
روانکاوی (Psychoanalysis) یک رویکرد درمانی و نظریه روانشناختی است که توسط زیگموند فروید در اواخر قرن نوزدهم بنیانگذاری شد. این روش بر این باور استوار است که بسیاری از مشکلات روانی و رفتاری انسان ریشه در تجربیات دوران کودکی، افکار و احساسات سرکوبشده و فرآیندهای ناخودآگاه دارند.
در روانکاوی، باور بر این است که ذهن انسان از سه بخش اصلی تشکیل شده است:
1. ناخودآگاه: جایی که افکار، تمایلات و خاطراتی که آگاهانه به آنها دسترسی نداریم ذخیره میشوند.
2. خودآگاه: بخشی از ذهن که در لحظه از آن آگاه هستیم.
3. پیشآگاه: اطلاعاتی که به راحتی میتوانیم به آنها دسترسی پیدا کنیم.
یکی از ابزارهای اصلی روانکاوی تداعی آزاد است، یعنی بیمار آزادانه درباره افکار و احساسات خود صحبت میکند. همچنین تحلیل رویاها بهعنوان راهی برای دسترسی به ناخودآگاه مورد استفاده قرار میگیرد. روانکاو با گوش دادن دقیق و تحلیل این اطلاعات سعی میکند الگوهای ناخودآگاه بیمار را شناسایی کند.
هدف روانکاوی این است که بیمار به آگاهی بیشتری از انگیزهها، تعارضات درونی و احساسات ناخودآگاه خود برسد و بتواند آنها را درک کرده و مدیریت کند. این روش میتواند در درمان مشکلاتی مانند افسردگی، اضطراب، ترسهای غیرمنطقی و اختلالات شخصیتی مؤثر باشد. روانکاوی بهطور کلی یک فرآیند طولانیمدت است و نیاز به جلسات متعدد دارد.