ویرگول
ورودثبت نام
حسین هادی پور
حسین هادی پورامام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
حسین هادی پور
حسین هادی پور
خواندن ۷ دقیقه·۱ روز پیش

استاد حسین هادی پور : چگونه می‌توان معماری قدرت جهانی را به گونه‌ای بازطراحی کرد که هژمونی آمریکا تضعیف شود

برای مواجهه با نظم ظالمانه‌ای که در تحلیل‌های پیشین تشریح شد، باید از طرح پرسش‌های صرفاً اخلاقی فراتر رفت و وارد عرصه راهبردهای عملیاتی، حقوقی و ساختاری شد. پرسش این نیست که «آیا می‌توان»، بلکه پرسش این است که «چگونه می‌توان» معماری قدرت جهانی را به گونه‌ای بازطراحی کرد که دو بازیگر اصلی این نظم، یعنی ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل، دیگر قادر به تحمیل یکجانبه خواست‌های خود بر ملت‌ها و نهادهای بین‌المللی نباشند. این نوشتار، با نگاهی علمی و چندبعدی، به واکاوی راهکارهایی می‌پردازد که جامعه جهانی، ملت‌های تحت ظلم، و کشورهای مستقل می‌توانند برای مهار این قدرت‌های لجام‌گسیخته و گذار به سوی نظمی عادلانه‌تر به کار گیرند.

بازسازی نظم بین‌المللی بر پایه چندجانبه‌گرایی واقعی

نخستین و مهم‌ترین گام، احیای نهادهای چندجانبه بین‌المللی و خلاصی آن‌ها از چنبره نفوذ یکجانبه آمریکا و متحدانش است. سازمان ملل متحد، به ویژه شورای امنیت، در شکل کنونی خود با بحران مشروعیت عمیقی روبروست. حق وتوی پنج عضو دائم، بارها و بارها به سپری برای جنایات اسرائیل و ماجراجویی‌های نظامی آمریکا تبدیل شده است. ایالات متحده به تنهایی بیش از چهل قطعنامه محکومیت اسرائیل را وتو کرده است.

راه‌حل، اصلاح ساختار شورای امنیت است. افزایش تعداد اعضای دائم و غیردائم با نمایندگی عادلانه از قاره‌های آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا، و محدود کردن دامنه حق وتو، به ویژه در موارد نسل‌کشی، جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت، نخستین گام ضروری است. جهان باید به سمتی حرکت کند که در آن، تصمیم‌گیری‌های بین‌المللی نه در راهروهای قدرت در واشنگتن و تل‌آویو، که در مجامعی دموکراتیک و نماینده واقعی ملت‌ها اتخاذ شود. هم‌چنین، خروج از نهادهای تحت کنترل غرب، نظیر آنچه ترامپ با خروج از یونسکو و شورای حقوق بشر انجام داد، نباید به معنای تضعیف این نهادها باشد، بلکه باید به فرصتی برای تقویت صدای کشورهای مستقل در آن‌ها بدل شود.

سلاح‌سازی از حقوق بین‌الملل و پیگرد قضایی

برای دهه‌ها، اسرائیل و حامیانش از مصونیت کامل قضایی برخوردار بوده‌اند. این معادله، با ورود دیوان کیفری بین‌المللی و دیوان بین‌المللی دادگستری به پرونده فلسطین، به تدریج در حال تغییر است. افکار عمومی جهانی و دولت‌های مستقل باید با تمام توان از این روند حمایت کنند. تحقیقات دیوان کیفری بین‌المللی در مورد جنایات جنگی در سرزمین‌های اشغالی فلسطین، و رأی مشورتی دیوان بین‌المللی دادگستری مبنی بر غیرقانونی بودن اشغالگری، ابزارهای حقوقی قدرتمندی هستند که می‌توانند پایه‌های مشروعیت این رژیم را متزلزل کنند.

کشورهای جهان باید به طور هماهنگ، احکام این دادگاه‌ها را به رسمیت بشناسند و حاضر به همکاری کامل با آن‌ها باشند. صدور حکم بازداشت برای مقامات اسرائیلی و آمریکایی که در جنایات جنگی دست داشته‌اند، سفرهای بین‌المللی آن‌ها را به شدت محدود خواهد کرد و آن‌ها را به افرادی تحت تعقیب در بخش بزرگی از جهان تبدیل خواهد کرد. این «جهانی‌سازی حقوقی»، فارغ از آنکه چه زمانی به نتیجه نهایی برسد، خود یک پیروزی بزرگ است، زیرا روایت رسمی مصونیت را در هم می‌شکند.

جنگ اقتصادی هوشمند: تحریم، سلب سرمایه‌گذاری و تحریم‌های هدفمند

قدرت آمریکا و اسرائیل، تا حد زیادی ریشه در قدرت اقتصادی آن‌ها دارد. جنبش جهانی تحریم، سلب سرمایه‌گذاری و تحریم (BDS) که از جامعه مدنی فلسطین الهام گرفته، یک ابزار قدرتمند و غیرخشونت‌آمیز برای اعمال فشار از پایین به بالاست. این جنبش، شرکت‌های بین‌المللی را که در نقض حقوق بشر در فلسطین شریک هستند، هدف می‌گیرد. موفقیت این جنبش در متقاعد کردن بانک‌ها، صندوق‌های بازنشستگی و شرکت‌های بزرگ برای خروج از سرمایه‌گذاری در اسرائیل، نشان داده که فشار اقتصادی مردمی می‌تواند مؤثر باشد.

در سطح دولتی نیز، کشورهای مستقل باید استفاده از دلار به عنوان سلاح را دور بزنند. ایجاد سازوکارهای مالی جایگزین، تجارت با ارزهای ملی، و استفاده از ارزهای دیجیتال فراملی، می‌تواند به تدریج از سلطه دلار و در نتیجه از توانایی آمریکا برای فلج کردن اقتصاد کشورهای مخالف خود بکاهد. تحریم‌های هدفمند علیه مقامات نظامی و سیاسی اسرائیل که در جنایات جنگی دست دارند، و نیز تحریم تسلیحاتی کامل اسرائیل، یک خواست حقوق بشری فوری است که اکثریت افکار عمومی جهانی از آن حمایت می‌کنند.

احیای جبهه مقاومت فرهنگی و روایتی

شاید بزرگ‌ترین شکست جهان در برابر ظلم آمریکا و اسرائیل، شکست در جنگ روایت‌ها بوده است. ماشین پروپاگاندای غرب، به رهبری هالیوود و رسانه‌های بزرگ، برای دهه‌ها روایتی را تثبیت کرده که در آن، غرب منبع تمدن و دموکراسی و اسرائیل قربانی همیشگی است، و مقاومت فلسطینی و محور مقاومت، تروریسم نامیده می‌شود. شکستن این انحصار رسانه‌ای، یک ضرورت استراتژیک است.

راه‌حل، تقویت رسانه‌های مستقل و بین‌المللی با رویکرد ضداستعماری است. استفاده هوشمندانه از شبکه‌های اجتماعی برای دور زدن فیلترهای رسانه‌های جریان اصلی، تولید محتوای مستند، هنری و سینمایی به زبان‌های زنده دنیا برای روایت داستان واقعی ظلم و مقاومت، و حمایت از هنرمندان، نویسندگان و روزنامه‌نگاران مستقلی که صدای ملت‌های تحت ستم هستند. جبهه مقاومت باید از موضع تدافعی در جنگ روایت‌ها خارج شود و با یک استراتژی تهاجمی فرهنگی، بنیان‌های اخلاقی و فکری نظام سلطه را هدف بگیرد.

اتحاد راهبردی جهان غیرمتعهد و قدرت‌های نوظهور

جهان در حال گذار از نظم تک‌قطبی به نظم چندقطبی است. قدرت‌های نوظهوری مانند چین و روسیه، هر یک با اهداف و محدودیت‌های خود، به دنبال تضعیف هژمونی آمریکا هستند. اما کلید اصلی، اتحاد راهبردی کشورهای مستقل جهان اسلام، آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا است؛ کشورهایی که خود قربانی استعمار و سلطه بوده‌اند. سازمان همکاری‌های شانگهای، بریکس، و احیای جنبش عدم تعهد، می‌توانند به سکوهایی برای ایجاد یک بلوک قدرت اقتصادی و سیاسی جدید تبدیل شوند که قادر به ایستادگی در برابر دیکته‌های غرب باشد.

این اتحاد باید بر پایه منافع مشترک اقتصادی، ایجاد زنجیره تأمین و بازارهای مستقل، و همکاری‌های دفاعی و فناورانه بنا شود. اسرائیل در منطقه‌ای زندگی می‌کند که اگر همسایگانش یکپارچه و قدرتمند باشند، نمی‌تواند با آسودگی به سیاست‌های توسعه‌طلبانه و سرکوبگرانه خود ادامه دهد. تغییر موازنه قدرت منطقه‌ای و جهانی، نه از طریق یک جنگ تمام‌عیار، که از طریق یک «جنگ فرسایشی اقتصادی، جمعیتی و ژئوپلیتیک» به رهبری یک ائتلاف قدرتمند جهانی ممکن است.

نافرمانی مدنی جهانی و جنبش‌های دانشجویی

تاریخ نشان داده که هیچ امپراتوری بدون فروپاشی از درون سقوط نکرده است. جنبش‌های دانشجویی در دانشگاه‌های آمریکا و اروپا، که علیه نسل‌کشی در غزه به خروش آمده‌اند، نشانه‌ای از یک تحول عمیق نسلی در قلب جهان غرب هستند. این جنبش‌ها، که با خشونت پلیسی سرکوب می‌شوند، درست همان کاری را می‌کنند که بیشترین آسیب را به مشروعیت نظام می‌زند: آن‌ها افسانه «دموکراسی غربی» را از درون می‌پوسانند.

جهان باید از این جنبش‌ها حمایت معنوی و رسانه‌ای کند. تقویت نافرمانی مدنی در داخل خود اسرائیل نیز حیاتی است. سربازانی که از خدمت در ارتش اشغالگر سر باز می‌زنند، افسرانی که از بمباران غیرنظامیان خودداری می‌کنند، و شهروندانی که در برابر دیوار حائل و مصادره زمین می‌ایستند، ترک‌هایی در بنیان این نظام آپارتاید ایجاد می‌کنند. تشویق و برجسته‌سازی این صداهای شجاع، از طریق رسانه‌های جهانی، یک استراتژی مؤثر برای تسریع فروپاشی اخلاقی و سیاسی این رژیم‌هاست.

تغییر پارادایم: از مقاومت به ساخت واقعیت‌های جدید

در نهایت، شاید مهم‌ترین راه‌حل، تغییر پارادایم از مقاومت صرف در برابر وضع موجود، به «ساخت واقعیت‌های جدید» باشد. محور مقاومت در منطقه، با بیرون راندن داعش، تقویت توان موشکی و پهپادی، و ایجاد یک پیوستگی ژئوپلیتیک از ایران تا لبنان، واقعیت‌های جدیدی را خلق کرده که غرب و اسرائیل را وادار به پذیرش آن‌ها کرده است. این روند باید در همه ابعاد ادامه یابد.

در بعد اقتصادی، ایجاد کریدورهای تجاری مستقل که تحت کنترل غرب نباشند. در بعد فناوری، دستیابی به فناوری‌های پیشرفته صلح‌آمیز هسته‌ای، فضایی و سایبری که انحصار غرب را بشکند. در بعد دیپلماتیک، ایجاد اتحادیه‌های منطقه‌ای قدرتمند که اسرائیل را به انزوا بکشانند. و در بعد حقوقی، تأسیس دادگاه‌های مردمی و مستندسازی بی‌وقفه جنایات، به گونه‌ای که راه فرار از مجازات را برای همیشه ببندد. جهان، برای رهایی از شر این دو قدرت، نه نیازمند یک منجی بیرونی، که نیازمند یک «جنبش جهانی هماهنگ» است که هم‌زمان از بالا (دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی) و از پایین (جامعه مدنی و افکار عمومی) فشار بیاورد و معماری قدرت جهانی را دگرگون سازد.

سخن پایانی: پایان یک نظم، آغاز یک عصر

نظم تحت سلطه آمریکا و اسرائیل، با تمام قدرت مخوفش، لرزان‌تر از آن است که به نظر می‌رسد. این نظم، بر پایه‌های لرزان بی‌عدالتی، اشغال، دروغ و سرکوب بنا شده و تاریخ نشان داده که چنین بناهایی، هرچند با عظمت، سرانجام فرو می‌ریزند. جهان در آستانه یک گذار بزرگ تاریخی ایستاده است. رهایی از این دو کشور، به معنای حذف فیزیکی آن‌ها نیست، بلکه به معنای خلع سلاح اخلاقی، سیاسی و اقتصادی آن‌ها و بازسازی نظام جهانی بر پایه عدالت، حاکمیت ملت‌ها و حقوق برابر است. این راه، طولانی و دشوار است، اما تنها راهی است که به صلح و آزادی واقعی برای همه ملت‌های تحت ستم، از فلسطین گرفته تا یمن و فراتر از آن، منتهی می‌شود. چاره در وحدت، مقاومت هوشمندانه، و ایمان به این اصل است که هیچ ظلمی جاودانه نیست.

حسین هادی پور
حسین هادی پور

افکار عمومیآمریکای لاتینایالات متحدهجامعه مدنی
۰
۰
حسین هادی پور
حسین هادی پور
امام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید