ویرگول
ورودثبت نام
جریان روایت
جریان روایتاینجا روایت من از دنیای سینما و ادبیات رو می‌خونید.
جریان روایت
جریان روایت
خواندن ۳ دقیقه·۶ روز پیش

نقد و معرفی مینی‌ سریال Nine Bodies In Mexican Morgue: ایده‌ای جذاب با بیانی ضعیف

نه جسد در سردخانه مکزیکی Nine bodies in Mexican) morgue) مینی سریالی در ژانر جنایی-رازآلود و محصول کشور انگلستان در سال ۲۰۲۵ است که imdb به آن امتیاز ۶.۳ را داده است.

داستان با سقوط یک هواپیما در جنگل‌های مکزیک آغاز می‌شود، آغازی که به شدت شما را به یاد سریال گمشده (Lost) می‌اندازد. اما هرچقدر که داستان جلوتر می‌رود، متوجه می‌شوید که داستان آنقدرها هم روی بقا یا نجات یافتن از گرسنگی، بی‌آبی، حيوانات وحشی یا حتی مکانی که در آن سقوط کرده‌اند تمرکز ندارد بلکه ایده اصلی داستان -که بسیاری آن را اولین نقطه قوت سریال می‌دانند- قتل‌های سریالی و معمای معروف《قاتل در بین ماست》 است که به نظر می‌رسد نویسنده برای نوشتن آن از داستان‌های آگاتا کریستی الهام گرفته است.

ایده اصلی سریال و روایت غیرخطی سریال که شامل نمایش چند دقیقه از اتفاقات آینده و درواقع بعد از پیدا شدن نه جسد از افراد درون هواپیما، در ابتدای هر قسمت، از نقاط قوت سریال است اما به نظر می‌رسد سازندگان نتوانسته‌اند به خوبی از اجرای آن برآیند چرا که روند داستان نمی‌تواند مخاطب را آن‌طور که باید جذب کند. معماها مخاطب را درگیر نمی‌کنند، تعلیق‌ها او را برای ادامه تماشا نگه نمی‌دارند، شخصیت ها مخاطب را جذب نمی‌کنند و فضای داستان آنچه را که باید منتقل کند، نمی‌کند.

درواقع می‌توان گفت مخاطب باید روایت غیر جذاب و شخصیت‌های پرداخته نشده را تحمل کند تا به دو قسمت پایانی -می‌توان گفت بیشتر قسمت آخر- برسد. جایی که پاسخ معما و قاتل معلوم شده و تازه هیجان سریال آغاز میشود. جای تعجب دارد که Imdb قسمت آخر را ضعیف‌ترین قسمت سریال دانسته چرا که من فکر می‌کنم قسمت آخر تنها قسمت سریال است که می‌تواند کمی مخاطب را درگیر کند و برخی نیز گفته‌اند که می‌توان پایان‌بندی خوب را یکی از نقاط قوت این سریال دانست.

بزرگترین نقطه ضعف سریال شخصیت‌پردازی ضعیف است. شخصیت ها تقریباً تیپ‌های تکراری آشنا هستند: زوج تازه ازدواج کرده، پزشک سابق، زن منزوی و ... اما حتی به همین شخصیت‌های تکراری هم به خوبی پرداخته نشده. گذشته شخصیت‌ها در اکثر اوقات نه به عنوان زمینه‌ای برای درک بهتر اخلاق و ویژگی‌های آنها بلکه صرفاً به عنوان داستانی برای ایجاد تنوع و دیالوگ‌گویی بیان می‌شود. مخاطب چیزی از گذشته شخصیت‌ها نمی‌بیند و فقط آنها را از زبان شخصیت‌ها می‌شود و فضا و نحوه بیانشان هم به گونه‌ای نیست که مخاطب با آنها همراه شود. روابط بین شخصیت‌ها -چه روابطی که قبل از سقوط وجود داشته و چه آنهایی که بعد از سقوط شكل می‌گیرند- به قدر کافی مورد توجه قرار نگرفته‌اند که بتوانند آنها را باورپذیر و مخاطب را با خود همراه کند.

بازی بازیگران ضعیف نیست اما به دلیل همین شخصیت پردازی ضعیف، بازیگران نیز شخصیتی قابل توجه یا خاص برای ارائه نداشتند و به تبع نمی‌توان بازی‌های درخشانی را دید.

شاید این شخصیت‌‌پردازی ضعیف به دلیل کم بودن تعداد قسمت‌های سریال و زمان کم آن است؛ اما به هر حال به گونه‌ای است که به عنوان یک ضعف شاخص در سریال به چشم می‌آید.

یکی دیگر از ضعف‌های سریال که نقدهایی هم به آن وارد شده، عدم فضاسازی درست سریال است. جنگل‌های مکزیک که خود می‌توانست به یکی از عناصر مهم سریال تبدیل شود، صرفاً به عنوان پس‌زمینه به کار می‌روند. از طبیعت وحشی مکزیک تنها شاخ و برگ درختان و حیوانات قابل شکار دیده می‌شود؛ خبری از حیوانات خطرناک، حشرات موذی و تراکم بالای جنگل‌های مکزیک که باعث گم شدن انسان در آنها می‌شود نیست.

به طور خلاصه :

سریال نه جسد در سردخانه مکزیکی یک مینی سريال معمایی و رازآلود با شش قسمت است که با وجود ایده اولیه جذاب نتوانسته است آن‌طور که باید آن را به اجرا دربیاورد. با این حال نوع روایت غیرخطی، پایان‌بندی و قسمت آخر آن را می‌توان هیجان انگیز دانست. اگر وقت آزاد زیادی دارین و هیچ سریال جدیدی برای تماشا ندارین، این سریال به دلیل ایده و داستان خوبی که دارد ممکن است بتواند مورد مناسبی برای تماشای شما باشد.

سریالفیلممعرفی سریالمعرفی فیلممینی سریال
۰
۰
جریان روایت
جریان روایت
اینجا روایت من از دنیای سینما و ادبیات رو می‌خونید.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید