اصحاب سبت هم عین مُرّ قانون عمل کردند!

«بعضی قانون را طوری عمل می‌کنند که اصحاب سبت عمل کردند! اصحاب سبت هم عین مُرّ قانون عمل کردند؛ یعنی خدا گفته بود روز شنبه ماهی نگیرید، اینها هم روز شنبه ماهی نگرفتند. بله؛ کار کوچکی کردند که آن هم رسماً منع نشده بود و آن، این بود که حفره‌هایی درست کردند، ماهیها داخل آن حفره‌ها آمدند، راه آن حفره‌ها را در روز شنبه بستند، تا ماهی نتواند برگردد! روز شنبه این کار را کردند، روز یکشنبه همان ماهیها را گرفتند! این، ظاهر قانون است. اگر شما نگاه کنید، این مثل همان کلاه شرعیهایی است که یک ربای سنگین کذایی را با یک شاخه‌نبات جابه‌جا می‌کردند! قانون بود، ظاهر شرع بود؛ اما امام بزرگوار رضوان‌اللَّه‌علیه که یک فقیه قوىِ آگاه به لبّ و روح دین بود، قبل از این که تشکیل حکومت بدهد، این را منع کرد. جزو فتاوی ایشان ــ که در دوران مبارزه، ما به آن فتوا افتخار می‌کردیم و همه جا هم نقل می‌نمودیم ــ منع حیل ربا بود. ایشان مطلقاً حیل ربا را منع کرد. شما آقایان، حیل قانون را هم منع کنید و جلوش را بگیرید.بعضی از شرکتها و بعضی از مجموعه‌های علی‌الظّاهر قانونی، حامل باطن اصحاب السّبتی هستند. مواظب باشید کسانی که می‌خواهند از قانون بگریزند، شما را به این دام نیندازند؛ نیایند شما را قانع کنند که این کار قانونی است.»(مقام معظم رهبری؛ 2 شهریور سال76)

اگر در مورد اصحاب سبت و کلاه شرعی بیشتر می خواهید بدانید ادامه را بخوانید:

ترجمه آیات 163 تا 167:سوره مبارکه اعراف:حکایت اصحاب سبت:

163ـ و از آنها درباره (سرگذشت) شهرى که در ساحل دریا بود بپرس! زمانى که آنها در روزهاى شنبه، تجاوز (و نافرمانى خدا) مى کردند؛ همان هنگام که ماهیانشان، روز شنبه (که روز تعطیل و استراحت و عبادت بود، بر سطح آب،) آشکار مى شدند؛ اما در غیر روز شنبه، به سراغ آنها نمى آمدند؛ این چنین آنها را به چیزى آزمایش کردیم که نافرمانى مى کردند!
164ـ و (یاد آور) هنگامى را که گروهى از آنها گفتند:«چرا جمعى (گنهکار) را اندرز مى دهید که سرانجام خداوند آنها را هلاک خواهد کرد، یا به عذاب شدیدى گرفتار خواهد ساخت»؟! گفتند: «براى اعتذار (و رفع مسئولیت) در پیشگاه پروردگار شماست؛ به علاوه شاید آنها (بپذیرند، و) تقوا پیشه کنند»!
165ـ اما هنگامى که تذکراتى را که به آنها داده شده بود فراموش کردند، (لحظه عذاب فرا رسید؛ و) نهى کنندگان از بدى را رهائى بخشیدیم؛ و کسانى را که ستم کردند، به خاطر نافرمانیشان به عذاب شدیدى گرفتار ساختیم.
166ـ (آرى،) هنگامى که در برابر آنچه از آن نهى شده بودند سرکشى کردند، به آنها گفتیم: «به شکل میمون هائى طرد شده در آئید»!
167ـ و (نیز به خاطر بیاور) هنگامى را که پروردگارت اعلام کرد: تا دامنه قیامت، کسى را بر آنها مسلط خواهد ساخت که همواره آنها را در عذاب سختى قرار دهد؛زیرا پروردگارت مجازاتش سریع،و (در عین حال، نسبت به توبه کاران) آمرزنده و مهربان است.

گر چه در آیات فوق، اشاره اى به حیله گرى اصحاب سبت در زمینه گناه نشده است،ولى بسیارى از مفسران در شرح این آیات اشاره به داستان کندن«حوضچه ها»و یا نصب «قلاب ها»در دریا در روز شنبه کرده اند، و در روایات اسلامى نیز این موضوع دیده مى شود.

بنابراین، مجازات و کیفر الهى که با شدت درباره این گروه جارى شد،نشان مى دهد:چهره واقعى گناه هرگز با دگرگون ساختن ظاهر آن و به اصطلاح کلاه شرعى درست کردن،دگرگون نمى گردد،حرام،حرام است،خواه صریحاً انجام گیرد،یا زیر لفافه هاى دروغین و عذرهاى واهى.

آنها که تصور مى کنند:گناه را مى توان با تغییر چهره صورى تبدیل به یک عمل مجاز کرد،در حقیقت خود را فریب مى دهند،و بدبختانه این کار در میان بعضى از بیخبرانى که خود را به دین منتسب مى کنند،فراوان دیده مى شود،و همان است که چهره مذهب را در نظر افراد،دورافتاده،سخت و بدنما کرده است.

عیب بزرگى که این عمل دارد ـ علاوه بر زشت نشان دادن چهره مذهب ـ این است که:گناه را در نظرها کوچک مى کند و از اهمیت آن مى کاهد و افراد را چنان جسور در برابر گناه مى سازد،که پس از انجام این گونه کارها کم کم آماده براى انجام گناهان به طور صریح و آشکار مى شوند.

در «نهج البلاغه» مى خوانیم که على(علیه السلام) از پیامبر(صلى الله علیه وآله)چنین نقل مى کند:
روزى فرا مى رسد که مردم به وسیله اموالشان آزمایش مى شوند، بر خدا منت مى گذارند که دیندارند، و در عین حال در انتظار رحمت اویند و از مجازات او خود را در امان مى بینند، و به دنبال آن مى افزاید: یسْتَحِلُّونَ حَرامَهُ بِالشُّبُهاتِ الْکاذِبَةِ وَ الأَهْواءِ السّاهِیةِ فَیسْتَحِلُّونَ الْخَمْرَ بِالنَّبِیذِ وَ السُّحْتَ بِالْهَدِیةِ وَ الرِّبا بِالْبَیعِ:
«حرام خدا را با شبهات دروغین و خیالات واهى حلال مى شمرند،شراب را تحت عنوان نبیذ(مقدارى خرما یا کشمش را در ظرفى که مقدارى آب در آن بود مى ریختند و چند روزى مى گذاشتند، و سپس مى نوشدند گر چه رسماً شراب نبود، ولى بر اثر گرمى هوا مواد قندى آن تبدیل به الکل خفیفى مى شد.)و رشوه را به عنوان هدیه (و حق و حساب) و ربا را به نام بیع، براى خود حلال مى پندارند».( «نهج البلاغه»، خطبه 156 )

انگیزه این گونه حیله ها، یا پوشیدن چهره زشت باطنى خود در افکار عمومى است، و یا فریب دادن وجدان و کسب آرامش کاذب درونى.

چه کسانی عذاب شدند؟

هر دو گروه(گنهکاران و ساکتان)مجازات شدند،ولی کیفر مسخ شدن، منحصر به گنهکاران بود؛زیرا مى فرماید:فَلَمّا عَتَوْا عَنْ ما نُهُوا عَنْهُ...:«هنگامى که در برابر آنچه نهى شده بودند سرکشى کردند...».ولى از طرفى از آیات فوق نیز استفاده مى شود که تنها اندرز دهندگان از مجازات رهائى یافتند؛زیرا مى فرماید: أَنْجَینَا الَّذِینَ ینْهَونَ عَنِ السُّوءِ:«آنها که نهى از منکر مى کردند را رهائى بخشیدیم»،از مضمون آیات می توان نتیجه گرفت که مجازات ساکتان نیز احتمالاً هلاکت و نابودى بوده است،هر چند گنهکاران نیز چند روزى پس از مسخ شدن ـ طبق روایات ـ هلاک شدند.

آیا تر و خشک با هم سوختند؟!

از آن سه گروه (گنهکاران، اندرزدهندگان و ساکتان) تنها گروه دوم از مجازات الهى مصون ماندند و به طورى که در روایات آمده است: آنها هنگامى که دیدند اندرزهایشان مؤثر واقع نمى شود ناراحت شدند و گفتند: ما از شهر بیرون مى رویم،شب هنگام به بیابان رفتند و اتفاقاً در همان شب کیفر الهى دامان دو گروه دیگر را گرفت. و اما این که: بعضى از مفسران احتمال داده اند تنها گروه گنهکار گرفتار عذاب شدند و ساکتان نیز رهائى یافتند با ظاهر آیات فوق به هیچ وجه سازگار نیست.پس این که می گویند تر و خشک با هم می سوزند،همیشه صحیح نیست.


در نوشتن این پست از مطالب خوب این وبلاگ ،زیاد استفاده شده است.


چنانچه وقت دارید چهار پست قبلی حقیر تحت عنوان«تاریخ بلغمی یا تاریخ تبری!-قسمت اوّل،قسمت دوّم و قسمت سوّم»و«این شجاعت و توکل و عشق به چه درد می‌خورد؟هیچ!»را هم بخوانید.البته چنانچه تاکنون نخوانده اید.یاعلی