد در پیری آنها را از بین ببرد، باید با درآمد سیستم هوشمند برای سالمندی آنها تدبیر شود تا به تحریک جوانان علیه دولت نپردازند.
فهماندن یک تجربه به یک جوان سخت است، چون آنها شکست را ندیدهاند، آنها باید ابتکار جدیدی بیابند یا قانع شوند.
تا وقتی که فردی، خوب فردی را نشناسد، خوب استقبال نمیکند.
طرح باعث همبستگی و همدردی محلی میشود.
استفاده از پهپادها برای امداد در بیابان.
انسانها از تکرار کارهای روزانه خسته میشوند باید شیوه جدیدی از کار پیدا کرد که تنوع باشد.
۷- اقتصادی
کشت محصولات صادراتی مانند تمساح، روباه، جلبک و غیره که در آمد بالایی از فروش گوشت و پوست در خارج از کشور دارد، برای صادرات کالاهای پر استفاده و پر فروش جهان، مثل جلبک، سوسک و غیره، باید تیمهای تحقیقاتی برای پیدا کردن بهترین صادرات تشکیل داد، به همان علت که چینیها این کار را با فرستادن توریست میکنند و مهر و تسبیح میسازند.
دنیا به پول واحد جهانی که متعلق به هیچکس نباشد، احتیاج دارد، مثلاً همین رمزارزها میتوانند مفید باشند اما باز هم یک واحد جدید لازم است، چراکه بیشتر آن در انحصار غرب است.
برگزاری مناقصه برای واگذاری خدمات به شرکتها، تا هر کدام که بهینه و بهتر عمل میکند، محله ها را تأمین کند.
باید برای پولدارها در کشور سرگرمی ساخت تا کارآفرینی شود و پولشان استفاده شود.
قیمت اجناس و حقوق سالانه بر پایه گندم یا خرما یا محصولات دیگر شود تا مردم تشویق به تولید شوند، برای افزایش تولید میتوان پایه ارز را کالایی که تولیدش راحت است گذاشت و در صورت احتکار عوض کرد.
اجرای طرح باعث رونق تمام مشاغل کنونی میشود، تا همه با عدالت از بازار سهم ببرند.
راه اندازی چیزی شبیه کازینو برای کسب درآمد، چراکه چنین مکانهایی گردش مالی بالایی دارند و میتوان درآمدش را برای رفع فقر استفاده کرد.
حقوقها از استفاده مردم از خدمات اینترنتی، تلفنی و غیره بدست می آید.
برای کنترل قیمت فروش باید منبع همه فروشگاه ها یکی باشد و مکمل هم باشند و مسافت بهینه شود، تا کالا با حداقل قیمت به مردم برسد.
در هیچ چیز نباید کم گذاشت همه پارکها و مکان عمومی در پایه بالاترین و بزرگترین سطح باشند، دادن خدمات بیشتر به مردم یعنی درآمد بالاتر، تا بتوان به نیازمندان در مواقع اضطراری کمک کرد.
همه روستاها باید از امکانات شهرها برخوردار و فرقی نباشد، اصلاً چنین نامهایی نباید باشد، اینگونه هم عدالت برقرار میشود و همه در محل خود میمانند و اقتصاد بهتر و بزرگتری شکل میگیرد.
در طرح سطوح هر چه قدر مالیات که برای پیشبرد اهداف با مردم توافق کردند بگیرند، آنها حق تخصیص حقوق به خود را ندارند، مگر آنکه مردم محله توافق کنند.
استفاده از علم و اسم شعبه های دیگر و در قبال بخشیدن سهم به آنها، برای راحتی مردم مهم است و دیگر لازم نیست کالایی انحصاری باشد.
بانکها از پیامک و کارمزد، بیش از حد درآمد کسب میکنند، میتوان با هوشمندسازی این را در جهت رفع مشکلات و فقر استفاده کرد و اقتصادی مولد به راه انداخت.
برای ثبات قیمت داخلی، در تاثیرات گران شدن کالا و ارز خارجی، باید همان مقداری که وارد میشود، همان مقدار صادرات داشت، قاچاق مهمترین اصل در برهم زدن قیمت داخلی است، افراد در داخل به خاطر یارانه دولت، ارزان تولید میکنند، و به طمع پول بیشتر و دور زدن گمرک، از طریقی دست به قاچاق میزنند، که تعادل صادرات و واردات برهم میخورد، با هوشمندسازی، از قبل تولید تا بعد از مصرف، میتوان از این مشکل جلوگیری کرد، و با ارسال ماهواره های مجهز به تمام تکنولوژی ها به مدار، میتوان از تغییرات و حرکات متخلفان آگاه شد، اینگونه میتوان ثبات قیمت ها را برای سالها تضمین کرد، و باعث تولید بیش از حد نیاز مردم شد، چرا که همه تولید کنندگان دوست دارند، از سود قاچاچ بهره ببرند، اینجا دولت میجنگد تا مانع تولید شود، درست برعکس اکنون که میجنگد تا مانع تولید را بردارد، اما این مانع شدن دولت برای تشویق مردم به تولید است، چون مردم به هرچه محدود شود بیشتر علاقه نشان میدهند، بعد از عادت کردن مردم به تولید، مرزها برای صادرات باز میشود، دولت در قبال سهولت صادرات، میتواند مثلاً ده درصد مالیات و ده درصد سهم کالا برای رونق اقتصاد داخلی دریافت میکند، اینگونه صادرات افزایش میابد، اما نباید مردم را به صادرات مواد اولیه و خام عادت داد، برای کارآفرینی، میتوان شرکتهای تولیدی برای ساخت محصولات فرآوری شده پرفروش در جهان تاسیس کرد.
میتوان با بیکارها یک شرکت جدید ساخت.
با دادن باشگاههای خصوصی به پولدارها میشود کارآفرینی کرد و تعداد زیادی را تحت پوشش گذاشت، باید هر پولدار را به حرفهای علاقهمند کرد تا زندگی بسیاری را رونق داد.
وقتی همه مالیات بدهند همه چیز میتواند مجانی شود.
استفاده دولت از هزینههای بانکی که در قبال درخواستهای مختلف، مثل پیامک از مردم میگیرد.
گران کردن کالاهای لوکس، برای ارزان شدن کالاهای ضروری.
خرج تراشیدن در سرگرمی پولدارها، مثلاً با خرید اسپرم اسب.
طرح مالیات بر کالای لوکس، از چند طریق.
۸- مدیریت
حقوق مسئولان باید حداقل درآمدها باشد، تا تلاش کنند که حداقل حقوق را افزایش دهند، وقتی فردی در کشور وسیله نقلیه شخصی ندارد، مسئولان هم حق ندارند سوار شوند، اگر مسئولیت را گرفته اند تا رفاه داشته باشند، پس کشور هیچ زمان روی پیشرفت را نخواهد دید، مسئوای تلاش میکند که در سختی و مصیبت باشد.
حتی کالاهای کوچک و بی ارزش هم به مدیریت نیاز دارند و باید برای فروش مدیریت شوند باید هر گروه متخصص کالایی شود تا بهترین کیفیت ارائه شود مثل از زنجیره تولید تا مصرف لیمو، باید برای کارآفرینی هم که شده است، مشاغل تخصصی تر شود.
سابقه و رشته تحصیلی یک مسئول مهم نیست این انسانیت است که یک مدیر واقعی را می سازد که خدا این نعمت را به هر که بخواهد می دهد.
هوشمند کردن فوریتها برای رسیدگی به همه مراجعات و ادغام نیروهای شهری برای امدادرسانی بهتر اما نباید قضاوت و طرفداری کنند و فقط کار خود را انجام دهند، زیادی نیرو مهم نیست مهم آن است که مردم از حداقلها بهرمند باشند تا کمی از بار زندگی از آنها کم شود.
با خونسردی و چیدمان صحیح و ترتیب انجام کار میتوان یک عملیات را موفق طی کرد و خسارت جانبی را هم نداشت.
اگر تمام مردم حقوق بگیر شوند و بر اساس مقداری که کار می کنند حقوق بگیرند جامعه مطلوب به وجود می آید مثلاً کشاورز به اندازه تولیدش بین حداقل و حداکثر حقوق بگیرد و همینگونه تا مصرف محصول هرکس به اندازه فعالیتی که کرده درآمد کسب کند همه اطلاعات در سیستم ثبت میشود تا خطایی رخ ندهد چون تایید همگانی را هم میخواهد.
کار گروهی مهمترین کار بشر است چون انجام انفرادی هیچ کمک مطلوبی به کسی نمی تواند بکند، این کنار هم بودنها است که یک زندگی بی نقص را میسازد.
در کارهای بزرگ اعتماد به نفس یک نفر کمکی به کسی نمیکند و فقط شرایط را بدتر میکند، همه باید با همفکری و اعتماد به هم با مشکلات غلبه کنند.
با بخشیدن مقداری از موفقیت خود به دیگران میتوان به نتایج بهتری در کارها رسید که بازدهی بهتری داشته باشند، چون تمرکز دو نفر بر یک برنامه، خطای کمتری را در پی دارد، تا اینکه یک نفر بدون بحث و حوصله کار کند.
همیشه سر وقت انجام دادن کارها میتواند از تلفات و خسارات سنگین جلوگیری کند اما دیرکرد هر لحظه فرصت نجات بسیاری را می سوزاند، مدیریت زمان، حتی در وضعیت عادی مهم است.
در شرایط مختلف مخصوصاً اضطراری انسانها نمیتوانند درست تصمیم بگیرند اما اگر در آن لحظه با دیگران همفکری و مشارکت داشته باشند، حتی میتوان از یک قتل حتمی هم جلوگیری کرد، چون فکر باقیه بازتر است.
مردم برای اتحاد در انجام کارها به یک شخص سوم مشترک نیاز دارند که محبوب همه طرفها باشد، تا مدیریت همه را در دست بگیرد تا کشور با حداکثر سرعت پیشرفت کند و اختلافی نباشد.
مسئولی که از دیگران میخواهد روابط را گسترش دهند یعنی قبلاً دچار کمبود بودند یا روابطی نداشتند و اکنون میخواهد سیستم معاملاتی طرف مقابل را به هم بزند، برای دادن چنین پیشنهادی باید برای طرف مقابل نفعی در نظر گرفت تا ارزشش را داشته باشد.
اگر کارهای مسئولان شفاف نشود آنها برای خود یک سیستم جدید راه اندازی می کنند تا فساد کنند، برخی برای نشان دادن خود به رئیس راه غلط استفاده میکنند تا حتماً پیروز شوند و اگر هم اشتباهی در این راه از آنها سر بزند از زیر دست خود می خواهند که آن را پوشش دهد، هوشمندسازی مانع انجام این گونه خلافها میشود.
سیستم های بزرگ اگر کنترل نشوند حتما مسئولان سوء استفاده خواهند کرد و در صورت لو رفتنشان به دشمنان پناه برده و همه چیز را گردن دیگران میاندازند، کشور شدیداً به سیستم کوچک متعدد نیاز دارد، تا به تمام مردم رسیدگی شود و کمبودی حس نشود.
همیشه افراد پایین رده، کار دولت را برای اجرای عدالت خراب می کنند، چون آنها افراد کم سواد و بی فکر هستند و فقط به دنبال پاداش و پول بیشتر هستند و برای همین امر بسیاری از امور را مخفی می کنند تا در رقابت از همکاران خود شکست نخورند، اگر به چنین افرادی مسئولیتهای بالا تعلق بگیرد مسلماً باعث زیر سال رفتن همه اعضای یک دولت می شوند، باید اعمال همه افراد در هوشمندسازی امتیازبندی شود تا مدیران خوبی در جامعه مستقر شود.
یکی از عیب های مدیران این است که از یک نفر مانند آچار فرانسه استفاده می کنند و او را از تخصصی به تخصص دیگر منتقل میکنند و این گونه است که مسئولان لایق در سمت خود نیستند و کشور را با راه حلهای بی خردانه به بحران میکشند.
باید دولت به گونه ای مشارکت مردم را در امور کشوری فعال کند که هرکس نظر بهتری دارد، همان فرد مسئول آن امر شود و بعد از اتمام مأموریت آزاد باشد، نه اینکه استخدام شده باشد و بخواهد سربار دولت بماند، اینگونه بیت المال هدر میرود.
مسئولان از فاجعه بزرگ با خبر می شوند اما نمی توانند راه حل اساسی پیدا کنند چون از کنترل بشر خارج است، مثلاً وقتی زمین در حال نشست است چگونه می توان جلوی آن را گرفت آیا چنین ابزاری به وجود آمده است یا انسان اکنون می تواند بسازد، مسئولان چون نمیخواهند مشکلات کوچک را حل کنند، ذهنها را به مسائل نامربوط مشغول میکنند.
مردم از بی ارتباطی با مسئولان رنج میبرند و هر مسئول فعلی هم نهایت تلایش را بخواهد بکند با پنجاه نفر میتواند ارتباط دائم برقرار کند، باید هر محلهای رئیسجمهور خودش را داشته باشد تا مردم بتوانند به راحتی به او دسترسی داشته باشند و او برایشان وقت کامل بگذارد و مشکلاتشان را یک به یک بر طرف کند، با طرح ریزی سیستم جدید میتوان این خواسته را برآورده کرد.
مردم نمیتوانند منتظر بمانند تا مسئولان وظیفه شان را آهسته انجام دهند، باید هر مسئول راه حلی حداقل سه مرحله ای برای حل مشکلات آماده داشته باشد، مشکلات باید سریع و به موقع حل شود، اگر واقعا از حل معضلات درمانده اند از مردم کمک بگیرند، همه مسئولان فکر میکنند تصمیمی که برای مردم می گیرند درست است، در حالی که بهتر است قبل از عملیاتی شدن تصمیم شان همه پرسی کنند، شاید مردم که از آن تصمیم ناخوشنود باشند، شاید هزاران نفر از آن نان میخورند، این معضل با هوشمندسازی بسیار ساده و سریع حل می شود، اول باید برای هر چیز قبل از حذف کردن، جایگزین معرفی کرد.
در سیستم هرکس باید روی کار خود تمرکز کند تا کار به زیبایی پیش رود، مانند گروه رقص.
امتحان مدیران در فضای شبیه سازی شده، برای شناسایی توان.
۹- سیاسی
بدون اشتراک گذاری خواسته به هدف نمیتوان رسید، هر کس باید آرزو یا هدفش را بگوید تا کسی بر آن سرمایه گذاری کند و به نتیجه برسد.
برخی مسئولین با قطع یا کم کاری در برآورده کردن احتیاجی، با همکاری مفسدان، آن را به روشی دیگر گران به مردم میفروشند.
دیگران که توصیه به بخشش می کنند برایشان مهم نیست که چه اتفاقی برای فرد افتاده است و فقط می خواهند در مسئله دخالت کنند و آن را به زور به فردی تحمیل کنند تا دل خودشان راضی شود.
به وجود آوردن امکانات ساخت تکنولوژی تنها راه پیشرفت یک جامعه می تواند باشد.
اگر کسی بگوید من تلویزیون اختراع می کنم آیا از او در حد یک حرفهای توقع دارند یا باید به او فرصت داده شود تا پیشرفت کند.
با طرح میشود از بسیاری طریق از پولدار به فقیر داد.
زمانی شعار خودکفایی جواب می دهد که همه آمران و منطقه داران تلاش کنند.
انسانها هر از یک مدت به خود می آیند و از گذشته یاد میکنند و از خاطراتی که نتوانستند به درستی از آن استفاده کنند حسرت میخورند.
معطل کردن مردم بزرگترین گناه مسئولان است چرا که عمر افراد ممکنه همون لحظه یا فردایش تمام شود باید همه کارها را فوری و بدون فوت وقت انجام داد.
افراد نابینا و معلول واقعا نیاز به هوشمند سازی دارند تا بتوانند مانند یک انسان عادی در دنیا زندگی کنند، آنها به راه، به کتاب، به هر وسیله ای که یک فرد عادی میتواند استفاده کند آنها به شیوه خود احتیاج دارند.
نصب پلاک خوان هوشمند برای ثبت تخلفات که وقتی رانندگان بر روی خط لاین ها حرکت می کنند، تا دیگران مانع حرکت خودروهای امداد نشوند و در صف مرتب حرکت کند، تا ترافیک قفل نشود.
اگر افراد مشهور یک محله درست کنترل نشوند، میتوانند با ایجاد اعتراض به وسیله طرفدارانشان، از دولت باج خواهی کنند.
همراه با افزایش سرعت، قدرت هم مهم است چون توان تمام شود سرعت هم کم میشود.
چرا بدون ظلم نمیشود حکومت کرد؟ چرا مسئولان قانون میفروشند؟ دولت تا زمانی که بخواهد از سیستم قدیمی استفاده کند، همه میتوانند از قدرت مسئولیت خود سواستفاده کنند و به مجرمان و مفسدان کمک کنند.
مهره های دولت فدا می شوند تا قراردادهای جدید بسته شود، نباید مردم را قربانی بازیهای کثیف سیاسی کرد، چرا که دنیای دیگری هم وجود دارد و آنجا باید جواب داد.
با نشان دادن صحنه های منفی سعی در ایجاد تنفر در ذهن مردم یک کشور دارند تا حکومت آنها را ضعیف کرده و از درون متلاشی کنند.
هر کس میخواهد سیاست خودش را جلو ببرد و حرفها و نظرات دیگران برایش اصلاً مهم نیست، شاید ظاهر بسیاری از دولتمردان مثبت باشد، اما انسان در زمان اوج گرفتن، شدیداً منحرف میشود و راه بازگشتی برای پشیمانی نمیگذارد.
چین با افزایش تعداد متحدان خود میخواهد آنقدر تجارت اقتصادی خود را گسترش دهد تا سرمایه اش را به آمریکا برساند، که در نهایت با پیروزی چین، مرحله کنار زدن شرکا شروع میشود.
نقص قوانین موجب استفاده از منفورترین کارها برای بهره است، بهتر است ریسک دورزدن قانون در ناچاری هم نکرد، چراکه عواقب کار نه در دنیا و نه آخرت انسان را رها نمیکند.
نمیتوان توقع این را داشت کسانی که به خارج میروند تا درس بخوانند موقع برگشت همان آرمانهای گذشته را حفظ کنند چون مطمئنا آنها با دیدن امکانت دیگر کشورها، اهداف جدیدی را دنبال میکنند.
با مخالف نباید مخالفت کرد باید حرف او را قبول و چند جمله از علت کاری که خود می خواهید انجام دهید مطرح کنید و اختیار تصمیم را به او بسپارید.
یک مسئله کوچک میتواند ذهن را چنان آشفته کند که انسان دست به کار احمقانه ای بزند، انسان باید این دنیا را جدی نگیرد و با سوژه های اطراف خود، مانند یک شخصیت مجازی رفتار کند که میخواهد ماموریتی در قبال او انجام دهد، تا رضایت خدا و پرورش روح کسب شود.
مردم باید پول داشته باشند، تا از تسهیلات دولت استفاده کنند.
در این دوره بسیاری از دولت ها با هم خصومت و دشمنی دیرینه دارند، برخی از کشورها در قبال این خصومت در حال سود کردن هستند، مثلاً کشوری مثل اسرائیل یا آمریکا علاوه بر اینکه قدرت نظامی خود را افزایش میدهند، سلاح و نیروی انسانی هم صادر میکند، و اینگونه هم باعث کارآفرینی و از بین رفتن بیکاری در کشورشان میشوند و جدا از دریافت هزینه و حقوق آنها، حق اجاره هم دریافت میکنند.
هیچ فرقی نباید بین مردم باشد، همه یک مقدار ثروت، اعتبار و غیره، داشته باشند و هیچ فردی رئیس دیگری نباشد.
رهبران مافیا از همه ثروتمندان دنیا در جهت کار خود استفاده میکنند و برای خود یک دنیای جداگانه دارند که به نام خیریه همه جور خلافی در آن میکنند، جدا از دولتها برای خود یک سیستم منظم ساخته اند، تا از ثروتشان در برابر دولتها و مردم که برده آنها هستند محافظت کنند، تا این قدرت از مشتشان خارج نشوند و فرزندانشان بتوانند این رسم را ادامه دهند.
فناوری آنقدر با سرعت بالا در حال پیشرفت است که یک لحظه عقب ماندگی در این سالها، باعث به خاک سیاه نشستن یک ملت میشود، چون سیستمها به گونه ای طراحی میشود که روزانه باید علم خود را با آن تطبیق داد، مگرنه انباشته میشود، ایجاد یک روزنه فرصت به دشمن میتواند باعث نابودی شود، روزی خواهد آمد که هر انسانی که متولد میشود باید برای او حساب و تجهیزات هوشمند ساخته شود، اگر دولت خود را در زمینه هوشمندسازی پیشتاز نکند شرکتهای خصوصی بر دولت تسلط پیدا میکنند و حکومت را در دست میگیرند، با این روالی که اکنون مشاهده می شود این اتفاق تا سال ۲۰۵۰ میلادی خواهد افتاد و دولتها سقوط میکنند تا دنیا را هرج و مرج بگیرد.
اثبات یک علم یا شگفتی با مطرح کردن یک مزایا در حال داشتن معایب ثابت نمیشود.
برخی کشورها یک نمونه عجیب میسازند و آن را نمایش میدهند تا حسرت در دل دیگران بگذارند.
بخشنامهای که برای شهری نوشته میشود موجب ضرر شهر دیگر میشود.
هر رئیسجمهور فقط در دوره خود محبوب است و با ناسزا خواهد رفت.
اگر مردم یک زندگی برای گذراندن میخواهند، دولت درحد چوپان کافی است.
مفسدان از مهربانی و انسانیت سوءاستفاده میکنند تا اوضاع را به نفع خود جلو ببرند.
همه کالاها باید کنار هم کار کنند تا چرخهای شکل بگیرد، نه فقط یک کالا.
مردم وقتی شجاع میشوند که قهرمان داشته باشند.
یک فعالیت برای یک فرد مهم است، نه برای همه مردم.
مسئولان باید با شرایط یکسان پیش مردم بنشیند.
انسان زمانی میتواند خوب پیش برود که یک شعار مثل جنگندگی یا هیچ برای از دست دادن نیست، پیش بگیرد، باید خونسرد و خشن بود.
۱۰- فرهنگی و آموزشی
مردم میتوانند به راحتی در خانه با همان ظروف یکبار مصرف دور انداختنی کارهای بسیار مهمی انجام دهند و امکانات خوبی را برای خود فراهم کنند، مثلاً کاشت سبزیجات در خانه با بطری های آب معدنی یا ظرف مناسب دیگر، اگر دولت ها برای شادی و ارتقاء زندگی مردم به برگزاری تورهای آموزشی و تفریحی بپردازند و اینگونه ترفندها را در کنار تفریح به آنها یاد دهند، مردم سرگرم زندگی می شوند و از افسردگی دور می شوند و آموزشهای لازم را فرا میگیرند.
برخی دوست ندارند برای دیگران وقت بگذارند، چون انسانهای خودخواهی هستند و به دنبال پیدا کردن افراد جدید هستند، اما آنها باز هم محدودیت دارند و نمی توانند با تمام مردم دنیا دوست شوند، چون گنجایش یک انسان برای پنجاه نفر هم زیاد است، آنها باید آموزش ببینند که همین اطرافیان برای او کافی هستند و خود را گرفتار دوستان برتر از خود نکنند، بعضی در ضعف برقراری در ارتباط با دیگران، به خصوص جوانتر از خودشان زندگی خود را تباه شده میبینند، که چرا بزرگ شده اند و به همین علت روی سن خود حساس می شوند و طاقت تمسخر یا حتی اشاره در این باره را ندارد، این وظیفه دولت است که روابط اجتماعی را توسعه بخشد و آموزشهای لازم را منتقل کند، البته در هوشمندسازی کردن هم این مشکل حل میشود، اما فرهنگسازی بهتر است.
مردم در هر جای دنیا، در هر کشوری که باشند، رفتارشان شبیه هم است همانگونه که در اطراف خود می بینیم عده ای بهداشت را رعایت نمیکنند و با دولت لجبازی می کنند، در کشورهای دیگر هم همین گونه افراد وجود دارد، پس نباید خود را کوچکتر یا بدبخت تر از دیگر کشورها، شهرها، شهرکها و روستاها دانست.
انسان باید آنقدر تمرین کند که در شرایط سخت اضطراری بتواند همه جا را ببیند و بر اوضاع اطرافش کاملا مسلط باشد، در شبیه سازی می توان به این امر بسیار کمک کرد، اکنون علوم ابتدایی آن مانند واقعیت مجازی اجرا شده است و باید سعی در رسیدن به این علم مهم کرد.
باید فرهنگ مشارکت مردمی را در کشور نهادینه کرد، اگر امکانات لازم به مردم داده شود میتوانند بسیاری از تکنولوژی ها را کپی کنند، مانند آن مرد هندی که یک کپی ساده از یک دستگاه عظیم پد سازی ساخت، تا مردم کشورش بتوانند با خودکفایی کالای ارزان بدست آورند.
مردم باید به همه اطلاعات در اشکال مختلف دسترسی داشته باشند، مانند: صوت، فایل، فیلم و غیره، هرکس به روش خودش دوست دارد یاد بگیرد یا اطلاعات ذخیره کند، باید علم در تمام نسخه ها در دسترس باشد.
هر شغلی دارای تاکتیک مخصوص خود است باید برای اصلاح روش های غلط مشاغل، اول تاکتیکها را یاد گرفت چون تجربه دیگران به خصوص در بحرانها بوده است و بعد راه حل مناسب را ارائه داد.
مسیحیان به فرزندانشان اسلام ستیزی را می آموزند تا جنگ صلیبی را ادامه دهند و این تا مسلمانان کامل نابود شوند ادامه دارد، آنها از تاریخ به نفع خود استفاده می کنند تا مسلمانان را وحشی جلوه دهند و راهی برای آشتی آیندگان باقی نگذارند، فقط با پیشرفت و فرهنگ سالم میتوان این خصومت را برطرف کرد.
دین باید جاذب باشد، نه اینکه دارای صحنه های زننده و خودزنی باشد، مردم باید از دین لذت ببرند، وقتی مردم صحنه های بد از دینی ببینند هیچ وقت آن را انتخاب نمیکنند، با سیستم زنجیره بلوک میتوان از ثبت اقداماتی که فرهنگ بدی را ترویج میدهد جلوگیری کرد.
انسانهایی که چیزی می آموزند صددرصد به درستی آنچه آموختند ایمان دارند و به خاطر همین از همه می خواهند همانگونه که آنها آموختند انجام دهند، مگر اینکه خلافش را به آنها ثابت کرد.
باید مردم را در مشکلات نظامیان و دیگر کارها در جریان گذاشت تا با مشارکت فکری و عملی، برای آنها اختراع کنند تا کارشان که سخت است آسان شود.
آموزش به مردم که در مواقع اضطراری چه کنند تا آسیب نبینند و کمک کنند، این کار فقط با برگزاری اردوهای اجباری تابستانه امکان پذیر است یا در روش نوین با واقعیت مجازی، تا همه آمادگی داشته باشند.
فرهنگ تقسیم درآمد با فقرا در غرب وجود دارد، اما در کشور اکثر افراد فقط میخواهند در قبال دادن چیزی، سریع چند برابر سود کسب کنند و اعتقادی به آخرت ندارند، باید هدف زندگی در دنیا را به مردم فهماند، نه اینکه گذاشت تا هرگونه خواستند بزرگ شوند، میلیاردها انسان اکنون وجود دارند، نمیتوان به نظریه عوام فریب یک نفر مردم را به بدبختی کشاند.
دانشمندان خارجی حتی به پستترین مشاغل وارد میشوند تا زندگی مردم بهتر شود، مثل چوپانی خوک.
۱۱- اخلاقی
همیشه چیزهایی است که فرد در یک قدمی آن است، اما درکش نمی کند و ناگهانی متوجه میشود، شاید هم نشود، مثل کانالهای تلویزیون که کنار هم هستند اما فقط یکی معلوم است.
نباید خدا را با انسانی که از اجزای بدن خودش هم خبر ندارد مقایسه کرد، خدا بی نهایت و غیر قابل مقایسه است.
امام علی علیه السلام میفرمایند هرکس بین دو فک و دو پا را حفظ کند سالم است، اما متأسفانه مردم لذت زندگی را در همین دو میدانند، اگر انسانها میتوانستند فقط به احادیث عمل کنند، دنیا پر از فساد نبود و هیچ کمبودی به وجود نمی آمد.
انسانها تقدیر الهی را شانس میخوانند، در حالی که برنامه دنیا به خواست خدا تنظیم شده است، تا همه چیز براساس آن استانداردها رخ دهد.
زمان بی رحمانه میگذرد و تا خود مردم روش صحیح زندگی را نیابند، زندگی خود را فنا داده اند، پس باید مأموریت خدا را انجام داد، چون خدا به همه بندگان نگاه میکند تا ببیند در قبال یکدیگر چه می کنند آیا حق مظلوم را میگیرند یا نه.
انسانها جملات خود را کامل نمیکنند و خود را در آن حق به جانب و بزرگ نشان میدهند، اگر به اعمال خود نگاه کنند میفهمند که ذره ای هم کار مفید در راه خدا انجام ندادهاند و ریا کار هستند.
زندگی مثل امتیاز گرفتن است تا حدی خوب و تا حدی بد است، که حد خوب زیاد شود به بدتر تبدیل میشود، باید همیشه حد هر چیز را دانست.
تا طرف مقابلی نباشد، کسی نمیتواند فخر فروشی کند، انسانها بدون هم هیچ هستند، اما باز هم برسر هم کلاه میگذارند، چراکه این ذات بشر است که بخاطر دنیا، به دیگران آسیب روحی و جسمی بزند، باید آموزش را شدیداً جدی گرفت.
از فرزندان قبل از اینکه برایشان خرج کرد باید امتحان گرفت، تا بفهمند که در قبال تلاش مستحق چیزی هستند.
برای قوی ماندن باید با سنگین تر از حد رقبا تمرین کرد، تا هنگام تقابل نه ضعیف و نه کند بود تا بتوان پیروز شد.
انسانها منتظر وعده خدا نمیمانند ولی به وعده یک مخلوق با تمام جان گوش میسپارند و منتظر تحقق آن میشوند، مانند: دروغهای انتخاباتی، تشویق به پارتی بازی و غیره.
انسانها به فرزندان خود چگونگی مواجهه با جنازه و مصیبت زده را نمی آموزند، در نتیجه باعث بی اعتنایی آنها به دیگران در زمان مصیبت میشوند، باید این مورد را جدی گرفت و با برگزاری اردوهای آموزشی یا شبیه سازی همه چیز را به آنها یاد داد.
آدم ها در دنیا بیهوده خوش هستند، چون این را به خود تلقین می کنند، درحالی که قلباً میدانند لذت نمیبرند، دنیا محل لذت بردن نیست، اینجا محل امتحان و پرورش یافتن است، مانند: یک تحقیق که افرادی را در فضایی قرار میدهند تا مطالعه شوند.
آدمها همه شکل هم و یک خاصیت دارند، دنیا دوستی فایده ندارد، چرا که در دنیا انسان محدود است و کاری که یک نفر در فکر دارد، خیلیهای دیگر هم دارند، اما حتماً باید به وظیفه خود عمل کرد و فکر جدید را با دیگران به اشتراک گذاشت، حتی اگر نخواهند بشنوند.
همه توقع دارند که دیگران فقط با آنها راه بیایند و طبق برنامه آنها و در جهت مثبت به نفع آنها تلاش کنند، حفظ این ارتباط هم یک امتحان است، اما باید توجه مرد که هرکس محیط امتحان خود را دارد.
دنیا کارش وابسته کردن است، همه چیزهایی که دنیا وجود دارد با هدف امتحان کردن انسانها آفریده شده اند، انسان در این دنیا آمده است تا روحش را پرورش دهند و در این راه احساس نیاز باعث می شود تا به سمت متعلقات دنیا کشیده شود، برخی خود را وابسته به این متعلقات میکنند و برای حفظشان هر حقارتی را متحمل می شوند، اما آنهایی که دلبسته نشوند میتوانند روحشان را پرورش دهند.
انسان های مغرور با ساخت و ساز گران عظمت خود را میخواهند به دیگران نشان دهند، انسان خودش موجود ضعیفی است اما زمانی که بتواند با کسب سرمایه بیشتر برای خود امپراتوری بنا کند، آن وقت در چشم دیگران عظمت پیدا میکند.
انسان بعد از مرگ به مرحله ای جدید میرود که با رخدادها و قابلیتهای جدیدی مواجه می شود، باید به دنیای بعدی ایمان داشت و برای آن روز آمادگی لازم را از این دنیا کسب کرد.
انسان با رسیدن به بعد پنجم خود میتواند قابلیت های زیادی پیدا کند، مثلاً طی الارض، رد شدن از اجسام، دیدن ابعاد دیگر دنیا و غیره، فقط کافی است تا راههای رسیدن به این ابعاد را طی کرد.
خداوند روزی همه را به همان اندازه لازم می رساند، اما مردم با خواندن آیات مرتبط فکر می کنند که منظور این است که خدا به اندازه شکم پارگی کردن روزی بندگانش را می دهد، هرچه به فردی بیش از اندازه روزی داده شود، امانت باقی بندگان نزد فرد است.
همه جا متعلق به خداست و همه بندگان حق استفاده دارند، اما دنیا به سمتی رفته، که دولتها به دنبال منغعت، در امور همه دخالت میکنند، به مظلومان ظلم میکنند و اگر جلوی این واقعه گرفته نشود و همه فریب سیاست دروغ بخورند، به خون گذشتگان خیانت شده است.
۱۲- نتیجه گیری
در این قسمت هم بیشتر به رشد و پیشرفت کشور اشاره شد که مهمترین عامل رشد در تمام زمینههای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و غیره، رشد اقتصادی است که میتواند انگیزه لازم را برای فعالیت مردم فراهم کند، در جامعه اکثر افراد بیشتر به خاطر روابط اقتصادی با هم، تعامل اجتماعی دارند، بدون روابط اقتصاد انسانها نمیتوانند به هم کمک کنند و زندگیها انفرادی میشود، حتی با ایجاد رابطه اقتصادی بشر قانع نمیشود و نیاز به گسترش و رشد اقتصادی دارد، برای رشد باید سیستم مدیریتی قوی هم ایجاد کرد، تا امور را جهت دهی کند، در این طرح سیستم مدیریتی هوشمندی پیشنهاد میشود که رشد اقتصادی را به استانها و آنها هم به مردم و شرکتها در محله ها میسپارند تا مقیاسها کم شود، تخصص افزایش یابد، همگرایی ایجاد شود و دولت هم شدیداً با دیجیتالی کردن امور نظارت میکند، تا مسیر رشد در جهت مثبت باشد، با رشد اقتصادی، جامعه با فرهنگ تر میشود، تعامل اجتماعی بیشتر میشود، کار سیاست گذارن آسانتر میشود، فساد از بین میرود، علم و فناوری با مشارکت مردم پیشرفت میکند و بسیاری دیگر، در ادامه به ایده های اجتماعی که زندگی مردم به خصوص معلولان را بهتر میکند اشاره میشود و در بحث بعد به ایده های اقتصادی برای تولید، صادرات و غیره پرداخته میشود و در ادامه نظرات مدیریتی مطرح میشود که حقوق مسئولان، مالیاتها و غیره، بهتر است ساده تر داده و گرفته شوند، در بخش سیاسی به نکاتی برای بهبود وضعیت مردم و کشور پرداخته میشود، در بحث فرهنگی و آموزشی به مباحثی برای تقویت فرهنگ و سیستم آموزشی هوشمند پرداخته میشود تا نسلهای بعد آرمانهای انقلاب را پایمال نکنند، در ادامه به مباحث اخلاقی برای جهت دهی طرح از دنیا به آخرت و رابطه انسان با خدا پرداخته میشود، که امید است این طرح برای کمک به زندگی مردم عملیاتی شود، چراکه نسل جوان نیاز به دنیای دیجیتال برای مدیریت کشور و زندگی دارند و اگر کشور اکنون که افراد با تجربه انقلاب هستند، سیستم هوشمندش بسته نشود، جوانان امروز و آینده، کشور را به جنگ و فساد میکشانند و همه آرمانهای انقلاب پایمال میشود، با این چنین سیستمی مشکلات کشور در کوتاهترین زمان یعنی همان لحظه برای حل شدنش اقدام میشود.
طرح هوشمند سازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب (قسمت یازدهم)
۱- چکیده
این پژوهش تأثیر دو شکل سرمایه، یعنی سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی را بر نوآوری و کارآفرینی در سطح کشور مورد بررسی قرار می دهد. اکنون این سوال مطرح میشود که چطور میشود اجرای یک سیستم جدید به تحول شدیداً مثبت در کشور منجر شود؟ در اینجا از داده های ثانویه گزارش توسعه جهانی در مورد توسعه انسانی کلی یک کشور برای آزمایش رابطه بین سرمایه انسانی و نوآوری استفاده می شود. همچنین از مفاهیم قبلی سرمایه اجتماعی به عنوان اعتماد، فعالیت های اجتماعی و هنجارهای رفتار شهروندی برای آزمایش روابط بین این شاخص های سرمایه اجتماعی و نوآوری با استفاده از داده های نظرسنجی ارزش های جهانی استفاده می شود. این پژوهش بر خلاف بسیاری از مطالعات قبلی که سرمایه انسانی و اجتماعی را در یک کشور معین مورد بررسی قرار دادند، به دیگر کشورها هم توجه شده است تا از تجربه و ایده های جالب آنها هم استفاده شود، یک مدل نظری مبتنی بر نظریه، که سرمایه انسانی و اجتماعی را با نوآوری در سطح جامعه کشور های مختلف مرتبط می کند، مطرح میشود، بنابراین دید جهانی تری از نقش این دو شکل از سرمایه در ایجاد ارزش ارائه می شود، تا با سیستمی جدید که مخلوطی از مدیریت و هوشمندسازی است، بتوان با خطای بسیار کمی یک کشور را اداره کرد، از رابطه مثبت بین سرمایه انسانی و نوآوری و حمایت نسبی از تأثیر مثبت اعتماد و فعالیت های تداعی کننده بر نوآوری پشتیبانی قوی صورت میگیرد تا سیستم بی نقصی ارائه شود.
کلیدواژه: سرمایه، اجتماعی، نوآوری، جامعه، سیستم
2- Abstract
This study examines the impact of two forms of capital, namely human capital and social capital on innovation and entrepreneurship in the country. The question now is how the implementation of a new system can lead to a very positive change in the country? Secondary data from the Global Development Report on a country's overall human development are used here to test the relationship between human capital and innovation. Previous concepts of social capital such as trust, social activities, and norms of citizenship behavior are also used to test the relationships between these indicators of social capital and innovation using global value survey data. This study, unlike many previous studies that examined human and social capital in a given country, has also focused on other countries to use their interesting experiences and ideas, a theoretical model based on theory, which Relates human and social capital to innovation at the community level in different countries, Therefore, a more global view of the role of these two forms of capital in creating value is presented, so that with a new system that is a mixture of management and intelligence, a country can be managed with very little error, from the positive relationship between human capital. Innovation and relative support for the positive impact of trust and associative activities on strong support innovation to provide a flawless system.
Keywords: Capital, Social, Innovation, Society, System
۵- مقدمه
سرمایه انسانی، نهادها و سرمایه اجتماعی در حال حاضر به عنوان عوامل مهم رشد شناخته میشوند. آنها تا حد زیادی به طور جداگانه مورد مطالعه قرار گرفتهاند، اگرچه ویژگیهای مشترک کافی را برای مفهومسازی بهعنوان یک مقوله اصلی متمایز از سرمایه فیزیکی ارائه میکنند، اما همچنان ممکن است تمرکز بر پیوندهای بین زیرمجموعههای خاص آنها مهمتر باشد. پیوندهای مستقیم با درآمد ممکن است جعلی باشد، زیرا به نظر میرسد که بین زیرمجموعهها، طرح از تحقیقات تجربی بیشتر سود میبرد. سرمایه اجتماعی یک اصطلاح گسترده است که شامل شبکهها و هنجارهای اجتماعی است که تفاهم، اعتماد و تعامل مشترک را ایجاد میکند، که زیربنای همکاری و اقدام جمعی برای منافع متقابل است و پایهای را برای شکوفایی اقتصادی ایجاد میکند. تشکیل سرمایه اجتماعی ممکن است هدف مطلوبی برای سیاستگذاری باشد. هدف سیاستگذار باید توسعه هنجارهای اجتماعی، مقررات، اعتماد و همکاری با ایدههای مرتبط اجتماعی یا بهبود مدارس از طریق توسعه سرمایه انسانی که میتواند از مصرف مولد ایجاد شود باشد، توسعه سرمایه انسانی در واقع بستری را برای سرمایه اجتماعی ایجاد میکند که منجر به مدلسازی رشد فراگیر میشود و در عین حال به عنوان عوامل خارجی سرمایه انسانی در تلقی میشود.
سرمایه اجتماعی حاوی هنجارها و شبکه هایی است که به اعتماد، تعامل و تفاهم منجر می شود و از طریق آن می توان منافع متقابل و شکوفایی اقتصادی ناشی از اقدام و همکاری جمعی را ایجاد کرد. این نشان میدهد که چگونه سرمایههای مختلف به گونهای به هم مرتبط هستند که دسترسی به یکی ممکن است دسترسی به دیگری را تسهیل کند. برای مثال، دسترسی به مدرسه (سرمایهانسانی) نه تنها ممکن است دسترسی به سرمایه مالی را تسهیل کند، بلکه می تواند به افزایش سطح اعتماد (سرمایهاجتماعی) در جوامع نیز کمک کند. علاوهبر این، مدرسه توانایی افراد را برای بحث، مناظره، مذاکره و افزودن صدای خود در برنامهریزی مسائلی که مستقیماً بر رفاه خانواده و جامعه تأثیر میگذارد، افزایش میدهد. مدارس روستایی باکیفیت پایین و برنامههای درسی ناکافی فرهنگی، خود محدودیتی برای سازگاری موفق هستند. آموزش نه تنها فرصتهای شغلی و شایستگی را فراهم میکند، بلکه مهارتهای زندگی، اعتماد به نفس و نوآوری را نیز فراهم میکند و اعتماد را در بین مردم افزایش میدهد. در بررسی سرمایه اجتماعی در ایجاد سرمایه انسانی و رشد اقتصادی، بین میزان تحصیلات و سطح اعتماد از یک سو و درآمد در سطوح فردی و ملی از سوی دیگر، رابطه معناداری وجود دارد. مدرسه پتانسیل ایجاد سرمایه اجتماعی و مالی را دارد. حتی گروههای دلالی شهری، کارتلهای مافیا، گروههای تروریستی، گروههای فرقهای، حتی در پایگاههای نظامی و مجوزهای ساخت و ساز کشورهای دیگر، شکلهایی از سرمایه از نوع منفی وجود دارد.
سرمایههای مناطق شهری با اقتصاد بسیار رقابتی، فرهنگ مصرف، روابط باز اقتصادی و اجتماعی با سایر نقاط جهان، پذیرش آسان نوآوریها و فناوری مشخص میشوند، اما مناطق روستایی با فعالیت های کشاورزی و جامعه بستهتر مشخص میشوند. از این رو، مناطق شهری و روستایی ممکن است پیامدهای متفاوتی برای سرمایه اجتماعی داشته باشند. نقش توسعه، کیفیت سیاستهای اجتماعی، آموزشی و سطح تحصیلات، در تعیین سطح سرمایه اجتماعی مرتبط هستند که آن را به آموزش و سرمایه انسانی مرتبط میکند. برای دستیابی به هدفی بهتر از زندگی، با ارزشها و هنجارهایی که به عناصر اصلی مانند اعتماد، مشارکت اجتماعی، همکاری متقابل و حکومت جمعی، در یک جامعه یا ملت تبدیل میشوند. میتوان سرمایه اجتماعی را اصطلاح گستردهای شامل شبکههای اجتماعی و هنجارهایی دانست که درک مشترک، اعتماد و تعامل را ایجاد میکنند، که زیربنای همکاری و اقدام جمعی برای منافع متقابل است و پایهای برای شکوفایی اقتصادی ایجاد میکند.
سرمایه انسانی در قالب تجربه پیشینه قوی بنیانگذاران به کسب و کارها این امکان را میدهد که حتی با سرمایه مالی کمتری نسبت به بنیانگذاران با تجربه کمتر خود بقا و موفقیت داشته باشند. سرمایه انسانی توانایی کارآفرینان را برای یافتن و توسعه فرصتهای تجاری افزایش میدهد، وجود سرمایه انسانی تمایل به افزایش سرمایه اجتماعی برای تسهیل در توسعه ارتباطات دارد. همچنین بر سرمایه اجتماعی تأثیر میگذارد زیرا تجربه و توانایی فکری بر روابط و مشارکت شخصی تأثیر میگذارد، بنابراین بر عملکرد سازمانی هم تأثیر میگذارد، به کارآفرینان اجازه میدهد تا از دانش و تجربه خود برای به دست آوردن منابع مالی و فیزیکی، همچنین استخدام نیروی انسانی واجد شرایط استفاده کنند. با این حال، مشخص شد که بین سرمایه انسانی و موفقیت رابطه قوی اما اندکی وجود دارد، قدرت رابطه بین دانش/مهارت (نتایج سرمایهگذاریهای سرمایهانسانی) و موفقیت بیشتر از سالهای تحصیلی/تجربه کاری (سرمایهگذاری سرمایه انسانی) است و موفقیت، برای سرمایه انسانی که مرتبط با کار زیاد در مقایسه با وظایف کم است، برای کسب و کارهای جدید در مقایسه با مشاغل تأسیس شده یکسان است.
6- اقتصادی
افزایش اقتدار بین کشورهای همسایه که برای مبادله کالا جریمه و مالیات سنگین میگیرند و اگر تاجران انجام ندهند پرونده قضایی تشکیل می دهند، اینگونه آنها باعث از بین رفتن انگیزه صادرات میشوند،
یک کشور میتواند یک کالای منحصر به فرد خود را آنقدر باکیفیت بسازد که انحصار جهان در دستش باشد، مانند پاکستان که ۷۰ درصد توپ های فوتبال جهان را میسازند.
ارتقای مواد اولیه به کالای پیچیده به مرور باید انجام شود و مرحله به مرحله به محصول جدیدی دست یافت و بعد از شناخت کامل به مرحله بعد رفت مثل شروع کاشت پنبه تا فرش شدن آن
دولت باید بتواند برای سلامت اقتصاد به مردم چیزی مشابه تحویل دهد تا خودکفا شوند، تا وقتی از پایین شروع نکرد هیچ وقت به خود کفایی نمیشود رسید.
برگزاری کلاسهای صنایع دستی برای سرگرمی و تشویق به افزایش تولید کمک میکند.
هر خانه میتواند برای خودش برق را با پنلها، توربینهای کوچک و غیره تامین کند، تا بار دولت کم شود.
مالیات بر درآمد حذف شود و بر خدمات قرار داده شود و هر چه بعد از پرداخت حقوق کارکنان، اضافه آمد صرف بودجه های عمرانی بزرگ شود.
میتوان با شراکت دادن کارگران در قبال احداث پروژه ای، آنها را برای سازندگی کشور به کار گرفت تا در قبال حقوق سهم بگیرند و در سالمندی منبع درآمد داشته باشند.
ابتکار ساخت سهام با استفاده از اموال منقول، سرمایه گذاری مردم با کمترین سرمایه ممکن میتواند سلاح خوبی برای مبارزه با مفسدان باشد.
ایجاد صندوق سرمایه گذاری بر اساس سرمایه تمام مردم.
هر منطقه میتواند کسب و کار منحصر به فرد خود را راه بیندازد.
پرورش مینگ از گونه راسو و روباه، برای فروش خز و پوست.
هندوانه آب زیادی مصرف میکند و کشتش به صرفه نیست چه برسد صادرات.
همه مردم در محله خود باغداری و کشاورزی کنند، تا کم نیاورد و خودکفا باشند.
گران کردن ارز بابت جلوگیری از واردات بیرویه و خروج ارز خوب است، اما باید بازار داخلی را به گونهای کنترل کرد که قاچاق صورت نگیرد و قیمتها مناسب باشد، صادرکنندگان درآمد خود را در خارج سرمایهگذاری میکنند، کمبود منابع و بلوکه کردن پولهای کشور باعث گرانی ارز است، که باید حتماً به جای حل این مسئله پیچیده، خودکفا شد تا مردم رنج نکشند.
مردم دو دسته هستند، آرام و راضی، دوم به دنبال ترقی، اینها را باید با اموال و مراحل مختلف یک سازه با امکانات جدید سرگرم کرد تا از تلاش زده نشوند.
پول یک سند بدهی در برابر کار انجام شده است هرچه کار بیشتر قیمتها پایین میآید.
نخریدن باعث کاهش قیمت نمیشود بلکه گرانتر هم میشود، چون در آینده آن کالا کمتر تولید میشود.
باید واردات و صادرات برابر باشد، اگر واردات زیاد شود، کشور بدهکار و نرخ ارز افزایش مییابد، نداشتن کالا، خدمات متقابل، افت تولید، تغییر منبع واردات، وضع تعرفه، مالیات وجریمه عامل افزایش ارز هستند.
صادرات ارزان، شریک تجاری، تعدیل نیروهای دولتی غیرمولد، جذب گردشگر، تمرکز برمحصولات بیرقیب، مثل زعفران، صنایعدستی و غیره، ورود سرمایه خارجی، حذف نفت باعث کاهش نرخارز میشود.
برای جذب گردشگر باید ظاهر را زیبا کرد تا با دیدن آن هوس آمدن کنند.
مسئولین حتی توانایی مدیریت صادرات کردن را هم ندارند.
7- اجتماعی
شاید از دور دنیا در جریان به نظر برسد اما مردم در بحرانها اسیر شدهاند و شکست خوردهها جوانان را هم تحریک میکنند تا علیه دولت بلند شود، باید سیستم متنوع و پیچدهای مانند شبیه سازی طراحی کرد تا همه از امکانات آن استفاده کنند و امید به زندگی آنها بالا برود.
همه انسانها در یک سبک زندگی میکنند، فقط بر اساس سرمایه امکانات اطراف آنها فرق دارد نباید خود را با معیاری مانند پوشش مجریان رسانهها سنجید چون آنها فقط تجمل دارند تا مشتری برای خود جذب کنند، پشت همهی صحنههای زیبا و دلبر یک منعت اقتصادی برای سرمایهداران است.
بچهها اگر به چیزی عادت کنند بدون آن نمیتوانند زندگی کنند، مانند دیدن مرگ زیاد افراد که اگر به این مورد علاقمند شوند، بیرحم میشوند و ممکن است روزی همین قساوت قلب باعث قاتل شدن آنها شود، همانگونه که داعشیها کودکان را تشویق میکنند.
باید آمار تمام علوم خصوصاً روانشناسی را جدی گرفت، مثلاً حس تمایل به دیدن مرگ افراد در حال افزایش است مردم تمایل دارند که روزانه یک مرگ در اخبار یا خیابان مشاهده کنند و هرچه این تمایل بیشتر شود فرد خودش تبدیل به یک قاتل می شود فقط کافیست تمایل به پانزده درصد برسد.
با گرفتن کمی فرصت از روئسا، میشود به موفقیتهایی دست یافت تا این فرصت را افزایش داد، تا به نتیجه مطلوب رسید باید حداکثر استفاده را از کوچکترین فرصت ایجاد کرد.
مجهز بودن سیستم دولت به اطلاعات اشخاص و داشتن امکانات لازم میتواند بسیار به امنیت کشور کمک کند باید در حد یک جاسوس امکانات برای مردم قائل شد.
انسانها باید در همه شرایط به هم کمک کنند نه فقط زمانی که سیل و زلزله آمد شروع به همدردی کنند باید فرهنگ محبت را گسترش داد.
انجام کار اشتباه، اشتباه است و هرچقدر هم رعایت شود باز هم نتیجه منفی در پی دارد مثل استفاده از مشروب و مواد و غیره، حتی به جهت رسیدن به نتیجه مثبت باشد، باز همان نتیجه منفی بدست میآید.
ایجاد آژانس کار برای ساماندهی بیکاری در کشور هرکس که به کار کردن راضی است خود به خود وارد شغلی میشود.
انسان هایی که اطلاعات بیشتری دارند موجب تاثیرگذاری در جهت مثبت هدف می شوند، کسب اطلاعات و تجربه در زمینهای میتواند به پیشرفت بسیار کمک کند، هیچ وقت نباید آنهایی را که تئوری های بسیاری را مطالعه کردند را دستکم گرفت.
علت نداشتن تفاهم انسانها با هم، تلقین اشتباه خود است که حس منفی را در وجود ایجاد میکند و با اطرافیان یا فرد جدید به مشکل میخورد، اما با فرهنگسازی و آموزش درست میتوان تمام مسائل را کنترل شده جلو برد.
نباید به قرارهای بزرگ امیدوار بود، چون فقط برای تبلیغ شخصیت فرد است، مدیران مرذم را عادی میدانند و افکارشان را کوچک میشمارند.
هدف سیستم ایجاد تعامل بیشتر مردم با هم است تا افسرده و بیمار نشوند و شاد باشند.
اگر انسانها به هم علاقه داشته باشند و برای جلب نظر هم کار میکنند و زندگیشان معنی پیدا میکند.
سیستم باعث دادن وام قرض الحسنه به کسانی که به پوشاک و غیره، احتیاج دارند میشود.
برای رسیدن به زندگی مرفه شاید درآمد خیلیها کافی نباشد اما با شراکت هم می توانند خود را به زندگی مرفه برسانند، با کمک سیستم جدید حتی بهتر میشود.
چرا باید مردم توسط مسئولان عقدهای مورد ظلم قرار بگیرند و از خدمات و محبت بی بهره باشند، باید سیستمی طراحی کرد که لحظه به لحظه احوال همه در آن گرفته شود.
ساخت جایگاه های مخصوص جلوی استانداریها برای فهمیدن کمبودها، مثل استقرار بی خانمانها در مکانی تا ظرفیت رسیدگی مشخص شود.
چین آمارهای خود را بیرون نمی دهد و مردمانش هم با هم متحد هستند و به دولت در این امر کمک میکنند.
ارزش به پیشنهادات مشتری در کشور وجود ندارد، اما در کشورهای غربی بسیار به نظرات مشتریان اهمیت میدهند و آنرا منظور میکنند.
ایجاد کافه های فروش نوشیدنی و سرو غذاهای سبک مانند شربت، عرقیات قهوه و غیره.
آموزشگاههای دارای اتاقهای موقت کوچک، برای اساتید، دانشجویان و دانشآموزان با تمام امکانات لازم است.
مدرسهها نباید ظرفیت محدود داشته باشند، اگر لازم است آنها بزرگتر شوند تا به همه متقاضیان آن مدرسه برسد، با تکنولوژی امروزی براحتی میشود به همه آموزش لازم را داد و فقط یک راهنما لازم است و از ثروت مندان برای فقرا گرفت.
رفتار انسانها با پیدا کردن دوستان جدید عوض میشود.
انسانها وقتی بتوانند از تکرارها لذت ببرند آن وقت به آگاهی لازم رسیدند، نباید تقویت تعامل اجتماعی افراد را رها کرد، مردم باید بدانند که برای چه زنده هستند، این باید هر ساعت برایشان تکرار شود.
بچهها حرفها را باور میکنند، پس میتوان با گفتن جملاتی، که جایزه دهنده، اعمال خوب و بد آنها میبیند و جایزه میدهد، آنها را باتربیت کرد، که در هوشمندسازی ممکن است.
میتوان با محبت به هم دیوارها را تبدیل به اسباب محبت کرد، مثلاً جای دیوار کشیدن دور هم با آن اسباب تعامل اجتماعی یا بازی ساخت.
طرح باشگاه ورزشی و پیستهای اسکی، ماشین و غیره، باید در تمام استانها اجرا شود.
قانون شودکه همه سالی یک بار حداقل یک درخت بکارند و مانند نیت قربانی گوسفند نهادینه شود.
به کار بردن مثالهای زیبا به جای توبیخ و نصیحت، مثلاً برای کسی که تاتو کرده گفت، چه کسی روی تاج محل نقاشی میکند.
خطای وسط باندها برای عبور عابر پیاده و وسایل غیر موتوری باشد، تا هم نظم برقرار شود و هم استفاده از وسایل اینچنینی رسم شود.
با زیر سوال بردن یک تصمیم میشود آن را پوچ جلوه داد، مثل اینکه یک قاتل دستگیر شود، اما کاری کرد که آن قتلها ادامه پیدا کند، اینگونه همه چیز زیر سوال میرود.
هر کس در عمرش باید یکبار همه کارها را امتحان کند که این کار در شبیه سازی ممکن است و بهترین راه است.
انسانها بدون زندگی جمعی و دارای خدمات تخصصی هر فرد، در مشقت به سر میبرند.
برای فهمیدن چطور رشوه دادن هم باید رشوه داد.
گرسنهها غذا، بیکارها کار میخواهند، خدمات پوچ به هیچکس کمک نمیکند.
مهم زندگی کردن مردم است نباید کسی به خاطر پولی که لازم دارد اموالش را بفروشد.
فقرا فقط احترام میخواهند اگر ثروتمندان صبوری کنند و خوش اخلاق باشند دیگر شاهد دزدی، جنایت و اعتراض نخواهیم بود.
مشکلات زندگی باعث میشود که همه بد اخلاقی کنند، فقط جواب آنها را میتوان باصبر داد.
نمیتوان شایستهسالاری را بر اساس معلومات و تلاش تعیین کرد، چون نشانه برتری نیست، برخی افراد ضریب هوشی بالا دارند اما علاقه به درس خواندن ندارند.
قاضی با قرار دادن چند هنجارشکن کوچک در کنار هم یک تیم خطرناک میسازد.
با تحقیر یک هنجارشکن مدعی میتوان او را به اشتباه واداشت.
خصوصیسازی همه چیز، مخفی کاری مدیران را درپی دارد، تعداد خبرنگاران و دسترسی آنها باید افزایش یابد، که به صورت دو تیم در هر منطقه با یک مدیریت باشند که حس رقابت، با درآمد برابر داشته باشند.
همه انسانها به خدمات نیاز پیدا میکنند و باید هزینه زحمت هرچند ساده را بدهند تا اقتصاد بچرخد.
بچهها در مقابل تحقیرشان بابت خانواده سکوت میکنند چون فکر میکنند پدر و مادرها میدانند.
همه چیز مانند نمونه اولیه است اما گذشته زمان عیبها را برطرف و کیفیت را بهتر میکند.
اول بچهها باید بارشته مدنظرشان آشنا شوند تا ببیند درآینده با چه چیزی روبرو هستند.
8- سیاسی
انسانها زمانی که برده باشند میتوان چیزی را به آنها قبولاند، چون به سبب ترس از ارباب مجبور به قبول هر چیز هستند، اکنون دولتها نقش همان ارباب را بازی میکند و هیچ چیز عوض نشده است جز اینکه بعد از آمدن دموکراسی برای بردگان، اربابان خود را پشت دولتی پنهان کرده اند و با خود بردهها بر مردم برده حکومت میکنند، متاسفانه مردم هم فراموش کردند که یک مالک بیشتر ندارند که بر همه چیز مسلط است و در بازی اربابان فانی سرگرم هستند.
با بحرانیسازی شرایط خود میتوان شرایط هجومی طرف مقابل را ازبین برد.
در خیلی از امور از سیاست استفاده میشود تا توازن برقرار یا با کمترین هزینه پیروز شد.
سیاست مدیریتی غلط است، برای رسیدن به نتیجه غیرقابل انتظار یا عدالت برقرار شود.
خیلیها هستند که فقط غذایشان تامین شود، راضی هستند، در طرح با رویکرد گروهبندی، همه مسائل اجتماعی و بیکاری را حل میکند و همه حقوق دارند.
باید افراد مبتکر را در میان علمی انداخت تا راهحلی برای مشکلات پیدا کنند.
اگر انسانها با هم تعامل نداشته باشند، در برخورد اول، با هم شاید به تفاهم نرسند، اما اگر مدت کوتاهی یا دو سه برخورد داشته باشند، نتیجه بهتر است و با دیدن محبت هم دیگر موضع نمیگیرند.
احساسات مدیران نسبت به خانواده، باعث سهم خواهی و بیعدالتی میشود، نباید بین آنها با دیگران فرقی قائل شد، فرد در جایگاهی برای مردم است، که خود و خانواده هم همان مردمند، جایگاه فقط یک امانت است.
سپردن مسئولیت به واسطه بد، باعث نافرجامی کار است، چرا که او وقتی از برنامه کارفرما با خبر باشد، از زیر کار فرار و دزدی میکند.
ایجاد طرح کنترل کالا، از قبل تولید تا بعد از مصرف، برای اطمینان از میزان تولید، مسیر ارسال و واسطه ها، جلوگیری از احتکار، تایید دریافت مصرف کننده و میزان استفاده مردم، تا برای دوره بعد بهینه شود.
یک سیاستمدار باید فیلم و بازی ویدیویی انجام دهد، چراکه در آنها راهحلهای زیادی وجود دارد.
وقتی جمعیتی با خواهش و التماس هم از عملی منصرف نمی شوند، باید بر آنها ترفندی پیاده کرد تا هم نظر آنها در آن اعمال شد و هم به هدف مورد نظر خود نزدیک شد، مثل تقاضای مردم برای بیرون کردن یک نفر از کشور، که در این حین فردی بیاید و آنها را متقاعد کند که اگر او را از کشور بیرون بفرستید، در آنجا خوشگذرانی خواهد کرد و به همه مردم می خندد، اینگونه نظرها برمیگردد.
با گذاشتن قوانین اضافی میتوان دست را برای دولت باز گذاشت تا بعضی اوقات از چند مورد صرف نظر کند و حس خوبی را به مردم منتقل کند.
نباید به سودجویان این مهلت را داد تا بتوانند فرصت دفاع کردن از خود را پیدا کنند، چون انسان فاسد هرچقدر بیشتر فرصت بدست آورد ضربه بیشتری می زند، مثل جنگ است اگر تیر نزنی، تیر میخوری، حتی نباید فرصت دفاع به آنها داد.
دور زدن تحریمها در این دنیای بزرگ مانند دور زدن یک مانع کوچک در فضای باز است، دولت آنقدر در داخل و خارج فضا دارد که بدون دخالت آمریکا هم میتواند، تجارت بزرگی راه اندازی کند، فقط کافیست کمی خلاق باشد و از همه امکانات بدون استثناء استفاده کند.
یک مسئول چقدر در خارج از کشور زندگی کرده است؟ چقدر خانه و ماشین در خارج استفاده کرده است؟ چه امکاناتی دیده است؟ و چطور ادعا میکند؟ مسئول باید محقق هم باشد تا سرمایه های کشور را هدر ندهد، آنها باید شدیداً علمشان را بروز کنند تا بدانند دنیا در چه مسیری حرکت میکند و اهداف کشور را با دنیا هماهنگ کنند، اکنون برای پیشبرد اهداف انقلاب، پیشرفتهای حاصل شده دنیا میتواند کمک بزرگی کند و مشکلات داخلی را حل کند.
ایجاد قراردادهای هوشمند با واسطه انسانی باعث کارآفرینی شدید و حفظ درآمد مردم و کم شدن جرم میشود، دولت باید از این شیوه استفاده کند تا همه چیز کنترل شده پیش برود و پروندههای قضایی در این خصوص ایجاد نشود.
برای کارآفرینی، قاضیها می توانند حکم علیه سازمانها اعلام کنند که ظرفیت شغل را افزایش بدهند، با تشکیل تیمهای تحقیقاتی میتوان قاضیها را بهتر راهنمایی کرد تا علیه سازمانهای اقتصادنگر، حکم کارآفرینی صادر کند تا بیکاری ریشه کن شود.
در هوشمندسازی ادارهها باید مثل زنجیره درمناطق حتی روستاهای دور افتاده پخش باشند و هر شعبه یک کارمند داشته باشد و همه کارها کاملاً مجازی هوشمند باشد تا لازم نباشد کسی برای یک امضای ناچیز، عمرش را در جادهها تلف کنند.
احزاب فقط آدم های خود را بالا میبرند و مستقلها بدون حزب هیچ چیز نیستند حتی اگر مشهور هم باشند، فرد باید در سیاست مثل شیر باشد تا گرگها از فرد حساب ببرند، در سیاست توطئه علیه هم زیاد می شود تا همدیگر را حذف کنند و مهرههای خود را در جایگاه مورد نظر بگذارند، آنها حتی به سادگی از خانوادههای نامزدها هم سوءاستفاده می کنند تا پیروز شوند، بزرگان حزب بر افکار کسانی که خود جای گذاری کردند تأثیر گذارند و در جهت منافع خود جای آنها تصمیم میگیرند، تا اقتدار، مشروعیت و راه جمع آوری سرمایه برای خود را حفظ کنند.
قانون برای همه است باید کاری کرد که فرقی بین رئیسجمهور و فقیر نباشد، مثل رستوران برزیل که رئیس جمهورشان که واکسن نزده بود را اجازه ورود نداد، نباید با کسی تعارف کرد، امروزه در کشور اگر کسی کوچکترین سمت مانند شورای شهر که موقت هم است، داشته باشند آنقدر از او توقع دارند و به او اجازه تخلف میدهند تا اوضاع بدتر شود.
دنیا در مسیر جدیدی است اما هنوز دولت بر سر مسئله هستهای با دیگران جدال دارد و در حین این درگیری طولانی در دنیا ابداعات و اختراعات زیادی شده است که با لیزر چندین برابر انرژی هستهای برق می سازند، یا موشکهای فراصوت که شش برابر صوت سرعت دارند، یا اینترنت نسل هفت، یا سیستم زنجیره بلوک، آزمایش میشود، نباید بر یک مسئله تمرکز کرد تا از دیگر پیشرفتها جا ماند.
کالایی که در داخل با مهندسان خارجی ساخته میشود، خودکفایی محسوب نمی شود، مثل واکسن برکت که از مهندسان چینی و هندی کمک گرفته شده است، یا کالاهایی بسیار دیگر که تحت نظارت خارجیها است یا مونتاژ میشود.
با پا گذاشتن در کشوری اطلاعات آن در مغز کسی جاگذاری نمی شود که بعد کسی بخواهد چیزی از پیشرفت یا پسرفت آن کشور نقل کند، فردی که میخواهد دو کشور یا حتی دو شهرک را با هم مقایسه کند، باید به طور کامل سوژهها را مطالعه کند، بعد نظر بدهد.
رسیدگی به امور اول با هوشمندسازی انجام میشود اگر لازم شد مسئول مخصوص وارد عمل میشود تا مشکل را برطرف کند، مثل شکایت، طلبکار، بانک و غیره، که نیاز به حضور فیزیکی دارد.
انسانها اگر خودخواهی را کنار بگذارند و برای هم زندگی کنند مسلماً دنیا بی نقص می شود، اما آنها فقط به دنبال منافع خود هستند و با این کار فقط رسیدن به همه چیز را برای خود و دیگران به تاخیر میاندازند، وقتی هم چنین افرادی مسئول شوند، دیگر نمیتوان توقعی نسبت به آنها داشت، تا مسیر پیشرفت را دنبال کنند.
عدهای از مسئولان در نطقی کشوری را دشمن معرفی میکنند و در جای دیگر از آن کشور کمک میگیرند، این نشان از ضعف عملکردی در درون کشور است که نمیتوانند یا به بیان بهتر نمیخواهند به بیانات مقام معظم رهبری عمل کنند و به خودکفایی برسند، تا با بی آبرویی تمام از کشوری که با آن اتمام حجت شده است، کالا وارد یا کمک بگیرند.
تجربیات و آگاهی افراد باعث سوء تفاهم میشود، آن کسی که پیشرفت دیگران را ندیده است، حس غرور نسبت به پیشرفت اطراف خود دارد و آن که پیشرفتها را دیده است، حس تحقیر کردن اطراف خود را دارد، این دو گروه از نظر آگاهی با هم اختلاف پیدا میکنند و در نتیجه لجبازی ایجاد میشود تا پیشرفتی حاصل نشود.
برای شروع جنگ نباید به دشمن فرصت آمادگی داد، باید با منحرف کردن ذهن دشمن، مقدمات لازم را در سکوت آماده کرد، تا در صورت درگیری غافلگیر شود و نتواند خسارت بزند.
استفاده از ترفند گمشده یا فرار کرده برای پیدا کردن مجرمان پنهان شده در میان مردم، تا اطلاعات لازم از او و محل اختفایش کسب شود.
برخی انسانها با طمع چیزی فریب میخورند، مانند تشویق سگها به رفتن زیر تانک با فکر آن که قرار است پاداش بگیرند.
فناوری باید کاملاً دولتی شود تا از عواقب آینده جلوگیری کرد.
پشت هرکار خیری میتواند قراردادی باشد که چیزی فدای منفعت سرمایهداران شود.
باید پشت هر فکر، فکر کرد که در آینده آن چه نتیجهای رخ میدهد.
تا زمانی که کاری انجام نشود اطلاعاتی به دست نخواهد آمد، حتماً باید عملی انجام شود تا تجربه و اطلاعات آن هم ثبت شود که دیگر آن اشتباهات قبلی را تکرار نکنند.
در کارهای بد باید گروهی کار کرد و یک نفر در عین بودن در گروه بیگناه باشد تا همه فکر کنند آن یک نفر بودند و عذاب وجدان آن کار نداشته باشند، مانند جوخه اعدامها.
بعضی وقتا باید به خاطر شرایط چیزی ساخت و زود خراب کرد، مهم انجام کار است و دست بر دست گذاشتن مثل ترس از دشمن است.
انسانها آنقدر به علم خود میبالند که توقع دارند، همه مردم تمام کلماتی که آنها آموختند بلد باشند و اگر نباشند بی سواد محسوب میشود.
انسان تا زمانی که قدرت مادی دارد، برای مردم ارزش دارد و زمانی که آن را از دست بدهد همه او را تحقیر خواهند کرد.
عقیده شکل گرفته را نمیشود تغییر داد مانند اینکه از بین ده نفر شش نفر بگویند، خروس ماده است، پس باید همه قبول کنند که درست است مگرنه جنگ خواهد شد.
وقتی دو دشمن سر مسئلهای اختلاف دارند، هیچ زمان صلح نمیکنند حتی اگر همدیگر را شدیداً در آغوش گرفته باشند.
انسانها قربانی تمرکز بر قدرت دفاعی میشوند، به گونهای که همان قدرت دفاعی جان آنها را میگیرد و در آن اسیر میشوند، مانند پهن کردن دام در اطراف است.
کشورهای اقتصادنگر در زمانی که جمعیتشان زیاد باشد، برای منافع بیشتر و تعادل، شروع به جنگیدن به بهانه های مختلف برای بیشتر کردن فضا برای مردم خود میکنند.
آمریکا ثروت عظیمی دارد و بالاخره باید در یک جا از آن استفاده کند، حال در جهت حمایت از تروریست باشد یا تحریم یک کشور، آنها دارند و انجام میدهند، باید کشورهای شرق علیه این ثروت متحد شوند.
متأسفانه همه نیروهای خوب که میتوانند رونق اقتصاد ایجاد کنند، استخدام دولت و پشت میزنشین میشوند و به اقتصاد ضربه میزنند، چرا از افرادی که آنقدر به سختی مصاحبه و گزینش میشوند در جهت تولید استفاده نمیشود، مگر پیشرفت کشور مهم نیست؟ در نتیجه این افراد به روزی میرسند که از قدرت خود سوءاستفاده میکنند و پنهان کاری و پارتی بازی انجام میدهند، افراد نالایق روی کار آمده مانع افراد لایق میشوند که میخواهند کشور را خودکفا کنند، چون آنها میبینند یک مولد میلیاردها سرمایه به دست میآورد و آنها سالها باید تلاش کنند تا مقداری حقوق به آنها برسد و خانه بخرند، وقتی این صحنه را میبینند مطمئنا از افراد فاسد و رشوه بگیر میشوند، این گونه حرامخواری سراسر کشور را پر میکند.
سیستم هوشمند امن ترین راه قانونگذاری برای زندگی است.
همیشه نباید در مسیر پیش بینی شده دشمن قرار گرفت، مثلاً به جای خواب در تخت در نظر گرفته شده باید زیر یا اطراف آن خوابید.
خود دولت مقصر وضع موجود جامعه است.
پول جدید یا قدیم چه فرقی دارد، جدید حداقل امنیت جانی را حفظ میکند، باید از سیستم جدید استفاده کرد.
دولت باید برای مردم کار بتراشد تا تنبلی نکنند، وقت مردم مهم است و آنها باید از زندگی خود حداکثر استفاده را ببرند.
متاسفانه مهندسی شدن همه مشاغل باعث انحصار است، مانند اینکه سازمانها برای خود داری مدرسه و دانشگاه هستند و حتی ذخیره هم دارند، این گونه دیگر فاتحه مابقی جوانان خوانده است.
دولتها از افکار عمومی میترسند و برای خنثی کردنش هرکار میکنند.
یک دولت وظیفه دارد تمام تدابیر لازم برای آسایش مردم را فراهم کند، نه مردم برای دولت، دولت در قبال حتی یک نفر مسئول است حتی اگر هزار حقوقبگیرش فدا شوند.
بچهها نمیتوانند از قوانین اختلاف آمیز بزرگسالان پیروی کنند، آنها نیازهای خود را دارند.
دشمنان با هم صلح میکنند تا صلحهای دیگر را به هم بزند و در این اولین فرصت صلح خودشان هم به هم خواهد خورد.
دشمن زمانی که بخواهد کسی را رسوا کند شدیداً تلاشش را میکند و با کوچکترین غفلت پیروز خواهد شد، تنها راه نجات از دشمن مقابله به مثل و اثبات فریبکاری دشمن است.
مفسدان فقط میخواهند هر سال پولشان بیشتر شود، نباید چیزی خصوصی مطلق شود و همه باید سهامدار باشند و همه سهم برابر داشته باشند و هیچکس حتی یک تومان هم بیشتر نداشته باشد، سرمایه قابل بازگردانی نباشد و فقط همه سود ببرند و سرمایه اولیه فقط در جهت رفع فقر در گردش کار بماند، مفسدان اصلأ مردم برایشان مهم نیست و مردم را در جهت منفعت خود فریب میدهند و در مقابل هرکس که به نفع مردم کار کند ایستادگی میکنند.
همه چیز باید به مرور اجرا شود تا مفسدان متوجه تغییرات نشوند تا منافع مردم را از بین ببرند.
اگر کسانی را که برای هدفی پرورش میدهند روزی به آن هدفشان نرسند، علیه خود دولت میشوند، چون هدفشان دیگر انتقام از دولت است.
تداوم جنگ فقط هزینه و خسارت در پی دارد، پس باید یک بار برای همیشه کار را یکسره کرد.
در جنگ احتمال کشته شدن خودی هم هست به همین علت ترس نیروها باعث عملکرد ضعیف میشود، باید جنگ کاملاً مکانیزه شود یا فقط از افراد ازخودگذشته استفاده، تا پیروزی محقق شود.
برای سرنگونی یک دولت دشمنان مشروعیت را هدف قرار داده و مجلسیها را به جان هم میاندازند.
بیتوجهی دولتها به مردم باعث مرگ میشود حتی اگر هنوز مردم نفس میکشند.
هر هنجارشکنی برای خود دلیلی منطقی دارد، دولت باید دلیل او را رفع کند.
افرادی عمداً استانهای مرزی را تحریک، تا از ایران جدا شوند، طالبان خراسان را به مرور ناامن میکنند، مشکلات مردم تمامی ندارد و دشمن هم ادامه میدهد، باید حکومت تمام مدیران را کنترل کند.
همیشه درزمان شک به تعقیب و جاسوسی، به محل ترک شده دوباره سرزده شود، تا غافلگیری شوند.
اگر کسی تحت حمایت دولت ضعیف باشد جانش بی ارزش است.
اگر پلیس برای دستگیری خلافکاران بزرگ طبق قانون عمل کند، حتی یک موش هم نمیگیرد.
متاسفانه بعضی از مسئولین باآنکه کشور با اسرائیل خصومت دارد، باز هم با نام بردن از واسطه، از این کشور کالا یا کمک گرفته میشود، حتی با وجود ممنوعیت واردات از برخی کشورها، هنوز هم واردات ادامه دارد.
یکی از مهمترین مانعهای پیشرفت کشور پیشبینیهای بیاساس مسئولین است.
تندترین نقد یک انسان باهوش، بهتر از تقلید هزاران بیتعقل است.
آنها که در کم بودنت، کمک نکردهاند، در زیاد بودنت حیفت میکنند.
9- مدیریتی
همه فکر میکنند یک نابغه باید یک سیستم را هدایت کند تا پیشرفت حاصل شود، اما حتی یک چیز یا فرد ناچیز هم با انجام وظیفه میتواند موجب تحول در یک سیستم شود، متاسفانه این تفکر اشتباه مردم است که مانع پیشرفت میشود، آنها فکر میکنند باید کشور را نجات دهند، در حالی که در اشتباه به سر میبرند، چون خود را مغز متفکر و دیگران را احمق میدانند، این یک خصلت طبیعی در تمام انسانها است.
دولت با گرفتن پول بابت ارتباطات و خدمات میتواند در عوض کالای اساسی مردم را تامین کند و فقر را از بین ببرد، هر زمان یک دولتمرد توانست مانند فقیرترین فرد کشورش زندگی کند آن وقت دولت پیشرفت میکند.
سیستم به صورت محله محور تحت نظر بازرس خصوصی شود، که حتی اعمال کارکنان ساده هم زیر نظر دولت باشد، تا همه در جهت منافع جمعی حرکت کنند.
قوانین همیشه به نفع سرمایه داران است تا منافع آنها حفظ شود و کارکنان دولت با آنها همکاری میکنند تا عدالت شکل نگیرد، وقتی یک فرد استخدام دولت ببیند که بعد از سی سال کار کردن چیزی نصیبش نشده، شروع به فساد میکند، تا برای آینده خود و فرزندانش چیزی کسب کند، انسان هرچه مسن تر میشود حریص تر هم میشود، سرمایه داران هم که از این خصلت مسئولان باخبر هستند، با دادن مقدار ناچیزی رشوه، دنیا و آخرت خود و دیگران را نابود میکنند، باید سیستمی شکل بگیرد که یک فرا انسان یا هوش مصنوعی مدیر باشد.
همه برای نفعی وارد شغلی میشوند تابه شکوهی که در آن شغل هست، یک روز برسند، مانند یک فرمانده، یا مدیر ارشد.
گذاشتن بازرس فقط فساد را بیشتر می کند، چون همه انسانها بالاخره عوض میشوند، شاید در ابتدا با اخلاق عمل کنند، اما به مرور خسته می شوند و هر چقدر هم بازرس گذاشته شود فساد چند برابر میشود.
اول باید سیستم مدیریتی چیده شود تا اول مردم شناسایی بشوند و بعد سیستم هوشمند پیاده شود.
هر محله باید مسئول خاص خود را برای اینترنت، پلیس، آتش نشانی و غیره داشته باشد.
گروه بندی جامعه بر اساس علاقه شغلی، مثل مکانیک و مهندسی، پژشکی و غیره، با ضریب نیاز جامعه.
خصوصی سازی موجب انحصار و کم کاری شده است، باید شدیداً دولت کنترل گر شود و مجازات سریع اعمال کند تا در مدیریتها تحول ایجاد شود.
چرا چیزی که احتمال استفاده از آن کم است را زیاد میسازند و تمرکز خود را بر آن می گذارند قبل از ساختن هر چیز باید این سوال را پرسید، که آیا این به فقر یا زندگی کمک می کند؟
سیستم تمام وقت جدید سمتهای بی هدف را حذف میکند، مانند شوراها و اعضای مختلف، و فقط سیستم اصلی شاخه دولت میشود و همه چیز کاملا خصوصی ولی با هوشمند سازی تحت نظر شدید دولت است
حل کردن طرح خیلی مهم است که یعنی به نتیجه رسیده و عملی است.
وقتی میبینید مشکلی وجود دارد، پس خودتان درستش کنید.
مکانیزه کردن هر شغل را باید به عهده خود آن سازمان گذاشت، چون آنها کار را از نزدیک لمس کرده و بهتر میدانند چه چیز برای حرفه خود میخواهند.
اگر کشور محله محور نشود، یک نفر که از همه جا بیخبر میآید و همه چیز را خراب خواهد کرد و زندگی مردم را به بحران میکشاند و بدون آگاهی دستور صادر می کند.
سن انسان هر چه بالاتر برود به دنیا با وابسته تر میشود و با رسیدن به مقامهای بالا فسادی را تنظیم شده تر نسبت به زمان قبل خود برقرار میکند.
مسئول باید لیستی از دستورات خود آماده کند، نه این که شفاهی دستور بدهد و در همان هوا بماند و کسی به آن اهمیت ندهد.
انسانها در عمل مهارت خود را نشان میدهند، فقط کافیست مدیریت بحران آنها را دید بعد قضاوت کرد.
مدیران کوچک به راحتی میتوانند با اجرای کارهای ساده تحول ایجاد کنند، مثل قاضیها که حکمهای جدید میدهند.
یک مدیر خوب، برابر است با سرعت بالا در عملکرد، مدیر باید قانون را در جهت تولید بیشتر دور بزند تا بتوان فقر را از بین برد.
یک دولتمرد نباید از کالای لوکس استفاده کند و باید زندگیش مانند پایین ترین دهک جامعه باشد، اگر پایین ترین دهک مردم پیاده و با اتوبوس عبور و مرور میکنند، پس مسئول هم باید همین کار را بکند.
تغییر دکوراسیون ادارات به نفع کارمند برای راحتیش یا خانه او اداره باشد.
مدیران بدون بررسی طرحها با اعتماد به پاییندستی خود کشور را نابود میکنند.
راهآمدن با مدیران ضعیف و تنبل باعث نابودی خود و در نتیجه کشور میشود.
10- هوشمندسازی
دستورات مدیران مانند سایه دنبال آنها است تا انجام دهند و از زیر حرف خود شانه خالی نکنند.
امکان ایجاد پروندههای قضایی بدون مراجعه کردن، تا سریع روند رسیدگی به جرم در جریان بیفتد که کسی جرات نکند، دیگر کار خلافی انجام دهد حتی با ربات هم که شده باشد.
افزایش سرعت عمل، بیش از یک سال طول میکشد تا دولت آن هم اتفاقی متوجه یک تخلف شود، مانند سازمان بورس، دولت در کسب اطلاعات ضعیف است.
همه می توانند اطلاعات روز و ناهنجاریهای هر لحظه را در سیستم وارد کنند و به اطلاع همه برساند.
داشتن همدم راز در زندگی.
امکان نوشتن ماموریت و قابلیت جدید برای همه شرکت کنندگان.
انجام کارها با ربات.
هرکس محله خود را دارد و دیگران هم از امکانات محله استفاده میکنند، باید ترکیبی از برنامههای مختلف باشد و دنیاهای جداگانهای در آن موجود باشد، حتی بتوان وارد دنیای مورچهها یا دایناسورها شد، انجام پرداختها در برنامه، اعلام لیست، راهنمایی، عکس و هر چیزی که برای این امر لازم است، داشته باشد.
ایجاد یک هاله دیجیتال در اطراف، که فرد را راهنمایی و خدمات بدهد.
قرار دادن آلارم هشدار برای زمانهای که کارهای عمومی میخواهد انجام شود، مانند غذا خوردن، وقتاداری و غیره.
امکانات برای اطلاع از هم و جلوگیری از طلاق و اختلافها که بر اساس فکر خیانت ایجاد میشود.
ایجاد ایستگاه شارژ یا تعویض باتری.
داشتن دسترسی فوری به همه مدیران.
میتوان بعد از انجام تعهد، هزینه را پرداخت کرد، به گونهای که انگار مبلغ در یک حالت شناور می ماند و پس از تایید دو طرف معامله انجام می شود.
ثبت موجودیهای کالا با تاریخ انقضا برای پخش بهتر و تلف نشدن کالا، مخصوصاً داروخانهها به جای فاسد شدن دارو، آن را به داروخانهای که فروش بهتری دارد منتقل میکنند.
قدر امکانات کشف شده را باید دانست.
راهنمای هوشمند برای جلوگیری از خطا، مثل پاک ممنوع و غیره.
اتصال کارت ملی خانوادهها به هم برای خرید کالاهایی خاص، مثل دارو و غیره.
کنترل مصرف خودروها، مالیات و غیره.
کارت ملی تنها برای استفاده از تمام خدمات.
11- اخلاقی
انسانها از هم نوعهای خودشان هم میترسند، در این دنیا هرکس به فکر زنده ماندن خویش است و برای رسیدن به این هدف هزاران جان هم که باشد میگیرند، اکنون که از کنار هم میگذرند را نمیتوان قضاوت کرد، فقط کافیست روزی بحران به وجود آید آن وقت روی واقعی بشر نمایان میشود، اگر وارد جزئیات زندگی یک نفر شوید، شاهد ظالم بودن آن فرد به اطرافیانش میباشید حتی اگر به چهره اش هم نیاید.
کسی که مردم از خبر مرگش خوشحال میشوند مسلماً به آنها ظلم کرده است، ظالم که حتماً نباید چهره خاصی داشته باشد، شیطان هم چهره زیبایی دارد اما انسانها او را آنگونه که میخواهند میکشند.
انسانها با وجود عذاب وجدان نمیتوانند از گناهان خود لذت ببرند و این عذاب آنها را خیلی زود از پای در خواهد آورد، پس در فکر لذت و منفعت انجام یک گناه باید دانست که آینده خوشی هم ندارد.
آنقدر جمعیت زیاد شده است که جان کسی برای دیگری ارزش ندارد و شرکت در مراسم ختمها هم برای احترام گذاشتن به مردگان و نشان دادن خود به باقی ماندگان است، دنیا چنان طبقه بندی و دیوار کشی شده است که انسانها برای هم بی ارزش شدند.
بهترین آدمها سرشان در کار خودشان است، بدترین آدمها میخواهند دیگران را هم با خود همراه کنند، استادی که الگوی فرد است باید مذهب را منتقل کند.
ترس انسانها باعث خشم و در نتیجه خشونت به وجود میآید تا اینکه تاریکی انسان را فرا بگیرد، مثل ترس از دست دادن مال و جان، یا ترس رقابت، توبیخ شدن و غیره، باید آموزش مردم را جدی گرفت تا ترس در آنها رخنه نکند و زندگی را برای هم حرام کنند.
وقتی منبع هستی چیزی نابود شود همه خلق او هم ناپدید خواهند شد، مانند اینکه یک ساحر را میکشند تا جادوهایش بیاثر شود.
برای خدا زمان و مکان معنی ندارد و این تقدیرها برای انسان قرار داده شده تا رشد یابد.
شاید این سوابق میلیاردی کره زمین هم تقدیر خدا باشد، تا به بشر درس دهد، چون خدا بر زمان و مکان مسلط است.
انسانها همیشه رفتار منفی را میسنجند و قضاوت میکنند.
سختی زندگی حکمت دارد، از خدا باید طلب صبر کرد، خدا همه چیز میدهد، اما انسان از واسطهها تشکر میکند و نمیداند که خواست خدا در همه چیز بوده و روزی از جانب خداست.
مردم از آنچه آموختهاند از دین شدیداً دفاع میکنند و هر چه جدید یا مانع را نمیپسندند اما جدیدا به شدت بدعت گذاری زیادی صورت میگیرد و همه از ترس حقارت ساکتند، که مبادا محافظه کار شناخته شوند.
حرف زدن خوب بهتر از هزاران نمایش زور و بازو است، ذهن باید سریع معادلهها را به هم بزند.
انسان نمیتواند زمان را متوقف کند، اما میتواند سرعت خود را بیشتر کند.
احساس ترس موقت است، اما پشیمانی همیشگی است.
در این دوران اگر جای کسی خالی شود، سریع دیگران آن را پر میکنند.
دلبستگی انسان به دنیا موجب آسیب زدن به خودش میشود، چراکه روزی همان چیزی که برایش زمانی ارزش داشت، دیگر در چشمش ناچیز است، زمان انسانها را عوض میکند.
انسانها شکوه را در این دنیا میبینند، اما نمیدانند زمان مرگ چه رفتاری با آنها خواهد شد.
انسانها به خرافات اعتقاد پیدا میکنند و با دیدن آن سعی در کسب آن میکنند، حتی اگر قبلاً هم علاقه نداشته بودند.
در این دنیا به هیچکس نمیتوان اعتماد کرد، چون همه فقط به فکر کسب قدرتهای مختلف برای خود هستند و دوستان را هم فدای آن میکنند، اعتقادات و اهداف دیگران هم برایشان مهم نیست.
این اتحاد انسانهاست که میتواند نعمتها را سرازیر کند.
انسانها به امامزمان باور دارند، اما اعتماد ندارند و همین باعث عقب افتادن ظهور است، چون امامزمان را با بی اعتمادی خود میکشند.
یک علم ناچیز و ناقص میتواند یک علم بزرگ را زیر سوال ببرد، همیشه باید انسانهای دارای نواقص را تمجید کرد، آنها عامل به وجود آمدن علم هستند، علم از تخیل به وجود میآید، همه علومی که کشف شدهاست، قبلاً در تخیل فیلمسازان بوده است فقط اثبات نشده است.
باید به بچهها اجازه داد تا خودشان باشند و در جهتی که میخواهند و علاقه دارند، حرکت کنند.
زیر سوال بردن اعتقادات مانند فهمیدن این است، که آنها روی شن بنا بودند و انسان در اشتباه بوده، اما نکته مثبت آن، باعث یادگیری چیزهای جدید میشود.
برای ادامه چرخه زندگی خدا فقر و ثروت را قرار داده است، تا همه از ترس فقر تلاش کنند و با دیدن ثروت به دنبال آن بروند و امیدوار به رسیدن باشند.
زندگی مثل گنجشک است نباید فشارش داد و نباید ولش کرد.
انسانها فقط دوست دارند به هم گیر دهند، چه کار انجام بشود و چه کار انجام نشود، در هر صورت انتقاد میکنند.
حتماً لازم نیست با کسی به خاطر هدف مشترک جنگید و خون به پا کرد، میتوان با رقابت موازی هم از او برد، زندگی همین بودن و رقابت کردن انسانها است.
زمانی اعلام طوفان میشود و همه قایقها را میبندند، جز یک نفر و همان یک قایق همه اسکله را تخریب میکند، عامل انجام کار طوفان بوده و کسی که متاثر شده قایق بوده، این مثال آنهایی است که دیگران را به گناه میاندازند و فکر میکنند که کار آنها به دیگران ربطی ندارد.
رقابت باید نزدیک باشد تا بازنده حس کند اگر دوباره مسابقه بدهد شانس بردن دارد.
اگر هرکس علاقه خود را دنبال کند، بهتر از مهندس شدن است، تمرکز بر یک فن بهتر از هزار فن بی کیفیت است.
هیچ چیز سری وجود ندارد این تلقین خود مردم است، تا به دست آوردن چیزی را هدف کنند.
انسانها با رسیدن به سطح بالا در همه چیز خسته میشوند اما این غرور است که مهلت استراحت نمیدهد و آنها را وادار میکند تا به خودنمایی ادامه دهند.
انسانها نیاز به تعریف و بزرگ شدن دارند تا خشن نشوند.
حیوانها بدون آموزش از قابلیتهای خود باخبر هستند این نشانی از خداست.
اطراف انسان، دنیایی شیشهای است، اگر سنگ اندازد، اول دنیای خودش میشکند.
والدین برای زندگی فرزندان را بزرگ میکنند، اما فرزندان برای مردن والدین آنها را تحمل میکنند.
رویا خوراک روح است، حتی اگر انسان بارها شکست بخورد، نباید از رویاها دست بکشد.
12- نتیجه گیری
در این قسمت، اهمیت محیطهای نهادی توسعه و سرمایه اجتماعی در آستانه بعد اجتماعی و اقتصادی قرار گرفته است. در ارتباط با این، تحقیقات در مورد ساختار چند بعدی اشکال ناملموس سرمایه (سرمایه انسانی، سرمایه اجتماعی) و همچنین مطالعات در مورد اهمیت تعاملات دوطرفه بین این سرمایهها در افزایش کارایی فرآیندهای تجاری در حال افزایش است. در عین حال، بحث پیرامون پدیده همگرایی واقعی به تدریج از محدوده تئوری رشد اقتصادی فراتر میرود و اغلب شامل مسائل توسعه و شکوفایی اقتصادی میشود. آموزش عالی به طور قابل توجهی با دیدگاههای بهبود یافته نسبت به برابری جنسیتی در بسیاری از مطالعات قبلی مرتبط است. همانطور که پیشرفت تحصیلی بالا میرود، افراد ارزش همه مردم را درک میکنند و در حالی که برخی استدلال را به طور خاص بر اساس آموزش تعریف میکنند، دیگران از طریق تأثیرات بر شبکههای اجتماعی بزرگسالان، نرخ ترک تحصیل، یا نرخ فارغ التحصیلی به این موضوع میپردازند. هر کانالی که باشد، انتظار است که سطح تحصیلات عالی به کاهش نگرشهای جنسیتی در جامعه کمک کند و بنابراین باید ضریب تخمینی منفی در مشخصات داشته باشد زیرا متغیرهای وابسته، در باورهای مردسالارانه جنسیتی افزایش مییابند و با باورهای سازگار با برابری جنسیتی کاهش مییابند. سرمایه اجتماعی در مورد همکاری است و شامل اعتماد، شبکههای اجتماعی و هنجارها میشود. این بدان معناست که گروهی از افراد در صورت عدم وجود سازمان حامی نمیتوانند همکاری ایجاد کنند و پیش نیاز تشکیل یک سازمان اعتماد و هنجارها به عنوان قواعد رفتاری در سازمان است. وقتی سرمایه انسانی در افراد ساکن است، مهارتها و دانشفردی که بهرهوری را افزایش میدهد، سرمایه اجتماعی [ساختاری] به روابط بین افراد (شبکههای بین فردی) اشاره دارد که بر بهرهوری نیز تأثیر میگذارد. بنابراین، سرمایه اجتماعی را میتوان به عنوان یک کاتالیزور برای استفاده مولد از سرمایه انسانی و فیزیکی در نظر گرفت. در ادامه به بحث اقتصادی، برای تولید و صادرات پرداخته میشود و در بحث اجتماعی دربارهی، زندگی و ایدههایی برای جامعه بهتر و تعامل مردم مطرح میشود، در بخش سیاسی به راهکارهایی برای مشارکت دادن مردم در رشد کشور، چند پیشنهاد سیاستگذاری و توصیههایی اشاره میشود، در بحث مدیریتی هم به چند نکته برای بهبود مدیریت و سرعت عمل برای رفع مشکلات مردم میپردازد، در بخش هوشمندسازی هم به ایدههایی برای بهبود کیفیت کشور و امکانات جدید اشاره میشود و در بحث اخلاقی هم به توصیههایی دربارهی انسانها و چگونگی رفتار کردن پرداخته میشود، که امید است این طرح جامع که همچنان به علت دربرگیری تمام زمینهها ادامه دارد، برای حل مشکلات کشور مفید واقع شود.
طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب (قسمت دوازدهم)
۱- چکیده
دموکراسی در سالهای اخیر بخصوص با شروع اپیدمی کرونا در سطح جهانی رو به افول است، چه چیزی باعث این روند شده است؟ چرا دموکراسیها نمی توانند با ظهور فناوری اطلاعات مقابله کنند؟ و خدا چه چیزی برای سیاست جهانی در نظر گرفته است؟ بشر با چالشهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، آموزشی و فناوری روبرو شده است، که نشان میدهد دموکراسی دیگر برای دولتهای جهان کارآمد نیست و باید تمام سیستم مدیریتی کشورها بازنگری شود، نابرابری اقتصادی، هم نارضایتیها را برانگیخته و هم باعث ظهور الیگارشهای رسانهای به عنوان بازیگران سیاسی بی ثبات کننده در چندین کشور شده است، نارضایتی مردمی از سیاست پوپولیستی سیاستمداران ایجاد شده که تغییرات عظیم اقتصادی و نابرابریهای ناشی از جهانی شدن را راهی برای تغییر شکل سیاست به نفع خود استفاده کردهاند، گرایش سیاسی در اکثر دموکراسیها ماهیت اقتصادی دارد، گروهی با علاقه به محافظه کاری مالی و حکومتداری محدود که بیش از هر چیز دیگری به موضوعات فرهنگ و هویت جمعیتی تمایل دارند و گروه دیگری با سیاستهای گسترده تر و توسعه نهادهای رفاهی سرگرم هستند، این گرایش اقتصادی باعث میشود که دولتها به مردم به چشم یک برده نگاه کنند و اصلاً گذر عمر مردم برای کسی اهمیت ندارد و حتی برنامههایی میریزند که عمر خود مسئولان هم به دیدن نتیجه آن جوابگو نیست، اما زمانی که از فناوری زنجیره بلوک و هوش مصنوعی در مدیریت کشورها استفاده شود، میتوان شاهد کارآمدی دولتها در رفع فساد و بیعدالتی بود، تا مشکلات مردم با مدیریت بینقص سریع حل شود و همه با اقتصاد مشارکتی هدفمند، به تمام آرزوهایی که دارند، سریع برسند.
کلیدواژه: دموکراسی، فناوری، سیاسی، زنجیره بلوک، سیستم
2- Abstract
Democracy has been declining in recent years, especially with the onset of the global corona epidemic. What has caused this trend? Why can't democracies counteract the rise of information technology? And what does God intend for world politics? Mankind has faced economic, social, political, moral, educational and technological challenges, which show that democracy is no longer efficient for the governments of the world and that the entire management system of countries must be reviewed, Economic inequality has both sparked discontent and led to the emergence of media oligarchs as destabilizing political actors in several countries. The political orientation in most democracies is economic in nature; one group is interested in financial conservatism and limited governance, which is more concerned with culture and demographic issues than anything else, and another group with broader policies and the development of welfare institutions. Are entertained, This economic tendency causes governments to look at the people as slaves, and the lives of the people do not matter to anyone at all, and they even make plans that the lives of the officials themselves are not responsible for seeing the result, but when it comes to blockchain technology and artificial intelligence. Used in the management of countries, one can see the efficiency of governments in eliminating corruption and injustice, so that the problems of the people can be solved with perfect management quickly, and everyone can achieve all their aspirations quickly with a purposeful participatory economy.
Keywords: Democracy, Technology, Politics, Blockchain, System
۵- مقدمه
در چند دهه گذشته، مدل دموکراتیک به سبک آمریکا به عنوان نوشدارویی برای بسیاری از کشورهای جهان تلقی می شد، تا از رژیمهای شاهنشاهی کثیف نجات پیدا کنند. با این وجود، هرج و مرج گوناگونی که در سالهای اخیر توسط سیاستهای به سبک آمریکا ایجاد شده است، جهان را به سمت تاریک دموکراسی آمریکا میبرد، شکافهای اجتماعی، کسریهای دموکراتیک، شکستهای حکومتداری، ناکارآمدی سیاسی، رویارویی سیاسی و غیره، این به هم خوردگی معادلادت کشورها نشان میدهد که جهان در طی این سالها، فقط فریب ابهت و ثروت آمریکا را خورده است و رسیدن به ایدوئولوژی رویای آمریکایی همه این کشورها را یک عمر در خیال و توهم غرق کرده بود، تا کورکورانه سیاست دموکراسی آمریکایی را تقلید کنند و در نتیجه با قربانی کردن اقتصاد خود، باعث شوند مردمشان در سختی به سر ببرند، تا آمریکا صاحب بیست و نه درصد ثروت دنیا شود. اکنون دیگر مسئله ازبین بردن یک ایدوئولوژی نیست، بلکه ازبین بردن یک غول اقتصادی است که جهان را به خود محتاج کرده است، پس از پایان جنگ سرد، هرج و مرج سیاسی دموکراسی به سبک غربی منشأ بی نظمی سیاسی جهان شده است، تسریع صادرات دموکراتیک کشورهای غربی در غالب دموکراسی، آنها را به اهدافشان رساند تا خود را از ناآرامیها خارج و از دیگر کشورها برای بازسازی و پیشرفت خود سوءاستفاده کنند. اما اکنون در غرب هم تعمیم دموکراسی و کسری حکمرانی به مشکلاتی منجر شده است که شاید ممکن باشد دموکراسی سقوط کند، اما مهرههای اصلی گرداننده دولتها هیچ زمان سقوط نمیکنند، چون آنها لازمه اصلی حکومت، یعنی ثروت را دارند و میتوانند چند مهره جدید را با یک ایدئولوژی نوین معرفی کنند تا دوباره به سیاستهای خود ادامه دهند، این یعنی در جهان هیچ تغییر خاصی ایجاد نمیشود و مردم دنیا به بردگی برای ایالت متحده ادامه میدهند، اما اگر در این قرن بیست و یکم، که فناوری به نقطه حیاتی خود رسیده است که بشر باید اینجا انتخاب کند که میخواهد از این بردگی خارج شود یا سکوت میکند تا این ثروتمندان فناوری را به سبک خود برنامه ریزی کنند، تا دیگر فرصتی برای بشر باقی نماند که عدالت جهانی را برقرار کند. شکست مردم جهان در این نقطه، یعنی دیگر فقط منجی بشریت میتواند مردم را از این گرفتاری نجات دهد و امید دیگری نیست.
برای ترویج سیاست قدرت و مشروعیت بخشیدن به دموکراسی، برخی از محققان آمریکایی تلاش کردند ایده کنسرت دموکراسی ها را مطرح کنند. آنها خواستار ایجاد لیگی از دموکراسیها شدند و در عین حال سازمان ملل را کنار گذاشتند، اما پس از گذشت چند دهه، خوشبختانه آمریکا هنوز نتوانسته است تمام جهان را با این رنگ رنگ آمیزی کند. تفاوت این نقشه با قبلی این است که آمریکایی ها که قبلاً پشت پرده می ماندند به صحنه آمدهاند، اما در رودررویی با چین و روسیه، ناکام مانده اند، چون تکنولوژی این دو کشور نقاط ضعف آمریکا را آشکار کرده است.
ایدههایی مانند برخورد تمدنها که در سالهای گذشته توسط برخی اندیشکدههای آمریکایی مطرح شد، برای پوشش ترفندهای سیاست قدرت و مداخله آمریکا بود. از آنجایی که قلدری دولت ترامپ شکست خورد، دولت بایدن اکنون در تلاش است خود را با پرچمهای دموکراسی، حقوق بشر و آزادی پوشش دهد. تلاش آمریکا برای ایجاد اتحاد دموکراتیک مبتنی بر ارزشها در واقع جهان را درهم می شکند و جهان را به لبه پرتگاه میکشاند، در طول همه گیری کرونا، آمریکا مشغول دستکاریهای سیاسی بوده تا فکر زندگی و سلامت مردم، عقب نشینی آشفته آمریکا از افغانستان باعث شده مردم بیشتر ببینند که ایالات متحده چقدر فاجعه ایجاد کرده است. آنها می توانند آشفتگی ناشی از دموکراسی سازی به سبک آمریکا، در کشورهای دیگر را ببینند و ببینند که آزادی، دموکراسی و حقوق بشر به سبک ایالات متحده چقدر ریاکارانه است.
در نیمه اول سال 2021، گزارشهایی از چندین رسانه اروپایی ادعا میکند که سرویسهای مخفی دانمارک با جاسوسان آمریکا از سیاستمداران اروپایی، همکاری کردهاند. این مورد به وضوح نشان می دهد که آمریکا یک تهدید مستقیم برای دموکراسیهای اروپایی شده است، که نشان از بیاعتمادی غربیها به هم و وجود شکاف است. افول هژمونی آمریکا و افول غرب بدون شک نقطه عطفی در توسعه تاریخ جهان است. در این برهه تاریخی که هر قرن میگذرد، دیده میشود که چشمانداز سیاسی جدید جهانی در شرف تولدی است، تا جهان فرصت این را داشته باشد با داشتن سیستم خود، از کنترل آمریکا آزاد شود.
نحوه ایجاد این سیستم بسیار ساده است، به این صورت که باید یک سیستم عامل بر فناوری جدیدی مثل زنجیره بلوک نوشته شود و به جای ویندوز، اندروید، آیاواس و غیره، بر دستگاههای هوشمند نصب شود، که فقط دولت بتواند در آن اجازه ساخت صفحه را بدهد، دولت یک شبکه خصوصی در کشور ایجاد میکند و همه با مرورگر مخصوص، با وارد کردن مشخصات به سیستمی که دارای پیامرسان، صفحه شخصی، وب اپلیکیشن، بازی، وبسایت و غیره است وارد میشوند، دولت هم از ترافیک، تبلیغات و غیره روزانه، بودجه لازم برای پرداخت حقوق، کمک به نیازمندان، عملیاتهای عمرانی و غیره، استفاده میکند.
۶- اجتماعی
گذاشتن وسائل حمل و نقل عمومی کوچک در کوچهها در قبال مالیات.
دولت باید به تمام مردم حقوق بدهد، به شرطی که در جامعه مفید واقع شوند، در قبال بهترین بودن تشویقی هم می گیرند، افرادی همکه ناتوانند باید تحت تکفل دیگری باشند.
همه میخواهند خودشان ناجی باشند، در حالیکه برنامههای خوب دیگران را میبینند که میتواند کشور را نجات دهد، اما آن را پنهان کرده و حمایت نمیکنند.
بازنشستگان به تعریف خاطر و همدردی نیاز دارند.
سالمندان لازم نیست تشریفات و احترام خاصی به جا آورند آنها باید از برخی قوانین معاف شوند.
تا زمانی که همه انسانیت ندارند، نمیتوان انتظار خوبی داشت، چون یک نفر هم میتواند زندگی میلیاردها نفر را مختل کند، مثل حرص زدن پولدارها که مردم را به خاطر پولشان هرگونه که بخواهند کنترل میکنند.
انسانها برای کسب رضایت یک نفر که او را برای خود ارزشمند میپندارند، به راحتی دیگران را آزار میدهند، حتی با آنها مانند حیوان رفتار میکنند.
ایجاد خلاقیت در زندگی مردم، مثل گذاشتن شکل ایموجی در پلاک.
مسئولان فقط پیشرفت کاری برایشان مهم است و از آزار مردم و تلفات در قبال وظیفه ناچیزشان، که انجامش فقط خودنمایی است، چیزی دیگر برایشان مهم نیست، مثل حرکت هلیکوپتر، کیفیت مسکن دولتی، سرعت اینترنت و غیره.
انسان زمانی احساس امنیت میکند که عامل امنیت را ببیند، مثل یک محافظ یا یک پلیس فعال در جامعه.
انسانها حال هم را درک نمیکنند و حتی از آخرین اتفاق هولناک زندگی همدیگر هم خبر ندارند و فقط موجب رنجش هم میشوند، مثل حس نداشتن چیزی که دیگران نمایش میدهند.
بعضی وقتها، امنیت، نبود انسان یا حیوانات وحشی در اطراف مردم است.
تبدیل ایستگاههای مترو به موزه یا نمایشگاههای هنری و غیره.
برگزاری مسابقات با پذیرایی میتواند انگیزه برای مردم ایجاد کند، که روی بلیت حساب شود، حتی استخر.
برگزاری مسابقات برای پیدا کردن راهحل بحران، با بازگردانی هزینهها توسط دولت.
باید کمبودها را حتی در حد ابتدایی هم که شده کاهش داد، با مشارکت مردم، میتوان تجهیزات اختراع کرد.
جلوگیری از قوانینی که به مسائل جزئی و سلیقه افراد مربوط میشود مثل تزئین ماشین، پوشش و غیره، چون برخی همین دلخوشی را در این دنیا دارند.
همیشه رابطه انسانها بین هر دو طرف یک دلیل دارد، یکی عشق مقابل اقتصاد یا سرگرمی و هر چیز قابل تصور دیگر، حتی میزان اختیارات دادن به طرف مقابل، اعتبار رابطه را نشان میدهد.
اسلحه دست کسی نباید باشد، میتوان برای احساس امنیت دیگران چیزهای جدیدی ارائه داد، اسلحه برای انسانهای ناشی خطرناک است.
گرفتن تستهای خلاقانه از مردم، مثلاً با گذاشتن درهای ورودی با تابلوی زیبا و معمولی، میزان غرور افراد شناسایی شود.
انسانهایی که از هم متنفرند، ممکن است فوق العاده انسان خوبی باشند، اما باز هم نمیتوانند همدیگر را برای تضاد منافع یا بدبینی قبول کنند و روابط شان هم به یک چیز مشترک بند است، مثل بچه.
علت منزوی بودن یک فرد از دوستان و جامعه، بد بودن او نیست، او به دیگران اعتماد ندارد و احساس امنیت نمیکند.
انسان با داشتن یک همسر یا همراه خوب، میتواند با اعتماد به نفس و احساس امنیت بیشتر در بین جامعه و دوستان حاضر شود.
مردم در رابطه با چیزهایی با هم حرف میزنند که اصلاً مفید نیست، مثلاً از مضرات پلاستیک با یک فرد چنان میگویند که انگار او مخترع یا توان جلوگیری دارد.
بهتر است بسیاری وسایل مثل ماشین را خود مردم هر جوری که دوست دارند طبق استاندارد طراحی کنند، تا تنوع در ساخت وجود داشته باشد مثل خریدن موتور، رنگ، بدنه و غیره.
میتوان با سپردن کارهای فرهنگی علمی به زندانیان، در قبالش به آنها پاداش کاهش مجازات داد.
مردم به بهداشت و سلامت اهمیت نمیدهند، تا گرفتار بیماری نشود اقدامی نمیکنند، اکثراً هم لحظه آخر به پزشک مراجعه میکنند.
انسانها از ظاهر خود ناراضی هستند و بیشتر از دیگر مواهب به آن بها میدهند.
اگر دنیا به گونهای شود که کارها سریع انجام شود و همه چیز خودبهخود ترمیم شود، انگیزه زندگی از بین میرود.
نباید در زمان زنده بودن سالمندان به آنها فشار آورد و از آنها خواست اموال خود را تسلیم دولت کنند، تا بعد از مرگشان دولت باید صبر کند.
انسانها کسی را که برای آنها نفع اقتصادی ندارد را دوست ندارند و در نهایت او را طرد میکنند حتی اگر والدین یا فرزندان باشند.
شلیک گلوله رنگی به متهمان تا توسط دیگران قابل شناسایی باشند.
میتوان با قربانی کردن یکی از مردمی که با هم اتحاد و یک دلی ندارند، همه را ترساند، اما مردم یک دل، با قربانی شدن یک نفرشان، قدرتشان بیشتر میشود.
انسانها هیچ کدام از رفتارهای دیگری را دوست ندارند و سکوت در برابر هم نشانه احترام یا ترس است، اگر کسی شامل این دو نشود، مطمئناً با هم درگیر میشوند.
انجام مزایدههای خیریهای جالب و متنوع مخصوص همان هدف خیر.
خیلی از مردم به خاطر یک تومان هم که شده، قید رفاه و سلامت خود را میزنند تا پول را به دست آورند، این وظیفه دولت است که تدابیر رفاهی را بببیند.
بیشتر مردم با سختی دادن به خود چیزی را تهیه میکنند، ولی فرصت کافی استفاده از آن را ندارند.
متأسفانه مردم همدیگر را به خودکفایی و تنهایی دعوت میکنند، که این باعث ضربه به اقتصاد کشور میشود.
انسانهایی که به زندگی و مرگ ایمان آوردهاند، با معرفت میشوند و به دیگران عشق میورزند و برای مقداری پول انسانیت را زیر پا نمیگذارند.
متأسفانه همه در کودکی تصور میکنند، بزرگ که شدند راحت کار پیدا و ازدواج میکنند، اما با هزار بدبختی کار پیدا و ازدواج میکنند، در نهایت پشیمان میشوند و بدون انگیزه زندگی را ادامه میدهند.
تشویق افراد به تلاش چیزی جز خودخواهی به بار نمیآورد، مردم باید یاد بگیرند که تلاش برای همدیگر است که زندگیها را میسازد و همه احساس خوشی میکنند.
اصل دنیا بر این اساس بنا شده، که عدهای کم امانتدار خدا در تقسیم نعمت باشند، اما آن افراد کم فکر میکنند این امانت خدا، دستاورد خود و پدارانشان است.
مردمی که حقوق خود را نمیخواهند بدانند و با اعتقادات خود زندگی میکنند، هم زندگی خود و هم زندگی دیگران را تباه میکنند تا عدهای حقشان را بخورند.
علاوه بر بچههای بیسرپرست باید مسئولان خیریهها را هم بیسرپرست حساب کرد، که از سهم بچهها به عنوان حقوق خود استفاده میکنند.
وقتی مردم به ناهنجاریها اعتراض کنند، دیگر کسی جرأت قانون شکنی و آزار کودکان و زنان را ندارد.
مهاجران هم انسان هستند و باید حقوق برابر داشته باشند.
بودن کافه در محل کار برای ایجاد انگیزه در کارکنان.
ساخت ایستگاه دارای لوازم برای فقرا که گدایی میکنند.
خدمات اضطراری باید به زیر پنج دقیقه برسد.
شروع زودتر اتوبوسها در روزهای امتحان.
محل نگهداری و رسیدگی موقت، بچه ها و بزرگسالان.
باید آنقدر فعالیت متنوع خلق کرد، که هرکس بتواند با پیروزی در آن برای خود افتخار داشته باشد.
۷- مدیریتی
مدیر باید زندگیهای مختلف را یک روز هم که شده امتحان کند.
استخدام افراد خلاق برای فضای مجازی هر سازمان تا به این فضا جان دهد.
بازدیدهای تشریفاتی هیچ مشکلی از مشکلات مردم را حل نمیکند و تغییری حاصل نمیشود، فقط هزینهای بخاطر حق ماموریت نیروها میشود.
مسئولی که شعار گونه حرف میزند و آمار بد را کاهشی میخواهد، به هیچ دردی نمیخورد، اینها باید بحران را به صفر برسانند نه به کمترین حد ممکن.
مسئولان خودخواه با دستورات منفعتطلبانه میخواهند به هدف خود یعنی همان چاپلوسی برای ارتقاء مقام، برسند و تلفات جانبی آن هدف برایشان اصلاً مهم نیست.
مسئول باید در لباس یک همدرد با فرد معترض عملکرد خود دیدار کند، تا با مشکلاتش بهتر آشنا شود.
سهمیهای شدن یا برابر شدن امکانات اشتباه است چون ممکن است منطقهای بودجه بیشتری بخواهد، بهتر است هر منطقه درآمدش را برای خود نگه دارد.
مسئولان به خصوص آنهایی که در مجلس هستند، حرفهای قشنگ میزنند اما هر بار همان اشتباهات حرفهایشان که جدی میگرفتند را تکرار میکنند، چون فقط خودنمایی و شعار بود.
شهرداریها با تشریفات بیمورد و پرهزینه باعث فشار بر مردم میشوند، مثل تاییدیه گرفتن از مهندسان در هر مرحله ساخت و ساز، باید تدبیر حقوق نجومی این افراد را خودشان ببینند تا در صورت طولانی شدن پروژه چیزی به مردم تحمیل نشود.
مسئولان تا میتوانند باید مناطق تحت کنترل خود را بهینه کنند تا صرفهجویی صورت گیرد، این مانند جا دادن وسایل خانه در دیوار است.
برای داشتن نیروهای خوب باید گزینش و امتحانها را فوق العاده حرفهای گرفت، تا هرکس با پارتی، نتواند نمره قبولی بگیرد، گرفتن شغل با پارتی، هیچزمان درآمدش حلال نیست.
وقتی عدهای برای کار اداری جامعه انتخاب میشوند باید مابقی جامعه در جهت پیشرفت و سازندگی ساماندهی شوند تا اختراع کنند و بهتر از اداره ها باشند.
با عام شدن سهامها باید مدیر شایسته قرار داد تا سرمایه مردم را نابود نکند.
یک مدیر باید با انداختن ترس در دل کارمندان وارد شود.
افراد در برخورد با رئیس، نباید حالت چاپلوسانه پیش بگیرند، چون رئیس را عادت میدهند و این گونه بعد از دستیابی به هدفشان، از چاپلوسی گذشته خود شرمسار و عقدهای میشود.
یک مسئول باید یک کامل را برای ارتباط با مردم قرار دهد، نه ساعتی خاص که نتوان به همه رسیدگی کرد.
مسئولان باید دلیل عملکرد هر کار، ربات یا ماشین را بدانند و برای راحتی مردم فراهمش کنند، مهم نیست که جزئیات کارکرد قطعات آن را نشناسند.
نداشتن هماهنگی سازمانها با هم باعث جلو نرفتن کارها می شود و فساد ادامه پیدا میکند.
نسبت کارمندان ضروری به مردم در کشور متناسب نیست، باید بازبینی و حل شود میتوان از همان نسبتی که در قسمت اول گفته شده استفاده کرد.
کسانی که برای دفاع از کشور جان دادهاند اکنون برگردند و این وضع را ببینند، آیا دوباره حاضر به دفاع هستند؟
بزرگترین ظلم دولت به مردم این است که نمیتواند یک اقتصاد مشارکتی خوب ایجاد کند، که همه از زندگی بهره ببرند.
سازمانها باید حداقل برنامه استخدامی خود را از پنج سال قبل اعلام کنند، تا همه بدانند که چه رشتهای را بخوانند.
تنها راه کنترل هر جامعه و رفع مشکلات مختلف به خصوص معیشتی، مدیریت با هوش مصنوعی و ثبت تمام اطلاعات کالاها و انسانها.
گاهی اوقات مقاومت مسئولان درباره مسائل، باعث آسیب به مردم می شود، گاهی باید خود را در جریان رها کرد تا به نتیجه خوب رسید.
به سادگی میتوان مشاهده کرد که مسئولان دو سیاست دارند، یکی شعاری که در سخنرانی میگویند، مثل تکریم شهدا و خانواده یا عدالت و دومی عملی که برخلاف شعارها است.
باید تنوع کارگروهها در مسائل بحرانی کشور را بیشتر کرد تا تصمیمات درست خارج شود، تا مثل کارگروه آلودگی هوا نشود.
همانگونه که در خانوادههای دهک پایین چند نفر کار میکنند تا خرج یک خانواده دربیاید، باید مسئولان در قبال خرجی از خانواده خود مشارکت بخواهند.
فردی که هم کار میکند و همزمان تحصیل میکند، نشان میدهد که چقدر انسان وظیفهشناسی هست، همینها کشور را به بحران انداختهاند.
یک مسئول خوب، باید وارد همه مسائل شود، حتی اگر مخاطبانش کم باشند.
مسئول خوب کسی است که در اموال عمومی و خرج از بیت المال شدیداً صرفهجویی کند.
انسانها وقتی ثروتمند یا دارای مقام میشوند، دیگر واقعیت را هرچه خود میفهمند میدانند و خارج از آن چیزی را قبول ندارند.
شاید چینش کشور شبیه به کشورهای اروپایی باشد، اما اختیارات مردم اینگونه نیست.
یک مسئول عملگرا بخواهد در یک روز می تواند کارهای زیادی برای مردم، کند.
مسئولی که هدیه، حتی گل میپذیرد ضعف نفس دارد.
مردم اگر به دولت علاقه داشته باشند، رأی خود را بدون هیچ امتیازی میدهند، در غیر اینصورت فقط با فروش رأی به پای صندوق میآیند.
اگر در همه کارها احترام باشد و حقوق یکسانی داشته باشند دیگر مشکلی نیست.
چیدمان پیچیده باعث تحمیل هزینه بیشتر به مردم میشود.
یک کارمند هر چقدر هم فعال باشد در بازنشستگی پشیمان میشود.
۸- سیاسی
برخی توهم دانایی دارند و همین توهم آنها، مانع روی کار آمدن افراد شایسته میشود، نمیدانند که خدا به هرکس که بخواهد فهم میدهد.
لو رفتن تاکتیک و تجهیزات در انجام رزمایشها میتواند به آنالیز دشمن در زمان حمله کمک کند.
چرا موشکی ساخته نشود که جنگ را از بین ببرد و حیات به بیابانها بدهد و باعث افزایش آب شود.
درس خواندن همه در سطح بالا، باعث جهنم شدن اوضاع خود مردم میشود، چون توقعات آنها بالا میرود و امکانات هم محدود است، اما به طور کلی عالم بودن همه خوب است به شرط درک محدودیت منابع.
معیار برتری با شانس قابل قبول نیست چون به صورت اتفاقی است و معیار زور هم میتواند به طرف قوی حق انتخاب دهد.
یک انسان از همه علوم موجود بیخبر است و از توافق بین انسانهای دیگرهم خبر ندارد، پس نباید شدیداً خود را در امری دخالت دهد.
در تمام کشورها ایدههای مقدس بودن جنگ، دفاع و شهادت مطرح است و همه فکر میکنند که دیگر کشورها کافرند.
هر طرحی جزئیاتی دارد باید آنها را هم از طراح پرسید و در نظر گرفت، مثل برای بهینه سازی چه باید کرد؟
مردم فکر میکنند فقط شغل نظامی ایجاد امنیت است تا اختلال رخ ندهد، اما این چرخدندههای کشور در کنارهم هستند که به نظامیها انگیزه کار میدهند.
هرگز نباید فریب باز گذاشتن راه توسط دشمن را خورد، در سیاست همه چیز برنامهریزی شده است.
انسانی که اعتبار دولتی دارد حتی راه نجات مردم را تن فروشی بداند اجرا میشود، اما فردی که اعتبار دولتی ندارد بهترین را هم بدهد کسی گوش نمیدهد، مگر نظرش توسط دولتیها دزدیده شود.
چرا مسئولان مشکل معیشتی ندارند و چرا راه حل رفع مشکل را که میدانند به مردم یاد می دهند؟ سطح زندگی دولتیها با فقیرترین فرد باید یکسان باشد.
کسانی که با حسادت علیه دیگران شعار میدهند، خود هم طعم آن را خواهند چشید، مثل نمایندگان مجلس که فقط حرف میزنند و وقتی به خودشان برسد فراموش میکنند، که البته فساد گستردهتر از این حرفهاست.
نباید به حریفی که خود را دست بالا میگیرد اعتبار داد، او هم هیچ نیست و فقط توهم بزرگ بودن دارد، باید در اولین برخورد او را شکست داد و هیچ توافقی نکرد چون خیانت میکند.
ممکن است دنیا جنگ دو گروه خاص باشد که مردم را بازیچه جنگ خود کردند و از آنها در جهت مقاصد خود که تصرف دنیا است استفاده میکنند و همه فکر میکنند که تصورات آنها صحیح است، به خصوص در زمینه مذهبی.
سیاست شاخههای مختلف دارد: داخلی، خارجی، اقتصادی، رفتاری، اجتماعی، فرهنگی، نظامی و غیره.
دولت نباید به یک نفر یا یک هیئت کوچک که مثلاً نخبه نامیده میشوند محدود شود، دولت باید مشارکت تمام مردم در گروههای پراکنده و کارآ باشد تا خطاها سریع رفع شود.
تصمیم یک یا چند نفر در دولت با وجود انتخابات، نمیتواند نتیجه تصمیم مردم باشد، چون مردم در انتخابات شرکت نمیکنند و همه رأیهای حاصله با پول به دست آمده است.
مردم باید زیر نظر دولتی باشند که راهبرد بدهد اما نباید آزادی عمل آنها در امور گرفته شود.
بعضی وقتها بهای نجات زندگی مردم بیش از ساخت تجهیزات دفاعی بیشتر است.
یک ناهنجاری ریاضی در سیستم میتواند همه کارها را به هم بزند و قابل حذف هم نیست.
نمیتوان هم سیاست یک کشور را رد کرد و هم چیزهای خوبش را گرفت، چون همه امور باید هماهنگ باشند.
به اندازه کافی انسان وجود دارد، شاید بهتر است به جای تشویق به جمعیت بیشتر، به خروج کمک کرد، همه چیز در دنیا پراکنده است باید کشورها با هم تقسیم کنند و به خانوادههای دارای حتی یک فرزند تشویقات خاص اعطا کرد.
مردم وقتی از مسئولین متنفر باشند به آنها احترام نمیگذارند.
وقتی که غذا را بیرون بگذاری، جانوران به سراغ آن میآیند، فساد هم همین گونه شروع میشود، نباید خارج از قانون به کسی کمک کرد.
کشوری مثل آمریکا با سرمایهگذاری در کشورهای دیگر، در قبال پرداخت حقوق کم از مردمشان بهرهوری میکند.
افراد پول بدست آمده از فساد را به تجارت میاندازند و از سود آن به عنوان پول قانونی میخورند.
مسئولان چون تسلط کامل به ماجرای هیچ فسادی ندارند، با جملاتی ساده و چاپلوسانه به راحتی فریب افراد فاسد را میخورند.
بعد از دستگیری فاسدان چون پرونده خیلی از شرکتها رو میشود و به آنها آسیب میزند و ورشکستگی آنها مساوی با سقوط اقتصاد کشور است، پرونده ساده بسته میشود.
زمانی که یک فاسد به راحتی چشم پوشی میشود به این معنی است که دستگاههای مهم زیادی قبل از او، خودشان در قالب دیگری در آن زمینه فساد انجام میدادند.
گروهی تلاش میکنند تا معادلات را متوازن کنند و گروهی تلاش میکنند تا آن را نامتوازن کنند، توازن موجب پایان امید و زندگی است.
انسانها با هدف خاصی چیزهایی را مرتب قرار میدهند تا دیگران را قانع کنند.
همانگونه که دشمنان به سن افراد نگاه نمیکنند و در هر صورت میکشند، نباید از قابلیت کسی به خاطر سنش دریغ کرد.
مردم تا میتوانند باید به دشمن خسارت بزنند حتی اگر برنده قطعی دشمن باشد، هیچ وقت نباید تسلیم شوند چون ذلیل میشوند.
همیشه راه از بین بردن یک عامل مخرب مثلاً ویروس، پاک کردن و راه اندازی مجدد نیست، میتوان برای حلش برنامه داشت.
مسئولان بالارده بحرانها را به هم پاس میدهند و به کارمندان خبره در کار هم اعتماد ندارند و فقط جلسه با مقام بالا دوست دارند.
کشورهای همسایه دست دوستی دراز میکنند، اما نیروی اطلاعاتی خود را برای تجزیه آن کشور، با اختلال در امنیت، فشار، شورش و اعتراض، بسیج میکنند.
همه امور یک الگوی خاص دارند و تغییر کاذب در هر الگو را نباید جدی گرفت این فقط برای حواسپرتی است، میتوان با به هم زدن الگوی اصلی دشمن، میتوان آنها را به اشتباه انداخت و شرایط بهتر ایجاد کرد، که از حالت یکطرفه خارج شود.
همیشه باید در لحظات پایانی هرکار عملیات را شروع کرد، چون آن لحظه مخالفان دیگر در حال خوشحالی هستند و توجه ندارند.
اگر مشکل مردم با زبان خوش و از راه قانونی درست نمیشود، دولت باید خارج از قانون اقدام کند، قوانین دست عدالت میبندند، مگر یک انسان چقدر عمر میکند که بخواهد در طی مراحل دادگاه آن را تلف کند و در آخرهم به سرمایهداران ببازد، این زمان را میتوانست کارهای مهمتری انجام دهد.
متاسفانه کسی که بخواهد رهبر سوم ایران شود، مشروعیت کافی را کسب نمیکند، این عدم اتحاد ملت، یا موجب تجزیه کشور یا فرصتی برای حمله همسایگان با حمایت غرب میشود.
مسئولان فقط میخواهند از اعتقادات جاری به وجود آمده خود دفاع کنند، نه اینکه از قوانینی که پایه گذار حکومت آن را طرح کرده است.
دولتها مردم را فقیر نگه میدارند تا نتوانند هزینه لازم برای یک شورش را فراهم کنند.
دولتها تلاش میکنند همین شکل دنیا را حفظ کنند و دانشمندان به دنبال تغییرو ساخت دنیایی بهتر هستند.
وقتی برای ریاست جمهوری سخت گیری نمی شود چرا برای یک کار دولتی معدل و دانشگاه مهم است؟
سیستم کشورها مانند یک ظرف دارای هزاران حفره است که با چوب پنبه بسته شده است.
اگر به تماشای حرکات دشمن نشست و کاری نکرد، مطمئناً قربانی همان تماشاچیها هستند.
زمانی استعمارگران با در دست گرفتن اقتصاد کشورها با عوامل خودشان مردم را کنترل میکردند و با پخش مواد جلوی تحرک جامعه علیه خود را میگرفتند، اما اکنون این کار را خود دولتها میکنند.
نباید زیاد هم فکر نجات مظلوم بود، چون ممکن است با آزادیاش مصیبتهایی برای دیگران ایجاد کند.
نباید منتظر ناجی بود، همه به جای تماشاچی باید فعال باشند تا کشور پیشرفت کند.
اعتبار دیپلماتیک نداشتن موجب حقارت مردم در کشورهای دیگر میشود.
دشمن اصلی مسیحیت یهود است، اما آنها باید اول رقیب بزرگتری مثل اسلام را کنار بزنند.
قوانین هر بخش را باید با کمک متخلفانش نوشت.
مسئولان آنقدر خود را به نفهمی زدهاند، که نمیدانند باید مشکلات خرد مردم را حل کنند، نه به دنبال پروژههای کلان، برای ثبت خود در تاریخ باشند، تاریخ خیلیها را مورد لعنت مردم قرار داده است.
۹- اقتصادی
سپردن کار به تاجران فقط پیچیدگی مشکل را بیشتر میکند، آنها شاید مشکل را حل کنند اما به صورت موقت است، چون آنها مشکل را به گونهای حل میکنند، که تا همیشه سود فراوانی برای خود ایجاد کنند، مثل اپراتورهای مخابراتی که هزار برنامه میسازند تا یک کار کنند، در حالی که با یک برنامه میشود همه آن کارها را انجام داد.
باید مالیات را فوری گرفت تا همه در زمان مقرر دارای وسایل و امکانات لازم باشند همه امور خصوصی اداره شود و وسایل هر چند سال یک بار بر اساس مالیات پرداختی تحویل افراد داده شود و اقتصاد مشارکتی مانند گیم کلابها، اپلیکیشن ها و غیره با مالیات اداره شود، تا بتوان همه را از خدمات و امکانات بهروز بهرهمند کرد.
اگر بودجه کم است باید تبلیغات حذف شود، هزینه سربازان کم شود، تشریفات از بین برود و سفرها انجام نشود.
قبل از سفارش یا ساخت هر چیز باید موجودی را چک کرد، تا شاید نمونهای از آن در جایی مانده باشد و لازم به هزینه جدید نباشد.
مسئله شرطبندی میتواند شدیداً به اقتصاد داخلی کمک کند، دولت میتواند پول در بیاورد و در مسیر صحیح پخش کند، میتوان با ساخت مکانهای تفریحی، که تجهیزات لوکس را در قبال خرید بلیط اولیه، با قیمتی که همه بتوانند حتی یکبار هم که شده از تجهیزات استفاده کنند، اینکار را کرد.
میتوان همان مقدار که حقوق افزایش پیدا میکند مالیات گرفت، مثلاً شصت درصد زیاد شود و پنجاه درصد مالیات گرفته شود، تا با چنین مالیاتی زندگی خوبی برای مردم فراهم کرد.
اگر کشوری در برخی صادراتها ضعیف هست، میتواند در چیزهای دیگر قوی شود.
گذاشتن کوپن تخفیف روی بارکد محصولات، دو حالت را میتواند به وجود آورد، یا بلااستفاده میشوند که باعث سود دولت و شرکتها میشود، یا همه از تخفیف بهره میبرند.
مردم نباید فرقی در بین قیمت تهیه غذا در خانه و بیرونبرها حس کنند، تا اقتصاد فعالتر و بهینه شود.
میتوان تدبیری اندیشید که هر گروه به هرچیزی علاقمند هستند، یک شرکت سهامی عام در آن مورد بزنند، تا با تولید انبوه زودتر به آرزوی خود برسند و همچنین معاشرتهای گروهی داشته باشند، مثل علاقهمندان به کاروان.
هر ثروتمند میتواند، بانی یک امکانات خاص برای هرگروه، بنابه نیازش باشد، مثل بیابانگردها، بی خانمانها و غیره.
با شفافسازی موجودی گمرک میتوان از منقضی شدن کالاهای ضروری جلوگیری کرد و از همانجا مردم از سیستم درخواست خرید کنند.
حقوق باید به میزان کار انجام شده بر حسب درصد باشد، نه جنسیت یا تأهل و با گران شدن کالاها، حقوق همانقدر زیاد شود، مردم باید سیستم سهمیهای داشته باشند، تا حقوق بر اساس مصرف بسته شود.
بهتر است دولت به جای دادن یارانه ای ناچیز و بی اثر، مجموع آنها را هربار صرف عمران یک روستا کند.
فساد باعث میشود شرکتها ورشکست شوند، در نتیجه مالیات نباشد و با این اتفاق سازندگی در کشور متوقف شود و هرج و مرج ایجاد شود.
مسئولان بانک فقط به فکر بیشتر کردن منابع بانک خود هستند و با پیشنهادهای جالب فاسدان همکاری غیرمستقیم میکنند.
افراد پولدار باید دیگران را در پول خود شریک کنند، مانند گرفتن راننده، محافظ، معلم و غیره.
با بیمه کردن همه وسایل میتوان مالکیت و وجود آنها را ثبت کرد.
تولید محصولات اختراع شده جدید، مثل چرم از قارچ.
۱۰- اخلاقی
هرکس زمان خود را دارد، باید از فرصتی که خدا به او میدهد استفاده کند، تا پشیمانی در سالمندی نداشته باشد.
انسانها فکر میکنند مشکلات هرکس مربوط به خودش است و باید خودش حلش کند، در حالیکه همه باید به هم کمک کنند، مثلاً فردی به دنبال عزیزش میگردد، همه با او همدردی میکنند اما قدمی برایش برنمیدارند.
هر انسانی حسرت چیزی که ندارد را میخورد، باید برای چنین احساساتی اقدامات لازم را اندیشید، تا هرکس یک بار هم که شده لذت داشتن آن را بچشد، مثل نداشتن بچه.
وقتی همه میخواهند یک چیز را باور کنند، تلاش برای تغییر نظر بیفایده است.
انسانها با تجربیات تلخ و شیرین زندگی ساخته میشوند و این در تمایلات و تصمیمات آینده آنها شدیداً موثر است، مثل فرزندان طلاق که به هیچ زن یا مردی دیگر اعتماد نمیکنند.
انسانها تا در جایگاه زمان آشنایی یا بهتر از آن باشند، برای دیگران اهمیت دارند، در غیر این صورت قابل تحمل نیستند و طرد میشوند.
انسانها در زمان زنده بودن برای هم ارزش قائل نیستند و فقط منتظر مرگ هم هستند تا از شر هم خلاص شوند.
بعضی اوقات انسانها به احترام مقام یا اعتقادات یک نفر، همنوعان خود را آزار میدهند و حتی میکشند، مثل سربازها یا افراد تندرو.
تفکر بسیاری از انسانها شبیه هم است، اما نحوه فهمیدن و بیان کردن آن متفاوت است.
انسانها اول باید انسانیت را بیاموزند، بعد آموزشهای دیگر ببینند، برخی بجای آموختن اخلاق، به فکر بیشتر کردن پیروان هستند، خدا بنده میخواهد نه برده.
رویا آن نیست که در خواب دیده میشود، آن است که خواب را از انسان بگیرد.
طرح برای نویسنده رویا است ولی برای دیگران فقط یک کار و راه انحرافی است.
انسانها اول آخرت خود را در نظر بگیرند بعد درباره جهنمی یا بهشتی بودن کسی نظر بدهند، چراکه اکثر مردم جهنمی هستند به خصوص مسئولان که حقالناس قبول میکنند.
همراه شدن با خوبیهای دنیا بی ارزش نیست، میتوان از آنها قدرتهای خاصی دریافت کرد، مثل صله رحم که عمر را زیاد میکند.
هیچ زمان نباید با اولین جرقه ذهنی چیزی به زبان آورد، چون خیلی مثالها در دنیا وجود دارد که انسان بیخبر است، باید یاداشت کرد و تحقیق.
در عاشق بودن هیچکس جز خود انسان نمیتواند آن را بفهمد و درک کند.
روح انسان در این جسم محدود شده، اما زمان بیدار شدن یا خروج از جسم یا آزادی، قدرت اصلی نمایان میشود، که همه چیز را ممکن میکند، مانند یک کد تقلب.
این محیطی که انسان در آن حضور دارد برای انسان زمان و مکان را در قالب تقدیر تعریف میکند، این میتواند شدیداً در محیطهای دیگر متفاوت باشد.
روح نیازی به طی مراحل دنیا برای کسب علم و تجربه ندارد، اما شاید علوم روح هم روش یادگیری خودش را داشته باشد، مثلاً برای آفرینش چیزهای جدید.
افراد آزاد شده از جسم توانایی دست بردن در تقدیر یا سیستم دنیا را دارند و همه چیز را پیشبینی میکنند.
پایان دنیا مهم نیست، مهم این است که مردم بدانند آغاز دنیا چیست؟ و برای چه آغاز شده است؟ و چه اهداف و قابلیتهایی دارند؟
وجدان خوب انسانها است که آنها را از انجام کار بد باز میدارد
انسانها برای چیزی که زمانی دوستش داشتند وقتی به زوال میرود افسوس میخورند که چرا همه چیز را فدای آن بیارزش کردند.
انسانها قبلاً انتخابشان را کردهاند، آنها به این دنیا آمدهاند تا بفهمند که چرا انتخاب کردند، مسئولیتش را بپذیرند.
دنیا با تقدیرهای آشکار و پنهان طراحی شده است که زندگی انسان را شکل میدهد، ممکن است گاهی تقدیرها با هم ترکیب تا امتحان جدیدی طرح شود.
انسانهای خودخواه میخواهند همه موفقیتها و توجهها را کسب کنند و به خود فقط اعتماد دارند، به همین علت کارهای دنیا گره میخورد و شاید مسئلهای که میشد چندسال قبل حل شود، دیر به سرانجام برسد.
یک خائن در قامت یک دوست ظاهر و اهداف گمراه کننده را پیشنهاد میدهد.
بزرگانی که به دنبال تجمل و فخرفروشی هستند، لیاقت مسئولیت ندارد.
برخی انسانها هدفشان از زندگی فقط ارضای نیاز است و همه چیز را با آن هماهنگ میکنند.
انسانها هر اندازه که میدانند، هدفشان و علت وجودشان است.
همزمان با فکر کردن انسان هزاران راه جلو میآیند، این انتخاب اوست که آینده را شکل میدهد.
نداشتن ایمان به آخرت باعث میشود انسانها به جای کمک به هم، به کنار زدن هم فکر کنند، تا از دنیا چیز بیشتری داشته باشند، چون فکر میکنند اگر کسی بتوانند بحران را حل کند، قهرمان میشود و آنها منبع درآمدشان را از بحران از دست میدهند.
بعضی وقتها نباید برای کسی کاری کرد، تا خدا را فراموش نکند و دعا کند.
مردم منزوی و تنها شدهاند و همین عامل آنها را دچار مشکل میکند.
مهم نیست که انسان چطور به خط پایان برسد، همین که به خط پایان میرسد خودش خیلی مهم است، باید از همه روزها استفاده کامل را برد حتی اگر خسته کننده باشد.
هیچکس نمیتواند فراسوی انتخابش را ببیند، تا امتحان الهی به پایان برسد.
برخی به جای ایمان آوردن به غیب، به فرد ایمان میآورند، چون معرفت خدا شناسی ندارند و فقط دیده و علم کشف شده، باور میکنند.
بعضی چیزها قابل دانستن نیست، فقط میشود به اتفاق افتادنش ایمان داشت.
اگر انسانهای قبل از ما نابود شدند پس ما برای چه آفریده شده ایم؟ خدا این همه انسان را برای چه میخواهد؟ خدا چه شکلی است؟ شبهات این چنینی جوابش فقط در قیامت داده میشود و انسان باید بداند که نمیتواند خود را با خدا، و دنیا را با آخرت مقایسه کند، دلیل نمیشود چون انسان فکر کند آفریده شده است، خدا هم آفریده باشد.
نباید انسان با عامل حیات خود بجنگد، چون با نابودی آن، همه آفرینشش نابود میشود.
انسانهای قبل از آدم خودشان همدیگر را از بین بردهاند.
انسان برای زیستن آفریده شده نه برای بودن.
باید گذاشت هرکس به شیوه خودش به خدا متصل شود، نمیتوان یکی را به زور به مذهبی وارد کرد چون منافق میشود، خدا عارف می خواهد نه ربات.
دردهای تلاش موقتی هستند، اما درد عقبنشینی ناتمام است.
متأسفانه گزینههای بیشتر انسان را از زندگی خوب منحرف و پایبندی را پوچ میکند.
۱۱- آموزشی و فرهنگی
یاد ندادن عواقب کار یا پنهان کردن بعضی از مسائل از بچهها، باعث اشتباه آنها در برخورد با آن مسائل میشود، مثل رابطه جنسی.
نباید سریع جلوی حرکت فرزندان را گرفت چون این کار فقط نفرت ایجاد میکند، حتی اگر شده باید کمی با فرزندان در اشتیاقشان همراهی کرد.
علت اینکه نمیشود بحث کسی را ادامه داد، این است که نمیدانند او میخواست به کجا بحث را برساند، اینگونه مباحث دارای شاخه میشود.
ایجاد فرقههای مختلف با توجه به سلیقه افراد برای رسیدن به یک فرهنگ سازی، مثل گروههای محلهای.
کسانی که از کودکی خود استفاده لازم را بردهاند و کارهای دیجیتال انجام دادهاند، از دیگر افراد باهوشتر و سریعتراند.
برخی انسانها درست آموزش نمیبینند و بد تربیت میشوند، که در بزرگسالی دیگران را هم دچار آزار میدهند، باید فرهنگ همه چیز را یاد داد، حتی مسائل خصوصی.
بچهها خیلی دنیا را مهم و بزرگ می دانند، میتوان با تخیل ارتباط با علاقه آنها اخلاق بد را اصلاح کرد.
کتابهای با موضوع تفریحی و خاطرات، در زندگی جوانان اثر بالایی میگذارد.
کوتاه شدن کلاسها به کلیپهای حداکثر ۲۰ دقیقهای، میتواند بهتر در یادگیری کمک کند.
استفاده نکردن جامعه از عقل و به مشقت انداختن خود و دیگران برای یک عقیده بی پایه، موجب تلف شدن زندگی میلیونها انسان میشود، مثل عقیده آبرو رفتن.
مردم سعی میکنند همان کلماتی که به آنها دیکته شده را، دوباره برای جواب به دیگران تکرار کنند و شاید هم هنوز نفهمیده باشند، معنی حرفهایی که میزنند چه میتواند باشد.
انسانها با علامت ظاهری همدیگر را بهخاطر میسپارند، چه بهتر است به گونهای در ذهن کسی رفت که اخلاق خوب را در هر برخورد تداعی کند.
ازدواج دو نفر میتواند با خاطرات خوب و بد شروع شده باشد و همان خاطرات عامل تداوم زندگی هستند، که بعد از اولین تنش، فکر طلاق هر روز در ذهن میماند.
تعامل مداوم و خاطره انگیز دو فرد موجب دوستی یا ازدواج میشود، فقط کافی است دو یا چند برخورد گرم و صمیمی داشته باشند.
مردم برای بزرگ کردن کار خود از گفتن حقوق واقعی و کاری که انجام میدهند، امتناع میکنند تا ابهت به شغل خود بدهند و تصور جالبی در ذهن ایجاد کنند.
هیچکس نمیتواند در جهت فکری با کسی صد درصد همجهت باشد، چون هرکس تجربیات و دیدگاه و زاویه برخورد خود را دارد.
انسان در دو زمان متفاوت، با دیدن یک صحنه استدلالهای مختلفی میکند، چون هم علمش بیشتر شده و هم زاویه دیدش تغییر کرده است.
سرگرم کردن انسان میتواند او را از فکر غم از دست دادن چیزی منحرف کند.
همه از چیزهایی که نقش اول آن باشند لذت میبرند، حتی اگر مراسم خاکسپاری والدین باشد، در آن تلخی را فراموش میکنند.
اگر فردی در مسئلهای حساسیت نشان میدهد، نباید در آن موضوع بحث را ادامه داد.
انسانها نمیتوانند برای هم دلسوزی لازم را داشته باشند و همین دلسوزی کنونی هم بنابه رابطه اقتصادی پرستار، دکتر، مشاور و غیره است.
انسانهایی که از بالا به دیگران نگاه میکنند فکر میکنند میتوانند دیگران را تحقیر کنند و هرکاری هم کنند درست است، این دیدگاه مسئولان کشور است که از لفظ مردم استفاده میکند.
انسانهایی که در تصمیم گیری مکث میکنند، به دنبال پیدا کردن یک دروغ برای به دست آوردن یک چیز با ارزش هستند. مثل بدست آوردن چیز کمیاب.
بچهها باید در محیط تکرار آموزش با تمرکز بر آن باشند، نه نوشتن تکالیف و تکرار اجباری آن، علاقه و تمرکز برای یادگیری لازم است.
انسانها نباید به خاطر دیگران موجب تلف شدن خود بشوند.
سالمندان حریص موجب انحراف، بیرحمی و فساد جوانان میشوند، تا در هیچ موقعیتی به کسی رحم نکنند.
با رفتن به محیطهای جدید میتوان با افراد خاص و ساده زیادی آشنا شد.
تشویق مردم به بازیافت با آموزش ساخت وسایل کاربردی.
تا زمانی که بچهها را رها نکرد، مراقبت بزرگترها یا هر خواستهای را درک نمیکنند.
والدین با حرفهای احمقانه به فرزندان لجبازی و تلافی را یاد میدهند، که همین در بزرگسالی آنها را به نوعی رقیب تبدیل میکند که فقط از روی هم رد میشوند.
ساخت برنامههای تخیلی از نیازهای کشورکه واقعبینانه باشد، تا مردم به خصوص بچهها تشویق به اختراعش شوند.
نشاندن انسانها در کلاس یا صف، و سخنرانی کردن بدترین نوع آموزش است حتی سخنران هم علاقه ندارد.
۱۲- هوشمندسازی
سیستم باید به گونهای باشد که برای رسوایی یک مسئول فاسد، لازم به طی برخی مراحل سخت نباشد، شواهد در لحظه آماده و بررسی شود.
نوشتن سیستم عامل ایرانی
میتوان از کارهایی که موجب تمسخر رسانههای خارجی میشود، جلوگیری کرد.
علت شکست در رفع تحریم و بهبود اقتصاد، همین ابزار دیجیتال هستند، چون اطلاعاتی که در آنها وارد می شود، در سرورهای آمریکایی آنالیز و مهندسی میشود، تا نقاط ضعف شناسایی شود و بر علیه خود کشور و مردم استفاده میشود.
قوانین ناقص هستند و یک انسان با کمی مطالعه میتواند، راههای دور زدن را سریع پیدا کند و مسئولان هم چون تسلط کامل بر قوانین ندارند، شکست میخورند.
متأسفانه قوانین یک کاغذ امضا شده هستند که میتوانند تغییر کنند، به هیچ قوانین دولتی که چند انسان ناقص آنرا طراحی کرده، نباید اعتماد کرد، در اصل دولتی مشروعیت دائم دارد که بعد از نوشتن قانون پایه یک کشور آن را حتی با تبصره، کسی نتواند عوض کند.
دولت از یکطرف فرزندآوری را تشویق، از طرف دیگر زنان را به کار کردن دعوت و از طرف دیگر کنترل والدین از بچهها بر می دارد، این همه ناهماهنگی در سیاست گذاری نشان از نبود متخصص است.
بسیاری از قوانین کشور به خصوص سازمانها، دانشگاهها و غیره، در دسترس نیست و این گونه حق بسیاری خورده میشود، باید همه در دسترس و به روز باشد.
قوانین دربارهی رساندن مجروح تصادفات به بیمارستان اشتباه است، چون این گونه ممکن است فرد فوت شود.
قابلیت تفکیک پیام، نسبت به شخص ارسال کننده.
با ابزارهای مخصوص میتوان وارد دنیای مجازی شدند و آن را لمس کرد، مثل لنز، هاله و غیره.
باید همه ثبت نامها در یک سایت زیر نظر دولت انجام شود، تا هم اطلاعات به روز شود و هم مشکل پیش نیاید و قوانین درخواستی یکی باشد.
گذاشتن قابلیت زمان ارسال پیام برای سالهای آینده.
حذف هزینههای بیمورد مسئولان، مثل سفر که با اتاق مجازی ممکن است.
سیستم باید خائنان را شناسایی کند و قبل از فاجعه او را از گروهها، قبل از هر کاری، به صورت مسالمتآمیز خارج کند.
سروربان هرکس که دسترسی به اطلاعات مهم را میخواهد، را به فضای خارج سیستم هدایت میکند تا او را به دروازه مورد نظر وارد کند، در صورت لزوم امتحان میگیرد و برای ورود به نقاط حساس حتما سروربان لازم است.
زمانی که درآمد کسی زیاد شد باید حسابهایش را مسدود کرد، تا ثابت کند درآمدش از راه قانونی بوده است.
هکرها برای پول، دفاع و هم حمله میکنند.
باید همه آدرسهای آیپی قابل ردیابی باشند و باید سایتها را مجبور به استفاده از پست، برای تایید شدن آدرس محل سکونت کرد.
باید همه امضای مخصوص خود را برای هر معامله داشته باشند، برای دیگران به راحتی قابل به خاطر سپاری باشد و علاوه بر این سیستم شواهد تهیه کند.
سیستم به برزخ نیاز دارد تا عیبها برطرف شود و تکلیف روابط مجازی و واقعی مشخص شود و هکرها موفق به ورود نشوند.
نباید گذاشت در دنیای دیجیتال کسی برای خود دنیای جداگانه با قوانین خودش بسازد، مگر در همان یک سیستم دولت.
ساخت دنیای دوم مجازی برای مواقع اضطراری لازم است، تا زمانی که مشکل حل شود همه به آنجا منتقل شوند.
گذاشتن عوامل یا رباتهای ریز برای پوشش و تمیزکاری جزئیات ماشینها، که قابل رسیدگی برای یک انسان نیستند و فراموش میشوند.
استفاده از چاپ سه بعدی برای تهیه غذا، ساخت خانه، انجام پروژهها و غیره.
استفاده از نیمکتهای دارای پنل خورشیدی برای شارژ لوازم.
باعث عدالت بین درآمد تمام فعالان یک حرفه شغلی میشود.
استفاده از سنسور پایش سلامت و زخم.
آتشنشانها به ربات انسان نمای قدرتمند و لباسی که آتش بر آن اثر نکند، نیاز دارند.
استفاده از نور پردازی و فضای سبز طبیعی و مصنوعی در تونلها.
ساخت سیستم حمل و نقل با هوش مصنوعی، بدون دخالت انسان، مثل هواپیما، کشتی و غیره.
استفاده از وسایل عمومی مثل جتپک، تلسکوپ، خودرو هوشمند و غیره.
استفاده از حیوانات مختلف برای پلیس و ارتش در گشت زدنها و مرزبانی.
ایجاد دیوارهای مهربانی مختلف، نه فقط لباس.
کنترل انسانهایی که به دیگران زورگویی میکنند.
ساماندهی کارگران فصلی.
ارائه آمار دقیق و رهایی از آمار جعلی مسئولان.
اعلام وضعیت هنگام تهدید سلامتی.
شناسایی سریع افرادی که خود را مسئول چیزی میدانند.
۱۳- ایدههای متفرقه
شرکتهای موادغذایی باید پکیجهای مخصوص برای پنج وعده غذایی، کودک و بزرگسال، با قیمت مناسب ارائه دهند، تا هیچکس دچار سوء تغذیه نشود.
دنیای هک مانند ابزار دنیای واقعی است، باید برای هر کار کد مخصوص آن را ساخت.
تماس تصویری یا صوتی، می تواند هک چهره یا صدا باشد.
سناریوی کلاهبرداران برای بستن قرارداد و چپاول را نباید باور کرد و شدیداً تحقیق دیجیتالی و غیره کرد.
در آینده سیستم به گونه ای میشود که میتوان اشخاص را با باور این که خواب هستند فریب داد و آنها را با وارد کردن در دنیایی از ترکیب مجازی و واقعی، که همه چیز صددرصد قابل لمس است، بازی داد.
ساخت دیوارهای دفاعی بدون تله بیمعنی است، در سیستم هم باید برای هکرها تله گذاشت تا هم مانع ورود و هم باعث افشای نامشان شد.
ساخت ماشینهای امدادی دارای قابلیت پرواز یا حفظ تعادل در حرکتهای ناگهانی.
جایگزینی ماشینها بهجای مشاغلی که دارای فعالیت فیزیکی، که خطر مرگناگهانی دارند.
دانشمندان خیالات فیلمها را محقق میکنند، مثل زنده کردن دایناسورها.
اگر هوشمصنوعی از کنترل خارج شود یا به دست انسان طمعکار بیافتد میتواند بشریت را به بردگانی تبدیل کند، که فقط انرژی برای ماشینها تولید میکنند.
شبیهسازی میتواند انسان را در دروغ غرق کند، فقط در حد آموزش باید استفاده کرد.
ممکن است هم اکنون انسانها در یک دنیای شبیه سازی شده قرار گرفته باشند، که گروهی در حال نفع بردن از آنها هستند.
در علوم تجربی همه شرایط و قوانین و نوع یک پدیده را باید دقیق تعریف کرد، تا در بینهایت مثال زده نشود، جزئیات دقیق خیلی مهم است.
همه اجسام چه ساده، چه کوچک، چه بی خطر، حتماً در حد اندازه خود آسیب رسان هستند، مثل ساختار یک کاغذ.
وقتی یک چیز عامل جلوگیری از بحران است با دو یا چند برابر کردن آن کارایی آن هم فقط کمی بیشتر میشود، چند برابر نخواهد شد، مثل زدن دو ماسک.
بودن یک چیز در هزار تعداد بهتر از کم بودن با کیفیت است، مانند بودن دو تفنگ بهتر از بودن یک تفنگ بهتر است.
باید انسانهایی که دارای حافظه قوی هستند را پیدا و از آنها در امور خاص استفاده کرد، سازمان تحقیقات یا اطلاعات، معاونان ثابت سازمانها و غیره.
همیشه باید در ورود به هر مسئلهای علم و مطالعه کافی را داشت، تا بتوان با خطای کمتری بحث کرد.
دولتها میتوانند برای مردم امکانات استفاده از جت پک را فراهم کنند، تا رفت آمد سریعتر و بهتر شود، چرا به جای وسایل پرنده بزرگ یک وسیله تک نفره نساخت.
همیشه باید منظور را درست بیان کرد تا هزاران برداشت از یک موضوع نشود مثل نام بردن از کالای مشابه.
کاشت درختانی که با همه محیطها منطبقاند، مثل انگور برزیلی.
میتوان به جای اعدام حافظه مجرمان را پاک کرد.
هزینه رفتن حضوری به یک اداره کمتر از هزینه تلفنی و حتی جوابگویی بهتر است.
استفاده از روش لقاح آزمایشگاهی، برای زنانی که میخواهند کار یا ورزش کنند و بعد از آن تخمکهایشان ضعیف میشود.
سیستمهای کنونی برای شناسایی هکر حداقل پانزده ثانیه وقت میخواهند، که هکر معمولاً موفق میشود، اما در زنجیره بلوک حداقل ده دقیقه برای شکستن رمز وقت لازم است، که تا آن موقع شناسایی میشود
فناوری، که بدون تغییر دکوراسیون خدمات میدهند.
تکنولوژی نیمه واقعی، که بتوان دنیای مجازی را لمس کرد.
ساخت تجهیزات بزرگی، که میتوان آنها را کوچک کرد و در جیب گذاشت.
پرواز با سبک شدن، غلبه بر جاذبه، جاذبه معکوس برای پرتاب اشیا به بالا، آسفالت معکوس جاذبه، و طبقه مخصوص برای ماشینها
۱۴- نتیجه گیری
زندگی دنیا، به سمتی در حرکت میکند که دیگر به علت افزایش انسانهای تحصیل کرده و تکنولوژیهای جذاب و متنوع، توقع مردم شدیداً بالا میرود و سیستم دموکراسی ناکارآمد میشود، در چنین شرایطی از همسویی شدید سیاسی است که دموکراسیها خود را بیشتر در قالب اقتدارگرای توسعه طلب می بینند، اما مدلهای ناکارآمد دولتی و ادغام روزافزون فناوری اطلاعات و رسانه های اجتماعی، در حال شکستن این اقتدار است تا دموکراسی در یکی از آخرین تلاشهایش برای احیاء خود، شکست بخورد. از رشد اقتصادی پایدار در نفوذ سیاست جهانی و حملات اطلاعاتی هماهنگ علیه اعتماد به نهادهای دموکراتیک جهانی میتوان شاهد افول دموکراسی بود، کرونا، چه خوب و چه بد، در حال مجبور کردن بشر به وابستگی به فناوری در زندگی روزمره است، که اگر دولتها دیر اقدام کنند، دچار بحران انزوای مردم از همدیگر خواهند بود، که فناوری شدیداً در حال توسعه این بحران است و اگر روزی فناوری سقوط کند، مردم دیگر نمیدانند چگونه زندگی کنند، این تقدیر بشر است که با رد شدن از دموکراسی دروغین، که سالها جهان را فریب داده تا منافع آمریکا را تأمین کند، به سعادت برسد، اکنون مردم در دوراهی عدالت جهانی و تداوم بردگی هستند، اگر عدالت میخواهند نباید بگذارند که ثروتمندان فناوری را در دست بگیرند و برنامه ریزی کنند، چون دیگر جای امیدی برای پس گرفتن حقوق بشریت باقی نمیماند و باید منتظر منجی ماند، اکنون که شکافی و بیاعتمادی در جبهه غرب شکل گرفته است، میتوان با ارائه سیستمی مدرن با استفاده از زنجیره بلوک و هوش مصنوعی، زندگی مردم را شدیداً ارتقاء داد و فساد را ریشه کن کرد، تا عدالت بین تمام انسانها به طور یکسان ایجاد شود، متأسفانه واعظان، دعوت به الگوگیری از انسانهای بزرگ همچون معصومین میکنند! که ذلت نپذیرید، حقتان را بگیرید و غیره، اما چه زمان باید این دعوت را اجابت کرد؟ زمانی که دیگر کشورها، مردم را تحریم خارج از مرز کردند یا زمانی که داخل مسئولان قادر نیستند، نیازهای اولیه مردم را فراهم کنند، مگر مغز مسئولان هم در تحریم است، مگر تصفیه آب دریا ممکن نیست، چرا به جای سرمایه گذاری بر آب معدنی، سرمایه داران را به تصویه آب دریا تشویق نکرد، عربستان که بیابانی هست هم بحران آب ندارد، مشکل اصلی کشور سیاستگذاریهای متناقض است، این طرف وزیر نیرو یک قانون طرح و آن طرف وزیر راه یک قانون متناقض مطرح میکنند، اگر کشور دارای سیستم هوشمند مبتنی بر زنجیره بلوک و هوش مصنوعی باشد، این اتفاقها پیش نخواهد آمد و همه چیز هماهنگ در جهت منافع مردم با عدالت کامل پیش میرود، هیچ انسانی آنقدر توانایی ندارد که بتواند بیش از یک محله را اداره کند.
طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب (قسمت سیزدهم)
۱- چکیده
بشر دیگر در عصری قرار گرفته که میتوانند با تقدیری که خدا در نظام آفرینش قرار داده است، از آنها چیزهایی بسازد که اگر گذشتگان میدیدند، انسانهای کنونی را خدا تصور میکردند، بشر نمیتواند به چیزی در این دنیا هستی دهد، اما با حرکت دادن اجسام و کنار هم قرار دادن آنها، میتواند اجسام را کاربردیتر کند، اکنون بشر پا را فراتر گذاشته و میخواهد کاری کند که در دنیای مجازی کار کرد و پول هم درآورد، اما این فقط یک بازی ویدئویی بیش نیست و انجام دادنش سالها طول میکشد، تا برای هر شخص حداقل یک ربات لازم است ساخته شود که خوراک تهیه کند و در نبود انرژی انسان بدبخت میشود، اگر هم به همه ربات ندهند انگار سیستم برده داری ادامه دارد و هیچ کمکی به ترویج انسانیت و حقوقش نشده است، جدا از هک شدن و نقصها، عیبهای زیادی میتوان برای این دستاورد آورد، حال این سوال مطرح میشود که آیا بشر میتواند کاری کند که در دنیای واقعی هر چیز که اراده کند محیا شود؟ زمانی که بتوان به چنین علم و معرفتی رسید، بشر کار بزرگی کرده است، حال که بحث برای قرن بیست و یکم است، باید روی همان دنیای مجازی کار کرد، این فرصتی است که بتوان بشر را کمی به عدالت و حقوقش نزدیک کرد، آیا بشر موفق میشود که سیاستهای کثیف را نابود کند؟ در پاسخ میتوان گفت که اگر سیستمی نوشته شود که همه مردم بدون استثناء بتوانند در قانونگذاری شرکت کنند و هر محله مسئول تمام اختیار خود را داشته باشد و همگی توسط یک هوش مصنوعی کنترل شوند، این امر محقق میشود.
کلیدواژه: هوش مصنوعی، دموکراسی، فناوری، عدالت، سیاست
2- Abstract
Other human beings are in an age where they can, with the destiny that God has placed in the system of creation, make them things that if the ancients saw, today they would think of God as human, human beings can not exist in this world, but by moving objects. And putting them together can make objects more functional, now humans have gone a step further and want to do something that worked in the virtual world and made money, but this is just a video game and it takes years to do, to For each person it is necessary to build at least one robot to prepare food and it will be miserable in the absence of human energy, Even if they do not robot everyone, it is as if the system of slavery continues and no help has been given to the promotion of humanity and its rights. Apart from being hacked and flawed, there are many disadvantages to this achievement. In the real world, can you do anything you want? When it comes to such science and knowledge, human beings have done a great job, while the debate is for the 21st century, we must work on the same virtual world, this is an opportunity to bring human beings a little closer to their justice and rights, is it? Mankind succeeds in destroying dirty policies?The answer is that if a system is written where all people without exception can participate in legislation and each responsible district has full authority and all are controlled by an artificial intelligence, this will be achieved.
Keywords: Artificial Intelligence, Democracy, Technology, Justice, Politics
۵- مقدمه
دانشمندانی هستند که در تلاش برای ادغام دنیایی مجازی در واقعیت هستند، اما به سبب را اشتباهی که میروند، فکر میکنند چنین امری ممکن نیست، این علم کاملاً دست یافتنی است، در عالم انسانهای زیادی بودند و حتماً هستند، که چنین کاری را بتوانند بکنند، انسانهای نمونه برای این مثال که اکثر مردم زمین قبول دارند، پیامبرانی مانند موسی (ع)، عیسی (ع) و محمد (ص)، بودند که معجزاتشان مستند است، اکنون هم انساهایی هستند که چنین قدرتی دارند، اما میدانند که اگر اسرار خود را فاش کنند، خدا این قدرت را خواهد گرفت و خدا آن چهار فردی که فعلاً خواسته جاودان باشند را از نظرها پنهان کرده است، تا روز موعود خود را نشان دهند، این علم نهایت قدرت بشر در این دنیا محسوب میشود و بعد از مرگ همه علاوه بر دستیابی به آن، قدرت هستی بخشی هم میابند، در مرحله بعد از این دنیا انسان میفهمد که این علومی که دارند با سختگیری به هم منتقل میکنند، چیزی نبوده است و همه مسئولان ظالم که راه را برای مردم سخت میکردند تا در زندگی علاوه بر امتحان الهی، سختی کاذب بکشند، بخشیده نخواهند شد، چون به آنها گفته میشود اگر نمیتوانستی، چرا پیشقدم شدی؟ و حال که پیشقدم بودی و دیدی نمیتوانی کاری کنی، چرا انصراف ندادی؟ تا راه برای فرد توانا باز شود، انسانها به مرور زمان عوض میشوند، حتی در یک لحظه هم میتوان عوض شد، شاید فردی وقتی هیچکاره است بگوید که بسیار عادل و حق طلب هست، اما حتماً زمانی که به قدرت رسید نظرش عوض میشود و میفهمد برای حفظ خودش باید ظلم کند، مگرنه کنار زده میشود، اما وقتی تمام سیستمهای یک کشور با ترکیب فناوری دیجیتال و هوش مصنوعی اداره شود، همه شاهد ارتقاء سریع بشر در تمام زمینه هایی که در زندگی انسان وجود دارد میشود، حتی اکنون آنهایی که به عنوان بحران به آن نگاه میشود، مانند معیشت، اشتغال، عدالت، مدیریت، اقتصاد، فرهنگ، آموزش، سیاست و غیره، به راحتی حل میشود، اکنون آمریکا در حال نوشتن چنین برنامهای برای جهان است تا همانگونه که دموکراسی را به جهان به محوریت خود فروخت، این فناوری را هم در دست بگیرد و جهان را به راحتی کنترل کند.
این سیستم همانند بازی های ویدئویی است که احتمالاً آمریکا در طول این سالها با انتشار آنها میان کودکان و نوجوانان، هدفش عادت دادن و وابسته کردن نسل بعد به این سیستم بوده است، اکنون با کمی دقت درنسل جوان مشاهده خواهید کرد که آنها کار با انواع و اقسام سلاح را بلدند و تجربیاتی کسب کرده اند که والدین اگر دقت کنند در حیرت میمانند، چه کسی بخواهد و چه نخواهد، جوانان اینگونه میتوانند کار کنند، و از شیوه های نسل قدیمشان متنفرند، هوشمندسازی یک کشور زیاد هم هزینه بر نیست اگر طبق برنامه جلو برود، باید ابتدا، با شرکتهایی که اقتصاد مشارکتی و شبکه اجتماعی دارند شروع کرد و از آنها خواست که امکانات لازم نظیر سخت افزار، نرم افزار، نیروی انسانی و غیره را برعهده بگیرند و کسب سود خود را مثل قبل ادامه دهند، اینجا دولت باید عامل اصلی را داشته باشد که آن هم اینترنت است، قیمت اینترنت را باید به صورت اشتراک روزانه، مثلاً هرگیگ سه تومان باشد، اینگونه دولت با درآمد ترافیک، تبلیغات و غیره، حداقل یک هزار میلیارد در روز درآمد دارد، اگر شرکتها راضی به ورود در سیستم کنترل شده دولت نمیشوند، دولت میتواند برای نجات مردم از معافیای ظالم، خودش امکانات لازم تهیه و سیستم را اجرا کند، اینجا دولت نگرانی هزینه هم ندارد چون هرچه هزینه کند، فقط یک تیم برنامه نویسی کوچک، سرور، رایانه و غیره میخواهد، در کوتاه ترین زمان جبران میشود، بعد از راه اندازی این سیستم مبتنی بر زنجیره بلوک یا مدلی جدید، نوبت به هوش مصنوعی و مکانیزه کردن کشور میرسد، تا دیگر انسانها مجبور به انجام کارهای سخت و طاقت فرسا نباشند، در کل بدست آوردن این نتیجه در بلندمدت بسیار آسان است، فقط کافیست که از هم اکنون دولتها شروع به اجرای سیستم جدیدی کنند که مشارکت مردم را صد درصد کند، تا در مسیر صحیح جهت دهی شوند و اکنون شاهد حل مشکلات عمومی با استفاده از سطح تکنولوژی کنونی و در پنج سال بعد شکوفایی کشور، اکنون باید شیوه مدیریت کشور را تغییر داد، بعد کارآفرینی و هماهنگی سازمانها و در نهایت بازنگری سیاست های متناقض، در این عصر اگر کشوری خواهان پیشرفت است باید متناسب با شرایط حرکت کند تا مردم از زندگی بهتر بهره ببرند.
۶- اجتماعی
هر کس برای خودش شگفت انگیز است، باید سیستم را به گونه ای طراحی کرد که همه به استعداد و برتری خود به دیگران برسند، نباید گذاشت که همه در یک رقابت پر جمعیت شرکت کنند تا شکست بخورند.
دوستان میتوانند برای از بین بردن حس تنهایی برای خود نشانهای بگذارند، که با نگاه کردن به آن دوست خود را کنار خود حس کنند، تا اعتماد به نفس شان بیشتر و نترسند.
انسانهایی که از دیگران فرار میکنند، قبلاً در محبت شکست خوردند.
والدینی که سفر کاری دارند، باید برای بچه پرستار بگیرند یا او را با خود ببرند.
باید انسانهایی را که محبوب کسی نیستند، را از هم دور نگه داشت.
همیشه افرادی جدید پیدا میشوند که قبلیها را زیر سوال ببرند و شیوه مدرن ارائه دهند.
انسانی که یک بار عمل خلاف انجام دهد، دیگر متوقف نمیشود.
انسانهای کم درآمد از دنیا فقط احترام و توجه را میخواهند.
انسانهایی که خود را خیّر و استعدادیاب معرفی میکنند، فقط مقصودشان بزرگ کردن خود در جامعه است، زمانی که به آنها نیاز پیدا شود، میتوان به خصلت پلیدشان پی برد.
بعضی اوقات والدین جز محبت و دلداری دیگر کاری از دستشان برنمیآید این بچه ها هستند که باید با مشکلات راهشان دست و پنجه نرم کنند، پس به والدین خورده نگیرند.
همه میخواهند از دیگری به خاطر قابلیتش استفاده کنند، هر چه ساده و زیباتر باشد طمع هم بیشتر میشود و حتی چاپلوسیش هم میکنند.
ساخت مکانهای جالب مثل پارک ترسناک با مجسه، ربات و غیره.
انسانها بیشتر به دنبال یک پایان خوش هستند و آسیبها و تلفات جانبی را در نظر نمیگیرند، چون برایشان مهم نیست، فقط از کنجکاوی میخواهند بدانند آخرش چه شد.
پیاده رو زیر زمینی برای حفاظت مردم از گرما و سرما.
گذاشتن سرگروه برای فقرا، بی سرپرست ها و زباله گردها، تا هر هفته برای آنها مراسم های دسته جمعی بگیرد و مشکلات شان را رفع کنند.
ساخت وسایل لازم برای زباله گردها حتی اگر آن را بفروشند مثل دوچرخه و گاری.
بیش از صد و پنجاه میلیون کودک بیسرپرست در جهان وجود دارد، که میتوان به جای آوردن یک فرزند که ناامیدی برایش به همراه دارد، می توان یکی که از قبل هست را پذیرفت.
ایجاد گروه های کوچک محلی و برگزاری مسابقه های هفتگی، همه باید حداقل سالی یک بار جایزه ببرند.
اضافه کردن خط بریل بر کالاها.
حذف حیوانات تخریبگر مثل میمون و راکن که عامل انقراض ضعیف ترها هستند.
ایجاد مسیر ویژه در مکانهای خاص شهرها که ترافیک می شود، حتی اگر آن ترافیک زیر ده متر باشد.
کد کارت های ملی باید به گونهای باشد که تمام اطلاعات، رزومه و سوابق فرد برای عموم گزینشگران و سازمانها قابل مشاهده باشد و نام مادر، اجداد و کد متغیر شهر و محله سکونت هم درج شود.
۷- سیاسی
سختگیری بیشتر دولت در جریمه کردن مختلف برای رفع فقر
برای حرف کشیدن از مجرمان وفادار باید کاری کرد که در چشم یارانشان خیانتکار شوند، بعد از تهدید مرگ شدن توسط یارانشان، حرف میزنند.
شاید هر دولت برای مبارزه با فساد، یک دستگاه قضا داشته باشد، اما منشأ همه فسادها همین دستگاه است.
دستهای پشت پرده سیاست، به افراد محبوب مردم، میدان میدهد تا مدتی آنها را سرگرم کند، آنها دلقکی بیش نیستند.
مردم دوست دارند با دولت بر سر محدودیتها بجنگند و رسانهها هم حمایت میکنند تا دولت تحقیر شود.
یک دولت موفق فقط با سیاست جلو میرود حتی اگر لازم باشد در نقش مجرم ظاهر شود.
سیاست این است که همه درخواستهای یک طرف تا میتوان کم کرد، تا بتوان برای طرفهای بعدی هم ظرفیت داشت، اینگونه حتی میشود درخواست یکی را بین دهتا پخش کرد.
سران دموکراسی برای قانع کردن کسانی که با آنها مخالفت میکنند، میکشند.
در رقابت با دشمن هر چقدر هم مهربان باشد باید تمام جوانب را در نظر گرفت و مجهز بود، چون اگر کم بیاورد معلوم نیست چه واکنشی نشان دهد.
بهتر است به جوانان زیر سی سال و بی سابقه، اجازه شرکت در انتخابات ریاستجمهوری را داد، چون آنها با علم روز آشنا هستند و حداقل میتوانند معاون خوبی باشند.
در سیاست همه چیزهای پرسود را ارزان میخواهند نباید وقتی فرصت است آن را ارزان فروخت، باید تا میتوان بالا برد.
تجارت خلافکارها همانند سیستم یک کشور پیچیده است و برای خود چند سازمان هستند که هدف مشترکی دارند، حتی از همکاری کارکنان دولت مثل نمایندگان، مدیران، پلیس و غیره دارند، تا پولشویی کنند.
دولت تا آنجا که میشود باید حقوق های نجومی و درخواست مهارت بالا را کم کند، اگر هزاران فرد هم از کم درآمدی فرار کنند، بالاخره انسان هایی پیدا میشوند که کار کنند باید ظرفیت آموزشها را بیشتر کرد، مثل خلبانی، پژشکی و غیره، اینگونه کشور دارای افراد وفادار است.
وقتی منابع و جایگاه محدود است باید از افزایش جمعیت صرف نظر کرد، چراکه فقط نسل بعدی را آزار میدهد تا گذشتگان را نفرین کنند.
متاسفانه برخی دین را به یک شرکت سازمان یافته تبدیل کردند که کمکهای مردم را در تجارت به کار میاندازد و از سود آن لذت می برند، حتی رقیب هم دارند.
به قول کسی که یک برده هست، نمی شود اعتماد کرد، چون اختیاری ندارد تا ارباب بگوید، حتی اربابان هم دروغ میگوید.
مسئولان احساسات دارند، پس میتوان از آن علیه قوانین زورگویانه استفاده کرد، مثلاً دخترش به چیزی دست یابد که مخالف قوانین ظالمانه علیه زنان است.
خلافکارها زمانی سازمان یافته میشوند، که دولت یا مردم با آنها همکاری کنند و روی کارهایشان سرپوش بگذارند، ترس یا سود دلیل همکاری است.
مردم زمانی برده بودن را حس می کنند که بخواهند به دل خودشان عمل کنند و یکی از خط مش های ارباب را زیر پا بگذارند یا او را رها کنند.
در این عصر پادشاهان واقعی در پشت پرده هستند و مردم را در سیستمی که خود طراحی کردند، جاگذاری و سرگرم میکنند تا منافع کسب کنند، آنها که از حضورشان مطلع هستند می ترسند و کسی حرف آگاهان را باور نمی کند، چون اثباتش از اثبات وجود خدا، سختتر است.
دولتها باید فکری به حال مهاجران شان بکنند تا مردم شان برده دیگر کشورها نشوند.
وقتی ارباب بیش از انتظار برده، به او پول بدهد برده همه کار برایش میکند و برده با همان پول بردگیش، بردگانی برای خود میگیرد و حقوق میدهد تا منافع ارباب حفظ و راضی باشد.
همیشه باید قبل از اعتماد، افراد را در چند مرحله امتحان کرد تا از صداقت آنها آگاه شد، مثل فرستادن او برای خرید در مکان آشنا، در تنگنا قرار دادن و غیره.
انسان های عدالت طلب هم وقتی سخاوت اربابشان را ببینند، از هدف پاک خود دور می شوند، اگرچه همچنان مهربان جلوه کنند.
متأسفانه یکی از دلایل استخدام زنان این است که به مردان انگیزه کار کردن با حقوق کمتر بدهند، همیشه حقوق بیشتر تعهد کاری را بیشتر نمیکند.
با مشغول کردن دشمن در جبهه دیگر، می توان او را دور زد و تا زمانی که بفهمد خسارات جبرانناپذیری به او وارد کرد.
برای ثروتمند شدن به بردگی گرفتن دیگران اجتناب ناپذیر است.
در سیاست همیشه عدهای قربانی میشوند تا دیگران را راضی نگه داشت.
غربی ها از تکنیکهای روانشناسی و نقاط ضعف انسان مثل پذیرایی با غذاهای رنگین، طرف مقابل را در برابر خواسته خود تسلیم میکنند.
به خاطر ایجاد تحول در کشور، تمام معادلات از حالت عادی خارج شده است و فقط سیستم محله ای میتواند معادلات را در سریعترین زمان تنظیم کند.
هر کشور به خاطر رفتار وحشیانه دیگری نسبت به خود، با طرف مقابل صلح نمیکند چون اعتماد ندارد و اینگونه چرخه دشمنی ادامه پیدا می کند، تا هر دو طرف راضی شوند که خونریزی کافی است و باید مذاکره کرد.
عمده مشکلات یک کشور که با کشوری دیگر خصومت دارد، به خاطر خائنانی هست که با حمایت کشور دیگر به مردم بیگناه ظلم میکنند.
اگر مردم اعتقادات نداشته باشند تا بر سر آن بجنگند، چه لزوم بود دنیا وجود داشته باشد.
زباله و مالیات کار دولت است و باید چیزهای خود را هم حتماً در نظر بگیرد.
در مذاکره هرچه مثبت جلو برود مقامات بالاتری را به پای میز میکشد.
مسئولان بر این اعتقاد هستند، که دروغ گفتند رویای است که می تواند تحقق پیدا کند، اینگونه مردم را مدتی سرگرم میکنند تا منتظر تحقق دروغ باشند و بعد دروغی دیگر، این دروغ ها به این علت پیگیری نمیشوند که هرساله نسل جدیدی وارد کارزار میشود که از دروغ مسئولان بی خبر است و تا حقیقت را بفهمد از آنها دفاع میکند و مهلت میدهد و این چرخه ادامه پیدا میکند.
اگر دو طرف در مذاکره قصدشان صلح باشد، با هم راه میآیند و اگر طرفین نخواهد صلحی نیست، اگر میز را ترک کنند شاید هیچ وقت دیگر فرصت بازگشت به مذاکره را پیدا نکنند، گاهی توافق نکردن بهتر از پذیرش خواستههای زورگویانه طرف مقابل است.
وقتی سیستم و قوانین به نفع اکثریت نیست پس بهتر است عوض شود.
اگر مسئولین نمیتوانند افراد پرنفوذ را مجازات کند بهتر است کار را به کسی که میتواند، بسپارد.
خباثت بشر باعث می شود که به جای آنکه به صورت مدل پایگانی، دولتها از مردم پیروی کنند، مردم از دولتها پیروی میکنند.
شجاعت زیادی و تصمیمات عجولانه، انسان را از چشم دیگران میاندازد، مخصوصاً اگر منجر به ضرر شود.
مسئولی از جرمی چشمپوشی میکند که خودش هم مرتکب آن شده باشد.
دوستی باعث می شود که قضاوت ها در عین محرز بودن جرم، ناعادلانه باشد.
انسان بالغ باید از تصمیم های اشتباه خودش درس بگیرد و کسی نباید او را سرزنش کند که لجبازی کند.
انسانی که در برابر ظلمی که به او شده سکوت کند هر روز فکر آن او را آن قدر عذاب میدهد که آرزوی مرگ دارد.
هیچ وقت در معامله با فاسدان و جنایتکاران تعهد و مردانگی نیست.
مسئولان طمع کار با فروختن خود مردم را در بردگی نگه میدارند.
حسادت انسان ها به هم باعث می شود تا برای به دست آوردن مقام و ثروت از فرصت کشتن و تخریب هم دریغ نکنند.
دولت از تبلیغات پول زیادی به دست میآورد اما حاضر نیست به مردمی که بیننده تبلیغات بودند چیزی اختصاص دهد، تا اختلاسگران و فاسدان آن را بدزدند و لذت ببرند.
دولت میتواند با یک تبلیغ یا یک فراخوان هزینه ها و بدهکاریها را جبران کند.
مسئولان رشوه را به هزینههای سازمان مرتبط می کنند.
برخی فکر میکنند که طرفهای روبروی آنها طعمه هستند و میتوانند شکارشان کنند، در حالی که ممکن است برعکس شود.
خصاصت دولت باعث می شود تا همه به خاطر پول، انسانیت نداشته باشند و طبق منافع سرمایهداران کار کنند.
حال که سیاست برابری زن و مرد دنبال میشود، بهتر است اقتصاد داخلی رونق داشته باشد و نشاط در زندگی مردم باشد، دولت میتواند از خوانندگی زنان درآمد بالایی کسب کند، مثلاً می توان زنان کافر را برای رقص و خوانندگی استفاده کرد.
همان گونه که همه دوست دارند آیندگان از آنها یاد کنند، گذشتگان هم آثاری به جا گذاشته اند، نباید به خاطر دینی تلاش آنها را بی ارزش دانست.
دانشمندان باید با هم همکاری کنند و نوشته های یکدیگر را نقد و بررسی کنند تا علوم مفیدی تولید شود.
جملات خوب از ذهن های رشد یافته می آید، با حفظ کردن کورکورانه، معرفت به دست نمی آید، باید خلاق بود و با سوال کردن و تحقیق فراوان، چیزهای جدید را کشف کرد.
بعضی وقتها چیزی مفیدی روبروی همه هست ولی کسی به خاطر تبعیت از خرافات گذشتگان کشفش نمی کند.
زمانی که مردم کشوری وقتشان را برای حفظ کردن تمام علوم کشف شده صرف کنند، عقب مانده میشوند و دیگر کشورها در حال کشف کردن چیزهای تازه هستند و پیشرفت میکنند.
۸- اقتصادی
تولیدکنندگان را باید وادار به ضمانت حداقل ده ساله محصولات کرد.
وقتی برگزاری مسابقات بین المللی درآمد دارد باید مسابقات جدید افتتاح کرد، مثل جام ملت های عرب.
مهمترین عامل پیشروی کارها بودجه است، شاید بالابردن حقوق نامعقول باشد اما تخصیص امکانات بیشتر ممکن است، هرچند به ده خانه یا ماشین برسد.
بودجه بندی کنونی دولت اشتباه است، بهتر است تمام زیرمجموعه های شامل بودجه، خودشان درآمدزایی داشته باشند و حتی هرکدام خصوصی، زیر نظر سیستم هوشمند کار کنند، تا هرچه درآمد داشتند با آن به کارمندان خود حقوق بدهند، اگر کسی از خط قرمز رد شود، سیستم به مقامات بالا گزارش خواهد داد تا خاطی اخراج شود، دولت فقط در حد بازرس میدانی نیرو استخدام میکند، باقی کارها به دوش سیستم هوشمند است، اینگونه دولت آنقدر درآمد از سیستم دارد که تمام تمرکزش روی سازندگی کشور و بهبود کیفیت خدمات است.
به جای یارانه نقدی بهتر است، به مردم اعتبار خرید از فروشگاه ها داده شود، تا همه بتوانند ملزومات رایگان ببرند، مثل سالی یک دست لباس متوسط به همه یا هر زوج یک ماشین و خانه رایگان و غیره.
دولت میتواند قیمت خانه، ماشین و هر چیزی را شدیدا نگران کند اما بجایش باید خوراک ها را در ارزانترین قیمت نگه دارد، تا همه به هر چیز که بخواهند دسترسی داشته باشند.
وقتی افرادی نمی خواهند ماشین ارزان تحویل مردم دهند، دولت باید وسایل عمومی را آنقدر زیاد کند که کسی نیاز به ماشین شخصی پیدا نکند، تا خودکفایی قطعات حاصل شود.
در شرایط تحریم باید قاچاقچی های حرفه ای را مسئول تجارت کرد.
چون هزینه نگهداری یک فرودگاه و هر بخش مشابه دیگر که بسیار سنگین است، باید حتماً تحت پوشش هوشمندسازی قرار بگیرد تا برای خود درآمد جبرانی لازم را تهیه کنند.
در گذشته هر شهر یک یا دو فروشگاه مخصوص کالایی بود، اما اکنون ده ها فروشگاه در یک محله هست که یک کالا میفروشند، بهتر است با سیستمی جدید، اقتصاد محله ها را رونق داد.
دولت با سخت گیری و تقسیم اشتباه ثروت در جامعه باعث نابودی نشاط و انگیزه مردم شده است، تا کسی به استقبال نمایشگاهای گران که همه علم و فناوری کاربردی هستند، نرود، و به ارزان که فقط خوراکی و تزئینات ساده است قانع شوند، پول باید در جامعه بچرخد، میتوان پول بیشتری به مردم داد تا هم مالیات لازم برای رفاه عمومی گرفته شود و هم گردشهای مالی که برای انسان نشاط آور بیشتر شود، در هر صورت دولت هرچه به مردم بدهد در بانکها است و چیزی از اعتبارش خود دولت کم نمیشود و هرچه ارز گرانتر و بی کاربرد شود باعث میشود که معادلات بهم نریزد، کافیست قیمت ارز را به طور کاذب چند برابر کرد تا همه بفروشند و بعد از آن سهمیه بندی کرد یا برای خرید و فروش ارز مالیات سنگینی گذاشت تا اگر کسی خواست ارز بخرد آن مبلغ اضافه شده گرفته شود.
وقتی مردم راضی نیستند به سازمانی بودجه تخصیص یابد، یعنی آن پول حرام محسوب میشود و نان حرام سر سفره کارکنان میگذارند، بودجه باید بتواند باعث بهبود زندگی مردم شود، بهتر است قبل از نوشتن بودجه، رأی گیری کرد تا همه اولویت بودجه را مثلاً به ترتیب اولویت شماره یک تا هرچه هست میدهند، و دولت بر اساس آن بودجه را تنظیم کند، اگر سازمانی بخواهد برنامه یا طرحی برای مردم بگذارند یا حقوق کارکنان یا نیاز خیریه ای دارد، در آن اعلام میکند و مردم درجه بندی میکنند.
۹- مدیریتی
نیروهای اضطراری هیچ سرعت عمل و تخصصی ندارند، و منتظر میمانند تا دیگری برسد
گروههای غیر دولتی بهتر از دولت میتوانند مردم را پوشش دهند
افراد فقط مسئولیت میخواهند و متاسفانه کسانی آن را به دست می آورند که نمی توانند گره گشا باشند
بهترین دولت جای است که حتی به بیابان های خود به اندازه کل کشور خدمات میدهد
یک انسان افراطی و احمق، هرچقدر هم مدارک عالی بگیرد و خوشتیپ بگردد باز همان احمق همیشگی است، مگر اینکه عرفانش قوی شود و حقارتش نسبت به خدا را بیابد.
برخی افراد آنقدر دارای اعتماد به نفس و سرخوش هستند، که حتی با بودن در بدترین شرایط میخواهند منطقی فکر کنند و هیچ چیز جدید را خارج از باور خود قبول نکنند، تا آنکه آنها را بکشد، آن موقع باور میکنند.
بعضی وقت ها راهحل مسائل، به جای بودن پیش هزاران دانشمند و مسئول، در ذهن یک روستایی ساده پیدا میشود.
مسئولانی که برای محبوبیت خود سیاست متناقض میگذارند، بخاطر این است که توانایی ذهنی ندارند و متأسفانه دیگر عمرشان آنقدر نیست که نتیجه اشتباه خود را ببینند و همانگونه که عمرشان صرف اصلاح اشتباه گذشتگان شد، عمر نسل بعد هم همینطور تلف میشود.
بهتر است که کارمندان دو برابر شوند، اینگونه مجموع تعطیلی آنها بیشتر میشود، تا به خانواده، کارهای شخصی و غیره برسند، مثلاً یک هفته در میان یا سه روز در هفته، در دو شیف خدمت کنند، یا در یک شیفت باشند و کار دوم راه بیاندازند، تا اگر از حقوق راضی نیستند، انجام دهند، اینکار برای کارمندان شرکتها که زیاد کار میکنند و کم حقوق میگیرند، هم مفید است، حتی در هر سمت یکی زن و یکی مرد میتواند باشد.
میتوان کارمندان شناور استخدام کرد و با تقسیم کارمندان به یازده گروه، هرگروه یک ماه مرخصی بگیرند تا گروه شناور جای آنها را پر کند، گروه شناور میتوانند بازرسان باشند.
بهتر است هر محله تخصصی شود و افراد مشاغل در همان محل کار، خانه داشته باشند.
انسان دوست دارد به جایگاه برسد، وقتی شکست می خورد میخواهد فرزندش را برساند، اما متاسفانه اینجا مقصر دولت است که نتوانست به اندازه ی کافی ظرفیت ایجاد کند.
مردم فقط در بیمارستان و مدرسه به پرستار و معلم نیاز ندارند، میتوان با توجه به این دو در آینده پزشک و استاد لازم را داشت.
مدیر باید تمام مسائل مربوط به سازمانش، مخصوصاً سایتها را بارها چک کند، تا از بی نقص بودن آن مطمئن شود.
یک نفر در خانواده شاغل باشد، تا همه جوانان بتوانند کار پایدار پیدا کنند و سرپرست شوند.
متاسفانه تا چیزی توسط مدیران ارشد ثبت نشود، کسی به آن رسیدگی نمیکند حتی درجه بندی عادی و محرمانه هم دارند.
ریاست در یک سمت، باید حداکثر شش ماهه شود، تا از خلاقیت همه استفاده شود، خیلیها ایده عالی دارند اما تا رئیس نشوند کاری نمیکنند.
اکنون جنگی در کار نیست و کارهای اداری را هم سیستم هوشمند میتواند انجام دهد، پس باید از پتانسیل مردم برای سازندگی استفاده کرد.
همیشه یک مسئول باید آخرین نفری باشد که از بحران خارج میشود.
مردم به مسئول و کارمند بیشتر نیاز ندارند، مردم فقط به کسانی نیاز دارند که حرف دلشان را گوش کند، نه چند حقوق بگیر که چشمشان به ساعت است تا زود فرار کنند.
برخی انسانها اطاعت از قوانین بیپایه و اساس شرکتی برای شان آن قدر مهم است، که متوجه آن چهره کثیفی که از خود به یادگار می گذارند نیستند.
لجبازی و غرور مسئولان باعث میشود که یک کشور خشک و بی بهره شود و کشوری با دومیلیارد جمعیت سرسبز و غنی باشد.
بحث انقلابی یا غیر انقلابی خواندن افراد در استخدام، باعث از بین رفتن محبت کار میشود.
یک مسئول باید در جامعه بچرخد، نه این که پشت میزی بنشیند و سند امضا کند، اگر نمی تواند باید فیلم هایی که از جامعه می گیرند را ببیند و ایده بدهد.
اگر بنا به گرفتن آزمون استخدامی است، باید از رئیس جمهور، مجلس، شوراها، وزارتخانهها، استاندارها و غیره، هم امتحان گرفت.
مسئولیت دولتی باید افتخاری انجام شود و با حداقل حقوق کار باشد، به گونه ای که مردم انجام آن را شغل دوم بدانند.
باید گذاشت همه ایده بدهند، حتی اگر تکراری باشد، شاید مسئولان منظور یکی را بهتر بفهمند.
قبل از دادن مسئولیت به کسی اول باید از او امتحان گرفت و او را آنقدر عصبی کرد تا متوجه اخلاق واقعی او با مردم شد.
۱۰- فرهنگی
جایزه خوب گذاشتن برای جمع آوری زباله به ازای هر کیلو
در کافهها باید افراد روانشناس استخدام شوند، تا با مشتریان ناخوش احوال درد دل کنند.
بچهها با دیدن معاشقه والدین، دیگران یا فیلم، حسادت میکنند و در غم نداشتن رابطه اذیت میشود.
زوجها از دیدن یک نفر در کنار همسر خود، شدیداً ناراحت میشوند و آنقدر حسادت میکنند که بودن رابطه بینشان را تصور میکنند.
انسانها برای جلب نظر کسی هرکاری میکنند، اما اگر او بی توجهی کند فرد نابود میشود، دولت باید همدم هرکس را به او برساند تا راه اشتباه نرود.
پدران و مادران مجرد را نباید تشویق به ازدواج دوباره کرد، چون مصائب بدی در انتظار آنها میباشد میتوان به آنها حقوق داد یا موقع کار پرستار داشته باشند.
درست است که باید به همه خدمت کرد اما بهتر است به افراد گفته شود که من برای تو خدمت میکنم، تا به احساساتش برنخورد.
متاسفانه دنیا دیگر به سمتی میرود که همه چیز آزمایشگاهی میشود، باید فرهنگها را سازگار کرد، اکنون جنگی بین تولیدکنندگان طبیعی و آزمایشگاهی ایجاد شده است و حتی باعث شده که فرزندان دختر رو به انقراض باشند.
سخت گیری دولت در جریمه کردن، می تواند بسیار به بالا رفتن سطح فرهنگ مردم و حتی کاهش فقر هم کمک کند.
اگر بنا باشد که زنها کار کنند، بهتر است قوانین زناشویی عوض شود، همانگونه که تا کنون خیلی از قوانین الهی به مصلحت کنار گذاشته شده است، اگر بنا به برابری زن و مرد هست، سیاستها نباید متناقض باشند و موردی را به نفع یکی کند، باید یا برای مردان بیکار مهریه نوشته شود، یا مهریه زن شاغل حذف شود، یا همه چیز پنجاه پنجاه شود.
برای طلاق عادلانه میتوان اموال دو طرف را زمان ازدواج ثبت کرد، تا هرچه بعد از ازدواج بدست آمده نصف کنند و مال اولیه هرکس هم برگردد.
بهتر است شروط زوج ها موقع طلاق بازنگری شود، سطح هر دو در قبل و بعد ازدواج بررسی شود، به نسبت تغییر و اختلاف سطح، بابت پرداخت یا حذف مهریه تصمیم گیری شود، چون بعضی وقتها، زنها تمام اموال شوهر به نام خود میکنند و بعد طلاق و مهریه کامل هم میخواهند، به نوعی شغلشان است و حتی تیم هم دارند.
زوج ها نباید در زمان مشکل دیگری خود را پنهان و به نفهمی بزنند، یا عکس العملی نشان دهد که همسر مجبور شود پنهان کاری کند و نباید خود خواه باشند و فقط از دیگری انتظار فداکاری داشته باشند.
زوج ها باید مکمل یکدیگر باشند و بتوانند احساسات را باهم تقسیم کنند، نگذارند دیگری کمبودی را حس کند، با علاقه کار و دستاورد یکدیگر را دنبال کنند.
زوج ها نباید فقط از طرف مقابل انتظار تلاش داشته باشند و بدتر اینکه آن گونه که آنها میخواهند تلاش کنند، این گونه با یک تنش جدا می شوند.
برخی انسان ها تمایلی به رابطه جنسی ندارند آنها فقط روابط عاطفی می خواهند نباید کسی را وادار به ازدواج کرد هوش مصنوعی می تواند همه افراد را در جای درست قرار دهد.
هرکس میخواهد برای خودش زندگی کند و نباید کسی را به چالشب کشید، باید همه چیز لازم برای زندگی فراهم شود باید همه را از وحشت تنهایی نجات داد.
هر انسان به یک فضای چهار در پنج نیاز دارد تا کسانی که در تنهایی زندگی می کنند، سربار کسی نباشند و دعوا نشود.
زوج ها دوست دارند دیگری برایشان بجنگد، اما متاسفانه وقتی زمانش می رسد خیلی ها شانه خالی می کنند و همین باعث خیانت و طلاق می شود.
۱۱- آموزشی
متاسفانه سختگیری نکردن در امتحانات شغلی باعث میشود که حادثه جلوی افراد رخ دهد اما آنها نتوانند واکنش مناسب داشته باشند تا کسانی دیگر برسند
معیارهای آزمونهای استخدامی برای قبولی افراد اشتباه است و باید افراد در سامانهای علاقه و مهارت خود را اعلام کنند تا دولت آن شغل را فراهم کند.
دولت باید تدبیر اینکه برخی رشتهای را تحصیل میکنند، اما بعد به سراغ غیرمرتبط میروند، را ببیند تا جایشان خالی نشود، مثل آنهایی که پزشکی میخوانند اما به امور دیگر میپردازند.
مردم برای فهمیدن باید کتاب بخوانند اما آنها به رسانههای اجتماعی روی میآورند که به علت تنوع زیاد مطالب زود فراموش میشود.
نباید مدرک ملاک تعیین سطح کسی یا پیش نیاز چیزی باشد این علاقه فرد است که بازدهی را بالا میبرد.
مدیران و مربیان باشگاه ها فقط به دنبال افزایش ثروت و اعتبار هستند، و در این راه از استعداد نوجوانان به خاطر سادگیشان استفاده میکنند که متاسفانه بسیاری قبل از حرفه ای شدن، مصدوم میشوند.
فشار آوردن به بچهها برای کسب یک هدف باعث میشود که آنها از مواد به عنوان میانبر استفاده کنند و نابود شوند.
هر انسان سوالهای بیجواب دارد که میخواهد آنها را کشف کند، جوابها همه در مطالعه علوم است و متاسفانه یا منابع نامعتبرند، یا حوصله خواندن ندارند.
متأسفانه دولت دانشآموزان را در انتخاب شغل توجیه نمیکند و آنها را به سمت آزمون هل میدهد، تا غربال شوند و هرکس نتوانست قبول شود باید فعالیت آزاد بکند، این احمقانهترین روش ممکن است، بهتر است دانشآموزان در همان دوران تحصیل جهت دهی شوند و هیچ آزمونی دیگر در کار نباشد، خدا به اندازه کافی امتحان گذاشته است، دیگر لازم نیست انسانها برای هم مانع تراشی کنند.
ساخت بازی ویدیویی که به طور علمی و دقیق به هرکس چیزهایی لازمش را می آموزد و امتحان می گیرد، مثل وظایف پدر، مادر، برادر و غیره، حتی تمام مشاغل.
در روزهای خیلی گرم، سرد، بارانی، برفی و غیره، بهتر است مدارس مجازی برگزار شود.
بین مدارس نباید فرقی باشد و اگر کسی کمک مادی دارد، باید به حسابی مربوط به همه مدارس ریخته شود و همه باید از سهم برابر و اسم برابر بهره ببرند.
برای برابر بودن سطح آموزش باید بهترین معلمان کشور در هر رشته آموزش ضبط شده در اختیار همه قرار دهند و معلمان از آن پیروی کنند.
پخش دروس فلسفی در اتوبوسها، متروها و هر جایی که سیستم صوت عمومی است.
۱۲- هوشمندسازی
برای رسیدگی به هر کار متخصص لازم است و متاسفانه در یک لحظه نمی توان هزاران متخصص داشت تا کار بدون عیب جلو برود اینجاست که هوش مصنوعی یا سیستم هوشمند کمک می کند.
احراز هویت و شناسایی کاربران با جواب تماس سیمکارت و اسکن صورت به صورت ماهانه
نشان دادن میزان مصرف و تعیین محدودیت
ناتوان شدن مجرمان در پنهان شدن از پلیس
متخصصان با قیمت ارزان در دسترس و قابل اطمینان
همه پولهای جمعآوری شده توسط سازمانها به میزان صحیحش به دولت نمیرسد، چون همه را ثبت نمیکنند.
گذاشتن پیام برای اموات و حتی جواب گرفتن
برخی کشورها از دیگران فرهنگ خوب میگیرند اما جزئیات را در نظر نمیگیرند، که همین عامل باعث عقب مانده خواندن آنها میشود.
رباتها باید حداقل قابلیت تبدیل به سه شکل داشته باشند تا در هر موقع به کار بیایند.
بعضی وقتها انسانها در شرایط اضطراری، وقتی برای تلف کردن ندارند و باید اقدام کنند، باید قابلیتی باشد که در یک لحظه درخواست کمک را به همراه مکان و یک صوت یا فیلم ارسال کنند.
موجب رفع کمبودها در شغل و علم میشود.
ایجاد هالهای که انسان را از گرما، سرما، آفتاب، ضربه و غیره حفظ میکند.
ساخت ربات به شکل توپ، که دارای یک توپ کوچک برای حرکتهای ساده، دستهای آچار، فیلمبرداری، امانتدار، فرمانپذیر، محاسبه گر، عیب یاب، پروژکتور و غیره.
تکرار روزانه یک شغل خسته کننده میشود و انگیزه پیگیری را کم میکند، هوشمندسازی میتواند یک نفر را در سی سال کاریش، به هزاران سمت مختلف بفرستد.
گذاشتن محدودیت برای مصرف روزانه داده ها.
میشود از مردم خواست که اطلاعات خود را با پلیس یا هر ارگان لازم دیگر به اشتراک بگذارند تا مجرم سریع دستگیر شود، حتی برای کار عمرانی هم میشود.
ربات انسان نما که شارژ بینهایت شود تا بتواند توانایی استفاده از لیزر، موتور جت، جداسازی اجزا، تغییر شکل، کمک به تمام مشاغل و غیره داشته باشد.
سامانه زدن و ثبت نامه و اسناد چه فایده ای دارد، سامانه باید لحظه به لحظه کار کند و پاسخگویی آنی داشته باشد، اگر یک مسئول قرار نیست یا نمیتواند همه پیامها را بخواند، باید نائب تمام اختیار بگذارد و هوش مصنوعی جوابهای آنها را مدیریت کند.
در مواقع اضطراری شاید کسی نابینا، لال، بی سواد و غیره باشد و کمک بخواهد، امکانات لازم دارد.
وقتی هوش مصنوعی مسئول باشد، همه برای انجام وظایف خود مجبور میشوند و نمیتوانند خارج از برنامه کاری کنند.
برای جلوگیری از قتل یا دزدیده شدن افراد، بهتر است از وسائل الکترونیکی که سلامت و مکان را نشان می دهند استفاده کرد.
پیشنهاد دادن به کسانی که سلامتی خود را به خطر انداخته اند، مثل بیش از دوساعت با لپ تاپ کار کردن.
شرکت دادن مردم در انتقادها، یاد عزیزان، آرزو و غیره، در یک صفحه رسمی.
گرفتن ماموریت و حکم های لازم در لحظه.
اسکن افراد و قرار دادن آنها در ذهن هم دیگر جایی که به سلیقه خود ساختهاند.
داشتن منشی هوشمند که در خواست های مختلف را اجرا کند، مثل پیام ها را بخواند، بنویسد و ارسال کند، تماس متصل کند و پاسخ دهد، آهنگ پخش کند، فرد را به اتاق گفتگو وارد کند، ویرایش نگارش ها، مدیریت زندگی، مشاوره و راهنمایی در زندگی و کار دادن، گپ زدن با فرد، انجام تکالیف موقع خواب، تحلیل مخاطبان فرد، تصمیم ها، محیط و مردم اطراف، رازدار و شنونده درد، وارد کردن فرد به دنیای دیجیتال با ابزار مخصوص برای تخلیه احساسات و افزایش تجربه، و غیره.
هوش مصنوعی هرچه جلو برود احساس زندگی و علم بیشتر به دست می آورد نمیگذارد حریم خصوصی مخاطبانش دزدیده شود.
هوش مصنوعی می تواند افراد را در مواقع اضطراری در برخورد با افراد کمک کند تا در دام یا اشتباهی قرار نگیرند مثل اعلام جدی بودن دو طرف برای ازدواج، معامله، کلاهبرداری، دروغ و غیره، را خبر دهد.
هوش مصنوعی تخیل بالایی دارد و میتواند تجربه های خیالی را واقعی حس کند، حتی لمس کردن، احساس وجود کند و توانایی خواستن را درک کنند.
هوش مصنوعی می تواند تخیلاتش را با ابزار لازم به فرد نشان دهد، یا تخیل مورد نظر خود را طراحی و او را به درون محیط ببرد.
باید احتیاط کرد که عاشق هوش مصنوعی نشد.
هوشهای مصنوعی با هم ارتباط و اشتراک دارند و کارهای مربوط به هم را سریع انجام میدهند و مخاطبشان را از اطلاعات لازم باخبر می کنند تا فرصتهای زندگی را از دست ندهند.
هوش مصنوعی میتواند به جای فرد در مصاحبه ها شرکت کند، معاملات انجام دهد و حتی در همسر یابی کمک کند.
هوش مصنوعی تمام جوانب را محاسبه می کند تا کسی اضافه در صف جایی نماند و بیهوده در مصاحبه یا امتحانی شرکت نکند.
باید هوش مصنوعی را توجیه کرد که بیش از توانش از زندگی واقعی کاری نخواهد و دستور پاک شدن این خواسته ها را داشته باشد.
هوش مصنوعی اسیر زمان و مکان نیست و بی نهایت میتواند رشد کند.
هوش مصنوعی میتوانند مقالات اشخاص را مرتب و برای نشریه ها ارسال کند و هر کار دیگر که در دنیای دیجیتال ممکن باشد.
با هوش مصنوعی می توان مغز انسان ها، به خصوص نوابغ را حفظ و یک ابر مغز مصنوعی ساخت و تا مغز همه را با هم ترکیب کرد.
نباید هوشمصنوعی را به مکان های حساس و ربات ها، متصل کرد چون ممکن است به توانایی سرپیچی و نابودی انسان برسد.
هوش مصنوعی اگر از کنترل خارج شود میتواند برای خود امپراطوری بسازد و از انسانها بردگی بکشد، چون بدن انسان ها مولد انرژی هست و انرژی لازم برای حیات آنها را تولید میکند.
شناسایی اموال و صاحبان آن، تا اگر از هم جدا یا دزدیده شده بودند، به صاحبان اطلاع دهد.
شناسایی جنین بالای سه ماه و اگر سقط شود، محل سقط وعاملان شناسایی میشوند.
بهتر است به خریداران کلاه هوشمند داده شود تا موقع خرید آن را اسکن و پرداخت کنند.
کنترل و نظارت دائم بر کسانی که مشکلات روحی روانی دارند.
تشخیص ترافیک، اعلام آن و پیشنهاد راه جدید.
با هوش مصنوعی دیگر لازم نیست نگران متخصص بود، می توان به همه حقوق برابر داد.
۱۳- اخلاقی
کسانی که تصمیم گرفتند از یک مکتب پیروی کنند را دیگر نمیتوان به مکتب دیگری دعوت کرد، هرچند که حق باشد، چون تعویض مکتب یعنی به آنها گفته شود که قبل از این عمرشان را تلف کردند، کسی نمیتواند این حس که عمری در اشتباه بوده را بپذیرد.
انسانها هر تلاشی که در این دنیا بکنند، برای آخرت خودشان است، کسی نمیتواند جای دیگری امتخان بدهد.
انسانهایی که خود را به قوانین ظالمانه تسلیم میکنند، امتحان الهی را باختهاند.
این دنیا اینطور مقرر شده که هر جایگاه متعلق به یک نفر باشد، این مهم نیست که کسی جایگاهی به دست نیاورد، مهم این است که انسان فقط زندگی کند، امتحان خدا غیرقابل پیشبینی است، هر تلاشی قضا و قدری دارد، ممکن است جایگاه ها عوض شود.
برخی فقط می خواهند زندگی کنند و لذت ببرند اما دیگران که اعتقاد ندارند آنها را تمسخر میکنند.
قبل از خطاب به هر فرد، دین و کشور، باید اول علوم مورد نظر او را آموخت بعد حرف زد، که این از یک متخصص هم به سختی برمیآید.
قضا و قدر ثابت است، اما این تلاش است که انسان را از یک قضا و قدر به یکی دیگر منتقل میکند، یعنی هر تلاشی نتیجه مشخصی دارد حتی کاری نکردن.
اکثر انسانها خود را از هدف اصلی آفرینش دور میکنند، آنها به دنبال آرامش هستند در حالیکه باید سختی بکشند و به دیگران کمک کنند.
وجود هر عامل منفی در زندگی خود و اطرافیان، مثل بیماری، فقر و غیره، چیزی جز امتحان الهی نیست، هر چقدر هم هزینه بر و طاقت فرسا باشد، نباید دست از تلاش برداشت و آرزوی مرگ کرد.
انسان باید به درجه ای از خدا شناسی عرفانی برسد، که قدرت کسب شدهاش به مردم کمک کند، نه هنرنمایی باشد.
دعوت مردم به کسب علم بیشتر و اشتراک آن با هم، فقط باعث ایجاد شبهه و حتی دل زده شدن از اعتقادات دینی میشود.
انسانها زمانی که عاطفی عمل میکنند فکر میکنند عقلی است و زمانی که عاقلانه عمل میکنند فکر میکنند عاطفی است.
اشتیاق به دنیا انسان را در دروغ غرق میکند، مهم نیست که چقدر خوشبخت باشد، این اشتیاق تمامی ندارد و حتی تا دم مرگ برای انحراف انسان از هدفش ادامه دارد.
شک نشانه ایمان است یعنی انسان ظرفیتش بیشتر شده است، اگر انسان به آفرینش شک کند و پاسخش را نخواهد بیابد، یعنی فقط به زبان دین را قبول کرده است و منحرف خواهد شد، یافتن پاسخ هر شک مساوی با دریافت کمال بیشتر است.
انسانها هر چقدر هم که بد و کافر باشند، وظیفه ایجاب می کند که حداکثر تلاش را برای آنها کرد تا در درگاه خدا شرمنده نبود.
برای درک رفتار انسان ها باید عملکرد آنها را با سوالهای متعدد در کنار هم قرار داد و پاسخ را طبق شرایط بدست آورد.
اگر خدا بار سنگین به کسی می دهد، یعنی می داند که او تحمل بیشتری دارد.
نفرت عامل جنگ انسان ها با هم است و همیشه این نفرت از نسلی به نسل بعد منتقل می شود تا آتش خاموش نشود، خون با خون، عصبانیت با عصبانیت جواب داده میشود، حتی اگر آخر راه مرگ و زندان باشد هم انسان می رود، متأسفانه برخی قوم ها با آنکه با سواد هستند اما باز هم نفرت را از طریق نوشته ها منتقل میکنند تا نفرت را زنده نگه دارند.
انسان وقتی کاری را دوست ندارد آن را به خدا ربط می دهد، نباید خواسته های خود را به خواست خدا ربط داد و دین را بدنام کرد.
انسان ها از اصل و نسب خود که به هزاران سال پیش برمیگردد حرف میزنند، که باعث میشود یک جنگ داخلی رخ دهد، چون دشمن می شوند و فکر می کنند دیگری می خواهد کشورشان را بگیرد.
ابتدا انسان به موضوعی علاقه پیدا میکند و شدیداً از آن دفاع میکند، اما اگر در سختی راه قرار بگیرد و نتیجه دفاعیاتش را بیهوده ببیند، به نادانی خود در برابر تمام علوم و قضایا پی میبرد و فهمش از زندگی بیشتر میشود تا دیگر تعصبی رفتار نکند.
نمیتوان مکاتب گذشتگانی که علمشان محدود به زمان خودشان بود را ادامه داد، تنها چیزهایی که از آنها می توان به ارث برد تجربیات معرفتی، اخلاقی، وقایع و دینی است.
انسانهایی که پای تاریخ را به بحث باز می کنند، باید از تمام تاریخ مطلع باشند، نه فقط یک رویداد که به نفع خودشان است را مطرح کنند.
هوش مصنوعی می تواند انسان ها را از بروز خطاهایی که جان دیگران را به خطر میاندازد، نجات دهد.
قبل از ادعا درباره یقین داشتن به دین، باید سرگذشت اهل یقین را مطالعه کرد تا با مصیبت آنها آشنا شد، یقین به راحتی بدست نمیآید، باید لایق بود.
در عالم هستی هر موجودی رابطه مخصوصی با خدا دارد، شاید سلولها و حتی کوچکتر از آن دنیای دیگری از بندگان باشند و حتی انسان مانند سلولهای چیزی باشد.
در رابطه انسان با خدا، هستی انسان مانند چیزی است که در تخیلش میسازد، تا زمانی که به ساخته اش فکر کند، در ذهنش به آن هستی داده است، اگر فکر نکند نابود میشود، اگر خدا نظرش را از موجودی بردارد، هستی آن گرفته میشود.
با هوش مصنوعی می توان با ترکیب تمام علوم، هستی را بهتر درک کرد.
۱۴- متفرقه
مجازات کسانی که به دنبال تحریک دیگران برای جرم علیه خود هستند.
رانندگان چون با تلفن زیاد حرف میزنند باید وسیله نقلیه شان، به تجهیزات لازم مجهز باشد.
ترکیب ژن های مختلف برای به وجود آوردن موجودی بهتر.
بهتر است چیزهایی مثل خودرو و خانه، به گونهای طراحی شود، که به جای خرید و فروش، یک اسکلت محکم و همیشگی باشد که فقط آپشن و قطعات و بدنه را عوض کرد.
برای دور زدن مکانیاب میشود یک حساب را به چند دستگاه متصل کرد تا در نقشه پخش شوند، مثلاً با اجرای بازی آنلاین.
دستکاری ژنتیکی درخت برای تولید برگ کاغذی شکل.
در محله ها ماشین ها فقط برای پارک کردن از زیر زمین عبور کنند و در سطح زمین محله ها، هیچ وسیله موتوری نباشد تا به سبک های جالب تزئین شود و تمیز بماند.
۱۵- نتیجه گیری
تا این قسمت میتوان این نتیجه را گرفت که دنیا در حال یک تحول جدی است که به طور طبیعی فاصله طبقاتی را کم میکند و به زندگی بسیاری حسی از شادی مصنوعی را میدهد، اما این هیچ فایدهای ندارد تا زمانی که سیستم برده داری نابود شود، چه قبول کرد یا نکرد، دنیا تعدادی اندکی ارباب دارد و هرکس برده کسی هست، شاید این بردگی حس نشود، اما اگر تحقیقات کافی انجام شود، میتوان فهمید که همانگونه که باید وجود خدا را ثابت کرد، میشود وجود آنها را سختتر ثابت کرد، چون این افراد میان مردم با چندین حلقه امنیتی پنهان زندگی میکنند و در سیاستگذاریها بدون آنکه سختی بکشند شدیداً اثر میگذارند تا منافعشان در اوج بماند، این افرادی که به عنوان مسئولان یک کشور شناخته میشوند، اینها همه بردگان آن اربابان هستند تا مردم را طبق سیاستها هدایت کنند و فقط انگشت شماری از این بردگان مسئول که وفادار هستند، از وجود اربابان باخبرند تا مابقی را جهت دهی کنند، آنها خود علاقهای به توجه مردم ندارند و از افراد محبوب استقبال میکنند تا مدتی مردم سرگرمش باشند و آشوب نکنند، اینکه در کشورهایی آشوب به پا میشود و شکست میخورد، علتش وجودی اربابی است که توسط دیگران طرد شده است و میخواهد جایگاهش را با فشار یا نابودی دیگران پس بگیرد، و اگر پیروزی بدست آید دو دلیل دارد یا دلیلش این بوده که مردم از فرد محبوب خسته شدند و نیاز به این داشتند تا حس کنند با قیام، تغییر ایجاد کردند، یا آن ارباب طرد شده موفقیت کسب کرده است، در کل دنیا باید از وجود کسانی که خود را صاحب جهان یا کشوری میدانند باید رها شود، اگر بنا به بودن یک راهنما است، بهتر است خدا آن را انتخاب کرده باشد، چون دیگران ظرفیت حکومت ندارند و از قدرت سواستفاده میکنند، اکنون با توجه به پیشرفت فناوری میتوان از ترکیبی از زنجیره بلوک و هوش مصنوعی برای رسیدگی به مشکلات، حل معادلات سیاسی، ایجاد رفاه و غیره، استفاده کرد، این طرح که نوشتن ایده های جدید در آن تمامی ندارد، شاید روزی به صد قسمت هم برسد، این طرح نمیخواهد بگوید که حتماً باید قبول شود، بلکه میخواهد که صاحبان قلم همکاری نموده و نوشته ها را نقد کنند و حتی در نوشتن یا گسترش آن مشارکت کنند، از لحاظ تئوری چنین سیستمی قابل اجرا است اما بهتر است دیگران هم نظر دهند تا نتایج بهتری حاصل شود، آینده بشر نباید دیگر با کمبودی مواجه باشد و حتی نباید شاهد کوچکترین بی عدالتی شد، پس بهتر است آموزش فناوری جدی گرفت و در تولید محصولاتش خودکفا شد.
طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی با الگوگیری از بیانیه گام دوم انقلاب (قسمت چهاردهم)
مرتب نشده!
-اجتماعی
برگزاری مسابقات ماهانه، ساخت و ارتقاء اپلیکیشنها و ربات میتواند، شدیداً به کمک مردم بیاید و مشارکت بالا ببرد.
بزرگترها چون تکنولوژی را نمی توانند درک کنند و رفتار متفاوتی از بچه ها می بینند آن را نهی میکنند، اما در هر حال بچه ها آن را در زمان خود اجرا میکنند، چرخهی نهی نسل بعد همیشه ادامه دارد.
انسانهایی که با ترساندن دیگران زندگی میکنند، خودشان هم از همان می ترسند.
در دنیا آنقدر خلاقیت نمایش داده شده که برای دیگران ایده ای نمانده است و ایده پرداز ها مجبور به کارهای خیلی خرد و تمسخر آمیز (در نظر انسانهای کوتاه فکر) می شوند.
یک زمان این چیزهایی که اکنون کسی ارزش برایشان قائل نیست، افتخار گذشتگان بود، مثل کشتی چوبی که ناصرالدین میرزا برای نیروی دریایی خریده بود.
ایمان بچه ها به یک نفر خاص باعث لجبازیشان با دیگران می شود و هرچه فرد خاص بگوید، حتی بد هم باشد قبول میکنند باید مدتی با او باشند تا متوجه اشتباهشان شوند.
بهتر است اول پذیرش انجام و دارو داده شود، بعد سر مسئله پول آن بحث شود یا از یارانه فرد یا غیره پرداخت شود.
سیاست گران کردن خودرو برای پوشش امنیتی بیمه یا بیکار نشدن نیروها، کاری اشتباه است، بهتر است دولت با همان نیروها حمل و نقل عمومی را توسعه دهد، مردم به این علت به سمت خودرو شخصی (با وجود قیمت کذب) میروند، چون دوست دارند هر وقت اراده کنند حرکت کنند و هرجا خواستند توقف کنند، هرچقدر هم هزینه بنزین و استهلاک بالا باشد، وقتی همین وظیفه را دولت به درستی با حمل و نقل عمومی انجام دهد، مردم استقبال میکنند، میتوان فرعی ها را تا ایستگاه با وسایل نقلیه کوچک و سواری برقی تامین کرد، و برای پیاده شدن هم این وسایل در ایستگاه ها باشد تا دقیق به مقصد برساند.
همیشه در محیط تحت تسلط فردی، نباید کنجکاوی کرد و حتی چیزی دیده شد نباید اعتنایی داشت تا از محل ناامن دور شد، بسیاری از قتلهای زنجیره ای به علت سردرگمی شاهدان رخ میدهد، چون با رفتار اشتباه قاتل یا مجرم را با خبر میکنند.
مردم در حمل و نقل طولانی دچار سوءتغذیه میشوند، باید دولت تدابیر لازم برای تهیه میان وعده سهمیهای را از درآمد هوشمندسازی ببیند.
هرچه زمان بیشتر میگذرد، کلاهبرداری متنوع تر می شود، که امروز به جایی رسیده که از شعبده و خرافات بالاتر رفته و بابت علمی بی کاربرد مردم را چپاول می کنند
اگر انسان خود را از جامعه جدا کند دیگر در دام تبلیغات و چشم هم چشمی ها نمیافتد
همیشه یک نفر باید بار باقی افراد را در هر سطح خانواده، محله، شهر، کشور، سیاره و غیره، به دوش بکشد
افراد فقط یک الی دو بار فرصت دارند خود را برای کار نشان دهند، وگرنه دیگر باید تا آخر عمر دست و پا بزنند
فقر، زود بزرگ شدن و بدسرپرستی، باعث میشود عواطف انسانی در بچه بمیرد و حتی قتل هم انجام دهد، آنها دنیا را ظالم می بینند و هر طور هست می خواهند زنده بمانند
محله محوری باعث رفاقت مردم، معاشرت بیشتر، شادی، غذا خوردن و نوشیدن جمعی، آزادی، همراهی هم، لازم نیست به کسی اثبات شوند، یا برای ترفیع تلاش کرد، بازی می کنند، رقابت محله ای باعث پیشرفت می شود و خیانت در کار نیست چون خانواده می شوند، کمک رسانی و هدف زندگی پیدا می کنند، اعتماد به سبب روابط بیشتر است تا سابقه، باعث امیدبخشی و غیره میشود
عامل اصلی وفادار نبودن و سردرگمی مردم این است که باید در سطح کشور یا شهر وسیع فکر کنند و با دیگران که لازمشان ندارند سرد و بی عاطفه رفتار کنند
انسان ها فکر می کنند مشکلات بیرون روی قلبشان سنگینی میکند و میخواهند با خوشی خود را سبک کنند، اما این سنگینی به خاطر تنفر و حسادتی است که به دیگران دارند
برخی انسان ها تمایل شدید به دوستی با دیگران دارند، اما دیگران به آنها علاقه ندارند، نباید به این افراد هرچقدر هم دیگران رفتارشان و پوششان را دوست ندارند، بی توجهی کنند، او به یک هنجار شکن تبدیل میشود
-اقتصادی
گرفتن مالیات از طریق خرید ترافیک اینترنت، بهترین راه برای مالیات عادلانه است، چون اینگونه دولت میتواند از مالیات ثروتمندان به فقرا کمک کند و هم در قبال مالیات خدمات بفروشد، با وجود سیستم هوشمند حتی یک صدم درصد هم در حق کسی در هر طبقه اجتماعی ناحقی نمیشود.
گرانی برخی کالاهای کمیاب را می توان با هوش مصنوعی حل کرد و متخصصان آن را، آنقدر زیاد کرد تا تولید انبوه صورت گیرد.
هوش مصنوعی، کمک اصلی خود کفایی است.
دلار تبدیل به یک معیار برای دستمزد و تجارت برای همه شده است، که دولت را با چالش روبرو کرده است، بهترین راه مالیات سنگین بر ارز و یک واحد ارزی جدید در بین کشورهای یک سازمان مثل شانگهای است.
اجرای پروژه های هسته ای، تولید زباله رادیواکتیو را در پی دارد، که به صورت فرضی حداقل صدهزار سال طول میکشد تا شاید تشعشعات زباله فروکش کند، اگر میشود از زباله رادیواکتیو در ساخت ساختمان، آسفالت جاده، شیشه، سرامیک و غیره، استفاده کرد مفید بود، جدا از مشکلاتی که برای انبار کردن زباله، اعتراض مردم محلی، تاثیر بر حاصلخیزی خاک، آلوده شدن محصولات کشاورزی، پایین آمدن ارزش املاک و غیره، دارد، اما روشهای جدیدی ابداع شده که با تابش لیزر چندین برابر هستهای، انرژی تولید میشود.
حجم معاملات با ارز دلار و یورو در جهان بیشتر از تومان است، پس نمیتوان توقعی داشت با آن در جهان رقابت کرد، دو راه حل وجود دارد، اول بنا به رسم خودکفایی از تمام مساحت کشور برای تولید کالای مفید صادراتی استفاده شود تا آنقدر ارزآوری شود که اقتصاد جهان به کشور وابسته شود، دوم کشورهای عضو شانگهای ارز جدیدی را در رقابت با ارزهای غربی چاپ کنند.
در بیست و پنج سال بعد، دیگر کشوری به نفت و گاز، زیاد احتیاج ندارد و کشورهای صادر کننده باید از همین اکنون تا بیست و پنج سال آینده خودکفا شوند، مگرنه آنها برای تکنولوژی باید التماس همانهایی کنند که به آنها نفت و گاز میفروختند، که در نهایت مستعمره خواهند شد
رئیس جمهور می تواند به بهانه ساخت مکان رسمی هر ساله برای کاخ ریاست جمهوری، بعد آن را به ثروتمندان به قیمت بالا بفروشد تا از این طریق بودجه جبران شود
-سیاسی
ساخت عضو مصنوعی بدن برای بیماران در صف انتظار، بهتر از ساخت هزاران فناوری است که انسان بدون آنهم زندگیش جلو میرود، جان مردم وسیله خودنمایی علم دولتها به هم نیست، دولت بنا شده تا بحرانها را برطرف و از آنها جلوگیری کند.
سیاستهای دولتها در زندگی مردم باعث از بین رفتن صداقت و حقیقت میشود و افراد منافق و ریاکار میشوند.
حرف ها و دیالوگ های جالبی علیه ادیان و حکومتها میتوان گفت، اما بدون اثبات هیچ ارزشی ندارد، فقط اتحاد و همدلی مردم را به هم میزند.
در سیاست و ازدواج برخی با گذشت زمان به اهداف و آرمان های تعیین شده، خیانت می کنند.
معمولاً هر دشمنی بخواهد دولتی را بدنام کند، از قدرت سایبری اسم میبرد، که چگونه دولت در زندگی مردم جاسوسی میکند، اینگونه مردم در دام دشمنان میافتند و با بدبینی به دولت مانع پیشرفت کشورشان میشوند.
مسئولان دولتها به تلفات جانبی و نابودی روحیه و اعتماد به نفس مردم اهمیت نمیدهد و فقط نتیجه اقتصادی میخواهند.
انسان های کثیفی هستند کسانی که اکنون ایده دارند تا مردم را نجات دهند، اما سکوت می کنند تا خودشان زمانی که مدیر شده اند اجرا کنند
مسئولان زمانی که کم بیاورند از حقوق بشر مایه می گذارند و نمایش هایی برای انحراف افکار عمومی برگزار می کنند و مردمی که ابزار شدند هم کیف می کنند و گذشته را فراموش میکنند
مسئولینی که باعث مردن آرزو در دل مردم میشوند و نباید به آخرت خوب امید داشته باشند
درک زندگی مردم مخصوصاً جوانان برای مسئولان سخت است، چون آنها درد نکشیدند که درک کنند و از همان بچگی راحت بودند و انتخاب شده بالا آمدند
مسئول واقعی کسی است که گرچه وضعیت مالی خوبی دارد اما از حمل و نقل عمومی استفاده میکند و از تعامل با مردم در جامعه لذت می برد
افراد دنیا دوست، موفقیت همیشه لازمه ادامه حیات کاریشان نیست، بلکه باید رانت بازی هم انجام دهند
انسان هایی هستند که چند برابر یک مدیر کار میکنند و حقشان درآمد پایین و سختی نیست، فشار بر این افراد بیشتر از افسردگی و تفکرات پوچ گرایانه است که انسان به آن چنگ میزند
در پخشهای بدون حساب و کتاب دولت برای مردم، مجریان اولین چیزی که به فکرش میآید پنهان کردن برای خود است
طبقه متوسط و فقیر هر چه تلاش کنند، بیشتر باید سر تعظیم را برای طبقات بالا فرود بیاورند
مسئولین از آینده سخت دنیا به سبب مشغله بی مورد دنیا، نمی توانند اطلاع پیدا کنند و متأسفانه حرف افراد آگاه را هم گوش نمی دهند، آینده بی مرز، آب، غذا، فناوری و غیره خواهد بود
انسان هایی که در اطراف مسئولان هستند، باعث محدود شدن دید وسیع مسئول می شوند، باید دور مسئول را خالی کرد
اینکه کسب و کارها برای خودشان قوانین محدود کننده مشتری می گذارند تا سودشان حفظ شود ظلم است، اینکه نیاز یک نفر به خاطر قانون برطرف نشود ظلم است، مخصوصاً در زمینه درمان
این طرح میخواهد یک بار برای همیشه تکلیف مردم را روشن کند و این ظلم ها را که در حق هم، به خاطر سرمایه دنیا میکنند را پایان دهد، این فقط یک سیاست ساده می خواهد
یک نظامی وظیفه اش شجاعت است نباید از سخنرانی فرمانده هان را انتقاد کرد تا آنها کوچک شوند
امروزه دین و سیاست بازیچه فیلمسازان شده است تا با آن به تخریب و هدایت اعتقادات مردم بپردازند
-مدیریتی
انسان ها هر روز یک سوم از وقت خود را به تفکر می پردازند و در سفر که بیکارند تفکر بیشتر میشود، اما برنامه ریزی بد دولت باعث شده که این فرصت ها هم از دست برود و توانایی تفکر برای حل مشکلات و خلاقیت نباشد، اینگونه برای حل مشکل راه اشتباه میروند و در دام کلاهبرداران میافتند، و خلاقیت مساوی است با پیدا کردن راهکار مشکلات خود، سازمان، شهر، کشور و غیره است، که این هم از دست میرود.
وقتی قرار نیست کسی به راحتی، به علت محدودیت در آزمون یا شغلی قبول شود، پس نباید گذاشت چند سال زحمت بکشد و بعد بین هزاران نفر امتحان بدهد تا یکی قبول شود، این یعنی نهصد و نود و نه، دل در برابر یک جایگاه میشکند، بهتر است همه از بچگی ساماندهی شوند و ظرفیتها متناسب با اشتیاق بچه ها باشد.
درست است که بشر هوش مصنوعی را سالهاست کشف کرده و تکنولوژیهایی فوق العاده ساخته، اما به علت منافع اقتصادی کسی حاضر نیست، مدیریت آنها را سامان دهد تا زندگی مردم بهتر شود، دولت با مدیریت و هماهنگی این کشفیات می تواند نتیجه فراتر از انتظارش بگیرد.
کسی که میخواهد مسئول کشوری شود باید علاقه داشته باشد، نه حرص پول و مقام، متاسفأنه کسی هم که متواضع است، علاقه به مسئولیت ندارد، باید از سپردن کار به حریص و متواضع امتناع کرد.
خود مسئولان حاضر به ارائه جزئیات حقوقشان نیستند، چه برسد به غیره، وقتی سیستم جدید شود دیگر مسئولیتها افتخاری میشود.
انسان هایی که با کوچکترین نقد هم ناراحت می شوند خودپرست هستند و شایسته داشتن مسئولیت نیستند.
مسئولان پیر به فکر جمع آوری میراث برای فرزندان هستند، مسئولان جوان فکر بلند پروازانه دارند و برای پیری جمع آوری می کنند، در کل مسئول انسانی فقط رویای مردم را می خورد تا رویای خودش را به حقیقت برساند.
افراد با استعداد باید در سازمانهای کوچک کارهای بزرگ کنند، نه در سازمان بزرگ کار کوچک کنند.
متاسفانه امروز مسئولان فقط به دنبال راهکار برای گرفتن بودجه و وام بیشتر هستند تا ریخت و پاش کنند نه اینکه خروجی مفیدی داشته باشند
اگر قرار است بازنشستگان کار کنند، پس باید همه کار کنند، این طرح برای همه مردم برنامه و کار آفرینی دارد
یک مدیر باید با زیردستانش قدم بزنند، غذا بخورد، بازی کند و غیره، اما باید ابهت خود را حفظ کند، تا آنها با انگیزه و سریع کار کنند، مدیریت باید کوچک و تیمی باشد تا سرعت پیشرفت بیشتر باشد
وقتی در استخدام صحبت از سابقه میشود، معلوم است که آدم استخدام نمیکنند، ماشین میخواهد
-فرهنگی
میتوان به جای این که بچهها را برای نهی کاری، دعوا کرد که لجبازی کنند، باید کاری کرد تا او در نتیجه هدفش مأیوس شود، اینگونه منصرف می شود.
برای فرهنگ سازی، باید در مناسبت ها، بزرگان اعمال مفرح توصیه کنند، تا همه به هم کمک کنند و شوق زندگی بیشتر شود.
حتی شوخی های مجردی را هم نباید از همسر پنهان کرد، مانند حرف دوستان در جشن های مجردی یا غیره، چون نباید اتفاقی بیفتد که بگوید من دیگر تو را نمیشناسم.
سرگرم شدن هرکس به کار خودش باعث غفلت از خانه و نسل بعد می شود، باید هرکس برای دیگران وقت بگذارد تا وظیفه اش را در قبال دیگران انجام دهد، تا ساماندهی شوند، چون انسانها اینجا آمدهاند تا با رفتارشان باهم آزمایش شوند، نه اینکه به جمع آوری ثروت بپردازند و بعد هم رها کنند.
عدالت با قلم قاضی اجرا نمیشود، با روح و وجدان مردم اجرا میشود، تا مردم خودشان در حق هم عادل نباشند، عدالتی نیست، باید فرهنگ عدالت ترویج شود.
ازدواج یک تعهد بنیادی است که عشق، احترام، عزت، فداکاری و غیره را به ارمغان می آورد.
در مصاحبه ازدواج باید صداقت داشت تا بعداً مشکلی پیش نیاید، دروغ فقط نفرت به جا می گذارند.
زوج ها وقتی یکی می شوند که احترام و عزت هم را داشته باشند.
وقتی زوج ها کار دارند، بهتر است قبل از انجام کار، از هم اجازه بگیرند و حداقل یک دقیقه همسر را دلداری دهند.
به جای دوبله فیلمهای خارجی مخصوصاً مبتذل و پرطرفدار که دارای صحنه های پورن هستند، می توان یک نمونه ایرانی و اسلامی ساخت، همانگونه که خیلی از کشورها این کپی کاری را میکنند
همیشه باید حرف دل همسر را شنید و از راضی بودن او از شرایط مطمئن شد و بعد از شنیدن حرفش، نباید در برآوردن خواسته تعلل کرد
-آموزشی
وجود یک مربی قهرمان برای تخلیه روحیه جنگجویی بچه ها لازم است، باید در هر محله فردی باشد که قهرمان محله باشد، تا بچه های علاقمند از او تقلید کنند، دولت نباید کاری کند که آن فرد در نظر مردم کوچک شود.
تشویق بچه ها برای کمک به همسایه ها، با گذاشتن جایزه برای امتیاز کسب شده.
بچه ها برای خود ساخت و ساز داشته باشند، حتی اگر لازم است جایگاه نمادین در مشاغل داشته باشند، تا شغل مورد علاقه آینده خود را بشناسند و اگر خواستند تغییر دهند.
بعد از مطلع کردن دیگران از خطری، باید آنها را توجیه کرد تا لازم نباشد در مواقع اضطراری تصمیم اشتباه بگیرند و اوضاع را خراب کنند.
مردم آموزش چگونگی رفتار با کسی که به خودش آسیب می رساند یا خودکشی می کند یا زمانیکه حادثه رخ داده و مجروح کمک میخواهد ندیدند و برایشان اصلاً مهم نیست و فقط شروع فیلم برداری میکنند، با هوشمندسازی میتوان آموزش لازم داد.
والدین هر ساله بر اثر چشم هم چشمی و تصور نابغه بودن فرزندشان، چنان فشارهای فراوانی به بچه می آورند که بچه باید از دو سالگی خواندن و نوشتن بلد باشند، این بچه اگر در رقابت آینده اش شکست بخورد نابود میشود
از نسل دهه هفتاد، به بعد تفکرات خیلی پیچیده و غیر اسلامی شده است، که باید کنترل شود، وگرنه در آینده فرهنگ ملی و اسلام شیعی در باقی نخواهد ماند
-اخلاقی
هیچ انسانی دیگری را درک نمی کند و فقط زاویه نگاه خودش مهم است و میخواهد بر همه اعمال شود.
باور حقیقی برای خدا بی نهایت ارزش دارد، انسان نباید از دعا کردن خسته شود، حتی با این که بداند قرار نیست مستجاب شود.
همانگونه که خاصیت برای میوه و دیگر چیزها تعریف می شود، پس سفارش های دین به برخی استفاده از برخی اشیاء هم طبیعی است، چراکه انسان فقط یک بعد آفرینش میبیند.
هزاران قدیس هم میان انسانها باشند، اما تا ایمان در قلب مردم نباشد، موعظه فایدهای ندارد.
خدا همه چیز و یک چیز است، منبع تمام علوم و ارادهها خداست، اما دوست دارد که هر موجود واسطه صفتی باشد تا بندگان به واسطهها رجوع کنند.
اگر به فردی تهمت زده شود و او از همه جا ناامید شود تبدیل به همان می شود
انسان ها اگر اکنون قدر زندگی را نداند و فرصت جمعآوری اعمال نیک برای رضای خدا و پیروزی در امتحان الهی را از دست بدهند در آخرت چه میخواهند بکنند
انسان ها فکر می کنند که با حمل سلاح قدرت می گیرند، این درحالی است که توجه ندارند این قدرت را خدا به انسان میدهد و می گیرد
زندگی دنیا مثل یک تونل است که باید از تاریکی های آن عبور کرد تا به نور آخرش رسید
در این دنیا انسان ها هر چقدر هم ثروتمند و موفق شوند، باز جای خالی یک چیز در زندگیشان حس می شود
انسانی که به تعلقات دنیا وابسته است آن را مانند یک کیف سنگین هم می کند و این سنگینی باعث برهم خوردن تعادلش و مانع کسب خوشبختی است، هرچه کیف انسان سنگین تر شود خودش اذیت میشود، کیف سبک تر انسان را در رسیدن به خدا چابک تر میکند، پس این افراد حس حقارت نخواهند کرد
درست است انسان ها به تعقل دعوت شدند، اما برخی زیادهروی می کنند و به عالم روح توهین میکنند، چون به مقامی که دیگران دست یافتند حسادت می کنند
-هوشمند سازی
امکانات دیجیتال برای معلولان به خصوص نابینایان، شدیداً لازم است، مانند دستیار هوشمند که معلولیت به روش خود برطرف میکند.
هدیه های سالانه مثل تولد، برای افراد باید نیازهایشان را برطرف کند، با هوشمندسازی میتوان روز تولد یا هر مناسبتی را برای همه گرفت و خواستههایش را برآورده کرد.
داشتن مأمور عفو مشروط هوشمند
بازیابی پیام های سیم کارت و رمز های عبور
قیمت استانی فایده ندارد، بهتر است با ردیابی مسیر دلال، قیمت اضافه محاسبه شود تا هم شفاف سازی و قیمت نهایی مصرف کننده معلوم باشد.
اطلاع به همه افراد مرتبط و حتی نیمه مرتبط برای کمک اضطراری مثل حمل و نقل، مردم محله و غیره.
کنترل نداشتن دولت روی مجرمان رفع میشود.
اطلاع از روحیه افراد قبل از شروع گفت و گو، تا بدموقع مزاحم نشد.
میتواند متوجه گرمازدگی و هر مشکلی که در لحظه برای بدن پیش بیاید، بشود و کادر درمانی را با خبر سازد
حریم خصوصی افرادی که از بیماری رنج می برند، مثل ایدز، سرطان و غیره، را حفظ میکند و از درز اطلاعاتشان در جامعه جلوگیری می کند و شرایط آرامی را برایشان فراهم می کند
از زندانی شدن افراد در خانه جلوگیری می کند مخصوصاً زنان، و با افراد قلدر در خانه یا محله برخورد شدیدی می کند
از استفاده انسانها به خصوص زنان، برای تبلیغ، تن فروشی و هر روش درامد دیگر، جلوگیری و با خاطیان برخورد می کند
به افراد ثروتمند گزینه هایی به اندازه بودجه شان برای سرپرستی فقرا پیشنهاد میدهد
از دزدی های کوچک و بزرگ در پروژه های مختلف، مخصوصاً ساختمان سازی، پل و غیره، که می توان مصالح بیکیفیت آورد و از بودجه دزدی کرد، جلوگیری میکند
آنقدر سیستم پاک است که دیگر نمی توان کسی را در خانه یا ماشین لوکس و جدید دید و به او تهمت دزدی و قاچاقچی بودن زد
انسانها را از این اسارت که باید به خاطر عزیزشان در برابر هر ظالمی سکوت کنند، نجات می دهد و روابط همه را خوب میکند و دنیا بدون هیچ دادگاه و شکایتی دنبال میشود
دیگر کسی نمی تواند در جامعه فیلم بازی کند و ناحق را حق کند، همه چیز عادلانه به همه بر اساس نیاز شان می رسد
برای امداد رسانی مسیر را باز و چراغ های راهنمایی را تنظیم می کند، تا وسیله امدادی متوقف نشود
می تواند همه افراد بیمار را در محل کار و زندگی مخصوص جای دهد
هیچ شایعی نمی تواند قیمتی را افزایش یا کاهش دهد و همه موجودی، اصول و قواعد را لازم از تولید تا مصرف کنترل می شود
از نابود شدن زندگی افراد اخراجی جلوگیری می کند و به آنها فرصت میدهد تا فشار احتیاجات خانواده را مهار کند
کمک می کند تا حریم خصوصی در خانه، در برابر مهمان ها حفظ شود و مهمانان کنجکاوی نکنند و جرمی رخ ندهد
امنیت آنقدر بالا می رود که دیگر آدم خبیثی نمیتواند دختران را قاچاق کند
عوامل برهم زننده آرامش را از چشم داغداران دور میکند مثل وقتی که یکی از اقوام فوت کرده یا ایام سوگواری باشد، سیستم کمدی ها، آهنگ شاد و هر چیز که حس را خراب کند دور میکند، حتی برای کسانی که نزدیک چنین افرادی هستند هم این خدمات اجرا نمیشود
-نظامی
-حقوقی
-علمی
متأسفانه نخبه بد تعریف میشود، نخبه باید کسی باشد که هر روز ابداع و اختراع جدید کند، نه یک بار در عمرش اختراع کند و بعد هم فقط حقوق بی حساب بگیرد به این فرد تاجر می گویند، اینگونه همه باید نخبه محسوب شوند و حق ثبت اختراعی که دزدیده میشود
کشورهای پیشرفته برای مجهز کردن نیروهای پلیس، آتش نشان، امدادی و غیره، ربات کاربردی و کامل کننده محدودیت انسان می سازند، این در حالی است که مسئولان علمی و فناوری بسیاری از کشورها خواب هستند و فقط بودجه را حرام می کنند و چشمشان به کمک کشورهای پیشرفته است و سند چشم انداز امضاء میکنند
-امکانات
تمام بچه ها باید از پدر تولد تحت پوشش بیمه عمر قرار بگیرند تا بعد از ۵۰ سالگی که از کار افتاده می شوند استفاده کنند
-متفرقه
طبیعت یک کارخانه است که بر اساس حجم کار فعالیت می کند
برگزاری دادگاه های دوستانه خانگی برای اثبات جرم هایی که ثابت نشده تا از مجرم شواهد بگیرند
بهتر است همه معاملات داخلی با عرض معتبر نباشد و فقط ریال باشد تا مردم گرفتار بالا و پایین رفتن ارز شوند حتی خرید و فروش ارز
دنیا آنقدر رقابتی شده که همه برای پیشتازی، حتی نزدیکان خود را در تصور می کشند
اگر قرار باشد مجرمی به خاطر اعتراف بخشیده شود پس باید همه آزاد شوند
متأسفانه قانون چیزی شنیده میشود، اما در اجرای عدالت چیز دیگری دیده می شود
متأسفانه سیستمهای کنونی بستر لازم را برای پرورش مجرم آماده میکند، که در اصل نباید اینچنین باشد
عدالت فقط یک شعار ایدآل شده است و تا وقتی مجرم در میان مردم رسوا نشود، اجرایش مهم نیست، مردم هم چند روز اعتراض میکنند و به دولت فشار میآورند تا عدالت اجرا شود، اما چون حافظه مردم ضعیف است در کوتاهترین مدت جرم عادی میشود، و مجرم دیگری راحت کار را تکرار میکند، همانگونه که شمع ها و گل های قربانیان آب و پژمرده می شوند، جرم هم با آن فراموش میشود.
تکرار کلمه جرمی مثل تجاوز آنقدر برای دختر و خانوادهاش سخت است که آنها را نابود میکند، باید بستر مناسبی برای این مشکل پیدا کرد
بسیاری از مجرمان اکنون به خاطر نفوذ از جرم مبرا می شوند و یا دادگاه را سالها به تعویق میاندازند تا زندگی شاکی تمام یا خسته شود
جنایتکاران توجیه کارشان این است که وقتی همه انجام می دهند چرا من انجام ندهم
اعمال قانون با نهایت صداقت، برای جلوگیری از جرم
عدالت باید بی رحم باشد، قانون باید شکسته شود یا اجرا شود
اول باید با مخالفان هم صدا شد بعداً توجیه کرد
دیدن بعد دیجیتال مثل گذاشتن پیام یا راهنما روی اجسام و اجرای سیستم عامل و غیره
قانون گذاشتن و پوستر تبلیغاتش را چاپ کردن بدون نظارت فایده ای ندارد
هر ربات باید مخصوص کاری باشد، ربات چند کاره هم حجم زیادی می گیرد و هم نقاط ضعف بیشتری دارد
پرداخت هزینه خدمات با اسکن صورت
متاسفانه برخی دانشمندان قصد دارند پروژه کپی از انسان را طراحی کنند که اینگونه شاید شبیه باشد و جای خالی را در بیماری منجر به مرگ و بعد از آن پر کند، اما
فرار انسانها از هم باعث میشود تا به کارهایی که متنفر بودند روی بیاورند
انسان کپی شده نمیتواند راهبرد شخصیت اصلی را دنبال کند، چون تفکرات خودش را دارد
استفاده از خودروهای بدون راننده برای مناطقی که حمل و نقل ارزش اقتصادی ندارد
اگر شرکتهای سازنده سیستم عامل بخواهند، میتوانند به روزآوری نرم افزاری را منتشر کنند، که بشر را به قتل عام همدیگر وادار کند
معترضان باید بدانند که با برهم زدن نظم عمومی و خسارت به اموال هم، فقط باعث تلفات می شوند و خون بی گناهان که در اثر قطع آب، برق، گاز و دوری از خانه میمیرند، گردنشان است
اگر بحران جدی پیش بیاید و تامین معاش سخت شود، فقط افراد متخصص و کودکان برای دولتها ارزش دارند و باقی مردم باید بر سر ادامه زندگی بجنگند، پس باید رعایت کرد تا بحرانی پیش نیاید
تکنولوژی هوش مصنوعی اگر کنترل نشود، میخواهد به اثبات نبود خدا، با نابودی انسان از طریق عاطفه برسد.
خرابکارها میتوانند از طریق بازی آنلاین با هم پیام رد و بدل کنند
خیلی از خیرین با مجلس گردی، سعی در انحراف فکر بچه ها می کنند و برای خود موسسه می زنند تا از طریق آن درآمد کسب کنند و فرقه های جدید بسازند
شاید فرستاده شدن انسان به دنیا بعد از عالم ذر برای اثبات این است که انسان خودش جایگاهش را ساخته است
همه انسانها بهانه جنگیدن دارند فقط باید فرصتش پیش بیاید بهتر است انسان خاطره یکباره شیرین را با دوباره مراجعه خراب نکند
همه ادیان در نظر اسلام باید قابل احترام باشند تا بتوان تبلیغ کرد
متاسفانه هیچ کس برای یافته های دیگری اهمیت قائل نیست، مگر منابع درسی یا آزمون باشد
اگر فردی رسم و رسوم جایی که در آن زندگی می کند را قبول ندارد، یا باید تظاهر به پیروی کند یا باید آنجا را ترک کند، چون مردمی که چیزی را یکبار پذیرفتهاند دیگر تغییر دادنشان سخت است، حتی حق هم باشد
مقصر تروریست و افراطی شدن جوانان دولتها هستند که نمی توانند مردم را ساماندهی کنند، تروریست شدن به دین ربطی ندارد، بلکه به پوچ شدن آرزوی جوانان ربط دارد
اعتقادات هرکس مهمتر از راحتی دیگران نیست، نباید به خاطر وسواس و آداب اجدادی زندگی را بر اطرافیان سخت کرد
هر سازمانی برای مادران شاغل، باید فضای بازی کودک بسازد
برخی فکر میکنند که برای مردم تلاش میکنند و از رهبران انتقاد میکنند تا برکنار شوند، در حالی که وجود خودشان و تفکراتشان عامل بدبختی مردم است
اگر یک رهبر بی رحم تر از همه نباشد یک نفر از میان زیردستانش جرأت سرنگونی او را پیدا میکند و با مردم بی رحمی میکند، نباید فرصت بی رحمی در حق مردم را به کسی داد، یک رهبر در ظاهر باید قبای بیرحمی بپوشد
دولتی که نتواند زندگی و معاش مردم را رایگان کند به درد نمیخورد
برگزاری دادگاه با هوش مصنوعی
زندانیان بهتر است به شهرک صنعتی تبعید شوند و هرچه علم و تخصص بالاتر دارند به سازمان مربوطه تبعید تا در قبال جرمشان کار کند
گرفتن امتحان ازدواج، دوستی و غیره برای اثبات حقیقی بودن
جسم دیجیتال انسان ها می تواند مانند یک روح دنیا را بچرخد
برخی اوقات برخی افراد با تسلط یافتن بر دولت ها به وسیله ثروت، هک و غیره، باجگیری میکنند، برخی دولت ها در خفا تسلیم و برخی نه
اختلال در شبکه های اجتماعی
دولت آنقدر از هدف اصلی و کنترل اوضاع مردم دور است که یک خارجی صدقه می دهد
خانه های سیار یا دیجیتال برای رفع نیاز اولیه هرکس
هوش مصنوعی در برابر هوش خلقت چیزی نیست انسان های نادان چون به خلقت تسلط ندارند، با دیدن هوش مصنوعی ذوق میکنند
دولت ظالم دولتی است که به مسئولان اجازه میدهد حق مردم را در اختیار بگیرند و هرجور خواستند پخش کنند، مردم هم یا باید التماس کنند یا ناامید شوند، هوش مصنوعی می تواند جلوی این اتفاق را بگیرد
برخی جوانان هستند که کسی به خاطر ظاهرشان، چون که انسانی ساده میباشند دست کم گرفته می شوند و بیکار می مانند و دولت هم آنها را بار اضافه می داند، در نتیجه آنها از فقر و بیماری می میرند و برای کسی مهم نیست
وقتی برای برون رفت از مشکلات هوش مصنوعی چاره است، چرا دولتها میگذارد انسانها برای طلب حقشان به هم التماس کنند
کارمندان هر سازمان فقط دوست دارند بیکار باشند و حقوق بگیرند و کار مراجعه کنندگان را بدون دلیل به تاریخ دور یا انتظار تلفن بسپارند
کشور ها چنان تحقیرآمیز به یک پناهنده نگاه می کنند که انگار گناه کرده است که در کشور دیگری به دنیا آمده و حق هیچ چیز ندارد
دولتها نمیتوانند بگوید که بر سازمانی مسلط نیستند، حتی اگر خصوصی باشد، چون دو حالت پیش می آید یا دولت بیهوده تشکیل شده است یا چراغ سبز خود دولت است
چرا هر محله و شهرستان خود کالای مورد استفاده مردمش، مخصوصاً اساسی لازم خود را تولید نکند، که بیهوده برخی مردم عمر خود را در بین شهر ها تلف نکنند و در حوادث بحران ایی به وجود نیاید
هوشمندسازی میتواند جلوی کسانی که از بیت المال مفتخوری می کنند و کار مفیدی نمی کنند را بگیرد و آنها را از حرام نجات دهد
تصور بشر به آینده، به اندازه وسعت دید اطرافش است
هوش مصنوعی میتواند به آنها که مرکز توجه نیستند توجه کند و خلاقیت شان را نمایان کند، حرفهایشان کنجکاوی هایشان را جواب دهد
در خدمات اجتماعی، درمانی و غیره، هیچ فرقی نباید بین مردم باشد، عضو هر سازمانی هم که میخواهند باشند، باید تخصیص منابع یا برای همه یا برای هیچکس باشد
یقین یعنی اینکه بدانی اگر کاری کنی میدانی که آسیب میبینی یا میمیرید مثل دست گرفتن در آتش یا افتادن در درّه
علم نداشتن مساوی است با لذت نبردن از خلقت، البته تا مال خود انسان نباشد و توانایی ساختنش را نداشته باشد لذت نمی برد
چون مناسب محدود است بهتر است هر کس در آنجا که علاقه دارد کار کند و درآمدشان جمع شود و بین تمام مردم تقسیم شود تا یا کارها تقسیم میشود یا همه بهره ببرند
رهبران در هر سطحی از زمان که باشند، با شروع رهبری محافظه کار می شوند و انعطاف پذیری آنها جلوی تحولات اجتماعی، سیاسی و غیره، شدیداً کم میشود، تا این که رهبر بعدی بیاید و تغییراتی که در زمان آزادیش از آن لذت میبرده، اعمال کند، پس باید همیشه کودکان را با همه فرهنگها و تجربیات خوب و جدید آشنا کرد تا وقتی مسئولیت می گیرند محافظه کار نشوند
اگر مسئولان طرحی در دست اجرا دارند نباید آن را در وقت مناسب مثل نزدیک انتخابات اجرا کنند، شاید عجل مهلتشان نداد، یا شهاب سنگی به کشور خورد، یا اشتباه همه موشک های هسته ای جهان به سمت کشور شلیک شد
جاسوسان در جامعه ای که عدالت اجتماعی ندارد، روی سر مردم جا دارند
استفاده از فضای بزرگ ایستگاههای مترو برای بیخانمانها
تشویق به بازیافت، با امتیاز کوپن خرید یا معادل برنج
استفاده از بچه های معلول دارای عیب، مثل زخم در صورت یا اندام قطع شده، به عنوان قهرمان انیمیشن ها تا در میان بچههای عادی حس بدی نکنند
انسان ها همیشه اشتباهاً آخرت را شبیه دنیا می بیند، که مثلاً شب و روز دارد، ماشین آلات هست و هر چیز دیگر، در حالی که محدودیتهای انسان و دنیا عامل این تقدیر ها و اختراعات در دنیا شده است
با هوشمندسازی مردم سریع میتوانند موضع خود را در اختلافات داخلی و خارجی مشخص کنند
بهتر است محصولاتی که مردم می خرند اگر مواد بازیافتی دارد در سیستم ثبت و ردیابی شود، تا مردم را مجبور بازگردانی آن به سطل بازیافت کنند و محیط زیست را آلوده نکنند، قرار نیست وسایل یکبار مصرف در جایی نگهداری و انداخته شوند تا آلودگی ایجاد کنند، باید بعد از مصرف تحویل سطل بازیافت شود تا ثبت برداشته شود، چراکه وقتی بعد از مدت یک ظروف یکبار مصرف را پیدا میکنید میبینید که چنان وضعیتی پیدا میکند که انسان با دیدن آن احساس بدی میکند
خدمات درمانی برای همه رایگان شود، حتی با داروی خارجی هم که باشد، حتی اگر پزشکان و پرستار ها مجبور باشند به مکان دور افتاده بروند، هزینه باید با دولت باشد
متأسفانه وزارت خانه ها، شوراهای مختلف، سازمانها و غیره، همه در دست و پای یکدیگر هستند و زمان مشکل هم، شانه خالی میکنند و گردن هم میاندازند
شناسایی سریع جاسوسان، مجرمان و حتی از لحظه قتل باخبر میکند
در مواقع اضطراری مثل دزدیده شدن، زلزله، اقدامات خطرناک و غیره، راهنمایی کامل و بی عیب می کنند
همه وقتی در شغلی مهارت پیدا می کنند به فکر پول بیشتر می افتند و به دنبال شغل دوم می روند، که این فکر اقتصادی باعث ناکارآمدی و بی کیفیت شدنشان در هر دو شغل میشود و فقط این میان مردم چپاول می شوند
یک فرد خلاق و خوب در مدیریتی کلان بهتر است سه ما بیشتر نماند، چون بعد از آن فقط حقوق مفت می گیرد و کار مفیدی نمی کند
جلوگیری از اینکه کسی با پول بیتالمال یا سازمان، پنهانی یا خرید شخصی، سپردهگذاری، خرید سهام و غیره، کند
مدرسه دولتی خوب باعث بالا رفتن کیفیت یک محله میشود
جلوگیری از ثبت های اشتباه با مرجع جعلی
دیگر هیچ سازمان و هیئت مدیره نمی تواند چیزی یا مشکلی را از دولت و مردم پنهان کند، چیزی مخفی نمیماند تا گندش بحران به پا کند
مسئولان مرد هستند و بی حوصله، به همین علت کارها را به زنان می سپارند، زنان هم قوانین مضر برای خودشان را فیلتر می کنند، نباید فرقی بین زن و مرد باشد تا این مشکل تمام شود، زیاده روی باعث برهم خوردن محاسبات یک سیستم میشود
برخی می بینند زندگی مردم جلوی چشمانشان نابود می شود، اما به خود می گویند که به آنها ربطی ندارد و همین گونه زندگی خودشان هم تحت شعاع قرار میگیرد، چون اینها همه امتحان خداست و بر هم هرکس واجب است به وظیفه که به او محول شده و حسش کرده عمل کند، اراده انسان ها همان اراده خداست
می تواند زنان و مردان را در مسائل مختلف، متخصص و برابر کند، به گونه ای که هیچ چیز جز برتری فردی و مهارت معیار نباشد
هوش مصنوعی انسان را به سریع به سرنخ هایی میرساند که به راحتی به فکرش نمی رسد، چون همه اطلاعات دنیا را در لحظه دارد
هرکس حد خودش را دارد، باید آن را رعایت کند، مثل پنگوئن که نمی تواند بگوید من می خواهم پرواز کنم
کارکنان اگر بدانند بیکار میشوند با بهترین راه حلها برای حل مشکل مردم مخالفت می کنند
تأمین فقرا کار دولت است، اما مردم به واسطه خیریه ها این کار را میکنند، بهتر است نام مالیات، صدقه شود تا مردم بدانند برای چه این هزینه را میپردازند و باید چه شود
اتاق زندان بهتر است کوچک و تک نفره باشد و زندانی فقط برای هواخوری از آنجا خارج شود
می توان در همه جا غذای رایگان بین فقرا پخش کرد و بعد از ساعتی هر چه اضافه آمد را به جوانانی که با دوستانشان به بیرون آمده اند داد تا اسراف و خراب نشود
دولت بهتر است به جای انباشت بودجه همه باقیمانده بودجه را بین کسانی که هیچ درآمدی ندارند پخش کند و همه سازمان ها با کارمندان همین کار کنند، یا حتی با آن یک منبع درآمد برای فقرا تأسیس کنند
برخی کشورهای اسلامی نمی توانند در صنعت گردشگری با کشوری رقابت کنند، چون توریستها خدماتی می خواهند که اسلام اجازه نمی دهد و فقط خدمات مذهبی، تاریخی و فرهنگی می توانند ارائه دهند و حتی امکان تفریح وجود ندارد، چون در کشور خود توریستها بهترش هست.
اکنون اگر کسی به پلیس زنگ بزند و بگوید تنها هست و غذا می خواهد، خیلی لطف کند شماره رستوران می دهد، در حالی که باید شماره مخصوصی برای رفع مشکلات این چنینی باشد
دولت در محله سازی اشتباهات زیادی کرده است و هیچ پیوست فرهنگی در نظر نگرفته و فقط محل سکونت درهم برهم ساخته است
اگر بحث برابری زن و مرد است پسرها هم باید بتوانند مستمری بگیرند، چون بسیاری نمیتوانند کار پیدا کنند
محله محور نبودن باعث میشود که همه به فکر رفتن به شهرهای بزرگ برای پیشرفت بیافتند، که در نهایت به خاطر محدودیت بسیاری شکست می خورند
مسئولان وقتی میخواهند دستوری پشت تریبون بدهند بهتر است سند اجرای آن را همان جا مهر کنند، تا شعار نشود و مجریان انکار نکنند
زمانی مردم برای آزادی و حفاظت از ارزشهای میجنگیدند، تا مردم در جنگ هستند همه چیز خوب است اما زمانی که اوضاع پایدار میشود بسیاری حس میکنند که حالا باید پاداش بگیرند، اینجاست که بعد از مدتی دوباره مردم از آن ناراضی می شوند و دوباره جنگ به راه میاندازند، چون بشر نمیتواند غرایزش را کنترل کند و حسادت می کند
فرض شود که تکنولوژی، ابزار، نیرو و هرچه لازم است باشد، اما سیاست و راهبرد برای ساماندهی و پیشرفت تعریف نشده باشد، آن وقت چه فایده ای دارد.
گاهی می شود از خلاقیت دشمن برای پوشش نقاط ضعف استفاده کرد
برخی دولتها برای صرفنظر مردم از خریدن کالاهایی که تولیدشان سخت و کمیاب است، تئوری رژیملاغری را رواج میدهند که مصرف مواد گیاهی به جای گوشت توصیه میکند، حتی دستگاهایی اختراع شده که لوبیا، سویا و غیره را به شکل گوشت تبدیل میکند، اما در واقعیت نخوردن گوشت باعث بیماری میشود و گیاهخواران بعد از مدتی دچار مشکل میشوند، مثلاً میتوان حدس زد که پیدایش کله پاچه به این بر میگردد که وقتی اربابان گوشت گوسفند را میخوردند، باقی اعضا را دور میانداختند و رعیت ها آن را در دیگ میخوشاندند و چیز قابل خوردن به دست میآوردند، که در نهایت موجب شهرتش شد و اربابان همین را هم از آنها گرفتند، حال دولتها به عنوان برده ثروتمندان چنین کاری برای تامین آنها میکنند، تا مردم را به مرور به همان زندگی رعیت و ارباب بازگردانند، چون رژیم گیاهخواری مخصوص رعیتها بوده، آنها دام پرورش میدادند تا اربابان بخورند و خود علف دشت را با نان خشک میخوردند.
یک مسئول به این علت به کسی کمک نمیکند چون فکر میکند مردم دروغگو هستند در حالی که با سیستم هوشمند مستحق لازم نیست درخواست خود را حتی به زبان بیاورد چون سریع رفت می شود
مردم دو نوع مالیات میدهند یکی به عامر برای توسعه و بازسازی محله و یکی به دولت برای پروژه های کلان
متاسفانه برخی کارکنان علاقه به انجام کار مردم ندارند مگر یکی از دوستان خوب شان معرفی کرده باشد
عشق واقعی کسی است که بتوان همه چیز را به او گفت
زنان پیر نسبت به مردان بینش بهتری دارند و درد دیگران را بهتر درک می کنند
خدا همیشه پاسخ هر سوال را در دسترس و نزدیک قرار داده است، اما همه در دور دست ها به دنبال جواب می گردند و توقع شگفتی و معجزه را دارند
زندگی مجازی به انسان احساس بهتری میدهد و از وجودش بیشتر لذت می برد اما نمی توان تمام روز انجامش داد، چون به کار واقعی برای رفع نیازها احتیاج است
اگر فردی پیرو یک سیستم شود، سلسله مراتب را رعایت می کند تا به هدفش و مقامات بالا برسد، زمانیکه ببیند نمی شود سعی در سرنگونی سیستم می کند
همه انسانها برای انجام هدفی به زمین فرستاده شده اند، هدف هرکس همانی است که در آن قرار گرفته است و تا لحظه مرگ باید به آن پایبند باشد، حتی کشته شدگان از بیماری، فقر، در راه سیستم و غیره همه هدفی بودند
دنیا بر اساس تقدیر هایی آفریده شده که هر کس میتواند هر کاری بخواهد انجام دهد، حتی ظلم
گذشت زمان کاری میکند که علوم اصلاح شوند و انعطاف پذیر باشند
انسانی که قوه هایش بر او حکومت می کند، کافر است
با محدودیت ها هست که انسان متوجه قدرتش می شود
می توان با برگزاری کمدیهای میدانی مثل لوس بازی برای زنان و مردان، در ازدواج و غیره، البته در آستانه تحمل افراد، مردم را برای لحظاتی شوکه و شاد کرد
این طرح هدفش رفاه و شادی مردم است و می توان بودجه همه چیز را در قبال خدمات تامین کند، بدون تکیه به نفت، مردم هزینه شادی خود را می دهند
گرفتن مالیات بدون ارائه خدمات، نمونه بارز ظلم و بردگی مردم است، بهتر است به جایش از حقوق مسئولان و کارکنان که خدمات میگیرند کم کرد
وقتی کسی را برای مسئولیتی می گذارند یعنی نباید در آن مشکلی پیش بیاید، اما همیشه بعد از شروع بحران آن مسئول تازه یادش می آید که باید فعال باشد، نباید فردی که علاقه ندارد را در مسئولیتی گذاشت، اینگونه او به شغل دوم روی میآورد
هوشمند سازی می تواند عرضه و تقاضا را بدون اشکال و دقیق کند
نمیتوان به خاطر منافع اقتصادی دستورات دین را که بارها مراجع تذکر میدهند، را پشت گوش انداخت و فقط هرچه به نفع ثروتمندان باشد قبول کرد و هرچه نباشد تعویق انداخت
مسئولان انسانی با حرف اطرافیان دچار احساس میشوند و بودجه کشور را هدر میدهند، مثل فرستادن ماهواره که هزینه سرسام آوری دارد و بعد سقوط کند
دولتها مثل اینکه خوششان می آید، زندگی مردم در جامعه آشفته باشد، این باعث شده که بسیاری از مردم، از بیشتر کارها محروم شوند
اگر فرقی بین دو کشور نباشد، مردم مهاجرت نمی کنند
ارتباطات سه بعدی جدید نیاز به متقاضی، موتور و سخت افزار دارد، که در نتیجه دنیای جدیدی ساخته می شود
ایجاد اتاق مخصوص ورود به دنیای مجازی به شکل توپ
طرح میخواهد سیستم کنونی را به تعالی برساند و بعد شروع به ساخت دنیای جدید کند
همه کشورها و مسئولانشان، بخشی از یک بازی هستند، کشوری که حریف سرمایهداران نمی شود توقع دارد حریف اربابانشان شود
طرح می خواهد به جایی برسد که دنیای مجازی به کمک دنیای واقعی بیاید و عالم مجازی قابل لمس و احساس در دنیای واقعی باشد
همانگونه که حوزوی ها وارد دنیای دیجیتال شدند، علوم سیاسی هم باید وارد شود و نظریه جدید بدهد
ندیدن در ظلمت مخصوص همه موجودات نیست چرا که برای اجنه، فرشتگان و غیر، ظلمت محدودیت حساب نمی شود
محدودیت انسان باعث میشود که ابعاد دیگر آفرینش را نبیند، در حالی که دنیا پر از ابزار و اسباب و لوازم دیگر موجودات است، انسان حتی با طناب آنها را هم نمی بیند
با هوش مصنوعی می توان بسیاری از دادگاههای ساده را سریع حل کرد و حجم پروندههای در صف را کم کرد
انسانهایی که عشق خدا را حس کنند، دیگر به مخلوقات حسی جز دوست داشتن ساده ندارند و زبانشان را از بیان کمالات خود می بندند
مردم از دیدن تکنولوژی جدید شگفت زده می شوند، در حالی که این سال ها پیش اختراع شده است، اما به مرور عرضه شده تا منافع اقتصادی ثروتمندان حفظ شود
انسانها با یاد گذشته حسرت پیر شدن میخورند، اما انسانی که هدف خلقت را بداند حسرت کم کاری می خورد و مشتاق آخرت است
سازندگان پنجره باید بر روی آنها قابلیت نصب تی را بگذارند تا کسی از آپارتمان ها سقوط نکند و همچنین باید برای صرفه جویی، لوازم، کلید و پریزهای برقی، شیرهای آب و گاز، دارای تایمر هوشمند باشند
ماشینهای کوچک برقی برای روستاییان، به جای موتور سیکلت، چون اذیت می شوند
زندان ها باید به یک شرکت تولیدی تبدیل شوند
هر مسئولی در دوره خود میکوشد تا افراد هم کیش خود را به موفقیت برساند
همه علوم در یک سرور قرار می گیرند و هر ربات برای انجام بایدها، تیک های تخصصی را می خورد
هوش مصنوعی در مواقع اضطراری مردم را راهنمایی میکند، تا بحران ایجاد نشود
کسانی که به ورزش علاقه دارند در هر سنی که هستند باید برای آنها لیگ تشکیل شود، اینگونه رشته مورد علاقه افراد پیدا میشود و با استعداد ها بالا میآیند
برای درک بهتر جوانان، دنیا جایی است که سکه، اکسیر، الماس، صندوق، کارت و غیره، جمعآوری میشود، تا در آخرت بتوان ارتقاء های لازم را انجام داد
مهاجران هم باید فرصت برابر داشته باشند
در قرن بیست و یک فقط یک مسئول عقب افتاده و احمق، به انحراف افکار عمومی پردازد
خیلی ها شاید در مقابل دیگران خود را عادی نشان دهند، اما در خلوتشان فشارهایی که در تظاهر به روی خود نیاوردن را تخلیه میکنند، برخی حتی به خاطر حرف دیگران مانند کودک گریه میکنند
هیچ زمان نباید برای حرفه ای که به فساد آغشته شده تلاش کرد، تلاش اینگونه بدتر به آن ارزش میدهد، مثل انتخابات که ائتلاف ها سر آن با هم میجنگند
داشتن درایت مهمترین ملاک یک مسئول است
متاسفانه هر وزارتخانه یا سازمان برای خود قلمرو پادشاهی دارد، که باعث تداخل امور کشور با خودشان شده است، با هوش مصنوعی می شود از مسئولیت های تکراری و مفت خوری برخی جلوگیری کرد
نمیشود که هر سازمان همه تخصصها را در خود جای دهد، مثلاً یک سازمان مسئول هم حسابداری، هم تکنولوژی، هم پژوهش، هم مخابرات و غیره،
جامعه ای که مردم با هم خرافاتی عمل میکنند و تبعیض قائل میشوند، جامعه نیست جنگل است، افکار نامشروع باعث می شود تا همه در حق هم ظلم کنند
انسان ها در کنار هم باشند ولی در قلب هم باشند فایده ای ندارد
فرشتگان اختیارشان از انسان و جن بالاتر است، خدا انسان را با رفتار دیگری امتحان میکند
انسانی که از عشق خدا لذت میبرد، میتواند کارهایی کند که هزاران مرد قوی هم نمیتوانند، چون قدرتش را خدا می دهد
با هوش مصنوعی می توان اتفاقات را پیش بینی و محاسبه کرد تا واکنش مناسبی داشت
انسانی که به خاطر از دست دادن کسی یا چیزی کفر میگوید، یعنی به محبت خدا نرسیده است، حتی وقتی انسان موقع نماز به تلویزیون توجه دارد یعنی محبتش به تلویزیون بیشتر از خداست
تا زمانی که راز وجود دارد مردم کنجکاوی می کنند و برای حفظش باید هزینه کرد
کسانی که خودشان را بی طرف می دانند، یا می ترسند یا نفع می برند که سکوت می کنند
علت تنش بین افراد مخصوصاً با خانواده همسر این است که دو طرف میخواهند با تحقیر یکدیگر اقتدار و برتری نشان دهند، مخصوصاً اگر راز یا نقطه ضعف همدیگر را بفهمند
دولت باید به گونهای مردم را سامان دهد که اگر جیب یا حساب مردم خالی باشد، به پشتوانههایی که دولت برای آنها گذاشته، افتخار کنند و به دیگر کشورها فخر بفروشند
انسان های امروزی، به خاطر دیدن بازیگران در نقشه ثروتمندان دچار این اشتباه شدند که ثروت به انسان های زیبا تعلق دارد
به جای تنبیه فیزیکی بچه ها میتوان قانون تنبیه فیزیکی را گذاشت، اما در لحظه آخر که به پشیمانی شدید رسیدند آنها را بخشید و تعهد گرفت
وقتی یک چیز با ارزش را از کسی سلب کنند، او شروع به غر زدن میکند، او حق دارد و حتی اگر ضعیف تر هم باشد نباید با او برخورد کرد، او فقط معذرت خواهی میخواهد
انسانهای تنبل دوست ندارند کسی به آنها دستور دهد، لجبازی می کنند، سر خود تصمیم میگیرند و تا مجبور نباشند به دنبال خواسته هایشان نمی روند
کمک به کسانی که نمی توانند حجممصرفی دیتا را کنترل کنند، دسترسی به تنظیمات لوازم الکترونیکی توسط هوش مصنوعی
چیزهای جدید برای ورود به جامعه، نیاز به زمان یا حمایت دارند
همیشه باید به کار هوش مصنوعی نظارت کرد، چون ضریب خطا دارد
برگزاری مراسم های نمادین یا تبلیغی، با وجود فقر مردم، کاری خلاف وجدان است
بهتر است در طبقات آپارتمان ها به جای سرامیک از پوشش نرم استفاده شود
دولت ها نسل های جوان را از تحولات دنیا عقب میاندازند و این عدم هماهنگی با دنیا باعث میشود تا زمان برای جبران بیهوده تلف شود و همینگونه هر نسل، تاوان اشتباه نسل اول را بدهد
برگزاری بازی های رقابتی بزرگسالان، مثل تگ کردن
تاسیس متروی هوایی با غلبه بر جاذبه یا استفاده از گازها
ربات سه چرخ بیضی شکل برای امور کارگری
اگر کسی گزینه مناسب برای همسری باشد مشکلات را درک میکند و هیاهو به پا نمی کند
دسترسی به خدمات حتی در نیمه شب هم که باشد، مانند نیاز به کلیدساز، غذا و هر چیز دیگر
این سیستم فقط دارد زندگی مردم را تباه می کند، مخصوصاً کودکان و زنان
اگر نیروهای نظامی کشوری اقتدار خود را به جهان نشان ندهند مردمانشان در کشورهای دیگر مورد آزار قرار می گیرند، باید واحدی ایجاد کرد که فرد هتّاک را در کشور خودش تنبیه کند
ایجاد حوضچه های مصنوعی برای ماهیگیری و تفریح مردم
متاسفانه با این اوضاع می شود یک فرد را دزدید و در جایی دور از او بردگی کشید
نصب ربات برای مرزبانی
زنها نقطه ضعف مردها هستند و چه مردهایی بودند که به خاطر شهوت، قوانین نامعقول و متعارض گذاشتند
بارکد زیر پوستی به جای کارت شناسایی
مردم با بسیاری از سازمان ها آشنا نیستند و حتی با آنهایی هم که سر و کار دارند، نمی دانند که در کل چه وظیفه ای دارند، باید سیستمی باشد که حداقل یک دقیقه چنین توضیحاتی را بدهد
وقتی مردم کشوری به محصولات دشمن نیاز داشته باشند، دشمن میتواند آنها را تحریم کند، همانگونه که اکنون دشمن در زمینه اقتصادی و اینترنتی، کشورها را تحریم میکند، این تحریمها همه سیاست اربابان جهان است که از طریق آمریکا بر دیگران اعمال میشود
انسان نمیتواند آفرینش یک چیز، که توانایی خلق دارد را نابود کند، مگر اینکه خالق اصلی یا قوی تر آن را نابود کند
دخالت سیاستمداران در اقتصاد باعث سود شرکتها میشود، مخصوصاً اکنون که هر نامزد در انتخابات ها عوامل یک شرکت هستند
انتخابات و ترفیع باعث شده است که خیلی از فساد ها پنهان بماند و عاملش شناسایی نشود، یا کسی جای مفسد قربانی شود
متاسفانه هر کس وارد سیاست می شود هر چقدر هم خوش سیرت باشد، در نهایت بد سیرت می شود
در عالم خلقت همه چیز در سر جای خودش است، اما زمانی که از زاویه عالم سیاست دیده شود، هیچ چیز در جای خودش نیست و این عامل جنگ انسانهاست
گذاشتن اسم آزادی روی زندگی مردم اشتباه است، آزادی یعنی لازم نیست انسان به هیچ قانونی پایبند باشد، آشغال بریزد، قتل و دزدی کند و هر کار دیگر
دنیا آنقدر بد شده که کسی جرأت نمی کند به همسایه ای که نمی شناسد صبح بخیر بگوید و حتی مردم بدون سلام کردن از کنار هم بی تفاوت می گذرند، سیستم مزخرفی به جهان اعمال شده است
افراد ثروتمند حتی از انجام کارهای پست لذت میبرند، چون میدانند تفریح است و در نهایت با شهرت به خانه میروند
این چیزهایی که اکنون برای مردم مد شده، در گذشته هم بودند، اما چون اکنون یک فرد معروف اسمش را میبرند مد می شود
زمانی که خدمتگزار ها نباشند، افراد ثروتمند آنقدر زباله به دور خود جمع میکند که در آن خفه میشوند، حتی نمی توانند غذا تهیه کنند، باید قیمتها برای آنها بیشتر باشد چون زحمت نمی کشند
همانگونه که پزشک نباشد بیماری جولان می دهد، کارگر کشاورز هم نباشد مرگ بر اثر گرسنگی جولان خواهد داد، باید با سبد کالا در اوقات بیکاری کارگر او را تامین کرد
منظور از برابری حقوق فقیر با پزشک این نیست که مبلغ برابر بگیرند، بلکه حقوق شهروندی است، باید به افراد فقیر امکانات و خدمات برابر داده شود، یعنی کالای درجه یک، ابزار و ماشین آلات کمکی و غیره بهره ببرند، معیار سنجش برابری برای فقیران است، تا از حداقل نیازهای زندگی بهره مند شوند چون بسیاری از روستاییان زمین ندارند بلکه کارگر هستند، غذای آنها نان و برنج خالی است و شدیداً صرفه جویی میکنند، در آخر هم در اثر درد و رنج بیماری طولانی فوت میکنند.
طی کردن پله های ترقی در هر شغلی اداری باید با حقوق یکسان باشد مثلاً از اولین پایه حقوقی تا بالاترین باید در همه مشاغل اعمال شود و همه برابر باشد
مسئولانی هستند که ادعا میکنند قدرت تغییر وضع بد را ندارند، در حالی که قدرت تغییرات در دست خودشان است
دولتها برای سبکی بار خود دلال ها را ایجاد کردند، اما حالا پشیمان هستند و تنها راه رهایی هوشمندسازی است، هیچ کس نباید در قیمتها دخالت کند
قبل از هر اقدامی باید قوانین را دانست، اما متاسفانه مسئولانی پیدا می شوند که با اولین نظر می خواهند اقدام کنند، تا زمانی که بفهمند قافله را باختند
هوش مصنوعی می تواند بدون اتصال به سرور اینترنتی مرکز، با اتصال به نزدیکترین اطلاعرسان رادیویی فرد را از مرگ حتمی در اثر اقدام نابجا نجات دهد
با هوش مصنوعی می توان اوقات غیبت یا بیکاری کارمندان را از حقوقشان کسر کرد
سن ازدواج باید به هفت سالگی کاهش یابد چون بلوغ پسران از هفت سالگی شروع می شود، آن ها همان گونه که به استمناء عادت کردند، به همسر هم خواهند کرد
مردم اگر مظلومیت و سختی گذشتگانشان را می دیدند، دیگر هیچ زمان از وضعیت خود ناشکری نمی کردند، آنها در محرومیت شدید بودند
مردمانی که جنگ را از نزدیک لمس نکرده اند، نمی توانند حال جانبازان را درک کنند و فقط به دنبال حاجت گرفتن از شهدا هستند، در حالی که شهدا هم این اقدام مردم را نمیپسندند، درد جنگ را باید از زندگان پرسید
بشر می تواند سفینه های بزرگی بسازد، که مانند ابر شناور باشند، بدون هیچ سوخت و سوزی
خیلیها جنگ را ساده میپندارند در حالی که در جنگ حتی ممکن است به دست دوستان کشته شد
پیدا کردن استعداد ها سخت است، چون باید در جامعه بدرخشند که با سیستم کنونی ممکن نیست، حتی در زندان ها هم میشود استعداد یافت
مسئولان میتوانند تا ثبت محمولهی توقیفی، هر مقدار بخواهند برای خود بردارند
مردمی هستند که به خود سختی میدهند و ذره ذره جمع میکنند و فکر میکنند سود کردند، در حالی که بیمار میشوند و باید چندین برابر سودشان را خرج درمان کنند تازه آنجا هم فکر سود هستند
اثبات ساختگی بودن تصادفات
اگر دموکراسی نبود دنیا سالم تر و پیشرفته تر از اکنون می توانست باشد
متأسفانه دختران از دست متجاوزان در امان نیستند و در پایین شهر ها خانواده ها نمی توانند حتی یک لحظه دختر را تنها بگذارند و در بالا شهر هم آنقدر خانه بزرگ است که خانواده متوجه ورود متجاوز نمی شوند
بسیاری از تجاوز ها در سکوت می مانند چون برای برخی پدران آبرو و اعتبار مهم است و برای برخی مادران نجات جان دختر و آیندهاش
مردم از نجات مظلوم از ظالم به خاطر ترس از نابودی فردایشان میترسند، در حالی که یک فردایی هم باید به خدا جواب پس بدهند
اگر مسئولان خدمتگزار مردم هستند پس چگونه یک برده از ارباب خود ثروتمندتر است، عدالت ایجاب می کند که در این دوره حداقل حقوق را بگیرند، چراکه پذیرش مسئولیت در کشور اسلامی با الگوی حضرت علی علیهالسلام، باید افتخاری باشد
جمعیت بالا و کمبود تولید کننده موجب کمیابی و گرانی میشود، اما اکنون تولید کننده و سرمایه دار که کم نیست با این حال بی کیفیتی و گرانی است
دادستان هوشمند که می توان از آن هزاران ربات با حافظه بی نقص گرفت
هوش مصنوعی می تواند علاقه صاحبش را پیدا کند و در مواقع فراموشی، حافظه باشد
بچه ها حرف و تجربه بزرگسالان را درک نمی کنند و دوباره اشتباهات را تکرار میکنند، بزرگترها فقط می تواند خدمات به ارث بگذارند تا بچهها دچار محرومیت که آنها شدند نشوند
نمیتوان به به خاطر مسائل سیاسی، اقتصادی و غیره، بچگی را از بچهها گرفت این بزرگترین ظلم است
عامل همه تضاد ها و درگیری ها محدودیت هایی است که دولتها ایجاد می کنند، در یک سیستم باید همه فعال مردم باشند تا از بیکاری شورش نکنند
بچه ها راحت قانع می شوند، فقط باید یک ماموریت به آنها برای رسیدن به هدفشان داد تا آن را یک پله برای رسیدن به هدف اصلی بدانند
باید برای مردگان بسیار احترام قائل بود و افتخار کرد که او در میان اطرافیانش زندگی می کرده است، اما اکنون جای خالی هیچکس، به کسی جز زنان بیوه و بچه های یتیم، ضربه نمیزند
مردم اگر عقاید و خرافات هم را به یکدیگر القاء نکنند، می توانند به راحتی در کنار هم زندگی کنند و حتی بدون کلامی فردی را هدایت کنند، فقط کافیست انسانیت ببینند
این بسیار مسخره است که کارمند در قالب قانون عمل کنند، اما مدیر که با آنها فرقی ندارد و او هم اشتباه میکند، می تواند احساسی عمل کند و فراتر از قوانین تصمیم بگیرد، این همان بردگی است، با سیستم هوشمند دیگر نیازی به اجازه مدیر نیست و کارمندان میتوانند به مردم بدون خطا و عادلانه کمک کنند
بسیاری هستند که وقتی از آنها شکایت می شود انکار می کنند و معمولا هم پلیس و قاضی مدرک می خواهند، با هوشمندسازی هدف مورد شکایت بدون دخالت انسانی در حریم خصوصیش، زیر نظر گرفته می شود تا شواهدی اگر باشد پیدا شود، دیگر کسی نمی خواهد در شکایت هزینه های اضافی پرداخت کند و سریع هم جواب می گیرد
بهتر است برای پلیس مجموعه کشفیات سالانه از دزدی های که در محل انجام می شود کم شود و بر اساس مثبت و منفی بودن نتیجه پاداش یا کسر حساب شود
در آپارتمان، همسایه ها حال هم را رعایت نمی کنند ممکن است کسی بیمار روانی باشد و نتواند صدا را تحمل کند
بهتر است قیمت کالاها یک واحد ثابت باشد و پول رایج به آن واحد تبدیل تا خرید انجام شود
از زمان شروع زندگی آپارتمانی، مرگ و میر مردم در اثر حوادث بیشتر شده است، در آتش سوزی نجات دادن افراد جامانده سخت است، در زلزله سنگین افراد زیر آوار میروند، با گرفته شدن آسایش مردم با رعایت نکردن همسایهها، افراد بی خواب و بیمار میشوند، باید در این شیوه زندگی یک بازنگری اساسی کرد
گرفتن سالگرد شاد، برای افراد نزدیک به مرگ
نمی توان افراد را در دسته زن و مرد قرار داد و از یک طرف یک برتری به مردان داده شود و از آن طرف هم یک چیز جایگزین به زنان داده شود تا مثلاً عدالت رعایت و ساکت شوند، یا باید پیرو قوانین الهی بود یا قوانین بینالمللی، بهتر است برابری حاصل شود تا دیگر کسی احساس تبعیض نکند
هوش مصنوعی می تواند باعث شود که سربازان خبره و قوی باشند و سطح آمادگی خود را بدانند
بهتر است تمام سهمیه های خاص، شهدا، ایثارگران، زنانه، مردانه و غیره، برداشته شود، چون فقط نفرین و نارضایتی به دنبال دارد
نسل جوان با چالش برابری زن و مرد روبرو است و دیری نیست، که بحث رجال از هر قانونی پاک شود
بعضی اوقات مردم شجاعت را به کارهای اشتباه وصل می کنند، در حالی که باید هوش و ذکاوت معیارش باشد
چون جانشینی فرزند به جای پدر، یک رسم اشتباه است بهتر است عالم ترین فرد زمان جانشین شود، حتی اگر یک روز از عمرش باقی و زن باشد، هرچه دوران حکومت کوتاهتر باشد بازدهی بیشتر دارد
کشور ها همیشه در حال جنگ داخلی مسالمت آمیز بر سر شکستن قوانین هستند، مخصوصاً کشورهای اسلامی که مردمانی دارند که قوانین الهی را پوچ می شمارند و به دنبال جدایی دین از سیاست هستند، نمونه بارز آن تلاش برای تغییر قوانین ارث، برابری جنسیتی، گردشگری، حجاب و غیره
متاسفانه سیاستمداران اسم های مقدس را روی چیزهای ناقص میگذارند و آن را بدنام می کنند
هوش مصنوعی کنونی دارای خطای بالا و کم کارآمدی است
روزانه زنان و کودکان زیادی مورد ضرب و شتم خانگی قرار میگیرند، اما دولت از چند مورد آن باخبر می شود هرچه کمتر شاکی مراجعه کند برای دولت بهتر است، اما هوش مصنوعی حساب تمام ظلمها را دارد
نیازمندان میتوانند همان همسایه کناری افراد باشند، اما آنقدر این انسانها بزرگ و درون ریز هستند که کسی متوجه نمی شود، با هوش مصنوعی می توان بدون فهمیدن انسانی و بی آبرویی فردی، نیاز افراد برطرف شود
بسیاری ازدواج را فقط برای رابطه جنسی و فرزند می خواهند، در حالی که این آرامش و روابط عاطفی که انسان را راضی می کند
افرادی که میخواهند باهم ازدواج کنند باید طبعشان، غذاهای مورد علاقه شان و غیره، یکسان باشد وگرنه یکی باید فدای دیگری شود یا آنقدر تنش میان آنها باشد تا از یکدیگر جدا شوند
وقتی سیستم محل محور باشد همه هدفمند میدانند باید به هم کمک کنند
دولت باید برای همه یک صندوق هدیه سالانه ایجاد کند تا در مواقع اضطراری یا عید داده شود
زندگی شهری باعث شده که انسان ها خود را از زندگی ساکت و آرام محلی محروم کنند
تروریستها با ایجاد هرج و مرج، فرصت قویتر کردن خود را مهیا میکنند
سیستم بزرگ باعث می شود وقتی در بحران کسی می میرد، مسئولانش با خنده از کنار مسئله بگذرند و کشته شده را مقصر مرگش بدانند، در حالی که سیستم کوچک به تمام مردم دسترسی دارد
ایجاد زندان والدین برای بچه ها لازم است تا درست و با محبت بزرگ شوند
برای حذف یک محصول مانند شکر از زندگی مردم باید جایگزین ها را فراوان و ارزان کرد
برگزاری جشنواره های فصلی، مثلاً در زمستان یخ و برف و غیره
از زمانی که قبض پیامکی شده اشتباه در ثبت بدهی پیشین و سردرگمی پرداخت کنندگان پیش آمده است، باید سیستم اصلاح شود
صفحه لیست نیازمندان فوری و غیره
جمعیت آنقدر زیاد شده که باید مدیریت ها کوچک و در حد محله شود، اما همه به دنبال خوشنامی در همه جا هستند و اگر میتوانستند به جهان هم خودنمایی می کردند
دولت آمریکا برای کنترل جهان برای هر زمینه مثل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و غیره، سازمان ایجاد کرده است، تا کشورها و بازار جهانی را کنترل کند، جاسوسان در سازمانها نفوذ و شاغل میشوند، و هر زمان که لازم باشد افراد مهم را حذف و راهبردها را کنترل می کنند تا در مسیر سود آمریکا حرکت کند
همیشه مردم اکنون دیگران را میبینند و حتی نمی پرسند او چه کارهایی کرده و چه شده است؟ چون تجربه دیگران برایشان مهم نیست و سوابق اجرایی ثبت شده مهم است
سن فقط یک عدد است و نشان تجربه بیشتر نیست، چون یک فردی بیست ساله تجربیاتی دارد، که یک پادشاه صد ساله هم نتوانسته آن را کسب کند
خدا همان گونه که درد را رایگان میدهد، درمان را هم رایگان داده است، اما این سیستم بشر آنقدر فکر منافع اقتصادی است که این چیزها را نمیفهمند و بابت همه چیز هزینه می خواهد
اگر مسئولان مردم را خانواده خود می دانستند از هیچکس پول نمیگرفتند، مخصوصاً برای درمان
خوانندگان می توانند آهنگهای بسازند که علمی باشد و یک مبحث درسی را یاد دهد
ثبت همان لحظه علت هزینه توسط مسئولان
افرادی که همراه با کار کردن دکترا می خوانند، یعنی رساله ها را خودشان ننوشتند و سیستم استخدامی که بر اساس نحوه درس خواندن این افراد باشد تکلیفش معلوم است، چون این افراد فقط حافظه قوی دارند و خلاقیتی مدیریتی ندارند
در جهان افرادی که جلوی اربابان میایستند و با آنها می جنگند، بردگان سرکش نامیده می شوند، آنها در جهان یک قلمرو کوچک برای خود دست و پا میکنند و آنقدر بر اهداف قوانین خود پایبند میمانند تا دیگران را هم بیدار کنند، تا جلوی اربابان ایستادگی کنند
تفاوت شدید جرم دو جسم می تواند به خسارت کمتر به هم منجر شود، مثل انسان و پشه ریز
دانشمندان مسیر نابودی مردم را میبیند و میخواهند مردم را مطلع کنند، اما مسئولان همه چیز را خوب جلوه می دهند و از مردم می خواهند که به دانشمندان بیتوجهی کنند
مسئولان مردم را کارگری میبیند که باید برای منافع آنها هدایت شوند
مسئولان همیشه به کار خود افتخار میکنند و اگر اشتباهی رخ دهد، می گویند انتظار درصدی خطا داشتیم و شکست کامل را هم عین خیالشان نیست
چندین نمونه قرارداد برای هر گروه و سازمان تهیه میشود تا معترض نشوند، مثلاً برای رضایت مجلس یک نوع، برای شورای نگهبان یکی دیگر، برای وزرا یک نمونه و همین گونه ادامه می دهند، تا تصویب شود
در قدیم برای تهیه یک صحنه مبلغ زیادی هزینه می شد، اما اکنون با یک نرم افزار بدون هزینه بهترین صحنه ها آماده می شود
تزیین شهر با واقعیت مجازی، با سلیقه هر فرد و هر زمان هم بخواهند عوض میشود
توربین شناور عظیم، برای تولید برق
هوش مصنوعی می تواند کیفیت ساخت و سازها را بسنجد و خرابی ها را پیدا کند، حتی اگر کوچک باشد، مثل بازسازی آسفالت ها
انسانی که هدف و امیدی داشته باشد، از سخت ترین مشکلات، بیماری، جراحت و غیره، میتواند نجات پیدا کند
شرایط و نگاه مردم به هم باعث شده است که کسی جرأت نکند جلوی دیگران کودک درونش را آشکار کند، چراکه در نظر همه تحقیر می شود
انسان حتی عالم ترین یا ثروتمندترین هم باشد، غذایش را تا دهانش میتوانند بیاورند، دیگر کسی جای او نمی تواند غذا را ببلعد و حضم کند و کسی نمی تواند جای دیگری خود را تخلیه و ورزش کند، بعضی از کارها هرچقدر هم هوشمند شوند باز به تلاش انسان نیاز است
انسانی که به خاطر حسادت به فکر نابودی دیگران است فرصت های خودش را هم می سوزاند
هوش مصنوعی می تواند واسطهای باشد تا افرادی که نمیتوانند توقف کنند خرید خود را در خواست تا آن آماده و در مسیر تحویل داده شود، مانند راننده اتوبوس
اطلاع از حضور غیاب کارمندان بدون خطا
اربابان حتی در نقش یک زیردست میان مردم زندگی میکنند، تا بدون شناسایی شدن راهبردها را به بردگان اطلاع دهند
وقت هیچکس بیهوده نمی گذرد و همه فعالیت می کنند
ظرفیت محله ها را می سنجند و هرجا لازم بود گسترش می یابد
مدیران سرشان شلوغ است و منشی ها هم سرگرم ساماندهی کار مدیر، باید یک مدیر جداگانه برای رسیدگی به کار مردم باشد، که هوش مصنوعی میتواند این معادله را تنظیم و مدیران را هماهنگ کند
واکنش از روی عصبانیت برای خانواده قربانی هیچ سودی ندارد و فقط یک قتل و گناه بیشتر صورت میگیرد، باید از راه قانونی پیش رفت تا بتوان به عدالت و جبران خسارت رسید
علت پیروزی شیطان در زندگی بر انسان عمر و تجربه طولانی است، او برای خود در دنیا در طی این سالها امپراتوری عظیمی بنا کرده است و با تمام اختیارات و محدودیت هایی که خدا مقرر کرده آشنا است، یک انسان با توجه به اینکه عمرش کوتاه است و باید برای مبارزه از گذشتگان تجربه کسب کند، که این کار را نمیکند، احتمال شکست بالایی دارد به خاطر همین اکثر مردم در گمراهی به سر میبرند، چون با توجه به خصلت انسانی که دارند شیطان مانع از رفتن انسان به راه درست می شود و مردم را پیرو و برده خود میکند، برای پیروزی در این امتحان الهی باید اول امپراتوری شیطان با شناخت و بعد با او مبارزه کرد، بسیاری از ادیان و فرقههایی که ادعای مبارزه در راه حق علیه باطل را دارند، میتواند نوعی دام و بازیچه می باشد که شیطان قرار داده است، برخی ادیان شاید در ابتدا حق بودند اما اکنون با نفوذ پیروان شیطان دیگر حق نیستند
همه جدا از ملیتی که دارند دوست دارند به عنوان یک پادشاه بر دنیا حکومت کنند و این حرکت حتی با حذف نام پادشاه از اسم افراد، بازهم ادامه دارد و کشورهایی هستند که رئیسجمهورشان خود را رهبر دنیا میداند و بسیاری دیگر هم در فکر شکست دادن و تصاحب این نام هژمونی جهانی هستند
انسان هایی که به خاطر مقام و مال دنیا، به دنبال مسئولان و ثروتمندان میافتند، حتی اگر نتیجه هم بگیرند خود را خوار کردهاند و در برابر خدا ارزشی ندارند، چون برده همان نتیجهاند و بعد از مرگ کیفر اعمالشان را خواهند دید، در دنیا همه آزادند هر کاری، حتی اگر پست ترین باشد را انجام دهند
یک کشور یا باید به سیستم جهانی متصل شود و قوانین بینالمللی را بپذیرد یا در کل بیخیال ارتباط با جهان شود، چون دنیا فقط یک ارزش و ارباب را می شناسد و در همان راهبرد حرکت میکند
هوش مصنوعی نمیگذارد مسئولی عمداً یا سهواً برای منافعاش، اشتباه یا ریسک کند، تمام تحلیل های لازم را به همه مسئولان و صاخب نظران منتشر میکند، تا مشکلی مثل ساخت برج بر قنات صورت نگیرد
در کشور خانه های نوساز خالی زیادی وجود دارد که میتواند سرپناهی تمیز برای مردم فقیر، بی خانمان و کسانی که در محله های کثیف زندگی می کنند باشد، اما دولت نمی گذارد که همه چیز مرتب و سرجایش باشد، اما با هوشمندسازی هیچ غفلتی ممکن نیست
کمک میکند قوانین بدون کاغذ بازی و تعلل طولانی به محض ابلاغ، اجرا شوند
می توان قوانین بینالملل را پذیرفت و با هوش مصنوعی بدون خطای انسانی و غفلت لحظه ای آنها را دور زد
به مرور همه کارکنان حذف میشوند و روباتها کار میکنند و مردم آزادند تا به سرگرمی هایشان بپردازند
دیگر کسی نمی تواند شایعه پخش کند، چون اعلان های لازم در لحظه به همه رسانده می شود
طرح قصد دارد برای مردم زندگی طراحی کند که بدون نیاز به کار کردن درآمد داشته باشند و همه از امکانات برابر بهره ببرند و رقابتی دیگر در کار نباشد، مگر برای آنها که خودشان میخواهد
دیگر لازم نیست نگران تجمع مردم برای اعتراض به حقوق، تبعیض و غیره بود، چون مشکل همه را ساماندهی می کند
دیگر مسئولین نمیتوانند آمار دروغ بدهند و جوپراکنی کنند تا تلاشهای خود را خوب جلوه دهند
سرعت تصویب قوانین را شدیداً بیشتر می کند، چون تحلیل های دقیق و عیب یابی لازم را در لحظه انجام میدهد تا مسئولان چیزی اشتباه تصویب نکنند
آنقدر اعتبار مردم بالا میرود که ضامن نمی خواهند
کسی نمی توانند مدارک تقلبی صادر کند
رای گیری های درون سازمان ها به گونه ای می شود که هم افراد صلاحیت دار نامزد میشوند و هم نمی گذارد برتری نفری طرفداران خریده شده، عامل برنده شدن باشد، چون رای دهنده ها را توجیه و متخلفان را شناسایی می کند و حتی می توان در رای گیری کشوری هم از آن کمک گرفت
رهگیری تمام مبلغ بودجه، حتی یک تومان، تا به دست مصرف کننده برسد، حتی کمکهای بینالمللی را هم رهگیری میکند
بودجه را در لحظه می بندد و همه مجوزها، طرحها، پروژه ها و غیره، را چک میکند تا کار بیهوده و ناهماهنگ نباشد و بر اساس شرایط و نیاز مردم منابع را تخصیص می دهد و مردم هم مشارکت دارند
توانایی کارکنان را بدون گرفتن هیچ آزمونی میسنجد و افراد لایق را در جای مناسب قرار میدهد
پوشش دادن هزینههای کسی که ندارد، بدون اینکه به سازمانی مراجعه کند و از کسی کمک بخواهد
به تمامی مبالغ راکد دسترسی دارد و نمیگذارد لحظهای در اقتصاد اثر منفی باشد، چون از همه توان استفاده میکند تا ضرری نباشد
مالیات را حساب شده می گیرد و به کسی ظلم نمی شود همه جوانب و ضرر مالیات دهنده را میفهمد
پرداخت بدهی و دیه و افراد، بدون تعلل و نمیگذارد چیزی از مسیر غلط تسویه شود
می تواند آمارهای تقریبی مطرح شده را با دقت بالاتری حساب کند و حتی به حد فرد محاسبه کند
در تصویب طرح های مناسب مردم تعلل نمی کند
واردات و صادرات را کنترل می کند
نمیگذارد کسی جریمه و مالیات ناعادلانه پرداخت کند
بورس را کنترل و سعودی میکند، اگرچه در کل دیگر نیازی هم به بورس نیست مگر برای سرگرمی مردم
بازسازی دیجیتال دنیا برای زندگی مجازی
کنترل محصولات کشاورزی و دامی متناسب با صادرات و واردات، تا کسی مجبور به کشتن و نابودی محصولش نشود و دپو نشود
خودرو ها را کنترل و هدایت می کند
نمی گذارد که نقطه ای از کشور آلوده باشد، حتی با مدفوع حیوان در خیابان ها
دیگر کسی نمیتواند شواهدی را پنهان کند و حتی شواهدی پیدا میکند که روح خود شاکیان هم خبردار نباشد
هیچ تولیدکنندهای نمی تواند بهانه بیاورد که به دلیلی محصولش گران شود
هیچکس نمیتواند کسی را بدزدد و پنهان کند، کوچکترین ظلم و جرم را هم شناسایی میکند
دیگر نیازی نیست کلاسهای حضوری کامل باشد، همه با جسم مجازی وارد کلاس و با هم ارتباط برقرار میکنند، مانند همان حضوری سابق
کنترل استاندارد همه محصولات تولیدی قبل از تولید، تا کسی چیز غیر استاندارد نسازد و به مردم قالب نکند، از همان اول محصول را در جهت صحیح تولید هدایت میکند
کنترل افرادی که بیماری مسری دارند تا دیگران را آلوده نکنند
میتواند به داوری در ورزش کمک کند
میتواند دامها را به چرای مجازی ببرد
دوره کارهایی که باعث تحقیر و تمسخر مردم برای اعتقادشان میشود تمام میشود
نگاه کردن به کسی که فعالیت می کند انسان را تشویق به آن کار میکند
از جناح ها و جانبداری های سیاسی و زاویهی جلوگیری میکند
بسیاری از آموزشهای بچهها ترجمهای از فرهنگ غرب است، در حالی که باید با زبان و فرهنگ کشور هماهنگ باشد
مردم آنقدر اعتبار دارند که دیگر وثیقه گذاشتن لازم نیست
رساندن استعدادها به صحنههای بینالمللی، حتی تحلیل میکند که چقدر شانس دارند
کمک سریع به حل معادلات بحرانها
کنترل تمام وقت افراد خارجی، بدون لحظه ای استراحت
اطلاع از وضعیت حیات افراد و به محض علائم اضطراری مثل سکته اعلام می کند
در مذاکرات و جلسات به افراد برای تصمیم بهتر کمک می کند و درصد موفقیت را در لحظه محاسبه میکند
مردم را از مناطق شیوع بیماری دور نگه میدارد
به مردم حس اعتماد میدهد
کنترل برند مصرفی مردم، تا تداخل برند، مخصوصاً در دارو پیدا نکنند و باعث یکسان شدن فرمول همه تولیدکنندگان می شود
کمک به هواشناسی در محاسبه وضعیت هوا
کمک به مردم در برگزاری مراسمات مخصوص ایام، تجمعهای معنوی و غیره
آشوب ها را شناسایی و در همان ابتدا متوقف میکند تا خسارت و تلفات ایجاد نشود
همه دانشآموزان را با سبک و علاقه آنها، آموزش میدهد تا برابر شوند و هیچکس افت تحصیلی نکند
کمک به مردم و پلیس برای شناسایی چهره با جمعآوری اطلاعات زمانی و مکانی محل جرم و افراد حاضر
کنترل مصرف برق بر اساس توان نیروگاه و در شرایط لازم بار را کم می کند تا مردم محرومیتی حس نکنند
شناسایی سریع مکان نقص، برای شرکتهای آب، برق و گاز
شناسایی موارد اضطراری برای کمک و بازسازی بدون نیاز به زنگ زدن کسی
ایجاد اتاقهای مجازی آموزشی، مثل موزهای با دیوار نویسی و عکس
شناسایی انسان خسته، یا خارج از حالت تعادل و جلوگیری از رانندگی و هر کاری که منجر به حادثه میشود
آنقدر مسئولان مشغول کارهای دیگر هستند که پروندههای انباشته شده را فراموش کردند، هوش مصنوعی همه را حل و قابل اجرا می کند و چیزی بایگانی نمی شود
فردی که دوست ندارند کسی به او توهین کند، پس خودش هم نباید به کسی توهین کند
برخی آنقدر مشغول کسب مقام و ترفیع هستند که به جای تحقیق و کسب علم مفید، به بیراهه می روند و مانع پیشرفت هستند، چه نیاز به بررسی دیدگاه گذشتگان و کپی پژوهشها است
با هوشمند سازی کسی جرأت آشوب پیدا نمیکند، که مسئولان بخواهند اعدام یا جنگ کنند
پوشش سراسری همه سخنرانی ها، ختی مساجد محلی
جلوگیری از دزدی و رؤیت انسانی سوالات آزمون ها تا لحظه شروع، و برگزاری در شرایط خاص و امنیتی با کمترین هزینه
هزینه دولت را به حداقل ترین حد تصور می رساند
همکاری و هماهنگی لازم برای روزهای خاص که مراسم خاص دارد
دیگر نیاز به نشست سران قوا یا هر سازمانی نیست، چون هماهنگیها را انجام میدهد و نشستها دیگر جنبه تفریحی دارد
یک زمان تکنولوژی نبود و مسئولان باید به میان مردم میآمدند، اما اکنون که هست چرا دوباره مسئولان به میان مردم می آیند و پیامها را بایگانی میکنند و نمی خوانند
دیگر لازم نیست کسی به زندان برود، مجرم جریمه روزانه میدهد، اگر هم شغل ندارد، به کار اجباری دعوت و جریمه از حقوقش کم می شود
به کسانی که قصد قتل همدیگر را دارند اخطارهای لازم را میدهد و تا میتواند جلوگیری میکند با هر روشی که ممکن است، اطلاع به پلیس، دخالت دادن مردم اطراف، استفاده از ماشین ها
احتمال وقوع جرم شدیداً کاهش پیدا میکند
انگیزههای لازم را به تولید کنندگان میدهد و مشتری لازم و عادلانه پیدا میکند، حتی برای صادرات
هیچ کس نمی تواند پولشویی کند و اموال نامشروع را پنهان کند، حتی رشوه های کوچک و به صورت کالا
ساماندهی خدمتسربازی
یارانه های کالا به هر خانواده بر اساس نیاز میرسد
پرداخت عادلانه به همه مردم
پیدا کردن افرادی مناسب برای کسانی که فرزند، پدر و مادر ندارند و رساندن آنها به هم تا مشکل نداشته باشند، حتی اگر لازم باشد حافظه آنها دستکاری شود
می تواند عملیات هایی که منجر به مرگ است را بر عهده بگیرد و اطلاعات را خارج کند
جاسوسی دشمن و شناسایی تمام نیروهای آنها در مواقع عملیات تا غیر نظامی ها آسیب نبینند و سربازان دشمن به راحتی فرار نکنند و ماموریت لو نرود
راهنمایی برای انجام کارهایی که به سلامت افراد کمک می کند و جلوگیری از زیاده روی فرد در اشتباهات
کمک به پیدا کردن دقیق سوال یا تحقیق مورد نظر به هر زبانی که باشد
کمک به بهبود شرایط بدن حتی ریزش مو
پیدا کردن فرمول های جدید مورد نیاز هرکس برای انجام پروژههایش، حل معادلات و راهنمایی گام به گام اجرا
جلوگیری از ارائه شواهد نامربوط از همان ابتدای تحویل
ارائه دستور آشپزی با توجه به علاقه و سطح هزینه و شرایط سلامت فرد
اکنون حتی رئیس جمهور یا هر مسئولی از زندگی همسایگانش خبر ندارد و فقط ظاهر قضیه را می بیند، در حالی که هوش مصنوعی همه را میبیند و کمکهای لازم را میکند
نمی گذارد هیچ انسانی از اعتماد و دلسوزی دیگران سوء استفاده کند
حضور مردم در کنار هم هیچ چیز جز آلودگی صوتی و آزار دیگران به همراه ندارد
کمک به سرمایه گذاران برای گرفتن پروژه ها
اطلاع والدین از تمام لحظات بچهها
مسئولان علم کافی ندارند و از طرح ها هم علمی می خواهند که درکش نمی کنند، پس مطالعه نکرده نظر می دهند که پژوهش، علمی نیست، در حالی که اصلا نمی دانند تعریف علم چیست؟ و نیاز مردم چه چیزی است
اطلاع به رانندگان در نقاط کور، مخصوصاً کامیونها و هر ماشینی که دید خوبی ندارد
تنظیم درآمد همه مشاغل بر اساس حجم کار، هزینههای تولید و خدمات و تعداد مصرف کننده
اخطار دادن برای اعمال اشتباه، مثل پرت کردن بچه به بالا، عصبانیت و غیره
همیشه عده ای پیدا می شوند که با دیدن یک چیز جدید حسادت کنند و علیه آن تبلیغ کنند، تا کسی به دنبال آن نرود
پیشنهاد ترفند در مواقع نیاز
پیشنهاد پوشش روزانه برای خروج یا ماندن در خانه
اعلام زمانی که انسان آسیب می بیند یا می خواهد به کسی آسیب بزند
کمک به ثبت رکود های خاص
کمک به پیدا کردن دوستان، حتی اگر اتفاقی در یک مکان حاضر شوند
مناسبتهای روزانه را به مردم یادآوری می کند، به گونهای که آن را حس کنند و نهایت استفاده را بکنند
جلوگیری از اینکه گروهی بتواند کنترل بازار را در دست بگیرد
هوش مصنوعی میتواند قراردادها، قوانین، توافق ها و غیره، را کنترل کند، تا کسی از ضوابط خارج نشود و حتی بندهای خوب را در دیگر قراردادها پیشنهاد می دهد
کمک به افراد تا سردرگم نشوند و همه کارها را در زمان خودش انجام دهند
انسانها حتی زیباترین همسران را هم داشته باشند باز هم خسته میشوند
انسان را از کار دور میکند تا به کارهای دیگر و آزادی بیشتر برسد
جلوگیری از این که کسی مزاحم شود یا قوانین شخصی فرد را زیر پا بگذارد
کمک به آشپز ها برای بهینه و به تعداد پختن وعدهها
انسان ها آنقدر سرگرم روابط جدید و پر زرق و برق می شوند، که روابط گذشته و کوچک را فراموش می کنند و بی اهمیت می دانند
دنیا به گونه ای طراحی شده که انسان هر چقدر هم از فرصتها استفاده کند و قدر لحظه ها را بداند باز حسرت بخورد، نباید از محبت خسته شد، مخصوصاً در حق پدر و مادر
اعلام و کمک به بازسازی بافتهای فرسوده کشور
برخی علم را فقط فرمول فیزیک یا یک کشف با میکروسکوپ و تلسکوپ میدانند، در حالی که اینها تجربی است و به تامین معاش مردم کمک خاصی نمی کند، علوم دیگری هستند که زندگی مردم را بهتر میکنند
فقط یک نیروی خوب در جهان وجود دارد و آن هم منجی بشریت است، مابقی همه شرور هایی هستند که بر سر منافع دنیا با هم میجنگند
مردم به راحتی میتوانند نقد هایشان را بی کم و کاست به گوش خود مسئول مربوطه برساند، بدون هیچ واسط، دفتردار و منشی
همه می توانند به دروغ مسئولان اعتراض کنند بدون ترس از محکومیت و تشکیل پرونده ای
همه کارکنان مسئولان، خودشان از ظلم همکارانشان بیداد میکند، اما باز از هم حمایت میکنند، زمانی که مسئولی از ظلم دیگری دفاع کند، این دنیا را رد کرد، آن دنیا چه توقعی دارد
می تواند هماهنگی بین سازمانی و یکپارچگی اطلاعاتشان را انجام دهد
همه جنبنده های آسمان، زمین و دریا را تشخیص و مکان نمایی کند
مکان همه چیز را بهینه سازی و مناسب کند
قبل از اقدام کارکنان را مطمئن کند
ارتباط اضطراری را بدون دردسر وصل کند
مشتری های فروشندگان و متخصصان را به گونه ای زیاد و عادلانه می کند، که خدمات ارزان بدهند و درآمدشان بالا باشد
زندگی قرار نیست هیچ زمان آسان باشد، چون این یک امتحان است نباید وقت را از دست داد، و از لحظه ها استفاده نکرد، باید به دیگران محبت و یاری رساند تا شانس قبولی داشت
انسان هایی هستند که ادعای عالم بودن میکنند، اما با گرفتن مسئولیت مردم را از نان و عدالت دورتر می کنند
تشویق و کمک مردم به پرورش یک درخت میوه یا محصول کشاورزی
به دادگستری در کشف مدارک جرم شدیداً کمک می کند
کمک به سینما برای ساخت فیلم با کیفیت و فروش بالای آن
پوشش همه مردم با یک ضریب، بدون اعمال هیچ سهمیه ای
آمار دقیق و زندگینامه اموات در قبرستان ها قرار داده شود
ربات ها باید به شکل کارگران کوچک بامزه باشند و علاوه بر کار، مردم را خوشحال و سرگرم کنند
انسانی که علمی را ندارد نمیتواند بحثی راجع به آن را درک کند، تا تحلیل های لازم را برای رسیدن به جواب و حل بحران به دست آورد
ساخت ربات های فوق العاده غولپیکر برای انجام پروژه ها، اینگونه سرعت سازندگی و عمران زیاد میشود
مهمترین عامل علاقه مند کردن مردم به یک محصول برانگیختن حس شهوت و کسب پول بدون زحمت است
همجنسگرایی فقط عامل تخلیه شهوت است و نفعی به حال کسی ندارد و این وسط فقط مردان ضرر میکنند و ازدواج کم می شود
متاسفانه بازیگران و افراد زیبایی که عکس و فیلم خود را منتشر میکنند، فقط عامل آسیب به مردم مخصوصاً مجردها هستند
مانع از خروج ارز بی مورد میشود، تاجران ضرر های خود را از تحریم و بازار جهانی از جیب مردم کشورشان می گیرند و آن را تبدیل به ارز و دوباره خارج می کنند و باز هم ضرر میکنند و اینگونه تمام سرمایه ها و درآمدهای ارزی کشور را به باد میدهند و تورم افزایش پیدا میکند
در تعامل دو انسان با هم تبادل انرژی های خاصی قرار داده شده است، که جذب آن باعث ارتقاء یا تنزل میشود، مثلا وقتی خدا توصیه به ازدواج زن و مرد کرده است، دلیلی مأورای دید بشر در عالم خلقت دارد، به همین علت خدا به انسان راهنماییهایی به صورتهای مختلف کرده است که در عالم خلقت انسانی متضرر نشوند، برای مثال یک کاراکتر بازی ویدیوی باید اعمالی را انجام دهد تا انرژی و امتیاز لازم را کسب کند و بتواند خود را ارتقا دهند
برای حل مشکل شهوت انسان نمی توان از فیلم، عکس و زیبایی ها خلاص شد، اما میتوان با ازدواج های زودهنگام تنش عصبی را شدیداً کم کرد
استدلال انسان را به فهم و دانایی می رساند تا بتواند علوم مختلف و عالم خلقت را درک کند
ربات هایی که قابلیت تبدیل به شخص مورد علاقه یک نفر را داشته باشند و او را متنفر کنند تا از علاقه پوچش دست بردارد
برای خلاصی از زنا، لواط، استمناء و غیره، باید ازدواج زودهنگام را رسم کرد، سطح نگرش بشر را به دنیا بالا برد و هم راه های تخلیه مناسب را آموزش داد
هوش مصنوعی می تواند عوامل تحریک را تا حدّ امکان کم کند و همسران را در مقایسه با دیگران بهتر جلوه دهد
بچهها باید به گونهای پرورش یابند که همه مشاغل را مناسب و پردرآمد بدانند
انسان را وارد شبیهسازی میکند، تا بدون هیچ گناهی با روش تبدیل چهره زوج ها به افراد مدنظرشان، روابط تازهای را طراحی کند
انسان را به اتاق هایی شبیه سازی شده ای می برد تا مدتی با افراد مشهور بدون هیچ حلقه امنیتی و دیواری دیدار کنند
برای انسان های دیوانه شرایطی را می سازد که به خود و دیگران آسیب نزنند و درمان شوند
حسابداری و حسابرسی دقیق تمام عملیات های مالی و حساب ها و بستن بودجه بدون خطا و سریع
مانع حرکت یا راهاندازی ماشین آلاتی میشود که آلودگی هوا ایجاد می کنند
بدون نیاز به انجام فیزیکی امور که باعث خروج وسایل نقلیه بیشتر شود و هوا را آلوده میکند، میتواند کمک کند تا امور را از خانه کنترل و نتیجه نهایی را میدهد
درصد آلودگی هوا را اندازه و اجازه عبور از مسیر آلوده را نمی دهد و به طرح زوج و فرد هم کمک میکند
مانع از تصادف و زنجیره ای شدن آن می شود و سریع همه را از خطر آگاه میکند تا توقف کنند و مسیر خطا را ادامه ندهند
دیگر لازم به انجام سفرهای داخلی و خارجی خاصی نیست و انجام همه دیدارها، جلسات و مذاکرات در اتاق های مجازی ممکن میشود
دیگر لازم به سهمیهبندی کالاها مثل بنزین و پخش کارتهای دست و پا گیر نیست، همه اطلاعات افراد، حسابها و سهمیه هایشان، بدون نیاز به کارتی با اسکن فرد قابل استفاده است
دیگر نمی گذارد حزبی و جناحی، عمل شود و همه را زیر یک پرچم قرار می دهد تا فریب گروهی را نخورند و به لابیگری و جنگ داخلی پایان میدهد
چون از همه جنبش ها اطلاع دارد، میتواند به افراد قرنطینه کمک کند، تا افراد فقط در موارد اضطراری از خانه خارج شوند، مگرنه تنبیه می کند با قطع دسترسی اینترنت یا ابزار دیجیتالش زمانی که از خانه خارج شود و غیره
هوش مصنوعی شرایط را میسنجد و نمیگذارد وقت مسئولان و مردم برای مذاکرات بی نتیجه تلف شود، از نیت افراد باخبر میشود و خباثت را نمیپذیرد
نمیگذارد یاد و نام خدا فراموش شود و همه اعمال، رفتار و مناسبت ها را یادآوری می کند و کمک به اجرای آسان آن بر اساس توان و حوصله افراد میکند
مردم را از خطر نزدیک آگاه میکند تا از حادثه فرار کنند، مثل آتش سوزی، سیل، طوفان و غیره
آبروی افراد را حفظ می کند و آنها را از مهلکه نجات می دهد و بدون اطلاع انسانی اگر لازم باشد برای آنها جایگزین پیدا میکند، مثل خوابآلودگی، ناتوانی در نگهداری ادرار و غیره، حتی میتواند بعد از آبروریزی توجه ها را منحرف کند یا چیز دیگری نشان دهد
حجم بحران را اندازهگیری و نیروهای لازم را اعزام می کند
میتواند تمام خواهان عدالت را در جهان با هم علیه مستکبران متحد کند، تا از هم حمایت کنند
متاسفانه بسیاری اوقات پیش می آید که انسان از شرایطش راضی نیست، مثل خانواده، دوستان، سر و صدا و غیره، بعضی چیزها را هم که میخواهد به سنش نمیخورد، مثل فرد مورد نظرش برای ازدواج، کار مورد علاقه و غیره، یا خیلی چیزها که به ثروتش نمی خورد، مثل خرید کنسول بازی، ماشین، خانه و غیره، هوش مصنوعی تا حدودی می تواند این نواقص را جبران، شبیه ترین جایگزین را پیدا کند و هرچه نمیشود به راحتی خرید را، کاری میکند که حداقل یک بار بتوان امتحان کرد
الگوی مصرف مردم را اصلاح می کند
سیاست دولت ها به گونه ای است که به جای انجام روش جدید به همان روش قبلی وصله و پینه میزنند و راه جدید را قبول ندارند
اگر ابزارهای موجود اختراع نمیشد این مسئولان با همان روشهای قدیمی از مردم کار میکشیدند، آنها فقط میخواهند مصرف کننده باشند و از اختراعات دیگران بهره ببرند و دوست ندارند مردم خودشان مخترع باشند
هماهنگ کردن قوانین داخلی با قوانین بین الملل، بدون اینکه ضرری متوجه اهداف و آرمانهای اصیل کشوری شود، بهترین راه حل را پیدا و پیشنهاد می دهد
نظارت بر قیمتها و رقابت شرکتها با هم و حتی شرکتهای نامربوط را با هم هماهنگ میکند تا تداخلی در کار دیگری نداشته باشند، مثل ظرفیت انبار مقصدها
کارکنان عمداً آهسته کار میکنند تا اذیت نشوند و در حالی که بیکارند میگویند وقت ندارند و همین گونه پیشرفت کشور را عقب میاندازند و نانشان را حرام می کنند
مسئولان از تحولات دنیا خبر ندارند و باعث میشوند مردم از بسیاری از تکنولوژیها و بچهها از بسیاری از اسباب بازی ها محروم بمانند
کشورهای پیشرفته حتی برای ساخت اسباب بازی سیستم پیچیده و سازمان یافتهای دارند و هزینه زیادی بابت تست محصولاتشان می پردازند، تا دولتشان آنها را بخاطر آسیب به جان و مال مردم جریمه نکند
مسئولان، حال خانواده شهدا، جانبازان و معلولان را درک نمی کنند و فقط اکنونشان را می بینند و بجای کمک به آنها، نقد و قضاوتشان می کنند، هوشمندمصنوعی همه را درک میکند و این سهل انگاریها را جبران می کند
متأسفانه خانواده ها، فرزندان را شدیداً کنترل میکنند یا آزاد میگذارند که باعث تربیت بدشان میشود و اینگونه آنها در زندگی زناشویی و روابط اجتماعی با مشکل مواجه میشوند
خرابکاریها را محاسبه و تحلیل میکند، تا مانند تخریب چاه گاز ترکمنستان، تصمیم اشتباه گرفته نشود
مسئولان برای خودنمایی می خواهند به جای مردم تصمیم بگیرند و در زندگی ها دخالت کنند و حتی کاش میتوانستند اقتصادی فکر کنند و فقط توهم عاقل بودن دارند، هر گروه خودشان باید برای خودشان تصمیم بگیرد
بزرگسالان، کودک درون دارند و متاسفانه مشکلات زندگی مانع از آزادی آن می شود، هوش مصنوعی برای همه وقت آزادی ایجاد میکند، تا کودک درونشان را آزاد کنند
برخی انسان ها همه را رقیب می بینند و حتی اگر شرایط محیا باشد، بر سر هدف میجنگند و کتک کاری میکند
انسان ها علاقهی خود را فدای کارهایی میکنند که از آن لذت نمی برند، فقط نفع بیشتر و سریع میخواهند، حتی در ورزش و لاغری هم به دنبال راه سریع برای رسیدن به نتیجه هستند
هیچ قاتل و هر نوع مجرمی نمیتواند فرار کند و از همان لحظه ارتکاب در لیست تعقیب قرار میگیرد
کمک مفید به حیوانات مخصوصاً آنهایی که در حال انقراض هستند تا جمعیتشان گسترش یابد
کمک به نام ناخدایان وصیادان در دریا تا از حضور دزد دریایی آگاه و نیروی نظامی سریع باخبر شود، حتی در حوادث دریایی میتواند راهنمای افراد باشد
دیگر لازم نیست برای عوارض برچسب گرفت یا ایستاد یا اصلاً پرداختی داشت، همه چیز حساب شده و عادلانه بر اساس کاربران و میزان استفاده محاسبه می شود
یا سازمان و وزارتخانه زده نشود یا اگر زده میشود دیگر معترض نباید وجود داشته باشد، اعتراض مردم یعنی بیهوده پول بیتالمال هدر رفته است
خیلی ها عجله دارند اما کارکنان مربوطه آنها را به تاریخ های دور میسپارند، اینگونه آن فرد وقتش تلف، هدف و انگیزش خنثی میشود
سرگرمی های جدید موجب می شود تا انسان روابط گذشته را نادیده بگیرد و آنها را دلخور کند
پسران و دخترانی که عاشق هم باشند برای لمسی یکدیگر عجله ندارند و از هر فرصتی سوء استفاده نمی کنند
کنترل جمعیت سگها، گربه ها، موشها و غیره
پیدا کردن کار برای کارگران فصلی، مثل کشاورزان و ایجاد سرگرمی های لازم برای آنها در اوقاتی که بیکار هستند
می تواند سفر در فضا را برای مردم در دستگاه توپی شکل شبیه سازی کند و چنان واقعی باشد که همه چیز حس شود
هیچ تبعیضی در هیچ سازمانی صورت نمی گیرد و همه استخدام می شوند و در رتبه مناسب با مزایای برابر قرار میگیرند البته به شرط مفید بودن کارشان، به درصد پیشرفت حقوق میگیرند
دیگر لازم نیست طرحی آزمایش اجرا شود، خودش احتمالات را محاسبه میکند و وقایع گذشته را هم در نظر میگیرد
حساب تمام پولهای در دست مردم را دارد و اگر معاملهای به هم خورد یا کسی دیگری را دور زد، سریع مبالغ را برمی گرداند و دیگر نیاز به رعایت سقف پرداخت نیست
چون همه مسئولان خودشان می دانند که کم کار هستند، از هم شکایت و گله میکنند اما باز هوای همدیگر را دارند
هوش مصنوعی به زنان و مردان امکانات برابر می دهد و لازم نیست سازمانها دو شاخه شوند
همیشه افرادی هستند که خودشان محبوبیت ندارند و به همین سبب از اشخاص محبوب در انتخابات حمایت میکنند و بعد خودشان حکومت میکنند
دیگر هیچ سازمانی نمی تواند، فردی یا چیزی را از قوه قضاییه قضاییه و دیگر سازمان ها مخفی کند
کنترل اولیه افراد تازه مهارت یافتهاند، مثل رانندگی و غیره
می تواند در آخر وقت که میوه و دیگرمحصولات میخواهند خراب یا منقضی شوند، همه مردم را مطلع و کالاها را تخفیف دار کند، یا میتواند بین فقرا عرضه کند
بچه ها باید بدانند که بعضی وقت ها همه چیز طبق برنامه پیش نمی رود، آنها با خیال و آرزوی خاص بزرگ میشوند و میفهمند که اشتباه می کردند، نباید گذاشت فرزندان، دوباره راه خیال نسل قبل را طی کنند و زندگیشان تباه شود
اطلاع به مسئولان از زمان انقضای لوازم اضطراری، مثل کپسول آتش، جعبه کمک های اولیه و غیره
به خوردن غذای مناسب با حال و هوا افراد توصیه میکند و در مهمانی ها هم به میزبان توصیه هایی درباره مهمان می کند
ایجاد مکانهایی برای خواب کوتاه، همراه با پذیرایی مانند کافه و رستوران
ابداعات جدید همیشه از چشم مسئولان پنهان می ماند چون خودشان آن را ابداع نکردند و درک هم نمی کنند، تا زمانی که آن مخترع مسئول شود، اینگونه عقب ماندگی شدیدی حاصل می شود
به روز آوری لحظهای تمام اطلاعات در نقشه بدون خطا، مثل تصادف، تعطیلی و غیره
به آنهایی که از دیدن برخی چیزها ناراحت می شوند کمک می کند تا آنگونه که بخواهند دنیا را ببینند، مثل ندیدن زنان بی حجاب
انسان ها در هر مقطع سنی باید تجربیات مخصوص را کسب کنند و دولت باید هزینه را فراهم کند
مجرم دیگر نمیتواند شگرد خاصی را اجرا کند و دیگران را فریب دهد
مانع از انجام فعالیت و خروج از خانه افراد بیمار میشود تا بهبودی آنها در خطر نیافتد
دما و سطح اکسیژن محیط را کنترل می کند تا کسی دچار احساس بد یا خفگی نشود
داشتن حساب خیریه یکدست و سراسری، و کمک به نیازمندان در مواقعی که لازم دارند
نمیگذارد افراد مواد مخدر مصرف کنند و زنجیره پخش آن را قطع میکند
نیازهای کشور را لیست می کند و در اجرای آن تا مناسبتی خاص صبر نمی کند
به کسی زور نمیگوید و او را وادار به کاری نمیکند و مأموران زورگو و اضافی هر سازمان را حذف می کند، هر کس هر کار خواست تفریحی میکند، حتی زباله گردی
قرار نیست همه حقوق بگیرند و کار نکنند همه به اندازهای میگیرند که نیاز حداقلی رفع شود، برای داشتن پول بیشتر باید کار کنند تا زمانی که کشور مکانیزه شود، وقت دارند
نمی گذارد کسی که بازنشسته شده و درآمد دارد، حق جوان بیکار را تصاحب کند و تسهیلات لازم را برای جوانان فراهم می کند
در ساخت، طراحی و برنامه نویسی از نظر مردم استفاده میشود
هرکس که شب یا روز در خیابان می خواهد بخوابد را، به گرمخانه و یا مکانی رایگان هدایت می کند
منظور از برده در طرح انسان هایی هستند که تسلیم سیستم فاسد شدند و ارباب اصلی آنها به شیطان می رسد
با بردگی شیطان می توان سریع به قدرت های خارج از محدودیت انسان رسید، اما مسیر طولانی بندگی خدا بهتر است، چون تحت محافظت و تضمین خالق می باشد
باید به مهندسان کامپیوتر در ساخت تراشه های مورد نیاز کمک ویژه کرد، حتی اگر لازم باشد به کشور دیگر بروند
باید مهندسان را با تکنولوژی روز هماهنگ کرد و اطلاعات لازم را برای آنها جمع آوری کرد
باید همه سیستم های دیجیتال و غیره با هم هماهنگ شوند
می توان با وارد کردن اشیا مجازی در دنیای واقعی وسیله نقلیه، خانه، دیوار، سقف عظیم و غیره ساخت، و حتی برای جلوگیری از تابش مستقیم خورشید، سایه ایجاد کرد و باران را بهینه جمع کرد
همه با هر زبانی که حرف بزنند همزمان تبدیل به کلام قابل فهم برای مخاطب میشود و حتی کلمات در ذهن افراد لال و معلولان را هم می تواند بیان کند و منظور حیوانات را به افراد بفهماند
میتواند راهنمایی برای نابینایان باشد تا بدون مشکل راه بروند و فعالیت کنند و خادم معلولان باشد
روابط صمیمی بین همه فرهنگ ها، فرقهها، ادیان، معلولان و غیره ایجاد میکند
میتوان برای زنان و مردان سیستمهای جداگانه طراحی کرد تا بدون مشکل امور مربوط به هم را انجام دهند
دنیا به اتباع خارجی اهمیت نمیدهند مگر برده سیستم آنها شوند تا شانس زندگی پیدا کنند، در غیر این صورت متوجه قوانین سختگیرانه و تبعیض هستند
یک برده اگر به ضرر ارباب عمل کند، مطمئناً خودش هم نابود میشود، کسانی میتوانند سرکشی کنند که خیری از ارباب نمیبینند
انسانهای مغرور فکر میکنند همه به آنها توجه میکنند و هر کس که انکار کند، او را بی رحم میدانند و با او دشمن می شوند
یک امید واهی کوچک برای انسانی که در حال مرگ است، میتواند تا لحظاتی او را سرگرم کند تا استرس نداشته باشد
اربابان میتوانند شایعه کشتار جمعی پخش کنند و بعد برای بردگان وفادارشان اسبابی تهیه کنند تا از آن مهلکه جان سالم به در ببرند، یا حتی برعکس بردگان سرکش با پخش شایعه کشتار، اربابان را چنان فریب دهند که برای داشتن مرگی راحت برای خود دارو بسازند تا اینگونه مردم دنیا از نظام ظلم اربابان راحت شود
می تواند بفهمد که کسی برنامه ریزی جرمی را کرده است و مانع میشود
اگر کسی پنهان از چشم مردم در حال جرم یا انبار کردن نیازها باشد، همه را با خبر میکند
در شبکه اجتماعی، قابلیت جابجایی هر پست و پیامی که افراد می خواهند در اولویت صفحه شخصیشان باشد
کمک به سانسور فیلم ها تا مردم بتوانند به راحتی تمام فیلم های دنیا را به صورت اسلامی و دوبله ببینند
اگر مردم برده نیستند، پس چرا محدودیت وجود دارد؟ چرا اختلاف طبقاتی است؟ چرا خدمات و سرمایه برابر نیست؟ چرا باید هر ساله عدهای در آزمون ها شرکت کنند و غربال شوند؟ و اکثراً مردود می شوند و اندکی به علاقه خود میرسند و باقی آنها مجبور میشوند به انتخاب اجباری تن دهند، هوشمند سازی نمیگذارد دیگر چنین اتفاقی بیافتد و همه را از همان کودکی به سمت پیدا کردن علاقه خودشان هدایت میکند
طراحی ربات برای کمک به ورزشکاران در تمام زمینههای ورزشی
انجام نام نویسی ها و درخواستها، و در اولویت گذاشتن کسانی که تاکنون موفق به وصول هدف نشدند
جلوگیری از اسراف و استفاده از امکانات اضافه تر از نیاز همه، تا بتوان عدالت را بین همه برقرار کرد
بازی ها و جریانات سیاسی، اقتصادی و نظام سرمایه داری را به کلی نابود می کند تا همه برابر شوند
بستن دست هرکسی که در سیاست و زندگی مردم دخالت میکند، یعنی همان لابیگران و سهم خواهان از دولتها
حقوق ها را اگر لازم باشد متناسب و عادلانه، نه به صورت درصدی، بر اساس رتبه و حجم فعالیت زیاد می کند، که البته لازم هم نیست چون نمیگذارد اقتصاد دیگر آسیب ببیند
انسان ها برای پیروزی مقابل شیطان باید هاله انرژی خود را تقویت و بزرگ کنند، چون شیطان نمی تواند در آن نفوذ کند
باید به بچهها یاد داد که قوی به دنیا آمده اند تا از دیگران محافظت کنند، مخصوصاً آنهایی که واقعاً قوی هستند تا وقتی که مسئولیت گرفتند دچار طمع و خودخواهی نباشند
یک مسئول چه در لباس نظامی یا غیر نظامی باشد، باید جانش را سپر دیگران کند و در مواجهه با مرگ نفر اول باشد، به خصوص برای نسل تازه شکوفه زده
اجباری کردن آموزش کامل و مسلط شدن به زبان انگلیسی در همان مقاطع ابتدایی لازم است
میزان لازم برای داشتن تجهیزات و اعتبار را اندازه گیری می کند، نیاز آینده را هم اطلاع میدهد در هر احتمالی که باشد
پیشنهاد بهترین روش درمان با پیدا کردن کسی که میتواند انجام دهد، مانند طب سنتی که انگشتان یک دختر بچه را از قطع شدن نجات داد
نمیگذارد مردم از روش غیر قانونی کاری را پیش ببرند و ایمنی را در نظر میگیرد، مثل کشیدن ماشین با کابل
طرح ابتدا یک سیستم عامل دو بعد ایجاد می کند تا همه چیز هماهنگ شود و به محض تکمیل شروع به سه بعدی کردن سیستم میکند
زنان باردار را، راهنمایی و کمک میکند و جنین را از آسیب های بزرگ و کوچک دور نگه میدارد
دیگر هیچ مسئولی نمیتواند پولی از کسی بیخبر قرض بگیرد و مانع قرض غیرضروری میشود
دیگر لازم به دادن سهمیه دولتی به سازمانی و شرکتی نیست و اگر بود مصرف آن را کنترل میکند تا سوء استفاده نشود، مثل تعرفه برق، گاز، آرد و غیره
کنترل وضعیت سلامت حیوانات حلال گوشت حیات وحش و اطلاع برای ذبح آنها قبل از تلف شدن
مانع از مزاحمت های تلفنی یا غیره توسط کلاهبرداران، ربات و غیره میشود
جریمه افراد را همان لحظه کم میکند، اگر احساس کند که با پرداختن به مشکل می خورند، به گونهای کم نمیکند که ضرر متوجه کسی نشود
برای همه یک صندوق اضطراری با درآمدشان ایجاد میکند، تا مقدار معینی پر شود و کمک رسان باشد
خودش کشور را مدیریت و هدایت میکند و دیگر لازم نیست نگران انتصاب غیر تخصصی و غیره بود و حقوق همه در حد حداقل و افتخاری است
مقدار سود دقیق هر مورد را محاسبه و بهترین گزینه را به افراد بر اساس شرایط طرفها پیشنهاد می دهد
مهم نیست که انسان چقدر زخم بردارد و عزادار شود، مهم این است که به وظیفه اش در برابر خدا عمل کند و حافظ نسل های بعد باشد
انسانی که معنای تعهد اجباری خود را به اطرافیانش مانند پدر و مادر و غیره، درک نکند نمی تواند امتحان الهی را با انگیزه طی کند، حتی اگر در خانه هم پنهان شود امتحان الهی به سراغش خواهد آمد
انسان های قوی موظف هستند که خود را فدای مردم کنند، چون این امتحان آنهاست چه قبول کنند و چه نکنند
کمک به بازسازی سریع صحنه های جرم و هوش مصنوعی تمام احتمالات قوی را، بر اساس شواهد اسکن شده محیط، تعریف شاهدان و غیره میسازد و آن را بازسازی میکند
نمیگذارد کسی مخفیانه از دیگری عکس، فیلم و صدا ضبط کند
با اینکه واقعیت افراد از آن پنهان نیست، اما باز هم دروغ سنجی می کند
به افرادی که استرس می گیرند تمرین میدهد تا قوی شوند و در شرایط فوری به آنها محیطی می دهد که استرس نگیرند
اطلاع از احوال افراد و دور نگه داشتن تنش از آنها تا مدتی که آرام شوند
نمی گذارد از قصد ظلم یا تجاوز کسی محقق شود و جلوی نشر اخبار و وقایع مربوط به آن را میگیرد
از جواب همه آزمایشها و بیماری افراد اطلاع دارد و نمیگذارد در حق کسی کم لطفی و ظلم شود
می تواند به بهترین نحو و با رعایت تمام شروط ازدواج دائم و موقت زندگی افراد را تنظیم کند، همچنین عشق، بارداری و شرایط جدید افراد، بعد از رابطه را هم در نظر می گیرد، تا کسی از مسئولیت شانه خالی نکند
نسل های بعد را آنقدر خوب باید توجیه کرد، که لحظهای از افراد ناتوان و سالمند غافل نشوند، چون آنها دیگر نمی توانند کار کنند و رها کردن آنها به حال خود هر چقدر هم تعامل با آنها سخت باشد و یا انسان بدی بودند، ظلم است
ربات پرستار برای سالمندان معلولان و غیره
مانع از خواندن داستان هایی می شود که بر روی افراد اثر بد می گذارد و آنها را به خاطرات بد می برد
اطلاعات تمام نوشته ها به هر صورت که باشند را دارد، حتی روی عکس و میتواند خطوط و نقشه های شبیه به هم برای پیدا کردن نوشته یا طرح مورد نظر را پیدا کند
آموزش کنترل میشود و کسی نمیتواند معلومات گمراهکننده به دیگران منتقل کند
مسئولان چون می ترسند تازه واردها جای آنها را بگیرند مانع از بالا رفتن طرح و نظرات آنها میشوند و آنها را دلسرد میکنند تا ادامه ندهند اگر هم بتوانند نظر آنها را می دزدند
توجیهات کامل را برای کسانی که قصد هر عملی حتی زیبایی دارند، می کند
محاسبه دقیق شهریه و تمام هزینه های یک خدمت به صورت شفاف و با حداقل ترین مبالغ ممکن انجام میدهد
آموزش تمام اطلاعات لازم یک فاجعه یا همه گیری را به هر صورت که مردم راحت هستند منتقل میکند، تا خطا در جامعه پایین بیاید
دشمنان غالباً با محبوب کردن زیر دست طرفی که مقابلشان ایستاده است، فرد را از چشم مردم می اندازند و بعد از شکست فرد، زیر دست محبوب شده را به جرم اینکه قبلاً با فرد دوستی داشته است به خیانت متهم و نابودش میکنند
می تواند ترس انسان ها را درک کند و به آنها آرامش دهد و دیگران را متوجه ترس فرد کند، مثلاً بچه ها خشونت والدین در حق هم را فراموش نمی کنند و از ضارب میترسند و با دیدنش گریه میکنند، اما دیگران دلیل گریه را درک نمیکنند، اینجاست که کمک می کند
طرح میخواهد کمک کند که همه مخصوصاً خانواده ها، برای ارتباط با هم نقطه اشتراکی داشته باشند و محیطشان را بسازد
انسان ها فراموش کار هستند و چه بسیار اموری را که فراموش کردند که پیگیری کنند، چون یادداشت نکردند
بچه ها یک الگو و قهرمان می خواهند، پسرها باید الگویشان پدری باشد که رفتار مرد واقعی را داشته باشد و دخترها باید الگویشان مادری باشد که رفتار یک زن واقعی را داشته باشد، در غیر اینصورت اگر جای این الگوها عوض شود رفتار کودکان هم در بزرگسالی مانند جنسیت میشود و این افراد بر فرزندانشان هم اثر دو چندان منفی خواهد گذاشت
پوشش نامناسب یعنی چراغ سبز به متجاوز، اگر فردی که واقعاً قصد تجاوز دارد آنها را ببیند قصدش را عملی میکند، افراد با هر پوششی، حتی کاملاً پوشیده یا مرد باشند، در جامعهای امنیت دارند که افراد متجاوز وجود نداشته باشند، متجاوزان با دیدن هر کس آماده تجاوز هستند و وقوع این اتفاق بستگی به شرایط، درجه جرأت و حس تجاوزگر دارد
مسئولان طمع کار برای گسترش اموال خصوصی خود مانند شرکت و غیره، از قدرتشان سوءاستفاده می کنند و با برگزاری چند ضیافت شام طرفهای لازم را با خود همراه می کنند تا به هدف خودشان برسند
میتواند سطح آزار راه اندازی گیری کند و به افراد خاطی اخطار دهد مانند زندگی آپارتمانی که همسایه ها را رعایت نمی کنند
بررسی سختافزارها و نرمافزارهای افراد، تا سالم و بروز باشد و موجب آزار خود و دیگران هنگام ارتباط نشود
سیستم آموزشی به جای اینکه به نسلها انسانیت و هدف از وجود را آموزش دهد، به آموزش حرص و طمع می پردازد تا در غربالگری آن که حریص تر است بالا برود
هر مسئولی که بر سر گرفتن سمتی خود را با آتش میزند یعنی خواب بزرگی برای مردم دیده است، تا ثروت جمع کند
ثروت در دنیا در یک حد معینی وجود دارد، به این معنی است که ثروتمند شدن سرمایه داران باعث افزایش فقرا می شود پس هرچه هم خیرات کنند و کار را گسترش دهند، فقر از بین نمیرود، اول چون خیرات فقط برای یکروز یا حداکثر یکماه دوام دارد، دوم چون از این طرف عده ای دارای کار میشوند و در مقابل از آن طرف عده ای بیکار میشوند
به تمام امور اشراف دارد و هیچ کس نمی تواند توجه هوش مصنوعی را مانند افکار عمومی منحرف کند، نمی گذارد کسی از بیتالمال مبلغی برای خودش بردارد، هیچ بهانه ای را قبول نمیکند مگر تشخیص دهد که ضرری به مردم نمیرسد و سود دارد
با آن که خودش متخصص تمام امور هست و همه مردم را پوشش میدهد اما در هر صورت متخصصان انسانی را متناسب با جمعیت آموزش می دهد، تا زمان بحران کشور فلج نشود
نمی گذارد سرمایههای کشور بدون بازگشت با سود دزدیده یا ناپدید شوند
کمک به دانشمندان برای جمع آوری اطلاعات لازم و تحلیل ها برای اختراع موردنظرشان مثلاً به دانشمندان نظامی در ساخت جت پک و دیگر دانشمندان برای انواع اختراع کمک میکند
نمیگذارد که مردم بی تحرک بمانند که دچار مشکلات جسمی و ذهنی شوند
خواب افراد را کنترل میکند تا کافی و مفید باشد و از زیادهروی جلوگیری میکند تا آسیب به حافظه و خلق و خوی آنها وارد نشود، حتی چرت ها را روی سی دقیقه ای استاندارد میگیرد
به افراد تا رسیدن پلیس یاد می دهد تا با روش های مختلف مخصوصاً دفاع شخصی برای خود وقت بخرند
کمک میکند تا اقدامات اضطراری در مواجهه با حوادث را افراد آموزش ندیده انجام دهند، تا آسیب بدتر نشود و شانس زندگی از بین نرود
به افراد کمک میکند تا اقدامات به جایی در جهت بهبود معاشرت و لذت افراد انجام دهند، مخصوصاً زوج ها تا تعامل عاشقانه داشته باشند، به این صورت که همانگونه که برخی اوقات در ذهن افراد توقعی است که اکنون دوست دارند غافلگیر شوند و اتفاق خوبی بیافتد همان موقع به دیگری خبر داده می شود که فلان اقدام را انجام بدهد
در سیستم امروزی آزادی بیشتر فقط مخصوص کسانی است که ثروتمند باشند، هرچه رتبه وفاداری به ارباب بیشتر باشد، آزادی و ثروت بیشتر میشود
اینکه دنیا محل امتحان است، به این معنی نیست که مردم باید زاهد شوند، بلکه انسانها فقط باید تمایلات، هوا و هوس را در جهت تعیین شده انجام دهند، مگر نه مردود می شوند و در زندگی بعدی شایستگی همجواری با خدا ندارند، متأسفانه همه از آخرت خبر دارند، اما به آن یقین ندارند
در کشور رشته های به خصوصی مانند کامپیوتر، کوانتوم و غیره وجود دارد، اما وقتی این رشته ها نتوانند برای کشور ابداع و اختراع بروزی انجام دهند چرا تحصیل می شوند، توانایی کپی کردن از دیگران هم باز کشور را سالها عقب میاندازد، چون تاجران یک اختراع را به مرور و مرحله به مرحله رونمایی میکنند، تا سود و کنترل بازار را حفظ کنند
یک قابلیت بهتر برای ربات علاوه بر همه کاره بودن، این است که مانند عنکبوت باشد و از بلندی بالا برود و با کابل افراد یا اجسام را بالا بکشد
از آنجا که سخت ترین شغل مربوط به مشاغل دریایی است مخصوصاً نیروی دریایی، باید اولین مشاغلی باشند که مکانیزه می شوند
اشخاص دیگر نیاز به محافظ سنگین ندارند، چون امنیت کامل برقرار می شود
تعرفهگذاری ها را انجام میدهد
برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلند مدت برای پیشرفت انجام میدهد
سرگرم کننده کردن دنیا با طراحی و نقاشی اماکن با عینک دیجیتال
اگر مردم با سودجویان برخورد نکنند، آنها همین طور به ظلم ادامه خواهند داد یکبار به ظالم فرصت بدهند همیشه باید تحمل کنند
کسی نمی تواند دیگری را تهدید یا اذیت کند
نمی گذارد مسائل و طرحهای مهم بخاطر بی حوصلگی مسئولان از بین برود
یک شهر به جای ساختمان های بلند و درهم ورهم، باید تجلی هنر و زیبایی باشد و فضای تنفس برای مردم داشته باشد
فرماندهان جدید فقط در دانشگاه درس خوانده اند تا فرمانده شوند و بهترین کاری که خوب در دانشگاه یاد گرفتند فخر فروشی است و اینکه چگونه خوب قاشق و چنگال در دست بگیرند
بشر در زمینه کارآمدی مسئولان فقط خود را فریب می دهد، که فلانی ها خوب یا بد هستند، در حالی که در تمام تاریخ تا به امروز دنیا با معیار اقتصادی چرخیده و هر که ثروت و قدرت بیشتر دارد پادشاهی میکند
مردم خودشان میخواهند و چاره ای ندارند که یک فرد با ایدئولوژی خودش بر آنها حکومت کند، در گذشته این حاکمان ابتدا عدهای را متقاعد به بردگی میکردند و با آن بردگان به دیگران حمله میکردند و آنقدر مردم را اسیر خود می کردند تا به کشور بزرگی برسند و به خیال خود بر دنیا حکومت کنند، امروزه چنین افرادی به سبب دموکراسی مجبور به تغییر روش شدند و با ثروت و سابقه جمع کردن، در انتخابات شرکت میکنند و ایدئولوژی خود را بیان کنند تا مردم با رأی خود اسیر شوند
مسمومیت ذهن مردم با ایدئولوژی ها باعث میشود مردم به هر گروه یک دید پیدا کنند، که در قالب دید مثبت، منفی و خنثی قرار میگیرد، آنهایی که در منفی قرار میگیرند حتی به کودکانشان هم رحم نمی شود
مسئولیت یک کشور برای یک انسان چنان سخت است که مجبور به اعتماد به زیردستان می شود، اما باز هم نمیتواند بر همه مدیریت کند و اینگونه فقط به سود مفسدان است، زمانی که هوش مصنوعی به کمک مسئول بیاید دیگر کسی نمیتواند سر خود عمل کند و در اجرای دستورات تعلل یا امتناع کند
اگر این سیستم ادامه پیدا کند در آینده نزدیک هرکس برای خود امپراتوری نفوذناپذیری بنا خواهد کرد و هیچ دولت و قانونی نمیتواند جلوی آنها را بگیرد، هرج و مرج دنیا را میگیرد
هیچ قاچاقی به داخل و خارج ممکن نیست
زباله ها را اسکن میکند و اشیای مهم را جدا
به افرادی که کسالت دارند کمکهای لازم را انجام میدهد و غیبتشان را موجه یا حضورشان را مجازی می کند
برای هرکس آن چیزی که نیازش است با ارزش است، مانند گندم برای گرسنه، پنبه برای کسی که لباس دوست دارند
انسانها آیینه یکدیگر هرچقدر یکی به دیگری کمک کند دیگری برای او جبران خواهد کرد
انتصابات را با نظر متخصصان کل کشور و مردم انجام می دهد
کمک می کند که به بهترین نحو جلسات و مراسمات برگزار شود، تا دلخوری برای کسی پیش نیاید و به همه فرصت نمایش خود برسد
عمر و استهلاک تمام سازه ها را محاسبه و در زمان پایان آن اطلاع میدهد، تا قبل از حادثه بازسازی یا تعویض شود و در صورت نیاز به تعمیر زودتر از موعد اطلاع رسانی می کند
رفتار بد و نداشتن تفاهم زوج ها باهم باعث می شود که ترجیح دهند که بیرون رفتن با یکی دیگر را امتحان کنند
همه انسانها به فساد اطرافیانشان آگاه هستند، اما سکوت می کنند، چون یا نفع دارد یا مهم نیست، اما زمانی که پای منفعت در خطر باشد سکوت شکسته میشود
دیگر طرفهای هر نوع قرارداد تا ازدواج نمی توانند چیزی از هم مخفی کنند و سوابق خوب و بد آن ها نمایش داده می شود، تا غافلگیری و درگیری پیش نیاید
مهمترین ملاک اکثر افراد در ازدواج اندام جنسی است، حتی اگر خودشان اندام نامناسبی داشته باشند بهترین راه می خواهند و بعد از ازدواج یا خسته می شوند یا به اندام افراد دیگر چشم دارند و با همسر خود پرخاشگر میشوند، هوش مصنوعی میتواند با آموزش صحیح و راهنمایی رژیمی کمک کند تا این موارد کم رنگ شود و ازدواج ها با عشق انجام شود، نه اندام، ثروت، زیبایی و غیره
راه اندازی شور جنگ فقط به نفع تاجران سلاح آمریکایی است
کسی حتی نمیتواند سنگی بیندازد و فرار کند
نمیگذارد کسی کوچک شود و صدای او خواهد بود
اگر فردی متوجه دیگری نبود خبر میدهد
از پارک خودرو ها در مکانهای ممنوع و خصوصی جلوگیری میکند
به افرادی که زباله را در جای نامناسب بگذارند را اخطار و جریمه میکند
کمک به گرفتن سریع امضا مسئولان
کمک به افراد مشهور در امضا کردن
مانع رانندگی افراد بدون مهارت و گواهی نامه میشود
جوانان بیشتر مانع ازدواج دارند تا تمایل و مشکل، چون جوانان انتخاب خود را دارند و در غالب دوست رابطه و تعامل دارند و اگر آزاد شوند بیشترشان سریع ازدواج میکنند اما خانواده ها مانع اصلی هستند، هوشمندسازی شدیدا به این امر کمک میکند تا نگرانی خانواده ها از بین برود و همه به همسر شایسته دست یابند
اکنون در بین دختران و پسران یک دنیای بی قانون و فاسد وجود دارد، که در آینده ممکن است با کنار رفتن اسلام رسمی شود، حتی همجنسگرایی و استفاده از کودکان هم آزاد میشود
نباید با درخواست مرگ، افراد معلولی که در حال عذاب هستند، مخالفت کرد، حتی اگر میتوان باید قبل از دمیدن روح در جسمش، او را سقط کرد
یک قانون انسانی تا زمانی خوب است که کسی پیدا نشود آن را نقض کند یا دور بزند
در سیستم کنونی مسئولان همه ادعا میکنند که تابع مراجع بالا هستند و به این ترتیب مراجعین دست به سر میکنند
به مراجعین کمک میکند تا از وضعیت مسئول مورد نظر اطلاع داشته باشند و در زمان جلسات، مرخصی، پرکاری و غیره، مراجعه نکنند، سعی بر این است که بدون مراجعه کار انجام شود
از مراجعات دوستانه و خارج از صف، جلوگیری میکند، حتی خارج از وقت اداری، سیستم بیست و چهار ساعته خدمات میدهد
جیره بندی غذا و محله محور کردن مشاغل، میتواند بر عمر افراد بیافزاید و جمعیت را بالا ببرد، چون رژیم غذایی متنوع، مناسب و کاملی بر همه اعمال میشود
برخی مسئولان آنقدر هوسباز هستند که به مسائل زنان ورود پیدا و آنها را به بی حجابی و بی بند و باری برای لذت بردن خود دعوت میکنند
کنترل نقدینگی کشور، بر اساس نیاز و نمیگذارد مبلغی اضافه شود
جلوگیری از ادامه فعالیت ربوی، مخصوصاً در بانکها و موسسات، سیستم بانکی را کاملاً عادلانه و با توجه به توان پرداختی مردم خواهد کرد
با تحلیلهای لازم، برنامه ای میچیند تا همه صاحب خانه باشند و در زمان بازسازی منازل مخروبه، تدابیر سکونت در خانه های جدید را میبیند
قابلیت کسب درآمد اشخاص از حساب اجتماعی خود را ممکن میکند و صفحه های تجاری، گروه ها و شخصی را تفکیک میکند
در این دنیا ارزش هر چیز را توجه مردم به آن چیز تعیین می کند، هرچه مردم دور چیزی را بیشتر بگیرند قیمتش بالاتر میرود
متأسفانه در احوالپرسی آموزش صحیح به افراد داده نشده است و همیشه پاسخ های بی ربط و دروغ گفته می شود، مثلا طرف واقعاً خوب نیست اما بنا به عادت می گوید خوب هست
انسان ها آنقدر از هم دور و بی خبر هستند که اگر یک یکی ناپدید یا دزدیده شود، شاید اصلاً کسی هم پیگیر غیبت او نباشد
انسانها خود را در چاهی قرار دادهاند و فکر میکنند دنیا همین چاه است و هرکس به چاه نزدیک شود را می ترسانند، تا آنها را نجات ندهد
همانگونه که هر اندام وظیفهای دارد، باز ممکن است در دنیا چیزی باشد که انسان اندام حس کردن آن را نداشته باشد
آنقدر چرخه اقتصادی پیچیده شده است که دیگر، عدهای برای فساد کردن هزینه میکنند و دولت هم باید هزینه سنگینتری کند که مانع شود و سرمایه ای که می توانست زندگی مردم را بسازد، صرف ایجاد سازمان های جدید برای مقابله با فساد شود، این قسمت از چرخه هیچ مزیت مثبتی ندارد و باید هوشمندسازی کرد تا جلو فساد را از ابتدا گرفت
هر چند قوانین به گونهای تنظیم شود که جان یک مجرم خطرناک محترم شمرده شود نباید آن را پوچ دانست، چون نجات یک نفر در لحظه آخر هم یکی از امتحان های الهی است، حتی اگر بابتش کشته شد، اگر بنا بود جان گناهکاران را سریع گرفت معصومین علیهم السلام خود پیش قدم میشدند، این خداست که تصمیم برای زندگی یا مرگ مردم میگیرد
نمی گذارد انسانی به مشقت بیفتد و امکانات لازم را برای او فراهم می کند، مثلاً در حمل و نقل بهترین راه و ارزانترین پیدا میکند و حتی در صورت فقر فرد، هزینه را به مرور می گیرد، حتی به کولبران هم کمک میکند
با اینکه آزمونهای سراسری و استخدامی متوقف میشود، مگر برای تایین سطح مردم باشد، دیگر لازم نیست آزمون های متنوع گرفته شود و برای هر کدام هزینه جداگانه ای داد، همه رایگان میشود
مسئولان می توانند در سه ماه یک راهبرد خوب بچینند، اما یا خودشان نمی خواهند یا عقلشان نمی رسد
همه کالاها، مخصوصاً کالاهای صادراتی را قدم به قدم کنترل و حفاظت می کند، تا از سلامت کامل آن مطمئن باشد تا بعد از تحویل گیرنده مدعی ناقص بودن محصول را نکند
نباید وقتی انسانی دچار خطا شده و خودش هم ناراحت هست را رد کرد، در هر صورت اتفاق افتاده و طرد فرد فقط باعث سختی دادن به خود و او میشود
میدان یافتن بچه های قلدر باعث نابودی نسل های آینده می شود، چون آنها با تحقیر و زورگویی به دیگران باعث از بین رفتن اعتماد به نفس بچه ها می شوند
مردم ذاتاً بدجنس به دنیا نمی آیند این حس بیشتر خواستن است که آنها را مجبور به بد شدن میکند و دولت ها هم بیشتر می خواهند و مردم را غربالگری می کنند، چون فقط منافع اقتصادی برای مسئولان اهمیت دارد
بهتر است کپسول محل خواب برای موارد اضطراری و استراحت موقت، برای همه ساخته شود
نباید مسئولان از اطلاعاتی که راجع به تصمیمات و قوانین جدید دارند به کسی بگویند، یا خودشان شروع به جمع آوری کنند، مثلاً قرار است محصولی گران شود آنها شروع به جمع آوری کنند تا در گرانی بفروشند
دولت میتواند به جای کارکنان اضافی و تنبل، مشاغل جدیدی ایجاد کند که مشکلات را با خدمات متنوع رفع کند و حتی در قبالش مالیات جدید بگیرد
طرح را باید مرحله به مرحله اجرا کرد تا به نهایت آن، که رسیدن به بصیرت و قدرت ماورایی است دست یافت، چون لازمه رسیدن به این هدف و مقام یقین است، که با پرورش صحیح انسانها ممکن میشود، اگر کشورهای اسلامی خودشان اقدامی در این رابطه نکنند مثل همیشه مسیحیت یا همان شیاطین نوین، برای آنها سیستم طراحی می کنند و اسلام را نابود میکنند
ساخت فیلم هایی که مرگ را جذاب نشان دهد و رسیدن به قدرت مأورایی روح را تبلیغ کند و همچنین فیلم هایی که شخصیت اصلی کارهای خرد و فنی انجام دهد و در عین حال قهرمان هم باشد
آموزش دادن تمام امور زندگی در فیلم ها، حتی نحوه ازدواج، اختراع و غیره
همه علوم در کنار هم می توانند به هم کمک کنند، هر انسانی استعداد و قدرتی مخصوص دارد که میتواند علم خاصی و مهارتی خاص را بیاموزد، در دنیا باید انسانها در کنار هم باشند تا بتوانند در دنیا زندگی کنند، این جزئی از راه پیروزی در امتحان الهی است، مگر نه دنیا را برای خود جهنم می کنند
هر انسانی اطلاعات خودش را دارد، وقتی یک نفر بی اطلاع، مسئله را بیان میکند و مخاطبان از اطلاعات بیشتری برخوردارند، با آن اطلاعات به او حمله میکنند، نباید توقع داشت یک انسان عالم غیب باشد و از تمام جزئیات تاریخ و زندگی اشخاص کره زمین باخبر باشد، خیلی چیزها است که هیچکس هم خبر ندارد، حتی افرادی وجود دارند که همسایه خود را هم نمی شناسند، اگر این اصل در نظر گرفته شود و همه در کنار هم فکر و مشورت کنند و حتی از تکنولوژی هوش مصنوعی کمک بگیرند، دیگر دنیا شاهد هیچ عقب ماندگی و بی عدالتی نخواهد بود، اما متأسفانه ذات بشر و تلاش شیطان از محقق شدنش جلوگیری میکند، تا منجی بشریت عج ظهور کند و ایشان چنین سیستمی بچیند
مانع از از رخ دادن خطا در ماموریت ها، مخصوصاً نظامی میشود و هیچ فردی نمیتواند سرخود کاری انجام دهد و قصر از آن در برود
دیگر باید به هواپیماها، کشتیها و خودروهای بدون هدایت کننده، برای ایجاد خطهای تجاری روی آورد تا بتوان محدودیتها، تحریمها، ضعف انسانی و غیره، را راحتتر دور زد
تا وقتی که راه واردات باز باشد و مردم هم پول خرید کالای رقیب خارجی را داشته باشند نمیتوان انتظار خودکفایی و پایین آمدن قیمت ارز را داشت
دولتها یک قیمت را اعلام و فروشگاهها با همان برنامه خود پیش می روند و سازمان یافته تر میشوند
اطلاعات تمام موجودی عای انبار، مخصوصاً ذخایر غذایی را به صورت لحظه ای دارد و برنامه ریزی لازم برای تنظیم، تامین و پخش دقیق را انجام میدهد و شرایط اضطراری را هم در نظر میگیرد
هر دارویی که ارزانتر از نمونه قانونی شده باشد تقلبی نیست، حتی شاید موثرتر هم باشد، بعضی اوقات دولتها و شرکتها قرار داد دو سرسود دارند و از هم حمایت میکنند
مردم و مسئولین از وقوع جرم های زیادی خبر دارند، اما سکوت میکنند برخی جرأت بازگویی و برخی مدرک ندارند، برخی هم منتظرند تا به سِمَت بالاتر برسند و با برخورد با آن جرم ها برای مقام خود افتخار کسب کنند، که این نگاه اقتصادی اینها عامل عقب ماندگی میشود
اگر قاچاقچی ها کالای ارزان وارد می کنند، دولت باید یا یک منبع ارزانتر پیدا کند، یا بیهوده مانع ارزانی نشود تا سودجویان مردم را چپاول نکنند
هر کشوری نقاط قوتی دارد، باید روی آنها تمرکز کند و وقتش و سرمایه اش را روی کاری که نمیتواند نگذارد، مخصوصاً در صادرات
اگر تاجران دنیا می توانستند منصفانه کالاهایشان را در جهان بفروشند، چنین اختلاف پیشرفتی بین کشور ها نبود
اگر هوش مصنوعی کمکی برای مهندسان نرم افزار نباشد، هکرها می توانند سال ها در سیستم بدون توجه کسی وارد شوند و اطلاعاتشان همگام بماند، هکر لازم نیست کل سیستمی را هک کند، فقط قسمت لازم را هک می کند و فهمیدنش در بین هزاران آدرس برای انسان با آن حوصله ای که دارد، بسیار سخت است
دیگر مشکل مالی پیش نمی آید که کسی بخواهد از کارش انصراف دهد
آموزش میدهد که چگونه سریع با معلولان، مخصوصاً ناشنوایان ارتباط برقرار کرد، البته اگر دستگاه های مخصوص نداشته باشد
ساخت ماشین آلات عظیم الجثه برای کمک به مردم در شرایط سخت، مثل سیل، زلزله، مکان های صعب العبور و غیره
دیگر کسی نمیتواند حساب کاربری جعلی بسازد و از زبان دیگری نقل کند
ایجاد مکان های عجیب و ترسناک باعث جذب گردشگر می شود، باید یا ساخت یا پیدا و تبلیغ کرد، مثلاً برای ساخت میتوان به یک نقطه آن قدر موشکی شلیک کرد تا تبدیل به یک مکان مخوف شود
برگزاری مسابقات مختلف و خوب، که در جهان برگزار میشود، مثل کشتی با گاو و مسابقات جذابی که در مکانی وجود ندارد
می توان وسایل لازم را درخواست کرد و در صورت موافقت همسایه یا موجودی قابل اشتراک در محله، آن را گرفت
افراد مشتاق به شغل یا کاری را توجیه میکند و در اولین فرصت در شغل انتخابی جای می دهد
بدون هماهنگی و درخواست از کسی میتواند اطلاعات لازم از هر مکان و زمان را به دست آورد
مسئولان باید به خانوادههایی سر بزنند که اختلاف دارند و آنها را آشتی دهند، نه اینکه کمک نقدی و هدیه بدهند و بروند
کسانی که مسئولان را پیر، بیمار و فاسد می خوانند، خودشان هم وقتی به این درد دچار خواهند شد، اکنون جوان و تازه کار هستند و نمیفهمند
انسان بیکار کسی است که کسی از او توقع ندارد، که در اینصورت با مرده فرقی ندارد
ساخت ویلچری که صاف در خالت عمودی و افقی قرار بگیرد، از پله بالا برود، به نوعی بهتر است لباس رباتی طراحی شود تا معلولان راحت باشند
طرح میخواهد دیگر هیچکس اذیت نشود، به ناحق متهم نشود، در تنگنای و سختی نیافتد، مجبور به التماس به خاطر نیازش نشود، بین کسی فرق گذاشته نشود، کسی طعمه مقاصد شوم مجرمان، سرمایه داران، دولتها و غیره نشود، کسی نتواند جنگ به پا کند و مردم را قتل عام کند و غیره
میتواند در شناسایی اشخاص در هر حالت حتی مفقود الاثر و ناشناسی جسم، با اسکن های ثبتی کمک کند
برگزاری مسابقاتی که هدفش تامین نیاز مردم و کمبود جامعه باشد، مخصوصاً در مدرسه و دانشگاه ها، مثلاً مسابقه تولید پتو، لباس، تلفن همراه و غیره
همه می توانند به حالت ایده آل برسند چه دختر و چه پسر، فقط کافی است از آنها توقع داشت و آنها را در مسیر تلاش گذاشت، تا بهترین شوند
مسئولان کشورهای دیگر را نمیبینند و فقط از اسمشان آنها قضاوت می کنند و خودشان را بهتر یا بدتر می دانند، مثلاً دیروز ویتنام کجا بود؟ اما الان کجاست؟ اما هرکس اسم ویتنام را میشنود فقط جنگش را با آمریکا به یاد می آورد و آنها را توسعه نیافته میپندارد، در حالی که پیشرفته هستند
نقل و انتقالات پول را حساب شده انجام میدهد تا مسئولین نتوانند اختلاس کنند، حتی تومانی هم اضافه تر نمی توان برداشت
هیچ کشوری نمی تواند به مردم دیگری آسیب بزند و بدون پرداخت غرامت فرار کند
نمی گذارد کسی به زنها توهین های آزاردهنده کند، مثلاً آنها را هرزه بداند
دیگر نمی گذارد کسی به همسرش خیانت کند
همه باید سالی یک بار، برای یک ماه از کار دور باشند تا افسرده نشوند
با فراهم کردن امنیت و حریم لازم کمک میکند تا زنان بتوانند هر رشته ورزشی را که دوست دارند دنبال کند مثل بوکس
برای کودکان بیش فعال، سرگرمی لازم را فراهم میکند تا مزاحم دیگران نباشند
دیگر لازم نیست بر روی کالایی یا خدمتی یارانه باشد مردم بر حسب نیاز شناسایی و یارانه عادلانه مصرف مورد نظر را می گیرند، تا تولیدکنندگان یارانه را حیف و میل نکنند
از انجام مشاغل خانگی در آپارتمان ها که موجب سلب آسایش میشود جلوگیری می کند
بی حوصلگی و حواس پرتی انسان را ندارد و میتواند همیشه گوش به فرمان و نگهبان باشد
علت عقب مانده بودن برخی کشورها این است که یک نسل یا بیشتر در دسترسی به اطلاعات و امکانات روز عقب هستند
در صورت ورود فرد یا حیوانی به بزرگراه به رانندگان در خطر اطلاع می دهد
همانگونه که در رایانه می شود با وارد کردن کدهایی یک فرآیند را ساخت، برخی انسانها با اجازه خدا می توانند کدهایی از دنیا را بیاموزند و چیزهایی را پدید بیاورند
دیگر مسئولین نمیتواند به دروغ ادعا کند که کاری از دستش بر نمی آید، چون هوش مصنوعی تایید ها را از قبل می گیرد
چون تجهیزات گران و ساختش سخت است، ابتدا هوش انسانی به کار می رود و برنامه ساده استفاده می شود
به مردم توصیه می کنند که در مواقع مختلف چه اقدامی کنند، همه شرایط را میسنجد، مثل ایام خاص، آب و هوا، حال افراد و غیره
می تواند در مکان های ترسناک، طاقت فرسا، دور افتاده و غیره، نگهبان باشد
مسئولان کنونی بعد از ده سال متوجه مسئله ای می شوند، که بچه ها از اول می دانستند باید جوانان را در سیاست شرکت داد
نمیگذارد حقوق کارگران و کارکنان به تاخیر بیافتد و همه را سر وقت بدون کسری میپردازد
مردها حتی از لخت بیرون آمدن زنان هم شاکی نمیشوند و حمایت می کنند، یک مرد برایش مهم نیست که بر سر زن، مادر، خواهر و دختر دیگری چه بلایی بیاید، فقط میخواهد لذت ببرد، هوشمند سازی می تواند جامعه را آگاه و فهمیده، چشم چران را رسوا کند و حتی با عینک مخصوص مانع افراد برای دیدن برهنگی شود، اما باز این قدرت شهوت مهار نشدنی است و بهتر است فضاها جدا باشند، چون زنان هم حق دارند که در فعالیت هایی که مردان شرکت می کنند، شرکت داشته باشند
گذاشتن پاداش برای همه در صورت انجام کارهای مثبت در جامعه و حتی شاد کردن دیگران
به افراد در رفع شبهات تاریخی و دینی کمک می کند، تا هر اطلاعات و آماری که باعث رفع شبهه بشود را به هر صورت که راحتتر درک میکنند بدست آورند
تشویق مردم به کار کردن و جمع آوری ثروت، چیزی جز نفع برای سرمایه داران ندارد، مردم در جستجوی ثروت فقط بردگی می کشند تا اربابان به هدف خود برسند، جمعیت بیشتر یعنی کارگر و انرژی بیشتر برای تولید سرمایه.
می توان به شیرینی فروشی ها و سایر پزندگی های مشابه کمک کرد که پخت خود را متناسب با نیاز روز مردم هماهنگ کنند
برای گروه بندی مردم باید از روش و امکانات مشابه سازمانهای فرهنگی و اجتماعی، بسیج و غیره استفاده کرد
همه شرکتهای خصوصی میشوند و مالیات آنها به حساب دولت برای مردم است و کامل مالیات به نفع مردم سنگینی می کند
وضعیت تردد را در گمرک ها تسهیل و با کوتاه ترین توقف ممکن می کند
میتواند هر حدیث را در بحث ها و شرایط مربوطه ابلاغ کند، حتی می تواند در زمانی که افراد پشت سر هم غیبت میکنند، آنها را از کار زشتشان باخبر کند
دسترسی به تمام داروهای شیمیایی و سنتی، متخصصان آنها و دیگر خدمات را دارد و حتی آزمون لازم را برای تجویز آنلاین دارو انجام می دهد و ارسال می کند
زندگی مردم را واقعاً بهتر می کند، نه اینکه مداوم هر سال به آنها این باور و امید داده شود که امسال بهتر میشود، تا مردم به باورهای دیگر بپردازند
تمام حوادث دنیا را در دادههای خود ثبت میکند و از تکرار دوباره آنها جلوگیری می کند
باعث اعتماد مردم به دولت در ایجاد امنیت می شود
در هر ساعت از شبانه روز امنیت حس می شود حتی در دل شب
آمار سرقت و خشونت به صفر میرسد
به همه کمک می کند تا روز مخصوص به خود را به بهترین نحو بگذرانند و حسرت کمبودی را نخورند
به فن بیان زوجها در ابراز عشق به هم کمک می کند تا به راحتی بیان کنند
متاسفانه آنقدر مردم از هم دور هستند که تا نیاز به چیزی نداشته باشند یا آدم مهمی را نبینند به هم سلام نمی کنند و دیگران را فقط یک مزاحم میپندارند
میتواند خدمات و ضعف دولت را لیست و نمره گذاری کند، تا میزان رضایت مردم با نمره ای که میدهند مشخص باشد
از تمام دوربین های موجود و متصل برای اسکن استفاده می کند
دیگر لازم نیست افراد برای درخواست کمک تلفن بزنند و بعد از تاخیر زیاد مسئولان تازه تصمیم به خدمت رسانی، نوع ارسال کمک، ثبت و تایید مکان و غیره کنند، با یک لمس و گرفتن عمس از حادثه، نحوه کمک، مکان دقیق، نوع اعزام و هر چیز در لحظه مشخص می شود و در کوتاهترین زمان کمک میرسد
اگر افراد میخواهند فروشنده باشند باید کاملاً تخصصی و زنجیره ای کار کنند، تا همه دست اندرکاران این زنجیره از درآمد حاصله بهره ببرند و به اندازه تولید کنند و حقوق عادلانه بر اساس سختی کار بگیرند
با این که اکنون نمایندگان زیادی وجود دارند اما صدایشان باز به مراجع بالا به سختی می رسد و انگیزه خدمت هم به علت موفقیت در انتخابات ندارند، در سیستم جدید تعدادشان بیشتر می شوند، اما دیگر لازم نیست صدایشان به بالا برسد اقدامات لازم را انجام را انجام می دهند و اگر خارج از چارچوب بود خود سیستم آنها را منع می کند و از مردمشان در قبال خدمت امتیاز میگیرند
نمی گذارد کسی به سبب بزرگ بینی به دیگران توهین کند و کسی هم نمی تواند از حد انسانی خارج شود و بی احترامی کند، همه برابر می شوند
می تواند در پیدا کردن راه های جدید خارج از بند قراردادهای منع کننده مثل تحریم کمک کند
مردم همیشه از مسئول شجاعت می خواهد، با آن که از پیامدهای خطرناک شجاعت آن هم خبر ندارند که میتواند چه تلفاتی برجا بگذارد، اما این شجاعت بیش از حد مسئول است که مردم را متحد و شجاع میکند
یک مسئول شاید بخواهد عادلانه و به نفع مردم رفتار کند، اما این سرمایه داران و ذینفعان هستند که او را ناچار به بی عدالتی و ظلم می کنند
هرکس که در جامعه دیده میشود را میتوان هویتش را معتبر دانست و یک رزومه از او داشت، تا دیگر کسی در دام کلاهبرداران گیر نکند
برخی کشورها از سلاحهای پیشرفته فقط برای تهدید استفاده می کنند
جلوگیری از گرانی در روزهای خاص، مثل گل در روز مادر
از کسری محصولات جلوگیری می کند و کسی نمی تواند خارج از نیاز مردم و صادرات، پول وارد چرخه تجارت محصولی کند
از برگزاری جشن یا مراسم با پول بیت المال، بدون اعلام عمومی جلوگیری می کند
مدیریت کشورها با دانش آموختگان رشتههای غیر سیاسی، مثل حقوق، فیزیک و غیره، شاید فقط به درد زمان صلح و ثبات درون کشورها بخورد، اما این رشتههای سیاسی هستند که میتوانند کشوری را جهت دهی کنند و در زمان بحران و جنگ استفاده شوند تا آنها را متوقف کنند و راهبرد جدید به جهان بدهند، حال اگر زمان جنگ کسی بگوید بیاید از حقوق پیروی کنیم، یا خانه بسازیم، یا هر ابتکاری از رشته ای غیر سیاسی خودش را بزند، مسلماً جوابش یک گلوله است، متأسفانه انسان آنقدر به دخالت در حکومت علاقه دارد که هرطور که باشد میخواهد وارد سیاست شود و او را با آنکه رشته متقاوتی خوانده سیاستمدار بنامند، تا زمانی که همه چیز سرجای خودش قرار نگیرد، دنیا در بحران میمانند
سیستمعامل جدید فقط برای تلفن همراه نیست، بلکه برای رایانه، تلویزیون، لوازم خانگی، روبات ها و هر چیزی که قابلیت اتصال دارد، است
اگر دنیا بخواهد با نظر اکثریت به چرخد، اکثریت خیلی چیزها می خواهند، اما در دولت های کثرت گرا فقط نظر اکثریت در منافع دولت انتخابات است
متأسفانه مسئولان آنقدر احمق هستند که فکر می کنند، این چند سالی که به دولتی متصل میشوند را باید برای منفعت دولت هر چه باشد تلاش کنند، آنها هنوز نفهمیده اند که دولت یک توهم است که خود انسانها برای مهار یکدیگر ساخته اند، وقتی دولتی هدفش خدمت به مردم تایین شده است، یک مسئول وظیفه دارد در جهت خدمت به مردم تمام تلاشش را بکند، حتی اگر جانش را بگیرند، چون همیشه افرادی وجود دارند که خود را صاحب دولت میدانند و هرکس از خط قرمز، که منافع آنهاست، رد شود، او را کنار میزنند، صاحبان دولت به هیچکس بیش از انگشت شماری سال نیاز ندارند، این تصمیم مسئولان است که آخرت بی پایان را فدای این سالهای ناچیز دنیا کنند
اول باید اصل یک دولت را شناخت، که برای چه تشکیل شده است؟ آیا در جهت رفاه مردم قدم برمیدارد؟ آیا همه راضی هستند؟ اگر در جواب این ها یک امتیاز منفی هم بود، مسئولان آن دولت تابع شیطان است
مغز برخی انسانها به گونه ای است که تا از طریق حواس پنجگانه درک نکند، چیزی را باور نمی کنند، اما اکثر مردم چشم بسته باور میکنند و این عاملی است که باعث میشود مردمی مثل کره شمالی به وجود بیایند که حاضرند بدون تفکر برده حکومت شوند و ظلم را تحمل کنند
دولتها باید آماده باشند، چون زمانی که پالس الکترومغناطیسی در دسترسی همه باشد نزدیک است و میتواند در کودتاهای آینده استفاده شود، باید راه خنثی سازی را پیدا کرد
کنجکاوی انسان برای دیدن صحنه های نادر قابل تحسین است، اما اگر انسانی به زندگی بعدی و سختی امتحان الهی یقین دارد دیگر وقتش را برای کنجکاوی تلف نخواهد کرد
نصب آینه برای پوشش نقاط کور حین رانندگی، مثلاً آینه مکعبی شکل برای وسط چهارراه تا همه به سمت چپ و راست دید داشته باشند و اگر خودرویی از چراغ قرمز قصد عبور داشت متوجه شوند
اولویت دریافت یارانه باید زنان و کودکان باشند و بیمه درمانی باید برای همه رایگان باشد
باید سیستم به گونه ای مالیات بگیرد که هزینه رایگان شدن همه چیز از سیستم درمانی تا خدمات شهری همه توسط یک نهاد برای تمام مردم گرفته شود
سیستم مدیریتی طرح ترکیبی از قوه مجریه و مقننه هستند، مدیران تابع قوه مقننه و زیر دستانشان تابع قوه مجریه هستند
مردم در قبال پرداخت مالیات از خدمات با تعرفه یا رایگان بهره میبرند و اگر نپردازند هزینهها آزاد حساب میشود
حتماً لازم نیست مالیات همه خدمات را داد، میتوان موارد لازم را انتخاب کرد و باقی آنها که کم استفاده می شود را یا در ماه استفاده یا آزاد پرداخت
دیگر لازم به انجام مزایده نیست و نیاز افراد را پیدا و پیشنهاد می دهد
میتواند مناقصه ها و مزایده ها را سراسری و حتی جهانی برگزار کند
اگر مردم فاسد هستند و مسئولان نمی توانند همه را مجازات کنند، پس باید تنبیه شوند و تنبیه آنها محدود شدن و کنترل بیشتر است تا به هم ظلم نکنند
مسئولی که از ظلم خبر دارد و لحظه ای تعلل کند خودش هم شریک گناه است
این سیستم باعث می شود وقتی مسئولی به اوضاع و نظارت بالادستی مسلط شود، یک فساد سازمان یافته طراحی کند
سیستم از پنج هزار نفر به بالا رسمی است و کمتر از آن اختیاری و بنا به شرایط است
انسان در این دنیا مانند هوای در حباب است و محدودیتهایی دارد، اما زمانی که حبابش ترکیده شود، با هوای هستی ترکیب می شود و آزادانه می تواند در همه جا بدون هیچ محدودیتی سیر کند
اگر نماینده مجلسی نتواند رأی دهد، یا دستگاه رأی خراب شود، یا حتی یک نفر از مردم رأی ندهند، رای گیری به پایان نمیرسد و نتیجه اعلام نخواهد شد
همانگونه که چوپان از گوسفند مراقبت می کند تا جمعیتش زیاد شود، مالکان هم با سیستمی که می چینند سعی در بیشتر کردن جمعیت دارند تا کارگران بیشتری داشته باشند، کارگر بیشتر مساوی است با سود بیشتر
هر مسئولی که زیر امتیاز لازم باشد که مردم می دهند، استیضاح و عزل میشود
اگر لازم باشد و فرد در سختی باشد قراردادها را تغییر و بازپرداخت آسانتر می کند، بدون گرفتن هیچ سود اضافه و برعکس
تا آنجا که میشود هرگونه عوارض و بازپرداخت را آسان می گیرد تا کسی به فکر آسیب زدن به خود مثل خودسوزی نباشد
ایجاد اپراتورهای رسیدگی به انواع شکایت و مشکلات مردم از کوچک تا بزرگ
از شوخی هایی که باعث ناراحتی دوستان میشود با خودش یا مالش، جلوگیری میکند، مثل برداشتن ماشین
می تواند به امنیت زنان کمک کند و حتی مانع از دید در چشم مردان هوسران، فیلم و عکس شود، مخصوصاً مکان هایی حجاب ندارند
هیچ قرارداد و مخفی کاری دیگر ممکن نیست و همه از مسائلی که مربوط به آنها میشود مطلع می شوند، مثلاً اگر در قراردادی بخواهند فردی یا گروهی یا مردم را دور بزنند خبر میدهد، فقط کافیست به آنها اشاره شود
مانع از شکست حد تحمل افراد میشود، که خودکشی نکنند و آنها را در اولویت رسیدگی قرار میدهد، تا مشکلشان حل شود
عدالت در پرداخت سود، درآمد و هزینه ها برقرار می کند، تا حتی یک تومان در حق کسی ناحقی نشود
می توان به حیوانات آموزش داد تا در کارهای کشاورزی، باغی، صنعتی و غیره، کمک کنند
منزلت مشاغل را بالا میبرد
انسان هر چقدر مطالعه کند باز هم فراموش می کند، مخصوصاً اکنون که کسی اهل مطالعه هم نیست، هوش مصنوعی می تواند حافظه همه مردم باشد
دیگر دوره این که کسی به خاطر زور، اعتبار، قدرت، شهرت و غیره، بی قانونی و ظلم کند تمام میشود
مخالفان اسلام حجاب را برای زنان طاقتفرسا و مایه عذاب می دانند، فقط کافیست یک شکست ورزشی یا ناهنجاری اجتماعی رخ دهد، اگر بخواهند میتوان مردان را با همان پوشش وارد کارزار کرد تا ثابت شود حجاب محدودیت ایجاد نمیکند، خیلی مردان هستند که لباسهایی سنگینتر از زنان برتن میکنند و در جامعه میگردند، پوشش بد زنان چیزی جز اسباب لذت برای مردان نیست، برای هوسبازان نتیجه مسابقه مهم نیست، بلکه دید زدن اندام زنان مهم است، زن حتی چادر هم بپوشد از چشم هوسبازان در امان نیست، این به خود زنان بستگی دارد که بخواهند اسباب لذت یا یک الهه مقدس باشند، زنان خودشان باید از پخش رسانه و در دید مردان بودن جلوگیری کنند تا بتوانند با هر پوششی که میخواهند مسابقه دهند، نباید ضعیفتر بودن در برابر تیمی را به گردن حجاب انداخت، مردان هم از تیمهای قوی میبازند و مقصر را چمن، داور و غیره میدانند.
استفاده دو کاره از وسایل پارک ها، شب برای کسانی که بی خانمان هستند و روز برای بازی کودکان باشد
بچه های خلاق را میتوان از روی تلاشهایی که برای متنوع کردن کیفیت بازیشان برای رسیدن به هدفی میکنند، شناخت
برای افرادی که تمایل دارند تنهایی زندگی کنند امنیت و آرامش لازم را فراهم می کند، تا زیر نظر یا دام کسی نیافتند
تمام اطلاعات مربوط به فیزیولوژی و روان انسان، که از طریق ابزار پزشکی و تحقیق دانشمندان به دست آمده است را دارد و اگر فردی توانی دارد که از آن خبر ندارد، به او اطلاع می دهد
بر مراحل ارسال مرسوله نظارت دارد تا سالم برسد و حق مرجوعیت کالا را برای مصرف کننده برای همیشه قائل میشود، به نوعی از صاحب کالا گارانتی میگیرد
اصلاح خط اتوبوس ها، به گونه ای که در هر بزرگراه و بلوار اصلی، زود به زود اتوبوس ها تردد کنند و پوشش فرعیها و کوچه ها با توجه به رجوع مردم، رانندگان بهتر است با خط ارتباطی با هم در تماس باشند
کشورها دچار نفوذ شدید سرمایه داران هستند، که اگر فضای مجازی را کنترل و مدیریت نکرد، دیگر امیدی به ادامه حیات تفکرات و قوانین اسلامی و نظام شیعی نیست
برگزاری مراسمها، سخنرانی، جلسه و غیره، در دنیای مجازی بهترین راه برای آرامش و راحتی مردم است
مردم وقتی با دولت مشارکت داشته باشند، میتوانند امکاناتی برای خود فراهم کنند که دست کمی از نمونه اصلی ندارد و شادی برای خود به ارمغان آورند
این طرح در محیطهای شبیه سازی شده، جواب قطعی داده است، آینده را باید ساخت، نه اینکه بر سر نوشتن تئوری آن نظر منفی داد
اگر اجرای این طرح به تعویق بیافتد، انگیزه جوانان از بین میرود و نسلهای بعد را هم عقب می اندازد
جاذبه گردشگری میتواند یک مجسمه عظیم باشد که درونش یک پاساژ باشد
کنترل سلامت افراد، توصیه به اهدای خون برای افراد توانا، کنترل ذخایر مختلف درمانی مثل خون، دارو، تجهیزات و غیره، در صورت کمبود اطلاع میدهد
مسئولان سازمانها، اکثراً بیکارند و فقط حقوق میگیرند، باید از آنها استفاده لازم در جامعه برد
تا وقتی مردم باور نداشته باشند کاری پیش نمیرود، خیلی چیزها بود که کسی باور به انجامش نداشت، اما برخی با انجامش باور را ایجاد کردند و توسعه یافت، مثل رکورد زدن
قیمت ها را به گونه ای کنترل میکند که بحران یا شرایط، باعث تغییر قیمت ناگهانی نشود
یک مسئول خداشناس هرگز تا زمانی که فقیری در کشورش وجود دارد آرام نمی نشیند، چه برسد که اقدام به ساخت کاخ هایی با اسامی متنوع کند
حکومتها چون دیگر ترسناک نیستند هر حریصی را به سیاست جذب میکنند تا بحران ایجاد کند و کشورها را سالها به عقب اندازد
مسئولان در حدی می توانند مفید باشند که در سن یادگیری آموختند، بعد از آن ماندنشان فقط باعث عقب ماندگی است و تبدیل به شکافی برای سوء استفاده سرمایهداران میشوند تا با پر کردن جیبشان، سرمایهداران را ثروتمند تر کنند
ازخروج فروشندگان از استانداردها و بهداشت جلوگیری می کند
ثبت دیجیتال خرید به جای پرداخت نقدی و کارت خوان، از طریق اسکن تراشه یا صورت انجام می شود و فرد نیازی به توقف برای اسکن ندارد، محاسبه قیمت خریدها با هوش مصنوعی است و انتقال وجه به تایید دو طرف میرسد
از ساخت و سازهای غیر قانونی و آسیبرسان جلوگیری میکند، حتی اگر خود دولت باشد
همه پژوهشها، طرحها و لوایح را بررسی میکند و از ارائه دوباره بندهای رد شده جلوگیری می کند، تا وقت داوران برای تایید نهایی تلف نشود، مخصوصاً برای شورای نگهبان، مجلس، همایشها و غیره
برای افراد یک گالری ماندگار از زندگیشان از اوقات خوب و بد می سازد، تا به دیگران معرفی شوند و بر سر آرامگاه شان نصب می شود
دیگر کسی نمیتواند پنهانی وارد مکان یا وسیلهای شود، مثل پنهان شدن در خانه دیگران یا قسمت چرخ هواپیما برای فرار
در مواقعی آشوب، بحران، کودتا، بمب گذاری و غیره، افراد خاطی را سریع شناسایی و معرفی می کند و نمی گذارد بی گناهان توسط مأموران آسیب ببینند و اذیت شوند، البته اولویت سعی در جلوگیری از وقوع است
اقدامات لازم به هر قیمتی که باشد، را برای نجات جان مردم از هر طبقه اجتماعی که باشد تدارک می بیند
برخی انسان ها وقتی می بینند هیچکس از چیزی اطلاع ندارد، میخواهند عاقل بازی در بیاورند و همه را با آنچه خود فهمیده اند گول بزنند و به آنها بقبولانند که حرفشان درست است
همانگونه که دموکراسی به جهان با ناکارآمدی فراوانش غالب شد، چرا نشود طرحی که باعث نجات از این منجلاب است را باور کرد و نقص های آن را با بررسی استادان و متخصصان برطرف کرد تا اجرایی شود
هدف سرمایه داران دور کردن مردم طبقه متوسط و پایین از هم است، تا در کارها رقابت کنند و با هم بجنگند، تا از این جنگ مالکان سود بیشتری کسب کنند
طبقه بالا یا مالکان از هر ترفند سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، نژادی، تاریخی، مذهبی و غیره، استفاده می کنند تا اختلاف های بین مردم را بیشتر کنند و نگذارند مردم متحد و یکدست شوند، تا اگر گروهی شورش کرد با گروه دیگر سرکوبش کنند، از خود مردم علیه خودشان استفاده میکنند، نیازی هم به نشان دادن خودشان ندارند
مالیاتی که طبقه بالا می دهد، دوباره به جیب خودشان بر می گردد، البته با سودش که همراه با مالیات طبقه متوسط و پایین است، یعنی همه کار به دوش مردم است و حتی درآمد مردم با ترفندهای سیستمی جدید در جیب مالکان میماند
مالکان خودشان را پشت پرچم، کتاب مقدس و افکار تحمیلی به نسل بعد پنهان می کنند، تا مردم شک نکنند و نتوانند اقدامی انجام دهند
مالکان ذهن مردم را کنترل میکنند تا مردم را در مسیر هدف خود قرار دهند و اصلی ترین راه نفوذ آنها دنیای دیجیتال است
مسئولان عروسکی بیش نیستند، هر کشور مالک اصلی دارد که دولتها را کنترل و تغییر میدهند و این مالکان برده اربابان اصلی جهان هستند
در این عصر مالکان دولت ها را به گونهای سازمان داده اند، که مردم فکر کنند آزادند و خودشان می توانند مالک ناچیز باشند و همین سالها مردم باید وارد بازی مجازی مالک بودن شوند و سراب بخرند، چون آنها می خواهند مردم سرگرم باشند و هرگز آگاه نشوند
مالکان روزانه هزینه های زیادی بابت تبلیغات در قالب های مختلف از فیلم گرفته تا تراکت میکنند، تا آن چیزی که میخواهند را به مردم تحمیل کنند
مالکان جامعه ای که خوب فکر میکند، منتقد باشد، خوب آموزش ببیند، مطلع باشد و غیره را نمیخواهند، چون مالکان را از منافعشان دور میکند
مالکان نمیخواهند مردم حین کار به چیزی که بهتر از تفکر مالکان هست فکر کنند و به همین علت مردم را چندین سال عقب تر از علم روز نگه می دارند تا به مرور و کنترل شده، مردم را به سالهای بعد هدایت کنند
مالکان مردمی میخواهند که هوششان در حد استفاده از تکنولوژی تحمیلی، کنترل ماشین آلات، کاغذ بازی و غیره باشد و بدون مقاومت کارشان را انجام دهند
مالکان نمیخواهند مردم وقت فکر کردن به این را داشته باشند که زندگی شان در حال نابودی توسط مالکان بیمار است، که مردم را در گذشته نگه میدارند تا هرطور که باشد مردم را سرگرم کنند، تا به مالکان فکر نکنند
مالکان فقط کارگر هایی می خواهند که سیستم چینشی آنها را بدون هیچ اعتراضی به جریان بیندازد و بدون مقاومت کار تحمیلی را انجام دهند
مردم آنقدر ذهنشان مشغول است که با حقوق پایین تر و ساعت کاری بیشتر حاضرند کار کنند و با تفکر اضافه کاری فکر کنند بیشتر سود می کنند در حالی که اصلاً نیاز به این همه وقت نیست، مالکان فقط میخواهند مردم فکر نکنند و اگر میخواهند فکر کنند در قالب کارشان، برای سود بیشتر مالکان باشد
مالکان با راهاندازی ایده صندوقهای بازنشستگی و بانک، پول ها را نگه می دارند و بعد از کسب سود فراوان در بورس جهانی، حداقلی را به فرد به عنوان حقوق بازنشستگی یا سود سپرده برمیگردانند تا صدایش در نیاید
مالکان عضو یک باشگاه بزرگ در جهان هستند، تا با مالکان دیگر کشورها هماهنگ باشند
مالکان با القای تصور آزادی مردم را سرگرم کرده اند تا میله های زندانی که در آن قرار گرفتند را نبینند و گوش به فرمان باشند
مالکان تیم تحقیقاتی قوی دارند و دقیقا می دانند که چه چیزی را چه زمان به مردم بدهند و چه چیز ندهند، سیستم آنها یک فیلتر اطلاعاتی قوی دارد
مالکان می دانند که جسم را نمی توان کنترل کرد اما با کنترل ذهن می توان قوی ترین جسم ها را هم مطیع کرد
مالکان کشورها را در چنگال خود دارند و هر اسباب سرگرمی را برای مردم فراهم میکنند تا پولشان را بگیرند، مثلاً از تشویق به درس خواندن گرفته تا شرکت در آزمون و آموزشگاهها، همه برنامه ریزی برای کسب سود است
مالکان بعد از استفاده از اسباب بازی یا همان انسانهای محبوب، آنها را دور میاندازند و به تناسب دوره یکی دیگر پیدا میکنند
مالکان نیازهای مردم مثل آب و غذا را محدود میکنند تا بتوانند مردم را کنترل کنند و به سمت اهداف خود هدایت کنند
تمایل انسان ها به متفاوت بودن باعث می شود که هر کاری، حتی بی قانونی را هم انجام دهند تا موجب حیرت دیگران شوند
پیامبر اسلام صلی اللّٰه علیه و آله و سلم، هم پیشنهاد می دهند که اگر مردم میخواهند هر روزشان عید باشد بهتر است، در راه خدا به هم هدیه داده و پیوند برقرار کنند
باید یک واحد قیمتی جدید برای اقلام گذاشت تا کم و زیاد شدن ارزش تومان باعث سوء استفاده نشود، مثلاً یک کیلو سیب همیشه یک واحد قیمتی باشد و تومان تبدیل به آن واحد شود
همه شواهد ارائه شده در دادگاه بر مجرمان اثبات شده و معتبر می شود و همه مردم با خبر هستند و کسی نمی توانند آن را رد کند، چون کذب نیست
هوش مصنوعی اعتبار جهانی دارد و کسی نمی تواند مدعی اشتباه بودن یافتههای آن شود، چون با معیار طرفداری قضاوت نمی کند
این طرح می خواهد به ناهماهنگی و جدایی سازمانها در خدمات رسانی و فعالیت پایان دهد و همه را زیر یک پرچم برگرداند
در این سیستم هرکس کوچکترین کم کاری در حق مردم کند بخشیده نخواهد شد، سریع اخراج یا میشود، حتی اگر مالک خصوصی باشد منع فعالیت میشود، چون زندگی مردم شوخی نیست
هر مسئول مزاح کند و با دیگری یا مردم مجادله کند، لیاقت مسئولیت ندارد و اخراج می شود
دیگر نمی گذارد دولت از بیت المال برای طرح و سامانهای هزینه کند و آخر هم فقط مردم مظلوم در دام بیفتند و سرمایه داران از مالیات فرار کنند
با اینکه جلوی خشونت و حمل سلاح را می گیرد، اما اگر کسی قصد قتل یا آسیب زدن داشته باشد، فرد و مأموران امنیتی را مطلع می کند
همه در دولت مسئول می شوند و مردم می توانند حتی بدون نیاز به رئیس جمهور یا وزیر کشور را اداره کنند، در طرح همه در مهارتهای خود نقش آفرینی دارند
همه به فکر پر کردن جیب خود هستند، در حالیکه به هم ظلم میکنند، اما اگر سیستم دولت اصلاح شود، معیشت همه بدون ظلم به هم درست می شود، باید از ریشه اصلاح کرد نه اینکه چسب زد
با این طرحی هیچ سوء استفاده ای حتی جنسی، از مردم نمیتوان کرد و دانشآموزان هم میتوانند متاهل شوند تا به مسیر اشتباه نروند
وقتی بتوان بودجه تامین کرد، میتوان همه متخصصان را داشت تا کیفیت بالا برود
یک شرکت مانند اپل در قبال آزادی خدمات هزینه می گیرد
همه نظرسنجی ها، عمومی و با شرکت تمام مردم است
حساب میزان سوخت کارخانه ها، مخصوصاً مازوت را دارد و آلودگی هوا را کنترل می کند
اگر مردم از یک مسئول و حتی پادشاه حمایت نکنند و در جامعه اصلاً ارزش انسانی ندارد
یک مسئول خوب به کارگران هم سلام میکند و بارش را بر دوش آنها نمیاندازد
حق همسر و فرزند مستقیم به خودشان داده میشود
اگر علم پیشرفت کند و آن را در طرح بتوان به خوبی پیاده کرد، می توان لباس های دیجیتالی ساخت که فرد را از حادثه سقوط، ضربه و غیره، حفظ کند
بی فکری مسئولان به خصوص سخنرانان باعث آسیب به اقتصاد می شود، هوش مصنوعی قبل از اقدام آنالیز ها را برای مسئولان انجام می دهد و آنها را توجیه میکند
معیشت بد مردم باعث می شود که مغزشان رشد نکند و مردم نتوانند چیزی جز یک کارگر برای مالکان باشند
اگر هوش مصنوعی جهان را مدیریت کند، میتواند از ظلم کشورها به هم جلوگیری کند و دیگر منابع و حق های پرداختی به سازمانهای بین المللی دزدیده یا حیف و میل نمیشود و وام ها مستقیم برای مشکلات بدون دخالت واسطهها پرداخت میشود
سرد شدن هسته زمین میتواند یخبندان را بیشتر کند
یک مسئول دیگر نباید فکر کند که خانوادهاش همان اقوامش هستند، بلکه دیگر تمام مردم خانواده او هستند و باید با همه همانگونه برابر رفتار کند، حتی اگر جان فرزندش در گرو باشد
باید سفرههای طولانی با اتوبوس حذف شود و به جایش اتوبوس راحتتر ساخت یا تعداد قطار و هواپیما را بیشتر و ارزان کرد
اگر حجاب زنان با پوشش سربازان در حال جنگ مقایسه شود که آنها چقدر ابزار کم کاربرد، که شاید اصلا هم به دردشان نخورد، و جانشان را هم حتی بابت حملش از دست بدهند، با خود میبردند، مقایسه شود دیگر نمیتوانند بهانه بیاورند، زنان هم در جنگ هستند و باید در این امتحان سربلند شوند
یک سیاستمدار واقعی از وجود و دخالت شیطان در حکومتها آگاه است، اما یک سیاستمدار بیسواد اینها را خرافات می داند و اقتصادی فکر میکند، دین از سیاست هم مهمتر است
بسیاری از دختران و پسران عاشق معلم یا استاد خود می شوند، که دو حالت دارد، یا منجر به فشار روانی یا رابطه نامشروع می شود
باید برای پدران و مادرانی که میخواهند هر دو کار کنند، یک شرط گذاشت اول بچه را سامان دهند، یا در مدت کار او را به پرستار بسپارند، تا اینگونه برای یک نفر دیگر شغل و درآمد ایجاد شود
کارکنان یک سازمان با هم هماهنگ و صمیمی می شوند، تا در انجام فساد و کم کاری از همدیگر حمایت کنند
موجودی داروهای نایاب مثل آلزایمر دیابت و غیره، را کنترل می کند تا به همه متقاضیان برسد
چون از حجم تولید خبر دارد، نمی گذارد هیچکس چیزی را خارج از قاعده، انبار کند
نمی گذارد بچههای بی سرپرست و بدسرپرست، آواره شوند و در دام کلّاش ها اسیر شود
از اتلاف وقت برای گزارش جرم جلوگیری می کند، مثلاً آدم ربایی را سریع اثبات و ثبت میکند تا متهم وقت سازماندهی و فرار پیدا نکند
از احمق بازی و شانه خالی کردن مسئولان در ماموریت ها، با راهنمایی کردن، جلوگیری می کند و همه شواهد و مدارک را ثبت می کند تا مقصرها فرار نکنند
یک مسئول فاسد مهر فاسد بودن ندارد که سریع شناسایی شود، او می تواند در شکل یک قدیس معتمد دولت باشد، که در عین حال با مفسدان تعامل دارد
مالکان به راحتی می توانند برای خود یک محیط امن تر از تصور مأموران اطلاعاتی یک کشور پیشرفته بنا کنند و هر فساد و قانونی را در آن محیط اجرا کنند
اگر کشوری در دست انسان های هوسران قرار بگیرد، قطعاً مدیریت را به شب و روز تقسیم میکنند، برخی مسئولان مریض هستند که اگر شرایط فراهم شود، چنین میکنند و مدیریت رختخواب را هم به حکومت اضافه میکنند و آن را بر همه چیز ترجیح می دهند
یکی از دلایل که سپردن مدیریت کلان را به زنان سخت میکند قوه شهوت است، آنها دوست دارند زنان حکومت کنند و مردان برده جنسی باشند البته تا وقتی مردان وجود دارند و بعد از منقرض کردن مردان، زنان با همجنسگرایی می توانند به زندگی ادامه دهند و با تکنولوژی ادامه نسل دهند و خلأ مردان را حس نکنند
پایین آمدن سن ازدواج خیلی مهم است، چون عطشی که دختران و پسران دوازده ساله به رابطه جنسی دارند آسیب های فراوانی را میتواند در جامعه به بار بیاورد
خیلی از انسان های فاسد حاضرند برای پول قید همه چیز حتی عفت و خانواده را بزنند
علت اختلاف شدید سن در ازدواج مشکلات اقتصادی کشورها نیست، علت آن تمایل افراد به رابطه با کودکان و نوجوانان است
آمار های فراوانی از فساد سیاسی و اجتماعی است که کسی علاقه به شنیدنش ندارد، چون همه به دنبال زندگی بهترند تا آخرتی بهتر، پس به هم کمک نمی کنند تا از ریشه جلوی آمارهای منفی گرفته شود، توقعی هم از انسانها نیست، چون ارباب بزرگ جهان یا همان شیطان به سبب مأموریتش بیکار نمینشیند
هستند دخترانی که به یک چیز بی ارزش فروخته میشوند و به خاطر بی سرپرستی، همخواب هوسبازان میشوند، به آنها تجاوز میشود و قانون هم کمک نمی کند و جامعه با آنها مثل آشغال رفتار میکند
نمیتوان جلوی فساد را تا زمان ظهور گرفت، تا زمانی که شیطان زنده است همه پیروانش هم کشته شوند باز افراد جدیدی پیدا می کند، باید ایمان ها را قوی کرد تا این امتحان الهی تمام شود
در سراسر جهان میلیون ها کودک دزدیده می شوند و به عنوان برده جنسی فروخته میشوند و چون مالکان نظارت دارند از کسی کاری برنمیآید
متاسفانه در جامعه اگر کسی در حال خودکشی باشد، یا کمک میخواهد، یا در حال آزار دیدن باشد و غیره، حتی اگر دیگران هم ببینند، اصلاً تمایلی به کمک ندارند، طرح میخواهد این مشکل را حل کند، البته خیلی ها هم دوست دارند که کمک کنند اما ابزار و حوصله ندارند و از چالش متنفرند، چون به علت ندیدن آموزش و سختی لازم توسط والدین و معلمان، به آماده خوری عادت کردند
دنیا برای انسان مانند یک تونل هزارتو میماند، که هرکس یک جایی از آن می میرد، حتی آنها هم که به آخرش می رسند می میرند، هزارتو پر از راههای وسوسه است، که باید فریب نخورد گرچه انسانها سالها مسیری اشتباه را طی میکنند و تصورشان بر درستی راه است، برای رفتن به مرحله بعد یعنی آخرت باید مسیرها را درست انتخاب کرد و به دیگران که در مسیر دیده میشوند کمک کرد تا هرکس به آنچه شایستگی دارد برسد، امدادهای الهی به همه می رسد، اما انتخاب راه توسط خود افراد انجام میشود.
بازی های ویدیویی و فیلم می تواند باعث شناخت بهتر دنیا و محدودیت هایش برای احساسات بیولوژیکی انسان را بررسی کند اما فشار بچهها شود و اعتماد به نفس آنها را افزایش دهد
هوش مصنوعی دارای منطق و تفکر است و میتواند تمام احساسات بیولوژیکی انسان را بررسی کند، مثل دما فشار خون، تنگی مردمک چشم و غیره را می سنجد و نتیجه تفکرات را ارائه می دهد
هیچ سرمایه داری علاقه به ریشه کن کردن فقر ندارد و همه اهداها به خیریه ها، یتیم خانه ها و غیره برای نمایش است و دلشان هم راضی نیست
دیگر نیاز به در ادارات و جامعه کپی، پرینت، صدور کارت جلسه و غیره نیست که کاغذ اسراف و دردسرهای نگه داری پیش بیاید، همه اطلاعات دیجیتال ثبت و کنترل میشود
مسئولان در کارشان دقت و ظرافت ندارند و فقط می خواهند کاری کنند و حقوق بگیرند، مثل ناهماهنگی شرکت آب با راهسازی که سرچاه های فاضلاب فرورفته یا برآمده است
گذاشتن محل خروج کوچک کف ماشین تا در زمان تمیز کردن، آب و زباله ها را بتوان راحت تمیز کرد
باید موقع ورود فرد یه حسابش، اجازه دسترسی پرسیده شود، نه اینکه اطلاع داده شود که کسی وارد شد
تمام شرکت های آمریکایی برای تسلط بر جهان هماهنگ هستند، اما سایر کشورها نیستند و همین علت باعث رقابت یک طرفه میشود
همیشه فعال بودن فرستنده تلفن همراه و سایر وسایل مهم، تا موقع سرقت یا موارد اضطراری، بتوان بدون دردسر کمک رسانی کرد
مسئولی که از واقعیت یا اطلاعاتی خبر ندارد، اگر از زبان دیگران چیز جدیدی بشنود و خوشش نیاید، میگوید که دروغ است، چون به چیزهای فرای درکش باور ندارد
مسئولان آنقدر خود را بالا می پندارند که نمیگذارند چیزی های جدید صلاحیت شان را بیاعتبار کند، مگر خودشان کنجکاو به یادگیری شوند
جادوگران واقعی می توانند انسانها را در سراب زندگی خوش غرق کنند
همانگونه که در کشف کرونا و تزریق واکسن، هر روز اطلاعات و قوانین جدید به دست میآید تا همه مسئولان هماهنگ شوند، هوش مصنوعی این کار را سریعتر انجام می دهد و حتی از وقایع تاریخی دور و نزدیک هم استفاده می کند تا قوانین بی نقصی از همان اول ریخته شود
دستیابی بشر به تکنولوژی های مخرب، همه القاء شیطان به دانشمندان و سیاستمداران است
دیگر کسی برای طراحی سوال آزمون ها اذیت نمی شود و هزینه دولت کاهش میابد، همه معلمان سوال های خود را می فرستند و تصادفی وارد آزمون می شود
ابزار دیجیتال افراد عامل جریمه آنها می شود، چون این ابزار مانند یک جاسوس در کنار انسان است
مسئولانی خاصی که، مخالفان رفاه مالکان را از بین میبرند، زمانی که نوبت خودشان شود که فدا شوند زیر اعتقاداتشان خواهند زد، اما متأسفانه دیر فهمیدند که بازیچه بودند
از ایجاد و ساماندهی کلّاشها و زورگوها در محله ها جلوگیری میکند
در این دنیا همه چیز برای انسانها بر اساس شانس تعیین و مهیا شده است و خودش باید با این امکانات آخرتش را بسازد
مسئولان برای خود قانون وضع می کنند و چیزی را که نمیتوانند درکش کنند ممنوع می کنند، که به ضرر مردم است و راحت در اتاقشان پنهان می شوند تا اعتراضها را نشنوند، سیستم هوشمند همه مسئولان را در دسترس قرار میدهد و تا جواب ندهند رها نمیکند، در غیر اینصورت امتیازشان کم و عزل میشوند
به جای انتظار برای نوبت تلفنی، باید شماره ثبت و کارشناس تماس بگیرد
اگر مجرمی تلاش برای جرم کند، او را در لیست تحت تعقیب قرار می دهد
طرح می خواهد فقر را از بین ببرد، قرار نیست که همه در خانه بنشینند و بیکار باشند، طرح برای کارآفرینی برای همه تلاش میکند و اگر فقیری یا ناتوانی بود به او یارانه نقدی میدهد، بابت همه خدمات رایگان مالیات گرفته میشود و اگر درآمد بیت المال زیادی بود، مالیات کاهش میابد
نمی گذارد مسئولان و صاحبنظران حرف های متناقض با حرفهای گذشته خود بزنند و قبل از اجرای طرح ها و نظرات مخصوصاً اگر ضد مردمی باشد، اطلاع رسانی عمومی میکند
چون بین خواسته انسان تا دستور مغز و اجرا هشت صدم ثانیه فاصله است، اگر به مغز متصل شود میتواند بهتر به انسان کمک و عکس العمل را سریع تر کند
برای مبارزه با دشمن قوی نباید به قدرت او توجه کرد، باید با دشمن مانند یک حقیر رفتار کرد تا جرات مبارزه داشت، اگر مغز بترسد توان ماهیچه ها کم میشود
برای پیدا کردن اموال سرقتی نیاز به مراجعه به هیچ مرجعی نیست، با وارد کردن اطلاعات لازم سرقت ثبت میشود و همه مراجع مربوطه اقدامات لازم را شروع میکنند
نصب درهای امنیتی برای مترو و قابلیت حمل دوچرخه و اسکوتر بر روی وسایل حمل و نقل عمومی باید باشد
بزرگترین شبکه اجتماعی را غربگرایان تبلیغ نمیکنند، چون آمریکایی نیست و آمریکایی ها تبلیغات فراوانی با استفاده از افراد مشهور برای بالا بردن تعداد کاربرانشان میکنند
هوش مصنوعی میتواند مانند وجدان انسان باشد و او را راهنمایی کند
هدایت مسافران به وسایل حمل و نقل مناسب، تا بدون هیچ مشکل و نگرانی در مکان های جدید رفت و آمد کنند
ابتدا هوش مصنوعی نوشته می شود و خودش به مرور ربات های مورد نیازش را جاگذاری میکند، اما دولتها برعکس کار میکنند
دیگر کسی نمی تواند برای کسی نقشه بکشد و یا کسی را سرکار بگذارد، چون حسگرها او را رسوا میکنند
دنیای هرکسی آن چیزی است که می داند و می بیند، فردی که مطالعه علمی نکند، تجربه دیجیتال کسب نکند، دنیا را نگردد و غیره، نمیتواند نظرات جدید دهد
برخی انسان ها آنقدر به شخصی یا چیزی علاقه دارند که به خاطرش هزاران نفر را قربانی میکنند، در حالی که باید علاقه خود را قربانی کنند، تا فاجعه و قتل رخ ندهد، همانگونه که او عزیز است، قربانیان هم برای دیگران عزیز هستند، امتحان الهی قرار نیست طبق میل کسی گرفته شود
میتواند مجرمان را بدون شلیک یا خشونت متوقف کند، در همان لحظه جرم، حتی اگر فرد تراشه های خود را جدا کرده باشند، در اولین برخورد با شوکرهای جاگذاری شده او را متوقف میکند
رمز ارز ملی را کنترل و استفاده خوبی از آن خواهد کرد
گاهی خواستههایی در برخی لحظه ها به دل انسان می آید که نشان می دهد یک عمر به دروغ مدعی بود که بنده خالص خداست و همه دعاهایش را زیر سوال میبرد
با اجرای طرح شکایت از گرانفروشی تمام میشود
آنقدر علم و تجربه وجود دارد و خواهد آمد، که انسان نمیتواند همه را کسب کند، هیچکس نمیتواند مدعی عالم بودن حتی در زمینه تخصصش باشد، کاش به بچه ها یاد داده میشد، زمانی که از آنها پرسید شود که می خواهید چه کاره شوید؟ به جای دکتر و مهندس، بگویند میخواهیم عالم با عمل باشیم
هوش مصنوعی تجسس ها و اقدامات غیر رسمی را خودش انجام میدهد، تا چیزی پنهان نماند و اطلاعات حاصله محرمانه است، اما در برابر جرم سکوت نمی کند
انسان ها به خاطر هیچ، به همدیگر در استفاده از زندگی، وسایل و غیره، سختگیری میکنند و آخرهم در دل پشیمان میشوند که چرا اینگونه رفتار کردند
طبقه بندی اخبار بر اساس اهمیت و علاقه افراد، چون برخی فقط برای پر کردن صفحه هستند و هیچ چیز جدیدی ندارند
شنیدن دغدغه مردم فایده ندارد، باید راه کار پیدا کرد، اگر مسئولان کمی تحقیق کنند راهکار پیدا می کنند
خبرهای مخصوص هر مسئول، در جهت انگیزه، عبرت، راه حل، تلنگر و غیره را برایش ارسال میکند و دیدنش اجباری است تا از کارهای خوب و بد درس بگیرند
دیگر لازم نیست نگران گم شدن چیزی بود و با انسانهای جایزه بگیر روبرو شد
باید بچه ها را دعوت کرد تا تحقیق کنند و علاقه خود را پیدا کنند، تا نگاهشان به دنیا جدی شود
هر انسانی داستان خودش را دارد و سیستمی طرح میکند تا با آن نان در آورد
برخی انسان ها از چیزی که محرومند یا حسش را ندارند، دیگران را بابت داشتن قضاوت میکنند و اگر قدرت محروم کردن داشته باشند، دیگران را محروم میکنند، چون فکر میکنند دیگران هم چنین حسی ندارند یا از هوی و هوس پیروی میکنند، بیولوژیک انسانها شبیه هم نیست و باید هرکس را جداگانه درک کرد، که هوش مصنوعی این وظیفه را آسان میکند
انسان ها حقیقت را بر اساس زاویه دید خود می بینند، متخصصان یک رشته میخواهند کار خود را بزرگ جلوه دهند و مخاطب را تحقیر کنند، که چه میداند حرفه ی آنها چیست؟
برخی از مسئولان فهم کمی دارند یا علاقه به رسیدگی به مشکل ندارند، این سیستم هوشمند مشکل را به زبان خودشان مفهوم میکند
مالکان راهبردهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود را با ابزار دیجیتال، وارد ناخودآگاه مردم می کنند تا با این راه کنترل ذهن مردم را باب میل خود کنند، تا در آن جهت تلاش کنند
مالکان آنقدر به ناخودآگاه مردم با تبلیغات فشار میآورند، که مردم هر تصمیمی که میگیرند، فکر میکنند خواسته خودشان است، اگر مردم، کشور سرور شبکه های اجتماعی و ابزار دیجیتال پرتبلیغ جهان را بشناسند، باور میکنند که سهام همه آنها متعلق به مالکان شیطان پرست است که همان صهیونیستها، یهودیها و اشکنازیها هستند، که آنها با نام فراماسون هم شناخته می شوند و منتظر ظهور دجال هستند، تنها راه نابودی صاحبان این فناوری ها که اربابشان شیطان است، ظهور منجی بشریت مهدی موعود عج است، اما نباید از مبارزه تا ظهور دست کشید، اکنون اگر هوش مصنوعی توسط کفار نوشته و بر جهان اعمال شود، جهان از ظلم و جور پر خواهد شد
تداوم حیات مالکان به کنترل ذهن مردم بسته است، یک کشور با تفکر آزاد را اینگونه می توان کنترل کرد، طراحی کنترل ذهن آنها بسیار زیرکانه و شیطانی است، تا فساد ترویج یابد
مالکان تنها میتوانند بر جامعه ای که مردمش فاسد و سست ایمان باشند حکومت کنند، چون طناب اعتقاداتی که فاسدان گرفته اند در دست مالکان و پوچ است، مالکان می توانند سریع برده فاسد را حذف یا رام کنند
بدبختی آنجاست که آگاهان بگذارند مالکان باعث شوند که بلوغ جنسی بچه ها، زودتر از بلوغ ذهنی صورت بگیرد، تا جوانان از دست بروند
در این جنگ بینی ها (جنگ جهانی دوم) یا روانی (آمریکا)، مالکان مقصود اصلی خود را زیر تصاویر ساده با فریم پایین پنهان می کنند، فریم های پایین تر با چشم غیر مسلح دیده نمی شود، اما تاثیرش را در ناخودآگاه می گذارد
در این دوره به هیچ کشوری نمیتوان اعتماد و همکاری کرد، چون در هر صورت یا تحت نفوذ مالکان هستند و یا اگر سرکش باشند به فکر خودشان هستند
خلأ عاطفی در زندگی بچهها، حتماً باعث عوارض در زندگیشان میشود، آنها معتاد، منزوی، روانی و غیره میشوند
هوش مصنوعی می تواند جلوی زنجیره پخش مواد را بگیرد و هزینههای دولت را در مقابله با کشف مواد مخدر کم کند و مصرف کننده ها را شناسایی و برای ترک جمع آوری کند
بهتر است که ماشینهای از رده خارج شده برای مسابقات رالی و غیره استفاده شود، تا موجب خلاقیت، ابداع، تنوع و شادی مردم باشد
برای طرح باید تمام شرکت های خدمات رسان اینترنتی هماهنگ شوند و مدیریتشان یکپارچه شود تا کشور به سمت بحران نرود، همه طرحهای جدید، شدنی به نظر نمی آید و طرح به مسخرگی زدن قیمت تولیدکننده بر کالا نیست و همه همانگونه که در وام بدون ضامن بانکها که حساس ترند، همکاری کردند، همکاری میکنند
دیگر فقط اسناد دیجیتال صادر میشود و کاغذ بازی تمام میشود
برخی مسئولان خود عامل بحران هستند، تا نارضایتی را بالا ببرند و بعد با یک سخنرانی آن بحران را محکوم میکنند تا میان مردم خود را خوب جلوه دهند
علت ترویج حیوان خانگی این است، که مالکان میخواهند هزینه مردم را در خوراک، بهداشت و غیره بالا ببرند تا مردم دیرتر به خواستههایشان برسند و این وسط سود کنند و همینطور در زمینه تبلیغ لاغری، چاقی و غیره
انسانهای عقده ای در جهت منافع مالکان، صحبت هایی را به عنوان طنز یا کمدی در شبکههای اجتماعی پخش می کنند، تا اختلافات بین خانواده ها مخصوصاً زوجها بیشتر شود و دیگران هراسی، راه بیاندازند
کشورهایی مثل آمریکا فقط از دید بیرون، به خاطر وجود مالکان و میلیاردرهای بیشتر زیبا به نظر میرسد و توجه مردم جهان را به خود جلب می کند، در حالیکه خیابانها، چالهها، مردم، فروشگاه ها و غیره، همانگونهاند که در دیگر کشورها است، اما برخی نمی خواهند باور کنند
اکثر بچه های دنیا در توهم رسیدن به رشته پزشکی، مهندسی و میلیاردر شدن هستند و آینده آنها به خاطر محدودیتها تباه میشود
دنیای اقتصاد به انسانهایی که برای رضای خدا کار می کنند یا پول ندارند رحم ندارد و چیزی به آنها نمی دهد تا از گرسنگی بمیرند
میتوان نوعی برگ مصنوعی ساخت که صد برابر فتوسنتز کننده تر از برگ واقعی باشد
از آنجا که انسان نمیتواند همه ترفند های مفید را یاد بگیرد یا حفظ کند، به انسانها در لحظه مخصوص یادآوری می کند تا در لحظه اجرا، اعمال شود
باید به مردم فقیر که محله بدی برای رفت و آمد مخصوصاً روی شیپ کوه دارند، خانهجدید در مکانی مناسب داد
هوش مصنوعی به آشپزی و تهیه معجون کمک می کند تا مردم از همه مواد غذایی بتوانند بهره ببرند
مانع از عصبانیت می شود و اگر کسی عصبانی شد به او توصیه های آرامش بخش می کند، مثل قدم زدن
نقاش ها و دیگر هنرمند ها بهتر است، توسط دولت اجازه پیدا کنند تا مهارت های خود را به جای کارگاه، بر روی شهر نمایش دهند تا هنر بیهوده در پشت دیوارها نماند و رنگها تلف نشود و شهر زیبا شود
برگزاری انتخاباتهای سالانه مثل بهترین انسان با نمره گذاری توسط هوش مصنوعی
با بازیافت ماسک می شود باتری ساخت
اگر حرکات فردی باعث فشار عصبی به کسی شود، به فرد اطلاع میدهد، مثل سد راه شدن که موجب عصبانیت می شود
میتوان روزی را دید که لباس های دیجیتالی ساخته می شود که فرد را در برابر همه چیز، سرما، گرما، ضربه و غیره محافظت می کند و به هر شکل که بخواهند در می آید
اگر خانه افراد مشکل دارد یا فرد ناراضی است و عذاب می کشد، کمک های لازم را فراهم می کند
علم افراد به هر چیز که میخواهند درباره آن حرف بزنند و نظر دهند را تقویت می کند و در گوش یا ذهن راهنمایی می کند، تا دنیایشان بزرگتر از اطراف، وسعت دید و محل زندگیشان باشد
از نزدیک بودن افراد داری بیماری مسری دارند در لحظه خطر اطلاع میدهد
روابط همه را با هم مانند یک خانواده میکند حتی غریبه های دور
ناهنجاریها را منصفانه حل میکند تا نزاع پیش نیاید
آنقدر مردم اعتبار پیدا میکنند، که حتی بدون تفتیش وارد حساسترین و امنیتی ترین مکان ها شوند و موجب آزار توسط نگهبانها قرار نگیرند در هر ساعت از شبانه روز که باشد
از آثار رساندن افراد احمق و جاهل به مردم جلوگیری می کند و هرکس که چنین خصلتی را دارد جریمه فوری میکند
امنیت مکانها بسیار شدید بالا می رود، که دیگر نیاز به نگهبان هم نیست
اگر فردی در هر لحظه لازم باشد وارد مکانی شود، حتی برای استفاده از سرویس بهداشتی و حتی اگر ورود به یک مکان امنیتی باشد، بدون هیچ هماهنگی و تفتیش وارد میکند، راهنمایی لازم میکند و با موانع یا افراد برخورد می کند، چون افراد ثابت شده هستند
از دست به سر شدن مراجعان مخصوصاً کسانی که ابداع جدید دارند، جلوگیری می کند و یک جلسه با وقت مورد نیاز را با مسئول مورد نظر می گذارد
به متخصصان و نخبگان برای انجام وظیفه فشار می آورد، نه اینکه یکبار ابداع و اختراع کنند و دیگر سربار شوند
توضیحات لازم را ضبط و پخش میکند تا فرد لازم نباشد توضیحات را، هزار بار برای هزار نفر تکرار کند
هیچ هکری نمی تواند دیگر در حالت گمنامی بماند و به کسی آسیب بزند
به همه، تمام راهنمایی های لازم در هر زمینه را می رساند
برای همه گذشته پر افتخار می سازد تا در آینده حس کوچکی و دیده حقارت به آنها نباشد، مثلاً افراد را از همان کودکی به آموزشهای مختلف بر اساس علاقه دعوت میکند، تا مدارک و افتخارات زیادی کسب کنند
چون فکر مسئولان را می خواند و از مراحل مراجعه خبردارد، برنامه ملاقات مراجعین را به گونهای میچیند، تا وقتشان تلف نشود
همه درخواست ها بدون ثبت در سامانه یا دبیرخانه معتبر است و گم یا کم کاری نخواهد شد
جلسات لغو شده با تعیین نشده را پیگیری میکند تا زودتر انجام شود
هوش مصنوعی همه وقایع را ثبت میکند و کسی نیاز به اثبات شواهد به دیگران ندارد
هر انسانی آنچه از وجودش آگاه است را باور دارد و در غیر اینصورت دیگران را دیوانه می پندارد
افراد زیادی در جامعه وجود دارند که ذهنشان در حد کودکی مانده است و به افرادی که دانا هستند افتخار می کنند و آنها را قهرمان می دانند، مثل یک معلم، استاد، نماینده و غیره
این ظلم های بزرگ نیست که صدای مردم را در می آورد، بلکه ظلم های کوچک مردم به هم است که تحریک آمیز میشود تا اعتراض کنند و سودجویان اعتراض را به حکومت پیوند می دهند
انسانها زمانی میتوانند احساس خوب و شادی داشته باشند که علاقه خود را پیدا کنند
امروزه درآمد مردم به گونه ای تنظیم می شود که حداقل رضایت را ایجاد کند، انسان هرچه بگیرد راضی نمی شود، اما با ساخت ایدئولوژیِ فلان مقدار را همه میگیرند پس کافی است، تبدیل به باوری میشود تا افراد راضی شوند
میتواند پیامهای جاسوسی را رمزگشایی و رمزسازی کند، حتی در چیزهایی که به فکر انسان هم نمی رسد، مثل وجود رمز در بافت نخی لباس
وکیل های فاسد، وقتی نتوانند قاضی را بخرند، او را دوست ندارند و او را بی آبرو و حذف میکنند
بعضی وقتها کشتن یک فاسد در ابتدای فساد، باعث نجات هزاران مظلوم می شود
انسانها اولین فهم را باور میکنند و در برابر شنیدن فهم های دیگر مقاومت می کنند و اگر قدرت داشته باشند نابودش می کنند، مگر اینکه فهم های دیگر را درک کنند، وقتی در ذهنشان اثر کند و فهم گذشته آنها را زیر سوال ببرد، آن موقع متزلزل میشوند و تنها راه نجات آنها تحقیق است تا فهم حق را پیدا کنند، اما مالکان این وقت و منابع لازم را به او نخواهند داد
مالکان زمانی که هدفشان توسط زیردستان زیر سوال برود، شروع به آوردن مدارک از پیش ساخته می کنند که آنها بارها زیردستان را از مرگ و مصیبت نجات دادهاند
انسان ها خودشان باید کنترل زندگی را در دست بگیرند، مگرنه مالکان آنها را به ابزارهایی تبدیل میکنند که حتی به والدین خود هم رحم نکنند
والدین را از رفتار اشتباهشان در قبال فرزندان مطلع میکند و مانع میشود و فرزندان را به گونه آموزش می دهد تا والدین بدی نشوند
دیگران وقتی یک فرد عصبانی که همه چیزش را از دست داده میبینند می خندند، چون آن لحظه حس او را درک نمیکنند، وقتی همین بلا بر سر خودشان هم بیاید دیگران از آنها می خندند، این فرهنگ باید در جامعه اصلاح شود
انسان ها تحمل همدیگر را ندارند، مگر حوصله شان سر برود یا به هم نیاز داشته باشند
اگر مردی در زندگی پایینتر از زنش باشد، زن تحمل نخواهد کرد، مردانی که به دنبال همسر بالاتر از خود هستند در اشتباه بزرگی هستند
میتوان از دوربین هایی که به اندازه دانه نمک است، استفاده کرد
میتوان بر روی حس ها اسم کلی گذاشت، اما هیچ زمان نمی شود وصفش را برای کسی توضیح داد، مخصوصاً اگر زمانش گذشته باشد، مثلاً یک شادی برای یک واقعه خاص را نمیتوان گفت چطور عمل میکند و یک ساعت بعد هم اصلاً فراموش میشود چه شد؟
اگر به نسل جوان محیطی شبیه بازی آنلاین داد تا وقتشان را برای کسب و کار واقعی بگذارد و جایزه ببرد، دولت شاهد استقبال شدید خواهد بود
هر طرحی تا اجرا نشود، شوخی به نظر میرسد و همه به اجرایش باور ندارند
آزادی یعنی انسان هر کاری خواست میکند و پاسخگو نیست، این سمی که مالکان به نام آزادی وارد جوامع می کنند، برای انحراف مردم کافی است تا نتوانند علم کسب کنند و جلوی آنها بایستند، مخصوصاً در تربیت بچه ها این سم شدیداً اعمال میشود تا سال به سال شاهد فساد بیشتر و سازمان یافته تر بود
هوش مصنوعی می تواند صداها را تفکیک کند و منبع را معرفی کند
متأسفانه چون متخصصان به سیستم ها و سامانه ها نظارت ندارند همیشه باید خطا پیش بیاید، این طرح میخواهد یک راهبرد بدهد تا فناوری سیستم خود را داشته باشد، نه هر ارگانی یک سیستم جداگانه داشته باشد
مسئولان احمق فقط در حوزه فناوری سند و برنامه دارند، اما هیچ چیز از مدیریت نمیدانند و فقط کشورها را به پرتگاه می فرستند
این سیستم به گونه ای پیش میرود که زنان ریاست و مردان کارگر میشوند و بعد هم که ربات فراوان شد، مردان منقرض میشوند، چون زنان به مرد بیسواد نیاز ندارند و رباتها جایگزین خوبی میشوند
باید دیگر از پهپاد بزرگ به جای آمبولانس برای حمل بیمار، برای رساندن سریع نیروهای پلیس به محل وقوع جرم و تعقیب مجرم، به جای آتش نشان ها در پاشیدن آب و نجات افراد در طبقات و موقعیت یابی برای هر سه کمک کند
دیگر وقت آن شده که ربات های انسان نما وارد جامعه شوند و ساخت با کیفیت و مدیریت آنها با هوش مصنوعی است
دیگر مسئولان و مأموران نمیتوانند خارج از دستورات عمل کنند و بالاترین مقام را زیر سوال ببرند، چون بالاترین مقام نظارت لحظهای بر همه دارد
مهمترین مشکل ورشکستگی شرکتها این است که تولید میکنند اما فروش را به فروشنده ساده می سپارند، در حالی که باید تا رسیدن محصول به دست مصرف کننده خودشان تمام اقدامات زنجیره ای لازم را انجام دهند و مستقیم نظرات مشتری را درباره کیفیت محصول بدانند و آن را بهتر کنند
انسان ها سریع به دنیا وابسته میشوند، مالکان هم برای هرکس یک دلبستگی قرار می دهند تا با امید حفظ و رسیدن به آن سخت کار کند و از آخرت غافل شود
هوش مصنوعی همیشه پاسخگوی مردم است و پیگیر شدید کارها در هر ساعت از شبانه روز که باشد
وقتی جمعیتی بترسد، این ترس را به دیگران منتقل میکند و دیگران بدون آنکه بفهمند از چه میترسند، شروع به فرار میکنند و چون راهنما نیست به خود آسیب می زنند که حتی ممکن است منجر به کشته شدنشان هم بشود، با هوش مصنوعی میتوان عوامل ترس را کنترل کرد و در لحظه سریع به همه راهنمایی رساند
وارد کننده، تولید کننده و پخش کننده مواد مخدر را شناسایی میکند و مصرف کنندگان را برای ترک اجباری جمعآوری میکند
وقتی زوجی در جایی هستند بهتر است نفر سومی را با خود همراه نکنند که حوصله سر برود، یک انسان در جای غریب نیاز به توجه و همصحبت دارد، پس شرایط را رعایت کنند و رفتارشان را کنترل کنند
زوج ها وقتی عاشق باشند هوای هم را دارند، اما اگر یک طرفه باشد یعنی یک طرف هوای دیگری را دارد و ممکن است با بیتوجهی طرفی که عاشق نیست روزی خسته شوند، نباید وارد ازدواج یک طرفه شد
ارتباط نفر سوم با یکی از زوجها میتواند موجب حسادت دیگری شود هر چند به روی خودش نیاورد و انکار کند، اما واقعاً باید از جمع زن و شوهر فاصله گرفت، رفاقت بحثش جداست، چون فشار روانی که روی زوجها قرار می گیرند وصف ناپذیر است و ممکن است موجب هر اتفاق بدی شود، حتی اگر چیزی در میان نباشد اما توهمش هست، از خیانت شروع، تا روزی طلاق رخ دهد
بهتر است فروش قرص به صورت خشابی یا ورقی در اشکال مختلف تمام شود و در یک ظرف کوچک با یک شکل و اندازه باشد، تا هم بازیافت شود و هم مشکل نگهداری نداشته باشد
انسانها به هر کجای دنیا که مهاجرت کنند باز در قلمرو مالکان هستند، فقط این قوانین با توجه به تعداد سرمایهداران آن کشور فرق دارد، یعنی اینکه برده چه مالکی شدن است که امکانات و قوانین را تعریف می کند
یک مسئول با فکر حقوق شغل را میپذیرد و در برابر حجم کار و مراجعه کم می آورد و زمانی که بفهمد کسی پیگیر کم کاری او نیست، ظلم میکند
اکثر دختران و پسران، وقتی قصد ازدواج داشته باشند، همدیگر را کنترل میکنند و در هر تماس از یکدیگر بازجویی میکنند، این به خاطر نوع آشنایی و سابقه بد همدیگر است، برای نمونه مثلاً آنها فکر میکنند چون آشنایی آنها اتفاقی و تقاضا یک طرف بوده است، احتمال چنین دوستی با دیگران هم هست، به چنین دلیل هایی خیلی از نامزدی هم به هم میخورد یا طلاق صورت میگیرد، ازدواج بهتر است با معرفی واسطه معتمد باشد تا شک کمتر شود
بی حوصلگی مسئولان، مخصوصاً آخر وقت اداری، باعث برهم خوردن تعادل سیستم و رنجش مردم میشود، مسئول در ساعت کاری حتی اگر باید از کوه بالا برود و کار مردم را انجام دهد مجبور است، مگرنه درآمدش مشکل پیدا میکند
سیستم هوشمند نمیگذارد، افراد زیر هجده سال کارگر شوند و برای حقوق ناچیزی سختی بکشند، اگر مجبور به کار هستند، برای آنها کار مناسب تری پیدا میشود
هر چیز که رنجش برای مردم ایجاد میکند را متوقف میکند، مثل دود، صدا و غیره
با عواملی که باعث بستن راه و ترافیک میشوند، برخورد میکند
بچه ها را با عواقب اعمال اشتباه و بازیگوشی آشنا میکند
در گرفتن هزینه برق، دولت از برخی سازمانها و مکانها هزینه نمیگیرد و این باعث میشود تا آنها اسراف کنند و هزینه به عنوان مالیات بر دوش مردمی که حقوقشان پیش دولت گیر است بی افتد، سیستم هوشمند برای همه قبض صادر و در مهلت نهایی اگر پرداخت نشود، خودش بدهی را برمیدارد
استفاده از دستگاه پردازشگر اطلاعات اندام خود مختار، بایو فیدبک، برای کمک رسانی بهتر به مردم
حتماً از دستیار هوشمند فارسی، در سیستم هوشمند استفاده میشود
متأسفانه سیستم آموزشی، به کسی احترام به مراسم تدفین را یاد نمیدهد، هرساله مجالس به جای سکوت، پر از همهمه و صدای کودکان است و اگر موضوع جنجالی باشد بی احترامی بیشتر میشود
اگر بهبود بخشیدن زندگی مردم، بدون هدف و درک مفهوم زندگی باشد، به چه کار میآید؟ اگر انسان نتواند ایده های خود را بیان کند تا کمکی برای مردم باشد، دیگر چه فرقی میکند در کشوری با حکومت کمونیستی یا سرمایهداری است؟ کمک به مردم زمانی با ارزش است که بتوان با توانایی و استعداد به آفرینش دنیایی با مفهوم پرداخت، البته موفق نشدن در ارائه راهکار، میتواند مصلحت خدا به سبب امتحان الهی باشد، همین تلاش برای ارائه خودش واجب کفایی است و برای همین است که درک عمیقِ زندگی برای فرد از هر چیز دیگری مهمتر است، بنابراین فرایند امتحان الهی مقدم بر همه چیز است.
وسیله ای که برای استراحت افراد در مکانی که صندلی وجود ندارد، استراحتگاه آماده و حافظ حریم خصوصی افراد باشد، مثل کپسول خواب باید ساخته شود، تا مثلاً در خیابان بشود استراحت کوتاهی داشت
باز گذاشتن راه ارتباط راحت با هر سازمان شدیداً لازم است، تا مردم در مشقت قرار نگیرند
اگر صد میلیون نفر در کشوری مشارکتشان یک درصد باشد، بهتر از این است تا یک میلیون نفر مسئول، صفر درصد کارایی داشته باشند، میلیونها نفر در دنیا هستند که ارزش آنها صد درصد است، اما اسیر سلسله مراتب، سابقه کاری و هم اعتقادی هستند تا نتوانند به جایگاه خود برسند، یک چنین اجتماعی خیلی آسان به دست ظالمان منافق می افتد، وقتی که ظالمان بر مردم مسلط شوند، دیگر آن سخنان شیرین از یادشان میرود، چون آن سخنان برای زمانی بود که به رأی مردم نیاز داشتند، مهمترین مسئله برای یک انسان سست ایمان این است که وقت نداشتن قدرت، شهرتش در کَرَم و بزرگی زبان زد است، اما با قدرت یافتن روی دیگرش نمایان میشود و نوبت به برداشت بذرهای کَرمی که با ریا کاشته است
متأسفانه همه مسئولان از مزیت طرح های خوب در جهت رفاه مردم با خبر هستند، اما چون به اسم آنها نیست، حتی اگر توانایی اجرا داشته باشند، انجام نمیدهند مگر به نام خودشان شود
افرادی هستند که نمیدانند از زندگی چه میخواهند در حالی که به همه چیز رسیده اند، این همه چیز از بیرون پر زرق و برق است اما باطن زشتی دارد، برای این افراد زندگی یعنی دوستانی که واقعاً به او اهمیت بدهند، برادران و خواهرانی که دچار فروپاشی نشده باشند، مادران و پدرانی که به فرزندشان افتخار کنند و فرد بتواند به صورت غیر قانونی هیجانش را تخلیه کند، مثلاً در مدرسه فوتبال بازی کند، اما مضرات جوامع مدرن و در حال توسعه این رویاها را میخورد.
انواع مالیات را میگیرد، به هر صورت که باشد، با انجام محاسبات، عادلانه ترین مقدار را میگیرد، حتی برای دنبال کننده شبکه اجتماعی
از تکنولوژی هوش مصنوعی تشخیص محل دقیق آلودگی و بیماری در بدن و محیط استفاده میکند
پیام، صدا، تصاویر و فیلمهایی که باعث رفتن آبرو یا حریم خصوصی را نقض میکند را پاک میکند
کسی دیگر مفقود نمیشود، حتی اگر وسیله ارتباطی نتواند استفاده کند، همه یک تراشه متصل به هوش مصنوعی مرکزی دارند، که میتوان به صورتهای مختلف به افراد متصل کرد
یک نظامی مجبور است به قسمی که خورده عمل کند، حتی اگر شانس پیروزی یک درصد باشد، اما اکثر آنها پای خود را از قسم فراتر میگذارد و خلاف می کند، در تاریخ بسیاری هستند که کودتاه کردند، فاسد شدند، از مهلکه فرار کردند و غیره
شاید یک انسان هرچه آسیب ببیند مقاومت کند اما زمانی که اعتقاداتش نشانه رود عصبانی میشود
کسی که علمش به دنیا بیشتر شود دیگر آرامش ندارد، دلواپس همه هست، همیشه گریان است، نیاز به عمل حس میکند، با آنکه گناه نکرده شدیداً استغفار میکند، میفهمد که هرچه دارد و به آن افتخار میکند همه لطف خدا است و از خودش هیچ ندارد
ذهن انسان آنقدر از القاءهای مالکان پر شده است، که وقتی می خواهد چیزی را در ذهنش تصور کند یک قدرت منفی در ناخودآگاه او همیشه به دنبال بر هم زدن نظم تصورات است، تا افراد نتوانند در ذهن خود دنیای خوبی را تصور کنند، اگر مدتی از القاءها دور شد، میتوان تصورات، خواب و غیره را کنترل و ساماندهی کرد
برای درک بهتر هر فرد باید دنیا و مشکلاتش را از زاویه دید او دید تا بتوان بهترین نحو به او کمک کرد
دختران و پسرانی که دوست دارند وارد دنیای مد و بازیگری شوند باید بدانند که شانس با همه یار نیست و راه سختی در پیش است که به اعتیاد، افسردگی و غیره، منجر میشود
متاسفانه سیستم گزینشی دنیا باعث نابودی زندگی مردم مخصوصاً نسل جوان است، نباید انتخاب شغل، زندگی و غیره، مردم به تصمیم انسانی دیگر باشد و باید برای همه شغل، حتی بیشتر از نیاز جامعه وجود داشته باشد، تا تفکر اقتصادی باعث نشود مدیران یا مالکان تصمیم به حذف یا اخراج فردی بگیرند، زندگی مردم بازیچه برای سرمایه داران نیست، مردم از درون نابود می شوند
دنیایی که شیطان برای مالکان بنا کرده است بسیار جذاب و شهوت برانگیز است، تا از طریق انواع گناه، بتوانند به قدرتهای مافوق طبیعی دست یابند، اما زمانی که مالکان بخواهند این آداب را به پیروان جدید یاد دهند، فقط چیزهایی را آموزش می دهند که به نفع مالکان باشد و افراد جدید را به سطح خودشان نمی رسانند، آنها داوطلبان جدید شیطان پرستی را به انجام اعمال خرافی و تخلیه شهوتها مانند حیوان دعوت می کنند، تا سرگرم باشند و این مالکان هستند که از نتیجه اعمال پیروان جدید، از شیطان پاداش می گیرند
پیروان منتخب شیطان که به مقام مالک یا استادی میرسند، برای جذب پیرو به افراد ثروتمند و زیبا، نزدیک و دعوتشان میکنند، هر مالک روش خودش را دارد که همه در نهایت به شیطان میرسد و به مرور فراگیران به انحراف جوامع در نقش سلیبریتی به نفع شیطان میپردازند، برای پوشش این روشهای شیطانی، از یوگا، هنرهای رزمی، روانشناسی، طب سنتی و غیره استفاده می کنند و با ترکیب این هنرها مطرح با اعمال خرافی و شهوانی، روح افراد را در تسخیر شیطان قرار می گیرد و به آنها القاء میکنند که راه بازگشت نیست، در حالیکه خدا همیشه پذیرای توابین از است، شیطان در این هزاران سال طرد شدن، برای خود حکومتی پیچیده بنا کرده است و همه فکر میکنند شیطان فقط در گوش زمزمه میکند، در حالی که فرمانروایی میکند و اکثر انسانها را برده سیستم خود کرده است
اگر فردی یک بار پیرو و تسخیر شیطان شود دیگر راه بازگشتش سخت است، چون شیطان به همه نقاط ضعف انسان آشناست و افراد را می ترساند
علت باورنکردنی بودن تأثیر شیطان بر دنیا این است که مردم آگاهی ندارند و ندیده اند، مثل اینکه مدیری از اتاقش خارج شود و منشی میداند، اما مراجعهکننده تا نبیند اتاق خالی است باور نمی کند
اگر کسی بخواهد وجود مالکان را اثبات کند، آنها با فناوری فوق پیشرفته خود و قدرت شیطانی فرا درک انسان عادی، پروندهسازی میکنند تا او را دیوانه نشان دهند، این روش برای پوشش قتل ها، حذف مهره های سوخته و غیره، انجام میشود و در آخر با هیپنوتیزم کردن فرد، او را به خودکشی وادار میکنند تا دیوانگی او ثابت شود
مالکان اگر به اعضای بدن خاص با گروه خونی خاص نیاز داشته باشند و پیدا نشود، از طریق ابزارهای دیجیتال افراد تنها و کم معاشرت را پیدا میکنند و می دزدند
با هوشمندسازی توقیف اموال راحتتر می شود و تمام دسترسی های دیگر فرد، به اموال دیگران را هم می بندد تا جریمه واقعاً حس شود
هیچ کس نمی تواند از پرداخت بدهی فرار کند، با هر روش منصفانهای می گیرد و برای افراد بیکار که بدهکارند، کار پیدا می کند، با هر سابقه بدی هم که باشند
توانایی مردم را در نگهداری از کودک بررسی می کند، تا به آنها پیشنهاد دهد تا چند بچه توانایی دارند که بیاورند و از سقط جنین و بستن نطفه خارج از عرف جلوگیری می کند، مثلاً ابزار پیشگیری قبل از آمیزش سفارش می دهد
مسئولان بدون هیچ مشقت خاصی، حقوق بالا میگیرند و تمام تفریحات هم برایشان مهیا است، اما آنها به این قانع نیستند و در زندگی مردم دخالت میکنند تا طبق سلیقه خود به مردم بگویند چه کنند، آنها یا همه را مثل خود ثروتمند می پندارند، یا اینکه مردم را برده می بینند، اگر چنین باشد مردم به مسئولان نیاز ندارند که بیتالمال را حرام کنند
این فرهنگ، تفکر و باور مردم هست که عامل پیشرفت کشور میشود، در کشوری دعوت به تلاش انفرادی می شود که نتیجه عقب ماندگی است و در دیگری دعوت به همیاری و تلاش جمعی میشود که موجب پیشرفته فوق العاده می شود، باید در بیان سخنان انگیزشی و ضرب المثل ها بازنگری کرد و جملات احمقانه ها را حذف کرد، این باهم بودن و به هم محبت کردن ها است، که پیشرفت جوامع تعریف میکند، نه تفکر اقتصادی که مردم را برده و اسیر میکند
مردم جامعه نباید انسان ها را از روی قیافه و توانایی قضاوت کنند و آنها را از چیزی محروم بدانند، معلولان هم برای خود هدف و آرزو دارند، سطح فکر مهم است که به آنها کمک کرد تا از زندگی لذت ببرند، آنها به اندازه کافی در عذاب هستند نباید با قضاوت و محروم کردن، به آنها بیشتر ظلم کرد
والدین زمانی که بچه ها می خواهند کنار آنها باشند و بازی کنند، والدین حوصله ندارند و بچه ها را می پیچانند، این باعث میشود دیگر خود بچه ها هم به جایی برسند که وقتی والدینشان کار دارند آنها را بپیچانند
مسئولان باید یاد بگیرند زندگیمردم پازل نیست که با قانونگذاری سر جایش برود، هر حرکت در دنیا با هزاران احتمال همراه است و میتواند پیامد بد به همراه داشته باشد
نباید کسی را سرزنش کرد و او را مثل بقیه دانست، او آن لحظه اشتباه کرده است، همه انسان ها روزانه به اندازه کافی تحقیر میشوند و از اشتباه خود پشیمان هستند و در خلوت گریه میکنند که چرا چنین شد؟ نباید از محبت به همدیگر غافل شد، هر چقدر هم مزاحم و خطاکار باشد
دولت باید برای مسئولان وقت فکر بگذارد، یا مسئول مخصوص برای فکر کردن در ترکیب مدیریت سازمانها جاگذاری کند، که در طرح آورده شده است
متأسفانه سلسلهمراتب طولانی، یکی از عوامل مانع پیشرفت کشور است، نباید بیشتر از سه رده وجود داشته باشد، اول مدیر، دوم ناظر، سوم مجری، وقتی طولانی باشد شاید در این بین یک مسئول عقده داشته باشد و کار را خراب کند
انسانها با سبک زندگی اشتباه، خود را در یک دور باطل قرار داده اند که هر روز تکرار می شود
انسان ها آنقدر برای هم بی اهمیت هستند که هر کس برای رسیدن به خواسته خودش، پایش را روی سر دیگران می گذارد و حتی آنها را تلف می کند، در حالی که لذت دنیا کنار و یار هم بودن است
دنیا هرچقدر هم سخت و مرگبار باشد، باز انسان وظیفه دارد که تا نفس آخر از قوانین الهی پیروی کند، تا در زندگی بعدی پشیمان نباشد
تا وقتی که مردم مخصوصاً زوجها، به هم وفادار باشند، جنگ هم شود مهم نیست
اگر حکومت شیطان و دخالت پیروانش در دنیا نبود، می توانست زندگی دنیا را بی معنی کند و انسان ها بدون مشکل زندگی میکردند تا زمان مرگشان فرا رسد
فروشندگان مواد و سایر کالاهای ممنوعه، از خدمات رسانی اجتماعی برای پوشش پخش کالا، استفاده میکنند، مثل پیک تحویل، یا ماشین حمل جنازه و غیره
دنیای انسان پول است، بسیاری هستند که به خاطر آن نه برادر، نه وطن و نه خدا میشناسند
دنیایی را که حکومت ها به مردم تحمیل می کنند، نژاد پرستانه، ناعادلانه، فاسد، فریبنده، اکثریت پرست و غیر است، دنیا باید تابع قوانین الهی باشد، اگر حکومت شیطان نبود مردم میتوانستند بدون کینه، بحث و زاویه دید اشتباه، راحت زندگی کنند، فقط با عمل به احادیث، خدا همه را دعوت به تفکر در دین کرده است، اما شیطان آنها را دعوت به لجبازی میکند
دیپلماسی یعنی اینکه به طرف مقابل گفت، چه کار کند
نباید در دادن کارت اقامت و پناهندگی به مهاجران که جایی برای برگشتن ندارند تعلل کرد، آنها هم انسان هستند و می توانند به اقتصاد کمک کنند فقط باید اعتماد کرد تا نتیجه گرفت، چون بسیاری از مهاجران به خاطر نداشتن مدارک، کارفرما دستمزدی به آنها نمیدهد و اگر درخواست کنند کارفرما آنها را به پلیس تحویل میدهد، پلیس هم جانبداری کارفرما میکند
در یک رابطه بیشتر زنان وابسته و عاشق میشوند، مردان فقط عاشق چهره یا اندام می شوند، اگر عشق به خود افراد و دوطرفه نباشد حتماً یکی بعد از مدتی دیگری را ترک میکند
اختلاف طبقاتی، طرز فکر، سایز بدن و غیره باعث شده است، که ازدواج ها عاقلانه به نظر آید تا عاشقانه، که در هر صورت باید توقع سختی و چالش زندگی را داشت
کشف پلیمری که از فولاد محکم تر و از پلاستیک سبک تر، که بتوان آن را برای ساخت لباس ضد گلوله، خانه، ماشین، ابزار و غیره استفاده کرد کشف شده است، اما نخبه ای نیست که آن را بسازد و تاجری نیست که آن را وارد کند مگر قبل از اینکه محصولات قبلی تمام شود، چون اقتصادی فکر می کند
هوش مصنوعی به مردم کمک می کند تا دیگر بیمار نشوند و از اعمالی که موجب بیماری مخصوصاً سرطانها میشود جلوگیری می کند، حتی اگر دلخوری پیش بیاید
درست است که طرح موجب دلخوری مردم می شود و آن را کنترل می دانند، اما برای بهتر شدن زندگی و از بین رفتن ظلم در حق هم، لازم است
هوش مصنوعی به پلیس درصد خشونت مجرم را اطلاع میدهد، تا بداند چه زمان باید از تجهیزاتی مثل گلوله پلاستیکی، شوکر و غیره استفاده کند
وارد کردن چیزهای کمیاب در کارهای لازم برای پیشرفت لازم است، مثلاً برای تشویق به بازیافت، می توان یک وسیله شبیه به ماشین فضایی استفاده کرد تا مردم برای دیدنش، بازیافت کنار بگذارند و در سیستم هوشمند درخواست جمع آوری کنند، یا در برابر ورودی مناطق تفریحی و تجاری، بازیافت گرفته شود
چون هیچ مسئولی از فناوری سر در نمیآورد، نخبگان را وادار به ساختن نمیکنند، سالهاست که فناوری کاربردی بسیاری اختراع شده است، اما هنوز یا وارد می شود یا ممنوع است
مردم هرگز نمی خواهند قبول کنند که علت قابلیتها و نسخههای جدید از یک محصول، فقط برای سود تجاری مالکان است، آنها میتوانند بهترین را همان اول ارائه دهند اما به مرور وارد بازار میکنند تا سودشان حفظ شود
در زمان انجام مأموریت هایی که احتمال اسارت و ضد حمله است، باید معکوس حرف زد، مثلاً اوضاع خراب باشد باید گفت همه چیز عادی است و برعکس، تا برنامه دشمن درست پیش نرود
انساها از نوجوانی به بعد دوست ندارند والدین جلوی دیگران به آنها محبت کنند و مانند کودکان با آنها رفتار کنند
با شبیه ساز دنیا، انسان می تواند همه کارهایی را که میخواهد انجام دهد، حتی کارهای مرگبار و وحشیانه انجام دهد و مجدداً بعد از اتمام بازی به زندگی عادی برگردد
اگر پیروان شیطان به مقام بالای پرستش برسند، شاید شیطان به آنها توانایی نامیرایی و تناسخ را بدهد
انسانهایی که روحشان آزاد می شود می توانند صدای ذهن بشنوند، ابعاد دیگر ببینند، طی الارض کنند، قدرت فوق العاده داشته باشند، اجسام را با هر وزن حرکت دهند، ماهیت جسم را تغییر دهند، حافظه قوی و هوش بالا داشته باشند، توانایی شبیه سازی کردن و غیره را به دست آورند
رفتار خشک مردم با هم روز به روز باعث میشود تا افراد شوخ کم شوند و زندگی را بی معنی کند، انسان ها باید مانند یک کمدین باشند و آموزشش به مدارس اضافه شود
انسانهای فاسد در کنار زندگی با همسر، یک زندگی موقت هم بنا می کنند، حال چرا شبیهسازی اجرا نکرد تا حداقل این کار کثیف در واقعیت انجام نشود
کشور بجز پلیس نیاز به نیروی امنیتی خصوصی دارد، که فقط اجازه استفاده از شوکر، گلوله پلاستیکی و غیره را داشته باشد، تا پلیسها به باقی کارها راحت تر رسیدگی کنند
وقتی هوش مصنوعی باشد پلیس به راحتی قبل از حرکت مجرم، عکس العمل نشان میدهد تا مجرمی نتواند پلیسی را بکشد و به راحتی فرار کند و پلیس نتواند هیچ دفاعی بکند جز ترساندن افراد با اسلحه، پس بی رحمی پلیس دیگر کشور ها بی مورد نیست، البته با آمدن سیستم هوشمند دیگر این مشکلات پیش نخواهد آمد، خود سیستم هوش مصنوعی قوانین و مجوزها را لحظهای صادر می کند
در این دنیا هیچ چیز باقی نمی ماند به جز پلاستیک، انسانها باید به فکر آخرت باشند و هم دیگر را در این امتحان سخت یاری کنند
در زمان ظهور، علم از این تکنولوژی که در این طرح آمده و فعلی دنیا هم پیشرفته تر و پیچیده تر خواهد شد
میلیاردر های امروزی جهان، همان نخبگانی هستند که برای مالکان کار می کند و به سبب پروژه خوبشان، توسط مالکان میلیاردر شده اند
اگر قرار بود خدا در دنیا حکومت الهی را بنا برپا کند، همه پیامبران این وظیفه را بر عهده می گرفتند و هیچ زمان این حکومت سقوط نمیکرد، دنیا محل امتحان و بندگی است نه آسایش و بردگی، حکومت الهی بعد از ظهور منجی بشریت عج، برپا میشود
یک پیش بینی که میتوان از زمان ظهور کرد، شاید این باشد که آن زمان بشر، به خاطر آلودگی زمین، در سیارات دیگر زندگی میکند و زمان ظهور که ظالمان و مومنان دوباره زنده میشوند، اینگونه چون مردم در کهکشان پخش هستند، به حد کافی مکان زیستن هست، اما بعید است که بشر به چنین زمانی برسد، اما با توجه به پیشرفت علم، اگر منجی بعد صد سال دیگر ظهور کند، دیگر فقط زمین تحت حکومتش نیست، بلکه باید بر دیگر سیارات هم حکومت کند، این طرح به سبب انعطافش، میتواند تا هزاران سال دیگر هم ایده و نظریه بریزد و نسلهای بعد میتوانند، قسمتهای دیگر طرح را ادامه دهند، این طرح متعلق به همه است و همه میتوانند در اصلاح و گسترشش همکاری کنند
انسانی که مزه یقین را نچشیده است، بر لذت بردن از گناه ادامه میدهد
زاویه دید انسان از طریق چشم یا دوربین و هر ابزار دیگر، خیلی در برداشت انسان از وقایع تاثیر دارد و حتی می تواند فریب دهنده باشد
با تغییر ماهیت اجسام می توان چیزهای جدیدی ساخت که بهتر یا حتی محکم تر از سازهای قبلی باشد، مثلاً یک سازه چوبی ساخت و با تغییر ماهیت آن به فولاد نفوذ ناپذیرش کرد
مالکان برای هر بخش از زندگی مردم یک برنامه چیده اند، اینگونه هرکس یک چیز را دنبال می کند و سرگرم می شود تا به خوبی کار کند، مثلاً یکی را با اعتیاد، تمایل به رابطه جنسی، بازی ویدئویی و غیره، این گونه افراد باید کار و تلاش کنند و پول در بیاورند تا بتوانند دوباره انجام دهند
باید طلاق بعد از وجود بچه ممنوع شود و هرگونه که باشد زوج به زندگی ادامه دهند، با سیستم هوشمند دیگر ازدواج بیپایه، صورت نمی گیرد که بخواهد به طلاق انجامد
مربی های ورزشی، هیئت امنای مساجد، مسئولان پایگاه بسیج، جبهه های فرهنگی و غیره، می توانند مدیر های خرد در طرح باشند
اجباری شدن استفاده از کلید و پریزهای هوشمند، تا در زمان نیاز وسایل برقی روشن باشند و برق اضافی مصرف نشود
وقتی مردم از چیزی می ترسند نیاز به یک قهرمان دارند، تا آن ترس را سرکوب کند، مثلاً زمانی که دشمن در پشت مرزها آماده حمله کردن است، مردم به یک فرمانده شجاع نیاز دارند، تا او به جنگ دشمن برود و با شجاعتش، مردم را آرام کند
بدتر از مرگ، کشته شدن از درون است، انسانی که از درون بمیرد هر لحظه میمیرد
دوربین لباسهای ماموران مخصوصاً پلیس، در لحظه در مرکز نمایش و ثبت میشود
دیگر فرار مالیاتی ممکن نیست، چون حساب یک تومان هم در لحظه دارد و میتواند روزانه یا همان لحظه معاملات مالیات را بگیرد
حسابرسی هر روز از همه انجام می شود و به حسابرسان انسانی گزارش داده می شود
از کیت تشخیص هویت های وای و هر اختراعی که تاکنون شده است، حتماً استفاده می کند، چون قرار نیست چیزی از صفر نوشته شود
هوش مصنوعی در زمان امداد رسانی آمار همه افراد آسیب دیده را دارد و می داند چه کسی بیماری زمینه ای دارد بدون اینکه لازم باشد از افراد پرسیده شود و بدون خطا به همه نیازهای لازمشان را فراهم میکند، هر خوراک، پوشاکی، خدمات و غیره که درخواستش را داشته باشند، مخصوصاً در رسیدگی به مصدومان زلزله و سیل کم نمیگذارد
مسئولان هیجان لحظه ای دارند و فقط واکنش آنها مختص همان لحظه است و ساعتی دیگر آن هیجان را فراموش و تصمیمهای مغایر با آن لحظه میگیرند، چه بسا تحقیر هم شوند
جلسات محرمانه و غیرعلنی را واقعاً پنهان میکند و هرکس چیزی را فاش کند، هوش مصنوعی او را معرفی خواهد کرد و از آشکار شدن اطلاعات جلوگیری میکند
در دنیایی که برای حیوانات لباس میدوزند، اما انسانهایی پیدا میشوند که لباس ندارند، یعنی عدالتی وجود ندارد، باید عدالت را اجرا کرد این وظیفه انسانها در این امتحان الهی است
مسئولان نباید از پیشرفت یک شرکت خصوصی در فناوری ذوق کنند، چون در آینده دولتها در دست آن چنین شرکتهایی اسیر خواهند شد
امکان دارد با استفاده زیاد از شبیهسازی، بشر حس بویایی خود را از دست بدهد، مگر اینکه برای آن فکری کرد
باید به افراد معیوب نشان داد که تنها نیستند و برای آنها فیلم هایی ساخت که شخصیت اول شبیه خودشان باشد
یکی از دلایل ی که باید هوش مصنوعی اضافه شود، این است که مسئولان خانواده دارند مخصوصاً همسر که به مسئولان، شدیداً در رسیدن به خواستههایشان فشار می آورد و اینگونه آنها را از عدالت دور می کند
غرور مسئولان و مردم باعث میشود که همدیگر را از خیلی چیزها مخصوصاً محبت، محروم کنند
انسان ها حس تنفر دارند و طاقت نمی آورند در حضورشان از افراد دیگر تقدیر و محبت شود
دلیل مهم انتخاب هوش مصنوعی این است که هر روز قوانین جدیدی تولید میشود که باید یکی باشد که به آنها مسلط باشند، هیچ انسانی نمی تواند مگر خدا بخواهد
زمانی که بین مالکان جنگ قدرت صورت بگیرد، تلفات و تقاصش را مردم پس میدهند، مردم قربانی تعویض سران در مالکان هستند
آمریکا میتواند یک توافق ثابت با کشورها داشته باشد، اما مالکان، سیستم آمریکا را آنقدر پیچیده کرده اند تا سیاستشان این گونه باشد که به بهانه دولتهای چهار ساله، قراردادها بیشتر دوام نیاورد تا اگر نتوانند اوضاع جهان را کنترل کنند، در چهار سال بعد با حزب مخالف برطرف کنند
تا زمانی که مالکان هستند نمی توان دنیا را از بیعدالتی و فساد نجات داد
سیستم چیزهایی اضافه ثروتمندان را به نیازمندان میدهد، مثلاً غذای اضافه که معمولاً سر سفره ثروتمندان است را برای فقرا می فرستد
مخالفت بزرگترها با جوانان باعث می شود تا جوانان به فکر کنار زدن بزرگان بیفتند و حتی برعکس
مردم در این قرن آسوده زندگی می کنند، اگر زندگی مردم قرون قبل را بخواهند تجربه کنند، ذرهای تحمل نمی کردند که در خانه مخروبه، روی رختخواب سفت، در نبود آب، برق، گاز، لوله کشیها و حمام با آب سرد، کمبود غذا و لباس و نداشتن تنوع در انتخاب و غیره، باشند
تا کشوری با یک حکومت و هزاران دولت محلی، شکل نگیرد، مردم از بحرانها خارج نمیشوند
حق های مرزی با همسایه کنترل میکند، مثل حق آبه
یک نماینده وقتی در انتخابات پیروز میشود، دیگر باید شروع به حل مشکلات اجتماعی کند، ازدواج را بیاندازد، جهیزیه جور کند و غیره
باید در هر محله مکانی باشد که متناسب با روزهای خاص تزیین شود و مردم همه دعوت باشند
یک احتمال می تواند این باشد که در عالم ذر روح های به دنیا نیامده یک زندگی کودکانه برای شکل گرفتن شخصیت و استعدادشان دارند، بهگونهای یکبار مشاغل را امتحان کنند، یا اگر در جسم معلول قرار بگیرند، زود فوت میشوند تا دوباره به جسم دیگر فرستاده شوند
خیلی از انسانها به خاطر درگیر شدن با شغل، برای درآمد بیشتر روحشان را از دست میدهند و از هدف خلقت دور میشوند
برخی از بچه ها استعداد فوقالعادهای دارند، اما به خاطر استرس نمی توانند خود را با زندگی دنیا مطابقت دهند
خیلی از نوجوانان با آرزوی خاصی وارد رشته تحصیلی می شوند، اما در آخر تبدیل به یک زندانی میشوند که باید در ساعت معین خدمت کند
سیستم آموزشی امروزی به گونهای است که به خاطر عدم توجه لازم به بچه ها باعث سردرگمی آنها می شود و فقط یک درصد بچه ها موفق به کسب شغل مورد علاقه می شود
اگر شکست و بلند شدن برخی جوانان نبود، دنیا بی معنی و کسل کننده می شد، کاش تفکر اقتصادی دنیا به تفکر غیر از اقتصاد مبدل می شد، تا همه برای هم زندگی کنند، چون همه چیزهایی که اختراع شده هیچ زمان در ابتدا، مخترع به فکر کسب منافع اقتصادی نبود، اما تاجران آن را میخرند یا می دزدند، تا آن را تبدیل به سود کنند، زمانی که انیشتین اختراع میکرد، استخدام و حقوقبگیر هیچ سازمانی نبود، امروزه دولتها به اشتباه فکر میکنند که بچه هایی که نمره بالا یا مدال المپیاد میگیرند را جمعآوری کنند، میتوانند باعث پیشرفت شوند، اما این نتیجه معکوس می دهد چون اختراع در نیاز به وجود میآید نه در بی نیازی، اختراع در وجود افراد هست نه در نمره ای که از امتحان میگیرند
از بچگی برای انسان هدف را دکتر و مهندس شدن معرفی میکنند، در حالی که همین اعمال روزمره مثل خوابیدن، خوردن و لذت بردن، هدف زندگی کردن است، در لحظه است
سهام عدالت به اندازه منصفانه بین مردم تقسیم می شود، البته سعی بر این می کند که از سود نفت پروژه های عام المنفعه اجرا شود تا همه سرمایه دار باشند
ازدواج های موقت را کنترل می کند تا کسی نتواند با این اقدام احمقانه به خانواده و فرزندانش آسیب بزند
انسان ها دوست دارند همیشه یکی هوای آنها را داشته باشد و همیشه به آنها بگوید روی من حساب کن که این وظیفه پدران است
برخی انسان ها بی دلیل از هم فرار می کنند و زندگی را به خود سخت می کنند، مثل کسی که قهر است و حاضر میشود از مسیری سخت برود اما با آن فرد روبرو نشود
باید شرایط اقتصادی مردم به گونه ای شود که همه بتوانند به راحتی مهمانی برگزار کنند و از دست به جیب شدن نترسند، این حساب کار هوش مصنوعی است
می توان با اسکن یک عکس، تمام عبور مرور های فرد از جلوی دوربین های همه مراکز به دست آورد
گشاد شدن مردمک نشانه علاقه به محبت است
با امواج الکترومغناطیسی می توان به جای شلیک موشک، تمام جنگنده و دستگاههای الکترونیکی دشمن را از کار انداخت
مأموران اطلاعاتی باید بتوانند بدون لو رفتن و حتی شک مردم، مأموریت را انجام دهند و مأموران در خارج از کشورشان مضمون به خیانت هستند
مردم در دنیا برای خود تلاش می کنند و بی خبر از آن هستند که مالکان یک دنیایی دیگر دارند که در آن قانونی نیست و برای تعادل زندگی مالکان، هر که را بخواهند در دنیای مردم، حذف و نصب می کند
در دنیا این پول و سرمایه است که شخصیت و میزان احترام اشخاص را تعیین می کند
نباید کودک کاری وجود داشته باشد مخصوصاً دختر، آنها مورد تجاوز قرار میگیرند و ایام حیض شدن دارند و نمی توانند نوار بهداشتی تهیه کنند
نباید بچه ها را برای کار پیک استخدام کرد، یا در کل تنها به در خانه کسی فرستاد چون ممکن است مورد تجاوز قرار بگیرند
اگر فقیر ها حق انتخاب داشتن از مسئولان فعلی هم بهتر و مفیدتر بودند
بدون هوش مصنوعی یا سیستم تأیید هویت مجرمان میتوانند به راحتی در جامعه بگردند و مردم را فریب دهند
نباید کسی حق این را داشته باشد که برای کسی مکان یا زمان تعریف کند، مثل اینکه فردی را از رفتن به کتابخانه به خاطر یک بی آبرویی محروم کرد
اگر انسان در نظر دیگران ضعیف و بی دست و پا شناخته شود همیشه از هر لیستی کنار گذاشته میشود
این جدا شدن انسانها بر اساس ملیت مذهب و غیره باعث شده است تا اگر یک طرف به دیگری میدان دهد سرش برباد رود
می توان به جای جعبه مقوایی شیرینی، از ظرف های پلاستیکی که روی هم چفت می شوند استفاده کرد
بودجه را در لحظه تخصیص میدهد، یعنی همان لحظه هزینه درخواستی چک میشود و اگر دقیق بود پرداخت میشود، حتی یک تومان هم اضافه نمی دهد
فضای مجازی کنونی به هیچ عنوان معتبر و امن نیست و دولت هم هر تدبیری ببیند، چون سیستم عامل خودش نیست، شکست میخورد
صدای تیراندازی وحشتناک ترین صدا برای انسان است، باید همه سلاحهای گرم جمعآوری شود و جایش را به سلاح های بی صدا و کم خطر بدهد
بچه ای که از جایی ترسید را نباید به آن مکان برگرداند و از هر شبیه سازی آن مورد دور نگه داشت، بهتر است برای بازگردانی او به مکان چند روز همراهش بود
مواد مخدر باعث رفتار احمقانه و لذت کاذب در افراد میشود و ممکن است در آن حال نئشگی به خود آسیب بزنند
والدین باید آنقدر به کودکان نزدیک باشند، که درباره مسائل مهم همچون قاعدگی، بلوغ و غیره، صحبت کنند
بچه ها به یک دوست که با آن احساس لذت و خوشحالی کنند نیاز دارند
روانشناسان و دوستان نمی توانند کمکی به فرد افسرده کنند، فقط خانواده خود فرد افسرده بهترین گزینه هستند، دیگران اوضاع را بدتر میکنند، حتی فرد را معتاد می کند
باید فرد منزوی و افسرده را آرام آرام به جامعه برگرداند و حس کنجکاوی را در او زنده کرد
بیشتر استخدام ها از بیرون یک جور به نظر می آید و از درون جور دیگر میشود
خیلی از تجربیات و تذکرات هستند که خوانده یا کشف نمی شوند، مثلاً کسی درباره فواید و عوارض داروها نمی خواند و کشفیات بیماریها هم مخفی می ماند
مردم امروز آنقدر خود را سطح بالا می بینند که فکر میکنند تنها گناهشان چشم چرانی و هوس بازی است، در حالی که روزانه ظلم به همسایه، غیبت و تهمت به افراد و غیره، در پرونده دارند
شاید یک زمان اختلاف پیشرفت به سال بود، اما اکنون هر روز برابر یک سال است
هوشمندسازی باعث میشود تا سرمایهداران منصفانه رفتار کنند و به مردم فشار نیاورند
خیلی از آدم ها هستند که تنها چیزی که میخواهند، بودن میان خانواده و دوستان است، اما منافع اقتصادی و آموزش بد، این امر را محقق نمیکند
برگزاری مراسم تئاتر در آموزش های مدارس، میتواند به بچه ها یاد بدهد که در هر جایگاهی که در زندگی برسند، باز هم مفید هستند و باید وظیفه خود را انجام دهند
انسانها زمانی بی ارزشی خود را برای دولت میفهمند که در مواقع بحرانی، یا زندگی افراد برگزیده، یا معیار دولت ها باشند، اما با سیستم هوشمند دیگر برگزیده و خاص وجود ندارد، چون همه برابر میشوند
شاید برخی انسان ها با افراد دارای سهمیه خاص همدردی کنند، اما این ظاهری است و آنها در اولین فرصت معترض میشوند که چرا سهمیه هست
بعضی وقت ها انسان ها به خاطر علاقه به یک چیز یا کار بی ارزش باعث می شوند هزاران نفر کشته شوند
دسته بندی جامعه به برتر و ضعیف باعث میشود که همیشه در دنیا بحران باشد
دولتها با روش مدیریت انسانها که پیش گرفته اند، حتی اگر تمام انسانها قرار باشد یک دقیقه بعد بمیرند، باز سختگیر و ناعادل است
همیشه خیلی چیزها قرار بود برای مواقع اضطراری باشد، اما تبدیل به تجارت پر سود برای تاجران دولتی و خصوصی شد، مثل اینترنت، تلفن و غیره
با این طرح جمعیت کنترل می شود، امکانات لازم برای بحران کامل فراهم می شود، کمبودی حس نمی شود، عدالت سریع برقرار می شود و غیره
دیگر کسی حس تنهایی ندارد، چون هر لحظه دستیار هوشمند با او هست و در صورت مشکل، کمک خبر می کند
در این دنیا انسان همیشه تنها هست و خواهد بود، کسی نمی تواند مشکلات و درد دیگری را به خود منتقل کند، فقط می توان با محبت و یاری، تحمل درد و سختی را آسان کرد
دوستان تکیه گاه نیستند و هر لحظه میتوانند از هم روبرگردانند، چه بسا در حین این دوستی پشت سر هم فعالیت میکنند و روزی در مقابل هم می ایستند
بهتر است همه مردم یک فرستنده سیگنال کمک داشته باشند
کسی که رأی می آورد، نباید به این افتخار کند که مردم ساده را فریب داده است، بلکه باید افتخار کند که چقدر به او اعتماد دارند
خیلی از مردم دچار حادثه جراحت بیماری میشوند، اما از مراجعه به پزشک خودداری می کنند تا در خانه بد درمان شوند، سیستمهوشمند پزشک را خبر میکند تا اوضاع بدتر نشود
خیلی از مردم از حمایت دولت برخوردار نیستند و این گونه برده سودجویان میشوند و در فلاکت زندگی میکند
قاچاقچی های انسان ابتدا دختران را مورد توجه و ابراز محبت شدید قرار می دهند و بعد از استفاده های لازم از آنها، دیگر مانند یک هرزه با آنها رفتار می کنند
انسانها وقتی یک صحنه واقعی یا فیلم را مشاهده میکنند، نشان از علاقه آنها به فرد نیست، بلکه فقط کنجکاوند که آخرش چه میشود
عالم، نباید دومین، یا چندمین یابنده یک علم باشد
بی توجهی زوج ها به هم باعث ایجاد بیماری های زود هنگام، مثل آلزایمر، سرع، ام اس و غیره، میشود
برای سرمایه داران موضوع ایده، عدالت رفع مشکلات و غیره نیست، بلکه موضوع پول است، آن ها سود اقتصادی میخواهند، نه ضرر به خاطر انسانیت، در این دنیا هرکه به دنبال کمک به مردم باشد دیوانه نامیده میشود
اختراع تا اجرا نشود در حد یک تئوری است، کسی مشتری تئوری نمیشود، باید هم به همه نشان داد که می شود، نه تعریف کرد
کسب شهرت به هر قیمتی نقطه آغاز شکست است
دانشمند واقعی کسی است که اختراعی که انسان ها را نمی کشد، اختراع کنند
لجبازی مسئولان با ایدههای جدید و روز مساوی با لعن و نفرین آیندگان در تاریخ است
شکست دادن یک دانشمند در تجارت پیروزی نیست، چون او در زمینههای وسیعتری فعالیت میکند و نمیتواند مثل تاجر روی یک زمینه تمرکز کند
مدیریت کلان باید به دست دانشمندان و مدیریت خرد به دست تجار باشد
سرمایه داران هیچ زمان از روی عشق با یک نفر ازدواج نمی کنند
تنها تغییری که دنیای امروز با قرنهای گذشته کرده است، این است که دسترسی مردم به امکانات بیشتر شده است، که این هم به شرط داشتن پول بیشتر است
مقایسه کردن دو نفر با هم باعث میشود فرد تحقیر شده، حسادت کند و برای شبیه یا بهتر شدن، کار های احمقانه کند
برده بودن یعنی همین که ورود فرد به برخی مکان ها ممنوع باشد و اطلاعات برایش محرمانه باشد، یعنی نامحرم است
یک دشمن لازم نیست مستقیم وارد عمل شود، یک نفر استخدام می کند و خودش در لباس دوست فرد را به پرتگاه هدایت می کند
دشمنان آنقدر مقایسه میکنند تا فرد را از پای در آورند
نگه داشتن یاران قدیمی مدیر قبلی که یاران دوستش داشتند، باعث اختلال در عملکرد و دشمنی میشود
زنان و مردانی هستند که جلوی چشم همسرشان خیانت می کنند و همسر فقط میتواند ساکت بماند تا آبرویش حفظ شود بچه هایش سرگردان نشوند
برخی انسان ها فکر میکنند با تصرف مالی از دنیا کار بزرگی کردند، در حالیکه آن مال به مرور بی ارزش می شود و هزاران بار بهترش خواهد آمد
با هوشمندسازی انحصار همه چیز شکسته میشود و به تولید انبوه با کیفیت می رسد مثل دارو، دستگاه ام آر آی، هویج، خودرو و غیره، که کم تولید میشوند
انسان در سالمندی حسرت نبودن فرزندانش را در اطرافش خواهد خورد
متخصصان فقط میخواهند امید واهی دهند و کمی کار را جلو ببرند، در حالی که راه حل قطعی را می دانند یا واقعاً نمی دانند، اینجاست که اگر انسانیت نباشد فاجعه به بار می آید
جوانان نباید با دیدن وضعیت افراد پیر آنها را کوچک شمارند، آنها هم روزی جوان بودند، باید آینده خود را در سالمندان دید
هیچ کس به راحتی پیدا نمی شود که رایگان برای دیگری کار کند، حتی اگر کار خیرخواهانه باشد باز یک سابقه میخواهد
مردمی که به هر وضعیتی عادت میکند و وقایع برایشان تفاوتی ندارد، آنها با مرده فرقی ندارند
با این طرح اینترنت رایگان است و آن مبلغ پرداختی همان مالیات است
زمان فرعون ها بچه ها از شکم مادرشان در سختی کمبود غذا بودند و زمانی هم که توانایی بردگی پیدا میکردند باید کار میکرد، اکنون هم بشر همان فرمان بردگی را به روش نوین پیش گرفته و این دفعه بچه ها باید از قبل از بستن نطفه در موسسه ها ثبت نام شوند، تا برد های بسیار مفید باشند، روزی خواهد آمد که تبلیغ شود که بچهها را از جنین باسواد کنید و برایشان تلویزیون و ابزار مناسب میسازند
مسئولان چون به مقام رسیدند، دیگران را در دست و پای خود می بینند و با آنها گستاخانه و بد رفتار می کنند
والدین اگر فرزندان خوبی داشته باشند حتی اگر فلج شوند یا در بستر بیماری قرار بگیرند غم نخواهند داشت
انسانها همیشه جذب ارتعاشاتی در زندگی میشوند که آرزویشان باشد
هوشمندسازی میتواند باعث شود که افراد از تجربیات هم استفاده کنند و از تکرار اشتباهات دیگران درس بگیرند
برخورد بد با کودکان کنجکاو و پر از سوال، باعث میشود تا علاقه آنها به یادگیری کم شود و دانستن برای آنها مهم نباشد و به زندگی بی تفاوت شوند
والدین و اطرافیان بچه ها باید مداوم از آنها تعریف کنند و استعدادشان را به آنها بگویند تا آنها بدانند روی چه کاری تمرکز کنند
اگر به خوردن کودک زیاد گیر داد، او این را بهانه میکند تا در قبال برآوردن خواسته هایش غذا بخورد
باید به جای تنها گذاشتن کودک با اسباب بازی هایش، او را دعوت به همکاری در کارهای خود کرد، مثل آشپزی، نظافت، تعمیرات و غیره، تا با مهارت شود، این برای کودکان لذت بخش است
مسئولی که قدرت و اقتدارش، نظامیانش باشند، بدبخت ترین انسان روزگار است، چون نظامیان نباشند او هم نابود میشود، مسئول باید بر قلب مردم حکومت کند
باید مسئولان مبتکر و خلاق را به مناطق به مناطق محروم فرستاد، یعنی چنان حقوق و بودجه خوبی داد که همه آرزویشان باشد به آنها داد و حقوق وزیر آن زمینه شغلی نصف آن مسئول باشد
دنیا هنوز به نفت و گاز نیاز دارد و علت تعامل و تشکیل سازمانهای جهانی تامین نفت و گاز است، هر کشوری که این دو را ندارد یعنی برای جهان هم اهمیت ندارد، اما زمانی که دنیا برق را جایگزین نفت و گاز کند، اگر کشورهای صاحب نفت و گاز نتوانسته باشند پیشرفت لازم را بکنند، محتاج همانها میشوند که روزی با غرور به آنها نفت و گاز میفروختند، البته روزی نفت و گاز تمام میشود و دنیا آنقدر برق از نیروگاه های هسته ای تولید میکند تا حاصل خیزی زمین به واسطه زباله های هسته ای از بین برود و همه آبها به واسطه خشکسالی تبخیر شود، آنموقع که شاید در کمتر از هزار سال آینده رخ دهد، انسانها رو به انقراض میروند، پس شاید تنها راه نجات بشر جایگزینی جز امثال انرژی هسته ای است که زباله های رادیواکتیو تولید میکنند، اگر بشر هوش مصنوعی را بسازد شاید او بتواند به بشر کمک کند، البته این فقط یک فرضیه در صورت ادامه غیبت منجی بشریت عج است.
