ویرگول
ورودثبت نام
حسین هادی پور
حسین هادی پورامام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
حسین هادی پور
حسین هادی پور
خواندن ۱۱ دقیقه·۳ روز پیش

استاد حسین هادی پور : مشکلات شیراز قسمت هفتم، اقتصاد و انحصار ...

در ادامه سلسله نوشتارهای مربوط به واکاوی مشکلات کلان‌شهر شیراز و ارائه راهکارهای علمی و اجرایی، اینک به سراغ لایه‌های دیگری از چالش‌ها می‌رویم که شاید کمتر در گفتمان عمومی و رسانه‌ای به آن‌ها پرداخته شده باشد، اما نقشی تعیین‌کننده در شکل‌دهی به آینده این شهر دارند. شیراز با آن پیشینه درخشان فرهنگی و تاریخی، امروز با مسائلی دست به گریبان است که نه در حوزه زیرساخت‌های فیزیکی، بلکه در عرصه سیاست‌گذاری، حکمرانی، حفظ میراث ناملموس و تاب‌آوری در برابر شوک‌های اقتصادی و اجتماعی ریشه دارند. در این نوشتار، به پنج معضل بنیادین دیگر می‌پردازیم: اقتصاد سیاسی ناکارآمد و انحصار در مدیریت شهری، زوال تدریجی میراث ناملموس و گویش شیرازی، مدیریت ناپایدار آرامستان‌ها و فضای مرده شهری، مهاجرت‌پذیری بی‌برنامه و تغییر بافت اجتماعی، و در نهایت فقدان برنامه راهبردی برای مقابله با شوک‌های اقتصادی و تورمی.

مشکل یکم: انحصار در مدیریت شهری و اقتصاد سیاسی رانتی

یکی از ریشه‌ای‌ترین معضلات شیراز که بسیاری از مشکلات کالبدی و خدماتی این شهر از آن نشأت می‌گیرد، ساختار بسته و انحصارگرایانه مدیریت شهری است. بررسی ترکیب شوراهای اسلامی شهر شیراز در ادوار مختلف و همچنین رده‌های بالای مدیریتی شهرداری، نشان‌دهنده گردش قدرت در میان حلقه‌ای محدود از افراد، خانواده‌ها و جریان‌های سیاسی خاص است. این انحصار، چندین پیامد مخرب دارد. نخست آنکه تصمیم‌گیری‌های کلان شهری، بیش از آنکه بر مبنای مطالعات علمی، نیازسنجی‌های میدانی و مشاوره با نخبگان دانشگاهی و جامعه مدنی صورت گیرد، بر اساس روابط شخصی، منافع جناحی و ملاحظات انتخاباتی شکل می‌گیرد. پروژه‌های بزرگ شهری، اغلب بدون ارزیابی‌های دقیق هزینه-فایده، بدون مطالعات زیست‌محیطی کافی و بدون شفافیت در فرایند مناقصه و انتخاب پیمانکار به اجرا درمی‌آیند. دوم آنکه فرصت برابر برای مشارکت نیروهای متخصص، خلاق و جوان در مدیریت شهری فراهم نمی‌شود و این امر به فرسودگی فکری و تکرار رویه‌های ناکارآمد می‌انجامد. سوم آنکه فقدان شفافیت و پاسخگویی، زمینه را برای شکل‌گیری شبکه‌های رانت و فساد در پروژه‌های عمرانی، واگذاری املاک شهرداری و تغییر کاربری‌های کلان فراهم می‌کند. گزارش‌های پراکنده از واگذاری زمین‌های با ارزش شهری به قیمت‌های ناچیز، یا تغییر کاربری‌های بحث‌برانگیز از فضای سبز به مسکونی و تجاری، نمونه‌هایی از پیامدهای این اقتصاد سیاسی رانتی هستند.

برای برون‌رفت از این وضعیت، شیراز نیازمند یک «اصلاح ساختاری در نظام حکمرانی محلی» است. گام نخست، افزایش شفافیت حداکثری است. شهرداری شیراز باید تمامی مصوبات شورای شهر، جزئیات بودجه سالانه، تمامی قراردادهای بالای یک سقف مشخص، فرایند مناقصه‌ها و اسناد واگذاری املاک را بر روی یک «سامانه شفافیت» به صورت عمومی و با قابلیت جستجو برای عموم شهروندان منتشر کند. گام دوم، «نهادینه‌سازی مشارکت نخبگانی» است. شورای شهر باید ملزم به تشکیل «کمیته‌های مشورتی تخصصی» متشکل از اساتید دانشگاه، متخصصان شهرسازی، اقتصاددانان، جامعه‌شناسان و فعالان مدنی باشد که نظرات آن‌ها در فرایند تصمیم‌گیری‌های بزرگ، ضمانت اجرایی داشته باشد و صرفاً تشریفاتی نباشد. گام سوم، «اصلاح نظام انتخابات شوراها» به گونه‌ای است که موانع ورود چهره‌های مستقل، متخصص و جوان به شورا کاهش یابد و احزاب و تشکل‌های مدنی تقویت شوند تا رقابت انتخاباتی واقعی و برنامه‌محور شکل گیرد. گام چهارم، «تقویت نهادهای نظارتی محلی» است. ایجاد «دفتر بازرسی و حسابرسی مستقل شهرداری» که مستقیماً زیر نظر شورای شهر باشد و اختیار دسترسی به تمام اسناد مالی و نظارت میدانی را داشته باشد، می‌تواند گامی مؤثر در جلوگیری از فساد و رانت باشد.

مشکل دوم: زوال تدریجی میراث ناملموس و گویش شیرازی

شیراز نه فقط با بناها و باغ‌هایش، که با آواها، کلمات، قصه‌ها، رسوم و آیین‌هایش در حافظه ایران جاودانه شده است. گویش شیرازی با آن لحن دلنشین و واژگان خاص خود، ضرب‌المثل‌ها و لطیفه‌های شیرین، بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت این شهر است. اما امروز، این میراث ناملموس با سرعتی نگران‌کننده در حال رنگ باختن است. نسل جدید شیرازی، در بسیاری از خانواده‌ها، دیگر به گویش محلی سخن نمی‌گوید و بسیاری از واژگان و اصطلاحات قدیمی در حال فراموشی‌اند. رسوم و آیین‌های محلی مانند مراسم «یَلدا» و «چارشنبه‌سوری» با آن آداب خاص شیرازی، یا «حافظ‌خوانی»‌های شبانه در جمع‌های خانوادگی، به تدریج در حال تبدیل شدن به خاطراتی کم‌رنگ هستند. این زوال، دلایل متعددی دارد: رسانه‌های سراسری که به گویش‌های محلی بها نمی‌دهند، نظام آموزشی که در آن جایی برای آموزش و ترویج فرهنگ بومی وجود ندارد، مهاجرت‌های گسترده به شیراز که بافت زبانی همگنی را شکسته، و سبک زندگی مدرن که فرصت و حوصله برگزاری آیین‌های سنتی را از میان برده است. غفلت از این میراث ناملموس، تنها یک فقدان فرهنگی ساده نیست، بلکه از میان رفتن بخشی از سرمایه اجتماعی، انسجام هویتی و احساس تعلق شهروندان به شهرشان است.

احیای این میراث، نیازمند یک «نهضت فرهنگی برای پاسداشت میراث ناملموس شیراز» است. شهرداری شیراز می‌تواند با همکاری میراث فرهنگی و صدا و سیمای مرکز فارس، اقدامات متعددی را در این زمینه سازماندهی کند. نخست، «تأسیس خانه گویش و فرهنگ عامه شیراز» که در آن، پژوهشگران و علاقه‌مندان به گردآوری، مستندسازی و انتشار گویش، قصه‌ها، ضرب‌المثل‌ها و آواهای قدیمی شیراز بپردازند. این خانه می‌تواند یک «موزه تعاملی و دیجیتال فرهنگ شفاهی شیراز» ایجاد کند. دوم، «راه‌اندازی کمپین‌های رسانه‌ای و فضاهای شهری» با محوریت گویش شیرازی. استفاده از واژگان و اصطلاحات شیرین شیرازی در تابلوهای تبلیغاتی شهری، نام‌گذاری ایستگاه‌های اتوبوس و معابر جدید با نام‌های اصیل محلی، و تولید برنامه‌های کوتاه رادیویی و تلویزیونی به گویش شیرازی می‌تواند به احیای این گویش کمک کند. سوم، «گنجاندن محتوای فرهنگ بومی در برنامه‌های آموزشی و اوقات فراغت» است. برگزاری کارگاه‌های قصه‌گویی با گویش شیرازی برای کودکان در فرهنگسراها و کتابخانه‌های عمومی، و تشویق مدارس به برگزاری جشن‌ها و آیین‌های محلی با مشارکت خانواده‌ها. چهارم، «ثبت ملی و جهانی» عناصر کلیدی میراث ناملموس شیراز، از جمله مهارت‌های سنتی مانند خاتم‌سازی و معرق‌کاری، آیین‌های خاص، و گویش شیرازی در فهرست میراث ناملموس یونسکو، می‌تواند ضمن ایجاد یک ضمانت بین‌المللی برای حفاظت از آن‌ها، توجه جهانی را به این گنجینه‌های فرهنگی جلب کند.

مشکل سوم: مدیریت ناپایدار آرامستان‌ها و فضای مرده شهری

آرامستان‌ها، فراتر از یک مکان برای دفن درگذشتگان، بخشی از حافظه تاریخی، منظر فرهنگی و اکوسیستم سبز شهرها هستند. شیراز دارای آرامستان‌های تاریخی و ارزشمندی مانند دارالرحمه و دارالسلام است که شخصیت‌های بزرگ علمی، ادبی و دینی در آن‌ها آرمیده‌اند. اما مدیریت این فضاها با چالش‌های جدی روبروست. آرامستان دارالرحمه که اصلی‌ترین آرامستان فعال شیراز است، به مرحله اشباع نزدیک می‌شود و ظرفیت آن برای دفن اموات جدید رو به پایان است. فقدان یک برنامه‌ریزی بلندمدت برای مکان‌یابی و احداث آرامستان‌های جدید با استانداردهای زیست‌محیطی و بهداشتی، شیراز را در آستانه یک بحران در خدمات متوفیات قرار داده است. از سوی دیگر، آرامستان‌های تاریخی و قدیمی در بافت شهر، دچار فرسودگی، تخریب سنگ‌قبرها و بی‌توجهی شده‌اند و به جای آنکه به عنوان فضاهای سبز آرام و بخشی از مسیر گردشگری فرهنگی شهر حفظ شوند، به تدریج به فضاهایی متروک و بعضاً ناامن بدل می‌شوند. این در حالی است که در بسیاری از شهرهای پیشروی جهان، گورستان‌های قدیمی به عنوان «پارک‌های حافظه» و فضاهای عمومی محترم و سرزنده مدیریت می‌شوند.

برای حل این معضل، شهرداری شیراز باید «طرح جامع مدیریت آرامستان‌های شهر» را تدوین کند. گام نخست، «مکان‌یابی علمی آرامستان‌های جدید» با توجه به رشد جمعیت، جهت توسعه شهر، ملاحظات زیست‌محیطی، فاصله از مناطق مسکونی و دسترسی حمل و نقلی است. این آرامستان‌های جدید باید با رویکرد «پارک-آرامستان» طراحی شوند، به این معنا که فضای سبز گسترده، مسیرهای پیاده‌روی، و طراحی منظر آرام‌بخش بر آن حاکم باشد، نه اینکه صرفاً یک قطعه زمین خشک برای قبور باشد. گام دوم، «احیای آرامستان‌های تاریخی» است. آرامستان‌های دارالسلام و بخش‌های قدیمی دارالرحمه باید به عنوان «سایت‌های میراث فرهنگی-تاریخی» ثبت و تحت حفاظت ویژه قرار گیرند. سنگ‌قبرهای تاریخی و ارزشمند مرمت شوند، مسیرهای بازدید و تابلوهای معرفی شخصیت‌های مدفون ایجاد گردد، و این فضاها به «توقفگاه‌های گردشگری ادبی و تاریخی» در شیراز تبدیل شوند. گام سوم، «مدیریت زیست‌محیطی آرامستان‌ها» است. روش‌های سنتی دفن که می‌توانند خطر آلودگی آب‌های زیرزمینی را به همراه داشته باشند، باید با روش‌های مدرن و بهداشتی‌تر جایگزین شوند. همچنین، استفاده از درختان و گیاهان سازگار با اقلیم شیراز در محوطه آرامستان‌ها، می‌تواند آن‌ها را به ریه‌های تنفسی جدیدی برای شهر بدل کند.

مشکل چهارم: مهاجرت‌پذیری بی‌برنامه و تغییر بافت اجتماعی-فرهنگی

شیراز به عنوان مرکز استان فارس و یکی از قطب‌های پزشکی و دانشگاهی جنوب کشور، همواره مقصدی جذاب برای مهاجران از سایر شهرستان‌های استان و استان‌های همجوار بوده است. با این حال، این مهاجرت‌پذیری، بدون یک برنامه جامع و مدون برای ادغام اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مهاجران جدید صورت گرفته است. نتیجه آنکه در برخی محلات شیراز، شاهد شکل‌گیری تجمع‌های جمعیتی بر اساس قومیت یا منطقه جغرافیایی مبدأ هستیم که این امر، اگرچه در نگاه اول تنوع فرهنگی را نشان می‌دهد، اما در صورت مدیریت نشدن، می‌تواند به تضعیف انسجام اجتماعی، شکل‌گیری خرده‌فرهنگ‌های بسته و افزایش تنش‌های بین‌فرهنگی منجر شود. از سوی دیگر، فشار مهاجرت بر زیرساخت‌های شهری، بازار مسکن، و خدمات عمومی مانند آموزش و درمان نیز به شدت افزایش یافته و منابع شهری را تحت فشار گذاشته است. حاشیه‌نشینی که در نوشتارهای پیشین به آن پرداخته شد، تا حد زیادی محصول همین مهاجرت‌های بی‌برنامه و فقدان سیاست‌های آمایش سرزمینی در استان فارس است.

راه‌حل این معضل، تدوین «برنامه جامع مدیریت تنوع فرهنگی و ادغام اجتماعی مهاجران» توسط شهرداری شیراز و استانداری فارس است. گام نخست، «ایجاد مراکز استقبال و راهنمایی مهاجران» است. مهاجرانی که به شیراز وارد می‌شوند، باید بتوانند در این مراکز، اطلاعات لازم در مورد قوانین شهری، فرصت‌های شغلی، مسکن مناسب، خدمات آموزشی و بهداشتی، و برنامه‌های فرهنگی را دریافت کنند. گام دوم، «طراحی و اجرای برنامه‌های تبادل فرهنگی میان‌فرهنگی» در سطح محلات است. برگزاری جشنواره‌های غذایی، موسیقی و صنایع دستی اقوام مختلف، و ایجاد فضاهای عمومی مشترک که همه گروه‌های فرهنگی در آن‌ها احساس تعلق کنند، می‌تواند به تقویت همبستگی اجتماعی و جلوگیری از شکل‌گیری پیش‌داوری‌ها و کلیشه‌های منفی کمک کند. گام سوم، «سیاست‌های تشویقی برای توزیع متوازن جمعیت» است. شهرداری باید با ارائه مشوق‌های مالی و خدماتی، مهاجران را به استقرار در تمام مناطق شهر، و نه فقط در محلات حاشیه‌ای و کم‌برخوردار، تشویق کند تا از تمرکز و جدایی‌گزینی فضایی گروه‌های فرهنگی جلوگیری شود. گام چهارم، «هماهنگی با سیاست‌های ملی آمایش سرزمین» است. استانداری فارس باید با برنامه‌ریزی برای توسعه متوازن سایر شهرستان‌های استان و ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار در آن‌ها، از حجم مهاجرت‌های لجام‌گسیخته به مرکز استان بکاهد و شیراز را از زیر فشار جمعیتی فزاینده برهاند.

مشکل پنجم: فقدان برنامه راهبردی برای تاب‌آوری در برابر شوک‌های اقتصادی و تورمی

شیراز، با اقتصادی متکی بر خدمات، گردشگری، آموزش عالی، و صنایع کوچک و متوسط، به شدت در برابر نوسانات اقتصاد کلان ایران آسیب‌پذیر است. تورم‌های مزمن، رکود اقتصادی، نوسانات نرخ ارز و تحریم‌های بین‌المللی، هر یک ضربات سنگینی به بدنه اقتصادی این شهر وارد کرده‌اند. با این حال، شهرداری و مدیریت استان فاقد یک «برنامه راهبردی تاب‌آوری اقتصادی» هستند. در غیاب چنین برنامه‌ای، هر شوک اقتصادی، به افزایش بیکاری، گسترش مشاغل غیررسمی و کاذب (مانند دست‌فروشی که پیش‌تر بحث شد)، تشدید فقر شهری، افت شدید درآمد شهرداری از محل عوارض ساخت و ساز، و کاهش توان شهر در نگهداری زیرساخت‌ها می‌انجامد. این چرخه معیوب، شهر را در برابر بحران‌های بعدی، شکننده‌تر می‌سازد.

برای مقابله با این ضعف ساختاری، شهرداری شیراز با همکاری استانداری، اتاق بازرگانی و دانشگاه‌های استان، باید «سند راهبردی تاب‌آوری و توسعه اقتصادی شیراز» را تدوین کند. این سند باید چند محور اصلی داشته باشد. نخست، «تنوع‌بخشی به پایه‌های اقتصادی شهر» است. شیراز نباید اقتصاد خود را صرفاً به گردشگری و خدمات متکی کند، بلکه باید با ایجاد «پارک‌های علم و فناوری» و «نواحی نوآوری» در حاشیه دانشگاه‌ها، از ظرفیت عظیم دانشجویی و نخبگان خود برای توسعه اقتصاد دانش‌بنیان، صنایع خلاق، فناوری اطلاعات و بیوتکنولوژی بهره بگیرد. دوم، «حمایت هدفمند از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط محلی» از طریق ایجاد «صندوق‌های ضمانت و سرمایه‌گذاری خطرپذیر شهری» که در شرایط رکود و تورم، به این کسب‌وکارها تسهیلات کم‌بهره و خدمات مشاوره‌ای ارائه دهند. سوم، «مدیریت نوسانات درآمدی شهرداری» است. شهرداری شیراز باید با ایجاد «صندوق ذخیره و تثبیت درآمدهای شهری»، در سال‌های رونق ساخت و ساز، بخشی از درآمدهای مازاد را ذخیره کند تا در سال‌های رکود، دچار کسری بودجه حاد و توقف پروژه‌های عمرانی و خدماتی نشود. چهارم، «توسعه زیرساخت‌های اقتصاد دیجیتال» است که می‌تواند شیراز را به قطبی برای دورکاری، فریلنسینگ و کسب‌وکارهای اینترنتی تبدیل کند و تا حدی از وابستگی به اقتصاد محلی و مشاغل سنتی بکاهد.

سخن پایانی: شیراز، نیازمند یک دولت محلی هوشمند، شفاف و توسعه‌گرا

مجموعه معضلاتی که در این پنج نوشتار به تفصیل مورد واکاوی قرار گرفت، از بحران‌های کالبدی و زیست‌محیطی مانند ترافیک، کم‌آبی و فرسودگی بافت‌ها گرفته تا چالش‌های نهادی و اجتماعی مانند انحصار قدرت، زوال میراث ناملموس و فقدان تاب‌آوری اقتصادی، همگی نشان می‌دهند که شیراز در یک «تله توسعه‌ای» گرفتار شده است. این تله، محصول دهه‌ها تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت، فقدان برنامه‌ریزی یکپارچه و ضعف مزمن حکمرانی محلی است. اما برون‌رفت از این تله، غیرممکن نیست. شیراز برای نجات خود، نیازمند یک «دولت محلی هوشمند» است؛ دولتی که شفاف باشد و رانت‌ها را بخشکاند، مبتنی بر داده و شواهد علمی تصمیم بگیرد، توسعه را با مشارکت شهروندان و احترام به تنوع فرهنگی پیش ببرد، و همواره افق دید خود را از حل مشکلات روزمره به ساختن آینده‌ای تاب‌آور و پایدار گسترش دهد. شیراز با آن پیشینه پرشکوه تمدنی، شایسته چنین تحولی است. تحقق این مهم، نیازمند عزمی جمعی از سوی مدیران، نخبگان، فعالان مدنی و تک‌تک شهروندانی است که این کهن‌شهر را خانه خود می‌دانند. شیراز را باید از نو ساخت، نه با بتن و آسفالت، که با خرد، شفافیت و عشق به زندگی.

حسین هادی پور
حسین هادی پور

شیرازاقتصاد سیاسیتحولمشکلات
۰
۰
حسین هادی پور
حسین هادی پور
امام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید