ویرگول
ورودثبت نام
حسین هادی پور
حسین هادی پورامام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
حسین هادی پور
حسین هادی پور
خواندن ۹ دقیقه·۱ ماه پیش

استاد حسین هادی پور : شیراز فراتر از ترافیک و خشکسالی: تحلیل معضلات نوپدید و ارائه راهکارهای تحول‌آفرین

شیراز فراتر از ترافیک و خشکسالی: تحلیل معضلات نوپدید و ارائه راهکارهای تحول‌آفرین

درآمدی بر لایه‌های پنهان بحران در قلب تمدنی ایران

پس از واکاوی چالش‌های کلان و تاریخی شیراز، از فرسایش بافت کهن و خشکیدن باغ‌های قصردشت گرفته تا ترافیک فلج‌کننده و آلودگی هوا، ضروری است که نگاه خود را به لایه‌های عمیق‌تر و بعضاً نوپدیدتری معطوف کنیم که بی‌سروصدا کیفیت زندگی را در این کلان‌شهر می‌فرسایند. این معضلات که شاید در نگاه اول به اندازه یک بحران کم‌آبی تیتر رسانه‌ها نشوند، در بلندمدت تأثیراتی مخرب‌تر و ماندگارتر بر پیکره اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی شیراز بر جای می‌گذارند. از دست‌اندازی نظام‌مند به حریم طبیعی و کوه‌های اطراف گرفته تا زوال تدریجی محله‌های اصیل و تبدیل آن‌ها به کانون‌های آسیب اجتماعی، از مدیریت غیرعلمی پسماند و زباله‌های ساختمانی تا بحران سرگردانی سگ‌های بی‌پناه، همگی نشانه‌های یک سیستم مدیریت شهری هستند که در برابر تغییرات پرشتاب، منفعل و عقب‌مانده عمل کرده است. این نوشتار می‌کوشد این مشکلات کمتر پرداخته‌شده را در کانون توجه قرار داده و برای هر یک، راهکارهایی علمی، اجرایی و مبتنی بر تجارب موفق جهانی ارائه دهد.

مشکل یکم: دست‌اندازی به دامنه‌های کوهستانی و تخریب اکوسیستم‌های پیراشهری

شیراز در محاصره رشته کوه‌های زاگرس و دامنه‌های سرسبزی قرار دارد که نقشی حیاتی در تعدیل آب‌وهوا، تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی و شکل‌دهی به منظر شهری ایفا می‌کنند. با این حال، طی دو دهه اخیر، فشار فزاینده برای ساخت و ساز، ابتدا در قالب باغ‌شهرهای ویلایی و اکنون در شکل برج‌های چندطبقه، به دامنه‌های کوهستانی شمال و شمال غرب شیراز هجوم آورده است. مناطق کوهستانی مانند بمو، دراک، باباکوهی و به ویژه دامنه‌های مشرف به قصردشت و معالی‌آباد، صحنه یک تراژدی زیست‌محیطی خاموش هستند. پوشش گیاهی طبیعی که طی قرن‌ها تکامل یافته و شامل گونه‌های مقاوم به خشکی مانند بادام کوهی، بنه، ارژن و گون است، برای ایجاد راه‌های دسترسی و فونداسیون ساختمان‌ها تخریب می‌شود. شیب‌های طبیعی شکافته می‌شوند و تعادل زمین‌شناسی منطقه برهم می‌خورد. پیامد این اقدامات، افزایش روان‌آب‌های سطحی و خطر سیلاب‌های مخرب در پایین‌دست، فرسایش شدید خاک که قرن‌ها طول می‌کشد تا احیا شود، و تخریب زیستگاه‌های حیات وحش بومی از جمله قوچ، میش، پلنگ و گونه‌های پرندگان شکاری است.

راهکار مقابله با این بحران، نیازمند توقف فوری و بدون استثنای هرگونه تغییر کاربری و ساخت و ساز در حریم کوهستانی است. شورای عالی شهرسازی و معماری ایران باید با همکاری شهرداری و منابع طبیعی، «خط‌های قرمز قطعی حریم شهری» را تعیین و در سند جامع شهر تثبیت کند. این خطوط باید فراتر از محدوده‌های فعلی، بر اساس توان اکولوژیک و نقش هیدرولوژیک ارتفاعات ترسیم شوند. هرگونه تخلف در این حریم، باید با قلع‌وقمع بنا و اعمال جریمه‌های سنگین و بازدارنده همراه باشد. اما منع کردن به تنهایی کافی نیست. باید ارزش اقتصادی و تفریحی این ارتفاعات را به نفع عموم شهروندان فعال کرد. شهرداری شیراز می‌تواند با اجرای «طرح کمربند سبز کوهستانی شیراز»، دامنه‌ها را به پارک‌های کوهستانی عمومی، مسیرهای پیاده‌روی و کوهنوردی استاندارد، و باغ‌های گیاه‌شناسی با گونه‌های بومی تبدیل کند. این اقدام، ضمن حفاظت از اکوسیستم، فضاهای فراغتی سالم و جذابی برای میلیون‌ها شهروند شیرازی ایجاد می‌کند و به جای آنکه کوه‌ها در پشت دیوار باغ‌های خصوصی پنهان شوند، به ثروتی عمومی و هویتی برای همه مردم بدل می‌گردند.

مشکل دوم: زوال محله‌های تاریخی و تشدید آسیب‌های اجتماعی

در تحلیل پیشین به فرسودگی کالبدی بافت تاریخی پرداخته شد، اما یک بعد عمیق‌تر و ملموس‌تر از این بحران، زوال اجتماعی و فرهنگی محله‌های قدیمی شیراز است. محله‌هایی مانند درب شازده، سردزک، سر باغ، اسحاق‌بیگ و بخش‌هایی از سنگ‌سیاه که روزگاری نماد همبستگی، اصالت و فرهنگ غنی شیرازی بودند، امروز به کانون‌های آسیب‌های اجتماعی بدل شده‌اند. مهاجرت ساکنان اصیل و مرفه به مناطق مدرن‌تر شهر، موجب شده خانه‌های تاریخی به صورت قطعه‌قطعه به مهاجران کم‌درآمد، کارگران فصلی و حاشیه‌نشینان اجاره داده شود. در نبود نظارت کافی، بسیاری از این خانه‌ها به پاتوق‌های خرید و فروش مواد مخدر، کارگاه‌های زیرزمینی و مکان‌های ناامن تبدیل شده‌اند. کوچه‌های تنگ و تاریک که در گذشته با سایه درختان نارنج و عطر بهارنارنج معنا می‌یافتند، اکنون به مسیرهای ناامنی بدل شده‌اند که به ویژه برای زنان و کودکان، حس ترس و تهدید را به همراه دارند.

این وضعیت، یک چرخه شوم ایجاد کرده است: تخریب بافت اجتماعی، فرار سرمایه‌های انسانی و مالی، کاهش ارزش املاک، و در نهایت بی‌توجهی بیشتر شهرداری و نهادهای خدماتی به این مناطق. راه‌حل این معضل، صرفاً پاکسازی‌های قهری و پلیسی نیست که در کوتاه‌مدت و به صورت مقطعی جواب می‌دهد. باید از رویکرد «بازآفرینی شهری اجتماع‌محور» پیروی کرد. در این رویکرد، گام نخست، حضور مستمر و فعال تیم‌های مددکاری اجتماعی، روان‌شناسی و سلامت در خود این محله‌هاست. این تیم‌ها باید به جای برخورد از بالا به پایین، با ساکنان ارتباط برقرار کنند، به معتادان و آسیب‌دیدگان اجتماعی خدمات کاهش آسیب و ترک اعتیاد ارائه دهند، و برای خانواده‌های کم‌درآمد مسیرهای توانمندسازی شغلی و آموزشی فراهم کنند. گام دوم، بازگرداندن «حس تعلق» و «غرور محله‌ای» است. شهرداری باید با کمک خود ساکنان، پروژه‌های کوچک‌مقیاس اما پرتأثیر مانند مرمت سر در خانه‌های قدیمی، کف‌سازی مناسب کوچه‌ها، نورپردازی هنرمندانه، نصب گلدان‌های بزرگ با درختان نارنج، و رنگ‌آمیزی هماهنگ دیوارها را اجرا کند. احیای یک حسینیه، یک مسجد تاریخی یا یک حمام قدیمی به عنوان مرکز فرهنگی محله نیز می‌تواند کانونی برای همبستگی جدید باشد. در نهایت، باید مشوق‌های اقتصادی برای بازگشت ساکنان اصیل یا جذب هنرمندان و صنعتگران به این محله‌ها طراحی شود. اعطای وام‌های بلندمدت مرمت و اجاره به شرط تملیک برای خانه‌های تاریخی، می‌تواند موتور محرک احیای این بافت‌های ارزشمند باشد.

مشکل سوم: بحران مدیریت پسماند و فاجعه زیست‌محیطی دفن زباله

شیراز روزانه با تولید حدود هزار و دویست تن زباله شهری، با یک چالش بزرگ زیرساختی و زیست‌محیطی روبروست. محل دفن زباله‌های شیراز در منطقه برمشور، سال‌هاست که به یک معضل حاد برای مناطق اطراف و یک تهدید جدی برای آب‌های زیرزمینی تبدیل شده است. شیرابه‌های سمی ناشی از انباشت زباله‌ها، به اعماق زمین نفوذ می‌کنند و خطر آلودگی سفره‌های آب شیرین را به همراه دارند. بوی تعفن، تجمع پرندگان و حشرات موذی، و انتشار گازهای گلخانه‌ای، زندگی را برای ساکنان روستاهای اطراف دشوار کرده است. اما مشکل تنها به محل دفن محدود نمی‌شود. در خود شهر، نظام جمع‌آوری زباله ناکارآمد و غیربهداشتی است. مخازن بزرگ فلزی در گوشه خیابان‌ها، اغلب سرریز می‌شوند، منظره‌های زشتی ایجاد می‌کنند و کانون تجمع حیوانات ولگرد می‌شوند. تفکیک از مبدأ نیز با وجود سال‌ها شعار، به طور جدی اجرا نشده و درصد بسیار کمی از زباله‌ها بازیافت می‌شوند. بخش قابل توجهی از پسماندها، به ویژه نخاله‌های ساختمانی، به طور غیرقانونی در حاشیه جاده‌ها، بستر رودخانه خشک و زمین‌های خالی رها می‌شوند و چهره شهر را مخدوش می‌کنند.

برون‌رفت از این بحران، نیازمند یک برنامه پنج‌ساله «تحول دیجیتال و فرهنگی پسماند» است. نخست، شهرداری شیراز باید با مشارکت بخش خصوصی، احداث یک «کارخانه پردازش مکانیزه و تولید انرژی از زباله» (زباله‌سوز با فناوری پلاسما یا هاضم بی‌هوازی) را در اولویت قرار دهد. این فناوری‌ها، حجم زباله دفنی را تا نود درصد کاهش می‌دهند و از آن برق و کود کمپوست تولید می‌کنند. دوم، نظام جمع‌آوری باید از مخازن اشتراکی به «جمع‌آوری هوشمند درِ منزل» تغییر کند. می‌توان اپلیکیشنی طراحی کرد که شهروندان از طریق آن، زمان تحویل پسماند تفکیک‌شده خود را اعلام کنند و خودروهای کوچک‌تر و چابک‌تر، مخصوصاً در بافت‌های قدیمی با کوچه‌های باریک، آن‌ها را جمع‌آوری کنند. سوم، یک برنامه جدی اقتصادی برای تشویق تفکیک از مبدأ باید اجرا شود. به جای شعار، باید به ازای هر کیلوگرم پسماند خشک تحویلی، مبلغی به کیف پول دیجیتال شهروندی افراد واریز شود یا تخفیف در عوارض شهری به آن‌ها تعلق گیرد. چهارم، برای مقابله با پدیده تخلیه غیرقانونی نخاله‌های ساختمانی، شهرداری باید سامانه‌ای ایجاد کند که در آن، مالکان و پیمانکاران ساختمانی ملزم شوند پیش از شروع ساخت و ساز، مقصد قانونی نخاله‌های خود را ثبت کنند و هزینه بازیافت آن را بپردازند. پهپادهای نظارتی می‌توانند به صورت دوره‌ای نقاط مستعد تخلیه غیرقانونی را رصد کرده و متخلفان را با جریمه‌های سنگین مواجه کنند.

مشکل چهارم: بحران کنترل جمعیت سگ‌های بی‌پناه؛ از تهدید بهداشتی تا مسئله اخلاقی

شیراز نیز مانند بسیاری از شهرهای ایران، در سال‌های اخیر با افزایش چشمگیر جمعیت سگ‌های ولگرد و بی‌پناه مواجه بوده است. گزارش‌های متعدد از حمله این سگ‌ها به شهروندان، به ویژه کودکان و سالمندان، و انتشار تصاویر آن در شبکه‌های اجتماعی، موجی از ترس و نگرانی را در میان مردم ایجاد کرده است. از سوی دیگر، شیوع بیماری‌های قابل انتقال میان سگ و انسان مانند هاری و کیست هیداتیک، یک تهدید جدی برای سلامت عمومی محسوب می‌شود. متأسفانه، رویکرد مدیریت شهری در ایران به این مسئله، میان دو قطب نوسان کرده است: گاهی برخوردهای قهری و معدوم‌سازی‌های جمعی که خشم حامیان حقوق حیوانات را برمی‌انگیزد، و گاهی بی‌توجهی کامل و رهاسازی مشکل. هر دو رویکرد، محکوم به شکست بوده‌اند. کشتار جمعی سگ‌ها، به دلیل قلمروطلبی و تولیدمثل جبرانی سگ‌های باقی‌مانده، نه تنها جمعیت را کنترل نمی‌کند، بلکه یک فاجعه اخلاقی و تصویری برای شهر ایجاد می‌کند.

راه‌حل علمی، اخلاقی و اثبات‌شده جهانی، برنامه «جمع‌آوری، عقیم‌سازی، واکسیناسیون و رهاسازی» (CNVR) یا در مواردی «عقیم‌سازی و نگهداری در پناهگاه» است. شهرداری شیراز باید با همکاری سازمان دامپزشکی و انجمن‌های حمایت از حیوانات مورد تأیید، یک مرکز تخصصی و بزرگ کنترل جمعیت حیوانات شهری تأسیس کند. در این مرکز، سگ‌های بی‌پناه به صورت سیستماتیک از سطح شهر جمع‌آوری می‌شوند، تحت معاینه دامپزشکی قرار می‌گیرند، عقیم می‌شوند، علیه بیماری‌ها به ویژه هاری واکسینه می‌گردند، و پس از پلاک‌گذاری و ثبت در سامانه، در صورت عدم وجود خطر، در همان محل قبلی خود (در صورتی که منطقه مسکونی پرازدحام نباشد) رها می‌شوند. عقیم‌سازی، کلید اصلی این برنامه است، زیرا از تولیدمثل‌های بی‌رویه جلوگیری می‌کند و به تدریج و طی چند سال، جمعیت سگ‌ها را به شکلی انسانی و پایدار کاهش می‌دهد. سگ‌های عقیم‌شده، رفتارهای تهاجمی کمتری دارند و قلمرو خود را در برابر ورود سگ‌های جدید محافظت می‌کنند. به موازات این برنامه، یک کمپین گسترده آموزش شهروندی نیز باید اجرا شود. فرهنگ‌سازی درباره عدم تغذیه مستقیم سگ‌ها در معابر، مدیریت صحیح زباله‌های خانگی که منبع اصلی تغذیه این سگ‌هاست، و ترویج فرزندخوانداری مسئولانه سگ‌های پناهگاهی، از ارکان تکمیلی این راه‌حل است. این برنامه، ضمن رعایت اصول اخلاقی و جلب رضایت افکار عمومی، در بلندمدت به مراتب کم‌هزینه‌تر و مؤثرتر از برخوردهای مقطعی و خشونت‌آمیز خواهد بود.

سخن پایانی: درمان دردهای کهنه با نگاه نو

شیراز، این کهن‌شهر بی‌همتا، برای آنکه بتواند از پس چالش‌های لاینحل‌مانده و معضلات نوظهور خود برآید، نیازمند یک انقلاب فکری در ساختار مدیریتی خویش است. تا زمانی که با مسائل پیچیده‌ای چون زوال بافت‌های اجتماعی، تخریب اکوسیستم‌های طبیعی و بحران حیوانات بی‌پناه با همان ابزارهای سنتی، بخشی‌نگر و از بالا به پایین برخورد شود، نه تنها گشایشی حاصل نمی‌گردد، بلکه این زخم‌ها چرکین‌تر می‌شوند. راه‌حل‌های ارائه‌شده در این نوشتار، همگی بر اصولی مشترک استوارند: پذیرش پیچیدگی، مشارکت دادن ذی‌نفعان و شهروندان، استفاده از فناوری‌های نوین، و مهم‌تر از همه، تغییر پارادایم از مدیریت بحران به پیشگیری و بازآفرینی پایدار. شیراز شایسته آن است که کوه‌هایش نفس بکشند، محله‌های تاریخی‌اش دوباره آکنده از زندگی و امنیت شوند، زباله‌هایش نه تهدید که فرصتی برای تولید ثروت باشند، و خیابان‌هایش برای کودکان، مادران و تمام موجودات زنده، امن و آرام باشد. این اهداف، بلندپروازانه اما کاملاً دست‌یافتنی هستند؛ به شرط آنکه «خواستن» در مدیران و «مطالبه‌گری» در شهروندان، به نهضتی همگانی بدل شود.

حسین هادی پور
حسین هادی پور

شیرازمشکلاتراه حل
۰
۰
حسین هادی پور
حسین هادی پور
امام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید