چرا تجربه‌ی توریست‌ها از کشورهای مختلف اینقدر با چیزی که از آمار انتظار داریم متفاوته؟

من اسم این مساله رو، #پارادوکس_توریست‌ها گذاشتم.

این روزا همه میدونن که کشور ما با مشکلات و سختی‌های زیادی روبه‌رو هست و آمارهای واضحی هست که مثلا سطح زندگی و رفاه در اینجا پایین‌تر از جایی مثل فنلانده.

بعد تو چنین وضعیتی، ایرانی‌هایی که سفر خارج داشتن و میان دائما از بدی‌های کشور مقصدشون میگن و اصولا مد شده هر جا میرن چهارتا ایراد میگیرن. مثلا طرف میره پاریس ازش می‌پرسی چطور بود، تنها چیزی که اشاره می‌کنه اینه که فلان قسمت شهر بوی بد می‌داد. یا اون یکی در فلان کشور اروپایی تحصیل می‌کنه و اون حکومت تقبل کرده صرفا چون وضع مالی دانشجوی مذکور بَده همه‌ی هزینه‌هاشو بپردازه. ولی ازش بپرسی شروع می‌کنه نالیدن از همه چیز.

بعد به طرز عجیبی برعکس این موارد، وقتی توریستای خارجی میان و باهاشون هم کلام می‌شید، اکثرا براتون میگن که تجربه‌ی سفرشون چقدر خوب بوده و فلان مکان رو چقدر دوست داشتن و ... . تو چشماشون می‌بینی که دارن از تعطیلاتشون لذت می‌برن.

راستی قضیه چیه؟ این سوال رو خیلی وقتا از خودم پرسیدم.

من فکر می‌کنم یه تصوری از نظر فرهنگی بین مردم ما هست، که فکر می‌کنیم اگر سخت‌گیرانه نگاه کنیم ارزش خودمونو بردیم بالا. مثلا اگر از فلان جزییات در مراسم عروسی فک و فامیل ایراد نگیریم انگار کلاسمون میاد پایین و باید حتما ثابت کنیم که استانداردامون بالاست.

همه‌ی اینا یاد منو به تکامل موجودات زنده میندازه. نگاه تکاملی میگه، اونی در نهایت بقای بیشتری پیدا می‌کنه که "سازگاری" بیشتری داشته باشه.

این موضوع سازگاری در زیست‌شناسی می‌تونه الهام بخش باشه برای ما. اگه رفتی یه جا تفریح کنی، اونجا نهایت استفاده رو ببر و ببین چه امکانات مثبتی می‌تونی پیدا کنی. باور کن نق زدن چیزی بهت اضافه نمی‌کنه. اگه رفتی یه جا کار کنی، ببین چطور می‌تونی بهتر کار کنی. خلاصه هر جا تو هر موقعیتی، اونی که دنبال این می‌گرده که چطور می‌تونه از شرایط موجود بهترین بهره رو ببره یه قدم جلوتره از اونی که وایساده کنار و نق می‌زنه تا اثبات کنه غرور داره و به کم راضی نیست.

ارادت!