تخم مرغ های ناکام(!)

تخم مرغ های ناکام،تخم مرغهایی هستند که هیچ وقت به سر منزل مقصود نمی رسن.تخم مرغهایی هستند که برخی از ما انسانهای خودخواهِ خرافی نه گذاشتیم قسمت مرغ زبون بسته بشه که روش بشینه و طعم مادر شدن رو بچشه و نه گذاشتیم نصیب شکم کسی بشه که از فرط گرسنگی پوست به استخون چسبونده.

با کسانی هستم که برای دفع چشم زخم،از پنجره ی خونه شون تخم مرغ به کوچه پرتاب می کنند.با کسانی هستم که وقتی یه ابوقراضه می خرن،چند تخم مرغ می زنن جلوش که یه وقت زبونم لال ابوشون چشم نخوره بره زیر تریلی!

اگر مسلمونی و عاقلی که بنا به حکم و قاعده ی«كُلُّ ما حَكَمَ بِهِ الْعَقْلُ حَكَمَ بِهِ الْشَّرْعُ »چون این کار هیچ جنبه ی عقلانی نداره،نباید این کار رو بکنی.چنانچه این قاعده رو نمی دونی یا می دونی ولی قبول نداری،اگه قال صادق(ع)،قال باقر(ع)برات مهمّه،بازم نباید این کار رو بکنی.

خوب اگه همه ی اینارم می دونی و بازم این کار رو می کنی که باید به حال تو و مسلمونی تو،خون گریه کرد.

مثلاً مسلمون!چقدر حدیث و روایت داریم که برای دفع شرّ و بلا،برو صدقه بده؟فقط سه موردش رو اینجا میارم:

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم:«صدقه هفتاد در از درهای شرّ را می بندد.»

امام صادق علیه السلام:«اگر هر صبح، صدقه دهید، خداوند شرّ و پلیدی آن روز را از شما دور می کند.»

امام باقر علیه السلام فرمود:«نیکی و صدقه، فقر را از بین می برد و عمر را زیاد می کند و جلوی هفتاد نوع مرگ بد را می‌گیرد.»

حالا شما اگه تونستی یه روایت بیار که برای جلوگیری از بلا،باید چند تا تخم مرغ درشت و تاریخ مصرف دار رو بزنیم زمین بشکونیم!

اگر مسلمون نیستی خوب عاقل که هستی یا نه؟ اگر دور از جون عاقل نیستی که حرفی نمی مونه.اگر عاقلی چه رابطه ی عقلانی بین شکستن تخم مرغ و دفع بلا پیدا کردی؟بگو تا مام بدونیم اینقدر عذاب نکشیم.این همه آدم گرسنه که چشمشون گود رفته رو نمی بینی؟این همه مردهای شرمنده ی شکم زن بچه رو نمی بینی؟چه عقل و وجدانی به تو می گه تخم مرغی که می تونه شکم گرسنه ای رو سیر کنه،بزنی نقش زمینش کنی.

دیگه ما عادت کردیم که هر چند وقت یه بار،توی کوچه مون،نعش چند تا تخم مرغ رو کف کوچه ببینیم.امّا در آخرین ورژن که چند روز پیش اتفاق افتاد یکی از همسایه ها که ماکسیما خریده بود یه بسته شش تایی تخم مرغ رو طی یک مراسم باشکوه زد جلوی ماشینش که چشم نخوره.این بنده های خدا از طرفدارای محیط زیست بودن،چون تخم مرغها رو بر عکس بقیه با همون بسته ش زده بودن زمین.وقتی مراسم استقبال و دفع چشم زخم رو به جا آوردن ،رفتن خونه.من که سر و صدای این مراسم به گوشم خرده بود، رفتم بیرون و با این بسته ی شش تایی تخم مرغ که همشون ذبح شده بودند،روبرو شدم.با نهایت تاثر و تالم، بسته ی تخم مرغ های شکسته رو آوردم خونه و ازشون عکس گرفتم.

و یه عکس هم از همین بسته ی تخم مرغ از نمایی که تاریخ تولیدش معلومه،سیزده مهرماه هزار و سیصد و نود شش و تا یکماه بعد از تاریخ تولیدشون،می شه ازشون استفاده کرد.احتمالاً طرف واسه این تخم مرغ تاریخ دار گرفته که مطمئن باشه دفع بلا می کنه و به نظرش تخم مرغ های بدون تاریخ،اثرشون نا معلومه و بگیر نگیر دارن!

یادم میاد توی دانشگاه یه استادی داشتیم که می گفت وقتی در خصوص یه اتفاق یا ماجرا،کاری از دستتون بر نمیومد،مستند سازی کنید.بلکه برای دیگران درس عبرت بشه.و برای اینکه منظورش رو خوب برسونه یه تصویر به ما نشون داد که چن نفر آتش نشان وقتی نتونسته بودن جلوی آتیش گرفتن یک ساختمون عظیم رو بگیرن،همگی جلوی اون ساختمون ایستاده بودند و یه عکس دسته جمعی با پس زمینه ی اون ساختمون سر تا پا آتیش گرفته بودن!




ممنون از شما که وقت گذاشتید و این مطلب رو خوندید.اگه دلتون خواست و و قت داشتین یه سری هم به پُست قبلیم که بیستمین قسمت از عکس داستانک هام توی ویرگوله،بزنید.خوشبختانه استقبال خوبی ازش شده.شمام اگه نخوندید،برید بخونید.از قافله عقب نمونید.

https://virgool.io/@J-M-S/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D9%82%D8%B3%D9%85%D8%AA-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1-%D9%86%D9%85%DB%8C-%D8%B4%D9%87-ck8zlvwygj1k