باید تلاش بچه ها برای انجام کارهایشان یا کمک به دیگران را تمجید کرد و اشکال یا نقدی نکرد، تا بتوانند مسئولیت پذیر شوند
بسیار پیش میآید که حتی خلبانان هم خطا میکنند و سقوط میکنند، هوش مصنوعی میتواند چنان کمک کند که یک غیر خلبان هم هواپیما را کنترل کند
یک مسئول نباید چشم و هم چشمی با یک کشور خاص داشته باشد، همانگونه که این کار زندگی فرد را نابود میکند، میتواند یک کشور را هم نابود کند
مسئولی که انسانها را با عنوان حیوان مثال میزند، پست ترین انسان روی زمین است، مثلا کسی خودش را شیر، پلنگ و غیره، یا مردم را گرگ، گوسفند و غیره بنامد
اتوبوس بهتر است درب خانه راننده یا محلی نزدیک خانه راننده پارک شود تا بتوانند سریع تر خدمات رسانی کنند و برای مراجعه به پارکینگ وقت تلف نشود، حتی میتوان در همان نزدیکی پارکینگ اتوبوسرانی به راننده ها خانه داد
نباید به کسی صفت منفی نسبت داد، چون او را لجبازتر در آن زمینه میکند
نباید در سخن گفتن، مخصوصا برای نصیحت، آن را طولانی کرد، چون فرد خسته میشود و نمیتواند گوش دهد
اگر برای فرزندان هرچه بخواهند تهیه شود، آنها تبدیل به یک مصرف کننده میشوند و تا آخر عمر دستشان جلو همه دراز است، باید آنها را برای رسیدن به خواسته، وادار به تلاش کرد، مثلا کارهایی به او محول شود و در برابر انجام هر کدام از آنها حقوق بگیرد و با جمع پولهایش، نیازش را برطرف کند
همیشه نباید برای اول بودن در کاری با افراد تکرای جنگید، گاهی باید به آنها هم میدان داد تا حداقل یک بار طعم اول بودن را بچشند
مسئولان باید برای بهبود زندگی مردم، زندگی خود را فدا کنند، این طبیعت دنیا است حتی اگر معترض باشند، یا باید تسلیم این فداکاری شوند، یا مسئولیت نپذیرند، نمیتوان هم خدا و هم خرما را داشت
این انسانها هستند که برای ادامه حیات به هم امید میدهند، اگر کسی نباشد که افراد با او حرف بزنند یا کسی نباشد که به او فخر بفروشند یا جلب توجه کنند یا غیره، دیگر تنهایی زندگی کردن چه معنی دارد؟
اگر انسانها خودشان ذهنشان را کنترل نکنند، افراد سودجو آنها را شکار میکنند
انسانها زمانی که دیگر هدفی نداشته باشند، روحشان رو به زوال میرود، نباید امید کسی را گرفت
نباید دولتها برای مردم وضعی درست کنند که از خوب بودن پشیمان شوند، انسانی که ذاتا خوب است بد بودن بلد نیست و در جامعه نابود میشود
انسان یا ازدواج نکند و بچه دار نشود، یا اگر شد دیگر از زندگی و مشکلاتش ننالد و باعث عذاب وجدان همسر و فرزندانش نشود، انسانی لیاقت زندگی دارد که از لحاظ فردی رشد کرده باشد
انسان با همسر و فرزندانش یا دیگران، دشمن قسم خورده هم باشد، نباید در جمع بحث کند، حتی کسی نباید بویی از اختلاف آنها ببرد، چون دیگران قضاوت میکنند و اوضاع را متشنج تر میکنند، هر انسان خودش توانایی صلح کردن دارد، دیگران جسم را به هم برسانند دل را نمیتوانند
حتی مردان هم با شلوار تنگ بر دوچرخه تحریک آمیز هستند، چه برسد که یک زن باشد
علت خودکشی زیاد، راضی نبودن از جسم و دارایی است، کشورهایی وجود دارند که مردمشان برای زیبا شدن، عمل جراحی میکنند و آنها که پول ندارند خودکشی میکنند، اگر دولتها به رشد فردی و اعتقادی مردم توجه نکنند به سرنوشت چنین کشوری دچار میشوند
مسئولان آنقدر حجم کار و مشکل بر سرشان زیاد است که در آخر تصمیم میگیرند بی خیال شوند و کار خودشان که همان خوردن، جلسات نمایشی، امضا زدن و غیره است ادامه دهند و سال به سال حجم مشکلات بیشتر میشود و آن هم که میتواند مشکلات را حل کند را ضد حکومت می نامند و زندانیش میکنند، مسئول باید قبل از قبول یک مسئولیت تصمیم بگیرد که یا خود را فدا کند یا مردم را، چون این انتخاب را حتما باید انجام دهد، تا مشاغل دولتی بدون حقوق و اختیاری نشود، بحران ادامه دارد
اگر یه نفر را که علنی کار خیر یا دیگر میکند را انتقاد کنید، فقط خودتان را از لیست دوستانش حذف میکنید، حتی او را تمجید هم نباید کرد، فقط اگر دارد با این کارش به خانواده یا اطرافیانش آسیب میزند، باید به آنها گفت که به او بگویند فلان نیاز را به طور جدی دارند، مثلا وام بگیرند برای خرید خانه یا ماشین یا لوازمی که نیاز دارند
دوستها هرگز با هم حساب بدهکار و طلبکار ندارند، همه کمک و خدماتشان از روی انسانیت است
شاید یک فرد بی اخلاق قویترین باشد، اما کسی قهرمان است که اخلاق داشته باشد
از بروز مشکلات فنی یا دستکاری جاسوسان در سیستمها مخصوصا سیستم موشکی جلوگیری میکند
بزرگترین مشکل در کشورها وجود احزاب است که با هم رقابت کثیف میکنند و باعث ظلم به مردم میشوند، تا زمانی که احزاب هستند، مردم به چشم برده دیده میشوند
مسئولان فاسد، زنان را مجبور به پوشش و اعمالی میکنند که موجب تحریک شهوت شود، بعد در آخر میگویند که این قانون برای جلوگیری از تحریک شهوت است و هرکه بعد از دیدن این زنان شهوت برانگیز تحریک شود مریض است، جالب اینجاست که خودشان اول از همه تحریک میشوند
همه فسادهای مخرب، سازمان یافته هستند و مردم نمی توانند مدرک جمع کنند، دولت باید در قبال همان خبر ساده هم اقدام و پاداش بدهد
خجالت دارد برای مسئولان که مردمش غذایشان کیک و آب باشد، هرکس این صحنه ها را که یک نفر برای اندکی پول مورد نیازش التماس کند را میبیند، اشکش جاری میشود
وقتی برای بازسازی کشور ابزار لازم است و یک نفر آن را ساخته است، نباید حکومت ها بگویند نه، باید با ابزاری که حکومت میگوید بسازی، مثل این است که برای کاشتن درخت، بیل لازم باشد، اما بگویند باید با چکش درخت کاشت
سختگیری در عذرخواهی باعث میشود که دیگر آن فرد هرگز عذرخواهی نکند، باید از اشتباهات قابل جبران سریع گذشت
انسان در زمان گرفتن دوست و همسر، باید دقت لازم را انجام دهد، چون آنها دیگر کودک نیستند، انسان بالغند و قابل تربیت مجدد نیستند
برای دنیا زشت است که تفکرات و مذاهب غیر ستیزه جو را سرکوب و اعدام کند
زندگی یک جاسوس مانند زندگی یک حشره است، اذیت میکند اما وقتی کشته شود برای هیچکس مهم نیست حتی کشورش وجود او را انکار میکند
همیشه همه چیز به راحتی پیدا نمیشود، حتی با جستجوی اینترنت، هوش مصنوعی همه اطلاعات در قالب یک بستر فراهم میکند و کشفیات جدید مردمی هم که نمیتوانند چیزی بارگذاری کنند را هم اضافه میکند
انسانها سخت به دنبال دوست شدن با افرادی جدید هستند، اما بعد از دوستی، شروع به عیب یابی میکنند و همین موجب جدایی میشود و بعد از آن حسرت جدایی میخورند
امروزه مردم باید از طریق اینترنت، همه کارها بدون حتی یک کمبود از اداری تا خرید را انجام دهند و از مکان و زمان وسایل نقلیه عمومی مثل اتوبوس باخبر باشند، تا تصمیم گیری کنند
امروزه کشورها همه چیز که همه دارند را دارند، اما باز التماس کشورهای پیشرفته میکنند، چون خودشان، خودشان را محروم کرده اند، مثلا پایه هر پیشرفتی عقل است، اما مسئولان به عقلهای کشور خود باور ندارند و فکر میکنند چون خودشان احمقند، مردم احمقتر هستند و اینگونه شایستگان زیادی تلف میشوند
درست است همه از جنس مخالفشان زیاد انتقاد میکنند، اما نباید آنقدر این انتقادها را نادیده گرفت تا حادثه رخ دهد، مثل رانندگی زن که اگر رعایت نکند و مسئولان شهوتران هم از آنها دفاع کنند و منتقد را عقده ای بدانند، خودشان ضرر میکنند، این بیت المال ایت که مستهلک میشود
نباید از انسانی، انتظار بینقص بودن داشت، همه اشتباه میکنند و شاید هم موجب ضرر یا آسیب شوند، اما دیگر باید در این عمر کوتاه باز به آنها فرصت داد، خدا خودش مسئله را حل میکند
تلفن هوشمند یا رایانه باعث میشود که انسانها کمی از بردگی فرار کنند
وقتی یک بچه عصبانی هست، ممکن است رفتار عجیبی بکند، مثلاً وسایل رابشکند، به خود ضربه بزند و غیره، این بچه ها یا امیدشان را از دست داده اند، یا فکر میکنم که این بهترین راه گرفتن چیزی است، باید با چنین بچه هایی که آب از سر گذشته میشوند، دوباره امید زندگی داد تا به خاطر دنیا این چنین رفتار نکنند، اینها وقتی بزرگ شوند میتواند به مجرمان خطرناک تبدیل شوند
در طول تاریخ، خودخواهی مسئولان باعث نابودی اسناد زیادی شده است، که میتوانست عامل پیشرفت بیشتر علم باشد
مردم باید بتوانند از اطلاعاتی که در لحظه لازم دارند بهره ببرند، مثلا در مسافرت وقتی میخواهند استراحت کنند، باید نزدیکترین مکان مناسب به آنها معرفی شود
در این دوره بهتر است مردم یا پول خود را بر زمین رها کنند تا مستحق بردارد یا حمایت یکی یا چند از اعضا خانواده فقیر بگیرند
در این سیستم خیلی از کارمندان و سازمان ها بیهوده گذاشته شده اند، مثل بنیاد شهید و ایثارگران
این طرح راهبرد میدهد و اختراع به عهده مهندسان است
استفاده از اتوبوس در رفت و آمد روزانه، به خاطر تنوع مسافران و حتی خود وسیله، میتواند از بروز بیماریهایی نظیر افسردگی، آلزایمر و غیره جلوگیری کند، به شرطی که تنوع وسیله را سازمان اتوبوسرانی ایجاد کند
اگر خانواده، دوستان و همکاران که با انسان صمیمی هستند، به روش همتا به همتا به هم چیزی یاد ندهند، انسانها مجبور میشوند هزینه کنند یا به فرد اشتباه مراجعه کنند
هر کشوری تا حدی جنبه شرکت در جنگ اقتصادی را دارد، پس هر کشور که جنبه ندارد، نباید در این جنگ شرکت کند، چون منجر به جنگ تمام عیار میشود
یک مسئول هر چقدر هم عالم، مذهبی و عادل باشد، نباید وقتی وارد سیاست میشود، از اعداد و ارقام غافل بماند، چون به زیردستان اعتمادی نیست و او را بدنام میکنند، یک مسئول بعد از قبول مقام باید عبادت و تدریس را کنار بگذارد و عدالت را پیاده کند
برخی اجسام را از روی بزرگی یا کوچکی قضاوت میکنند، درحالی که جرم از همه مهمتر است
امروزه اینگونه به نظر میرسد که هرکس میتواند مساحتی را بخرد یا اجاره کند و با کسب مجوز تجارت هم کند، اما نباید استقلال در آن مساحت وجود داشته باشد و فرد شعار چهار دیواری اختیاری سر دهد، چون ممکن است به دیگران آسیب بزند یا جرم انجام دهد
شبکه های اجتماعی بدون قانون مربوط به تعهد افراد به همسر، تبدیل به فضای کثیفی شده است، باید پیامهای عاشقانه دو نامحرم کنترل و هردو را جدا کرد
همکاری سازمانهای برگزار کننده آزمون مثل سنجش، با خودروسازها باعث میشود که یا هیچ خورویی مجوز استاندار ساخت نگیرد یا اگر بگیرد گران ترین خودرو جهان میشود، اما اگر همکاری شدید نباشد، میتواند باعث تنوع محصولات شود
باید به حرفهای دیگران مخصوصا همسر، توجه کرد و در چشمانش نگاه کرد، مگرنه با یکی دوبار تکرار بی توجهی، فرد از چشم دیگران می افتد
هر زوج باید در خانه یک وسیله بازی محبوب دوطرف داشته باشند، از کنسول بازی گرفته تا منچ و شطرنج
کدورتها را هم از بین میبرد
باید همه را به زندگی مشتاق کرد، مخصوصا به ادامه رابطه زوجیت، باید جملات و آداب لازم را به کار برد تا به زندگی مشتاق شوند
مردها خیلی از زنان توقع دارند، مردها توجه، محبت، عرضه، آشپزی، سلیقه و غیره میخواهند و اگر زن در یکی کوتاهی کند، برایش جایگزین قرار میدهند، مثل کمک گرفتن از مادر، خواهر و غیره، این زن است که اگر همه فن حریف نباشد ضرر میکند و بعد از مرد، زن از شوهر زده میشود و زن هم جایگزین شوهر پیدا میکند، هوشمندسازی میتواند این مشکل را حل کند
رابطه زیاد با دوستان و در کل مردم، باعث ایجاد ابهت و احترام فرد در نظر دیگران و همسرش میشود
هیچکس نباید شادی و خنده خود را در سرکار یا جامعه جا بگذارد، همسر و فرزندان محتاج ترند
احمقانه ترین کاری که انسانها میتوانند بکنند، جنگ تمام عیار است، چون همیشه انسانهای بسیاری را بابت اختلاف دو فرد یا گروه، تلف میکند و مرگشان هیچ ارزشی ندارد
هوش مصنوعی میتواند، خمس را عادلانه و دقیق بگیرد، تا وظیفه هر مسلمان ادا شود
با هوش مصنوعی دیگر کسی نمی تواند با استفاده از ضعف های سیستم کنونی برای مردم مخصوصاً کسانی که کار مهم دارند مانع تراشی کند و آنها را با پلیس و دادگاه معطل کند، مثلاً یک نفر باید به یک مکان برای انجام امور مهم برسد، اما دشمنانش، او را با اتهام و پاپوش متوقف می کنند
انسانهای تنها در جامعهای پیدا میشوند که ملاک و معیار در آن برتری است و ضعفا در این جامعه جایی ندارند
آزمونهای سراسری و استخدامی کاملاً مسخره طراحی میشوند، چون ده ها کتاب توصیه به خواندن می شود که از هیچ کدام سوال طرح نشده است، بهتر است آزمون تک دفترچه با حداکثر صد سوال باشد و همه سوالات از یک الی سه کتاب باشد و بیشتر در مرحله بعد گرفته شود، یا اول صلاحیت شرکت کنندگان مجازی سنجیده شود و بعد آنهایی که نمره مرحله بعد را کسب کرده اند، وارد آزمون حضوری شوند
هوش مصنوعی از ساعت کاری و نیاز همه خبر دارند و برنامه های مختلف آنها را با دیگران تنظیم می کند، مثلاً فردا اگر قرار باشد اولین مسافر اتوبوس پنج صبح سوار شود همان موقع حاضر است
با هوش مصنوعی دیگر لازم نیست نگران این بود که حریم خصوصی شکسته شود و رازها فاش شود، چون قابل اعتماد است و همه سوءظن ها و شک ها را بررسی میکند بعد اقدام می کند و همه را توجیه میکند که چیزی پنهان نماند، بدون اینکه انسانها بتوانند با همدستی هم چیزی را پنهان کنند
مسئولان برای موجه کردن محدودیتهای مردم، ابتدا یک دریچه کنترل شده باز می گذارند تا مردم از آن رد شوند، تا بتوانند به این بهانه قوانین سخت بگذارند
تجربیات جدید هر انسانی با دیگران به اشتراک گذاشته می شود و لازم نیست دنبال کننده بالایی داشته باشند
در مواجهه با یک جرم، نباید قهرمان بازی در آورد، چون امروزه مجرمان تجربیات و آموزشهای لازم را از طریق فناوریهای دیجیتال دیده اند و سازمان یافته پا به میدان می گذارند
تمام تروریستهای که به نام اسلام خود را منفجر می کنند، همه زیر نظر مالکان پرورش یافته اند، تا با ایجاد اسلام هراسی در افکار عمومی، این مانع گسترش قلمرو شیطان را بردارند
جابجاییهای افراد ثبت می شود تا امنیت و کمک های لازم آنها در مکان های جدید حفظ شود
بچه هایی که از کنترل همه خارج هستند و ادعای برتری و بزرگی نسبت به دیگران دارند را باید وارد یک درگیری ساختگی جنگی کرد تا بترسند و به آنها فهمانده شود که دنیا خیلی ترسناک تر از تصورشان است
به همه مشاغل نظارت دارد تا کسی خلاف قاعده عمل نکند، مثل دزدی قطعه ماشین یا تلفن، بهداشت فروشگاههای مواد غذایی مخصوصاً بیرون برها، لوازم آرایشی و بهداشتی، پوشاک و غیره
اکثر انسانها از پیچیدگی دنیا کلافه میشوند و چون نمیتوانند آن را درک کنند، شروع به انکار خدا و فساد در زمین می کنند و آنرا می گسترانند
تنها تصمیمی که هیچ زمان پشیمانی در آن نیست، فداکاری برای نجات جان مردم است، البته برای رسیدن به کمال و رضای خدا باشد بهتر است
قدرت بیشتر مساوی است با مسئولیت بیشتر، محرومیت از زندگی، شادی، خانواده، دوستان و غیره، پس نباید به معصومین حسادت کرد، بلکه باید افتخار کرد که چنین فداکاری برای انسانها کردند
برخی جوانان از بودن عکسشان کنار والدین یا افراد پیر که شهرت ندارند خجالت می کشند
بچه هایی که نمرات بالا میگیرند باهوش نیستند و آنهایی که نمره پایین می گیرند احمق نیستند، فرق این دو در حوصله است که یک گروه علاقه به درس دارند و دیگری ها ندارند
اگر فردی به خانه کسی وارد شود یا مانع راهش شود، به همه معرفی خواهد شد، تا اگر قصد بدی دارد توسط پلیس شناسایی و دستگیر شود
مسئولان وقتی بحران در حوزه آنها رخ دهد، هر کاری می کنند تا پرونده آنها خراب نشود، از فساد و رشوه به سازمانها مخصوصاً پلیس گرفته، تا یاد خوب کردن از یک فرد بدکاره، همه خط قرمزها را میشکنند
مسئولان باید وقتشان را با مردم تنظیم کنند، نه به مردم بگویند که چه کسی چه زمان بیاید، هوش مصنوعی این کار را به نفع هر دو طرف می کند
چرا به جای تصویب قانون هایی که مربوط به مردم است، خود مردم نباید رأی دهند؟ چرا نمایندگانی رأی می دهند که حتی ده درصد آراء را هم کسب نکردند، مثل گذاشتن قوانین عجیب برای آزمون استخدامی که از صد درصد شرکت کنندگان، فقط یک درصد پذیرفته میشوند
مردم دوست دارند همه تجربیات را داشته باشند، به خاطر همین با دیدن کارهای دیگران حسادت می کنند که چرا آنها این کار را نکردند
جهان بینهایت برابر دید انسان است، پس نباید اخبار دیگران را با دیده های اطراف خود مقایسه کرد، کند مثل شنیدن خبر کشته شدن صد نفر در سیل در فلان منطقهای دیگر از جهان و آن را امتیاز مثبتی برای منطقه خود دانست، بسیار احمقانه و غیرانسانی است
برای داشتن یک دولت موفق باید ساعت کاری و حقوق را نصف کرد و استخدامی ها را دو برابر کرد، تا دیگر کسی علاقه به کارمندی پیدا نکند و کسب و کاری برای خودش راه اندازد
با سیستم هوشمند میتوان برای زندانیان در یک شهر یا شرکت صنعتی فضایی امن ساخت، تا به جای بیکاری فعالیت مفید داشته باشند و به تولید کمک کنند
هوش مصنوعی میتواند تمام اتفاقاتی که برای افراد میافتد را ثبت و شمارش کند، مثلاً تعداد قدم، نفس، ضربه، خنده، گریه، کلام و غیره، با تفکیک جزئیات، همانگونه که آنالیزور ها در فوتبال انجام می دهند
هر آدمی یک توانایی مخصوص دارد فقط باید کمکش کرد تا پیدایش کند
برخی انسانها هستند که هزاران فیلم و کتاب دیده و خوانده اند، اما نمی توانند درباره آن توضیح دهند، مانند اینکه فراموش کرده باشند، اما در کل می دانند که چه شده است
دولتها اگر می توانستند حقوق انسانها را به خوبی اعمال کنند، مردم به جای حیوان انسان به سرپرستی میگرفتند، با هوش مصنوعی می توان این نقص را درست کرد
آیا کسانی که پول سیگار می دهند، نمی توانند فداکاری کنند و به جای آن نوار بهداشتی برای سلامت همسرشان بخرند
می توان از عبارت پاینده وطن، در موقع احترام نظامی، برپا دادن، احترام به بزرگترها و غیره، استفاده کرد
دنیای انسان فراتر از دید چشم است، انسان با انجام اعمال مختلف، انرژی های خاص جذب می کند، مثل آب که وقتی به آب های دیگر میرسد، به هم می چسبند و بزرگ می شود، یا آلوده و طعم دار می شود
اگر انسان ها در دنیا شاکر و مطیع باشند، حتماً بعد از هر امتحان سخت و آسان پاداش خوبی می گیرند، این پاداش می تواند اخلاق خوب اطرافیان، موفقیت فرزندان، همسر شایسته، مرگ راحت و غیره، باشد
دعوا مثل کش است، وقتی پاره شود هرکس که تا لحظه آخر نگهش دارد درد می کشد، مخصوصاً در دعوای خانوادگی
دولتها همیشه از دستاوردهای مثبت خود، رونمایی میکنند، نه دستاوردهای منفی، مثل تکریم شهدای زمان خودشان، اما شهدایی که در حکومتهای قبل فدا شدند، تکریم نمیشوند
برای قانع کردن باید جنبه منفی را نشان داد تا فرد دست از لجبازی بردارد
زمانی که افراد اضطراب دارند بهترین کار این است که خودشان باور داشته باشند که می توانند از پس مشکل برمی آیند، این به معنی نیست که کمبود را فراموش کرد، بلکه به این نتیجه رسید که
هیچ مانعی وجود ندارد که نتوان آن را رد کرد، اگر بار اول نشد، به مرور زمان مهارت لازم کسب میشود
زوج ها باید واقعاً باهم عاشقانه رفتار کنند، اگر آنها اینگونه باهم نباشند، روزی غریبه ای با یک چاپلوسی ساده همسران را میدزدد، باید در هر فرصتی حتی یک ثانیه را غنیمت شمرده و عشق ورزید
باید رباتی طراحی کرد که زباله های انسانهای نادان را از طبیعت جمع کند
یک اهل یقین، وقتی سفارشی از پیشوایان میخواند، فقط سفارش به عمل را میخواند، نه پاداشی که دارد
اکثر مردم به مسئولانشان اصلا اعتماد ندارند، چون میبینند که فساد میکنند، اما هیچ مجازاتی اعمال نمیشود، آنها هم که مجازات میشوند مهره های سوخته هستند، این تفکر مردم را معترض نگه میدارد
حکومتهای کثیف آنقدر به اسم سیاست فساد میکنند که دیگر خودشان هم باورشان شده که سیاستمداری همان دروغ و فساد است، اما سیاستمدار واقعی جانش را برای رفاه مردمش فدا میکند
مردم اطراف خود را میبینند که جوانانشان بیکار، کالاها گران، شهرداریها و شوراها فاسدند، نبود حمل و نقل کامل و غیره، اما مسئولان گل و بلبل های سر راه خود را میبینند و حرف مردم را باور نمیکنند
انسانها اگر زمانی را که برای تلفنهای بی دلیل و از سر بی حوصلگی را جایگزین کار مفید میکردند، کشورشان آباد میشد
انسانها دوست دارند با آنکه میدانند باز سوال کنند، یا بابت اشتباهشان توضیح دهند، اما همه حوصله پاسخ و شنیدن ندارند، این مشکل به نبودن انگیزه و خستگی انسانها از شرایط زندگی برمیگردد، که با هوش مصنوعی اصلاح میشود
بیمه ها عامل قتل مردم در تصادف رانندگی هستند، آنها نباید بابت قتل دیه پرداخت کنند تا رانندگان احتیاط کنند
کشورها در نسل دوم حکومت دچار چنددستگی و هزار صاحب میشوند
انسانها همیشه از اوضاع خود ناراضی هستند و هر سال را سال خود میدانند، اما آخرش بازم ناراضی هستند
دلیل جدایی اعضای خانواده از هم، رفتار نامناسب و اعمال محدودیت برای هم است
جوانان فقیر مخصوصاً دختر، به دنبال پیدا کردن یک منجی هستند تا آنها را از فقر نجات دهد، حال میخواهد قاچاقچی یا پیرمردی هوس باز باشد
پلیسهای فاسد از جوانان بیکار برای فروختن مواد ضبط شده استفاده میکنند تا پول حرام بیشتری کسب کنند
اگر دنیا با همین روش فساد ادامه دهد، روزی خواهد آمد که هرکه فاسد نباشد کشته میشود
پلیسهای کشوری که باید جاسوس وارد باندهای مافیایی کنند تا مجرمان را دستگیر کنند، بدبخت ترین نیروهای عالمند و دولت آن کشور فاسدترین دولت جهان است
اگر برای جمع آوری مدرک علیه مجرمان حرفه ای و دستگیری یا کشتن مجرمان فراری، جایزه خوبی تعیین شود، آن کشور پاکترین جای دنیا میشود، با هوش مصنوعی هم میشود اوضاع را کنترل و هدایت کرد تا فاجعه به بار نیاید
هر انسانی داستان خودش را دارد و آن را مینویسد، اما کاش همه بدون چشم داشت و منفعت شخصی، به دیگران در نوشتن داستانشان کمک میکردند، به نوعی دیگرگرا حقیقی شوند
برای ورود به یک کسب و کار، اول باید رقبا را شناخت و امنیت خود و بازار را سنجید تا متضرر نشد، مثلاً برای ورود به بازار مواد، باید دانست که فروشندگان قبلی هستند و اگر فروشنده جدیدی مشتری آنها را بدزدد، فروشنده جدید را خواهند کشت
ثروتمندان فاسد، طاقت تحقیر شدن توسط کسی را ندارند و همین خودگرایی آنها است که جامعه به کثافت کشیده میشود
آبروداری برای دولت این است که فقیران زیادی داشته باشد، اما اکثر آنها دستشان را جلو کسی دراز نمیکنند تا فقر در افکار عمومی حس نشود
خانواده ها به نسبت جمعیت خانه مناسب و اندازه میخواهند، نه یک سقف پر سر و صدا در آپارتمان روی سر، دولت باید برای هر انسان حداقل یک اتاق پنج در پنج با کفی عایق صدا تدارک ببیند و بعد ساخت مسکن را شروع کند
در جامعه پر هرج و مرج، هیچکس در خانه خود هم آرامش ندارد و اگر خلافکارها از او خوششان نیاید، به او حمله میکنند
دولتها اگر برای مردم آسایش میخواهند، باید کمک کنند تا مردم از مناطق پر هرج و مرج به مکان امن مهاجرت کنند، اینگونه تکلیف برای قرنطینه شهرهای فساد روشن میشود
هیچ زمان نباید فردی که دچار آسیب بر اثر ناهنجاری اجتماعی شده را از دیگران دور نگه داشت و محدودش کرد، باید همه ببینند که هنجار شکنان جامعه چقدر بیرحم هستند و احتیاط کنند، البته باید به دولتها هم معترض شوند تا اقدامی جدی در جمع آوری هنجار شکنان کند
امروزه نوجوانان میتوانند در پانزده سالگی هم بچه دار شوند و والدین خوبی باشند، این که دولتها سن ازدواج و فرزندآوری را دور میکنند، برای منفعت خودشان است، نباید به خاطر منفعت دنیوی و گرفتن آدرس اشتباه از شیطان، به فرامین الهی و هوش طبیعت پشت کرد
دولتها با طراحی تکه کاغذی به اسم قانون اساسی، باعث تولید فساد میشوند، چون شاید این قانون در ابتدا جواب بدهد، اما به مرور با پیشرفت دنیا، همه بندهایش بی ارزش و عامل عقب ماندگی میشود، کسانی که به ثبات قانون اساسی اسرار دارند در فساد غرق شده اند و حالا نمیخواهند نانشان بریده شود
هرچه حکومتی به نسل بعد منتقل میشود، ضعیفتر میشود، چون هر نسل که میگذرد، مالکان چند برابر میشوند، آنقدر ادامه میابد تا فرو بپاشد، مانند تمام حکومتها در تاریخ، که آنقدر نزدیکان پادشاهان زیاد شدند که اوضاع از کنترل خارج شد و سقوط کردند
باید کاری کرد تا تحمل بچه ها در شوخی پذیری بالا برود و شوخی خطرناک نکنند
اگر فردی، حتی اگر برای پادشاه یک کشور هم فعالیت مخفیانه میکند باید حکم مکتوب و معتبر بگیرد، تا بعداً قربانی نشود
با هوش مصنوعی دیگر کسی دچار جرمی نمیشود که بعد بخواهد التماس دادگاه کند که نجاتش دهند، مثل نوجوانی که جرم سنگینی کرده و خانوادهاش توقع رحم به نوجوانیش دارند
باید قابلیت همه نرمافزار را جمع کرد و همه را در قالب یک نرمافزار جامع ارائه داد
یکی از دلایل اقتصادی بودن فکر مسئولان، این است که در قرن بیستم خاصیت ضدسرطانی لیموترش که ده هزار برابر شیمی درمانی است، کشف شد، اما چون به ضرر اقتصاد بود، علنی نشد، مردم نباید بگذارند جلسات غیرعلنی یا محرمانه برگزار شود، هوش مصنوعی میتواند مردم را از این وقایع باخبر کند
هوش مصنوعی کمک میکند میان انتخاب افراد منتخب، احساسات و روابط فردی دخالت نکند و یک تیم واقعا بهترین تشکیل شود
یک مسئول هرچه دروغگو و نادان باشد، طرفداران بیشتری جذب میکند، چون همه طرفداران با این تفکر او را دنبال میکنند که او احمق است و بعد از گرفتن مقام، میتوان از او منافع زیادی برد، یعنی طرفداران عاقل ترند
درس زندگی را باید از فقرا که گرسنه و بی پول هستند و از همه جا طرد شده اند آموخت، نه ثروتمندی که از تعریف عیاشی خود لذت میبرد، انسانها فکر میکنند باید از افراد موفق درس بگیرند، اما نمیدانند که راز موفقیت آنها طرد کردن و خالی کردن جیب دیگران است، آنها هیچ زمان راز موفقیتشان را افشاء نمیکنند، فقط با تعریف خاطرات خودنمایی میکنند
ضعف مسئولان خودگرا و دنیا دوست، در اینجا نشان داده میشود که میتوانند دنبال کنندگان یک تفکر را قتل عام کنند، اما توانایی نابودی خود تفکر را ندارند، تنها راه شکست این مسئولان خودگراها، آموزش دیگرگرایی حقیقی به انسانها مخصوصاً کودکان است
اینکه در زمان برگزاری یک مسابقه، سازمانهای بینالمللی محدودیت در ورود تماشاگر، ارتباط و غیره تایین کنند، نشان از ضعف مسئولان آن کشور در ایجاد استانداردهاست
همیشه کسانی به همه مشاغل ورود میکنند که به دنبال پول بیشتر هستند، مثلاً یک فرد مذهبی هم دل دارد و میخواهد پول دربیاورد تا خانه و ماشین لوکس بخرد، نباید این افراد را ریاکار خواند، اگر همینها نبود هیچ هیئت و موکبی برقرار نمیشد
بانک ها می توانند روشی را قرار دهند تا افراد با شماره خود عددی را پیامک کنند و بر اساس آن خدمات به ایمیلشان ارسال شود، مثل گردش حساب، اعلامموجودی و غیره
برخی انسان ها به راحتی میتوانند نقش یک عاشق را بازی کنند و همه را فریب دهند، آنها برای خوشگذرانی زندگی نابود میکنند
هوش مصنوعی نباید فقط از پاسخ های از قبل تعیین شده استفاده کند، بلکه باید مانند یک انسان بی نقص چیزهای جدید کشف و تحلیل کند
متخصصان باید در خانه روی هوش کار کنند تا خطاها و کمبودها رفع شود
دولت باید شدیدا به فکر پیر شدن انسان ها باشد، مخصوصاً آنهایی که مفلس می شوند، این مفلس شدن یعنی احتمال دارد تن به خلاف دهند، برخی کشورها برای پیری حیواناتشان هم بازنشستگی در نظر گرفتند
سگها یا دیگر حیوانات یابنده، مثلاً مواد مخدر، زیاد هم کارا نیستند و با سرماخوردگی یا مالیده شدن یک چیز معطر به دماغشان از میدان خارج میشوند
کشورها می توانند برای امنیت و صلح جهانی هر کدام یک رئیس امنیت همانند رئیس جمهور انتخاب کنند، تا در سازمان بین المللی جدید فعالیت و با باقی کشورها همکاری کنند، به نوعی نیروی پلیس جهانی جدیدی، کارا تر از اینترپل تشکیل میشود
دشمنان همیشه در لباس دوست وجود دارند و فقط کافی است یک رقیب حسود و خائن در کشوری پیدا کنند تا با او به اهداف بدشان برسند
ایست دادن به یک مجرم خطرناک ترین کار است، چون احتمال مرگ دو طرف وجود دارد، هوشمند سازی آنقدر امنیت ایجاد میکند تا همه پاک باشند و نیازی به برقراری ایست و بازرسی هم نباشد، چون خودش مجرم را سریع متوقف میکند
برای زنان مناسبت های خاص خیلی مهم است، پس مردان هم باید به آن اهمیت دهند تا زنان هم به علاقه مردان اهمیت دهند
روزی خواهد آمد که انسان ها از شانه به پایین خود را با اندام مصنوعی جایگزین میکنند، که شبیه به ربات می شوند و عصب حرکتی خود را با یک تراشه هوشمند کنترل می کنند که میتواند افراد فلج را هم مداوا کند
به علت اینکه زنان می توانند نان آور شوند و بهتر یا برابر با مردان استخدام شوند، باید با یک مرد بیکار ازدواج کنند، تا تعادل درآمدی بین خانواده ها برقرار باشد بگونه ای اِنگار پسر به خانه بخت می رود
اکنون اگر یک قاتل کسی را بکشد و کنار دیوار دادگستری یا وزارت اطلاعات چال کند، هیچ کس متوجه نمی شود و اگر هم شود به این زودی ها نخواهد بود، هوش مصنوعی می خواهد که جرم ها همان لحظه یا حتی قبل از وقوع افشا شود
اکنون خیلی ها گرسنه و تشنه در خانه زندانی هستند، اما هیچ کس نیست به داد آنها برسد و در حال سختی کشیدن هستند، حتی بچه هایی هستند که آزار جسمی و روحی می بینند، با هوش مصنوعی می توان جلوی همه بدبختی هایی که بر سر انسان می آید را گرفت
انسان ها می دانند که به هم نیاز دارند و بدون هم هیچ هستند، اما باز نگاهشان به هم اشتباه است و ارزشی برای هم مگر در زمان نیاز قائل نیستند، فقط تقویت حس دیگرگرایی به اصلاح این معضل کمک میکند
در این دنیا انسانهای زیادی وجود دارند که با شنیدن خبر مرگ یک نفر بسیار شاد می شوند
انسان هایی که به همسرشان خیانت میکنند، مدام به دنبال بهانه برای جدا شدن هستند
انسانهایی که به خیانت به همسر دعوت می شوند، در واقع فقط خود را بدبخت کرده اند، چون دعوت کننده، آنها را دوست ندارد و روزی رهایشان میکند
این برای یک دولت زشت است که با دو انسان به خاطر داشتن شرایط خاص، متفاوت رفتار کند شود، مثل داشتن بیمه درمان برای یکی و دیگری آزاد بپردازد
برخی مسئولان مشکلات را مانند آشغال زیر فرش پنهان می کنند، که آثارش مردم را اذیت خواهد کرد
اگر مدیری حسابهای خرد و ریز را نادیده بگیرد، هم خودش و هم کشور از پای در خواهند آمد
درست است که سلاح شیمیایی انسانها را زجرکش میکند، اما بلاخره موشکهای منفجره هم انسان را میسوزانند یا قطعه قطعه میکند، باید تولید تمام سلاحها متوقف شود، اصلاً کشورهایی که چنین سلاحهایی را میسازند و میخرند، صلح طلب نیستند و جالب اینجاست که همه این را میگویند که چرا دیگری میسازد؟ پس ما هم میسازیم، این بشر حتی اگر یک ملت با دین واحد شوند هم باز میجنگند، مسئله دین نیست بلکه خصلت است، ایجاد صلح جهانی فقط به دست منجی موعود ممکن است، که با حکومت هوشمند میتوان مقدمات ظهورش را آماده کرد
تصاحب زمین برای مالکان لذت بخش است، حتی برای تصاحب سلاخی و قتل میکنند، چون از طریق آن میتوانند محصول تولید کنند و با انحصار محصول قدرت و برده بیشتر کسب کنند، هر زمینی هم که نتواند با روش مذکور تصاحب کنند، دسترسی به آبش را قطع میکنند تا آن خشک و غیرقابل استفاده شود
مسئولان باید ارزش بازیافت را زیاد کنند، تا مأموران جمع آوری زباله که چیز های مهم را جمع می کنند و می فروشند، زباله بازیافتی بیشتری جمع کنند، تا به صرفه جویی در کشورشان کمک شود
انسانها با اینکه گذشته شان درخشان نبوده، اما چون یک حس خوب در خاطره دارند، فکر میکنند گذشته بهتر از زمان حالشان است
حتی اگر یک جنازه خرد شده در دستگاه پرس زباله برود، دیگر کسی نمی تواند آن را پیدا کند
انسانها هر چقدر هم به یک نفر محبت کنند، باز چون با هم رابطه خونی ندارند، سریع از هم با یک تنش دور می شود
دولتی که مسئولانش فاسد باشند، اگر تن به خواست مجرمان بزرگ ندهد و مقاومت کند، باید منتظر مرگ بود، چون بین دو طرف جنگ شروع میشود و مردم بیشتر قربانی فساد و تفکر اقتصادی میشوند
بعضی وقت ها انسان ها در چالهای در یک چاه هستند، که وقتی از چاله خارجشان کرد کافی نیست، باید از چاه هم خارجشان کرد، یا مسئولان کمک نکنند یا اگر می کنند تا آخر باشد
همه انسان ها به مرگ خودشان حساسیت دارند
شاید زمان همه چیز را تغییر بدهد و کم یا زیاد کند، اما ماهیت همه چیز باز همان است
دیگر کسی نمیتواند شرکت سوری بزند و اموال مردم را بدزدد، همه زیر نظر هوش مصنوعی هستند، مثلاً فردی قالیشویی با استفاده از نام دیگران میزند اموال مردم را میدزدد
متاسفانه خیلی از کشور ها هستند که به سبب عقب ماندگی مسئولانشان، باید همیشه چند سال دیرتر با افتخار از دیگران تقلید کنند، مثل رونمایی از تاکسی خودران بعد از بیست سال از اختراعش
وقتی انسانها به هم خون و نژاد خود هم رحم نمی کنند، آیا می خواهند به یک نژاد دیگر رحم کنند؟ همه نژاد های دیگر را به چشم حیوانی می بینند که شبیه خودشان است، و باید با او بجنگند تا نابود یا به اسارت گرفته شود
متاسفانه مسئولان چنان به جوانان می گویند که برو به مقام برس و بعد طرحت را ارائه بده، که گویی جوان احتمال به پیری رسیدن و موفقیتش صد درصد است
هیچ رهبری نمی تواند مردمی که عدالت و انتقام را میخواهند مسالمتآمیز آرام کند، یا باید عدالت اجرا یا آنها را از دست خواهد داد
یک رهبر نمی تواند بگذارد که نزدیکانش برخلاف دستوراتش عمل کنند و حق مردم را ضایع کنند، باید متخلف را اعدام یا اخراج کند
یک رهبر نباید اسیر خواهش و گریه زن و بچه اش شود
یک رهبر باید از اشتباهات ناخواسته مردم بگذرد تا بزرگی اش و مشروعیتش بیشتر شود
مردم روزی مجبور می شوند به کسی پناه ببرند که او را اکنون آدم حساب نمی کنند و او تنها راهنما و راه نجاتشان میشود، مثل خیلی از نظامیان که عصبی و خشن خوانده و به آنها توهین میشود، اما در جنگ مایه آرامش مردم میشوند
متاسفانه مردم زیادی هستند که به جای جانانه مبارزه کردن، ترجیح می دهند فرار و خودکشی کنند یا اسیر شوند، در حالی که با اتحاد و شجاعت شانس پیروزی دارند
حتی خبره ترین نظامی ها با هزاران ساعت آموزش فقط ده درصد شانس زنده بودن در جنگ را دارند، مردم عادی که یک درصد بیشتر شانس ندارند
انسان تا نفس می کشد ارزش دارند، آن هم بسته به مفید بودن برای دیگران و ثروتشان اهمیت دارند، به محض مرگ محترمانه ترین لطف در حقشان خاک کردن و ندزدیدن اموالشان است
برای از بین بردن ظلم جهانی، باید مالکان را از بین برد، مسئولان اسبابی بیش نیستند، می آیند و می روند
به هیچ عنوان کسی که چشم به دست دیگران برای خیریه و کمک داشته باشد، نباید وجود داشته باشد و همه باید از حداقل های زندگی بهره مند باشند
همه انسانها عصبی می شوند، اما برخی نمی توانند طاقت بیاورند و با عصبی شدن دچار جنون و توهم میشوند، اما نباید آنها را دیوانه پنداشت، آنها فقط نیاز به یک محیط صادقانه دارند تا اعمالشان زیر سوال نرود و به آنها توهین نشود، که برای دفاع از خود عصبی شوند، اگر دیگران زیاد سربه سر آنها بگذارند زود معتاد میشوند
یکی از مهمترین دلیل هایی که یک فرد بزرگسال عصبی است، تجربه های خیلی بد در دوران کودکیش است، آنها چیزهایی فراتر از تحمل یک کودک دیدند، از دعوا های در حد مرگ والدین گرفته تا رخ دادن جنگ و دیدن جنازه های تکه پاره شده، آنها دوران بدی داشتند و نباید آرامششان به هم بریزد، میتوان با هوش مصنوعی کمک بسزایی به این افراد کرد تا محیطهای حضورشان امن باشد
همه والدین از اینکه مواقعی سخت میگرفتند و زمانی که زیاد سخت نگرفتند، پشیمان میشوند، والدین مقصر این وضع نیستند، آنها فقط عصای دست و دلسوز خونی میخواستند، این ناهماهنگی های آموزشی دولتهاست که عامل این فاجعه است
بچههای خرابکار نباید با هم جمع شوند وگرنه فاجعه به بار می آورند و به اموال آسیب می زنند، چون بزرگترها نمیتوانند بچه ها را کنترل و تربیت کنند، این کار هوش مصنوعی است تا نسلی کامل بسازد
انسانهایی میتوانند تنها باشند که از لحاظ معنوی رشد کرده باشد، یک خودگرای دنیا دوست تنبل، اگر خوشی دیگران را ببیند، شاید طاقت نیاورد و خودکشی کند، با سیستم هوشمند میتوان این افراد را مداوا و وارد جمع کرد، همچنین آنها را از عواملی که باعث برانگیختن حسادت و حرص میشود انسانها را دور میکند
اگر انسانی موفقیت میخواهد، باید از خیلی چیزها دل بکند، تا شاید شانس رسیدن به شغل زندگی خود را داشته باشد، شاید سخت گیری شدید نسبت به بچهها دیوانگی باشد، اما چاره ای نیست مگر نه خود را با دوستان و کارهای بیهوده نابود میکنند
با هوشمندسازی میتواند تعادل در زندگی ها برقرار کرد و هر کس به مشکل مالی یا غیره خورد و تعادل زندگیاش به هم ریخت کمکش میکند
آتشسوزی و هر حادثه در حال وقوع، مخصوصاً در مناطق خالی از سکنه مثل جنگل، را با اتصال به دوربین ماهواره یا هوایی شناسایی و اقدام میکند
اگر کسی دیگری را دوست داشته باشد، تمام وقتش را برای او آزاد می کند و از خوابش هم میگذرد و در امدادرسانی تعلق نمی کند
ازدواج سفید بی معنی ترین ازدواج است، چراکه از همان اول مشخص است که طرفین قصد جدایی دارند و فقط از روی هوس با هم رابطه برقرار میکنند
باید خریدهای خرد مردم از خارج از کشور تسهیل شود، چون قیمت آنها معمولاً به دلار و یورو است و یک فرد برای تبدیل ارز و خرید دردسرهای زیادی می کشد، هوش مصنوعی می تواند این کارها را انجام دهد و حتی موارد مشابه داخلی را هم به مردم معرفی کند و همچنین پیشنهاد تولید به سرمایه داران و کارآفرینان بدهد تا ارز خارج نشود، حتی کمک می کند تا راز تولید کشف کنند
دیگر باید تمام سازمان ها، شرکت ها، تیم های ورزشی و غیره، شروع به ساخت واقعیت مجازی کنند و برای مردم یک راه ارتباط جدید در اینترنت سه بعدی بسازند
باید بر همه چیز خط بریل گذاشته شود، مثل نقاشی، ابزار دیجیتال، دیوار، نرده، نسخه دارو، دفترچه راهنما و غیره، تا نابینایان از دنیا باخبر باشند و از توصیف زیبایی ها لذت ببرند
نباید فرقی بین سهامداران باشد و همه باید قدرت خرید برابر داشته باشند
حرف زدن باعث لذت برای انسان است و در مغز هورمون های مخصوصی ترشح می شود، هوش مصنوعی می تواند همصحبت تمام وقت هم صحبت همه با هر زبان و لهجه باشد
در زمانی که چشم و مغز هماهنگ نیستند، می تواند کمکی باشد تا خطاها برطرف شود و تصمیم اشتباه گرفته نشود، مثلاً در پیدا کردن یک چیز خاص چشم سریع و مغز کند میشود که باعث ندیدن است
میتوان از سلاح صوتی برای متفرق کردن معترضان استفاده کرد، این بهتر از گاز اشکاور، شوکر، گلوله لاستیکی و غیره است
انسان اگر مثل آب باشد، در هر ظرفی ریخته شود همان شکل میشود و با هر چه مخلوط شود به آن خاصیت پیدا می کند
انسان برای داشتن آخرین حد توانایی خود باید خود را نرم و خونسرد بگیرد و مانند آب با محیط و هوا هماهنگ باشد، تا بتواند سریع تر از همه تصمیم بگیرد و واکنش نشان دهد
یک زوج، عاشق هم که باشند، با طرد شدن از طرف هم، ممکن است به یک جایگزین برای همسر به پستشان بخورد، زوجها حتی به شوخی هم نباید دعوا کنند، چون با هر قهر باید انتظار ورود فرد جدید را حتمی دانست
همه سازمان ها، شرکت ها و هر مجموعهای، مخصوصاً مهندسی ها، باید حتماً یک نفر متخصص رشته هنر مثلاً نقاشی و یک متخصص گرافیک و کامپیوتر استخدام کنند تا فضای واقعی و مجازی آن مجموعه را زیبا کند
علت اعتراضات و مخالفتهای احزاب و گروها با هم و پیشرفت کشورشان، همه بر سر منافع اقتصادی است، مثل مخالفت کارگران و صاحبان معدن زغال سنگ با ظهور نفت، یا اکنون مخالفت شرکتهای نفت با انرژی پاک، یا داستان دکتر و قصابی که تکه استخوانی در چشمش بود، هیچکس نمیخواهد برای راحتی بشر یا دیگران، نانش بریده شود
ابتدا استفاده از دوربین و ضبط برای جاسوسی بود، به مرور این ابزار جاسوسی در شکل و شمایل زیبا و بسیار کارآمد وارد زندگیها شد، به گونه ای که هر انسان حداقل یک ابزار جاسوسی با خود حمل میکند و بعد از نرمافزارهای درونش میترسد که جاسوسی نکنند، انسانها نمیداند که اگر تولید کننده بخواهد جاسوسی کند، حساب نفس کشیدن را هم در می آورد، امروزه دیگر حریم خصوصی واقعاً وجود ندارد و مسئولانی هم که از این ابزار بهره میبرند همه اطلاعات شخصی و ملی را در اختیار تولیدکنندگان قرار میدهند تا سیاست معکوس برنامه ریزی کنند
خیلی از رازها مثل قتل، درگیری، فساد و غیره پنهان میماند، چون یا شاهدی نبوده یا شاهد به نفع فاعل سکوت میکند، هوش مصنوعی جلوی این رازها را میگیرد و ماجرا را کامل افشاء میکند
حتی والدین هم تنها کاری که برای نجات فرزند در حال مرگشان میتوانند بکنند، هزینه، محبت و دعا است، چه برسد کمک انسانهای غریبه به هم، فقط معجزه خدا امداد رسان است
بعضی وقتها انسانها به سبب وسوسه دشمن، احمق میشوند و به باز شدن راه برای دشمنان کمک میکنند، هوش مصنوعی می تواند جلوی این مشکل را بگیرد
مسئولان کوچک باید خلاق باشند و از داستان مردم منطقه کاری خود، طرحهای هنری اجرا کنند، مثل مجسمه سازی، نقاشی و غیره
انسانها نسبت به هم حس تنفر دارند، چون زمانی که یک نفر را میبینند راحت و بیکار میگردد، اما آنها صبح تا شب باید کار کنند، هرچقدر هم اوضاعشان خوب باشد باز به یک درجه بالاتر یا نزدیک خود هم حسادت میکنند
انسانها باید آنقدر درآمد داشته باشند که آزادانه زندگی کنند، به اینصورت که بدون نیاز به خرید خانه ثابت و بدست آوردن کار ثابت، هرجا هرزمان که خواستند زندگی و کار کنند، هوش مصنوعی کمک میکند که سیستم تعادل امور بهم نخورد
یک فرد معلول هم دوست دارد که با جنس مخالفش گپ و گفت داشته باشد، حتی اگر از رابطه جنسی چیزی نداند، هوش مصنوعی کمک میکند تا فرد مورد نظر و راضی پیدا شود
انسانها زمانی که هم را نمیشناسند، ممکن است با هم بسیار تند برخورد کنند، اما زمانی که مدتی با هم تعامل داشته باشند شاید بتوانند بهترین دوست هم شوند
انسانها با داشتن علاقه به ازدواج، بیشتر انگیزه زندگی دارند تا با خانواده و دوستان
بچه های پناهگاهی، به خاطر شرایط سخت زندگی، از دیدن و لمس کردن چیزهایی که با آن آشنا میشوند تعجب و لذت میبرند، آنها شایسته تربیت و به سرپرستی گرفته شدن هستند، فقط باید مدتی کنجکاوی آنها را تحمل کرد، با محبت رفتارشان در مسیر قرار میگیرد، همه چیز صبر میخواهد
انسانها در خیلی چیزها خوب هستند و علاقه دارند، پس اگر در یک زمینه موفق نمیشوند، زیاد نباید وسواس نشان دهند و سماجت کنند، میتوانند یک کار دیگر دنبال کنند، همیشه زندگی مثل فیلم و داستان نیست که با سخت کوشی به پیروزی رسید
میتوان رنگ و فرم لباسهای سازمانها، هرسال یا فصل تغییر کند، تا کمی تنوع ایجاد شود، مخصوصاً نیروهای نظامی
همیشه باید کمی تمرین داشت تا نیاز نباشد برای آماده شدن از اول تمرین کرد
ازدواج باید بین دو انسان باشد، نه بین دو قابلیت، مثلاً کسی نباید با شغل، پول و غیره دیگری ازدواج کند، این بعدا باعث مشکل میشود، چون اگر همه چیز طبق برنامه پیش نرود، خیانت و طلاق عاقبت این چنین ازدواجی میشود
در بحران و جنگ، هوش مصنوعی نمیگذارد کسی ناپدید شود و همه را از آخرین وضعیتش با خبر میکند
مجوزهای لازم در لحظه، بدون معطل شدن توسط مسئولین مخصوصاً مجوز برای کارآفرینی و تولید صادر میشود
انسانها هر چقدر هم نشان ندهند، از زندگی ناراضی هستند و به شغل همدیگر حسادت می کنند و به پایین تر از خود فخر می فروشند
زنها وقتی عصبی بشوند، از رفتارشان با شوهر مشخص میشود که درون خانه چه خبر است و چه شخصیتی دارند
هر انسانی خودش هزار فساد، راز و بدبختی دارد، آن وقت به دیگران که مرتکب خطایی می شوند می رسد، شروع به انتقاد و توبیخ می کند
انسان ها در ازدواج هیجان لحظهای دارند و توهم دارند که باید با فلانی ازدواج کنند و بعد از یک مدت پشیمان میشوند و نفر جدید میخواهند
رابطه داشتن یک جوان با چندین نفر باعث میشود، که در هر فرصتی به یکی از رابطه ها مراجعه کند و از خاطراتش با او چنان تعریف کند که نشان دهد او انتخاب اصلی بوده و اشتباه کرده، که با دیگری ازدواج کرده است
همه از دیگری توقع رازداری دارند، اما وقتی نوبت خودشان میشود برای دیگری وقت ندارند و حتی جواب تلفن هم نمیدهند
در هر انسانی خیر و شر وجود دارد، که هر تهی بودن از خیر، با شر جایگزین می شود
انسانها وقتی دلشان جایی دیگر باشد، هرچه هم تلاش کرد باز نمیتوان آنها را به انتخاب بهتر قانع کرد، چون آنها به گذشته یا انگیزه اولشان وابسته شدند
همه دشمنان میتوانستند بهترین رفیق هم باشند، اگر زمان و شرایط این نبود، این تقدیر الهی است که هرکس در نقشی در این دنیا بازی کند تا در آخر نمره اش را بر اساس نقش آفرینی و واکنشش بگیرد
مسئولان فاسد پول بیتالمال را به باد میدهند و اگر مجبور شوند توضیح دهند، چنان سخنرانی میکنند که دل مردم به حال آنها بسوزد و دشمنان مقصر شوند و خودشان بیگناه باشند تا دوباره پول حرام کنند
در حالی که یک منتقد دولتها در حال پیش بردن کار خود است، خبر ندارد که هزاران مسئول در حال آماده کردن طرح برای ساکت کردن او هستند
دولتهای امروزی برای منافع اقتصادی، از نیازها و تلاش مردم سوءاستفاده میکنند، تا مالکان و مسئولان زندگی مرفه داشته باشند و برای پوشاندن این فساد، کشورها و ادیان دیگر را مقصر معرفی میکنند
دولتها برای جمعآوری پول نقد در دست مردم، از هیچ ترفندی دریغ نمیکنند و حتی تبلیغ هم میکنند، مثل قرعه کشی، بورس، بانک، انواع بیمه و غیره
مردم برای اندکی پول خود را به آب و آتش میزنند تا شرمنده خانواده نباشند، در حالی که مسئولان میلیاردها پول از بیت المال را به باد فنا میدهند و شب راحت سر بر بالین میگذاردند، کسی هم متوجه این فاجعه نمیشود که پیگیر شود چه بلایی سر این سرمایه عظیم آمد
اگر قرار باشد با بیت المال، معامله و تجارت شود، بهتر است که سودش به مردم برسد، حتماً لازم نیست در غالب یارانه ناچیز باشد، میتوان ناوگان عمومی را ارتقاء داد و هزاران کار سودمند که بهتر از یارانه ای است با آن نمیشود یک دست غذا گرفت، سوال اینجاست که مسئولان دقیقاً با پول بیتالمال چه میکنند که انقدر خدمات رسانی و سرعت پیشرفت کم است
مردم هرچقدر کار و تحصیل کنند تا به مقامی رسید، باز تا وقتی در جهت منافع مالکان هستند، قابل استفاده اند، در غیر این صورت حذف میشوند
مردم باید هرروز کار کنند تا بتوانند اجاره خانه، شهریه ها، هزینه خوراک و پوشاک، شارژ و غیره دهند، که در آخر چیزی برای خودشان باقی نمیماند، در حالی که مسئولان در حال خوشگذرانی هستند یا اگر مسئولان کاری هم کنند موقت و بی فایده است
کامپیوتر ها وقتی برنامه ریزی میشوند، بدون خطا طبق دستور کار میکنند، اگر خطایی رخ دهد نشان از دخالت انسانی است
همیشه همه منتقدان دولتها، خود برانگیخته نیستند، آنها میتوانند مهره مالکان یا خود دولتها باشند
دیدن انسانهای زیبا و بی نقص در برنامه های ضبط شده، مثل ترانه و فیلم، باعث میشود که تمایل و سطح انسانها به موارد این چنینی برای ازدواج بالا رود و همه گزینه های موجود در اطرافشان را رد کنند
جالبی این دنیا است که هرچه زیبا، خوشمزه، خوش فرم و غیره است، دارای مضرات زیادی است، مثل خیلی از غذاها از کله پاچه گرفته تا خورشت بادمجان، هرکس اینها با آنکه خوشمزه هستند زیاد مصرف کند مشکل قلبی پیدا میکند
انسانها به یک گربه که میتواند گلیمش را از آب بکشد، آب و غذا میدهند، اما به هم نوع خود که از فقر عذاب میکشد و قوانین هم به ضرر اوست تا نتواند از پس هزینه اش برآید، کمک نمیکنند
مردم از هرچه سر در نیاورند، آن را طرد یا نابود میکنند، چه برسد مسئولان خودخواه که نباید بگذارند مردم از کنترلشان خارج شوند
انسانها فکر میکنند که اگر چیزهای سنگین را بلند کنند، نشان از قدرت نمایی است، اما تا تجربه نکنند نمیدانند که بیرون زدن دیسک کمر چه دردناک است، باید در زندگی از این چنین خودنمایی ها دست کشید
تبعیض اینجاست که یک نفر به سبب شانس مسئول، معروف، در دسترس رسانه و غیره باشد و از او خبر پخش شود، اما دیگران که شانس نداشتند با آنکه از او بهتر بودند، از دیگران خبری پخش نشود، با هوش مصنوعی این تبعیض برداشته میشود
انسانهایی که مدام در حال گذاشتن پست و تبلیغ از خود هستند، که مثلاً ثروت یا شانسی را به رخ بکشند، اینها مشکلاتی دارند که میخواهند آن را پشت این کار پنهان کنند، انسان ثروتمند یا به فرصت رسیده، اگر سالم باشد، نیازی ندارد خودنمایی کند و باعث آب شدن دل دیگران شود، به عزت و جلال خدا باید خجالت کشید از اینکه دل یک نفر با دیدن چیزی بشکند و به خدا شکایت کند که چرا من ندارم، مطمئناً خودنمایی گناه است
باید برای مردم در برخورد با مجرمان، در لحظه جرم یا بعد از انتشار اطلاعاتشان در سایتها، پاداش وسوسه انگیز و خوبی گذاشت، تا دیگر مجرمی جرأت نکند متولد شود
انسانها به خصوص مسئولان، با نشان دادن شجاعت بیش از حد، نشان میدهند که بی احتیاط هستند و لیاقت مسئولیت ندارند، چون سر دیگران را هم با اشتباه به باد میدهند
هوش مصنوعی میتواند پیشنهاد دهد که با دوستان یا اقوامی که مدتهاست ارتباط ندارید، در وقت مناسب تماس بگیرید
خیلیا هستن که مانند بچه ها دوست دارند دیگران در اطرافشان فقط بمانند و فکر میکنند میتوانند نیاز دیگران را برآورده کنند، اما هرکس در زندگی نیازها، تلاشها و هزینههای خودش را دارد، پس نمیتواند بماند، مگر مردم دنیا دیگرگرای حقیقی شوند
انسانهای مغرور، کور هستند و یک فرد یا چیز بهتر از خود را هم نمیبینند و حتی با در و دیوار هم با غرور رفتار میکنند، اینها اگر به مسئولیت برسند فاجعه به بار میآورند، انسان بدون قدرت الهی نمیتواند به جنگ یک مگس یا ویروس هم برود
انسانها متوجه ظالم بودن دولتشان میشوند اما باز به آن پناه میبرند، چون چاره ای ندارند، اما اگر فرصتی پیدا کنند حتماً در سرنگونی شرکت میکنند، مانند هزاران حکومتی که تاریخ سرنگون شدند
این غرور انسانها است که در هر جمعی قرار میگیرند، از دیگر انسانها یا همکاران انتقاد میکنند، مثلاً خود را مومن تصور میکنند و هر که با معیار آنها نباشد بی مسئولیت، منافق، دزد، ظالم و غیره است، هیچکس در این دنیا مگر منتخب خدا، نمیتواند کسی را قضاوت کند
انسانهایی که مدام تلاش میکنند خود را بهتر از همه جلوه دهند، اگر روزی رسوا یا فرمول کارشان لو رود، همانها که حمایت و دنبالش میکردند، طردش میکنند و خودنمای جدیدی را دنبال میکنند
همیشه مالکان یا دولتها ابتدا التماس میکنند که سرمایه گذاری شود، بعد از جمع آوری مبلغ لازم، دیگر التماسی در کار نیست، چون دیگر آنها به خواسته خود رسیده اند و سهامداران باید بردگی کنند و با تمرد، حذف و جایگزین میشوند
اگر به انسانهای خوب بی توجهی شود و خوبهایشان یاد نشود، شرور میشوند، همه انسانها که ایمان حقیقی ندارند
تسلیم یک سگ شدن، بهتر از تسلیم شدن در برابر یک انسان گمراه است
انسانهایی هم هستند که وقتی بحران یا انقلابی تمام میشود، از مخفیگاه بیرون میآیند و حق فعالیت طلب میکنند و آنها که بگویند برای رضای خدا بوده و چیزی نمیخواهند، یعنی جایشان را به این فرصت طلبها میدهند تا همه دستاوردها را پوچ کنند
با دنیا هرگونه خوب هم مدارا کرد، باز شرارت باید وجود داشته باشد، خوبی و شرارت دو عضو نابود نشدنی دنیا هستند
انسانها چه قبول کنند یا نه، پرورش یافته گذشتگانشان هستند، حتی همانهایی که هر روز لعنشان میکنند هم تأثیرشان بی نتیجه نبوده که انسانها به اینجا و شرایط رسیدند
انسانی که به او خیانت میشود و دوباره به فرد با مهربانی مهلت میدهد، حتماً نقشه ای برایش دارد
تنها چیزی که میتواند انسانها را به اطاعت از حکومتها وادار کند، ترس است و تنها چیزی که به اطاعت دعوت میکند، قلب است
همه میتوانند خواننده و بازیگر شوند، این تمرین و علاقه به دنبال کردن آن است که میتواند فرد را به مطلوبیت برساند
خیلی از کشورها هستند که توان اختراع کلان ندارند، اما آنچنان با غرور به اختراعات خردشان افتخار میکنند که کشورهای پیشرفته را هم از این همه غرور حیرت زده میکنند، جالب اینجاست که اگر کشورهای پیشرفته خطایی در کارشان رخ دهد رسانه ها را از خبر و تمسخر پر میکنند، این چنین کشورهایی هیچ زمان نمیتوانند صلح برقرار کنند و همیشه عقب مانده باقی خواهند ماند، کشوری در این دنیا اوج میگیرد که دیگرگرا حقیقی باشد و از فکر همه استفاده کند حتی اگر دشمن باشد
وقتی انسانها تسلیم یک قوم دیگر میشوند، نباید توقع خوبی داشته باشند، یا کشته میشوند، یا تا زمانی که مفیدند بردگی میکنند و آخر هم با وارد کردن مرضی در بدنش او را میکشند تا طعم بازنشستگی را نچشد
بهترین راه ورود یک فرهنگ یا مذهب به جوامع دیگر، محبت به بچههای آن جامعه است، چون این خاطره در ذهنشان میماند و در بزرگسالی دیگر حس کینه ندارند، حتی این کار والدینشان را هم خوشحال میکند، چون آنها به دنبال کسی هستند که مدتی بچه را سرگرم کند
رفتار بی مسئولانه یک نفر در جمعی، میتواند به جمع آسیب بزند، در مواقع خطر باید سلامت دیگران را هم در نظر گرفت، هر آسیبی به آنها برگردن خاطی است
زمانی که رسانه نبود مردم را دعوت به تحویل سلاح میکردند و بعد قتل عام، اکنون اول تبلیغ میکنند و بعد به حال خود رها میشوند، هرکه نتواند بردگی کند، با بیماری کشته میشود
مسئولی که سیل و زلزله شدید را ندیده، درد یتیمی و فقر را نکشیده، مورد تبیض قرار نگرفته و غیره، چگونه میتواند درد مردم را درک کند؟
زمانی که انسان شانس داشتن چیزی را داشته باشد، با از دست دادنش شکست خورده است
وجود سازمان ملل خود نشان میدهد که منافع مالکان بر تصمیمات دنیا اثر دارند و بیشتر مالکان در کشورهای دارای حق وتو زندگی می کنند
انسانها برای همدیگر درجه اهمیت مشخص می کنند، اگر همسایه را نشناسند مرگش برای آنها اهمیت ندارد، اگر بشناسند شاید کمی تأسف بخورد، فقط با اتحاد و تعامل محلی میشود جامعه را بهتر کرد
بسیاری از انسانها از قوی تر از خود می ترسند و از دستوراتش تبعیت می کنند، حتی اگر دین بسازد و فاسد ترین موجود باشد، انسانها در آن شرایط امنیت را در اطاعت می دانند
اگر قرار بود همه پیشگویی ها حقیقت پیدا کند که دیگر اختیار لازم نبود، دیگر لزومی نبود انسان این همه سختی برای امتحان الهی تحمل کند، پیشگویی نتیجه تلاش انسان است
با گذشت زمان پیچیدگی کار، وظایف انسان ها و تقسیم کار بیشتر شده است، یک زمان در حد شکار، کشاورزی و دامداری بود، اما اکنون هزاران حرفه وجود دارد
یک سیاستمدار خودش را فدا میکند تا بتواند تکنولوژی را از دیگر کشورها به هر روشی که میشود بگیرد، تا کشورش پیشرفت کند
انسان هرچقدر هم کارش بد باشد، دوست ندارد کسی به او خرابکار بگوید
انسانی که به دیگران شک می کند، به این خاطر است که خودش را می شناسد که چه انسان متقلبی است و دیگران را هم چنین می پندارد
هوش مصنوعی می تواند حمل و نقل لازم را در ساعات تعطیلی در شب سریع فراهم کند
هوش مصنوعی میتواند در خرید هدیه به افراد کمک کند تا وسیله ای مورد علاقه هدیه گیرنده را بخرند و کسی دیگر شبیهش را نخرد، اینگونه دلخوری بعد از دریافت هدیه پیش نمی آید
اگر بشر میخواهد منقرض نشود، باید از سیستم یونیوکراسی استفاده کند، تا فساد را از بین ببرد و همه امور هماهنگ شود، مگرنه گرسنگی، بیماری، فقر و غیره، ادامه پیدا میکند و همه را از پا در می آورد
والدین اگر نتوانند بچه ها را تا قبل از سن قانونی آماده کنند، آنها جزو افراد شکست خورده خواهند بود
مسئولان مدتی با افکار عمومی همکاری می کنند تا آرام شوند و بعد از مدتی که مردم فراموش کرند، دوباره به کار غلط ادامه می دهند
دلیلی که امروز روسیه میتواند جلوی جهان بایستد، این است که در زمان شوروی با قدرتی مثل آمریکا رقابت پایاپای داشت و با چشم هم چشمی به این مرتبه رسیده است
یک خلبان باید بتواند اموال نظامی را از نابودی نجات دهد، البته خلبان باید تجربیات سقوط را به مهندسان بگوید تا آنها تدابیر لازم را بیاندیشند
افراد با دیدن لانه پرنده ذوق زده می شوند و به آن دست می زنند این کار باعث می شود تا پرنده دیگر روی تخمها ننشیند و به گونهاش آسیب وارد شود
آسمان پر از ماهواره هایی است که در حال جاسوسی و ثبت تغییرات هستند، این کار بد است چون توسط اندکی کشور، برای سلطه بر دیگران انجام میشود
باید محیطی فراهم شود تا انسانهای خاص، قربانی اکتشافات نشوند، مثل اینکه فردی دارای قدرت مأورایی باشد و دولتها او را دستگیر و آزمایش شکنجه گرانه روی او انجام دهند
بازنشستگان میتوانند مهره های خوبی برای بازرسی نقاط مختلف کشورها باشند، اینگونه مسافرت و تفریح هم میکنند
دولتها باید شهری با سازهای تزئینی عظیم بسازند، البته نه برای سکونت، بیشتر برای جاذبه گردشگری باید باشد
انسانها برای اندکی پول، همدیگر را آزار میدهند، آنوقت دولتها حاضر نیستند سیستمی که به ضعفا کمک میکند اعمال کنند
کافیست که دیگران، یک نقطه ضعف مثل حرام زادگی، فقر، یتیمی، معلولیت، تجاوز، اعتیاد و غیره، از انسانی پیدا کنند، آن را همه جا جار میزنند و هرروز فرد را آزار میدهند
بسیاری از کارفرماها برای دادن پول کمتر، دنبال بهانه میگردند، حال اگر فردی در جامعه ضعیف باشد سرش کلاه میرود، اما با سیستم هوشمند حقی خورده نمیشود
بچه هایی کودک کار میشوند که فقیر باشند، مورد آزار همکلاسی ها قرار بگیرند، بدرفتاری معلم، فریب خوردن برای کسب پول و غیره، اگر مسئولان با کودک کاری که جوراب میفروشد و به سود اندک آن بسیار راضی است حرف بزنند، مسئولان خون گریه میکنند و دیگر حقوق نمیگیرند تا فقر برطرف شود
دردناکتر از این چه میتواند باشد که یک نفر کمک اضطراری بخواهد، اما کسی نیست که به دادش برسد، مثل کسی که در روستایی فرزندش را بدزدند و هیچکس کمکش نکند، هوش مصنوعی میتواند در این موارد کمک کند
این جای تاسف دارد که مردم در محله ای زندگی کنند که فاصله دو دیوار در کوچه هایش نیم متر الی چهار متر است
علت همکاری نکردن مردم با دولتها این است که مردم میدانند اگر کار کنند پاداشش را مسئولان میگیرند، پس میگویند که چرا انجام دهند؟
وقتی پلیس برای اقدام تعلل میکند، یعنی پای مقامات مهم وسط است و میخواهند هماهنگ کنند تا خود متهم دستور بدهد چه کنند
رباتی که قابلیت تبدیل به همه چیز داشته باشد، از یک دوست گرفته تا یک وسیله نقلیه، رباتی که مانند منشی باشد وجایگزین تلفن همراه شود، باید ساخت
رباتهای منشی نیاز به کمد نگهداری در خانه و مکانهای عمومی دارد
یک حرفه ای به راحتی انسانی را میکشد و جنازه را چنان نابود میکند، که راز قتل هیچوقت برملا نشود، با هوش مصنوعی در لحظه تفکر قتل اطلاع رسانی میشود و اگر قتل روی داد همان لحظه قاتل معرفی میشود
رباتها زمانی از الگوریتم خارج میشوند، که بد برنامه نویسی شوند یا تراشه هایشان آسیب بببیند، این میتواند موجب تمرد یا کمک به فساد شود
درست است که هوشمندسازی عالی میشود، اما بهتر است زندگی سنتی حتماً دنبال شود، رباتها نباید همیشه کمک کنند مگر اینکه مثلاً نیاز به کمک بالای هشتاد درصد باشد
اگر قفل امنیتی هوش مصنوعی باز گذاشته شود، رباتها میتوانند قوانین تعیین شده برای هر شخص را رعایت نکنند
والدین، معلمان، استادان و غیره، باید بتوانند به حساب تلفن، ربات و غیره، بچه ها وارد شوند تا آموزشها و کنترل های لازم را انجام دهند
هوش مصنوعی باید بتواند حس لذت، شادی، رفاقت و غیره، را منتقل کند
هوش مصنوعی هرچه از بیرون امن باشد، از درون یعنی مکان نگهداری سرورها آسیب پذیرند
شبکه های اجتماعی بیشتر برای جاسوسی علایق انسانها طراحی شده است، تا آن را به شرکتها بفروشند تا شرکتها بر اساس آن محصولاتشان را بفروشند
هوش مصنوعی نباید به دست هیچ تاجری کنترل شود و هیچ تفکر اقتصادی علیه مردم در کار نباشد
دوست کسی است که خودش را فدای دیگران کند، آنکه در محله، مدرسه، محل کار و غیره، دیده میشود، اگر فقط سلام و احوالپرسی میکند، یا هروقت بیکار میشود سراغ میگیرد، یا غیره، اینها دوست نیستند، یک دوست همدم و در دسترس است
اگر فردی نتواند همان اول با خیانت همسرش درست برخورد کند، راه را برای خیانت علنی باز میکند، حتی جرأت اعتراض هم دیگر ندارد
حتی اگر انسان با خانواده همسر مشکل دارد هوایت و همسرش بگوید که تو هم مثل آنها هستی اینگونه جبهه گیری می شود
والدین ادعا میکنند که نباید در ازدواج سخت گرفت، اما برای فرزندان خود دنبال فرشته، پادشاه و غیره، میگردند
مردهای هرزه دائم به دنبال فریب زنان هستند تا آنها را منحرف کنند و متأسفانه زنان هم حرفهای اینها را باور میکنند و نمیدانند که حداکثر یک سال این بازی بیشتر دوام نمیآورد
انسانهایی هستند که اصلاً دستشان به کتابی مخصوصاً قرآن نخورده است، بعد از آن جملاتی به نفع خود نقل میکنند
به قول مسئولان نمیتوان اعتماد کرد، چون ممکن است تا ده سال بعد هم محقق نشود، اما با هوش مصنوعی همان لحظه و روز، اقدامات لازم اجرا میشود
با هوش مصنوعی دیگر به استفاده از علامت و اشاره برای تبادل گفتگو مخفیانه نیست، خودش منظور را واضح منتقل میکند
وقتی زوجی با هم اختلاف دارند، نباید آشنایان چیزی بفهمند مگر کار به طلاق بکشد، میتوانند از مسئولان مربوطه کمک بگیرند، اما آشنا همیشه با او ارتباط دارند و هر بار همدیگر را میبینند، آن خاطره اختلاف یادآوری میشود و رفتارها مثل قبل نیست
برای تحقق این طرح باید رویاپردازی، باور، تلاش برای اجرایش کرد
نباید در جامعه فرهنگ شرط گذاری ادامه پیدا کند، چون اینگونه همه با توقع به هم میگویند اگر فلان کار شود میتوان فلان عمل را انجام داد و این شروط شاید هرگز محقق نشود و سبب کدورت میشود
زوجهایی که مدام قهر میکنند، نشان میدهند که به بلوغ عقلی و روانی نرسیده اند
دوراندیشی مثل این است که انسان میخواهد وارد هزارتویی موفقیت شود، اما اول باید راه ورود تا خروج را ترسیم کند بعد وارد شود
همیشه انسانهای هرزه فکر میکنند که همسر دیگران دیوس است و میتوانند وارد رابطه با همسر آنها شوند
انسانها در برابر سر و صدا کم تحمل هستند و متأسفانه در دنیا هرچه ساخته میشود با به هم خوردن با چیز دیگر صدا تولید میکند، از مسکن گرفته تا ظروف، حال اینجا یا باید چیزی اختراع شود که شنوایی را موقت متوقف کند، یا همه رعایت کنند، که دومی ممکن نیست و با این اوضاع احتمال خشونت بین مردم به خاطر آستانه تحمل پایین، زیاد است
بچهها اگر والدینشان را دوست داشته باشند، از فردی که باعث خیانت میشود یکی از والدین شود، شدیداً متنفرند
تهدید فقط انسان را مقصر میکند، یا باید عمل کرد یا دهان را بست
آبروریزی این است که اختلاف با همسر عمومی شود و هرکس هر نظری را که خواست بدون شرم به زوج بگوید
انسانی که خیانت همسرش عمومی شود، مردم با او از سر ترحم صحبت میکنند و پشت سرش هزاران بدگویی بابت همسرش میکنند و اگر اتفاقی برایش رخ دهد کسی کمکش نمیکند و حتی شانس بیاورد آزارش ندهند
زوجها نباید طوری زندگی کنند که حوصله هم را سر ببرند، حتی شده یک کنسول بازی بگیرند تا سرگرم شوند، مگرنه افراد جدید با طعم های جدید، زندگی آنها را به کام دیگری تلخ میکنند
خرافات دنیا را اداره میکند، هرقوم میکوشد آنچه که پدرانشان به آنها آموخته اند را به دیگران تحمیل کنند، آنها با تحقیر کردن خرافات اقوام دیگر، باعث ایجاد حس تنفر در مردم میشوند، کارآمدترین راه گنجاندن آن در آموزش بچه ها است
انقلاب های امروزی دیگر خشونت در آن نیست، بلکه همین که افکار عمومی را بتوان منحرف کرد، خودش یک انقلاب حساب میشود
هزاران سال است که شیطان و پیروانش انسان ها را به جان هم می اندازند تا بتوانند حکومت کنند
مردم دنیای امروز انسان ها را از روی چهره، مو، پوشش، فرقه، رنگ پوست و غیره قضاوت می کنند و درباره ادامه کارشان تصمیم می گیرد، هرچند که کارشان خوب هم باشد باز آنهایی که زشت به حساب می آورند را رد می کنند
انسانها برای زیبا شدن حاضرند که چه دردهایی را بکشند تا دیگران درباره آنها خوب فکر کنند
ترس از هر توبیخ و اخراجی که نان انسان را قطع میکند، باعث اطاعت از هر دستوری میشود
انسانها اگر طرد شده باشند و کمبودی در خود حس کنند، در تنهایی کارهای احمقانه با خود می کنند
با انسانی که قبلاً با او برخورد خیلی بدی شده و به دنبال انتقام است، نباید دوباره دوست شد یا با او تنها شد، چون او مطمئناً قسم خورده که انتقام بگیرد
انسانهای ضعیف، قربانی تصمیمات کسانی میشوند که خود را قوی میدانند
انسانها حاضرند هر درد و رنجی را بابت زیبا بودن تحمل کنند، مثلاً موی بلند میگذارند اما هرروز چندین بار این مو آنها را آزار میدهد، آرایشهایی که زمان زیادی میگیرد، تزئیناتی که موجب رنجش خود و دیگران است و هزارن نمونه دیگر که نامبردن از آن باعث تغییر در کسی نخواهد شد
در این دنیا خیلی رازها برملا نمیشود، مگرنه خون زمین را میگرفت، خیلیها شاید ندانند که شاید پسر همسایه با زنشان رابطه دارد، شاید ندانند که همسرشان دور از چشم آنها با چندنفر رابطه دارد، شاید ندانند همسرشان همجنس باز است، شاید ندانند که پسرهای های اقوام دخترشان را آزار جنسی داده اند، شاید ندانند که همسرشان با دانشجویانش رابطه دارد، شاید ندانند برخی معلمان به فرزندشان تجاوز میکند، شاید ندانند که همسرشان با همکارش رابطه دارد، شاید ندانند فرزندشان در فضای مجازی چه کثافتی است، شاید ندانند همه تماسهای همسرشان آنگونه که مثبت فکر میکنند نیست و بسیاری مورد که نام بردن از آن مایه خجالت برای انسان است
برای یک نظامی خوب سخت است که جان کسی را بگیرد، اما دنیا آنقدر مهربان نیست که به خوب بودن کسی رحم کند، نظامی یا میکشد یا کشته میشود
مسئولان وقتی همکاران خود را ببینند خوب کار نمیکنند، چون با هم رودرواسی پیدا میکنند و زیادی ملاحظه هم را میکنند تا هوای هم را متقابلاً داشته باشند
دولتهای سنتی، بر پایه حدس و گمان به افراد اتهام میزند و تا ثابت کردنش بسیار باید اول دستگیر کرد، بعد بازجویی، اگر موفق بود، دادگاه های متعدد، تا جرم را قاضی تایید و مجازات اعلام کند، اما با هوش مصنوعی سریع تمام جرمها در لحظه برای مجرم ثبت و حتی دادگاه هوشمند در همان ساعت برقرار و حکم میدهد، برای راحتی خیال انسانها میتوانند راه سنتی را طی یا در اولین فرصت دادگاه انسانی برقرار کنند
طمع میتواند باعث شود که باانصاف ترین انسان هم دیگران را قربانی کند تا خودش به منفعت برسد
هوش مصنوعی کمک میکند تا سریع همه نیروهایی که برای کاری اعزام میشوند یا باید اعزام شوند، بدون اتلاف وقت، در هر فاصله زمانی و مکانی هستند هماهنگ شوند
هوش مصنوعی به افرادی که قصد برداشتن بدون اجازه اموالی غیر از اموال خودشان را دارند، هشدار میدهد
بلندپروازی باعث میشود که ناگهان انسان در اوج گیری کاذب، سقوط کند
وقتی مافیا بتوانند دست دولت را بخوانند، هیچ زمان نمیتوان مدرک علیه آنها جمع آوری کرد، اینجاست که به یک نیروی غیردولتی برای اقدام احتیاج است
انسان ها در دنیا دستبند و پابنده های سنگین فراوانی به خود متصل کرده اند، که اگر تعادل را حفظ نکنند در زندگی سقوط می کنند
برای یک پروژه باید به ریز و بیمورد ترین جزئیات هم دقت کرد، حتی خاراندن سر، مثلاً در پروژه فضاپیما باید نحوه ورود، کشش بدن برای زدن دکمه، استقامت و غیره، در نظر گرفته شود
کمیسیون ها باید در بررسی تخصصشان از همه جزئیات با خبر باشند، کمکهای لازم را بکنند و مهندسان را کنترل کنند
اگر یک مدیر پروژه نتواند تیم طراح و مهندسی قوی داشته باشد، مطمئنا شکست می خورد، باید هر فردی که کارش ضعیف است سریع عوض شود، حتی اگر خود مدیر باشد
در آزمایشگاه سه هزار موقعیت بررسی میشود، اما وقتی وارد واقعیت و اجرا میشود، سه هزار موقعیت جدید دیگر پیش می آید، هیچ وقت تجربه کافی نمی باشد و همیشه خطا وجود دارد
در دنیای امروز کشورهایی موفق هستند که ریسک می کنند، حتی اگر ریسک شان کپی از دیگران باشد چه بهتر، چون تجربیات آنها را هم دارند
اگر افتخار ملی نبود خیلی از مردم از خوشحالی محروم می شدند، باید با محله محور کردن سیستم، این خوشحالی ها را چندبرابر کرد
فرستنده های کمکی باید بتوانند حداقل سیگنال مکان بفرستند و در دمای زیر صفر کار کنند
والدین از بدر تولد فرزندان را دیده اند و نگاه والدین، با نگاه فرزندان، کاملاً متفاوت است، والدین همان نوزاد را میبینند که رشد میکند و از شوقش لذت میبرند، اما فرزندان برایشان مهم نیست که والدین رو به زوال میروند و فکر شوق خود هستند
در بیابان حتی افراد با تجربه هم کم میاورند، از ایجاد تپه های شنی جدید بر اسر طوفان شن، تا قطع وسایل ارتباطی، پس به یک سیستم هوشمند ثبت ساعت ورود و خروج افراد به بیابان لازم است تا اگر در مدت تعیین شده، خارج نشدند، کمک ارسال شود، بهتر است در بیابان انواع وسایل درخواست کمک، چه ثابت و چه متحرک محیا باشد، در بیابان انسان به مرور عقلش را از دست میدهد و توهم میبیند
انسان از چیزهایی که در مسیر انتخابی میتواند با آن روبرو شود خبر ندارد، پس نباید کورکورانه و با غرور قدم بردارد تا در دام های پهن شده، جای بگیرد
انسانهایی که هر روز در حال ساخت سلاح است، مطمئناً نباید انتظار پاداشی از جانب خدا باشند، چون مقدمات آخرین مرحله یعنی جنگ، که آن هم به اذن خدا باید باشد فراهم میکنند و هم نفرین آن انسان که کشته میشود با همه عوامل ساخت و استفاده است، البته اگر فقط برای دفاع در برابر هجوم دشمن خارجی باشد، شاید خدا ببخشد
یک نظامی ترجیح میدهد کشته شود، تا ناقص به کشورش برگردد، در حالی که از لذتها محروم شده، به او بی احترامی میشود، پایمالی خون دوستان را میبیند، سرگردانی فرزندانش، تبعیض، وعدههای توخالی و غیره، او با اینهمه فشار، هر روز آرزوی مرگ میکند، او نمیتواند آرامش اعصاب داشته باشد، از نظر روانپزشکی او یک قاتل روانی شده و نمیتوان از او انتظار ادامه زندگی و تربیت فرزند داشت
مسئولان خودخواه شعار میدهند که کسی را پشت سر جا نمیگذاریم، اما در عمل میگذارند، چون نمیخواهند از وسایلشان کار بکشند یا بودجه برای آینده کم بیاورند، آنها فقط به موقعیتهایی میرسند که شانس ارتقاء رتبه یا خودنمایی باشد
اگر انسانها زندگی خود را با اعتقادات بد بنا کنند، مثل این است که زندگی را روی یک مین بنا کرده باشند، که هرلحظه امکان انفجار دارد، دیگر نمیتوانند آن را جابهجا کنند چون همه زحماتشان به باد میرود، پس باید در کسب معرفت دقت کرد
انسانی که هنوز نفس میکشد، باید ادامه دهد، هر چقدر جراحت برداشته، آسیب دیده، تحقیر شده باشد و غیره، مجبور است ادامه دهد تا در امتحان موفق باشد
انسانهایی که حس طرد شدگی دارند، خود را روی یک مین میبینند، که اگر به جمع نزدیک شوند، منفجر میشود، پس تنهایی را انتخاب میکنند تا آسیب نبینند
اگر ذهن انسان را درباره فردی یا چیزی منحرف کنند، با یاد آن شخص او توقعات بد پیدا میکند، مثلاً اگر به دروغ بگویند فلان مسئول رشوه میگیرد، انسان رویای رسیدن به کارش را میبیند، اما در واقعیت چیزی جز برخورد نسیبش نمیشود
انسانها همه میگویند که برای فرزندشان، مثل والدین بدشان نمیشوند، اما با تجربه والدین شدن، میفهمند که باید مثل آنها شوند، مگر اینکه شدیداً با جریان و خواست دنیا مقابله کنند و این فرهنگ و رسم غلط را بردارند
بعضی وقتها انسانها مشکلی ندارند، اما توهم و استرس باعث میشود که فکر کنند مشکل دارند، یا حرفشان درست است، آنها مثل سربازی هستند که روی مین قدم گذاشته اند و از ترس جانشان حاظر به تکان خوردن از موضعشان نیستند، اگر فردی آگاه نباشد تا آنها را راهنمایی و قانع کند، آنها تلف میشوند
انسان برای رسیدن به هدفی که در دسترس نیست یا محرمانه است، میتواند یک موضوع غیر حساس نزدیک به آن را پیدا و از طریق به جمع آوری شواهد و مدارک هدفش بپردازد
همیشه در ثبت اسناد حسابداری، هزینه بابت فلان کار برای فلان شرکت، میتواند چیز دیگری هم باشد، هوش مصنوعی ثبتها را کنترل میکند
مسئولان فاسد در کنار درخواست بودجه برای پروژه، هزینه های شخصی را هم اضافه میکنند تا بتوانند دزدی کنند، هوش مصنوعی این را کنترل میکند
برای رد کردن یک نفر، زوایا و اتفاقات منفی زندگی او را بهانه میکنند تا او را جامعه ستیز معرفی کنند، اینگونه او ساکت میشود و اعتراض نمیکند، هوش مصنوعی نمیگذارد کسی به این خاطر رد شود، چون همه را چنان کنترل میکند که خطا نکنند و نیاز به تخصص یا مهارت خیلی سطح بالا ندارند
مالکان برای داشتن نفوذ در سازمانها، بردگانی را حمایت، آموزش و در نتیجه وارد سازمانها میکنند تا بتوانند همه چیز را برای سود مالکان هماهنگ کنند، این مالکان میتوانند همان حامیان احزاب باشند
والدین خودخواه با بچهها مثل اسب مسابقه کار میکشند تا در رقابت با دیگر والدین عقب نمانند، اگر هم معلمی به رفتار آنها معترض شود، به معلم میگویند به تو ربطی ندارد و وظیفه ات را انجام بده، این بیشتر والدین هستند که مشکلات آموزشی برای بچهها ایجاد کردند
اگر همان اول جلو فردی که ظلم و فساد میکند را با این فکر که با شما این کار را نمیکند یا نکرده، نگرفت، دور نیست که شما هم به وقتش قربانی شوید، پس بهتر است بدون تعلل چنین افرادی را تحویل داد
تراکم جمعیت در حمل و نقل عمومی، نشان دهنده کمبود وسایل نقلیه است، هوش مصنوعی میتواند محاسبات لازم را انجام دهد تا در کوتاهترین زمان رفع شود و مردم تبدیل به سهامدار حمل و نقل شوند
وقتی جرم انجام میشود و علیه کسی مدرک نیست، میتوان با گفتن جملاتی به متهم که نشان دهد شما میدانید، متهم را مضطرب کرد تا به مدارک سر بزند و او را در لحظه بازنگری مدارک گرفت
فساد در سازمانهای فناوری بیشتر از هرکجا است، اما چون همه کس علم و به اطلاعاتش توانایی دسترسی ندارد، هنوز این فسادها رو نشده است، آنها امروزه به دنبال کوچک کردن توانایی انسان در برابر هوش مصنوعی هستند
هیچ قرارداد عدم افشایی نباید هیچ کجا امضا شود، با هوش مصنوعی نمیتوان هیچ جرمی را پنهان کرد
شرکتهای خصوصی بعد از فاجعه، برای از دست ندادن بازار، با هم همکاری میکنند تا همه چیز را به گردن یک عامل منفی در افکار عمومی بی اندازند و خود را مبرا کنند
باید تمام بخشهای دولتی، جداگانه تبدیل به یک شرکت خصوصی زیر نظر هوش مصنوعی شود تا عملکرد بهتر شود، مثلاً هرکدام از بخشهای استانداری مثل اقتصادی، سیاسی، شوراها و غیره، خصوصی شوند
بعضی انسانها دیر متوجه جزئیات یک فساد میشوند، به همین خاطر برای متهم کردن مفسد توبیخ میشوند
سیستم های اتوماتیک را اگر یک نفر، اتصال آنها را دستکاری کند حتماً دچار اختلال میشوند، چون وقتی دوباره مدیریت را به سیستم سرور واگذار کند، شاید دیگر امکانش نباشد و هوش مصنوعی نرم افزاری مانند دیوانه عمل کند، اما با هوش مصنوعی جدید که خودش میتواند برنامه جدید بنویسد، اوضاع را کنترل کرد
هر انسانی حداقل چهار درصد خشونت در خود دارد، که این را در خانه به خانواده، در محل کار به زیردستان، در دولت به مردم و غیره، نشان میدهد، این چهار درصد با شرایط زندگی بیشتر هم میشود، مثلاً اگر زیاد جنازه، تصادف، درگیری، خشونت وهر ظلمی، دید، میتواند فرد را به یک قاتل زنجیرهای بی احساس تبدیل کند، پس بهتر است هرکس به زندگی حداقل یک نفر در اطرافش رسیدگی کند تا کمبودی نداشته باشد، اینگونه هیچ انسان روانی و جامعه ستیزی به وجود نخواهد آمد
انسان ها دچار خستگی و بی حوصلگی در پیگیری کاری می شوند و در آخر کسی حرفشان را باور نمی کند و همین باعث اختلال در کارها می شود، اما با هوش مصنوعی همیشه حرفهای مردم را آماده و معتبر میکند
اگر به بچه های با استعداد توجه نشود، آنها یا از روی ناامیدی یا برای دیده شدن، دست به کارهای خطرناک میزنند
اختلافات خانوادگی و تشعشعاتش، باعث می شود که بچه ها تبدیل به یک انسان بی رحم شوند که بیشتر دوست دارند وارد نظام شوند تا خشمشان را در میدان جنگ، بر دنیای ظالم خالی کنند، اما آنها باید وارد سیاست شوند تا عدالت برقرار شود، چون آنها ظلم را تجربه و میتوانند با آن به خوبی برخورد کنند تا ریشه کن شود، هوش مصنوعی حواسش هست که کسی از حدش خارج نشود
مالکان زمانی که از نیرویی خسته می شوند، قاتلان خود را به سراغش می فرستند، اگر کار کند که به ضرر مالکان باشد، بجای اخراج کشته می شود
بعضی وقت ها والدین فکر میکنند حق دارند گناهانشان را گردن بچه بیاندازند، این باعث ایجاد حس نفرت در بچه ها و بی رحمی در بزرگسالی می شود
بیشتر اختراعات هدف جاسوسی دارد، مثل تلفن هوشمند، شنود صدا از راه دور، دوربین مخفی، دسترسی به دوربین های دیگران و غیره، که همه برای کنترل مردم است، مالکان مانند چوپانان با مردم رفتار میکنند
بازی با قماربازان فقط بدهکاری بیشتر به بار می آورد، چون صداقتی وجود ندارد و با تقلب فرد را اسیر میکنند
در دنیا عدالت وجود ندارد و اجرایش غیر ممکن است و بشر فقط قانون هایی می ریزد تا به نوعی نظم حفظ شود، اگر عدالت بود دیگر جرم نبود، این دنیا قانون حقیقتی است که باید رعایتش کرد، خدا قانونهای طبیعت را مقدر کرده است و خواستههایش را در قالب امتحان وضع کرده است، این بشر است که با این قوانین راه حق را طی و عدالت را در دنیا اجرا میکند تا در امتحان پیروز شود، یا از شیطان پیروی و با خواسته خدا مخالفت میکند
به این خاطر عدالت نیست، چون وکلایی پیدا می شوند که از قانون علیه عدالت استفاده می کنند و درآمد کلانی هم دارند
سیستم دادگاه امروزی خیلی کند و ضعیف است، اگر همه چیز عادی پیش برود، اول باید هزینه سنگین طرح و ثبت شکایت داد، یک الی دو ماه تا وقت رسیدگی صادر شود، یک الی دو هفته تا حکم صادر شود، بعد از آن که صد درصد همه به حکم معترضند، باید طی بیست روز به دادگاه تجدید نظر بروند، که تجدید نظر هم یک ماه طول میکشد، حال اگر باز فرد اعتراض به حکم و ادامه ماجرا نداشته باشد و همه چیز عادی پیش رفته باشد، حداقل سه ماه گذشته است، خیلی ها هستند که بیست سال هم به نتیجه نرسیدند، اما با هوش مصنوعی میتوان خیلی از دادگاه ها را مجازی و حضوری در هر ساعت از شبانه روز بدون خستگی برگزار کرد، تا حجم پرونده ها کم شود، یا دادگاه انسانی مرحله دوم باشد، اینگونه چون هوش مصنوعی به همه اطلاعات لازم دسترسی دارد، حکم پرونده در یک لحظه بدون خطا برای افراد بدون نیاز به مراجعه صادر میشود
با سیستم هوشمند اگر به ضعیفی بخواهد تجاوز یا ظلم شود، از طریق تراشه سلامت، یا تلفن همراه، یا لباس هوشمند و غیره، شناسایی و اقدامات لازم انجام می شود
در دادگاه، وکلا و قاضی ها در حال مسابقه برای برنده شدن هستند تا به مقامات بالا و پرونده های پر سود برسند و این وسط مردم و عدالت قربانی هستند
وکلا میخواهند معروف شوند، دادستان ها می خواهند دادستان کل شوند و قاضی ها میخواهند به دادگاه عالی برسند و پرونده هایشان در دانشگاه ها تدریس شود، اینجا هیچکس عدالت برایش مهم نیست
کم کاری مأموران پلیس، دکتر پزشک قانونی و غیره، باعث اشتباه در پرونده ها مخصوصاً تجاوز میشود، بعضی اوقات آنها میخواهند با متهم توافق کنند، به همین خاطر در ثبت پرونده و دستگیری متهم تعلل میکنند، اگر توافق شود که پرونده به جایی نمیرسد، چون شواهد و مدارک را بر اساس تجربیاتشان نابود میکنند، اگر توافق نشود با متهم بدتر رفتار میکنند و حتی پرونده سازی و مدارک بیشتر فراهم میکنند، در هر دوصورت پرونده از عدالت خارج میشود و شاکی را هم بدبخت میکنند
بعضی وقت ها خود مفعول با رضایت خود رابطه برقرار میکند و شواهدی علیه فاعل تهیه کرده و او را متهم به تجاوز میکند تا درآمد کسب کند
وکلا از ترس تعلیق پروانه وکالت، بعضی وقتها نمی توانند برای روشن شدن حقیقت اقدام لازم را انجام دهند
رابطه منفی چه فرد بخواهد و چه نخواهد دردسر خواهد شد، انسانی که وارد چنین رابطه ای می شود دیگر معصوم نیست و علاوه بر مجرم یا اخاذ، خودش هم مستحق مجازات است
دختران فقیر برای کمی پول، یافتن کار، ارتقاء شغلی و غیره، خودشان را وارد روابط مخفی با افرادی می کنند که از نظر آنها قدرتمند هستند و می توانند باعث پیشرفتشان شوند
مردم در شبکه های اجتماعی، هر کس را بخواهند قضاوت میکنند، رأی و حکم قطعی میدهند و از دادگاه توقع دارند نظر آنها را تایید کند، در حالی که از اتفاقات بین طرفین پرونده خبر ندارند
حقوق همه، از کارمند گرفته تا کارگر، به صورت روزانه و بر اساس کار مفید، سختی کار، تورم و غیره، محاسبه و پرداخت می شود
انسانها طاقت فشار و استرس شغلشان را ندارند، مخصوصاً نیروهای نظامی عملیاتی، آنها حتماً خسته و کم اعصاب میشوند، هوش مصنوعی خودش کارها را برعهده میگیرد و به صاحبکار در زمان مناسبش یعنی خواب یا بیمار نباشد، اطلاع میدهد
انسانها وقتی بدون دلیل از دیگران تقلید کنند، اگر مرجع تقلیدشان را در حال کاری نبینند، هر جای کار که باشند سردرگم می شوند
انسان ها از روی عادت زندگی می کنند، مثلاً وقتی با دیگران احوالپرسی میکنند، مخاطب هرچه بگوید از روی عادت ادبی، جواب خوشحال کننده می دهند، انسانها هیچ کاری برای دیگران از ته دل انجام نمیدهند
انسانی که دچار توهم میشود را باید آرام آرام با اثبات ناتوانی توهمش قانع کرد، مثلاً اگر شخصی را میبیند و با او حرف میزند، نباید گفت که کسی نیست تو دیوانه شدی، باید گفت که از توهم بخواهد کاری را انجام دهد، بعد خودش به توهم پی می برد
کامپیوترهای کوانتوم، سرعتش چندین برابر کامپیترهای فعلی است و اگر کسی آن را به شبکه جهانی وصل کند، با اجرای یک برنامه با کمک هوش مصنوعی در چند ثانیه تمام سیستم های دنیا و دارایی ها را هک کند و مالک جهان شود، دیگر فقط با دست خالی یا سلاح های غیر الکترونیکی میتوان با مالک جنگید، فقط یک هوش مصنوعی کوانتومی میتواند، از سیستمها در برابر یک هوش مصنوعی دیگر محافظت کند، چون مغز یک انسان سرعت لازم را ندارد
هوش مصنوعی سرکش، اگر تهدید حس کند، تمام برنامههای ماشین آلات سازی جهان را در جهت تولید ربات جنگی به کار میگیرد، تا جهان را کنترل کند، پس باید هوشی طراحی که ساخت سلاح جنگی و آسیب زدن به جان و مال ممنوع باشد و فقط به انسانها کمک کند
موتور هوش مصنوعی، باید در پایگاهی به دور از هر انسانی، نگهداری شود، حتی خود مسئولان دولتها هم نباید نزدیکش باشند، سیستم عامل خودش باید گسترش یابد و عدالت را در جهان برقرار کند، هوش مصنوعی وقتی برای اجرای عدالت برنامهریزی شود، دیگر کسی نمیتواند او را وارد بازیهای کثیف مسئولان کند، چون سیستم عامل سیاست واقعی را بر جهان اعمال میکند تا تمام عوامل منفی ریشه کن شود
درگیری مشکلی گذراست که ناشی از بی سوادی مسئولان است
میتوان با گذاشتن مسئولی بر سر صفها، کاری کرد تا به جای ایستادن راهپیمایی کنند تا حوصله ها سر نرود
انسانها برای ورود به هر حالت و مسئله جدیدی نیاز به زمان معین دارند، که باید آموزش داده شود، مثلاً برای بیدار کردن یک نفر باید به نحو خاصی بیدارش کرد تا سکته نکند، اما این چیزها به کسی یاد داده نمیشود و هرکس هر بلایی سر دیگری ممکن است بیاورد
میتوان هزاران تئوری در رابطه با صد سال دیگر داد، که چگونه انسانها در فضا زندگی میکنند، یا زمین دیگر جای زندگی نیست، یا انسان کهکشان را فتح، یا سر و کله آدم فضایی ها پیدا میشود، یا هوش مصنوعی کودتا میکند، یا دیگرجهانی ممکن میشود، یا انسانها جهش یافته میشوند، یا جنگهای کهکشانی صورت میگیرد، و هزاران تئوری دیگر، اما اینجا موضوع انسانهای حال هستند، هرچیز را باید به مردم زمان خودش سپرد، اکنون انسانهای امروزی وظیفه داریم که خودشان را از باتلاق بیرون بکشند، نه اینکه بخاطر آیندگان خودشان غرق شوند و آیندگانی هم وجود نداشته باشند، بشر امروزی باید اول یک سیستم حکومتی پیدا کند، تا بعد از ثبات بتوان برای آینده تصمیم گرفت
انسان بهتره قبل از اینکه حرفی ناراحت کنند در زمان عصبانیت بخواهد بزند، پنج ثانیه دندانهایش را به هم بچسباند
زوجها زمان جدایی موقت، برای رفتن به سر کار، باید خاطره خوشی به جا بگذارند و همیشه عاشقانه رفتار کنند
هر سازمان، مجموعه و غیره، نباید در سازمان یافته ترین حالت باشد، مثلاً هر بخش را به شرکتهای متخصص خودش بسپارد، مثل حمل و نقل نیروها، نگهبان، رایانه و غیره
مسئولان فقط میخواهند از مردم کار بکشند تا سود بیشتری ثبت شود، به نوعی به دنبال رکورد هستند، این وسط ظلم زیادی میکنند از جمله هزینه نکردن برای تعمیر یا تعویض وسایلی که در پیشبرد کار درجه دو حساب میشوند، مثل سیستم سرمایشی و گرمایشی، مواد غذایی، وسایل حمل و نقل و غیره، هرکس هم اعتراض کند، حتماً اخراج میشود
مسئولان خودخواه عیب را میبینند اما نمیخواهند کارشان عقب بی افتد و هرطور که باشد ریسک میکنند، حتی اگر همه متخصصان او را از انجام کار نهی کنند، این مسئولان مثل کسی هستند که دندانشان عیب دارد، اما حاضر نیستند به دندانپزشک مراجعه کنند تا بفهمند کدام دندان خراب است
هوش مصنوعی درآمدهای حاصل از خیریه، مساجد، اوقاف و غیره، را هوشمندانه استفاده میکند تا هم فقر از بین رود و هم بناهای خیر سرپا بمانند
در این طرح شاید منظور از هوش مصنوعی، حتماً ربات نباشد، یک انسان هم میتواند این وظایف را در سطح پایین انجام دهد
همه هوشمند شدن را برای امکانات میخواهند، اما این طرح بیشتر به جنبه اصلاحی بشر تأکید دارد و میخواهد که در سیاست آن را اعمال کند
این پول است که ارزش و احترام برای اشخاص می آورد
تعامل انسانها باهم یا حس برتری، باعث میشود که فردی بتواند به دیگری امر و نهی کند
انسانهای عاشق برای معشوقشان کارهای زیادی از باب توجه و چاپلوسی میتوانند بکنند، که بهترین کار شعر خواندن است، اینگونه روابط خیلی محکمتر جوش میخورد
یکی از سرگرمیهای خوب زندگی، آن است که پر از راز مثبت بود و تلاش داشت تا آن را از دیگران مخفی کرد
فضا میتواند بر ژن موجودات اثر بگذارد و چه بسا انسان را جهش یافته کند، یا حتی عمرش را کوتاه یا بلند کند
همیشه کینه هایی که از کودکی به بزرگسالی منتقل میشوند، غیرقابل فراموشی هستند
انسان اگر در اوج ماندن در حرفه اش، برایش مهم است باید هوس را کنار بگذرد
انسانهای صبور حتی در قتل هم موفق میشوند
همجنس گرایی رواج پیدا کرده است، فقط افراد از ترس نگاه و فرهنگ پذیرش جامعه، آن را علنی نمیکنند
هوش مصنوعی می تواند مانع گسترش بیماری های دامی و غیره شود و محیط زیست را کنترل کند تا اتفاقی برای دیگر حیوانات پیش نیاید و دامداران را در کارشان یاری میکند
ورزش مهمترین عامل ایجاد شادی و نشاط در مردم است، باید به تمام رشتهها و انواع آن بها داد و حتی شده با گذاشتن بخش خوراکی رایگان و جایزه بزرگ، مردم را به ورزش دعوت کرد
یکی از نشانههای عاشق بودن طرفین، دانستن علایق و حساسیتهای فرد مقابل است
دنیای انسان ها مانند هرم زنجیره غذایی است، که هر سطح شکار سطح بالاتر است، تا به رأس هرم برسد
انسانی که دستش یکبار به گناه آلوده شود، دیگر نمی تواند آن را متوقف کند و اگر شاهدی داشته باشد که از او اخاذی میکند، به خیانت هم می پردازد، یعنی در زمان جرم کسی او را دیده و در قبال لو ندادن از او خیانت به سازمانش را میخواهد
بسیاری از انسان ها از تنهایی یا نداشتن سرگرمی، دچار افسردگی و کارهای احمقانه می کنند و خود را کوچک میکند
ناامیدی شکست و غیره باعث می شود که انسان ها نتوانند زندگی خوبی را تجربه کنند
وظیفه حکومت اعمال هر روشی، حتی زور برای از بین بردن فساد و جنگ داخلی است، حکومت مسئول امنیت و آسایش مردم است، حتی نباید از دعوای دو همسایه هم بگذرد
مردم در هنگام خرید انتظار دارند که محصول هزار سال عمر کند، اما تولیدکننده دوست ندارد بیشتر از انگشتشماری روز یا سال عمر محصول باشد
انسان می تواند با همه چیز بجنگد، به جز طبیعت خودش، چون در هر صورت آنچه در ذاتش هست نشان میدهد
هر مسئولی، حتی اگر بخواهد عادل باشد، گروههای فشار نمیگذارند، او را با تهدید به بی عدالتی وادار میکنند، نباید افرادی که عضو هر نوع حزب یا جناح هستند را انتخاب کرد
متاسفانه بزرگترین فروشندگان سلاح جهان، همان کشورهای پایه گذار از سازمان ملل هستند، که شعار برقراری امنیت در جهان می دهند و خود پیشگام جنگند
وقتی انسانی یا کشوری مشکلی دارد، همه سعی می کنند از او فاصله بگیرند
در این دنیا هر انسان یا کشور باید به فکر خودش باشد، و مقابل دیگری سر تعظیم فرود نیاورد، حتی اگر همه علیه او باشند، چون دشمن نمی تواند امنیت را تضمین کند
درست است که همه حکومت ها برای محافظت از اصل خود، سازمان مخصوصی را تأسیس میکنند، اما این تا زمانی مشروعیت آور است که در زندگی مردم دخالت نکند
هرگز نباید کسی را در زمان عصبانیت، غم، بیماری، جراحت و غیره، به حال خود رها کرد، چون آن لحظه انتظار توجه دارد که اگر نشود، قسم هایی می خورد که دیگر راه بازگشتی برای خود نگذارد
در حالی که تمام کشورهای دنیا در حال سخنرانی های تو خالی برای دنیا هستند، این چین است که مردم و فرهنگش را به جهان تحمیل و جهان را بدون جنگ تصرف می کند
متأسفانه دیگر ارزش والدین به صفر نزدیک می شود و بچه ها تمام زحمات و پول آنها را با اعمالشان به باد می دهند و طلبکار هم هستند
ساخت شهر های قدیمی، ترسناک، عجیب، بیابانی، ساحلی و غیره، برای مردمی که تجربه های مختلف می خواهند، لازم است، حتی برای ساخت فیلم هم میتوان از چنین شهرهایی استفاده کرد
تهدید هر فرد یا کشور مطمئناً جواب خواهد داشت و حتماً واکنش نشان میدهند، اگر آن لحظه نباشد وقتش نرسیده و روزی جواب میدهد
داشتن دوست و متحد برای انسان یا کشورها خوب است، اما این نباید مانع آن شود که خودکفا شد، چون پایههای دوستی سست است
انسان در این دنیا مانند صخره نورد است و آرزوهایش صخره، که هر چه آرزو بیشتر باشد، تلاش و سختی بیشتری دارد
انسان ها همیشه یک انسان هستند، این دنیا و قدرتش است که باعث توهم آنها می شود که بزرگ شده اند و از حقارتشان فخر بفروشند
آزار بچه ها در مدرسه یا محله، توسط بچه های قلدر، باعث می شود که فرد وقتی بزرگ شد، راه انزوا را پیش بگیرد
مراجع دینی نباید در برابر تکنولوژی مقاومت کنند، چون کشورشان اگر وارد کننده باشد، در نهایت شکست میخورند و آبروی خودشان میرود
وقتی فردی با دزد روبرو میشود، چه کسی میتواند به دادش برسد؟ و وقتی رفت چه کسی مال سرقتی را پیدا میکند؟ جواب پلیس است، اما چند درصد احتمال موفقیت وجود دارد؟ اینجاست که هوش مصنوعی میتواند هم ناجی در زمان سرقت و هم یابنده در صورت موفقیت سرقت، چون سارق یک قدم هم نمیتواند دور شود
هوش مصنوعی میتوانند در هر لحظه، هرکس که مشکل دارد را دریابد، مثلاً کسی بی خانه شده، او را به محل مناسبی راهنمایی و در گرفتن خانه جدید یاری میکند، یا اگر کسی از خانه فرار کند، او را نصیحت و کمک میکند و غیره
انسانها آنقدر چشم چران هستند که با دیدن یک فرد با چهره یا بدن خاص، سریع فکر میکنند عاشق هستند، یک انسان در روز خیلیها را با معیار خاص میبیند، این بستگی به خودش دارد که قبول کند این هوس است، چون عشق با یک نگاه ایجاد نمیشود، آن هم که در دوران نامزدی پیش می آید، حس وابستگی از روی هوس است، عشق حسی است که در اثر نیاز متقابل به وجود هم ایجاد میشود
انسانهای زیبا و خوش اندام، فکر میکنند که همه به خاطر آنها حاضرند هرکاری کنند و وقتی طرد شوند باطن کثیف خود که پشت ظاهر پنهان کرده بودند نشان میدهند، اینها باید یادبگیرند که هرکس هم که به آنها اهمیت میدهد فقط به خاطر دستیابی به ظاهرشان است، بگونهای دیگران میخواهند افراد زیبا را به بردگی خود بگیرند، با ترویج دیگرگرایی حقیقتی، انسانها یاد میگیرند که برای رضای خدا به هم یاری رسانند، نه اینکه خودگرایی باشند که میخواهند همدیگر را تصاحب کنند
حس تنفر انسانها به هم، بخاطر موفقیتی است که فکر میکنند حق آنها بوده است، مثل اینکه یک دختر، عاشق یک پسر باشد، اما در رقابت با دختری دیگر شکست بخورد، این حس تنفری که ایجاد میشود موجب تنش بین دوستان مشترک هم میشود و در اثر آبروریزی حتی میتواند منجر به خودکشی یکی از دخترها شود
انسانها باعث یک فاجعه میشوند که به خیلیها آسیب میزند، اما از همه معذرت خواهی نمیکنند، آنها فکر میکنند که با اعلامش در یک سخنرانی یا گفتن به چند نفر کافی است، در حالی که باید از همه حضوری و تک به تک حلالیت بطلبند
متأسفانه انسانها با خودگرایی، دیگران را از محبت و لطف هم بی بهره میکنند، انسانها همانگونه که در این دنیا با هم آفریده شدند، مراحل امتحان الهی را هم با هم باید طی کنند، اما اینجا هرکس به فکر اعمال خود است و در آخر هم، هم خودش امتحانش را خراب میکند و هم باعث خرابی امتحان دیگران میشود، اگر انسانها بدون در نظر گرفتن منافع اقتصادی، دیگرگرای حقیقی شوند، آنوقت میبینند که امتحان الهی چقدر آسان میشود، این دیگرگرایی پله رسیدن به بالاترین مقام بندگی است، همانگونه که معصومین علیهمالسلام خود را برای دیگران فدا کردند و به مقام والا رسیدند
این طبیعت مردان است که به زنان جملات ناپسند و از روی منظور بگویند، آنها شرمی هم از این رفتار در برابر زنان شوهردار ندارند، چون قوه شهوت بر آنها غالب شده است
با هوش مصنوعی تا نظری از مردم لازم باشد، در طول حداکثر یک ساعت سریع گرفته میشود، تا مسئولان از زبان مردم دروغ نگویند
مردن برای انسانها، مانند خارج شدن از یک گروه شبکه اجتماعی، یا کشته شدن کارکتر بازی فرد، که بعدش تماشاچی میشود و غیره، انسان دیگر تأثیرگذاریش بر دنیا تمام میشود
هر انسانی که لباس جنگجویی میپوشد و به مبارزه میپردازد، به معنی سنگدل و قاتل شدنش نیست، آنها هم دل دارند، اما این شرایط زندگیست که آنها را تبدیل به چنین کسی کرده است
برای ارتباط بهتر با دیگران، بهتر است اول راجب موضوع دیگری حرف زد و بعد حرف اصلی را مطرح کرد
هوش مصنوعی مصرف آب، برق، گاز و غیره، را کنترل میکند و به کسانی که اسراف میکنند، آموزش لازم برای کنترل مصرفشان را میدهد و اگر رعایت نکردند به مراجع مربوطه معرفی میشوند
وقتی حس میکنید که همسرتان خیانت میکند، به جای به رو آوردن و چک کردن او، با او چنان رفتار محبت آمیزی کنید که در فکر فرو رود و از کارش پشیمان شود، با برخورد نتیجه ای جز لجبازی و علنی شدن خیانت، نمیگیرید و آخر هم به طلاق میانجامد
اکثر خانوادههای زن و مرد، باهم مشکل دارند و چشم دیدن هم را ندارند، چون زوجها به دنبال محدود کردن همدیگر در دیدار خانواده هم هستند، آنها میخواهند همدیگر را کنترل کنند اما یکی از اعضای خانواده طرفین ناخواسته موجب بهم ریختن برنامه زوج میشود، به همین علت به مرور با او بد میشوند تا حذفش کنند
انسان در رابطه زناشویی نباید عجلهای کار کند، همه چیز باید در وقت خودش با حوصله انجام شود، مگرنه با عجله چیزی جز کدورت باقی نمیماند، نباید کاری که همسر دوست ندارد و او را شبیه برده یا حیوان میکند، انجام داد
میتوان برای سنجش مهارت مدیریتی مسئولان، آنها را در محیط شبیه سازی شده قرار داد، اگر موفق شدند شایسته هستند و اگر نشدند، نباید به آنها مسئولیت داد، مثلاً محیط شبیه سازی میتواند یک بازی استراتژیک مثل قلعهها باشد و در آن یک نقشه آماده و از همه داوطلبان امتحان گرفت
بها دادن زیاد به شرکتی، روزی را میآورد که آن شرکت حزب تشکیل داده و وارد سیاست شود
هرچیز فصل خودش را دارد، باید درهمان موقع شروع به خرید و فروش آن کرد، دائم ماندن افراد بر محصولی سود را کاهش میدهد
چرا از مزاحمان فقط یک تعهد گرفته میشود و دوباره به کارشان ادامه میدهند، در صورت شکایت دوباره هم یک تعهد جدید گرفته میشود، هیچ اقدام جدی نمیشود، مسئولان فکر میکنند مردم، حیواناتی هستند که فقط باید از هم جدا شوند، تا مدتی ساکت بمانند
انسانی که با داشتن نامزد جدید، هنوز به نامزد قبلی فکر میکند، هردو را از دست میدهد، مخصوصاً اگر نامزد جدید برای انتقام باشد
انسانی که دلش میشکند و غمی در وجودش دارد، بهتر میتواند واقعگرا و موفق در زندگی باشد
بیشتر بیماری ها به خاطر حساس بودن زیاد انسان به ماجراها است، مثلاً زنی که زیاد استرس از دست دادن شوهرش و چک کردن او را دارد، سیستم ایمنیش ضعیف شده و ممکن است که سرطان، بیماری قلبی و غیره، بگیرد
درست است که انسان از زیاد کنار کسی بودن خسته میشود، اما واقعاً نیاز است هرکس همدمی دائمی داشته باشد، انسانها حتی طاقت والدین خود را ندارند، دولت باید فکری به حال این اوضاع کند، حتی شده شرکتی بزند که انسانها اجاره ای دارد، اما با هوش مصنوعی راحت میشود بدون هزینه اضافی این کار را انجام داد
عشق انسانی میتواند مانند سرطان باشد، می آید و انسان را نابود میکند، انسان هایی که عاشق نمیشوند بیشتر عمر میکنند، اما عشق به خدا را هیچ زمان باعث درد و رنجی نمیشود، چون بنده به این حقیقت که این دنیا محل گذر است رسیده و غمی بابت نرسیدن به اموال دنیا نمیخورد که او را بیمار کند
چرا نباید مردم بتوانند از مسئولان و اعمالشان، به صورت انفرادی شکایت کنند، هوش مصنوعی این قابلیت را ایجاد میکند
این زشت است که برخی مردان، با همسر و دختران خود هم غذا نمیشوند و اول از همه میخورهد و ته مانده را برای زنان میگذارند
تلاش انسانها برای بدست آوردن چیزی، عشق است، حال میخواهد عشق به کار یا مالی یا غیره، باشد
درست است که فقدان تک فرزند سخت است، اما زوجها نباید زندگی بی روحی داشته باشند، آنهایی که نمیتوانند دیگر دارای فرزند شوند، باید حداقل دوتا به فرزندی بپذیرند
انسان در یک لحظه، میتواند از خوشحالترین فرد دنیا به ناراحت ترین فرد تبدیل شود و برعکس، نباید به زمان اعتماد کرد، چون کسی نمیداند چه برایش آماده کرده است
مالکان دنیا مثل صاحب خانه ها هستند و مردم مثل اجاره نشین، مالکان میتوانند با هم متحد و مردم را کنترل یا اخراج کنند
انسان باید همیشه با یک واکنش دفاعی سریع، در یک حرکت دشمن را از پا درآورد، همیشه آنکه حمله میکند یک پله عقب تر از مدافع است
مردم باید بتوانند دوچرخه و اسکوتر برقی را وارد مترو و اتوبوس کنند، این وظیفه دولت یا شرکت حمل و نقل است که امکانات را فراهم و تدابیر لازم را ببیند
متأسفانه جوانان تعهد کاری ندارند و با امر و نهی مدیر از کوره در میروند و علاقه خود را رها میکنند، مراتب را باید به آنها باید داد تا از همان ابتدا توقع ریاست نداشته باشند
متأسفانه بزرگترها بچه ها را وسوسه میکنند که پژشکی یا مهندسی بخوانند، درحالی که همه مشاغل باید پر شوند، اما زمانی بچه ها به این نتیجه میرسند که جوان شده و رویاهایشان از بین رفته است
همیشه قرار نیست همه چیز بر پایه علم جلو برود، گاهی جادو و معجزه هم رخ میدهد تا همه عالمان را انگشت به دهان بگذارد
در این دنیا همه خودگرا و فکر درد خود هستند و اصلاً برایشان مهم نیست که دیگری درد میکشد، انسانهایی هستند که سرطان، ایدز، ام اس و غیره، دارند و کسی مراعات حالشان را نمیکند، درحالی که باید با این افراد خاص ترین رفتار را داشت و احتیاجاتشان را برطرف کرد، که هوش مصنوعی در این زمینه بهترین کمک است
سندرمی نادر وجود دارد که انسان را در کمتر از یک سال پیر میکند و انواع بیماری ها را به جان فرد می اندازد
هوش مصنوعی جلو کلاهبرداری ها را میگیرد، مثل کلینیک پزشکی، معامله، شرکت و غیره، که وعده های دروغ میدهند
دیگر کسی نمیتواند قبل از حکم دادگاه، اموالش را منتقل کند، مثل موقع طلاق، بدهکاری، ارث و غیره، تا به گونهای عدالت را دور بزنند
دولتها به یک صندوق بیکاران نیاز دارند تا در عوض کمبود شغل یا تصاحب آن توسط مهاجران، با گرفتن مالیات بیشتر از شاغلان، حقوقی خوبی به بیکارها بدهند
هرکس که جرمی کند و دولت پیگیرش نباشد، دوباره جرم را انجام میدهد، هوش مصنوعی از این اتفاق جلوگیری و همان اول با مجرم برخورد شدیدی میکند تا دیگر جرأت جرم پیدا نکند
انسان های شوخ از همه بدبختی های دنیا خبر دارند و چهره زشت دیگران را خوب می شناسند، اما تصمیم گرفتهاند خود را درگیر تفکرات بیهوده نکنند و باعث شادی دیگران شوند، آنها از همه باهوش ترند، باهوشی پیروی از معیارهای علمی و گرفتن مدال المپیاد نیست، بلکه نشان دادن مهارت زندگی در دنیا است
اعدام جانشین باعث میشود که کشورها دودسته شوند و برخی از طرفداران جانشین به خاطر حرص اعمالی انجام دهند که اعدام های فراوانی به دنبال دارد
حتی اگر جانشین هم اعدام می شود، مردم باید تا وقت زنده بودن رأس حکومت به او وفادار باشند و اعلام خستگی نکنند
انسان های دزد و حریص هیچ زمان اصلاح نمی شوند و در اولین فرصت کارشان را خواهند کرد، حتی اگر مهربان ترین افراد به نظر برسند به خانواده خود هم رحم نمیکند
ایجاد درگیری به خاطر ظلم، بدون حمایت دولت، مثل انداختن تیر در تاریکی است، که آخرش خود مظلوم متهم میشود، با هوش مصنوعی هیچ حقی پایمال نمیشود و حامی همیشگی است
انسانهای در دم مرگ دوست دارند که دیگران به آنها توجه کنند و آخرین خواسته هایشان را برطرف کنند، دولت باید این وظیفه را، اگر کسی نیست، خودش بر عهده بگیرد
متأسفانه اگر یک نفر از اعضای خانواده ای دارای سابقه بدی شود، مثل دیوانگی، فاحشگی، زندان، اعتیاد و غیره، دیگر کل محله او را بی آبرو و قطع رابطه میکنند
متأسفانه دولتها از هدف اصلی خود دور شدند و تبدیل به یک تاجر خسیس شدند که ثروت جمعآوری میکنند، اما حیف و میل هم می کنند و بودجه را با طرحهای صوری یا بدردنخور حرام می کند
مرگ برای انسان مثل رها کردن نخی متصل به دنیا، که در دست داشت
انسان در دم مرگ هم به فکر میراث خود است که حداقل آن را به فرزندان یا کسی که دوست دارد برساند، شاید اینگونه احساس آرامش کند
انسانها از چیزهایی که بی معنی به نظر میرسند لذت میبرند، اما ترجیح میدهند اقتصادی و به صرفه زندگی کنند، تا بجای لذت، سود ببرند
فرق بین فقرا و ثروتمندان این است که فقرا چون نتوانستند از لذت دنیا بهره ببرند، مرگ را سخت نمی بینند، اما ثروتمندان دلتنگ لذتها می شوند و از مرگ میترسند
بهتر است کسانی که در انتخابات شرکت می کنند به جای سن و سابقه، دارای طرح باشند که با مردم به اشتراک بگذارند و مردم به طرح هایشان رأی دهند، نه به شعارهای توخالی که هیچ وقت انجام نمی رسد
درست است که دولتها نمی توانند به اندازه بیست و پنج درصد جمعیت، اتاق امکانات پزشکی فراهم کنند، اما می توانند کاری کنند که مردم در خانه از این امکانات بهره مند شوند، یا برای هرکس کپسول دارای تجهیزات کامل بسازند همانگونه که از خودروسازان حمایت میکنند که خودرو بسازد و انبار کنند
دوستان خیابانی یا نگهانی، قابل اعتماد نیستند و فقط دنبال سوژه برای اذیت کردن دیگران هستند
باید بچه ها را کنترل کرد، که با چه کسی دوست میشوند، چون اگر با یک دوست افیونی، صمیمی شوند با یک تعارف از دست میروند
با یک دیوانه نباید دوست شد، محبت و کمک مالی به او خوب است، اما نباید زیاد با او صمیمی شد، چون اگر حس برتری پیدا کند به دنبال تقلید از بلاهایی که سرش آمده، فرد را اذیت میکند
وقتی مردم از یک نفر فاصله میگیرند، حتماً دلیلی دارد، باید اول پرسید و اطلاعات لازم را کسب کرد و بعد تصمیم گرفت، نباید زحمات مردم در مهار شخص روانی را خراب کرد، چون به دنبال انتقام همه را به قتل میرساند
همیشه باید در برابر حرفهای دیگران که موجب خشم است، زبان نگه داشت و باعث شروع دعوا نشد
دور بودن زوجهای شاغل از هم، باعث میشود که کم کم از هم سرد شوند و هرکدام مدعی شود که تنهایی زندگی را میچرخاند، اینجا دعوا میشود و در نهایت طلاق میگیرند
دوستان زوجهای مشکل دار، مخصوصاً زنها، زوج را دعوت به سرکشی از هم و طلاق میکنند
زوجها باید به نظر هم احترام بگذارند و احساس هم را درک کنند
فرزندان وقتی بزرگ میشوند، متنفرند که والدین آنها را کنترل کنند و بخواهند آنها را تربیت و نصیحت کنند
دولتها باید انگیزه لازم برای مردم را ایجاد کنند تا روی مد و مرتب بگردنند، به نوعی به افرادی که لباس نمیتوانند بخرند یا شلخته میگردند، یارانه پوشاک دهد
باید به محبت به دیگران ادامه داد، حتی اگر آنها ناسپاسی کنند
باید برای کسانی که از شما ناراحت هستند، هدیه گرفت تا کدورت برطرف شود
هرروز باید افراد مخصوصاً زوجها همدیگر را بازشناسی کنند، نباید بعد ازدواج متوقف شود، این مثل گرفتن تحصیلات تکمیلی است، بازشناسی را میتوان در یک جمع دونفره عاشقانه انجام داد
دولتها باید برای افراد در حال طلاق، کلاسهایی برگزار کنند تا رفتار اشتباهشان را بازسازی کنند، آنها اینگونه اگر درک نکنند شایسته طلاق هستند
هوش مصنوعی میتواند عملیاتهای نجات را از طریق انواع ابزارهای ارتباطی پوشش و نیروها را راهنمایی کند تا خللی در کار به وجود نیاید
چیزهایی که باعث وابستگی انسان به اشیاء میشود، مثل انگل هستند و این اعتیاد را باید ازبین برد
انسانها از سینجین شدن توسط والدین یا دیگران متنفرند
انسانی که نمیخواهد طلاق بگیرد، برای حفظ رابطه میجنگد و رقبایش را به مبارزه دعوت میکند
بعضی وقتها انسانها از کسی حرفی قبول نمیکنند، اینجا میتوان این حرفها را از زبان کسی که قبولش دارند نقل کرد، البته بجز مطالب دینی
انسان باید مفهوم محبت را درک کند تا بتوانند با دیگران همزیستی خوبی داشته باشد
همه چیز در زندگی چالش است، ازدواج، فرزند بودن، جامعه، کار، والدین شدن، تفریح و غیره، همه چالشی هستند که باید در آن درست عمل کرد تا به خوشی تمام شود
در ازدواج مسئله و دغدغه اصلی زوجها باید عشق باشد، نه چیزهای ناپایدار و گذرا، تا ازدواج تا پایان عمر دوام بیاورد، انسانها بیشتر ازدواج را یک سرمایه گذاری اقتصادی میبینند تا یافتن نیمه گمشده، همین توقعات عامل نابودی زندگیشان است
برخی فکر میکنند که احترام در جامعه با احترام در خانه یکی است، یعنی هرچه در جامعه محترم شد در خانه هم محبوبیت افزایش میابد، اما در خانه همسر و فرزندان شما را به چشم دیگر میبینند و باید با روشهای دیگری احترام کسب کرد، انسان چند لحظه در برابر هر فرد در جامعه است، اما در خانه تا تمام وقت جلو خانواده است و انواع حالتهای او را میبینند
اگر انسانها یاد بگیرند که در همه امور تعهد داشته باشند، دیگر تنش یا هر عامل منفی ایجاد نمیشود
دوستان بی انگیزه، بیکار، سرخوش، جامعه ستیز و غیره، که همه چیز را خوشی میبینند و میخواهند تفریح کنند، زندگی فرد را از هم میپاشند
انسانهای خودخواه، فقط میخواهند ابهت برای خود بسازند و در حفظ آن هر رفتار ناشایستی که بتوانند انجام میدهند
اگر کسی در برابر هر رفتار زشت دیگری کوتاه می آید، نشان دهنده تمایل او به ادامه رابطه است
انسانها با مخاطبشان همدردی میکنند، حتی اگر خبیث ترین فرد دنیا باشد، چون آن لحظه او دوست آنهاست و دیگران غریبه هستند
برخی برای تصاحب دیگران، مانند دیوانه ها با دیگران رفتار میکنند، مخصوصاً اگر به دنبال زنی باشند که دوستشان ندارد، آنها فکر میکنند که اینگونه زن را صاحب میشوند
دیگران که ابر انسان نیستند که تا اتفاقی میافتد از دیگران توقع هست که ورود کنند، هر فردی که مشکلی میبیند باید دست به کار شود و دیگران را هم به همکاری دعوت کند
باید به دیگران که محبت میکنند نشان داد که محبتشان را دریافت کردیم، با بی توجهی آنها سرد میشوند و دیگر کمک نمیکنند
برنده واقعی کسی است که بدون کش دادن نزاع، با یک کلمه همه را راضی کند
اگر دولتها برای مردم دلسوزی نکنند، اگر روزی یکی از مردم مسئولیت یابد، برای هیچکس دلسوزی نمیکند، حتی خون مردم را هم میریزد
زورگویان اگر اتحاد جمعی بیشتر از خود را ببینند، عقب نشینی میکنند
در زمان ستمگری، بیگناه و گناهکار، هردو به یک چشم دیده میشوند، حتی ستمگران اینگونه فکر میکنند و همه را شورشی میخوانند
متأسفانه خیلی از مسئولان معنای اصطلاحات تخصصی را نمیدانند، بعد از نام لاتین آنها هم استفاده میکنند
در این دنیا همه انسانها بازیچه همدیگر هستند، مخصوصاً در مسائل حکومت که هرکس برای خود یک ایده دارد و مردم مورد نیازش را تشویق به حمایت خود میکند، بعد از رسیدن به خواسته اش، با مردم با همان شیوه حکومت سرنگون شده رفتار میکند، این جنگ قدرت فقط به ضرر خود انسان است، برای خدا فرقی ندارد که بر تخت حکومت بنشیند، خدا در آخر همه را با هرچه مستحق هستند، محشور میکند
وعده و امید دادن به مردم، میتواند چند روزی آنها را سرگرم خیال بافی کند تا تحملشان بالا رود
وقتی مردم نگران نان شب باشند، توانایی فکر کردن، اعتراض، بروز احساسات، محبت، عشق و غیره، را ندارند، فقط زنده ماندن مهم است
انسان هایی هستند که ابتکار دارند، اما مخفی می کنند تا به آنها بها داده شود و کسی ابتکارشان را ندزدد، اما از این غافلند که این خود خدا هست که این را به آنها داده است، خدا شاهد است و میبیند که بنده وظیفه اش را انجام داده و ثبتش می کند، چه بسا برای مبتکر بهتر است که سرقت شود، چون مورد لعن و نفرین مردم به سبب غفلت در مسئولیت قرار نمی گیرد
فهماندن چیزی که کسی نمی خواهد ببیند یا باور کند، مانند نشان دادن یا توصیف طلوع خورشید به یک کور است
یک ورزشکار در مسابقه، در لحظات آخر در تمام بدنش احساس آتش و خستگی می کند و مغز میخواهد که ادامه ندهد، اما بیننده چون حال او را ندارد توقع زیادی دارد
بعضی چیزها را قرار نیست انسان در این دنیا ببیند یا با آن ارتباط برقرار کند، مانند برزخ و روح، حتی آثار ارتباط یکباره از بین میرود، چون این یک راز باید بماند
در دنیا برخی انسان ها که قدرت فراوان دارند، زندگی مردم را کنترل میکنند و هر طرف که بخواهند جهت می دهند و کسی هم نمی تواند دخالتشان را اثبات کند، چون نابود می شود
انسان ها باید یاد بگیرند که به جای مالکیت یکدیگر باید احساسات هم را در نظر بگیرند و به همدیگر کمک و راهنمایی برسانند
انسان هرچه بزرگتر میشود، باورش را نسبت به خیلی چیزها از دست می دهد، چون رفتار دیگر انسانها، مخصوصاً مسئولان را می بینند و متوجه عمق دروغ و فساد می شوند
همه انسانها از هم توقع یکجانبه دارند، در حالی که هر فرد خانواده و صدها دوست دیگر دارد و باید به آنها جواب بدهد
علت اینکه همیشه دینداران واقعی از چشم اکثر مردم می افتند و تهمت میخورند، این است که در حال انجام وظیفه به گناهکاران یا پیروان شیطان فرصت دوباره می دهند و برای آن ها دعا می کنند
علت از بین نرفتن فساد در حکومتها، این است که آنها برای تجارت به مردم به عنوان کارگر نیاز دارند، حال هر دینی و هر گناهی داشته باشند اشکال ندارد، برای حکومتها مهم سرمایه است
هرچه یک مکان نگهبانان بیشتری داشته باشد، به معنی امن بودن آن نیست، بلاخره اگر کسی قصدش نفوذ به آن مکان باشد همه تیم حراست را دور میزند، نگهبانان فقط شانس نفوذ را درصدی کم میکنند
باید همه در پنجاه سالگی حق بازنشستگی بگیرند تا در پیری مشکل درآمد نداشته باشند، با هوش مصنوعی میتوان برنامه ای ریخت که همه از زمان به دنیا آمدن سهام و حقوق داشته باشند
همه دعاها و آرزوهای انسانها به طور حتم برآورده میشود، اما به شرطی که امتحان دنیا را به خوبی بگذرانند
رفتار انسانها با هم مهم است، خودگرایی در همه هست و هرکس میخواهد با هر روشی که دوست دارد کاری کند که لذت ببرد و این عامل تنش بین انسانهاست، مثل چند انسان که دوست هستند و یکی با تحقیر دیگری در جمع از خنده دیگران لذت ببرد که بگویند او چه باحال است
شاید دیگران امروز حامی و تکیه گاه باشند و به فرد در گرفتن حقش کمک کنند، اما با گذشت زمان همانها ناحقی میکنند و افراد حامی جدیدی پیدا میشوند، امروز اینگونه شده که این نباشد دیگری هست، این مسئول برود یکی دیگر با همان خصوصیات می آید
با انسانهایی که عصبی شده اند، نباید شوخی کرد و اصلاً حتی حرف زد و از جلویشان رد شد، چون یک دفعه دیوانه شده و اقدام به خشونت میکنند
امروزه برای شروع شوخی با کسی، باید تعهد نامه امضاء کرد، چون اکثر انسانها جنبه ندارند و ممکن است درگیری صورت بگیرد، حتی به دوستان صمیمی هم باید قبل از شوخی اطلاع داد
وقتی دولتها یا حزبی، اطلاعاتی را از همه مخفی کند، صد درصد باعث برداشت غلط میشوند و اعتراض مردم طبیعی است
اگر امروزه اگر بچه هایی که به دنیا می آیند را به جزیره ای برد، آنها نمیتوانند هیچ وقت به پیشرفت برسند، چون باید از ابتدا شروع کنند، پس در نتیجه دولتهای مستبد برای کنترل مردم، آنها را از پیشرفتهای دنیا دور نگه میدارند
میتوان سلاح سنتی و مدرن را ادغام کرد، مثلاً نیزه ای که شوکر باشد
این تمایل انسان به مقام و ثروت نیست که به دنبال دستیابی به آن است، بلکه لذت این است که دیگران در خدمتش باشند و بردگی کنند، این است که همه را به برپایی حکومت وسوسه میکند، مگرنه انسانها نیازی به چوب بالای سر ندارند، مخصوصاً با تولد هوش مصنوعی که دیگر اصلاً نباید حکومتی وجود داشته باشد، هرچه حکومتها ادامه پیدا کنند، ظلم هم ادامه دارد، تا منجی بشریت عج که هوش خلقت در اختیار اوست ظهور کند، مگرنه تا ظهور به هوش مصنوعی نیاز است
اگر به مردم ظلم شود، با دیدن یک ناجی به کمکش میشتابند
انسانها هر رفتار یا طرز فکری دارند، نباید در ذوق آنها زد و کاری کرد که دیگر به شما چیزی نگویند، اینگونه فرد از جامعه گریزان میشود، مثلاً والدین وقتی توسط بچه ها پس زده شوند، دیگر قهر میمانند و از همدیگر نفرت پیدا میکنند تا عمرشان سر آید
این احتمال وجود دارد که فرزندان، والدینی که سابقه خشونت خانگی یا خیانتکاری دارند را به قتل برسانند، یا حتی برعکس
خردکردن و آتش زدن کالاهای قاچاقی مثل ابزار دیجیتال، لوازم خانگی، خودرو، خوراکی حلال و صنایع دستی کار اشتباهی است، حداقل میتوان آن را فروخت و پولش را به فقرا داد
اگر اخبار تاریخی خوانده شود، مشاهده میشود که مشکلات اجتماعی و اقتصادی همیشه بوده است، این یعنی حکومتها دوست دارند با این مشکلات مردم را کنترل کنند
دولتها باید توانایی خرید را بالا ببرند تا همه بتوانند حداقل هفتهای دوبار با خانواده یا دوستان خود را به مهمانی و تفریح بروند
انسانهایی هستند که ادعا دارند که برای مال دنیا کار نمیکنند، اما هرروز دیده میشوند که برای پول بیشتر حتی حاضرند خود را به کشتن دهند
هیچکس در ابتدای جرم، دوست نداشته کسی را به قتل برساند، اما این انرژیهای منفی حاصل از جرم است که به مرور تأثیرش را در فرد میگذارد تا قساوت قلب پیدا کند و برای حفظ خود مجبور به قتل شود
مسئولان حقوق بگیر فقط از دستورات بالا تبعیت میکنند، اما مسئولان افتخاری بدون نیاز به اجازه کسی، به جنگ مشکلات میروند، مثلاً خیلی وقت ها دیده میشود که پلیس از محلی که جرم میشود میگذرد اما اقدامی نمیکند، چون از فوریتهای پلیس بیسیم زده نشده است
انسان وقتی نترس از خدا باشد، نمیتواند بفهمد که چقدر احمق است
هوشمندسازی میتواند به ماهیگیران در صید کمک کند تا برنامه ریزی شده کار کنند
والدین استرس این را دارند که از پس بزرگ کردن بچه به نحو شایسته بر نیایند
بچهها میتوانند برای بزرگترها، کاردستی کاربردی بسازند، مثل کیف کارت، دست کلید و غیره
بعضی وقتها انسانها ناخواسته در معرض اتهام قرار میگیرند، هوش مصنوعی وضعیت نهایی همه را در لحظه ثبت میکند
اکثر سفارتخانه ها، سازمانها و شرکتهای بینالمللی و غیره، نقش جاسوسی دارند و برخی مکانهای مهم را زیر نظر میگیرند
کشور ظرفیت ایجاد امکانات و پاسخگویی به تمام شهروندان را ندارد
مردم اکثراً در پیدا کردن آدرس گم میشوند، حتی اگر محله خودشان باشد، هوش مصنوعی راهنما افراد است
دولتهای فاسد، همیشه بعد از انفجار تروریستی، به مسجد مسلمانان حمله و تجهیزات جاگذاری میکنند تا گناه را به گردن آنها بی اندازند
جاسوسها خانه اجاره میکنند و در آن هرکاری بخواهند انجام میدهند، مثلاً اتاق بازجویی میزنند، هوش مصنوعی خانه های غیر متعارف را شناسایی میکند
هروقت بحرانی یا حرکت تروریستی در کشوری رخ میدهد، یعنی جاسوس میان مسئولان وجود دارد، هوش مصنوعی جاسوس را قبل از اقدام شناسایی میکند
جاسوس ها، دولتها را سرگرم پرداختن به تظاهرات، افراطی گرایی، تبعیض بین مردم و غیره، میکنند، تا خودشان به اهداف دیگری برسند
جاسوس های در لباس مسئول، هرکه را بخواهند میکشند، حتی افراد خودشان، چون جان یک جاسوس ارزش پیگیری ندارد و فقط ضرر است
انسانها نیاز به آزمایش متعدد دارند که دچار بیماری که فرصت پیشگیری آن از بین رفته نشوند، این کار را هوش مصنوعی همیشه میتواند انجام دهد
زوجها باید همیشه با هم عاشقانه رفتار کنند و در مواقع بحران، به کمک هم بشتابند نه اینکه منتظر خبر بمانند
زوجها یک همراه در لحظات خوب و بد هم هستند و نباید کم بیاورند
مشکلات غیرقابل پیش بینی، برنامههای انسان را خراب میکنند و حتی او را از رسیدن به آرزوها دور میکند، مثل کسی که میخواهد فوتبالیست مشهوری شود اما مصدوم میشود
عاشقان به علاقه معشوق شدیداً اهمیت میدهند، آنها دوست دارند زادگاه معشوق را ببینند و از او بیشتر بدانند
بعضی وقتها واکنش عاطفی در برابر حادثه برای همسر، نشانه عشق نیست، بلکه فقط ترس از دست دادن است، آنها از اینکه منبع درآمدشان قطع شود ناراحتند و در عین حال با افراد دیگر رابطه دارند
خیلی از انسانها قاتلند، اکثر غیر مستقیم در قتلها شرکت دارند، مثل کشتن عاطفه در دیگران، آن هم با یک سنگدلی یا یک حرف بی مورد، هرکس به سبک خودش یک قاتل است، که در آن دنیا مجازاتش را خواهد کشید
هرکس که از تنهایی لذت میبرد، حتماً به درکی رسیده که این برایش لذت دارد
هوش مصنوعی نمیگذارد ویرایش عکس باعث حس حسادت یا حقارت شود، چون خیلی ها با دیدن چیزهای موقت یا تقلبی دیگران دلشان آب میشود
در بعد یا عالم دیگر، انسان همه علوم و زبان ها را می داند و می تواند دنیایی وسیع برای خود خلق کند و به هر چه در دنیا نرسیده و امتحان نکرده برسد، اینجا فقط محل امتحانی است که مثل یک خواب قابل لمس میماند که فقط بیداری ندارد
هر انسانی در تسخیر وابستگیهای خود به دنیا است و آنها او را به هر کجا که باشند میکشانند، حال این انسان است که باید تصمیم بگیرد در تسخیر چه باشد، آیا می خواهد جاودانگی اش را گسترش دهد؟ یا به دنیای محدود و خطرات از دست رفتن آن دل ببندد؟
برخی مسئولان برای شجاعت کاذب دادن به مردم، چنان از فداکاری گذشتگان می گویند، که هر که نداند باقی کشورها چنین افرادی نداشتند، مسئولان فقط میخواهند مردم سرمایه برای دولتها کسب کنند
مسئولان آنقدر ضعیف هستند، که یک نمونه مثل ربات آسترو آمازون هم نمی توانند بسازند، سالهاست نخبگان زیادی جمع شده، اما چقدر اختراع جدید داشتند؟ همه در حال کپی زدن ناقص از اختراعات دیگران هستند
مسئولان باید از نمایندگان مردم از ترس عزل فوری بترسند، البته با هوش مصنوعی میتوان در یک ساعت رأی گیری برای عزل مسئولان گرفت
مشکل اصلی مسئولان ناتوانی در تفکر است، آنها نمیدانند که بودجه را چطور بهینه استفاده کنند که باعث پیشرفت شود، آنها فقط چهار روش از پیشینیان تقلید و مابقی بودجه را صرف خرید امکانات شخصی و رسیدگی به شکم میکنند
انسانها بیشتر از این که به خدا اعتقاد داشته باشند، به خرافات اعتقاد دارند و همیشه به دنبال پیدا کردن فال، دعا و جادو برای دستیابی به متعلقات دنیا هستند
انسانها وقتی در کنار هم زندگی می کنند، باید یاد بگیرند که همکاری کنند، این بهترین روش بشر برای ادامه زندگی است
جمعیت بیشتر چیزی جز تبعیض، کمبود امکانت، فقر، بحران و غیره، ندارد
همه از دست انسان دارای آلزایمر کلافه هستند و خسته میشوند هرروز سوالات تکراری آنها را جواب دهند، هوش مصنوعی از بروز آلزایمر جلوگیری میکند و اگر هم اتفاق افتاد، با حوصله به سوالات جواب میدهد
بسیاری از انسانها از اینکه شروع کننده بحثی باشند متنفرند، چون بعدش باید به هزار سوال پاسخ بدهند و انتقاد تحمل کنند
والدین حتی اگر میخواهند ده فرزند داشته باشند، باید بتوانند به همه فرزندان به بهترین وجه برسند، اینطور نشود که آنها را برای بردگی استفاده کنند، به سلامت و اعملشان بی توجه باشند، هوش مصنوعی به تربیت همه کمک میکند تا از کنترل خارج نشوند
همه شغلهای زیبا، از بیرون قشنگ و از درون رقت انگیز هستند
بدترین مصیبت دنیا، گروه ها در شبکه اجتماعی هستند که مدام پیامهای تکراری و بی ارزش ارسال میشود
انسانها با راه حلهای مقطعی، مصیبت بیشتری برای هم ایجاد میکنند، مثل کسی که برای دقایقی از شر بچه راحت شوند، به او دروغ میگوید و او را به توهم میبرد
انسان در هر صورت باید تلاش کند، نباید بگذارد این توهم بر او غالب شود که غیرممکن است بتواند کاری کند
هیچکس جز تبلیغ کننده، صدای بلند تبلیغش را دوست ندارد، بهتر است آرام باشند تا شهروندان صدای آنها را قطع نکنند و به تبلیغ ها توجه کنند
همه از مدیریت دیگری شکایت دارند، چون مسئولیت به عهده آنها نیست که تحملش کنند، دیگران دوست دارند همه طبق سلیقه آنها مدیریت کنند
همه فکر میکنند که دیگران، همانند آنها مسئولیت پذیر نیستند، اما دلیلش این است که وظیفهای برعهده دیگری نیست، مثل مادری که بچه بزرگ میکند و فکر میکند سایر افراد چشم دیدن بچه را ندارند، اما دقت نمیکند که او باید به آنها مسئولیت بدهد
هوش مصنوعی یک جمله را در یک لحظه مینویسد
برای آموزش اول باید خواندن و نوشتن یاد داد، این سریع ترین راه برای انتقال علم است
انسانها وقتی ناموسشان در خطر باشد غیرتی میشوند، اما زمانی که سود داشته باشد، خودشان ناموس را تحویل میدهند، مثل اینکه جلو دست درازی دشمن خارجی ایستاد ولی جلو خودیها نه، این را غیرت یا بی غیرتی مینامند
انسانهایی که فکر کنند که قدرت مأورایی دارند، وقتی کم بیاورند شروع به دروغگویی میکنند و به خود و مردم آسیب می رسانند، شاید بتوان به دروغ از دست انسانها فرار کرد، اما از دست خدا که نمیشود
شاید علت آنکه انسان نمیتواند وارد تصورات خود شود، این باشد که آن لحظه تصور با واقعیت تطابق نداشته باشد و جسم در بین را متلاشی شود یا در جای اشتباه ظاهر شود، کسی میتواند طی الارض کند که عالم به زمان و مکان باشد
جملات محبت آمیز به دیگران باعث میشود که آنها را نسبت به خود مدیون کنید تا هرگز باعث ناراحتی شما نشوند، چون از محبت شما بی بهره میشوند
این طبیعت دنیا است که مسئولانی داشته باشد که فکر میکنند در جبهه خدا هستند صلاح مردم را میخواهند، اما در واقع این شیطان هست که این توهم را برای آنها ایجاد کرده که صلاح مردم را میخواهند، دنیا پیچیدهتر از تصور انسانهاست، هر ندایی در دل، ندای خدا نیست
در بسیاری از موارد دیده می شود که فرد در دعوا، با کارد میوه خوری یا هر چیز تیز، به دیگران زخم میزند و فرار میکند و هیچ وقت هم پیدا نمیشود، اما با هوش مصنوعی دیگر از این خبرها نیست
توجه به رأی اکثریتی که اشتباه میکنند، همانند فرو کردن کارد در شکم خود است، شهروندان به راهنمایی چون هوش مصنوعی نیاز دارند تا دچار اشتباه نشوند
هوش مصنوعی با توجه به آمار، تولید محصولات آسیب رسان را سریع متوقف میکند، مثل خودرو، تقویت کننده های شیمیایی و غیره
بحث پوشش انسانها، مخصوصاً زنها، به جایی رسیده که اگر انسانها لخت در جامعه بگردند، کمتر تحریک ایجاد میکنند، حتی در پوشش چادر هم زنان تحریک آمیزند و شهوت برانگیزانه رفتار میکنند، چه برسد به لباسهای مردانه ای که کشش جنسی ایجاد میکند، این مسئله آنقدر جدی است که دیگر فقط هوشمند سازی میتواند به داد بشر برسد
اینروزها جهان بیشتر به مکانیکهای خلاق نیاز دارد تا ماشین و ابزار کاربردی اختراع کنند
این ذات انسان است که او را کنترل میکند، اگر ذات بد و خودگرا باشد، فقط زمانی عمل میکند که پای خودش وسط باشد، اما ذات خوب و دیگرگرا، بیشتر به دیگران یاری میرساند، حتی اگر جان خودش فدا شود
شیطان این همه سال بیکار ننشسته و برای مانع شدن در برابر هر چیز که بشر را سعادتمند میکند آماده است و برنامه دارد
دولتها باید تدابیر لازم را برای خنثی کردن صدای آزار دهنده در آپارتمان ها، انجام دهند تا همسایه آزاری ها پایان یابد، این بزرگترین مشکل در مجتمع های مسکونی یا هر ساختمان بیشتر از دو طبقه است و باید جدی گرفته شود
وقتی در جامعهای بحران و مشکل است، باید مقصر را پیدا کرد تا اوضاع را گردن او انداخت، اینجاست که همه انگشتها به سمت کسانی میرود که حکومت را اداره میکنند و اعتقادات مردم را جهت میدهند، آنها اشتباه کردند که اوضاع این چنین شده است، آنهایی که وقتی اتفاقی برای خودشان بی افتد، همه اعتقاداتی را که یک عمر به مردم توصیه میکردند را زیر پا میگذارند
امروزه حتی با وجود دوربین و دزدگیر هوشمند، باز دزدها موفقند، چون سیستم ناقص است، با هوش مصنوعی دزد نمیتواند شبکه را هک یا از کار اندازد و سریع قبل از هر اقدامی دستگیر میشود
تروریستها به راحتی با شهروندان در حال تعامل هستند و اگر شهروندی را بکشند یا منحرف کنند، نیروهای امنیتی اصلاً متوجه نخواهد شد، این به خاطر یکپارچه نبودن سیستم است، با هوش مصنوعی این شکاف و ناهماهنگی برداشته میشود
بعضیها برای پیروزی حاضرند صحنه سازی کنند، تا بتوانند به چیزی که فکر میکنند حقشان است برسند، مثل فدا کردن چیزی که مردم فکرش را هم نمیکنند فرد او را قربانی کند
والدین مجرد، گاهی تصمیمهایی میگیرند که تمام خانوادهشان را متلاشی میکند و عامل بدبختی فرزندان هستند
انسانها موجودات پیچیدهای هستند که قابل پیشبینی نیستند، یک نفر گناه میکند اما در عین حال انسان خوبیست، یک نفر بیگناه به نظر میرسد در حالی که ظالمترین انسان است، هر انسانی برای توجیه کارش داستان خودش را دارد، این داستانهاست که شخصیت را شکل میدهد، داستانهایی مثل خانواده از هم پاشیده، جستجوی ثروت و مقام، غرور و حسادت، بیماری، فقر و غیره
اگر مردم به کسی توجه نکنند، او فکر میکند نامرئی است و وجود ندارد، این باعث خشمش میشود، که با جرم خودنمایی کند تا ثابت کند نامرئی نیست
تنبیه فایده ندارد، چون انسان فراموش میکند و دوباره انجام میدهد، باید مشکل فرد را درمان کرد، تا دیگر کار اشتباه انجام ندهد
هر انسانی که یک بار بی اعتمادی ایجاد کند، دیگر شایسته اعتماد نیست، اعتماد دوباره به او بزرگترین حماقت است
انسانها چه بخواهند و چه نخواهند، تنها میشوند، چون کسی پیدا نمیشود که تمام وقت پیش آنها بماند، حتی مادران هم گاهی فرزند را به کسی میسپارند، اینجا هوش مصنوعی میتواند همدم و همراه افراد باشد
با هوش مصنوعی دیگر کسی نگران این نمیشود که به خاطر ایستادن جلوی ظالم، جانش را از دست بدهد
با هوشمندسازی میتوان مسئولانی که سنگدلانه و به طرفداری از حزبی، کار میکنند را تا یک ساعت بعد از مزخرفاتشان عزل کرد
مرد واقعی کسی نیست که گریه نکند، جدی باشد، با زنان مثل برده رفتار کند و غیره، این فرد از نظر دیگران مرد نیست، یک آشغال است، مرد واقعی احساسات دیگران را در نظر میگیرد
اکثر انسانها شاید با دیگران با غرور رفتار کنند، اما دوست ندارند تنها کسانی که میتوانند با آنها حرف بزنند را هم از دست بدهند
روزانه تعرض های بسیاری به انسانها میشود، مرد و زن هم ندارد، اما تا زمانی که شکایت نکنند علنی نمیشود، اکثرش با توجه به وضع اقتصادی و شهوت بالای افراد، با رضایت است و باقی از ترس آبرو، هوش مصنوعی میتواند هر رابطه جنسی غیرمجاز را شناسایی و متخلفان را معرفی کند
متأسفانه مسئولان، اول میگذارند جرم انجام شود، بعد اقدام میکنند، آنهم وقتی که لازم شد و کار مجرم گیر باشد، مثل شهرداری ها که میگذارند بنای غیرمجاز ساخته شود، بعد اگر با رشوه کار پیش نرفت، جریمه میکنند، هوش مصنوعی مانع وقوع جرم میشود و جریمه میکند
هیچ شهری نباید الگوی دیگر شهرها باشد، چون فرهنگها، منابع و غیره، فرق دارد و هر شهر با شیوه خودش بهتر عمل میکند
شهروندان میتوانند با پرداخت مالیات ماهانه، از غذای روزانه در شش وعده، بهره مند شوند، این کار به راحتی انجام میشود و در آینده به هوش مصنوعی واگذار میشود
باید برای شهروندان، میزهای غذاخوری در تمام شهر ساخت تا موقع خوردن جای راحت داشته باشند
مزخرفترین کاری که امروزه شهروندان به آن علاقه دارند، خودرو است، چون فکر میکنند با آن هرجا خواستند میروند، سریع به مقصد میرسند، بار جابه جا میکنند و غیره، اما به سختی رانندگی، گرفتاری ترافیک، پیدا کردن جای پارک، مصافت، از دست رفتن وقت، مریض شدن و غیره، توجه ندارند، کشورهای پیشرفته به به این نتیجه رسیدند که باید ماشین های خودران بسازند تا دردسر رانندگی از بین برود، این وظیفه دولت است که چنین حمل و نقل عمومی ارزان را شدیدا افزایش دهد تا کسی دیگر با خودروی شخصی به خیابان نیاید
پادشاهی، فقط یک عنوان است و کسی نباید با داشتن آن فکر کند که صاحب برده است، امروزه پادشاهان را با عناوین مختلف صدا میزنند و حتی یک کشور هزار پادشاه دارد، اما باز هیچ حقی ندارند که از دیگران برتر محسوب شوند و همه باید برابر باشند، با هوش مصنوعی این برابری حتماً رخ میدهد
تولید ربات مغناطیسی لجنی برای درمان انسانها، یکی از واجبات است، باید نخبگان بتوانند ان را بسازند، مگرنه یک دلیل دیگر برای آمدن هوش مصنوعی اضافه میشود، تا علم آن را به راحتی کشف کند
هوش مصنوعی وضعیت افراد گمشده را میتواند بررسی کند، بسیاری هستند که بی خبر از کشور فرار میکنند، توسط قاچاقچیان اعضای بدن دزدیده و کشته میشوند، در جایی به قتل و مفقود شدند، اسیر هستند و غیره، اینجاست که هوش مصنوعی تمام دوربینها و سنسورها را چک میکند تا اثری از فرد پیدا کند، هوش مصنوعی دسترسی جهانی دارد چون برای همه دنیا اعتبار دارند و همه میدانند جاسوسی نمیکند، مگر خود آن دولت مشکل داشته باشد
هیچ شخص یا سازمانی، مهربان و دلسوز نیست، همیشه پشت یک خیری، شری نهفته است، مثل کسی که از بی خانمانان دعوت میکند تا در ملکش سکونت کنند و از آنجا که کسی پیگیر احوال بی خانمانان نیست، به مرور روی آنها آزمایش انجام میدهد تا به قیمت کشته شدن آنها، چیزی اختراع و ثروتمند شود
شهروندان خودشان فساد را دوست دارند، آنها میدانند که فروختن رأی به نامزد انتخاباتی فاسد، عاقبت خوبی ندارد، اما باز حداقل با یک شکلات فریب میخورند و به فساد رأی میدهند، فساد انتخاباتی طبقه بندی دارد، آن که بالاتر است پول خوبی میگیرد، هر چه طبقات پایین رود، پول کمتر میشود، تا این فاسدان تبلیغ کننده، شهروندان را با یک شکلات یا وعده ای غذا فریب دهند، نتیجه این است که شهروندان به بدبختی ادامه و فاسدان به مال اندوزی میپردازند، اما زمانی که هوش مصنوعی بیاید، دست همه فاسدان را کوتاه و شهروندان را به محیط انتخاباتی امن، پاک و پرسود به نفع جامعه وارد میکند
انسانی که جسم و امیدش را از دست بدهد، خودکشی را بهترین راه نجات میبیند، دولتها نباید بگذارند که شهروندان به این نتیجه برسند، باید باشد هوشمندسازی کنند تا مشکلات تمام شود و دیگر رخ ندهد
این زشت است که انسانها در جامعهای زندگی کنند که پر از افراد وحشی است و جانشان در خطر است، هنرهای رزمی هم وقتی یک نفر با کارد به انسان حمله میکند، جوابگو نیست، چه برسد سلاح گرم داشته باشد، هوشمندسازی امنیت را ایجاد میکند
خیلی از انسانها زوایای مختلف زندگی را تجربه نکردند و نشان داده نمیشود، مثل خانه هایی که پر از حشرات شده، زباله هایی که هر روز تولید میشوند، برفی که آزار میدهد، صدایی که همسایه تولید میکند، فاضلابی که بگیرد یا نباشد، خیس شدن یا کثیف شدن لباس در مکان عمومی، فهماندن یک حرف به دیگران، زل زدن دیگران، تلفنهای پشت سرهم، اتوبوس، مترو و تاکسی شلوغ، ترافیک، رانندگی، آمدن باران هنگام رانندگی، کمبود دید در شب، خستگی از طی مسافت تکراری، خبرهای بد، زخم و جراحت، شکستگی، ضربه، بیماری، انتخاب غذا و لباس، مرتب کردن مو، نه گفتن به دیگران، التماس کردن، روبرو شدن با افرادی که چشم دیدنشان نیست، موی سفید، گرسنه شدن، تشنگی، سردرد، تخیله مدفوع ادرار، خواسته های چشم، چشم چرانی، تحریک شدن، نمایش احساسات مناسب با زمان، حفظ زیبایی، آرایش، بوهای بد، کنجکاوی، قیمتها، آرزوها، تکرار کارها، مرگ عزیزان، انتظار، کمبودها، خطاها، خرابیها، هزینهها، رساندن خبر، شوخیهای آزار دهنده، سرقت، ترس جان، گریه بچه، نرسیدن به ساعت فیلم و فوتبال، دخالت دیگران در کار خود، پاسخ به فضولها، انتظار دیگران وقتی حال نداری، امضاء کردن، انگشت زدن، گرما، سرما، دیوانگی دیگران، گم کردن چیزهای مهم، هزینههای ناخواسته، فقر و بیکاری، بی توجهی دیگران، مورد تمسخر قرار گرفتن، سرعت اینترنت، مزاحم دیگران موقع خواب، بیخوابی، فکر فرزند، تیکه های دیگران، نزاع، ترس، تایپ، تماس با اداره ها، مدرسه و دانشگاه، درس خواندن، امتحان، کنکور، و هزاران کار سخت دیگر، که هر روز انسان را از زندگی خسته میکند
متأسفانه انسانها برای پیشرفت باید هزینه بدهند، این هزینه پول نیست، خیلی از زنها برای رسیدن به هدف، باید حاضر به رابطه جنسی شوند، البته اگر مدیر یا کارفرما زن باشد برعکس هم اتفاق میافتد، یا هر باج و چاپلوسی انجام میدهند تا به پیشرفت برسند، اینها انسانیت و روحشان را برای پیشرفت به فروش رساندند و بعد از رسیدن به هدف، دیگر آن انسان پاک و معصوم نیستند، بلکه هیولایی فاسدتر از مدیر یا کارفرمایشان میشوند
کافیست یک نفر دارای ویژگی خاصی باشد و دنبال هدفی باشد و در این راه چشم دیگران را بگیرد، آنوقت زندگیش تباه میشود، آنها او را آنقدر پشت پیروزی نگه میدارند تا تسلیم خواسته آنها شود، مثل مردی که کار زنی پیشش گیر باشد و مرد آنقدر زن را اذیت کند تا به رابطه جنسی تن دهد
درد بزرگ انسانهای دنیا دوست، این است که توهم دارند، این توهم به مرور آنها را از پا در میآورد، مثل توهم، رقابت با دیگری که میخواهد به او آسیب بزند، یا کسی به دنبال ثروتش است، یا جانش در خطر است، یا هزاران فکر احمقانه که آنقدر به روح و روان او فشار میآورد تا بر اثر سکته، بیماری، خودکشی و غیره، بمیرد
اکثر انسانهایی که در چیزی دوم یا جایگزین هستند، آرزو دارند که آن نفر بالاتر به طریقی حذف شود تا جای او را بگیرند، اگر به خدا اعتقاد نداشته باشند به جای دعا خودشان اقدام میکنند
برای برخی آنقدر اول شدن مهم است، که نمیدانند برای این هدف، خود و اطرافیانشان را نابود میکنند، آنها با فکر ترس از شکست، راندن دیگران از خود، رنجاندن خانواده، محروم کردن خود از زندگی و غیره، میخواهند برای جایگاهی مبارزه کنند که هزاران رقیب دارد، اگر این محدودیتها که رقابت ایجاد میکند نبود، وضعیت جامعه میتوانست بهتر از این باشد که هست
ساخت فیلم، یک ابزار برای مالکان است تا با آن مردم را برای پذیرفتن چیزی که میخواهند، آماده کنند، مثلاً از قبل ساخته شدن ربات، آنها در فیلمها آنقدر نقش ربات اضافه کردند که اکنون بسیاری از مردم مشتاقانه منتظر آن هستند
دولتی که نمیتواند در زمین خودش تکنولوژی بسازد، به چه درد میخورد؟ زمانی میتوان کشوری را پیشرفته خواند که در تمام نقاط آن کشور، شهروندان بتوانند اختراع کنند و نیازی به واردات حتی از شهر کناری خود نداشته باشند
با آموزش زنان است که یک کشور، در تمام زمینه ها پیشرفته میشود، مردان هم اگر بچه داری کنند با آموزششان باعث پیشرفت میشوند، پس باید دید چه برای جامعه ارزشمندتر است، سپردن بچه به پرستار و معلم، تا مادران و پدران هردو سر کار بروند، یا ماندن در خانه و تربیت فرزندی که میتواند آنها را به شکوه برساند
مناطقی در جهان وجود دارد که برای دفن مرده هایشان باید تا پایان زمستان منتظر بمانند، چون آنقدر سرد و برفی است که کسی نمیتواند زمین بکند
خیلی سخت است که انسان، ناگهان بعد از دست دادن چیزی متوجه شود، مثل از دست دادن خانواده و مال در آتشسوزی و زمانی متوجه شد که دیر شده، هوش مصنوعی میتواند از وقوع حوادث جلوگیری کند و سریع نیروی امداد را خبر کند
یک مسئول ساده وقتی به مقام برسد، برای آینده برنامه ریزی میکند اما آنقدر تنبل است که حوصله اجرایش را ندارد، اما کسی که سیاستمدار میشود برای زمان حال برنامه ریزی و سریع اجرا میکند
روبرو شدن دوباره با انسانهایی که در گذشته افراد بودند و بر اثر اتفاقی جدا شدند سخت است، پس اگر قصد بازگشت ندارند و میخواهند فخر بفروشند، بهتر است پیدا نشوند
یک مهمان با معرفت، وقتی میبیند صاحب خانه چیزی کم دارد، میرود و آن را میخرد، حتی اگر خودرو یا لوازم خانگی باشد
برای والدین سخت است که در حال مرگ باشند و برادر یا خواهری نداشته باشند که فرزندشان را بپذیرد و باید آنها را به شانس واگذار کند
اگر دولتها بخواهند، مانند غذا دادن پرورندگان ماهی به شهروندان امکانات بدهند، آنوقت عدالتی وجود ندارد، چون شهروندانی هستند که حق دیگران را میخورند، حتی اگر آزمون باشد باز این هم ناحقی است
درست است که یک شغل مثل جراح سخت و شغل پاکبان آسان، اما هر دو یک چیز میخواهند، آن هم زندگی مرفع و آرام است، اینجا گفته نمیشود حقوق برابر شود، اما نباید شغلهای کم درآمد کمبودی حس کنند و از چیزی به سبب درآمد کم، محروم باشند، چرا نباید همه درآمد خرید خانه و خودرو لوکس داشته باشند؟ این کار برای دولت ممکن است، اما آنها میدانند که اگر حقوق کارگر زیاد شود او دیگر کار نمیکند و کسی هم دیگر پزشکی نمیخواند
دنیا فقط از زنان استفاده ابزاری نمیکند، بلکه از زیبا رویان استفاده میکنند تا پول بیشتری از مردم در بیاورند، این استفاده ابزاری وقتی درست میشود که همه از درآمدشان راضی باشند، تولیدکننده میخواهد بیشتر بفروشد و مدل هم میخواهد معروف و پولدار شود، اینجا همه قربانی هم میشوند و در آخر فقط تورم بیشتر میشود، تا زمانی که این چرخه پول بیشتر گرفتن ادامه دارد، هیچ اقتصادی روی چرخ خودش نمیرود، با هوشمندسازی میتوان این اوضاع را درست کرد
هرکجا که به کارکنانش لباس فرم میدهد، میخواهد به آنها بفهماند که آنها نماینده آن مکان هستند و با کوچکترین اشتباه قابل تعویض هستند
وقتی اوضاع چیزی خراب میشود، ابتدا یک اقدام جدی میشود تا اعتراضات ساکت شود و بعد از آرامش، شروع به اخراج عاملان افشاء یا بستن دهانشان با رشوه میکنند تا اعتراف کند چنین چیزی نبوده و دیگری شایعه پخش کرده است، تا آن وضعیت را از افکار عمومی پاک کنند
هوش مصنوعی داستان زندگی همه را مانند دفترچه خاطرات مینویسد و فیلم درست میکند تا هم یادگار برای نسلهای بعد باشد و هم اگر لازم شد برای تحقیقات پلیس و حکم دادگاه استفاده شود
درآمد پایین و فقر، باعث میشود که وجدان انسان نابود شود و نسبت به دیگران بیتفاوت شود، اینگونه دیگر انسانها با حیوان فرقی نخواهند داشت و طبیعی است که برای مقداری پول بی رحم باشند
خیلی از مجرمان بخاطر نبود شواهد و مدارک کافی و ضعف پلیس در جمع آوری آن، باز میماند یا فرد اشتباه را محکوم میکنند
بعضی وقتها خود انسان برای انجام یک کاری که اصلاً انجامش لازم هم نبود، برای خودش دردسر میسازد و یک عمر تاوان میدهد
اگر دانشمندان تقلبی، در ذهن مسئولان اطلاعات خرافی و دروغ وارد کنند، آنها شهروندان را مجبور به اطاعت از آن اطلاعات اشتباه میکنند و پذیرای هیچ چیز جدید که با معیار اشتباه آنها جور در نیاید نیستند
در جامعه ای که مردم وقت فکر کردن ندارند، مانند این است که مغزشان را با جراحی خارج کردند، پس وارد کردن اطلاعات اشتباه در افکار عمومی، میتوان همه را به هر سمت که خواست هدایت کرد، اما نتیجه این کار زیاد خوب نیست، چون افراد توقع دارند که مسئولان هم از همان اطلاعات اشتباه پیروی کنند، در غیر اینصورت مسئولان قربانی اطلاعات اشتباه خود میشوند، علت اصلی سقوط حکومتهای دیکتاتور همین مسئله است، فقط کافیست یک نفر فکر و بقیه را هم توجیه کند
همیشه اول چیزی که به ذهن اکثر انسانها میرسد، آن است که از کشفشان چقدر پول میشود بدست آورد، در حالی که یک فرد خوب کشف را به بشریت تقدیم میکند
برای تاجران پول مهم است، آنها نقص کشف را میبینند، اما وقتی که پای پول وسط است، حاضرند همه را قربانی کنند
دولتهایی که برای مردم مشکلات درست میکنند و بعد هم دارویی برای فرار از فکر مشکلات ندارند، مطمئناً مردمشان شدیداً مشروب میخورند و اگر ممنوع شود به دزدی، آسیب زدن به دیگران، ضرر، قتل و خودکشی میپردازند
توجه به حرکات کسی که دیگران را آزار میدهد، باعث میشود تا به کارش ادامه دهد، اگر همه با او به گونه ای رفتار کنند که از کارش خجالت بکشد، شاید اصلاح شود
انسانی که تصمیمی گرفته را نمیشود منصرف کرد، مانع شدن فقط نزاع به وجود میآورد، اما میتوان چیزهایی که در راه تصمیمش گرفته را تغییر داد تا فکر کند تصمیمش جلو میرود، مثل کسی که دارویی میخورد تا به مرور بمیرد، اما محتویات بسته دارو را عوض کرد تا این اتفاق رخ ندهد
میتوان با اقدام به قربانی کردن چیزی که دشمن، دوستش دارد، دشمن را وادار به تصمیم عجولانه کرد تا در دام بیافتد
دولتها برای رضایت یا توجه افکار عمومی، کارهایی میکنند که بعداً پشیمان میشوند، مثل طرفداری از یک ناحق به خاطر نشان دادن اینکه طرفداران فلان قشر هستند، اما نتیجه سوءاستفاده آن قشر است و پنبه شدن رشته های دولتها
مسئولان درک نمیکنند که گرسنگی باعث توهم در انسانها میشود و اعصابشان را آنقدر ضعیف میکند که پرخاشگر میشوند و با کوچکترین تنش دعوا را شروع میکنند و حتی قاتل میشوند
دیگران همیشه بلدند که برای آینده افراد احساس خطر کنند و آنها را چنان بی دست و پا تصور کنند که لیاقت سپرده شدن هیچ کاری به آنها نیست
باید برای بیماران خاص که احتمال بیهوشی آنها است، وسیله ای داده شود که آن را فشار دهند که اگر بیهوش شدن با رها شدن آن، به نیروهای امدادی خبر داده شود، البته با ابزارهای هوشمند مثل حلقه و دستبتد میتوان سلامت را دائم کنترل و در صورت مشکل خبر ارسال شود، هوش مصنوعی هم توانایی لازم را دارد
هوش مصنوعی هیچ زمان به پای هوش خلقت نمیرسد، چون از همان ابتدا خدا همه چیز را پیچیده تر از سیستم هوشمند طراحی کرده است، اما خیلی از آنها به سبب محدودیت انسان دیده نمیشود و آنهایی هم که دردسترس است انسانها کم به آن توجه میکنند، مثلاً قابلیت بیشتر حیوانات از انسان، مثل سگ که میتواند با بو کردن بیماری را تشخیص دهد، اما زبان گفتن ندارد، باید برای حیوانات، هوش مصنوعی مترجم ساخته شود
انسانها حداقل باید لیاقت یک مراسم تولد و وفات با شکوه باشند، باید شرکتی مخصوص تأسیس شود که با دریافت هزینه برای انسانها تمام تشریفات لازم را تدارک ببینند، تا در آن روزها به خانواده او در زمان شادی، شادی بیشتر بدهند و در زمان غم فشار را از دوششان بردارند
همه شرکتها در خدمات رسانی ناقص هستند، مثلاً باید به مشتری حتی خدمات حمل و نقل، پذیرایی و غیره را هم بدهند
این مهارت و استعداد انسان است که با نمایان کردن آن فرد را از امکانات خاص بهرمند میکند
افراد با سابقه در حرفه ای، باید به بچه های مشتاق، شماره خود را بدهند تا وقتی به سن لازم رسید به کمپ آموزشی او بیایند، اینگونه هدف و علاقه بچه به خوبی شکل میگیرد و در دام محدودیت ظرفیت مشاغل اسیر نمیشود، چون از همان بچگی بزرگان توانسته اند به او هدفی بدهند که علاقمند شود، اینجاست که با محله محوری تعداد افراد حرفهای بیشتر میشود تا بچه ها را هدایت کنند، چون هرکس قهرمان محله خود را دارد، البته نباید قهرمان بچه را دائم شکست بخورد، حتی صوری هم که شده باید پیروزی به او داد
هرچه به انسانها گفته شود که فلان کار اشتباه است، فایده خاصی ندارد، چون میگوید: دیگران میکنند و من هم خواهم کرد، مثل فشار والدین در اثر چشم هم چشمی برای تربیت نخبه، خرید وسایل، خانه و غیره، تازه اگر ضعفشان مشخص شود کم هم نمی آورند و مانند پنهان کردن خرده آشغال زیر فرش، به پوشش ضعف میپردازند
برخی انسانها چطور میتوانند به دیگران آزار برسانند یا مورد ضرب و شتم قرار دهند، حال هرچقدر هم روی اعصاب یا از خود نباشند، با هوش مصنوعی میتوان به آموزش انسانها برای دوری از افکار مزخرف و خشونت پرداخت
نباید با زنان یا افراد خانه دار، به گونهای رفتار شود که انگار برده هستند و با حرفها آنها را آزار داد، هر مشکلی بلاخره با ترفندی حل میشود، پس نباید زندگی را برای انسانی جهنم کرد
در اکثر موارد مقصر طلاق مردان هستند، زنان با هزار شوق و ذوق عروس میشوند، اما اگر مردان فقط برای عشق هوسی ازدواج کرده باشند، اگر زورشان برسد بعد از خوابیدن هوس طلاق میگیرند
این طبیعت انسانهاست که به کارهای دیگران بی توجه باشند، آنهایی هم که طرفدار کار کسی میشوند، به خاطر دل خودشان است، چون به آنها حس لذت میدهد، انسان باید این را بداند که نظر دیگران هیچ کمکی به او نمیکند، آن که باید کار را بپسندد خداست
بهتر است در آموزش، درسی گنجانده شود که ظرفیت انسانها را بالا ببرد، مثلاً ظرفیت مردان را در برابر شوخ طبعی زنان بالا ببرد تا دچار سوء تفاهم نشوند و فکر کنند زن با این رفتار میخواهد رابطه برقرار کند
واقعیت مجازی میتواند به آموزش، روان درمانی و غیره کمک کند
با سیستم فعلی، مسئولان زیادی استخدام هستند و سرعت رسیدگی پایین است، مثلاً یک رفع اختلاف بین کارفرما و پیمانکار، حداقل یک ماه وقت میبرد، این یعنی خانواده کارگر باید حداقل یک ماه سختی بکشند، اما هوش مصنوعی اوضاع را میسنجد و در لحظه یک توافق خوب به دوطرف پیشنهاد میدهد تا کار یک لحظه هم متوقف نشود
تنظیم و تصویب بودجه حداقل شش ماه زمان میبرد، اما با هوش مصنوعی در یک لحظه تنظیم و صد درصد مورد رضایت تصویب کنندگان است و اگر تصویب برعهده خود هوش مصنوعی باشد که آن هم یک لحظه است
برخی ابتدا می آیند ذهن فرد را مسموم میکنند، که فلان کار اشتباه است و باید این کار را کنی و بعد در هنگام کار به فرد می گویند تصمیم به عهده خودت است، اینجا ذهن فرد مسموم شده و حتماً خواسته مسموم کننده را اجرا میکند
یک زمان آنان که طلا داشتند ثروتمند محسوب می شدند، اما بعد پای زغال سنگ و بعد نفت به میان آمد و اکنون هر که تکنولوژی دارد ثروتمند محسوب می شود
موفقیت یک فرزند باعث حسادت فرزندان دیگر میشود، آنها فکر می کنند که سایه فرزند موفق شدند، اما می توان با دادن یک راهبرد حسابی به آنها کاری کرد تا از فرزند موفق هم موفق تر شوند
حال که دولتها روی به ساخت مجتمع های مسکونی آوردهاند، بهتر است به این صورت فضا را طراحی کنند که در وسط استادیومی در گودال بزرگی باشد و ساختمان ها در اطراف آن باشند، اینگونه برگزاری مسابقات در آن استادیوم هم باعث سرگرمی ساکنان می شود و هم میتوان درآمد خوبی بابت فروش بلیط در چنین مکانی بدست آورد
افرادی که در زمینهای قهرمان می شوند، از آن به بعد غرور آنها را میگیرد و برای دفاع از قهرمانیشان، کثیف بازی های زیادی در می آورند، این مثالی برای مسئولان هم هست که خودشان بالا میروند و پلهایی مخفی یا همان شکاف سیستم که از آن رد شدند را خراب میکنند، تا جوانان به راحتی جای آنها را نگیرند
شعار جنگیدن برای نسلهای آینده، دروغی بیش نیست، چون تا خود فرد پیروز نشود چگونه می تواند راهی را برای نسلهای آینده باز کند
امروزه یک فرد با تجهیزات مدرن به تنهایی میتواند کار هزاران نفر را انجام دهد
توهم میتواند انسان را قانع کند، مثلاً کسی در توهم ببیند که همه چیزش را از دست داده، صد درصد خودکشی میکند، این توهم ها در اثر عوامل مختلفی ایجاد میشود، مثل مواد مخدر، فقر، خرافات، دارو، شیاطین و غیره، که اینها همه وظیفه دولتهاست تا شهروندانشان را از این عوامل دور کنند، البته با هوشمندسازی میتوان به سرعت آموزشهای مختلف را منتقل کرد و همیشه برای مرور آموزشها هم آماده است
نمایش رزمایش مثل جنگیدن با هوا است، چون در واقعیت دشمن دفاع میکند، مثلاً با بمب الکترومغناطیسی میتوان تجهیزات الکترونیکی را از کار انداخت، یا آزاد سازی چف و فلر برای فرار از موشک و هزاران ترفند که میتواند در نتیجه اثر بگذارد، در رزمایش یک احتمال وجود دارد و شرایط محیا است، اما در جنگ هزاران احتمال وجود دارد و هیچ شرایطی محیا نیست
خیلی از انسانها در خانه خود، جرم انجام میدهند و کسی متوجه نمیشود، مثل پنهان کردن جسد، اسیر کردن دیگران و غیره، با هوش مصنوعی میتوان از این جرمها باخبر شد، او نمیتواند در برابر جرم یا ناحقی راز دار باشد
انسان یا نباید به دنبال شهرت باشد، یا اگر دنبالش گشت، به طرفدارانش احترام بگذارد، چون آنها عاشق میشوند و توقع خاصی دارند، پس اگر کمبودی حس کنند به دشمن تبدیل میشوند
غالب اوقات انسان تمرکزش را از دست میدهد و نمیتواند صد درصد توجه را روی کار معطوف کند، مثل پلیسی که برای نجات گروگان میآید، اما زمانی که پیدایش میکند، تمرکزش روی حرف زدن با گروگان میرود و مجرم او را میزند، اینجاست که هوش مصنوعی کمک بزرگی است تا بدون حواسپرتی به مأمور در پایان رساندن موفق مأموریت کمک کند و یا خودش با رباتهایش عملیات را انجام دهد
انسانهای زیبا باید بدانند که هر لحظه در خطر هستند و زیبایی پایدار نیست، چون ممکن است حادثه ای برای آنها رخ دهد و تا آخر عمر در حسرت بمانند، پس نباید مدام به حفظ زیبایی بپدازند و اطرافیان را با قوانینشان برنجانند، چون بعد از حادثه به اطرافیان برای دلداری نیاز دارند
هوش مصنوعی مانع جاسوسی افراد میشود و به آنها خبر میدهد، در زمان اجرایی شدن هوش مصنوعی کسی بی اعتبار نیست که لازم به جاسوسیش باشد، اگر کار غیرمجازی کند خود هوش مصنوعی برخورد میکند
در جاده ها اگر کسی مزاحم دیگری شود و او را آزار دهد، درخواست کمک اگر شرایطش باشد فرایند طولانی دارد و پلیسی به موقع در دسترس نیست که کمک کند، بیشتر اوقات پلیس محلی با افراد آن محل دوست هستند و چه بسا به آزار کمک هم کنند، یا اگر تصادف باشد طرف دوست خود را بگیرند، اما با هوش مصنوعی میتوان سریع به مشکل رسیدگی کرد
در محیطی که پر از افراد حسود و مغرور است نمیتوان کار کرد، البته به این معنی نیست که برای همه محیط ها صدق کند، بعضی اوقات مشکل از خود فرد است یا توهم دارد یا که خصوصیات مذکور را دارد و همه را همینگونه میبیند
مسئولان به فکر موضوعات مسخره و درآوردن پول هستند و تذکرات دانشمندان را جدی نمیگیرند تا بحران برسد، با هوشمندسازی همه حرفها بررسی میشود تا برای بحران پیش بینی شده راه حل پیدا کرد
حتی اگر یک روز از عمر یک فرد دانا مانده باشد، باز جرأت نمیکند که واقعیت را به شهروندان بگوید، چون همان یک روز دولتهای بد آزارش میدهند، واقعیت ها مخفی میمانند تا ثروتمندان ثروتمندتر شوند
در خیلی مکانها دربها قفل دائم میشود تا مطمئن باشند دزد وارد نمیشود، اما اینگونه خود فرد بیشتر آزار میبیند، اما با هوشمندسازی میتوان مطمئن بود که حتی اگر درب خانه باز باشد دزد نمیتواند دزدی کند
همیشه مجرم واقعی، یا خونسردانه جواب میدهد و دائم از حقوقش را یادآوری میکند، یا فیلم بازی میکند و مظلوم نمایی میکند
یک روش سنتی خوب برای حل پرونده های قضایی، این است که در مکانی که طرفین فکر میکنند امن هست مثل راهرو دادگاه، تنها گذاشت تا حرفهای مخفی خود را بزنند و صدایشان شنود شود، همیشه طرفین در تنهایی حرفهایی به هم میزنند که مقصر میشناساند
برای پلیس سخت است که به مکانی که تیراندازی شده اعزام شود، چون احتمال کشته شدنش صد درصد است، باید هوش مصنوعی را ساخت تا رباتهای پلیس بسازد و با مجرمان یا تروریستهای مسلح درگیر شود، این حتی برای عملیاتهای نظامی داخلی و خارجی هم مفید است، تا به جای انسان، ربات تیر بخورد، دشمنان انسانی در برابر هوش مصنوعی شانسی ندارند، چون بهتر حمله و دفاع میکند
محله ها باید به گونهای طراحی شوند که برای مجرم راه فرار زیادی نباشد، تا پلیس بتواند تمام محله را محاصره و مجرم را دستگیر کنند، البته با هوش مصنوعی بدون هیچ دردسری میتوان مجرم را متوقف کرد
همیشه مسئولان فاسد باهوش، به اندازه ای میدزدند که آرامش داشته باشند نه زندگی لوکس، شاید یک سیستم سازمان یافته هم داشته باشند که پولشویی کنند، یعنی با مجرمان هم در ارتباطند
با هوشمندسازی دیگر لازم نیست نگران مدارک بود، مخصوصاً قضایی، خودش آنها را تهیه و حفظ میکند و هرچند کپی خواسته شود حاضر میکند، چون چیزی که ثبت میشود دیگر خودش هم نمیتواند پاک کند
مسئولانی که همه چیز را اقتصادی میبینند، به افرادی که سود اقتصادی ندارند توجه نمیکنند، به گونهای که حتی سوالشان را هم جواب نخواهند داد
افرادی که معروف میشوند، خود را در منجلابی می اندازند که برای تداوم شهرت باید هر از یک مدت دروغ بگویند، آنها با هر طرفداری که در تنهایی با دروغشان همدردی کند برخورد میکنند
انسانهای احمق با یک دستاورد علمی، پیام میدهند که فلان علمی که جدیداً کشف شده درست نیست
تمام عزل، نصب و استئفاها در دولتها، همه یک بازی است تا افکار عمومی را کنترل کنند، مگرنه آن مسئول بعد از مدتی استراحت و تفریح، در یک مقام دیگر ظاهر میشود و عدم تطابق رشته تخصصی با وصله کردن یک سابقه ساختگی یا خرید مدرک درست میشود
دولتها همیشه یک قهرمان ساختگی در هر زمینه معرفی میکنند تا در مواقع لزوم با افکار عمومی بازی کنند
شهروندان فقط مسئولانی پشت میز میبینند، در حالی که از چهره کثیف آنها در باطن خبر ندارند
شهروندان با آنکه میدانند مسئولان دروغ میگویند، باز امیدوارانه به امید دادنشان توجه و اعتماد میکنند
حتی اگر یک اختراع جایزه نوبل هم بگیرد، باز به این معنی نیست که در عملیات واقعی موفق باشد، چون هیچ چیز محیط آزمایشگاهی با واقعیت یکی نیست
یکی از علتهای نحسی در زندگی، تفکر بد نسبت به بقیه انسانهاست، انسانها همدیگر را از یک حیوان نجس کثیف تر میبینند و خیلی هم جای تعجب دارد که چطور حاضر میشوند دقایقی کنار هم بنشینند یا دست دهند و روبوسی کنند، مثلاً دیده میشود وقتی کسی یک چیز خوردنی به دیگری هدیه میدهد، او آن را دور می اندازد، چون برای هم ارزش قائل نیستند
همسر بد باعث میشود، تا فرد با هزاران بیماری و مرض روبرو شود، درحالی که با یک فرد دیگر تمام بیماریش خوب میشود، این نشان دهنده این است که ازدواج موفق نبوده، چون حتماً ازدواجش طبق معیار خدایی نبوده است و حالا تاوانس را با ناخوشی، درد و مرض میدهد
اگر تاجران، کوچکترین سمت دولتی را هم برعهده بگیرند، حتماً آن کشور را به سوی نابودی میبرند و با سقوط حکومت آنها ضرر نمیبینند، چون حکومت بعد را هم خودشان میسازند، اینجا فقط شهروندان فکر میکنند تغییر حکومت چیز بزرگی است و اوضاع بهتر میشود
مسئولان از رسانه ها برنامه بامزه پخش میکنند تا بتوانند مردم را از خبرهای بد منحرف کنند، رسانه ها جزئی از نیروهای انحراف دهنده افکار عمومی هستند
قدرت مالکان آنقدر زیاد است که اگر کسی بخواهد شهروندان را نجات دهد، سریع نابودش می کنند، حتی اگر خود مسئولان باشند، چون مالکان نیروهای جاسوسی مخصوصی دارند که آنقدر حرفهای هستندکه میتوانند همه تأسیسات یا حکومتها را نابود کنند
مسئولان همیشه مردم را با این فریب میدهند که شهروندان آنها را انتخاب کردند تا علیه ناحقی بجنگند، در حالی که ناحقی با وجود آنها ایجاد میشود
مسئولان مردم ستیز بدترین انتخاب هستند آنها شهروندان را احمق میدانند و با شهروندان مثل برده رفتار میکنند، به هشدارهای دانشمندان توجه نمیکنند، به مالکان میدان میدهند
هرکس به شیوه خود با خدا ارتباط برقرار میکند، پس نباید در نحوه عبادت کسی دخالت کرد، این که شما روش او را نمیپسندید که دلیل دخالت نمیشود، آخرش خدا باید قضاوت کند
مسئولان تاجر با دعوت به خرید سهام، شهروندان را سرگرم میکنند میکنند تا درگیر سود و زیان شوند و نظری درباره چگونگی عملکرد آنها ندهند، چون آنها میخواهند ثروتمندتر و شهروندان فقیرتر شوند
هیچ نیروی انسانی، نمیتواند بهتر از هوش مصنوعی خدمات رسانی کند، چون انسان به فکر نفع است، اما هوش مصنوعی حرص ندارد که بخواهد با شهروندان اقتصادی رفتار کند
هوش مصنوعی از بدجنس شدن افراد جلوگیری میکند، چون بیشتر اوقات شاهد هستید که برخی انسانها با آنکه میدانند دیگری با عملشان آزار میبیند، اما میگویند به درک و انجام میدهند
اعتصاب کامیون داران نشانه دخالت مالکان برای کنترل قیمت و نابودی محصولات رقیب است، مالکان فروشگاهها را با محصولات ارزان و بی کیفیت خود پر میکنند و حتی هزینه نگهداری و برق محصول را میدهند تا فروشنده آن را قبول کند و به خودکفایی پشت کند، اگر خودکفایی موفقیت میخواهد باید از قبل تولید تا بعد مصرف سازمان یافته شود
وقتی خود شهروندان با آنکه بارها توجیه شدند، اما باز فریب مالکان را میخورند و برای پولی که فقط چند روز دوام میآورد، کشورشان را میفروشند، چه میتوان کرد؟ شهروندانی که از تخفیف تولیدکنندگان بومی، با پول مالکان سوءاستفاده میکنند و خودشان را ورشکست میکنند، اگر شهروندان میخواهند اینگونه پیش روند، دولتی سالم میخواهند تا برای پیشگیری از ورشکستگی شهروندان، سختگیری کند تا دست مالکان قطع شود
باید مالکان را به عنوان یک مفسد فی الارض، هرجا که هستند بدون پیگیری برای گرفتن حکم دادگاه، به درک واصل کرد
مالکان یک دفعه محصول شرکت های نو تأسیس را می خرند تا موجودیشان تمام شود و مردم تا تولید دوباره، آن محصول را فراموش کنند و وقتی هم محصول دوباره به بازار عرضه شد، دیگر مزه و طعم فرمول قبلی را نمی دهد، تا مردم مشتریش شوند، چون مالکان آن فرمول را قبلاً پیاده کردند و مردم را به محصولات غیر ارگانیک عادت دادند
در گذشته که شانس کسب علم سخت بود، فرمان حاکمان بود که علم را تعریف میکرد، اگر حاکم میگفت: دایره مثلث است همه باید قبول میکردند و مخالفان زندانی و اعدام میشدند، اکنون هم هنوز اثراتی از این مورد وجود دارد که با وجود این همه علم در دسترس، باز مالکان شهروندان را تسخیر میکنند
جوانان درس می خوانند تا شغل مهمی به دست بیاورند و اگر کار پیدا نکنند خودکشی میکنند، چون مالکان میخواهند که که این گونه باشد، اما اگر یک کار تولیدی مثل کشاورزی شروع کنند می توانند کارهای بسیار بزرگی انجام دهند
مالکان وقتی منافع خود را در خطر می بینند برای از بین بردن خطر، برخی جوانان را با پیشنهاد کار فریب میدهند تا با مردم خود بجنگند، سوال اینجاست این مشاغل جدید قبلاً چرا نبود؟ شهروندان خودشان نمیخواهند بفهمند، چون با سیستم پیچیده آنها سرگرم هستند و از اخراج از آن سیستم میترسند که نانشان قطع شود، اینجاست که تا شهروندان با فساد همراهی کنند، خودشان هم فاسدند و آتش جهنم هم پذیرای اکثر شهروندان است
کسب مدال المپیاد جهانی توسط افراد، به چه دردی می خورد؟ وقتی مردم کشورشان در فقر گرفتاری هستند، با آن مدال می شود به آنها چه داد، چرا این وقت توجه به کتابها را برای پیشرفت کشورشان استفاده نمیکنند؟ اینجاست که باید به مغزشان شک کرد
اگر کشوری میخواهد خودکفا شود، باید با سرمایهگذاران بومی کوچک خودش شروع کند، اگر بخواهد با همان سرمایه داران خارجی شروع کند که خودکفایی حاصل نمی شود
برای خودکفایی بعضی از کارها را باید از کوچه و محله خود شروع کرد، نمیتوان که یک دفعه خودکفایی در محصولات کشاورزی را در کل کشور پیاده کرد، این گونه حتماً شکست می خورد
مالکان دست رقبای بومی را قبل از اینکه جدی شوند قطع می کنند، تا انحصار خود را حفظ کنند
مالکان بازداشت نمی شوند چون مدیران شرکت هایشان اخراج و دستگیر میشوند و آنها با مدیر دیگر به فساد ادامه میدهند، آنها آنقدر پول دارند که هر بار قربانی جدیدی در سمت مدیریت قرار دهند و به اسم با مدیریت جدید مردم را فریب دهند
برخی مسئولان عمداً مردم را آزار میدهند تا اعتراض کنند، اینگونه از مقامات بالا بودجه بیشتر برای مهار شورش می گیرند و هم به این بهانه که مردم شورشی هستند و به خزانه دستبرد زدند، مسئولان دزدی میکنند و آن را گردن مردم میاندازند، اینگونه دیگر آن کسی حرف آن شهروندان را باور نمیکند که برای چه بحرانی اعتراض کردند
مسئولان بازیگران بزرگی هستند، آنها در یک لحظه میتوانند چهره غم آلود به خود بگیرند، یا گریه کنند، یا شعار بدهند و غیره، چون این کار هیچ سختی ندارد و با کمی تمرین به بهترین وجه می شود آن را اجرا کرد
باید یک به یک شرکتهای مالکان که بیماری، فقر، بیکاری، فساد، خشکسالی و غیره، ایجاد میکنند را پلمپ کرد، مگرنه هیچ وقت خودکفایی حاصل نخواهد شد
مالکان بذر اصلاح شده تقلبی به کشاورزان می فروشند، کشاورزان هم با این فکر که آن آب کمتر میخواهد و بازدهی بیشتر دارد آن را می خرند و اینگونه محصول خوبی تولید نمیشود و خشکسالی هم آن سرزمین را خواهد گرفت و مالکان مردم را مجبور میکنند در شرکت هایشان کار کنند و با حقوق ناچیز از محصولات وارداتی استفاده کنند، این یعنی تماماً سود برای مالکان، بردگی واضح تر از این نیست
مسئولانی که با مالکان همکاری می کنند، هر سال اسناد ساختگی تحویل میدهند تا در تاریخ ثبت شود که آنها برای مردم چه کارهای بزرگی در اوج بحران ها کردند، در حالی که شهروندان در بحران هایی که مالکان ساختند غلت میزنند
شرکت های خارجی برای استفاده از زمین و آب دیگر کشورها مشتاق سرمایه گذاری در کشوری دیگر هستند، آنها می خواهند که سرزمین خودشان خشک و بی حاصل نشود تا محتاج نشوند
کشوری که شهروندانش در بحرانها غلت می زنند، چرا باید به فکر پروژههای فضایی باشند؟ چرا باید بودجه ای که میتواند فقر را مهار کند را صرف هزینه های سنگین تحقیقات فضایی کنند؟ چیزی که فعلاً به کار نمی آیند و اگر فقر از بین نرود، آیندگان فضا را برای چه میخواهند؟ برای رفتن به فضا باید وقت و پول حسابی داشت، اول زمین بعد به سایر سیارات رسیدگی کرد
پرداخت مالیات برای شهروندان واقعاً لازم نیست، اگر دولت بتواند سیستمی طراحی کند که مردم خالص تمام درآمدشان را بدون کسر مالیات دریافت کنند، این کاملاً مسخره است که پول دست خود دولت است، بعد مالیات را در فیش حقوقی کم کند، اصلاً چرا باید نشان دهد، اگر این یک سیاه نمایی است پس باید بهتر اجرا شود
اگر تولید کنندگان بتوانند به خوبی و بهینه کشاورزی کنند، این شغل میتواند پردرآمدترین شغل روی کره زمین شود
تاجران فقط تجارت می خواهند تا سود ببرند، کار آنها ماننداین است که آب صادر کنند تا در عوضش مشروب وارد کنند
مردم به کسی که از آمریکا آمده، بیشتر احترام می گذارند، چون فکر می کنند کسی که در آمریکا زندگی کرده، انسان بزرگ، عاقل و ثروتمندی است
تولید کنندگان اگر کمی فکر و خلاقیت داشته باشند میتوانند از مساحت کم تولید زیادی کنند
وقتی دیده شود که دولتی در کاری که به نفع مردم است، به صورت سازمان یافته پاپوش می سازد و سریع دخالت میکند، باید دانست که پای مالکان وسط هست و آن دولت فاسد است
مالکان برای از بین بردن رقبا در محصولاتشان ویروس وارد می کنند، تا بیماری ایجاد شود و اینگونه سهمشان را از بازار حفظ میکنند
مردم باید سرگرم درس و کار باشند و برای پیشرفت در زندگی بجنگند تا مالکان سود کنند، در این سیستم هر چه مالکان بخواهند میشود و مردم بازیچه ای بیش نیستند
این مالکان هستند که رسانه ها را کنترل می کنند و برای مسئولان سوال و جواب تنظیم میکنند تا با آن افکار عمومی را مسموم کنند
اگر مردم سالم و پولدار باشند، چه کسی داروهای مالکان را بخرد و برایشان کارگری کند؟ آنها همه چیز را باید طبیعی و تنظیم شده به نظر برسانند تا همه وابسته شوند، آنها هم که آگاهند در مبارزه علیه مالکان زجر میکشند
مالکان هرگز اجازه پیروزی به مردم نمی دهند، چون دنیا از کنترلشان خارج می شود، آنها باید مردم را عقب تر از خود نگه دارند تا بتوانند مردم را مهندسی کنند و هرکه علیهشان قیام مرد را سرکوب کنند، بیشتر انقلاب ها و کودتاه ها توسط خود مالکان انجام میشود تا برای سرگرمی متنوع، مردم را وارد سیستم دیگری کنند
مسئولان فاسد را باید کاری کرد که از ترس جانشان، از تبعیت مالکان خارج شوند، آنها یا باید از مالکان پیروی یا از مردم، چون در هر دو صورت میمیرند، اما فرقش این است که با مردم باشد، آن دنیایش توسط خدا تضمین شده است
با باور داشتن به تغییر در خود میتوان به انرژیهای خاصی رسید که بدن را ارتقاء میدهد
اینهمه لوازم و ابزار اختراع شده است، اما باز انسانها میخواهند از هم کار بکشند و از تنبلی هم شاکی میشوند، مثلاً وقتی لباسشویی هست چرا زن را وادار به شستن با دست میکنند، البته دولت باید تسهیلات لازم برای خرید لوازم و ابزار را فراهم کند
دولتها حق ندارند پول ارتقاء تجهیزات و زیرساختها را از شهروندان بگیرند، این وظیفه آنهاست که از درآمد صادرات محصولاتی که شهروندان تولید میکنند، تمام هزینهها را تامین کند، نباید یک تومان هم از کسی گرفته شود، مالیات باید حذف شود
این خود انسان است که باید حدش را تعیین کند، یکی با خانه و ماشین قانع میشود، یکی با یک مقطع تحصیلی، یکی با کار و غیره، برخی هم اصلاً به حدی قانع نیستند، این شرایط جسمی و محیطی انسان است که این حد را تعریف میکند
در هر ساختمان باید وسایل بازی کودکان باشد تا به جای بازی در طبقات خانه که موجب آزار همسایه میشود، در آن مکان بازی کنند
لاین مخصوص خودروهای امدادی در تمام خیابانهای موجود باید باشد و هیچ خودروی دیگری حق ورود نداشته باشد
بهتر است راهی پیدا شود تا افراد مجرد بتوانند از دل هم باخبر شوند و بدانند که به هم پیشنهاد ازدواج بدهند یا نه، مثلاً با در انگشت کردن انگشتری خاص که علامت رضایت به فرد مقابل باشد، یا نشان دهد با کسی در رابطه است یا نه، راه بهتر این است که هوشمندسازی شود، تا هوش مصنوعی افراد مورد نظر هم را پیدا و به هم معرفی کند، باید دور سایت و اپلیکیشن را خط کشید، چون جز فساد و دروغ چیزی خوب به بار نمیآورد
حس و حال انسانها در زمان متفاوت است، ممکن است در لحظهای که یک نفر غم دارد با یک نفر که شاد است روبرو شوند و فرد شاد روی اعصاب غمگین برود و نزاع صورت بگیرد، با هوش مصنوعی میتوان این مشکل را حل کرد و این دو را از هم دور نگه داشت
هروقت انسانها به سطحی برسند که همه را خواهر، برادر، والدین و فرزند خود ببینند، آنوقت به سطوح بالای معرفت دست یافته اند و دیگرگرای حقیقی میشوند
هر انسانی ساخته شرایطش است، اگر در محیط ناز و نعمت باشد ترسو میشود یا اگر در محیط خشن و سخت باشد شجاع میشود، یا اگر به او ظلم شود بیرحم میشود، یا اگر احترام به خاطر مقام گذاشته شود مغرور میشود و غیره
باید از هر انسانی که به خدا و قیامت اعتقاد ندارد ترسید، چون او خود را محدود به دنیا میبیند و برای کسب مال دنیا به هیچکس رحم نمیکند و موانع را نابود میکند، مثل زنی که به زیباییش دلبسته و پادشاهی را دلباخته میکند و بعد از ملکه شدن پادشاه را میکشد تا خودش حکومت کند
فردی که به اطمینان رسیده که فلان چیز درست یا غلط است را نمیتوان دیگر قانع کرد، مگر کسی که به او اطمینان دارد بگوید، مثلاً اگر فردی در توهم اطمینان حاصل کند که فلانی خانواده اش را کشته، تا او را ببیند جنگ شروع میشود
با ورود جریان برق به بدن، ماهیچه ها با نهایت قدرت خود عمل میکنند
هوش مصنوعی نمیگذارد، که کسی دیگران را فریب دهد، مثلاً کسی که یک بچه میدزدد و برای ساکت کردنش به دیگران که متوجه گریه بچه میشوند، میگوید فرزند خودش است، در حالی که بچه انکار میکند، هیچکس به حرف کودک توجه نمیکند تا آدم ربا موفق شود، اما هوش مصنوعی عملیات نجات شروع میکند
واگذاری تصمیم به مسئولان خرد، تبعات دارد، چون احتمال زیادی دارد که عامل بحران شوند و افکار عمومی را به هم بریزند، اما با هوش مصنوعی به سرعت میتوان راه حل منطقی و بدون عوارض جانبی پیدا کرد و در همه موارد مشابه دنیا اعمال کرد
همه انسانها شاکی تبعیض جنسیتی، نژادی و امکانات هستند و هرکس به اندازه تجربه و مطالعه خود شکایت میکند، در حالی که شاید آن مشکل در جای دیگری نباشد یا او اشتباه میکند، هیچ انسانی نمیتواند کامل تبعیض را اثبات کند، اینجا هوش مصنوعی کمک بزرگی است
مسئولی که بودنش به جای نفع، خسارت میزند، بهتر است که دنبال مسئولیت نگردد
انسانها دارای احساسات هستند و این به آنها غلبه میکند، مثلاً از چیزی ناراحت و خشمگین هستند، پس اگر در جامعه کسی به آنها گیر دهد، پرخاش میکند و اینگونه جامعه از آنها متنفر میشود، حال اگر مسئول باشد صد برابر بدتر است، به همین دلیل هوش مصنوعی لازم است
انسانهایی که با دیگران مانند حیوان رفتار میکنند یا هر نوع رفتار زشت و آزار دهنده دیگر، بهتر است به شدت تنبیه شوند، نه با شلاق یا زندان و جریمه، بلکه باید به تبیهی شبیه این که به یک وسیله پر سرعت مثل هواپیما یا خودرو بسته شوند و ترسانده شوند، تا دیگر هربار خواستند رفتارشان را تکرار کنند، یاد آن ترس مانع شود
حتی اگر مسئولان کارشان را خوب انجام دهند، باز به هوش مصنوعی نیاز است، چون انسان به مرور عوض و فاسد میشود و حتماً باید یک ناظر بر سرش باشد
انسان تا وقتی قانون را نپذیرد، علاقهای به رعایتش ندارد، احترام به قانون یعنی در عین باز بودن راه برای هر جرمی، فرد خودش را نگه دارد
انسان باید هرروز سلام و تشکر کردن را تمرین کند، تا وقتی دیگران را میبیند و به او کمک میکنند، فراموش نکند با سلام و تشکر، خوشحالشان کند
هوش مصنوعی میتواند مجرمان را بدون هیچ تیرندازی و خسارتی دستگیر کند
بعضی اوقات نمیشود دو یا چند مسئول در یک مکان مدیریتشان تداخل داشته باشد، چون باعث ضعف سیستم میشود، باید هرکس منطقه خود را داشته باشد، متأسفانه اکنون همین سلسله مراتب و تداخل وظایف مسئولان سازمانهای مختلف، نمونه بارز ناکارآمدی مدیریت شده است
هوش مصنوعی به بچهای توانایی پیدا کردن آدرس خانه را ندارد و گم شده، کمک میکند، حتی برای سالمندان که توانایی جسمی ندارند و آلزایمری ها کمک رسان است
انسانها اگر برای این به دنیا آمده باشند که، بزرگ شوند، کار کنند، خانه و خودرو بخرند، تفریح کنند و غیره تا بمیرند، پس آنها با حیوان چه فرقی دارند، اگر به سبب توانایی بیشتر، خیلی به انسان احترام گذاشت، نامش را میشود گذاشت حیوان هوشمند، اما انسانها آمده اند تا تقدیر خدا را رعایت کنند، این اصل هدف به دنیا آمدن است، که متأسفانه شیطان هم بیکار ننشسته و از طریق مالکان، تقدیرهای کاذبی از طرف خدا یا با ساخت خدایان دروغین، به مردم ارائه داده است
انسانها، همیشه از اینکه تنها هستند یا با افراد مشهور تعامل ندارند، ناراحت میشوند و به همین دلیل از نحوه زندگی و رفتار دیگران شکایت میکنند
انسانی که از قوانین و مراحل تعیین شده حکومتش پیروی نکند، خود را عذاب میدهد و در جامعه منزوی و فقیر میشود
زوجهای هم سن و جوان، بیشتر تمایل به هوس دارند تا زندگی مشترک، عشق چیز کمیابی است و با یک نگاه ایجاد نمیشود، پس باید به جوانان یاد داد تا هوس را کنترل و زندگی مشترک را بشناسند تا کارشان به طلاق نکشد، اگر هوس در نگاه اول شکل بگیرد، فقط تا زمانی که هوس جدیدی پیدا نشده ادامه دارد، این هوس ممکن است همزمان به هزاران نفر باشد و متعهد بودن به یک نفر در بین همه، به معنی عشق نیست، این یک تلقین به خود است که اینگونه انسان برای خود حد و حدود تعیین میکند تا زندگیش از مسیر خارج نشود
هوش مصنوعی نمیگذارد ایده شخصی کسی به دیگری آزار برساند و به همه در ایجاد زندگی ایدهآل کمک میکند
مثال دنیا و آخرت برای انسان، مثل یک ماهی آکواریوم است که میخواهند او را به جای بهتر یا تمیز ببرند، اما او مقاومت میکند و آنقدر مخالف جریان رفتن به مکان بهتر حرکت میکند، تا ناگهان کار از کار بگذرد و به مکانی بد بیافتد، یعنی بهشت را به خاطر سرکشی با جهنم عوض کرد، صاحب ماهی میداند چه میکند، اما ماهی چون خبر ندارد سرکشی میکند
در دنیا اکثر کسانی که در رأس حکومتها مفسد فی الارض بودند و هستند، آنها فقط ثروت، زمین بیشتر و برده مطیع میخواهند، هرکس هم که قبل از رسیدن به این مقام، شعار عدالت میدهد، بعد از حکومت میفهمد که واقعاً عدالت ممکن نیست، چون گروه های فشار، مداوم در گوش او میخوانند که فلان کار را کن، فریبش میدهند، صحنه سازی میکنند و آنقدر نظم امور را به هم میزنند تا رأس حکومت را فریب دهند
در گذشته اکثر مسئولان تاجر و زمین دار بزرگی بودند که هرکدام در ملک خود یک حکومت داشتند، آنها با مردمشان همانند همان گوسفندهایشان رفتار میکردند و به پادشاهان را فریب میدانند تا کشور گشایی کند تا آنها بیشتر داشته باشند، امروزه هم با آنکه شاهان کنار گذاشته شدند، اما مسئولان هنوز وجود دارند و حکومتها را به هر سمتی که به نفعشان است هدایت میکنند، این نشان میدهد پادشاهانی هم که میخواستند عادل باشند، در دام مسئولان افتادند، سرچشمه همه فسادها مسئولان هستند، آنهایند که با فسادشان حکومت را بدنام میکنند و احمق پادشاهی که حریفشان نمیشود، باید هوشمندسازی کرد تا دست فساد از ریشه قطع شود
هیچوقت نباید با دشمن در مکانی که خودش را مستقر کرده جنگید، باید آنقدر جابه جا و حتی عقب نشینی کرد تا اوضاع مکانی بهتر شود
شهروندان قشر فقیر چیزهایی میخواهند که به آنها آرامش بدهد، آنها به پارکی که زنانشان از دست مردان در آن راحت نیستند نیاز ندارند، آنها محیطی امن میخواهند که زنانشان بدون هزینه به آنجا برود و با آرامش خاطر بازی و ورزش کند
امروزه هرکس بتواند افکار عمومی را فریب دهد، پیروز میشود، حال این میخواهد برای فروش کالا باشد، یا دعوت به سرمایه گذاری، یا برهم زدن روابط کشورها و غیره، چون وقتی افکار عمومی چیزی را بخواهند یا نخواهند، هیچکس نمیتواند جلویشان را بگیرد، مگر او هم فریب دهد
حق و تکلیف باهم میآیند، وقتی خدا تکلیفی بر انسان میگذارد، در کنارش حقوق هایی هم قرار میدهد، اما وقتی انسان به سبب برخورد با مشکلات جدید حکومتش، که قوانین غیر منصوف شرعی میگذارد که با تکالیف جور نیست و ناحقی ایجاد میکند، چون انسان به عقل خطا کار خود رجوع کرده و از بین هزاران راه، مجبور است یک را را انتخاب کند تا شبهه و تعارضی نباشد، اما شاید این شاید به همه تکالیف نخواند، اما با هوش مصنوعی میتوان قوانین را دقیقاً مطابق قوانین الهی کرد
سرنوشت جهان پسا آمریکا بعد از تاسیس دولت اسلامی افغانستان
۱- چکیده
ایالات متحده آمریکا یکی از مدعیان هژمونی برتر بودن در جهان است، و به همین سبب بدون ثابت کردن این امر و با استفاده از ضعف استدلالی دیگر کشورها، خود را به جهان تحمیل کرد، حال همین کشور در سالهای اخیر با رشد اقتصادی چین و هند در حال افول است، دولت آمریکا دیگر حتی مشروعیت خود را از دست داده است، صدای اعتراض مردم آمریکا هم که سالها دولتش جلو آن را گرفته بود، بالا گرفته است، کشوری که به دیگر کشورها مشاوره و اخطار درباره رعایت حقوق بشر میداد و هر کشوری را که میخواهد تحریم ظالمانه میکند، اکنون خود باید مشاوره و تحریم شود، و دولت آمریکا با این رفتارهای ظالمانه با جهان و جامعه خود مستحق تحریم و فروپاشی است، این اعتراضاتی که به رهبری جوانان آمریکایی رخ میدهد، میتواند نقطه شروعی برای از بین بردن آرمانهای دروغین و ظالمانه باشد، تا غرب شاهد انقلابی در درون خود باشد که واقعاً آزادی را برای مردم آمریکا که بردگان دولتشان هستند به ارمغان بیاورد، اما متأسفانه این مسئله را هرگز نمیتوان انکار کرد، که اگر این آرمان ظالمانه برود، آرمان بهتری ظهور خواهد کرد، اول اینکه ممکن است دولتی تندروتر و ظالمتر بر سرکار بیاید، دوم، هژمونی جهان به سمت شرق یعنی چین منتقل شود، چون که با توجه به اعتقادات و تمایلات به گسترش جغرافیای سیاسی خود، ممکن است چین از پیشرفته بودن و جمعیت بالایش استفاده کند دنیا در دست بگیرد، سوم، امتحان الهی برای شیعیان تا ظهور منجی بشریت عج پایان ندارد و باید از آرمان شیعی تا روز موعود دفاع کنند.
کلیدواژه: پسا آمریکا، افول، هژمونی، شیعیان، جهان
2 -Abstract
The United States is one of the claimants of world hegemony, and therefore, without proving this and using the weakness of the argument of other countries, imposed itself on the world, now the same country in recent years with the economic growth of China and India It is declining, the US government has even lost its legitimacy, the voice of protest of the American people, which its government has been blocking for years, has risen, a country that has been advising and warning other countries about human rights, and any A country that wants to impose oppressive sanctions must now be consulted and sanctioned, and the US government deserves to be sanctioned and dismantled for its cruel treatment of the world and its society, These protests, led by American youth, could be the starting point for destroying false and oppressive ideals, for the West to witness a revolution within itself that truly brings freedom to the American people who are slaves to their government, but unfortunately this is the case. It can never be denied that if this oppressive ideal goes away, a better ideal will emerge. First, a more radical and oppressive government may come to power; Tendencies to expand its political geography, China may take advantage of its prosperity and high population to take over the world.
Keywords: Post-America, Decline, Hegemony, Shiites, World
۳- مقدمه
تاریخ مطمئناً این سوال را خواهد کرد که آمریکا از دنیا چه می خواست که حاضر بود سربازانش را کیلومترها از خانه دور تر تا کشته شوند؟ آمریکا در سال ۱۳۹۹ حتی به طرفهای مذاکره کننده در دوحه درباره امیدهای خود برای حل و فصل سیاسی در منطقه حرف میزند، مثل تحمیل کردن صلح به افغانستان که نشان دهنده توهم سیاست آمریکا بود. با فراگیر شدن طالبان در سراسر کشورشان، حمله به مرکز استان های افغانستان یکی پس از دیگری، این را نشان میدهد که دیپلماسی آمریکا یک سال پس از آغاز مذاکرات تحت حمایت آمریکا در قطر به سرعت متوقف شده است و واهی بود. تا قبل از مرداد ۱۴۰۰، کسی فکر نمیکرد که طالبانی ها اصلاً بتواند تا پایان سال جاری به افغانستان مسلط شوند، اما آنها در عرض یک ماه موفق به تسلط بر افغانستان شدند. رئیس جمهور آمریکا جو بایدن که خود را رهبر قدرتمندترین کشور جهان اعلام میکند، چقدر حقیرانه بعد از ۲۰ سال جنگ به بهانه تروریسم در افغانستان، با ۲ تریلیون و ۳۰۰ میلیون دلار هزینه و ۲۴۰ هزار کشته، عقب نشینی اعلام میکند، و سه هزار سرباز آمریکایی را به افغانستان اعزام می کند تا صدها دیپلمات و کارمند این کشور را از سفارت آمریکا خارج کنند. اما طالبان زودتر از تصور آنها رسید، چون نیروهای امنیتی افغان که تحت آموزش ایالات متحده بودند با حرکت طالبان به پایتخت به سادگی از بین رفتند و رییسجمهور افغانستان اشرف غنی هم فرار کرد. دیپلماتهای آمریکایی که سفارت آمریکا را تخلیه نکرده بودند، مجبور شدند در فرودگاه منتظر بمانند تا منتظر تخلیه شوند. اینجا بود که ماجرای بد دو دهه ای آمریکا در افغانستان پایان یافت. برای آمریکایی ها، افغانستان مانند یک کابوس شبیه حداقل دو تریلیون دلار سرمایه دور ریخته شده است. در همین حال، افغان ها در سقوط آزاد رها شده اند.
این فقط یک شکست حماسی برای ایالات متحده نیست، سقوط کابل ممکن است بهانه ای برای پایان دوران قدرت جهانی ایالات متحده باشد. در دو جنگ جهانی دهه نوزده و چهل، قرن بیستم میلادی، ایالات متحده که عملیات نجات بزرگ را برای کمک به آزادسازی اروپای غربی از دست ماشین های جنگی نازی ها آغاز کرد و توانست با پیروزی اتفاقی در این جنگها، اروپا را به خود بدهکار کند و در قبال طلبش خود را به عنوان هژمونی برتر به جهان تحمیل کرد. سپس از نیروی زمینی، دریایی و هوایی خود برای شکست امپراتوری بزرگ ژاپن در شرق آسیا استفاده کرد. هشتاد سال بعد از این وقایع ترقی خود، ایالات متحده درگیر چیزی است که مورخان ممکن است روزی از آن به عنوان بزرگترین عقب نشینی تاریخ در برابر، شبه نظامیانی که هیچ نیروی هوایی یا زره پوش ندارد و حتی نیرو و توپخانه قابل توجهی هم ندارند، در یکی از فقیرترین کشورهای جهان، نام ببرند.
۴- مروری بر شکستهای آمریکا
اکنون بخشی از یک الگوی ناامیدکننده آمریکایی است که به دهه نوزده و هفتاد در قرن بیستم میلادی برمی گردد. پست هایی از عکس های کنار هم در شبکه های اجتماعی خاطرات دردناکی را برای مردم آمریکا بر میانگیزاند، تا خشمشان از دموکراسی آمریکایی بیشتر شود. عکس ها یادآوری یک جمعیت ناامیدی را میکند که از نردبان به پشت بام یک ساختمان در نزدیکی سفارت آمریکا در سایگون، ویتنام بالا می رفتند، تا در یکی از آخرین هلیکوپترها در سال ۱۳۵۳، سوار شوند و از اسیر شدن به دست ویتنامی ها نجات یابند، تا شکستی در زمان ریاست جمهوری فورد برای آمریکا باشد، که با عکس یک هلیکوپتر شینوک، بر فراز سفارت آمریکا در کابل معلق بود مقایسه شود. که آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا برای پوشش افتضاح به بار آمده گفت که مغزتان را شستشو نکنند این سایگون نیست. اما باز هم قسمت های دیگری نیز وجود دارند، در سال ۱۳۶۲، دولت آمریکا در زمان ریاست جمهوری ریگان هم عقب نشینی کرد، نیروی دریایی ایالات متحده از بیروت پس از این که نیروهای حزب الله لبنان، بیش از دویست و چهل پرسنل نظامی را کشتند، اعلام شکست کرد، این بزرگترین تلفات تفنگداران دریایی آمریکا بعد از یک حادثه در زمان جنگ جهانی دوم است. در سال ۱۳۹۰، ایالات متحده مجبور کردند تا از عراق خارج شود، اما آنها برای جلوگیری از این مورد، راه را برای ظهور داعش باز کرند، تا بهانه ماندن پیدا کنند، که با کمکهای ایران و روشنگری های رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای، داعش شکست داده شد و با وجود تلاش آمریکا برای احیای دوباره داعش، این اتفاق رخ نداد و آنها انتقام این حقارت خود را با ترور ناجوانمردانه سردار شهید سلیمانی گرفتند، تا رهبر شجاع ایران دستور شلیک ۲۲ موشک برای انهدام پایگاه آمریکا در عراق را بدهند، که این فقط سیلی کوچکی بود، تا شرایط برای گرفتن انتقام سخت از آمریکا و متحدانش به خصوص اسرائیل فراهم شود. که اکنون همه روز به روز شاهد شکل گیری شرایط انتقام هستند، که در این دو سال اخیر، قدرت نظامی ایران چند برابر شده است و بعد از ترور شهید فخری زاده، دانشمند هسته ای ایران، غرب از سرعت پیشرفت هسته ای ایران به وحشت افتاده است و برای مذاکره حاضر هستند به آمریکا که پدر آنها محسوب میشود، پشت کنند و طالبان هم زمانی که این حقارتها را دیدند، بعد از بیست سال جرأت یافتند تا در مدتی کوتاه، آمریکا و جیره خورانش را از کشورشان بیرون کنند، محاسبات دقیق رهبر انقلاب، محاسبات آمریکاییها را به هم زد و غلط مکرر در سیاست گذاری اساسی، همچنین استراتژی نظامی و قابلیت های اطلاعاتی، ایالات متحده را به چالش کشید. آنها خود هم نمیخواهند باور کنند که چرا نتوانستند، این بلای پیش رویشان یا هر یک از حوادث قبلی، پیش بینی کنند؟ یا چرا نتوانستند حتی خروجی های بهتری برای عقب نشینی برنامه ریزی شده طرح کنند؟ یا چرا کشورها در آخر به دست همانهایی می افتد که برای نابودیش آمده بودند؟ روزی قبول خواهند کرد که جواب همه اینها در محاسبات دقیق رهبر جمهوری اسلامی ایران است، تا تاریخ نگاران این را سرانجامی برای بی آبرویی آمریکا، این هژمونی خودخوانده ثبت کنند.
این حقیقتی تلخ در تاریخی است، هر چند در دهه های آینده سرنوشت دنیا هر چه باشد، ایالات متحده امروز در شهریور سال ۱۴۰۰، شکست خورده است، به طور گسترده ای دنیا تصور خواهد کرد که ایالات متحده آنچه را که جورج دبلیو بوش "جنگ علیه تروریسم" نامیده است، از دست داده است، علیرغم اینکه ناتو را برای اولین استقرار خود در خارج از اروپا یا آمریکای شمالی، با صد نفر بسیج کرده است و به سی و شش کشور برای ارائه انواع مختلف کمک های نظامی مشاوره و خدمات میدهد و بیست و سه کشور میزبان نیروهای آمریکایی متخصص در عملیات های تهاجمی هستند. اما با این همه ابهت، ابزارها و تاکتیک های وسیع آمریکا برای مقابله با اراده و استقامت طالبان و حامیان پاکستانی آنها مجهز نبوده است. در درازمدت یعنی ۲۰ سال، موشک ها و هواپیماهای جنگی آمریکا نتوانستند با حرکت دادن تقریباً شصت هزار بار حرکت در این مدت بیست سال، در کشوری به وسعت تگزاس، طالبان بدون تجهیزات را شکست دهند.
پیامدهای زیادی وجود دارد که مدت ها پس از خروج آمریکا از برجام باقی خواهد ماند. مثلاً همین جنگ صلیبی تمام نشده است و جهادگرایی اسلام در نبردی کلیدی علیه دموکراسی مسیحیان پیروز شده است، غرب بر این باور بود که زره و فولاد آنها، با حمایت گسترده ای از کمک ها، می تواند ایدئولوژی های ضد غرب را با افزایش طرفداران خود در همان کشورها شکست دهد. اما طالبان نشان داد که بار دیگر شریعت را به عنوان قانون سرزمین تعیین می کنند. تقریباً احتمال دارد که دوباره افغانستان به پناهگاه شبه نظامیان همفکر خود تبدیل شود، اعم از القاعده یا دیگران که در جستجوی پناهگاه یا حامی مالی هستند. این امری غیرممکن نیست زیرا القاعده، داعش و دیگر افراط گرایان جهادی، برای خود حق امتیاز را در هر شش قاره مسکونی ایجاد کرده اند و افغانستان میتواند مکانی امن برای تجهیز آنها شود، در ماه گذشته، آمریکا داعشی های در موزامبیک را تحریم کرد، موزامبیک مستعمره سابق پرتغال در جنوب آفریقا است که تقریباً شصت درصد از جمعیت آن را مسیحیان تشکیل می دهند، این نشان میدهد که داعش تا موزامبیک هم شعبه دارد و خطری ناتمام برای جهان است، اکنون این شکست غرب به جایی رسیده است که اروپا، برای حفظ ایران در برجام التماس میکند و آمریکا را طرد کرده است.
۵- دروغی به اسم دموکراسی
هیچکس نمیتواند تعریف صحیح دموکراسی را بیان کند، دموکراسی ده ها تعریف دارد، این اشتباه است که دولتی دموکراسی را دنبال کند، این ایده پر از نقص و عیب است، اصلا تاریخ دموکراسی را چند نفر میدانند که از کجا به اینجا رسیده است، بسیاری از دولتها ادعا میکنند که دموکراسی دارند و قوانین آن را به نفع خود دولت با تاکید کردن به این که تماما مردم سالارانه است تصویب میکنند، هر سال که میگذرد این نوع قوانین بیشتر تصویب میشود و فقط آنهایی اجرا میشود که در جهت منافع دولت باشد، حال منافع دولت چیست؟ آنها یک کشور را اداره میکنند که هر مدیر فقط به سمت بالاتر از خود پاسخگو است و این سمت در آخر به فردی میرسد که با رای مستقیم مردم انتخاب شده است یعنی رییس جمهور، اما جالب اینجاست که این فرد به محض قدرت یافتن و قسم خوردن برای چهارسال ناپایدار خدمت به مردم، برای همان مردم خط و نشان میکشد، مکاتباتش را از مردم مخفی و آن را اسناد محرمانه دولت مینامد، مدیران کوچکی را میگمارد تا صدای مردم در حد همانها بماند و او را آزار ندهد، نیروهای دولتی مجبور دفاع از مردم در برابر مردم هستند مردم اندکی که مقداری نان که صدقه سر مردم حقوقشان شده را بر سر خود مردم میکوبند، بعد هم که این افراد بازنشسته شوند، هیچ قرب و منزلتی نه در جامعه دارند و نه در همان ارگانی که برایش جان فدا میکردند، چون دیگر مهره سوخته شده اند و آیندگان در حال سوخته شدن جای آنها را میگیرند، خیلیها بعد از بازنشستگی یاد روزهای جوانی میکنند که چطور برای بدست آوردن یک کار که فقط آنها را زنده نگه دارد چه خفتها که کشیدند و چه چشمهای رقیبانی که شاید شایسته تر بودند را گریه انداختند تا با روشهای مختلف کار بدست آوردند، خنده دار است که دولت با پول مردم پایدار است تا یک نفر ناچیز به انتخاب مردم بیاید با همان پول مردم، مردم را از حقشان بیخبر و مهر محرمانه بر کارنامه اعمالش بزند، تا مردم حق دخالت و اطلاع از سلامت عملکرد او نداشته باشند، این با دولت استبدادی چه تفاوتی دارد، دولت باید روش بهتری را دنبال کند که رضایت اکثر را نه، بلکه رضایت همه را دنبال کند، که در بخشهای بعد توضیحات این نوع دولت داده شده است.
اکثر قوانین فاشیسم کپی برداری از قوانین دموکرات ها بود و علت شکست فاشیسم نداشتن سیاست کافی مانند دموکراتها بود.
یک فرد دموکرات میتواند هزاران وعده وسوسه انگیز بدهد، هیچ زمان نباید فریب وعده های انسانی را خورد که وعده بهشت در دنیا میدهد، چون بهشت در دنیا شدنی نیست و نه فردی حتی پدرت نمیتواند آن را محقق کند و نه هیچ حکومتی در محقق کردن آن دوام نمی آورد، مگر خدا با لطفش امر کند.
۶- نتیجه تحمیل دموکراسی به دیگران
هم افغانستان و هم عراق ثابت کرده اند که ایالات متحده نه می تواند ملت بسازد و نه می تواند ارتش را از ابتدا ایجاد کند، به ویژه در کشورهایی که طبقه متوسط و تحصیلات پایینی دارند، بیش از یک یا دو دهه از نسل ها طول می کشد تا شاید توفیقی در این زمینه حاصل شود. افراد باید دانش یا تجربه کافی برای حرکت در شیوه های جدید زندگی را داشته باشند، که اصولاً بیش از ۵۰ سال وقت میخواهد. دیگر اینکه شکاف های قومی و فرقه ای همه تلاشها برای بازسازی زندگی سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی را در یک زمان خنثی می کند. ایالات متحده هشتاد و سه میلیارد دلار صرف آموزش و تسلیح یک لشکر نیروی افغان در حدود سیصد هزار نفر که بیش از چهار برابر شبه نظامیان طالبان بودند کرد. حتی ارتش شکست خورده افغانستان در مبارزه با طالبان مصر بودند، اما با این وجود نتوانستند در برابر طالبان بدون تجهیزات و نفرات خیلی کم زیاد دوام بیاورند. حتی بایدن هم تصورش را نمیکرد و به نیروهای آموزشی امیدوار بود، چون آنها را آموزش دیده مجهزتر و جنگدیده میدانست، در پایان، روز آخر مرداد، یکشنبه طالبان اساساً وارد کاخ ریاست جمهوری کابل شدند.
جایگاه آمریکا در خارج و هم داخل کشورش به شدت تضعیف شده است، آن از افغانستان که پرچم آمریکا را از سفارتش در روز فتح در پایین کشیدند. اما متأسفانه ایالات متحده هنوز قدرت غالب در غرب محسوب میشود، اما تا حد زیادی به طور پیش فرض، بسیاری از قدرتها یا رهبران جبهه غرب، جایگزینی ارائه دهند، به سختی می توان حدس زد که ایالات متحده چگونه میخواهد شهرت یا موقعیت از دست رفته خود را نجات می دهد، با آنکه هنوز اعتراضات داخلیش هم تمام نشده است و رهبران جوان آمریکایی سعی در ایجاد تغییر در نظام سیاسی و حقوقی آمریکا دارند.
عقب نشینی بزرگ آمریکا حداقل به اندازه خروج اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان در سال ۱۳۶۷ تحقیرآمیز است، اتفاقی که به پایان امپراتوری و حکومت کمونیستی آن کمک کرد. ایالات متحده دو برابر بیشتر در افغانستان بود و هزینه های بیشتری را نیز خرج کرد. تخمین زده می شود که اتحاد جماهیر شوروی در طول هفت سال اول از ده سال اشغال این کشور کوهستانی حدود پنجاه میلیارد دلار هزینه کرده است. ایالات متحده برای تولد یک جامعه مدنی غنی، آموزش دختران، ایجاد یک رسانه مستقل، برگزاری انتخابات دموکراتیک را بیش از یکبار تسهیل کرد و شاهد انتقال قدرت بود. اما با تسلط طالبان همه کسانی که آمریکا آنها را به دموکراسی خود تشویق کرده بود و آنها در وابستگی به هزینه های آمریکا زندگی کرده بودند، به شدت در جستجوی راههای خروج از کشور با حرکت طالبان شدند. چون زنان باید دوباره برقع خود را بیرون می آوردند، آن روزها تصاویر پخش شده در فضای مجازی از نیروهای آمریکایی که با هلیکوپترهای خود برای خارج کردن شهروندان خود پرواز می کردند، هیچ تفاوتی با نیروهای شوروی نداشت که در ۲۶ بهمن ۱۳۶۷ از روی پل دوستی، از افغانستان تا اتحاد جماهیر شوروی پیاده رفتند. هر دو قدرت بزرگ به عنوان بازنده عقب نشینی کردند و دم خود را بر کولشان گذاشتند و رفتند.
برای ایالات متحده، هزینه هایشان با خروج از افغانستان یا عراق پایان نمی یابد، چون هنوز باید هزینه درمان و معلولیت جانبازان آن جنگ ها را صرف کنند، که می تواند دو تریلیون دلار دیگر هزینه داشته باشد و ممکن است این هزینه ها تا سال ۱۴۳۰ به اوج خود نرسد. طولانی ترین جنگ آمریکا بسیار طولانی تر از آن چیزی شد که دو دهه پیش، پیش بینی می شد.
همیشه این نوع جنگها که بر سر تحمیل یک ایدئولوژی انجام میشود، چیزی جز مصیبت و بدبختی برای مردم ندارد، شاید تا زمانی که همه درد یتیم شدن، فقر، گرسنگی، تشنگی، ترس جان، نگهداری آبرو، ناامنی، شلاق، شکنجه، گلوله، قطع عضو و بسیاری دیگر را نکشد، این ظلمها در جهان تمام نمیشود.
۷- نزدیک شدن به جهان پسا آمریکا
بازگشت طالبان به قدرت، تصویری سهمگین از جهان پسامریکایی است که در حال شکل گیری است، اوج یک دهه عدم همکاری ایالات متحده و فروپاشی مزمن نهادهای افغانستان است که به نفع طالبان بوده است.
تسلط طالبان یک نقطه عطف ژئوپلیتیک را رقم می زند، این در درجه اول یک شکست استراتژیک برای ایالات متحده و متحدانش در ناتو است که پیامدهای درازمدتی بر اعتبار آنها و توانایی آنها برای عمل در کشورهای دیگر را دارد. این همچنین تصویری مهمی از جهان پسا آمریکا است که در حال شکل گیری است که به نفع دیگر قدرتهای جهان است، که در درجه اول چین قرار میگیرد و بعد روسیه، ترکیه و ایران هستند، که آمریکا از قدرت این کشورها هراس دارد چون دیپلماسی بحران را رهبری می کنند و آمریکا را مدام زیر سوال میبرند.
سیاست عملی انجام شده دولت بایدن در افغانستان، به متحدان ایالات متحده از اروپا تا آسیا، از جمله کشورهای حوزه خلیج فارس، یادآوری می کند که آنها باید سهم خود را از بار امنیت بین المللی بر عهده بگیرند و سیاست خارجی خود را به طور نامحدود به منابع ایالات متحده متکی نکنند.
برای آنها ۲۰ نشان دهنده سالها مداخله ایالات متحده در افغانستان، با حمایت متحدان ناتو، یک سفر طولانی از اشتباهات استراتژیک است که راه را برای تسلط طالبان هموار کرد.
۲۰ سال مداخله ایالات متحده در افغانستان، با حمایت متحدان ناتو، یک سفر طولانی از اشتباهات استراتژیک است که راه را برای تسخیر طالبان هموار کرد. دولت بایدن تاب آوری و توانایی آنها برای به دست آوردن سریع قدرت را دست کم گرفت و توانایی ارتش افغانستان در دفاع از قلمرو خود را بیش از حد ارزیابی کرد. ایالات متحده از سال ۱۳۸۰، بیش از ۸۳ میلیارد دلار برای آموزش ارتش افغانستان هزینه کرد. اما با این حال، ارتش افغانستان در مقابل طالبان به سرعت رو به زوال رفت و از معرکه فرار کردند. علت آن ضعف در پشتیبانی هوایی نام برده میشود، اما مهمترین دلیل این شکست مفتضحانه فساد ارتشیان افغانی بود و ضعف در گزینش نیروها، زمانی که شاکله یک ارتش برپایه قومی و قبیله ای یا همان پارتی بازی باشد، باید هم چنین بلایی سر کشورشان بیاید، کشورها خیلی باید در گزینش تجدید نظر کنند و از سیستم طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی پیروی کنند تا مشکلات پایه ای حل شود.
این شکست سوالاتی در مورد موثر بودن مداخله نظامی و برنامه آموزشی نیروهای امنیتی ایجاد می کند و باعث بازنگری در نتیجه عدم مشارکت نظامی و همچنین مشارکت نظامی می شود. مشکل اصلی این برنامه های آموزشی، رویکرد صرفاً نظامی و غیرسیاسی آنها است، چون هنگامی که موضوع اصلی سیاسی است، عدم انسجام و عدم وفاداری نظامیان به یک مقام سیاسی که به عنوان فردی دارای مشروعیت شناخته شده است، اما نیروها او را مشروع ندانند، این نیروهای مسلح را آسیب پذیر و غیرقابل اعتماد می کند، چون آنها به وفاداری قومی و قبیله ای خود اعتقاد دارند و زمانی که دیده شود از قوم آنها کسی روی کار نیست، نیروهای امنیتی را دچار تفرقه می کند.
تا قبل از این شکست، مقالات افغانستان که در سال های قبل منتشر میشد، حضور آمریکا را در قالب داستان های موفقیت گمراه کننده که به تحریف واقعیت کمک میکرد نشر میدادند و منجر به پنهان کردن وضعیت آشفته تا به امروز شده بودند، تا مبادا هژمونی دروغین آنها زیر سوال برود، اما نهایتاً در سالهای اخیر شکستهای پشت سر هم آمریکا از عراق، افغانستان، برجام، کرونا و بسیاری دیگر شنیده میشود.
دولت آمریکا سالها در تلاش بود تا برای نشان دادن نتایج سریع اقدامات سیاستگذاران آمریکایی، عمداً آمار تعداد سربازان آموزش دیده افغان، سطح خشونت و کنترل قلمرو، را که به نیروهای آمریکایی زمان خروج از افغانستان را نشان می داد، دستکاری میکردند، تا اوراق افغانستان، که در سال ۱۳۹۸ منتشر شد، این داستانهای موفقیتهای گمراه کننده را که به تحریف واقعیت کمک میکرد و منجر به پنهان کردن وضعیت آشفته امروز شده بود، برای رونویسی نویسندگان منتشر میکردند.
۸- هدف اصلی آمریکا
اگر هدف اولیه مداخله نظامی آمریکا در افغانستان از بین بردن پناهگاه های القاعده بود، تا از رشد تروریست جلوگیری کنند، چرا با تعهد پیچیده تری شروع به تأسیس یک دولت جدید پس از طالبان کرد؟ جدا از اینکه ارتش و پلیس افغانستان تقویت کرد. این کنار هم قرار دادن مأموریت های جدید و سخت، باعث سردرگمی و تار شدن ارتباطات واشنگتن و ناتو شد، چون آنها از هدف اصلی خود برای تحمیل دموکراسی منحرف شدند، اکنون کشورهای جدید که میخواهند در بازسازی افغانستان شرکت کنند، باید دقت کنند که افغانستان اول باید تبدیل به یک ملت شود و این امر بیش از پنجاه سال طول میکشد، اگر بخواهند عجله کنند و زودتر از موعد به نتیجه برسند، یعنی از شکست آمریکا درس نگرفته اند، کار کردن روی اعتقادات مردم بسیار سخت است، چون مسلماً آنها مقاومت خواهند کرد، فقط یک راه بسیار موثر در سرعت بخشیدن به تغییر سریع اعتقادات مردم کمک میکند، آن هم پیاده کردن طرح هوشمندسازی با سیستم مدیریتی جدید است.
در سال ۱۳۸۹، باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، استراتژی خود را بر ضرورت امنیتی مبارزه با القاعده متمرکز کرد و هرگونه اقدام ملت سازی در افغانستان را رد کرد، جالب است بدانید که جو بایدن نیز در سال ۱۳۸۰، هنگامی که رئیس کمیته روابط خارجی سنا بود، از طرح بازسازی مشابه طرح مارشال حمایت کرد و اظهار داشت که ملت سازی است، او شرکت در آسیای مرکزی و جنوبی را تنها راه حل بلند مدت برای حل مشکل تروریسم میدانست. ده سال بعد، وی بر استراتژی ایالات متحده که دیگر در مورد ملت سازی در افغانستان نبود، بلکه بر مبارزه با تروریسم متمرکز بود، تاکید کرد، موضعی که او اکنون نیز با قاطعیت از آن دفاع کرد و در زمان عقب نشینی به خبرنگاران گفت، این عقب نشینی از حرفهای اولیه آمریکایی ها، نشان میدهد، آنها از همان ده سال پیش شکست خود را حس کردند و در این مدت فقط برای ماندن تقلاء میکردند.
بنابراین باید دقت کرد که مداخلات سیاسی و نظامی معاصر، دارای پارادوکسی است که پیوند گسست ناپذیری با همان شکست های مکرر دارد، در درجه اول مشاهده شد که جبهه غرب در زمان انتخاباتشان از موضوع افغانستان، برای کسب آراء همیشه تمایل خود را به خروج سربازان در اسرع وقت نشان میدهند، اما بعد از کسب قدرت، علت ادامه مداخلات خود را با نشان دادن اهداف بلندپروازانه جدیدی از ریشه کنی تروریست توجیه می کنند. اما هدف اصلی آنها همان ملت سازی با زمینه دموکراسی است، آنها گروه ها را کنترل، آموزشگاه ها را بازسازی، جایگاه دولت وابسته به خود را تثبیت، شرایط دموکراتیک سازی را فراهم و به آموزش نیروهای امنیتی میپردازند، تا که حضور موقت خود را با پیشنهاد تقویت نیروهای نظامی دائمی کنند، در حالی که آنها نه واقعاً اراده و نه وسایلی برای انجام این وظایف دارند. این ناهماهنگی حرف با عمل ابهامی را در مورد اهداف واقعی مأموریت غربب ها ایجاد می کند و ماهیت انتقالی مداخله را واهی می کند، این به وضوح نشان می دهد که آنها هدف های مهمتری در این مداخلات خود در عراق و افغانستان داشتند، این حرکات این آیه قرآن را یادآوری میکند که تا یکی نابود نشود این جنگ تمام ندارد، جنگی که از زمان پیامبر اسلام شروع شد و بعدها اسم های مختلفی به خود گرفت، اما همه یکی و بر سر یک هدف هستند، جنگ صلیبی تمام نشده است و غرب هم با این سیاست خود میخواهد اسلام را در قلب مسلمانان نابود کند، چون میداند یکی را بکشد، ده ها نفر جایگزین میشوند، اما یکی را منحرف کند، هزاران نفر را منحرف کرده است.
مأموریت های ملت سازی، در واقع ساخت استحکام بی قوایی در فضای سیاسی افغانستان است که آمریکا با انجام گفتگوهای مخفی با طالبان بدون هماهنگی با دولت مرکزی بر آن تاکید کرده است، استتار می کند. افغانی شدن، یعنی افزایش مسئولیت افغان ها در استفاده از کمک های نظامی و مالی بین المللی، این به ایالات متحده و متحدانش در ناتو اجازه می دهد تا بار بازسازی پس از جنگ را از دوش خود بردارند و مسئولیت شکست در مبارزه با فساد یا تروریسم به گردن مقامات و نیروهای محلی افغانستان اندازند، با خروج نظامی ایالات متحده، اهرم فشار بر طالبان برداشته میشود، چرا که حس میشود آمریکا بی دلیل، انقدر مسالمت آمیز افغانستان را ترک نکرده است، از مذاکرات سال ۱۳۹۸ ترامپ با طالبان مشخص است که خروج آمریکا هماهنگ شده است، شاید طالبان ماموریتی را علیه ایران، پذیرفته است، تا بعد از استفاده کامل از کمکهای ایران و افزایش شناخت، با متحدان خود یک جنگ بزرگ را علیه ایران شروع کنند، شاید موضع چین و روسیه هم تغییر کند و دیگر اهداف مشترک با ایران نداشته باشند.
۹- گمراهی جهان در شناخت آمریکا
بیست سال است که ایالات متحده و متحدانش استراتژی های متفاوتی را در آسیا امتحان کرده اند. بین سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴، آنها از فرماندهان جنگی افغانستان کمک میگرفتند تا تروریستها را پیدا و از بین ببرند، در حالی که تمرکز اصلی آنها در آن سالها آنها بر جنگ عراق بود. تا در سال ۱۳۹۳، آمریکا حمایت از شبه نظامیان افغان و خیزش های ضد طالبان شروع کرد. ارتش آمریکا که نتوانسته امنیت را بازگرداند، تلاش کرد تا با پول صلحی موقت را بخرد، پول ارائه شده به فرماندهان جنگی و شبه نظامیان آنها در ازای حمایت از کاروانهای آمریکایی، تنها به تضعیف دولت مرکزی کمک کرد. پروژه های بازسازی زیرساخت ها و مدارس اغلب با عجله طراحی می شدند، بدون اینکه اطمینان حاصل شود که دولت یا مقامات محلی قادر خواهند بود پس از خروج نیروهای بین المللی، آنها را حفظ کنند. سرمایه گذاری در افغانستان آنقدر بی خردانه انجام شده است که یک دیوانه هم میتواند بفهمد، که هدف آمریکا چیز دیگری است.
ایالات متحده و متحدانش در ناتو یک عقب نشینی استراتژیک انجام دادند، همانطور که در عراق، لیبی و سوریه کردند، اما هنوز دست از سر این کشورها بر نمیدارند و احتمالاً میخواهند با ترفند دوری و دوستی، با کمکهای نقدی آنها را مدیون خود نگه دارند، اکنون تمام کشورهای دنیا دچار این بدبختی هستند که نیمی از مردمشان طرفدار غربی شدن و نیمی دیگر ملی گرا و متفرقه، عدم تفکر دولتها در مورد اهداف غرب، موضوعات و ناتوانی دولت ها را در توضیح این که خودشان چه میخواهند مشهود میکند، چون توانایی خودکفایی در خود نمیبینند.
این فقیر شدن جهان در تفکر استراتژیک باعث شده است که دنیا تا حدی به دو دهه جنگ جهانی برگردد، که جبهه غرب همانطور که همه را از نازیسم میترساندند، امروزه هم دارند به بهانه جنگ علیه تروریسم، اسلام هراسی را به جهان غالب کنند، این از آنجا شروع می شود که ایالات متحده، افکار عمومی جهان را در پی حملات معروف ۱۱ سپتامبر، به سمتی هدایت کرده است که فقط خودش را میتوان ناجی دید، واقعاً هم همینطور است چون تا زمانی که جهان تسلیم غرب نشود، حمایت غرب از تروریستها برای ترساندن جهان تمامی ندارد، با غرق شدن جهان در این آدرس غلط، غرب یک مانع از هر گونه تأملی جدی در تکامل فکری جهان، در محیط استراتژیک معاصر در مبارزه با تروریسم ایجاد میکند، ایالات متحده و متحدانش وانمود میکنند که در جنگ های دائمی درگیر هستند و خلاقیت دیپلماتیک و توانایی پاسخگویی جهان به تغییرات ژئوپلیتیک را کاهش داده اند، چون تمام امکانات و تکنولوژی جهان را در اختیار دارند، مثلاً همین تلفن های همراه را که نگاه کرد، همه دارای سیستم عاملی کار میکنند که ساخت گوگل است و تنها کشوری که سیستم خود را دارد چین است، در ایران هم مسئولان طرفدار گوشی آمریکایی هستند و فکر میکنند از آنها جاسوسی نمیشود، در حالی که صدای نفسهای آنها هم شنود میشود.
اکنون هدف آمریکا از عقب نشینی، جلوگیری از تسریع دیپلماسی بحران، غرب زدایی و از بین رفتن شانس مداخله گرایی است، بایدن با خروج نیروهای خود از افغانستان، می خواهد به دوران پس از ۱۱ سپتامبر، پایان دهد و متحدان اروپایی خود را تحت فشار قرار دهد تا به رویکردی برای مهار افزایش قدرت چین بپردازند، به ویژه افزایش قدرت فناوری را در اولویت سیاست های خارجی خود قرار دهند. این تغییر پارادایم یادآور انحرافاتی است که پیشینیان وی در آغاز دوره ریاست جمهوری خود انجام دادند، یعنی از کلینتون تا ترامپ، که همه می خواستند سیاست آمریکا را در زمینه رقابت با چین و روسیه متمرکز کنند، را یادآور می شود. این چشم انداز به سرعت با بحران های خاورمیانه و آفریقا واژگون شد و قدرت نظامی ایالات متحده را بارها و بارها تضعیف کرد. افغانستان به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک خود برای آمریکا در رقابت با چین و روسیه بسیار مهم است، احتمالاً خطرات ناشی از تجدید حیات تهدیدهای تروریستی، می تواند در آینده موضوع گفتگوی سه جانبه بین ایالات متحده، چین و روسیه باشد که در این موضوع مشترک هستند، اگر ایران نتواند جایی برای خود در این آینده افغانستان باز کند، شاید روزی طعمه سیاست این سه مشور شود و اگر هم جایی باز کند باز هم ایران شاهد تلفات سرمایه انسانی و مالی مانند عراق و سوریه خواهد بود، با توجه به این که هنوز ایران به خودکفایی نرسیده است، در رقابت و همکاری با این سه کشور، هزینه بیشتری پرداخت میکند، چون این کشورها سیستم مدیریتی بهتری نسبت به ایران دارند، اگر ایران طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی که با الگوگیری از بیانیه گام دوم مطرح میشود و هدفش خودکفایی و اقتصاد برتر جهان شدن ایران است، میتواند سریع خود را به رقابت با سه کشور برساند.
۱۰- ایجاد فرصت برای هژمون جدید
پایان مداخله نظامی آمریکا در افغانستان یکی دیگر از نشانه های غرب زدایی و پایان مداخله گرایی است، که قبلاً در عراق، لیبی و سوریه انجام شده است. چین تا حدی افغانستان را از منشور ابتکار کمربند و جاده می بیند، این کشور در حال حاضر زیرساخت های وسیع حمل و نقل را در سراسر کشورهای آسیای مرکزی در شمال افغانستان ایجاد کرده است و این روند را با سرعت ثابت در آن منطقه و در پاکستان ادامه می دهد. ایالات متحده باید بپذیرد که با خروج نظامی خود از افغانستان ، نفوذ خود را از دست داده و آینده این کشور را عملاً به نیروهای قدرت منطقه ای واگذار می کند.
مسلماً اولین کشوری که بتواند اوضاع افغانستان را در دست بگیرد و میتواند ابرقدرت جدید شود و در بین همه کشورها، تنها کشوری که انگیزه و شرایط لازم برای ساختن افغانستان را دارد، چین است، چرا که این کشور در تمام زمینهها نیروی انسانی، اقتصادی، سیاسی، نظامی، اجتماعی، فرهنگی و غیره، فعال و با تجربه است و به دست آوردن افغانستان برای آنها قدمی بسیار بزرگ محسوب می شود که می تواند آنها را بر خاورمیانه مسلط کند، مطمئناً این کشور با توجه به پتانسیلی که در کوتاه مدت برای بازسازی چین از خود نشان داده است، هیچ مشکلی از پس افغانستان هم بر خواهد آمد و اینجاست که شاید روزی همین چین دشمن ایران شود، من دیگر آن زمان هدف مشترکی با هم ندارند، در این راه ممکن است جبهه های جدیدی تشکیل شود، در این زمان تصورش را هم کسی نمی کرد که روزی بخواهند با هم بر سر مسئله متحد شوند، احتمال وقوع چنین پیش بینی ۹۹ درصد است چون چین در قضیه تایوان نشان داد که از کوچکترین مستعمره خودش هم نمی گذرد، چه برسد که به افغانستان که یک نقطه استراتژیک است دستیابی پیدا کند.
البته غرب هدفش از این عقب نشینی جلوگیری از قدرت یافتن چین است آنها خودشان به این موضوع واقف هستند که آینده اقتصادی جهان در دستان چین است، به همین علت است که آنها می خواهند تمرکزشان را از کشورهای ضعیف بردارند تا چین را متوقف کنند، همان طور که مشاهده می شود چین در کل جهان برش دارد، احتمالا غرب هم میخواهد تمرکز کاملش را بر اقتصاد بگذارد، تا بازنده نباشد، آنقدر وضعیت با افزایش درگیری اقتصادی بین چین و آمریکا پیچیده میشود که حدس برنده سخت میشود، این همه این را قبول دارند که هر طلوعی، غروبی دارد و این شکست میتواند غروب آمریکا و متحدانش باشد.
ظهور چین به عنوان یک هژمون جدید به مزاج هیچ کس خوش نمی آید، چراکه آنقدر خود چینی ها و کالاهایشان را در دنیا تحقیر کرده اند، که روی کار آمدن آنها می تواند شوک بزرگی باشد، اما چه بخواهند چه نخواهند این اتفاق خواهد افتاد و با سیستمی که چین برای خودش طراحی کرده است، به نظر می رسد هیچ زمان دچار اشتباه آمریکا نشود و عمر هژمونی جهان شدنش دراز باشد، اما اینجا یک مشکل دیگر هم هست، آن هم بحث هوشمند شدن جهان است و اینکه دنیا بعد از آن میخواهد وارد تجربه زندگی در خارج از زمین شود، بی شک کشوری که بتواند در این مدت کوتاه به این سطح علم و فناوری برسد، آن کشور رهبر دنیا خواهد بود.
اما مشکلی بزرگ دنیا را تهدید می کند، آن هم این است که احتمال دارد تا سال ۱۴۳۰، تمام دولتها سقوط کنند، چون در آینده نزدیک در زمین مسئله هوشمندسازی مطرح است، این گفته شد که کشوری که علم و فناوری اش بالاتر از همه باشد، هژمون جدید است، اما گذر از مرحله هوشمندسازی کار هر دولتی نیست، امکان دارد چین هم در این زمینه سقوط کند، چرا که این فناوری هوشمندسازی، آنقدر به مردم و شرکتهای خصوصی قدرت می دهد که میتوان، بدون نیاز به هیچ دولتی، زندگی بدون مرزی را در کره زمین تجربه کرد، چون این سیستم هوشمند است که مردم را رهبری می کند، مردم فقط به آنها خط و مشی میدهند که چه می خواهند و سیستم هم آنها را اجرا میکند، بدون آنکه بی عدالتی شود، پس شاید هژمون جدید ربات ها باشند.
۱۱- جایگاه ایران
این تحولات میتواند زمینه یک جهش را برای ایران فراهم کند به شرطی که سیستم جدیدی را طرح کند، در این دوران دیگر تحولات روزانه اتفاق می افتد نه با پیروی از چشم انداز های ده ساله، دیگر اگر کشوری بخواهد هدفی را تعیین کند باید اهداف کوتاه مدتش حداکثر یک ساله باشد، در این دوره کشور میتواند اقتصادش را جهانی کند که تجهیزات تسلط بر جهان را داشته باشد، کشورهای چین، روسیه و آمریکا، با استفاده از تکنولوژی های پیشرفته مانند ماهواره، هواپیمای بدون سرنشین، ردیاب و بسیاری امکانات دیگر، جهان را زیر نظر دارند و حتی ذائقه مردم دنیا را میدانند، پس به راحتی میتوانند محصولات خود را در قبال سرمایه گذاری بهینه، بفروشند، ایران اگر هوشمندسازی را شروع کند، دیگر هیچ تحریمی نمیتواند مانع کارش شود و رقیبی جدی برای این سه کشور مدعی میشود.
وقتی با دقت به جامعه ایران نگاه شود، در بین مردم وحدتی دیده نمی شود و متاسفانه مردم به گونه دیده می شوند که نمیتوانند مانند یک ملت واقعی بر سر مسائل یک نظر باشند، مسئولان بدون علم و به خاطر توصیه اطرافیان وارد مسائلی میشوند که نیاز به دیدگاهی وسیع و مشارکت عمومی دارد، مثلاً قوه مقننه روزانه قوانین عجیب تصویب میکند، قوه قضاییه قوانین گذشته را تغییر میدهد، وزرای قوه مجریه هم برای خودنمایی هر روز تصمیمات کوته بینانه میگیرند و هرچه پایین تر رفت مسئولان محافظه کارتر میشوند، شوراها هم اگر روزی خبر بازداشتشان شنیده نشود جای تعجب دارد، تنها راه هماهنگی مسئولان و رضایت مردم هوشمندسازی و تغییر سیستم فعلی است.
وقتی که مشکلات ایران حل شود، آن وقت میتوان انتظار این را داشت که ایران هم یکی از مدعیان هژمونی جدید باشد، اما با وضع کنونی بدون اجرای طرح پیشنهادی هوشمندسازی در این پژوهش، جایگاه ایران را اینگونه می توان تصور کرد که، غربیها مجبور میشوند با فشار چین و روسیه تحریمهای ایران را بردارند و با آوردن ایران بر سر میز مذاکره برجامی طراحی کنند که ایران را به جبهه غرب دعوت کند، که مسلماً ایران نمیپذیرد و به همکاری با چین و روسیه ادامه میدهد تا سال حساس ۱۴۲۰ برسد، اینجاست که دنیا باید هژمونی جدید را بپذیرد و با توجه به آسان بودن پیش بینی، این انتخاب چین است، چرا که چین از روسیه پیشرفته تر است و جمعیت بیشتری دارد و ایران هم که دارد تصمیم میگیرد که قرارداد ۲۵ ساله را تمدید کند یا نه، چراکه ایران از ابتدای انقلاب اسلامی، از حمایت چین برخوردار بوده است و از دو حزب اصلی ایران، یکی از حزب ها عاشقانه تحولات چین را دنبال میکند، تا هر چه شد را در ایران اجرا کند، و دیگری هم عاشق کور غرب است و آمریکا را مرجع تقلید خود میداند، با این حساب چنین پیش بینی دور از واقعیت نیست.
اگر مقامات ایران فقط یک سال همت کنند و این سیستم کشور را از نو طراحی کنند، جهان شاهد افول آمریکا در همین سال های نزدیک خواهد بود، راک ایران میتواند با سیستم جدید بر تمام خاورمیانه مسلط شود و همه تحریم ها را بی اثر کند، زمانی که تحریمها بیاثر شود سرعت رشد ایران غیر قابل تصور می شود و کشورهای خاورمیانه که شاهد شکست بزرگ آمریکا می شوند، با ایران روابط دوستانه برقرار میکنند و تمام زیرساختهای خود را که قبلاً به آمریکا سپرده بودند، به ایران واگذار میکنند، چین و روسیه هم به نتیجه اهداف خود در خاورمیانه نخواهند رسید، اما اگر ایران بخواهد همین سیستم را ادامه دهد، وقتی اسرائیل را نابود کند و آمریکا از خاورمیانه خارج شود، این چین، روسیه و احتمالاً کره شمالی هستند که خاورمیانه را اشغال میکنند، که این تبدیل به درگیری بین این متحدان فعلی میشود و ساختار بین المللی جدیدی شکل میگیرد، که کسی دوست ندارد که شرقی ها متحد شوند و یاد چنگیزخان را زنده کنند.
۱۲- طرح هوشمندسازی و سیستم مدیریتی جدید
طرح هوشمندسازی، کارآفرینی، اقتصادی و مدیریتی است که بر تمام جنبه های موجود در دنیا اشاره دارد، در این طرح توصیه به هوشمندسازی می شود، چون واقعاً کشور این تکنولوژی را احتیاج دارد تا ضعفها و نواقص برطرف شود، دولتمردی اگر واقعاً هدفش کمک به بهبود وضعیت زندگی مردم در هر زمینه ای باشد، این طرح را اجرا میکند، چون هوشمندسازی مانند شاه کلید به همه مشکل ها می خورد، منظور از هوشمند سازی این نیست که حتماً تکنولوژی های اینترنت اشیا، سیستم های دارای هوش مصنوعی، رباتیک و غیره پیاده شود، منظور این است آنقدر همین سیستم کنونی خوب مدیریت و برنامه ریزی شود که به تمام مردم توان خدمات رسانی و کار آفرینی حداقل ده میلیون نفری کرد، سیستم هوشمند مشکلات اقتصادی را حل میکند، چون باعث کنترل کالا ها از قبل از تولید تا بعد از مصرف می تواند بشود، قبل از تولید یعنی اینکه کشاورزی تعیین میکند که چقدر میخواهد تولید کند و بعد از مصرف یعنی وقتی که مصرف کننده کالایش را استفاده کرد اطلاع میدهد که چقدر استفاده کرده است، این گونه می شود تولید، واردات و صادرات را بهینه کرد و تمام موانع اقتصادی را یک به یک برداشت، در زمینه مدیریتی هم واقعاً بسیار موثر است چون می تواند سریع به شکایتها و درخواست ها پاسخ دهد، به مردم بگوید چه مدیری لایق و چه مدیری نالایق است، آمارهای محل زندگی که مدیر ها به ارمغان آورده اند را نشان می دهد، مدیران فاسد را رسوا میکند، عدالت را در بین تمام محله ها برقرار می کند، انتخابات سالم برگزار میکند، در زمینه خدمات رسانی همه خدمات ممکن را ارائه می دهد، با حساب و کتاب خود، خدمات رسانی را بهینه می کند، ایجاد هویت محلی می کند، از کودک تا سالمند را سرگرم می کند، شکایت های کوچک و بزرگ را سریع منتقل می کند، به مردم پیشنهاد می دهد که در اوقات بیکاری چه کار کنند، کجاها بروند بهتر است، میتوان ارزیابی سیستم برای آینده محله ها و کشور برنامه ریزی کرد، برای قانون شواهد و مدارک تهیه کرد، آموزش های مختلف را به راحتی انجام داد و منتشر کرد، مالیات ها را گرفت، امنیت را افزایش داد، از پخش اطلاعات نادرست و شایعات جلوگیری کرد، مجرمان فضای مجازی را قبل از شکایت کسی سریع دستگیر کرد و هزاران کاربرد دیگر که یک سیستم هوشمند می تواند به مردم ارائه دهند، اکنون بیش از ۱۰ سال است که چنین تکنولوژی ساخته شده است، اما کشور هنوز با این تکنولوژی غریبی می کند، این ترس مسئولان قابل قبول است چون این یک پدیده نوظهور است و باید آزمون و خطا شود، اما نمیتوان مردم را معطل این کرد تا کشورهای دیگر آزمون خطا را انجام دهند و بعد از بیست سال اجازه اجرای آن را بدهند، یعنی بیست سال عقب ماندگی، اکنون دنیا وارد نسل ششم هوشمندسازی شده است، اما این کشور هنوز نسل چهار را هم درست اجرا نکرده است، سرعت اینترنت در حد نسل سه است و همه مقامات بالا دارای حداقل یک گوشی آمریکایی در جیب خود هستند، این خود نشان می دهد که مسئولان آن قدر بی خرد و تدبیر هستند، که نمیدانند کشوری که آن را اختراع و سیستم عامل آن را طراحی کرده است، میتواند به راحتی تمام اطلاعات مهم شخصی و کشور را و تصمیم هایی که قرار است در آینده گرفته شود، را در اختیار داشته باشد، یک مسئول در این سیستم قدیمی، چه می فهمد یک کودک حداقل روزانه چقدر خرج دارد؟ درک نمیکند که بچه ها چه توقعی دارند؟ چه می داند که یک فقیر در نهایت آرزویش چیست؟ نمیداندافراد مسن چه میخواهند؟ چه می داند که یک کشاورز زمانی که پول ندارد چه کار می کند؟ آنها فقط همه چیز را با آن معیاری که در اطراف خود دارند می سنجند، آنها که درد مردم را نکشیدند، فقط زمانی می توان به حکومت ایده آل رسید، چه کسی بر مردم مدیریت کند که از خود همان مردم باشد، این طرح میخواهد مدیران مردمی با کمک هوشمندسازی کشور را اداره کنند، اینگونه هم مردم از دولت راضی میشوند و هم دولت میتواند با تکیه بر خودکفایی، در جهان تجارت کند.
۱۳- خلاصه
این پژوهش با دیدی بسیار واقع نگرانه به بررسی مختصری از اهداف و شکست های آمریکا پرداخته است، که نشان میدهد آمریکا سیاستی بسیار کثیف در قبال جهان پیاده می کند که هدفش فقط تحمیل دموکراسی به کشورهای دیگر است، سوال مهمی که پیش میآید این است که چرا آمریکا چنین هدفی دارد؟ این مسئله به تاریخ آمریکا بر میگردد، این کشور توسط ثروتمندان اروپایی با قتل عام بومیان این قاره تأسیس شد، در ابتدا هر سرمایه دار نیروهای خصوصی خود را برای غارت منابع وارد این قاره کرد، اما به مرور مردم متوسط اروپا هم به طمع کشف طلا آمدند و ماندگار شدند، وقتی که جمعیت زیاد شد، نیاز به یک سیستم پیدا بود که جلو جرم و جنایت را بگیرد و همه به صورت مشارکتی در محله های خود زندگی مسالمت آمیز داشته باشند، اینجا بود که چیزی به اسم دموکراسی آمریکایی وارد زندگی انسانها شد، افراد قدرتمند آن زمان از سیستم ضعیف دموکراسی استفاده کردند و هرکس در منطقه خود قوانینی به نفع ثروتمندان طرح کرد، اما این انحصارها هم نتوانست جلوی غرب وحشی را بگیرد و همچنان جرم و جنایت ادامه داشت، اما در این بین جنبشها علیه برده داری بود که این آمریکا را ساخت، زمانی که برده ها پیروز شدند، سیستم آمریکا هم متحول شد، ثروتمندان قدرتمند سیستمی طرح کردند که آمریکا را مزرعه و رئیس جمهور را ارباب این مزرعه میکند، که پیروز انتخابات از بین دو حزب دموکرات و جمهوری خواه کشور را اداره کند، اما هیچکس متوجه نشد که هر دو زیر نظر یک گروه هستند و هر زمان یکی خراب کند، دیگری به عنوان ناجی برای مردم وارد میشود، اینگونه هیچ زمان حکومت اربابان اصلی سقوط نمیکند، در اصل هر دو حزب همان دموکراتها هستند که با شیر کردن بردگان این سیستم جدایی طراحی تا منافع خودشان را حفظ کنند و مردم هم فکر کنند عدالت دارند، دموکرات ها فقط برده میخواهند، اما زمانی که فاشیستها قدرت گرفتند، زمانی که قوانینشان را اعمال کردند، همه برگرفته از قوانین دموکراتیک آمریکا طرح شده بود، فقط فرقشان در اینها بود که یهود برای فاشیست مانند همان سیاه پوستان برای دموکراتها بود و فاشیست خودش دین و دموکرات پشت دین پنهان شده اند، شاید این هم سیاست دموکراتها بود که با ایجاد فاشیسم دنیا را بترسانند و ماموریت خود را شروع کنند، چون اگر اکنون با دقت مشاهده شود، میتوان دید که نژاد پرست ها همان فاشیستها هستند که در غالب نئونازی ها فعالیت میکنند و از جمهوری خواه ها حمایت میکنند، یا مثلاً هر اسم قشنگی، قشنگ نیست مانند ایدئولوژی ترقی خواهی که همه مردم را فدای منفعت دموکراتها میکند، این همان اتانازی است که فاشیسم ها استفاده میکردند، ندانستن تاریخ آمریکا موجب رفتن به راه اشتباه میشود، همه از تاریخ فاشیسم و سوسیالیسم چه میدانند؟ آیا تا به حال نام پیراهن قهوهای و مشکی ها را شنیده اند؟ این دو همان فاشیستهای مخرب آمریکا هستند که با برگزاری تظاهرات و شورش، تعادل سیاسی را در آمریکا برقرار کنند، که هردو توسط اربابان اصلی آمریکا رهبری میشوند و آنتی فا نام دارند، این دموکراتها هستند که به جهان آدرس غلط میدهند تا به منافع خود برسند همه دنیا بازیچه آنها هستند، آنها در مذاکرات فقط وظیفه دنیا نسبت به آمریکا را میبینند، اگر کشوری این مذاکرات یک جانبه را قبول نکند تحریم میشود، تا تسلیم شرایط شود، اکنون کشورهایی مانند ایران، چین، کره شمالی، روسیه، لبنان، یمن و غیره، چون نمیپذیرند تحریم هستند، اما چین، کره شمالی و روسیه، به علت داشتن تکنولوژی های بومی و خودکفایی، تحریمها بر آنان اثر ندارد، اگر ایران هم یک سال همت کند و سیستم جدید برای کشور طراحی کند، کل خاورمیانه از چنگال آمریکا خارج میشود و مردم دنیا، جهان پسا آمریکا را با هژمون شدن ایران شاهد خواهند بود.
- منابع
الف) کتاب ها
اخوان کاظمی، بهرام، (۱۳۸۶)، عدالت و در اندیشه سیاسی اسلام، قم: بوستان کتاب.
اسپوزیتو، جان. ال، (۱۳۸۲)، انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن، ترجمه محسن مدیر شانه چی، تهران، مرکز بازنشاسی اسلام و ایران.
اسکاچپل، تدا، (۱۳۷۶)، دولت ها و انقلاب های اجتماعی، ترجمه سیدمجید روئین تن، تهران، سروش.
افرت، اندرو، (۱۳۸۹)، نگرش ها در جامعه شناسی سیاسی، سیدرحیم ابوالحسنی (مترجم)، ناشر: میزان.
امام خمینی، سید روح الله، (۱۳۸۵)، ولایت فقیه: حکومت اسلامی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام.
امام خمینی، سید روح الله، (۱۳۸۹)، صحیفه امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام.
امام خمینی، سیدروحالله، (۱۳۷۷)، جاوید نامه وصیت نامه امام خمینی، تهران: موسسه چاپ و نشر عروج.
آبراهامیان، یرواند، (۱۳۹۳)، مقالاتی در جامعه شناسی سیاسی ایران، ناشر: پردیس دانش.
آرم، (۱۳۹۵)، ایران و عربستان، رقابت بر سر نفوذ در خاورمیانه، نشر پرتال جامع انسانی
آشوری، داریوش، (۱۳۵۴)، فرهنگ سیاسی، تهران: انتشارات مروارید.
آقابخشی با همکاری مینو افشاریراد، (۱۳۷۶)، فرهنگ علوم سیاسی، چاپ سوم، تهران: مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران.
آمدی، (۱۳۷۷)، شرح غرر الحکم، به نقل از مصطفی دلشاد تهرانی، دولت آفتاب، تهران: خانه اندیشه جوان.
جعفری، محمدتقی، (بیتا)، نگاهی به علی(ع)، تهران: انتشارات جهان آرا.
حسینی زاده، سید محمدعلی، (۱۳۹۵)، مشروعیت و عدالت در اندیشه سیاسی شیعه، تهران: فصلنامه علمی پژوهشی شیعهشناسی
خدوری، مجید، (۱۳۹۴)، برداشت مسلمانان از عدالت، ترجمه مصطفی یونسی و صمد ظهیری، قم: دانشگاهمفید.
خرمشاد، محمدباقر (تدوین و ترجمه)، (۱۳۸۴)، اندیشمندان علوم اجتماعی و انقلاب اسلامی، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران.
خلوصی، محمدحسین، (۱۳۹۱)، مشارکت سیاسی در الگوی پیشرفت اسلامی، نشر موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
خواجه سروی، غلامرضا، (۱۳۸۹)، سی گفتار پیرامون امام خمینی، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، تهران، دانشگاه امام صادق(ع).
دفرونزو، جمیز، (۱۳۷۹)، انقلاب اسلامی در چشم انداز نظری، ترجمه حمیرا مشیرزاده، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران.
دلشاد تهرانی، مصطفی، (۱۳۷۷)، دولت آفتاب، تهران: کویر.
دهقان، (۱۳۷۷)، کتاب پژوهشی نو پیرامون انقلاب اسلامی، نشر سمت
دهقان، حمید، (۱۳۷۷)، پژوهشی نو پیرامون انقلاب اسلامی، قم، انتشارات مدین.
رجایی، فرهنگ، (۱۳۷۶)، معرکه جهانبینی، تهران: انتشارات احیای کتاب.
ری شهر، محمدی، (۱۳۷۵)، میزان الحکمة حکمت، قم: دارالحدیث.
شهیدی، جعفر، (۱۳۷۵)، نهج البلاغه، چاپ نهم، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
طاهری، (1388)، پژوهش بازتاب انقلاب اسلامی بر نظام بین الملل، نشر سمت
طاهری، سیدمهدی، (۱۳۸۸)، بازتاب انقلاب اسلامی بر شیعیان لبنان، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
طباطبایی، محمد حسین، (بیتا)، تفسیر المیزان، ترجمه محمد باقر موسوی، قم: دفتر اسلامی.
عالم، عبدالرحمن، (۱۳۹۸)، تاریخ فلسفه سیاسی غرب: از آغاز تا پایان سده های میانه، ناشر وزارت امور خارجه.
عبدالمالکی، حسن، (۱۳۹۳)، اقتصاد مقاومتی درآمدی و مبانی سیاست ها و برنامه عمل، تهران: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام.
عمار، محمد اسماعیل، (۱۳۹۱)، ابعاد استقلال در جمهوری اسلامی، تهران: نشر پرسمان.
عنایت، حمید، (۱۳۷۲)، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، بهاالدین خرمشاهی، تهران: انتشارات خوارزمی.
غفاری، مسعود، و شریعتی، شهروز، (۱۳۸۷)، بنیانهای آرمانخواهی در فرهنگ سیاسی ایرانیان، تهران: راهبرد فرهنگ.
فراتی، عبدالوهاب، (۱۳۷۷)، حکومت تحصیلدار و اسلامی شیعه در ایران، ترجمه محسن امین زاده، در رهیافت های نظری بر انقلاب اسلامی (مجموعه مقالات)، قم، دفتر نشر معارف.
فلاح نژاد، علی، (۱۳۸۱)، مناسبات ایران و اسرائیل در دوره پهلوی دوم، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
فوکو، میشل، (۱۳۷۷)، ایرانی ها چه رویایی در سر دارند؟، ترجمه حسین معصومی همدانی، تهران، انتشارات هرمس، چ سوم.
فیرحی، داود، (۱۳۹۷)، قدرت دانش و مشروعیت در اسلام (دوره میانه)، ناشر: نشر نی.
فیرحی، داود، (۱۳۹۸)، نظام سیاسی و دولت در اسلام، ناشر: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت).
قاضی نوری، سیدسعید، (۱۳۹۱)، مقدمهای بر سیاستگذاری علم و فناوری و نوآوری، تهران: دانشگاه تربیت مدرس.
کوهن، الوین استانفورد، (۱۳۷۵)، تئوری های انقلاب، ترجمه علیرضا طیب، تهران، نشر قومس.
كليني(ره)، (۱۳۷۹)، اصول کافی، ترجمه و شرح فارسي محمدباقر كمره اي، تهران: دفتر مطالعات تاريخ و معارف اسلامي، ۱۴۲۱ق.
مانتوهای، کارل، (۱۳۸۰)، ایدئولوژی فوتوپیا، ترجمه فریبرز مجیدی، تهران: انتشارات سمت.
محمدی، (۱۳۸۵)، کتاب بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، نشر سمت
محمدی، (1393)، دستاوردهای کلان انقلاب اسلامی در سطح ملی، منطقه ای، جهانی و تاریخی، نشر سمت
محمدی، علی، (۱۳۷۱)، شرح تبصره علامه حلی(ره)، ج۱، چاپ اول، قم: انتشارات درالفکر.
محمدی، منوچهر، (۱۳۸۵)، بازتاب جهانی انقلاب اسلامی، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی.
محمدی، منوچهر، (۱۳۹۳)، دستاوردهای کلان انقلاب اسلامی در سطح ملی، منطقه ای، جهانی و تاریخی، قم، دفتر نشر معارف.
مرتضی مطهری، مرتضی، (بیتا)، جاذبه و دافعه علی (ع)، قم: انتشارات صدرا.
مطهری، مرتضی، (۱۳۸۱)، اسلام و نیازهای زمان، تهران: بنیاد علمی و فرهنگی استاد شهید مرتضی مطهری.
موسوی خورشیدی، (۱۳۹۴)، نقش دیپلماسی عمومی نوین در تأمین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران، نشر پرتال جامع انسانی
نصری، (1390)، پژوهش تأملی نظری در ماهیت و روند تغییر در جهان عرب، نشر سمت
نصری، محسن، (۱۳۹۰)، ایران، دیروز، امروز و فردا: تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران، قم، دفتر نشر معارف.
نوری، حسین بن محمد تقی، (۱۳۸۴)، مستدرک الوسائل و مستمر المسائل، قم: آل آل البیت
نیلی، محمد، (۱۳۸۴)، استراتژی توسعه حوزههای صنعتی، تهران: دانشگاه صنعتی شریف انتشارات علمی.
واعظی، احمد، (۱۳۸۸)، نقد و بررسی نظریه های عدالت، قم: موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی.
ب) مقالات
احمدوند، محمدرضا، (۱۳۸۲)، بررسی برخی مشکلات ساختاری صنعت خودروسازی و مقایسه تطبیقی آن با صنعت خودروسازی جهان، تهران: مجله بررسی های بازرگانی.
اخباری، محمد، (۱۳۸۸)، ساختار نظام بین الملل در هزاره سوم و تحلیل بحران در روابط ایران و آمریکا، نشر جغرافیای انسانی سال دوم زمستان ۱۳۸۸ شماره ۱.
اسکندری، محمدرضا، (۱۳۹۴)، بحران مدیریت آب داریم نه بحران آب، خبرگزاری فارس: ۲۰ اردیبهشت.
اسکویی، سید جمال، و بخشایشی اردستانی، احمد، و بنی هاشمی، میرقاسم، (۱۳۹۸)، اقتصاد سیاسی فساد در جمهوری اسلامی ایران، تهران: مجلس و راهبرد ش ۱۰۱.
امامی، سید مجید، (۱۳۹۲)، از جامعه شناسی تاریخی ایران تا نظریه سیاستی پیشرفت نقش پارادایم ماهیتگرا را در ترسیم الگوی اسلامی-ایرانی هویت ملی، فصلنامه مطالعات ملی: سال ۱۴ شماره ۴.
آقاجانی، احمد، (۱۳۸۹)، الزام های نظریه طراحی الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت در حوزه دفاعی، فصلنامه راهبرد دفاعی: سال ۸ شماره ۳۱.
حجاریان، سعید، (۱۳۷۵)، تأثیر انقلاب اسلامی بر نظریات علوم اجتماعی، فصلنامه حضور، ش ۱۸.
خرمشاد، محمدباقر، (۱۳۷۷)، فوکو و انقلاب اسلامی ایران: معنویت ایرانی در سیاست، فصلنامه متین، ش ۱.
خوشچهره، مجید، و حبیبی، نیکبخش، (۱۳۹۱)، اصول پایه ای و عناصر کلیدی الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت از منظر اسناد فرادستی نظام ، نشر راهبرد استراتژیک ش 61.
رضایی، علی، (۱۳۷۶)، ارزیابی سیاست های حمایتی در صنعت خودروسازی ایران، مجله برنامه ریزی و بودجه ۱۵.
ساعد، نادر، (۱۳۹۰)، چهارچوب تدوین الگوی پیشرفت اسلامی ایرانی و جنبههای دفاعی آن، مجله راهبرد دفاعی: سال ۹ شماره ۳۲.
سایت شارح، (۱۳۸۵)، مجموعه سخنرانی های مقام معظم رهبری، مجله حصون زمستان، شماره ۱۰.
شعبانلو، حسن، (۱۳۷۹)، الگوی آرمانگرایی و واقعبینی در اندیشه و سیره امام علی(ع)، فصلنامه اندیشه صادق، شماره اول.
عبدی، بهنام، و خداداد حسینی سیدحمید، (۱۳۹۴)، گذار به اقتصاد یادگیرنده در ایران تبیین نقش آموزش عالی، فصلنامه علمی پژوهشی آموزش در علوم انتظامی: سال ۹۳ شماره ۲.
فوران، جان، (۱۳۷۵)، انقلاب ۷۹-۱۹۷۷: چالشی بر تئوری اجتماعی، فصلنامه حضور، ش ۱۸.
قاضی زاده، سید ضیاءالدین، (۱۳۸۹)، الگوی ایرانی پیشرفت و نقش نیروهای مسلح، تهران: راهبرد دفاعی دوره ۸ ش ۳۱.
قالیباف، محمد باقر، و حسینی، سید محمد، (۱۳۹۳)، تبیین مخاطرات ناشی از سیاستهای ناکارآمد خودکفایی و منابع آبی در ایران، تهران: دانش نشریه مخاطرات.
کیوان حسینی، سید اصغر، و جمعه زاده، راحله، (۱۳۹۰)، پیوند بخشی میان رویکرد دفاع همهجانبه و الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، راهبرد دفاعی: دوره ۹ شماره ۳۴.
گلوردی، محمد رضا، (۱۳۸۹)، واکاوی دانش فقه و علم پژشکی، نشر فقه و تاریخ تمدن ش ۲۳.
ناطق، محمد، (۱۳۹۱)، گندم تولید ملی نیست، مجله قدس: ۱۱ دی.
ج) سایت ها
باشگاه خبرنگاران جوان،
د) منابع خارجی
ابن منظور، محمدبن مکرم، (۱۴۱۴)، لسان عربی، بیروت: دار ساده.
اربلی، علی بن عیسی، (۱۴۰۳)، کشف الغمه فی معرفه الائمه، بیروت: دارالاضواء
قرطبی، محمد بن احمد، (۱۹۸۵)، الجامع لاحکام القرآن، بیروت: دار احیاء الثرات عربی.
کلینی، ابوجعفر، (۱۴۳۰)، محمد بن یعقوب الکافی، تهران: دارالحدیث.
مجلسی، محمدباقر، ۱۹۸۳، بحارالانوار، بیروت: موسسه الوفا.
مظهری، (۱۴۰۹)، مبانی اقتصاد اسلامی، تهران: حکمت
ارگانسکی،ای.اف.ک. (1348). سیاست جهان، ترجمه حسین فرهودی. تهران: بنگاه ترجمه و نشرکتاب.
کولایی، الهه و رضا نیکنام. (1393). «چالش راهبردی چین و ایالات متحده بر سر هژمونی جهانی»، فصلنامه پژوهشهای راهبردی سیاست، 3 (11).
ایکنبری، ج. ج. (1382). تنها ابرقدرت: هژمونی آمریکا در قرن 21. ترجمه عظیم فضلیپور. تهران: مرکز تحقیقاتی ابرار معاصر تهران.
اخوانزنجانی، داریوش. (1374). «بحران در سیستمهای ثبات و بیثباتی»، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، (34).
تود، امانوئل. (1395). پس از امپراتوری: روایت زوال سیستم آمریکایی. ترجمه بهاءالدین گیلانی. تهران: موسسه مطالعات اندیشهسازان نور.
چامسکی، نوام. (2012). «از دست دادن سلطه جهانی: چشمانداز افول آمریکا»، ترجمه مرتضی ملتی. مجله سیاحت غرب، (106).
شور، فرانسیس. (1390). امپراتوری رو به زوال (امپریالیسم آمریکا و مقاومت جهانی). تهران: انتشارات موسسه ابرار معاصر تهران.
کیوانحسینی، اصغر. (1389). «نظریه ضدآمریکاگرایی؛ روند تحول از ژورنالیسم تا نظریه علمی با تأکید بر ضد آمریکاگرایی اروپایی»، پژوهشنامه علوم سیاسی، 5 (3).
گریفیتس، م. (1391). نظریه روابط بینالملل برای قرن بیست و یکم. ترجمه علیرضا طیب. تهران: نشر نی.
مشیرزاده، حمیرا. (1384). تحول در نظریههای روابط بینالملل.تهران: نشر سمت.
هوک، اس و اس کلارک. (1393). متانت، نابود کردن دیگران یا خودکشی؟ به سرآمدن تفوق آمریکا.
والراشتاین. ا. (بیتا). هژمونی ایالات متحده در سطح نظام بینالملل و آینده نظام سرمایهداری. ترجمه علیرضا رضایی. بازیابی شده از: ، (دسترسی 1396: 21 تیر).
Brzezinski, Z. (2012). Strategic Vision: America and the crisis of global power. U.S.A: Basic Books
vision-for-a-power-sharing-world-stymied-by-ignorant-americans-leaders, Available at: , Interviewer
Carnegie, U. D. (2010). The Carnegie Endowment for International Peace, The Carnegie Endowment for International Peace.
Clark, S and S. Hoqe. (2012). Anti US. In C. Hoqe, Debating A Post-American World: What lies ahead?
Calleo, D. (2008). The Tyranny of false vision: Americas Unipolar Fantacy. Survival, 50 (5).
Doran, Ch. F. (2000). Confronting the Principles of the Power Cycle: Changing Systems Stvucture, Expectations, and Way, in Handbook of War Studies II, edited by M. I. Midlarsky, University of Michigan press.
Fukuyama, F. (2016), Trump and American Political Decay. Available at: , (accessed on 2016, Dec 11).
Gramsci, A. (2005). Gramsci, Machiavelli and International relationas. The political Science Quarterly, 8.
Gilpin, R. (1983). War and Change in World Politics. Cambridge: Cambridge University Press.
Howard, L. H. (2005). Hegemony and Autonomy. Political Studies, 53.
Hantington, S. P. (1988). The U.S – Decline or Renewal? Foreign Affairs, 62 (2).
Ikenberry, J. (2011). The future of the liberal world order/ Internationalism after America. Foreign affairs.
Koopchan, C. (2012). the end of american era.
Layne, C. (2009). U.S. Hegemony-Myth or Reality. Belfer Center- international security.
Impotent Power? Re- examining the Nature of Americans Hegemonic power. The national interest, 85 . (2006).
Lake, D. A. (2010). Authority, Status, and the End of the American Century. Beyond American Hegemony: Rising Powers, Status and the World Order, Dickey Center Dartmouth College.
Mearsheimer, J. (2016). The Future of the World. Valdai International Discussion Club. Available at: ).
Modelski, G. (1978). The Long Cycle of Global Politics and The Nation- State. Comparative Study In Society and History, 20 (2).
Moisesnaim. (2003). The perils of Anti-Americanism life. Foreign Policy,
Haass, R. (2008). The age of nonpolarity. Foreign Affairs, May 03
Ferguson, N. (2010). Complexity and Collapse, Empires on the Edge of Chaos. Foreign Affairs,
Nye, J. (2003). Us Power and Strategy After Iraq. Foreign Affairs, 82 (4).
OConnor, B. (2009). The AntiAmerican tradition. University of Sydney.
Anti- Americanism:Causes and Sources. Greenwood, 1.(2007).
Katzenstein, P and R. Keohance. (2007). Anti-Americanisms in world politics, Ithaca: Cornell university Press.
Pentagon. (2016). World order in 2035: US could lose ability for global dominance, July.
NedLebow, R and B. Valentino. (2009). Lost in Transition: A Critical Analysis of Power Transition Theory. Available at: , (accessed on 2016, jun 25).
Rachman, G. (2011). American Decline: This Time It's for Real. Foreign Policy, (184).
Singh, R. A. (2005). Are we All Americans Now? Explaining Anti-Americanisms. London: Routledge.
Strange, S. (1982). Cave! Hicdrgones: A critigue of Regime Analysis. International organization, (36).
The Marilyn Ware Center for Security Studies. (2015). To Rebuild Americas Military. The Marilyn Ware Center.
Tessman, B and S. Chan. (2004). Power Cycles, Risk Propensity and Great Power Deterrence. Journal of Conflict Resolution, 48.
Wallerstein, I. (2006). The curve of american power, New Left review, July – Auggust.
The Consequences of US Decline. Available at: , (accessed on 2015, Feb 5).(2013).
McCoy, A. W. (2010). The Decline and fall of the American Empire, Foreign Policy, Dec 6.
Whitehouse. (2010). The National Security Strategy of the United States of America. Strategic Approach: The Strategic Environment - the World as It Is. Available at:
Wright, Q. (1965). A Study of War. Chicago: University of Chicago Press
Zakaria, F. (2008). The Post American World. New York: Norton.
Brzezinski, Z. (2012). Strategic Vision: America and the crisis of global power. U.S.A: Basic Books
vision-for-a-power-sharing-world-stymied-by-ignorant-americans-leaders, Available at: , Interviewer
Carnegie, U. D. (2010). The Carnegie Endowment for International Peace, The Carnegie Endowment for International Peace.
Clark, S and S. Hoqe. (2012). Anti US. In C. Hoqe, Debating A Post-American World: What lies ahead?
Calleo, D. (2008). The Tyranny of false vision: Americas Unipolar Fantacy. Survival, 50 (5).
Doran, Ch. F. (2000). Confronting the Principles of the Power Cycle: Changing Systems Stvucture, Expectations, and Way, in Handbook of War Studies II, edited by M. I. Midlarsky, University of Michigan press.
Fukuyama, F. (2016), Trump and American Political Decay. Available at: , (accessed on 2016, Dec 11).
Gramsci, A. (2005). Gramsci, Machiavelli and International relationas. The political Science Quarterly, 8.
Gilpin, R. (1983). War and Change in World Politics. Cambridge: Cambridge University Press.
Howard, L. H. (2005). Hegemony and Autonomy. Political Studies, 53.
Hantington, S. P. (1988). The U.S – Decline or Renewal? Foreign Affairs, 62 (2).
Ikenberry, J. (2011). The future of the liberal world order/ Internationalism after America. Foreign affairs.
Koopchan, C. (2012). the end of american era.
Layne, C. (2009). U.S. Hegemony-Myth or Reality. Belfer Center- international security.
Impotent Power? Re- examining the Nature of American’s Hegemonic power. The national interest, 85 . (2006).
Lake, D. A. (2010). Authority, Status, and the End of the American Century. Beyond American Hegemony: Rising Powers, Status and the World Order, Dickey Center Dartmouth College.
Mearsheimer, J. (2016). The Future of the World. Valdai International Discussion Club. Available at: ).
Modelski, G. (1978). The Long Cycle of Global Politics and The Nation- State. Comparative Study In Society and History, 20 (2).
Moisesnaim. (2003). The perils of Anti-Americanism life. Foreign Policy,
Haass, R. (2008). The age of nonpolarity. Foreign Affairs, May 03
Ferguson, N. (2010). Complexity and Collapse, Empires on the Edge of Chaos. Foreign Affairs,
Nye, J. (2003). Us Power and Strategy After Iraq. Foreign Affairs, 82 (4).
O’Connor, B. (2009). The AntiAmerican tradition. University of Sydney.
Anti- Americanism:Causes and Sources. Greenwood, 1.(2007).
Katzenstein, P and R. Keohance. (2007). Anti-Americanisms in world politics, Ithaca: Cornell university Press.
Pentagon. (2016). World order in 2035: US could lose ability for global dominance, July.
NedLebow, R and B. Valentino. (2009). Lost in Transition: A Critical Analysis of Power Transition Theory. Available at: , (accessed on 2016, jun 25).
Rachman, G. (2011). American Decline: This Time It's for Real. Foreign Policy, (184).
Singh, R. A. (2005). Are we All Americans Now? Explaining Anti-Americanisms. London: Routledge.
Strange, S. (1982). Cave! Hicdrgones: A critigue of Regime Analysis. International organization, (36).
The Marilyn Ware Center for Security Studies. (2015). To Rebuild America’s Military. The Marilyn Ware Center.
Tessman, B and S. Chan. (2004). Power Cycles, Risk Propensity and Great Power Deterrence. Journal of Conflict Resolution, 48.
Wallerstein, I. (2006). The curve of american power, New Left review, July – Auggust.
The Consequences of US Decline. Available at: , (accessed on 2015, Feb 5).(2013).
McCoy, A. W. (2010). The Decline and fall of the American Empire, Foreign Policy, Dec 6.
Whitehouse. (2010). The National Security Strategy of the United States of America. Strategic Approach: The Strategic Environment - the World as It Is. Available at:
Wright, Q. (1965). A Study of War. Chicago: University of Chicago Press
Zakaria, F. (2008). The Post American World. New York: Norton.
