در ادامه سلسله نوشتارهای واکاوی چالشهای کلانشهر شیراز، اینک به سراغ لایههای دیگری از معضلات میرویم که در تقاطع اقتصاد سیاسی، مدیریت منابع انسانی، سلامت اجتماعی و دیپلماسی شهری قرار دارند. شیراز، با تمام ظرفیتهای بینظیر خود، برای آنکه بتواند به جایگاه واقعیاش به عنوان یک کلانشهر توسعهیافته و زیستپذیر دست یابد، نیازمند حل مسائلی است که شاید در نگاه سطحی، در اولویت به نظر نرسند، اما در بلندمدت، تعیینکننده مسیر پیشرفت یا پسرفت شهر خواهند بود. در این نوشتار، پنج معضل ساختاری دیگر را مورد تحلیل قرار میدهیم: نخست، مدیریت ناکارآمد املاک و داراییهای شهرداری و اقتصاد زمین؛ دوم، نبود مرکز نوآوری و اقتصاد دیجیتال شهری؛ سوم، بحران تنهایی و فرسایش سرمایه اجتماعی در محلات؛ چهارم، ضعف در اندازهگیری و انتشار شاخصهای کیفیت زندگی شهری؛ و پنجم، فقدان دیپلماسی شهری و عدم بهرهگیری از ظرفیت برند شیراز در تعاملات بینالمللی.
مشکل یکم: مدیریت ناکارآمد املاک و داراییهای شهرداری و اقتصاد زمین
شهرداری شیراز، به عنوان یکی از بزرگترین مالکان زمین و املاک در سطح شهر، از یک سیستم مدیریت داراییهای غیرمنقول شفاف، کارآمد و استراتژیک برخوردار نیست. املاک شهرداری اغلب به صورت پراکنده و بدون یک پایگاه داده یکپارچه مدیریت میشوند. بسیاری از این املاک، یا راکد و بلااستفاده رها شدهاند، یا با قراردادهای اجارههای بلندمدت و بسیار پایینتر از نرخ بازار در اختیار اشخاص حقیقی و حقوقی خاص قرار گرفتهاند. از سوی دیگر، واگذاری زمینهای شهری با کاربریهای ارزشمند به سرمایهگذاران، اغلب فاقد شفافیت کافی است و گاه به قیمتهایی بسیار کمتر از ارزش واقعی انجام میشود. این وضعیت، چندین پیامد منفی دارد: نخست، یک منبع درآمد پایدار و عظیم برای شهرداری هدر میرود و شهر برای تأمین بودجه به منابع ناپایدار مانند عوارض ساخت و ساز و فروش تراکم وابسته میماند. دوم، رانتهای بزرگ اقتصادی شکل میگیرد و زمینه فساد فراهم میشود. سوم، فرصتهای توسعهای استراتژیک شهر، به دلیل عدم مدیریت صحیح داراییها، از دست میرود.
برای حل این معضل، شهرداری شیراز باید «نظام جامع مدیریت استراتژیک داراییهای غیرمنقول» را مستقر کند. گام نخست، «ممیزی کامل و ایجاد سامانه اطلاعات جغرافیایی املاک شهرداری» است. تمام املاک متعلق به شهرداری و سازمانهای تابعه، باید با مختصات دقیق، وضعیت مالکیت، کاربری فعلی، ارزش روز، و نوع بهرهبرداری در یک سامانه یکپارچه ثبت شوند. گام دوم، «تدوین استراتژی بهرهبرداری بهینه از هر دارایی» است. برای هر ملک، باید مشخص شود که آیا باید برای ارائه خدمات عمومی حفظ شود، یا برای توسعههای مشارکتی با بخش خصوصی واگذار گردد، یا اینکه از طریق مزایده شفاف به فروش برسد. گام سوم، «شفافسازی کامل فرایند واگذاری و اجاره املاک» است. تمامی قراردادهای جدید واگذاری و اجاره باید از طریق یک سامانه الکترونیکی و با مزایده عمومی انجام شود و اطلاعات آنها به صورت برخط در دسترس عموم قرار گیرد. گام چهارم، «ایجاد صندوق سرمایهگذاری املاک و مستغلات شهری» است که بتواند از محل تجمیع و بهرهبرداری حرفهای از داراییهای شهرداری، یک جریان درآمدی پایدار و شفاف برای تأمین مالی پروژههای زیرساختی و خدمات عمومی ایجاد کند. مدیریت هوشمندانه داراییها، میتواند شهرداری را از یک نهاد متکی به درآمدهای ناپایدار، به یک نهاد توانمند مالی تبدیل کند.
مشکل دوم: نبود مرکز نوآوری و اقتصاد دیجیتال شهری
شیراز، با دارا بودن دانشگاههای معتبر، جمعیت بالای دانشجو و فارغالتحصیلان مستعد، و هزینههای زندگی و کسبوکار نسبتاً پایینتر نسبت به تهران، پتانسیل عظیمی برای تبدیل شدن به یک قطب اقتصاد دیجیتال و نوآوری در ایران دارد. با این حال، فقدان یک اکوسیستم منسجم و حمایتگر، موجب شده که بسیاری از استارتاپها و نیروهای خلاق، یا شیراز را به مقصد تهران ترک کنند، یا در همان مراحل اولیه با شکست مواجه شوند. فضای کار اشتراکی محدود، نبود شتابدهندههای تخصصی قدرتمند، عدم حمایت مالی هدفمند شهرداری از کسبوکارهای نوپا، و از همه مهمتر، نبود یک «مرکز نوآوری شهری» که حلقه اتصال میان دانشگاهها، صنایع، شهرداری و استارتاپها باشد، از جمله موانع اصلی هستند. شهرداری شیراز، که خود بزرگترین سازمان و یکی از بزرگترین متقاضیان راهحلهای فناورانه در شهر است، میتواند نقشی محوری در شکلدهی به این اکوسیستم ایفا کند، اما تاکنون در این زمینه منفعل بوده است.
برای پر کردن این خلأ، شهرداری شیراز باید «برنامه ایجاد و توسعه زیستبوم نوآوری شهری» را با محوریت تأسیس «مرکز نوآوری شیراز» اجرا کند. گام نخست، «اختصاص یک فضای شهری مناسب و با طراحی الهامبخش» برای استقرار این مرکز است. این مرکز باید شامل فضای کار اشتراکی، آزمایشگاههای ساخت دیجیتال (فبلب)، استودیوهای طراحی و رسانه، و سالنهای برگزاری رویداد باشد. گام دوم، «طراحی و اجرای برنامههای شتابدهی و نوآوری باز» است. شهرداری باید مسائل و چالشهای واقعی خود در حوزههایی مانند ترافیک، پسماند، فضای سبز، مدیریت بحران و خدمات شهروندی را در قالب «فراخوانهای نوآوری باز» به استارتاپها و تیمهای دانشگاهی ارائه دهد و از بهترین راهحلها حمایت مالی و فنی کرده و آنها را به عنوان اولین مشتری خریداری کند. گام سوم، «ایجاد صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر شهری» با مشارکت شهرداری، بانکها و بخش خصوصی است که در استارتاپهای حوزه فناوریهای شهری سرمایهگذاری کند. گام چهارم، «برنامهریزی برای رویدادهای ملی و بینالمللی» مانند «هفته نوآوری شیراز»، هکاتونهای تخصصی و کنفرانسهای فناوریهای شهری است که شیراز را به عنوان یک مقصد جذاب برای نوآوران و سرمایهگذاران معرفی کند.
مشکل سوم: بحران تنهایی و فرسایش سرمایه اجتماعی در محلات
در پس ظاهر پرتحرک خیابانهای شیراز، یک بحران خاموش در حال گسترش است: بحران تنهایی و کاهش روابط اجتماعی معنادار. تغییر سبک زندگی، غالب شدن فضای مجازی بر تعاملات رودررو، کوچک شدن خانوادهها، افزایش آپارتماننشینی در مجتمعهای بیروح، و کاهش فرصتهای مشارکت اجتماعی خودجوش، همگی به افزایش احساس تنهایی، به ویژه در میان سالمندان، زنان خانهدار و جوانان دامن زده است. این بحران، پیامدهای عمیقی بر سلامت روان، افزایش افسردگی و اضطراب، و کاهش همبستگی اجتماعی دارد. محلات که روزگاری کانون همیاری، همدلی و روابط گرم همسایگی بودند، به تدریج به خوابگاههایی تبدیل شدهاند که ساکنانش کمترین تعامل را با یکدیگر دارند. شهرداری شیراز، که متولی فضاهای عمومی و سرزندگی شهری است، تاکنون برنامه مشخصی برای مقابله با این پدیده نداشته است.
برای مقابله با این بحران، شهرداری شیراز باید «برنامه جامع تقویت سرمایه اجتماعی و مبارزه با تنهایی در محلات» را اجرا کند. گام نخست، «احیای مفهوم همسایگی» از طریق طراحی شهری است. ایجاد «حیاطهای اشتراکی» در مجتمعهای مسکونی جدید، طراحی کوچهها و فضاهای عمومی به گونهای که تعاملات غیررسمی را تشویق کنند (نیمکتهای روبهرو، باغچههای اشتراکی، فضاهای بازی کودکان در معرض دید)، و ایجاد «خانههای محله» به عنوان کانون فعالیتهای اجتماعی. گام دوم، «برنامه داوطلبان همسایگی» است. شهرداری میتواند با آموزش و سازماندهی داوطلبان محلی، برنامههای منظمی مانند «عیادت از سالمندان تنها»، «همراهی با افراد کمتوان برای خرید»، و «گروههای پیادهروی و کتابخوانی محلهای» را راهاندازی کند. گام سوم، «برنامهریزی برای فضاهای عمومی چندنسلی» است. پارکها و مراکز محلهای باید به گونهای طراحی شوند که همه گروههای سنی از کودک تا سالمند بتوانند در آنها فعالیت کنند و با یکدیگر تعامل داشته باشند. گام چهارم، «حمایت از کسبوکارهای اجتماعی محلهمحور» مانند کافههای اجتماعی، نانواییها و بقالیهای سنتی که نقش لنگرگاههای تعاملات محلی را دارند، از طریق تخفیفهای عوارض و تسهیلات کمبهره است.
مشکل چهارم: ضعف در اندازهگیری و انتشار شاخصهای کیفیت زندگی شهری
شهرداری شیراز، فاقد یک «نظام پایش مستمر کیفیت زندگی شهری» است. به این معنا که مدیران شهری، به طور دقیق و با تکیه بر دادههای میدانی و ادراکات شهروندان، نمیدانند که سطح رضایت از زندگی، احساس امنیت، کیفیت دسترسی به خدمات، و شاخصهای سلامت اجتماعی در هر محله چقدر است و چه روندی را طی میکند. تصمیمگیریها عمدتاً بر اساس گزارشهای اداری، فشارهای سیاسی و مطالبات مقطعی صورت میگیرد، نه بر اساس یک تصویر جامع و بهروز از کیفیت زندگی در مقیاس محلات. این فقدان دادههای دقیق، به تخصیص غیربهینه منابع، بیتوجهی به محلات فراموششده و ناتوانی در سنجش اثربخشی سیاستها منجر میشود.
برای رفع این نقیصه، شهرداری شیراز باید «طرح پایش سالانه کیفیت زندگی و رضایت شهروندی» را با همکاری مرکز آمار ایران، دانشگاهها و مؤسسات پژوهشی راهاندازی کند. گام نخست، «طراحی یک پرسشنامه استاندارد و بومیسازیشده» است که ابعاد مختلف کیفیت زندگی شامل مسکن، حمل و نقل، سلامت، آموزش، امنیت، فضای سبز، اوقات فراغت، تعلق محلهای و رضایت از مدیریت شهری را پوشش دهد. گام دوم، «اجرای سالانه پیمایش» بر روی یک نمونه آماری بزرگ و قابل تعمیم به سطح محلات است. گام سوم، «ایجاد یک داشبورد تعاملی کیفیت زندگی» بر روی وبسایت شهرداری است که نتایج را به صورت نقشههای رنگی، نمودارهای روند و جدولهای شفاف برای عموم شهروندان و محققان قابل مشاهده کند. گام چهارم، «الزام قانونی به استفاده از نتایج این پایش در فرایند بودجهریزی و اولویتبندی پروژههای شهری» است. بودجه باید به سمت محلاتی سرازیر شود که پایینترین شاخصهای کیفیت زندگی را دارند و پروژهها باید بر اساس تأثیرشان بر ارتقای این شاخصها ارزیابی شوند.
مشکل پنجم: فقدان دیپلماسی شهری و عدم بهرهگیری از ظرفیت برند شیراز در تعاملات بینالمللی
شیراز، با برند جهانی «شهر شعر، ادب و تمدن»، و با داشتن خواهرخواندگیهای متعدد با شهرهایی مانند نیشابور، دوشنبه، و برخی شهرهای چین، از ظرفیت بسیار پایینی در دیپلماسی شهری و تعاملات بینالمللی عملی برخوردار است. این در حالی است که شهرهای همرده شیراز در جهان، از ابزار دیپلماسی شهری برای جذب سرمایهگذاری خارجی، انتقال فناوری، تبادل تجربیات مدیریت شهری، بازاریابی گردشگری و تقویت قدرت نرم خود به طور فعال استفاده میکنند. شهرداری شیراز فاقد یک «دفتر امور بینالملل» قدرتمند و استراتژیک است و اغلب تعاملات، به دیدارهای تشریفاتی و امضای تفاهمنامههای بدون پیگیری محدود میشود. این انفعال، موجب شده که شیراز از فرصتهای بزرگ بینالمللی برای توسعه شهری، مانند دسترسی به کمکهای فنی سازمانهای جهانی، جذب توریستهای پرخرج، و مشارکت در شبکههای شهرهای خلاق و پایدار، محروم بماند.
برای فعالسازی این ظرفیت، شهرداری شیراز باید «برنامه راهبردی دیپلماسی شهری و بازاریابی بینالمللی شیراز» را تدوین و اجرا کند. گام نخست، «تأسیس و تقویت دفتر امور بینالملل شهرداری» با کادری متخصص و مسلط به زبانهای خارجی و دیپلماسی شهری است. این دفتر باید مسئولیت شناسایی فرصتهای بینالمللی، تدوین پروپوزالهای جذب سرمایهگذاری، و پیگیری اجرای تفاهمنامهها را بر عهده داشته باشد. گام دوم، «عضویت فعال در شبکههای بینالمللی شهرها» مانند شبکه شهرهای خلاق یونسکو (در حوزه ادبیات یا صنایع دستی)، شبکه شهرهای پایدار و تابآور، و اتحادیه شهرهای تاریخی است. گام سوم، «برنامهریزی برای میزبانی رویدادهای بینالمللی شهری» مانند «کنفرانس جهانی شهرهای ادبی» یا «فستیوال بینالمللی صنایع خلاق شیراز» است که میتواند توجه رسانهها، سرمایهگذاران و گردشگران جهانی را به شیراز جلب کند. گام چهارم، «دیپلماسی اقتصادی هدفمند» است. شناسایی شهرهای هدف برای جذب سرمایهگذاری در حوزههای اولویتدار شیراز (مانند گردشگری سلامت، فناوری اطلاعات، و صنایع خلاق)، و اعزام هیئتهای تجاری-شهری به آن شهرها برای ارائه بستههای سرمایهگذاری و جذب شرکای بینالمللی.
سخن پایانی: شیراز، نیازمند یک حکمرانی لایهلایه و هوشمند
این دهمین گام در مسیر کالبدشکافی مشکلات شیراز بود. آنچه از مجموع این تحلیلها آشکار میشود، تصویر شهری است که مسائلش، طیفی گسترده از لایههای سختافزاری مانند آب و ترافیک و زلزله، تا لایههای نرمافزاری مانند سرمایه اجتماعی، دیپلماسی شهری و مدیریت داراییها را در بر میگیرد. حل این مجموعه درهمتنیده، با یک یا دو پروژه بزرگ ممکن نیست، بلکه نیازمند یک «حکمرانی لایهلایه و هوشمند» است که همزمان به همه این ابعاد توجه کند. حکمرانیای که در آن، شفافیت در مدیریت زمین و داراییها، خلاقیت در حمایت از نوآوری، انسانیت در مبارزه با تنهایی، علمگرایی در پایش کیفیت زندگی، و جهانیاندیشی در دیپلماسی شهری، همگی به یک اندازه جدی گرفته شوند. شیراز، برای ساختن آیندهای درخور نام بلندش، نیازمند مدیرانی است که فراتر از افتتاح پروژههای عمرانی، به فکر ترمیم روح شهر، تقویت بنیانهای اجتماعی و ارتقای منزلت بینالمللی آن باشند. این مهم، اگرچه دشوار، اما با عزم، خرد جمعی و برنامهریزی علمی، کاملاً دستیافتنی است. شیراز را باید لایهلایه دید، لایهلایه فهمید و لایهلایه درمان کرد.
