ویرگول
ورودثبت نام
حسین هادی پور
حسین هادی پورامام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
حسین هادی پور
حسین هادی پور
خواندن ۸ دقیقه·۲ روز پیش

حسین هادی پور : پرده‌برداری از رشوه‌های بهانه‌دار: وقتی پلیس با «صبحانه نخوردم» اعتماد مردم را می‌بلعد

پرده‌برداری از رشوه‌های بهانه‌دار: وقتی پلیس با «صبحانه نخوردم» اعتماد مردم را می‌بلعد

درآمدی بر فسادی که با لبخند و بهانه عرضه می‌شود

در میان انبوه روش‌های زشت و آشکار رشوه‌گیری، شاید هیچ‌یک به اندازه رشوه‌هایی که با بهانه‌های به ظاهر انسانی و دلسوزانه اخذ می‌شوند، نفرت‌انگیز و تحقیرآمیز نباشند. مأمور پلیسی که به جای اعمال قانون، با چهره‌ای حق‌به‌جانب رو به راننده متخلف می‌کند و می‌گوید: «صبحانه نخوردم، پولی بده تا برم یه لقمه بگیرم» یا «امروز روز منه، کمکم کن یه چیزی گیرم بیاد»، نه تنها قانون را زیر پا می‌گذارد، بلکه با این گداییِ نقاب‌دار، شخصیت خود، نیروی انتظامی و کلیت نظام اسلامی را تا اعماق ذلت و حقارت فرو می‌برد. این نوشتار، کالبدشکافی همین پدیده خاص و چندش‌آور است: رشوه‌هایی که در لفافه بهانه‌های معصومانه و دلسوزانه پنهان می‌شوند و وجدان عمومی را جریحه‌دار می‌کنند.

نخست: وقتی گدایی، لباس «خدمت» بر تن می‌کند

تصور کنید در یک روز عادی، در خیابان در حال رانندگی هستید. ناگهان مأمور پلیس شما را متوقف می‌کند. تخلفی مرتکب شده‌اید یا شاید هم نه. او به شما نزدیک می‌شود، اما به جای آنکه طبق قانون برگه جریمه صادر کند، با لحنی تقریباً دوستانه شروع به صحبت می‌کند: «ببین، من امروز صبحانه نخوردم. یه کمکی بکن برم یه چی بخرم.» یا «من مریض دارم توی خونه، کمکم کن.» یا «حقوق ما کمه، تو که وضعت خوبه، یه چیزی بده تا من هم یه منفعتی ببرم.»

این جملات، در نگاه اول شاید دلسوزانه به نظر برسند، اما در باطن، زهری مهلک برای پیکره اعتماد عمومی هستند. این مأمور، به جای آنکه در برابر وجدان خود و خدای خود شرمگین باشد که چرا دست نیاز به سوی مردم دراز می‌کند، عمل خود را با این بهانه‌ها توجیه می‌کند و گمان می‌برد که این شیوه، از زشتی عملش می‌کاهد. در حالی که این، زشت‌ترین شکل رشوه است. چرا که رشوه‌گیرِ بهانه‌ساز، علاوه بر دزدی از مردم، «عواطف انسانی» آن‌ها را نیز به بازی می‌گیرد. او از «دلسوزی» و «شفقت» مردم سوءاستفاده می‌کند تا جیب خود را پر کند. این، نهایت پستی و حقارت اخلاقی است.

قرآن کریم، منافقان را کسانی معرفی می‌کند که ظاهری فریبنده و باطنی پلید دارند: «وَإِذَا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ» (سوره منافقون، آیه ۴). هنگامی که آنان را می‌بینی، ظاهرشان تو را خوش می‌آید و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش می‌دهی. گویی چوب‌هایی خشک هستند که به دیوار تکیه داده‌اند. پلیس رشوه‌گیری که با لبخند و بهانه‌های انسانی از مردم اخاذی می‌کند، مصداق همین «خشب مسنده» است. ظاهری آراسته و سخنانی نرم، اما باطنی خالی از ایمان و انصاف. او با این رفتار، نه فقط یک مجرم، که یک «منافق مدرن» است.

دوم: بهانه‌های رنگارنگ برای توجیه یک گناه بزرگ

بیایید صادقانه به برخی از رایج‌ترین بهانه‌هایی که مأموران خاطی برای رشوه‌گیری استفاده می‌کنند، نگاهی بیندازیم و آن‌ها را در ترازوی قرآن و حدیث وزن کنیم:

بهانه «صبحانه نخوردم» یا «پول غذا ندارم»: این بهانه، مستقیماً با کرامت انسانی و شأن یک مأمور دولت اسلامی در تضاد است. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در نهج‌البلاغه، در وصف پرهیزگاران می‌فرماید: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِي أَعْيُنِهِمْ». خالق در جانشان بزرگ است، پس هر چه غیر اوست در چشمانشان کوچک می‌شود. پلیسی که خدا در جانش بزرگ باشد، چگونه می‌تواند خود را برای یک لقمه نان به گدایی از مردم بیندازد؟ مگر نه اینکه پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمودند: «الْيَدُ الْعُلْيَا خَيْرٌ مِنَ الْيَدِ السُّفْلَى»؟ دست بالا (دهنده) بهتر از دست پایین (گیرنده) است. پلیس، به واسطه قدرت و مسئولیتی که دارد، «دست بالای» جامعه است. اگر این دست بالا، به التماس و گدایی بیفتد، دیگر چه چیزی برای حفظ ابهت قانون باقی می‌ماند؟

بهانه «حقوق ما کم است»: این بهانه، اگرچه ممکن است ریشه در یک واقعیت اقتصادی داشته باشد، اما هرگز توجیه‌گر دزدی و خیانت نیست. مگر سایر کارمندان و کارگرانی که حقوق اندکی می‌گیرند، دست به دزدی از ارباب رجوع می‌زنند؟ امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: «مَنْ لَمْ يَقْنَعْ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ لَمْ يَشْبَعْ أَبَداً». هر که به آنچه خدا روزی‌اش کرده قانع نباشد، هرگز سیر نخواهد شد. این پلیس، اگر حقیقتاً از حقوق خود ناراضی است، راه قانونی آن، پیگیری صنفی و مطالبه از مسئولان است، نه گدایی از جیب مردم. او با این کار، هم به خودش ظلم می‌کند و هم به سایر همکاران شریفش.

بهانه «امروز روز منه، کمکم کن»: این جمله، یعنی رشوه‌گیری به یک «روال سازمان‌یافته» در برخی واحدها بدل شده است. انگار هر مأمور، روز خاصی را برای خود «رزرو» کرده تا از مردم باج بگیرد! این، مصداق بارز «اکل مال به باطل» است که قرآن کریم از آن نهی می‌کند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُم بَيْنَكُم بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَن تَكُونَ تِجَارَةً عَن تَرَاضٍ مِّنكُمْ» (سوره نساء، آیه ۲۹). ای مؤمنان، اموال یکدیگر را به باطل مخورید. در این شیوه، نه تجارتی هست، نه تراضی‌ای. یک طرف، با تهدید ضمنی (برگه جریمه، توقیف خودرو، تشکیل پرونده)، طرف دیگر را مجبور به پرداخت می‌کند. این، زورگیری مدرن است، نه کمک‌خواهی.

بهانه «خانواده‌ام مریض است، کمکم کن»: شاید پست‌ترین شکل بهانه‌ها همین باشد. سوءاستفاده از مقدس‌ترین عواطف انسانی یعنی عشق به خانواده و نگرانی برای سلامتی عزیزان، برای کسب پول حرام. آیا این پلیس، حاضر است فرزند خود را از پولی که با گدایی در خیابان به دست آمده سیر کند؟ آیا نمی‌داند که رسول خدا صلی‌الله علیه و آله فرمودند: «كُلُّ جِسْمٍ نَبَتَ مِنْ سُحْتٍ فَالنَّارُ أَوْلَى بِهِ»؟ هر گوشتی که از مال حرام بروید، آتش برای آن سزاوارتر است. پدری که شکم فرزندش را با لقمه حرام پر کند، نه به او محبت کرده، نه برایش میراثی نیک به جا گذاشته، بلکه او را به آتش دوزخ نزدیک‌تر ساخته است.

سوم: این رشوه‌های بهانه‌دار، چه بر سر جامعه می‌آورند؟

فساد پلیسی که با بهانه‌های انسانی رشوه می‌گیرد، از فساد یک پلیس که آشکارا و بی‌شرمانه پول می‌طلبد، خطرناک‌تر است. چرا؟ چون این نوع فساد، «دروغ» و «نفاق» را با «قانون‌شکنی» درمی‌آمیزد. شهروندی که با این صحنه روبرو می‌شود، دیگر نمی‌داند چه کند. اگر پول بدهد، احساس می‌کند شریک جرم شده و اگر ندهد، از انتقام‌جویی مأمور می‌ترسد. او از پلیس، که باید نماد «صداقت» و «امنیت» باشد، «دروغ» و «اخاذی» می‌بیند. این، اعتماد عمومی را ریشه‌کن می‌کند.

وقتی یک شهروند ببیند که پلیس به او می‌گوید «صبحانه نخوردم»، اما در همان حال، گوشی موبایل گران‌قیمتش در جیبش است و سیگاری گوشه لبش دارد، چه تصویری از این مأمور در ذهنش نقش می‌بندد؟ تصویر یک «گدای دروغگو». و وقتی این تصویر تکثیر شود، کل نهاد پلیس، در نگاه مردم به «باند گدایان متحدالشکل» تنزل می‌یابد. این، بزرگ‌ترین خیانتی است که یک مأمور می‌تواند در حق همکاران شریف و فداکار خود مرتکب شود.

امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در نهج‌البلاغه می‌فرماید: «لَا تَجْعَلُوا عِلْمَكُمْ جَهْلًا وَ يَقِينَكُمْ شَكّاً، إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا، وَ إِذَا تَيَقَّنْتُمْ فَأَقْدِمُوا». علم خود را به جهل و یقین خود را به شک تبدیل نکنید. هنگامی که دانستید، عمل کنید و هنگامی که به یقین رسیدید، اقدام کنید. پلیس، به خوبی می‌داند که رشوه گرفتن حرام است. این، علم اوست. اما با این بهانه‌های واهی، علم خود را به جهل تبدیل می‌کند و خود را فریب می‌دهد که گویی کار زشتی مرتکب نشده است. این، «خودفریبی» و «وجدان‌زدایی» خطرناکی است که مرتکب را به جایی می‌رساند که دیگر زشتی گناه را حس نمی‌کند.

چهارم: راه نجات برای مأمور خاطی و جامعه

برای برون‌رفت از این وضعیت، چند اقدام ضروری است. نخست، برای مأمورانی که در دام این گناه افتاده‌اند: توبه واقعی. توبه، تنها یک استغفار زبانی نیست، بلکه بازگرداندن حق‌الناس و عزم جدی بر ترک گناه است. قرآن کریم می‌فرماید: «إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُو۟لَـٰۤىِٕكَ يُبَدِّلُ ٱللَّهُ سَيِّـَٔاتِهِمْ حَسَنَـٰتٍۢ» (سوره فرقان، آیه ۷۰). اگر توبه کنید، خداوند بدی‌هایتان را به خوبی تبدیل می‌کند.

دوم، برای دولت و فرماندهان پلیس: افزایش حقوق و تأمین معیشت مأموران، یک ضرورت انکارناپذیر است. مأمور گرسنه، اگر ایمانش ضعیف باشد، وسوسه می‌شود. باید معیشت چنان تأمین شود که مأمور برای یک لقمه نان، مجبور به گدایی نشود. سوم، نظارت هوشمند و برخورد قاطع. شکایت‌های مردمی باید به سرعت رسیدگی شود و مأموران متخلف، بدون هیچ اغماضی از خدمت منفصل و به مراجع قضایی معرفی شوند.

سخن پایانی: پلیس، یا علی‌وار زندگی کن، یا از این کسوت بیرون رو

ای مأمور پلیسی که شاید این کلمات را می‌خوانی! لحظه‌ای با خودت خلوت کن. به خودت در آینه نگاه کن. همان لباسی که بر تن داری، روزگاری بر تن مردانی بود که علی‌وار زندگی می‌کردند. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام، خلیفه مسلمین، شبهنگام کیسه‌های آذوقه بر دوش می‌کشید و به در خانه فقرا می‌برد، نه آنکه با لباس قدرت، از فقیرترین مردم گدایی کند. او بود که فرمود: «أَعْظَمُ النَّاسِ قَدْراً مَنْ تَرَكَ مَا لَا يَعْنِيهِ وَ تَنَزَّهَ عَنْ طَمَعِ غَيْرِهِ». بزرگ‌ترین مردم از نظر قدر و منزلت، کسی است که آنچه را به او ربطی ندارد رها کند و از طمع به مال دیگران پاک باشد.

تو نیز می‌توانی در همین لباس، علی‌وار زندگی کنی و عزت و احترام را برای خود و سازمانت بخری. یا می‌توانی با بهانه‌ای مثل «صبحانه نخوردم»، خود را تا حد یک گدای دروغگو پایین بیاوری. انتخاب با توست. اما بدان که خداوند، از رگ گردن به تو نزدیک‌تر است و «يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ» (سوره غافر، آیه ۱۹). او نگاه‌های خائنانه و آنچه را که در سینه‌ها پنهان است، می‌داند. پس پیش از آنکه در دادگاه عدل الهی، این بهانه‌های واهی را عرضه کنی و شرمنده از پیشگاهش طرد شوی، امروز خود را اصلاح کن. دست از گدایی در لباس قدرت بردار، وگرنه خداوند، لباس عزت را از تنت بیرون خواهد آورد و ذلت را تا ابد، قرین نامت خواهد ساخت. «وَمَنْ يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ» (سوره حج، آیه ۱۸). هر که را خداوند خوار کند، هیچ کس گرامی‌اش نخواهد داشت.

حسین هادی پور
حسین هادی پور

قرآن کریمفسادرشوه
۲
۰
حسین هادی پور
حسین هادی پور
امام علی(ع): هرکس خدا را شناخت تنها شود، خود را بشناسد از علایق دنیا رها شود، دنیا را شناسد از آن دل کند و هرکه مردم‌ را شناسد تنهایی گزیند.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید