حوّایی سالم برای آدم پاک

آدم حوا را خیلی دوست داشت

حوا هم آدم را خیلی دوست داشت

آدم حوا را همین طوری دوست داشت

حوا هم آدم را همین طوری دوست داشت

اما الآن آدم ها حواها را همین طوری دوست ندارند

حواها هم آدم ها را همین طوری دوست ندارند

الآن یک حوا به آدم میگوید 

از شوهر کچل متنفرم! برو مو بکار

چقدر چاقی تو شوهر! برو بای پس معده کن

سنت بالا رفته غبغبت حالم را بهم میزند! لیپوساکشن غبغب کن

یک آدم به حوا میگوید

لب هایت اندازه کافی بزرگ نیست! این پول را بگیر پروتز لب کن

دماغت هم انگار زیادی بزرگ است! برو دماغت را سر بالا کن

سینه هایت هم سایزی که من میخواهم نیست! بیا برو پروتز سینه کن

همه ی این کارها را میکنند ولی هنوز آدم، حوا را و حوا، آدم را به قدر کافی دوست ندارد...

یک روز هم می آید که 

آدم، حوایِ خودش را رها میکند 

و حوا، آدمِ خودش را رها میکند

و دنبال آدم و حوای دیگری می افتند

عنوان را یک بار دیگر این طور بخوانید: هوایی سالم برای آدم پاک! فرهنگ مثل هوایی است که آدمی تنفس میکند.