ویرگول
ورودثبت نام
حسین هادی پور
حسین هادی پورامام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
حسین هادی پور
حسین هادی پور
خواندن ۱۱ دقیقه·۱ ماه پیش

استاد حسین هادی پور : تحلیل ساختاری ناکارآمدی شوراهای مالی مدارس و نقش آن در تداوم فسادهای خرد

تحلیل ساختاری ناکارآمدی شوراهای مالی مدارس و نقش آن در تداوم فسادهای خرد

مقدمه: شورای مالی به مثابه سازوکاری نظارتی که عملاً وجود ندارد

در نظام بودجه‌ریزی مدارس ایران، شورای مالی مدرسه به عنوان یکی از ارکان اصلی نظارت درون‌سازمانی تعریف شده است. بر اساس آیین‌نامه‌های مالی آموزش و پرورش، هر مدرسه موظف است برای هرگونه هزینه‌کرد از محل سرانه‌های دولتی، کمک‌های مردمی و درآمدهای اختصاصی، جلسات منظم شورای مالی را با حضور اعضای مشخص (مدیر به عنوان رئیس، معاون اجرایی به عنوان دبیر، نماینده معلمان، نماینده انجمن اولیا و مربیان و گاه یک عضو از شورای دانش‌آموزی) تشکیل دهد. صورت‌جلسات این شورا باید مکتوب، ممهور به امضای تمام اعضا شده و به عنوان پیوست قطعی اسناد هزینه به اداره آموزش و پرورش ارسال شود. هدف قانون‌گذار از این تمهید، ایجاد یک لایه نظارت جمعی و درون‌مدرسه‌ای برای جلوگیری از تصمیم‌گیری‌های مالی یک‌جانبه مدیر بوده است.

با این حال، مشاهدات میدانی، مصاحبه‌های غیررسمی با معلمان و حتی بررسی پرونده‌های تخلفات مالی در ادارات کل استان‌ها نشان می‌دهد که این شورا در اکثریت قریب به اتفاق مدارس کشور، یا اساساً تشکیل نمی‌شود، یا اگر تشکیل شود، به صورت فرمایشی و نمایشی برگزار می‌گردد. این وضعیت، همراه با ضعف‌های ساختاری در ادارات آموزش و پرورش برای حسابرسی واقعی، چرخه‌ای معیوب ایجاد کرده است که در آن فسادهای کوچک مالی مدیران، بدون هیچ مانع جدی، به سادگی پنهان می‌ماند و به مرور زمان به رویه‌ای عادی بدل می‌شود.

پدیده نخست: عدم برگزاری جلسات شورای مالی و جعل نظام‌مند امضاها

در مدارسی که مدیر تصمیم دارد خارج از چارچوب‌های نظارتی عمل کند، نخستین و ساده‌ترین گام، تشکیل ندادن جلسه شورای مالی است. مدیر به این نتیجه می‌رسد که اساساً دعوت از سایر اعضا و مطرح کردن هزینه‌های مورد نظر، ریسک طرح پرسش و مخالفت را به همراه دارد. بنابراین ترجیح می‌دهد که فرایند را به کلی دور بزند. در این حالت، مدیر شخصاً صورت‌جلسه‌ای جعلی تنظیم می‌کند. تاریخ جلسه، نام اعضای حاضر، دستور جلسه و مصوبات آن همگی ساختگی است. امضاهای پای برگه نیز توسط خود مدیر یا معاون اجرایی که با وی هماهنگ است، جعل می‌شود.

چگونگی جعل امضاها خود قابل تأمل است. در بسیاری از موارد، مدیر به دلیل دسترسی به اسناد پرسنلی معلمان و اولیا، نمونه امضای آن‌ها را در اختیار دارد. در مواردی ساده‌تر، از اعضا خواسته می‌شود که «چند برگ سفید امضا کنند» به بهانه تسریع در کارهای اداری، تا بعداً صورت‌جلسات لازم بر روی آن‌ها تنظیم شود. این برگه‌های سفید امضا، بمب ساعتی فساد مالی هستند؛ زیرا مدیر می‌تواند در هر زمان که بخواهد، بدون اطلاع اعضا، هر مبلغی را در آن‌ها ثبت و به اداره ارائه کند. در بسیاری از مدارس، اعضای شورای مالی حتی نمی‌دانند که مصوبات ساختگی به نام آن‌ها ثبت شده است و تنها زمانی مطلع می‌شوند که بازرسی از اداره سر برسد و از آن‌ها درباره هزینه‌ای توضیح بخواهد.

این رفتار مدیران تنها محدود به مدیران آشکارا متخلف نیست. حتا مدیرانی که تخلف مالی عمده‌ای مرتکب نمی‌شوند نیز به دلیل فرهنگ اداری حاکم، تشکیل جلسات را امری تشریفاتی و وقت‌گیر می‌پندارند و ترجیح می‌دهند با جعل صوری، «پوشه مالی» را تکمیل کنند. این نگرش، شورای مالی را از یک رکن نظارتی به یک تعهد کاغذی تقلیل می‌دهد که صرفاً برای خوشایند ممیزان اداره باید در پرونده باشد.

پدیده دوم: جلسات نمایشی و ناتوانی اعضا در اعمال مخالفت واقعی

در اقلیتی از مدارس که جلسات شورای مالی به صورت فیزیکی برگزار می‌شود نیز ساختار قدرت چنان است که مخالفت واقعی عملاً ناممکن می‌شود. نخستین عامل، ریاست مطلق مدیر بر جلسه است. مدیر نه تنها رئیس شوراست، بلکه ارزیاب عملکرد شغلی معلمان، توزیع‌کننده ساعات تدریس و مسئول رفاهیات پرسنل نیز هست. یک معلم که برای مخالفت با یک هزینه مشکوک دست خود را بلند کند، به خوبی می‌داند که این مخالفت می‌تواند در قالب کاهش ساعات موظف، محرومیت از پاداش‌ها، انتقال به کلاس‌های دشوارتر یا حتا ارسال گزارش‌های منفی به اداره، تلافی شود. بنابراین، ترس از انتقام‌گیری شغلی، اعضای شورا را به تأییدکنندگانی خاموش بدل می‌کند.

دومین عامل، عدم تقارن اطلاعاتی است. مدیر مدرسه، به دلیل دسترسی انحصاری به حساب‌های بانکی، اسناد مالی، ارتباط با فروشندگان و اطلاعات بودجه‌ای، در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند هر هزینه‌ای را با ادبیات فنی و ضرورت‌نمایانه توجیه کند. یک نماینده اولیا یا معلم که از قیمت واقعی لوله‌کشی یا نرخ مصالح ساختمانی اطلاع ندارد، چگونه می‌تواند با مبلغ درج‌شده در فاکتور مخالفت کند؟ وقتی مدیر با قاطعیت اعلام می‌کند که «سرویس بهداشتی مدرسه در حال ریزش است و اگر این هفته تعمیر نشود، ممکن است حادثه‌ای برای دانش‌آموزان رخ دهد»، مخالفت با این هزینه نه تنها دشوار، که غیرانسانی به نظر می‌رسد. در چنین فضایی، اعضای شورا ترجیح می‌دهند برای حفظ ظاهر و پرهیز از تنش، سر تکان دهند و امضا کنند.

سومین عامل، پدیده «تفکر گروهی» است. در جلساتی که مدیر با چند معلم هماهنگ خود حضور دارد، فشار روانی برای اجماع چنان بالاست که فرد مخالف، خود را در انزوای کامل می‌بیند. هیچ‌کس نمی‌خواهد «عنصر نامطلوب» جلسه باشد. در نتیجه، حتی اگر یکی از اعضا به نادرستی هزینه‌ای پی ببرد، احتمالاً سکوت می‌کند و با خود می‌گوید: «بالاخره این پول که از جیب من نمی‌رود». این منطق فردی، اگرچه از منظر روان‌شناختی قابل درک است، اما در سطح سیستم، دقیقاً همان حفره‌ای است که فساد از آن عبور می‌کند.

ضعف تخصصی و انگیزشی حسابداران اداره: فیلتری که نمی‌گیرد

حتی اگر شورای مالی مدرسه صورت‌جلسه‌ای با مصوبات مشکوک تولید کند و فاکتورهای جعلی به آن ضمیمه شده باشد، این اسناد باید از فیلتر حسابداری اداره آموزش و پرورش عبور کنند. اما این فیلتر در عمل چنان مسدود است که به ندرت مانعی بر سر راه تخلفات کوچک ایجاد می‌کند. نخستین مشکل، فقدان تخصص کافی در میان بسیاری از حسابداران ادارات است. در ساختار آموزش و پرورش، حسابداران اغلب افرادی با مدرک کاردانی یا کارشناسی حسابداری هستند که مستقیماً از دانشگاه به این سمت گماشته شده‌اند و دوره‌های تخصصی حسابرسی قانونی یا کشف تقلب را نگذرانده‌اند. آن‌ها برای بررسی یک فاکتور، صرفاً به کنترل شکلی آن بسنده می‌کنند: وجود مهر فروشگاه، امضای مدیر، تاریخ و مبلغ در سقف مجاز. تطبیق قیمت درج‌شده با نرخ بازار، استعلام از فروشنده، بازدید میدانی از مدرسه برای راستی‌آزمایی خرید، یا تحلیل روند هزینه‌ها در طول چند ماه، مهارت‌هایی هستند که نه در شرح وظایف آن‌ها گنجانده شده و نه آموزش دیده‌اند.

دومین مشکل، حجم انبوه کار و کمبود نیروی انسانی است. هر حسابدار در یک اداره منطقه‌ای، مسئول رسیدگی به اسناد مالی ده‌ها مدرسه است. اگر هر مدرسه ماهانه فقط ده برگه فاکتور و صورت‌جلسه ارسال کند، حسابدار با صدها سند در ماه روبه‌روست. در چنین شرایطی، بررسی دقیق محتوایی هر سند عملاً غیرممکن است. حسابدار مجبور است برای آنکه کارها روی زمین نماند، اسناد را به سرعت و به صورت سطحی بررسی کند. این اضطرار زمانی، دقیقاً همان چیزی است که مدیران متخلف روی آن حساب باز می‌کنند. آن‌ها می‌دانند که فاکتورشان در میان انبوهی از اسناد دیگر گم خواهد شد و احتمال اینکه حسابداری وقت کند درباره یک خرید چندصدهزارتومانی تفحص کند، نزدیک به صفر است.

سومین مشکل، بیانگیزگی و فرهنگ سازمانی حاکم بر ادارات است. حقوق و مزایای حسابداران دولتی، به‌ویژه در رده‌های پایین، به قدری ناچیز است که انگیزه‌ای برای کار عمیق و دقیق در آن‌ها ایجاد نمی‌کند. علاوه بر این، در بسیاری از ادارات، یک توافق نانوشته وجود دارد: تا زمانی که شکایت رسمی یا گزارشی از تخلف واصل نشود، نیازی به موشکافی و ایجاد تنش با مدیران مدارس نیست. حسابدار می‌داند که اگر یک فاکتور را رد کند، باید پاسخگوی مدیر مدرسه و احتمالاً رئیس اداره باشد، گزارش توجیهی بنویسد و خود را درگیر فرایندی فرسایشی کند. در مقابل، تأیید آن فاکتور، هیچ تبعاتی برایش ندارد، زیرا در نهایت مسئولیت حقوقی تخلف احتمالی متوجه مدیر مدرسه و شورای مالی است. این عدم تقارن ریسک و پاداش، حسابدار را به تأییدکننده‌ای خنثی و بی‌انگیزه بدل می‌کند.

چهارمین مشکل، نبود سامانه‌های اطلاعاتی یکپارچه و فقدان استعلام‌پذیری است. حسابدار اداره برای آنکه یک فاکتور را راستی‌آزمایی کند، چه ابزاری در اختیار دارد؟ یک سامانه متمرکز که قیمت روز اقلام مصرفی مدارس را نشان دهد وجود ندارد. یک پایگاه داده برای استعلام صحت فاکتور از فروشندگان وجود ندارد. یک سامانه برای تطبیق تعمیرات گزارش‌شده با تصاویر ماهواره‌ای یا بازدیدهای پیشین وجود ندارد. حسابدار با انبوهی کاغذ روبه‌روست که جز ظاهر آن‌ها، چیزی برای بررسی ندارد. در چنین خلأ اطلاعاتی، هر فاکتوری که ظاهرش مرتب باشد، از فیلتر می‌گذرد.

پیامد سیستماتیک: فسادهای خرد چگونه به رویه‌ای پایدار بدل می‌شوند

ترکیب شورای مالی صوری، اعضای فاقد قدرت مخالفت، و حسابداران بی‌تخصص و بی‌انگیزه، محیطی را ایجاد می‌کند که در آن فسادهای کوچک مالی، هیچ مانع جدی‌ای بر سر راه خود نمی‌بینند. نکته تأمل‌برانگیز آن است که این فسادها الزاماً بزرگ و سازمان‌یافته نیستند. یک مدیر که ماهانه چندصدهزار تومان از بودجه تعمیرات را با فاکتور جعلی برمی‌دارد، یا مبلغ کمک‌های مردمی را کامل ثبت نمی‌کند، در نگاه اول یک مجرم بزرگ مالی به نظر نمی‌رسد. اما وقتی همین رفتار در هزاران مدرسه کشور به شکلی سیستماتیک و بدون ترس از کشف تکرار شود، مجموع خسارت‌ها به بودجه آموزش و پرورش و اعتماد عمومی به نهاد مدرسه، رقمی بسیار قابل توجه خواهد بود.

علاوه بر این، همین فسادهای خرد، به مرور به فرهنگ سازمانی بخشی از مدارس تبدیل می‌شوند. مدیر جدیدی که وارد مدرسه‌ای می‌شود، از همکارانش می‌شنود که «همه همین کار را می‌کنند» و «اگر تو نکنی، احمق به حساب می‌آیی». بدین ترتیب، یک چرخه یادگیری اجتماعی منفی شکل می‌گیرد که در آن تخلفات مالی، عادی‌سازی می‌شوند و از نسلی از مدیران به نسل بعد منتقل می‌گردند. این عادی‌سازی، شاید خطرناک‌ترین پیامد ساختار نظارتی معیوب باشد؛ زیرا دیگر نه تنها سیستم، که وجدان‌های فردی نیز در برابر تخلف خلع سلاح می‌شوند.

راه‌های برون‌رفت: بازآفرینی شورای مالی و تقویت نظارت واقعی

برای شکستن این چرخه، راه‌حل‌های مقطعی و دستوری کافی نیست. آنچه لازم است، بازطراحی بنیادین ساختار شورای مالی و سازوکارهای حسابرسی است. در گام نخست، آیین‌نامه شورای مالی باید بازنویسی شود تا اختیارات اعضای غیرمدیر افزایش یابد و ریاست جلسه دیگر در انحصار مدیر نباشد. مثلاً ریاست شورا می‌تواند به صورت چرخشی میان معاونین و نماینده معلمان تقسیم شود. همچنین، مصوبات شورای مالی باید با رأی‌گیری مخفی و ثبت نظر مخالفان در صورت‌جلسه انجام شود تا فشار گروهی کاهش یابد.

در گام دوم، لازم است تمام صورت‌جلسات و فاکتورهای مالی مدارس در یک سامانه برخط و شفاف بارگذاری شود. این سامانه باید به گونه‌ای طراحی شود که اولیای دانش‌آموزان و معلمان همان مدرسه، امکان مشاهده جزئیات هزینه‌ها را داشته باشند. شفافیت عمومی، بزرگ‌ترین دشمن فساد است. وقتی یک پدر یا مادر بداند که می‌تواند با ورود به یک سامانه، ببیند که کمک‌های مردمی دقیقاً صرف چه چیزی شده، احتمال دستکاری در اسناد به شدت کاهش می‌یابد. در این سامانه، امضای الکترونیک اعضای شورا باید جایگزین امضای دستی شود تا جعل امضا غیرممکن گردد و هر عضو، مسئولیت حقوقی مصوبات را شخصاً بر عهده بگیرد.

در گام سوم، ادارات آموزش و پرورش باید واحدهای سیار بازرسی مالی با ترکیبی از حسابرسان رسمی، کارشناسان فنی و نمایندگان انجمن اولیا و مربیان منطقه ایجاد کنند. این واحدها موظفند به صورت تصادفی و سرزده، از مدارس بازدید و ضمن تطبیق فاکتورها با موجودی واقعی، با اعضای شورای مالی نیز مصاحبه کنند تا از صحت برگزاری جلسات و اصالت امضاها اطمینان حاصل شود. گزارش‌های این بازرسی‌ها نیز باید در سامانه شفافیت منتشر شود.

در گام چهارم، نظام آموزشی مستمر و اجباری برای حسابداران ادارات ایجاد شود. این آموزش‌ها نه تنها باید مهارت‌های فنی کشف تقلب را پوشش دهند، بلکه باید آن‌ها را با حقوق و تکالیف قانونی‌شان به عنوان آخرین صافی بودجه عمومی آشنا کنند. همزمان، باید سازوکارهای تشویقی برای حسابدارانی که موفق به کشف تخلف می‌شوند و نیز سازوکارهای تنبیهی برای آن‌ها که در تأیید اسناد جعلی اهمال می‌ورزند، پیش‌بینی شود.

در گام پنجم، باید از معلمان و اولیای عضو شورای مالی، حمایت قانونی و تشکیلاتی به عمل آید. ایجاد یک سازوکار گزارش‌دهی امن (مانند سامانه گزارش تخلفات با حفظ هویت) که در آن اعضای شورا بتوانند بدون ترس از انتقام‌جویی، موارد تخلف را به اداره یا نهادهای نظارتی بالاتر گزارش دهند، ضروری است. تا زمانی که یک معلم، امنیت شغلی خود را در برابر مخالفت با تخلفات مالی در خطر ببیند، هیچ آیین‌نامه و بخشنامه‌ای نمی‌تواند شورای مالی را از وضعیت تشریفاتی به نهادی واقعی بدل کند.

نتیجه‌گیری

شورای مالی مدرسه، که در قانون به عنوان چشم بیدار مدرسه برای نظارت بر بودجه تعریف شده، در عمل به یک مُهر لاستیکی برای تأیید تصمیمات یک‌جانبه مدیر بدل شده است. جعل امضا، تشکیل جلسات صوری، ناتوانی اعضا در ابراز مخالفت واقعی به دلیل ترس از تلافی، و در نهایت عبور آسان این اسناد جعلی از فیلتر حسابداران بی‌تخصص و بی‌انگیزه ادارات، چرخه‌ای را تشکیل می‌دهد که فسادهای کوچک را نه تنها متوقف نمی‌کند، بلکه آن‌ها را به رویه‌ای سیستمی و بادوام تبدیل می‌نماید. شکستن این چرخه، نیازمند شجاعت در بازتوزیع قدرت در درون مدرسه، شفاف‌سازی بی‌سابقه اطلاعات مالی در برابر ذی‌نفعان اصلی (معلمان و اولیا)، و ایجاد واحدهای حسابرسی مستقل و کارآمد است. بدون این اقدامات بنیادین، نمی‌توان انتظار داشت که تخلفات مالی مدیران مدارس، که هرچند خرد اما به شدت گسترده‌اند، کاهش یابد.

حسین هادی پور
حسین هادی پور

آموزش پرورشمالیمدارساختلاس
۰
۰
حسین هادی پور
حسین هادی پور
امام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید