تحلیل آیندهپژوهی کوتاهمدت: سناریوهای پیش رو در پرتو رویدادهای راهبردی، اقتصادی و ژئوپلیتیک
درآمدی بر افق زمانی و متغیرهای کلیدی
برای ترسیم یک آیندهنگری دقیق و کوتاهمدت، باید بازه زمانی را از نیمه دوم سال ۲۰۲۵ میلادی تا پایان سال ۲۰۲۶ در نظر گرفت؛ دورهای که جهان شاهد رویدادهای بزرگی چون جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ به میزبانی مشترک آمریکا، کانادا و مکزیک، انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، تحولات اقتصادی ناشی از تجدید آرایش زنجیرههای تأمین جهانی، و تشدید رقابتهای ژئوپلیتیک در غرب آسیا خواهد بود. در این برش زمانی، چهار متغیر اصلی آینده را شکل میدهند: نخست، وضعیت اقتصاد جهانی و به ویژه اقتصاد ایران در سایه تحریمها و ابتکارات جدید؛ دوم، واکنشهای رژیم اسرائیل به تحولات میدانی و راهبردی؛ سوم، نقش شبکههای مافیایی و قدرتهای اقتصادی فراملی؛ و چهارم، رویدادهای بزرگ بینالمللی مانند جام جهانی که میتوانند فضای سیاسی و امنیتی را به شدت تحت تأثیر قرار دهند. در ادامه، بر اساس این متغیرها، چهار سناریوی محتمل برای آینده کوتاهمدت ترسیم میشود.
متغیر نخست: اقتصاد جهانی و موقعیت ایران در آستانه تحول
اقتصاد جهانی در مسیر گذار از یک دوره تورمی به سمت رکود کنترلشده حرکت میکند. سیاستهای پولی انقباضی فدرال رزرو آمریکا برای مهار تورم، رشد اقتصادی را در غرب کند کرده، در حالی که اقتصادهای نوظهور عضو بریکس، به دنبال ایجاد سازوکارهای جایگزین برای تجارت بدون دلار هستند. در این فضا، ایران با چند واقعیت همزمان روبروست. از یک سو، تحریمهای ثانویه آمریکا همچنان یک مانع جدی برای جذب سرمایه خارجی و تجارت بینالمللی است. از سوی دیگر، توافقات دوجانبه پولی با روسیه، چین و برخی همسایگان، همراه با عضویت در بریکس و شانگهای، فضای تنفسی جدیدی ایجاد کرده است.
در کوتاهمدت، دو زیرسناریوی اقتصادی برای ایران متصور است. در زیرسناریوی نخست، که میتوان آن را «مدیریت بحران با دستاوردهای محدود» نامید، ایران و آمریکا به یک تفاهم محدود و غیررسمی بر سر آزادسازی بخش بیشتری از داراییهای مسدود شده ایران در ازای کاهش تنشهای منطقهای دست مییابند. این تفاهم، اگرچه تحریمها را لغو نمیکند، اما اندکی از فشار اقتصادی میکاهد و ثبات نسبی به بازار ارز میبخشد. در زیرسناریوی دوم، «تشدید فشار و انطباق اجباری»، مذاکرات به بنبست کامل میرسد و تحریمها با شدت بیشتری اعمال میشوند. در این حالت، ایران به سمت تعمیق روابط اقتصادی با شرق و ایجاد شبکههای تجاری خاکستری حرکت میکند و اقتصاد داخلی به تدریج خود را با شرایط «جنگ اقتصادی دائمی» سازگار میکند.
متغیر دوم: اسرائیل در محاصره بحرانهای داخلی و خارجی
رژیم اسرائیل در کوتاهمدت با انباشتی از بحرانهای همزمان روبروست که واکنشهای آن را غیرقابل پیشبینی میکند. در داخل، شکافهای سیاسی عمیق میان احزاب راست افراطی، مذهبیها و سکولارها، و نیز اعتراضات گسترده علیه سیاستهای دولت، پایههای ائتلاف حاکم را سست کرده است. در بعد نظامی و امنیتی، شکست در تحمیل اراده بر غزه و لبنان، و آسیبپذیری آشکار شده در عملیات «وعده صادق»، روحیه ارتش و جامعه را متزلزل کرده است. اسرائیل خود را در یک «جنگ فرسایشی چندجبههای» میبیند که نه توان پیروزی قاطع در آن را دارد و نه میتواند از آن خارج شود.
در کوتاهمدت، محتملترین واکنش اسرائیل، «تشدید ماجراجوییهای محدود اما پرخطر» است. این رژیم برای بازسازی بازدارندگی ازدسترفته خود، ممکن است دست به اقداماتی بزند که مرزهای تنش را جابهجا کند: ترورهای هدفمند فرماندهان مقاومت، حملات هوایی به زیرساختهای حیاتی در سوریه، عراق یا حتی ایران، و یا تلاش برای کشاندن پای آمریکا به یک درگیری مستقیم. با این حال، این اقدامات با دو محدودیت عمده روبروست. نخست، بیم از پاسخهای کوبنده و غیرقابل پیشبینی محور مقاومت که میتواند شهرهای بزرگ اسرائیل را فلج کند. دوم، فشار دولت آمریکا برای مهار تنشها پیش از جام جهانی ۲۰۲۶ که میزبان آن است و نمیخواهد آبروی بینالمللیاش با یک جنگ منطقهای خدشهدار شود. بنابراین، اسرائیل در یک «دام استراتژیک» گرفتار شده است: هر اقدام تهاجمیاش، هزینههای جدیدی تحمیل میکند و هرگونه انفعال، فرسایش بازدارندگی را تشدید میکند.
متغیر سوم: مافیای جهانی و اقتصاد پنهان در خدمت اهداف سیاسی
اشاره به «مافیای دنیا»، نیازمند یک تعریف دقیق و علمی است. آنچه در ادبیات اقتصاد سیاسی از آن با عنوان «شبکههای قدرت فراملی» یاد میشود، ترکیبی است از کارتلهای بزرگ اقتصادی، لابیهای قدرتمند تسلیحاتی و انرژی، و نهادهای مالی بینالمللی که منافعشان در گرو تداوم بیثباتیهای کنترلشده یا تحریمهای هدفمند است. این شبکهها، نه یک اتاق فرمان واحد، که مجموعهای از بازیگران با منافع همپوشان هستند که از طریق فساد، قاچاق و انحصارهای اقتصادی، بر سیاستهای دولتها نفوذ میکنند.
در کوتاهمدت و با توجه به رویدادهایی مانند جام جهانی، این شبکهها چند هدف مشخص را دنبال میکنند. نخست، حفظ جریان سودآور فروش تسلیحات به منطقه که با دامن زدن به تنشها تضمین میشود. دوم، کنترل مسیرهای قاچاق و تجارت غیرقانونی که در فضاهای جنگی و بیثبات رونق میگیرد. سوم، بهرهبرداری از فساد ناشی از پروژههای بزرگ عمرانی مرتبط با رویدادهای جهانی. جام جهانی ۲۰۲۶ به تنهایی یک ابرپروژه اقتصادی است که صدها میلیارد دلار گردش مالی دارد و شبکههای مافیایی در پیمانکاریها، تأمین نیروی کار و مدیریت غیرشفاف منابع آن نفوذ دارند. برای ایران، این وضعیت یک تهدید و یک فرصت همزمان است. تهدید از آن رو که بیثباتی منطقه میتواند به نفع این شبکهها باشد و آنها را به تشدید بحرانها ترغیب کند. فرصت از آن رو که ضربه زدن به این شبکهها و افشای نقش آنها در بحرانهای منطقه، میتواند یک ابزار قدرتمند در جنگ روایتها باشد.
متغیر چهارم: جام جهانی ۲۰۲۶؛ ویترین قدرت یا صحنه اعتراض؟
جام جهانی ۲۰۲۶ به میزبانی مشترک سه کشور آمریکای شمالی، یک رویداد صرفاً ورزشی نیست، بلکه یک «لحظه سیاسی-امنیتی» برای ایالات متحده محسوب میشود. آمریکا که در سالهای اخیر با چالشهای داخلی عمیقی از جمله شکافهای نژادی، بحران مهاجرت، تورم و بیاعتمادی به نهادهای سیاسی روبرو بوده، به این رویداد به چشم یک فرصت طلایی برای بازسازی وجهه بینالمللی و نمایش «قدرت نرم» خود مینگرد. با این حال، این رویداد میتواند به صحنهای برای اعتراضات گسترده داخلی، حملات سایبری، یا حتی تهدیدات تروریستی نیز تبدیل شود.
برای اسرائیل، جام جهانی یک تهدید امنیتی و دیپلماتیک بالقوه است. حضور تیمها و هواداران از کشورهای حامی فلسطین، میتواند صحنه ورزشگاهها را به سکویی برای نمایش همبستگی با غزه و محکومیت جنایات اسرائیل بدل کند، مشابه آنچه در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر رخ داد. اسرائیل به شدت نگران است که این رویداد جهانی، انزوای فزاینده آن را بیش از پیش آشکار سازد. از سوی دیگر، آمریکا تمام توان امنیتی و اطلاعاتی خود را برای جلوگیری از هرگونه اقدام مسلحانه یا اعتراضی که امنیت بازیها را مختل کند، به کار خواهد بست. این تمرکز شدید امنیتی، میتواند فرصتی برای بازیگران دیگر برای پیشبرد اهداف خود در سایر نقاط جهان فراهم کند.
سناریوی یکم: تنش کنترلشده و دیپلماسی پنهان
محتملترین سناریو برای کوتاهمدت، «تنش کنترلشده همراه با دیپلماسی پنهان» است. در این سناریو، آمریکا پیش و در حین جام جهانی، به شدت به دنبال مهار هرگونه بحران نظامی گسترده در خاورمیانه خواهد بود. کانالهای ارتباطی غیرمستقیم با ایران از طریق عمان، قطر و عراق فعالتر میشوند و دو طرف به یک «آتشبس غیررسمی» یا «کاهش تنش تاکتیکی» دست مییابند. در این فضا، حملات محدود و targeted ادامه خواهد یافت، اما از یک آستانه مشخص فراتر نخواهد رفت. اقتصاد ایران در این سناریو، با آزادسازی مرحلهای بخشی از منابع مالی و کاهش نسبی نوسانات ارزی، یک ثبات شکننده را تجربه میکند. اسرائیل که تحت فشار آمریکا قرار دارد، از اقدامات بزرگ نظامی منصرف میشود، اما عملیاتهای خرابکارانه و ترورهای هدفمند را افزایش میدهد. جبهه مقاومت نیز با حفظ آمادگی کامل، از یک جنگ تمامعیار پرهیز کرده و بر بازسازی توان و ذخیرهسازی تسلیحات برای درگیریهای احتمالی آینده متمرکز میشود.
سناریوی دوم: اشتباه محاسباتی و انفجار ناخواسته
دومین سناریوی محتمل، «اشتباه محاسباتی منجر به درگیری بزرگ» است. در این سناریو، یک اقدام اسرائیل، مانند حمله به تأسیسات هستهای ایران یا ترور یک شخصیت بسیار بلندپایه، از خطوط قرمز تهران عبور میکند و ایران را وادار به پاسخی میکند که مقیاس و شدت آن فراتر از انتظار تلآویو و واشنگتن است. این پاسخ، میتواند شامل حملات موشکی و پهپادی گستردهتر، فعالسازی همزمان چند جبهه توسط متحدان منطقهای ایران، و یا حملات سایبری فلجکننده علیه زیرساختهای حیاتی اسرائیل باشد. در چنین فضایی، آمریکا به ناچار وارد درگیری میشود و منطقه وارد یک جنگ فراگیر میگردد. برگزاری جام جهانی در چنین شرایطی، با تهدیدات امنیتی جدی روبرو خواهد شد و ممکن است به یک بحران جهانی تبدیل شود. این سناریو، اگرچه برای هیچیک از طرفین مطلوب نیست، اما با توجه به انباشت تنشها، تعدد بازیگران مسلح و فقدان کانالهای ارتباطی مستقیم، کاملاً قابل تصور است.
سناریوی سوم: توافق بزرگ و غافلگیرکننده
سومین سناریو که احتمال آن کمتر اما تأثیر آن بسیار زیاد است، «توافق بزرگ غافلگیرکننده» است. در این سناریو، آمریکا پیش از جام جهانی به این نتیجه میرسد که برای تضمین امنیت این رویداد جهانی و نیز برای تمرکز بر رقابت با چین، نیازمند کاهش دائمی تنش با ایران است. یک توافق جامع که فراتر از برجام باشد و مسائل هستهای، موشکی، منطقهای و تحریمها را در یک بسته حل و فصل کند، میتواند در یک فرایند سریع و محرمانه نهایی شود. میانجیگری ترکیبی از قدرتهای منطقهای (عربستان، قطر، ترکیه) و قدرتهای بزرگ (چین و روسیه) این توافق را تضمین میکنند. در این سناریو، اقتصاد ایران با یک جهش مثبت روبرو میشود، تنشهای نظامی به شدت کاهش مییابد، و اسرائیل که خود را در برابر یک عمل انجامشده میبیند، یا باید آن را بپذیرد یا دست به اقدامات انتحاری بزند که مشروعیت آن را به کلی نابود میکند.
سناریوی چهارم: فروپاشی از درون و تغییر معادلات
سناریوی چهارم که از منظر تحلیل سیستمی نباید نادیده گرفته شود، «فروپاشی یا دگرگونی درونی یکی از بازیگران اصلی» است. این فروپاشی میتواند در اسرائیل رخ دهد، جایی که شکافهای سیاسی و اجتماعی به مرحله انفجار برسد و پروژه شهرکسازی و آپارتاید با یک بحران داخلی فلجکننده مواجه شود. یا میتواند در ساختار سیاسی آمریکا و در آستانه یک انتخابات یا بحران مشروعیت رخ دهد که توان این کشور را برای مداخله در خارج به شدت کاهش دهد. همچنین، تحولات غیرمنتظره در اقتصاد جهانی، مانند سقوط یک بازار بزرگ یا بحران انرژی، میتواند تمام معادلات را بر هم زند. این سناریو، اگرچه غیرقابل پیشبینی دقیق است، اما یادآور این اصل راهبردی است که در دورههای گذار تاریخی، غافلگیریهای بزرگ همیشه ممکن است.
جمعبندی: محتملترین مسیر و توصیههای راهبردی
با سنجیدن احتمال و تأثیر سناریوهای چهارگانه، به نظر میرسد کوتاهمدت (از نیمه دوم ۲۰۲۵ تا پایان ۲۰۲۶) تحت سیطره سناریوی نخست، یعنی «تنش کنترلشده و دیپلماسی پنهان» خواهد بود. آمریکا برای حفظ آبروی خود در جام جهانی و جلوگیری از یک فاجعه امنیتی، تهران و تلآویو را تحت فشار شدید برای خویشتنداری قرار میدهد. کانالهای پنهان دیپلماتیک، فعالتر از همیشه خواهند بود. در این فضا، اقتصاد ایران یک ثبات نسبی را تجربه میکند، اما تحریمهای ساختاری پابرجا میمانند. اسرائیل به عملیاتهای محدود و ترورها ادامه میدهد، اما از عبور از خطوط قرمز اصلی پرهیز میکند. جبهه مقاومت نیز با حفظ بازدارندگی، وارد جنگ فرسایشی تمامعیار نمیشود و بر تقویت توان خود متمرکز میماند.
برای ایران، راهبرد بهینه در این دوره، نه امید بستن به یک توافق بزرگ و نه تسلیم در برابر فشارها، بلکه «صبر استراتژیک فعال» است. حفظ و ارتقای بازدارندگی، تعمیق روابط اقتصادی با شرق و همسایگان، مدیریت انتظارات داخلی، و آمادهسازی سناریوهای مختلف برای دوران پس از جام جهانی. جهان در آستانه تحولات بزرگی است و ایران باید با چشمانی باز، اعصابی آرام و دستانی پرتوان، این پیچ تاریخی را پشت سر بگذارد.
