ویرگول
ورودثبت نام
by word   !)
by word !)ع‍‌ال‍‌ز‍ای‍‌م‍‌ر ‍به‍‌ت‍‌ر‍ی‍‌ن ‍در‍م‍‌ان‍ہِ . !
by word   !)
by word !)
خواندن ۲ دقیقه·۵ سال پیش

چـ‌طـ‌ور تـ‌ونسـ‌تـ‌ی تـ‌رکـ‌م کـ‌نـ‌ی...؟! :)

صبح پاشدم ! خواستم برم سرویس دستو صورتم و بشورم که مامانم منو دید جیغ کشید! گفتم چیه؟ گفت دختر...صو..صورت چر...چرا اینجوریه؟ چشا..چشات خیلی قرمزه ! با حرفش زدم زیر خنده و گفتم: چیزی نیس! یعنی هس ولی مهم نیس! و راه سرویس در پیش گرفتم و رفتم داخل سرویس! رفتم جلو اینه! خندم تبدیل شد به لبخند تلخ اونقدر تلخ ک انگار یه شکلات 100 درصد تلخ خورده باشم! مامانم حق داشت وحشت کنه! این همون دختریه که خندهاش گوش فلکو کر میکرد؟ به خودم تو اینه نگاه کردم و لبخند زدم اینقدر غمگین که چشام به حال لبخندم تر شدن و یکی یکی مروارید هاشونو ریختن رو گونم!

(!
(!

چقد دختر تو اینه ترسناکه! واقعا منم؟ اره منم حق دارم اینجوری ترک بخورم! حق دارم ترسناک باشم میدونی! خیلی وقته خندهام بوی سیگار میده! از وقتی رفتی دیه کسی نبوده براش بخندم! کسی نبوده باهاش خوش بگذرونم و کنارش اروم باشم! من حق دارم اینجوری بمیرم؟ نه حق ندارم مرده ی متحرک باشم لعنتی چرا رفتی؟ چرا تنهام گذاشتی ؟ مگ نمیدونی از تنهایی خوشم نمیاد؟ میدونستی نامرد ولی رفتی ! تویی ک قول دادی میمونی! چه ترژادی غم انگیزیه ها ! جلو اینه دارم با اروم ترین صدای ممکن زار میزنم! کی فکرشو میکرد دختره شروری مثله من که با همه تنده ! زود عصبی میشه ! زود پاچه میگیره! واسه یکی بشه مهربون ترین دختر دنیا! ها؟ من با همه بد بودم ولی با تو خوب بودم لامصب اخه چشات دنیام بود! اخه صدات زندگیم بود! چطوری تونستی تنهام بزاری؟ چطور لعنتی؟ صورتم و شستم و زدم بیرون ! من یه مرده متحرکم! میفهمی مرده! دیگه نمیدونم بعد تو چجوری یه سال زندگی کردم لعنتی نمیدونم! نمیدونم چجوری خندهاتو نشنیدم ! ولی فکر نکنی فراموشت میکنما نه! من با خاطراتت زندگی میکنم لعنتی ! پس خاطراتت رو ازم نگیر ! یه سال گذشت میبینی؟ از اون روز نحض یه سال گذشته ! اون روزی که با اون ماشین لعنتی تصادف کردی ! از اون روزی که من بالا سرت جیغ میزدم ولی تو فقط با لبخندت که پر درد بود روم لبخندمیزدی میگفتی هیش اروم ولی صدات از ته چاه بود ! به زور بالا میومد! لعنتی اینا شده کابوس ! لعنتی نامرد اون روز جیغام بس نبود؟ چجوری تونستی چشاتو ببندی و بری تنهام بزاری؟ چجوری؟ ها؟ دستات و گذاشتی تو دستم داشتم میمردم! میفهمی! دستای همیشه گرمت سرد بود! زندگیم داشت بال بال میزد تو خیابون ! اخرین حرفت بم این بود که دوست دارم!?? الهی من فدای اون دستت بشم که میخاست صورتم و لمس کنه ولی از درد نمیتوست بالا بیاره! اخه نامرد چرا رفتی؟ برگرد دختر خوبی میشم! برگرد دیه اذیتت نمیکنم قول میدم! برگرد میام نازت میکنم! فقط برگرد!

عام همینقدر ساده!همینقدر دردناک!همینقدر نامرد!هـع!
عام همینقدر ساده!همینقدر دردناک!همینقدر نامرد!هـع!

میدونم نمیتونی برگردی ولی! منم نمیتونم زندگی کنم! همش تو یادتم یادت نره! خیلی دوست دارم و خواهم داشت! بدون که تو برام حکم زندگی و داشتی که گرفتیش! الان فقط میگذرونم!



این متن صرفا از خاطرات خدم نیس! یه بنده خدایی کلی گف!دلم خواست بنویسمش!همین تامام!)

۸
۴
by word   !)
by word !)
ع‍‌ال‍‌ز‍ای‍‌م‍‌ر ‍به‍‌ت‍‌ر‍ی‍‌ن ‍در‍م‍‌ان‍ہِ . !
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید