تضارب آرا...!

چند ماه پیش مطلبی در مورد پیرسینگ نوشتم.تحت عنوان"با خودم چه کار کنم،من رو می بینید؟!(18+)". همان موقع دوستانی بودند که با مطلب بنده مخالفت کردند و خیلی محترمانه نظر خودشان را نوشتند.این خیلی هم خوب است.این همان تضارب آرا است و حسن تضارب آرا در این است که نظرهای متفاوت در خصوص یک موضوع صادر گردد تا آن برداشت و نظری که به صحّت و درستی نزدیک تر است به دست آید.و حضرت علی علیه السلام چه نیکو فرمودند:

«اِضرِبُوا بعضَ الرأيِ ببعضٍ يَتَوَلَّدْ مِنهُ الصَّوابُ:رايزنى كنيد تا انديشه درست متولّد شود.»

می خواهم ماجرای جالبی را برای شما تعریف کنم پس کمی صبور باشید و با دقت بقیه مطلب را بخوانید قول می دهم پشیمان نشوید:

دوستی به نام Goyban Bahar -که اتفاقاً قلم خوبی هم داشت ولی متاسفانه مدتی است که در ویرگول نمی نویسد-نظر مخالف خود را اینگونه نوشت:

«این کار موافقان و مخالفان خودشو داره که مخالفانش هم خیلی زیادتر هستن،اما به نظر من دلیل نمیشه لازم باشه بخوایم با این کار مبارزه کنیم و مخصوصا مجازاتشون کنیم، بدن خودشونه و دوست دارن این کارو بکنن، و این کار هیچ آسیبی به من و شما نمیزنه، و مشخصا یه سریا از این چیزا استقبال میکنن که پای این کار ها هم وسط میاد، که نظرات اون دسته از دوستان هم محترمه»

در جواب نظر ایشان نوشتم:

در جایی از مطلب نوشته ام:«حالا مُد شدن آن ... یک طرف قضیه است، افراط و از آن ور بوم افتادن در آن مُد، طرف دیگر»من با اصل اینکار مخالفتی ندارم و با شما موافقم.خیلی از زن و بچه ماهم به شکل عرف همگانی و مسبوق به سابقه،گوش هایشان سوراخ است و گوشواره دارند و کسی هم به این قضیه خرده ای نمی گیرد.ولی متاسفانه ثابت شده که خیلی از مردم ما اگر به هر عرصه ای وارد شوند،از حد می گذرونند. این از حد گذروندنه خیلی بده.مثلاً در مورد همین تریاک یک زمانی در کشور ما و خیلی از کشورها فقط به عنوان یک داروی گیاهی مثل خیلی از داروهای گیاهی دیگر استفاده می شد ولی امروز کار رو به جایی رساندیم که خودتون بهتر از من می دونید.حالا شکّ نکنید این ماجرا هم همینه.»

دوست خوبم"آذرخش عزیزی"نظر خود را اینگونه نوشت:

« جل الخالق
این عکسا واقعیه؟؟ نکنه فتوشاپه!!! خوب این پسره که نمی تونه آب بخوره
خدا یه عقلی به اینا بده و یه پولی هم به من. حالا پولی به من نداد اشکال نداره
البته بقول دوستمون بدن خودشونه و هرکاری که می خوان می تونن بکن.اما خوب وقتی فرهنگ نباشه و بجای آپگرید شدن آدما، دانگرید بشن همین میشه...»

در جواب ایشان نوشتم:

« سلام دوست همیشه همراه
بله این عکس ها واقعیه.ولی این هم که بگیم بدن خودشونه و بی خیال بشیم هم به نظرم خیلی درست نیست. به نظرم اون بخشی از بدن خودشون که فقط خودشون می بینن رو می تونند هر کاری که خواستند باهاش بکنند.اینقدر سوراخ کنند که بشه توش گل کاشت!بی ادبیه اصلاً بذار جر بدن!ولی اون بخشی که بقیه مردم مجبورن ببینند چی؟می شه گفت باز هم بدن خودشونه؟و اجازه داد هر کاری که خواستند بکنند.می شه؟نباید یک کاری کرد.»

ولی همین امروز دوستی-که گویی به پیرسینگ کردن علاقه زیادی دارند-مطلب مذکور را خوانده بود و دو نظر بسیار متفاوت نوشته بود.یک نظر در پاسخ به کامنت دوست خوبم"آذرخش عزیزی":

« لطفا چرت و پرت نگو.من یک هفته هست نافم رو سوراخ کردم ن عفونت کرد ن درد داشت . گوشمم 6 سوراخ داره . میبینی که هنوز زنده ام پس لطفا نظر اشتباه نده .
پرسینگ اگه ازش مراقبت نکنی عفونت میکنه وقتی روزی دوبار با پنبه الکلی تمیز و تتراسایکلین بزنی روی زخم هیچ عفونتی نمیکنه . درضمن هیچ کس دولا راه نمیره با پرسینگ ناف حتی روز های هفته .
لطفا اطلاعات غلط به مردم ندین »

و یک نظر برای بنده:

«به نظر من کسایی که جانماز آب میکشن ترسو هستن از اونایی که خون میبینن غش میکنن دل این کارو ندارن بعد کسایی که این کارا رو میکنن میخوان مجازات کنن.
اگه دستت به جایی بنده بد نیست بری اختلاص کار های مملکت رو مجازات کنی.
اگه هم دستت به جایی بند نیست گوه اضافی نخور بچه.»

خواستم برای اوّلین بار به صورت عمدی،به این کامنت جوابی ندهم ولی پس از چند ساعت کلنجار رفتن با خودم بالاخره دقایقی پیش در جواب نظر ایشان نوشتم:

« سلام دوست عزیز
بنده یک جانماز دارم ولی متاسفانه از موقعی که خریدم وقت نکردم آن را آب بکشم!
بنده با دیدن خون غش نمی کنم.این را می توانید از کسانی که برای آنها حجامت کردم هم بپرسید!
من دلم خیلی گنده تر از این حرفهاست.حاضرم جانم را هم بدهم.امّا نه برای پیرسیگ،برای چیزهایی که به آن اعتقاد دارم.
اگر دستم به جایی بند بود شکّ نکنید اختلاس کارها را مجازات می کردم.ولی این دلیل نمی شد که به کسانی که سوراخ های خود را از حدّ مجاز،گذرانده اند کاری نداشته باشم.ولی متاسفانه یا خوشبختانه دستم به هیچ جا بند نیست.حتی به بند ساعت!
خیلی دوست داشتم برای خوشحالی شما هم که شده پیشنهاد مودبانه و خیرخواهانه شما را عملی کنم ولی شرمنده به خاطر مشکل معده این کار از عهده بنده ساخته نیست!
ممنون که وقت گذاشتید و به عنوان کسی که به پیرسینگ کردن عشق می ورزد،نظر خوبتان را با بنده در میان گذاشتید و ذهن تاریک بنده را روشن فرموده و از ابهام درآوردید.
نظر مودبانه(!)شما موجب شناخت بیشتر بنده از شخصیت کسانی که اهل پیرسینگ کردن هستند،شد.
بی نهایت از لطف جنابعالی سپاسگزارم.»

مطالبی که از اول هفته تا پیش از این مطلب نوشتم:(به ترتیب استقبال):

«خلّاق ها می توانند تنبل نباشند ولی تنبل ها،نمی توانند خلّاق نباشند!»

«هیچ کامنتی رو تا حالا بی جواب نگذاشتم!»

«علی علیه السلام را فقط ضربه شمشیر نکُشت!»

«در وادی تخیّلات!(قسمت سوّم:ابرها را سوراخ نکنیم!)»

«معرفی یک کتاب برای اُنس بیشتر با قرآن و ادبیات و...»

اگر خواستید به نوشته هایی هم که با تگ#حال خوبتو با من تقسیم کن#مشخص شده اند،سری بزنید.