ویرگول
ورودثبت نام
حسین هادی پور
حسین هادی پورامام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
حسین هادی پور
حسین هادی پور
خواندن ۱۱ دقیقه·۱ روز پیش

استاد حسین هادی پور : قسمت دهم مشکلات شیراز، فضای بی دفاع شهری و نگهداشت

در ادامه مسیر کالبدشکافی مشکلات کلان‌شهر شیراز، این نوشتار به سراغ لایه‌هایی می‌رود که شاید از منظر سنتی شهرسازی و مدیریت شهری، کمتر در کانون توجه بوده‌اند، اما تأثیر آن‌ها بر کیفیت زندگی، سلامت اجتماعی و انسجام روانی شهروندان، دست‌کمی از بحران‌های کالبدی و زیرساختی ندارد. شیراز، با آن پیشینه فرهنگی و تاریخی، امروز با چالش‌هایی از جنس «روان‌شناسی شهری» و «جامعه‌شناسی فضا» روبروست؛ چالش‌هایی که راه‌حل‌های آن‌ها نه با بتن و آسفالت، که با تغییر در رویکردهای مدیریتی، بازآفرینی سرمایه اجتماعی و توجه به ابعاد نرم‌افزاری توسعه شهری ممکن می‌شود. در این نوشتار به پنج معضل دیگر می‌پردازیم: نخست، گسترش فضاهای بی‌دفاع شهری و جنسیت‌زدگی فضاهای عمومی؛ دوم، بحران هویت در شهرک‌های اقماری و محلات جدید؛ سوم، فقدان نظام پایدار نگهداشت شهر و فرهنگ تعمیر و مرمت؛ چهارم، ضعف در مدیریت بحران‌های نامحسوس مانند امواج گرما و وارونگی دما؛ و پنجم، نبود چشم‌انداز و برندسازی آینده‌نگرانه برای شیراز پسا بحران.

مشکل یکم: گسترش فضاهای بی‌دفاع شهری و جنسیت‌زدگی فضاهای عمومی

فضاهای عمومی شیراز، از پارک‌ها و پیاده‌روها گرفته تا پایانه‌های مسافربری و معابر خلوت، برای همه شهروندان به یک اندازه ایمن و دعوت‌کننده نیستند. زنان، دختران جوان، کودکان و افراد سالمند، به طور خاص در ساعات خلوت روز و شب، از تردد یا توقف در بسیاری از این فضاها احساس ناامنی می‌کنند. این ناامنی، صرفاً ناشی از وقوع جرم نیست، بلکه محصول طراحی نامناسب فضاها، روشنایی ناکافی، فقدان نظارت طبیعی (چشم‌های ناظر در خیابان)، و وجود فضاهای رها‌شده و بی‌متولی است که به «فضاهای بی‌دفاع شهری» معروفند. پل‌های عابر پیاده کم‌نور، زیرگذرهای خلوت، گوشه‌های تاریک پارک‌ها، و معابر باریک و پرپیچ‌وخم بافت قدیم که فعالیت تجاری و مسکونی فعال در جداره آن‌ها وجود ندارد، نمونه‌هایی از این فضاها هستند. پیامد این وضعیت، محدود شدن آزادی تردد و حضور زنان و گروه‌های آسیب‌پذیر در شهر، کاهش سرزندگی فضاهای عمومی، و تشدید احساس تبعیض و نابرابری جنسیتی است. شهری که نیمی از شهروندانش برای حضور در آن احساس امنیت نکنند، نمی‌تواند ادعای توسعه‌یافتگی و کیفیت زندگی بالا داشته باشد.

برای مقابله با این معضل، شهرداری شیراز باید با همکاری پلیس، شورای شهر و تشکل‌های مدنی، «برنامه جامع ایمن‌سازی فضاهای عمومی با رویکرد جنسیتی» را اجرا کند. گام نخست، «ممیزی امنیت فضاهای شهری از نگاه زنان و گروه‌های آسیب‌پذیر» است. تیم‌هایی متشکل از زنان متخصص شهرسازی، جامعه‌شناسی و مددکاری اجتماعی، به همراه خود شهروندان، باید در ساعات مختلف شبانه‌روز در محلات مختلف قدم بزنند و فضاهای ناامن، نقاط کور، و موانع احساس امنیت را شناسایی و روی نقشه ثبت کنند. این نقشه‌های امنیت، مبنای اقدامات بعدی خواهد بود. گام دوم، «طراحی مداخلات کالبدی ضدن امنی» است. این مداخلات شامل نصب روشنایی کامل و استاندارد در تمام معابر، پارک‌ها و زیرگذرها؛ حذف زوائد فیزیکی و پوشش‌های گیاهی متراکم که دید را مسدود می‌کنند؛ طراحی پل‌های عابر پیاده با جداره شفاف و دید باز؛ و ایجاد «کیوسک‌های امنیت» متصل به مرکز پلیس در فواصل منظم در فضاهای پرخطر است. گام سوم، «فعال‌سازی جداره‌های خیابانی» است. تشویق کسب‌وکارهای خرد، کافه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی به استقرار در جداره معابر خلوت، باعث ایجاد «چشم‌های ناظر» طبیعی و افزایش امنیت می‌شود. گام چهارم، «راه‌اندازی اپلیکیشن گزارش فوری ناامنی» است که زنان بتوانند در لحظه، موقعیت و نوع مزاحمت یا احساس خطر را به صورت بی‌صدا و سریع به مرکز کنترل گزارش دهند و نیروهای امدادی در کمترین زمان به محل اعزام شوند. شهر امن، شهری است که آزادی و کرامت همه شهروندانش را در فضاهای عمومی تضمین کند.

مشکل دوم: بحران هویت در شهرک‌های اقماری و محلات جدیدالاحداث

در دهه‌های اخیر، شیراز شاهد رشد قارچ‌گونه شهرک‌ها و مجتمع‌های مسکونی جدید در حاشیه‌های شمال غرب، جنوب شرق و شرق خود بوده است. مناطقی مانند شهرک گلستان، شهرک آرین، فازهای مختلف شهر صدرا (که پیش‌تر درباره آن نوشتیم)، و محلات نوساز در امتداد بلوارهای جدید، همگی از یک فقدان مشترک رنج می‌برند: بحران هویت. این محلات، فاقد مراکز محله‌ای معنادار، فضاهای عمومی جذاب، تاریخ شفاهی، و آن «روح مکان» هستند که یک محله را از صرفاً یک مجموعه ساختمان متمایز می‌کند. ساکنان این مناطق، اغلب هیچ حس تعلقی به محل زندگی خود ندارند. همسایگان یکدیگر را نمی‌شناسند، کودکان در فضاهای بی‌روح و بدون خاطره بزرگ می‌شوند، و زندگی اجتماعی به حداقل می‌رسد. این بحران هویت، در بلندمدت به افزایش حس بی‌ریشگی، کاهش سرمایه اجتماعی، و افزایش آسیب‌های روانی مانند افسردگی و انزوای اجتماعی دامن می‌زند. شهرکی که هویت نداشته باشد، هرگز به یک «محله» به معنای واقعی کلمه تبدیل نمی‌شود و ساکنانش در آن «مسکن» دارند، اما «زندگی» نمی‌کنند.

برای درمان این معضل، شهرداری شیراز باید «برنامه توسعه هویت‌بخشی به محلات جدید» را با رویکردی اجتماع‌محور طراحی کند. گام نخست، «طراحی و احداث مراکز محله‌ای چندعملکردی» به عنوان قلب تپنده این مناطق است. هر شهرک یا محله جدید باید یک «میدان محله» یا «خانه محله» داشته باشد که ترکیبی از بازارچه روز، کتابخانه، سالن اجتماعات، کافه، و فضای بازی کودکان باشد و به کانون تعاملات روزمره ساکنان تبدیل شود. گام دوم، «برنامه رویدادسازی و خاطره‌سازی جمعی» است. شهرداری باید با همکاری ساکنان، جشن‌ها، بازارچه‌های فصلی، جشنواره‌های غذا، و مسابقات ورزشی و هنری را به صورت منظم در این مراکز محله‌ای برگزار کند تا خاطرات مشترک مثبت خلق شود و بافت اجتماعی شکل گیرد. گام سوم، «نام‌گذاری مشارکتی و روایت‌آفرینی» است. به جای نام‌گذاری‌های انتزاعی و بی‌ربط، از ساکنان خواسته شود برای معابر، پارک‌ها و میادین محله خود نام‌های بامسما، مرتبط با تاریخ، جغرافیا یا شخصیت‌های محلی پیشنهاد دهند. همچنین، پروژه‌های هنری جمعی مانند نقاشی دیواری توسط خود ساکنان، یا کاشت درختان یادبود، می‌تواند حس مالکیت و تعلق را تقویت کند. گام چهارم، «الزام پروژه‌های بزرگ مسکونی به پیوست هویت‌بخشی» است. شهرداری باید در فرایند صدور پروانه ساخت برای مجتمع‌های بزرگ، آن‌ها را ملزم به اختصاص فضایی برای تعاملات اجتماعی و تأمین مالی اولیه برای رویدادهای محله‌ای کند.

مشکل سوم: فقدان نظام پایدار نگهداشت شهر و فرهنگ تعمیر و مرمت

شیراز، همچون بسیاری از شهرهای ایران، از «سندرم پروژه‌های نیمه‌تمام و فرسایش زودهنگام» رنج می‌برد. بودجه‌های کلان صرف احداث پروژه‌های جدید عمرانی، مبلمان شهری، و فضاهای سبز می‌شود، اما پس از افتتاح، بودجه و برنامه‌ای برای «نگهداشت» اصولی و مستمر آن‌ها وجود ندارد. نتیجه آنکه پیاده‌روهای نوساز ظرف چند ماه دچار شکستگی موزاییک می‌شوند، مبلمان پارک‌ها زنگ‌زده و شکسته رها می‌شوند، آبنماها از کار می‌افتند، و فضاهای سبز تازه‌تأسیس به دلیل نبود آبیاری و مراقبت کافی خشک می‌شوند. این چرخه معیوب «ساختن و رها کردن»، نه تنها هدررفت عظیم سرمایه‌های عمومی است، بلکه منظر شهری را نیز دچار آشفتگی و افسردگی بصری می‌کند. ریشه این مشکل، در نگاه «پروژه‌محور» به جای «مدیریت دارایی» است. شهرداری‌ها بودجه برای ساخت می‌گیرند، اما ردیف بودجه مشخص و پایداری برای نگهداری بلندمدت دارایی‌های فیزیکی شهر ندارند.

برای گسستن این چرخه، شهرداری شیراز باید «نظام مدیریت دارایی‌های فیزیکی و برنامه جامع نگهداشت شهری» را مستقر کند. گام نخست، «ثبت و ممیزی تمام دارایی‌های فیزیکی شهر» است. تمام پیاده‌روها، مبلمان شهری، پارک‌ها، پل‌ها، معابر، ایستگاه‌ها و تأسیسات باید شناسنامه فنی و شناسنامه دارایی داشته باشند که در یک سامانه اطلاعات جغرافیایی ثبت شده باشد. گام دوم، «تخصیص بودجه نگهداشت پیشگیرانه» است. یک قانون داخلی شهرداری باید تصویب کند که برای هر پروژه عمرانی جدید، درصد مشخصی از هزینه ساخت آن (مثلاً پنج درصد) به صورت سالانه و مستمر به ردیف بودجه نگهداشت آن دارایی اختصاص یابد. گام سوم، «ترویج فرهنگ تعمیر و مرمت در میان شهروندان» از طریق کمپین‌های آموزشی و نصب تابلوهای راهنمای مراقبت در پارک‌ها و فضاهای عمومی است. گام چهارم، «راه‌اندازی سامانه گزارش مردمی خرابی‌ها» (Fix-My-Street) است. یک اپلیکیشن ساده که شهروندان بتوانند با عکس گرفتن از یک شکستگی، چراغ خاموش یا نیمکت خراب، موقعیت دقیق آن را ثبت کرده و شهرداری موظف شود در یک بازه زمانی مشخص، آن را تعمیر کند و گزارش تعمیر را برای گزارش‌دهنده ارسال نماید. شهر تمیز و آراسته، نه صرفاً با ساخت‌وساز، که با مراقبت مستمر معنا می‌یابد.

مشکل چهارم: ضعف در مدیریت بحران‌های نامحسوس مانند امواج گرما و وارونگی دما

شیراز، با تابستان‌های گرم و خشک خود، به طور فزاینده‌ای در معرض «امواج گرمایی» قرار دارد؛ دوره‌هایی که دمای هوا برای چند روز متوالی به طور بی‌سابقه‌ای بالا می‌رود و می‌تواند مرگ‌ومیر ناشی از گرمازدگی، به ویژه در میان سالمندان، کودکان و بیماران قلبی-تنفسی را افزایش دهد. همچنین، پدیده «وارونگی دما» در فصول سرد سال، موجب ماندگاری آلاینده‌ها در سطح زمین و افزایش شدید شاخص آلودگی هوا می‌شود. با این حال، مدیریت شهری شیراز فاقد یک «برنامه عملیاتی پاسخ به امواج گرما و شرایط اضطرار آلودگی هوا» است. اقدامات فعلی، محدود به اعلام هشدارهای هواشناسی و توصیه‌های عمومی است که برای اقشار آسیب‌پذیر کافی نیست. در غیاب یک برنامه منسجم، هر موج گرما می‌تواند به یک فاجعه خاموش بهداشتی بدل شود.

برای پر کردن این خلأ، شهرداری شیراز با همکاری دانشگاه علوم پزشکی، هواشناسی و مدیریت بحران استانداری، باید «برنامه عملیاتی مقابله با امواج گرما و آلودگی هوای حاد» را تدوین کند. گام نخست، «ایجاد سامانه هشدار زودهنگام» است که بر اساس پیش‌بینی‌های هواشناسی، چند روز قبل از وقوع یک موج گرمای شدید یا شرایط وارونگی خطرناک، به شهروندان و دستگاه‌های اجرایی هشدار دهد. گام دوم، «ایجاد پناهگاه‌های خنک شهری» است. شهرداری باید فهرستی از ساختمان‌های عمومی دارای تهویه مطبوع (مانند مساجد، فرهنگسراها، کتابخانه‌ها و ایستگاه‌های مترو) را مشخص کند که در روزهای بحرانی، به عنوان پناهگاه خنک به روی عموم، به ویژه بی‌خانمان‌ها و سالمندان تنها، باز شوند. گام سوم، «ارائه خدمات سیار» است. تیم‌های سیار شهرداری و هلال احمر باید در روزهای اوج گرما، آب آشامیدنی خنک را در ایستگاه‌های اتوبوس، میادین پرتردد و پارک‌ها توزیع کنند و وضعیت افراد آسیب‌پذیر خیابانی را بررسی نمایند. گام چهارم، «مدیریت ترافیک و منابع آلاینده» در روزهای وارونگی دما است. طرح‌های محدودیت تردد خودروهای شخصی و تعطیلی موقت صنایع آلاینده باید به صورت از پیش برنامه‌ریزی‌شده و بدون اتلاف وقت اجرا شوند. شهری که برای بحران‌های نامحسوس اما مرگبار آماده نباشد، در برابر تهدیدات واقعی آسیب‌پذیر خواهد بود.

مشکل پنجم: نبود چشم‌انداز و برندسازی آینده‌نگرانه برای شیرازِ پس از بحران‌ها

شیراز، با وجود انبوه طرح‌های جامع و تفصیلی، فاقد یک «چشم‌انداز روایی و برند شهری» جذاب، الهام‌بخش و قابل فهم برای شهروندان و جهان است. منظور از برند شهری، یک لوگو یا شعار تبلیغاتی نیست، بلکه یک «داستان منسجم از آینده مطلوب شهر» است که بر اساس دارایی‌های منحصربه‌فرد آن شکل گرفته و بتواند انرژی و سرمایه‌های اجتماعی و اقتصادی را برای تحقق آن بسیج کند. برای مثال، دوبی خود را به عنوان شهر نوآوری و تجارت جهانی روایت کرد، بارسلون خود را با معماری و هنر شهری پیوند زد، و کیوتو با حفظ هویت سنتی و صنایع خلاق خود برندسازی کرد. شیراز اما، هنوز نتوانسته است فراتر از «شهر حافظ و سعدی» و «شهر باغ‌ها» (که اکنون هر دو در معرض تهدیدند)، یک چشم‌انداز روایی مدرن، چندبعدی و الهام‌بخش برای آینده خود خلق کند. این خلأ، موجب سردرگمی در اولویت‌بندی پروژه‌ها، ناتوانی در جذب سرمایه‌گذاران و گردشگران هدفمند، و عدم شکل‌گیری یک جنبش اجتماعی برای ساختن آینده شهر می‌شود.

برای حل این مسئله، شهرداری شیراز باید «پروژه ملی برندسازی و تدوین چشم‌انداز شیراز ۱۴۵۰» را با مشارکت گسترده نخبگان، هنرمندان، شهروندان و بخش خصوصی راه‌اندازی کند. گام نخست، «تدوین سند دارایی‌های استراتژیک و هویت رقابتی شیراز» است. این سند باید به این پرسش پاسخ دهد که شیراز در چه حوزه‌هایی می‌تواند در سطح ملی و بین‌المللی حرف اول را بزند؟ آیا این حوزه، سلامت و پزشکی است؟ آیا صنایع خلاق و رسانه است؟ آیا گردشگری ادبی و عرفانی است؟ آیا فناوری و اقتصاد دیجیتال است؟ یا ترکیبی از این‌ها؟ گام دوم، «طراحی یک فرایند خلاقانه و مشارکتی» برای خلق چشم‌انداز است. فراخوانی بزرگ برای دریافت ایده‌های شهروندان، کارگاه‌های آینده‌پژوهی با حضور جوانان، و رقابت میان تیم‌های طراحی و روایت‌پردازی می‌تواند به خلق یک چشم‌انداز جمعی و پذیرفتنی منجر شود. گام سوم، «تبدیل چشم‌انداز به یک برند شهری» است. این برند باید در تمام ابعاد شهر از طراحی مبلمان شهری و بسته‌بندی محصولات فرهنگی گرفته تا کمپین‌های بین‌المللی گردشگری و جذب سرمایه‌گذاری، به طور یکپارچه نمود پیدا کند. گام چهارم، «ایجاد یک نهاد متولی برند و بازاریابی شهری» در ساختار شهرداری است که مسئولیت حفظ انسجام، ارتقا و پایش مستمر برند شیراز را بر عهده داشته باشد. شهری که نداند می‌خواهد در بیست سال آینده چه باشد، محکوم است به آنکه منفعلانه توسط رویدادها شکل داده شود، نه آنکه خود، شکل‌دهنده آینده خویش باشد.

سخن پایانی: شیراز، نیازمند یک رنسانس نرم‌افزاری

در این نهمین گام از واکاوی مشکلات شیراز، آنچه بیش از پیش آشکار می‌شود، ضرورت یک «رنسانس نرم‌افزاری» در کنار نوسازی‌های سخت‌افزاری است. شیراز، برای آنکه از پس چالش‌های کالبدی خود برآید، نخست باید زخم‌های روانی، اجتماعی و هویتی خود را التیام بخشد. شهری که فضای عمومی آن برای زنان امن نباشد، محلات جدیدش بی‌هویت و بی‌روح باشند، دارایی‌هایش زود فرسوده و رها شوند، در برابر امواج گرما بی‌دفاع باشد، و چشم‌انداز روشنی از آینده خود نداشته باشد، حتی اگر بهترین مترو و عریض‌ترین بزرگراه‌ها را هم داشته باشد، باز هم «شهری برای زندگی» نخواهد بود. توسعه واقعی، با ترمیم رابطه شهروندان با شهرشان آغاز می‌شود؛ رابطه‌ای که بر پایه احساس امنیت، تعلق، غرور و امید به آینده استوار باشد. مدیران شیراز باید به همان اندازه که برای افتتاح یک پل یا زیرگذر وقت و بودجه صرف می‌کنند، برای ایمن‌سازی فضاها برای زنان، هویت‌بخشی به محلات جدید، و خلق یک چشم‌انداز جمعی الهام‌بخش نیز سرمایه‌گذاری کنند. شیراز این ظرفیت را دارد که نه فقط مقصدی برای تماشای گذشته، که الگویی برای شهرهای آینده ایران باشد؛ شهری که در آن، حافظ و سعدی نه فقط بر سنگ مزارها، که در جان زندگی روزمره مردم جاری‌اند. این مهم، دور از دسترس نیست، اگر که آن را بخواهیم و برایش برنامه داشته باشیم.

حسین هادی پور
حسین هادی پور

شیرازاحساس امنیتآلودگی هواشهر‌های ایران
۰
۰
حسین هادی پور
حسین هادی پور
امام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید